بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Monday 28 September 2015   #1
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,074
*** میلاد با سعادت امام هادی علیه السلام تهنیت***

میلاد با سعادت امام هادی علیه السلام برسید وفخر کائنات ولی امر ممکنات بقیة الله الاعظم حجة بن الحسن المهدی صلوات الله وسلام الله علیه وعجل الله تعالی فرجه الشریف و یگانه هادی شناس ماسوی تهنیت
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آخرين ويرايش عبدالعلی69 ، Wednesday 6 September 2017 در 10:27AM.
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 5 كاربر از عبدالعلی69 بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 28 September 2015   #2
آتنا(فاطمه021)
عضو ثابت
 
نشان آتنا(فاطمه021)
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2013
مكان: تهران
پاسخ‌ها: 4,293
روزنوشته ها: 14
ج: *** میلاد با سعادت امام هادی علیه السلام تهنیت***

مبارک
__________________
خدایا!من تسلیم
آتنا(فاطمه021) حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 4 كاربر از آتنا(فاطمه021) بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 29 September 2015   #3
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,074
ج: *** میلاد با سعادت امام هادی علیه السلام تهنیت***

***امروز در عصر ارتباطات وهابیت جنایت منا را انکار وسانسورمی کند چه توقعی برای غدیر و...
در سال 2015 و در عصر ارتباطات، وهابیت کشتار حجاج را انکار و سانسور می کنند،با بودن ملیونها شاهد ودوربینها و......... پس چه توقعی دارین که واقعه غدیر که 1425سال پیش بوده را با 120هزار شاهد انکار نکنند؟!
چه توقعی است که کودتای ننگین سقیفه که با تهدید وارعاب وترور واتش زدن بیت نبوت وهزران هزار جنایت دیگر همراه بود انکار نکنند
چه توقعی است که منکر شهادت محسن بن علی وحتی وجود مقدس او نشوند
چه توقعی دارید که شهادت مظلومانه حضرت فاطمه زهرا رو کتمان نکنند و...
وچه توقعی است؟......
وچه توقعی است؟............
وچه توقعی است؟..............
وچه توقعی است؟..................
وچه توقعی است؟......
وچه توقعی است؟............
وچه توقعی است؟..............
وچه توقعی است؟..................
و.................................................
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از عبدالعلی69 بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 29 September 2015   #4
کاظم.ک
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2014
پاسخ‌ها: 257
ج: *** میلاد با سعادت امام هادی علیه السلام تهنیت***

میلاد با سعادت امام هادی علیه السلام مبارکباد
یاعلی
کاظم.ک حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از کاظم.ک بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 29 September 2015   #5
bisetareh
عضو ثابت
 
نشان bisetareh
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2014
مكان: قم
پاسخ‌ها: 886
ج: *** میلاد با سعادت امام هادی علیه السلام تهنیت***

به نام الله
میلاد پر برکت و مبارک حضرت امام هادی بر عموم مسلمانان مبار ک باد .
یاعلی بن محمد
یاعلی
__________________
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان علیا بالحق ولی الله.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و لعن اعدائهم
لبیک یا حسین علیه السلام
فقط حیدر امیرالمومنین است
یاعلی
bisetareh حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 30 September 2015   #6
miladinho99
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2015
پاسخ‌ها: 15
ج: *** میلاد با سعادت امام هادی علیه السلام تهنیت***

استفاده کردیم
miladinho99 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 10 April 2016   #7
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,074
ج: *** میلاد با سعادت امام هادی علیه السلام تهنیت***

نقل قول:
در اصل توسط کاظم.ک نوشته شده است نمايش نوشته
میلاد با سعادت امام هادی علیه السلام مبارکباد
یاعلی
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله


لَبيْكَ يٰا عَليْ
در روز جنگ خیبر، پس از آن که مرحب به دست مبارک امیرالمؤمنین علی صلوات الله علیه به دو نیم گردید و بر زمین افتاد، جبرئیل در حالی که تعجب بر چهره داشت بر پیامبر صل الله علیه و اله فرود آمد.

رسول خدا صل الله علیه و آله به او فرمودند: از چه تعجب نموده ای؟


جبرئیل عرض کرد: همانا فرشتگان در جای هایی که در آن ساکن هستند ندا می کنند:
لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار؛
هیچ جوانمردی نیست مگر علی و هیچ شمشیری نیست، مگر ذوالفقار.

ولی تعجب من بدان جهت است که
آن زمان که امر شد قوم لوط را هلاک کنم، شهرهای آنان را بر پری از بال های خود قرار دادم و آن قدر آن را بالا بردم که حاملان عرض صدای خروس ها و اطفالشان می شنیدند و تا صبح به انتظار امر خدا ایستادم و آن را جابجا نکردم.
اما امروز که علی علیه السلام ضربت هاشمی خود را بر مرحب فرود آورد، من مأمور شدم زیادی قبضه ی شمشیر او را نگه دارم تا به زمین فرود نیاید و آن را به دو نیم نکند؛ و در این هنگام فشار زیاد شمشیر علی علیه السلام، سنگین تر از شهرهای قوم لوط بود و این در حالی بود که اسرافیل و میکاییل بازوی علی علیه السلام را در هوا به قبضه ی خویش گرفته بودند.

مدینة المعاجز، ج1: 183
https://telegram.me/yaaliyaaliyaaliyaali
یا علی
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 10 April 2016   #8
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,074
ج: *** میلاد با سعادت امام هادی علیه السلام تهنیت***

میلاد با سعادت امام هادی علیه السلام برسید وفخر کائنات ولی امر ممکنات بقیة الله الاعظم حجة بن الحسن المهدی وعجل الله تعالی فرجه الشریف و یگانه هادی شناس ماسوی تهنیت
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 16 September 2016   #9
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,074
ج: *** میلاد با سعادت امام هادی علیه السلام تهنیت***

زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار) ؛ ؛ ص96

زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص: 96
زندگانى امام هادى حضرت امام على النقى ابو الحسن سوم عليه السّلام‏
ترجمه از:
موسى- خسروى- 97-
زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص: 98
بخش اول ولادت امام عليه السّلام و نام‏ها و كنيه و لقبهاى آن جناب‏
معانى الأخبار- ص 65- مينويسد: از دانشمندان شيعه چنين شنيدم محله‏اى كه حضرت امام علي النقى و امام حسن عسكرى در سامراء ساكن بودند عسكر ناميده ميشد بهمين جهت باين دو امام عليهما السّلام لقب عسكرى داده بودند.
مناقب شهر آشوب- مينويسد: نامش علي و كنيه‏اش ابو الحسن بود كه جز اين نام و كنيه نداشت اما داراى لقبهاى زيادى از قبيل: نجيب، مرتضى، هادى، نقى، فقيه، امين، مؤتمن، طيّب، متوكل، عسكرى بود آن جناب را ابو الحسن ثالث و فقيه عسكرى ميگفتند.
از تمام مردم خوشبوتر و راستگوتر و با نمك‏تر و كامل‏تر بود هنگام خاموشي آثار هيبت و سنگينى در چهره‏اش آشكار بود و در موقع سخن گفتن چهره‏اى گيرا و جذاب داشت از خاندان نبوت و امامت بود و پسنديده‏ترين فرد خاندان رسالت و برگزيده‏ترين شخصيت منسوب به پيامبر اكرم بود.
سال دويست و دوازده نيمه ذيحجه در محلي بنام صريا از اطراف مدينه متولد شده.
ابن عياش گفته است: در روز سه شنبه پنجم رجب سال 214 متولد شد و در سال 254 روز سوم رجب از دنيا رفت بعضى روز دوشنبه سه شب به آخر جمادى الآخرة مانده روز وفاتش را تعيين نموده‏اند كسى جز فرزندش ابو محمّد (امام حسن عسكرى) هنگام فوتش نبود در موقع فوت چهل سال داشت بعضى چهل و يك سال و هفت ماه گفته‏اند.
زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص: 99
مادرش كنيز فرزند دارى بنام سمانه مغربيه بود بعضى گفته‏اند مادرش معروف به بانو ام الفضل بود با پدر خود شش سال و پنج ماه بود و پس از پدر مدت امامت آن جناب سى و سه سال بعضى نه ماه نيز افزوده‏اند بيست سال در سر من رأى (سامرا) ساكن بود در همان جا از دنيا رفت و در خانه خود مدفون گرديد.
در مدت اقامت آن جناب بقيه حكمرانى معتصم بعد از او واثق و متوكل و منتصر و مستعين و معتز بود در آخر فرمانروائى معتمد بوسيله سم شهيد شد.
ابن بابويه مينويسد: معتمد آن جناب را مسموم كرد.
در كشف الغمه چنين مينويسد: محمّد بن طلحه گفت: حضرت امام علي النقى در ماه رجب سال 214 هجرى متولد شد مادرش كنيزى صاحب فرزند بنام سمانه در ماه رجب سال 214 هجرى متولد شد مادرش كنيزى صاحب فرزند بنام سمانه مغربيه بود. نام ديگرى جز اين گفته‏اند. اسم امام علي بود و داراى لقبهائى بدين شرح بود: ناصح، متوكل، مفتاح و نقى، مرتضى مشهورترين لقبش متوكل بود كه اين لقب را مخفى ميداشت و باصحاب خود سفارش ميكرد كه از اين لقب چيزى نگويند زيرا خليفه وقت نيز همين لقب را داشت.
پنج روز بآخر جمادى الآخر مانده سال 254 زمان خلافت معتز از دنيا رفت با اين حساب چهل سال و چند روز كم داشته است.
با پدرش شش سال و پنج ماه زيست و پس از پدر سى و سه سال و چند ماه زندگى كرد و در سامراء دفن شد.
عبد العزيز حافظ گفته است: در سال 214 حضرت امام علي النقى متولد شد و در سال 254 از دنيا رفت در سن چهل سالگى و در سامرا دفن شد زمان منتصر و ملقب بهادى بود مادرش سمانه است گفته‏اند نيمه ماه ذيحجه سال 212 در مدينه متولد شد و رجب سال 254 در سامرا از دنيا رفت كه در آن وقت چهل و يك سال و چند ماه داشت و در سامراء در منزل خود دفن شد.
ابن خشاب گفته است: حضرت عسكرى ابو الحسن علي بن محمّد در رجب سال 214 هجرى متولد شد.
زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص: 100
اعلام الورى- ص 339- مينويسد: بروايت ابن عباس پنجم رجب سال 212 نيمه ذيحجه در صرياى مدينه متولد شد «1» مادرش كنيزى صاحب فرزندى بنام سمانه بود و لقبش نقي، قائم، فقيه، امين، طيب بود و آن جناب را ابو الحسن سوم مى‏گفتند.
شيخ در مصباح مينويسد: روز بيست و هفت ذيحجه حضرت ابو الحسن على بن محمّد امام عسكرى متولد شد در جاى ديگر مينويسد:
ابن عباس گفت: اين دعا توسط شيخ كبير ابو القاسم بدست خانواده من رسيد «اللّهم انى اسألك بالمولودين في رجب محمّد بن علي الثانى و ابنه علي بن محمّد المنتجب تا آخر دعا.
سپس اضافه نموده كه ابن عياش گفته است تولد حضرت ابو الحسن امام علي النقى در روز دوم رجب بوده روز پنجم نيز ذكر كرده. باز ميگويد: ابراهيم ابن هاشم قمى گفت: حضرت امام علي النقى در روز سه شنبه 13 رجب سال 214 متولد شد.
كافى- ج 1 ص 497- حضرت امام علي النقى نيمه ذيحجه سال 214 متولد شد و گفته شده در رجب سال 214 متولد شده مادرش كنيزى صاحب فرزندى بنام سمانه بود.
در روضة الواعظين نيز نيمه ذيحجه سال 212 مى‏نويسد.
فصول المهمه مينويسد: امام عليه السّلام گندمگون بود و نقش انگشترى آن جناب‏
(اللَّه ربى و هو عصمتى من خلقه)
بود در مصباح كفعمى مينويسد: روز جمعه دوم رجب بعضى پنجم گفته‏اند سال 212 زمان مأمون متولد شد مادرش سمانه بود و نقش انگشتري آن جناب‏
«حفظ العهود من اخلاق المعبود»
بود. همسرش كنيزى بود جز او همسرى نداشت پنج فرزند داشت و در روز دوشنبه سوم رجب سال 254 از دنيا رفت معتز او را مسموم كرده وكيل و دربانش عثمان بن سعد بود.
______________________________
(1) دهى است كه موسى بن جعفر عليه السلام تأسيس كرده در سه ميلى مدينه.
زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص: 101
مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى - خسروى، موسى، زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، 1جلد، اسلاميه - تهران، چاپ: دوم، 1364 ش.


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 16 September 2016   #10
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,074
ج: *** میلاد با سعادت امام هادی علیه السلام تهنیت***

زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار) ؛ ؛ ص101

زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص: 101
بخش دوم تصريح بامامت آن جناب‏
كمال الدين- ج 2 ص 50- صقر بن دلف گفت از حضرت جواد عليه السّلام شنيدم ميفرمود امام بعد از من پسرم على است دستور او دستور من و سخنش سخن من است فرمانبردارى از او فرمانبردارى از من است و امامت پس از او در فرزندش حسن خواهد بود.
اعلام الورى و ارشاد- ابن قولويه از كلينى از اسماعيل بن مهران نقل مى‏كند كه گفت وقتى حضرت جواد از مدينه براى مرتبه اول بجانب بغداد رهسپار شد موقع حركتش عرضكردم من در اين سفر بر شما بيمناكم پس از شما امامت متعلق بكيست؟
با لبخندى به من توجه نموده، فرمود آنچه گمان كرده‏اى امسال نيست.
وقتى معتصم ايشان را خواست خدمتش رسيده عرضكردم فدايت شوم شما در حال حركت هستى امامت بعد از شما متعلق بكيست چنان گريه كرد كه محاسنش از اشك چشم تر شد در اين موقع بمن توجه نموده فرمود اكنون بايد بر من بيمناك باشى. امامت پس از من متعلق بفرزندم علي است.
اعلام الورى و ارشاد- از كلينى نقل ميكند كه خيرانى از پدر خود چنين نقل كرد كه گفت من ملازم خانه حضرت جواد بودم بواسطه مأموريتى كه داشتم احمد بن عيسى اشعرى سحرگاه هر شب مى‏آمد تا از بيمارى حضرت جواد اطلاعاتى بدست آورد. هر وقت پيك واسطه بين حضرت جواد و پدرم مى‏آمد احمد از جاى حركت ميكرد و پدرم با او خلوت مينمود.
زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص: 102
پدرم گفت يك شب پيك امام آمد احمد بن محمّد بن عيسى از اطاق خارج شد من با پيك خلوت كردم ولى احمد دو مرتبه برگشت و جايى ايستاد كه حرف ما را مى‏شنيد. پيك گفت مولايت سلام ميرساند و ميفرمايد من از دنيا ميروم و امامت متعلق بفرزندم علي است، همان مقامى را كه من بعد از پدرم بر شما داشتم او پس از من بر شما خواهد داشت. پيك راه خود را گرفت و رفت.
احمد بن محمّد بجاى خود بازگشت. از من پرسيد چه گفت بتو. گفتم: حرفى بود گفت من شنيدم. سخن پيك را برايم شرح داد. گفتم اين كارى كه كردى خدا بر تو حرام كرده بود زيرا در قرآن ميفرمايد وَ لا تَجَسَّسُوا اكنون كه شنيدى شنيده خود را براى گواهى بخاطر داشته باش اگر روزى احتياج پيدا كرديم مبادا تا موقعش نرسيده اظهار كنى.
پدرم گفت فردا صبح پيغام را در ده نسخه نوشتم آنها را مهر زدم و در اختيار سران اصحاب قرار دادم به آنها گفتم در صورتى كه قبل از مطالبه اين نسخه از دنيا رفتم آنها را باز كنيد و بدستور داخل آن عمل نمائيد.
پس از درگذشت حضرت جواد (ابو جعفر) عليه السّلام از منزل خود خارج نشدم تا وقتى كه فهميدم اصحاب گرد محمّد بن فرج اجتماع نموده‏اند و در مورد امامت از يك ديگر جستجو مى‏كنند. محمّد بن ابى الفرج برايم نامه‏اى نوشت باين مضمون: اگر ترس از اطلاع يافتن خليفه نداشتم با اين جمعيت مى‏آمدم پيش تو خوب است بيائى اينجا.
من سوار شدم و پيش او رفتم ديدم اصحاب اجتماع كرده‏اند با آن‏ها درب خانه بگفتگو پرداختم ديدم بيشترشان در شك افتاده‏اند.
يكى كه نوشته‏ها دستش بود و آنجا حضور داشت گفتم آن نوشته‏ها را بياور وقتى آوردند گفتم اين دستورى است كه بمن داده‏اند. يكى از آنها گفت كاش در اين مورد كس ديگر نيز شاهد گفتار تو بود. كه اين سخن بيشتر ثابت شود.
گفتم: اتفاقا خداوند آنچه شما آرزومنديد پديد آورده ابو جعفر اشعرى نيز
زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص: 103
اين پيغام را شنيده و گواهى مى‏دهد. اصحاب از او پرسيدند ولى از گواهى امتناع ورزيد. من او را دعوت بمباهله كردم (در حق يك ديگر نفرين كردن) ترسيده گفت من اين پيغام را شنيدم اما اين مقام و موقعيت شامخى است كه كسي صاحب اسرار امامت شود من مايل بودم افشاى اين سر بوسيله شخصى از نژاد عرب شود اما حالا كه دعوت بمباهله ميكنى نميتوانم گواهى خود را پوشيده بدارم قبل از اينكه متفرق شوند همه اعتراف بامامت حضرت ابو الحسن نمودند.
اخبار در اين مورد زياد است كه اگر تمام آنها را ذكر كنم كتاب طولاني مى‏شود همين كه جمعيت شيعه اجماع بر امامت حضرت امام علي النقى كرده‏اند و كس ديگرى در زمان ايشان مدعى امامت نشد ما را بى‏نياز از ذكر تمام خبرها مى‏نمايد.
كافى- محمّد بن حسين واسطى گفت از احمد بن ابى خالد غلام حضرت جواد شنيدم كه مى‏گفت امام جواد عليه السّلام مرا گواه بر اين وصيت گرفت. گواه است احمد بن ابي خالد غلام حضرت ابو جعفر جواد عليه السّلام بر اينكه ابو جعفر محمّد بن علي بن موسى بن جعفر بن محمّد بن علي بن حسين بن علي بن ابي طالب مرا گواه گرفت كه وصى خود حضرت امام علي النقى را تعيين نمود و او را سرپرست خواهران خويش قرار داد و اختيار موسى را باو سپرد وقتى بالغ شد. عبد اللَّه بن مساور را متصدى اموال و املاك و غلام و كنيز خويش قرار داد تا وقتي علي بن محمّد بالغ شود.
وقتى بالغ شد عبد اللَّه بن مساور بايد از او اطاعت كند و اموال را در اختيار ايشان خواهد گذاشت كه ايشان اختياردار خواهران خويش خواهد بود ولي موسى وقتى بالغ شد كارهايش بخودش واگذار مى‏شود. در مورد صدقات ابن مساور همان دستوراتي كه باو داده‏اند انجام خواهد داد.
اين جريان در روز يك شنبه سوم ذيحجه سال 220 بود احمد بن ابى خالد شهادت را با خط خود نوشت. حسن بن محمّد بن عبد اللَّه بن حسن بن علي بن حسين بن علي بن ابى طالب نيز همان شهادت احمد بن ابى خالد را داد و شهادت خود را بخط خويش نوشت نصر خادم‏
زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص: 104
نيز همين شهادت را داد و بخط خود نوشت.
توضيح- اينكه در وصيت قيد ميكند امام عليه السّلام پس از بلوغ متصدى اموال و ثروت آن جناب شود ممكن است بواسطه تقيه از مخالفين چنين قيدى را نموده باشد و كار را قبل از بلوغ بعبد اللَّه بن مساور سپارد تا قاضى‏هاى آنها نتوانند ايرادى بگيرند.
عيون المعجزات- احمد بن محمّد بن عيسى از پدر خود نقل مى‏كند كه حضرت جواد وقتى خواست از مدينه بجانب عراق رهسپار شود و برگردد حضرت ابو الحسن را روى زانوى خود گذاشت و تصريح بامامت ايشان كرده باو فرمود از چيزهاى خوب عراق چه ميل دارى برايت بياورم. عرضكرد شمشيرى كه چون آتش بدرخشد.
در اين موقع روى بجانب موسى فرزند خود نموده باو فرمود تو چه دوست دارى.
گفت يك اسب. فرمود ابو الحسن بمن شباهت دارد و موسى بمادرش.
زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص: 105
مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى - خسروى، موسى، زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، 1جلد، اسلاميه - تهران، چاپ: دوم، 1364 ش.


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 16 September 2016   #11
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,074
ج: *** میلاد با سعادت امام هادی علیه السلام تهنیت***


زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار) ؛ ؛ ص105

زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص: 105
بخش سوم معجزات و اخلاق و رفتار شايسته امام عليه السلام‏
اعلام الورى- ص 343- سيد ابو طالب محمّد بن حسين حسينى گرگانى از پدر خود حسين بن حسن ... از ابو هاشم جعفرى نقل كرد كه گفت: در مدينه بودم كه بغاء (يكى از سپهداران متوكل) در جستجوى اعراب شود لشكر بمدينه رسيد حضرت هادى عليه السّلام فرمود: برويم ببينيم اين سپهدار ترك چگونه صف آرائى كرده.
بيرون شديم ايستاديم تا سپاه آمد مردى از تركها از كنار ما گذشت حضرت هادى با او بزبان تركى صحبت كرد مرد ترك از اسب پياده شد و سم مركب سوارى امام را بوسيد. من او را قسم دادم كه اين مرد بتو چه گفت.
از من پرسيد اين مرد پيامبر است؟ گفتم: نه، گفت: مرا بنامى صدا زد كه در كودكى آن نام را بر من گذاشته بودند در سرزمين ترك و كسى تا اين ساعت از آن نام اطلاع نداشت.
امالى شيخ طوسى- ج 4 ص 417- منصورى از عموى پدر خود نقل كرده كه گفت: يك روز پيش متوكل رفتم مشغول شراب بود بمن نيز تعارف كرد گفتم: سرورم تا كنون شراب ننوشيده‏ام گفت: تو با على بن محمّد شراب ميخوردى.
گفتم: نميدانم آنچه در دست دارى برايت چه زيانى دارد ولى اين سخن تو او را زيانى نميرساند اين حرف را بحضرت هادى عرض نكردم.
گفت: يك روز فتح بن خاقان بمن گفت: متوكل مرا دستور داده در
زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص: 106
جستجو باشم مالى را كه از قم براى على بن محمّد مى‏آورند بگيرم و جريان را باو گزارش دهم تو بگو از كدام راه مى‏آورند تا من بآن طرف نروم و از آن راه فاصله بگيرم خدمت امام عليه السّلام رسيدم ديدم چند نفر هستند كه صلاح نميدانستم پيش آنها صحبت كنم.
در اين موقع امام عليه السّلام لبخندى زده فرمود: خير است چرا پيغام اولى را نرساندى (كه متوكل گفت: با على بن محمّد شراب ميخوردى) گفتم: آقا شما را پاكتر از اين حرفها ميدانم فرمود: پولها را از قم امشب مى‏آورند ولى دست مأموران متوكل بآن نخواهد رسيد امشب را همين جا باش.
پاسى كه از شب گذشت امام عليه السّلام مشغول عبادت شد ناگاه ركوع خود را بوسيله سلام قطع كرده بمن فرمود: آن مرد پولها را آورده خادم او را مانع مى‏شود از اينكه پيش من بيايد برو بيرون هر چه آورده بگير. خارج شدم ديدم زنبيلى در دست دارد كه آنچه آورده در همان زنبيل نهاده زنبيل را گرفتم و خدمت امام آوردم.
فرمود: برو باو بگو آن جبه‏ى را كه زن قمى گفت از مادر بزرگم يادگار پيش من مانده و بتو داد براى ما بياورى بده. خارج شدم و جريان را باو گفتم جبه‏اى بمن داد خدمت امام آوردم. فرمود: جبه را ببر بگو همان جبه‏ى خودمان را بده كه با اين عوض كردى. وقتى بآن مرد گفتم.
گفت: درست است دخترم از آن جامه خوشش آمد و با اين عوض كرد و من ميروم و آن را مى‏آورم. فرمود: برو باو بگو خداوند مال ما را حفظ ميكند جبه ما را از شانه خود بيرون آور. خارج شدم و جبه را از شانه‏اش كشيدم. آن مرد بيهوش شد. بعد خدمت امام عليه السّلام رسيده گفت: من در مورد امامت شما مشكوك بودم اينك برايم يقين حاصل شد.
امالى شيخ طوسى- فحام از كافور خادم اين حديث را نقل كرده گفت:
در اطراف امام عليه السّلام گروهى از صنعتگران بكار اشتغال داشتند آن محل شبيه‏
زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص: 107
دهى بود.
يونس نقشبند با حضرت امام على النقى رفت و آمد داشت و خدمتكارى آن جناب را مينمود يك روز در حالى كه لرزه تنش را فرا گرفته بود وارد شد.
عرض كرد: آقا من خانواده خود را بشما ميسپارم. فرمود: مگر چه شده؟
گفت: تصميم دارم فرار كنم. با لبخند فرمود؛ براى چه.
گفت: موسى بن بغا يك نگين بسيار قيمتى برايم فرستاد كه روى آن نقش بياندازم شروع بكار كردم ولى نگين دو نصف شد حالا فردا قرار است نگين را باو بدهم شما ميدانيد صاحب نگين موسى بن بغا است يا هزار تازيانه خواهد زد و يا مرا ميكشد، فرمود: برو بخانه‏ات فردا بخير خواهد گذشت.
فردا صبح با لرزه آمده گفت: اينك پيكى از طرف موسى بن بغا آمده انگشتر را ميخواهد فرمود: تو برو پيش او جز خوبى چيزى نخواهى ديد. گفت: آقا باو چه بگويم. امام عليه السّلام لبخندى زده فرمود: برو ببين چه ميگويد. گفتم: كه جز خير چيزى نخواهى ديد.
يونس رفت ولى بلافاصله با خنده برگشت. گفت: غلام پيغام آورد كه زنان بر سر نگين انگشتر با هم اختلاف كرده‏اند ممكن است آن نگين را دو قسمت كنى اگر چنين كارى بكنى بتو جايزه گرانى خواهم داد.
امام عليه السّلام گفت: خدايا ترا حمد كه ما را از ستايشگران واقعى خود قرار داده‏اى. خوب بگو ببينم چه در جواب او گفتى. جوابداد گفتم: بايد مرا چند روز مهلت دهى تا با فكر ببينم چكار بايد بكنم فرمود: خوب جواب داده‏اى.
امالى شيخ طوسى- كافور خادم گفت: امام على النقى عليه السّلام بمن فرمود:
فلان سطل را در فلان محل برايم بگذار تا براى نماز وضو بگيرم مرا از پى كارى فرستاده فرمود: وقتى برگشتى اين كار را بكن تا موقعى كه من آماده نماز ميشوم حاضر باشد. آن جناب براى خواب به بستر خود رفت. من دستور ايشان را فراموش كردم.
زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص: 108
شب سردى بود. احساس كردم امام عليه السّلام براى نماز حركت كرد بيادم آمد كه من سطل را نگذاشته‏ام. از آن محل دور شدم مبادا مورد سرزنش مولا قرار گيرم ولى ناراحت شدم از اينكه ايشان بايد با زحمت ظرف را پيدا كند. در اين هنگام با خشم صدا زده گفتم بخدا پناه ميبرم حالا چه بهانه‏اى دارم كه بگويم فراموش كرده‏ام بالاخره چاره‏اى نبود جوابدادم و با ترس خدمت آن جناب رسيدم. فرمود: مگر نميدانى كه من هميشه با آب سرد وضو ميگيرم برايم آب را گرم كرده‏اى و در سطل ريخته‏اى.
گفتم: بخدا من سطل و آب را نگذاشته‏ام. فرمود: ستايش خدا را. بخدا قسم چيزى را كه بر ايمان حلال شمرده‏اند رها نميكنم و لطف خدا را رد نمينمايم خداوند را سپاس ميگذارم كه ما را از فرمانبرداران خويش قرار داد و توفيق عنايت فرمود بر عبادت خود پيامبر اكرم ميفرمود: خداوند خشم ميگيرد بر كسى كه از كار مباح و جايزى رو گردان باشد.
امالى شيخ طوسى- منصورى از عموى پدر خود نقل كرد كه گفت:
روزى خدمت امام هادى عليه السّلام رسيده عرضكردم: آقا اين مرد مرا كنار زده و حقوقم را قطع نموده و باعث ناراحتى من شده است خيال نميكنم چيزى او را بر اين كار واداشته باشد جز اينكه اطلاع پيدا كرده من بشما ارادت دارم وقتى از او درخواستى بكنيد بطور قطع قبول خواهد كرد تقاضا دارم در اين مورد از او درخواست بنمائيد.
امام عليه السّلام فرمود: كارت درست خواهد شد ان شاء اللَّه.
شبانگاه ديدم پيك يكى پس از ديگرى از طرف متوكل مى‏آيد فورى پيش او رفتم فتح بن خاقان نيز بر در سراى متوكل ايستاده بود گفت: مرد! چقدر بخانه خود انس گرفته‏اى متوكل مرا بزحمت انداخت آنقدر كه پشت سر هم ترا از من خواست. وارد شدم متوكل روى رختخواب خود نشسته بود.
گفت: يا ابا موسى ما از تو فراموش كرده‏ايم تو هم خود را بما نشان نميدهى بگو
زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص: 109
ببينم چقدر از ما طلب دارى. گفتم: فلان جايزه و مقررى و حقوق اين چند وقت چند مورد را ذكر كردم همه را دستور داد و برابر بمن بدهند.
بفتح بن خاقان گفتم: حضرت امام على النقى اينجا تشريف آوردند.
گفت: نه پرسيدم نامه‏اى نوشته بود گفت: نه. من برگشتم فتح بن خاقان از پى من آمده گفت: من ميدانم تو از آن جناب تقاضا كرده‏اى برايت دعا كند براى منهم درخواست كن دعا نمايد.
وقتى خدمت امام عليه السّلام رسيدم تا چشمش بمن افتاد فرمود: ابا موسى از چهره‏ات پيداست كه خوشحالى و راضى هستى. عرضكردم: آرى ببركت شما ولى ميگفتند شما آنجا تشريف نبرده‏اى و از متوكل تقاضائى ننموده‏ايد.
فرمود: خداوند ميداند كه ما در گرفتاريها بغير او پناه نميبريم و در پيش- آمدهاى سخت جز بر او توكل نداريم هر وقت درخواست كرده‏ايم ما را رد نكرده ميترسم كه از اين كار دست بردارم خداوند نيز رفتار خود را تغيير دهد.
عرضكردم: آقا، فتح بن خاقان بمن چنين گفت فرمود: او در ظاهر ما را دوست ميدارد ولى در باطن مخالف ما است دعا نيز تابع نيت و قلب شخص است.
وقتى در فرمانبردارى خدا اخلاص داشته باشى و به نبوت رسول اكرم و حقوق ما خانواده پيامبر اعتراف نمائى آنگاه از خدا چيزى بخواهى هرگز نااميدت نخواهد كرد.
عرض كردم: آقا! دعائى بمن بياموز كه از بين دعاها براى خود اختصاص دهم. فرمود: من بسيار اين دعا را خوانده‏ام و از خداوند درخواست كرده‏ام كه هر كس پس از فوت من اين دعا را در حرمم بخواند او را مأيوس نكند آن دعا اين است:
«يا عدتى عند العدد و يا رجائى و المعتمد و يا كهفى و السند و يا واحد يا احد يا قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، و اسألك اللهم بحق من خلقته من خلقك و لم تجعل في خلقك مثلهم احدا ان تصلى عليهم و تفعل بى كيت و كيت»
.
زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص: 110
«بجاى كيت و كيت حاجت خود را بزبان مى‏آورد».

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 16 September 2016   #12
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,074
ج: *** میلاد با سعادت امام هادی علیه السلام تهنیت***

امالى شيخ طوسى- فحام از احمد بن محمّد بن بطه از خبر كاتب نقل كرد كه گفت: سميله كاتب نويسنده اخبار سامرا برايم نقل كرد كه متوكل هر وقت بطرف مسجد جامع ميرفت گروهى از كسانى كه قدرت سخنرانى داشتند در ركاب او حاضر بودند در ميان آنها مردى بنام هريسه از فرزندان عباس بن محمّد بود كه متوكل او را كوچك ميشمرد يك روز دستور داد او سخنرانى كند. خطبه‏اى در كمال شيوائى ايراد كرد. متوكل جلو رفت تا نماز بخواند قبل از اينكه هريسه از منبر پائين بيايد. هريسه با عجله از منبر فرود آمد و از پشت كمربند متوكل را گرفته گفت: يا امير المؤمنين هر كس سخنرانى كرد و خطبه خواند بايد نماز هم بخواند، متوكل گفت: ما تصميم داشتيم اين مرد را شرمنده كنيم او ما را خجالت داد.
هريسه مرد بسيار بد سرشتى بود روزى بمتوكل گفت: هيچ كس بزيان تو بقدر خودت كار نميكند از اين رفتارى كه با على بن محمّد دارى هر كس در دربار خليفه است خدمتكار او است حتى نمى‏گذارند زحمت بالا زدن پرده را بكشد يا درب را بگشايد و نه كارهاى ديگر.
وقتى مردم اين چنين كارى را از تو مى‏بينند ميگويند: اگر نميدانست كه شايسته خلافت است اين قدر باو احترام نميكردند. بگذار وقتى وارد مى‏شود خودش پرده را بالا بزند و مثل ساير مردم رفتار كند لا اقل كمى بزحمت بيفتد.
متوكل دستور داد ديگر پرده براى امام بالا نكنند و خدمت ننمايند. در ميان خلفا كسى مانند متوكل اهميت باطلاعات و گزارش اوضاع نميداد (كسى را تعيين كرده بود كه هميشه جريانها را براى او گزارش نمايد).
گزارشگر براى متوكل نوشت كه على بن محمّد وارد شد كسى پرده را بلند نكرد در اين موقع بادى وزيد كه پرده را بلند كرد او داخل شد. متوكل دستور
زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص: 111
داد متوجه باشيد موقع خارج شدن چه خواهد شد. باز گزارش‏گر نوشت: كه بادى بر خلاف جهت اول وزيد پرده را بلند كرد على بن محمّد خارج گرديد.
متوكل گفت: بصلاح ما نيست باد پرده را برايش بلند كند بعد از اين خدمت‏كاران خودشان پرده را بردارند.
روزى پيش متوكل آمد. متوكل گفت: يا ابا الحسن چه كس از همه بهتر شعر سروده قبل از اينكه سؤال از امام نمايد همين پرسش را از ابن جهم كرده بود. او چند نفر از شعراى جاهليت و اسلام را برايش نام برده بود وقتى از امام عليه السّلام پرسيد در جواب او فرمود: فلان مرد علوى كه اينشعر را سروده (ابن فحام گفت: برادرش حمّانى است)
لقد فاخرتنا من قريش عصابة بمط خدود و امتداد الاصابع‏
فلما تنازعنا القضاء قضى لنا عليهم بما فاهو نداء الصوامع‏

«1» متوكل پرسيد منظور از نداء صوامع چيست؟ فرمود:
اشهد ان لا اله الا اللَّه و اشهد ان محمّدا رسول اللَّه‏
. بگو ببينم محمّد صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم جد من است يا جد تو. متوكل بسيار خنديده گفت: جد شما است در اين مورد با شما نزاعى نداريم.
امالى صدوق- ص 412- ابو هاشم جعفرى گفت: مبتلا بيك تنگدستى شديد شدم خدمت امام ابو الحسن حضرت علي بن محمّد رسيدم مرا اجازه داد همين كه نشستم فرمود: كداميك از نعمتهاى خدا را ميخواهى شكرگزارى كنى. من زبانم بند شد و ندانستم چه در جواب بگويم.
قبل از اينكه سخنى بگويم خودش فرمود: خداوند ترا بنعمت ايمان آراسته كه با اين نعمت بدنت بر آتش جهنم حرام شده است و بتو سلامتى ارزانى داشته كه توفيقى است براى عبادت و بندگى و بتو قناعت روزى فرموده كه با اين‏
______________________________
(1) گروهى از قريش بر ما فخر كردند بوسيله نيرو قدرتى كه بهم بسته‏اند اين حكومت بداورى عادل و عقل برديم ولى او تنفع ما داورى نمود و دليل خود را صداى‏
اشهد ان لا اله الا اللَّه و محمدا رسول اللَّه‏
بيان كرد كه هر روز چند مرتبه بر فراز مناره‏ها بانك برميدارند.
زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص: 112
صفت از خوارى و بى‏ارزش شدن نگهداريت نموده من جلوتر اين سخنان را برايت توضيح دادم چون ميدانستم مى‏خواهى شكايت كنى از خدائى كه چنين نعمتها را بتو ارزانى داشته اينك دستور دادم بتو صد دينار طلا بدهند آن را بگير.
امالى شيخ طوسى- فحام از منصورى از عموى پدر خود نقل كرده كه گفت:
روزى امام على النقى عليه السّلام فرمود: ابا موسى مرا باجبار بسامرا ميبرند اگر از سامرا خارج كنند باز باجبار است نه با رضايت خودم. عرض كردم اين براى چيست.
فرمود: «لطيب هوائها و عذوبة مائها و قلة دائها» چون اين سرزمين خوش آب و هواست و بيمارى در آنجا كم است.
آنگاه فرمود: پس از فوت من سامرا ويران خواهد شد بطورى كه فقط يك كاروانسرا و يك بقال در آنجا مسكن دارد كه قافله‏ها رفع احتياج نمايند و علامت نزديك شدن خرابى سامرا ساختمان كردن بر محل دفن من پس از فوت من است.
بصائر الدرجات- ص 249- ابن على پسر راشد گفت: مقدارى مال نزد من آوردند قبل از اينكه من نامه‏ها را بگشايم پيكى از طرف امام عليه السّلام آمد كه آنها را خدمت ايشان بفرستم پيغامم داده بود كه فلان دفتر را نيز بفرست.
در منزل من ابدا دفترى وجود نداشت از جاى حركت كردم و در جستجوى دفترى شدم كه احتمال بودن آن را نميدادم چيزى نيافتم. همين كه پيك امام آماده برگشتن شد گفتم: بايست يكى از بارها را گشودم دفترى بچشمم خورد كه تا آن وقت از آن اطلاعى نداشتم ولى من ميدانستم كه امام هر چه بفرمايد يك واقعيت است دفتر را خدمت آن جناب فرستادم.
بصائر- محمّد بن حسين از على بن مهزيار نقل كرد كه گفت خدمت حضرت هادى عليه السّلام رسيدم قبل از اينكه من سخنى بگويم آن جناب بفارسى با من صحبت كرد.
زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص: 113
بصائر- على بن مهزيار گفت: غلام خود را كه از اهالى سقلاب بود خدمت امام على النقى عليه السّلام فرستادم. پس از مراجعت ديدم غلام در تعجب است گفتم: چه شده پسر گفت: چطور تعجب نكنم پيوسته با من بزبان سقلابى صحبت ميكرد مثل اينكه اهل سقلاب است چنين خيال كردم كه با آنها رفت آمد داشته.
بصائر- ص 237- ابراهيم بن مهزيار گفت. حضرت هادى عليه السّلام از على ابن مهزيار خواست كه برايش ساعتى بسازد در سال بيست و هشت ساعت را براى آن جناب برديم همين كه بسياله رسيديم على بن مهزيار نامه‏اى براى امام نوشت و از آمدن خود بايشان اطلاع داد در ضمن اجازه شرفيابى خواست تقاضا نمود تعيين كنند چه وقت ما خدمت امام برسيم براى ابراهيم نيز اجازه خواست.
امام عليه السّلام در جواب اجازه شرفيابى داد و تعيين كرده بود كه بعد از ظهر ميرسيم همه براه افتاديم روز بسيار گرمى بود غلام على بن مهزيار بنام مسرور نيز همراه ما بود همين كه نزديك بقصر امام رسيديم ديدم بلال غلام امام ايستاده منتظر ما است. گفت: وارد شويد ما داخل يكى از اطاقها شديم بى‏اندازه تشنه بوديم مختصرى كه نشستيم يكى از خدمتكاران آمد و با خود كوزه‏اى آب آورده بود بسيار سرد آن آب را نوشيديم بعد امام على بن مهزيار را خواست تا بعد از عصر خدمت امام بود بعد مرا خواست رفتم و سلام كردم و درخواست نمودم كه دست مبارك خود را بدهند تا ببوسم امام عليه السّلام دست دراز نمود من بوسيدم بعد مرا آزاد گذاشت نشستم سپس از جاى حركت نموده از امام وداع كردم.
همين كه از جاى حركت كرده از خانه خارج شدم. مرا صدا زد و فرمود:
ابراهيم! عرض كردم: بلى آقاى من. فرمود: نرو همان جا ايستادم مسرور غلام ما نيز حضور داشت آنگاه دستور داد ساعت را بكار اندازند بعد خود امام عليه السّلام خارج شد برايش صندلى قرار دادند روى آن نشست براى على بن مهزيار نيز يك صندلى طرف چپ امام گذاشتند من هم كنار ساعت ايستاده بودم يك ريگ انداخت‏
زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص: 114
مسرور گفت هشت امام عليه السّلام فرمود منظورش از هشت ثمانيه است بعربى عرض كرديم آرى‏ «1».
تا شب خدمت امام بوديم بعد خارج شديم امام عليه السّلام به على بن مهزيار فرمود فردا مسرور را پيش من بفرست. فردا كه مسرور رفت آن جناب بفارسى باو گفت «بار خدا چون؟» مسرور گفت «نيك» نصر از آنجا رد ميشد امام عليه السّلام فرمود «در ببند در ببند» در را بست امام رداى خود را روى من انداخت و مرا از نصر پنهان نمود تا بالاخره هر چه خواست پرسيد از من. پس از آن على بن مهزيار او را ملاقات كرد پرسيد تمام اينها از ترس نصر بود گفت آقا ترس من از او شبيه ترسم از عمرو بن قرح بود.
كافى- ج 1 ص 498- اسحاق چوپان گفت مقدار زيادى گوسفند براى حضرت هادى خريدم مرا خواست و داخل سر طويله خانه‏اش برد بمحل وسيعى كه من نديده بودم آنجا را شروع كردم به تقسيم نمودن گوسفندها بين كسانى كه بمن دستور داده بود از آن جمله براى ابو جعفر (فرزند بزرگ امام است بنام محمّد كه قبل از پدرش فوت شد) و مادرش و سايرين از اشخاصى كه بمن دستور داده بود. بعد اجازه خواستم كه بروم بغداد پيش پدرم آن روز روز ترويه بود در جواب اجازه من نوشت فردا را پيش ما باش بعد برو همان جا ماندم روز عرفه و شب عيد قربان نيز همان جا بودم شب را در ايوانى خوابيدم سحرگاه امام عليه السّلام آمد و فرمود: اسحاق حركت كن، از جاى حركت كرده چشم گشودم ديدم درب خانه خودمان در بغداد هستم پيش پدرم رفتم دوستانم آمدند به آنها گفتم من روز عرفه را در عسكر (سامرا) بودم و روز عيد را ببغداد آمدم.
بصائر الدرجات- ص 406- صالح بن سعيد گفت خدمت امام على النقى عليه السّلام رسيدم عرض كردم فدايت شوم در هر موردى تصميم دارند پرتو درخشان شما را
______________________________
(1) ساعت چنين درست شده بود كه در هر ساعت يك ريگ ميانداخت وقتى ميخواستند بفهمند چه ساعتى است ريگها را مى‏شمردند.
زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص: 115
خاموش كنند و بشما اهانت نمايند حتى در اين مورد كه شما را در اين گداخانه جا داده‏اند.
فرمود: پسر سيد تو همين قدر نسبت بما معرفت دارى ناگاه با دست اشاره نموده فرمود نگاه كن چشم انداختم ديدم باغ‏هاى بسيار زيبا و سبز و خرم حوريه‏ها و غلمان پيكر آنها از صفا همچون در شاهوار ميدرخشيد پرندگان و نهرهاى جارى و آهوان چشم مرا خيره كرده بود و حيران در تماشاى آنها بودم.
فرمود ما هر كجا باشيم چنين چيزها براى ما آماده است ما در گداخانه نيستيم.
توضيح- در اين روايت چون سئوال‏كننده فهم و دركش كم بود و لذت‏هاى روحى و مقامهاى معنوى آنها را نمى‏توانست درك كند و خيال مى‏كرد اين پيش- آمدها موجب خوارى و كوچكى ايشان مى‏شود او متوجه نبود كه بر عكس چنين احوالى باعث افزايش مقام و درجات واقعى آنها و لذت روحى ايشان مى‏گردد و از لذت‏هاى زودگذر دنيا تنفر دارند.
اما راوى توجه به نعمت‏ها و لذت‏هاى زودگذر دنياى فانى داشت بهمين جهت مقام‏ها و درجات آخرت را باو نشان دادند چون بيش از اين اطلاعى نداشت.
ولى كيفيت ديدن او از مطالبى است كه بر ما نيز معلوم نيست و لزومى ندارد در اين مورد زياد خود را بزحمت اندازيم ولى باندازه فهم و دركى كه دارم چند وجه بخاطرم راجع بآن رسيده:
اول- اينكه خداوند بقدرت خود براى اعجاز امام عليه السّلام اين اشياء را در همان ساعت در هوا بوجود آورده تا راوى ببيند و بفهمد كه سكوت ائمه در مقابل چنين پيش آمدها بواسطه تسليم و رضا در مقابل قضاى خداست و گر نه آنها قدرت چنين عجائبى را دارند بوجود آوردند از مقام امامت و خلافت واقعى با اين پيش آمدها كم و كاستى نمى‏شود و موجب خوارى و ذلت ايشان نمى‏گردد.
دوم- اينكه اين صورتها را خداوند در حس مشترك او بوجود آورده تا
زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص: 116
بفهمد كه لذتهاى دنيوى در نزد ائمه عليهم السلام شبيه اين خيالات است چنانچه شخص در خواب چيزهائى را مى‏بيند كه لذت مى‏برد مثل بيدارى بهمين جهت پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم ميفرمايد:
«الناس نيام اذا ماتوا انتبهوا»
مردم خوابند وقتى مردند بيدار ميشوند.
سوم- اينست كه امام عليه السّلام صورت لذت‏هاى روحانى كه دائما در آن هستند بمقدار فهم و درك او باين شكلها نشانش داد چون او در خواب عميق و غفلت زيادى بود از درك مقام عارفين چنانچه در خواب علم را بصورت آب صاف و يا شير و مال دنيا را بصورت مار و عقرب و چنين چيزها ميبينند اين وجه شبيه وجه دوم است كه مطابق با ذوق حكماء و فلاسفه است.
چهارم- وجهى كه در بعضى كتابها نوشته شده باين صورت كه نشأت مختلف است و حواس در مورد درك آنها متفاوت هستند چنانچه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و اله جبرئيل و ساير ملائكه را ميديد ولى صحابه نميديدند و امير المؤمنين عليه السّلام ارواح را در وادى السلام و حبه‏ «1» و ديگران نميديدند ممكن است تمام اين امور در
______________________________
(1) حبة بن جوين عرنى از خواص اصحاب امير المؤمنين عليه السلام است حديث او را وادى السلام در كافى ج 2 ص 243 چنين نقل ميكند:
گفت با امير المؤمنين عليه السلام از كوفه خارج شديم بوادى السلام رسيد آنجا ايستاد مثل اينكه با گروهى مشغول صحبت است منهم ايستادم آنقدر كه خسته شدم نشستم از نشستن نيز ملول گرديدم باز حركت كردم آنقدر ايستادم كه خسته شدم باز نشستم تا بمقدارى كه ملول شدم بعد حركت كردم؟ دايم را جمع نمود، گفتم يا امير المؤمنين دلم بحال شما سوخت اين قدر كه ايستادى يك ساعت استراحت كن ردايم انداختم تا بنشيند فرمود حبه اين انس و الفت مؤمن است با يك ديگر عرضكردم آقا آنها هم چنين هستند فرمود آرى اگر پرده از چشم تو برداشته شود خواهى ديد كه دسته دسته با هم نشسته‏اند و مشغول صحبت هستند عرضكردم آقا اينها جسم هستند يا روح فرمود روح هستند هر مؤمنى كه در هر گوشه زمين از دنيا برود بروح او ميگويند برو بوادى السلام اين سرزمين بقعه‏اى از جنت عدن است.
زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص: 117
هر موقع براى آنها حاضر باشد ببينند و لذت ببرند ولى چون اجسامى لطيف و روحانى و ملكوتى هستند ساير مردم آنها را نبينند خداوند قدرت ديد سئوال‏كننده را تقويت نمود باعجاز امام عليه السّلام تا آنها را ديد.
بنا بر اين ممكن است در وادى السلام، يخ‏ها و نهرها و سبزه‏ها و استخرهائى باشد كه ارواح مؤمنين يا پيكر لطيف مثالى خود از آن بهره‏مند شوند و ما نتوانيم ببينيم.
با همين توضيح بسيارى از اشكالات كه در معجزات پيش مى‏آيد حل مى‏شود و نسبتهائى كه در مورد اخبار برزخ و معاد است شبيه عالم مثال است كه حكماى اشراق و صوفيه معتقدند ولى بين اين دو فرق آشكارى است.
اين بود وجوهى كه بخاطرم رسيد اميدوارم خداوند در گفتار و كردار مرا نگهدارد.
بصائر الدرجات- ص 467- ابو الفضل شيبانى از هارون بن فضل نقل كرده كه گفت من خدمت حضرت امام على النقى بودم روزى كه حضرت جواد از دنيا رفته بود يك مرتبه ايشان گفتند: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‏ حضرت جواد از دنيا رفت شخصى عرضكرد از كجا فهميديد فرمود چنان خوارى و كوچكى از خود در مقابل خدا حس كردم كه سابقه نداشت.
مناقب آل ابو طالب- ج 4 ص 408- ابو هاشم جعفرى گفت خدمت حضرت هادى رسيدم بزبان هندى با من صحبت كرد ولى من نميتوانستم جواب بدهم جلو امام يك ظرف بود پر از ريگ يك ريگ از ميان آنها برداشت و در دهان خود گذاشت مدتى مكيد سپس آن را بطرف من انداخت من نيز در دهان گذاشتم بخدا سوگند از خدمت امام مرخص نشده بودم كه هفتاد و سه زبان ميتوانستم صحبت كنم اولى آنها زبان هندى بود.
خرايج- ابو هاشم گفت خدمت حضرت هادى بودم آن جناب را آبله گرفته بود به طبيب گفتم «آب گرفت» بزبان فارسى در اين موقع امام عليه السّلام رو
زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص: 118
بمن نموده تبسم كرده فرمود خيال ميكنى كسى غير از تو فارسى را نميداند پزشك گفت فدايت شوم آقا شما فارسى ميدانيد؟ فرمود: آرى او بفارسى بتو گفت آبله‏ها آب گرفت.
مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى - خسروى، موسى، زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، 1جلد، اسلاميه - تهران، چاپ: دوم، 1364 ش.

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 5 September 2017   #13
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,074
ج: *** میلاد با سعادت امام هادی علیه السلام تهنیت***

میلاد با سعادت امام هادی علیه السلام برسید وفخر کائنات ولی امر ممکنات بقیة الله الاعظم حجة بن الحسن المهدی صلوا ت الله وسلام الله علیه وعجل الله تعالی فرجه الشریف و یگانه هادی شناس ماسوی تهنیت
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آخرين ويرايش عبدالعلی69 ، Wednesday 6 September 2017 در 10:26AM.
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 5 September 2017   #14
saeed_s58
عضو ثابت
 
نشان saeed_s58
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 457
ارسال پيام توسط Yahoo به saeed_s58
ج: *** میلاد با سعادت امام هادی علیه السلام تهنیت***

باسمه تعالی
أسعد الله أیّامکم
saeed_s58 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از saeed_s58 بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 23 August 2018   #15
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,074
ج: *** میلاد با سعادت امام هادی علیه السلام تهنیت***

میلاد با سعادت امام هادی علیه السلام برسید وفخر کائنات ولی امر ممکنات بقیة الله الاعظم حجة بن الحسن المهدی صلوات الله وسلام الله علیه وعجل الله تعالی فرجه الشریف و یگانه هادی شناس ماسوی تهنیت
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 05:03PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2021, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts