بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

گفتگوي بسته شده
 
ابزار گفتگو
قديمي Thursday 18 May 2017   #1741
ghanet
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 1,226
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

سوره آل عمران، طبق معمول سوره هایی که با حروف مقطعه شروع می شوند ، با تأکید بر حقانیت کتاب و رهنما بودن آن آغاز می گردد. اگر خاطرتان باشد، در بحثهای گذشته رسیدیم به اینکه در تثلیث اسلام و دین الهی، کتاب در مرکز قرار می گیرد و این مرکزیت کتاب نشانه وحدت و توحید است و سوره آل عمران برجسته ترین سوره ایست که در آن حقیقت اسلام و توحید به بیانی شیوا و شگرف تبیین و تشریح گردیده است.




پروردگار، سوره را با کلمه توحید آغاز می فرمایند و اعلام می دارند که در مُلک شریعت هیچ حاکم مطلقی بجز الله وجود ندارد و او همواره حی و حاضر و قائم است :

اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ


حالا همین حی حاضر ، که روزگاری تورات و انجیل را به رسولانش داد، کتابی را به فرستاده خود وحی کرده که حقیقت محض بوده و محل افتراق دین مادری از دین الهی است و هیچ تاریکی و کجی به آن راه ندارد چون در آسمانها و زمین ،هیچ چیزی از چشم خداوند مخفی نمی ماند:

إِنَّ اللَّهَ لَا يَخْفَىٰ عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ [3:5]

و چگونه مخفی بماند با اینکه او صورتگر شما در تاریکی های سه گانه ارحام است؟

هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحَامِ كَيْفَ يَشَاءُ ۚ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ [3:6]
ghanet حاضر نيست  
قديمي Thursday 18 May 2017   #1742
ghanet
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 1,226
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

آیه 7 آل عمران اگرچه می توانست فصل الخطاب قرآن باشد اما به دلیل مدفون شدن در زیر خرورارها حدیث و روایات برجا مانده از اموات گذشتگان، به چشم نیامده و اهریمن معنایش را به کل تغییر داده است. من در اینجا بر آنم تا به مدد پروردگارم ، پرده از رخ پوشیده این نور رخشنده برگیرم، با این امید که رخها جز به رخسار درخشان قرآن نگردند.

ghanet حاضر نيست  
قديمي Thursday 18 May 2017   #1743
ghanet
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 1,226
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟




او که همواره حی و حاضر است و چیزی در آسمانها و زمین از وی مخفی نمی ماند، هم او که صورتگر ارحام می باشد، بر تو ای محمد کتاب نازل کرده است؛ اثری مکتوب از جانب رب العالمین نه قولی منقول از آباء اولین.
اگرچه در اینجا منظور از الکتاب قرآن است اما در اصل به معنای مطلق کتابهای آسمانی می باشد. این را هرگز فراموش نکنید چون در جاههایی ، من جمله اینجا ، بکار می آید.
ghanet حاضر نيست  
قديمي Friday 19 May 2017   #1744
ghanet
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 1,226
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟



هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ



قرآن بطوری که خودش می گوید؛ حکمی است عربی که از جانب خداوند حکیم به رسولش حکم شده و بنابر این وجه تسمیه محکمات از این بابت است . بطوری که خداوند در آیات متعدد می فرمایند؛ کتاب آسمانی برای این است که بین مردم بر سر اختلافاتشان حکم کند و معنای قرآنی محکمات به حکم الله بر می گردد و آنان که واژه مذکور را از پیش خودشان صریح و روشن معنا کرده اند متأثر از احادیث و روایات بوده اند نه حقیقت قرآن.
عرض کرم ؛ الکتاب به معنی مطلق کتابهای آسمانی است و ام الکتاب مادر کتابهای آسمانی و چیزی است که امثال قرآن و تورات و انجیل از بطن آن پدید آمده اند خصوصاً اینکه می فرمایند :

وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ – راستی که قرآن در ام الکتاب که نزد ماست والا و حکیم می باشد، و این یعنی قرآن از بطن ام الکتاب بیرون آمده است.

در کتاب التحقیق فی کلمات قرآن الکریم راجع به اصل ریشه اخر نوشته شده:

هو التأخّر و هو ما يقابل التقدّم – یعنی متأخری است که در مقابل تقدم قرار می گیرد بعنوان مثال در آیه زیربطوری که می بینید مستأخرین در مقابل مستقدمین قرار گرفته است:

وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنْكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ [15:24]

در آیه مورد بحث نیز متشابهات بواسته کلمه اخر در مقابل محکمات قرار گرفته است.
در باره معنای ریشه متشابهات گفته شده: هو تنزيل شي‌ء مقام شي‌ء آخر بمناسبة و مشاكلة بينهما – یعنی چیزی که به دلیلی هم شکلی و مناسبتش ، بجای چیزی دیگر می نشیند.
در آیه فوق ، متشابهات به دلیل شباهت ظاهری که با آیات قرآن دارند، درست در مقابل آیات و بجای آنها نشسته اند.
ghanet حاضر نيست  
قديمي Friday 19 May 2017   #1745
ghanet
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 1,226
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

خداوند می فرمایند: اتبعوا ما انزل الیکم من ربکم –آنچه را پروردگارشما برایتان نازل کرده تبعیت کنید نه اتبعوا مما انزل الیکم من ربکم – از آنچه پروردگار شما برایتان نازل کرده تبعیت کنید.

می فرمایند :

ولا تتبعوا من دونه اولیاء قلیلاً ما تذکرون – از اولیاء غیر او تبعیت نکنید چه کمید این را متوجه می شوید! واقعاً چه کمید که متوجه می شوید متشابهات حرف و حدیث منسوب به همین اولیاء است!
چگونه ممکن است خداوندی که امر به تبعیت کل کتاب می کند و کتاب خود را نور معرفی می نماید به یک باره امر کند نباید از بعضی آیات آن تبعیت کرد چرا که موجب فتنه و گمراهی می شوند!
کدام متشابهات؟ اگر این متشابهات متعلق به قرآن هستند چرا احدی قادر نیست یکی و فقط یکی از آنها را معرفی کند؟!
آنان که نور خدا را اینگونه توصیف می کنند همان کران و کوران و بی خردانند که هرگز اندیشیدن نتوانند . اینان همان کسانی هستند که طناب بندگی خود را به دست شیطان داده اند تا هرجا که خواست آنها را کشان کشان به دنبال خود ببرد. وای به حالتان اگر بعد از شنیدن این دلایل و براهین آشکار باز هم به قرآن انگ متشابهات بزنید.

هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ


در خط فوق، عبارت: منه آیات محکمات را می توان معنا کرد: آیات محکمات از آن کتاب آسمانی هستند و حرف من در منه را بیانیه گرفت نه بعضیه.
همچنین در میان جمله هن ام الکتاب می توان حرف من را در تقدیر گرفت و جمله را به اینصورت نوشت: هن من ام الکتاب- یعنی محکمات از ام الکتاب زائیده شده اند و به آن تعلق دارند.
من برای اینکه منظور ایه را بهتر متوجه شوید، اگر معاذ الله نگویید ، میان جمله را از میان برمی دارم :

هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ

همانگونه که در پست پیشین توضیح دادم؛ متشابهات بواسطه کلمه اخر در مقابل محکمات قرار می گیرند و به دلیل مشاکلت و مناسبتشان با محکمات ، به جای آنها می نشینند و بگونه ای امر را مشتبه می سازند که مردم آنها را با محکمات اشتباه می گیرند و از آن پیروی می نمایند در حالی که سخن غیر خدا می باشند.
ghanet حاضر نيست  
قديمي Saturday 20 May 2017   #1746
ghanet
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 1,226
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ – اما کسانی که در قلبهایشان انحراف از حق است ، دنبال چیزی را می گیرند که از کتاب آسمانی تشابه یافته است.
خداوند می توانست بگوید : فیتبعون متشابهات اما نگفت، چرا؟ بخاطر اینکه می خواست نشان دهد متشابهات از روی کتاب شبیه سازی شده اند به همین دلیل فرمود ما تشابه منه (آنچه از کتاب تشابه یافته). می توان نمونه های فراوانی از این متشابهات که از کتاب آسمانی تشابه یافته اند معرفی کرد ولی من به یکی بسنده می کنم:

در حدیث سیاه و سراسر دروغ کساء، که آن را به پیامبر عزیزمان نسبت داده اند ، آمده است که وقتی پیامبر در زیر عبا دست به دعا بر می دارد این دعا را می خواند:

اللّهُمَّ هولاء أهلُ بَیتی، اللّهُمَّ أذهِب عَنهُمُ الرِّجسَ و طَهِّرهُم تَطهیراً

شبیه همین جمله نیز در ایه 33 احزاب وجود دارد که ظاهراً پاسخ خداوند به دعای پیامبر است:

إنّما یریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنكُم الرِّجسَ أهلَ البیتِ و یُطَهِّرَكُم تَطهیراً

حالا دعای منسوب به پیامبر برای کرور کرور انسان منحرف از حق ، جایگزین قرآن شده تا حق را تلبیس کند و چیزی را که حقیقت ندارد، جایگزین معنای حقیقی اهل بیت نماید تا فرقه بسازد و فتنه برانگیزد.


ghanet حاضر نيست  
قديمي Saturday 20 May 2017   #1747
ghanet
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 1,226
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

کسانی که دنبال متشابهات (= حرف و حدیث آباء اولین) را می گیرند در پی این هستند که فتنه بپا کنند و کتاب آسمانی را به نفع خود تأویل نمایند در حالی که احدی غیر از خداوند تأویل کتاب را نمی داند - فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ.

کلمه تأویل به معنای مصداق خبری است که در آینده به وقوع می پیوندد :
مثلاً یوسف در زندان به دو هم سلولی اش می گوید:

قَالَ لَا يَأْتِيكُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلَّا نَبَّأْتُكُمَا بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَن يَأْتِيَكُمَا ...(یوسف/37)

قبل از اینکه تأویل آن برایتان به وقوع بپیوندد خبرش را به شما خواهم داد

یا رفیق همبند یوسف که نجات یافته بود می گوید:

وَقَالَ ٱلَّذِى نَجَا مِنْهُمَا وَٱدَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا۠ أُنَبِّئُكُم بِتَأْوِيلِهِۦ فَأَرْسِلُونِ ﴿یوسف/٤٥﴾

من خبر تأویلش را به شما می رسانم

یا معلم موسی در سوره کهف می گوید:

قَالَ هَـذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا﴿الكهف: ٧٨﴾

بزودی خبر تأویل چیزی را که بر آن صبر نداشتی به تو خواهم گفت

پس این نکته مهم را به خاطر داشته باشید که تأویل ( مصداق خبر) یک چیز است و خبر آن یک چیز دیگر. خبرهمیشه اول است و تأویل همان مصداقی است که با اول خودش منطبق می شود و به به آن بر می گردد.
تأویل قرآن ومصداق وعده های خداوند، جهان آخرت و بهشت و جهنم است، به همین دلیل است که احدی غیر از الله تأویل قرآن نداند چرا که هیچکس نمی تواند به آینده سفر کند. انسان فقط می تواند صبر کند تا تأویلش بیاید :
آیا آنها جز انتظار تأویل آیات (و فرا رسیدن تهدیدهای الهی) دارند؟ آن روز که تأویل آنها فرا رسد، (کار از کار گذشته، و پشیمانی سودی ندارد؛ و) کسانی که قبلاً آن را فراموش کرده بودند می‌گویند: «فرستادگان پروردگار ما، حق را آوردند؛ آیا (امروز) شفیعانی برای ما وجود دارند که برای ما شفاعت کنند؟ یا (به ما اجازه داده شود به دنیا) بازگردیم، و اعمالی غیر از آنچه انجام می‌دادیم، انجام دهیم؟!» (ولی) آنها سرمایه وجود خود را از دست داده‌اند؛ و معبودهایی را که به دروغ ساخته بودند، همگی از نظرشان: گم می‌شوند. (نه راه بازگشتی دارند، و نه شفیعانی!)[ 7:53]



وقتی یهود و نصارای دوره پیامبر می گفتند : کسی وارد بهشت نمی شود مگر اینکه یهودی یا نصرانی باشد ، این تأویل متشابهات و روایاتی بود که آنها به آن عقیده داشتند. یا وقتی شیعه باور کرده جز او کسی به بهشت نمی رود یا تا زمانی که شخص حب علی را به دل نداشته باشد پا در جنت نمی گذارد ، باز هم بر اساس تأویل متشابهات یا حرف و حدیث آباء اولین به چنین باوری رسیده است.


ghanet حاضر نيست  
قديمي Saturday 20 May 2017   #1748
ghanet
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 1,226
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ

در حالی که راسخون در علم(= اهل کتب آسمانی) می گویند ما به کتاب آسمانی ایمان آوردیم ( نه به متشابهات شیطانی) همه کتابهای آسمانی از طرف خداوند می باشند ، و هیچکس متذکر این حقیقت نمی شود الا خردمندان.
کلمه راسخون به شکل الراسخون دوبار در قرآن آمده که بار دوم آن در سوره نساء آیه 162 می باشد:

لَّـكِنِ ٱلرَّسِخُونَ فِى ٱلْعِلْمِ مِنْهُمْ وَٱلْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَآ أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَٱلْمُقِيمِينَ ٱلصَّلَوةَ وَٱلْمُؤْتُونَ ٱلزَّكَوةَ وَٱلْمُؤْمِنُونَ بِٱللَّـهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ أُو۟لَـٓئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْرًا عَظِيمًا[4:162]

لیکن از میان یهود و نصارا ، آنان که واقعاً اهل کتاب آسمانی هستند( بر خلاف مردم معاصر خود که دوگانه پرست هستند و به هر چیزی ایمان می آورند) می گویند ما به آنچه بر تو نازل شده(=قرآن) و به آنچه قبل از تو نازل شده ایمان داریم، همچنین نمازگزاران، زکات دهندگان و ایمان آورندگان به خدا و روز قیامت نیز همین را می گویند، ما به زودی همه آنها را پاداش عظیمی خواهیم داد.

شباهت میان این دو آیه را می بینید؟ می بینید یا نمی بینید؟ راسخون فقط به کتاب اسمانی و ما انزل الله ایمان می آورند نه غیر آن. راسخون علم، آنان که متشابهات شیطانی تعریفشان کرده اند نیستند ، موجوداتی ما فوق بشری با علم لدونی و توانمندیهایی آنچنانی نیستند آیا متوجه می شوید؟ هرکسی که در کتاب اسمانی می اندیشد و حق تلاوتش را بجا می آورد و به آن ایمان می آورد، او بی شک یکی از راسخون است.
این اقرار مومنین است که به همه کتب آسمانی ایمان دارند:

هَا أَنْتُمْ أُولَاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلَا يُحِبُّونَكُمْ وَتُؤْمِنُونَ بِالْكِتَابِ كُلِّهِ

شما کسانی هستید که آنها را دوست می‌دارید؛ امّا آنها شما را دوست ندارند! در حالی که شما به همه کتابهای آسمانی ایمان دارید.
ghanet حاضر نيست  
قديمي Saturday 20 May 2017   #1749
ghanet
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 1,226
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

معمولاً در هر زبان و فرهنگی گاهی اینگونه است که موضوعی بطور نسل در نسل و سینه به سینه بر سر زبانها و در باورهای مردم جا خوش کرده و همواره بطور مکرر نقل می شود و مورد استناد قرار می گیرد در حالی که وقتی تا ته آن می روی می بینی در آنجا هیچ چیزی وجود ندارد و به اصطلاح خودمانی : سر کاری است. مخصوصاً در جوامعی که به شایعات بیشتر اهمیت می دهند و عادت به مطالعه و تحقیق ندارند و دنبال حرف و حدیث این و آن را می گیرند، این معضل از شدت بیشتری برخودار است و باور پوچ بودنش برای مردم بسی سخت می نماید و نمی پذیرند عقیده ای را که قرنها در جریان بوده و مردمان بسیاری باورش داشته اند حقیقت نداشته باشد. بطور قطع و یقین این باورهای بی اساس و سرابگونه یکی از بزرگترین موانعی است که همواره بر سر راه جریان حقیقت و شریعت راستین قرار داشته است.
یکی از ابوابی که پای غیر را به قرآن باز می کند و تفسیر آن را به من دون الله وا می گذارد باب متشابهات است . اینکه قرآن دارای یک سری آیات است که مبهم ، مغلق و دو پهلو هستند و اگر شخص بدون رهنمونهای مفسرین ماورایی به سراغ قرآن برود گرفتار فتنه شده و گمراه می شود.

در حدیث غدیر به روایت این جریر طبری آمده : «افهموا محکم القران و لا تتبعوا متشابهه و لن یفسر ذلک لکم الا من انا اخذ بیده و شائل بعضده ...»
یعنی آیات محکم قرآن را درست بفهمید و در پی آیات متشابه نروید و هرگز کسی این کتاب را برای شما تفسیر نخواهد کرد مگر این کس که من دست او را گرفته و بلند کرد ه و به شما نشان می دهم (علی بن ابی طالب (امینی، ج1،ص215)



ghanet حاضر نيست  
قديمي Saturday 20 May 2017   #1750
ghanet
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 1,226
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟



برتراند راسل در کتاب تأثیر علم بر اجتماع می نویسد: ارسطو مدعی بود زنان دندان کمتری از مردان دارند، با وجود اینکه او دو زن داشت، هرگز اتفاق نیفتاد نظریه خود را با آزمایش بر روی دهان زنانش بیازماید.



حالا شده حکایت کسانی که به تبع احادیث و روایات ، مدعی وجود آیات متشابه در قرآن هستند. برای یک بار هم که شده بررسی نکردند تا ببینند آیا واقعاً چنین چیزی در قرآن وجود دارد یا نه!



همین الأن اینترنت را برای یافتن محکم و متشابه جستجو کنید ببینید چه می یابید: یک سری مطالب تکراری که انگار همه از روی دست هم نوشته باشند !

محکمات؟ لیس کمثله شی

متشابهات؟ یداللّه فوق ایدیهم

اگر واقعاً موجوداتی با قدرتهای علمی مافوق بشری برای تفسیر قرآن وجود داشتند خوب بود پرده از راز هزار و چهارصد ساله حروف مقطعه که جزء پوشیده ترین مفاهیم قرآنی هستند بر داشته می شد . و الا استعارات و کنایاتی نظیر ؛ دست خدا، تخت خدا و امثالهم در تمام زبانها یافت می شود و برای پی بردن به مفاهیم آنها هیچ نیازی به موجودات فوق بشری نیست.
محکم و متاشبه بگونه ای که معروف است ابداً حقیقت ندارد و متشابهات متعلق به قرآن نیستند بلکه برخاسته از احادیث و روایاتی است که به پیامبر و مقدسین فرقه ها منسوب شده اند و حقیقتاً کلام آنها نیز نمی باشند بلکه دروغی و افترایی است که شیاطین به آنها بسته اند.

آخرين ويرايش ghanet ، Saturday 20 May 2017 در 09:07PM.
ghanet حاضر نيست  
قديمي Sunday 21 May 2017   #1751
ghanet
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 1,226
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

خداوند کتاب و حکمی عربی نازل کرده که حق و حقیقت محض است تا مردم دنبال حرف و حدیث ( متشابهات) غیر او را نگیرند و فقط تسلیم حکم پروردگارشان شوند. با این وجود اکثراً از این حکم مکتوب اعراض می کنند و به متشابهات شیطانی می گروند. آیا آنها هنوز فرق شرک و اسلام را متوجه نشده اند؟! نمی دانند مشرک حقیقی آن کسی است که برای حکم خداوند و به اسم او شریک قائل می شود؟ نمی دانند اسلام فقط و فقط تسلیم حکم الله بودن است؟!
آیا آنان که کلمه توحید (لا اله الا الله) دائماً ورد زبانشان است مطمئن هستند که الهی دیگر را نمی پرستند؟
خداوند و ملائکه و کسانی که از علم کناب آسمانی بهره مند شده اند شهادت می دهند که هیچ خدایی بجز الله وجود ندارد:

شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ ۚ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (3:18)

یعنی در مُلک دین هیچ فرمانروایی بجز الله وجود ندارد و این هیچ، شامل همگان می شود مخصوصاً و مخصوصاً انبیاء و فرشتگان، اگر در این خطه هر حکمی را که در کتاب آسمانی نباشد، به خدا و رسولش ببندید به آنها افتراء و تهمت زده اید پس مواظب باشید چیزی نگویید که از حق بودن آن اطمینان ندارید!
آری، در مُلک دین هیچ حاکمی بجز الله وجود ندارد و آن دینی در نزد او مقبول است که پیروانش فقط تسلیم حاکم مطلق- الله- باشند و نگاه مردم فقط به قرآن باشد نه آن دینی که درش انبیاء و ملائکه نیز حکمرانند یعنی اله هستند (با این حُقه اهریمنی که خدا خودش به آنها حکم داده).



ghanet حاضر نيست  
قديمي Sunday 21 May 2017   #1752
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 40
پاسخ‌ها: 34,307
روزنوشته ها: 10
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

من البته اصراری ندارم که ghanet پاسخ اختلالات عقیدتی و تعارض آشکار خود با نص قرآن را بدهد که به اندک بهانه ای از دایرۀ بحث خود را خارج می کند تا وظیفۀ روبوتیک خود را انجام دهد. قانت مثل یک روبوت است و پاسخ روبوت هم روبوتیک است.

از رفتارهای متحجرانۀ برخی پیروان مکتب خلفا، در عصر اطلاعات ، پس از فهمیدن اصل قضیۀ اختلاف بعد از رسول الله این است که زیر میز حدیث و سنت رسول الله بزنند و بگویند "فقط خدا" و "نه رسول" ... درست بر خلاف چیزی که قرآن می گوید (اطیعو الله و اطیعو الرسول و اولی الأمر منکم). یعنی با یک بلاهت ویژه، صورت مساله یعنی (رسول الله) را پاک کنند. صورت مساله ای بسیار جدی که در ایمان تعیین کننده است.


این ذاتا خوب است که آنها از "دروغ گفتن در خصوص تاریخ" عقب می کشند و به یک "درست بی غل و غش" یعنی توحید دست میازند. اما بیائید کمی صادق تر باشید، آیا همۀ «درست بی غل و غش» همین است؟ اگر بلدید قرآن بخوانید بخوانید : اطیعو الله ، و اطیعو الرسول ...

زدن زیر میز ولایت و لازم الأتباع بودن رسول الله ، رفتار بلاهت بار و البته غیرصادقانه ای است ... با خود صادق باشید و نطفۀ پاک خود را ارج بنهید!

دائم مثل رمالها بیائی شعار بدهی ، و تصویر سفید و سیاه و حق و باطل را با هم بگذاری ، به امید این که خود را منزه از دغل بخوانی ، این فقط یک خودارضائی باطل ذهنی و تلف کردن عقل است ... حقایق شفاف دیگری غیر از توحید وجود دارند که نمی توان خود را موحّد نامید، و از آنها تبعیت نکرد... مگر این که واقعا غل و غشی باشد.

قرآن به صراحت می گوید :
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي أَنزَلَ مِن قَبْلُ ۚ وَمَن يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا (136)

ای کسانی که ایمان آوردید ، ایمان بیاورید به
1) خدا
2) رسولش
3) کتابی که نازل شده
و کسی که به خدا ، ملائکه، کتب نازل شده، رسولانش کفر ورزد ، گمراه شده است، گمراهی بسیار دور!

تمییز این سه و قید جدای آن در ذیل «ایمان» سیلی محکمی است بر کسی که تلاش می کند دین را تحریف کند و برش بزند. که مقابل ایمان، کفر است. و کسی که چنین می کند، با نص فوق، گمراه و کافر است.

بله ، خدا و رسول یکی هستند ...اما جدا قید شده اند و جدا جدا لازم الإطاعة هستند.

نه اینکه خدا و رسول یکی هستند، پس رسول را جدا می کنیم و خدا را می پرستیم. اسم خود را هم میگذاریم عاقل مرد! ماجرای مسیحیانی که میگویند 3=1 و نپرس!

یعنی العیاذ بالله خدا بیکار بوده که صد بار در قرآن قید کرده اطیعو الرسول ! منظورش خودش بوده .... و خوب برای سرگرمی این اسم رسول را هم آورده ...

این البته نوع منطق لودۀ شماست که روزی به خلافت انجامید و امروز هم به چنین توحید ناقص الخلقه ای که قرآن خود آن را گمراهی می نامد ... و رسول و موجودیت رسول و زعامت و لزوم اطاعت از او را حذف می کند و این نفاق بدتر از کفر است و خدا به داد چنین بیماری ای نمی رسد. بارها گفته که نمی رسد ... حالا شما سعی کنید خود را مسلمان بخوانید ولی بدتر از کفار هستید به شهادت قرآن کریم.

لودگی ذهنی شما عملا به کفر خدا هم خواهد انجامید چون نابخردی که در ذهن علیل خود بعنوان «خدا» می سازید که در واقع همان خود شما هستید ، صرفا مشغول سرگرمی و بازی با الفاظ بوده است و منتظر تفسیرهای اینچنین سخیف که حاضر نیست بخواند: آمنو بالرسول ... و اطیعو الرسول را که قرآن به تعمد : اطیعو الله و اطیعو الرسول را دو بار (اطیعوا) می آورد تا کسی نتواند آن را با هم جمع ببندد. اما شما آنقدر شقی هستید که این کار را بکنید.[

دشمنی با زیارت (ارج نهادن به مقام یک شخصیت اصیل اسلامی ) و توسل، دشمنی تاریخی جهل عربی با نهضت روشنی بخش رسول الله است. که متاسفانه امروز یک پله بالاتر از اهلبیت به حذف و دشمنی با خود فرستادۀ خدا نیز تسری پیدا کرده است. آنان پس از کشتن علی بن ابیطالب هشتاد سال او را در منابر لعن کردند و چون دیدند از این راه نمی توان او و نهضت او که بقیۀ اصیل نهضت رسول الله را حذف کرد با تحریف اصل دین دست به کار شدند تا وی را از موضوعیت بیاندازند و آنچه که می خواهند را به اسلام تحمیل کنند.

این کار با جمع و جور کردن دست و پای اسلام با حذف نیم مهمی از آن یعنی "فرستاده خدا" صورت می گیرد. اگر او نباشد پس دستوری هم نیست. پس باید گفت که حدیث باطل است! شباهت این جریان متحجر عربی با جریان های روشنفکری سکولار در ایران بسیار جالب است. چون هدف یکی است، حذف محتوا از دین برای جایگزین کردن امر مورد نیاز!

حذف محتوا از دین یعنی این که :
1) اول بگوئیم احادیث شبهه ناکند پس کلا قابل قبول نیستند.
در حالی که علم مفصلی در خصوص شناخت اصالت احادیث تدوین شده و طبق این علم و بر اساس عقل بسیاری از احادیث قابل استناد و تطبیق و مراجعه هستند. اصولا خود قرآن بدون مراجعه به حدیث قابل اثبات نیست، پس کسی که ادعا می کند قرآن را قبول دارد، ولی حدیث را نه، دروغگوی بزرگی است. چون صحت قرآن از طریق دیگری قابل اثبات نیست.

2) قرآن را طوری تفسیر کنیم که انگار اصلا رسول الله فقط یک پستچی بوده و زعامت و رهبری نداشته و ندارد.

مشکل برای این جهل عربی، توحید نیست ، توحید خوب است چون جمع و جور است و در این نگاه موضوعی «کلی» و بسیار قابل برداشت های متعارض و متفاوت است. قرآن را هم که با تفسیرهای فضائی، حریف خواهیم بود ... پس با این ابزار به پیروان راستین دین اسلام خواهیم تاخت.

در این قاموس هر گونه مراجعه به شخصیتهای دینی از جمله اهلبیت ، تا قبل از این ممنوع بود ، حالا برای آنها حریم محترم بسازی یا به زیارت آنها بروی یا مثلا دستی روی ضریح آنها بکشی، کفر است .... کفر است چون خلاف شخصیت جهل عربی است، نه خلاف دین رسول الله. و الا ما که خود در نقض حکم رسول الله استادیم. فلذا دین تعارضی با زیارت مردگان ندارد که رسول الله خود بارها بر سر قبر مادر خود حاضر می شد و اشک می ریخت. چیزی که تعارض دارد گرامیداشت جریان سیاسی و اجتماعی نهضت رسول الله است که به صورت اتهام شرک! رخ می نماید.

حالا این نفاق خود رسول الله را هم هدف گرفته تا وی را حذف و دستورات وی که طبق قرآن همان دستورات خدا و قرآن و دین است را حذف کند.

این قماش در یک قالب، و روشنفکران سکولار نیز در قالبی دیگر همین هدف را پیگیری می کنند. این همان هدف توخالی کردن اسلام و تحمیل بلاتکلیفی و کلی نگری و در نتیجه پذیرش تفسیرهای بلاهت بار و زورکی و پراکنده، مثل چیزی است که «قانت» در این صفحه می آورد!

لذا او را فقط یک «سخنران علاف» نبینید، او به طرز ترحم انگیز و بی فایده ای ، مجری یک طرح مشترک علیه اسلام است که از سوئی از سوی عربستان و جهل و کفر عربی تاریخی می آید و از سوی دیگر در قالب ژست های دانشگاهی سکولار بر سر ملت های مسلمان و نه فقط در ایران ریخته می شود که در سایتها و مجامع مجازی عربی هم می توان با این پدیده روبرو شد. این دو جهت در فضای سیاسی هم ، متحد استراتژیک هستند.
__________________
صبح حاضر نيست  
قديمي Sunday 21 May 2017   #1753
ghanet
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 1,226
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

تا وقتی کتاب آسمانی نازل نشده باشد، مردم از نظر شرک و کفر امتی واحد هستند و از این بابت اختلافی میانشان نیست، اما همینکه از طرف خداوند کتاب نازل شد اختلافات شروع می شوند منتهی عده ای به حق اختلاف می کنند و عده ای به نا حق و از روی حسادت و بغی. علت اصلی اختلاف شیطان با آدم نیز همین بغی و حسادت بود و ابلیس از این ناراحت بود که چرا خداوند باید آدم را خلیفه و جانشین خود در زمین قرار دهد. این بود که با احکام خود ، آدم را فریفت و با خدعه و نیرنگ کاری کرد که آدم به جای حکم پروردگارش، دربرابر حکم ابلیس تسلیم شود.

إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ ۗ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۗ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ(3:19)
دین در نزد خدا، اسلام (و تسلیم بودن در برابر حق) است. و کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده شد، اختلاف نکردند، مگر بعد از آنکه و علم(=کتاب اسمانی) برایشان آند، آن هم به خاطر حسادت و بغی؛ هر کس به آیات خدا کفر ورزد، (خدا به حساب او می‌رسد؛ زیرا) خداوند، سریع الحساب است.

اهریمن امروز نیز همچنان دارد همان شیوه را بکار می بندد و با احکام خود ، آدم را از کتاب آسمانی(حکم الله) دور می سازد و به بیراهه می کشاند.
اینهمه شب زنده داری و ریاضت برای چه؟ به حرف من گوش کن تا برایت شفیعانی قرار دهم که بی زحمت و ریاضت، راست تو را به بهشت ببرند، فقط کافی است به حرف من گوش کنی و کتاب آسمانی را فراموش کنی. ثمره گوش دادن به حرف شیطان ، تفرقه و جنگهای صلیبی و عمری – علوی است که عاقبت کار هم به دوزخ ختم می شود. حالا هی بگو قال رسول الله، قال علی، قال عمر تا ببینم آخر سر به کجا می رسی!
ghanet حاضر نيست  
قديمي Sunday 21 May 2017   #1754
ghanet
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 1,226
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

من دارم با استناد به آیات قرآن مطلب می نویسم، اگر زیاد تکرار می کنم تعجب نکنید چون قسمت اعظم قرآن تکرار توحید است. از این تعجب کنید که خداوند اینهمه به توحید و یکتاپرستی دعوت می کنند اما قلیل اند کسانی که حرفش را متوجه می شوند و حقیقت توحید را درمی یابند.
می فرمایند:
اتَّبِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ ۗ قَلِيلًا مَا تَذَكَّرُونَ(7:3)

از آنچه پروردگاربرایتان نازل کرده تبعیت کنید ، از اولیاء غیر او تبعیت نکنید چه کمید که این را متوجه می شوید!

اما هیچ امتی برایش رسول فرستاده نشد مگر اینکه به او گفتند:

قَالُوا أَجِئْتَنَا لِنَعْبُدَ اللَّهَ وَحْدَهُ وَنَذَرَ مَا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا – آیا به سراغمان آمده ای که فقط الله را تعبد( = تبعیت بی قید و شرط) کنیم و آنچه را پدرانمان تعبد می کردند رها کنیم؟!
داستان پشت داستان، تکرار پشت تکرار، اما انگار نه انگار؛ کو گوش شنوا و چشم بینا؟
همینکه بازیچه و تجارتی ببینند دین را ها کرده و شتابان به سویش می دوند:

وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا

به کجا می روید؟ شما را به خدا بایستید!
اگر بدانید انچه نزد پروردگار است از هر بازیچه و تجارتی برایتان بهتر است چرا این را متوجه نمی شوید؟!
ghanet حاضر نيست  
قديمي Monday 22 May 2017   #1755
ghanet
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 1,226
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

اگر دوست دارید بدانید مسلمان هستید یا نه، ببینید در هنگام بحث و احتجاج به کجا رو می کنید و مرجعتان چیست. اگر به قرآن رو کردید مسلمانید ، و الا مشرک خواهید بود.

فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ ۗ وَقُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ ۚ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا ۖ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ ۗ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ(3:20)

پس ( چون دین در نزد خداوند، اسلام و تسلیم ما انزل الله شدن است) اگر با تو بر سر دین بحث کردند بگو: من و هرکس از من تبعیت می کند در برابر حکم ( = محکمات=قرآن)خداوند تسلیم شده ایم. به اهل کتاب و غیر اهل کتاب( که درباره دین با تو بحث می کنند) بگو: آیا شما نیز تسلیم شده اید؟ اگر در برابر حکم خدا تسلیم شوند هدایت یافته اند و اگر رو بگردانند (به تو ربطی ندارد) چون وظیفه تو فقط ابلاغ حکم( = حکما عربیا= قرآن) است ، خدا خود نسبت به بندگانش آگاه است.
خداوند به این شیوایی و صراحت دارد اسلام را تشریح می کند ، اگر بازهم متوجه نشوید، یا چشمانتان را غشاء گرفته یا در گوشهایتان وقر و سنگینی است یا توجهتان به ما انزل الله نیست.
در هر صورت مسلمان نیستید، اگر می توانید هرچه سریعتر به مرجع راستین دین توبه کنید و رجوع نمایید که وقت تنگ است. نکند، بیاید آن روز قریبی که از خواب مرگ بیدارتان کنند و بگویید: ساعتی بیش نیست که مُردیم!

يَا وَيْلَنَا مَنْ بَعَثَنَا مِنْ مَرْقَدِنَا – ای وای بر ما چه کسی ما را از خوابگاهمان بر انگیخت؟!
يَا وَيْلَنَا هَٰذَا يَوْمُ الدِّينِ – ای وای برما این همان روز دین است.
يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ – ای وای برما که طاغی بودیم و از حدود ما انزل الله تجاوز کردیم.
يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِين- ای وای برما که به خود ظلم کردیم و حرف شیطان را گوش گرفتیم و عبد او شدیم.





ghanet حاضر نيست  
گفتگوي بسته شده

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 07:48AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2022, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts