بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > اخبار و سياست

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Wednesday 9 September 2009   #16
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,184
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

نقش و کارکرد رسانه درجنگ بین کشورها

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمومنین علی علیه السلام
دنیای امروز عرصه جنگ بین رسانه هاست . رسانه کارکردی دوسویه دارد ولی عملا رسانه های امروزی در خدمت نظام سلطه است . رسانه در حوزه های مختلف ، کارکرد متفاوت دارد با استفاده از رسانه ها می توان در جامعه انگیزه و حرکت ایجاد کرد و یا فرهنگ عمومی را پایه ریزی و گسترش داد و همینطور افکار عمومی را در رابطه با موضوع خاصی تبیین کرد . رسانه می تواند ارتباط دوسویه را بین افراد یک جامعه و حتی جامعه جهانی برقرار کند گرچه قدرتهای استکباری از رسانه برای گسترش نفوذ خود در جامعه جهانی استفاده می کنند .
آمریکا قبل از حمله به عراق با استفاده از رسانه هایی که در اختیار دارد افکار عمومی را نسبت به لشکر کشی به عراق اقناع کرد و برای جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی ایران به انرژی صلح آمیز از رسانه های غربی برای ایجاد ترس کاذب از خطر کاذب ایران در افکار عمومی جهانی استفاده کرد .
رژیم صهیونیستی با اینکه به گواه تاریخ کشور فلسطین را با توسل به خشونت و اعمال تروریستی تصاحب کرده و مردم آن دیار را آوره کشورهای همسایه کرده است با استفاده از رسانه های نظام سلطه برای خودش مشروعیت ایجاد کرده است تا جائیکه مردم کشورهای غربی اسرائیل را در کشتار مردم فلسطین محق می دانند .
اینها نمونه هایی از قدرت رسانه هاست که متاسفانه امروز اکثر رسانه های مطرح و قدرتمند دنیا در اختیار نظام سلطه و در راستای اهداف غیرانسانی آنان قرار دارد ولی رسانه همانند شمشیر دولبه است و کشورهای هدف هم می توانند از آن برای مقابله با توطئه های نظام سلطه بهره ببرند گرچه رسانه های نظام سلطه به پیشرفته ترین ابزار روز جهان مجهز هستند ولی در دهه های اخیر کشورها و ملتهای دیگر هم توانستند با استفاده از رسانه های خود در برابر رسانه های نظام سلطه عرض اندام کنند .
ظهور برخی رسانه‌های منطقه‌ای پس از جنگ اول امریکا در یک دهه اخیر در خلیج فارس (۱۹۹۱) همانند شبکه الجزیره ، العربیه ، المنار، العالم و… بعد از سال ۱۹۹۶) در این راستا قابل بررسی است. افزون بر بهره‌گیری که نظام سلطه از رسانه‌های دیداری، شنیداری و نوشتاری پیشین، اکنون نیز با توجه به تحولی عظیم در بهره‌گیری از ماهواره‌ها ، اینترنت ، فرستنده‌های پرتابل ، مینیاتوری ، ریزپردازه‌ها ، فیبر نوری و ده‌ها فناوری برتر رسانه‌ای با تجهیزات و ابزار‌ها که در دست سردمداران نظام سلطه است، در جهت تحمیل اراده خود بر ملت‌ها مورد استفاده قرار می‌دهد. قدرت‌ها بیشترین استفاده از رسانه‌ها را در جنگ می‌برند. با نگاهی به عملکرد امریکا در جنگ ویتنام، بالکان، کارائیب، افغانستان و دو جنگ خلیج فارس و همچنین اقدامات روانی و رسانه‌ای‌اش علیه انقلاب اسلامی، می‌توان به اهداف آن پی برد.
استفاده از رسانه‌ها برای تضعیف کشور هدف و بهره‌گیری از توان و ظرفیت رسانه‌ها اعم از رسانه‌های نوشتاری، دیداری شنیداری با استفاده از شیوه های جنگ روانی، به منظور کسب منافع را جنگ رسانه‌ای می گویند. آنچه مسلم است جنگ رسانه‌ای از برجسته‌ترین مولفه‌های جنگ نرم و جنگ‌های مدرن در جهان کنونی محسوب می‌شود. جنگ نرم به مثابه راهبرد و استراتژی انتخابی نظام سلطه برای تسلط بر افکار و اراده ملت‌ها تدوین و طراحی شده است. اما بیشترین کاربرد جنگ رسانه‌ها در هنگامه نبرد‌های نظامی‌شدت یافته و می‌یابد، البته ‌این به آن معنا نیست که ‌این کاربرد از اهمیت رسانه‌ها در دیگر زمان‌ها می‌کاهد، بلکه می‌توان گفت آن جنگی است که در شرایط صلح و نه صلح و جنگ نیز بین قدرت‌ها و دولت‌ها به صورت غیررسمی ‌مورد استفاده قرار می‌گیرد . آنجا که قدرت‌ها توان به میدان آوردن نیروی نظامی ‌را ندارند و یا جامعه آنان قادر به تحمل تلفات انسانی نیست ، به جنگ رسانه‌ای روی می‌آوردند و از این ابزار بهره‌برداری می‌کنند. جنگ رسانه‌ای از جمله جنگ‌های بدون خون‌ریزی و جنگ آرام محسوب می‌شود . با توجه به اینکه در جنگ رسانه ای خشونتی اعمال نمی شود وقوع آن برای مردم نامحسوس است از طرفی بسیج عمومی هم در آن کاربرد ندارد و به اصطلاح جنگ رسانه جنگ بین نخبگان است فلذا میزان تخریب زیاد است تا حدی که شهروندان عادی کشور‌ هدف، متوجه حجم سنگین این جنگ بر فضای روحی و روانی خود و اطرفیان‌شان نمی‌شوند. قدرت نفوذ سردمداران این جنگ و قدرت تاثیرگذاری و نفوذ آن به گونه‌ای است که در سطوح جامعه اعم از شهر و روستا گسترش می‌یابد. در این جنگ ، ملت‌ها و مردم با خواست و اراده خود و قبول هزینه در معرض حمله قرار می‌گیرند . در این جنگ طرف متخاصم کنترل افکار عمومی را در اختیار می گیرد .
در جنگ رسانه ای از روشها و تاکتیکهای مختلفی متناسب با شرایط و جغرافیای عمومی (جغرافیای جنگ روانی) استفاده می شود . بعضاً با بمباران اطلاعات و یا ارائه اطلاعات نادرست و یا مشابه سازی و… گروه هدف را مجبور می کنند تا منافع مهاجم را بر منافع ملی ترجیح دهند . همه تاکتیکهای جنگ رسانه ای بر پایه ایجاد ترس در مخاطب استوار است . تا مخاطب نترسد نمی توان در رفتارش تغییری ایجاد کرد .
رسانه در یک دید کلی از ابزارهای جنگ روانی است و همان اهداف جنگ روانی را هم دنبال می کند یعنی هدف جنگ رسانه ای تغییر رفتار در دولتها و ملتهاست تا بدینوسیله کشور مهاجم اراده خود را بر گروه هدف تحمیل کند و اولین هدف ملتها هستند چرا که ملتها در خط مقدم مبارزه با هر مهاجمی قرار دارند و از طرفی دولتها هم به اتکای ملتشان می توانند در برابر بیگانگان ایستادگی کنند .
این جنگ به دو شیوه کلی اعمال می شود . در شیوه اول دولت مردان با استفاده از رسانه ها تحت فشار قرار می گیرند تا در آنان ترس ایجاد شده و مجبور شوند در برابر متخاصم عقب نشینی کنند و درنهایت به آنان باج دهند و در شیوه دوم ملتها را برعلیه دولتشان می شورانند و دولت در اثر فشار افکار عمومی تغییر رفتار داده و غیر مستقیم خواسته های بیگانگان را برآورده می کنند .
پیچیدگی های جوامع عصر حاضر و نقش غیرقابل انکار رسانه ها در شکل دهی افکار عمومی باعث شده تا از این ابزار در زمینه های فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی و نظامی بیشتر از گذشته استفاده شود . کارکرد رسانه‌ها در تصمیم‌گیری‌های روزمره زندگی برای مردم هم سودمند و هم زیان‌آور است زیرا رسانه‌های گروهی همچون تیغ دو دم هستند که می‌توانند پیوستگی و همگنی پدید آورند ، قادر به وسعت بخشیدن و ژرف‌تر ساختن شکاف‌های اجتماعی هستند و هم می‌توانند بشارت‌دهنده توسعه باشند و هم بذر ایدئولوژی ضدتوسعه را در فضای جامعه بپراکنند. آنها حس امنیت کاذبی را القاء می‌نمایند، ذهن‌ها را از مسائل عینی دور می‌سازد ضمن اینکه می‌توانند به ‌ایجاد شور و شوق، حیات و بالندگی در یکایک اعضای جامعه که یکی از کارکرد‌های مثبت رسانه‌های جمعی است با انتقال و بیان واقعیت‌های جامعه و روشنگری در عرصه تهدیدات منافع ملی و نه گروهی و شخصی تحقق بخشند.
کارکردهای مثبت رسانه های جمعی به شرح زیر می باشد :
۱- غنی سازی ادبیات و فرهنگ گفتگو در جامعه
۲- نهادینه کردن فرهنگ پرسش گری و پاسخگویی
۳- اطلاع رسانی شفاف ، مستند و بیطرفانه
۴- جهت دهی به احساسات و هیجانات
۵- مشارکت در تصمیم گیری های ملی
۶- ارتقا سطح آگاهی های سیاسی و اجتماعی جامعه
۷- تعمیق قانون مداری و احترام به قانون در جامعه
۸- مشارکت در تولید فکر و اندیشه
۹- ایجاد ارتباط منطقی بین مردم و مسئولین
۱۰- انتقال مشکلات مردم به مسئولین با رعایت بی طرفی
۱۱- حمایت از عملکرد منطقی دولت و تشویق مردم به همراهی با برنامه های دولت
۱۲- آرام سازی مردم و تعمیق بهداشت روانی مردم
۱۳- تعمیق آزادی های فردی و اجتماعی
۱۴- و…

کارکردهای منفی رسانه ها :
۱- ایجاد هیجانات کاذب در جامعه و هدایت آن برخلاف مصالح جامعه.
۲- ایجاد نیازهای کاذب و تحمیل هزینه های مادی و معنوی به جامعه .
۳- القاء خواستهای جناحی بعنوان خواست ملی (کارکرد گروهی) .
۴- دامن زدن به اختلافات گروههای سیاسی و تحمیل هزینه آن به جامعه .
۵- مشغول کردن مردم به دعواهای گروهی و جلوگیری از رشد آگاهی های سیاسی عمومی .
۶- ایجاد تنش بین دولت و مردم .
۷- سوء استفاده از آزادی که منجر به محدود شدن آزادی از طرف حکومت می شود .
۸- همراهی با بیگانگان و ترجیح دادن منافع آنان به منافع ملی
۹- خدشه دار کردن امنیت روانی جامعه
۱۰- ایجاد جو مسموم در جامعه با ترویج تهمت ، افترا و انگ زدن
۱۱- و…
شیوهایی (تاکتیکها) که در جنگ رسانه ای کاربرد دارد :
۱- تاکتیک حذف : بخشی از اطلاعات حذف شده و اطلاعات ناقص به مخاطب ارائه می شود .
۲- بزرگ نمایی(کلی بافی) : جزئیات اطلاعات حذف شده و به کلیات اهمیت داده شده بزرگنمایی می شود .
۳- کوچک نمایی : موفقیت ها و توانمندیهای طرف مقابل (گروه هدف) کوچک و کم اهمیت شمرده می شود .
۴- زمانبندی : اطلاعات و اخبار با تاخیر به مخاطب ارائه می شود .
۵- تاکتیک قطره چکانی : برای آنکه مخاطب به اطلاعات صحیح و کامل دسترسی نداشته باشد اطلاعات بصورت پراکنده ارائه می شود .
۶- تاکتیک تبخیر : پخش شایعه برای سردرگم کردن مخاطب زمانیکه مخاطب نسبت به موضوعی اطلاعاتی ندارد و یا اطلاعاتش کم است .
۷- تاکتیک دروغ بزرگ : ارائه اطلاعات غیرواقعی خیلی بزرگ برای سرپوش گذاشتن بر ضعف خودی .
۸- تاکتیک موجی : ارائه اطلاعات مداوم اما با افت و خیز
۹- تاکتیک وارونه : اطلاعات واقعی وارونه جلوه داده می شود .
۱۰- تاکتیک خرد کردن : در این شیوه مخاطبین دسته بندی شده و انسجام جامعه هدف از هم می پاشد .
۱۱- تاکتیک ترور: در این شیوه با تهمت و چهره مسئولین در میان مردم تخریب می شود .
۱۲- تاکتیک انگاره سازی : اتفاقی که در محلی با شرایط متفاوت به وقوع پیوسته در محیط دیگر انگاره سازی می شود (احتمال وقوع آن القاء می شود)
۱۳- آگاهی کاذب : توزیع اطلاعات بدون مشخص بودن زمان و مکان وقایع .
۱۴- تاکتیک محرومیت : گروه هدف از دسترسی به اطلاعات محروم می شود .
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر یاعلی
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از صبح بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 9 September 2009   #17
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,184
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

شیوه های تهاجم فرهنگی نظام سلطه بر علیه نظام جمهوری اسلامی در فضای مجازی

Author: علی کریمی
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمومنین علی علیه السلام
در هر کشوری که انقلابی بوقوع پیوسته سیستم موجود ازهم پاشیده و ساختار جدیدی جایگزین آن شده است . انقلاب اسلامی هم که یک نهضت جامع نگر در همه ابعاد فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اعتقادی مبتنی بر آموزه های اسلام ناب محمدی است پس از پیروزی ، سیستم جدیدی را بنا نهاد که به مذاق بعضی ها خوش نیامده و از همان ابتدا با توجه به ماهیت انقلاب سرناسازگاری با آن را گذاشتند .
دشمنان انقلاب طیف وسیعی از توطئه ها را برای مهار و احیاناً حذف انقلاب اسلامی در کارنامه خود دارند ، کودتا ، تحریم اقتصادی ، جنگ تحمیلی ، فشارهای سیاسی و … اقداماتی بود که دشمنان برای مقابله با روند رو به رشد انقلاب و تسری آن به دیگر کشورها انجام دادند ولی مهمترین و موثرترین توطئه شان تهاجم همه جانبه به بنیانهای فکری و اعتقادی جامعه اسلامی است که از همان ابتدای پیروزی انقلاب به صورت جسته و گریخته پیگیری می شد ولی با شکست در جبهه های دیگر و پس از جنگ تحمیلی برشدت آن افزوده شد . مضاف بر اینکه این بار با برنامه مدون و پشتوانه همه کشورهایی که خواستار مهار انقلاب اسلامی بودند به اجرا درآمد .
در این تهاجم هدف اصلی ، نسل جوان است ؛ قشری که مدیریت کشور را در آینده ای نزدیک برعهده خواهد گرفت . دانش آموزان مقطع متوسطه و دانشجویان با ارزش ترین گروههای جامعه برای نظام و همچنین دشمنان نظام محسوب می شود . اگر این قشر جوان به آرمانهای انقلاب پایبند باشد مطمئناً آینده انقلاب و نظام اسلامی تضمین خواهد شد و اگر بر اثر غفلت ما در اختیار دشمنان قرار گیرد در آینده نه چندان دور پایه های حکومت اسلامی متزلزل گشته و چه بسا انقلاب و نظام به دست نامحرمان افتاده و دوباره یوغ نوکری آمریکا را برگردن خواهیم نهاد .
دشمنان انقلاب اسلامی آنانی هستند که زیر چتر آمریکا بسیج شده و به اصطلاح نظام سلطه را بنیان نهاده اند . آنان ظهور انقلاب اسلامی را با منافع نامشروع خود در تضاد می بینند و برای مقابله با آن چاره اندیشی کرده اند اگرچه تابحال توطئه های گوناگون آنان با عنایت خداوند متعال و هوشیاری مردم و مسئولین راه به جایی نبرده ولی توطئه اخیر ایشان یعنی تهاجم فرهنگی به حدی خطرناک و موثر است که بیم آن می رود در صورت موفقیت به اهدافشان نایل آیند . تاریخ هم بر موفقیت این چنین روشهایی گواهی می دهد .
توطئه اندلس نمونه عینی تهاجم فرهنگی بر علیه مسلمین است که در آن غربیها توانستند با گسترش فساد جنسی جامعه اسلامی آن روز اندلس را از درون از هم پاشیده و نهایتا بر آنان غلبه کنند البته این تاکتیک یکی از شیوه های تهاجم فرهنگی است و نباید خود را در محدوده آن محصور کنیم .
در حال حاضر هدف غایی تهاجم فرهنگی ایجاد تغییر در نوع نگرش و اندیشه ها و اعتقادات دینی جامعه است اگر دشمن بتواند این تغییرات را ایجاد کند برنامه های دیگر به آسانی اجرا خواهد شد در واقع نظام سلطه می خواهد جامعه ایرانی را بی هویت کند و کسی که هویت خود یعنی شخصیت اجتماعی اش را از دست بدهد تسلط بر افکار و اندیشه های آن به سهولت امکان پذیر است و جوانان برای این تغییر هویت کاملا مستعد هستند . در سن جوانی افکار و اندیشه های انسان ثبات ندارد و بدنبال اندیشه های جدید است و آموزهایی که از خانواده و اجتماع فراگرفته هنوز نهادینه نشده و به راحتی می توان آن را زدود . جامعه ای که اکثریت جمعیت آن را جوانان با مختصاتی که گفته شد تشکیل دهد و دشمنی هم همانند آمریکا داشته باشد بطور یقین در معرض خطر است آنهم خطری بسیار بزرگتر از جنگ نظامی چراکه در جنگ نظامی بخشی از کشور اشغال شده و عده ای با دشمن مقابله کرده و در نتیجه کشته و زخمی های جنگ در ملاء عام موجب تهییج جوانان برای مقابله دشمن می شود درحالیکه تهاجم فرهنگی همانند ویروسی در جامعه پخش شده و روزی فرا می رسد که همه گیر شده و توان جامعه را گرفته و کشور را دودستی به دشمن تقدیم می کند .
شجاع الدین نویسنده ضدانقلاب خارج نشین در صفحه ۱۹ کتاب « هویت » می نویسد ” ما با جمهوری اسلامی مبارزه سیاسی نخواهیم کرد بلکه کارما صرفا فرهنگیه و اصولاً استراتژی جدید ما مبارزه فرهنگی است ، ما باید بینش و فرهنگ مردم را عوض کنیم تا جمهوری اسلامی ساقط شود “ از این روی پس از جنگ تحمیلی تهاجم فرهنگی برعلیه نظام جمهوری اسلامی سازماندهی شد . در این تهاجم گروههای معاند و ضدانقلاب که با پیروزی انقلاب منافع خود را با انقلاب در تضاد می دیدند با نظام سلطه ، همسو و همراه شدند .
سرگرم شدن دولت سازندگی به بازسازی ویرانه های جنگ و غفلت از مقوله فرهنگ سازی و نهادینه کردن فرهنگ انقلاب اسلامی و جایگزین شدن تفکر تکنوکراتی و فن سالاری با تفکر مبتنی بر اخلاص ، پارسایی ، ایثار و ساده زیستی باعث شد تا لیبرالیسم فرهنگی دوباره احیا شده و حرکت خزنده خود را جهت تخریب مبانی و بنیانهای اعتقادی مردم آغاز کند . در چنین شرایطی رهبر فرزانه انقلاب با تیز هوشی و درایت و با مشاهده اولین نشانه های تهاجم ، زنگ خطر را به صدا در آوردند .
حضرت آقا در ۷ آذر ۱۳۶۸ خطاب به مسئولین دولت سازندگی فرمودند : ” درحال حاضر یک جبهه بندی عظیم فرهنگی که با سیاست و صنعت و پول و انواع و اقسام پشتوانه ها همراه است مثل سیل راه افتاده تا با ما بجنگد ، جنگ هم جنگ نظامی نیست ، بسیج عمومی هم هیچ تاثیری ندارد ، آثارش هم به گونه ای ( است ) که تا به خود بیائیم گرفتار شده ایم “
این هشدار اولین واکنش حضرت آقا به غفلت مسئولین فرهنگی دولت وقت بود ، پس از آنهم به مناسبتهای مختلف خطر تهاجم فرهنگی را گوشزد نموده و مسئولین را به اتخاذ جبهه مقابله با آن فرخواندند . بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در رابطه با تهاجم فرهنگی در اینجا می توانید ببینید .
طراحان تهاجم فرهنگی با تحقیق و پژوهش به این نتیجه رسیده اند که مهمترین عامل انسجام و پایداری انقلاب اسلامی مردم است و علت اصلی که مردم را به حفظ و حراست از انقلاب وا می دارد اعتقادات مذهبی شان می باشد فلذا برمبنای مطالعاتی که انجام دادند برنامه مدون ۲۵ ساله ای را برای به زانو در آوردن نظام جمهوری اسلامی طراحی کرده اند که از سال ۱۹۸۵آغاز گشته است . محور اساسی این برنامه تهاجم به اعتقادات مذهبی مردم است تا بین مردم و نظام فاصله ایجاد کرده و حمایت مردمی نظام را سلب کنند و در آن صورت با یک تهاجم نظامی محدود می توانند نظام اسلامی را از میان بردارند و شاید هم بوسیله عوامل شان و بدون عملیات نظامی .
تهاجم فرهنگی ابعاد گوناگونی دارد و نظام سلطه برای تمامی مخاطبین داخلی برنامه دارد استحاله نخبگان جامعه اعم از سیاستمداران ، مدیران و اساتید دانشگاه و … در دوران سازندگی به آرامی انجام شد و نتیجه آن را در دوران اصلاحات دیدیم . در این دوره کسانی که روزی جزو انقلابیون بودند به انقلاب اسلامی و دست آوردهای آن پشت کرده و ایمانشان را نسبت به آرمان انقلاب از دست داده و عملاً به ابزاری برای تهاجم به اعتقادات مردم تبدیل شدند .
تا دیروز گروهکهای ضدانقلاب بودند که با دشمنان انقلاب همراهی می کردند ولی امروز خودی ها تیشه برداشته و ریشه انقلاب را از بن می کنند . تا دیروز دشمن خارجی داشتیم و می توانستیم مرزی بین خودی ها و دشمن مشخص کنیم ولی امروز دشمن در لباس خودی ها آنهم در بدنه مدیریت کلان کشور نفوذ کرده و به اصطلاح گرگ در لباس میش به شکار آمده است گرچه این گروه فعلا از گردونه قدرت خارج شده اند ولی بازهم دست از فعالیت نکشیده و با حمایتهای نظام سلطه به اقدامات خود در سطح ضعیف تر ادامه می دهند و نظام سلطه امیدوار است با قدرت گرفتن این طیف دوباره بتواند طرح نیمه تمام خود را ادامه داده و به سرانجام برساند .
اینان در دوران اصلاحات تمامی امکانات نظام را در اختیار داشته و با سوء استفاده از اعتماد مردم و در لباس دین و خدمتگزاری و در پوشش پیروی از خط امام بر بنیان گذار انقلاب اسلامی و آرمانهای به جای مانده از ایشان تاختند و او را به موزه تاریخ سپردند و کار را به جایی رساندند که به اعتقادات شاخص مردم از جمله ائمه اطهار و بویژه حضرت فاطمه زهرا علیها السلام و امام زمان عجل الله توهین کردند و دولتی ها هم با سکوتشان تاییدشان کردند و اعتراضها را به بهانه مخالفت با آزادی بیان در نطفه خفه کردند و چه آزادی که هتاکان و فحش دهندگان آزاد بودند و مدافعین اعتقادت دینی جامعه حق اعتراض نداشتند .
روزنامه های زنجیره ای که با پول بیت المال بوجود آمده بودند ابزار تهاجم فرهنگی دشمن علیه ملت شده بودند . در این دوران شناخت و تمییز دادن دوست از دشمن برای عموم مردم خیلی دشوار شده بود چراکه مهاجمین به فرهنگ اسلامی خود را دیندار و انقلابی معرفی می کردند و هرآنچه را که می خواستند به مردم القاء کنند در لفافه دین و آزادی به ایشان عرضه می کردند .
اصلاح طلبان نظم نوین جهانی که توسط نظام سلطه بنا نهاده شده است را قبول دارند و به اسباب و لوازمات آن هم اعتقاد دارند و در نتیجه فرهنگ غربی را هم می پذیرند فرهنگی که در تضاد کامل با فرهنگ اسلامی است ، فرهنگی که انقلاب اسلامی برای نابودی آن کمر همت بسته است . اینها به زندگی مسالمت آمیز در محدوده نظام سلطه راضی هستند و دین را در نماز ، روزه و اعمال انفرادی عبادی خلاصه می کنند و تشکیل حکومت بر مبنای دین را قبول ندارند و در نتیجه جمهوری اسلامی را قبول ندارند و از آن فقط بخش جمهوریتش را می پذیرند .
اینها آزادی غربی را می پذیرند و آزادی بر مبنای آموزه های اسلامی را قبول ندارند و با دقت در ژرفای اعتقاداتشان می توان فهمید که به استقلال کشور نیز اعتقادی ندارند . کسی که فرهنگ غربی را بر فرهنگ خودی ترجیح می دهد و قیمومیت نظام سلطه را می پذیرد عملا استقلال کشور را خدشه دار می کند .
اصلاح طلبان برای ترویج افکار و اندیشه های خود همه ابزار ممکن را بکار گرفتند از روزنامه و مجله و کتاب گرفته تا سایت و وبلاگ .
با فراگیر شدن استفاده مردم از اینترنت در کشور ، اصلاح طلبان از این بستر فراهم شده استفاده کرده و جاپای خوبی را در فضای مجازی برای خود باز کردند . عدم حضور موثرمذهبی ها در فضای مجازی باعث شد تا این فضا را هم همانند روزنامه ها در اختیار خود بگیرند از طرفی در دوران اصلاحات نظارت کافی بر فضای مجازی وجود نداشت فلذا سایتها و وبلاگهایی که عفت عمومی جامعه را خدشه دار می کردند به مرور زمان افزایش یافت تا اینکه امروز خطری جدید برای فرهنگ عمومی ایجاد کند و سربازان فرهنگی ایران اسلامی را وادار کند که شخصاً برای برخورد با متخلفین وارد میدان شوند .
در این دوران فضای مجازی آنقدر مسموم بود که هرکسی واردش می شد نمی توانست در برابر هجوم گسترده سکولارها مقاومت کند . یا در درون آنها هضم می شد و یا اینترنت را ترک می کرد . اصلاح طلبان سکولار حضور مذهبی نویسان را در نت برنمی تافتند . هروبلاگ مذهبی که ایجاد می شد با شدت تمام مورد حمله واقع می شد و درنهایت تعطیلی در انتظارش بود .
با پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری و با روی کار آمدن ایشان فضا تعدیل شد و مذهبی نویسها جرات کردند ازلاک خود سربرآورند ، جوانان مومن و پایبند به دست آوردهای انقلاب اسلامی به سرعت وبلاگهایی را ایجاد و به مقابله با متجاوزین به اعتقادات جامعه پرداختند . تعداد این نوع وبلاگها به مرور زمان زیاد شد و کار به جایی رسید که بلاگرهای متعهد در موضع تهاجمی قرارگرفته و سکولارها مجبور به دفاع شدند . اما بلاگرهای مدافع انقلاب پراکنده و ناشناخته بودند و سیاست مدون و طولانی مدتی نداشتند فلذا عده ای از بلاگرهای متعهد برآن شدند تا این نوع وبلاگها را شناسایی و معرفی نمایند و ضمن آن جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی را در برابر تهاجم فرهنگی نظام سلطه بنیان نهند و در نتیجه پس از رایزنی های متعدد و جمع آوری نظرات و ایده های فعالان فضای مجازی در آذر ماه ۸۶ پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی پای در عرصه مجازی نهاد .
از همان ابتدای تاسیس بلاگرهای ارزشی از پایگاه حمایت کرده و می کنند چراکه پایگاه را از آن خود می دانند فلذا پایگاه در مدت کمی توانست جایگاه خوبی در وبلاگستان بدست آورد و این امر میسر نمی شد مگر با همت وبلاگ نویسان متعهد و انقلابی و مدیران دلسوز و پرکار پایگاه .
از همان ابتدا قرار براین شد که پایگاه به هیچ گروه و طیفی وابسته نشود و تنها بر مبنای منویات رهبر معظم انقلاب طی مسیر نماید که الحمدلله تابحال در این راستا فعالیت کرده و خواهد کرد .
هریک از بلاگرهای ارزشی در پایگاه سهمی دارند عده ای با تحریر مقاله و بعضی حمایت معنوی و تعدادی همکاری در راه اندازی و اداره و شاید تنها سایتی باشد که با کاربرانش ارتبط مستقیم و بی واسطه و مستمر دارد . پایگاه از همه برنامه های جمعی اعضایش بدون استثنا حمایت می کند . حمایت از جنبشهای وبلاگی که تاکنون توسط بلاگرهایی ارزشی راه افتاده ازجمله جنبش وبلاگی نامه های به حضرت مسیح ، غزه امروز ایستاده می میرد ، بمب گوگلی ، حمایت از تیم رصد سپاه و سایت حامیان مردمی دکتر احمدی نژاد “دولت مهر” و… نمونه هایی از حمایت پایگاه از جنبشهای وبلاگی اعضا می باشد .
این جنبشها نشان داد که بلاگرهای ارزشی پتانسیل زیادی برای ایجاد موج رسانه ای و راهبری آن را دارند و اگر متولیان فرهنگی کشور انسجام بیشتری به وبلاگها داده و از آنان حمایت نمایند مطمئناً نتیجه بهتری هم خواهیم گرفت .
در جنگ غزه بلاگرهای ارزشی جنبشهای متعددی را راه انداختند که نهایتا تصمیم گرفته شد بمب گوگلی برای تحت فشار قرار دادن رژیم صهیونیستی راه اندازی شود که موثر هم بود و با استقبال خوب وبلاگستان مواجه شد و در پی بلاگرهای ایرانی وبلاگ نویسان عربی هم به معترضین پیوستند تا جائیکه سازمان اطلاعات مصر چندنفر از بلاگرهای فعال در موضوع غزه را دستگیر و زندانی کرد .
بنابر اقرار سران رژیم صهیونیستی برای اولین بار در این جنگ رژیم اشغالگر قدس در برابر رسانه های اسلامی کم آورد و در واقع شکست خورد که بلاگرهای ارزشی نقش کلیدی در جنگ رسانه ای داشتند و همین موضوع باعث شد که اسرائیل طرحی را بمورد اجرا بگذارد . در این طرح یک میلیون نفر تبعه اسرائیلی که حداقل به یک زبان غیر از عبری مسلط هستند آموزش داده می شوند تا وبلاگ ایجاد کنند و به مقابله با بلاگرهای اسلامی بپردازند .
در یک دیدکلی فضای مجازی میدان جنگیست مابین حق طلبان و پیروان شیطان ، در این عرصه پیروان شیطان از هر ابزار و فرصتی برای نیل به اهداف خود بهره می برند آنان حریمی برای خود قائل نیستند و به اصطلاح اهداف شیطانی شان وسیله را توجیه می کند . آنان برای غلبه بر نظام جمهوری اسلامی حریم عفت و ناموس جامعه را مورد هجوم قرار می دهند . انتشار عکس و داستانهایی از روابط جنسی نامشروع ابزاریست برای از هم پاشیدن کانون مقدس خانواده مسلمان ایرانی . آنان برمبنای پروتکل های سران صهیونیسم جهانی آنقدر فحشا را ترویج می کنند که حرمت عفت و پاکدامنی از بین رفته و بی شرمی همه گیر شود تا بدینوسیله برکشور تسلط یابند و اینترنت به جهت خصوصیات ویژه ای که دارد بستر و ابزار مناسبی است برای ترویج افکار ضد بشری آنان و این اعمال ضد بشری را در لفافه آزادی که آنهم ساخته و پرداخته خود صهیونیست هاست ترویج می کنند مردم غیریهودى نمى‏دانند چگونه از مطبوعات (رسانه ها) استفاده کنند. خوشبختانه اینوسیله به دست ما افتاده است و ما مى‏توانیم از طریق مطبوعات (رسانه ها) اعمال نفوذکنیم (بخشی از پروتکلهای سران صهیونیسم جهانی برای تسلط بر جهان) “ هم اکنون بیشتر رسانه های مطرح و با نفوذ دنیا در اختیار صهیونیسم جهانی است و با روشن شدن میزان نفوذ اینترنت این پدیده هم ابزاری شده برای پیشبرد اهداف پلیدشان . دولتهایی که از اثرات مخرب ترویج فحشا در اینترنت باخبرند قوانین سختی را برای جلوگیری از آن وضع کرده و اعمال می کنند حتی کشورهای اروپایی هم از بیم از هم پاشیدن جوامعشان با متخلفین برخورد شدیدی می کنند ولی وقتی یک کشور غیر غربی با گسترش فحشا برخورد می کند به مخالفت با آن بر می خیزند چراکه هدف آنان نابودی اسلام است و برای نابودی اسلام همه شیاطین متحد شده اند .
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر یا علی
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از صبح بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 9 September 2009   #18
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,184
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

جنگ فرهنگی
مقدمه
در ابتدای دهه 1370 بحث فراگیر عمومی در جامعه ایرانی ،مساله "تهاجم فرهنگی" بود.تهاجم فرهنگی ،هجوم فرهنگی،شبیخون فرهنگی و...مفاهیمی بود که در افواه گسترش یافت ودر برابر آن ،بحث از ضرورت دفاع فرهنگی ،امنیت فرهنگی ،بقاء فرهنگی و...مطرح شد.
اکنون 15 سال از آن زمان می گذرد؛وتهاجم فرهنگی کیفی تر وکمی تر شده است.در مقابل ،دفاع فرهنگی نیز آرایش مقبولتری یافته است.ان تهاجم واین دفاع ،حکایت از یک "جنگ فرهنگی" تمام عیار دارد .مفاهیمی چون امانیسم(بشر محوری )به جای خدا محوری - سکولاریسم (عرفی نگری )- لیبرالیسم(اصالت اباحه)- فمنیسم(اصالت جنسیت یا زن گرایی)- و...شیوع روز افزونی یافته،در حوزه فرهنگ توده ای ،با استفاده از ابزار های هنری – رسانه ای و همچنین ورزشی ،در متن این هجوم فرهنگی ،جامعه با ابعاد گسترده تری روبرو شد.طرح مباحثی چون رویارویی تمدنها و فرهنگ ها ،از سوی استراتژیست های آمریکا یی و صهیونیستی،حکایت از همه جانبه بودن این منازعه داشته و دارد.
حال انچه ضرورت می یابد،این است که اساساً "جنگ فرهنگی" چیست ؟ وابعاد وابزار وروش ان کدام است؟ در واقع با نهادینه شدن هجوم فرهنگی دشمن و دفاع فرهنگی خودی ،بایستی به تبیین و پاسخ به پرسشهای مزبور پرداخت تا با منطق این زد و خورد یا "جنگ فرهنگی" اشنا شد .در این نوشتار که با کوشش( مجید پر حلم )تهیه شده ،سعی بر ان است تا نوری اندک به زوایای پنهان و اشکار جنگ فرهنگی تابانده شود. بدان امید که مورد قبول حضرت (عج )واقع شود.انشاءالله
فصل اول
ترمینولوژی
در بحث از جنگ فرهنگی ابتدا باید به تبیین و تدقیق روشها نائل امد .اولین واژه که مطرح است واژه جنگ است. لفظ جنگ در ادبیات محاوره ای عامیانه به هر نوع زد و خورد اطلاق می شود.حال انکه این واژه دارای یک معنای تخصصی است که باید در خور شأن ان مورد برسی قرار گیرد،تا جنگ فرهنگی مفهوم سازی شناسی تخصصی شده باشد.
1-لایه های نظام اجتماعی
ساختار طرح ریزی بنای اجتماعی ،دارای چهار لایه و سطح است،که نظام اجتماعی در این چهار سطح شکل می گیرد:
سطح استراژیکی
سطح میانی
سطح تاکتیکی
سطح تکنیکی
نسبت این چهار سطح با یکدیگر را می توان برابر شکل زیر ،نسبت عموم وخصوص مطلق دانست .
2-منازعه
اساساً انچه در فارسی برخورد گفته می شود،حاصل یک زد و خورد است. وقتی برخوردی بوجود می اید ،در این برخورد یک زدن ویک خوردن صورت گرفته است.واژه برخورد در فارسی معادل کلمه ی منازعه در عربی و conflict در انگلیسی است و هر سه واژه کلیت تقابل ودرگیری را به تفسیر می کشند .تعریف اصلی و هدف اساسی منازعه "تحمیل اراده بر حریف " است. منازعه که حاصل یک زد و خورد است،ان طرف که می زند هدفش تحمیل اراده خود بر طرف مقابل است.
منازعه،در چهار لایه و سطح نظام اجتماعی و مدیریتی ارزیابی می گردد:
الف)منازعه تکنیکی:به منازعه سطح تکنیکی در فارسی پیکار و در انگلیسی martial گفته میشود.
ب)منازعه تاکتیکی :به منازعه سطح تاکتیکی در فارسی رزم ودر انگلیسی combat گفته می شود.
ج)منازعه میانی :به منازعه سطح میانی در فارسی نبرد و در انگلیسی battle گفته می شود.
د)منازعه استراتژیک :به منازعه سطح استراتژیک در فارسی جنگ و در انگلیسی war گفته می شود.

3- جنگ فرهنگی
با توجه به تقسیم بندی بالا،وقتی موضوع جنگ است ،سطح ان استراژیک است. پس به طبع این تقسیم بندی ، 4 نوع منازعه فرهنگی وجود دارد:
جنگ فرهنگی
نبرد فرهنگی
رزم فرهنگی
پیکار فرهنگی
وقتی بحث از جنگ فرهنگی است ،منظور این است که نوع منازعه در سطح استراژیک (جنگ) و طیفی از منازعه که فرهنگی است. طبیعتاً در حوزه جنگ فرهنگی نباید به سه حوزه پایین تر پرداخت و وارد مصادیق و جزئیات شد.برای مثال دستگاه مسئول در امور فرهنگی در سطح استراتژیک در جمهوری اسلامی ،شورای عالی انقلاب فرهنگی است که نظرات کلان ان کل کشور را در بر می گیرد .اگر به واژه مد پرداخته شود ، حوزه این مساله رزم فرهنگی و بحث تاکتیکی است .اگر موضوع تغییر در نظام فرهنگی کشور مانند رسانه های عمومی مطرح باشد، حوزه ان نبرد فرهنگی است . اما جنگ فرهنگی از مبانی فرهنگ ساز اغاز میگردد. مثلاً حوزه علم وتولید دانش که جزء مبانی جنگ فرهنگی است . فرضاً اگر دانشگاه فعلی را بر چینند و یک نظام فکری دیگری را جایگزین این دانشگاه کنند،یقیناًٌ در این جنگ فرهنگی موفق به تسخیر میدان منازعه شده اند.
اما با دانشگاه مدرن و سکولار که با مبانی غیر از فرهنگ بومی اداره می شود در واقع در میدان حریف منازعه در حال اجرا است.لذا نباید خیلی توقع داشت که در چنین میدانی پیروزی خاصی بدست اید.مثلهایی که می توان برای روشن شدن مطلب ارائه نمود :
پیکار فرهنگی
شبکه ماهواره و اینترنت
رزم فرهنگی
ان دسته از گزاره های فرهنگی که عمومیت پیدا کنند مانند مد لباس
نبرد فرهنگی
مدل زندگی ،که از طریق رسانه های جمعی تبلبیغ می گرددو بی سر و صدا جزئی از فرهنگ مردم می گردد. مانند اداب معاشرت ،احترام به والدین و ... که یک گزاره را در بر نمی گیرد.
تهدید سخت :به این تهدید عموماً تهدید گرم هم گفته می شود مانند تهدید نظامی
تهدید نیمه سخت: (تهدید ولرم)مانند تهدید اقتصادی و سیاسی
تهدید نرم: که به ان تهدید سرد هم گفته می شود.مانند تهدید فرهنگی .همانطور که تهدید سخت اساساً تهدید نظامی است و تهدید نیمه سخت حوزه اقتصاد و سیاست را در میگیرد. تهدید نرم ،تهدیدهای فرهنگی و اجتماعی را شامل می شودو حوزه عمل این نوع تهدید هنر،رسانه،علم،تعلیم و تربیت (اموزش و پرورش)،ورزش و... است.
مواردی که از نظر گذشت ماهیت منازعه ای در سطح استراتژیک ،به نام جنگ،در طیف فرهنگ و در حوزه تهدید نرم است.باید توجه داشت که تهدید نرم (سرد) بی صدا و ارام ، بنیادی تر و با اثر بخشی بیشتر یک جامعه را نابود می کند و به تصرف خود در می اورد. در مقابل تهدید سخت (گرم) که بصورت شوک اور و گسترده صورت می گیرد و واکنش به ان عینی،سریع و با اثر بخشی کمتر است ، قرار دارد.
6- تلفیق
در ترمینولوژی (مفهوم شناسی)این مفاهیم،تلفیق انان ،صورت جدیدی از تصور را می نماید.
جنگ نرم(فرهنگی)
جنگ نیمه سخت (اقتصادی –سیاسی)
جنگ سخت(نظامی)
جنگ نرم(سرد)منازعه ای است در سطح استراتژیک در حوزه فرهنگ که تعلیم و تربیت (اموزش و پرورش)،اموزش عالی ، کارکردهای رسانه ای ، ورزش و... را در بر می گیرد ، تا به باورها و عقاید که سازنده مدل زندگی هستند شکل دهد.جنگ نیمه سخت (ولرم)منازعه ای است درسطح استراتژیک در حوزه سیاست و اقتصاد که محاصره ی اقتصادی و سیاسی را در بر میگیرد و با این روش سعی در تحمیل اراده بر حریف دارد.
در جنگ نرم سعی نمی شود به شیوه ی سخت و نیمه سخت بر حریف تحمیل اراده صورت گیرد.بلکه سعی میگردد که اراده ، کاملاً ارام و اهسته از طریق باورسازی تحمیل گردد.تفاوت جنگ نرم و سرد در این است که در جنگ سرد ممکن است جسم افرادی به اسارت دشمن دراید یا سرزمین انها اشغال گردد اما ان افراد هرگز انقیاد و تحت سیطره بودن از طرف دشمن را نپذیرند و همیشه برای بازپس گیری سرزمین خود تلاش کنند.
چیزی که بعد از 60 سال در فلسطین جریان دارد و انها بعد از گذشت سال ها هنوز تحمیل اراده اشغالگران بر خود نپذیرند و جنگ ادامه دارد ، یا در عراق که انگلیس و امریکا تصور میکردند با سرنگونی صدام در 21 روز جنگ پایان پذیرفته است، حال انکه با سپری شدن 3 سال از ان واقعه ، جنگ ادامه دارد و دنیا هر روز شاهد حادثه ای نظامی در عراق است و امریکا و متحدانش به عنوان دشمن مردم عراق نتوانسته اند اراده ی خود را بر انان تحمیل کنند.اما در جنگ فرهنگی قضایا کاملاً فرق می کند.در این نوع جنگ ،فردی کشته نمی شود و سرزمینی اشغال نمی گردد. اما افرادی که در این سرزمین حضور دارند مورد تحمیل اراده دشمن قرار می گیرند .
اراده چگونه تحمیل می گردد؟
üبه صورت نرم و بی سر و صدا با استفاده از ساز و کارهای فرهنگی .وقتی تحمیل اراده به صورت نرم افزاری از طریق سینما و تلویزیون ،نظام علمی و دانشگاهی ،قوانین و مقررات تحمیلی مانند کنوانسیون حقوقی و غیره صورت گرفت و باورسازی مورد نظر دشمن انجام پذیرفت و باور فرد با باور دشمن یکی شد و مانند دشمن فکر کرد در اینجاست که بدون انکه گلوله ای شلیک گردد یا کسی کشته شده باشد و سرزمینی با ابزارهای نظامی تسخیر گردیده باشد، دشمن اراده خود را تحمیل نموده است.اگر دقیق به این موضوع توجه گردد بهترین نوع تحمیل اراده بر حریف به شکل باورسازی صورت می گیرد وافراد بدون اینکه گلوله ای به طرفشان شلیک شده باشد به تصرف دشمن درمی ایند .منتهی کدام سرزمین به اشغال دشمن درامده؟ایا کشورشان اشغال شده؟خیر.فاصله 16 سانتیمتر بین دو گوششان یعنی مغز انها به اشغال درامده،هدف و منظور اصلی جنگ فرهنگی (جنگ نرم)این است.
7- فرهنگ culture
واژه بعدی در مساله ی جنگ فرهنگی مفهوم "فرهنگ" است.فرهنگ از دو واژه "فر"و پسوند "هنگ" از ریشه اوستایی ثنگ به معنی کشیدن و فرهختن تشکیل شده است.
کلمه فرهنگ مطابق کلمات ادوکات EDUCT و ادوره EDURE در زبان لاتین می باشد که به معنای کشیدن و تعلیم و تربیت است.همچنین کلمه فرهنگ در عربی فلاحت و در زبان انگلیسی culture نامیده می شود.مهمترین استنباط از فرهنگ ،توسط مفهوم عربی فلاحت به معنی کشاورزی اخذ می شود که در ان فرهنگ به معنی کشت و زرع باور در ذهن مخاطب است.
فرهنگ به چهار بخش کلی تقسیم می شود :
فرهنگ خواص (نخبگان فرهنگی یا فرهنگ ساز)
فرهنگ عوام (فرهنگ توده یا فرهنگ انبوه)
فرهنگ عمومی (که حاصل جمع فرهنگ عوام و خواص است یا قدر مشترک فرهنگ خواص و عوام است)
فرهنگشخصی یا فرهنگ خصوصی (که برایند سه لایه ی فرهنگی قبلی در زندگی شخصی است)
در نسبت شناسی فرهنگ و تمدنand civilizationculture نسبت فرهنگ با تمدن ،نسبت روح با جسم است.تمدن شناسان ،تمدن را عینیت و جسد فرهنگ می دانند . وقتی از جنگ فرهنگی یاد می شود در واقع می توان از جنگ تمدنی نیز نام برد.
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از صبح بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 9 September 2009   #19
پرنده ازاد
كاربر فوق بدليل ناديده گرفتن قوانين باشگاه با محدوديت نوشتاري مواجه است.
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2009
پاسخ‌ها: 3,390
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

يكي از راههاي مقابله در جنگ نرم . رسيدگي به وضعيت اشفته فضاي مجازي كشوره .
كه در وضعيت فعلي وجودش عقلايي نيست .

و مثل يك شمشير بر عليه خودمان عمل ميكنه /

اين فضا بايد محدود بشه . براي ورود بيگانگان .

يكي از راههاي ان هم وارد كردن فرهنگ بسيجي به اين ميدونه
پرنده ازاد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 9 September 2009   #20
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,184
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

فيس بوك،توييتر، زرسالاران صلیبی، جنگ نرم وسایبرنتیک...و یهودیان!
نقش فيس بوك و توييتر در جنگ رواني(سایبرنتیک) عليه ايران

شبكه‌هاي خبري مانند سي‌ان‌ان با اجراي سياست "اسب تروا "، مطالب جعلي خود را در پوشش افراد حقيقي بر روي سايت‌هاي ارتباطات اجتماعي از جمله توييتر منتشر و به ارتباط‌گيري با مخاطبان قبلي اقدام مي‌كنند. به گزارش فارس، در هفته‌هاي منتهي به انتخابات و جريان‌هاي بعدي، ايران شاهد هجمه تبليغي و جنگ رواني بود كه توسط سايت‌هاي ارتباطات اجتماعي مانند فيس بوك و تويتر صورت گرفت.
اين در حالي است كه عقبه طراحي كننده اين اقدامات كه در حوزه جنگ رواني سايبرنتيك قرار دارد، همچنان در حال پيگيري اهداف از پيش تعيين شده خود است. سايت هاي ارتباطات اجتماعي در ظاهر به منظور ايجاد فضايي براي حضور الكترونيكي افراد در جامعه چند صدايي غربي و بيان ديدگاه‌ها، پيدا كردن دوست، ارتباط با دوستان و فرستادن پيام‌هاي گروهي عمل مي كنند اما در باطن اغلب اين وبگاه‌ها در خدمت بنگاه هاي خبري و اطلاعاتي قرار داشته و با جمع آوري اطلاعات شخصي از افراد اقدام به پرونده سازي و بعضاً عضوگيري براي سازمان‌هاي جاسوسي و تروريستي غربي مي‌نمايند. هرچند عضويت در اين سايت‌ها مجاني است ولي هيچ چيزي واقعاً مجاني نيست و در ازاي استفاده مجاني از سرويس‌هاي الكترونيكي اين وبگاه‌ها، افراد بخش عمده اسرار زندگي خود را به راحتي در اختيار آنها قرار مي دهند. كاركرد ديگر اين وبگاه‌ها، خبر رساني از نوع شايعه است.
از آنجا كه خبر رساني از نوع شايعه و غوغا سالارانه اگر ابتدا از يك بنگاه خبري بزرگ صورت بگيرد، پس از معلوم شدن عدم صحت سبب تخريب شديد وجهه آن خبرگزاري مي شود، استفاده از شخصيت‌هاي حقيقي ساختگي بر روي اينگونه سايت‌ها تا حدود زيادي از هزينه شايعه پراكني براي بنگاه‌هاي پروپاگاندا مي كاهد. همچنين بسياري از شبكه‌هاي خبري همچون بي‌بي‌سي، سي‌ان‌ان، فاكس نيوز و العربيه با اجراي سياست "اسب تروا " و دوباره بسته بندي كردن ( Repackaging ) مطالب جعلي‌شان در پوشش افراد حقيقي بر روي سايت‌هاي ارتباطات اجتماعي اقدام به ارتباط گيري با مخاطبان قبلي خود مي كنند.
در هفته هاي اخير، به خصوص هفته بعد از انتخابات رياست جمهوري، سايت فيس بوك نقش اساسي در آموزش حملات مخرب به خصوص حملات اينترنتي داس ( DOS - Denial Of Service ) به سايت‌هاي ايراني به خصوص سايت‌هاي مخالف آمريكا را داشت. در همين زمان بنگاه‌هاي دروغ پراكني غربي به طور دائم اين ادعا را مطرح مي‌كردند كه دولت ايران اقدام به كند كردن و قطع اينترنت در داخل كشور نموده و اينگونه وانمود مي‌كردند كه حكومت جمهوري اسلامي در سدد ايجاد اختناق است. همچنين صفحات زيادي به اعلاميه‌هاي عناصر گروهك‌هاي اوپوزيسيون اختصاص يافته و تلاش شده بود كه مردگان سياسي را هر گونه كه هست زنده كرده و به ايشان شخصيت ببخشند.اين عمل سايت فيس بوك با سوت و كف كشورهاي غربي همراه بود، اين حركت ها در حالي است كه چند ماه قبل در جريان حملات ناجوانمردانه رژيم اشغالگر قدس به مردم مظلوم غزه همين سايت اقدام به خاموش كردن معدود صداهايي نمود كه تلاش در خبر رساني در مورد مظلوميت مردم فلسطين مي‌نمودند.
*توييتر در كنار فيس بوك
سايت ديگري كه در كنار فيس بوك در خدمت امپراطوري خبري دشمن فعاليت جدي را دنبال مي‌نمايد تويتر است. عملكرد تويتر به صورت يك وبلاگ خلاصه و شبيه به پيامك‌هاي اس‌ام‌اس بوده و در طول هفته‌هاي اخير به صورت جدي در اختيار سازمان‌هاي خارجي براي تهييج و هماهنگي با اعضا و هوادارانشان در داخل كشور براي تجمع و اغتشاش قرار گرفت. بدين ترتيب تويتر نقش بي‌سيم و شبكه ارتباطي نيروهاي اپوزيسيون را بازي مي‌كند بطوريكه در كنار حركت‌ اين سايت‌ها شاهد فشار دستگاه حكومتي آمريكا بر تويتر بوديم كه حتي تعميرات ماهيانه خود را انجام ندهد تا اينكه ارتباط آشوبگران لحظه‌اي قطع نشود.
اين علميات با همكاري و سرمايه گذاري كشورهاي غربي همراه بوده و با ايجاد و ارسال نرم افزارهاي فيلترشكن مانند Psiphon كه محصول دانشگاه تورانتو كانادا است، ديش‌هاي ارسال و دريافت ماهواره‌اي، دوربين‌هاي قلمي و مواردي ديگر حمايت شد. براي آگاهي بيشتر از نحوه عمل و دلايل پشت صحنه اين ماجرا لازم است اندكي به قبل بازگرديم و نگاهي به گردانندگان اين سايت‌ها، ارتباط ايشان با كابينه اوباما و سابقه خدماتشان به تشكيلات حاكم بر غرب بياندازيم.
*سايت فيس بوك و گردانندگان آن (یهودی دزدی که ادعای ایجاد این شبکه را دارد!)
مارك زوكربرگ ( Mark Zuckerberg )، متولد 1984 ميلادي در شهر نيويورك آمريكا مؤسس و گرداننده رسمي شركت فيس بوك است. بنا بر سايت ويكي پديا، اين يهودي‌زاده كه به گفته خود ملحد ( Atheist ) مي باشد، نسخه نرم‌افزاري فيس بوك را درسال 2004 ميلادي، در زمان تحصيل در دانشگاه هاروارد به نام خود ثبت نمود اما اين سايت در پايين توضيح مي‌دهد كه سه همكلاسي زوكربرگ از او شكايت كردند كه اودر واقع نرم‌افزار( ConnectU ) را از آنها ربوده و در نهايت پس ازسه سال تلاش در سال 2008 ميلادي با قرار دادگاه زوكربرگ مجبور به پرداخت غرامتي معادل 65 ميليون دلار به آنها شد.
فيس بوك در طول عمر نه چندان بلند خود شاهد چندين رسوايي بزرگ بوده كه شامل جريانات مربوط به مزاحمت‌هاي الكترونيكي ناشي از سرويس خوراك خبري ( News Feed ) در سال 2006 ميلادي و حفره‌هاي امنيتي ناشي از نرم‌افزار برج مراقبت فيس بوك ( Facebook Beacon ) در سال 2007 مي باشد.
در كنار اين رسوايي ها، معرفي سكوي فيس بوك ( Facebook Platform ) در سال 2007 ميلادي به عنوان پايه‌اي براي ساخت نرم‌افزارهاي جانبي سبب جذب تعداد زيادي برنامه نويس شد وتا به امروز بيش از چهارصد هزار برنامه نويس در دنيا حداقل يكبار براي سكوي فيس بوك اقدام به توليد برنامه جانبي نموده اند.

هر چند اينگونه به نظر مي‌رسد كه اين موفقيت بي ارتباط با كمك 240 ميليون دلاري مايكروسافت در سال 2007 به ازاي دريافت سهم ناچيز 1.6 درصد از سهام شركت فيس بوك نباشد. مايكروسافت همچنين متعهد شد كه به فروش تبليغات براي فيس بوك دست بزند. فيس بوك از سال 2007 به بعد شاهد تغييرات جدي شد و در سال 2008 به همراه سي‌ان‌ان و تويتر به عنوان بنگاه سخن پراكني نقش عمده‌اي در انتخابات رياست جمهوري آمريكا بازي كرد.
گزارش‌هاي نيويورك تايمز، ام‌اس ان‌بي‌سي، استارتريبون و بسياري از بنگاه‌هاي اطلاع رساني غربي حاكي از استفاده جدي اوباما و همراهانش از اين سايت‌هاي اينترنتي براي جذب و هدايت آراء مردم آمريكا بود و به طور جدي از طريق بانك اطلاعاتي تويتر براي ارتباط گيري با افراد بهره برداري شد.

*سايت توييتر و گردانندگان آن (به اسامی دقت کنید...!)
جك دورسي ( Jack Dorsey )، اسحاق استون (Isaac Stone) و اون ويليامز (Evan Williams) در سال 2006 ميلادي اقدام به راه اندازي شبكه تويتر نمودند.اين سرويس با سه هدف اصلي شروع به كاركرد:
1-ايجاد روش ارزان تر و آسان تري براي فرستادن پيامك به تعداد زيادي از افراد به منظور استفاده در تبليغات، ارتباطات اجتماعي و در كنار آن تشويق به استفاده بيشتر از سرويس پيامك و در نتيجه درآمدزايي براي شركت‌هاي ارتباطات.
2- استفاده از فرهنگ دنبال كردن ديوانه وار افراد معروف (Celebrity Obession) كه در كشورهاي غربي به صورت هدفمند تبليغ مي‌شود به منظور جلب توجه تبليغات چي‌هاي هاليودي.

3 - در راستاي فرهنگ عريانگري غربي كه در چند سال اخير موج جديد آن در ساختمان سازي هاي با پنجره‌هاي بلند و بدون پرده و مدهاي لباس جديد غربي روز به روز افزون مي‌شود، به منظور عادت دادن مردم به اينكه كارهاي خود را لحظه به لحظه گزارش داده و چيزهايي كه توسط ساير سايت‌هاي ارتباطات اجتماعي غير قابل اكتشاف بود بدين وسيله از مردم استخراج نموده و در اختيار سازمان‌هاي اطلاعاتي غربي قرار دهند.اين مطلب را تا حدودي خود دورسي در يك وِب كَست در30 سپتامبر 2007 در سايت يوتيوب اعتراف نمود و اذعان داشت: " برتري سايت ما بر ديگر سايت‌هاي ارتباط اجتماعي در اين است كه مردم تشويق مي‌شوند كارهاي معمولي خود را به هم اطلاع دهند، كاري كه به دليل ساختار ساير سايت‌ها، صورت نمي‌گيرد. به اين ترتيب شما مي‌توانيد لحظه به لحظه از يكديگر مطلع باشيد. "
در سال 2008 ميلادي تويتر به عنوان يك بخش مهم از تبليغات انتخاباتي اوباما در كنار سي‌ان‌ان و فيس بوك قرار گرفت و نقش اساسي در استفاده از رأي خاموش در به قدرت رساندن اوباما داشت. در ژانويه سال 2009 ميلادي تويتر به عنوان سريع ترين روش اطلاع رساني عرض اندام نمود و در حادثه سرنگوني يك فروند هواپيماي US Airways در رود هادسون نيويورك سرويس تويتر به عنوان منبع اصلي اطلاع رساني توسط رسانه‌هاي آمريكايي مورد استفاده قرار گرفت. منبع: رجانیوز،اواسط مرداد88
اما خود آمریکایی ها حواسشان جمع است، این خبر را بخوانید:
آمريكا: استفاده از فيس‌بوك و توييتر ممنوع است!؟
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري آمريكايي "آسوشيتدپرس "، نظاميان نيروي دريايي آمريكا كه در حال فعاليت در خارج از اين كشور هستند با استفاده از شبكه‌هاي اجتماعي نظير "فيس بوك " و "تويتر " با خانواده و دوستان خود ارتباط برقرار مي‌كنند اما طي دستور جديدي كه صادر شده استفاده از سايت‌هاي شبكه اجتماعي نظير فيس‌بوك و تويتر ممنوع اعلام شده است.

اين دستور جديد اعلام كرده كه طبيعت شبكه‌هاي اجتماعي باعث ايجاد حملات وسيع و سو‌ء استفاده‌هايي مي‌شود كه اطلاعات را براي دشمنان آشكار مي‌سازد و مسيري ساده براي خروج اطلاعات ايجاد مي‌كند. بر اساس اين دستور نظاميان نيروي دريايي آمريكا تنها مجاز به متصل شدن به شبكه مركزي نيروي دريايي آمريكا هستند.
تصميم اخير آمريكا در ممنوعيت استفاده از شبكه‌هاي اجتماعي انتقادهايي را نيز در پي داشته است. "اندي سرنوويتز " يكي از اساتيد مدرسه روزنامه‌نگاري "مديل " آمريكا طي گزارشي در پايگاه خبري آمريكايي "هافينگتون پست "نوشت: ممنوعيت استفاده از شبكه‌هاي اجتماعي باعث آسيب رساندن به روحيه نظاميان آمريكايي مي‌شود.
روزنامه آمريكايي "كريستين ساينس مانيتور " نيز در گزارشي درباره اين قانون جديد نوشت: اين قانون زياد كاربردي نخواهد داشت چون هر كسي با 99 دلار مي‌تواند "آي‌فون "[iPhone] داشته باشد و به اين ترتيب مي‌تواند به اينترنت دسترسي پيدا كند.
اين روزنامه آمريكايي در ادامه گزارش خود اضافه كرد: شبكه‌هاي اجتماعي ريسك امنيتي جديدي محسوب نمي‌شوند.كسي كه قصد داشته باشد اطلاعات حساس را از طريق شبكه‌هاي اجتماعي منتشر كند مي‌تواند اين اقدام را از طريق تلفن يا ايميل انجام دهد. وزارت خارجه آمريكا با عنوان ديپلماسي عمومي فعاليت گسترده‌اي براي ترويج استفاده از وب‌سايت‌هاي اجتماعي نظير توييتر و فيس‌بوك در كشورهاي مخالف آمريكا آغاز كرده است.منبع: رسانه از فارس18/5/88
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از صبح بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 9 September 2009   #21
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,184
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

اصلاح‌طلبان سکولار به مثابه «تهدید نرم»

سرفصل‌های متن کامل سخنرانی فضلی‌نژاد در دانشگاه تربیت معلم شامل «ماهیت جنگ گفتمان‌ها در ایران امروز»، «تعارض مبانی نظری محمد خاتمی با فلسفه حکومتی و تمدنی امام خمینی»، «تئوری جنگ نرم از فرانسیس فوکویاما»، «نسبت نظریه‌پردازان اصلاح‌طلب با تئوری ماسونی علم»، «تشابه نظریه حکومتی خاتمی با نظریه حکومت دموکراتیک دینی از سروش»، «فواحش به مثابه اسطوره‌های عصر مدرن» است.

به نام خدا

پیام فضلی‌نژاد در دانشگاه تربیت معلم از «تئوری ماسونی اصلاح‌طلبان» پرده برداشت

اصلاح‌طلبان سکولار به مثابه «تهدید نرم»

ایرنا: شاه کلید تئوری براندازی نرم
شبکه خبر دانشجو: امثال سروش، شبستری و آغاجری، کودتاچیان علیه گفتمان انقلاب اسلامی هستند

پژوهشگر موسسه کیهان در دانشگاه تربیت معلم گفت: «شاه کلید تئوری جنگ نرم ناظر به تحقق فروپاشی مکتب شیعه در ایران و کودتا علیه گفتمان انقلاب اسلامی است که کسانی چون محمد مجتهد شبستری، هاشم آغاجری و عبدالکریم سروش به دنبال تحقق آن بوده و هستند. استراتژیست‌های جنگ نرم در پنتاگون معتقد هستند که برای پیروزی بر یک ملت، باید میل و ذائقه آن ملت را تغییر داد و نظام ارزشی‌شان را نابود کرد.»

مکتوب حاضر، متن تحریر و تنقیح شده سخنرانی پیام فضلی‌نژاد، عضو مرکز پژوهش‌های موسسه کیهان و نویسنده پرفروش‌ترین کتاب سیاسی سال 1387 (شوالیه‌های ناتوی فرهنگی) در تاریخ 5 اسفند 1387 در دانشگاه تربیت معلم (کرج) است که توسط واحد تحلیل و بررسی بسیج دانشجویی تدوین گشته و به تائید سخنران رسیده است.

فضلی‌نژاد در این سخنرانی به ماهیت جنگ گفتمان‌ها در ایران امروز، تعارض مبانی نظری محمد خاتمی با فلسفه حکومتی و تمدنی امام خمینی، تئوری جنگ نرم از فرانسیس فوکویاما، نسبت نظریه‌پردازان اصلاح‌طلب با تئوری ماسونی علم، تشابه نظریه حکومتی خاتمی با نظریه حکومت دموکراتیک دینی از سروش، فواحش به مثابه اسطوره‌های عصر مدرن و... می‌پردازد.

در انتهای این متن، گزیده‌ای از متن سخنرانی فضلی‌نژاد در نخستین جلسه «تئوری ماسونی علم» برای آگاهی خوانندگان از لب لباب این نظریه می‌آید.

***
ایدئولوژی اصلاح‌طلبان به مثابه تهدید نرم
پیام فضلی‌نژاد در آغاز سخنان خود با تسلیت ایام رحلت پیامبر اعظم گفت: «اگر دعوت دانشجویان بسیجی و اشتیاق من به دیدار با آنان نبود، برای حضور در این جلسه عذرهای گوناگونی داشتم. تحریر کتاب جدید، اوقات بسیاری را از من ستانده است. از لطف برادران و خواهرانی که تا این وقت شب و علیرغم تاخیر یک ساعته ما در آمفی تئاتر حضور یافته‌اند و ماندند، بسیار سپاسگذارم. امیدوارم عذر اینجانب را به سبب این تاخیر ناخواسته که دلیل آن ترافیک سنگین اتوبان تهران- کرج بود، بپذیرید. به اجبار، باید بخش‌هایی از سخنانم را کوتاه کنم و به لب لباب بحث بپردازم.»

پژوهشگر موسسه کیهان اظهار داشت: «جنگ سرد امروز، یک جنگ گفتمانی است و نزاع پارادایم‌های فکری متفاوت با یکدیگر را در پی دارد. بخشی از این جنگ سرد، جنگ قرائت‌های گوناگون دینی از اسلام، از انقلاب اسلامی و حتی از مانیفست فکری امام خمینی است. امروز به قدرت رسیدن دوباره طایفه اصلاح‌طلبان ماسون‌زده در ایران می‌تواند مخاطراتی جدی را برای گفتمان انقلاب اسلامی ایران پدیدآورد. نه از آن حیث که ما به عنوان دلبستگان به مکتب امام خمینی دلبسته دولتی اصول‌گرا هستیم که در خط استراتژیک انقلاب اسلامی حرکت کند و موفق به تامین نیازهای اولی و ثانوی شهروندان گردد، بلکه از آن رو که می‌پنداریم یک کودتای ایدئولوژیک علیه گفتمان انقلاب جهانی اسلام در راه است که از مخزن معرفتی ماسون‌ها تغذیه می‌کند.»

نویسنده کتاب «شوالیه‌های ناتوی فرهنگی» افزود: «اقتدار سیاسی اصلاح‌طلبان ماسون‌زده، چه بسا که به تغییر جغرافیای گفتمانی انقلاب اسلامی بیانجامد و این مخاطره را باید به مثابه تهدیدی نرم تلقی کنیم. وقتی مقام معظم رهبری هفته گذشته در دیدار با مردم آذربایجان هشدار دادند که نکند نام جمهوری اسلامی بماند، اما ماهیت آن ذبح شود، ما نیز باید دلمشغول نرم‌افزار نظام باشیم. اما باید بدانیم که نرم افزار جمهوری اسلامی چگونه نغییر می‌کند و سازه‌های تهدید نرم علیه آن چیست؟»

فضلی‌نژاد از تئوری فرانسیس فوکویاما با عنوان «فروپاشی اسلام سیاسی» به عنوان یکی از تئوری‌های بالینی «تهدید نرم» یاد کرد و گفت: «فوکویاما که با موسسه پژوهشی پنتاگون به نام Rand در کسوت پژوهشگر ارشد کار می‌کند، سال 1365 و در کشاکش جنگ تحمیلی در کنفرانس بازشناسی هویت شیعه شرکت کرد. این کنفرانس را اسرائیلی‌ها در اورشلیم برگزار کردند که به کنفرانس اورشلیم نیز مشهور گشت. فوکویاما در این کنفرانس گفت که اولا، شیعه پرنده‌ای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیررس ما است؛ پرنده‌ای که دو بال دارد و آن را فناناپذیر می‌کند: یکی بال سبز تشیع که انتظار است و عدالت‌خواهی و این دو، ریشه در مهدویت شیعی و اعتقاد به ظهور منجی آخرالزمان دارد. دیگری بال سرخ تشیع است که شهادت‌پذیری است که شیعیان آن را از عاشورا، حسین و کربلا برگرفته‌اند.»

نویسنده روزنامه کیهان ادامه داد: «البته فوکویاما بی‌راه نمی‌گفت. آن حزن درونی، آن دلبستگی دمادم به اباعبدالله حسین، آن شور کربلا، همه این‌ها در کنار چشم‌اندازی آینده‌نگرانه که چشم به ظهور مهدی موعود دارد، ستونی از ستون‌های شیعه به شمار می‌رود. هم دینامیزم باشعوری است که در قلب اسلام تعبیه شده و هم حلقه وصل شور مسلمانان به یکدیگر است. فوکویاما می‌گفت که این دو ساحت خدشه‌ناپذیرند و تعرض به آنان ساده نیست.»

فضلی‌نژاد اظهار داشت: «فوکویاما در قامت استراتژیست جنگ‌های نرم پنتاگون معتقد بود که شیعه غیر از این دو بال، بعد سومی هم دارد و آن، ولایت فقیه است. شیعه، زرهی به نام ولایت‌پذیری بر تن کرده و قدرتش با شهادت، فزونی می‌گیرد. همان جمله حضرت امام خمینی را در پیام ایشان به مناسبت شهادت استاد مطهری را فوکویاما نیز در کنفرانس اورشلیم تکرار می‌کرد و می‌گفت شیعه مکتبی است که هر چه او را از بین می‌برند، گسترده‌تر و زنده‌تر می‌شود. پیشنهاد مشخص او مبارزه با ولایت فقیه بود و خیال می‌کرد که اگر به ساحت ولایت تعرض گردد، مخدوش ساختن دو بال سرخ و سبز شیعه نیز آسان خواهد شد.»

شاه کلید تئوری جنگ نرم از فوکویاما
عضو مرکز پژوهش‌های موسسه کیهان گفت: «شاه کلید تئوری جنگ نرم فوکویاما که مهندسی معکوس لقب گرفت، ناظر به تحقق فروپاشی ایدئولوژیک شیعه در ایران و تغییر گفتمان غالب انقلاب بود. او معتقد بود که برای پیروزی بر یک ملت، باید میل و ذائقه آن ملت را تغییر داد و نظام ارزشی‌شان را نابود کرد. گفت که ابتدا به ولایت فقیه تعرض کنید، سپس شهادت‌طلبی ایرانیان را بدل به رفاه‌طلبی کنید و اگر این دو فرآیند تحقق یافت، خود به خود اندیشه‌های امام زمانی و عدالت‌طلبانه از جامعه ایران رخت می‌بندد.»

فضلی‌نژاد ادامه داد: «بنابراین از سال 1365 صورتبندی پروژه تهدید نرم توسط پنتاگون در کنفرانس اورشلیم در اسرائیل انجام گرفت. البته، تاریخ شروع این پروژه به سالیان آغازین انقلاب اسلامی بازمی‌گردد، اما کنفرانس اورشلیم یکی از تلاش‌های منسجم و مشخص در این باب است. در این کنفراس، هراس غربیان از ادامه جنگ تحمیلی با ایران نیز مشهود است. فوکویاما می‌پنداشت که حتی با امتیاز دادن به ایران باید جنگ سخت‌افزاری با ایران پایان گیرد، چرا که احتمال دارد ایرانیان پس از فتح فاو، چه بسا کربلا را بگیرند و سپس راهی قدس شوند. بنابراین، او قائل به جنگ نرم بود و بعدها هم نشان داد که در این وادی برای روشنفکران ایرانی، چون عبدالکریم سروش، نقش ویژه‌ای قائل است.»

ترویج تئوری ماسونی توسعه
نویسنده کتاب «شوالیه‌های ناتوی فرهنگی» با اشاره به تعارض بنیادین تئوری توسعه آقای محمد خاتمی با مکتب فکری امام خمینی گفت: «به زعم من، اصلاح‌طلبان سکولار را باید یک تهدید نرم علیه فلسفه انقلاب اسلامی تلقی کرد و نباید از صبغه سزاوارتر تهدید نرم که همان براندازی فلسفی است، غافل ماند. از این رو به نکاتی در باب آراء آقای سید محمد خاتمی می‌پردازم با ذکر این نکته که بحث من یک نقد فکری است و نه صرفا یک منازعه سیاسی. من مدعای ماسون بودن و جاسوس بودن هیج یک از اصلاح‌طلبان، غیر از عبدالکریم سروش و حسین بشیریه را ندارم، بلکه آنان را ماسون‌زده می‌دانم، چیزی مانند غرب‌زده یا به قول مرحوم جلال آل احمد وبا زده.»

وی افزود: «حضرت امام در ضمیمه وصیت‌نامه خود نوشتند که میزان حال فعلی افراد است، نه آن تعاریفی که من در قید حیاتم از آنان کرده‌ام. از این رو، با ملاکی که حضرت امام فرموده‌اند، نقد آقای خاتمی را لازم می ‌دانم. اردیبهشت 1370، خاتمی هنگامی که بر صندلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تکیه زده بود، در ‏انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران، سخنانی گفت که تنها ناقدان ‏زیرک از عهده بازشکافی جوهر آن برآمدند. او بحث را با انتقاد از جمهوری اسلامی آغاز کرده بود ‏و به قیاس شالوده های نظام اسلامی با سیستم فلسفی و نظم اجتماعی غرب پرداخت. لب و لباب کلام آقای ‏خاتمی این بود که غرب پس از طی پروسه ای طبیعی، «خود را با واقعیت محک زده» و «مبانی ‏نظام امروز بر آزادی است.» او با مقدمات تئوریکی که طرح می کند، نتیجه می گیرد که دنیای نظر ‏و عمل غرب، دنیایی واقعی است و آزادی محور که با طبع بشر سازگار است، اما دنیای اسلام، ‏قرن ها از صحنه زندگی دور بوده است و گرفتار خلاء تئوریک. خاتمی فقه مصطلح اسلام را نظامی ‏ناقص می داند که پاسخگوی نیازهای بشر نیست و باید تحول یابد و متناسب با نیازهای بشر گردد. ‏پایان سخنان وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی ختم به این گفتار شد که فرهنگ اسلام غنی نمی گردد، مگر آنکه در ‏دهکده جهانی در تعامل با تمدن امروز غرب قرار گیرد.‏ این سخنان، چنان حساسیت برانگیز نبود، اما هنگامی که شهید سید مرتضی آوینی، در نوشتاری، ‏لایه های فلسفی آن را به نقد کشید، تباین پندارهای محمد خاتمی، با تفاسیر امام خمینی از ‏تمدن شیطانی غرب، آشکار شد.»

‏فضلی نژاد اظهار داشت: «روزنامه سلام، 30 اردیبهشت 1375، در صفحه 1‏‏ و 2 به نقل از آقای خاتمی نوشت: به جرات می توان گفت در زندگی قومی که عزم تعالی و پویایی کرده است، هیچ تحول ‏کارسازی پدید نخواهد آمد، مگر آنکه از متن تمدن غرب بگذرد و شرط دگرگونی اساسی، اشنایی با ‏تمدن غرب و لمس روح آن، یعنی تجدد است. کسانی که با این روح آشنا نیستند، هرگز به پدید ‏آوردن دگرگونی سودمند در زندگی خود، توانا نیستند. سوگمندانه اقوامی نظیر ما، هنوز از آن ‏آشنایی محروم هستیم.»

وی ادامه داد: «اما در برابر دیدگاه رئیس جمهور سابق ایران که می گوید راه «تعالی»، «پویایی» و «تحول ‏کارساز» از متن تمدن غرب می گذرد و کسانی که «روح تجدد» را لمس نکنند، «هرگز» توانا به ‏پدید آوردن «دگرگونی سودمند» نیستند، امام خمینی ، حکیمانه و جاودانه، توحش نهفته در این ‏تجدد خواهی را توصیف کرده اند و خط بطلان بر چنین اندیشه هایی کشیده اند:. از امام خمینی در جلد 8 از صحیفه نور صفحه 80 نقل شده است که شما خیال نکنید که غرب خبری هست، در آنجا خبری نیست. ما نمی گوییم که آن ها کارخانجات ‏ندارند، آن‌ها درست کردند همه این‌ها را، اما اساس انسانیت آنجا نیست... این غرب است که دارد ‏اساس اخلاق انسانی را از بین می برد، این غرب است که دارد شخصیت انسان را از بین می برد و ‏ما خیال می کنیم که غرب همه چیز دارد... غرب به انسان کاری ندارد. غرب به طیاره کار دارد و ‏به این طور چیزها، انسان را رو به تباهی دارد می برد. انسان را وحشی بار می آورد، یعنی ‏آدمکش.»

فضلی نژاد گفت: ‏«در همان مصاحبه در روزنامه سلام، آقای خاتمی می‌گوید: توسعه به معنای امروزش، میوه یا شاخ و برگ تمدن جدید است. اگر آن تمدن آمده، توسعه هم ‏خواهد آمد و به این معنا، سخن کسانی که می گویند ابتدا باید خرد غربی را پذیرفت، تا توسعه بیاید، ‏سخن بیراهی نیست و این سخن را کامل کنم که علاوه بر خرد و بینش غربی، باید منش غربی ‏متناسب با این بینش را نیز پذیرفت. محمد خاتمی، از هنگامی که داعیه دار رهبری روشنفکران دینی شد، از خرد امام خمینی ‏‏ گذر کرد و برای لمس روح تجدد، نه تنها به خرد غربی پناه برد، بلکه شرط «توسعه» و ‏دگرگونی را پذیرفتن «منش غرب» دانست. بی شک، می دانید که در نگاه امام، نتیجه این خرد و ‏منش که تمدن غرب را می سازد، چه بوده است.»
‏پژوهشگر موسسه کیهان با خواندن فراز دیگری از سخنان حضرت امام گفت: «حضرت امام در باب تمدن غرب فرموده‌اند که تمدن نیست، رو به توحش دارد می رود، یعنی دارد می سازد یک ‏مردمی را که بریزند به جان هم و با چنگ و دندانشان، هم را پاره کنند. بر خلاف تمدن که مکتب ‏های الهی می خواهند انسان درست کنند.»

وی اذعان کرد: «تئوری توسعه آقای خاتمی، آیا جز تسلیم محض در برابر غرب است؟ و یادآور سخنان تقی‌زاده که می‌گفت باید سراپا غربی شویم. خاتمی هم می‌گوید هم خرد غربی را باید پذیرفت، هم بینش غربی را و هم منش غربی را. چه نسبتی میان این تئوری توسعه با نظریه تمدن‌شناسانه حضرت امام در باب غرب می‌توان یافت؟»

بازتولید «تئوری ماسونی علم» توسط اصلاح‌طلبان
فضلی‌نژاد گفت: «امروزه ما با بازتولید یک گفتمان ماسونی در ایران روبرو هستیم که از تئوری ماسونی علم تغذیه می‌کند و نقشه تغییر جغرافیای گفتمانی انقلاب اسلامی را تعقیب می‌نمود. پایه‌های تئوری ماسونی علم شامل اومانیسم (انسان‌مداری)، جهان وطنی (ظهور شهروندان جهانی مدرن)، آزادی لیبرالیستی، رفرم مذهبی (با تایکد بر پروتستانتیسم مسیحی)، پلورالیسم (تفسیر متعدد از دین و نسبیت‌اندیشی)، روحانیت‌ستیزی، خردگرایی پوزیتویستی (علم‌زدگی و حس‌گرایی) است. همه این‌ها، شالوده یک فکر ماسونی است که ریشه آن به قرن 18 میلادی می‌رسد و در قرن 20 و هنگام جنگ، از سوی سرد بلوک غرب بازسازی شد. چنانکه می‌دانید، در باب تاریخچه تئوری ماسونی علم از قرن 18 میلادی تا زمانه حاضر، حداقل در دو جا سخن گفته‌ام و از تکرار آن پرهیز دارم. زمان جلسه نیز، این بازخوانی مکرر را اقتضاء نمی‌کند. نخستین بار، روز 16 آذر 1387 در دانشگاه شاهد این تاریخچه را شرح دادم و نسبت اصلا‌ح‌طلبان و عده‌ای از روشنفکران دینی با این تئوری را گفتم و دومین بار، 25 آذرماه 1387 در جلسه نخست این سلسله سخنرانی‌ها در دانشگاه فردوسی مشهد به ایضاح این مفهوم پرداختم.»

پژوهشگر موسسه کیهان اذعان کرد: «روشنفکری دینی در ایران که پرچم‌دار آن عبدالکریم سروش است، همین گفتمان ماسونی را از نیمه دهه شصت کپی کرد و به عنوان سازهای بنیادین فکر اصلاح‌طلبی مطرح نمود. خصوصا، بازتولید این گفتمان در حلقه ماهنامه کیهان فرهنگی که تحت نظارت عالی آقای سید محمد خاتمی به عنوان سرپرست موسسه کیهان قرار داشت، شدت گرفت و پس از جنگ در دهه 1370 در ماهنامه کیان به اوج خود رسید.»

فضلی‌نژاد افزود: «سخن ما این است که طایفه موسوم به روشنفکران دینی از مخزن نظری ماسون‌ها تغذیه می‌کنند و همین روشنفکران، سازه‌های نظری اندیشه اصلاح‌طلبی در ایران را ساختند و پرداختند. من متاسفم که این را می‌گویم، اما نمی‌توانم کارگاه مغز خودم را تعطیل کنم و چشمم را به روی حقیقت ببندم. متاسفم، اما این واقعیتی است که مبانی فکری طایفه اصلاح‌طلبان ایران، طایفه اصلاح‌طلبان رادیکال، طایفه آنان که به شالوده‌های پلورالیزم، سکولاریسم، رفرم مذهبی و... اعتقاد دارند، اینان مبانی فکری ماسونی را وام گرفته‌اند و در خوش‌بینانه‌ترین وضع، ماسون‌زدگانی بیش نیستند.»

وی ادامه داد: «کلید پروژه فروپاشی ایدئولوژیک ناظر به تغییر ذائقه و میل مردم است و گفتمان اصلاحات نیز همین نتیجه را به دست می‌دهد. این را می‌دانیم که گفتمان اصلاح‌طلبی با نسبی گرایی و ایدئولوژی‌زدایی آغاز شد. گفتند فهم ما از شریعت نسبی است و هیچ تلقی واحدی از اسلام وجود ندارد و بنابراین حکومت هیچ قرائت واحدی از اسلام، نه ممکن است و نه مطلوب. نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت از سوش همین معنا را تبلیغ می‌کرد که حکومت باید پلورالیزم دینی را بپذیرد، پس نباید نماینده هیچ قرائتی از دین باشد. ایدئولوژی‌زادیی از اینجا آغاز شد و به روحانیت ستیزی کشید. گفتند، عصر امروز عصر حکومت روشنفکران است، چون روحانیت دنیای مدرن را نمی‌شناسد و باید خود را برابر با اقتضادات جامعه مدرن بازسازی کند و روشنفکر شود.»

پژوهشگر موسسه کیهان با اشاره به اینکه رفرم مذهبی که خاستگاه ماسونی دارد در ایران نیز شالوده فکری اصلاح‌طلبان رادیکال است، گفت: «از سال 1371 غربی‌ها گفتند که سروش و خاتمی پرچم رفرم دینی در ایران را برداشته‌اند و بهروز خلیق از اعضاء سابق چریک‌های فدایی خلق در نشریه کار، ارگان سازمان تروریستی فدائیان خلق، نوشت که تحولاتی که با آراء سروش و... رخ می‌دهد، ما را به وقوع یک انقلاب آرام در ایران از جنس تحولات اروپای شرقی امیدوار می‌سازد. روزنامه واشنگتن پست از سروش به عنوان مارتین لوتر اسلام یاد کرد و برخی هم متاسفانه آقای خاتمی را به این لقب خواندند. آقایان دم از مدرن شدن دین می‌زدند و برای این مدرنیزاسیون طرح اجتهاد در اصول دین را ریختند. سروش نوشت که جهان، جهان اصول تازه است. اقسام حقوق جدید را به عنوان اصلاح‌طلبی طرح کردند که تکان دهنده بود.»



چرا اصلاح‌طلبان، ارتداد را یک حق می‌دانند؟!
فضلی‌نژاد با تاکید بر اینکه متاسفانه آقای خاتمی مرزبندی مشخصی میان خود و روشنفکران دینی ندارد، بلکه همواره با آنان تعامل داشته است، اظهار داشت: «حقوقی که روشنفکران دینی به نام اصلاح‌طلبی طرح کردند، از حق ارتداد شروع می‌شد. زیربنای این فکر لیبرالیستی بود، چون لیبرالیست‌ها ارزشی برای عقیده و فکر قائل نیستند. می‌گویند مهم نیست که انسان چه عقیده‌ای داشته باشد، بلکه سود و لذت فقط اصالت دارد. به ما چه که شهروندان چی فکر می‌کنند، ملحد هستند یا مومن. ما که در مقام حاکمیت مسئول هدایت مردم نیستیم. ما فقط باید شرایط رفاه آنان را پدید آوریم، اگر خواسته‌های آنان دینی بود و مطالبات دینی داشتند ما پاسخ می‌دهیم. زیربنای فلسفی اصلا‌طلبان نیز همین است. عقیده برای آنان کشک است. پس چون کشک است، برای آنان مهم نیست که آدمیان چه عقیده‌ای دارند و از این رو، ارتداد معنایی ندارد. شهادت در راه عقیده معنایی ندارد. ایثار، ارزشی ندارد. مکتب و ایدئولوژی را هم بدین سان، بی‌اهمیت می‌دانند. برای آنان فقط جان مهم است و تقدم جان بر عقیده را محترم می‌دانند و در عاشورای سال 1378 آقای خاتمی همین را گفت. گفت که جان انسان بر عقیده او تقدم دارد و سال 1386 نیز در گفتگو با روزنامه ال پائیس گفت که حکومت اسلامی باید شرایط همزیستی آدمیان با هر عقیده‌ای را فراهم نماید و خود حکومت، مبلغ قرائتی از دین نباشد. برای اینان، همه چیز آدمی در جان او خلاصه می شود و کوششان، رضایت جان است، نه رضایت خدا. همه استدلال‌های عالم وجود را برای اینکه اثبات کنند انسان از همه چیز برتر است، به کار می‌گیرند. مثلا سروش گفت وقتی جان دادن در راه عقیده ارزان شد، جان ستاندن هم ارزان می‌شود و این یک جنایت است. سوالم این پ است که من باید چه کار کنم که بسیاری از مورخان علم می‌گویند تئوری تقدم جان بر عقیده یک تئوری ماسونی است؟!»
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از صبح بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 9 September 2009   #22
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,184
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

وی در بخشی دیگر از سخنان خود افزود: «گفتمان ماسونی اصلاح‌طلبان، بخواهیم یا نخواهیم، تهدیدی نرم علیه گفتمان اصیل انقلاب اسلامی است. همان گفتمانی است که مطلوب استراتژیست‌های جنگ نرم پنتاگون مانند فوکویاما به شمار می‌رود، چون به تغییر ذائقه و میل مردم می‌انجامد. این گفتمان شهادت‌طلبی برای عقیده‌ای حق را جنایت می‌داند و تنها قائل به اصالت سود و اصالت لذت است. یک مشت حرفهای ماسون‌هایی چون جان لاک را در باب جامعه مدنی خاک‌برداری می‌کنند و به اسم خودشان طرح می‌کنند.آقایان ظاهرا این جوانان بسیجی را بی‌سواد فرض کرده‌اند. من بحث سیاسی نمی‌کنم. نقد جریان‌شناختی کار من است. تک تک سخنان رهبران و رییس دولت اصلاحات را در باب تئوری‌های سیاسی با تئوری‌های سیاسی نظریه‌پردازان مدرن برابرگذاری کرده‌ام.»

فواحش، اسطوره‌های عصر مدرن
فضلی‌نژاد در بخشی دیگر از این سخنرانی به فرآیند اسطوره‌سازی غرب برای جوانان پرداخت و اظهار داشت: «گفتند که جامعه مدنی، جامعه‌ای رها از ساحت اسطوره است و باید اسطوره‌ها، قهرمانان و اسوه‌های دینی را فراموش کرد. عبدالکریم سروش گفت که قهرمان کردن حسین جنایتی بزرگ است. در عصر اصلاحات، اسوه‌ها و قهرمانان دینی را از جامعه زدودند و به جای آن اسطوره‌های مدرن را گذاشتند. نشریات وابسته به اصلاح‌طلبان به تبلیغ اصناف بازیگران و انواع هنرپیشه‌های غربی روی آوردند و ناگهان، مبلغ بیمه اندام تحتانی جنیفر لوپز در صدر اخبارشان قرار می‌گرفت. می‌خواستند مشتی بازیگر فاسق و فاسد غربی، قهرمان جوان ایرانی گردد و زندگی و تیپ موجوداتی چون نیکول کیدمن، تام کروز، جوی فاستر، مایکل جکسن و... الگوی جوانان شود. این یعنی فروپاشی ایدئولوژیک، یعنی تغییر نظام ارزشی. به جای اینکه ما در اوصاف و ساحات قدسی اسوه‌های دینی نظر کنیم، کار جوان می‌شود نظر کردن در قیمت و حق بیمه اندام فلان خواننده زن خارجی. این است که به تدریج خلق و خوی جوان تغییر می‌کند. حسن و قبح در ذهن او دگرگون می‌شود.»

حاشیه‌های مراسم
- تهدیدات مکرر دانشجویان افراطی عضو تشکل غیرقانونی تحکیم وحدت برای برهم زدن جلسه سخنرانی فضلی‌نژاد و ضرب و شتم وی، سبب شد تا ماموران حراست دانشگاه و بسیج دانشجویی تمهیدات ویژه‌ای را برای امنیت این جلسه اتخاذ کنند.
- پس از پایان سخنرانی فضلی‌نژاد بیش از هفتاد سوال به مجری جلسه رسید که وقت جلسه اجازه پاسخ به این سوالات را نداد. فضلی‌نژاد قول داد که به تدریج در سایت شخصی خود (www.Elaw.ir) به این سوالات پاسخ گوید.
- یکی از دانشجویان پسر که مسن‌تر از دیگر دانشجویان به نظر می‌رسید، با ذکر سوابق مخدوش و پر از غلطی از فعالیت‌های پژوهشگر موسسه کیهان، خطاب به فضلی‌نژاد گفت که من می‌دانم که ایشان حتی یک کتاب از جان لاک هم نخوانده و شروع به توهین به فضلی‌نژاد کرد که دانشجویان با تذکر به وی و مجری جلسه، خواهان قطع سخنان این دانشجوی فحاش شدند.
- چند تن از دانشجویان که موفق به ضرب و شتم فضلی‌نژاد در میانه مراسم نشدند، پس از مراسم کوشیدند به وی نزدیک شوند، اما حراست دانشگاه تربیت معلم کرج به سرعت سخنران را به دفتر بسیج دانشجویی برد و در حالی که آشوبگران به بهانه طرح سوال از فضلی‌نژاد باز هم خواهان ورورد به این دفتر بودند، مسئولان بسیج تنها به اعضاء این تشکل اجازه دادند تا سوال‌های خود را با وی در میان بگذارند.

نشست صمیمانه با اعضاء بسیج دانشجویی
پس از پایان جلسه، پیام فضلی‌نژاد به همراه سید حسین علوی در ساعت 23.30 شب در دفتر بسیج دانشجویی دانشگاه تربیت معلم حاضر شد و بیش از یک‌ساعت به گفتگو با 30 نفر از دانشجویان فعال در این تشکل پرداخت. در این جلسه، عده‌ای از اعضاء درباره اطلاعاتی که سایت‌های خارجی مانند «ویکی پدیا» درباره زندگی و فعالیت‌های فضلی‌نژاد منتشر کرده‌اند، پرسیدند و پژوهشگر موسسه کیهان به تشریح زندگی خود و خانواده‌اش پرداخت و دلایل جدایی خود را از سال 1381 از اردوگاه اصلاح‌طلبان مشروحا شرح داد.
- پژوهشگر موسسه کیهان و سردبیر تفسیر خبر خبرگزاری ایرنا پیش از خروج از دانشگاه در ساعت 1 نیمه شب ضمن تشکر ویژه از همه اعضاء بسیج این دانشگاه، با حضور در دفتر ماموران حراست دانشگاه تربیت معلم کرج از آنان نیز به سبب زحمات فعالیت‌هایشان برای حفظ امنیت این جلسه سپاسگذاری کردند.

ناکامی توطئه به آشوب کشیدن جلسه سخنرانی
با هوشیاری بسیج دانشجویی دانشگاه تربیت معلم کرج، توطئه بر هم زدن جلسه سخنرانی پیام فضلی‌نژاد (پژوهشگر روزنامه کیهان) و سید حسین علوی (از سردبیران خبرگزاری ایرنا) توسط طیف رادیکال «دفتر تحکیم وحدت» در این دانشگاه ناکام ماند.

این واقعه در حالی در شامگاه دوشنبه، 5 اسفند 1387 رخ داد که پیام فضلی‌نژاد و سید حسین علوی (از سردبیران خبرگزاری ایرنا) برای شرکت در دومین جلسه سخنرانی‌ «تئوی ماسونی علم» از ساعت 9 شب در آمفی تئاتر مرکزی دانشگاه تربیت معلم کرج به سر می‌بردند و بیش از 450 نفر از دانشجوی بسیجی در این نشست شرکت کردند.

پس از سخنرانی فضلی‌نژاد که از ساعت 9 تا 10 شب به طول انجامید، وی در حد فاصل ایراد سخنرانی سید حسین علوی و برگزاری جلسه پرسش و پاسخ، آمفی تئاتر را به سوی دفتر بسیج دانشجویی ترک کرد و هنگام بازگشت به جلسه در ساعت 10.30 شب، جمعی از دانشجویان آشوبگر مانند «فاروق معروفی» با تجمع در بیرون آمفی تئاتر، قصد ضرب و شتم وی را داشتند، اما با حلقه‌ای از دانشجویان بسیجی که در کنار فضلی نژاد بودند، مانع بروز هرگونه تشنج و آشوبی شدند. در پی هوشیاری، اقدامات تامینی و پیشگیرانه حراست دانشگاه و بسیج دانشجویی تربیت معلم برنامه آشوبگران خنثی شد و پس از آن، دانشجویان افراطی در هنگام برگزاری جلسه پرسش و پاسخ با ایراد فحاشی و ناسزا به ترور شخصیت پژوهشگر موسسه کیهان پرداختند.

پیش از برگزاری این نشست، اخبار واصله به مسولان برگزاری جلسه سخنرانی مشترک فضلی‌نژاد و علوی حاکی از آن بود که طیف غیرقانونی تحکیم وحدت برنامه گسترده‌ای را برای به آشوب کشیدن دانشگاه و ترور شخصیت سخنرانان تدارک دیده‌اند. این طیف دانشجویان که آذرماه امسال، در جلسه «تئوری ماسونی علم» در دانشگاه فردوسی مشهد موفق به برهم زدن برنامه نشدند و فقط به گفتن ناسزا به فضلی‌نژاد پرداختند، تصمیم گرفتند تا این جلسه آنان در دانشگاه تربیت معلم را برهم زنند. با این حال، سخنرانان از ساعت 9 تا 11 به ایراد سخنرانی و پاسخ به پرسش‌های دانشجویان پرداختند و سپس با حضور در دفتر بسیج دانشجویی به مدت 1 ساعت در جمع صمیمانه دانشجویان بسیجی حاضر شدند.

لب لباب «تئوری ماسونی علم» به روایت پیام فضلی‌نژاد

متن زیر، گزیده‌ای از سخنرانی پژوهشگر موسسه کیهان در روز 16 آذر 1387 در دانشگاه شاهد است که برای اطلاع خوانندگان از ریشته‌های «تئوری ماسونی علم» منتشر می‌شود. این سخنرانی پیش از این توسط خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران منتشر شده است.

پیام فضلی نژاد گفت: «تئوری ماسونی علم در عرصه سیاست با تفکیک مشروعیت کلامی و شرعی از مشروعیت سیاسی آغاز می شود و فقط به امکان حاکمیت با سوءاستفاده از آراء جمهور مردم می‌اندیشد و به فلسفه حاکمیت در ابعاد الهی و اخلاقی آن کاری ندارد. این تنها تکنیک کسب قدرت است که حاضر است برای جمع کردن آراء مردم پایش را روی فلسفه الهی و فلسفه اخلاق بگذارد و از روی آن بپرد. این همان ارتجاعی است که رهبری معظم انقلاب نام آن را ارتجاع روشنفکری نهادند؛ ارتجاعی که راه به قرن هفدهم میلادی و لژهای فراماسونری می‌برد. تفکیک مشروعیت دینی حکومت از مشروعیت سیاسی و مردمی، در دو انقلاب فرانسه و آمریکا رقم خورد. بی راه نیست که در امتداد نظریه بافی های آقای خاتمی، آقای سعید حجاریان هم می‌گوید ما باید به اهدافی که انقلاب فرانسه رسید، برسیم.»

عضو مرکز پژوهش‌های موسسه کیهان اظهار داشت: «این تئوری‌ها پس از قرن هفدهم میلادی از درون لژهای فراماسونری بیرون آمد. اعضاء انجمن سلطنتی لندن برای ترویج دانش طبیعی و سپس اصحاب دایره المعارف فرانسه، تئوری ماسونی علم را ساختند و پرداختند و فیلسوفانی و مشاهیری چون ژان ژاک روسو، مونتسکیو، ولتر، دنی دیدرو، بنجامین فرانکلین، جان لاک (پدر جامعه مدنی در غرب) و... نیز زیر چتر تشکیلات جهانی فراماسونری به تولید نظریه پرداختند. مورخانی چون ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن و نیز مازیلیش در کتاب سنت روشنفکری در غرب به این فرآیند اشارات دقیقی کرده اند.»

انقلاب فرانسه، انقلاب ماسون‌ها بود
پژوهشگر موسسه کیهان با طرح این سوال که «آیا فراماسون ها از پدیدآورندگان انقلاب فرانسه بودند؟» اذعان کرد: «چرا این سوال را طرح می کنم؟ چون امروز نظریه پردازان اصلاح طلب مانند آقای سعید حجاریان می گویند تنها معیار و ملاک موفقیت انقلاب اسلامی ایران آن است که ببینیم آیا انقلاب اسلامی به نتایجی که انقلاب فرانسه گرفت، رسیده است. ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن، می گوید در هنگامه انقلاب فرانسه، 629 لژ ماسونی تنها در پایتخت آن کشور وجود داشت که هر لژ از 50 تا 100 عضو تشکیل شده بود. دورانت این لژها را نیروی اصلی و محرک انقلاب فرانسه می داند که همه مجاری انقلاب را کنترل کردند و نظام مطلوبشان را مستقر ساختند. فرونوفسکی و بروک مازلیش در کوشش برای یافتن نیروی اصلی انقلاب فرانسه و تحولات بعدی آن کشور، رای ویل دورانت را تائید کرده اند.»

ریشه‎های ماسونی انقلاب آمریکا
فضلی نژاد افزود: «بنابراین، اینکه اصلاح‌طلبان دل در گرو ریشه و نتیجه انقلاب فرانسه دارند، خود حکایت از این می کند که ذهن آنان ماسون‌زده است. از دیگر سو، مثلا کسانی چون آقای سید محمد خاتمی، رییس جمهور سابق کشورمان در سال 1379 گفتند که انقلاب آمریکا و انقلاب ایران ریشه‌ها مشترکی داشتند. من می‌خواهم ریشه انقلاب آمریکا را به روایت مازلیش که مورد وثوق نظریه‌پردازان اصلاح طلب از حیث اعتبار علمی است، بیان کنم. او می‌گوید انقلاب آمریکا با نام بنجامین فرانکلین، مغز متفکر فراماسونری گره خورده است. فرانکلین کسی است که از سوی مورخان غرب به تنهایی مظهر انسان سده هجدهم نام گرفته است. او یک ماسون آمریکایی است که در لژ بزرگ پنسیلوانیا که از سال 1728 در مقام نخستین کانون بزرگ فراماسونری در ایالات متحده قرار دارد، به جمع ماسون های عصر خود پیوست و در بیست و هشت سالگی استاد بزرگ این لژ شد. مورخان تاریخ روشنفکری جهان، مانند جیکوب برونوفسکی، نفوذ وسیع و نقش رهبری او در تشکیلات جهانی فراماسونری را عاملی موثر بر انسجام توده مردم در انقلاب آمریکا می دانند و در انگلستان فرانکلین را نماد انقلاب آمریکا می شناختند. از یاد نبرید که این نماد ماسونی، بزرگترین خائن به حقوق الهی در ایالات متحده است. وقتی تامس جفرسون در نخستین پیش نویس اعلامیه استقلال آمریکا، عبارت «حقوق مقدس و سلب ناشدنی» را به کار برد، فرانکلین آن عبارات را حذف و واژه بدیهی را جایگزین کرد. واژه ای که اکنون هم در متن اعلامیه جا دارد و منشاء حقوق سکولار است.»

فلسفه روشنگری، دستاورد ماسون‌ها
نویسنده کتاب «شوالیه‌های ناتوی فرهنگی» در ادامه گفت: «مورخان غرب اجماع دارند که ریشه های دو انقلاب فرانسه و آمریکا، ماسونی است. در طی این قرون تمدن سکولار غرب و جهان بی روح مدرنیته، از دل فلسفه ماسونی و شالوده باطنی‌گری عبرانی، یعنی کتاب کابالا، پدید آمد. الهیات این فرقه بود که اومانیسم و سکولاریسم را ساخت و فلسفه روشنگری را نیز پرداخت. از دیگر سو، این میراث ماسون ها در هنگام جنگ سرد به کمک بلوک غرب و نظام سرمایه داری آمد. من در سخنرانی‌ام در همایش ملی ناتوی فرهنگی در دانشگاه ملایر به تفضیل توضیح دادم که چگونه در عصر جنگ سرد فیلسوفان و علمای اجتماعی اروپا و آمریکا در خدمت سازمان جاسوسی و کلوب‌های سری درآمدند و امروز هم (16 آذر 1387) در روزنامه کیهان پرده از نفوذ فیلسوفان و علمای جاسوس غرب در نظام دانشگاهی ایران برداشتم. سه دهه از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران می‌گذرد و نه تنها اصلاح‌طلبان از این مبانی پیروی می‌کنند، بلکه متاسفانه اصلی ترین متون درسی دانشگاههای ایران هم از دل تئوری ماسونی علم پدید آمده‌اند.»
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از صبح بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 9 September 2009   #23
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,184
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

آمريکا جنگ نرم خود را در ايران دنبال مي کند؟
استاد روابط بين الملل دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران گفت: سه نهاد رسانه‌اي، ديپلماسي خارجي و سازمان اطلاعات مركزي آمريکا ، اهداف جنگ نرم خود را در ايران دنبال مي کند.


آريا: دکتر متقي استاد دانشگاه و عضو کميته علمي همايش عمليات رواني " مهندسي و آينده پژوهشي" معتقد است : آمريکايي ها پس از ناکامي هاي پيوسته در خاورميانه به فکر جايگزين کردن مؤلفه هاي "قدرت نرم" با "قدرت سخت" افتاده و بدين ترتيب "جنگ نرم" را به جاي "جنگ سخت " عليه کشورهايي که با آنان تضاد منافع دارند به راه انداخته اند.

وي ايران را از کشورهايي دانست که آمريکا براي تحقق اهدافش در برابر آن به استفاده از ابزار "جنگ نرم" روي آورده است.

استاد روابط بين الملل دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران تاکيد کرد : آمريكايي‌ها از سال 2002 با تقويت سه نهاد رسانه‌اي، ديپلماسي خارجي و سازمان اطلاعات مركزي ، اهداف جنگ نرم خود را در ايران جستجو مي کنند.

عضو کميته علمي همايش عمليات رواني " مهندسي و آينده پژوهشي"، هدف اين نهادها از بكارگيري قدرت نرم در ايران را اغوا و فريب افکار عمومي جامعه ايراني معرفي کرد و گفت : راه اندازي و حمايت از شبکه هاي ماهواره اي و اينترنتي ، حمايت از گروه هاي ضد انقلاب و حمايت از برنامه هاي تخريبي و امنيتي عليه جمهوري اسلامي ايران نمونه هايي از "جنگ نرم" آمريکا ضد کشورمان است.

همايش عمليات رواني «مهندسي و آينده پژوهي» با رويکردي نوگرايانه در سالي که از سوي مقام معظم رهبري به عنوان سال نوآوري و شکوفايي ناميده شده، از سوي معاونت فرهنگي و تبليغات دفاعي ستاد کل نيروهاي مسلح با مشارکت نخبگان علمي و فرهنگي سازمان ها، نهاد ها، و مراکز فرهنگي و دانشگاهي اسفدماه سالجاري برگزار خواهد شد.
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از صبح بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 9 September 2009   #24
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,184
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

افشار:راهكارهاي‌فرهنگي خنثي‌كننده جنگ نرم بر عليه نظام است در تاريخ ۸۸/۰۱/۱۹ معاون وزير كشور گفت: راهكار فرهنگي خنثي كننده جنگ نرم بر عليه نظام جمهوري اسلامي است و مديران مياني كشور در جايگاه ويژه اي در مسير اين مقابله قرار دارند. مديران مياني كه بيشترين نقش را در تصميم سازي و اجراي تصميمات دارند مسئوليت دارند با توجه خاص به مسأله فرهنگ و بسترسازي فرهنگي براي حل مشكلات و آسيب هاي اجتماعي بسيج شوند .


به گزارش ايران ديپلماسي به نقل از پايگاه اطلاع رساني وزارت كشور، عليرضا افشار معاون اجتماعي،فرهنگي و امور شوراهاي وزارت‌كشور در مراسم توديع و معارفه مدير كل سابق دفتر بانوان و خانواده وزارت كشور با اشاره به تحركات عوامل بيگانه در جنگ رواني و نرم عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي، بر لزوم توسعه راهكارهاي فرهنگي در جهت خنثي سازي اهداف دشمنان تأكيد كرد.

وي همچنين با اشاره به تلاش هاي وسيع دولت نهم در راستاي حل مشكلات اجرايي و اقتصادي مردم، مسئوليت توجه به فرهنگ و مسائل فرهنگي را متوجه مديران مياني دانست و گفت: مديران مياني كه بيشترين نقش را در تصميم سازي و اجراي تصميمات دارند مسئوليت دارند با توجه خاص به مسأله فرهنگ و بسترسازي فرهنگي براي حل مشكلات و آسيب هاي اجتماعي بسيج شوند و در جامه عمل پوشاندن به سياست هاي دولت كه در راستاي رهنمودهاي مقام معظم رهبري است از هيچ گونه اقدام و تلاشي فروگذار نكنند.

معاون فرهنگي، اجتماعي و امور شوراهاي وزارت كشورد در ادامه با تأكيد بر اين كه بخش عمده بودجه ستادي بايد صرف تقويت عوامل انساني شود، گفت: بايد بستر حضور صاحب‌نظران متعهد در ساختار وزارت كشور در جهت حل آسيب هاي اجتماعي فراهم شود و اين هدف با تشكيل اتاق‌هاي فكر و استفاده از نظر مشورتي مشاوران قابل تحقق خواهد بود.

دبير ستاد صيانت از حريم امنيت عمومي و حقوق شهروندان در همين زمينه با تأكيد بر رويكرد فرهنگي در اصلاح آسيب هاي اجتماعي در دفتر بانوان و خانواده وزارت كشور، از مدير كل جديد اين دفتر خواست با پيگيري جدي برنامه ها و بهره گيري از رويكردهاي كارشناسي و بهره مندي از مشاركت تمامي سازمان ها و نهادهاي ذيربط زمينه هاي موفقيت و كسب دستاوردهاي جديد را فراهم نمايند.

در اين جلسه كه صبح روز سه شنبه در سالن شهيد رجايي برگزار شد، عليرضا افشار معاون فرهنگي، اجتماعي و امور شوراهاي وزارت كشور معصومه صادقي را به عنوان مدير كل جديد دفتر بانوان و خانواده معرفي كرد.

وي همچنين در اين جلسه از زحمات فرشته ساساني مديركل سابق دفتر بانوان و خانواده وزارت‌كشور قدرداني كرد.
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از صبح بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 9 September 2009   #25
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,184
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

بررسي «تهديدات نرم» بيگانگان عليه جمهوري اسلامي ايران در مركز پژوهشها

مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي انواع تهديدات نرم بيگانگان عليه جمهوري اسلامي ايران را بررسي كرد.



به گزارش دفتر اطلاع‌رساني مركز پژوهشها، دفتر مطالعات سياسي اين مركز با استناد به سه گزارش تهيه شده توسط «موسسه مطالعات كاربردي» پيرامون تهديدات نرم ، شيوه‌هاي به كارگيري قدرت نرم از ديدگاه طراحان آمريكايي را بررسي كرده و خاطرنشان ساخت كه از ديد آمريكاييها سه روش براي براندازي نرم وجود دارد كه شامل اعتراض و اغواي نرم، عدم همكاري و مداخله مسالمت‌آميز است.
دفتر مطالعات سياسي مركز پژوهشها سپس مراحل اجراي براندازي نرم را از نظر تحليلگران آمريكايي بررسي كرده و از جمع‌آوري اطلاعات، مذاكره و گفت و گو، آموزش، بر پايي تظاهرات، پايداري مسالمت آميز و دعوت به صبر به عنوان پيش نيازهاي پروژه براندازي نام برد و افزود: تحليل گران آمريكايي همچنين شيوه‌هاي متعددي براي اعتراض و اغواي غيرخشونت آميز ارائه داده‌اند كه شامل انتشار بيانيه‌هاي رسمي، ارتباطات گسترده‌تر با مخاطبين ، اقدام‌هاي عمومي نمادين ، وارد آوردن فشار بر افراد، برگزاري برنامه‌هاي نمايش و موسيقي با حركت دسته‌جمعي، بزرگداشت اموات، عدم همكاري در رويدادهاي اجتماعي، رخداد‌ها، سنن و عرف‌ها، كناره‌گيري از تشكيلات اجتماعي، طراحي اقداماتي توسط مديران و متصديان منابع مالي، عدم همكاري اقتصادي، عدم همكاري شهروندان با دولت و بالاخره مداخله سياسي مي‌شود.
در بخش ديگري از اين تحليل‌، ديدگاههاي دو صاحبنظر ايراني پيرامون تهديدات نرم همراه با راهكارهاي پيشنهادي آنها براي مقابله با اين تهديدها تشريح شده و به نقل از دكتر ابراهيم متقي آمده است: قدرت نرم بعد سوم قدرت است كه از طريق سياست نرم و تاثيرگذاري غيرمستقيم حاصل مي‌شود و به نوعي مبتني بر دستيابي به قدرت از طريق فضاسازي و كنترل ذهنيت و اراده جامعه است، كما اينكه بعد اول قدرت رقابت و جنگ مستقيم و بعد دوم قدرت نيز رقابت و جنگ پنهان است.
وي از طرح «بيدمن» پيرامون ايجاد فضاي فريب در ساختار سياسي و اجتماعي ايران كه در محدودة سالهاي 1948 تا 1953 و تا زمان كودتا عليه مصدق توسط سازمان اطلاعات مركزي آمريكا «سيا» اجرا شده به عنوان اولين نشانه جنگ نرم - آمريكا - عليه ايران نام برد و افزود: از خصوصيات جنگ نرم آن است كه چون غفلت از اجراي توطئه در ذهنيت اجتماعي و امنيتي حاكم مي‌شود سطح تاثيرگذاري تهديد شده و موثرترين الگوي رفتاري تهديد امنيتي با مطلوبيت نهايي براي دشمن شكل مي‌گيرد.
وي سياست نرم آمريكا در تمام كشورهاي مورد توجه را كه در چارچوب انقلابهاي رنگارنگ (رنگي) به كار رفته در راستاي تلفيق دو نكته مهم عدم كارآمدي و مشروعيت دانست و افزود: عناصر اصلي سياست‌براندازي آمريكا در قبال جمهوري اسلامي ايران نيز در همين چارچوب قابل ارزيابي است.
دكتر ابومحمد عسگرخاني نيز طي سخناني از «جوزف ناي» - وابسته به حزب دمكرات آمريكا - به عنوان ابداع كننده واژه قدرت يا استراتژي نرم نام برد و افزود: وي معتقد است كه از اين پس آمريكا بايد جهان را با قدرت نرم خود يعني استفاده از جذابيت‌هاي سياسي، ارزشهاي آمريكايي و واژه‌هايي نظير دمكراسي، حقوق بشر و انقلابهاي سبز رهبري كند.
وي افزود: جوزف ناي معتقد است كه سياست نو محافظه كاران آمريكا كه به افغانستان و عراق حمله كرده‌اند بر اساس قدرت سخت است كه سبب افول قدرت نرم آمريكا در جهان شده است زيرا مبارزه با تروريسم نيز – به زعم وي - با قدرت سخت امكانپذير نيست بلكه بايد با قدرت نرم با آن مبارزه شود و حتي او معتقد است كه طالبان را نيز بايد دعوت نماييم نه اينكه با آنان بجنگيم.
دكتر عسگرخاني همچنين تاكيد كرد كه كارگزاران جمهوري اسلامي ايران براي مقابله با جنگ نرم بايد از پاداستراتژي نرم استفاده كنند و در همين ارتباط مطالعه كنگره، قدرت اجرايي و خزانه‌داري آمريكا و ساختار شوراي امنيت ضرورت دارد.
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از صبح بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 9 September 2009   #26
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,184
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )


مقاله - سیاسی

شنبه 12/09/1384

ساعت: 16:21



توصيه كارشناسان به بوش: جنگ نرم را فراموش نكن!


سایت عملیات روانی- جوزف ناي عضو تحريريه پژوهشگاه مركز بلفر وابسته به دانشگاه جان اف كندي، اخيراً در مقاله‌اي با نام «بوش در جنگ با تروريسم، قدرت نرم را فراموش كرده است» به طرح ديدگاه ضرورت جنگ نرم و استفاده از ابزارهاي فرهنگي در مقابله با تروريسم پرداخته است. اين مقاله در نشريه ديلي استار شماره 25 اكتبر منتشر شده است. در ذیل متن کامل مقاله و سپس نقدی بر آن ارایه شده است.
***********************

بوش، رييس جمهوري آمريكا، اخيراً جنگ عليه تروريسم خود را با جنگ سرد مقايسه كرد. از يك جنبه حق با بوش است: فعاليت‌هاي تروريستي در حال فراگير شدن در دنياست و متاسفانه شكي نيست كه جنگ عليه تروريسم، همانند جنگ سرد، تنها به چند سال محدود نشده و ده‌ها سال ادامه خواهد يافت.

اما بوش در مقايسه خود يك جنبه را از نظر دور داشت و آن اهميت جنگ نرم فرهنگي است. آمريكا جنگ سرد را با استفاده از تركيبي از قدرت نظامي كه توانست مانع از تعدي شوروي سابق شود- و جذابيت فرهنگ و ديدگاه‌هاي غرب به نفع خود به پايان برساند. در سال 1989 آنچه كه ديوار برلين را از ميان برداشت آتش توپ‌خانه نبود، بلكه كلنگ و بلدوزرها آن را تخريب كردند. اما به نظر مي‌رسد كه امروزه بوش در «جنگ عليه تروريسم» خود تاثير جنگ نرم را از ياد برده است.

در جنگ سرد، تبادلات عملي و دانشگاهي در افزايش قدرت جنگ نرم آمريكا نقش به سزايي ايفا كردند. در حالي كه برخي دانشمندان شكاك آمريكايي همواره مراقب بودند كه دانشمندان شوروي يا عوامل KGB (پليس مخفي شوروي) فن‌آوري كشورشان را به سرقت نبرند، از بازديدكنندگان و توريست‌هايي كه موفق شدند ايده‌هاي سياسي و سراسر علمي آنها را از كشور خارج كنند غافل بودند. بسياري از دانشمندان بعدها در شوروي حاميان حقوق بشر و آزادي‌هاي فردي تبديل شدند و در فروپاشي شوروي سابق نقش به سزايي ايفا كردند.

بين سال‌هاي 1958 و 1988 حدود پنجاه هزار توريست (نويسندگان، روزنامه‌نگاران، مسؤولان دولتي، موسيقي‌دان‌ها، ورزشكاران و دانشگاهيان) از كشور شوروي به ايالت‌هاي مختلف آمريكا سفر كردند. الكساند ياكوولف كه هفته پيش درگذشت، به شدت تحت تاثير نتايج پژوهش‌هايي قرار گرفت كه در دانشگاه كلمبيا در سال 1958 به انجام رسانده بود. وي يكي از اعضاي دفتر سياسي حزب كمونيست در شوروي بود و در تغيير مشي سياسي و فكري ميخاييل گورباچف تاثير به سزايي داشت.

اولگا كالوگين، كه سابق بر اين افسر ارشد پليس مخفي شوروي بود، در نگاهي به چشم‌انداز جنگ سرد گفت: «تبادلات فوق (علمي و دانشگاهي) در آن زمان همانند اسب تروا، باعث سقوط حزب كمونيست شد. اين تبادلات در فروپاشي شوروي نقش مهمي داشته و طي ساليان مديد افراد بيشتر و بيشتري جذب آن شدند.» با اين وجود مي‌بينيم كه دولت بوش امروزه مقررات سختگيرانه‌اي براي صدور رواديد وضع كرده و همين امر موجب كاهش چنين تبادلاتي (به خصوص با كشورهاي اسلامي) مي‌شود.
فرهنگ عاميانه نيز در جنگ سرد نقش مهمي داشت. بسياري از روشنفكران، فرهنگ عامه را به دليل پيش پا افتادگي آن تقبيج مي‌كنند. اما اين زرز فكر كاملاً اشتباه است، چرا كه سرگرمي‌هاي گروهي معمولا حاوي معاني و پيام‌هاي عميقي دربارة اصالت فرد (يا فردگرايي)، حق انتخاب مصرف‌كننده و ديگر ارزش‌هايي هستند كه از نظر سياسي تاثيرگذار مي‌باشند.

براي مثال هرچند در فيلم‌هاي آمريكايي، سكس، جرم و جنايت و مادي گرايي به تصوير كشيده مي‌شوند، اما مسائل مفيد ديگري هم در آن‌ها وجود دارد. در اين فيلم‌ها پويايي، اصالت فرد، غيرسنتي بودن، كثرت‌گراي، مردم‌داري و آزادي موجود در زندگي آمركايي نيز به نمايش گذاشته مي‌شود. همانگونه كه كارل سندبرگ در سال 1961 در يكي از شعرهاي خود مي‌گويد، شايد هاليوود (و فيلم‌هاي آن) همانند دانشگاه هاروارد، پاك و منزه نباشد، اما دست‌آوردهاي بيشتري براي كشور دارند.

مرز بين سرگرمي و اطلاع‌رساني، برعكس آن چه برخي صاحب‌نظران ادعا مي‌كنند، چندان واضح و مشخص نيست و مي‌توان گفت كه امروزه اين مرز در حال از بين رفتن است. مثلاً بعضي ترانه‌هاي موسيقي پاپ مي‌توانند تاثيرات سياسي بر جاي گذارند. همچنين تيم‌ها و ستاره‌هاي ورزشي نيز با رفتار و شيوه زندگي خود و نحوه ظاهرشدن در مجامع عمومي، مي‌توانند پيام‌هاي فرهنگي مبادله كنند. ستاره‌هاي سينما و تلويزيون نيز تاثير چندبرابري دارند. چرا كه تصوير معمولاً تاثيري عميق‌تر از سخن بر جاي مي‌گذارد. حتي مصرف غذاهاي حاضري نيز مي‌تواند حاوي معاني خاصي باشد. مثلاً براي يك خانواده هندي ممكن است رفتن به فروشگاه مك دونالد و خوردن يك همبرگر همچون رفتن به آمريكا باشد!!

هرچند شوروي سابق پخش فيلم‌هاي وسترن را محدود كرده و آنها را سانسور مي‌نمود، ولي اين فيلم‌ها تاثير سياسي خود را بر جاي مي‌گذاشتند. براي مثال پس از پخش محدود فيلم‌هايي كه در آنها از تسليحات هسته‌اي آمريكا انتقاد شده بود، يكي از خبرنگاران شوروي سابق گفت: «اين فيلم‌ها ما را حيرت‌زده كرد... ما فهميديم كه در صورت بروز جنگ هسته‌اي سرنوشتي مشابه قهرمان اين فيلم‌ها در انتظار ماست.»

بينندگان فيلم‌هاي سياسي آمريكايي در شوروي فهميدند كه مردم در غرب براي تهيه غذا مجبور نيستند در صف‌هاي طولاني بايستند، يا در آپارتمان‌هاي پرجمعيت زندگي كنند، آنها پي بردند كه مردم در غرب اتومبيل شخصي دارند. تمام اين مسائل باعث شد تبليغات منفي رسانه‌هاي شوروي بر ضد غرب از اعتبار بيفتد.

حتي موسيقي پاپ «راك اند رول» نيز در فروپاشي شوروي نقش داشت. يكي از مشاوران گورباچف بعدها فاش كرد كه آثار گروه «بيتلز» اساس مبارزات پنهان ما با سيستم حكومتي را تشكيل مي‌داد. مقامات حزب كمونيست چك در دهه 1950 گروهي از جوانان را به دليل گوش كردن به «موسيقي فاسد آمريكايي» زنداني كردند كه اين كار نتيجة عكس به دنبال داشت و به ضرر اين حزب تمام شد. در سال 1980 بعد از به قتل رسيدن جان لنون، (رهبر گروه بيتلز)، مجسمه يادبودي از وي در پراگ نصب شد و هر سال در روز مرگ او تظاهراتي برپا مي‌شود كه در آن مردم پيام صلح‌‌طلبي و آزادي‌خواهي خود را به گوش همه مي‌رسانند. در سال 1998 نيز «انجمن صلح لنون» تاسيس شد كه خواستار خروج نيروهاي شوروي از پراگ شد. در حقيقت لنون بر لنين پيروز شد!

جنگ سرد با تركيبي از جنگ نرم و جنگ سخت به پيروزي رسيد. منابع جنگ نرم تنها توسط آمريكا تامين نمي‌شد، بلكه نهادهايي مثل شبكه بي.بي.سي و گروه بيتلز نيز در اين امر نقش داشتند.

امروزه ما بايد از وقايع گذشته درس بگيريم. فرهنگ اروپاي شرقي بيشتر از فرهنگ اسلامي به فرهنگ غرب شباهت دارد. هر چند در مورد برخي گروه‌هاي بنيادگرا، فرهنگ غربي به جاي جذب افراد باعث تنفر و انزجار آنها شده، اما جوانان مسلمان به تماشاي فيلم‌هاي آمريكايي علاقه دارند.

نظرسنجي‌ها نشان مي‌دهد كه در كشورهاي اسلامي فرهنگ آمريكا هم‌چنان براي اكثر ميانه‌روها جذاب است. آنچه كه امروزه باعث عدم محبوبيت آمريكا شده است، سياست‌هاي غلط دولت اين كشور مي‌باشد. بوش بايد عادات غلط خود را كنار گذاشته و روابط و تبادلات مردمي را رواج دهد.

*********************
شبیخون فرهنگی
1- جوزف ناي در مقاله خود فضاي دوران معاصر را به فضاي جنگ سرد تشبيه كرده است و مي‌كوشد با نگرش تقابلي، تهية آتش بين آمريكا و به قول خود نيروهاي متخاصم را شدت بخشد. ظاهراً ناي معتقد به جنگ تمدنها بوده و بر اين تصور است كه گفتگو و مفاهمه در اين ميان نه تنها تاثيري ندارد بلكه از پيشبرد جنگ بر عليه تروريسم نيز مي‌كاهد! ناي در اين مقاله بدون در نظر گرفتن توان بالقوه تمدنهاي كهن و اديان ديرپاي بشري در برقراري صلح در جهان به خطا مسيري ديگر را برگزيده و چون سردمداران خلف خويش سلطه و جنگ‌طلبي را ترويج مي‌كند. به همين دليل است كه فضاي جنگ سرد را براي تشبيه برگزيده است.

2- نويسنده براي بسط تئوريك نگرش خود ضمن مظلوم‌نمايي و حق‌طلبي استفاده از تمام ابزارها را مورد بررسي قرار مي‌دهد و چنين نتيجه مي‌گيرد كه ما بايد از طريق ترويج فرهنگ آمريكايي و با استفاده از ابزارهاي فرهنگي دشمن را به زانو درآوريم و جنگ نرم را با دستيابي به اهداف به پايان رسانيم.

3- در اين مقاله نويسنده ضمن اعتراف به وجود سكس و خشونت در ادبيات و فرهنگ و هنر آمريكايي، چنين نتيجه مي‌گيرد كه به هر حال اين فرهنگ حامل پيام‌هاي مثبتي نيز هست كه از آن طريق مي‌توانيم نگرش خود را حكم‌فرما كنيم.

4- بدون شك جوزف ناي از سويي اشتباهات فاحشي در تنظيم مقاله داشته و از سوي ديگر فضاي مناسبي براي تصميم‌سازي فرهنگي پيش روي جهان اسلام قرار مي‌دهد.

الف: نويسنده سعي دارد به طرز تيزبينانه‌اي تروريسم و اسلام را با هم مرتبط دانسته و از مسلمانان چهره‌اي خشن به تصوير كشد.

ب: نويسنده بدون توجه به عنصر ايمان و شجاعت و حق‌طلبي مسلمانان، آمريكا را رژيمي مصلح و جهان‌دوست و انسان‌گرا مفروض كرده تا بدين صورت بقيه مردم جهان را در قالب بلشويسم و فضاي جنگ سرد قرار دهد. سناريويي كه ديگر نخ‌نما شده و حتا كسي چون شيراك نيز دولتها و ملتها را توصيه به گفتگو مي‌كند تا جنگ.

ج: ظاهراً در جنگ نرم مورد اشاره براي مقابله فرهنگي، آمريكاييان از سكس، خشونت، لاابالي‌گري و ترويج فرهنگ ابتذال غربي استفاده خواهند كرد، پس ضروري است ملل مسلمان با هشياري شبيخون فرهنگي دشمن را دفع كرده و با تقويت بنيان‌هاي اخلاقي جامعه و استحكام فكري و معنوي مسلمانان قدرت بينش جهان‌شمول اسلام را به رخ كشند.

د: بايد توجه داشت كه دشمن از هر ابزاري براي پيشبرد اهداف خود استفاده مي‌كند و بنابراين آمادگي رواني جامعه بايد در سطحي باشد كه خلل‌ناپذير بوده و از آسيب‌پذيري مصون باشد.




منبع: مركز بلفر

ثبت کننده خبر:

تعداد دفعات مشاهده شده: 838


© 2006, antiwar.ir. All Right Reserved.


http://www.antiwar.ir


__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از صبح بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 9 September 2009   #27
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,184
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

حبيبي: جنگ نرم مهمترين چالش جمهوري اسلامي در آغاز دهه چهارم انقلاب است
تهران ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۱۰/۰۶/۸۸‬
سياسي.حزب موتلفه.محمدنبي حبيبي
دبير كل حزب موتلفه اسلامي گفت: جنگ نرم مهمترين چالش جمهوري اسلامي در شروع دهه چهارم انقلاب است.
به گزارش ايرنا به نقل از روابط عمومي حزب موتلفه اسلامي محمد نبي حبيبي كه در پايان نشست دبيران اين حزب سخن مي‌گفت، با اشاره به حوادث ناگوار قبل و بعد از انتخابات رياست جمهوري دوره دهم اظهار داشت: كسي كه كمترين فهم سياسي از رفتار دشمنان نظام داشته باشد مي‌داند كه آنها مشغول سربازگيري در جامعه ما براي مديريت جنگ نرم عليه انقلاب هستند.
حبيبي افزود: حوزه تكنوكرات ها، بوروكرات ها، اصحاب رسانه و دانشگاهيان چهار حوزه‌اي هستند كه دشمن طمع دارد و سربازگيري را در اين حوزه ها دنبال مي‌كند.
وي با اشاره به بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با دانشجويان و اساتيد دانشگاه‌ها تصريح كرد: ملت ما اميدوارند هم در حال حاضر و هم با توسعه آموزش عالي در كشور دانشجويان و اساتيد دانشگاه به عنوان افسران و فرماندهان ميدان نبرد نرم به وظيفه انقلابي خود در صيانت از حقوق ملت و تداوم حيات نظام اسلامي عمل كنند.
دبير كل حزب موتلفه اسلامي با اشاره به هوشمندي رهبري و هوشياري ملت در كشف فريب‌ها و نيرنگ‌هاي دشمنان اسلام و انقلاب گفت: حضور ‪ ۴۰‬ميليوني در صحنه انتخابات و راي بالا به رييس جمهور منتخب نشان داد مردم دست دشمن را خوانده‌اند و در صيانت از اسلام و انقلاب چيزي كم نمي‌گذارند.
وي ادامه داد: دشمن شكست را پذيرفته است، اكنون ما شاهد تغيير رفتار آنها هستيم، اما هنوز برخي غفلت زدگان و فريب خوردگان به رغم روشنگري‌هاي متهمان دادگاه آشوب‌هاي اخير نمي‌خواهند مسئوليت اين شكست را بپذيرند و هر روز به دنبال يك ماجراجويي جديد هستند، ما اميدواريم قانون به اين ماجراجويي‌ها پايان دهد.
وي با اشاره به رفتار جديد دشمنان اسلام و انقلاب تصريح كرد: آنها ضمن پذيرش شكست برگشته‌اند تا با يك آرايش نو در ميدان نبرد نرم فعاليت كنند، بايد با هوشياري همه تحركات را زيرنظر داشت و به عمل و عكس العمل مناسب دست زد.
حبيبي با اشاره به الگوي رقابت سياسي در داخل گفت: ما بايد در انتخابات آينده دنبال الگوي رقابتي باشيم كه براي هميشه مداخله در امور داخلي توسط بيگانگان را منتفي كند و ضامن استقلال كشور و آزادي ملت باشد.
دبير كل حزب موتلفه اسلامي در بخش ديگري از اين سخنان خود در مورد شكل گيري دولت دهم اظهار داشت: مجلس و دولت در بحث ارزيابي برنامه‌هاي وزرا در يك محيط طبيعي در حال شكل دادن به دولت دهم هستند.
وي افزود: به فضل الهي ما شاهد نوعي همكاري وهمگرايي بين دولت و مجلس براي پاسخگويي به مطالبات مردم و پيشبرد گفتمان عدالت در جامعه هستيم.
وي ادامه داد: ما نگاهمان بايد به آينده باشد و به فكر جهش‌هاي بلند براي رسيدن به اهداف سند چشم انداز بيست ساله و خدمت بيشتر به مردم در جهت كارآمدي نظام باشيم.
وي تاكيد كرد: لازمه كار در اين مقطع، راي اعتماد به وزرايي است كه تعهد اسلامي، انقلابي و توانايي مديريتي آنها براي مجلس و رييس جمهوري احراز شده باشد.
دبير كل حزب موتلفه اسلامي در ادامه اين گفت و گو در مورد گزارش جديد آژانس در خصوص پرونده هسته‌اي ايران تصريح كرد: البرادعي براي بيستمين بار اذعان كرد كه انحرافي در فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران وجود ندارد، شكي نيست كه آمريكايي‌ها در متهم كردن ايران ناكام مانده اند، لذا پرونده هسته‌اي ايران هر چه زودتر بايد از شوراي امنيت به آژانس برگردد.
وي افزود: فكر مي‌كنم گزارش اخير آژانس مي‌تواند مبناي خوبي براي مذاكرات ‪ ۱+۵‬در گفت و گو با ايران و پذيرش بسته پيشنهادي ايران باشد تا براي هميشه اين غائله ختم شود.
حبيبي همچنين درباره تازه‌ترين تحولات عراق پس از وفات مرحوم سيد عبدالعزيز حكيم گفت: عراق پس از سيد عبدالعزيز حكيم بايد همچنان در مسير اشغالگرستيزي حركت كند. ما درگذشت او را مشكوك مي‌دانيم لذا بايد رهبران واقعي عراق از نيرنگ دشمنان غفلت نكنند.
وي همچنين گفت: ما انتخاب سيد عمار حكيم به عنوان رييس موقت مجلس اعلاي عراق را تبريك مي‌گوييم و براي ايشان آرزوي موفقيت مي‌نماييم.
وي در ادامه در خصوص انتخابات رياست جمهوري افغانستان نيز اظهار داشت:
مشاركت زير ‪ ۳۰‬درصد در انتخابات اخير ضربه سنگيني به مفهوم دمكراسي در افغانستان است، آمريكايي‌ها پس از ‪ ۸‬سال اشغال افغانستان و ادعاي آوردن دمكراسي به افغانستان بايد از خودشان بپرسند آيا بر مشاركت ‪ ۳۰‬درصدي هم مي شود نام دمكراسي نهاد.
وي همچنين به ناآرامي‌ها در يمن اشاره و تصريح كرد: ما نمي‌توانيم نسبت به سرنوشت شيعيان در كشور يمن بي‌تفاوت باشيم، ما از وزارت امور خارجه به طور جدي مي‌خواهيم با احضار سفير كشور يمن نگراني دولت و ملت ايران را در اين‌باره يادآور شود.
دبير كل حزب موتلفه اسلامي در پايان با اشاره به سالگرد ربوده شدن امام موسي صدر نيز تاكيد كرد: پيگيري سرنوشت امام موسي صدر از طرف دولت لبنان و ايران مورد حمايت حزب موتلفه اسلامي مي‌باشد.
سيام/‪۱۷۵۱ /۹۱۳۲‬
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از صبح بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 9 September 2009   #28
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,184
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

کاهش جمعیت بخشی اساسی از جنگ نرم( مقالات )

امید حلالی: یکی از آسیب های اساسی در حوزه فرهنگ عمومی کشور ، مطلق دانستن برخی مسائل عرفی ست که ناظر بر رفتار یا اعتقاد خاصی ست که البته بیشتر ریشه های آموزشی و تربیتی دارند. عرف در برخی زمینه ها در ایران چنان پر رنگ است و حاکمی بلامنازع بر رفتارها تلقی می شود به گونه ای که به منزله تابویی رویینه از هر نقد و نقبی ست و پا گزاردن به حریم آن و به زیر سئوال بردن «باور مسلط» همچون انجام دادن کبیره ای نابخشودنی و معصیت آلود تلقی می شود خاصه اگر این عرف از پوسته و قشری علمی نیز برخوردار باشد.

یکی از انگاره های عرفی که اکنون دیگر در بین خانواده های ایرانی تبدیل به «تابو» شده است جمله ای ست که به مراتب شنیده شده و یا بر دیوارهای مراکز بهداشتی و آموزشگاه ها دیده ایم ، شعاری قدیمی و ایده ای لوکس و مجهول که حالا در جامعه ایرانی دارای ریشه های عمیق و در عین حال کاذبی شده است : «فرزند کمتر ، زندگی بهتر» !

ایده فوق شعار اساسی «برنامه تنظيم خانواده» است که از سال 46 در ايران شروع شد و البته یاریگران آن نه تنها اشعار طنز یا کاریکاتورهای فراوان بلکه فعالیت تمام عیار رسانه های گروهی و مراکز بهداشتی بوده که متاسفانه کارشناسان آن در دانشگاه ها با متون به اصطلاح علمی وارداتی و در اصل متونی حامل و حاوی ارزش های «جهانی سازی» و دارای ماهیتی استعماری ، رشد و پرورش یافته ، متون و ایده هایی مربوط به رشته دانشگاهی ارتباطات سلامت عمومی برخاسته در دهه هفتاد میلادی که حاصل دو دهه فعالیت پژوهشی «دانشگاه جان هاپکینز» به عنوان طرف قرارداد ارتش آمریکا از سال 1948 برای ارايه يك برنامه هماهنگ جهاني براي كاهش جمعيت كشورهاي كمتر توسعه يافته با منابع غنی بود.

در این طرح استعماری، کنترل موالید در کشورهای در حال توسعه در صورتی با موفقیت اجرا می شد که دولت ها پای کار بیایند و در این فرآیند از طریق برنامه های آموزشی ، تبلیغاتی و بکارگیری مکانیسم های تشویقی و تنبیهی مشارکت داشته باشند و در این میان البته دیدگاه هایی به دولت های هر كشور القاء می شد، که در پرتو عقايد و علايق آنها می گنجید و نهادهای بین المللی برای تبلیغ و تشویق این ایده به ظاهر بهداشتی به شکلی تمام عیار وارد عمل شدند که حاصل آن در ایران پس از قریب 4 دهه جا افتادن این شعار در جامعه ایرانی و در برنامه های تنظیم خانواده به گونه ای ست که به يك رفتار موجه، عاقلانه و مثبت اجتماعي تبديل شده است البته بدون دو وقفه کوتاهی که قابل رصد است - در آغاز طرح این شعار بوسیله مخالفت گروه های دین مدار و نیز در چند سال نخست وقوع انقلاب اسلامی -

چاشنی های عینی به باور رساندن جوامع در حال توسعه در مورد این ایده ، مباحث روز دهه های قبل مانند : جنگ بر سر منابع و زمین بر اثر ازدیاد جمعیت و در نتیجه ناکافی بودن منابع کشور مهاجم ، فقر، ترساندن به جهت از دست رفتن رفاه خانواده و تخریب محیط زیست و در حال حاضر «پدیده گرم شدن زمین بر اثر افزایش نفوس و ازدیاد دی اکسید کربن و گاز متان » است. در این چهار دهه شعاری که در صدر منطق دانشگاهیان ، روشنفکران ، برنامه ریزان اجتماعی و گروه های سبز در سطح جهانی حاکم بوده این است: « هر آرمانی را دنبال کنی بی فایده است مگر این که اول جمعیت را کنترل کنی»

در همین رابطه تصویر ترویجی مسلط برای جا انداختن شعار «فرزند کمتر ، زندگی بهتر» انذار طبقه حقوق بگیر و آپارتمان نشین فعلی از تصور شرایط 50 سال گذشته خانواده های ایرانی بوده آن گونه که در پاره ذیل به نقل از یک نقد تحلیلی در مخالفت با ازدیاد جمعیت عنوان می شود :

«... مادر بزرگ هاي ما 14 سالگي شوهر مي کردند و تا 40 سالگي هر دو يا سه سال يک شکم مي زاييدند. نيمي از بچه ها نفله مي شدند و هفت، هشت تاي آن ها زنده مي ماندند. خانواده ده، دوازده نفري، توي يک اتاق زندگي مي کرد، هر وقت پدر اراده مي کرد رختخواب ها را پهن مي کردند. هيچ چيز مخفي و خصوصي وجود نداشت. کودکان نيمه گرسنه با سر و تن پر از شپش و شلوار هاي وصله دار از پدر و برادر بزرگ کتک مي خوردند. فرزند، بخشي از سرمايه خانواده و تعداد زياد پسران مايه افتخارخانواده بود. پسران از 5، 6 سالگي براي کار روانه کوچه و بازار مي شدند. در دعواهاي خانوادگي و قومي، پسران سنگ انداز و چوب به دست وسط معرکه بودند...»

صرفنظر از اینکه ممکن است بعضی از این تصاویر آشنا به نظر برسد – که بخش اعظم آن حاصل دریافت های رسانه ای ما در قالب فیلم و سریال است – آیا ما به خاطر نداشته و نداریم خانواده هایی ایرانی را که دارای فرزندان متعدد با تربیت و تحصیلات مطلوب و در کل عاقبت بخیر باشند؟

هر چند که بحمداله این تاثیر تبلیغات برنامه های تنظیم خانواده در روستاهای کشور کمتر بوده – به علت تاثیر کمتر رسانه های گروهی - اما کیست که نداند فرزند در روستا به منزله بازوی خانواده و نیرویی مولد از لحاظ اقتصادی ست که در کل باعث افزایش تولید ناخالص ملی و افزایش قدرت دفاعی کشور می گردد؟

طراحان جهانی برای کشورهای در حال توسعه با منابع غنی در قالب متون دانشگاهی و شیوه های تبلیغاتی نسخه تنظیم خانواده را با چشم اندازهای ذیل پیچیده اند:

کشورهایی کم جمعیت با روستاهایی تهی ، شهرهایی پر ازدحام با زندگانی محدود در چارچوبه آپارتمان، فردگرایی مفرط بوسیله تضعیف مکانیسم های عمومی ادیان الهی با ترویج سکولاریسم و نحله های شبه عرفانی انزوا طلب ... و در نتیجه دست نخورده ماندن ذخایر و منابع این چنین ملت های ضعیف با واحدهای اجتماعی محافظه کار متشکل از خانواده هایی مرفه و کم جمعیت و ...

یکی از مزایای بوجود آمدن نهضت تولید علم که مبتنی بر داده های بومی و اقلیمی کشور است به یقین کشیدن خط بطلان بر عرف بوجود آمده در این 4 دهه در مباحث جمعیت و خانواده است که می بایست در آن تجدید نظر اساسی صورت گیرد.

نگاهی به تحولات بین المللی و منطقه ای معطوف به ایران و گفته ها و نوشته های استراتژیست های غربی نشان دهنده آن است که کشور ما یکی از کشورهای هدف «جنگ نرم» قدرت های غالب به حساب می آید. جنگی که در آن بر خلاف نمونه عراق از اشغال جغرافیایی خبری نیست تا هر نوع مانع يا انگيزه مقاومت ملي، اخلاقي، حيثيتي، هويتي و ديني در ذهن مخاطب بوجود نیاید ، جنگی که برخلاف ستیزه های کلاسیک با اتکا به قدرت سخت حتا دو جنگ جهانی قبلی یا تجربه جنگ 8 ساله از زور و تهدید خبری نیست، تاسیسات زیربنایی از قبیل کارخانجات ، پل ها ، سدها مورد هجوم قرار نمی گیرند بلکه ملت هدف نه از روي اجبار و اكراه، که با رضايت مندي تن به خواسته های قدرت جديد مي دهند و سر به راه و همسو می شوند.

به تعبیر دكتر كرلانتزيك، پژوهشگر بنياد كارنگي :«قدرت نرم به آن دسته از قابليت ها و توانايي هاي كشور اطلاق مي شود كه با بكارگيري ابزاري چون فرهنگ، آرمان يا ارزش هاي اخلاقي به صورت غيرمستقيم بر منافع يا رفتار يا موجوديت ديگر كشورها اثر مي گذارد. قدرت نرم توانايي شكل دهي ترجيحات ديگران است تا قدرت دفاع را از حريف سلب نمايد. »

به هر حال با رصد وضعیت فعلی کشور درخواهیم یافت که از 4 دهه قبل درگیر جنگ جمعيتي بوده ایم که نظر به کاهش جمعیت ایرانیان داشته است. از طرفی رشد نامناسب یا افول جمعیت در کشورهای توسعه یافته و بی بند و باری اخلاقی که بعضا حتا به ضرورت فرزند را بدون ازدواج قانونی و شرعی می خواهند باعث تشدید جنگ نرم جمعیتی با کشورهای هدفی چون ایران شده است.

کلام آخر اینکه تنها از رهگذار ایجاد نهضت تولید علم و ایجاد انگاره های جدید و متناسب با ظرفیت های کشور می توان خود را از کمند قدرت نرم دشمنان که در قالب مباحثی با ظواهر فریبنده مانند رفاه خانواده و آینده ای بهتر با فرزند کمتر ! ارائه می شود افسون زدایی کرد.


__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از صبح بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 9 September 2009   #29
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,184
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

جنگ رواني به مدد رسانه



● نويسنده: حسین - اژدر

● منبع: خبرگزاری - فارس - به نقل از روزنامه آرمان روابط عمومي



جنگ اطلاعات جزئي لاينفك از جنگ نرم است و به واقع جوهره آن را تشكيل مي‌دهد. جنگ اطلاعات در قالب‌هايي از جمله (ايجاد اختلال در رد و بدلهاي الكترومغناطيسي وداده‌ها..) در جنگ الكترونيك، (جنگ ماهواره‌اي و دزدي داده‌هاو...) در جاسوسي و هم چنين در قالب (طراحي و هدايت افكار مردمان و سپاه و...) با عنوان پروپاگاندا و تبليغات مي‌تواند خود را به عرصه ظهور رساند. به جاسوسي كه خود يكي از اركان جدانشدني جنگ دادهها و اطلاهات است در نوشته “جاسوسي فرانوين” پرداختيم. به بحث جنگ الكترونيك وسايبرنتيك به اميد خدا در نوشته‌هاي بعدي خواهيم پرداخت ولي موضوعي كه كمابيش به روز است مسئله جنگ رسانه‌اي و رواني است. در جنگها و به خصوص جنگهاي جديد و به ويژه جنگ نامتقارن و نا همگن افكار عمومي نقش بسيار مهم و غير قابل انكاري را بر عهده دارند. ما معمولا به مفهوم واژگان”جنگ نا متقارن” بيشتر در تقابل سخت و به واقع زماني كه توازن قوا مثلا در يك منطقه دستخوش تغيير ميشود برخورد ميكنيم و آن را در مقابل “توازن قوا” مثلا در يك منطقه قرار ميدهيم كه درست هم هست ولي واقعيت اينجاست كه اين مفهوم در جنگ نرم و به واقع جنگ رواني نقش بي بديلي دارد.

براي درك مفهوم “جنگ رواني” مي‌توان به تعريف وزارت جنگ آمريكا اشاره كرد كه در كتابي تحت عنوان «در صحنه نبرد» در سال 1955آورده شده است. در اين كتاب مفهوم جنگ رواني چنين تعريف شده:

«جنگ رواني استفاده برنامه ريزي شده از تبليغات و ساير اعمالي است كه قبل از هر چيز با هدف تأثير بر نظرات، احساس‌ها، موانع و رفتار جوامع دشمن، بي طرف يا دوست و به شيوه اي خاص كه براي دستيابي به اهداف جبهه خودي صورت مي‌گيرد.»در اين تعريف، مفهوم جنگ رواني در دايره اي وسيع مطرح شده است و اعتقادش بر اين است كه اين استراتژي، تمام جوانب امر تأثيرگذاري بر رفتار توده اي از انسان‌ها را دربرمي گيرد.

شگردهاي نوين جنگ رواني تقريباً از جنگ جهاني دوم ظهور پيدا كرد، همان گونه كه صلاح نصر در كتاب خود «جنگ رواني» مي‌نويسد:

«اهميت جنگ رواني در آلمان هنگامي كه آلماني‌هاي شكست خورده در جنگ جهاني اول در پي آن برآمدند تا علل شكست خود را دريابند، افزايش يافت.»

صلاح نصر در اين مورد مي‌نويسد: «جنگ رواني كه جديدترين سلاح جنگي است عليه فكر، عقيده، شجاعت، اطمينان و ميل به جنگيدن عمل مي‌كند و جنگي دفاعي و هجومي به شمار مي‌رود، چرا كه در عين تقويت روحيه ملت و سربازان خودي، به شكستن روحيه دشمن مي‌پردازد.

جنگ رواني قسمتي از جنگ همه جانبه است كه پيش از شروع و در حين نبرد و حتي در پايان نبرد هم ادامه خواهد داشت، چرا كه اين نوع جنگ تابع قوانين و شيوه‌هاي جنگ عادي نيست و بر مبناي توصيفي كه از صحنه نبرد يا سازماندهي عمليات جنگي ارائه مي‌شود يا بر طبق انواع مختلف عناوين عمليات جنگي قابل تعريف نيست.»

وي همچنين معتقد است: « غالباً پيروزي يا شكست در جنگ رواني، پس از گذشت ماه‌ها و شايد سال‌ها از اجراي آن معلوم مي‌شود. در عين حال، پيروزي در اين جنگ ممكن است قاطع باشد _ هر چند كه ممكن است برآورد كمي آن دشوار به نظر آيد- همانگونه كه شكست در آن ممكن است شكستي كشنده- هر چند غيرملموس باشد، ولي امكان درك و آگاهي بر اين امر وجود دارد.»

پيچيده شدن تكنولوژي‌هاي ارتباطي و قدرت گسترش پوشش دهي آنها بر سراسر جهاني روند تاثيرگذاري بر توده‌ها را افزايش داده است.

هربرت ماركوزه در كتاب انسان تك ساختي صراحتاً اعتراف مي‌كند كه: «تبليغات امروز (غرب) بدنبال آن نيست كه درست را از نادرست و حقيقت را از اشتباه باز شناسد، بلكه شخصاً آنچه را كه بخواهد بصورت حقيقت يا اشتباه به ذهن آدميان تحميل مي‌كند و آنرا در برابر كاري انجام شده قرار مي‌دهد و نيز از نظرگاه گوبلز، وزير تبليغات آلمان نازي، «كار تبليغ فقط در كنترل خدمات اطلاعاتي و هنري خلاصه نمي شود، بلكه تبليغات وسيله اي است براي كنترل تمام امور زندگي و تفكرات جهاني». رسانه‌هاي جمعي با قدرت اعجاب انگيزي كه دارند قادرند جوامع گوناگون و متفاوت از هم را در دوردست ترين نقاط دنيا در يك جريان فكري مشتركي رهنمون كنند و بدون اين كه ارتباط مستقيمي با پديده‌ها و حادثه‌هاي اتفاق افتاده داشته باشند تحت تاثير جريان اطلاعاتي منظم در مورد مسئله خاصي به اجماع فكري برسانند.

به گونه اي كه آلوين تافلر، از منتقدان تكنولوژي‌هاي ارتباطي با پيش بيني آينده اين وسايل معتقد است:

«در بحران‌هاي سياسي آينده در جهان، تاكتيك‌هاي اطلاعاتي حرف اول را خواهند زد. او معتقد است كه محور مانورهاي قدرت در آينده را همين تاكتيك‌هاي اطلاعاتي تشكيل خواهند داد و اين تاكتيك‌ها چيزي نيست جز«قدرت دستكاري اطلاعات»كه بخش عمده آن نيز حتي پيش از آنكه اين اطلاعات به رسانه‌ها برسد، انجام خواهد شد.»

پروفسور حميد مولانا، در مقاله اي با نام «جنگ رواني و فريبكاري رسانه‌ها» مي‌نويسد:

«مطالعه اخير موسسه مربوط به «انصاف و درستكاري در اطلاع رساني» در گزارش اخير خود خاطرنشان مي‌كند كه 76 درصد از مدعوين برنامه‌هاي گفت وگوي تلويزيوني و راديويي آمريكا در ماه‌هاي مصادف با حمله نيروهاي نظامي آمريكا به عراق از مقامات رسمي جنگ طلب آمريكا بوده اند و منابع و برنامه‌هاي مخالف يا ضدجنگ كمتر از يك درصد برنامه‌هاي رسانه اي الكترونيكي آمريكا را شامل مي‌شده است.



تعريف جنگ رسانه‌اي (Media Warfare):

«استفاده از رسانه‌ها براي تضعيف گروه و مجموعه هدف با بهره گيري از توان و ظرفيت رسانه‌ها(اعم از مطبوعات، خبرگزاريها، راديو، تلويزيون، اينترنت و اصول تبليغات).»

جنگ رسانه اي يكي از برجسته ترين جنبه‌هاي«جنگ نرم»( (Soft Warfare و«جنگ‌هاي جديد بين المللي» است.

جنگ رواني به عنوان يك موئلفه اصلي جنگ نرم، از طريق رسانه به عنوان تاثير گذار ترين عامل بر روند تفكر جامعه، اعمال مي‌شود و ارتباطي مستقيم با موضوع افكار عمومي دارد و همان طور كه بر مي آيد تاثيري عميق بر انگاره‌هاي ذهني مجموعه هدف اعمال ميكند.

ولي در واقع جنگ رواني ريشه در تاريخ دارد.

زماني كه سپاهي به جايي حمله ور ميشد طبلها را براي به هراس در آوردن سپاه دشمن به صدا در مي آورد.

در واقع جنگ رسانه‌اي از تاريخ باستان تا امروز وجود داشته و جزء لاينفك سياست ابرقدرتها و قدرتها بوده است و آنچه امروز كيفيت و كميت اين جنگها را عوض كرده، توسعه زير ساختهاي رسانه‌اي و تكنولوژيكي در يك قرن اخير است.

در يكي از جنگهاي معاويه با امام علي وقتي كه معاويه خود را در برابر سپاه امير المومنين عاجز ديد به هم فكري عمرعاص در شب به پاي كوبي و طبل زندي پرداخت تا وانمود كند كه سپاهي عظيم و غير قابل مقاومت در اختيار دارد و توانست سپاهيان علي را مرعوب و هراسان سازد.

در جنگ ديگري كه رخ داد قرآن‌ها را بر سر نيزه كردند و در دل سپاهيان شك انداختند.

جنگ رسانه‏اى را در دنياى اسلام، معاويه عليه امام على آغاز نمود.

از جنگ دوم جهاني به بعد، اين جنگ رسانه‌اي به يك رشته علمى و استراتژيك تبديل شد كه شاكله اصلى قدرت نظامى، اقتصادى، فرهنگى و سياسى كشورهايى مثل آمريكا و... را تشكيل مى‏دهد. در سپيده دم 3 فوريه 1943، يك ميليون آلماني از راديوي رژيم نازي آلمان اين خبر را شنيدند،

«زير پرچم صليب شكسته، برافراشته بر فراز ويرانه‌هاي شهر استالينگراد، آخرين نبرد صورت گرفت. امراي ارتش، افسران، درجه داران و سربازان شانه به شانه ايستادند و تا آخرين نفس جنگيدند. آنان بي هدف قرباني نشدند، آنان جان باختند تا آلمان زنده بماند».

اين گزارش يك دروغ آشكار بود؛ واقعيت اين بود كه ارتش ششم آلمان نازي، تاب مقاومت در برابر قدرت برتر لشكريان شوروي را نياورد و تسليم شد. اين رويداد هيتلر راخشمگين ساخت و به فرمان او، اين حقيقت كتمان شد.

جنگ‌هاي جديد بر دو پايه استوار خواهند بود: صحنه كارزار و اذهان عمومي.

زيرا كه حتي با نزديك بودن به پيروزي و يا واضح بودن برتري قوا در صحنه كارزار، باز هم اگر پشتوانه اذهان عمومي به صحنه نبرد وصل نباشد باز شكست هديه غير قابل انكار نبرد است. نمونه بارز آن جنگ ويتنام است.

شايد از اين جهت است كه سرعت از عوامل تعيين كننده در جنگ است و آينده جنگ را معلوم ميكند و تاريخ نشان داده “عدم مقبوليت عامه يك جنگ” كه از طولاني بودن آن حاصل شده، حتي اگر در اول با حمايت افكار عمومي پي ريزي شده باشد باز به دليل طولاني بودن جنگ مشروعيت خود را از دست خواهد داد. به همين علت است كه “هانتينگتون” در مقاله انتقادي خود در سال 1986 نسبت به روش جنگ آمريكا اعتراض ميكند وبه اصول پنجگانه “جنگ آمريكايي” اشاره مي‌كند و مي‌گويد: هدف بايد «پيروزي در يك مرحله» باشد.

افكار عمومي آمريكا از ريخته شدن تدريجي و دراز مدت خون آمريكايي‌ها حمايت نخواهند كرد.

همين امر خود تاييد گفته‌هاي مذكور است.

در هر دو جبهه اذهان عمومي و صحنه كارزار فرماندهاني كه قادر به بهره گيري بهتر از ابزار كنترل و مديريت(c2-نرم) انگاره‌هاي ذهني باشند، مي توانند افكار عمومي را با خود همراه ساخته و مخالفان را بفريبند و يا منزوي سازند و نيروهاي خودي شده را در جبهه دفاع از اهداف خود سازماندهي نمايند.

شواهد بسياري وجود دارد كه مؤيد تأثيرات غير قابل انكار رسانه‌ها در مديريت و شكل دهي افكار عمومي است.

دقيقاً به همين دليل است كه مارشال مك لوهان مي‌گويد: «جنگ‌هايي كه در آينده رخ خواهند داد به وسيله تسليحات جنگي و در ميدان‌هاي نبرد نخواهند بود، بلكه اين جنگ‌ها به دليل تصوراتي رخ خواهد داد كه رسانه‌هاي جمعي به مردم القاء مي‌كنند. (لطفا به نوشته جنبش نرم افزاري_2 بخش مربود به تحليل گفته “جنگ تمدنها” و نوشته “جنگ در دوران ما_1” بخش مربود به «جنگ فضيلتمند و نظريه‌هاي مجازي» مراجعه شود)رسانه‌ها درشكل دادن به تصورات مردم و هدايت افكارعمومي نقش تعيين كننده اي دارند. از اينرو قدرتهاي سلطه جو براي تحقق اهداف خود، به كاركرد مؤثر رسانه‌ها در جنگ و طرح ريزي جنگ رسانه اي يا جنگ رواني رسانه‌اي توجهي جدي دارند.

رسانه‌ها همان طور كه در مثالهاي بالا ذكر شد مي‌توانند حقايق را وارونه نمايش دهند، كتمان كنند، تحريف يا سانسور نمايند و يا با انعكاس برخي اخبار واقعي و غير واقعي به تهييج و تحريك و يا آرامش افكار عمومي بپردازند.

هدف ومخاطب، اينگونه برنامه ريزيها الزاما مردم كشورهاي بيگانه يا نيروهاي دشمن نيست و مردم كشور خودي نيز بعنوان هدف اين فعاليتها قرار داده مي‌شوند.

از اهداف چنين برنامه‌هايي مى‏توان به«تغيير و آلودگى محيط به نفع مهاجم»، «نفوذ در افكار عمومى و گمراه كردن آن»، «بسيج فكرى مردم»، «شخيصت‏كشى و شخصيت‏سازى»، «كوشش در شكست اراده مقاومت»، «نفاق و تفرقه‏انگيزى ميان نخبگان و جناحهاى مختلف»، «مشغول كردن دولتمردان و سردمداران و روزنامه‏نگاران به مسائل جزئى و منحرف كردن آنان از مسائل اساسى» و «فراهم كردن محيط براى زد و خوردهاى داخلى و خارجى» را نام برد كه نتيجه اين جنگ، هم ابعاد خارجى و هم ابعاد داخلى دارد.

در اروپا و آمريكا وقتى به آثار متخصصانى كه درباره توسعه سياسى، دموكراسى، مشاركت، اصلاح‏طلبى و... قلم زده‏اند مى‏نگريم، متوجه مى‏شويم كه بسيارى از اين پژوهشگران از پيشكسوتان رشته‏هاى پروپاگاندا، جنگ روانى، جنگ رسانه‏اى و رسانه‏هاى دسته‏جمعى بوده‏اند كه از اوايل1920 تا. 1950 علم شستشوى مغزها و زورآوردن و اجبارى كردن عقايد بخصوص را در جامعه نموّ داده‏اند.

به عنوان مثال مى‏توان به پرفسور “هارولد لاسول”، پيشكسوت تئورى‏هاى رسانه‏هاى جمعى و يكى از متصديان اداره ويژه جنگهاى روانى براى دولت آمريكا در جنگ دوم بين‏الملل كه در حوزه رسانه‏ها و كنترل نخبگان تحقيق مى‏كرد اشاره نمود، يا از پرفسور” دانيل لرنو” يا همكارش “پرفسور ايتيال دوسالاپول” از دانشگاه ام. آى. تى يا پرفسور “ويلبرشرام” از دانشگاه ايلى نويز و استانفورد آمريكا نام برد كه از معروفترين استادان علوم ارتباطات و رسانه‏ها مى‏باشند و ضمن آنكه چند دهه در رشته‏هاى جنگ روانى براى دولت آمريكا تحقيق نموده‏اند، با استفاده از امكانات مالى سيا يا امور خارجه آمريكا به نشر آثار خود پرداخته‏اند.

رضايت، همراهي، ودفاع از سياستهاي حاكمان و سياستگذاران جنگ رسانه‌اي به عنوان بخشي از جنگ نرم، نتايج مطلوب چنين طرحريزي‌هايي است.

امروزه رسانه‌ها علاوه بر نقشي كه در مقاطع مختلف با تأثيرگذاري سريع دراستحصال شرائط مطلوب واقناع جمعي ايفأ مي‌كنند با برنامه‌هاي بلند مدت و استراتژي‌هاي كلان كاركردي نوين با عنوان « توليد رضايت» براي خود ايجاد كرده اند.

در اين روش بجاي آنكه توان رسانه‌ها براي اقناع افكار عمومي صرف شود. در طولاني مدت، داده‌هاي ذهني مخاطبين را بگونه اي مديريت مي‌نمايند كه رفتار سياستمداران در بحرانها دقيقامطلوب نظر آنان باشد.

اين روش گر چه زمان بيشتري را مي‌طلبد ولي نتايج بهتر و پايدارتري را در بر دارد. يكي ازشيوه‌هاي معمول براي حصول چنين نتايجي استفاده از روشها وابزار تبليغي است.

مفهوم تبليغات از ريشه لاتين propagane گرفته شده واز نظر لغوي به معناي«پخش كردن»، «منتشر ساختن» وچيزي را شناساندن است. در تبليغات سعي بر اين است كه يك عقيده ويك كردار به طور منظم وجهت دار قبولانده شود.

امروزه‌ امر تبليغات‌ به‌ اشكال‌ گوناگون‌ و با هزينه‌هاي‌ بسيار گزافي‌ انجام‌ مي‌شود تا ذهنيت‌ خاصي‌ را در مخاطب‌ ايجاد كند. در اين‌ باره‌ شايد بتوان‌ گفت‌ ايجاد تصوير ذهني(الگوي ذهني)‌ از يك‌ پديده، بخشي‌ از به‌ وجود آوردن‌ آن‌ پديده‌ است، چرا كه‌ ذهنيت، تعامل‌ ساير پديده‌هاي‌ پيراموني‌ و محيطي‌ را تحت‌تاثير قرار مي‌دهد و باعث‌ بروز كنش‌ها و واكنش‌هاي‌ معين‌ مي‌شود.
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از صبح بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 9 September 2009   #30
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,184
روزنوشته ها: 10
ج: جنگ نرم و راهکارهای مقابله ( مجموعه بیانات / تحلیل / اخبار )

سرلشگر جعفري در نشست خبري خود با رسانه هاي جمعي:
آشوب هاي پس از انتخابات، حاصل جنگ نرم دشمن بود

سردار سرلشگر جعفري با اشاره به آشوب هاي پس از انتخابات رياست جمهوري و نقش کشورهاي بيگانه در اين آشوب ها گفت: حوادث اخير نيز اگر چه يک تهديد نيمه سخت امنيتي بود چون به اغتشاشات و آشوبگري و مقابله فيزيکي منجر شد اما حاصل جنگ نرم دشمنان بعد از تلاش سياسي و فرهنگي بشمار مي‌رفت.




به گزارش سرويس سياسي برنا به نقل از روابط عمومي سپاه پاسداران، سردار سرلشگر محمد علي جعفري فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در نشست خبري خود، با اشاره به حضور گسترده و بسيار تعيين کننده بسيج و سپاه پاسداران براي مقابله با فتنه گري و ناآرامي هاي پس از انتخابات رياست جمهوري گفت: دشمنان انقلاب و استکبار جهاني با برنامه ريزي هاي خاص مي‌خواستند آرامش مردم شريف ايران اسلامي را برهم زنند اما با حضور گسترده بسيج و سپاه که به ياري نيروهاي امنيتي و انتظامي آمدند بحران ها و توطئه هاي دشمنان در يک هفته کنترل و خنثي شد. وي اضافه کرد: نيروهاي بسيجي و بعضي از واحدهاي سپاه در مقابله با نا آرامي هاي اخير در تهران و برخي استانهاي ديگر چون اصفهان، فارس و خراسان رضوي به کمک نيروهاي امنيتي و انتظامي شتافته و يک بار ديگر در دفاع از انقلاب اسلامي و آرمانهاي آن دشمنان قسم خورده کشور را نا اميد ساختند. سردار سرلشگر محمد علي جعفري با بيان اينکه سپاه پاسداران يک نيروي مردمي برخواسته از بطن جامعه است تاکيد کرد: آمار شهداي نيروهاي بسيجي و مردمي و ساير کشته شد‌گان حوادث اخير بيانگر مظلوميت نظام جمهوري اسلامي ايران و نيروهاي امنيتي و دفاعي نظام است چون علي رغم اينکه نيروهاي نظامي و انتظامي از قدرت بسيار بالايي براي مقابله با اين فتنه ها برخوردار بوده اند بيش از آنکه به خود توجه کنند به مردم، امنيت و سلامت آنان توجه داشتند. فرمانده کل سپاه در ادامه اظهار داشت: مقايسه تعداد شهداي بسيجي که حدود 13 نفر بودند و حدود7 ، 6 نفر از نيروهاي مردمي عادي که بعضاً سابقه بسيجي داشته و براي کمک به صحنه آمده بودند و به وسيله ايادي دشمنان و منافقين با ترورهاي کور به شهادت رسيدند با 9 نفر کشته نيروهاي معارض و عواملي که به مقرهاي نظامي حمله و به تخريب اموال عمومي پرداختند، نشان مي دهد که علي رغم گستردگي زياد اين فتنه، نيروهاي امنيتي و انتظامي نظام و بسيج توجه خاصي به مردم و حفظ جان مردم و ايجاد آرامش و امنيت داشتند؛و تلفات نيروهاي خودي نيز بخاطر توجه ويژه نيروهاي امنيتي و بسيج به اين مهم بود. وي با تاکيد بر اينکه امنيت عمومي مردم و جامعه دغدغه اصلي سپاه است، افزود: رفاه و آسايش عمومي بر اساس عدالت و حمايت و پشتيباني از قشرهاي محروم، مستضعف و مظلوم دغدغه هميشگي سپاه مي‌باشد. سرلشگر محمد علي جعفري با برشماري ويژگي‌هاي عمده سپاه و معرفي مکتبي بودن، مردمي بودن و انقلابي بودن بعنوان شاخص‌هاي اصلي اين نهاد، خاطرنشان کرد: سپاه بر اساس ويژگي‌هاي ذاتي و ماموريت‌هاي قانوني مسئوليت امنيت و کمک به نيروهاي مردمي را عهده‌دار است و در سال جاري همانند سي سال گذشته از ظرفيت و توان سازماني خود براي برقراري امنيت عمومي در سراسر ميهن اسلامي استفاده کرده است که نمونه‌هايي از آن را مي‌توان در امنيت مناطق شمالغرب و جنوبشرق کشور و نيز در حوادث اخير مشاهده کرد. فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بيان داشت: دريکي – دو هفته اخير، سپاه براي ارتقاي امنيت در شمالغرب کشور، که به لحاظ وضعيت خاص جغرافيايي همواره با تهديد و تحرکات ضد انقلاب مواجه بوده است، اقدامات مؤثري انجام داد و نيروهاي بسيجي و بومي منطقه کردستان طي عملياتي موفق ضربات مهلکي به گروهک‌هاي تروريستي پژاک، کوموله و دموکرات که بعد از نااميدي از نقشه و توطئه فتنه افروزي‌هاي اخير تحرکاتي را سازماندهي کرده بودند، وارد کرد و در سلسله عمليات‌هاي خود 45 تن از عناصر اين گروهکها را به هلاکت رسانيد و تعداد 50 تن از آنها را نيز زخمي کرد. وي با تقدير و تشکر از عملکرد پاسداران انقلاب و بسيجيان کُرد و بومي منطقه در اين عمليات تصريح کرد: بکارگيري تاکتيک‌هاي هوشمند و مؤثر و برخورداري از مهارت و تسلط بالا نزد نيروهاي عملياتي باعث حداقل تلفات به نيروهاي سپاه شد، در اين عمليات تعداد يک تن از نيروهاي خودي به شهادت رسيدند و چند تن از آنها نيز مجروح شدند. سرلشکر جعفري در ادامه با اشاره به واگذاري مسئوليت امنيت جنوبشرق کشور از ابتداي سال 88 به سپاه اظهار داشت: سپاه پاسداران با کمک عشاير و طوايف منطقه و تسليح و واگذاري مسئوليت برقراري امنيت در مناطق پيراموني خود به آنان، احساس امنيت و آرامش را به مردم جنوبشرق هديه کرده است، البته اين آغاز راه است و در اين راستا بايستي کارهاي فراوان تري صورت پذيرد. فرمانده کل سپاه با اشاره به حضور اين نهاد در جبهه هاي سازندگي و توسعه اقتصادي کشور گفت: سپاه در سد سازي، راهسازي، گاز رساني، آبرساني فعاليت گسترده اي دارد. در مناطقي که صعب العبور يا نا امن است يا بخش خصوصي قادر به انجام کار در آن مناطق نيست سپاه وارد عرصه خدمتگزاري مي شود. وي با تاکيد بر فعاليت مستمر بسيج سازندگي با هدف محروميت زدايي از مناطق محروم کشور اضافه کرد: در سال جاري حدود 30 ميليون نفر روز توسط بسيج سازندگي خدمات ارائه شده است. اين خدمات براي بازسازي مدارس، خانه هاي بهداشت، احداث جاده، پل، بازسازي مساجد با گستردگي شروع و اثرات خوبي در مناطق محروم ميهن عزيزمان داشته است. سردار جعفري در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به انجام مو فقيت آميز ماموريت ويژه نيروي دريايي سپاه در بر قراري امنيت ناوگان تجاري ايران در خليج عدن گفت: برقراري امنيت کشتي راني درآبهاي آزاد خارج ار خليج فارس از جمله خليج عدن که در ماههاي گذشته شاهد نا امني توسط دزدان دريايي در آن بوديم و دو کشتي ايراني هم مورد هجوم آنها قرار گرفت. از ديگر اقدامات سپاه پاسداران انقلاب اسلامي که با اعزام بخشي از تکاوران دريايي با تجهيزات کامل در سه، چهار ماه اخير امنيت ناوگان کشتي هاي تجاري تامين و در 18 عمليات صورت گرفته نيروي دريايي سپاه سربلند بوده و اجازه داده نشد کوچکترين صدمه اي از سوي دزدان دريايي به ناوگان تجاري ايران وارد شود. فرمانده کل سپاه با تاکيد بر حفظ و ارتقاء آمادگي هاي دفاعي و نظامي افزود:اشراف اطلاعاتي سپاه نسبت به اهداف استراتژيک در منطقه پيراموني ارتقاء يافته و آمادگي هاي موشکي و پدافند هوايي و تقويت موشک‌هاي زمين به زمين و يگانهاي نيروي زميني طي دو سال اخير با استفاده از فرصت‌هاي مناسب افزايش پيدا کرده و با توسعه تجهيزات و گسترش فناوري‌هاي خود به دقت موشک‌هايمان بهبود جدي يافته است و اين نشان دهنده توان بازدارندگي مؤثر ايران در برابر تهديدات دشمنان است. سرلشکر جعفري تصريح کرد : در حال حاضر آمادگي بسيار خوبي در واحدهاي ما براي مقابله با تهديدات گوناگون خارجي وجود دارد و دشمنان نظام هم با اطلاع از اين آمادگي آرماني جرأت تهديد و تعرض به کشورمان را نخواهد داشت. وي در ادامه اظهار داشت: سپاه و بسيج پشتيبان نيروهاي امنيتي و نظامي کشور هستند و با اين تدبير فرمانده معظم کل قوا هيچ تهديدي در بعد امنيتي و نظامي بر عليه آرامش مردم کار ساز نخواهد بود:سپاه و بسيج براي استقرار عدالت و آرامش مردم شريف ايران از هيچ جانفشاني و ايثارگري فروگذار نبوده و با تمام توان در بر قراري امنيت مردم تلاش مي کند. فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در پاسخ سوالي درباره انقلاب مخملي و جنگ نرم دشمنان بر عليه نظام جمهوري اسلامي گفت: ما چند سالي است که در جنگ نرم با دشمنان وارد شده ايم از دهه دوم انقلاب و به خصوص در دهه سوم و چهارم تهديدات دشمنان، تهديدات نرم است که تهديد اصلي براي ماهيت و استمرار انقلاب به شمار مي رود. هرگاه تهديدي در هر مقطع زماني ايجاد شود سپاه براي استمرار و حفظ انقلاب وارد عرصه مقابله با آن تهديدات مي شود. سردار سرلشکر جعفري يادآور شد: در چند ماه اخير سپاه پاسداران با کشف شبکه مضلين با تهديدات فرهنگي و جنگ سايبري و اينترنتي مقابله کرد و هم اکنون در حال توسعه اين آمادگي ها در درون خود است و ان شاءالله آمادگي خود را در اين زمينه توسعه مي دهد. وي خاطر نشان کرد: حوادث اخير نيز اگر چه يک تهديد نيمه سخت امنيتي بود چون به اغتشاشات و آشوبگري و مقابله فيزيکي منجر شد اما حاصل جنگ نرم دشمنان بعد از تلاش سياسي و فرهنگي بشمار مي‌رفت. فرمانده کل سپاه همچنين در خصوص حادثه کوي دانشگاه و برخورد با عوامل ايجاد اين حادثه خاطر نشان کرد: فتنه اخير آنقدر عميق و گسترده بود که کلمه بحران براي آن کوچک بود. حوادث ناگواري در اين ماجرا رخ داد، چون با صحنه هاي انتخابات رياست جمهوري همراه شده بود بخشي از مردم با تهمت هاي تحريک شده و گاهي برخوردهاي تندي صورت گرفت. از جمله اين حوادث ناگوار حادثه کوي دانشگاه بود. سرلشکر جعفري توضيح داد: در پي حوادث اخير در کوي دانشگاه برخي از عوامل آشوبگر که بخشي از آنها دانشجو هم نبودند و نفوذي به حساب مي آمدند تخريب هاي گسترده اي صورت دادند. اين حرکت باعث شد بخشي از نيروهاي مردمي که خودشان احساس تکليف کرده بودند و برخي از گروههاي تند رو و خود سر با سازماندهي نامشخص که معلوم نيست با چه هدفي وارد شده بودند اقدامات مجرمانه اي صورت دهند. در اين رابطه گروهي در حال تحقيق هستند و در دادگاهي که برگزار مي شود اين مسايل بررسي خواهد شد. وي تصريح کرد: به حفاظت اطلاعات سپاه ماموريت داده شد اين موضوع را با دقت بررسي کند که در بررسي‌ آنها مشخص شد نيروهاي بسيج در اين حادثه دخالتي نداشته اند. اين حرکت توسط عده اي لباس شخصي انجام شده که ربطي به بسيج نداشته اند و اقدامات مجرمانه اي انجام داده اند که اميدواريم عوامل آن هر چه سريعتر شناسايي و با آنها برخورد مناسب قضايي صورت پذيرد.
انتهاي خبر // شبکه خبری برنا//128 - 128 - 68//www.BornaNews.ir
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از صبح بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 06:06PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts