بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > اخبار و سياست

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو ارزيابي: ارزيابي گفتگو: 2 نظر , متوسط 3.00.
قديمي Wednesday 9 September 2009   #31
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 33,954
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

جنگ نرم و راه های مقابله با آن
تاکتیک های نرم در مبارزات مدرن آسیب شناسی








«دانشجویان افسران جوان جبهه مقابله با جنگ نرم هستند که ضمن دارابودن فکر، عمل و بصیرت، در صحنه نیز حضور دارند و با آزمودن صحنه، در چارچوب کارمی کنند، اما اساتید دانشگاه ها فرماندهان جبهه جنگ نرم هستند.»
اینها بخشی از بیانات مقام معظم رهبری است که اخیراً در جمع اساتید و رؤسای دانشگاه های کشور ایراد فرمودند.
امروز باتوجه به وسعت دنیای ارتباطات و فن آوری های اطلاعات وگسترش رسانه های اینترنتی و مجازی تهاجم کشورهای استکباری از حالت جنگ نظامی و سخت افزاری به جنگ نرم آن هم در ابعاد فرهنگی واعتقادی تغییرماهیت داده است.
با این حال باید اذعان داشت که در یک دهه اخیر سیل این تهاجمات گسترده غرب متوجه کشورمان بود. به گونه ای که جمهوری اسلامی ایران آماج حملات تهاجمی از نوع فرهنگی قرار گرفته و البته هوشیاری و آگاهی به موقع مردم اغلب تاکتیک ها و ترفندهای دشمنان و نقشه های شوم آنان را نقش بر آب کرده است. اما باتوجه به حساسیت هایی که در ایام پس از انتخابات و التهاباتی که توسط سران اغتشاش و آشوب به وجود آمد به خوبی نشان داد که دشمنان ایران اسلامی در جبهه جنگ نرم با تمام توان ایستاده اند و هرروز به توطئه ای پناه می برند،از این رو مردم، مسئولان و خصوصاً اقشار دانشگاهی و فرهیخته جامعه در برابر چنین حوادثی نقش و وظیفه ای مضاعف دارند و همچنان که رهبر فرزانه انقلاب تأکید نمودند قشر دانشجوی ایرانی در نقش افسران جوان در خط مقدم جبهه جنگ نرم دشمن قرار دارند و باید بیش از پیش مراقب مرزهای فرهنگی و ارزشی جامعه باشند و دشمن را در رسیدن به اهدافش ناکام گذارند.
در گزارش امروز و فردای کیهان به بررسی نقش دانشجویان و اساتید دانشگاه ها در جبهه جنگ نرم با دشمن خواهیم پرداخت.
● جنگ نرم و جنگ نظامی
اگر تا دیروز قدرت های استکباری برای تسلط بر سایر کشورهای جهان سوم ازطریق جنگ نظامی و لشکرکشی وارد عمل می شدند امروزه اما با ابزاری به نام «جنگ نرم» به دنبال سیطره بر جهان هستند.
دکتر محمدعلی سمنانی زاده، روانشناس و استاد دانشگاه در تبیین شاخصه های جنگ نرم و تفاوت آن با جنگ نظامی می گوید: «در جنگ نظامی شما کاملاً مواضع، ابزارآلات جنگی، نظرات نظامی و نحوه حمله و تاکتیک های دشمن را می بینید به گونه ای که حتی نفرات دشمن با هویتی مشخص و لباسی واحد در مقابل شما صف آرایی کرده اند اما در جنگ نرم شما هیچگونه مرزی را با دشمن نمی بینید، یعنی نه از تاکتیک های آنان باخبرید و نه از نوع و نحوه حمله اطلاع دارید و نه حتی نفرات آنان را به درستی می توانید تشخیص دهید، از همین رو پیروزی یا شکست در جنگ نرم به مراتب مهمتر و بسی دشوارتر از جنگ نظامی است.»
این استاد دانشگاه در ادامه تحلیل خود به استفاده دشمن از نیروهای خودی اشاره می کند و می گوید: «در جنگ نرم معمولاً دشمن از نیروهای خودی و وطنی استفاده می کند و با فریب دادن آنها، آنان را در برابر ارزش ها و دستاوردهای شناخته شده و قابل احترام جامعه قرار می دهد، به گونه ای که در این نبرد بی امان تشخیص خودی از غیرخودی بسیار دشوار است و باید افرادی برای حضور در خط مقدم این جبهه قرار بگیرند که کارشناس و خبره باشند و مراحل روانشناسی جنگ نرم را به خوبی بدانند.»
سمنانی زاده به اهمیت فرماندهان در جبهه جنگ نرم اشاره می کند و می گوید: «همچنان که اشاره کردم در جنگ نرم اغلب نیروها از نوع خودی هستند که بنابه دلایلی فریب خورده و به اردوگاه دشمن پیوسته اند، حال فرماندهی مقابله با چنین جنگی از حساسیت و ظرافت خاصی برخوردار است، چرا که از یک طرف فرماندهان این جبهه باید با شیوه های روانشناختی افرادی که ناخواسته در
خواب غفلت گرفتار شده و فریب دشمن خورده اند را از این خواب گران بیدار کنند و از آنان بخواهند تا در جبهه دشمن قرار نگیرند. از طرف دیگر هم فرماندهان این جبهه باید بسیار مراقب حمله و ضد حمله دشمن باشند تا مبادا خساراتی به ارزش های جامعه وارد آید، چون ضربه جنگ نرم مثل جنگ نظامی فقط ویرانی اماکن عمومی یا نظامی و کشته و مجروح شدن جمعی از مردم را به دنبال ندارد بلکه انهدام تمامی ستون های زیربنایی و ارزش های مهم کشور در دستور کار جنگ نرم قرار دارد و هر نوع خساراتی که از جانب حملات جنگ نرم به کشورها وارد آید قطعا یا جبران ناپذیر است و یا سال های سال طول خواهد کشید تا آن ضربات و زخم های به وجود آمده التیام یابد.»
این روانشناس از جنگ نرم به عنوان جنگ خودی با خودی به فرماندهی دشمن یاد می کند و می گوید: «بدون شک مرکز اصلی فرماندهی، هدایت و کنترل برنامه های ضربتی و حملات مختلف دشمن در جنگ نرم خارج از مرزهای جغرافیایی هر کشوری است، به گونه ای که شما هر چقدر در این جبهه می جنگید نمی توانید به دشمن ضربه ای وارد کنید چون دشمن فقط نقش کنترل از راه دور را بازی می کند و بازی گران این جنگ نیز عده ای فریب خورده ناآگاه خودی هستند که خواسته یا ناخواسته بازیچه دست دشمن شده اند.»
● تشکیل اتاق فکر دانشجویی
با توجه به جنگ نرم دشمنان علیه نظام اسلامی ایران ضرورت تشکیل اتاق فکر دانشجویی برای برنامه ریزی های راهبردی و ارایه راهکار در مقابله با دشمن امری مهم به حساب می آید.
«ناصر فرزان فر» قائم مقام فرهنگی جامعه اسلامی دانشجویان کل کشور در تحلیل سخنان اخیر رهبر معظم انقلاب به سرویس گزارش روز کیهان می گوید: «به نظر من سخنان مقام معظم رهبری بسیار دقیق و جامع بود، حال که حضرت آقا این بحث را مطرح فرمودند لازم است در دانشگاه ها اتاق های فکر دانشجویی را با هدف شیوه های مقابله با جنگ نرم طراحی و ترسیم کنیم و عملا دانشجویان را وارد مبارزه با توطئه های دشمن نماییم، چرا که رهبری هم دانشجویان را افسران جوان این میدان توصیف کردند و لازم است برای حضور در این میدان منسجم تر و همه جانبه تر وارد عرصه شد.»
این دانشجو می گوید: «در اتاق فکر دانشجویی باید هدف مورد نظر و جایگاه فعلی و نقش اصلی دانشجویان درنظر گرفته شود و درواقع باید در چنین اتاقی به ارایه راهکار بپردازیم، از طرفی هم این اتاق های فکر باید دارای یک محوریت واحد و مشخص هم باشند و نقش مدیریت این اتاق فکری را به خوبی ایفا کنند، یعنی مدیریت اتاق فکر فرهنگی را هم باید از جنس دانشجو انتخاب کرد و مسئولان در حد یک نظارت مختصر بر کار این اتاق فکر حضور داشته باشند و باقی کارها را به دانشجویان واگذار نمایند.»
فرزان فر در ادامه می گوید: «شاخصه اصلی حرف های یک جوان دانشجو صفا، صداقت و دوری از مجادله است و روحیه جوشنده و پژوهنده بسیار قوی و قدرت تحلیل بالایی دارد که اگر توسط مسئولان در جبهه جنگ نرم از نیرو و انرژی آنان استفاده کنند قطعا می توانند بسیار کارساز و موثر باشند.»
● آمادگی نخبگان جامعه
شاید یکی از مهمترین محورها در مقابله با جنگ نرم دشمن آمادگی جامعه برای مبارزه است، اما تجربه کشورهای دیگر از جمله گرجستان، قرقیزستان و... نشان داده که معمولا کشورهایی که آماج حملات نرم قرار می گیرند بعضا غافلگیر شده اند و در نبود یک مدیریت واحد بحران نتوانسته اند در مقابل سیل این تهاجم استقامت کنند و مغلوب حریف شده اند.
حمیدرضا مقدم فر، مدیرعامل خبرگزاری فارس در گفت وگو با سرویس گزارش کیهان در این باره می گوید: «در این مبحث مهمترین موضوع این است که باید در میان فعالان سیاسی، چهره های فرهنگی، نخبگان و فرهیختگان و دستگاه های فرهنگی و حتی قضایی آمادگی لازم برای مقابله با جنگ نرم وجود داشته باشد.»
مدیرعامل خبرگزاری فارس به مراحل شکل گیری جنگ نرم اشاره می کند و در ادامه می افزاید: «اصولا جنگ نرم به دو شکل به وجود می آید، ابتدا اعتبار و پشتیبانی خارجی و کشورهای استکباری غربی این موضوع را پایه ریزی و اهداف مشخصی را برنامه ریزی می کنند و درواقع هدایت و پیشبرد تمامی برنامه ها و اهداف اولیه از سوی خارج تأمین می شود، اما دومین مورد که به ایجاد جنگ نرم و گسترش آن کمک می کند بسترهایی است که در عرصه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی داخلی ایجاد می شود و در واقع این بسترها فرصت را به دشمن می دهد تا از آن ناحیه اهداف خود را پیش ببرند، به همین دلیل بنده معتقدم که برای مقابله با جنگ نرم باید از ابزارهای نرم استفاده کرد به بیان دیگر باید گفت که قطعاً مقابله با این جریان باید از جنس خود باشد.»
مقدم فر در پاسخ به این سؤال که آیا قوانین جاری جامعه پاسخگوی مقابله با این پدیده دنیای امروزی هست یا نه، می گوید: «متأسفانه تاکنون در قوانین جاری قضایی کشورمان کودتا از جنس سخت معرفی نشده و در محاکم قضایی تعریفی مشخص و واجد برای رفتارهای به اصطلاح نرم اعلام نشده و این موضوع به خودی خود می تواند در دراز مدت مشکلاتی را برای کشور به وجود آورد.»
مدیرعامل خبرگزاری فارس به حوادث اخیر پس از انتخابات ریاست جمهوری اشاره می کند و می گوید: «متأسفانه در حوادث اخیر به خوبی مشاهده کردیم که بعضی از دستگاه های قضایی، فرهنگی و امنیتی و حتی قوانین کنونی کشور ما آمادگی مقابله با این گونه ماجراها و اغتشاشات را در جبهه جنگ نرم دشمن ندارند و بعضاً غافلگیر می شوند.»
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 9 September 2009   #32
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 33,954
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

جین شارپ که اینک عمر خود را در سن ۸۱سالگی سپری می کند چندی پیش در گفتگویی اعلام کرد که آرزو دارد مدل کودتای مخملین یا رنگی در ایران تست و عملیاتی شود، بر همین اساس گفته می شود که از ۱۹۸ دستورالعملی که از سوی جین شارپ صادر شده در حوادث اخیر ایران نزدیک به ۱۰۰عنوان آن تست شده و شکست خورده است.
مدیرعامل خبرگزاری فارس در همین زمینه می گوید: «در ماهیت نوع رفتار دنیای غرب با کشورمان طی ۳دهه اخیر با چند مدل مبارزه روبرو بودیم. در دهه اول انقلاب جنگ نیمه سخت یعنی ترور و جنگ سخت را از طریق صدام به ما تحمیل کردند اما در رویکرد دوم که مبتنی بر مسائل منطقه ای و حوادثی است که اتفاق افتاده است به دیپلماسی عمومی روی آورده اند که از این دیپلماسی، جنگ نرم، قدرت نرم و هوشمند بیرون می آید و در واقع دشمنان تابلودار نظام با این مدل روبه روی ایران اسلام ایستادند.»
مقدم فر می گوید: «ما نیز باید اتاق های فکر را مهیا و تفکر و اندیشه نماییم تا راهکارهای درستی برای حضور همه جانبه در این میدان جنگ نرم بیابیم و از نظام و انقلاب و آرمان های اصیل و ارزشی جامعه حمایت کنیم.»
وی در توضیح بیشتر خود درباره جنگ نرم و کودتاهای مخملین می گوید: «در کودتای مخملی و یا آنچه که این روزها مشهود است درواقع اشغال خاصی صورت نمی گیرد بلکه افکار عمومی اشغال می شود.»
● نقش رسانه های گروهی
بدون شک رسانه ها در جنگ نرم در خط مقدم قرار دارند و به راحتی می توانند جریان های مهمی را هدایت و نظارت و کنترل نمایند و از طرفی هم خود جریان ساز باشند. بسیاری از کارشناسان معتقدند که با توجه به گستردگی دنیای ارتباطات، امروزه با جنگ رسانه ای نیز روبرو هستیم به شکلی که گفته می شود هر رسانه ای که قوی تر است می تواند در جهت دهی به افکار عمومی مردم مؤثر عمل کند. «احمدرضا نیازی» پژوهش گر مسائل اجتماعی و استاد دانشگاه می گوید: «در جنگ نرم «رسانه ها» ابزار بسیار قوی و کارآمدی محسوب می شوند اما متأسفانه باید اذعان داشت که در جنگ نرم رسانه ها اغلب در اختیار مراکز ثروت و قدرت هستند و هر آنچه که اربابان خود دیکته می کنند همان را منعکس می نمایند.»
این پژوهش گر مسائل اجتماعی به حوادث اخیر پس از انتخابات در کشورمان اشاره می کند و می گوید: «در همین جریان ها دیدیم که چقدر رسانه های خارجی و داخلی به جعل اخبار و آمار پرداختند، حتی برخی از تحرکات خیابانی نیز توسط رسانه های خارجی هدایت و طراحی می شد، از این رو باید نقش مهم رسانه ها در جبهه جنگ نرم را نادیده نگرفت، چراکه رسانه یکی از کاربردی ترین ابزارهای فرهنگی برای غلبه بر فکر و اندیشه مخاطب است و می تواند در کودتاهای مخملی، کودتاهای رنگین یا به اصطلاح جنگ نرم حرف اول را بزند.»
این استاد دانشگاه به تقویت زیرساخت های فرهنگی و تقویت رسانه ها برای مقابله با جنگ رسانه ای دنیای غرب اشاره می کند و معتقد است که باید به نقش رسانه به عنوان یک ابزار مهم و جریان ساز بیش از پیش اهمیت بدهیم و از طرفی هم قلم به دستان رسانه ای ما نیز باید نسبت به حساسیت های موجود آگاهتر باشند.
جنگ نرم که به تعبیری آن را جنگ فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اعتقادی می نامند یکی از چالش های پیش روی کشورهای در حال توسعه در سال های اخیر به شمار می رود که در این جبهه هوشیاری و بیداری توام با درایت نخبگان و اصحاب فکر و اندیشه جامعه حرف اول را می زند.
به بیان دیگر باید تاکید کرد که در زمان حاضر انجام جنگ های نظامی به آخر خط بازدهی رسیده و برای مستکبران غرب و شرق این موضوع به اثبات رسیده که برای تسلط بر کشورها، لشگرکشی و صرف هزینه های کلان نظامی دیگر پاسخگو نخواهد بود چرا که تجربه ثابت کرده هیچ قوم و ملتی از اشغالگر استقبال نخواهند کرد، از همین رو ساده ترین راه یعنی غلبه بر افکار و اندیشه های ملت ها را برگزیده اند تا با ایجاد جنگ های روحی و روانی بتوانند مردم را ضمن تهی نمودن از آرمان ها و ارزش های شناخته شده تاریخی و مواریث گرانبهای فرهنگی، وام دار فرهنگ و اندیشه های مبتذل و بعضا غیرقابل دفاع خود کنند و ضمن رخنه در عرصه های فرهنگی و اجتماعی، همچون موریانه ای به قطع ریشه های کهن تاریخی ملت ها بپردازند و حمله ای نرم و خاموش و بی صدا داشته باشند.
در جنگ نرم نخبگان بیش از سایرین در معرض تهدیدهای جدی دشمن و در خط مقدم این مبارزه آرام و بی صدا هستند.
با توجه به اهمیت دوچندان این مسئله است که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی با اشاره به
جنگ نرم عظیمی که دشمنان در مقابل ملت ایران و نظام اسلامی به راه انداخته اند، نخبگان فکری از جمله دانشجویان و اساتید دانشگاه ها را به هوشیاری و فعالیت مبتنی بر فکر و تدبر در این عرصه فرا خواندند و تاکید نمودند: «دانشجویان عزیز افسران جوان ایران و جمهوری اسلامی در جبهه مقابله با جنگ نرم دشمنان و جریان شیطانی متکی بر زور و تزویر و پول هستند ... در این منطقه بسیار حساس، جمهوری اسلامی با قدرت روز افزون خود در مقابل سلطه گران جهانی ایستاده است و طبعا شبکه بزرگ صهیونیستی، کمپانیهای جهانی و مراکز پولی که عرصه سیاسی آمریکا و اروپا را نیز هدایت و اداره می کنند قدرت عظیم ملت ایران و جمهوری اسلامی را دشمن می پندارند و با آن مقابله می کنند.»
● نگاه امیدوارانه و خوشبینانه به آینده
مقام معظم رهبری در دیدار اخیرشان با دانشجویان، نگاه امیدوارانه و خوشبینانه به آینده را باعث تقویت جبهه ملت ایران در مقابل جنگ نرم دشمنان دانستند و افزودند: «این خوشبینی، متکی بر تحلیل واقع بینانه است و جوانان عزیز دانشجو باید ضمن پرهیز از افراط و تفریط در برخورد با مسائل مختلف و با تکیه بر فکر و تدبر و تامل، به وظایف سنگین خود در پیشرفت علمی کشور و دفاع از ایران عزیز در مقابل جنگ نرم بیگانگان طمع ورز ادامه دهد.»
اما درباره توطئه های جنگ نرم دشمن در مقابل ایران اسلامی چه زمانی پایان خواهد یافت توصیه های حکیمانه رهبر معظم انقلاب قابل تامل است: «این توطئه ها تنها هنگامی پایان خواهد یافت که ایران به همت جوانانش از لحاظ علمی، اقتصادی و امنیتی به نقطه ای برسد که امکان آسیب رساندن به آن نزدیک به صفر شود و به همین علت است که بنده همیشه دانشگاه ها را به تولید علم و نهضت نرم افزاری فرا می خوانم چرا که برتری علمی را یک رکن امنیت بلندمدت کشور می دانم.»
حجت الاسلام والمسلمین محمدحسین نیک فال، کارشناس ارشد تبلیغ در حوزه علمیه قم و محقق و پژوهشگر در گفتگو با سرویس گزارش روز کیهان به تاریخچه جنگ نرم دشمن در مقابل جمهوری اسلامی ایران اشاره می کند و می گوید: «استکبار جهانی به ویژه آمریکا که از آن به عنوان شیطان بزرگ یاد می کنیم پس از آنکه متوجه شد با جنگ نظامی نمی تواند حرکت عظیم انقلاب اسلامی را سرکوب نماید در جبهه جنگ فرهنگی وارد شد و تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی را آغاز کرد و رهبر فرزانه انقلاب نیز با درایت و هوشیاری تمام در اوایل دهه هفتاد درباره این موضوع هشدارهای جدی دادند و به تفکیک و تبیین تهاجم نظامی و فرهنگی پرداختند.»
این نویسنده و پژوهشگر با اشاره به تفاوت تاکتیک های جنگ نرم در مقایسه با جنگ نظامی می گوید: «در جنگ نظامی مرز و مواضع دشمن کاملا مشخص است اما در جنگ نرم هیچگونه حد و مرزی وجود ندارد و دشمن به نوعی آماده است تا از هر فرصتی سوء استفاده کند.»
● شیوه های عملیاتی جنگ نرم
به عقیده کارشناسان و صاحب نظران سیاسی، شیوه های عملیاتی جنگ نرم بسیار وسیعتر و گسترده تر از جنگ نظامی است.
نیک فال در این باره می گوید: «یکی از شیوه های جنگ نرم توسعه بخش عملیاتی آفندی جنگ رسانه ای و گسترش هدفمند شبکه های ماهواره ای است، یعنی دشمن در این ترفند می خواهد حرف خودش را در چاردیواری خانه ما بیان کند. به عنوان نمونه در سال ۱۳۸۷حدود پنج میلیون و چهارصدهزار گیرنده ماهواره غیرمجاز در ایران وجود داشته است. از حدود ۱۷هزار وششصد و شصت و شش شبکه ماهواره ای جهانی بیش از سه هزار شبکه در ایران قابل دریافت بود که از این تعداد ۳۸۰ شبکه به موسیقی های مبتذل، ۷۴ شبکه به تبلیغات مد و لباس و لوازم آرایش های غربی، ۲۷۳ شبکه به تبلیغ ادیان ساختگی و ۲۳۵ شبکه به برنامه های مبتذل و غیراخلاقی اختصاص یافته بود و هر ساله نیز از سوی مجلس نمایندگان آمریکا ردیف بودجه ای به توسعه این شبکه ها اختصاص می یابد که اولین هدف این اقدام تداوم جنگ نرم علیه کشورمان می باشد.»
این نویسنده و پژوهشگر درباره وظایف نخبگان در برابر توطئه های جنگ نرم دشمن می گوید: «بدون شک در جنگ نرم دشمن، نخبگان کشورمان وظایف خطیری برعهده دارند از جمله آنها مشخص نمودن مرز خودی و غیرخودی، اطاعت محض از رهبری انقلاب اسلامی به عنوان دیده بانی امین و هوشمند و نهادینه نمودن فرهنگ واقع بینی و سطحی و هیجانی برخورد نکردن با مسائل جاری کشور است، امروز نخبگان جامعه اعم از دانشجویان، اساتید دانشگاهها، خبرنگاران، نویسندگان، روحانیون، طلاب و... باید با هوشیاری تمام به قضایا و حوادث سیاسی و فرهنگی بنگرند و پیشرفت ایران اسلامی از حیث علمی و اقتصادی و امنیتی را مد نظر قرار دهند و تحقق سند چشم انداز ۲۰ساله کشور به عنوان افق روشن آینده ای افتخارآمیز ببینند و نصایح حکیمانه مقام معظم رهبری را نیز جدی بگیرند.»
● نقش فرماندهان جبهه نرم
«فرماندهان این جبهه باید با شناخت مسائل کلان، شناسایی دشمن و کشف اهداف او، طراحی کلان انجام دهند و براساس این طراحی حرکت کنند، استادی که بتواند این نقش را ایفا کند استادی شایسته برای حال و آینده نظام جمهوری اسلامی خواهد بود.»
اینها توصیه های حکیمانه مقام معظم رهبری است که چند روز پیش در دیدار با نخبگان و اساتید دانشگاههای کشور بیان فرمودند.
محمدرضا ورجانی زاده، دانشجوی رشته حقوق در دانشگاه تهران به گزارشگر کیهان می گوید: «همچنان که رهبر معظم انقلاب هم فرمودند باید در دانشگاهها کرسی های آزاداندیشی برگزار شود و در فضایی دوستانه دانشجویان به تحلیل اوضاع فرهنگی و سیاسی بپردازند، چون گسترش و تداوم فضای تحلیل در دانشگاهها سبب می گردد تا دانشجویان به آسیب شناسی وقایع مهم کشور بپردازند قبل از آنکه آن وقایع خود به آسیبی برای جامعه مبدل گردد.»
این دانشجو به نقش مهم اساتید و مدیران دانشگاهها اشاره می کند و می گوید: «در این زمینه اساتید مراکز آموزشی نقش مهمی را در هدایت افکار دانشجویان به سمت واقعیت های موجود دارند.»
زهرا شمسی پور، از دانشجویان رشته کارشناسی مدیریت فرهنگی در دانشگاه جامع علمی کاربردی نیز به حوادث اخیر پس از انتخابات اشاره می کند و می گوید: «همین حوادث بعد از انتخابات سبب گردیده تا فضای کلاس ها در دانشگاه نیز تحت تاثیر قرار بگیرد و بحث ها و حتی جدل های مختلف و متعددی میان دانشجویان به وجود آمده که در این میان اساتید باید در هدایت و جهت دهی به افکار جوانان دانشجو نقش مهمی ایفا کنند، از همین رو ضرورت ایجاد کرسی های آزاداندیشی و فضاهای تحلیل و بحث و بررسی در خصوص حوادث مختلف کشور در دانشگاهها امری لازم و ضروری به نظر می رسد.»
ابراهیم فیاض، استاد علوم اجتماعی دانشگاه تهران نیز می گوید: «جنگ نرم براساس و چارچوب تئوریک شکل می گیرد و جنگ آینده جنگ دانشگاهها و جنگ مراکزی است که تئوری ها را تولید و بازتولید می کنند، لذا باید در فضای دانشگاهی به دنبال راه حل آن باشیم.»
این استاد دانشگاه در تبیین ضرورت های جنگ نرم با اشاره به ضرورت تئوری سازی و جهان شناسی در نگاه به گذشته، حال و آینده می گوید: «متاسفانه ما با ادبیات غرب آشنایی نداریم و فقط مقداری ترجمه و تصحیح های سطحی داریم که این بزرگترین مبحثی است که باید به آن بپردازیم، باید آثار جهانی و حتی ادیان اعم از بودا، هندو و... را بشناسیم، چرا که همه این ادیان در جنگ نرم نقش بازی کرده و مذاهب به حوزه های معرفتی و علمی یکدیگر هجوم برده و با هم درگیر می شود که البته همه نرم است.»
این استاد علوم اجتماعی با تاکید بر ایجاد هرچه سریعتر کرسی های آزاداندیشی در کشور می گوید: «آزاداندیشی در علوم اجتماعی اعم از ارتباطات و مردم شناسی بسیار مهم است و نوعی مقابله با جنگ نرم محسوب می شود.»
● هوشیاری مردم و بیداری نخبگان
حضور ۴۰میلیونی مردم در صحنه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و رای بالا به رئیس جمهور منتخب نشان داد که مردم دست دشمن را خوانده اند و در صیانت از اسلام و انقلاب همیشه در میدان حاضرند.
«علیرضا جوادی فر»، کارشناس مسائل سیاسی و استاد دانشگاه در تحلیل نقش مراکز آموزش عالی در جبهه جنگ نرم دشمن به گزارشگر کیهان می گوید: «هدف نهایی دشمن از جنگ نرم استحاله فکری و فرهنگی نخبگان و مردم جامعه است چون اگر مبانی فکری و اعتقادی مردم عوض شود به راحتی تسلیم فرهنگ غرب خواهند شد. به همین دلیل دانشگاهها نقش محوری و مرکزیت فرماندهی مقابله با این جنگ مدرن را برعهده دارند چون فرماندهی اصلی مبانی فکری و فرهنگی و شکل دهی به جریان های ارزشی جامعه از دل نهاد دانشگاه می جوشد و دانشجویان به تعبیر زیبای رهبر معظم انقلاب به عنوان افسران جوان و اساتید به عنوان فرماندهان این نبرد محسوب می شوند و از آنان انتظار می رود بیش از پیش به اهمیت وجودی فعالیت های خود بیندیشند و در کارزار جبهه جنگ نرم دشمن به وظایف خود به خوبی عمل نمایند و هدایت افکار عمومی جامعه را به سمت امید به آینده ای روشن و درخشان برعهده بگیرند.»
این تحلیلگر مسائل سیاسی در ادامه همین بحث می گوید: «استادی که مقاله ای را در رد یک نظریه غربی می نویسد یا دانشجویی که پایان نامه ای را در محکومیت سیاست های مداخله گرانه دنیای استکباری در منطقه خاورمیانه به رشته تحریر درمی آورد ناخودآگاه در خط مقدم این جبهه قرار گرفته، به همین دلیل باید این توصیه ارزشمند حضرت آیت الله خامنه ای مبنی بر تشکیل کرسی های آزاداندیشی در فضای دانشگاهها بسیار جدی گرفته شود و چنین کرسی هایی هرچه سریعتر در تمامی مراکز آموزش عالی دایر گردد.»
این استاد دانشگاه می گوید: «هوشیاری اساتید و دانشجویان به عنوان فرماندهان و افسران جوان در برابر ترفندهای مختلف دشمن در نبرد نرم به نوعی صیانت از حقوق ملت و تداوم نظام اسلامی محسوب می شود به گونه ای که هرچقدر در چنین مسائلی قشر دانشگاهی ما از بصیرت و آگاهی بیشتری برخوردار باشد و با جدیت در این میدان حاضر شود قطعا دشمن مایوس تر و ناامیدتر خواهد شد.»
برخی از دانشجویان و اساتید دانشگاه از وجود بعضی از قوانین دست و پاگیر در عرصه آموزش عالی کشورمان اظهار گلایه می کنند و برخی دیگر معتقدند که سازمان تعریف شده اداری و بسیاری از آیین نامه ها بر ضد خلاقیت و نوآوری تدوین شده اند و بازنگری در آنها با توجه به حساسیت های کنونی امری ضروری به حساب می آید.
با توجه به اینکه دولت دهم در آغاز راه فعالیت و خدمت قرار دارد جای این امیدواری است که وزیر جدید علوم، تحقیقات و فناوری کشورمان با توجه به سوابق ارزشمند گذشته ایشان
راه حل های مناسبی را ارائه و به رفع موانع موجود همت گمارند و با یک برنامه ای کارشناسانه و دقیق به آسیب شناسی قوانین موجود در نظام آموزش عالی بپردازند و به فکر گسترش فضاهای بحث و بررسی و تحلیل و کرسی های آزاداندیشی در دانشگاهها باشند.



ایرج نظافتی
روزنامه کیهان ( www.kayhannews.ir )
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 9 September 2009   #33
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 33,954
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

جنگ نرم اسرائيل به روايت يك مقام سابق موساد
يك مقام سابق موساد از شيوه بحران سازي اين سازمان جاسوسي براساس مدل «تئوري بازي» و استفاده از نتايج قابل پيش بيني آن خبر داد.


پايگاه اينترنتي فارن پاليسي ژورنال از قول مقام سابق موساد نوشت كه اسرائيل براي پيشبرد اهداف توسعه طلبانه خود در هر نقطه از دنيا جنگ و بحران هاي غيرمستقيم را برپا مي كند.
جف گيتس با اشاره به اينكه در سال 2005 جايزه نوبل اقتصاد به رابرت آومال رياضي دان يهودي (از موسسان دانشگاه هيبرو و كارشناس تئوري بازي) داده شده مي نويسد: طراحان و استراتژيست هاي اسرائيلي براي پاسخ به تحريكات يا بحران هاي طراحي شده، از مدل تئوري بازي استفاده مي كنند. با استفاده از الگوريتم هاي اين تئوري، پاسخ هاي احتمالي قابل پيش بيني مي شود. اكنون ايجاد جنگ با استفاده از فريب، يك اصل رياضي است. اين نوع برنامه ريزي تل آويو را قادر مي كند از تحريكات و بحران هايي كه اتفاق مي افتد براي اعمال نفوذ در كشورهاي مختلف استفاده كند، هدف چنين جنگي مي تواند يك فرد، يك شركت، يك دولت، اقتصاد يا فرهنگ خاصي مثل فرهنگ اسلام باشد. وقتي اين تحريكات به خوبي مدل سازي شوند عكس العمل مورد انتظار مي تواند به سلاحي براي اسرائيل تبديل شود.
به عنوان مثال يك تئوريسين ماهر بازي مي تواند پيش بيني كند كه در پاسخ به كشتار جمعي مانند واقعه 11 سپتامبر، آمريكا از ارتش خود براي انتقام گرفتن استفاده مي كند. اگر در مورد هدف از پيش تعيين شده، اطلاعات جعلي ايجاد شود الگوريتم تئوري بازي مي تواند نشان بدهد كه آن نيروها براي تجاوز به عراق هدايت مي شوند، نه براي اينكه انتقام واقعه يازده سپتامبر را بگيرند بلكه به اين دليل كه بتوانند اهداف توسعه طلبانه اسرائيل را به اجرا دربياورند براي اينكه اين تجاوز انجام شود بايد حقيقت را در مورد اينكه عراق نقشي در واقعه 11 سپتامبر نداشته تغيير داد تا نمايندگان مردم در دولت باور كنند كه عراق در اين واقعه دست داشته است. دردناك بودن واقعه براي مردم آمريكا باعث مي شود تحليل هاي منطقي را كنار بگذارند و بر اطلاعات غلط تكيه كنند.
فارين پاليسي افزود: عكس العمل قابل پيش بيني، شوك، غم و خشم، باور كردن اين اطلاعات غلط از سوي مردم آمريكا را كه عراق در حمله دست داشته است برايشان ساده تر مي كند. جا به جا كردن اطلاعات غلط با واقعيت كاري است كه اسرائيل، براي تحريك انجام مي دهد. براي اينكه اطلاعات غلط را به خورد مردم بدهند بايد ابتدا اذهان را آماده كنند. اين كاري است كه رسانه ها انجام مي دهند مثل يك خطر باور كردني (سلاح هاي كشتار جمعي عراق).
نويسنده فارين پاليسي، نمونه ديگر را ارائه اطلاعات غلط در برنامه انتقال دستور عمليات تروريستي از تريپولي به همه سفارتخانه هاي ليبي در دنيا عنوان كرد و نوشت: پس از انتشار اين خبر، دو سرباز آمريكايي در يك حمله تروريستي در يك ديسكوتك در برلين به قتل رسيدند. 10 روز بعد هواپيماهاي آمريكايي، انگليسي و آلماني 60 بمب را بر سر مردم ليبي ريختند.
اين پايگاه اينترنتي افزود: «در مدل سازي اسرائيل براساس تئوري بازي، هيچ يك از اصول اخلاقي رعايت نمي شود، تلاش براي تحريك هايي از اين دست كاملاً غيراخلاقي و غيرعادلانه است».
انتشار اين خبر درباره توسل اسرائيل به شيوه «ايجاد بحران از طريق دستكاري در اطلاعات» و «پيش بيني نتايج مورد توقع» براساس مدل تئوري بازي در حالي است كه سايت دبكا چندي پيش اعلام كرد در ناآرامي هاي پس از انتخابات اخير، عوامل اصلي آشوب ها براي سازماندهي ناآرامي از سايت هاي اينترنتي يوتيوب، فيس بوك، تويتر و فليك استفاده مي كردند و براي اولين بار در تاريخ، از اينترنت براي تحريك به براندازي استفاده شد...

رابرت گيتس وزير دفاع آمريكا دستور تقويت 15 هزار پايگاه اينترنتي را به رهبري كيث الكساندر سرپرست آژانس امنيت ملي آمريكا و ايجاد سامانه اي تا سال 2010 صادر كرده است. نبرد سايبري با ايران با توجه به تقابل هوشمندانه ايران موفقيت لازم را كسب نكرد.
حسنين هيكل روزنامه نگار و تحليل گر مصري هم تيرماه گذشته در گفت وگو با الجزيره اعلام كرده بود: فقط 2 روز مانده به انتخابات رياست جمهوري ايران 18 هزار پيام با موضوع تقلب و ضرورت اعتراض به آن در سرويس اينترنتي تويتر (Twitter) منتشر شد كه بعدها مشخص شد اين پيام ها از سوي كاربران اسرائيلي ارسال شده است. ايران به گونه اي كه انتظار نمي رفت مورد حمله قرار گرفت.
وي از تحركات عليه ايران در قبل و بعد از انتخابات به عنوان «جنگ بدون مرز» ياد كرد و گفت: هزاران سايت اينترنتي در روزهاي قبل از برگزاري انتخابات رياست جمهوري ايران فعال شدند و دست اندركاران اين سايت ها براي دستپاچه كردن نظام ايران وتحريك مردم به ابراز خشم از نتايج انتخابات اقدام كردند و منبع بسياري از اين سايت ها اسرائيل بود. سياست آمريكا تغيير نظام در ايران است و بدين منظور كنگره آمريكا 400 ميليون دلار اختصاص داد.
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 9 September 2009   #34
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 33,954
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

جنگ نرم را درك كنيم


سياست - محمدعلي بدري:

عماد افروغ، جامعه‌شناسي است كه اگرچه نام او پس از انتخابات مجلس هفتم به‌عنوان نماينده مردم تهران و رئيس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي شنيده شد اما او پيش و پس از نمايندگي، جامعه‌شناس بوده و اكنون عضو هيأت علمي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي است.اما آنچه از فهرست مسئوليت‌هاي او در دو دهه اخير در جريان نبرد علمي به چشم مي‌خورد، بحثي است كه به قلم او و با عنوان «‌گفت‌وگو ابزار يا گفتمان» نوشته شده است. افروغ در اين مكتوب، به نقد «عقل مفاهمه» هابرماس پرداخته است. اصولگرايان در مجلس هفتم نام افروغ را در فهرست خود آوردند اما او كه نقد درون‌گفتماني را ضرورت امروز كشور مي‌داند، پيش از انتخابات مجلس هشتم به همراهان اصولگرايش گفت كه نامزد مجلس نخواهد شد.
خودش مي‌خندد و مي‌گويد: شما با كسي صحبت مي‌كنيد كه دلش پر از درد است. حداقل قدرت‌طلبي به من نمي‌چسبد براي اينكه من خود را بازنشسته كرده‌ام. آنچه مي‌خوانيد گفت‌وگو با عماد‌افروغ‌ است؛ كسي كه در روزهاي رياست در كميسيون فرهنگي مجلس و در جريان يكي از مجادله‌هاي پارلماني، دچار حمله قلبي شد.
  • آقاي افروغ، در چند سخنراني اخير، رهبر انقلاب اسلامي، جنگ نرمي را تبيين كردند‌ كه در آن استادان، فرمانده و دانشجويان، افسران جنگ نرم‌اند. با توجه به اينكه ما حوادث تلخي را پشت سر گذاشته‌ايم كه به‌نظر مي‌رسد منشأ فكري متفاوت و متضادي در دو سوي اين حوادث وجود داشته و دارد، ايشان جنگ را در شأن گفتماني تبيين كردند؛ يعني چيزي غيراز صورت فيزيكي كه اخيرا اتفاقات تلخي را باعث شد. آيا سياستگذاران علمي كشور و متوليان كنوني دانشگاه‌ها بستر فكري و نرم‌افزاري مناسب را در فضاي فكري و دانشگاهي براي اين نبرد مهيا كرده‌اند؟
مقام معظم رهبري موضوع را از يك موضوع پادگاني خارج كردند و آن را به سمت يك موضوع علمي و نرم همراه با برخوردهاي فرهنگي‌تري با اين موضوع تبديل كردند. بايد با تهديد‌ها با جنس خودشان مقابله كرد. وقتي بحثي، يك سؤالي به‌صورت فكري مطرح مي‌شود، مواجهه‌‌هايش هم بايد فكري باشد. براي اينكه مواجهه فكري سامان بگيرد بستر مي‌خواهد، با بستر تمركز گرايي نمي‌شود مواجهه فكري كرد. با بستر بي‌اختيار بودن و آزادي عمل نداشتن و استقلال عمل نداشتن دانشگاه‌ها نمي‌شود مواجهه فكري كرد.
ما اين بستر را هنوز فراهم نكرده‌ايم. انقلاب با آن عظمت را به پيروزي رسانده‌ايم اما بسترها و سازوكارهاي تحقق ابعاد و وجوه فرهنگي، سياسي، اقتصادي آن هنوز فراهم نشده است.
اگر ما واقعا يك مقداري نرم‌تر با انقلاب اسلامي رفتار مي‌كرديم، امروز مواجهه نرم‌تر و بلكه تهاجم نرم‌تري هم با غرب داشتيم، و امروز اين ما بوديم كه تهاجم مي‌كرديم. اگر بياييم برخورد سياسي كنيم با مسائل، كه متأسفانه در كشور ما اين طور است، به قول يك نويسنده، در برخي كشورها همه‌چيز سياسي است جز سياست. يكي از مصاديقش ما هستيم. وقتي ما با همه چيز سياسي برخورد مي‌كنيم، حاصلش همين مي‌شود. كه ممكن است عده‌اي از اين بحث‌هاي خوب بهره‌برداري سياسي كنند، به قدرت برسند، و وقتي به قدرت رسيدند، برخورد سخت بكنند با مفاهيم نرم. با مفاهيم نرم بايد برخورد نرم كرد.
  • خب همين رفتار اقناعي را تعبير به مسامحه فكري و حتي عقب‌نشيني مي‌كنند.
بله، دوباره عليه من ننويسند كه مثلا ما نبايد در مقابل انقلاب‌هاي مخملي كوتاه بياييم. ببينيد، متمسكان به آراي فلسفي غرب دودسته‌اند. يك عده كه صرفا گرايش پيدا كردند، و قصد براندازي ندارند، و عده ديگري كه مي‌خواهند به وسيله اين انديشه‌ها براندازي كنند.
بله اگر ثابت شد كه عده‌اي قصد براندازي دارند و ارتباط و اتصال با بيگانه هم دارند، آنها را بگيريد و محاكمه كنيد. به حسب ميزان جرم‌شان مجازاتشان كنيد. كسي منكر اين نيست. اما فيلسوفي كه بحث فلسفي‌اش را مي‌كند، دانشگاهي‌اي كه بحث علمي‌اش را مي‌كند هيچ ارتباط و اتصالي هم ندارد با بيگانه، اين را كه نمي‌شود مصداق انقلاب مخملي دانست. ممكن است از آراي او بهره‌برداري هم بشود اما نقد او بايستي نقد عالمانه باشد. حساب اينها را بايد از هم جدا كرد.
  • چرا مي‌گوييد و چه شد كه از مسير اين ايده‌آل انقلاب اسلامي دور شديم؟
صورت مسئله دلالت بر اين مي‌كند كه – اگر نگويم نوعي پس‌روي، اگر نگويم نوعي وادادگي- حداقل مبتلاي نوعي اعتراف به كاستي‌ها و سستي‌ها در گذشته‌ايم.
بارها گفته‌ايم و نوشته‌ايم كه انقلاب اسلامي ايران يك بسته نرم افزاري است، يك صبغه پررنگ و پرملات و يك جوهر فرهنگي دارد. بايستي اين جوهر فرهنگي و اين بسته نرم‌افزارانه را خوب فهمش كرد، دركش كرد، و صادرش كرد.صدورش هم به معناي وجه سخت‌افزاري آن نيست، كه اصلا انقلاب سخت‌افزارانه نيست.
من در نخستين جلسه‌اي كه روساي كميسيون‌ها در مجلس هفتم با مقام معظم رهبري داشتند، خواسته شد كه اگر كسي صحبتي مي‌خواهد بكند، من كسب اجازه كردم، و آنجا محورهاي عمده طرح‌ها و تحقيقات كميسيون را شرح دادم. يكي از بحث‌هايي كه من مطرح كردم، تحت عنوان مقابله با تهاجم فرهنگي بود. بعد بلافاصله اضافه كردم، كه من چندان نسبتي با تهاجم فرهنگي ندارم. من معتقد هستم كه انقلاب اسلامي خود يك طرحي براي تهاجم است.وقتي شما تهاجم نمي‌كنيد، هجمه فرهنگي نمي‌كنيد، بايد منتظر باشيد كه از درون مرزهاي خودتان به مقابله با تهديدات غرب بپردازيد. چه تهديدات نرم‌افزارانه و چه تهديدات سخت‌افزارانه.
به تعبير حضرت امير عليه‌السلام: فوالله ما غُزيَ قَوم قطّ في عُقر دارهم إلا ذَلّوا، به خدا سوگند هر ملتي درون خانه‌اش مورد هجوم دشمن قرار گيرد حتما ذليل خواهد شد (خطبه 27 نهج‌البلاغه).چه كنيم كه در دستگاه‌هاي فرهنگي ما نفوذ كردند.
  • اين بسته نرم‌افزاري بايد قابل عرضه و صدور باشد؛ بلكه بايد در ساحت انديشه، امكان هجوم به دل توليدات نرم سياسي حريف را داشته باشد.
من در بحث آسيب‌شناسي فرهنگي هم در كتاب هويت ايراني و حقوق فرهنگي به تفصيل درباره تهديد نرم بحث كرده‌ام. بحث اين است كه ما نقاط قوت خودمان را خوب فهم نمي‌كنيم. من اشاره مي‌كنم به سه نقطه قوتي كه مربوط مي‌شود به وجه نرم انقلاب اسلامي:
يكي اينكه جمهوري اسلامي يك پاسخ تازه و نويي است به سؤال كهن مشروعيت. اينكه از چه كسي بايد اطاعت كرد سؤال كهني است. يك عده مي‌گفتند از كسي با ويژگي‌هايي كه فيلسوف‌شاهي افلاطون تداعي مي‌شود. يك عده هم بر چگونگي حكومت و شيوه حكومت و بر رضايت اصرار مي‌ورزيدند، كه خب اين پاسخ فلسفه سياسي مدرن است. اما پاسخ امام آميزه‌اي از اين دو مولفه مقبوليت و حقانيت است يعني اطاعت از كسي كه هم حقانيت داشته باشد، هم مورد قبول و رضايت عامه باشد، كه من الان وارد اين بحث نمي‌شوم. اين يكي از پيام‌هاي نرم ماست. يكي از پيام‌هاي جوهري انقلاب اسلامي براي بشر تشنه امروز است.
نكته دوم احياي خدا در ساحت خردورزي و دانش است. يعني توجه به اين بشود كه ما به‌دنبال يك خرد متصل به خدا مي‌گرديم. به‌دنبال خرد متصل به وحي مي‌گرديم. يعني ما عقل‌گرايي را بدون توجه به تكيه‌گاهي به نام خدا امكان‌پذير نمي‌دانيم. چه رسد به اينكه آن را مطلوب هم بدانيم. كه اين يك مبناي فلسفي هم دارد كه بين غايت و ذات و اصل يك رابطه وجود دارد. نمي‌شود عقل‌گرايي و اومانيسم را منهاي خداگرايي مطرح كرد.
و پيام سومي كه انقلاب اسلامي مطرح كرده و آن را مي‌توان فهم كرد و صادر كرد، احياي معنويت در ساحت روابط اجتماعي است.
اين سه پيام به‌طور خلاصه، در جوهر انقلاب اسلامي است و ما بايد اينها را صادر كنيم. بارها گفته‌ايم در كتاب انقلاب اسلامي و مباني بازتوليد آن نوشتيم كه رايزنان فرهنگي ما نبايستي باري به هرجهت حركت كنند. نبايد به هر قيمتي تلاش كنند كه باقي بمانند بدون اينكه اهداف بلند و متعالي انقلاب اسلامي را صادر كنند. يا بسنده كنند به حفظ چهارتا مراسم كه معمولا در جامعه جاافتاده است. مثلا عيد نوروزي را جشني برپا كنند و يا مثلا سفره افطاري را پهن كنند يا حتي مثلا جشن 22بهمن بگيرند بدون اينكه ذات و جوهر و انقلاب اسلامي را فهم كنند.
اگر ما خوب فهمش مي‌كرديم، در واقع به اين سؤال پاسخ مي‌داديم كه چرا انقلاب اسلامي در آن شرايط خاص جهاني پيروز مي‌شود؟ اين سؤال را ما از منظر جهان پاسخ بدهيم نه از منظر شرايط داخلي خودمان.
  • پاسخ اين سؤال را چه مي‌دهيد؟
من هميشه به اين سؤال اين طور پاسخ داده‌ام. جهان تشنه معنويت بود. جهان تشنه خردورزي متصل به خدا بود و انقلاب اسلامي پيام براي كل بشر بود. انقلاب اسلامي نجات‌بخش بشر بود.بنابراين اگر قرار است كه بحث نرم مطرح شود، اين بحث نرم پيوندي وثيق با نفس و جوهر انقلاب اسلامي دارد. اما وقتي كه فهم نشود، وقتي درك نشود، صرفا به وجه سخت‌افزارانه و تمدني آن اكتفا مي‌شود و وجه فكري و فرهنگي آن مورد غفلت قرار مي‌گيرد، غرب اين پيام را مي‌گيرد، و بعد عليه شما به كار مي‌گيرد و جنگ نرم عليه ما راه مي‌اندازد. اين جنگ نرم ترجماني از تهاجم فرهنگي، شبيخون فرهنگي و ناتوي فرهنگي است.
  • گاهي در پارادايم‌هاي بين‌المللي علوم سياسي متهم مي‌شويم كه اين پتانسيل فكري اساسا در جوهر انقلاب اسلامي وجود نداشته...
من متأسفم كه ما غيرمستقيم با برخي موضع‌گيري‌هاي‌مان، اعتراف مي‌كنيم كه در برابر جنگ نرم ناتوان بوده‌ايم.دربرابر جنگ نرم، نتوانستيم آن‌طور كه بايد و شايد مقاومت بكنيم. درحالي‌كه اصلا بحث مقاومت در برابر جنگ نرم نبود. ما خود مبدع جنگ نرم بوديم. اما درك نشد. چون ما از جوهره انقلاب اسلامي فاصله گرفتيم، و تمام تلاش‌مان اين شد كه به وجه تمدني متصوري سامان بدهيم، بيشتر به كميت رو بياوريم تا به كيفيت، نتيجه‌اش اين مي‌شود كه انواع و اقسام تعابير به كار گرفته مي‌شود، و وقتي نگاه مي‌كنيم مي‌بينيم كه هنوز اول راه هستيم.درحالي‌كه مي‌توانستيم مسيري را پشت سر بگذاريم، كه امروز بتوانيم مدعي شويم كه انقلاب اسلامي در وجه نرم‌افزاري آن صادر شده است و مورد چالش فيلسوفان عالم قرار گرفته است.
انقلاب اسلامي يك انقلاب بشري است و اين حق نخبگان عالم است كه انقلاب اسلامي را فهم كنند، و حتي آن را نقد كنند. براي اينكه اين انقلاب فقط مربوط به ايرانيان نيست و فقط مربوط به مسلمان‌ها نيست و جاي اين بحث‌ها هم در محافل علمي است؛ جاي اين بحث‌ها در محافل حوزوي و دانشگاهي است. يعني اگر مي‌خواهيم به وجه نرم‌افزاري انقلاب اسلامي سامان دهيم، ابتدا بايد اين مسائل را درك كنيم اين نياز‌ها را فهم كنيم، انقلاب اسلامي را درك كنيم. جهان كنوني بشر را بشناسيم، نياز بشر را فهم بكنيم، رصد كنيم، نظريه‌پردازي كنيم و در دستگاه خود بتوانيم پاسخي براي آنها پيداكنيم. امام در منشور روحانيت خطاب به حوزه مي‌فرمايند كه شايد جهان آتي تشنه اين باشد كه پاسخ خود را از شما حوزه‌هاي علميه بگيرد. شما آيا آمادگي اين پاسخ‌ها را داريد؟ و امروز حوزه علميه بايد به ما پاسخ دهد، كه آيا نيازهاي فكري بشر را رصد كرد؟ فهم كرد؟ دسته‌بندي كرد؟ نظريه پردازي كرد؟ ارائه راه‌حل كرد؟
ما كار نكرديم. چه كار كرديم با آنها كه مي‌خواستند در جبهه انقلاب اسلامي كار فكري و كار نرم‌افزاري بكنند. سال‌هاست هر جا مي‌رويم مي‌گوييم حوزه علميه، حوزه علميه، حوزه علميه. در همين همايش روشنفكري و حوزه عرض كردم، چرا حوزه علميه خودش را درك نمي‌كند، چرا عقبه تمدني و فرهنگي خودت را درك نمي‌كني، چرا براي فعاليت‌هاي علمي مي‌روي به دانشگاه چنگ مي‌زني و از دانشگاه اجازه مي‌گيري. از مسئولاني اجازه مي‌گيري كه واقعا وجه نرم‌افزاري علم را درك نكرده‌اند. فلسفه علم را نمي‌دانند، جامعه‌شناسي علم را نمي‌دانند.
اين را درباره وزير علوم مي‌گفتم. درخصوص وزيران قبلي هم مي‌گفتم. متأسفانه سياست‌هاي علمي و آموزشي ما سياست‌هايي نيستند كه ما را به اهداف متعالي مورد نظر امام نزديك كنند. در بهترين حال يك بام‌ودوهواست. نشود كه از روي غفلت و به‌صورتي فرافكنانه، مسئوليت‌هاي خود را فراموش كنيم و بعد در قالب عبارات و مفاهيم ديگري، به‌نحوي ناتوانايي‌ها و كاستي‌هاي خودمان را توجيه كنيم.
  • ببينيد آقاي افروغ، همين الان اگر بنده و شما برويم از در هر وزارتخانه‌اي كه عنوانش قرابتي با علم داشته باشد وارد شويم، يا از هر دانشگاه يا حوزه علميه‌اي –كوچك يا بزرگ- بپرسيم و بخواهيم كه مجموعه فعاليت‌هايشان را درباره مقابله با جنگ نرم و تقويت و انتقال مفاهيم انقلاب اسلامي، نشان بدهند، خروارها بروشور و گزارش و فصلنامه و سايت اينترنتي و مكتوبات و غيره تحويل مي‌دهند و مي‌گويند بيا! اين هم مبارزه فكري و محتوايي. و هيچ كس هم قائل به ناتواني و كاستي خود نيست. پس كجاي اين سيستم نشتي دارد كه آبي گرم نمي‌شود؟
يكي از مواردي كه باعث كند شدن مواجهه نرم مي‌شود، فرماليسم است. با فرماليسم نمي‌توان به جنگ نرم رفت و مقابله كرد. بايد در علم، محتوا اصالت پيدا كند. كيفيت و نوآوري و خلاقيت اصالت پيدا كند نه شكل. متاسفانه امروزه به نام توليد علم و با عنوان تبعيت از رهبري درباره فرمان توليد علم، درست خلاف اين امر، يك كميت‌گرايي و يك فرماليسم را حاكم كرده‌اند، و مرجعيت علم را به غرب داده‌اند. در عين حال توقع دارند كه دانشگاهيان ما بارور بشوند، با سيستم تمركزگرايي و با فرماليسم و با كميت‌گرايي نمي‌شود، به جنگ اين مفاهيم رفت، و ابداع نظريه كرد. من صرفا از جنگ سخن نمي‌گويم، از ابداع سخن مي‌گويم. از خلاقيت سخن به ميان آوردم. مي‌گويم بستر محتواگرايي را درخصوص علم و نسبت علم با فرهنگ و جامعه را فراهم كنيد تا آنگاه شاهد توليد علم باشيد نه صرفا مصرف‌كننده آن.
چون همه‌چيز سياسي مي‌شود چون همه‌چيز سياسي شده‌است و سياست از حد حكيمانه خود خارج شده است، اين باعث مي‌شود كه عده‌اي از سر دلسوزي نظريه‌پردازي كنند، عده‌ ديگري از آن بهره‌برداري كنند تا به قدرت برسند، وقتي به قدرت رسيدند، توجه به سازوكارهاي تحقق آن نداشته باشند و متأسفانه با شكل‌گرايي و كميت‌گرايي سر اين حرف‌هاي خوب را هم ذبح كنند يا مواجهه سخت‌افزارانه داشته باشند با بحث‌هاي نرم.
اگر شعارمان فرهنگي است بايد تن به ملزومات فرهنگي آن هم بدهيم. من مخالف دلالت‌هاي تمدني بحث‌هاي فكري نيستم. اما معتقدم كه نبايد خلطي صورت بگيرد. تاكيد بيش از حد بر وجه تمدني، ما را غافل مي‌كند از وجه فكري و فرهنگي. وجه فكري و فرهنگي را بايد سامان بدهيم و اجازه بدهيم كه خودبه‌خود دلالت‌هاي تمدني خود را پيدا كند و با اجبار و با تحميل و با دستورالعمل و با فرماليسم، نمي‌توان دلالت‌هاي تمدني يك فرهنگ غني را سامان بخشيد.
  • به لحاظ محتوا در جنگ نرم و جنگ فيزيكي، يك غرض وجود دارد. هر دو مبارزه است. چه برهاني اقامه مي‌كنيد براي اثبات اينكه نبايد از ابزار يكسان شان و يك جبهه مبارزه در جبهه ديگر آن استفاده كرد؟
جاي اين بحث‌ها، جاي نقد ديدگاه‌ها و آراي مختلف، كه ضديتي با نيازهاي بشر دارد، ضديتي با حقوق بشر دارد، ضديتي با انقلاب اسلامي دارد، در دادگاه‌ها نيست. جاي نقد علوم انساني غرب كه در دادگاه‌ها نيست، جاي آن در دانشگاه‌هاست.
از يك طرف از كيفيت مي‌گوييم، از خلاقيت مي‌گوييم، از نوآوري مي‌گوييم، از تبعيت از مقام معظم رهبري در امر به شكستن مرزهاي علمي رايج سخن به ميان مي‌آوريم اما از طرف ديگر مرجعيت علمي كشور را به غرب مي‌دهيم؛ اين شتر سواري دولا دولا است.
  • اگر غرب را مرجع علمي كشور بدانيم، خب اين همان دور شدن از ايده‌آل انقلاب اسلامي و بلكه عقب‌گرد از آن است. اما...واقعا مرجعيت علمي به دست غرب است؟ پس توليدكنندگان فكر و مباني نظري انقلاب كجايند؟
شما نگاه كنيد، وقتي استادي مي‌خواهد ارتقاي رتبه پيدا كند، مجبور است كه در ژورنال‌هاي خارجي مقاله بنويسد. جرياني كه امروز سياست‌گذاري علمي به دست‌شان افتاده، از يك طرف مي‌گويند مرزهاي علمي را مي‌شكنيم، از يك طرف سياست‌هاي‌شان عملا به سمت و سوي ديگري است. تا كي مي‌شود اين نقض غرض‌ها را تحمل كرد. تا كي از روشنفكران ملتزم به انقلاب مي‌توان توقع داشت كه باور كنند اين سياست‌هاي يك بام و دوهوا را؟ يك روزي كناره‌گيري مي‌كنند چون احساس مي‌كنند كه حداقل از حرف‌هاي‌شان سوءاستفاده مي‌شود. از اين حرف‌هاي خوب انقلابي عده‌اي استفاده مي‌كنند، به قدرت مي‌رسند، بعد تمام اين افراد و اشخاص را نابود مي‌كنند.
كساني آمدند ميدان، با اينها چالش مي‌كردند، با اينها مقابله مي‌كردند و اين چالش را يك چالش ضروري در عرصه فكري مي‌دانستند، و همواره فرياد ما اين بود كه نبايد در برابر شبهات و چالش‌ها و سؤال‌ها برخورد فيزيكي بشود. بلكه بايد برخورد فكري شود. كمااينكه قبل از انقلاب هم اين برخورد صورت مي‌گرفت. بزرگان ما فيلسوفان ما مثل علامه طباطبايي، مثل استاد شهيد مرتضي مطهري هيچ‌گاه مواجهه فيزيكي نمي‌كردند، مواجهه سخت‌افزارانه نمي‌كردند، مواجهه از سر قدرت نمي‌كردند و دل‌شان هم خوش نبود كه حالا چون قدرت در اختيار ماست ما اين را مي‌توانيم محكوم و منكوب كنيم. آدم‌هايي كه مي‌گذاريم در آموزش عالي علوم انساني نمي‌دانند، علم را نمي‌شناسند.
به تعبيري در علم و فناوري- در رشته خودشان- ممكن است تسلطي داشته باشند اما درباره علم و فناوري خود تخصصي ندارند. همين كساني كه امروزه تصميم‌گيرنده سياست‌هاي آموزشي ما شده‌اند، اين حرف‌ها را مي‌زنند اما عملا با تمام ولع‌شان به سمت غرب در حال حركت هستند، شعار ضدغرب مي‌دهند براي اينكه به قدرت برسند اما عملا همان سياست‌ها را به خورد دانشگاهيان مي‌دهند. چقدر بگوييم؟ در كتاب محتواگرايي و توليد علم، در چندين گفتار بيان كرده‌ام كه بايد رفت دنبال علم بومي، علمي كه ريشه در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد. علمي كه نسبتي با فرهنگ و جامعه داشته باشد. مخصوصا علوم انساني. اما كسي گوش نمي‌كند.
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 9 September 2009   #35
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 33,954
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )



آمريکا به دنبال اهداف جنگ نرم در ايران
كدخبر: ۳۴۱۳۸
تاريخ: ۰۶ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۴:۴۱

يک استاد دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران اظهار داشت: سه نهاد رسانه‏اي، ديپلماسي خارجي و سازمان اطلاعات مرکزي آمريکا (سيا)، اهداف جنگ نرم خود را در ايران جستجو مي‏کنند.

به گزارش ستاد خبري همايش عمليات رواني، دکتر ابراهيم متقي اظهار داشت: آمريکايي‏ها پس از ناکامي‏هاي پي‌درپي در خاورميانه، به فکر جايگزين کردن مؤلفه‏هاي «قدرت نرم» با «قدرت سخت» افتاده و بدين ترتيب، «جنگ نرم» را به جاي جنگ سخت عليه کشورهايي که با آنان تضاد منافع دارند، به راه‏انداخته‏اند.

عضو کميته علمي ‏همايش عمليات رواني «مهندسي و آينده پژوهي»، ايران را از کشورهايي دانست که آمريکا براي تحقق اهدافش در برابر آن، به استفاده از ابزار «جنگ نرم» روي آورده است.
اين استاد امور بين‎الملل تأکيد کرد: آمريکايي‏ها از سال 2002 با تقويت سه نهاد رسانه‏اي، ديپلماسي خارجي و سازمان اطلاعات مرکزي، اهداف جنگ نرم خود را در ايران جستجو مي‏کنند.

دکتر متقي، هدف اين نهادها از به کارگيري قدرت نرم در برابر ايران را اغوا و فريب افکار عمومي‏ جامعه ‏ايراني معرفي و اضافه کرد:‌ راه‏اندازي و حمايت از شبکه‏هاي ماهواره‏اي و اينترنتي، حمايت از گروه‏هاي ضد انقلاب و حمايت از برنامه‏هاي تخريبي و امنيتي عليه جمهوري اسلامي ‏ايران، نمونه‏هايي از جنگ نرم آمريکا عليه کشورمان است.

اين استاد دانشگاه، برگزاري همايش عمليات رواني مهندسي و آينده‏پژوهي را فرصت مناسبي براي واکاوي جنبه‏هاي مثبت و منفي عمليات رواني دانست و از استادان و دانشجويان دعوت کرد با حضور در بخش فراخوان مقالات اين همايش، امکان بررسي همه جانبه ‏اين موضوع را فراهم آورند.

گفتني است، همايش عمليات رواني «مهندسي و آينده پژوهي» با رويکردي نوگرايانه در سالي که از سوي مقام معظم رهبري به عنوان سال نوآوري و شکوفايي ناميده شده، از سوي معاونت فرهنگي و تبليغات دفاعي ستاد کل نيروهاي مسلح با مشارکت نخبگان علمي ‏و فرهنگي سازمان‏ها، نهادها و مراکز فرهنگي و دانشگاهي در اسفند ماه سال جاري برگزار خواهد شد.

__________________

آخرين ويرايش صبح ، Wednesday 9 September 2009 در 01:34PM.
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 9 September 2009   #36
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 33,954
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

جنگ نرم آمريکا عليه ايران؛ چيستي و چرايي...
نويسنده: محمدمهدي انصاري


“مارک پالمر” يکي از استراتژيست هاي معروف آمريکايي است که از او به عنوان يکي از نوآوران سياست خارجي ايالات متحده نام مي برند. پالمر در دولتهاي نيکسون، کارتر، ريگان و بوش در وزارت خارجه مشغول بوده و اکنون علاوه بر اينکه مدير دپارتمان تحقيقاتي “مرکز سياست خارجي سابان” در موسسه بروکينگز مي باشد، عضو “کميته خطر جاري” است که اخيرا و در پي تحولات پيش آمده پس از يازده سپتامبر 2001 گزارشي تحت عنوان “ايران- آمريکا، رهيافت جديد” را به نگارش درآورد. لازم به توضيح است کميته خطر جاري در اوج جنگ سرد و در دهه 1970 ميلادي و با مشارکت اساتيد برجسته علوم سياسي و مديران سابقه دار سازمان سيا و پنتاگون تاسيس شد و يکي از موفقيت آميزترين اقدامات در جريان رقابت دو ابر قدرت شرق و غرب طراحي و اجراي مراحل مختلف سناريوي فروپاشي ابرقدرت شرق از طريق “جنگ نرم” )Soft War( در سالهاي پاياني دهه 1980 بود. در آن مقطع و در پي اصلاحات گورباچف مبني بر ايجاد فضاي باز سياسي و تغيير در قوانين اقتصادي (پروسترويکا) اين کميته با منتفي دانستن جنگ سخت و رودر رو با اتحاد جماهير شوروي تنها راه به زانو درآوردن بلوک شرق را جنگ نرم و فروپاشي از درون معرفي کرد. سياستگذاران پنتاگون و سيا با سه راهبرد دکترين مهار، نبرد رسانه اي و ساماندهي نافرماني مدني اتحاد شوروي را به فروپاشي و شکست واداشتند.مارک پالمر نويسنده گزارش “ايران- آمريکا، رهيافت جديد” در استدلال خود صراحتا باايده تهاجم نظامي عليه جمهوري اسلامي ايران نيز مخالفت کرده و اعلام نموده ايران به لحاظ وسعت سرزميني، کميت جمعيت، کيفيت نيروي انساني، امکانات نظامي، منابع طبيعي سرشار و موقعيت جغرافيايي ممتاز در منطقه خاورميانه و هارتلند نظام بين الملل به قدرتي کم نظير تبديل شده که ديگر نمي توان با يورش نظامي و جنگ )Hard War( آن را سرنگون کرد بلکه تنها راه سرنگون سازي نظام جمهوري اسلامي پيگيري مکانيسم هاي جنگ نرم و استفاده از تکنيک هاي عمليات رواني تبليغاتي با استفاده از 3 تاکتيک دکترين مهار، نبرد رسانه اي و ساماندهي و پشتيباني از نافرماني مدني است. در پايان اين گزارش همچنين با منتفي دانستن هرگونه گفتگو و مذاکره مستقيم با مقامات ايراني آمده است: “گفتگو فقط حکومت ايران را تقويت و محکم مي کند و بايد از طريق انزوا و تقويت مخالفان داخل و خارج حکومت در جهت تغيير اين رژيم تلاش کرد.”اما به راستي جنگ نرم چيست و تکنيک ها و روشهاي اجرايي آن کدامند؟ و چرا مقامات کاخ سفيد براي اجراي آن عليه ايران وارد عمل شده اند؟...“جنگ نرم” در برابر “جنگ سرد” )Hard War( در حقيقت شامل هرگونه اقدام رواني و تبليغات رسانه اي است که “جامعه هدف” يا گروه هدف را نشانه مي گيرد و بدون درگيري نظامي و گشوده شدن آتش رقيب را به انفعال يا شکست وا مي دارد.
اصطلاح “جنگ رواني” خود مقوله مفصلي است و با شگردها و شيوه هاي متنوعي اجرا مي شود و بايد آن را يکي از اشکال و زير مجموعه هاي جنگ نرم دانست. جنگ رايانه اي و اينترنتي و راه اندازي شبکه هاي راديويي و تلويزيوني و... نيز اشکال ديگر جنگ نرم هستند. کليد خوردن جنگ نرم عليه ايران در مقطع فعلي را بايد ناشي از گسترش حس تنفر از آمريکا در جهان دانست که به نظر سران کاخ سفيد “ايران” مرکز اصلي ايجاد اين تنفر و گسترش آن است و در آمريکا براي مقابله با اين موج “نيروي واکنش سريع” تشکيل شده تا اولا به خنثي سازي نفوذ معنوي ايران در کشورهاي اسلامي و منطقه خاورميانه بپردازد و ثانيا با القاي خطرناک بودن ايران براي امنيت همسايگان اذهان عمومي از اقدامات و نقشه هاي ايالات متحده منحرف شود. ايالات متحده با 444 ميليارد دلارسرمايه گذاري درزمينه اطلاعات )IT( در رتبه نخست اين فناوري قرار دارد. بنابراين از بستر لازم براي راه اندازي جنگ مجازي (سايبر) عليه هر کشوري که در مغايرت با سياست ها و منافع آن باشد برخوردار است. جنگ نرم در پي از پاي درآوردن انديشه و تفکر جامعه هدف است تا حلقه هاي فکري و فرهنگي آن را سست کند و با بمباران خبري و تبليغاتي در نظام سياسي- اجتماعي حاکم تزلزل و بي ثباتي تزريق کند. پروژه “ناتوي فرهنگي” که چندي پيش مقام معظم رهبري آن را مورد تاکيد و توجه قرار دادند مشتمل بر خط تهاجمي دشمن و تلاش معاندان نظام براي ورود از عرصه هاي فرهنگي، هنري و رسانه اي است تا به سياه نمايي عليه ايران بپردازند. رويکرد اصلي ناتوي فرهنگي جنگ نرم و هدف اصلي آن فروپاشي علقه ها و پيوندهاي همگرايانه ملتي است که حدود سه دهه با تمام فشارها و کاستي ها، صبر و مدارا پيشه کرده و راه پيشرفت و مقاومت در برابر زورگويي وانحصارطلبي دشمنان را برگزيده است. آمريکا و جريان صهيونيسم بين الملل براي عملياتي ساختن جنگ نرم و ناتوي فرهنگي عليه جمهوري اسلامي ايران طي سالهاي گذشته و همچنين براي سالهاي آينده راهبردها و شيوه هاي زير را طراحي کرده اند:
الف- پيگيري پرونده هسته اي ايران و القاي غيرصلح آميز بودن اين فناوري و اينکه ايراني ها تلاش دارند بمب اتمي بسازند واين نه تنها براي امنيت و ثبات منطقه و جهان خطرناک است بلکه موجب تقويت جبهه تروريست ها و جريان بنيادگرايي افراطي در جهان خواهد شد.
ب- سرمايه گذاري در رسانه هاي ديداري و شنيداري، آژانس هاي تبليغاتي و خبري و کمپاني هاي فيلمسازي براي ارائه تصويري سياه و خطرناک از جمهوري اسلامي ايران براي افکار عمومي جهان که آخرين نمونه آن ساخت و پخش فيلم ضدايراني 300 بوده نمونه ديگري از اين اقدامات به شمار مي آيد. فيلم ديگري نيز تحت عنوان “فرار از تهران” توسط کمپاني برادران وارنر در حال توليد است.
ج- ايجاد فضاي رسانه اي درباره دخالت ايران در عراق، لبنان و... به عنوان “بزرگترين مدافع تروريسم” که به عوامل ناامني در اين کشورها تسليحات داده و آنها را آموزش نظامي مي دهد.
د- حمايت از اصلاح طلبان و ايده جنبش دموکراسي خواهي و مقوله حقوق بشر، حقوق زنان و دامن زدن به مطالبات صنفي و اجتماعي در جنبش دانشجويي، جنبش کارگري و اعتراضات معلمان و همچنين سازماندهي نارضايتي ها و نافرماني مدني از طريق مطبوعات و احزاب و...
هـ -راه اندازي سايت هاي اينترنتي و ارائه نرم افزارهاي جاسوسي به عوامل خود در داخل کشور تا ابعاد مختلف جنگ رسانه اي به شکل اثربخش تر طراحي واجرا شود.
و- تلاش براي تحليل مغرضانه از اوضاع داخلي و ايجاد فضاي وحشت زا و موهوم از احتمال بروز جنگ، آغاز دوره بحران اقتصادي و مشکلات عظيم ناشي از آن
ز- سوءاستفاده تبليغاتي از اجراي طرح هايي چون طرح امنيت اجتماعي به عنوان محدودکننده آزادي و حقوق زنان و نقش آزادي هاي مدني و اجتماعي
ح-ايجاد تقابل هاي سياسي بين سران ارشد نظام اسلامي و القاي اينکه جنگ قدرت در جمهوري اسلامي بين چند طيف در جريان است و نهايتا فلان طيف يا فلان گروه پيروز شده و يا شکست مي خورند.
نهايتا اينکه بايد گفت پازل رسانه اي آمريکا براي تحت فشار قراردادن ايران اسلامي طراحي شده و راهکار خنثي سازي و بي اثر کردن تلاش هاي دشمنان، ايجاد فضاي تک صدايي و همگرايي بين نيروهاي درون نظام و عمل به شعار “اتحاد ملي” (به عنوان رهيافت استراتژيک نظام اسلامي در سال 1386) مي باشد. افشاي حقايق و اوضاع داخلي آمريکا و نيز برملا کردن توطئه هاي غرب در خاورميانه و جهان اسلام و تقويت زمينه هاي انسجام ملي در زمره راهکارهايي هستند که مي توانند در ناکامي نقشه هاي مراکز استراتژي سازي دولت آمريکا در ايجاد جنگ نرم عليه ايران تاثيرگذار باشند.
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 9 September 2009   #37
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 33,954
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

مدیرعامل خبرگزاری فارس:نخبگان و فعالان سياسي براي مقابله با جنگ نرم آماده شوند/دستگاههای امنیتی ما هنوز آماده مقابله با تهدید نرم نیستند
مديرعامل خبرگزاري فارس با تاكيد بر طراحي‌ توطئه‌هاي جديد از سوي دشمنان نظام و انقلاب گفت: بايد در ميان نخبگان،فعالان سياسي و افراد فرهنگي و دستگاههاي مختلف آمادگي لازم براي مقابله با جنگ نرم وجود داشته باشد.

حمید رضا مقدم فر مديرعامل اين خبرگزاري در برنامه گفت‌وگوي ويژه شبكه دوم سيما روز چهارشنبه با موضوع " انقلاب رنگي؛ چارچوب مفهومي و اجراي آن " با اشاره به چگونگي شكل‌گيري انقلاب‌هاي مخملي گفت: آن‌چه كه امروزه با آن روبه رو هستيم خيلي تفاوتي با انقلاب‌ها و كودتاها ندارد. البته در رفتارها تفاوتهايي هست در كودتاي سخت زوايايي مثل اشغال نظامي كشور به كارگيري فرماندهان و نظاميان از درون كشور و احاطه و سلطه بر مردم يك كشور وجود دارد . در كودتاي نرم و كودتاي مخملين و آن‌چه اين روزها مشهور است در واقع اشغال صورت مي گيرد اما افكار عمومي اشغال مي‌شود. سربازان اشغالگر را رسانه‌ها تشكيل مي‌دهند.البته بين كودتا و انقلاب تفاوت‌هايي وجود دارد اما در نگاه خوشبينانه اين غلط مصطلح است زيرا انقلاب بايد يك خيزش عمومي از پايين به بالا ايجاد كند و باورها را تغيير دهد.

وي درباره مباني نظري و تئوري دشمنان درمقابله با نظام و انقلاب اسلامي گفت:تغيير ساختار حكومت‌ها برمبناي اثرگذاري به انديشه‌‌‌ها، افكار و باورهاي مردم مباني نظري آنهاست.يعني سه رويكرد مشخص در اين مباني ملاحضه مي‌شود بايد بسترهايي آماده شود در ميان نخبگان آنها بايد مهياي اين امر شوند . بعد از طريق رسانه‌ها بايد افكار عمومي مهيا شود و از طرفي پشتيباني و حمايت‌هاي خارجي مهم است.

وي با تاكيد بر نقش حمايت‌هاي خارجي از اين‌گونه رفتار‌ها گفت: قطعا بدون اعتبار و پشتيباني خارجي شكل نمي‌گيرد. البته بسترهاي اجتماعي سياسي فرهنگي داخلي نيز فرصت ايجاد مي‌كند.

مديرعامل خبرگزاري فارس درباره چگونگي مقابله با اين جريان غربي گفت: قطعا مقابله با اين جريان بايد از جنس خود باشد. بايد در ميان نخبگان ، فعالان سياسي و افراد فرهنگي و دستگاههاي مختلف آمادگي لازم وجود داشته باشد. مشكلي كه در حوادث اخير خود را نشان داد اين كه برخي دستگاههاي امنيتي ، قضايي و فرهنگي و حتي قوانين موضوعي و جاري ما آمادگي مقابله با اين گونه‌ ماجراها را ندارند و بعضا غافلگير مي‌شوند.يعني هنوز در قوانين قضائي به اصطلاح كودتا را از جنس سخت مي‌دانيم. در محاكم قضائي تعريفي براي رفتاربه اصطلاح نرم نشده است.اين مشكل وجود دارد. مثلا در بخش فرهنگي و نخبگان اين مشكل وجود دارد كه هنوز برخي باور ندارند و گرفتار اين گفتمان هستند كه آيا حوادث اخير انقلاب مخملي بود يا نه درگيرند. در اين ميان گاهي مباحثي مطرح و گفته ‌ميشود مثل اين‌كه انقلاب ما انقلاب مردمي است و پايه هاي قوي دارد و مدل انقلاب مخملين كه براي جين شارپ است كه در كتاب از ديكتاتوري تا دمكراسي طراحي كرده آن مدل براي نظام‌هاي ديكتاتوري است پس ما نبايد بگوييم كه اينجا انقلاب مخمليني صورت گرفت. يا بعضا گفته مي‌شود كه انقلاب‌هاي مخملين در كشورهاي ديگر در لايه هاي اجتماعي اعتراضات به سمت نهادهاي مدني مي‌روند مجلس را اشغال مي‌كنند يا نهادهاي عالي حكومتي اشغال مي‌شود. اما اين رفتار در اينجا اتفاق نيفتاده است. در پاسخ اين نظريه بايد گفت درست است كه نظام ما متكي بر مردم است و مردم باور دارند آن را و نظام ما نظام مستحكمي است اما منافاتي ندارد با اين كه دشمنان اعم از غربي‌ها و آمريكاييها چنين طراحي‌هايي را براي نظام ما كرده باشند حتي طراحي غير خردمندانه، دشمنان ما تاكنون حماقت‌‌هاي زيادي كرده‌اند و اين نيز يك نوع حماقت آنان است. اين‌ها اراده بر انقلاب مخملين داشته اند جين شارپ 81 ساله مدتي پيش مصاحبه كرد و گفت كه آرزو دارد اين مدل در ايران تست و عملياتي شود.

مقدم‌فر يادآور شد:اين الگو شايد در كشورهاي صربستان، كرجستان و قرقيزستان براي مدت كوتاهي موفق بوده است اما در ايران بالعكس در آغاز كار شكست‌ خورده است.البته جين شارپ 198 دستورالعمل صادر مي‌كند. در حوادث اخير ايران هم نزديك 100 عنوان تست شد و شكست خورد.

وي با اشاره به رفتارهاي غرب و آمريكا با پديده انقلاب اسلامي گفت: ما در ماهيت رفتار غرب با ايران در طي سه دهه با چند مدل روبه رو هستيم مدل اول انقلاب اسلامي پديده‌اي بود كه باعث شد ليبرال دمكراسي غرب به چالش كشيده شود و اساس و مباني آنها به ترديد افتاد دشمنان با ديپلماسي رسمي با انقلاب اسلامي مقابله كردند . در دهه اول انقلاب جنگ نيمه سخت يعني ترورها و جنگ سخت را از طريق صدام به ما تحميل كردند اما در رويكرد دوم كه مبتني بر مسائل منطقه اي و حوادثي است كه اخيرا اتفاق افتاده است به ديپلماسي عمومي روي كرده‌اند. در اين ديپلماسي جنگ نرم و قدرت نرم و هوشمند بيرون مي‌آيد، دشمنان با اين مدل روبه روي ايران قرار گرفته‌اند و مي‌دانند كه حركت سخت و مقابله‌هاي سخت و نيمه سخت نتيجه‌اي براي ايران ندارد. آنها بايد با ديپلماسي عمومي مقابله كنند.

اين كارشناس سياسي با اشاره به ماجراي 18 تير سال 78 گفت : دشمنان مدتها ست منتظر اجراي عمليات براي انقلاب مخملين بودند . در 18 تير سال 78 رفتارهايي تست شد كه نتيجه نداد اما آنان باز دنبال مي‌كنند. البته مانيز بايد اتاق‌هاي فكر را مهيا و تفكر و انديشه كنيم بايد براي حفظ نظام آماده باشيم آنها با شيوه‌هاي مختلف و مدل‌‌هاي مختلف در بستر ديپلماسي عمومي با ايران مقابله مي‌كنند.

مديرعامل خبرگزاري فارس با اشاره به نقش برخي سران در اغتشاشات اخير گفت: اساس اين جريان به عنوان كودتا يا انقلاب مخملي بر اين است كه از درون حاكميت و از ميان نخبگان نيروهاي خود را انتخاب كند. همچنان كه در سال 86 موسسه‌‌اي در دبي با پروژه‌اي به نام ايكس چنج آغاز كرد دختر ديك چني مسئول اين پروژه شد و كارهايي را براي تعامل و ارتباط با نخبگان ايراني انجام داد. اين موسسه از اصحاب رسانه آز پزشكان ، نخبگان و از اساتيد دعوت مي‌كردند و در كانون‌هاي آموزشي آموزش‌هايي بر مبناي اين كه چگونه مي‌توان ساختار حكوممت را با همين مدل تغيير داد و در مدل ديگر اين كه آنها را مستقيما به آمريكا اعزام مي كردند. جمع زيادي رفتند. اما نكته مهم اين كه در انتخاب و استيفاي اين افراد معيارهايي مانند جواني ،‌ موثر در نظام و نخبگي ، فرزندان نظام ، مرتبط با نهادهاي حكومتي و به اصطلاح آنان سفيد باشند يعني سابقه سؤسياسي نداشته باشند، در برخي موارد هم موفق شدند. در سال 86 پروژه را آغاز شد و تمام طراحي‌ها براي امروز بود و منتظر فرصت بودند. اين كودتا دو مبنا مي خواهد اول اين كه فرصتي براي آن ايجاد شود كه يكي از فرصت‌ها انتخابات بود و ديگري وجود و حضور رهبران بومي بود.

وي درباره عدم اطلاع يا آگاهي افراد نسبت به اين پروژه تاكيد كرد: تصور من اين است كه در حوادث اخير گروهي از بازداشت‌شدگان نمي‌دانستند كه در چه پازلي قرار گرفته‌اند. البته برخي از افرادي كه در بدنه اين مسائل بودند در اوائل كار ، اواسط كار يا اكنون از مسير بازگشته‌اند اما برخي هنوز متوجه نيستند.

مقدم‌فر در پايان اين گفـت‌وگو نسخه و داروي مؤثر در مواجهه با اين ماجرا را تاسي به فرمايشات مقام معظم رهبري دانست و گفت:آن گونه كه رهبر انقلاب فرموده‌اند بايد بصيرت و معرفت سياسي و بينش داشت. متاسفانه نخبگان دچار بي‌بصيرتي شدند. بصيرت يعني درك ژرف و فهم عميق از ماجرا. بنابراين نخبگان و فعالان سياسي و فرهنگي بايد بدون علقه‌هاي نفساني و شخصي بصيرت را بيابند. البته وظيفه دستگاه امنيتي و فرهنگي خيلي سخت است.
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 9 September 2009   #38
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 33,954
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

جنگ نرم، از توهم تا واقعيت

علي افسري


واژه "جنگ نرم" از آن جمله کلماتي است که مقام معظم رهبري با تاکيد ويژه، اقدام به پر رنگ نمودن آن در فرهنگ سياسي امروز جامعه نموده اند. لزوم توجه به فرمايشات حضرت آقا و رهنمودهاي کارگشا و روشنگرانه ايشان، بايد ما را بر آن دارد تا بدون فوت وقت و با تکيه بر کليه توانمنديهاي رسانه اي ،انديشه اي، مردمي و تکنولوژيکي وارد عرصه جهاد و مبارزه شويم و به قول يکي از دوستان به جاي واکاويهاي تشريفاتي و کاغذبازيهاي متداول و اسير شدن در بازيهاي سازماني، عمليات نماييم. مطمئنا هر لحظه درنگ و ترديد ما، خسارات بيشتري را به داشته هاي گرانبهاي ديني، اعتقادي، فرهنگي وملي مردم پر افتخار ايران اسلامي وارد مي نمايد و تيشه بالا رفته بدخواهان را به ريشه استقلال و آزاديمان مي زند.
ناقوس اين جنگ مدتهاست به صدا در آمده است و فرمان جهاد نيز سالهاست صادر شده است، اما بي بصيرتي، ساده انگاري، رفاه طلبي و حتي انحراف برخي از عناصر جبهه حق باعث گرديده است تا دشمن، رقيب، طرف مقابل، مجموعه خواص جبهه باطل و خواص منحرف جبهه حق، دنياي بي رحم مادي گري و پول پرستي و يا هر اسم ديگري که بر آن بگذاريم، همچنان اميدوارانه به توطئه و ايراد خسارت بر پيکر فرهنگ، تمدن و نظام مستقل و مردميمان اقدام مي نمايند.
بدون شک آن روز که رهبر عزيز انقلاب در خصوص شبيخون بي رحم فرهنگي هشدار دادند و همگان را به هوشياري و اقدام موثر در مبارزه با اين آفت راهنمايي نمودند، ناقوس جنگ نرم بر عليه نظام جمهوري اسلامي ايران نواخته شده بود و همت همه را براي توجه ويژه به اين موضوع مي طلبيد.
متاسفانه دولتهاي گذشته در اين خصوص کوتاهيهاي بسياري را مرتکب شدند و نتيجه اين سوء عملکردها را ميتوان در خسارتهاي جديدي که به بار آمد ديد. بي اعتقادي برخي مديران ارشد نظام در ساليان گذشته به اهميت کارفرهنگي و تهاجم گسترده فرهنگي ، به بخشي از بدنه مردم نيز سرايت نموده و آنها را به انوع ويروسهاي ضد فرهنگي(مصرف گرايي،تقليد کورکورانه،مد پرستي،بي قيدي مذهبي و برهنگي فرهنگي،سياست زدگي و...) آلوده نموده است. ويروسهاي خطرناکي که خسارتشان به مراتب بيشتر از بيماريهاي مهلکي چون هپاتيت و ايدز است.
حضور عده اي از مردم تهران و حومه و البته برخي نقاط کشور در تجمعات غير قانوني پايتخت و پيگيري مطالبات غيرمنطقي القاء شده توسط سردمداران نادان و منحرف شده، آنهم در سايه تبليغات وسيع رسانه هاي بيگانه از جمله VOAو BBC فارسي، نشانه اي آشکار از تمام عيار بودن جنگ نرم است. «آمريکا و برخي کشورهاي اروپايي در کودتاها و انقلاب هاي مخملي بر پروپاگاندا، جنگ هاي رواني، تهاجم رسانه اي، تشکل و بسيج افراد و گروهها و احزاب تکيه مي کنند. معماران و نقشه پردازان اينگونه تحرکات به دنبال کساني هستند که از صفات مشخص برخوردار باشند: 1) جاه طلبي و خود خواهي 2) قدرت طلبي و تکبر سياسي 3) ضعف در ايمان و باورها 4) علاقه فراوان به ثروت 5) حقارت در برابر قدرت آمريکا و اروپايي ها و نداشتن اعتماد به نفس 6) تقليد و پذيرش الگوهاي غرب»
انطباق خصوصيات مذکور در پاراگراف فوق که به نقل از پروفسور مولانا آورده شده است با جريانها، شخصيتها و افرادي که در جريان قبل و بعد از انتخابات در امتحان مردم سالاري و قانونمداري مردود شدند، نشانه بدي از کودتايي بود که هر چند شکست خورد اما بايد دولتمردان، نخبگان سياسي و فرهنگي و در نهايت مردم عزيزمان را بر آن دارد تا بدون درنگ و در جهت جبران کاستيهاي گذشته و جلوگيري از خسارتهاي آينده به تجهيز خود بپردازند و با اميدواري و اعتقاد به آينده اي روشن و با تاکيد بر ايمان الهي و در دست گرفتن ابزار علم و دانش و افزايش بصيرت وارد عرصه کارزار گردند. به طور حتم عکس العمل هاي ديرهنگام و واکنش هاي تند و سطحي چاره نهايي کار نيست و برنامه هاي عملياتي و قابل اجراي بلند مدت و ميان مدت مي تواند نتايج مطلوبي را براي ما حاصل نمايد.
تقسيم بندي مسئوليتها در اين جبهه توسط رهبر معظم انقلاب و ناميدن دانشجويان به عنوان افسران جوان و اساتيد دانشگاه به عنوان فرماندهان آن و توصيه ايشان به هوشياري و در صحنه بودن، علي الخصوص در شروع سال جديد تحصيلي و نيز تاکيد بر عملياتي نمودن کرسيهاي آزاد انديشي در دانشگاه ها، از جمله استراتژيهاي مهمي است که مطمئنا مي تواند در اين نبرد ، سرنوشت ساز باشد.

انتهاي خبر // شبکه خبری برنا//230 - 230 - 58//www.BornaNews.ir
__________________

آخرين ويرايش صبح ، Wednesday 9 September 2009 در 02:05PM.
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 9 September 2009   #39
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 33,954
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

◄ راهكارهاي امريكا در جنگ نرم با جمهوري اسلامي ايران

امروزه با كوچك‌تر و پيچيده‌تر شدن جهان به واسطه رشد روزافزون وسايل ارتباط جمعي از قبيل اينترنت و ماهواره معادلات گذشته در تنظيم روابط بين كشورها تا حدود زيادي به هم خورده و جاي خود را به معادلات جديدي داده است؛ به گونه‌اي كه به جاي به كارگيري مستقيم زور، توجه قدرت‌ها به استفاده از قدرت نرم و ايجاد تغييرات از طريق مسالمت‌آميز با به كارگيري شيوه‌هاي نوين مداخله در امور داخلي كشورها جلب شده است. علاوه بر اين، در اين دوران رسانه‌ها به مثابه ابزاري اساسي براي اِعمال سياست‌هاي قدرت‌هاي زورمدار به كار مي‌روند و رقابتي جهاني در عرصه نبرد رسانه‌اي شكل گرفته است. در اين ميان جنگ نرم با هدف گرفتن فكر و انديشه ملت‌ها نقش مهمي را در سست نمودن حلقه‌هاي فكري و فرهنگي جوامع ايفا مي‌كند. در اين خصوص، امريكا سعي دارد با ارائه تعريف جديدي از تروريسم و آزادي‌خواهي جنگ نرم گسترده‌اي را عليه ديگر كشورها از جمله ايران شكل دهد. در اين مقاله راهكارهاي اين كشور براي مقابله نرم با جمهوري اسلامي ايران مورد مطالعه و بررسي قرار مي‌گيرد.


● نويسنده: مهسا - ماه پيشانيان

● منبع: فصل نامه - عمليات رواني - شماره 18



جنگ نرم در برابر جنگ سخت در حقيقت شامل هرگونه اقدام رواني و تبليغات رسانه‌اي كه جامعه هدف يا گروه هدف را نشانه مي‌گيرد و بدون درگيري نظامي و گشوده شدن آتش رقيب را به انفعال يا شكست وامي‌دارد. يجنگ رواني، جنگ رايانه‌اي، اينترنتي، براندازي نرم، راه‌اندازي شبكه‌هاي راديويي و تلويزيوني و شبكه‌سازي از اشكال جنگ نرم هستند. جنگ نرم در پي از پاي درآوردن انديشه و تفكر جامعه هدف است تا حلقه‌هاي فكري و فرهنگي آن را سست كند و با بمباران خبري و تبليغاتي در نظام سياسي - اجتماعي حاكم تزلزل و بي‌ثباتي تزريق كند.

جنگ نرم به وسيله كميته خطر جاري در سال‌هاي پاياني دهه 1980 طراحي شد. كميته خطر جاري در اوج جنگ سرد و در دهه 1970 با مشاركت اساتيد برجسته علوم سياسي و مديران سابقه‌دار سازمان سيا و پنتاگون تأسيس شد.

در آن مقطع و در پي اصلاحات گورباچف مبني بر ايجاد فضاي باز سياسي و تغيير در قوانين اقتصادي (پروسترويكا) اين كميته با منتفي دانستن جنگ سخت و رودررو با اتحاد جماهير شوروي تنها راه به زانو درآوردن بلوك شرق را جنگ نرم و فروپاشي از درون معرفي كرد. سياستگذاران پنتاگون و سيا با سه راهبرد دكترين مهار، نبرد رسانه‌اي و سامان‌دهي نافرماني مدني اتحاد شوروي را به فروپاشي و شكست واداشتند.

ايران نيز امروزه به لحاظ وسعت سرزميني، كميت جمعيت، كيفيت نيروي انساني، امكانات نظامي، منابع طبيعي سرشار و موقعيت جغرافيايي ممتاز در منطقه خاورميانه و هارتلند نظام بين‌الملل به قدرتي كم‌نظير تبديل شده است كه از ديد كارشناسان سياسي كشورهاي غربي ديگر نمي‌توان با يورش نظامي و جنگ سخت آن را سرنگون كرد بلكه تنها راه سرنگوني نظام جمهوري اسلامي پيگيري مكانيسم‌هاي جنگ نرم و به كارگيري تكنيك‌هاي عمليات رواني با استفاده از سه راهبرد دكترين مهار، نبرد رسانه‌اي و سامان‌دهي و پشتيباني از نافرماني مدني است. راه‌اندازي پروژه جنگ نرم عليه ايران در مقطع كنوني را بايد ناشي از گسترش حس تنفر از امريكا در جهان دانست كه به نظر سران كاخ سفيد ايران مركز اصلي ايجاد اين تنفر و گسترش آن است. در امريكا براي مقابله با اين موج، نيروي واكنش سريع تشكيل شد تا اولاً در قالب پروژه دموكراتيزه كردن كشورها به خنثي‌سازي نفوذ معنوي ايران در كشورهاي اسلامي و منطقه خاورميانه بپردازد و ثانياً با القاي خطرناك بودن ايران براي امنيت همسايگان اذهان عمومي از اقدامات و نقشه‌هاي ايالات متحده منحرف شود.

نكته مهم اينكه آخرين نظرسنجي كه به وسيله شوراي روابط خارجي امريكا در بيشتر كشورهاي خاورميانه مانند مصر، عربستان سعودي، اردن، لبنان و امارات متحده عربي صورت گرفته حاكي از آن است كه كمتر از ده درصد مردم اين كشورها طرفدار دمكراسي به سبك امريكايي‌اند. اكثريت مردم اين كشورها معتقدند هدف اصلي امريكا از پروژه دمكراسي‌سازي در خاورميانه دستيابي آسان به نفت، امنيت اسرائيل و تضعيف مسلمانان است. نوشتار حاضر بر اين اعتقاد است كه استراتژي امريكا براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران در شرايط كنوني مبتني بر اقدامات غيرنظامي و نرم در كنار تهديد به اقدام نظامي است.



جنگ نرم؛ استراتژي جديد امريكا براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران

پديده جنگ نرم كه هم‌اكنون به عنوان پروژه‌اي عظيم عليه جمهوري اسلامي ايران در حال تدوين است در شاخص‌هايي ماننده ايجاد نابساماني اقتصادي، شكل دان به نارضايتي در جامعه، تأسيس سازمان‌هاي غيردولتي در حجم گسترده، جنگ رسانه‌اي، عمليات رواني براي ناكارامد جلوه دادن دستگاه اداري و اجرايي دولت، تضعيف حاكميت ايران از طريق روش‌هاي مدني و ايجاد ناتوي فرهنگي متبلور مي‌شود. در برايند جنگ نرم، عوامل براندازي يا از زمينه‌هاي موجود در جامعه براي پيشبرد اهداف خود بهره مي‌برند يا به طور مجازي سعي در ايجاد نارضايتي در نزد افكارعمومي و سپس بهره‌برداري از آن دارند.

به طور كلي تهديدات عليه امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران در برهه زماني كنوني را مي‌توان در گونه تهديدات نظامي و تهديدات نرم تقسيم‌بندي كرد.

در همين راستا كميته صلح جاري براي مقامات امريكايي، نيز تنها راه تغيير نظام جمهوري اسلامي ايران، را پيگيري جنگ نرم به جاي جنگ سخت مي‌داند. اين استراتژي كه دلتا نام دارد سه محور اصلي آن استفاده از تاكتيك‌هاي دكترين مهار، نبرد رسانه‌اي و ساماندهي نافرماني مدني مي‌باشد.

استفاده از مشكلات اقتصادي، تنوع كثرت قومي ايران، ايجاد و دامن زدن به نافرماني مدني در تشكل‌هاي دانشجويي و نهادهاي غيردولتي و صنفي، تلاش در نزديكي به مردم تحت پوشش حمايت از حقوق بشر و دمكراسي در ايران، ايجاد شبكه‌هاي متعدد راديو - تلويزيوني فارسي زبان حمايت از اپوزيسيون (سفر فعالان جوان خارجي از كشورهاي متحد با امريكا به ايران تحت عناوين جهانگرد كه در صورت نياز، به جنبش‌هاي مدني و نافرماني‌ها بپيوندند)، تسهيل فعاليت ان. جي. اُ امريكايي در ايران، دعوت فعالان جوان ايراني به خارج براي شركت در سمينارهاي كوچك (اين افراد بايد از سوي مقامات امريكايي انتخاب شوند نه نهادهاي ايراني)، استفاده از سفارتخانه‌هاي كشورهاي ديگر و به طور كلي تضعيف ستون‌هاي حمايتي حكومت ايران از جمله راهكارهاي اجراي استراتژي دلتا به شمار مي‌آيند. (www.aei.org/publications)

رژيم صهيونيستي نيز با همكاري امريكا در راستاي جنگ نرم عليه جمهوري اسلامي ايران چندي پيش در نر داشت كه با درج آگهي در روزنامه‌هاي وابسته به خود تعدادي جاسوس فارسي‌زبان را با عنوان انتخاب شغلي جالب و چالشگر به استخدام موساد درآورد. علاوه بر اين، اين رژيم‌ها با همكاري اتحاديه اروپا و امريكا در نظر دارد يك شبكه راديو - تلويزيوني براي ايرانيان راه‌اندازي كند.

طرح ياد شده شامل راه‌اندازي يك كانال تلويزيوني، يك ايستگاه راديويي و يك وب‌سايت اينترنتي است كه اخبار فوري، برنامه‌هاي زنده و تكراري را به صورت 24 ساعته براي ايرانيان پخش مي‌كنند. هدف از اين طرح تأثيرگذاري بر افكارعمومي جامعه ايران و فراهم نمودن زمينه جنگ نرم جمهوري اسلامي ايران عنوان شده است.



دلايل به كارگيري قدرت نرم عليه جمهوري اسلامي ايران

قدرت نرم، به آن دسته از قابليت‌ها و توانايي‌هاي كشور اطلاق مي‌شود كه با به كارگيري ابزاري چون فرهنگ، آمال و يا ارزش‌هاي اخلاقي به صورت غيرمستقيم بر منافع يا رفتارهاي ديگر كشورها اثر مي‌گذارد استفاده از راهكارهاي قدرت نرم در جنگ نرم از اهميت زيادي برخوردار است. ژوزف ناي از پيشگامان طرح قدرت نرم در سال 1989 مي‌گويد: "قدرت نرم، توجه ويژه به اشغال فضاي ذهني كشور ديگر، از طريق ايجاد جاذبه است و نيز زماني يك كشور به قدرت نرم دست مي‌يابد كه بتواند (اطلاعات و دانايي) را به منظور پايان دادن به موضوعات مورد اختلاف به كار گيرد و اختلافات را به گونه‌اي ترسيم كند كه از آنها امتياز بگيرد. مونوپولي اطلاعات و دانايي مركز ديپلماسي نيست، بلكه خود دانش و گسترش آن است كه بايد نقطه قوت ديپلماسي باشد. قدرت نرم، تبليغات سياسي نيست بلكه مباحث عقلاني و ارزش‌هاي عمومي را شامل مي‌شود. هدف قدرت نرم افكارعمومي خارج و سپس داخل كشور است. وسايل ارتباط جمعي در جهان امروز، جهان‌هاي ذهني و غيرواقعي را به دنيا مخابره مي‌كنند. آنها ديگر به انتقال واقعيت فكر نمي‌كنند، بلكه واقعيت‌ها را مي‌سازند. هدف رسانه‌ها از قدرت نرم در ابتدا مديريت افكارعمومي نيست، بلكه رسانه‌اي در اين دنيا موفق است كه بتواند با افكارعمومي حركت كند و خود را سازگار با آنها نشان دهد. در عصر رسانه‌هاي نوين جهاني، به ياري فناوري‌هاي نوين ارتباطات و اطلاعات كسب قدرت نرم به مراتب راحت‌تر از به دست آوردن و نگهداري قدرت سخت است.

دولت‌ها اگر بتوانند مفاهيم جديد امنيتي را براي خود، بازتعريف كنند، در آن صورت مجبور نيستند لشكرهاي عظيم نظامي خود را تقويت كنند. (كوآت. بي، اي. ماتيو)

راهكارهاي رسيدن و در اختيار داشتن قدرت نرم محورهاي ذيل را دربر مي‌گيرد:

1. داشتن كانال‌هاي چندگانه ارتباطي داخلي و خارجي؛

2. نزديك كردن سنت‌ها و ايده‌هاي فرهنگي اجتماعي و سياسي بر نرم‌هاي جهاني؛

3. حركتي آرام، پراكنده و پيوسته در جهت تسخير افكارعمومي به وسيله رسانه‌هاي همراه و همگام با مردم (نه رسانه‌اي كه قصد مديريت افكار را داشته باشد)؛ و

4. ايجاد گفتمان‌هاي خبري - رسانه‌اي در خارج و داخل به زبان‌هاي مختلف.

البته در شرايط فعلي به نظر مي‌رسد قدرت متراكم و سخت امريكا دچار بحران اساسي شده است، به همين منظور امريكا در صدد به كارگيري قدرت نرم براي مقابله با حريفان خود به خصوص ايران است.

بر همين مبنا دونالد رامسفلد طي سخناني در شوراي روابط خارجي امريكا ضمن دفاع از استراتژي مقابله با تروريسم و ادامه جنگ در عراق بر نقش اثرگذار و خصمانه محيط رسانه‌اي گروه‌هاي رقيب براي مقابله با تروريسم تأكيد كرد.

نكته مهم و برجسته سخنان رامسفلد، هشدار وي در مورد ناتواني دولت امريكا در روند مواجهه با واقعيت عصر رسانه‌اي است كه موجب ضرر و زيان و از دست رفتن جان هزاران امريكايي در سراسر جهان شده است. وي اشاره مي‌كند كه برخي از صحنه‌هاي نبرد ممكن است در كوهستان‌هاي افغانستان يا خيابان‌هاي عراق اتفاق نيفتد، بلكه در اتاق‌هاي خبر در نيويورك، لندن و قاهره يا هر جاي ديگر شكل بگيرد.

از ديد اكثر كارشناسان امريكايي در حالي كه القاعده و جنبش‌هاي افراطي سال‌ها از اين سكو - رسانه خبري استفاده كرده و به طور موفقيت‌آميزي توانسته‌اند افكارعمومي مسلمانان را عليه غرب مسموم نمايند، ولي اين كشور هنوز در مرحله آغاز رقابت براي جلب مخاطبان قرار دارد. علاوه بر اين، تلاش رسانه‌اي و ارتباطي مقامات امريكا در پنتاگون و ديگر سازمان‌ها، به جاي آنكه فعال باشد بيشتر متمايل به افدامات واكنشي است.

اين كارشناسان به دولت بوش پيشنهاد در پيش گرفتن استراتژي ارتباطات را مي‌نمايند كه بر بازنگري در تلاش‌هاي جاري رسانه‌اي به ويژه در نحوه فعاليت‌ سازمان اطلاعات امريكا و راديو اروپاي آزاد و نيز شناسايي واقعيت‌هاي رسانه‌هاي تصويري و ديجيتالي و لزوم تغيير در شيوه‌هاي كاري و تجاري بخش‌هاي روابط عموي مبتني است. به نظر مي‌رسد قدرت سخت امريكا در چنبره قدرت نرم رسانه‌ها گرفتار شده است و خاورميانه با پيچيدگي‌ها و تنوع خاص فرهنگي، سياسي و رسانه‌اي خود، به خطرناك‌ترين دام براي امريكا تبديل شده است. به گونه‌اي كه ايجاد و رشد شبكه‌هاي خبري مستقل در اين منطقه ضربه سختي را بر وجهه و موقعيت امريكا در منطقه وارد نموده است. شبكه‌هاي خبري همچون الجزيره، روند هدايت افكارعمومي و مسلمانان عليه امريكا را وارد فاز جديدي كرد.

علاوه بر اين با اشغال عراق و افغانستان و فشار بر سوريه و لبنان از يك‌سو و بهانه‌جويي و شرارت امريكا در خصوص پرونده هسته‌اي ايران، بازي باخت - باخت امريكا در خاورميانه، بسيار روشن‌تر و خطرناك‌تر شده است، گروه‌هاي ضدامريكايي با گرايش‌هاي سلفي - تكفيري رشد و توسعه برق آسايي را تجربه كردند و افكارعمومي منطقه خاورميانه هم به شدت ضدامريكايي‌تر شد.

افتضاح زندان‌هاي ابوغريب و گوانتانامو، بحران افكارعمومي را براي امريكايي‌ها، سياه‌تر و مشكل‌تر كرد. ورود مستقيم امريكا به بحران انرژي در منطقه خاورميانه و عقد قرارداد هسته‌اي با هند از جمله مصاديق همين قمار امريكايي و ورود سخت به بازي‌هاي نرم منطقه است.

از سوي ديگر چالش هسته‌اي ايران و امريكا نيز تاكنون با ناكامي و البته خشم امريكايي‌ها روبه‌روابط عمومي، شده است و آنها عملاً نتوانسته‌اند ايران را در چارچوب شوراي امنيت تحت فشار بگذارد.

رشد سريع شبكه‌هاي خبري در منطقه خاورميانه كه با الگوبرداري از الجزيره تأسيس شده‌اند و به موفقيت‌هاي قابل قبولي در ايجاد فضاي رسانه‌اي و هدايت افكارعمومي منطقه دست يافته‌اند، دورنماي بسيار تاريكي را براي موقعيت امريكا در منطقه خاورميانه ايجاد كرده است؛ بنابراين، اگر در دوره نخست رياست‌جمهوري بوش استفاده از قدرت سخت براي مقابله با كشورهاي خاورميانه به خصوص ايران در ميان بود اكنون قدرت نرم در مركز توجه مقامات سياسي واشنگتن قرار گرفته است، به گونه‌اي كه براساس بررسي انجام شده از سوي پروژه گرايش‌هاي جهاني پيو بيشتر جهانيان فكر مي‌كنند جنگ امريكا در عراق خطر بزرگ‌تري براي صلح جهاني است تا ايران؛ و اين جنگ جهان را به مكاني خطرناك‌تر تبديل كرده است.

همچنين، اين گزارش تأكيد مي‌نمايد كه در كشورهايي كه اكثر جمعيت‌شان مسلمان‌اند امريكا بايد احتمالاً بيشتر بر قدرت نرم متمركز شود، با اين حال اين كشور وجهه‌اي منفي دارد، اما ايران در اين كشورها تصويري بسيار مطلوب از خود بر جاي گذاشته است. (دبليو، ي، آستين)



ناتوي فرهنگي؛ چهره‌اي ديگر از جنگ نرم

پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي در سال 1991 و پايان يافتن جنگ سرد (1991 - 1945) دنيا به سمت تك‌قطبي شدن پيش رفت، بنابراين امريكا كه رقيب اصلي‌اش (اتحاد جماهير شوروي) ديگر توان مقابله با او را نداشت احساس كرد رقيب ممتازي ندارد به همين علت تلاش كرد سيطره خود را در عرصه‌هاي نظامي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي بر جهان تحميل كند. بنابراين به فرهنگ‌سازي جهاني مبتني بر فرهنگ ليبرال دمكراسي، متوسل شد؛ از همين روابط عمومي،، به يك مجموعه مقتدر فرهنگي نياز بود و شايد از اين زمان به بعد عملاً ناتوي فرهنگي موجوديت يافت. در همين راستا اندكي پيش از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي نظريه پايان تاريخ فوكوياما - استاد اقتصاد سياسي دانشگاه جان‌هاپكينز - در سال 1989 در سطح جهان مطرح گرديد. وي در مقاله‌اش خاطرنشان مي‌كند: "واقعيتي كه اينك شاهد عيني آن هستيم تنها پايان جنگ سرد يا عبور از يك دوران تاريخي جنگ سرد نيست بلكه اين واقعه نقطه پايان تحول ايدئولوژيكي و بشري و جهاني‌سازي ليبراليسم غربي به عنوان شكل نهايي حكومت بشري است. " همچنين همزمان با نظريه مذكور نظريات ديگري مانند موج سوم آلوين تافلر، دهكده جهاني جرج اورول و مك لوهان، برخورد تمدن‌هاي ساموئل هانتينگتون، جهاني‌شدن و جهاني‌سازي رابرتسون هابرماس و گيدنز و نظريه عدالت جهان راولز به عنوان مكمل‌هاي نظريه پايان تاريخ فوكوياما مطرح شدند، در نتيجه حس جهانشمولي و به تعبير ديگر احساس كدخدا بودن براي دنيايي كه در چارچوب دهكده جهاني گنجانده شده است، سبب گرديد كه ناتوي فرهنگي عينيت يابد. همچنين مي‌توان دلايل روي آوردن به ناتوي فرهنگي را نسبت به ناتو با رويكرد نظامي به شرح ذيل بيان نمود:

- گستره و دوربرد ناتوي فرهنگي فراتر از مرزهاي جغرافيايي - بلكه مرزهاي فكر، انديشه و فرهنگ ملت‌هاست - لكن دوربرد ناتوي نظامي مرزهاي جغرافيايي يك يا چند كشور است.

- استراتژي و رهيافت ناتوي فرهنگي قبضه كردن باورها، ايدئولوژي و جهان‌بيني ملت‌ها و فرهنگ‌هاست، لكن استراتژي با رويكرد نظامي تصرف زمين و كسب منابع و مراكز مهم اقتصادي است.

- ويراني‌ها، تلفات و خرابي‌ها در كاركرد نظامي و جنگ سخت، محسوس و ملموس است ضمن آنكه با هزينه كردن، قابل بازسازي است، ولي در ناتوي فرهنگي ويراني‌ها و تلفات و به تعبير بهتر آسيب‌ها نامحسوس است، بنابراين تخريب فكري و فرهنگي به آساني بازسازي نمي‌شود.

- ناتوي فرهنگي جنگ نرم، بدون خاكريز و بي‌سروصداست اما ناتو با رويكرد نظامي درگير جنگ سخت و پرسرصداست.

- كاركرد ناتوي فرهنگي بلندمدت، پرجاذبه، پربازده، كم‌دردسر و كم‌هزينه‌تر است، ولي ناتو با رويكرد نظامي كوتاه‌مدت، خشك و سخت، كم‌بازده و پردردسر و پرهزينه‌تر است.

- تلفات انساني در جبهه نظامي مقدس، با ارزش و ماندني است و به خصوص در فرهنگي ديني تحت عنوان شهادت از آن ياد مي‌شود اما در عرصه فرهنگي ذهن‌ها و انديشه‌ها آسيب مي‌بيند.

به طور كلي فرهنگ هر قوم و آييني و به تعبير ديگر فرهنگ هر ملت و كشوري دربر گيرنده باورها، ارزش‌ها، آداب، رسوم و بايدها و نبايدهايي است كه به عنوان زيربناي اصلي هويت هر كشوري به شمار مي‌آيد، بنابراين از جمله اهداف ناتوي فرهنگي به حاشيه راندن فرهنگ ملي و ديني جوامع و ملت‌هاست تا با حاكم كردن فرهنگ ليبرال دمكراسي در راستاي فرهنگ‌سازي جهاني خواسته‌هاي خود را در تمام ابعاد تأمين كنند و در عمل اداره كشورها و به تعبير صحيح‌تر اداره امور جهان را به دست گيرند. (سريع القلم، محمود)

امريكا و جريان صهيونيسم بين‌الملل براي عملياتي ساختن و جنگ نرم در قالب ناتوي فرهنگي عليه جمهوري اسلامي ايران طي سال‌هاي گذشته و همچنين براي سال‌هاي آينده راهبردها و شيوه‌هاي زير را طراحي كرده‌اند:

- پيگيري پرونده هسته‌اي ايران و القاي غيرصلح‌اميز بودن اين فناوري تبليغ و اينكه ايراني‌ها تلاش دارند بمب اتمي بسازند كه نه تنها براي امنيت و ثبات منطقه و جهان خطرناك است بلكه موجب تقويت جبهه تروريست‌ها و جريان بنيادگرايي افراطي در جهان خواهد شد.

- سرمايه‌گذاري در رسانه‌هاي ديداري و شنيداري، سازمان‌هاي تبليغاتي و خبري و كمپاني‌هاي فيلم‌سازي براي ارائه تصويري سياه و خطرناك از جمهوري اسلامي ايران براي افكارعمومي جهان كه آخرين نمونه آن ساخت و پخش فيلم ضدايراني 300 بوده است. فيلم ديگري نيز تحت عنوان فرار از تهران توسط كمپاني برادران وارنر در حال توليد است.

- ايجاد فضاي رسانه‌اي درباره دخالت ايران در عراق، لبنان و … در نقش بزرگ‌ترين مدافع تروريسم كه به عوامل ناامني در اين كشورها تسليحات مي‌رساند و آنها را آموزش نظامي مي‌دهد.

- تقويت و ايده جنبش دمكراسي به سبك امريكايي و مستمسك قراردادن مقوله حقوق بشر، حقوق زنان و دامن‌زدن به مطالبات صنفي و اجتماعي همچنين سازمان‌دهي نارضايتي‌ها و نافرماني به اصطلاح مدني به وسيله مطبوعات خاكستري، احزاب و …

- راه‌اندازي سايت‌هاي اينترنتي و ارائه نرم‌افزارهاي جاسوسي به عوامل خود در داخل كشور تا ابعاد مختلف جنگ رسانه‌اي به شكل اثربخش‌تر طراحي و اجرا شود.

- تلاش براي تحليل مغرضانه از اوضاع داخلي و ايجاد فضاي وحشت‌زا و موهوم از احتمال بروز جنگ، آغاز دوره بحران اقتصادي و مشكلات عظيم ناشي از آن.

- سوءاستفاده تبليغاتي از اجراي طرح‌هايي چون طرح امنيت اجتماعي به عنوان محدودكننده آزادي و حقوق زنان و نقش‌ آزادي‌هاي مدني و اجتماعي.

- ايجاد تقابل‌هاي سياسي بين سران ارشد نظام اسلامي و القاي اينكه جنگ قدرت در جمهوري اسلامي بين چند طيف در جريان است و در نهايت فلان طيف يا فلان گروه پيروز و يا شكست مي‌خورد.



جنگ رسانه‌اي امريكا عليه جمهوري اسلامي ايران

بنيادي‌ترين تعريف از جنگ رسانه‌اي استفاده از رسانه‌ها براي تضعيف كشور هدف و بهره‌گيري از توان و ظرفيت رسانه‌ها (اعم از مطبوعات، خبرگزاري‌ها، راديو، تلويزيون، اينترنت و اصول تبليغات) به منظور دفاع از منابع ملي است. جنگ رسانه‌اي يكي از برجسته‌ترين جنبه‌هاي جنگ نرم و جنگ‌هاي جديد بين‌المللي است. اگرچه رسانه‌اي عمدتاً به هنگام جنگ‌هاي نظامي كاربرد بيشتري پيدا مي‌كند، اما اين به آن مفهوم نيست كه در ساير مواقع جنگ رسانه‌اي در جريان نبوده و يا مورد استفاده قرار نمي‌گيرد. جنگ رسانه‌اي تنها جنگي است كه حتي در شرايط صلح نيز بين كشورها به صورت غيررسمي ادامه دارد و هر كشوري از حداكثر توان خود براي پيشبرد اهداف سياسي خويش با استفاده از رسانه‌ها، بهره‌برداري مي‌كند. جنگ رسانه‌اي ظاهراً ميان راديو و تلويزيون‌ها، مفسران مطبوعاتي، خبرنگاران خبرگزاري‌ها، شبكه‌هاي خبري و سايت‌هاي اينترنتي جريان دارد، اما واقعيت آن است كه در پشت اين جدال ژورناليستي، چيزي به نام سياست رسانه‌اي يك كشور نهفته است كه به طور مستقيم توسط بودجه‌هاي رسمي مصوب پارلمان‌ها يا بودجه‌هاي سري سازمان‌هاي اطلاعاتي و امنيتي و سرويس‌هاي جاسوسي تغذيه مي‌شود. (روبين، مايكل) سربازان جنگ رسانه‌اي، متخصصان تبليغات، استراتژيست‌هاي تبليغات بين‌المللي و كارگزاران رسانه‌ها هستند. پيچيدگي‌هاي ابعاد مختلف جنگ رسانه‌اي موجب شده تا تصميم‌گيري درباره طراحي، تدوين استراتژي، چارچوب‌ها، تكنيك‌هاي كاربردي، نحوه عملياتي كردن اهداف و مأموريت‌هاي تعريف شده، استفاده از حداكقر از توان هر رسانه با توجه به امكانات انتشار مكتوب، چاپي، صوتي، تصويري، چندرسانه‌اي، اينترنتي و سرانجام انتشار آنلاين تنها به ژنرال‌هاي نظامي واگذار نشود. جنگ رسانه‌اي مقوله‌اي است كه همكاري هماهنگ و نزديك بخش‌هاي نظامي، سياسي، اطلاعاتي، امنيتي، رسانه‌اي و تبليغاتي يك كشور را مي‌طلبد. طراحان جنگ رسانه‌اي نه لزوماً ژنرال‌هاي پادگان‌نشين، بلكه ممكن است پروفسورهاي كالج‌ها و دپارتمان‌هاي رسانه‌اي در دانشگاه‌هاي معتبر هر كشور باشند.

جنگ رسانه‌اي برخلاف جنگ‌هاي نظامي كه عمدتاً ميان دو يا چند كشور به عنوان ائتلاف با يك كشور جريان مي‌يابند، مي‌تواند ميان يك گروه از كشورها با گروه بزرگ ديگري از كشورها با ويژگي‌هاي مشخص جريان يابد. جنگ رسانه‌اي غرب عليه جهان اسلام و جنگ رسانه‌اي غرب عليه كشورهاي جهان سوم، دو نمونه بارز از موضوعي هستند كه مي‌توانيم آن را به جنگ جهاني رسانه‌اي تعبير كنيم. (كاگن، رابرت)

بهره‌برداري چندمنظوره از فناوري جديد ارتباطاتي، يكي از شيوه‌هاي جنگ رسانه‌اي عليه ايران است. از سويي شبكه تلويزيون ماهواره‌اي مخصوص كامپيوتر و اينترنت راه‌اندازي مي‌كنند و از سوي ديگر با استفاده از اينترنت، سايت‌ها و وبلاگ‌ها، به تشريح روش استفاده از آنتن‌ها و رسيورهاي ماهواره‌اي و نحوه عبور از پارازيت‌ها مي‌پردازند.

در تعدادي از سايت‌ها و وبلاگ‌هاي مخصوص ماهواره آنچنان از جزئيات فني كانال‌ها، فركانس‌ها، سيگنال‌ها و مشخصات آنتن‌ها و ان‌ال‌پي سخن به ميان آمده كه هر مخاطبي با داشتن سطح اطلاعات اندكي مي‌تواند تشخيص دهد كه در پشت چنين سايت يا وبلاگي يك طراح حرفه‌اي و يك برنامه از پيش تعيين شده براي گسترش فرهنگ استفاده از ماهواره در ايران و حل مسائل و مشكلات فني استفاده‌كنندگان وجود دارد.
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 9 September 2009   #40
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 33,954
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

اگرچه توجه مطبوعاتي امريكايي به مسائل ايران بسيار اندك بوده و به ندرت رويدادهاي جاري ايران در اين رسانه‌ها بازتاب مي‌يابد، اما يك خط‌مشي كلان و محوري بر اين رسانه‌ها حاكم است كه بر اساس آن فقط اخبار منفي از ايران بر روي صفحات اين نشريات نقش مي‌بندد و عمده گزارش‌هاي خبرنگاران مطبوعات غربي از ايران، يا مربوط به بحران‌هاي سياسي، اجتماعات، زدوخوردها و تضاد حاكميت با مردم و يا مربوط به موضوعات كليشه‌اي و تكراري مانند نقض حقوق بشر، تلاش براي دستيابي به سلاح‌هاي هسته‌اي و كشتارجمعي و نقش آزادي‌هاي سياسي و مدني است. اين رسانه‌ها همچنين با انتشار اخبار سري و محرمانه يا اخبار هدايت‌شده از سوي دستگاه‌هاي سياست خارجي و اطلاعاتي كشور متبوع خود، به ايجاد فضا و جوسازي عليه ايران مي‌پردازد.

ريشه‌يابي بسياري از جريان‌سازي‌هاي رسانه‌اي عليه ايران، براي اولين بار نشان مي‌دهد كه اين راسنه‌ها كه عمدتاً وابسته به محافل صهيونيستي بوده‌اند با جعل يا انتشار عامدانه برخي اطلاعات، اقدام به ايجاد محور فشار عليه ايران كرده و بيشتر رسانه‌هاي بين‌المللي تحت تأثير فضاي ايجاد شده، به دنباله‌روي از آن مسئله و دامن‌زدن به بحران خبري و سياسي پرداخته‌اند.

در سال‌هاي اخير، با محوريت يافتن مسائل سياسي ايران، بسياري از مطبوعات امريكا، اقدام به اعزام خبرنگار يا تأسيس و تقويت دفاتر نمايندگي در ايران كرده‌اند.

اين مسئله، عيناً در مورد خبرگزاري‌هايي نظير رويترز، آسوشيتدپرس، يونايتدپرس، فرانس پرس و شبكه‌هاي تلويزيوني بي. بي. سي و سي. ان. ان نيز مصداق دارد. (ميلاني، عباس و مايكل مك فول)



شبكه‌سازي، گزينه جديد امريكا براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران

فعاليت‌هاي شبكه‌سازي جنگ سرد ايالات متحده و بريتانيا، امروزه براي نبرد با اسلام و حكومت‌هاي اسلامي خصوصاً ايران به كار برده مي‌شود. (www.tebyan.net)

در سطح استراتژيك، ايالات متحده در آغاز جنگ سرد دريافت كه شبكه‌سازي بايد بخشي حياتي از استراتژي همه‌جانبه آن باشد. بنابراين منابع زيادي را براي تأمين مالي مجموعه‌اي از سازمان‌هايي كه مي‌توانستند با سازمان‌هاي كمونيستي در اروپاي غربي و جهان سوم رقابت كنند، اختصاص داد. سياستگذاران همچنين دريافتند كه تلاش‌هاي آنان در راستاي شبكه‌سازي تنها در صورتي موفق خواهد بود كه يك استراتژي خوب و منسجم با همه آژانس‌ها و برنامه‌هاي سياسي امريكا پيوند خورده باشد.

اين استراتژي هرچند تا حد زيادي دفاعي بود، ولي از عنصري تهاجمي نيز برخوردار بود. اين بدان معني بود كه اگرچه بخش بزرگي از اين كوشش در راستاي تلاش براي ايجاد ثبات و تقويت نيروهاي دمكراتيك در اروپاي غربي صورت مي‌گرفت (و بعدها در آسيا و خاورميانه)، ولي همچنين تلاش‌هايي براي تضعيف حاكميت كمونيستي در بلوك شوروي از طريق جنگ سياسي و اطلاعاتي نيز وجود داشت. امروزه نيز، امريكا اين استراتژي را در قالب پروژه ترويج دموكراسي انجام مي‌دهد، به گونه‌اي كه كارشناسان امريكايي معتقدند تلاش‌هاي امريكا براي جذب مردمان اروپاي شرقي و اتحاد شوروي در دوران جنگ سرد مي‌تواند مدلي براي مقابله با ايران امروزي باشد. (www. brookings. edu)

البته امريكا براي اجراي اين استراتژي با مشكلاتي زيادي روبروست. يكي از مشكلات كليدي پيش‌روي ايالات متحده در حال حاضر عبارت از چگونگي حفظ اعتبار گروه‌هايي است كه از امريكا يا ديگر سازمان‌هاي بين‌المللي كمك دريافت مي‌كنند. به همين منظور اين كشور براي مقابله با اين مشكل سعي دارد تا با تشويق سازمان‌هاي غيردولتي براي گسترش فعاليت‌هاي خود در جهان اسلام، بخش‌هاي عمومي و خصوصي را به يكديگر مرتبط نموده و نقش خود را به ارائه كمك‌هاي مالي و عملياتي به اين گروه‌ها محدود نمايد. نكته مهم در اين زمينه اين است كه امروزه، گروه‌ها و اشخاص در ايالات متحده و اروپا در قالب طرح ترويج دمكراسي و اسلام اروپايي در حال سازماندهي خود براي مبارزه با اسلام هستند.

در برخي موارد، ممكن است دولت ايالات متحده مجبور به اتخاذ نقشي فعال‌تر در شكل‌دهي به شبكه‌ها باشد. كنگره آزادي فرهنگي در دوران جنگ سرد كه مثالي بسيار موفق به حساب مي‌آمد، مي‌تواند نمونه خوبي از چگونگي متحد ساختن گروه‌هاي پراكنده و شخصيت‌هاي همفكر در يك شبكه بين‌المللي قدرتمند با حمايت مالي و سازمان‌دهي محدود ايالات متحده باشد. امروزه هدف امريكا از اين اقدام عبارت از ايجاد سازماني دائمي و چندمليتي است كه بتواند در نقش يك سكوي فكري براي ترويج دموكراسي امريكايي در جهان اسلام خدمت كند. (www. aei. org)

نخستين گام در اين راستان براي امريكا و متحدانش اتخاذ تصميمي روش براي ايجاد شبكه‌هايي از حاميان خود در كشورهاي اسلامي به خصوص در ايران و ارتباطي آشكار ميان اين فعاليت‌ها با استراتژي همه جانبه امريكا است. براي دستيابي به اين هدف، اين كشور در تلاش است تا ساختاري نهادي در داخل دولت امريكا براي هدايت، نظارت و بررسي اين تلاش‌ها ايجاد كند. بر اين اساس، ايالات متحده براي موفقيت سياست شبكه‌سازي (كه سياستي نامتقارن و انتخابي است) خود كه امروزه براي مقابله با حكومت‌هاي اسلامي خصوصاً دولت جمهوري اسلامي ايران برگزيده شده است، بر اين گروه‌ها تمركز دارد:



1. شخصيت‌هاي دانشگاهي و روشنفكران مسلمان ليبرال و سكولار؛

2. صاحب‌نظران مذهبي جوان و ميانه‌روابط عمومي،؛

3. فعالان اجتماعي؛

4. گروه‌هاي زنان فعال در مبارزات برابري جنسيتي؛ و

5. روزنامه‌نگاران و نويسندگان ميانه‌رو.

بر همين اساس امريكا استراتژي شبكه‌سازي خود را بر اين اصول قرار داده است:

1- آموزش دمكراتيك؛ در اين زمينه اين كشور تلاش دارد تا با به چالش كشيدن مفاهيم اسلامي به وسيله ارزش‌هاي دمكراتيك غربي، اسلام را مطابق برداشت خود بازتعريف كند.

2- رسانه‌ها؛ حمايت از رسانه‌هاي طرفدار غرب براي مبارزه با سلطه رسانه‌اي عناصر مسلمان بسيار مهم است.

3- برابري جنسيتي؛ مسئله حقوق زنان موضوعي مهم در شبكه‌سازي است. ترويج برابري جنسيتي بايد بخشي ضروري از اين پروژه براي توانمند ساختن مسلمانان طرفدار غرب باشد.

4- هواداري سياسي؛ اسلام‌گرايان داراي برنامه‌هاي سياسي هستند و به همين جهت اسلام‌گرايان سكولار نيز بايد وارد فعاليت سياسي شوند. در اين زمينه فعاليت‌هاي حمايتي در راستاي شكل‌دهي به محيط سياسي و حقوقي جهان اسلام مهم است.

به طور كلي، امريكا براي موفقيت شبكه‌سازي در كشورهاي اسلامي به خصوص جمهوري اسلامي ايران بر يك استراتژي كلي تأكيد دارد و آن تلاش براي معكوس كردن جريان ايده‌ها است. در اين رابطه مطالب و كتاب‌هاي مهم متفكران و روشنفكران غربي در ميان مسلمانان مهاجر در تركيه، اندونزي و به ويژه ايران با هدف ترويج اسلام غربي به زبان عربي ترجمه و در سطحي گسترده انتشار مي‌يابد.

علاوه بر اين تلاش دارند تا انگاره‌هاي غربي از مسلمانان را در جوامع ديگر گسترش دهند.

بر همين اساس در سال‌هاي اخير تفاسير راديكال و متعصبانه از اسلام در بسياري از جوامع غربي رشد چشمگيري داشته است. (واشنگتن وي‌بس، 2005)

اين رويكردها در نقاشي‌هاي اروپاييان از مسلمين بازتاب يافته كه در آن مسلمين اغلب در صحنه‌هاي گوياي بي‌رحمي شديد به تصوير كشيده مي‌شدند. تحقيق ريوا سيمون نشان مي‌دهد كه كليشه اصلي مسلمان خشن چگونه هنگام شخصيت‌پردازي خاورميانه‌اي در داستان‌هاي جنايي انگليسي و امريكايي نقشي عمده دارد.

اگر امريكا بتواند افكارعمومي دنيا را متقاعد كند كه مسلمانان وحشي و خشن هستند، آنگاه كشتن آنها و تخريب اموالشان مقبول‌تر به نظر خواهد رسيد. اين قالب تبليغاتي به طور معمول به وسيله رسانه‌هاي گروهي پخش مي‌شود، به گونه‌اي كه اين رسانه‌ها تصوير معدودي از مسلمان جنگجو را به عنوان نماينده اسلام بازنمايي مي‌نمايند. (ديويدمك‌كولاف)

علاوه بر اين شماري از محققان امريكايي نيز مي‌كوشند تا ثابت كنند كه جنگجويان حاضر در ميان مسلمين معاصر، تبلور امروزين تروريست‌هاي صدر تاريخ اسلام هستند!

با اين نوع استدلال‌ها، كارشناسان امريكايي تأكيد مي‌كنند از آنجايي كه امريكا و ديگر كشورهاي غربي به طور مستقيم توان زيادي براي تأثيرگذاري بر مسلمانان ندارند، بايد از خود كشورهاي اسلامي براي مقابله با اسلام استفاده كنند در اينجاست كه اين كشور مي‌تواند با ترويج ايجاد شبكه‌هاي مسلمانان ميانه‌رو حامي غرب و پيگيري اقدامات مدني كمك قابل توجهي را به اين مسئله كند.

بنابراين در نبرد ضداسلام‌گرايي امريكا، مسلمانان ميانه‌رو، ليبرال و سكولار با ارزش‌هاي منطبق با ارزش‌هاي ليبيرال و مدرن، شركاي بالقوه اين كشور خواهند بود.

ايالات متحده امريكا تلاش دارد تا با انجام اقدامات مدني عليه كشورهاي اسلامي از جمله ايران به شيوه‌اي نرم بر منابع قدرت جهاني مسلط شود. (جرج كنان)



شبكه‌سازي تحت پوشش اقدامات مدني عليه جمهوري اسلامي ايران

صاحب‌نظراني همچون رابرت ستلاف در كتاب خود با عنوان نبرد ايده‌ها در جنگ بر عليه تروريزم درباره چگونگي كمك به متحدان امريكا در نبرد بر ضدحكومت‌هاي اسلامي به خصوص ايران سه پيشنهاد ارائه مي‌دهند: نخست اينكه امريكا متحدان بالقوه‌اي را كه شناسايي كند كه مي‌توانند زير يك چتر دسته‌جمعي مخالف، با ايده‌هاي اسلام‌گرايانه سازمان يابند. دوم؛ ايالات متحده بايد شركاي خود را در نبرد با موج فزاينده سازمان‌هاي غيردولتي اسلام‌گرا تقويت كند. اين سازمان‌ها تحت پوشش ارائه خدمات اجتماعي به جوامع محلي به مسير مهمي براي اشاعه افكار اسلام‌گرايانه در سرتاسر جهان اسلام تبديل شده‌اند. سوم؛ فرصت‌هاي آموزشي لازم - با تأكيد بر زبان انگليسي - در اختيار جوانان مسلمان قرار داده شود. دانش عملي از زبان انگليسي پنجره رو به جهان را براي جوانان مسلمان مي‌گشايد و به آنها امكان دسترسي به منابع اطلاعاتي جهاني و نه تنها محلي را مي‌دهد. (والتر، ال. هيكسون)

دانيل بايمن كارشناس مؤسسه بروكينگز نيز معتقد است امريكا در مقابل ايران گزينه‌هاي محدودي در اختيار دارد. بنا به گفته وي گزينه‌هايي همچون تغيير نظام، بمباران تأسيسات هسته‌اي و اعمال فشارهاي ديگر عليه ايران مي‌تواند به تضعيف موقعيت امريكا در خاورميانه بينجامد.

در مقابل بايمن از استراتژي چندجانبه اعمال فشارهاي مدني و نرم به عنوان ابزارهاي بالقوه امريكا براي مقابله با ايران نام مي‌برد. به اعتقاد وي هدف اين استراتژي بايد تقويت گروه‌هايي در ايران باشد كه به ظاهر از افزايش انزواي كشور ابراز نگراني مي‌كنند.

گروهي از كارشناسان امريكايي نيز شبكه‌سازي را در قالب رويكرد تعامل‌گرايي با هدف تغيير رفتار ايران پيشنهاد مي‌دهند.

براساس اين رويكرد، مخالفان جمهوري اسلامي بايد متحد شوند و همبستگي مؤثري ميان آنها به وجود آيد. حاميان رويكرد تغيير رفتار معتقدند اتخاذ رويكرد تعامل‌گرايانه براي امريكا سخت نخواهد بود چرا كه اين كشور پيش از اين نيز با وضعيت‌هاي مشابه روبه‌رو بوده است. دونالد ريگان در دهه 80 با وجود كه اتحاد جماهير شوروي را شيطان بزرگ ناميد، سال‌ها ايدئولوژي و رفتار شوروي را تحمل كرد، روابط ديپلماتيك خود را با مسكو قطع ننمود و طي اين فرايند به نتايج سودمند و عملي براي هر دو طرف دست يافت. حوزه‌هاي چهارگانه‌اي كه حاميان ايده تعامل‌گرايي به دنبال تغيير رفتار جمهوري اسلامي در آنها هستند عبارتند از:

1. مسئله هسته‌اي ايران و به طور كلي سلاح‌هاي كشتارجمعي، 2. حمايت از تروريسم، 3. اخلال در روند صلح خاورميانه، و 4. وضع حقوق بشر.

مراكزي نظير مؤسسه بروكينگز، شوراي غيردولتي روابط خارجي، مركز نيكسون، بنياد كارنگي براي صلح جهاني و مركز بين‌المللي وودرو ويلسون و محققاني چون جفري كمپ، ري تكيه، زيبگينيو برژينسكي، ريچارد هاوس و هنري كسينجر نمايندگان رويكرد تعامل‌گرا و تغيير رفتار به شمار مي‌روند. (ادوارد. پي، ليلي)

شوراي روابط خارجي امريكا و برخي شخصيت‌هاي فعال سياسي و مقامات اسبق و فعلي امريكا در آن نيز به نحوي رويكرد تغيير رفتار ايران را مورد توجه قرار داده‌اند.

مايكل رابين در مقابل درخواست شوراي ايرانيان مقيم امريكا مبني بر درخواست از كنگره امريكا براي قطع بودجه مربوط به فعاليت جامعه مدني در ايران مطرح نمود: "قطع بودجه مربوط به جنگ نرم عليه رژيم ايران اقدامي نادرست است. مهم‌ترين اقدام اين است كه ما به روشي نرم رژيم ايران را تغيير دهيم كه مهم‌ترين محور آن افزايش بودجه براي گسترش فدراليسم قومي در ايران است. " نكته مهم اين است كه بودجه اين اقدامات از 4/1 ميليون دلار به 66 ميليون دلار در سال جاري رسيده است كه 36 ميليون دلار آن به برنامه‌هاي راديو صداي امريكا و راديو اروپا آزاد با هدف خدشه‌دار نمودن چهره ايران اختصاص يافته است. علاوه بر اين دپارتمان دولت امريكا 5 ميليون دلار بودجه براي ترجمه اين برنامه‌ها به فارسي اختصاص داده است. علاوه بر اين، مايكل رابين مي‌گويد كه پروژه انقلاب‌هاي مخملي بايد در مورد ايران هم اجرا شود، به اين صورت كه با تغييرات فرهنگي در ايران اين كشور وتوي فرهنگي شود.

ديگر محور اين طرح تمركز بر نيروهاي داخلي براي كاهش مشروعيت رهبران نظام و زمينه‌سازي براي تغيير نرم رژيم است.

در مجموع به نظر مي‌رسد دلايل چندي موجب شده است تا شاهد نوعي چرخش ظاهري در ادبيات سياسي مقامات امريكا در قبال نظام جمهوري اسلامي و ماهيت و موجوديت آن باشيم. به ديگر سخن عواملي مانند نااميدي واشنگتن به تغيير قهري و نرم نظام اسلامي و امكان تهييج جنبش‌هاي اجتماعي، شكست سياست تغيير قهري رژيم در عراق و بحران امنيتي پس از سقوط رژيم بعث در اين كشور و نيز علل ريشه‌اي تر، تاريخي‌تر و بنيادي‌تر ديگر موجب شده است تا گفتمان تغيير نظام اسلامي تا حد زيادي افول يابد و به جاي آن انديشه جنگ نرم اهميت يابد. (كروس، پيتر)



نتيجه‌گيري

در مجموع به نظر مي‌رسد به رغم تنوع و تكثري كه در تئوريزه كردن راهبردهاي كلان واشنگتن در قبال جمهوري اسلامي در عرصه آكادميك و محافل سياسي - رسانه‌اي وجود دارد، رويكرد جنگ نرم در قالب ناتوي فرهنگي، جنگ رسانه‌اي، قدرت نرم و شبكه‌سازي از اهميت خاصي برخوردار است.

جنگ نرم فرايندي هدايت شده (پروژه) و به شدت متأثر از محيط داخلي و بين‌المللي است. در محيط داخلي، زمينه‌هاي تهديدات نرم بسيار گسترده و پيچيده‌اند، به نحوي كه از سوءرفتار يك مقام مسئول در برخورد با مردم تا سوءمديريت در بخش‌هاي اجرايي و فساد اداري و‌… مي‌تواند عاملي براي ايجاد زمينه‌هاي جنگ نرم و نارضايتي عمومي باشند. به همين دليل در عرصه داخلي تمام دستگاه‌هاي دولتي در جلوگيري از شكل‌گيري زمينه‌هاي جنگ نرم مسئوليت دارند.

اساساً بدون بالا بردن ظرفيت مسئوليت‌پذيري تمام دستگاه‌هاي دولتي نمي‌توان با تهديدات نرم و جنگ نرم مقابله كرد. در عرصه بين‌المللي نيز با توجه به نقش اساسي عامل خارجي در جنگ نرم، بايد با طراحي سياست خارجي منطقي و تهاجمي از دخالت ساير كشورها در امور داخلي و تعرض به حاكميت كشور جلوگيري كرد.

از آنجايي كه براي مقابله با تهديدات نرم داشتن استراتژي بيش از داشتن قدرت مؤثر است، در نتيجه شايسته است استراتژي مقابله‌اي با پروژه جنگ نرم در دو حوزه داخلي و بين‌المللي تدوين و نقش هر يك از نهادهاي دولتي در آن مشخص و تبيين شود. در اين راستا، تقويت توانمندي‌هاي كنترلي سازمان‌هاي امنيتي ضروري است. در راستاي تقويت توانمندي‌هاي امنيتي نيز براي جلوگيري از افزايش بي‌رويه هزينه‌هاي امنيتي و تأثير منفي آن بر بودجه‌ ساير بخش‌ها، بايد نسبت به هماهنگي كامل نهادهاي امنيتي كشور جهت بهره‌وري كامل از ظرفيت‌هاي امنيتي موجود اقدامات لازم در دستور كار قرار گيرد.

- پيشبرد طرح‌هاي توسعه‌اي در مناطق محروم و مرزي در ابعاد مختلف جهت از بين بردن ظرفيت‌هاي واگرايي و زمينه‌هاي اعتراض اجتماعي مانند فقر، ناامني، تورم، بيكاري، ترافيك و …

- پرهيز از تهديدانكاري بيش از حد در فعاليت نهادهاي غيردولتي و گسترش آزادي‌هاي مدني در چارچوب قانون اساسي همراه با هوشياري لازم جهت اجتناب از تهديدات احتمالي اين نهادها در حوزه‌هاي امنيت سياسي و اجتماعي.

- تلاش براي عملياتي كردن حداكثر ظرفيت‌هاي معطل‌مانده قانون اساسي در حوزه مردم‌سالاري ديني.

- تقويت زيرساخت‌هاي فرهنگي - آموزشي با هدف تقويت حس ميهن‌دوستي.

- تقويت كنترل و نظارت عام بر نهادهاي غيردولتي با قانون‌"ذاري مناسب در اين حوزه.

- نظارت و كنترل بر سازمان‌هاي مردم‌نهاد و موضوع فعاليت آنان و به ويژه درآمدها و كمك‌هاي مالي به آنان.

- همسان كردن ظرفيت‌هاي سازمان‌هاي امنيتي كشور با ماهيت تهديدات نرم.

- افزايش كارآمدي نظام اداري و اجرايي كشور.

- فراهم آوردن زمينه عضويت نخبگان در نهادهاي دولتي و سياسي با هدف جلوگيري از جذب آنان در جبهه مخالفان.



پي‌نوشت‌ها

1- http: //www. aei. org/publications/pubID. 26987,filter. all/pub-detail. asp.

2- Kogut,B. ,A. Metiu. 2001. Open Source Software development and distributed innovation. Oxford Rev. Econom. Policy (17(2) 248-264.

3- W. G. Austin,S. Worchel,eds. The Social Psychology of inter - Group Relations. Brooks. Brooks /Coole, Monterey, CA.

Taylor, C. T. ,Z. A Cilberston. 1973. The Economic Impact

4- محمود سريع‌القلم، مباني نظري سياست خارجي دولت بوش، فصلنامه مطالعات منطقه‌اي، زمستان 1381، ص 10.

5- Michael Robin, Can Iran be Trustedي AEI, Middle Eastern out Look, 1 Sept 2006, p. 5.

6- Robert Kagan, "It s the Regime, stupid', Washington Post, 29 Jan 2006, p. 7.

7- Abbas Milani, Michael McFaul, To Tame Tehran, Washington Post, 28 Jan, 2006, p. 21.

8- http: //www. tebyan. net/Archive/Society-Politics/2007/8/2/44061. html

9- http: www. brookings. edu/opinions/2007/09middleeast-telhami. aspx.

10- http: //www. aei. org/events/eventID. 1254,filter. all/event-detail. asp.

11- Ibn Rushd Fund for Freedom of Thought, "Who Are Weي" Web page, n. d.

12- گفتگوي پژوهشگر مؤسسه رند با كاركنان كميسيون ايالات متحده در زمينه آزادي مذهبي در سطح بين‌المللي، واشنگتن دي. سي. نوامبر 2005.

13- David McCullough, Truman, New York: Simon and Schuster, 1992, P. 546.

14- George Kennan, Memoirs: 1952 - 1950, Boston: Little, Brown, 1967. Pp. 319-320.

15- Walter L. Hixson, George F. Kennan: Cold War Iconoclast, New York: Couumbia University Press, 1989. p. 56.

16- Edward P. Lilly, "The Development of American psychological operations, 1945 - 1951," December 19, 1951, Box 22. p. 35. Records of the Psychological Strategy Board, Harry S. Truman Library.

17- Policy Phanning Staff to National Security Group 273, Records of the National Warfare," 4 May 1948, Record Group 273, Records of the National Security Council, NSC 10/2. National Archives and Records Administration.

18- Peter Grose, Operation Rollback: America s Secret War Behind the Iron Curtain, Boston: Houghton Mifflin, 2000, p. 98.

19- http: //www.brookings.edu/testimony/2007/1023iran.aspx.
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 9 September 2009   #41
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 33,954
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

در جنگ‌هاي جديد ابزارهاي فناوري و ابزارهاي ارتباطي و الكترونيكي و رسانه‌ها براي عمليات رواني عليه مردم به كار مي‌رود و هدف دشمن كاهش آستانه تحمل ملي و كاهش پايداري مردم است.

سطوح تهديد تغيير جدي كرده است. تهديد، عنصر ثابتي نيست و شكل تهديد، با تغييرات فناوري تغيير يافته است. امروزه صورت جنگ‌ها از نبردهاي رودررو به نبردهاي اطلاعاتي و رواني و جنگ‌هاي نرم تبديل شده است.

در جنگ نرم، دشمنان به آرامي‌ از داخل جبهه خودي ، مقاومت مردم را كاهش داده است و با ايجاد ترس و دلهره و تغيير در ارزش‌ها و باورها،روحيه مردم را براي پايداري و ايستادگي ضعيف مي‌كند.

امروزه براي مقابله با تهديدات جديد بايد دانايي را افزايش داد و افزايش دانايي ، توانايي ما را افزايش مي‌دهد.
در جهان امروز، علاوه بر استفاده از سخت افزارهاي نظامي‌گرايش دشمنان به سوي عمليات اقتصادي، فرهنگي و رواني سوق يافته و تهديدات جديد دشمن حمله به ساختارهاي سياسي، فرهنگي، اقتصادي و رواني كشور و مردم است. خطر تهديدات ناشناخته به نحوي است كه لازم است هر يك از ما دانش خود را در شناخت تهديدات جديد افزايش دهيم تا با توسعه ادبيات پدافند غيرعامل بتوانيم براي حفظ خود، خانواده و جامعه‌مان تلاش كنيم.
يادمان باشد برنامه‌هاي دفاع غيرعامل، بدون بهره‌گيري از سلاح براي كاهش آسيب پذيري ما و افزايش پايداري در مقابل دشمن خارجي برنامه‌ريزي مي‌شود و مردم به‌عنوان كساني كه امروزه هدف غيرمستقيم تهديدات خارجي هستند، لازم است با ابعاد گوناگون پدافند غير عامل آشنا شوند.
امنيت از مفاهيم آشناست كه به معناي حفاظت در مقابل خطرات و داشتن احساس ايمني خاطر است. حفظ خود و رهايي از ترس به خطر افتادن جان مردم و ترس از به خطر افتادن استقلال كشور، امنيت معنا مي‌شود.
پس امنيت شامل همه ابعاد سياسي، فرهنگي، اقتصادي، زيست محيطي، رواني، فردي و اجتماعي مي‌شود و به خطر افتادن امنيت سياسي، فرهنگي اقتصادي كشور از طريق حفاظت در مقابل تهديدات عيني و ذهني و رواني دشمن است. تهديد سخت از طريق به كار بردن ابزار جنگي و نظامي‌براي تحميل اراده به ديگران انجام مي‌شود. تهديدات نرم نيز وجود دارد كه معمولاً دشمنان با استفاده از ابزار سياسي، اقتصادي و فرهنگي براي ايجاد رعب در مردم و به وجود آمدن شرايط بحران و نگراني‌هاي اجتماعي، سياسي و در خطر قرار دادن ساختارهاي سياسي و اجتماعي كشور آن را در دستور كار خود قرار مي‌دهند تا همين مساله به آرامي‌ و نرمي ‌در مردم نوعي ميل به عدم دفاع و ايستادگي را به وجود آورد و دقيقاً نوعي عمليات رواني بدون استفاده از سلاح صورت مي‌گيرد.
بحران هويت، بحران مشروعيت، بحران مشاركت، بحران نفوذ، بحران اقتدار و بحران توسعه از جمله بحران‌ها و آسيب‌هايي است كه مي‌تواند كشورها را مورد تهديد قرار دهد و اگر به آن رسيدگي نشود مورد بهره‌گيري دشمن قرار مي‌گيرد. در جهان امروز براي دفاع، لازم است به آسيب‌ها و بحران‌هاي سياسي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي توجه كرد تا اين‌گونه مسائل مورد سوء‌استفاده دشمنان قرار نگيرد.
هر حركتي كه روحيه يك ملت را هدف گيرد آن را تهديد نرم يا جنگ نرم مي‌گويند. مردان سياست مي‌گويند كه بزرگ‌ترين كار در تخاصم، تضعيف روحيه طرف مقابل يا جامعه طرف مقابل است. در دوران باستان، كشورها با سروده‌ها و اشعار و رجز خواني‌ها در ميدان جنگ براي تضعيف روحيه طرف مقابل اقدام مي‌كردند و امروزه روش‌ها ، تعاريف و مفاهيم تغيير يافته است و در مراحل اوليه با كمك جنگ نرم و ايجاد آسيب در حوزه‌هاي فرهنگي و اجتماعي و رواني انجام مي‌شود.
در جنگ نرم مردم و بخصوص نخبگان و كارشناسان جزو گروه‌هاي هدف هستند و دشمن سعي مي‌كند به طرف مقابل خود اعمال قدرت كند و بدون استفاده از زور و با استفاده از شيوه‌هاي پيچيده و غيرمستقيم طرف مقابل را به تأييد و انجام اعمال ناخواسته اي وادار مي‌كند كه در جهت اهداف خود است.
در جنگ نرم، دشمن براي نفوذ و دستيابي به اهداف خود به صورت‌هاي گوناگون عمل مي‌كند. ابتدا با ايجاد تغيير در افكار و آراي نخبگان و كارشناسان براي به‌وجود آمدن ترديد در ارزش‌ها و باورها و سپس با ايجاد تغيير در افكار توده‌هاي مردم و پذيرش اهداف و ارزش‌هاي مورد استفاده دشمن، فرصت تهديد و اعمال قدرت دشمن عملي مي‌شود.
پيچيدگي عمليات رواني و فرآيند اثرگذاري پنهان آن موجب شده است جنگ رواني به عنوان يكي از بُرنده‌ترين سلاح‌هاي غير ابزاري در مقابله و تعارض كشورها عليه يكديگر به شمار آيد؛ ابزار و روشي كه دشمن خارجي نزديك به 3 دهه عليه كشور ما به كار گرفته‌اند.


* بخش‌هايي از مقدمه كتاب منتشر نشده دكتر فردرو درباره پدافند غيرعامل
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 9 September 2009   #42
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 33,954
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

حقوق بشر يكي از اركان مهم جنگ نرم است
نویسنده خبرگزاری فارس ۰۴ دي ۱۳۸۷ غلامحسين الهام وزير دادگستري صبح امروز چهار شنبه در سومين هم انديشي مسئولان و كارشناسان روابط عمومي سازمان قضايي نيروهاي مسلح سراسر كشور، گفت: در دولت بيش از يكسال پيش جايگاه و ساختار روابط عمومي‌ها را در شأن مطالبه نظام اسلامي و انتظاري كه از آن‌ها مي‌رود تصويب كرده‌ايم ولي اجراي آن تاكنون متوقف شده است. غلامحسين الهام وزير دادگستري صبح امروز چهار شنبه در سومين هم انديشي مسئولان و كارشناسان روابط عمومي سازمان قضايي نيروهاي مسلح سراسر كشور، گفت: در دولت بيش از يكسال پيش جايگاه و ساختار روابط عمومي‌ها را در شأن مطالبه نظام اسلامي و انتظاري كه از آن‌ها مي‌رود تصويب كرده‌ايم ولي اجراي آن تاكنون متوقف شده است.
الهام با تاكيد اينكه تغيير نگرش نسبت به روابط عمومي‌ها سخت است، افزود: روابط عمومي‌ها بايد از درون بجوشند، اين امر را در دستگاه‌هاي اجرايي جا بيندازند و خلاءهاي موجود در ارتباط با كار روابط عمومي را بپوشانند و اين ابتكار را در عمل نشان دهند.
سخنگوي دولت با اشاره اينكه كار روابط عمومي جدي و مهم بوده و جزء مطالبات رهبر معظم انقلاب و مسئوليت مشترك همه ما است، خاطر نشان كرد: اميدواريم بتوانيم عينك رنگي نگاه به روابط عمومي‌ها را در سازمان‌ها برداشته و يك عينك واقع بينانه و دوربين نسبت به مسائل داشته باشيم.
وي به بخشش برخي مجرمان از سوي افراد شاكي حتي در حوزه اتهامات مالي و جاني اشاره كرد و گفت: سازمان قضايي به عنوان نهادي انقلابي در شرايط سخت به خصوص در ايام جنگ تحميلي اوضاع را مديريت كرد و در مجازات‌هاي نهادهاي نظامي به جزء جرم جاسوسي اعدام نداشته‌ايم و نداريم.
الهام با تاكيد بر اينكه از نظر عملي در دوران دفاع مقدس كارهاي سازمان قضايي به بهترين شكل ممكن صورت گرفته‌ است، افزود: حتي اين سازمان بدون اعمال قدرت قضايي و به صورت مردمي كار خود را دنبال كرد و در آن دوران نيازي به تشكيل دادگاه نظامي و قضايي نبود زيرا بخش عمده‌اي از افرادي كه جرم آنان در دوران جنگ فرار از خدمت بود فعاليت را در حوزه پدافند جزء ايام بيكاري خود مي‌دانستند و معتقد بودند كه بايد به دنبال كاري باشند كه مفيد واقع شوند بنابراين نمي‌توان گفت كه در كار آنان روح مجرمانه حاكم بود بلكه يك جرم شكلي را شاهد بوديم.
وزير دادگستري تصريح كرد: زندان به شكلي كه زنداني آن به فكر فرار از آن بيفتد در نيروهاي مسلح وجود ندارد كه اين موضوع وابسته به فرهنگ جامعه ما است و ما بايد اين جايگاه را بشناسيم.
وي با بيان اينكه حاكمي كه مردم را دوست نداشته باشد و توانايي برقراري ارتباط با آنان را نداشته باشد نمي‌تواند با عدل با آنان برخورد كند، گفت: اين نگاه بايد در روابط عمومي‌ها تبلور پيدا كند چرا كه همه درد مردم از بي عاطفگي برخورد دستگاه‌هاي اداري است و نظام بروكراسي و سيستم نگاه حاكمانه و خشن را در مردم بايد اصلاح كنيم و مسلماً اين كار روابط عمومي‌ها است و حتي برخورد مهربانانه با مردم در دستگاه‌‌‌هاي قضايي هم شدني است.
الهام با تاكيد بر اينكه ايجاد احساس عدالت و امنيت در جامعه را جزء اصول اصلي مورد نظر دستگاه‌هاي قضايي است، افزود: مهمترين ركن در اهميت امنيت در جامعه اين است كه مردم باور كنند عدالت به طور گسترده در جامعه وجود دارد و تحقق اين موضوع تنها با تعامل با مردم و اطلاع رساني صورت مي‌گيرد.
الهام با تاكيد بر اينكه ضعف اطلاع رساني باعث ضعف در داوري مي‌شود، گفت: مردم وقت داوري در امور را ندارند اين كار روابط عمومي‌ها است تا با هنر خود گوشه‌هايي از اطلاعات را به مردم برسانند و در اين راه معتقدم به منشور اطلاع رساني در حوزه‌هاي قضايي نيازمنديم.
الهام خاطر نشان كرد: اطلاع رساني در حوزه‌هاي قضايي به معناي اطلاع رساني از ناهنجاري‌ها نيست چون ناهنجاري در تمامي جوامع وجود دارد و اين اشاعه ناهنجاري است كه مشكل دارد.
وي ادامه داد: به طور خاص در قوه قضائيه به يك اصول و منشور اطلاع رساني به عنوان يك ضرورت نياز داريم و دامنه اين منشور بايد از پروژه‌هاي قضايي آغاز شود و به فرهنگ سازان، فيلمسازان و كساني كه فرهنگ اجتماعي را ترويج مي‌كنند ختم شود كه در اين راه روابط عمومي‌هاي حوزه‌هاي قضايي مي‌توانند بهترين نقش را ايفا كنند.
وزري دادگستري با تاكيد بر اينكه علاوه بر اين موضوع امروز مهمترين پديده جنگ نرم است كه در حوزه آن مهمترين ابزار رسانه‌ها و افراد اطلاع رساني هستند، افزود: بايد در پايگاه آفند و پدافند جنگ نرم به طور خاص در برنامه داشته باشيم و در اين بين روابط عمومي‌ها و رسانه‌ها بايد ابزارهاي اصلي ما در راه مقابله با جنگ نرم باشند.
الهام با بيان اينكه موضوع حقوق بشر يكي از اركان مهم جنگ نرم است، گفت: در اين حوزه بايد تدابير بهتري براي حمله داشته باشيم و به تعبير رهبر معظم انقلاب ما خود در اين حوزه بايد سئوال داشته باشيم.
سخنگوي دولت با اشاره به هدف قرار گرفتن دولت از سوي جبهه كفر، افزود: به دليل اينكه دولت گفتمان انقلاب و امام را ترويج مي‌كند جبهه كفر سعي دارد تهاجمات بسياري را عليه دولت انجام دهد و هدف اصلي اين تهاجمات انقلاب اسلامي ايران است و آنها با اين كار مي‌خواهند بگويند گفتمان امام كارآيي لازم را ندارد و بنا به فرموده رهبر معظم انقلاب بي‌بند و باري را در حمله به دولت از سوي دشمن شاهد هستيم.
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 9 September 2009   #43
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 33,954
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

معرکه جنگ نرم
شنبه, 07 شهريور 1388 08:27

ايجاد فرهنگ اعتقادي شیعه، تبليغات براي بي‌اعتبار كردن مسوولان حكومت، نهادها، دستگاه‌ها، سپاه، بسيج و حركت در اعتمادزدايي براي گرفتن روح اعتماد از مردم نسبت به كارآمدي و سلامت حاكميت، بخشي از اجزاي جنگ نرم آغاز شده از سوي دشمن است. البته از آنجايي که هميشه جنگ نرم، محصول خود را در انتخابات درو مي‌كند، دشمنان در انتخابات دهم نمونه شکست خورده يک حمله را تجربه کردند.
رهبرمعظم انقلاب اسلامي در ديدار صميمانه خود با دانشجويان با اشاره به جنگ نرم عظيمي كه دشمنان در مقابل ملت ايران و نظام اسلامي به راه انداخته‌اند، نخبگان فكري از جمله دانشجويان را به هوشياري و فعاليت مبتني بر فكر و تدبر در اين عرصه فراخواندند و فرمودند:‌ «دانشجويان عزيز، افسران جوان ايران و جمهوري اسلامي در جبهه مقابله با جنگ نرم دشمنان و جريان شيطاني متكي بر زور و تزوير و پول هستند.» اين نکته دقيق فرماندهي کل قوا در تبيين مساله جنگ نرم در کشور بر‌اساس شناخت دقيق ايشان از شرايط کنوني و آينده کشور و ترفندهاي آتي دشمنان در اين جنگ نوپا و سهمگين در کشور است.
يکي از مهم‌ترين خاکريزهاي جنگ نرم دشمن، دانشگاه است، از اين رو افسران جوان ايراني باید در اين کارزار، نقش اساسي در عقب راندن دشمنان و جلوگيري از حمله‌هاي آتي آنها را بر عهده داشته باشند.
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در اين ديدار که حاوي نکات بسيار ارزنده و تعيين کننده در سطوح مختلف کشور بود، با اشاره به شكست توطئه جنگ نرم در برهه کنوني کشور فرمودند: « خوشبختانه دشمنان همچنان مسائل ايران را بد مي‌فهمند و ملت ايران را نمي‌شناسند به همين علت در حوادث اخير نيز از ملت تو دهني و سيلي خوردند اما هنوز نااميد نيستند و ماجرا را رها نمي‌كنند.‌» معاندان نظام از جنس قوي و ضعيف به ميزان کينه‌ورزي خود از انقلاب اسلامي در دهه چهارم انقلاب و در راستاي اهداف شوم خود تلاش مي‌کنند با استراتژي براندازي نرم، فضاي جهان را به راهبرد بين‌المللي خود تبديل کنند. آنها در اين مسير به طرق گوناگون سعي مي‌کنند با به انزوا کشاندن جمهوري اسلامي ايران در عرصه بين‌المللي و ايجاد تحريم‌هاي مختلف عليه نظام آن را سرنگون کنند، ولي ملت ايران همواره با هوشياري توصيف‌ناپذيري در مقابل اين تهديدها ايستادگي مي‌کنند و نمي‌گذارند معاندان به اهدافشان برسند. به‌طور قطع تئوري خام تغيير ساختار حكومت‌ها برمبناي اثرگذاري به انديشه‌‌‌ها، افكار و باورهاي مردم، تحريک و اغفال نخبگان با آرايش قوي شبه نظامي در رسانه‌ها و انجام حرکت آخر با پشتيباني و حمايت‌هاي خارجي تئوري شکست‌خورده‌اي خواهد بود که بناي آن از شناخت ضعيف از مردم کشور است، زيرا که در انقلاب اسلامي در موارد متعددي مردم در حرکت‌هاي اساسي جلوتر از نخبگان حرکت مي‌کنند و نخبگان جامعه در ساختار ايران اسلامي با نخبگان غرب‌زده ساير ملل مشابه که نسخه‌هاي انقلاب رنگي در آنها به اجرا رسيده اصلا قابل مقايسه نيستند.
به هر حال مي‌بايست آن‌گونه كه رهبر انقلاب فرمودند بايد نخبگان همراه با بصيرت و معرفت سياسي و بينش سياسي و فهم عميق از شرايط و تحولات کشور بدون تاثير دادن گرايش‌هاي مختلف فردي و گروهي حقايق را براي تنوير افکار عمومي در معرکه جنگ نرم دشمنان بازگو کنند.
< قبلی بعدی >
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 9 September 2009   #44
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 33,954
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

دريادار صفاري:جنگ نرم از هر حوزه تهديد ديگري پيچيده‌تر و وسيع‌تر است

.:دريادار صفاري:
جنگ نرم از هر حوزه تهديد ديگري پيچيده‌تر و وسيع‌تر است
خبرگزاري فارس: فرمانده نيروي دريايي سپاه با اشاره به راهبردهاي دشمنان انقلاب اسلامي در براندازي نظام گفت: توسعه و گسترش پروژه جنگ نرم عليه ايران را بايد ناشي از گسترش حس تنفر از آمريكا در جهان دانست.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي كل سپاه، دريادار مرتضي صفاري فرمانده نيروي دريايي سپاه در مراسم اختتاميه بيست و چهارمين دوره آموزش‌هاي درجه داري اين نيرو با اشاره به رسالت و مأموريت سپاه در صيانت از انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن در سه حوزه تهديدات سخت، نيمه سخت و نرم تأكيد كرد: امروز جنگ نرم به مراتب از هر حوزه تهديد ديگري پيچيده‌تر، وسيع‌تر و خطرناك‌تر و مقابله با آن مستلزم ابزار خاص، دانش، درايت، هوشياري، معرفت، بينش و بصيرت است.
صفاري در ادامه با بيان اين كه پاسداران انقلاب اسلامي بايد به ابزارها و ملزومات مقابله با آسيب‌ها و تهديداتي كه انقلاب را تهديد مي‌كند مجهز باشند، تأكيد كرد: مهم‌ترين ابزار پيروزي در ميدان جنگ نرم، بصيرت، معرفت و معنويت است.
وي با اشاره به موقعيت استراتژيك ايران و انقلاب اسلامي در جهان افزود: ايران امروزه به لحاظ وسعت سرزميني، كميت جمعيت، كيفيت نيروي انساني، امكانات نظامي، منابع طبيعي سرشار و موقعيت جغرافيايي ممتاز در منطقه خاورميانه و هارتلند نظام بين‌الملل به قدرتي كم‌نظير تبديل شده است كه از ديد كارشناسان سياسي كشورهاي غربي، ديگر نمي‌توان با يورش نظامي و جنگ سخت آن را سرنگون كرد.
فرمانده نيروي دريايي سپاه با ارائه تحليلي از عمليات رواني و جنگ نرم دشمن اظهار داشت: دشمن اخيرا در استراتژي خود، تنها راه سرنگوني نظام جمهوري اسلامي را در پيگيري مكانيسم‌هاي جنگ نرم و به كارگيري تكنيك‌هاي عمليات رواني با استفاده از سه راهبرد دكترين مهار، نبرد رسانه‌اي و سامان‌دهي و پشتيباني از نافرماني مدني جستجو مي كند.
صفاري خاطرنشان كرد: توسعه و گسترش پروژه جنگ نرم عليه ايران در مقطع كنوني را بايد ناشي از گسترش حس تنفر از آمريكا در جهان دانست كه به نظر سران كاخ سفيد ايران مركز اصلي ايجاد اين تنفر و گسترش آن است.
وي كه در جمع دانشجويان دوره درجه داري نيروي دريايي سپاه سخن مي‌گفت، ادامه داد: استراتژي آمريكا براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران در شرايط كنوني مبتني بر اقدامات غيرنظامي و نرم در كنار تهديد به اقدام نظامي است.
فرمانده نيروي دريايي سپاه در ادامه گفت: پديده جنگ نرم كه هم‌اكنون به عنوان پروژه‌اي عظيم عليه جمهوري اسلامي ايران در حال تدوين و در برخي حوزه ها وارد فازهاي اجرايي شده است در شاخص‌هايي مانند ايجاد نابساماني اقتصادي، شكل دادن به نارضايتي در جامعه، تأسيس سازمان‌هاي غيردولتي در حجم گسترده، جنگ رسانه‌اي، عمليات رواني براي ناكارآمد جلوه دادن دستگاه اداري و اجرايي دولت، تضعيف حاكميت از طريق روش‌هاي مدني و ايجاد ناتوي فرهنگي متبلور مي‌شود.
صفاري در بخش ديگري از سخنان خود اظهار داشت: وقتي ابزارها و امكانات سخت افزاري و آموزش هاي تخصصي در اختيار انسان هاي متعهدي قرار مي گيرد كه ولايت مداري، بينش سياسي و اعتقادي، معرفت ديني و اعتقادي با گوشت و پوست و خون آنها عجين و آميخته است، غلبه بر هر قدرت مادي در هر سطحي كه باشد ممكن و قابل تصور است.
وي در عين حال تأكيد كرد: مقابله با هر تهديدي بايد از جنس همان تهديد باشد.
فرمانده نيروي دريايي سپاه با اشاره به راهبردهاي دشمنان انقلاب اسلامي در براندازي نظام گفت: توسعه و گسترش پروژه جنگ نرم عليه ايران را بايد ناشي از گسترش حس تنفر از آمريكا در جهان دانست كه از نظر سران كاخ سفيد، ايران مركز اصلي آن است.
انتهاي پيام/ك
©2009 Fars News Agency.

منبع: خبرگزاري فارس 1388/06/18
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 9 September 2009   #45
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 33,954
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

سايت شخصي علي خضريان
جنگ نرم چيست؟
کليد خوردن جنگ نرم عليه ايران در مقطع فعلي را بايد ناشي از گسترش حس تنفر از آمريکا در جهان دانست که به نظر سران کاخ سفيد "ايران" مرکز اصلي ايجاد اين تنفر و گسترش آن است

پاتوق شیشه ای- پس از سخنان مهم رهبر معظم انقلاب در خصوص جنگ نرم دشمنان عليه نظام جمهوري اسلامي و با توجه به اينكه دانشجويان را افسران جوان اين جنگ در جبهه خواندند و همچنين در ديدار با اساتيد دانشگاهي ضمن تأكيد بر اين مهم اساتيد را فرماندهان جنگ نرم معرفي كردند، به نظر مي رسد كه مهمترين عوامل اين مهم در دانشگاه شكل مي گيرند و از اين رو لازم به نظر مي رسد تا در خصوص آن دقت نظريه بيشتري صورت گيرد.
"مارک پالمر" يکي از استراتژيست هاي معروف آمريکايي است که از او به عنوان يکي از نوآوران سياست خارجي ايالات متحده نام مي برند. پالمر در دولت هاي نيکسون، کارتر، ريگان و بوش در وزارت خارجه مشغول بوده و اکنون علاوه بر اينکه مدير دپارتمان تحقيقاتي "مرکز سياست خارجي سابان" در موسسه بروکينگز مي باشد، عضو "کميته خطر جاري" است که اخيرا و در پي تحولات پيش آمده پس از يازده سپتامبر 2001 گزارشي تحت عنوان "ايران- آمريکا، رهيافت جديد" را به نگارش درآورد. لازم به توضيح است کميته خطر جاري در اوج جنگ سرد و در دهه 1970 ميلادي و با مشارکت اساتيد برجسته علوم سياسي و مديران سابقه دار سازمان سيا و پنتاگون تاسيس شد و يکي از موفقيت آميزترين اقدامات در جريان رقابت دو ابر قدرت شرق و غرب طراحي و اجراي مراحل مختلف سناريوي فروپاشي ابرقدرت شرق از طريق "جنگ نرم" (Soft War) در سال هاي پاياني دهه 1980 بود. در آن مقطع و در پي اصلاحات گورباچف مبني بر ايجاد فضاي باز سياسي و تغيير در قوانين اقتصادي (پروسترويکا) اين کميته با منتفي دانستن جنگ سخت و رودر رو با اتحاد جماهير شوروي تنها راه به زانو درآوردن بلوک شرق را جنگ نرم و فروپاشي از درون معرفي کرد. سياستگذاران پنتاگون و سيا با سه راهبرد دکترين مهار، نبرد رسانه اي و ساماندهي نافرماني مدني اتحاد شوروي را به فروپاشي و شکست واداشتند.مارک پالمر نويسنده گزارش "ايران- آمريکا، رهيافت جديد" در استدلال خود صراحتا باايده تهاجم نظامي عليه جمهوري اسلامي ايران نيز مخالفت کرده و اعلام نموده ايران به لحاظ وسعت سرزميني، کميت جمعيت، کيفيت نيروي انساني، امکانات نظامي، منابع طبيعي سرشار و موقعيت جغرافيايي ممتاز در منطقه خاورميانه و هارتلند نظام بين الملل به قدرتي کم نظير تبديل شده که ديگر نمي توان با يورش نظامي و جنگ (Hard War) آن را سرنگون کرد بلکه تنها راه سرنگون سازي نظام جمهوري اسلامي پيگيري مکانيسم هاي جنگ نرم و استفاده از تکنيک هاي عمليات رواني تبليغاتي با استفاده از 3 تاکتيک دکترين مهار، نبرد رسانه اي و ساماندهي و پشتيباني از نافرماني مدني است. در پايان اين گزارش همچنين با منتفي دانستن هرگونه گفتگو و مذاکره مستقيم با مقامات ايراني آمده است: "گفتگو فقط حکومت ايران را تقويت و محکم مي کند و بايد از طريق انزوا و تقويت مخالفان داخل و خارج حکومت در جهت تغيير اين رژيم تلاش کرد."اما به راستي جنگ نرم چيست و تکنيک ها و روشهاي اجرايي آن کدامند؟ و چرا مقامات کاخ سفيد براي اجراي آن عليه ايران وارد عمل شده اند؟..."جنگ نرم" در برابر "جنگ سرد" (Hard War) در حقيقت شامل هرگونه اقدام رواني و تبليغات رسانه اي است که "جامعه هدف" يا گروه هدف را نشانه مي گيرد و بدون درگيري نظامي و گشوده شدن آتش رقيب را به انفعال يا شکست وا مي دارد.
اصطلاح "جنگ رواني" خود مقوله مفصلي است و با شگردها و شيوه هاي متنوعي اجرا مي شود و بايد آن را يکي از اشکال و زير مجموعه هاي جنگ نرم دانست. جنگ رايانه اي و اينترنتي و راه اندازي شبکه هاي راديويي و تلويزيوني و... نيز اشکال ديگر جنگ نرم هستند. کليد خوردن جنگ نرم عليه ايران در مقطع فعلي را بايد ناشي از گسترش حس تنفر از آمريکا در جهان دانست که به نظر سران کاخ سفيد "ايران" مرکز اصلي ايجاد اين تنفر و گسترش آن است و در آمريکا براي مقابله با اين موج "نيروي واکنش سريع" تشکيل شده تا اولا به خنثي سازي نفوذ معنوي ايران در کشورهاي اسلامي و منطقه خاورميانه بپردازد و ثانيا با القاي خطرناک بودن ايران براي امنيت همسايگان اذهان عمومي از اقدامات و نقشه هاي ايالات متحده منحرف شود. ايالات متحده با 444 ميليارد دلارسرمايه گذاري درزمينه اطلاعات (IT) در رتبه نخست اين فناوري قرار دارد. بنابراين از بستر لازم براي راه اندازي جنگ مجازي (سايبر) عليه هر کشوري که در مغايرت با سياست ها و منافع آن باشد برخوردار است. جنگ نرم در پي از پاي درآوردن انديشه و تفکر جامعه هدف است تا حلقه هاي فکري و فرهنگي آن را سست کند و با بمباران خبري و تبليغاتي در نظام سياسي- اجتماعي حاکم تزلزل و بي ثباتي تزريق کند. پروژه "ناتوي فرهنگي" که چندي پيش مقام معظم رهبري آن را مورد تاکيد و توجه قرار دادند مشتمل بر خط تهاجمي دشمن و تلاش معاندان نظام براي ورود از عرصه هاي فرهنگي، هنري و رسانه اي است تا به سياه نمايي عليه ايران بپردازند. رويکرد اصلي ناتوي فرهنگي جنگ نرم و هدف اصلي آن فروپاشي علقه ها و پيوندهاي همگرايانه ملتي است که حدود سه دهه با تمام فشارها و کاستي ها، صبر و مدارا پيشه کرده و راه پيشرفت و مقاومت در برابر زورگويي و انحصارطلبي دشمنان را برگزيده است. آمريکا و جريان صهيونيسم بين الملل براي عملياتي ساختن جنگ نرم و ناتوي فرهنگي عليه جمهوري اسلامي ايران طي سالهاي گذشته و همچنين براي سالهاي آينده راهبردها و شيوه هاي زير را طراحي کرده اند:
الف- پيگيري پرونده هسته اي ايران و القاي غيرصلح آميز بودن اين فناوري و اينکه ايراني ها تلاش دارند بمب اتمي بسازند واين نه تنها براي امنيت و ثبات منطقه و جهان خطرناک است بلکه موجب تقويت جبهه تروريست ها و جريان بنيادگرايي افراطي در جهان خواهد شد.
ب- سرمايه گذاري در رسانه هاي ديداري و شنيداري، آژانس هاي تبليغاتي و خبري و کمپاني هاي فيلمسازي براي ارائه تصويري سياه و خطرناک از جمهوري اسلامي ايران براي افکار عمومي جهان که آخرين نمونه آن ساخت و پخش فيلم ضدايراني 300 بوده نمونه ديگري از اين اقدامات به شمار مي آيد. فيلم ديگري نيز تحت عنوان "فرار از تهران" توسط کمپاني برادران وارنر در حال توليد است.
ج- ايجاد فضاي رسانه اي درباره دخالت ايران در عراق، لبنان و... به عنوان "بزرگترين مدافع تروريسم" که به عوامل ناامني در اين کشورها تسليحات داده و آنها را آموزش نظامي مي دهد.
د- حمايت از اصلاح طلبان و ايده جنبش دموکراسي خواهي و مقوله حقوق بشر، حقوق زنان و دامن زدن به مطالبات صنفي و اجتماعي در جنبش دانشجويي، جنبش کارگري و اعتراضات معلمان و همچنين سازماندهي نارضايتي ها و نافرماني مدني از طريق مطبوعات و احزاب و...
هـ - راه اندازي سايت هاي اينترنتي و ارائه نرم افزارهاي جاسوسي به عوامل خود در داخل کشور تا ابعاد مختلف جنگ رسانه اي به شکل اثر بخش تر طراحي واجرا شود.
و- تلاش براي تحليل مغرضانه از اوضاع داخلي و ايجاد فضاي وحشت زا و موهوم از احتمال بروز جنگ، آغاز دوره بحران اقتصادي و مشکلات عظيم ناشي از آن
ز- سوءاستفاده تبليغاتي از اجراي طرح هايي چون طرح امنيت اجتماعي به عنوان محدودکننده آزادي و حقوق زنان و نقش آزادي هاي مدني و اجتماعي
ح- ايجاد تقابل هاي سياسي بين سران ارشد نظام اسلامي و القاي اينکه جنگ قدرت در جمهوري اسلامي بين چند طيف در جريان است و نهايتاً فلان طيف يا فلان گروه پيروز شده و يا شکست مي خورند.
نهايتاً اينکه بايد گفت پازل رسانه اي آمريکا براي تحت فشار قراردادن ايران اسلامي طراحي شده و راهکار خنثي سازي و بي اثر کردن تلاش هاي دشمنان، ايجاد فضاي تک صدايي و همگرايي بين نيروهاي درون نظام و عمل به شعار "اتحاد ملي" (به عنوان رهيافت استراتژيک نظام اسلامي در سال 1386) مي باشد. افشاي حقايق و اوضاع داخلي آمريکا و نيز برملا کردن توطئه هاي غرب در خاورميانه و جهان اسلام و تقويت زمينه هاي انسجام ملي در زمره راهکارهايي هستند که مي توانند در ناکامي نقشه هاي مراکز استراتژي سازي دولت آمريکا در ايجاد جنگ نرم عليه ايران تاثيرگذار باشند./انتهای پیام/
__________________

آخرين ويرايش صبح ، Wednesday 9 September 2009 در 02:39PM.
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks

کلیدواژه ها
هيچيك


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو
ارزيابي اين گفتگو
ارزيابي اين گفتگو:

قوانين ارسال نوشته
شما می توانید سرنگار جدید ارسال کنید.
شما می توانید پاسخ ارسال کنید.
شما می توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 06:04AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts