بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Tuesday 29 May 2018   #1
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
حجاج یکی از شاگردان ودست پرودهای مکتب سقیفه واتباع سقیفه

در سال 95 هـ در چنین روزی ظالم سفّاک پلید حجّاج بن یوسف ثقفی به هلاکت رسید.

او در زمان ولید بن عبدالملک در شهر واسط ـ که خودش بنا کرده بود ـ با مرض آکله در شکمش به درک واصل شد.

مادر او فارعه (قارعه) نامی بود که قبل از همسری با یوسف بن عقیل پدر حجّاج، در منزل حارث بن کلده ی طبیب بود. هنگامی که حجّاج به دنیا آمد سوراخ مقعد نداشت، و طبیب برای او سوراخی قرار داد.

همچنین او شیر نمی خورد تا اینکه بُز سیاهی کشتند و از خونش بر پستان مادر و به صورت حجّاج مالیدند و او از روز چهارم پستان قبول کرد. به این سبب حجّاج خونخوار شد و می گفت :

بیشترین لذّت من در ریختن خون است.

این صفت از کسی که مدّت حمل او دو سال و نیم بوده و بیش از دو سال و نیم پس از مرگ پدرش به دنیا آمده بعید نیست !!؟

تعداد کشته شدگان به دست او را بجز جنگ ها، یکصد و بیست هزار نفر نوشته اند.

هنگامی که هلاک شد، در زندان او پنجاه هزار مرد و سی هزار زن بودند که 16 هزار از آن ها برهنه و عریان بودند، و قاعده ی آن ملعون این بود که زن و مرد و اطفال را با هم زندانی می کرد و زندان او سقف نداشت.

عدّه ی زیادی از دوستان و شیعیان امیر المؤمنین علی (علیه السلام) را شهید کرد، از جمله کمیل بن زیاد نخعی رَحِمَهُ الله، قنبر غلام امیر المؤمنین علیه السلام، عبد الرّحمن بن ابی لیلی انصاری رَحِمَهَما الله، که آن قدر او را تازیانه زد که امیر المؤمنین علیه السلام را سبّ کند و او مناقب آن حضرت را می گفت، تا حجّاج دستور داد او را شهید کردند.

دست و پای یکی از حواریّین امام زین العابدین (علیه السلام) به نام یحیی بن امّ طویل رَحِمَهُ الله را بُرید تا شهید شد. همچنین سعید بن جبیر رَحِمَهُ الله را به شهادت رسانید که 15 روز بعد از قتل او، حجّاج به درک واصل شد.

حجّاج به مرض آکله مبتلا شد. طبیب، تکّه گوشتی را به نخی بست تا آن ملعون بلعید. طبیب آخر نخ را نگه داشت، و بعد از لحظه ای نخ را کشید و دید چیزی نمانده است، و معلوم شد که به زودی جان به مالک جهنّم خواهد سپرد.

قبر او را در شهر واسط مخفی کردند و آب روی آن رها کردند ولی در زمان سفّاح قبر او را پیدا کردند، آنچه مانده بود سوزانده و بر باد دادند. او بیست سال در عراق حکومت کرد، و عمر نحسش 53 یا 73 سال بود.

منابع :

توضیح المقاصد : ص ۲۲.
روضات الجنات : ج 7، ص 259.
اربعین قُمی : ص 347 ـ 346.
بحار الأنوار : ج 39، ص 324، ج 42، ص 126، 149، ج 71، ص 220.
تتمّة المنتهی : ص 108 ـ 96.
7. الوقایع و الحوادث : ج 1، ص 156.

توضیح المقاصد : ص 22. الوقایع و الحوادث :ج 1، ص 157.
وهابیت داعش وطالبان وهمه جنایتکاران وآدم کشان امروز که ابناء ادعیا ومعادن الابن هستند تنها گردی از حجاج به طینت سجینی وجودشون خورده

وحجاج هم تنهابهره ای از نمه ای از خبیث ازل وابد داشت

لعنهم الله خذلهم الله اولاد بغایا ومعادن الابن رو


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 29 May 2018   #2
علوی
اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
 
نشان علوی
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2013
مكان: در زمین خدا زیر سایه پیامبر(ص) و علی(ع)
پاسخ‌ها: 1,655
ج: حجاج یکی از شاگردان ودست پرودهای مکتب سقیفه واتباع سقیفه

خدا لعنتش کنه
__________________
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَ أَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیرْاتِ وَ إِقَامَ الصَّلَوةِ وَ إِیتَاءَ الزَّکَوةِ وَ کاَنُواْ لَنَا عَابِدِینَ
صدق الله العلی العظیم
یا فاطمه الزهرا
علوی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از علوی بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 30 May 2018   #3
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: حجاج یکی از شاگردان ودست پرودهای مکتب سقیفه واتباع سقیفه

حجاج بن یوسف که بود؟


سیزده رمضان، سالروز مرگ حجاج بن یوسف ثقفی است. حجاج همان کسی بود که بعد از واقعه عاشورا کعبه را با منجنیق خراب کرد و بسیاری از شیعیان را به قتل رساند.


یکی از شخصیت­‌های مهم در دوره حکومت بنی‌امیه که جایگاه مهمی در استقرار و تحکیم بنای این حکومت داشته، حجاج بن یوسف بن حکم بن ابى عقیل بن مسعود بن عامر بن معتب بن مالک بن کعب بن عمرو بن سعد بن عوف بن ثقیف قسى بن منبه بن بکر بن هوازن بن منصور بن عکرمه بن خصفه بن قیس بن عیلان بن مضر از قبیله ثقفی[۱] بود که در سال چهل‌ودو هجری در طائف دیده به جهان گشود.[۲] در برخی منابع آمده است که وی در شبی که عمر بن خطاب مرد به دنیا آمد[۳] وی کسی بود که عبدالملک در مورد او به پسرش گفت: حجاج بود که ما را بر منبر خلافت قرارداد[۴] و برخی معتقدند که حجاج بلایی بود که خداوند به دعای عمر بن خطاب بر سر مردم عراق فرو فرستاده است.[۵]
گویند حجاج فردی بود که چشمان تنگ و کم‌­نور داشت و استخوان نشیمنگاهش دارای عیب و نقصان بود. از دیگر ویژگی­‌های جسمی او دارا بودن ساق­‌هایى بسیار لاغر و نازک، کوچک اندام و با صدایى نازک بود و بالاتنه کوتاهی داشت. کنیه‏‌اش ابو محمد بود و مادرش او را کلیب نام نهاده بود.[۶] مادرش فارغه دختر همام بن عروه بن مسعود ثقفی، همسر مطلقه حارث بن کلده بود که قبل از آن در نکاح مغیره بن شعبه بود[۷] و در ازدواجش با یوسف، حجاج را به دنیا آورد.
او در دوره حکومتش جمعی از قراء را جمع کرد و آنان را به شماره کردن حروف قرآن وادار کرد که باعث شد نسخه‌­ای متفاوت با نسخه عثمان پدید آید
در مورد تولدش این‌طور آمده که سحرگاهی حارث بر فارغه، مادر حجاج، وارد شد، وی را دید که دندان خویش خلال می­‌کند. حارث بیرون رفت و طلاق‌نامه برای زن فرستاد. بعدازآن یوسف بن ابی عقیل او را به زنی گرفت و او حجاج را که طفلی زشت‌رو بود، از مادر و غیر مادر پستان به دهان نمی­‌گرفت.[۸] در این موقع به او خون خوراندند و این پیشنهاد ابلیس بود که در قالب آدمی ظاهر گشته بود ابلیس از کار آن­ها پرسید، گفتند: «فارعه (این نام مادر حجاج بود) پسرى از یوسف آورده و پستان مادر و غیر مادر نمی­‌گیرد.» گفت: «یک بزغاله سیاه را بکشید و سق او را با خون بزغاله بیالایید روز دوم نیز چنین کنید و روز سوم بز سیاهى را کشتند و سق وی را با خون آن بیالایید، پس‌ازآن گوسفند سیاهى را بکشید و سق وی را با خون آن بیالایید، و صورتش را خون‏آلود کنید که به‌روز چهارم پستان خواهد گرفت.» گوید چنین کردند. به همین جهت پیوسته در کار خونریزى بی‌اختیار بود و می­‌گفت که بهترین لذت­هاى او خونریزى است و انجام اعمالى که دیگران از ارتکاب آن دریغ دارند.[۹] البته به نظر می­‌رسد این نقل افسانه باشد، چراکه غیرممکن به نظر می­‌رسد و شاید به سبب ظلم و آدمکشی حجاج به این صورت نقل گردیده است. ازجمله خصلت­‌های حجاج پرخوری بود که در برخی محافل نقل‌قول می­‌گردیده است.[۱۰]

حجاج و قرآن
پدرش یوسف از رجال سرشناس و اهل علم و فضل و شرف در قبیله ثقیف بود و درواقع شغل اصلی وی نیز تدریس قرآن در طائف بود.[۱۱] این‌که وى قرآن را به دیگران تعلیم می­‌داده برحسب رسوم زمانش نبوده است که آن را وسیله معاش خویش قرار می­‌دهند، بلکه وى به‌مقتضای اصولى که در صدر اسلام متداول بوده قرآن را به مردم تعلیم می‌­داده است.[۱۲]
پسرش حجاج نیز قرآن را خوب می­‌دانست و می­‌توان آن را از شغل پدرش فهمید. حجاج به خواندن قرآن اهمیت می‌­داد و آن را مهم می­‌دانست به‌طوری‌که گویند در این مورد عمر بن عبدالعزیز به وی حسادت می­‌کرد.[۱۳] البته می­‌توان آن را رد کرد و این مورد را از مواردی دانست که درباره حجاج و پدرش به خاطر جلب نظر وی گفته‌شده است، چراکه افسانه­‌هایی درباره زندگی حجاج در برخی منابع ذکر گردیده است. در مورد خوب قرآن خواندن حجاج، نقلی از مسعودی آمده که در آن به‌صراحت اعلام‌شده که حجاج قرآن را درست نمی­‌خوانده و این امر را هم برای خود ننگ نمی­‌دانسته است.[۱۴]
حجاج بن یوسف رئیس شرطه عبدالملک بود و عبدالملک نیز از دلیرى و اقدام او خوشش ‏آمد. حجاج در سپاه عبدالملک در جنگ علیه مصعب بن زبیر شرکت داشت.
همین‌طور نقل‌شده که روزی حجاج مشغول خواندن سوره هود بود و زمانی که به این آیه رسید: «قال یا نوح انه لیس من اهلک انه عمل غیر صالح»، نمی‌­دانست که عمل را چگونه اعراب بگذارد و قاری درخواست کرد.[۱۵]
او در دوره حکومتش جمعی از قراء را جمع کرد و آنان را به شماره کردن حروف قرآن وادار کرد که باعث شد نسخه‌­ای متفاوت با نسخه عثمان پدید آید و نیز دو باب در این مصحف جدید با عنوان «ما غیر الحجاج فی مصحف عثمان» و «ما کتب الحجاج بن یوسف فی المصحف» آمده و در آن تغییراتی که حجاج در قرآن داده، مشروحاً ذکر گردیده است.[۱۶]

ورود حجاج به حکومت
یکی از راه­‌هایی که حجاج وارد عرصه حکومتی شد، پدرش بود، چراکه بین یوسف و مروان آشنایی و دوستی وجود داشته است. زمانی که حکم از طرف پیامبر تبعید ­شد، به طائف رفت و در این موقع، یوسف معلم فرزندان مروان شد و می­توان همین موضوع را ازجمله دلایل جانب‌داری حجاج و پدرش از مروان پس از مرگ یزید دانست و در سپاه مروان در مقابل ابن زبیر نقشی پررنگ را ایفا کند. نخستین باری که نام حجاج و پدرش در قضایای سیاسی دیده می­شود، مربوط است به آغاز فعالیت­‌های مروان بن حکم برای تصدی خلافت که آن­ها در همان دوره مروان با او به شام رفتند.
حجاج وقتی به جوانی رسید و بالغ‌بر بیست سال شد، به پدرش در تدریس به کودکان کمک می‌­کرد[۱۷] و نخستین جایى که وى به‌عنوان والى بدان جا رفت، تباله، در حجاز بود و چون بدان کار مشغول شد، آن را کوچک و خرد احساس کرد و منصرف گردید، ازاین‌روی است که در مثل گویند: «بی‌ارج تر از تباله در نظر حجاج … »، سپس متصدى شرطه ابان بن مروان شد.[۱۸] بعدازآن حجاج بن یوسف رئیس شرطه عبدالملک بود و عبدالملک نیز از دلیرى و اقدام او خوشش ‏آمد.[۱۹] حجاج در سپاه عبدالملک در جنگ علیه مصعب بن زبیر شرکت داشت.[۲۰]
در ایام حج به مکه حمله کرد و بر بالای کوه ابو قبیس منجنیق نصب کرد، و شهر مکه را به منجنیق بست که در این حمله به خانه خدا نیز آسیب رسید
جنگ حجاج با زبیریان
چون عبدالملک بن مروان در سال هفتاد، مصعب بن زبیر را در کوفه کشت[۲۱]، مردم را براى بیرون رفتن به جنگ عبدالله بن زبیر فراخواند، پس حجاج بن یوسف ثقفى پیش او برخاست و گفت: اى امیرمؤمنان مرا به جنگ وى گسیل دار چون در خواب دیدم که گویى او را سر بریدم و بر سینه او نشستم و او را پوست کندم. گفت: تو خود این‌کاره‌ای و آنگاه او را با بیست هزار مرد شامی و غیر شامی به‌سوی مکه فرستاد.[۲۲] البته در شرف النبی آمده که حجاج گفت: من در خواب دیده‌‏ام که جبه او از او برکشیدم و خود در پوشیدم.[۲۳] با این اوصاف که چند سپاه برای شکست ابن زبیر به مکه فرستاده‌شده بود و ناکام ماند، حجاج در سال هفتادودو هجری به‌سوی مکه لشکر کشید.[۲۴] عبدالملک یک عهدنامه امان براى ابن زبیر هم نوشت و به حجاج داد که اگر تسلیم شد به او امان بدهد هم­چنین اتباع او همه در امان و آسوده باشند و اگر اطاعت نکرد با او بجنگد.[۲۵]
وی ابتدا با سپاهی بالغ‌بر هزار و پانصد نفر در طائف فرود آمد و سپس به همراه لشکرش راهی مکه شد.[۲۶]
قبل از حجاج، حصین بن نمیر در سال شصت‌وچهار هجری به مکه لشکر کشید؛ اما به سبب رسیدن خبر مرگ یزید به شام بازگشت. این بار حجاج با سپاه خود و با افزوده شدن طارق بن عمرو با پنج هراز نفر درراه مکه به او، با سپاهی هفت‌هزارنفری به جنگ زبیریان رفت و مکه و زبیریان را هشت ماه و هفده روز محاصره کرد.[۲۷]
بعد از یک ماه توقف در طائف، با کسب اجازه از عبدالملک، در ایام حج به مکه حمله کرد و بر بالای کوه ابو قبیس منجنیق نصب کرد،[۲۸] و شهر مکه را به منجنیق بست که در این حمله به خانه خدا نیز آسیب رسید.[۲۹] آورده‌‏اند که چون منجنیق راست کردند بر کعبه، از کعبه ناله‏‌اى آمد هم چون ناله آدمى که مى‏‌گفت: آه، آه.[۳۰]
اقیشر اسدى دراین‌باره چنین مى‏‌گوید:
«هرگز سپاهى چون خود ما ندیده‏‌ام که به نام حج گول بخورند و هرگز سپاهى را به آرامش خودمان ندیده‏‌ام، به‌سوی خانه خدا پیش رفتیم و پرده‌‏هاى آن را با پرتاب سنگ­هاى خود هم چون کودکان در عروسى (هم چون دخترکان و کنیزکان) به رقص درآوردیم، روز سه‌‏شنبه از منى با سپاهى که چون سینه فیل‏ استوار و بدون سر بود (کنایه از بزرگى و فراوانى لشکر است) آهنگ خانه خدا کردیم».[۳۱]
طارق در اول ذی‌حجه وارد مکه شد، بر کعبه طواف نبرد و سوى آن نرفت، اما محرم بود، سلاح مى‏‌پوشید؛ اما نزدیک زنان نمى‏‌شد و بوى خوش نمى‌‏زد تا وقتی‌که عبدالله بن زبیر کشته شد. ابن زبیر به‌روز قربان در مکه چند شتر کشت، اما آن سال نه وى و نه یارانش حج نکردند چون از وقوف در عرفه بازماندند.[۳۲]
در ماه صفر به مدینه آمد و سه ماه آنجا بود که مردم مدینه را تحقیر کرد و با آن­ها سخت گرفت و با یاران پیامبر رفتارى سبک داشت و مهر به گردن­‌هایشان نهاد.
حجاج برای این‌که ترس مردم شام از آتش‌­پرانی به مکه برطرف شود، خود همراه با آن­ها در پرتاپ سنگ شرکت مستقیم داشت.[۳۳] کعبه آتش گرفت و او با گستاخی تمام­تر حتی از ریختن کثافات نیز بر روی خانه خدا خودداری نکرد. کار به‌جایی رسید که یاران ابن زبیر از اطراف وی پراکنده شدند. بیشتر مردم مکه حتی دو پسر عبدالله؛ یعنی حمزه و حبیب نیز نزد حجاج رفته و از وی امان خواستند[۳۴] و نهایتاً جمادی‌الاول سال هفتادوسه هجری با آخرین مقاومت ابن زبیر و یاران باقیمانده‌­اش مکه سقوط کرد و عبدالله بن زبیر کشته شد. حجاج دستور داد پیکر او را بردار کشیدند و خون­‌های ناحق زیادی در این جریان ریخته شد.[۳۵] کشته شدن ابن زبیر روز سه‏‌شنبه هفده شب گذشته از ماه جمادى­‌الآخر سال هفتادوسه هجری بود. چون عبدالله بن زبیر کشته شد برادرش عروه از دست حجاج گریخت و به شام رفت و به عبدالملک پناهنده شد که او را پناه داد و گرامى داشت و عروه پیش او ماند.[۳۶] ازجمله علل شکست ابن زبیر را می­‌توان عبارتی که در الفخری آمده دانست: عبدالله بن زبیر از آغاز به مکه پناه برد، و مردم حجاز و اهل عراق با وى بیعت کردند عبدالله مردى بسیار بخیل بود، بدین‌جهت کارش رونق نیافت، و حجّاج به‌سوی او روان شد.[۳۷] البته نباید عملکرد حجاج را در این نبرد نادیده گرفت.
با این پیروزی حجاج، سرانجام شخصی که دوازده سال خواب و خوراک را به‌عنوان رقیبی برای خلافت امویان حرام کرده بود در سال هفتادوسه با سخت­‌کوشی حجاج از سر راه برداشته شد و این ازجمله دلایلی بود که عبدالملک مروان درباره حجاج گفت: حجاج بود که ما را بر منبر خلافت قرارداد.[۳۸] با مرگ ابن زبیر که قدرتش منحصر به حجاز نبود و شامل همه مناطق مسلمان‌نشین به‌جز شام می­‌شد، مروانی‌­ها ازاین‌پس بر همه مناطق مسلمان‌نشین مسلط گردیدند.
پس از پایان جریان مکه، حجاج کعبه‌­ای را که ابن زبیر بناکرده بود خراب کرد و از نو به همان اندازه­‌ای که در دوران پیامبر بود ساخت و سنگ­‌های زیادی را از بنای قبلی گرفت.[۳۹] حجاج شش ذراع و یک وجب جایگاه حجر را خراب کرد و آن را بر اساس قریش بنیان نهاد و درب غربى و هم زیر آستانه درب شرقى را مسدود کرد و سایر قسمت­هاى ساختمان را به همان شکل باقی گذاشت و هیچ­گونه تغییرى در آن نداد و بنابراین تمامى بنایى که ابن خلدون در مورد آن شرح می­‌دهد همان بناى ابن زبیر است و میان دیوار بناى ابن زبیر و دیوار بناى حجاج اتصال آشکاری است که معلوم می­‌کند که دو بنا را به هم پیوند کرده‌‏اند.[۴۰]
در سال هفتادوسه و هفتادوچهار کار حج با حجاج بن یوسف بود که از طرف خلیفه اموی عامل مکه، یمن و یمامه بود که در مدتی کوتاه عامل مدینه نیز گردید. آنگاه در ماه صفر به مدینه آمد و سه ماه آنجا بود که مردم مدینه را تحقیر کرد و با آن­ها سخت گرفت و در محل بنى سلمه مسجدى ساخت که به وی انتساب دارد و با یاران پیامبر رفتارى سبک داشت و مهر به گردن­‌هایشان نهاد.[۴۱]

قتل‌عام شیعیان توسط حجاج
حجاج مردی خونخوار بود و پیرمرد و بچه و بزرگ و کوچک را به اتهام شیعه بودن می‌کشت. در عصر حجاج اگر به کسی می‌گفتند کافر، بیشتر راضی بود تا اینکه بگویند شیعه. در لیست افراد فراوانی که در حکومت حجاج، بیگناه کشته شدند، نام انسان‌های والا و ارجمندی همچون قنبر، خدمتکار علی، کمیل بن زیاد و سعید بن جبیر به چشم می‌خورد. حجاج در مجلسی برخی از فضائل خود را چنین برشمرد: «در مجالس ما هیچگاه از عثمان بدگویی نشده است. هفتاد نفر از بستگان ما در جنگ صفین به نفع معاویه کشته شدند؛ از طائفه ما هیچ‌کس با زنی که دوست‌دار علی باشد، ازدواج نکرده است؛ زنان ما نذر کردند اگر حسین کشته شود ده شتر بکشند؛ هر کس از خاندان ما نام علی را بشنود به او و حسن و حسین و مادرشان نیز بد می‌گوید.»
حجاج ۱۲۰ هزار نفر را در بیرون از میدان جنگ قتل‌عام کرد. در زندان‌های مختلطش ۵۰ هزار مرد و ۳۰ هزار زن بودند که ۱۶ هزار نفر آنان برهنه بودند. زندان‌های حجاج سقفی برای جلوگیری از آفتاب تابستان و سرما و باران زمستان نداشت. خوراک زندانیان نانی بود از جو که با خاکستر و نمک مخلوط بود و پس از مدت کوتاهی، هر زندانی که از آن می‌خورد رنگ چهره‌اش سیاه می‌شد.


سید مرتضی میرتبار


منبع
  • سایت پژوهشکده باقرالعلوم
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 30 May 2018   #4
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: حجاج یکی از شاگردان ودست پرودهای مکتب سقیفه واتباع سقیفه

حجاج بن یوسف ثقفی


کتاب‌شناسی یا ارجاعات این مقاله ناقص است. می‌توانید با اصلاح نحوهٔ ارجاع به منابع بر طبق شیوه‌نامهٔ ارجاع به منابع، به ویکی‌شیعه کمک کنید. حجاج بن یوسف ثقفی زادروز ۴۰، ۴۱، ۴۲ و به روایتی ۴۵قزادگاه - طائف در روستای بنی‌صخردرگذشت ۹۵ق.محل زندگی عراق، حجازشناخته‌شده برای از فرماندهان نظامی و سیاسینقش‌های برجسته کارگزار امویلقب اشتر بنی امیه

حاکمانعنوان
معاویه بن ابی سفیان
یزید بن معاویه
معاویة بن یزید
مروان بن حکم
عبدالملک بن مروان
ولید بن عبدالملک
سلیمان بن عبدالملک
عمر بن عبدالعزیز
یزید بن عبدالملک
هشام بن عبدالملک
ولید بن یزید
یزید بن ولید
ابراهیم بن الولید
مروان بن محمد
دورهٔ سلطنت
۴۱-۶۰
۶۰-۶۴
۶۴-۶۴
۶۴-۶۵
۶۵-۸۶
۸۶-۹۶
۹۶-۹۹
۹۹-۱۰۱
۱۰۱-۱۰۵
۱۰۵-۱۲۵
۱۲۵-۱۲۶
۱۲۶-۱۲۶
۱۲۶-۱۲۷
۱۲۷-۱۳۲
وزرا و امرای سرشناسمغیرة بن شعبه ثقفی
زیاد بن ابیه
عمرو عاص
مسلم بن عقبه مری
عبیدالله بن زیاد
حجاج بن یوسف ثقفی

رویدادهای مهمصلح امام حسن
واقعه عاشورا
واقعه حره
قیام مختار
قیام زید بن علی


حَجّاج بن یوسف ثقفی۹۵ق) حاکم عراق و حجاز در دوران امویان و از دشمنان شیعیان بود. وی در استقرار و تحکیم حکومت اموی جایگاه مهمی داشت. وفاداری حجاج به خاندان اموی و نیز خدمات و کوشش‌های وی برای حفظ خلافت امویان، باعث شد جایگاه والایی نزد آنان بیابد. عبدالملک بن مروان هنگام مرگ، سفارش او را به فرزندش، ولید، کرد و یکی از فرزندانش را حجاج نامید.
او در تاریخ به خونریزی و ستمگری مشهور است و در کشتن مخالفان چنان زیاده‌روی کرد که حتی عبدالملک بن مروان نیز این میزان خون‌ریزی را نپسندید. مورخان شمار کسانی را که به‌دست حجاج به قتل رسیده‌اند، ۱۲۰۰۰۰ و به قولی ۱۳۰۰۰۰ نفر تخمین زده‌اند.
حجاج بن یوسف، شهر واسط را تاسیس کرد و در آنجا از دنیا رفت.
محتویات



نسب، کنیه و ولادت
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 30 May 2018   #5
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: حجاج یکی از شاگردان ودست پرودهای مکتب سقیفه واتباع سقیفه

سب، کنیه و ولادت

حجاج در روستای بنی‌صخر به‌دنیا آمد. کنیه او ابومحمد بود [۱] درباره تاریخ تولد حجاج اختلاف وجود دارد؛ سال ۳۹، ۴۰ یا ۴۱ [۲] ۴۲ [۳] و به روایتی منحصر، سال ۴۵ یا اندکی بعد [۴] از آن را تاریخ تولد وی دانسته‌اند. برخی گفته‌اند نام وی در کودکی کُلَیب بود و سپس حجاج نامیده شد. پاره‌ای نیز گفته‌اند کلیب لقبی بود که در کودکی به وی داده بودند.[۵]
پدر حجاج، یوسف بن حکم ثقفی، از سران و اشراف قبیله ثقیف بود[۶] ودوستی محکمی با خاندان مروان‌ بن حکم اموی داشت و در جنگ‌های مروان و جنگ‌های دوره عبدالملک بن مروان شرکت کرد و در دوران خلافت عبدالملک، حکومت برخی نواحی را عهده‌دار شد. وی در دوران ولایت پسرش حجاج بر حجاز (مدینه)، وفات یافت.[۷] مادرش، فارعه/ فریعه، دختر هَمّام‌بن عروة ثقفی بود.[۸]
زندگی

از آغاز زندگی و جوانی حجاج اطلاع چندانی در دست نیست، تنها از برخی اشعار و گزارش‌های پراکنده تاریخی چنین برمی‌آید که او، همانند نیاکانش، در طائف سنگ‌کشی و چاه‌کنی، [۹] چوپانی و دباغی [۱۰] می‌کرده است. گویا حجاج در کودکی قرآن و علوم دینی مقدماتی را در مکتب‌خانه پدرش در طائف فراگرفته [۱۱] و سپس از استادانی مانند عبدالله بن عباس و انس بن مالک و سَمُرَةبن جُندَب و ابوبُرْدَة بن ابی‌موسی اشعری بهره گرفته است. [۱۲]
حجاج در روستایی به نام کوثر در نزدیکی طائف به معلمی کودکان پرداخت. [۱۳] و ظاهراً مدتی نیز معلم فرزندان سلیمان بن عبدالملک و سلیمان‌بن نعیم حِمْیری (کاتب سلیمان بن عبدالملک) بود. [۱۴]
وی تا سن بیست‌وچند سالگی در طائف بود، سپس همراه پدرش راهی شام شد [۱۵] و همانجا پرورش یافت. [۱۶]
خصوصیات

گفته‌اند که حجاج زشت‌رو و کوچک اندام بود. [۱۷] وی فصیح و بلیغ و خطیبی توانمند بود[۱۸]
با مراجعه به منابع تاریخی درمی‌یابیم که وی سیاستمدار و با تدبیر بود که از حیله و نیرنگ نیز برای پیروزی در جنگ‌هایش استفاده می‌کرد. برخی مورخان، به وی نسبت‌هایی مانند جبار، ظالم، کافرُ فاسق[۱۹] و کذاب و خبیث داده‌اند.[۲۰]
حجاج در پاسخ به نامه عبدالملک، خود را آدمی لجوج و حسود و کینه‌توز وصف کرده است. [۲۱]
در عصر مروان‌بن حکم

نوشتار اصلی: مروان بن حکم
در مصر و شام

حجاج و پدرش از سپاهیان مروان بن حکم بودند که در سال ۶۴ عازم مصر شدند و آنجا را از دست عبدالرحمان‌بن جَحْدم فِهری، کارگزار عبدالله بن زبیر، خارج ساختند و بدین‌ترتیب مصر جزو قلمرو امویان شد. [۲۲] پس از حدود دو ماه اقامت در شهر فسطاط، حجاج و پدرش به همراه مروان به شام بازگشتند. [۲۳]
در حجاز

مروان بن حکم در شعبان یا رمضان سال ۶۵ق، سپاهی به فرماندهی حُبَیش‌بن دَلَجه (دُلجه) قَینی برای سرکوبی عبدالله بن زبیر راهی حجاز کرد. در این لشکرکشی حجاج و پدرش، که پرچم‌دار دسته‌ای از سپاه بود، شرکت داشتند. لشکریان در نزدیکی روستای رَبَذَه در اطراف مدینه از عبداللّه‌بن زبیر شکست خوردند و گریختند. بعد‌ها حجاج از این فرار ننگین به زشتی یاد می‌کرد. [۲۴]
در عصر عبدالملک بن مروان

نوشتار اصلی: عبدالملک بن مروان
در زمان خلافت عبدالملک بن مروان، حجاج رئیس شُرطه اَبان‌بن مروان، برادر و کارگزار خلیفه در فلسطین، شد [۲۵] و سپس جزو افراد شُرطه رَوح‌بن زنباع جُذامی، وزیر خلیفه و نزدیک‌ترین فرد به او، گردید. چون خلیفه، عبدالملک بن مروان، از بی‌انضباطی اردوگاهش با روح‌بن زنباع سخن گفت، روح پیشنهاد کرد حجاج را مسئول انضباط و حرکت دادنِ به موقعِ سپاه کند. عبدالملک بلافاصله این پیشنهاد را پذیرفت. حجاج در این کار جدیت بسیار به خرج داد، به‌طوری که مورد توجه خاص عبدالملک قرار گرفت. [۲۶]
وقتی زُفَر بن حارث کِلابی در قَرقیسیا در منطقه جزیره ابن‌عمر، بر ضد عبدالملک شورش کرد و محاصره زفر به درازا کشید، عبدالملک هیئتی را، به سرپرستی رجاء بن حَیوَه کندی، برای مذاکره و صلح با زفر فرستاد، که حجاج یکی از اعضای آن بود. او، برخلاف اعضای هیئت اعزامی، پشت سر زفر بن حارث نماز نخواند و گفت با کسی که منافق است و از اطاعت خلیفه اموی سر باز زده، نماز نمی‌گزارد. این مطلب شأن حجاج را در نزد عبدالملک بالا‌تر برد و خلیفه برای نخستین‌بار، حکومت شهرکی به نام تباله را به وی تفویض کرد، ولی چون حجاج نزدیک تباله رسید و آن را کوچک و بی‌اهمیت شمرد، نزد عبدالملک بازگشت و از پذیرفتن چنین ولایتی عذر خواست. [۲۷]
در نبرد با مصعب بن زبیر

حجاج در سال ۷۲ قمری در بسیج مردم شام برای رفتن به عراق و جنگ با مصعب بن زبیر سهم بسزایی داشت و در لشکرکشی عبدالملک بن مروان به عراق، در سپاه شام قرار داشت. در این جنگ، مصعب کشته شد و عراق جزو قلمرو خلافت اموی گردید. [۲۸]
عبدالملک پس از تصرف عراق، حجاج را از کوفه، در رأس سپاهی که بیشتر آن از مردم شام بودند، برای سرکوبی عبداللّه‌بن زبیر روانه حجاز کرد.[۲۹] پاره‌ای روایات مبالغه‌آمیز، شمار سپاهیان حجاج را از بیست هزار تا چهل هزار نفر ذکر کرده‌اند، [۳۰] ولی روایت‌های مقبول شمار لشکریان حجاج را، با نیروهای کمکی که به وی پیوست، تا هفت هزار نفر برشمرده‌اند. [۳۱]
در نبرد با عبداللّه‌بن زبیر

در جمادی الاول سال ۷۲ق، حجاج کوفه را ترک کرد و در شعبان‌‌ همان سال وارد طائف شد و در آنجا اردو زد. [۳۲] ظاهرآ دلیل این کار آن بود که وی در آغاز مأمور بود به مکه و مسجدالحرام تعرض نکند. [۳۳] پس از یک یا دو ماه اقامت در طائف و درگیری‌های جزئی با لشکریان عبداللّه‌بن زبیر در عرفات و در پی رسیدن نیروهای کمکی درخواستی و کسب اجازه از خلیفه اموی، وی راهی مکه شد و از اول ذیقعده سال ۷۲ق. شهر را به مدت هفت یا نُه ماه محاصره، و کعبه را با منجنیق سنگ باران کرد و پس از نبردهای شدید، عبداللّه‌بن زبیر را در ۱۷ جمادی الاولی یا جمادی الثانی سال ۷۳ق. کشت و مکه را گرفت و حجاز را به قلمرو امویان ملحق نمود. [۳۴]
حاکم حجاز

عبدالملک بن مروان، به پاس خدمات و اخلاص و زحمات حجاج در راه تثبیت خلافت اموی، او را کارگزار مکه و اندکی بعد کارگزار مدینه و طائف و سپس یمن و یمامه کرد. [۳۵]
حجاج در نخستین اقدام، مسجد الحرام را از آثار جنگ پاک کرد. او در اوایل سال ۷۴ق. به مدینه رفت و پس از یکی دو ماه اقامت در آنجا، به مکه بازگشت و به دستور خلیفه، کعبه را بازسازی کرد. [۳۶] وی در مدت اقامتش در مدینه با مردم مدینه و به‌ویژه با صحابه پیامبر رفتار زشت و خشنی داشت. [۳۷]
حجاج سپس همراه گروهی از بزرگان حجاز راهی شام شد و با خلیفه اموی دیدار کرد. [۳۸]
س
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 30 May 2018   #6
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: حجاج یکی از شاگردان ودست پرودهای مکتب سقیفه واتباع سقیفه

حکومت بر عراق

پس از آنکه حجاج دو سال (و به قولی سه سال) عملا حاکم حجاز بود، عبدالملک بن مروان وی را از این سمت برکنار و در رجب یا رمضان سال ۷۵ق. با اختیارات کامل و وسیعی وی را حاکم عراق کرد. از دلایل این امر، مرگ برادر خلیفه (بِشر بن مروان بن حکم)، آشفتگی اوضاع عراق و افزایش خطر خوارج و نیز درخواست عده‌ای از بزرگان حجاز از عبدالملک مبنی بر عزل حجاج از حجاز بود. [۳۹] بدین‌ترتیب، خطبه مشهور علی بن ابی طالب خطاب به مردم کوفه و پیشگویی ایشان: «به خدا قسم پسرى از قبيله ثقيف بر شما مسلّط شود، متكبّر و رويگردان از حق، اموال‌تان را می‌خورد، و پيه شما را از شدت ظلم آب می‌كند»،[۴۰] محقق گردید.
حجاج پس از دریافت حکم امارت عراق، شتابان راهی عراق شد و فقط با دوازده سوار وارد کوفه گردید و روز جمعه با چهره‌ای پوشیده به مسجد رفت و در خطبه‌ای مشهور تمام کسانی را که از سپاه مُهلَّب بن ابی‌صفره، فرمانده سپاهیان بشر بن مروان برای جنگ با خوارج حروریه، گریخته بودند تهدید کرد که چنانچه تا سه روز به وی ملحق نشوند آنان را خواهد کشت. [۴۱] حجاج پس از تسلط بر کوفه، به بصره رفت و خطبه تهدیدآمیزی، مانند خطبه کوفه، ایراد کرد و آنگاه به رُسْتَقُباذ رفت تا مُهلّب را در نبرد با خوارج تقویت کند.[۴۲]
مقابله با ابن‌جارود

وقتی حجاج به رستقباذ رسید، با اولین شورش مردم عراق به رهبری عبداللّه‌ بن جارود روبه‌رو شد. این شورش بر اثر تهدیدهای حجاج مبنی بر لزوم پایداری در میدان‌های جنگ تا پیروزی کامل و نیز تصمیم وی مبنی بر کاهش حقوق جنگجویان به میزان صد درهم، درگرفت. در این شورش که در ربیع الأخر سال ۷۶ق. روی داد، مردم عراق اموال و انبارهای اسلحه حجاج را به غارت بردند. حجاج، پس از مشورت با یارانش و رسیدن نیروهای کمکی، به جنگ آنان رفت و ابن‌جارود را کشت و یارانش را پراکنده ساخت. [۴۳]
سرکوب زنگیان عراق

هم‌زمان با شورش ابن‌جارود، زنگیان عراق نیز به سرکردگی رباح شیرزنجی (شارزنجی) شورش کردند و اطراف بصره را به تصرف خود درآوردند. حجاج با فرستادن لشکری از مردم بصره، آنان را در دشت خوزستان (نزدیک دَورَق) سرکوب کرد. [۴۴]
جنگ با خوارج

در اواخر رمضان سال ۷۵ق.، حجاج از مهلّب و عبدالرحمن بن مخنف خواست هرچه زود‌تر با خوارج ازارقه به رهبری قَطَری بن الفُجاءة بجنگند. این نبرد‌ها تا اوایل سال ۷۸ق. ادامه یافت، تا اینکه میان خوارج اختلاف افتاد و آنها به‌شدت سرکوب شدند. [۴۵]
در سال‌های ۷۶ و ۷۷، خوارج به رهبری شبیب بن یزید شیبانی، بر ضد حجاج قیام کردند و ده‌ها نبرد میان لشکریان حجاج و شبیب در عراق درگرفت که در تمامی آن‌ها سپاهیان حجاج شکست خوردند. حجاج سرانجام شبیب را از میان برداشت و یارانش را شکست داد. [۴۶]
قیام مُطَرّف ‌بن مُغیرةبن شعبه

در سال ۷۷ق. مُطَرّف ‌بن مُغیرة بن شعبه، کارگزار حجاج در مداین، بر ضد امویان قیام کرد و خلع عبدالملک بن مروان را از حکومت اعلام کرد و قتل حجاج را حلال شمرد. حجاج نیز حمزة، برادر و حامی مطرّف، را در همدان زندانی کرد و سپاهی به مصاف مطرّف فرستاد و او و یارانش را در نبردی نزدیک اصفهان کشت و قیامش را سرکوب کرد. [۴۷]
جنگ با ابن اشعث

بدون شک بزرگ‌ترین و خطرناک‌ترین شورشی که حجاج با آن روبه‌رو شد شورش عبدالرحمان‌بن اشعث کِندی بود که از سال ۸۱ق. تا ۸۴ق. به درازا کشید. [۴۸]
پس از شکست سپاهیان اموی در سال ۷۹ق. در مصاف با رُتبیل (حاکم زابلستان) و قتل هزاران نفر در این نبرد، [۴۹] حجاج در اواخر سال ۷۹ یا اوایل ۸۰ سپاهی بیست تا چهل هزار نفری تدارک دید که به آن «سپاه طواویس» (طاووسان) می‌گفتند و فرماندهی آن را عبدالرحمن بن محمد بن اشعث برای نبرد با رتبیل و سرکوبی وی در سیستان برعهده داشت. ابن‌اشعث پس از پیروزی‌هایی تصمیم گرفت پیشروی خود را در قلمرو رتبیل، تا بهار سال بعد و مساعد شدن هوا، متوقف سازد و مدتی در شهر رُخَّج اردو بزند. اما حجاج این تصمیم را نپسندید و با نامه‌ای توهین‌آمیز بر ادامه عملیات نظامی تا فتح کابل اصرار ورزید. همین اختلاف نظر یکی از دلایل اصلی سرکشی و قیام ابن‌اشعث گردید. سپاهیان ابن‌اشعث که بالغ بر هفتاد هزار نفر بودند با وی بیعت کردند و او حجاج را در رُخّج خلع و با رتبیل سازش کرد وآنگاه راهی عراق شد. [۵۰]
پس از رسیدن نیروهای کمکی عبدالملک بن مروان، حجاج راهی بصره شد و به مصاف ابن‌اشعث رفت. حجاج در نخستین نبرد، که دُجَیل نام داشت، پیروز شد، ولی در دومین نبرد، معروف به نبرد تستر، که در ۱۰ ذیحجه سال ۸۱ق. رخ داد، شکست سختی خورد و ناگزیر به بصره عقب‌نشینی کرد. ابن‌اشعث سپس برای جنگ با حجاج به زاویه نزدیک بصره رفت، اما پس از پیروزی نخستین، در اواخر محرّم ۸۲ شکست خورد. حجاج پس از نبرد سختی با عبدالرحمان بن عباس هاشمی، شهر بصره را پس گرفت و مردمانش را عفو کرد. چون حجاج از تجمع سپاه دویست هزار نفری ابن‌اشعث در دَیرالجماجم، واقع در هفت فرسخی شمال کوفه، مطّلع شد، به جنگ وی رفت و پس از صد روز مصاف و بیش از هشتاد نبرد میان طرفین، که از اول ربیع‌الاول تا ۱۴ جمادی‌الآخره ۸۲ به درازا کشید، ابن‌اشعث را شکست سختی داد و بیشتر اسیران این نبرد‌ها را گردن زد. [۵۱]
در شعبان ۸۳ حجاج بار دیگر سپاهیان ابن‌اشعث را در نبرد مَسکِن شکست داد و ابن‌اشعث به سیستان، نزد رتبیل، گریخت. حجاج پس از صلح با رتبیل، از وی خواست تا ابن‌اشعث را تسلیم کند. رتبیل نیز چنین کرد، ولی ابن‌اشعث در راه خود را کشت. [۵۲]
فتوحات در شبه قاره هند

حجاج پس از سرکوبی مخالفان داخلی، به قُتَیبةبن مسلم باهلی (حاکم خراسان) دستور داد به فتوحاتش ادامه دهد و او نیز شهرهای بسیاری را در ماوراء النهر و آسیای مرکزی فتح کرد [۵۳] و از سوی دیگر، محمدبن قاسم ثقفی بخش‌هایی از سند و شبه‌قاره هند را گشود. [۵۴]
عملکرد حجاج

اصلاحات عمرانی حجاج

حجاج برخی کارهای اصلاحی و عمرانی در زمان حاکمیت خویش انجام داد. از جمله اصلاحات عمرانی وی، کندن چاهی در مکه به نام یاقوته، بنای سدهایی در اطراف مکه برای حفظ و ذخیره آب[۵۵] و اصلاح اراضی زراعی بر نهرهایی از رود فرات[۵۶] بود. وی همچنین شهری به نام نیل را در کرانه رود فرات در شمال حله بنا کرد که امروزه فقط ویرانه‌ای از آن باقی است. [۵۷] حجاج در میان سال‌های ۸۳ تا ۸۶ شهر واسط را ساخت و مقررات خاصی برای حفظ نظافت و زیبایی آن تعیین کرد و تا زمان مرگش در آن اقامت گزید. [۵۸]
حجاج در سال‌های ۷۵ و ۷۶ سکه درهم و دینار با نوشته عربی ضرب کرد.[۵۹]
براساس روایاتی، حجاج از نصربن عاصم و یحیی‌بن یعْمُر (از شاگردان ابوالاسود دوئلی که نحو را از حضرت علی فراگرفته بود) خواست برای جلوگیری از هرگونه تحریفی در خواندن حروف متشابه، آن‌ها را نقطه‌گذاری کنند.[۶۰] همچنین از حافظان قرآن خواست قرآن را به دسته‌های پنج‌تایی و ده‌تایی تقسیم کنند.[۶۱]
معروف است که حجاج اولین کسی بود که پوشش کعبه را از دیباج یا ابریشم تهیه کرد[۶۲] و اولین کسی بود که کشتی‌ها را قیراندود و روغن‌مالی کرد و در ساخت کشتی از میخ استفاده نمود.[۶۳]
همچنین خاندان اشعری‌ها به سبب سخت‌گیری‌های حجاج، به قم مهاجرت کردند که این کار نقشی اساسی در تحول و گسترش تشیع در این شهر شد.[۶۴]
توجه به شعر و شاعران

حجاج به فصاحت و ادب و شعر مشهور بود و به خاطر همین مطلب، به شاعران و ادیبان توجه خاصی داشت. بسیاری از شعراء نزد وی می‌آمدند و برخی از شعرای بزرگ مانند جَریر وی را ستوده‌اند.[۶۵] اما برخی نیز او را نکوهش کرده‌اند.[۶۶]
وفاداری به خاندان اموی

وفاداری و سرسپردگی مطلق حجاج به خاندان اموی و نیز خدمات و کوشش‌های وی برای حفظ خلافت امویان، باعث شد جایگاه والایی نزد آنان بیابد، به حدی که عبدالملک بن مروان هنگام مرگ، سفارش او را به فرزندش ولید کرد[۶۷] و یکی از فرزندانش را حجاج نامید. [۶۸] ولید بن عبدالملک نیز در گرامی‌داشتن حجاج پا فرا‌تر گذاشت و او را پوست همه چهره خویش شمرد[۶۹] و هنگامی که خبر مرگش را شنید بسیار غمگین شد. [۷۰]
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 30 May 2018   #7
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: حجاج یکی از شاگردان ودست پرودهای مکتب سقیفه واتباع سقیفه

خونریزی فراوان

حجاج از کسانی بود که بسیاری از افراد مخالف خود و امویان را به قتل رسانید. وی به قتل و خونریزی علاقه داشت[۷۱] و خود بیان می‌داشت که بیشترین لذت وی، در ریختن خون و ارتکاب اموری است که کسی تابه‌حال انجام نداده بود.[۷۲] حجاج هزاران نفر از اسیران دیر جماجم و زاویه را به قتل رسانید و بنابر نقل مورخان تعداد کسانی که توسط حجاج کشته شدند، بالغ بر ۱۳۰هزار نفر می‌شد.[۷۳] او در کشتن مخالفان چنان زیاده‌روی کرد که حتی عبدالملک بن مروان نیز این میزان خون‌ریزی را نپسندید و به حجاج نامه نوشت که به این صورت ادامه ندهد.[۷۴]
حجاج و شیعه

حجاج روش پیشینیان اموی خود را بر تشویق بر سبّ و ناسزاگویی به حضرت علی و آل علی ادامه داد و کسانی را که از ایشان، اعلام برائت نمی‌کردند، می‌کشت.[۷۵]
ابن ابی الحدید در توصیف کشتار شیعیان توسط حجاج به نقل از امام باقر می‌گوید:
... حجاج شیعیان را می‌کشت و به کوچک‌ترین ظن و تهمتی بازداشت می‌کرد. به حدی که درباره مردی گفته می‌شد زندیق یا کافر است، بهتر بود از اینکه وی را شیعه علی معرفی کنند.[۷۶]
مسعودی بیان می‌دارد روزی حجاج به عبدالله بن هانی (از نزدیکان حجاج که صورتی زشت داشت) گفت قبیله شما هیچ منقبتی ندارد. ابن هانی به ذکر مناقب قوم خود پرداخت و حجاج پس از هر مطلبی، می‌گفت:‌ "بله (این منقبتی است)". تا وقتی که ابن هانی گفت تمام افراد قوم من، شتم و لعن ابوتراب (حضرت علی) را کرده‌اند و همچنین به ابوتراب دو پسرش و همچنین مادر فرزندانش (حضرت فاطمه) را نیز اضافه می‌کنند. حجاج پس از آن گفت: "به خدا قسم این منقبتی است."[۷۷]
موارد دیگر

مورخان موارد دیگری را نیز درباره حجاج بیان کرده‌اند، از جمله اهانت به منبر پیامبر اكرم‌ و شهر مدینه منوره، به تأخیرانداختن نماز، [۷۸] بر‌تر شمردن خلیفه اموی از فرشتگان و پیامبران و رسول خدا،[۷۹] و اطاعت از خود را از اطاعت خدا واجب‌تر دانستن[۸۰]
وفات

نفرین سعید بن جیبر

برخی علت مرگ حجاج را دعای سعید بن جبیر دانسته‌اند. سعید از جمله کسانی بود که به دست حجاج به قتل رسید. وی قبل از مرگ خویش دعا کرد: «اللّهمّ لا تسلّطه علی احد...؛ خدایا این جانی را پس از من بر احدی مسلّط مگردان.»[۸۱] گفته‌اند بیش از ۴۰ روز پس از قتل سعید، حجّاج زنده نماند.[۸۲] تا موقعی که زنده بود، همواره سعید را در خواب می‌دید، در حالی که گریبانش را گرفته، می‌گفت: دشمن خدا! چرا مرا کشتی؟ حجّاج در این هنگام از خواب می پرید و می گفت: مالی و لسعید، مالی و لسعید؛ مرا با سعید چه کار![۸۳]
وفات حجاج

حجاج در رمضان یا شوال سال ۹۵ مرد. [۸۴] وی به جانشین خود، یزید بن ابی‌مسلم، وصیت کرده بود او را مخفیانه دفن کند و روی قبرش آب بریزد و آن را محو نماید تا کسی جای آن را نداند و نبش قبر نکند. [۸۵]
خاندان حجاج

در دوران خلافت سلیمان‌ بن عبدالملک، خاندان حجاج در معرض شکنجه و تعقیب و مصادره اموال قرار گرفتند و به فرمان خلیفه اموی، حجاج را بر منابر لعن و نفرین کردند. [۸۶] در دوران خلافت عمر بن عبدالعزیز، خاندان و بستگان حجاج به یمن تبعید شدند. [۸۷]
پانویس



  1. ابن‌عساکر، ۲۰۰۱، ج۱۲، ص۱۸۷
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 30 May 2018   #8
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: حجاج یکی از شاگردان ودست پرودهای مکتب سقیفه واتباع سقیفه

منابع

  • الإمام علی (۱۴۱۹هـ) نهج البلاغة، قم:‌دار الثقلین.
  • ابن أبی الحدید (۲۰۰۷) شرح نهج البلاغة، ج۱۱، بیروت: الأمیرة.
  • ابن خلدون، عبد الرحمن (۲۰۰۱م) مقدمة ابن خلدون، بیروت:‌دار الفکر.
  • ابن عبد ربه (۱۹۹۰) العقد الفرید، ج۵، بیروت: مطبعة علی شیری.
  • ابن عساکر (۲۰۰۱) تاریخ مدینة دمشق، ج۱۲، بیروت: مطبعة علی شیری.
  • ابن کثیر، اسماعیل بن عمر (۱۹۸۸) البدایة والنهایة، ج۹، بیروت:‌دار إحیاء التراث العربی.
  • ابن منظور، محمد بن مکرم (۱۴۱۴هـ) لسان العرب، ج۲، بیروت:‌دار صادر.
  • ابن نباتة، (۱۹۶۴) سرح العیون فی شرح رسالة ابن زیدون، القاهرة: مطبعة محمد أبو الفضل.
  • الأزرقی، محمد بن عبد الله (۱۹۸۳) أخبار مکة وما جاء فیها من الآثار، ج۲، بیروت: رشدی صالح.
  • بلاذری، أحمد بن یحیی (۱۹۹۲) فتوح البلدان، فرانکفورت: دخویه.
  • بلاذری، أحمد بن یحیی (۲۰۰۰) أنساب الشرف، ج۶، دمشق: محمود فردوس العظم.
  • جاحظ، عمرو بن عمر (۱۹۴۸) البیان والتبیین، ج۲، بیروت: مطبعة عبد السلام.
  • جاحظ، عمرو بن عمر (۱۹۶۹) الحیوان، ج۳، القاهرة: مطبعة عبد السلام.
  • جهشیاری، محمد بن عبدوس (۱۹۳۸) الوزراء والکتاب، القاهرة: مطبعة عبد الله اسماعیل الصاوی.
  • دمشقی، أبو زرعة (د.ت) تاریخ أبی زرعة الدمشقی، ج۲، دمشق: مطبعة شکر الله قوجانی.
  • دینوری، إبن قتیبة (۱۹۲۵) عیون الأخبار، ج۲، القاهرة:‌دار الکتب المصریة.
  • دینوری، ابن قتیبة (۱۹۶۰) المعارف، القاهرة: ثروت عکاشة.
  • طبری، محمد بن جریر (۱۹۷۱) تاریخ الطبری، ج۵، مصر:‌دار المعارف.
  • عسقلانی، ابن حجر (۱۹۹۵) تهذیب التهذیب، بیروت: صدقی جمیل العطار.
  • عمد، إحسان صدقی (۱۹۷۲) الحجاج بن یوسف الثقفی، بیروت: د.ن.
  • مبرد، محمد بن یزید (د.ت.) الکامل، ج۲، القاهرة: مطبعة محمد أبو فاضل إبراهیم.
  • مسعودی، ابی الحسن (۲۰۰۵) مروج الذهب، ج۳، بیروت: المکتبة العصریة.
  • مغنیة، محمد جواد (۲۰۰۰) الشیعة والحاکمون، بیروت:‌دار الجواد.
  • یعقوبی، أحمد (۲۰۱۰) تاریخ الیعقوبی، ج۲، بیروت: شرکة الأعلمی للمطبوعات.

پیوند به بیرون

[نهفتن]
بنی‌امیه

کارگزاران مغیرة بن شعبهزیاد بن ابیهعمرو عاصعبدالله بن عمروعاصذوالکلاعشرحبیل بن ذوالکلاعمسلم بن عقبهابن زیاد • حجاج بن یوسف • ضحاک بن قیسشریک بن اعور

افراد
مشهور خلیفه عثمان بن عفان (۲۳- ۳۵)

حاکمان معاویة بن ابی‌سفیان(حکومت: ۴۱-۶۰) • یزید بن معاویه(حکومت: ۶۰-۶۴) • معاویة بن یزید(حکومت: ۶۴-۶۴) • مروان بن حکم (حکومت: ۶۴-۶۵) • عبدالملک بن مروان(حکومت: ۶۵-۸۶) • ولید بن عبدالملک(حکومت: ۸۶-۹۶) • سلیمان بن عبدالملک(حکومت: ۹۶-۹۹) • عمر بن عبدالعزیز (حکومت: ۹۹-۱۰۱) • یزید بن عبدالملک(حکومت: ۱۰۱-۱۰۵) • هشام بن عبدالملک (حکومت:۱۰۵-۱۲۵) • ولید بن یزید (حکومت: ۱۲۵-۱۲۶) • یزید بن ولید(حکومت: ۱۲۶-۱۲۶) • ابراهیم بن الولید(حکومت: ۱۲۶-۱۲۷) • مروان بن محمد(حکومت: ۱۲۷-۱۳۲)

سایر ابوسفیانیزید بن ابوسفیانسعید بن عاصحکم بن ابی‌العاصعقبة بن ابی‌معیطولید بن عقبه



رویدادها جنگ صفینحکمیتصلح امام حسنواقعه عاشوراواقعه حرهقیام زبیریانقیام مختارقیام زید بن علیقیام یحیی بن زیدجنگ خازر

مرتبط شجره ملعونهطلقاءخلافت بنی‌امیهمسجد جامع امویسب علیدمشقپیراهن عثمانبنی‌مروان

.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 31 May 2018   #9
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: حجاج یکی از شاگردان ودست پرودهای مکتب سقیفه واتباع سقیفه

المسترشد في إمامة علي بن أبي طالب عليه السلام، ص: 672

341 وَ مِنْ عَجَائِبِهِ‏: قَوْلُهُ لِلرَّجُلِ حِينَ دَعَا عَلَيْهِ، فَقَالَ: إِنْ كُنْتَ كَاذِباً فَسَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْكَ غُلَامَ ثَقِيفٍ، قَالُوا: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ غُلَامُ ثَقِيفٍ؟ قَالَ: غُلَامٌ لَا يَدَعُ اللَّهُ حُرْمَةً إِلَّا انْتَهَكَهَا وَ لَا عَظِيمَةً إِلَّا ارْتَكَبَهَا، وَ أَخَذَ فِي وَصْفِ الْحَجَّاجِ بْنِ يُوسُفَ الثَّقَفِيِّ، فَأَدْرَكَ الرَّجُلُ الْحَجَّاجَ فَقَتَلَهُ


یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 31 May 2018   #10
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: حجاج یکی از شاگردان ودست پرودهای مکتب سقیفه واتباع سقیفه

المسترشد في إمامة علي بن أبي طالب عليه السلام ؛ ؛ ص677

348- منهم: موسى بن رباح المحدّث‏ «1» سمّى ابنه عليّا فذبحوا ابنه في حجره فلم يزدهم اللّه إلّا رفعة و علوّا، و لم يزدد أمرهم إلّا استنارة حتّى صار ذلك زيادة في نباهتهم، فإنّ الحجّاج بن يوسف دام سلطانه عشرين سنة، و قد أخذ النّاس بقراءة ما في مصحف عثمان و علي ترك قراءة عبد اللّه بن مسعود، و أبيّ بن كعب، و كان يضرب عليه و يوعد شيعة عليّ و عترة الرّسول بما صنعت الجبابرة في قومها، فنشأ عليها الصّغير، و هرم عليها الكبير حتّى لم يعرفوا إلّا مصحف عثمان، و لقد جهد القوم في إطفاء نورهم و طمس آثارهم، و ما جعل اللّه في قلوب المؤمنين من المحبّة لهم فما قدروا على ذلك، و كانوا على إخفاء حسناتهم حرصا منهم على إسقاط قراءة عبد اللّه و أبيّ [بن كعب‏] فعلى حسب ذلك أظهر اللّه أمرهم على السنّة الخاصّة و العامّة، ثمّ زانها المرجى‏ء و العثماني و فقهائهم‏ «2» لا يمتنعون من رواية فضل‏
______________________________
(1).- هو: موسى بن عليّ بن رباح أبو عبد الرّحمان اللّخمي المصري، و إسم أبيه عليّ بالضّم و إنّما صغّر لأنّه كانت بنو أميّة إذا سمعوا بمولود إسمه عليّ قتلوه، فبلغ ذلك رباحا، فقال: عليّ. أنظر سير أعلام النّبلاء ج 7 ص 411 و 412. و تاريخ الاسلام للذّهبي ج 7، ص 427، الرّقم: 505، و مختصر تاريخ دمشق لابن منظور، ج 17، ص 284، و مشاهير علماء الأمصار للبستي ص 122، و تهذيب التّهذيب لابن حجر ج 7، ص 319.
(2).- في «ش»: العامّة.
المسترشد في إمامة علي بن أبي طالب عليه السلام، ص: 678

________________________________________
طبرى آملى كبير، محمد بن جرير بن رستم، المسترشد في إمامة عليّ بن أبي طالب عليه السلام، 1جلد، كوشانپور - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1415 ق.



__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 31 May 2018   #11
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: حجاج یکی از شاگردان ودست پرودهای مکتب سقیفه واتباع سقیفه

بسم الله الرحمن الرحیم

پسر شیطان:


تفسير العياشي، ج‏2، ص: 301
110 عن زرارة عن أبي جعفر قال: سمعته يقول‏ كان الحجاج ابن الشيطان يباضع ذي الردهة، ثم قال: إن يوسف دخل على أم الحجاج فأراد أن يصيبها، فقالت:
أ ليس إنما عهدك بذلك الساعة فأمسك عنها فولدت الحجاج‏

عياشى، محمد بن مسعود، تفسير العيّاشي، 2جلد، المطبعة العلمية - تهران، چاپ: اول، 1380 ق.

البرهان في تفسير القرآن ؛ ج‏3 ؛ ص548

6439/ «14»- عن زرارة، عن أبي جعفر (عليه السلام) قال: سمعته يقول: «كان الحجاج ابن شيطان يباضع ذي الردهة» «3». ثم قال: «إن يوسف دخل على ام الحجاج، فأراد أن يصيبها، فقالت: أليس إنما عهدك‏ «4» بذلك الساعة؟

فأمسك عنها، فولدت الحجاج».

________________________________________
بحرانى، سيد هاشم بن سليمان، البرهان في تفسير القرآن، 5جلد، مؤسسه بعثه - قم، چاپ: اول، 1374 ش.


بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏60، ص: 256
124 وَ مِنْهُ، عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍقَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ كَانَ الْحَجَّاجُ ابْنَ شَيْطَانٍ يُبَاضِعُ ذِي الرَّدْهَةِ ثُمَّ قَالَ إِنَّ يُوسُفَ دَخَلَ عَلَى أُمِّ الْحَجَّاجِ فَأَرَادَ أَنْ يُصِيبَهَا فَقَالَتْ أَ لَيْسَ إِنَّمَا عَهْدُكَ‏ بِذَلِكَ‏ السَّاعَةَ فَأَمْسَكَ عَنْهَا فَوَلَدَتِ الْحَجَّاجَ‏ «1».
بيان يباضع أي يجامع و ذي الردهة نعت أو عطف بيان للشيطان إن لم يكن في الكلام تصحيف‏

قَالَ فِي النِّهَايَةِ، فِي حَدِيثِ عَلِيٍّ ‏ أَنَّهُ ذَكَرَ ذَا الثُّدَيَّةِ فَقَالَ شَيْطَانُ الرَّدْهَةِ.

و الردهة النقرة في الجبل يستنقع فيها الماء و قيل الردهة قلة الرابية و في حديثه و أما شيطان الردهة فقد كفيته سمعت لها وجيب قلبه قيل أراد به معاوية لما انهزم أهل الشام يوم صفين و أخلد إلى المحاكمة انتهى‏ «2».

و قال ابن أبي الحديد و قال قوم شيطان الردهة أحد الأبالسة المردة من أعوان عدو الله إبليس و رووا في ذلك خبرا عن النبي ص و أنه كان يتعوذ منه و هذا مثل قوله هذا أزب العقبة أي شيطانها و لعل أزب العقبة هو شيطان الردهة بعينه و قال قوم إنه عفريت مارد يتصور في صورة حية و يكون في الردهة «3».
______________________________
(1) تفسير العيّاشيّ 2: 301. و رواه أيضا في ص 299 بإسناده عن زرارة قال: كان يوسف أبو الحجاج صديقا لعلى بن الحسين صلوات اللّه عليه و أنّه دخل على امرأته فاراد أن يصيبها أعنى أم الحجاج قال: فقالت له: أ ليس انما عهدك بذلك الساعة، قال: فأتى على بن الحسين فأخبره فامره أن يمسك عنها فامسك عنها فولدت بالحجاج و هو ابن شيطان ذى الردهة.

(2) النهاية 2: 82.

(3) شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد 2: 245 طبعة دار الكتب العربية الكبرى.

________________________________________
مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)، 111جلد، دار إحياء التراث العربي - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.


عن زرارة، عن أبي جعفر (عليه السلام) قال: سمعته يقول: «كان الحجاج ابن شيطان يباضع ذي الردهة ثم قال: «إن يوسف دخل على ام الحجاج، فأراد أن يصيبها، فقالت: أليس إنما عهدك بذلك الساعة؟
در تفسیر عیاشی و برهان روایتی از
زراره از امام باقر علیه السلم نقل شده درباره نحوه تولد حجاج بن یوسف ثقفی ( دشمن اهل بیت و سفاک در زمان بنی امیه ) که او پسر شیطان بود و وقتی یوسف ( پدر اسمی حجاج بن یوسف ) برای آمیزش نزد همسرش می رود همسرش به او می گوید مگر تو فلان ساعت نزد من نیامدی؟
.............................

یا من هو فب ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آخرين ويرايش عبدالعلی69 ، Thursday 31 May 2018 در 06:14PM.
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 19 May 2019   #12
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: حجاج یکی از شاگردان ودست پرودهای مکتب سقیفه واتباع سقیفه



حجاج_بن_یوسف

عدالت_صحابه (۱۰۵)

گوشه‌هایی از خلق و خوی منتخبین شورای منحوس سقیفه:

شلاق عمر از شمشیر حجاج_بن_یوسف ترسناکتر بود!



اهل سنت نقل کرده اند که عمر بن الخطاب اولین کسی در اسلام بود که با خود شلاق (دره) حمل میکرد و با آن مردم را میزد!!


▪️بهمین شکل طبری در تاریخ خود چنین نقل می کند:

«و هو أول من حمل الدرة و ضرب بها»

اولین کسی که شلاق به دست گرفت و دیگران را با آن کتک زد عمر بن خطاب بود.

ب » تاريخ الطبري » ثم دخلت سنة ثلاث وعشرين » حمله الدرة وتدوينه الدواوين- ج 2 ص570

http://library.islamweb.net/hadith/d...334&pid=157025

و کسان دیگری که این مطلب را نقل کرده اند :

البداية والنهاية- المولف أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي البصري ثم الدمشقي (المتوفى: 774هـ)الناشر:دار الفكرعام النشر:1407 هـ - 1986 م. - ج7 ص 133

http://shamela.ws/browse.php/book-23708#page-2255

لطبقات الكبرى لابن سعد » طَبَقَاتُ الْبَدْرِيِّينَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ ذكر ... » ومن بني عدي بن كعب بن لؤي

https://library.islamweb.net/hadith/...3689&pid=35997


و نکته ای که مهم است این است که اهل تسنن در کتبشان در توصیف ترس و وحشتی که شلاق عمر در دلها ایجاد می‌کرد
اینگونه نوشته‌اند:

دقت

قال الشعبي: كانت درة عمر أهيب من سيف الحجاج
شعبی گفته : شلاق عمر از شمشیر #حجاج_بن_یوسف ترسناک تر بود!!

حواشي الشرواني، عبد الحميد الشرواني ج 10 ص 134

شرح این کتاب از هیثمی

تحفة المحتاج في شرح المنهاج- جلد 10 - صفحه 134
المولف أحمد بن محمد بن علي بن حجر الهيتمي- دار إحياء التراث العربي- رقم الطبعة: د.ط : د.ت - عدد الأجزاء: عشرة أجزاء

http://library.islamweb.net/newlibra...d=20&startno=6

مغني المحتاج إلى معرفة معاني ألفاظ المنهاج- ج۶ -ص۲۸۴
المؤلف: شمس الدين، محمد بن أحمد الخطيب الشربيني الشافعي (المتوفى: 977هـ)- الناشر: دار الكتب العلمية-الطبعة: الأولى، 1415هـ - 1994م

http://lib.efatwa.ir/43881/6/284

التراتيب الإدارية والعمالات والصناعات والمتاجر والحالة العلمية التي كانت على عهد تأسيس المدنية الإسلامية في المدينة المنورة-ج۲-ص۲۵۰ العلميةالمؤلف:محمد عَبْد الحَيّ بن عبد الكبير ابن محمد الحسني الإدريسي، المعروف بعبد الحي الكتاني (المتوفى: 1382هـ)المحقق:عبد الله الخالديالناشر:دار الأرقم - بيروت

http://shamela.ws/browse.php/book-23688/page-613

الإعجاز والإيجاز_ج۱-ص۴۹
المؤلف:عبد الملك بن محمد بن إسماعيل أبو منصور الثعالبي (المتوفى: 429هـ)الناشر:مكتبة القرآن - القاهرة

http://shamela.ws/browse.php/book-23741/page-44

الفقه المنهجي على مذهب الإمام الشافعي رحمه الله تعالى -ج۸-ص۱۸۸

اشترك في تأليف هذه السلسلة:الدكتور مُصطفى الخِنْ، الدكتور مُصطفى البُغا، علي الشّرْبجيالناشر:دار القلم للطباعة والنشر والتوزيع، دمشق الطبعة:الرابعة، 1413 هـ - 1992 م

http://shamela.ws/browse.php/book-6369/page-1598


توضیحی در مورد شعبی، راوی این مطلب:

ذهبی در کتاب سیر اعلام نبلا خود در شرح جناب شعبی اینگونه می گوید:

عامر بن شراحيل بن عبد بن ذي كبار -وذو كبار : قيل من أقيال [ ص: 295 ] اليمن - الإمام ، علامة العصر ، أبو عمرو الهمداني ثم الشعبي .

در لینک زیر فضائل بی نظیری برای شعبی قائل شده‌اند مانند این که 480 الی 500 صحابی را درک کرده و هر چه می گوید صحیح است و مرسل نیست و یا عالم ترین فرد در زمان خودش بوده و یا عالم ترین فرد به علوم حدیث در شهرهای مختلف بوده است و الی اخر

http://library.islamweb.ne‌t/newlibr...k_no=60&flag=1

ادامه داره ..............
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 19 May 2019   #13
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: حجاج یکی از شاگردان ودست پرودهای مکتب سقیفه واتباع سقیفه

حالا ببینیم حجاج_بن_یوسف در منظر علمای اهل تسنن چه جایگاهی دارد


أبو جعفر طحاوي ـ كه از علماء بزرگ أهل سنت است و كتاب عقيده طحاوي‌اش مورد تائيد همه مذاهب أهل سنت است، ـ در شرح عقيده طحاويه آورده است:

و في صحيح البخاري أن عبد الله بن عمر رضي الله عنه كان يصلي خلف الحجاج بن يوسف الثقفي و كذا أنس بن مالك و كان الحجاج فاسقا ظالما

در صحيح بخاري آمده است كه عبد الله بن عمر پشت سر حجاج_بن_یوسف ثقفي نماز مي‌خواند و أنس بن مالك هم پشت سر او نماز مي‌خواند؛ با اين‌ كه حجاج، هم فاسق بود و هم ظالم.

شرح العقيدة الطحاوية لإبن أبي العز الحنفي، ص421

جناب سرخسي، از استوانه‌هاي فقهي حنفي مذهب‌ها، در كتاب المبسوط ـ كه مفصل‌ترين كتاب حنفي‌هاست ـ ، جلد 1، صفحه 40 مي‌گويد:

و قال صلي الله عليه و سلم: «صلوا خلف كل بر و فاجر» و لان الصحابة و التابعين كانوا لا يمتنعون من الاقتداء بالحجاج في صلاة الجمعة و غيرها، مع أنه كان أفسق أهل زمانه. حتي قال الحسن رحمه الله تعالي: لو جاء كل أمة بخبيثاتها و نحن جئنا بأبي محمد، لغلبناهم.

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود: «پشت سر هر شخص نيك و بد نماز بخوانيد».
زيرا صحابه و تابعين پشت سر حَجّاج در نماز جمعه و غير آن نماز مي‌خواندند و إبائي هم نداشتند؛ با اين‌كه حجاج، فاسق‌ترين شخص زمان خودش بود. حتي حسن بصري گفته است: اگر فرداي قيامت، تمام أمت‌ها، خبيث‌ترين افرادشان را بياورند و در يك كفه بگذارند و ما هم حجاج را در يك كفه بگذاريم، كفه ما سنگين‌تر خواهد بود.

لینک مطلب از شامله:

http://shamela.ws/browse.php/book-5423#page-39

لینک‌ مطلب از اسلام وب:

http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?bk_no=18&ID=3&idfrom=2&idto=881&bookid=18&startno=78


عمر بن عبد العزيز، خليفه أموي مي‌گويد:

لو جاءت كل أمة بخبيثها و جئنا بالحجاج، لغلبناهم.

اگر تمام أمت‌هاي جهان، #خبيث‌ترين انسان‌هاي خود را بياورند و ما هم حجاج را بياوريم، ما بر آنها غلبه مي‌كنيم.

تهذيب التهذيب لإبن حجر، ج2، ص185 ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج6، ص286 و ج9، ص139 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج12، ص186 ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج4، ص586

بزرگان اهل سنت مانند دميري در كتاب حياة الحيوان مي‌گويد:

مات في حبسه خمسون ألف رجل و ثلاثون ألف إمرأة.

در زندان حجاج، 50 هزار مرد و 30 هزار زن كشته شدند.

حياة الحيوان، ج1، ص170

(و به اعتراف منابع تاریخی، غالب اينها هم به صورت لخت مادرزاد نگهداری می‌شدند.)

ابن حجر عسقلاني مي‌گويد:

آمار مسلماناني كه توسط حجاج كشته شدند، غير از آنهايی كه زير شكنجه كشته شدند،
120 هزار نفر بود.

تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج2، ص185 ـ التنبيه و الإشراف للمسعودي، ص274 ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج4، ص587 ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج6، ص323 ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج9، ص156 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج12، ص184

ذهبی می گوید :

117 - الحَجَّاجُ بنُ يُوْسُفَ الثَّقَفِيُّ *
أَهْلَكَهُ اللهُ: فِي رَمَضَانَ، سَنَةَ خَمْسٍ وَتِسْعِيْنَ, كهلًا. وكان ظلوما، جبارا، ناصبيا، خبيثا, سفاكاللدماء, .... وَحِصَارِهِ لابْنِ الزُّبَيْرِ بِالكَعْبَةِ, وَرَمْيِهِ إِيَّاهَا بِالمَنْجَنِيْقِ, وَإِذْلاَلِهِ لأَهْلِ الحَرَمَيْنِ

هلاک کرد خداوند او را در رمضان ..
جبار - ناصبی - #خبیث و صفات زیبای دیگر در شانش!!!
جالبه که او را از فرماندهانی می دانند که در زمان حکومت زبیر مکه را محاصره کرد و کعبه را به منجنیق بست و اهل حرمین را ذلیل و خوار نمود

سیر اعلام النبلاء ج4ص343

به این فراز تلخ تاریخ هم توجه کنید و مشی این سفاک خونخوار را بیشتر بشناسید :

قال ابن حجر : إنما قیل له المعرقب لأن الحجاج أو بشر بن مروان عرض علیه سب علی فأبى فقطع عرقوبه قال بن المدینی قلت لسفیان فی أی شیء عرقب قال فی التشیع قال علی وهو الذی مر به بن أبی طالب

همچنین ابو یحیى اعرج كه از روات صحاح سته می ‏باشد بخاطر امتناع از سبّ على ( علیه السلام ) به دستور حجاج ، پاشنه پاى او را قطع كردند و پس از آن به معرقب ( پاشنه بریده ) شهرت یافت‏!!

تهذیب التهذیب ج10 ص158 ترجمة أبو یحیى الأعرج المعرقب المؤلف: أبو الفضل أحمد بن علی بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلانی (المتوفى: 852هـ)، الناشر: مطبعة دائرة المعارف النظامیة، الهند، الطبعة: الطبعة الأولى، 1326هـ ،عدد الأجزاء: 12


واقعا شلاق عمر بن خطاب چگونه بوده و با آن چه بر سر مردمان می‌آورده و چه رعبی در دلها ایجاد می‌کرده که از چنین فرد سفاکی وحشتناک تر است؟؟


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 19 May 2019   #14
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: حجاج یکی از شاگردان ودست پرودهای مکتب سقیفه واتباع سقیفه

با توجه به اینکه این غلظت و بداخلاقی عمر بن الخطاب به واقع در دوران خلافت خویش بوده ،
حال این نکته را دقت کنید که صحابه میدانستند که عمر چنین شخصی است و به ابوبکر چنین هشدار دادند


» المصنف » كتاب المغازي » ما جاء في خلافة عمر بن الخطاب
5568 ( 44 ) ما جاء في خلافة عمر بن الخطاب

حدثنا وكيع وابن إدريس عن إسماعيل بن أبي خالد عن زبيد بن الحارث أن أبا بكر حين حضره الموت أرسل إلى عمر يستخلفه ، فقال الناس : تستخلف علينا فظا غليظا ، ولو قد ولينا كان أفظ وأغلظ ، فما تقول لربك إذا لقيته وقد استخلفت علينا عمر ، قال أبوبكر : أبربي تخوفونني ؛ أقول : اللهم استخلف عليهم خير خلقك ، ثم أرسل إلى عمرفقال : إني موصيك بوصية إن أنت حفظتها : إن لله حقا بالنهار لا يقبله بالليل وإن لله حقا بالليل لا يقبله بالنهار.


از زبيد بن حارث نقل شده است: ابوبكر هنگام احتضار كسى را نزد عمر فرستاد تا او را جانشين پس از خودش قرار دهد، مردم گفتند: كسى را بر ما مسلط مى‌كنى كه خشن و بداخلاق است، اگر او حكومت را به دست گيرد، سخت‌گيرتر و خشن‌تر خواهد شد،
پاسخ خدا را در هنگام ملاقات چه خواهى ديد كه شخص بد اخلاق و خشنى مثل عمر را بر ما مسلط مى‌كنى؟!
(و در ادامه ابوبکر میگوید من بهترین خلق را بر آنها گماشته ام )


إبن أبي شيبة الكوفي، أبو بكر عبد الله بن محمد (متوفاي235 هـ)، الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار، ج 7، ص 434، ح37056، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ناشر: مكتبة الرشد - الرياض، الطبعة: الأولى، 1409هـ.

http://library.islamweb.net/newlibra..._no=10&ID=5091

سند اين روايت صحيح و تمام روات آن ثقه هستند:

وكيع بن الجراح: ثقة.
وكيع بن الجراح: ابن حجردر باره او مى‌گويد: ثقه وحافظ است.
تقريب التهذيب، ج2، ص283
إسماعيل بن أبي خالد: ثقة.
إسماعيل بن ابوخالد: ابن حجر مى‌گويد: ثقه است.
تقريب التهذيب، ج1، ص93
زُبيد بن الحارث: ثقة، ثقة.
زُبيد بن الحارث: ابن حجر مى‌گويد: ثقه است و به حديثش استدلال مى‌شود واهل عبادت است.

تقريب التهذيب، ج1، ص308

حال با توجه به این مطلب صحابه میدانستند خلیفه عمر چه اخلاق غلیظ و تندی داشته و طبق روایات حتی #امیرالمومنین علیه السلام ، #طلحه و دیگران این امر را به ابوبکر متذکر شده اند :

» تاريخ دمشق لابن عساكر » حرف الضاد فارغ » حرف الخاء في آباء من اسمه عُمَر » عمر بن الْخَطَّاب بن نفيل بن عبد العزى بن رياح بن ..

http://library.islamweb.net/hadith/d...7655&hid=46946

الطبقات الكبري - ج 3 ص 196



و نکته اینجاست ، صحابه ای به ابوبکر تذکر و هشدار دادند که عدالتشان طبق احکام اهل سنت صحیح است ، دقت کنید:

قَالَ شيخ الإسلام ابن تيمية رحمه الله تعالى {وَغَيْرُهُ: الَّذِي عَلَيْهِ سَلَفُ الأُمَّةِ وَجُمْهُورُ الْخَلَفِ: أَنَّ الصَّحَابَةَرَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَجْمَعِينَ عُدُولٌ بِتَعْدِيلِ اللَّهِ تَعَالَى لَهُمْ}.

ابن تیمیه میگوید صحابه عادلند چون خدا اینان را تعدیل کرده است.

شرح کوکب المنیر »باب فی الاجماع

http://library.islamweb.net/newlibra...=32&startno=37

نظر صحابه این بود که اگر ابوبکر ولایت عمر را بر آنها دیکته کند باید در مقابل خداوند متعال جوابگو باشد ،

از طرفی پیش بینی آنها نیز بحقیقت پیوست ، و عمر بن الخطاب آنقدر بد بود که حتی ترسناک تر و بدتر از حجاجی بود که به اعتراف سرخسی جنایتکار ترین فرد تاریخ بوده ؛

لذا

از پیروان محترم خلفا ، فقط یه سوال کوچک داریم ؛
یقینا ابوبکر در این جنایت دخیل بوده و هم جرمِ عمری بوده که بدتر از حجاج_بن_یوسف بوده است؛

حالا این آیه را نیز در نظر بگیرید :

محَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذينَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رحَماءُ بَينَهُم تراهُم رُكَّعًا سُجَّدًا يَبتَغونَ فَضلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضوانًا ۖ

محمّد صلی الله علیه و آله فرستاده خداست؛ و کسانی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند؛(سوره فتح آیه ۲۹)

باتوجه به این آیه خلیفهء دوم و خلیفهء اول که در این جرم با او شریک است ، "والذین مع رسول الله" نیستند چون رحماء بینهم نبودند ؛

و اهل انصاف پاسخ دهند:
آیا چنین کسانی لیاقت دارند بر مسند کسی نشینند
که صاحب "خُلق عظیم" است

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 19 May 2019   #15
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: حجاج یکی از شاگردان ودست پرودهای مکتب سقیفه واتباع سقیفه


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks

کلیدواژه ها
حجاج


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 01:04PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts