بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Tuesday 19 January 2016   #1
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,739
کرامت از مرتدی که پیامبرصلی الله علیه واله وسلم فرمود اهل بهشت است !!!

http://www.iranclubs.org/forums/show...154630&page=26
پست382
در اصل توسط abaaliابن عمر بی ادب علامه وهابیها نوشته شده است

خب مثل اینکه باید از اول باز شروع کنیم ؟؟؟؟؟؟؟؟/


گفته ی ما اینه که حضرت علی شیر خدا در هیچ جایی /// آنجا که شدیدا لازم است /// هیچ احتجاجی به غدیر به عنوان تعیین شده و منصوص از طرف الله ؛ حتی نه رسول ص نکرده اند و امامت منصوصی بعد از پیامبر ص وجود ندارد و این با ادله تاریخی کاملا هم خوانی دارد :


-1- ایشان...
....

-3- چرا نگفتند که ما که با مانعین زکات داریم میجنگیم چرا با غاصبین // ادعایی // امامت نجنگیم ؟؟؟؟؟؟////// با سیصد آیه ی ادعایی دال بر امامت و بیعت غدیر و سایر احادیث و ......

جواب شیعه
دوست گرامی، مجددا از شما تشکر میکنم به خاطر طرح این سؤالات خوب که زمینه‌ساز تحقیق بیشتر نسل جدید میشود، این سؤالات شما مهندسی معکوس میطلبد تا زوایای مخفی شده وضعیت آن روزگار سخت صدر اسلام را مجسّم کنیم.

سی سؤال مطرح کردید که بنده به سهم خودم تسویف میکنم تا بحثی همه جانبه و ممتّع عرضه کنم و این مانع کار میشود، اما میبینم بهتر است برای اینکه لااقل کلیدواژه‌ها گفته شود خود را معطل تفصیل نکنیم و به اشاره اکتفا کنیم.

در سؤال سوم فرمودید: چرا نگفتند ما که با مانعین زکات میجنگیم چرا با غاصبین نص غدیر نجنگیم؟!

دوست گرامی، گاهی در بهت فرو میروم که چگونه خدای متعال با یک امر ساده، رد پای احقاق حق یک مظلوم را برای سالهای بعد باقی میگذارد!! یکی از این مظلومین تاریخ، همین مانع زکاتی است که شما میگویید! این شخص خودش و برادرش شاعر مهم عرب هستند، و قضیه خود را در ضمن شعر بیان کرد، و چون شعر محتوای خود را به صورت بسته‌بندی محکم و یک پکیج سربین در دل تاریخ پرتاب میکند، شعر مالک بن نویره نیز دست به دست توسط خود طرفداران ابوبکر و خالد بن ولید تا امروز برای ما باقی مانده است!! و مالک بن نویرة مظلوم، سند مظلومیتش را توسط همین شعر، برای قضاوت همگان به نمایش گذاشته است!

آیا جالب نیست که در کتاب مختصر سیره رهبر وهابیت محمد بن عبدالوهاب این شعر او بیاید؟! آیا جالب نیست که وقتی امروزه در قرن پانزدهم در اینترنت از بخش فتاوای الشبکه الاسلامیة سؤال از قتل مالک بن نویرة کنند همین شعر او آنجا ذکر شود؟ اما ندانند که چگونه او پیامش را برای وقتش در این شعر گذاشته است!

دوست گرامی، خواهش میکنم به این فتوای الشبکة الاسلامیة مراجعه کنید و شعرش را ببینید:

http://fatwa.islamweb.net/fatwa/inde...twaId&Id=69729

السؤال
لماذا قتل خالد بن الوليد - رضي الله عنه-مالك بن نويرة؟

الإجابــة
الحمد لله والصلاة والسلام على رسول الله وعلى آله وصحبه، أما بعـد:
فمالك بن نويرة كان النبي صلى الله عليه وسلم قد استعمله على صدقات قومه، فلما بلغته وفاة الرسول صلى الله عليه وسلم أمسك الصدقة وفرقها في قومه وقال في ذلك :
فقلت خذوا أموالكم غير خائف****ولا ناظر فيما يجيء من الغد
فإن قام بالدين المحوق قائم****أطعنا وقلنا الدين دين محمد
وورد في سبب قتله له أيضاً أنه كان إذا ذكر النبي صلى الله عليه وسلم قال: ما إخال صاحبكم إلا قال كذا وكذا ، فقال له: أو ما تعده لك صاحباً!! فكان خالد يرى في أقواله هذه أنه ارتد عن الإسلام . ذُكر كل ذلك في الإصابة في تمييز الصحابة .
والله أعلم



این شعر مالک بن نویرة پنج شش بیت است و شهره آفاق در کتب فقه و لغت و تاریخ است، در فتوای این سایت، (قام بالدین المحوق) آمده طبق بعض نسخ الاصابة ابن حجر، اما در کتاب مختصر السیرة ابن عبدالوهاب (قام بالامر المجرد) آمده و موافق کتب پیشین مثل کتاب الردة واقدی و معجم الشعراء مرزبانی (قام بالامر المخوف) است، به هر حال در مصرع دوم میگوید: (أطعنا وقلنا الدين دين محمد)!

همانطور که گفتم اگر بخواهم تفصیل بدهم از ادامه باز میمانم، فقط عرض میکنم که هر چند طرفداران ابوبکر و خالد بن ولید هر چه خواستند بر علیه این طرفدار نص غدیر دروغ گفتند و او را محکوم کردند اما خدای متعال با ابقای این شعر او، یک سند روشن بر مظلومیت او گذاشته است، گفته‌های نقل شده از او ، تفاوت میکند با شعر متواتر از او، شعرش میگوید دروغ از راست را بشناسید!

چیزی را که همه قبول دارند اینکه مالک بن نویرة از طرف رسول الله منصوب شده بود و متولی امر زکات و صدقات قومش بود، ولی بعد حاضر نشد که نشد زکات را به ابوبکر بدهد! با اینکه همه میگویند اهل نماز بود، که مستند بعدا عرض میکنم.

این عبارت ابن عبدالوهاب در کتابش است:

http://shamela.ws/browse.php/book-31465/page-265

مختصر سيرة الرسول صلى الله عليه وسلم لمحمد بن عبد الوهاب (ص: 268)
[مسير خالد إلى اليمامة]
مسير خالد إلى اليمامة فلما فرغ خالد من بزاخة وبني عامر أظهر أن أبا بكر عهد إليه أن يسير إلى أرض بني تميم، وإلى اليمامة، فقال ثابت بن قيس - وهو على الأنصار، وخالد على جماعة المسلمين - ما عهد إلينا ذلك وليس بنا قوة. وقد كل المسلمون وعجف كراعهم. فقال خالد: لا أستكره أحدا، وسار بمن تبعه.
وأقامت الأنصار يوما أو يومين ثم تلاومت فيما بينها. وقالت والله ما صنعنا شيئا. والله لئن أصيب القوم ليقولن خذلتموهم وإنها لمسبة عارها باق إلى آخر الدهر ولئن أصابوا فتحا، إنه لخير منعتموه. فابعثوا إلى خالد يقيم حتى تلحقوه. فبعثوا إليه فأقام حتى لحقوه. فاستقبلهم في كثرة من المسلمين حتى نزلوا.
وساروا جميعا حتى انتهوا إلى البطاح، من أرض بني تميم فلم يجدوا بها جمعا. ففرق خالد السرايا في نواحيها. فأتت سرية منهم بني حنظلة - وسيدهم مالك بن نويرة - وكان قد بعثه النبي صلى الله عليه وسلم مصدقا على قومه. فجمع صدقاتهم. فلما بلغته وفاة النبي صلى الله عليه وسلم جفل إبل الصدقة - أي ردها إلى أهلها فلذلك سمي الجفول - وجمع قومه فقال: إن هذا الرجل قد هلك فإن قام قائم بعده رضي منكم أن تدخلوا في أمره ولم يطلب ما مضى، ولم تكونوا أعطيتم الناس أموالكم. فتسارع إليه جمهورهم.
فقام فيهم قعنب - سيد بني يربوع - فقال يا بني تميم، لا ترجعوا في صدقاتكم فيرجع الله في نعمه عليكم ولا تتجردوا للبلاء وقد ألبسكم الله العافية ولا تستشعروا خوف الكفر وأنتم في أمن الإسلام. إنكم أعطيتم قليلا من كثير. والله مذهب الكثير بالقليل. ومسلط على أموالكم غدا من يأخذها على غير الرضا، وإن منعتموها قتلتم. فأطيعوا الله واعصوا مالكا.
فقام مالك، فقال: يا بني تميم، إنما رددت عليكم أموالكم إكراما لكم. وإنه لا يزال يقوم منكم قائم يخطئني. والله ما أنا بأحرصكم على المال ولا بأجزعكم من الموت ولا بأخفاكم شخصا إن أقمت، ولا بأخفاكم رحلة إن هربت. فترضوه عند ذلك وأسندوا أمرهم إليه وأبى الله إلا أن يتم أمره فيهم. وقال مالك في ذلك:
وقال رجال سدد اليوم مالك ... وقال رجال مالك لم يسدد
فقلت: دعوني لا أبا لأبيكمو ... فلم أخط رأيا في المعاد ولا البد
فدونكموها. إنها صدقاتكم ... مصررة أخلافها لم تجرد
سأجعل نفسي دون ما تحذرونه ... فأرهنكم يوما بما قلت يدي
فإن قام بالأمر المجرد قائم ... أطعنا وقلنا: الدين دين محمد
ولما بلغ ذلك أبا بكر والمسلمين حنقوا عليه. وعاهد الله خالد لئن أخذه ليجعلن هامته أثفية للقدر.
فلما وصلتهم السرية - مع طلوع الشمس - فزعوا إلى السلاح. وقالوا: من أنتم؟ قالوا: نحن عباد الله المسلمون قالوا: ونحن عباد الله المسلمون. قالوا: فضعوا السلاح. ففعلوا. فأخذوهم. وجاءوا بهم إلى خالد.
فقال له أبو قتادة: - وهو مع السرية - أقاتل أنت هؤلاء؟ قال: نعم. قال: إنهم اتقونا بالإسلام أذنا فأذنوا، وصلينا فصلوا. وكان من عهد أبي بكر " أيما دار غشيتموها فسمعتم الأذان فيها بالصلاة فأمسكوا عن أهلها حتى تسألوهم ماذا نقموا؟ وماذا يبغون؟ وإن لم تسمعوا الأذان فشنوا عليها الغارة فاقتلوا وحرقوا ". فأمر بهم خالد فقتلوا، وأمر برأس مالك فجعل أثفية للقدر ورثاه أخوه متمم بقصائد كثيرة (1) .
وروي أن " عمر قال له: " لوددت أن رثيت أخي زيدا بمثل ما رثيت به أخاك مالكا " فقال متمم: لو علمت أن أخي صار حيث صار أخوك ما رثيته. فقال عمر: " ما عزاني أحد عن أخي بمثل تعزيته ".



مواضع مهمی از تحریف در این نقل ابن عبدالوهاب هست که باید بررسی کنیم اما چیزی را که نمیتوانستند تحریف کنند این شعر اوست! میگوید: من این اموال زکات شما را که برای خودم بر نداشتم، همه‌اش مال خود شماست و به شما برمیگردانم (و برگرداند)، حتی شیر اموال زکات دوشیده نشده و در پستان آنها موجود است! بعد میگوید: اگر به این امر خلافت (محوق یا مجرد یا مجدد) کسی قیام کرد ما هم اطاعت میکنیم و میگوییم دین دین محمد است، و بنده احتمال قوی میدهم که به جای این کلمات (المحرّف) بوده است، و همانطور که میخواستند او را کافر نشان دهند کلمه (قام بالامر) را در بعض نسخ الاصابة تبدیل به (قام بالدین المحوق) کردند همانطور کلمه (المحّرف) را عمدا یا تصحیفا تبدیل به (المحوق یا المجرد یا المجدد) کردند.


به هر حال دوست گرامی، شما میگویید: چرا جناب خالد بن ولید قاتل این مالک بن نویره، با خود نگفت که چرا من که به جنگ مالک بن نویره میروم پس چرا اول با غاصبین نص غدیر نجنگم!! دارد میرود طرفدار نص غدیر را به عنوان مرتد بکشد و شما میگویید: چرا دفاع از نص غدیر نمیکرد! بگویند: چرا لشکر کودتا از رئیس جمهور قانونی دفاع نکرد؟ پس کار رئیس جمهور عیب داشت!

.
تعداد 3 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :bisetareh, عبدالعلی69, کاظم.ک
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آخرين ويرايش عبدالعلی69 ، Friday 24 November 2017 در 02:37PM.
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از عبدالعلی69 بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 19 January 2016   #2
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,739
ج: کرامت از مرتدی که پیامبرصلی الله علیه واله وسلم فرمود اهل بهشت است !!!

آیا کرامت از یک مرتد؟!

در متن بالا از کتاب ابن عبدالوهاب رئیس وهابیت خواندیم که خالد بن ولید عهد کرد سر مالک بن نویره را سنگهای اجاق دیک کند! و همین کار را هم کرد: ليجعلن هامته أثفية للقدر .... وأمر برأس مالك فجعل أثفية للقدر! اما نمیگوید بعد چه شد؟ بعدش را طبری در تاریخش نقل میکند، میگوید: سایر سرها، موهایشان سوخت و آتش به پوست سر آنها رسید، اما مالک بن نویره از بس که موهای سرش زیاد بود دیک پخته شد اما سر مالک پخته نشد!!:

http://shamela.ws/browse.php/book-9783#page-1552

تاريخ الطبري = تاريخ الرسل والملوك، وصلة تاريخ الطبري (3/ 279)
كان مالك بن نويرة من أكثر الناس شعرا، وإن أهل العسكر أثفوا برءوسهم القدور، فما منهم رأس إلا وصلت النار إلى بشرته ما خلا مالكا، فإن القدر نضجت وما نضج رأسه من كثرة شعره، وقى الشعر البشرة حرها أن يبلغ منه ذلك


و ابن هم ترجمه عبارت تاریخ طبری از ابوالقاسم پاینده:

http://www.ghbook.ir/index.php?name=...id=214&lang=fa

ترجمه ابوالقاسم پاينده --- تاريخ‏ الطبري/ترجمه،ج‏4،ص:1409
سويد گويد: مالك بن نويره از همه كشتگان بيشتر موى داشت و مردم سپاه خالد با سر كشتگان اجاق ساختند و پوست همه سرها از آتش آسيب ديد مگر سر مالك كه ديگ پخته شد اما سر وى از آتش نسوخت از بس موى كه داشت و موى انبوه پوست سر وى را از حرارت آتش محفوظ داشته بود.



آیا جالب نیست که تاکید میکند دیک پخته شد اما سر مالک پخته نشد! موی زیاد او نگذاشت حرارت آتش به سرش برسد! (در ترجمه، نضج دوم را به سوختن ترجمه کرده)، آیا از کسی که در کتب شیعه آمده پیامبر خدا مژده بهشت به او دادند این امر دور است؟:

http://lib.eshia.ir/71860/30/343

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏30، ص: 343
فلما بعد عن رسول الله صلى الله عليه و آله قال صلى الله عليه و آله: من أحب أن ينظر إلى رجل من أهل الجنة فلينظر إلى هذا الرجل‏

.
كاربران ذيل از hosyn بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند : عبدالعلی69
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از عبدالعلی69 بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 20 January 2016   #3
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,739
ج: کرامت از مرتدی که پیامبرصلی الله علیه واله وسلم فرمود اهل بهشت است !!!

بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏30 ؛ ص343


163- يل‏ «1»: الْبَرَاءُ بْنُ عَازِبٍ، قَالَ: بَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ جَالِساً «2» فِي أَصْحَابِهِ إِذْ أَتَاهُ وَفْدٌ مِنْ بَنِي تَمِيمٍ، مِنْهُمْ‏ «3» مَالِكُ بْنُ نُوَيْرَةَ، فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ! عَلِّمْنِي الْإِيمَانَ؟.
فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: تَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ، وَ تُصَلِّي الْخَمْسَ، وَ تَصُومُ شَهْرَ «4» رَمَضَانَ، وَ تُؤَدِّي الزَّكَاةَ، وَ تَحُجُّ الْبَيْتَ، وَ تُوَالِي وَصِيِّي هَذَا مِنْ بَعْدِي- وَ أَشَارَ إِلَى عَلِيٍّ بِيَدِهِ- وَ لَا تَسْفِكُ دَماً، وَ لَا تَسْرِقُ، وَ لَا تَخُونُ، وَ لَا تَأْكُلُ مَالَ الْيَتِيمِ، وَ لَا تَشْرَبُ الْخَمْرَ، وَ تُوفِي بِشَرَائِعِي، وَ تُحَلِّلُ حَلَالِي وَ تُحَرِّمُ حَرَامِي، وَ تُعْطِي الْحَقَّ مِنْ نَفْسِكَ لِلضَّعِيفِ وَ الْقَوِيِّ وَ الْكَبِيرِ وَ الصَّغِيرِ .. حَتَّى عَدَّ عَلَيْهِ شَرَائِعَ الْإِسْلَامِ.
فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ! أَعِدْ عَلَيَّ فَإِنِّي رَجُلٌ نَسَّاءٌ، فَأَعَادَهَا عَلَيْهِ فَعَقَدَهَا بِيَدِهِ، وَ قَامَ وَ هُوَ يَجُرُّ إِزَارَهُ وَ هُوَ يَقُولُ: تَعَلَّمْتُ الْإِيمَانَ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ، فَلَمَّا بَعُدَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَلْيَنْظُرْ إِلَى هَذَا الرَّجُلِ.
فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ: إِلَى مَنْ تُشِيرُ يَا رَسُولَ اللَّهِ ؟!. فَأَطْرَقَ إِلَى الْأَرْضِ‏
______________________________
(1) الفضائل، لابن شاذان: 75، خبر مالك بن نويرة.
(2) في المصدر: جالس- بالرّفع- و هو أولى.
(3) لا توجد: منهم، في المصدر.
(4) لا توجد لفظة: شهر، في المصدر.
بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏30، ص: 344
فَاتَّخَذَا «1» فِي السَّيْرِ فَلَحِقَاهُ، فَقَالا لَهُ‏ «2»: الْبِشَارَةُ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ بِالْجَنَّةِ، فَقَالَ:
أَحْسَنَ اللَّهُ تَعَالَى بِشَارَتَكُمَا إِنْ كُنْتُمَا مِمَّنْ يَشْهَدُ بِمَا شَهِدْتُ بِهِ، فَقَدْ عَلِمْتُمَا مَا عَلَّمَنِي النَّبِيُ‏ «3» صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، وَ إِنْ لَمْ تَكُونَا كَذَلِكَ فَلَا أَحْسَنَ اللَّهُ بِشَارَتَكُمَا.
فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ: لَا تَقُلْ ذَلِكَ‏ «4» فَأَنَا أَبُو عَائِشَةَ زَوْجَةِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ.
قَالَ: قُلْتُ: ذَلِكَ فَمَا حَاجَتُكُمَا؟.
قَالا: إِنَّكَ مِنْ أَصْحَابِ الْجَنَّةِ فَاسْتَغْفِرْ لَنَا.
فَقَالَ: لَا غَفَرَ اللَّهُ لَكُمَا، أَنْتُمَا نَدِيمَانِ لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ صَاحِبِ‏ «5» الشَّفَاعَةِ وَ تَسْأَلَانِي أَسْتَغْفِرُ لَكُمَا؟! فَرَجَعَا وَ الْكَآبَةُ لَائِحَةٌ فِي وَجْهَيْهِمَا، فَلَمَّا رَآهُمَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ تَبَسَّمَ، وَ قَالَ: فِي‏ «6» الْحَقِّ مَغْضَبَةٌ؟!.
فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ رَجَعَ بَنُو تَمِيمٍ إِلَى الْمَدِينَةِ وَ مَعَهُمْ مَالِكُ بْنُ نُوَيْرَةَ، فَخَرَجَ لِيَنْظُرَ مَنْ قَامَ مَقَامَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، فَدَخَلَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ- وَ أَبُو بَكْرٍ عَلَى الْمِنْبَرِ يَخْطُبُ النَّاسَ- فَنَظَرَ إِلَيْهِ وَ قَالُوا «7»: أَخُو تَيْمٍ؟.
قَالُوا «8»: نَعَمْ. قَالَ: مَا «9» فَعَلَ وَصِيُّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ الَّذِي أَمَرَنِي بِمُوَالاتِهِ؟. قَالُوا: يَا أَعْرَابِيُّ! الْأَمْرُ يَحْدُثُ بَعْدَ الْأَمْرِ الْآخَرِ.
______________________________
(1) في المصدر: فجدّا .. و هو الظّاهر.
(2) في كتاب الفضائل: لك، بدلا من: له.
(3) في المصدر: النّبيّ محمّد .
(4) لا توجد: ذلك، في المصدر.
(5) جاءت الجملة في المصدر: تتركان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله صاحب ..
(6) في المصدر: أ في ..- بهمزة الاستفهام-.
(7) في كتاب الفضائل: .. بالنّاس فنظر إليه و قال .. و هو الظّاهر.
(8) نسخة في مطبوع البحار: قال، بدلا من: قالوا.
(9) في المصدر: فما.
بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏30، ص: 345
قَالَ: تَاللَّهِ‏ «1» مَا حَدَثَ شَيْ‏ءٌ وَ إِنَّكُمْ لَخُنْتُمُ‏ «2» اللَّهَ وَ رَسُولَهُ، ثُمَّ تَقَدَّمَ إِلَى أَبِي بَكْرٍ وَ قَالَ لَهُ‏ «3»: مَنْ أَرْقَاكَ هَذَا الْمِنْبَرَ وَ وَصِيُّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ جَالِسٌ؟!. فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ: أَخْرِجُوا الْأَعْرَابِيَّ الْبَوَّالَ عَلَى عَقِبَيْهِ مِنْ مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ!.
فَقَامَ إِلَيْهِ قُنْفُذُ بْنُ عُمَيْرٍ وَ خَالِدُ بْنُ الْوَلِيدِ فَلَمْ يَزَالا يكذان [يَلْكُزَانِ‏] «4» عُنُقَهُ حَتَّى أَخْرَجَاهُ، فَرَكِبَ رَاحِلَتَهُ وَ أَنْشَأَ يَقُولُ شِعْراً «5»:
أَطَعْنَا رَسُولَ اللَّهِ مَا كَانَ بَيْنَنَا فَيَا قَوْمُ مَا شَأْنِي وَ شَأْنُ أَبِي بَكْرٍ
إِذَا مَاتَ بَكْرٌ قَامَ‏ «6» عَمْرٌو أَمَامَهُ‏ «7» فَتِلْكَ- وَ بَيْتِ اللَّهِ- قَاصِمَةُ الظُّهْرِ
يُذَبُ‏ «8» وَ يَغْشَاهُ الْعِشَارُ كَأَنَّمَا «9» يُجَاهِدُ جَمّاً «10» أَوْ يَقُومُ عَلَى قَبْرٍ
فَلَوْ طَافَ‏ «11» فِينَا مِنْ قُرَيْشٍ عِصَابَةٌ أَقَمْنَا وَ لَوْ كَانَ‏ «12» الْقِيَامُ عَلَى جَمْرٍ

قَالَ: فَلَمَّا اسْتَتَمَّ الْأَمْرُ لِأَبِي بَكْرٍ وَجَّهَ خَالِدَ بْنَ الْوَلِيدِ وَ قَالَ لَهُ: قَدْ عَلِمْتَ‏
______________________________
(1) في المصدر: بعده الأمر قال: باللّه ..
(2) في كتاب الفضائل: قد خنتم.
(3) لا يوجد: له، في المصدر.
(4) في المصدر: يلكذان. و الظّاهر أنّها: يلكزان- بالزاء المعجمة-. قال في المصباح المنير 2- 766:
لكزه لكزا- من باب قتل- ضربه بجمع كفّه في صدره، و ربّما أطلق على جميع البدن، و مثله في مجمع البحرين 4- 33. و أمّا الكذّ، فقد جاء في القاموس 1- 358: كذّ: خشن.
(5) لا توجد: شعرا، في المصدر.
(6) في : و قام.
(7) في المصدر: مقامه.
(8) في كتاب الفضائل: يدبّ.
(9) في : الغشا و كأنّما.
(10) لا توجد: جمّا، في .
(11) جاء في المصدر: فلو قام.
(12) في كتاب الفضائل: و لكن، بدلا من: و لو كان.
بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏30، ص: 346
مَا قَالَ عَلَى رُءُوسِ الْأَشْهَادِ، لَسْتُ‏ «1» آمَنُ أَنْ يَفْتُقَ عَلَيْنَا فَتْقاً لَا يَلْتَامُ، فَاقْتُلْهُ، فَحِينَ أَتَاهُ خَالِدٌ رَكِبَ جَوَادَهُ وَ كَانَ فَارِساً يُعَدُّ بِأَلْفِ فَارِسٍ‏ «2»، فَخَافَ خَالِدٌ مِنْهُ فَآمَنَهُ وَ أَعْطَاهُ الْمَوَاثِيقَ ثُمَّ غَدَرَ بِهِ بَعْدَ أَنْ أَلْقَى سِلَاحَهُ فَقَتَلَهُ، وَ عَرَسَ‏ «3» بِامْرَأَتِهِ فِي لَيْلَتِهِ وَ جَعَلَ رَأْسَهُ فِي قِدْرٍ فِيهَا لَحْمُ جَزُورٍ لِوَلِيمَةِ عُرْسِهِ‏ «4» لِامْرَأَتِهِ‏ «5» يَنْزُو عَلَيْهَا نَزْوَ الْحِمَارِ .. وَ الْحَدِيثُ طَوِيلٌ.
بيان‏ «6»:
الْعِشَارُ- بالكسر-: جمعُ الْعُشَرَاءِ، و هي النّاقة الّتي مضى لحملها عشرة أشهر «7».
و الْجَمُّ- جمع الْجَمَّاءِ-: و هي الشّاة الّتي لا قرن لها «8».
و الأَجَمُّ: الرّجل بلا رمح‏ «9»، و لعلّ تشبيه القوم بالعشار لِمَا أكلوا من الأموال‏ «10» المحرّمة و طعموا من الولايات الباطلة، و نفي‏ «11» كونها جمّا تهديد بأنّه و قومه كاملوا الإرادة و السلاح.
______________________________
(1) في المصدر: ما قاله مالك على رءوس الأشهاد و لست ..
(2) لا توجد: فارس، في المصدر.
(3) في كتاب الفضائل: و أعرس.
(4) في : عرس.
(5) في المصدر: و بات ينزو، و لا توجد فيه: لامرأته.
(6) في كلمة: بيان، يوجد فراغ و بياض.
(7) كما صرّح به في مجمع البحرين 3- 403، و لسان العرب 4- 572، و الصحاح 2- 747.
(8) قاله في تاج العروس 8- 233، و الصحاح 5- 1891، و مجمع البحرين 6- 30.
(9) نصّ عليه في لسان العرب 12- 108، و الصحاح 5- 1891، و غيرهما.
(10) في : الأحوال.
(11) كذا، و الظاهر: و في.مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)، 111جلد، دار إحياء التراث العربي - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 20 January 2016   #4
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,739
ج: کرامت از مرتدی که پیامبرصلی الله علیه واله وسلم فرمود اهل بهشت است !!!

مالک بن نویره انقدر جوانمرد بود که مرحوم مظفر در کتاب سقیفه ( وما ادرک ما السقیفه ) می فرماید در عرب مثل بود فلانی فتی لا کمالک فلانی مرد است اما نه مثل مالک
اومد اسلام اورد وقتی رفت حضرت فرمود هر که می خواهد به مردی از بهشت نگاه کند به این مرد نگاه کند
عمر وابابکر گفتند کی را میگید ؟ جواب نفرمودند
دونفر رفتند دنبال مالک وبشارت دادند او را از قول پیامبر صلی الله علیه واله وسلم به بهشت
مالک فرمود به ایندو خدا نیکو کند بشارت شمارا اگر هم عقیده هستیم .الا فلا ............
ابوبکر گفت اینطور با ما سخن نگو من پدر عایشه هستم
مالک فرمود "کارتان را بگید مَا حَاجَتُكُمَا؟.
قَالا: إِنَّكَ مِنْ أَصْحَابِ الْجَنَّةِ فَاسْتَغْفِرْ لَنَا.
فَقَالَ: لَا غَفَرَ اللَّهُ لَكُمَا، أَنْتُمَا نَدِيمَانِ لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ صَاحِبِ‏ «5» الشَّفَاعَةِ وَ تَسْأَلَانِي أَسْتَغْفِرُ لَكُمَا؟

عرض کردند به مالک برای ما استغفارکن
فرمود "خدا شماها را نیامرزد شما ندیم حضرت هستید وحضرت صلی الله علیه واله وسلم صاحب شفاعت هست وشماها از من میخواهید براتون طلب بخشش کنم (المومن ینظر بنورالله مالک خوب نفاق ایند ورا فهمید )
............با ناراحتی برگشتند خدمت حضرت وحضرت فرمود "الْحَقِّ مَغْضَبَةٌ؟! حرف حق مالک شمادو نفر را غضباک کرده
گذشت تا کودتای ننگین سقیفه
مالک جمعه ای امد دید ابوبکر بالای منبراست گفت نص غدیر چطور
شد ؟

مَنْ أَرْقَاكَ هَذَا الْمِنْبَرَ وَ وَصِيُّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ جَالِسٌ؟ کی ترا بالای منبر برده بیا پائین از منبر در حالیکه وصی رسول الله صلی الله علیه واله وسلم نشسته

فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ: أَخْرِجُوا الْأَعْرَابِيَّ الْبَوَّالَ عَلَى عَقِبَيْهِ مِنْ مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ!.
فَقَامَ إِلَيْهِ قُنْفُذُ بْنُ عُمَيْرٍ وَ خَالِدُ بْنُ الْوَلِيدِ فَلَمْ يَزَالا يكذان [يَلْكُزَانِ‏] «4» عُنُقَهُ حَتَّى أَخْرَجَاهُ، فَرَكِبَ رَاحِلَتَهُ وَ أَنْشَأَ يَقُولُ شِعْراً «5»:
أَطَعْنَا رَسُولَ اللَّهِ مَا كَانَ بَيْنَنَا فَيَا قَوْمُ مَا شَأْنِي وَ شَأْنُ أَبِي بَكْرٍ
إِذَا مَاتَ بَكْرٌ قَامَ‏ «6» عَمْرٌو أَمَامَهُ‏ «7» فَتِلْكَ- وَ بَيْتِ اللَّهِ- قَاصِمَةُ الظُّهْرِ
يُذَبُ‏ «8» وَ يَغْشَاهُ الْعِشَارُ كَأَنَّمَا «9» يُجَاهِدُ جَمّاً «10» أَوْ يَقُومُ عَلَى قَبْرٍ
فَلَوْ طَافَ‏ «11» فِينَا مِنْ قُرَيْشٍ عِصَابَةٌ أَقَمْنَا وَ لَوْ كَانَ‏ «12» الْقِيَامُ عَلَى جَمْرٍ

ابوبکر گفت بیرون کنید از مسجد اعرابی که به پاشنه پاش می شاشه (حالاشد اعرابی همونی که ازش طلب استغفار کردنند )
عمر وخالد با اهانت بیرونش کردند از مسجد و...............
فَلَمَّا اسْتَتَمَّ الْأَمْرُ لِأَبِي بَكْرٍ وَجَّهَ خَالِدَ بْنَ الْوَلِيدِ وَ قَالَ لَهُ: قَدْ عَلِمْتَ‏
مقداری که کودتا جا افتاد ابوبکر خالد رو فرستاد وگفت به هر نحوی شد مالک را به قتل برسان و..............
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 03:31AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts