بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ايراني / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Wednesday 11 January 2006   #46
min
تا زنده ایم رزمنده ایم
 
نشان min
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
مكان: ايران اسلامي
سن: 41
پاسخ‌ها: 5,125
ج: شهید مطهری : ((هيچكس)) بر خدا حق پيدا نمی‏كند

نقل قول:
در اصل توسط ابن سينا نوشته شده است
بسم رب الشهداء
جناب مين از اين كه علي رغم ميل باطنيتون موضوع بحث رو توضيح دادين خيلي ممنونم اما فكر كنم چند تا نكته رو بايد ياد آور بشم:
1- اين كه گفتين اين بحث بي فايده اس ؛ اگه منظورتون كلي اين بحثه كه اشتباه مي كنين چون يكي از بحث هاي مهم بين عدليه و اشاعره است كه ثمرات مهمي رو هم در ساير اعتقادات داره لذا شايد بي ثمر دونستن اين بحث ها به نظر پراگماتيك بياد!
اما اگر منظورتون اينه كه بحث با امير آقا بي فايده اس اون يه چيز ديگه اس.

2- اما تحقيق مطلب :
همون طور كه گفتم بين حرفاي شما تنافي وجود نداره ، حداقل بين حرف شما و فرمايش مرحوم شهيد مطهري ؛ چون شما مي خواين بگين كه اين عمل (وفاي به وعده ) بر خدا واجبه، خوب چه كسي اين رو واجب كرده چرا كه هر واجبي نياز به موجب داره يعني كسي كه اون عمل رو واجب كرده باشه كه لازمه اش اينه كه فوق اون شخص باشه خوب بالبداهه هم مي دونيم كه فوق خداوند شخصي نيست ( عجله نكنين ) اين اشكال رو اشاعره به متكلمين شيعه وارد مي كنن اما شيعه جواب مي ده كه فرق است ميان وجوب علي الله و وجوب من الله ؛ توضيح اين كه در اولي وجوبي از جانب مافوقي بر خدا واجب مي شه اما در دومي منظور اينه كه بر خدا واجب بودن يعني اين كه از ذات كامل جز فعل كامل سر نمي زند ، يعني محال است سربزند. يه جور ديگه بگم ذات كامل يعني خدا فعلي رو كه انجام مي ده مثل خودش كامله يعني نقص نداره و وفا نكردن به عهد نقصه كه در فعل خدا مثل خود خدا راه نداره .قديمي ها يه ضرب المثل دارن مي گه« از كوزه همان برون تراود كه در اوست» اين مطلب به لحاظ فلسفي هم ( منظورم فلسفه ارسطو است ) ثابت شده است يعني حرف كاملا حكميانه اي است ( البته فلاسفه اينجا يه اشكالي به متكلمين وارد مي كنن و حرف خودشون رو ثابت مي كنن كه فرق بين حق و استحقاق باشه كه مطلبي فراتر از اين مباحثه و طرح كردنش خيلي طول مي كشه هر كي طالبه مراجعه كنه به كتاب عدل الهي استاد ).
اما مطلبي رو كه استاد شهيد رضوان الله عليه مي فرمان مطلبي ديگراست كه ناظر به همون بحث حق و استحقاق است كه سطح خاص خودش رو داره شاهدش هم روايت معروفي است كه سني و شيعه تو كتاباشون آوردن:
«عن رسول الله صلي الله عليه و آله :وَ الذِي نفسي بيده ما من الناس احد يدخل الجنة بعمله ، قالوا و لا انت يا رسول الله ؟ قال : ولا أنا إلا أن يتغمدني الله برحمة منه و فضله »(بحار/7/11)
از رسول اكرم صلي الله عليه وآله : قسم به آن كه جانم در دست اوست هيچ يك از مردم به واسطه عملشان به بهشت نمي روند ! پرسيدند: حتي شما اي رسول خدا؟ فرمود: حتي من ! مگرآن كه خداوند مرا با رحمت و فضل خويش بپوشاند.
الهي هب لي كمال الانقطاع اليك
با سلام
از اينكه سخنان زيباي شما را خواندم مشعوف شدم
براي بنده در بحث شكست خوردن و پيروز شدن وجود ندارد مهم روشن شدن حقيقت است . لازمه اش هم آن است كه هر دو طرف دنبال حقيقت باشند .
آقا امير با وجود اينكه در آغاز بسيار منطقي و خوب شروع كرد اما تا آخر چنان نرفت- براي همين من از ادامه آن بحث منصرف شدم - حاضر نيستم در اينجا از علمايي مايه گذاشته شود كه ديگر نيستند تا از خود دفاع كنند .
باز از شما تشكر مي كنم به خاطر پاسخ زيبايتان
__________________

رهسپاریم با ولایت تا شهادت
min حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 11 January 2006   #47
niloofar_e Shem
عضو ثابت
 
نشان niloofar_e Shem
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2005
پاسخ‌ها: 266
ج: شهید مطهری : ((هيچكس)) بر خدا حق پيدا نمی‏كند

مین و ابن سینا

هر دوتا تون اشتباه کردید .
من نه زردشتی هستم و نه آن مقاله مال من است .
اتهام زدن که خرج ندارد .
آفرین بر هر دوی شما فرهیخته گان که امروز باعث خنده بر لبان من شدید .
نیلوفر شمیرانی



__________________
پاینده ایران

niloofar_e Shem حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 12 January 2006   #48
niloofar_e Shem
عضو ثابت
 
نشان niloofar_e Shem
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2005
پاسخ‌ها: 266
ج: شهید مطهری : ((هيچكس)) بر خدا حق پيدا نمی‏كند

نقد دينی خمينی و «خمينيزم"
شرط رهايی از اين مخمصه است

حسين ميرمبيني شنبه ۲۳ فروردين ۱۳۸۲


يكی از موضوعاتی كه هيچگاه از صفحه خاطرم زدوده نمی*شود مطلبی است كه در زير می*خوانيد: يادم هست كه روزی از روزهای نخستين «بهار آزادی" (سال ۱۳۵۹) مرحوم مرتضی مطهری در يكی از سخنرانی*هايش كه از راديوی «جمهوری اسلامی" پخش می*شد به مضامينی چنين اشاره می*كرد: «ما علما در خصوص فهم يكی از احاديث موثق نبوی هميشه دچار مشكل بوده*ايم. چراكه ما علما هيچگاه نمی*توانستيم بفهمم كه اين سخن پيامبر كه : «خورشيد اسلام از غرب طلوع خواهد كرد" يعنی چه؟ اين سئوال هميشه برای علمای اسلام مطرح بوده كه معنی اين سخن چيست؟ و چرا پيامبر چنين فرموده است؟ اين بود تا روزی كه حضرت آيت الله العظمی خمينی (سه تا صلوات) از پاريس با هواپيمای «ارفرانس" به ايران تشريف آوردند. آن روز تازه فهميدم كه مقصود پيامبر از آن سخن به چه معنا است". مقصود مطهری اين بود كه پيامبر اسلام با گفتن اينكه «خورشيد اسلام از غرب طلوع می*كند" در واقع از خيلی پيشتر به مقام عظيم ايشان (خمينی) پی برده و خواسته از ظهور او خبر بدهد. اين موضوع ، يعنی اين سخن مرتضی مطهری هيچگاه از خاطرم نمی*رود، چراكه من نيز پيشتر در مطالعات اسلامی*ام به اين سخن پيامبر كه «خورشيد اسلام از غرب طلوع خواهد كرد" برخورد كرده بودم. به همين خاطر وقتی شنيدم كه اين «عالم" بزرگ «جمهوی اسلامی" چگونه سخن پيامبر را سخيف معنی می*كند، بسيار تعجب كردم و نگران شدم.
من ، آن روزها گرچه جوانی سی ساله بودم ولی همانجا فهميدم كه اين جماعت قشری مذهب هرچند كه بسيار دانشمند و وجيه المله بنظر برسند، اما خدای اسلام را نمی*شناسند و ما با آنها بزودی به منجلاب بدبختی و فساد گرفتار خواهيم شد. اينك كه در آمريكا بسر می*برم و در اين كشور می*بينم كه چگونه بسياری از مردم برخلاف دستگاه رهبری سياسی آن به جنبشهای صلح جويانه و روحی (اسپريت چواليستی) رو آورده*اند و اشعار مولانا جلال الدين در اين كشور بيش از هر كتاب ديگری خواننده دارد، و درعين می*بينيم كه كار اسلام و مسلمانی در كشورهای خاورميانه عربی و ايران به چه منجلابی سقوط كرده ، به اين سخن پيامبر گرامی بيشتر پی ميبرم كه تا چه حد حكيمانه پيش بينی كرده كه اسلام از منطقه اشراق ظهورش يعنی آنجايی كه اغلب مردمانش جانی و ستمكارند كوچ خواهد كرد و ضمن پراكنده شدن در اقصا نقاط جهان نهايت به غرب می*رسد. در واقع پيامبر خبر از اين می*دهدكه شرق بدليل نادانی اكثر مردمانش سزاوار اشراق دوباره اسلام نخواهد بود، بلكه در آينده*های دورتر مردم متمدن مغرب زمين به حقانيت اسلام پی خواهند برد و نهايت تجلی پرتو صلح آميزش (عرفان اسلامی) در غرب طلوع خواهد كرد. ازاينرو معتقدم كه ما چيزی بنام «كشورهای اسلامی" و يا «دنيای اسلام" نداريم. مردمانی كه در اين منطقه جهان بسر می*برند چيزی از اسلام حكمت آموز و صلح آميز و دوستار بشريت نمی*دانند. تمامی انديشه*های شايع اين منطقه بنوعی به موضوع قدرت طلبی و آنچه بعدها توسط كسانی چون ابوبكر و عمر و عثمان بدعت شد و دين و حكومت را درهم مخلوط كردند، پيوند دارد. طرز فكری كه بعد از آنها توسط كسانی چون معاويه و اعقاب او، سپس خلفای بنی عباس و بعد از آنها توسط پادشاهان ظالم عثمانی و مغولی در منطقه پی گيری شد. از اينرو بود كه همه اين حكومتها به امپراتوری تبديل شدند و همه شان همان كاری را كردند كه پيشتر از آنها حكومت*های قدرت طلب پارسی ، يونانی و رومی می*كردند. درست مثل همين هدفهايی كه امروزه حكومتهای كشورهای صنعتی و امپراتوری*های اقتصادی دنبال می*كنند. منتها مشكل حكومتهای بعد از اسلام اين بود كه آنها بنام خدا و اسلام كه موضوعش به روح و صلح ارتباط دارد، هدفهای قدرت طلبی را دنبال می*كردند در حاليكه حكومتهای كشورهايی چون انگلستان و آمريكا سكولار*اند و به همين خاطر ظلمشان دينی نيست ، بلكه اقتصادی است و بيشتر در جهت دست يافتن به منافع بيشتر و توسعه طلبی است كه طبيعتا اغلب مردم بنوعی خواستار آنند و از روی رغبت بدان سمت و سو می*روند.
ادامه دارد ...


__________________
پاینده ایران

niloofar_e Shem حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 12 January 2006   #49
niloofar_e Shem
عضو ثابت
 
نشان niloofar_e Shem
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2005
پاسخ‌ها: 266
ج: شهید مطهری : ((هيچكس)) بر خدا حق پيدا نمی‏كند

امروزه اگر اوضاع «مسلمانان"، يعنی اين مردمی كه در منطقه خاورميانه يا ديگر جاهايی كه خود را «مسلمان" می*دانند، همگی خراب است از اينروست كه همه آنها قهرمانانی چون عمر و عثمان و معاويه و منصور و*هارون الرشيد پيش رو به الگو دارند، آنها گرچه امروزه صاحب دولت و كشور ديگری هستند اما اغلبشان آرزو دارند كه دوباره تحت لوا و سلطه*ی امپراتوری عثمانی و يا يكی از پادشاهان قدر قدرت بنی اميه و بنی عباس بر اروپا و آسيا غلبه كنند و به همان «دوران طلايی" ظلم و دشمنی (نوزايی و رنسانس) داشته باشند زهی ناداني!. از اينرو اغلب اين مردم پيرو ظالم و مفتون هر انسانی هستند كه قدرت طلب است. همين انگيزه است كه اينان را هرباره گرفتار دام قهرمان پروری كسانی چون جمال عبدالناصر و صدام حسين و «آيت الله" خمينی و اسامه بن لادن می*كند و از اينرو كه بيشترشان اهل گناه و دشمنی و توطئه و ظلمند، چنين است كه كارشان به ذلت و خواری كشيده شده است. اغلب ايشان يا مقلد روشهای جاهلانه آخوندی «شيعی"*اند كه دين و دولت را يكی می*دانند و يا از طرز تفكر حنفی اولی الامر حكومتی «سنت" پيروی می*كنند. به همين خاطراست كه آنها همگی به خواست و قانون الهی از دايره علم و تمدن بذلت و خواری خارج می*شوند. چنانكه آيه ٥٨ سوره بقره می*فرمايد: «از آنكه آنها خونريزند و ديگران را از ديارشان فراری می*دهند و اهل دسته بندی*اند كه به گناه و ظلم به حقوق همديگر تجاوز ميكنند، خدا آنها را چنين در زندگانی دنيا و آخرت خوار كرده و به آنچه می*كنند و غافل از (قانون) خدايند، پس بسوی بزرگترين عذابها رد می*شوند". اين مطلب عينا در تاريخ مذهب يهود تكرار شده چنانكه بعد از آنكه يهوديان ، مكتب انسان ساز و صلح جوی «شالوم" حضرت موسی را به دولت و حكومت تبديل كردند و ستمگرانه بر مردم حكمفرمايی كردند خداوند آنها را در دو نوبت يكی در زمان سلطه امپراتوری بابل بدست بخت النصر (۶۲۰ق م) و ديگر در زمان امپراتوری روم بدست امپراتور تايتس (۷۰م) نابود ساخت. «ديوار ندبه" كه امروزه يهوديان در برابرش سر پشيمانی تكان می*دهند باقی مانده خرابه*های معبد سليمان است كه در نوبت دوم بكلی بدست روميان نابود شد و تمامی ميراث موسی و پيامبران بنی اسراييل بتاراج رفت. سرتكانی يهود و اظهار پشيمانی آنها در درواقع بدين معناست كه آنها بعد از نابودی خانه خدا (هيكل) و بتاراج رفتن ميراث يهود، در بار دوم نابودی اش دريافتند كه نبايد دين و دولت را باهم ادغام كنند.
چيزی كه هنوز جماعت باصطلاح «اسلامی" بعد اين همه خرابی*ها و تلاشی*ها نتوانسته بفهمد كه نبايد اعتقادات آسمانی خود را به انديشه*های قدرت طلبانه زمينی آلوده كند. بنابراين بعيد نيست كه اينان با «هل من مبارزی" كه از انديشه*های قدرت طلبانه سكولار می*طلبند و آن*ها را با جهت گيری*های ناشيانه شان تحريك می*كنند، بزودی به سرنوشت يهوديان كه برای دوهزار و هفتصد سال به خواری و آوارگی افتادند، دچار شوند. (١) حقارتی كه جماعت باصطلاح مسيحی نيز بعداز دوران رنسانس بدان گرفتار شد اما بالاخره با نقد دستگاه كليسا توانست خود را از آن منجلاب نجات دهد.
جای بسی تاسف است كه امروزه جوامع باصطلاح اسلامی را خواب غفلت ربوده و نه مردم و نه آن خيل باصطلاح اسلام شناسان روشنفكرش و نه آن رهبران و مراجع تقليدش توانسته*اند به اين مطلب پی ببرند و اغلب شان بنوعی باسرايندگان «شعار مرگ بر آمريكا" و اينكه «آمريكا هيچ غلطی نمی*تواند بكند" همراهی كرده و می*كنند و حال كه بر مسند وزارت و وكالت حقيقت امر را فهميده*اند از اختلاف مضمون آوازها و سرودها در «چين و عراق" سخن می*گويند! (٢) متاسفانه در بين ما ايرانيان هنوز كسی براستی قد علم نكرده كه با اين بت بزرگ يعنی «آيت الله" خمينی ، ابراهيم وار در بيفتد و پيش از آنكه آمريكاييان عكسهای او و دارودسته اش را از در و ديوار ادارات پايتخت پايين بكشند، بتواند عملكرد وی را از جهت عقيدتی و دينی نقد كند. كسی كه با شعارهای بی*سر و ته اش با سرنوشت ٧٠ ميليون ايرانی بازی كرد و هزاران هزار جوان سرفراز ما را بكشتن داد و ميليونها ايرانی را در سراسر جهان پراكنده ساخت. كسی كه از يك طرف برای مقلدينش تفسير قرآن می*كرد و شعر «صوفيانه" می*سرود، اما برای آنان هرگز نگفت كه: «خدا بيزار است از آن مردمی كه خودی و غيرخودی می*كنند و بنام خدا همديگر را می*كشند و هموطنانشان را از ديار خودشان فراری می*دهند".(آيه ٨٥ سوره بقره)
اعلاميه اخير «آيت الله منتظری" كه اينروزها بعد از حمله آمريكا به عراق منتشر شد نيز حاكی از اين است كه وی با وجود همه آن سختی*هايی كه دوستان ستمگر سابقش بر او متحمل كردند، چيزی از ظلم دينی و حاكميت مذهبی نمی*داند و كماكان بر سر همان سخن نخستينش يعنی «ولايت فقيه" محكم باقی است. «ولايتی" كه اين جماعت باصطلاح «فقيه" چيزی از آن آگاهی ندارند و برای پيشبردش همواره به فكر و تخصص همه متخصصين بويژه متخصصين خارجی سكولار بی*دين و بی*اخلاق ، نيازمندند. آنچه را كه حضرت پيامبر گرامی اسلام در غدير خم در حجه الوداع به مردم سفارش كرد درواقع اتمام حجتی بود به مردم كه بعد از او دچار اختلاف عقيده و تعدد سليقه نشوند و به وضعی نيفتند كه امروزه افتاده*اند. بنابراين مقصود او از اينكه فرمود: «هركه را من مولا و رهبر او (در كار مسلمانی) هستم بعد از من علی مولای او است"، نه به اين معنی است كه پيامبر بخواهد بعد از خود خليفه و حاكم تعيين كند، بلكه بمعنی نشان دادن راه و راهنمايی كردن آنهايی است كه بعد از او گرفتار اختلاف عقيده می*شوند و نمی*توانند بين دين و دولت ، حقيقت را تشخيص دهند. درواقع پيامبر خطابش به آن دسته از كسانی بود كه آنها بخاطر مسلمانی و كار تزكيه نفس از او پيروی می*كردند، از اينرو به آنها گفت كه بعد او از علی پيروی كنند چراكه علی به كار دنيا و دولت علاقه مند نيست و «راه*های بهشت را از راههای زمين بيشتر می*داند". بنابراين اگر آنها می*خواهند كه روح خود را از آلودگی*های زمينی و خواسته*های نفسانی پاك كنند می*بايد از علی پيروی كنند. پيغمبری كه به مشيت الهی آنچنان بصيرت داشت كه گفت: «بعدها خورشيد اسلام از غرب طلوع خواهد كرد" آنقدر دانا بود كه بداند بعد از او مكتب مقدسش به دام مطامع قدرت طلبانی جانی و ظالم گرفتار خواهد شد و برای ساليان بسياری خورشيد حقيقت اسلام پشت كوههای نخوت و جهل مردمی متظاهر و رياكار پنهان خواهد ماند. مردمانی كه بروشنی روز به خدا دروغ می*بندند و به افتری خود را «مفتی" و «فقيه" و «آيت الله" و «حجت الاسلام" می*نامند و بزرگترين ظلمها را بنام خدا و اسلام روا می*دارند. مردمانی كه از روی نادانی و غفلت اغلب پيرو و مقلد اين ستمگرانی*اند كه تصور می*كنند خدا در خدمت كار آنها و در جهت اميال زشت قدرت طلبانه آنهاست. زهی ناداني! «يرودن الی اشد العذاب و ما الله بغافل عنا تعملون" با اين حسابهاست كه معتقديم حكومتهای دست نشانده سعودی و كويت و دولتهای ستمگری چون عراق و سوريه و اردن و حتا ايران كه به دروغ و افتری خود را شيعه می*نامد، همه وارث افكار عمرها و عثمانها و معاويه*ها هستند و چيزی از اسلام صلحجوی علی ابن ابی طالب در آنها وجود ندارد. از اينرو اگر ايرانيان مدعی مسلمانی*اند و خود را پيرو امامانی مبرا از قدرت طلبی می*دانند می*بايد خيلی زود به اين مطلب پی ببرند و بكوشند كه حكومت شان را از موضوع دين جدا سازند و آنرا تا پيش از تهاجم آمريكاييان به ايران از طريق يك همه پرسی عمومی بی*قيد و شرط به مسيری جاری سازند كه بر اساس ميثاق حقوق بشر و دموكراسی قرار گيرد. و الا «خدای قاصم الجبارين" ، به هر وسيله كه صلاح ببيند و در جهت تكامل تمدن و رشد جوامع انسانی باشد، ملاهای حاكم بر ايران را سرنگون خواهد ساخت. منتها به همانگونه كه در سرنگونی صدام شاهد بوديم ، می*بايد در ازای در هم كوبی جباران «جمهوری اسلامی" با روی باز، خواری و ذلت حضور سربازان آمريكايی و بمباران شهرهای مان را در ايران بپذيريم و دست آخر، دست آنها و عكس آقای بوش را چنانكه عراقيان بوسيدند، ببوسيم.!
من به عنوان يك انديشه ورز دينی ايرانی كه نگران سرنوشت هموطنانم هستم و در اين شرايط حساس خواستار منافع ملی مان هستم ، از همه انديشه ورزان گرامی (چه دينی و چه غير دينی) و دگرانديش تقاضا دارم كه بحثهای بی*نتيجه دشمن تراشانه و متفردانه كه امروز بر اثر حمله آمريكا به عراق پيش آمده ، و باعث شده كه ذهنيت ما را در جهتی تفكر برانگيز تحريك كند، حتی المقدور برای مدت زمانی كه ما در مسير اين تحول خروشان قرار داريم ، كنار بگذاريم و بجای هرچيز همه نيرو و فكرمان را در جهت يك هدف مشترك كه همان تن دادن «جمهوری اسلامی" است به يك همه پرسی بی*قيد شرط، كه در برگيرنده همه نظرات و خواسته*های طبقات مختلف جامعه ايرانی باشد ، متمركز كنيم. بعبارت روشن و ساده ، خانم جان! آقا جان! وقت اين حرفها نيست. چراكه مطمئنا بعد از اين غفلتها و اتلاف وقتها، در آينده هيچ كس از ما از چيزی كه بر سرش خواهد آمد، خوشحال و سرفراز نخواهد بود. بنابراين قبول بفرماييد كه اينك وقت اين حرفها نيست. شما اگر اهل خرد و دانش ايد، و اگر نگران سرنوشت مملكت تان هستيد، كاری كه شايسته اين زمان است بكنيد. بقول لسان الغيب:
«حافظ رسيد موسم گل ، معرفت مگو درياب نقد وقت و ز چون و چرا مپرس"

حسين ميرمبينی - پيك خبری ايرانيان (شمال كاليفرنيا)
__________________
پاینده ایران

niloofar_e Shem حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 12 January 2006   #50
min
تا زنده ایم رزمنده ایم
 
نشان min
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
مكان: ايران اسلامي
سن: 41
پاسخ‌ها: 5,125
ج: شهید مطهری : ((هيچكس)) بر خدا حق پيدا نمی‏كند

نقل قول:
در اصل توسط niloofar_e Shem نوشته شده است
مین و ابن سینا

هر دوتا تون اشتباه کردید .
من نه زردشتی هستم و نه آن مقاله مال من است .
اتهام زدن که خرج ندارد .
آفرین بر هر دوی شما فرهیخته گان که امروز باعث خنده بر لبان من شدید .
نیلوفر شمیرانی



فرقي نمي كند مقاله متعلق به چه كسي است .
شما بيان كننده آن هستيد پس با عقايد شما همخواني دارد .
هميشه بخندي
__________________

رهسپاریم با ولایت تا شهادت
min حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 12 January 2006   #51
niloofar_e Shem
عضو ثابت
 
نشان niloofar_e Shem
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2005
پاسخ‌ها: 266
ج: شهید مطهری : ((هيچكس)) بر خدا حق پيدا نمی‏كند

مین گرامی
آفرین بر این منطق علمی شما
یادم باشد در دادگاهی که شما قاضی هستید ، سکوت اختیار کنم .



__________________
پاینده ایران

niloofar_e Shem حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 12 January 2006   #52
ابن سينا
مهمان
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2006
پاسخ‌ها: 105
ج: شهید مطهری : ((هيچكس)) بر خدا حق پيدا نمی‏كند

نقل قول:
در اصل توسط niloofar_e Shem نوشته شده است
مین و ابن سینا


هر دوتا تون اشتباه کردید .
من نه زردشتی هستم و نه آن مقاله مال من است .
اتهام زدن که خرج ندارد .
آفرین بر هر دوی شما فرهیخته گان که امروز باعث خنده بر لبان من شدید .


نیلوفر شمیرانی



نيلوفر خانم بازم سلام
من در نوشته خودم گفته بودم احتمالاً شما زردشتي هستين و نگفتم حتماً ، به هر حال از اين كه مسلمان هستين و پيرو دين رسول اكرم خيلي خوشحالم( اگه دوباره نياين بگين من مسلمان هم نيستم و اتهام زدن كه خرج ندارد )
اما در مورد حرفي كه جناب مين زدند من هم موافقم و فكر هم مي كنم يك مطلب عقلايي باشه كه اگر چه مقاله از خودتون نيست ( كه البته من از اول متوجه هم شده بودم ) اما همين كه اون رو تأييد مي كنين نشانگر اين است كه پيرو اين فكر و خط مشي هستين ، گر چه شايد لازمه حرف هاي بي پايه و غير علمي اون نوشته رو متوجه نباشين، همون طور كه در مقاله اين حسين مير مبيني حرفهاي چرند و بي اساس زياده ، خيلي دلم مي خواد خودش رو ببينم و منطق خودش بهش بفهمونم چقدر قلمش اسير دلشه نه عقل و علمش، يه چشمه از اشتباه گنده اي رو كه متوجهش نيست بهتون بگم :
ساموئل هانتينگتون واضع پارادايم «برخودرد تمدنها » در يكي از سخنراني هايي كه در دانشگاه مك گيل كانادا مي كرد و مشغول شرح نظريه خودش بود به ابعاد به اصطلاح گسترده نظريه خودش اشاره مي كنه و مي گه در صورتي كه تمدن غرب (به ويژه كشور متبوعش يعني همون منشأ فساد) اين مسائل رو رعايت نكنه در برخورد تمدنها ، تمدن اسلام پيروز ميدان مي شه؛يكي از مسائلي كه مطرح مي كنه از گسيختگي نظام خانواده در غربه ( و باز هم به ويژه همون منشأ فساد) ، هانتينگتون مي گه اگر تا سال 2025 روند فروپاشي خانواده ادامه پيدا كنه و از اون طرف مهاجرت كشورهاي اسلامي آسيايي و آفريقايي رو به افزايش باشه يه تمدن( تمدن غرب ) بدون خونريزي در دراز مدت مي افته دست تمدن ديگه( كه همون تمدن اسلام باشه ) ( اگه جزوه «بررسي پنج نظريه در باب پايان مدرنيته »در اختيارتون هست حتماً ملاحظه بفرمايين) لذا كشورهايي مثل فرانسه و آلمان براي جلوگيري از اين قضيه مي خوان پله پله مانع حضور مسلمون ها در كشوراشون بشن كه گام اول رو گويا منع حجاب ديدن .
به هر حال مي خوام بگم كه تا چند وقت ديگه اين تمدن بسيار پرعظمت و با شكوه مي شه مثل تمدن فرعون كه فقط مقبره ازش باقي بمونه در مورد اون حديث هم بگم اولا با تمام ارادتي كه به مرحوم استاد دارم اما همون موقع هم كه من اين سخنراني رو مي خوندم ( حدود چهار پنج سال پيش ) اين انتقاد رو به شهيد وارد كردم كه اين حديث اعتبار چنداني نداره و قابل اعتماد نيست ، ثانياً خود شهيد در همون سخنراني به كشف بزرگ اين جناب ( مير مبيني) اشاره مي كنه و مي گه بعد از سلسله درسهاي فلسفه تطبيقي اسلام و غرب به اين نتيجه رسيدم كه « القسر لا يدوم » كه يه قاعده فلسفيه تو مايه هاي همون ضرب المثل معروف كه مي گه شنا كردن بر خلاف جريان آب دوام نمي آره.
من هم مثل جناب مين آرزو مي كنم هميشه بخندي.
والسلام علي من اتبع الهدي
ابن سينا حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 12 January 2006   #53
niloofar_e Shem
عضو ثابت
 
نشان niloofar_e Shem
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2005
پاسخ‌ها: 266
ج: شهید مطهری : ((هيچكس)) بر خدا حق پيدا نمی‏كند

گرامی

مسلمان هم نیستم .
مسئولیت هر نوشته ای با نویسنده آن است .
کسی را برای نقل قول کردن به محاکمه نمی کشند .
آیا وقتی که شما خبری را در قسمت اخبار درج می کنید،
مثلا ترور فردی را ، پاسخگوی آن ترور هستید و یا عمل خبر نگار !

آنچه من در این مدت کوتاه که در این سایت هستم بدستم آمده ،
اینکه تعداد انگشت شماری انسان متعصب ، طاقت آزادی اندیشه
را ندارند .

شانس آوردم که در این جامعه مجازی ، تنها میشود حرافی در قلم کرد،
وگر نه معلوم نبود که چه زمانی حکم تکفیرم به اجرا در می آید .

نه گرامی ،

اگر مسلمانی این است ، من به این آئین کافرم !

پاینده باشید

در ضمن جمله پاینده اسلام از بیخ غلط است ،
میشود گفت جاودان اسلام ،
اما پایندگی را در مورد اجسام ، جامدات و آنچه با دست قابل لمس است
بکار می برند . مانند خاک یک سرزمین !
__________________
پاینده ایران

niloofar_e Shem حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 12 January 2006   #54
ابن سينا
مهمان
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2006
پاسخ‌ها: 105
ج: شهید مطهری : ((هيچكس)) بر خدا حق پيدا نمی‏كند

بسم الله الر حمن الر حيم
نيلوفر خانم سلام
فكر كنم اين آخرين جوابي باشه كه به شما مي دم چون مي بينم كه ادامه اين بحث بي فايده اس.
اما چند تا نكته رو مي خوام بگم كه نگفته نمونه:
1-من اصلا در صدد اتهام زدن به غير مسلموني نيستم فقط گفتم نمي دونم از چه دين و مكتبي پيروي مي كنين.
2- راستشو بخواي غير از شما فكر كنم حدوداً 675 نفر ( آمار تخيليه ولي يه چيز تو همين مايه ها)
رو ديدم موقعي كه دستشون از استدلال كوتاه مي شه طرف مقابل رو متهم مي كنن به تعصب و كوري باطن و انديشه بسته و اين جور چيزا كه البته بي سابقه هم نيست تا انسان انسان بوده همين مسائل بوده ، سقراط حكيم هم كه براي سوفسطايي ها استدلال مي آورد وقتي سوفيست ها كم آوردند دست به دامن اتهام هايي از اين قبيل شدند ، يه ضرب المثل عاميانه هست كه اين جور جاها خيلي صدق مي كنه ، مي گه « آدما وقتي كم مي آرن سوت مي كشن» جسارت نباشه ولي صداي سوت شما گوش آدم رو اذيت مي كنه، آخه آدم حسابي دليل نداري مقابل استدلال، چرا متهم مي كني ؟!!!! اگه منظورت از آزادي انديشه اينه كه آدم بدون دليل بي قيد و بند باشه و هيچ اعتقاد صحيحي رو قبول نكنه آره آبجي ما هم به اين آزادي انديشه كافريم و اعلام برائت مي كنيم ، من نمي دونم سنت چقدره اما به اندازه صبحونه هايي كه تو عمرت خوردي مناظره كردم با آدم هايي كه جنابعالي مقابلشون عددي محسوب نمي شي ولي تا آخرش ايستادم توي سايت ايران كليك با آدم هايي بحث كردم كه اصلا واقعيت رو حتي منكر بودن كه شايد حتي اعتقاداتشون به گوشت هم نخورده باشه اما باز هم ايستادم چون به مكتب تشيع نه تقليداً بلكه تحقيقاً اعتقاد دارم و بارها فرياد استاد شهيد مطهري رو همه جا گفتم كه شما ملحد ترين ها رو بياريد تو دانشگاه تدريس كنن ما هم حرف اسلام رو مي زنيم حرف شيعه رو مي زنيم ، اون آزادي انديشه اي كه جناب عالي ازش دم مي زني ظاهرا فقط دو تا كلمه اس چون خود تو هم به اين مسأله عملا اعتقادي نداري دليلش بمونه كه خيلي فلسفيه شايد اگه ذكرش كنم دوباره متهممون كني كه خيلي متعصبي ( همون طور كه در مقابل دليل هاي بالا گفتي) ، خلاصه اين كه ما تا جايي كه تونستيم محترمانه و مؤدبانه جواباي شما رو داديم اگه به جواب دادن مي گي تعصب ما ديگه به شما جواب نمي ديم.
3- من با تجربه نسبتا مفصلي كه در بحث ها و گفت و گو ها دارم به اين نتيجه رسيدم كه غالب اشخاص يه مطلب رو اعتقاد خودشون قرار مي دن و بعد به هر قيمتي شده ازش دفاع مي كنن لذا خيلي جاها مي دونم كه بحث كردن بي فايده اس اما جواب مي دم چون مي دونم خيلي ها ديگه اين نوشته ها رو مي خونن فكر نكنن مكتب تشيع حرف براي گفتن نداره نخير مثل من كه از كوچك ترين شاگردهاي مطهري و مصباح هستن زياده كه اين حرف ها رو بي پاسخ نذاره .
4 - من هيچ جاي نوشته ام نداشتم كه پاينده اسلام اما بر فرض گفته باشم هيچ مشكل ادبي نداره و اين تفاوتي كه مي گي ظاهرا دليل درست درموني نداره .

الاسلام يعلو و لا يعلي عليه
ابن سينا حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 10:07AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.4
Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts