بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Friday 29 June 2018   #1
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 16,920
Lightbulb ستون پنجم مشرکین مکه در جنگ احد چه کسانی هستند ؟!؟



نقش " ابوبکر " و "عمر" و "عثمان" در غزوۂ مهم احد

نکاتی ناب از لابلای کتب اهل تسنن پیرامون جنگ احد


عمر بن خطاب می گوید :

در احد با پیامبر بیعت کرده بودیم بر اینکه کسی فرار نکند ، و هر کس از ما که فرار کند ضال و گمراه است و هر کس از ما کشته شود شهید است (۱)

ابوبکر :


او از جمله فراریانی بود که در هنگام حمله مجدد کفار به سپاه اسلام از کوه بالا می رفتند و به سخن رسول خدا که آنان را به نام می خواندند - تا برگشته و بجنگند - توجهی نمی کردند.(۲)

قبل از آغاز جنگ ، پسر او که همراه مشرکان بود ، برای جنگ با پدرش به میدان می آید و البته ابوبکر که مرد جنگ نبود ، با او روبرو نمی شود .(۳)

در همین جنگ ، پس از فرار همهء صحابه ، زنی به نام " نُسَيبه (ام عامر)" برای کمک به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله می شتابد ؛
به نقل از منابع اهل تسنن پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند :

مقام نسیبه از فلان و فلان (عمر وابابکر )برتر است.

روشن است که استفاده از لغت های "فلان و فلان" نوعی تحریف و تغییر در کلام نبوی است...(۴)
راوی حدیث تلاش داشته است که دو نام را مخفی نگه دارد ؛



هم چنین روشن است که آن دو نام باید کسانی باشند که پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به مقام های حکومتی رسیده ، و نام بردن از آنان برای نویسنده یا راوی ، خطر سیاسی به همراه داشته باشد؛

هم چنین گروه دیگری از مورخین ، عبارت دیگری از پیامبر صلی الله علیه و آله را در همین غزوه ، تغییر داده اند :

در مدارک آمده است که آن حضرت دو نفر را در این جنگ صدا می زدند ، در حالیکه آن دو فرار می کردند ،
این عبارت به این صورت آمده است :

أليّ يا فلان إليّ يا فلان ! أنا رَسولُ الله، فَما عرج عليه أحدٌ مِنهُما .

ای فلانی و فلانی به سوی من برگردید ! من رسول خدا هستم (و در احد شهید نشده و زنده هستم) ،
اما آن دو نفر بی توجه فرار می کردند..(۵)

باز هم روشن است که منظور ، دو خلیفه هستند و البته برخی از علمای اهل تسنن نیز بر این امر تصریح دارند
که این "فلان و فلان" همانا ابوبکر و عمر می باشند ...(۶)

عمر :

.در کتب تاریخی اهل سنت ، در هنگامی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، فراریان را به اسم صدا می زند تا به میدان برگردند ،

"خالد بن ولید" - فرماندهء گروهی از مشرکان که با حمله از تنگه عقب لشکر مسلمانان شکست سختی را بر آنان تحمیل نمود - داستان فرار عمر بن خطاب
را نقل می کند. (۷)

خالد بن ولید ، صراحتا تصریح می کند که او و همراهانش فرصت کشتن عمر را در هنگام فرار او به بالای کوه داشته اند که البته خالد با کج کردن راه خود ،
مانع از دیده شدن عمرِ در حال فرار ، توسط همراهانش می شود تا او سالم بماند و گروه تحت فرمان خالد برای کشتن پیامبر به سوی ایشان به شدت حمله ور شدند (۸)

در همین جنگ "ضُرار" از جنگ جویان مشرکان ، فرصت مناسبی برای کشتن عمر داشت که او هم عمر را رها می کند ...........(۹)

بسیاری از اندیشنمدان این قضایا را شاهدی بر روابط دوستانه و مخفی عمر با مشرکان می دانند و نقش او را همانند ستون پنجم ، برای مشرکان قلمداد می کنند..(۱۰)

.در همین ماجرا ، ابوسفیان پس از شکست سنگین مسلمانان ، به پای کوه آمده و با صدای بلند می پرسد

که آیا محمد کشته شد یا نه؟

کسی پاسخ او را نگفت ، تا آنکه ابوسفیان ، از عمر این سوال را پرسید و او نیز فریاد برآورد که او زنده است!

این کار عمر در آن هنگام جز ایجاد خطر برای شخص پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هیچ حاصلی نداشت .. ، چرا که مشرکان هدفی جز کشتن پیامبر نداشتند ؛

جان آن حضرت به سختی حفظ شده بود و با مقاومت امیرالمؤمنین علیه السلام و زخم برداشتن بدن حضرت امیر علیه السلام از هشتاد ضربه ، حضرت سالم به بالای کوه رسیده بودند ؛

در عین حال ، پیامبر دستور داده بودند کسی پاسخ ابوسفیان را ندهد ؛ و این سخن عمر جز آگاهی مشرکان از زنده بودن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و احتمال حملهء مجدد مشرکان نتیجهء دیگری نداشت..(۱۱)

برخی از صاحب نظران بر این باورند این سوال ابوسفیان از عمر ، در حالیکه افراد زیادی در کنار پیامبر خدا صلی الله علیه و آله حضور داشتند ، نشانه ای دیگر از نقش جاسوسی عمر برای قریش است !

عثمان :

او در ماجرای احد ، فراری پر سر و صدا را تجربه می کند و سه روز ناپدید می شود..‼️.(۱۲)

پس از بازگشت عثمان به مدینه معلوم می شود که او به منطقهء جَلَعب در فاصلهء حدودا ۱۰ کیلومتری مدینه فرار کرده است ،

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با دیدن عثمان و همراهانش فرمودند :

لقد ذهبتم بها عریضه
چه فرار بلند مدتی داشتید.(۱۲)

1⃣ بحارالانوار ۵۳/۲۰
2⃣ علل الشرائع ص۱۴
3⃣ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ۲۷۷/۱۳

4⃣ شرح نهج‌البلاغه ابن ابی الحدید ۳۷۴/۳
5⃣ شرح نهج‌البلاغه ابن ابی الحدید ۳۹۰/۳
6⃣ شرح نهج‌البلاغه ابن ابی الحدید ۳۹۰/۳

7⃣ در المنثور ۸۰/۲ ؛ کنزالعمال ۲۴۲/۲
8⃣ مغازی واقدی ۲۳۷/۱
9⃣ سیرهء حلبی ۳۲۱/۲

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا علی
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آخرين ويرايش عبدالعلی69 ، Friday 29 June 2018 در 12:40PM.
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 29 June 2018   #2
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 16,920
ج: ستون پنجم مشرکین مکه در جنگ احد چه کسانی هستند ؟!؟



نقش ابوبکر و عمر و عثمان در جنگ‌ احد
با نگاهی به کتب شیعه

عمر بن خطاب می گوید :در احد با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بیعت کرده بودیم بر اینکه کسی فرار نکند و هرکس از ما که فرار کند ضال و گمراه است و هر کس از ما کشته شود شهید است .

هنگامی که امیرالمومنین علیه السلام در تعقیب فراری ها بودند عمر در حالی که اشک چشمانش را پاک میکرد برگشت و به امیرالمومنین علیه السلام عرض کرد ؛ مرا ببخشید!!

امیرالمومنین علیه السلام فرمودند:

آیا تو نبودی که صدا زدی ؛ محمد کشته شده است به دین قبلی خود بر گردید؟!!

عمر گفت ؛ این کلام را ابوبکر گفته است !

امیرالمومنین علیه السلام فرمودند :



شما و کسانی که از شما دو نفر پیروی کنند وارد جهنم می شوید.

در اینجا بود که این آیه نازل شد :

ان الذین تولوا منکم یوم التقی الجمعان انما استزلهم الشیطان

امام صادق علیه السلام می فرمایند:

در جنگ احد امیرالمومنین علیه السلام در حال دفاع از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند و دیگر اصحاب فرار می‌کردند.
آن حضرت همچون شیر غضبناک از قفای گریختگان رفت و اول به عمر بن خطاب رسید که به اتفاق عثمان و حارث بن حاطب و عده ای دیگر به سرعت فرار میکردند .
حضرت فریاد برآورد :

ای جماعت ، بیعت شکستید و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را تنها گذاشتید و به سوی جهنم می گریزید؟!

عمر بن خطاب می گوید :
علی را دیدم با شمشیر پهنی که مرگ از آن می چکید و چشم هایش از خشم مانند دو قدح خون بود یا مانند دو کاسه روغنی که آتش در او افروخته باشند می درخشید و فهمیدم که اگر به ما برسد به یک حمله ما را خواهد کشت .

این بود که جلو رفتم و عرض کردم :

یا ابالحسن ، تو را به خدا سوگند میدهم که دست از ما برداری که عرب را عادت است که گاهی می گریزد و گاهی حمله میکند .زمانی که حمله می کند تلافی گریختن را می نماید.

پس آن حضرت ما را رها کرد و به خدا قسم چنان ترسی از آن حضرت در دل من افتاد که تاکنون از دلم خارج نشده است .

در این جنگ بر بدن مبارک امیرالمومنین علیه السلام هنگام حمایت از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 90 جراحت بر صورت ، سر ، سینه ، شکم ، دست و پای مبارک رسید .

جبرئیل نازل شد و عرض کرد :

یا محمد ، به خدا قسم این عمل علی بن ابی طالب مواسات است .

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند :

این بدان جهت است که من از اویم و او از من است.
جبرئیل عرض کرد : و من از شما دو بزرگوارم.

مناقب آل ابی طالب علیهم السلام ج 2 ص 134
تفسیر قمی ج 1 ص 114 ، 116
بحارالانوار ج 20 ص 53 و 54
ج 41 ص 73
مدینه المعاجز ج 2 ص 81
قلائد النحور ج شوال ص 7خ
کافی ج 8 ص 321
بحارالانوار ج 20 ص 54 ، 69 ، 71، 108 ، 112 ج 31 ص 319
خصال ص 556

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا علی
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 29 June 2018   #3
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 16,920
ج: ستون پنجم مشرکین مکه در جنگ احد چه کسانی هستند ؟!؟



جایگاه فراریان از جهاد نزد قرآن و روایات و بزرگان اهل تسنن

خداوند كريم درباره فرار از جنگ مى‌فرمايد:

يأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ زَحْفًا فَلا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَار. وَ مَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئذٍ دُبُرَهُ إِلا مُتَحَرِّفًا لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيزِّا إِلىَ‏ فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ وَ مَأْوَئهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ المَْصِير.
(الأنفال/ 15و16)

اى افرادى كه ايمان آورده‏ ايد! هنگامى كه با انبوه كافران در ميدان نبرد روبرو شديد، به آن‌ها پشت نكنيد (و فرار ننماييد)! و هر كس در آن هنگام به آن‌ها پشت كند، مگر آن كه هدفش كناره‏‌گيرى از ميدان براى حمله مجدد، و يا به قصد پيوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد، (چنين كسى) به غضب خدا گرفتار خواهد شد و جايگاه او جهنم، و چه بدجايگاهى است!

روايات بسيارى نيز در منابع روايى اهل تسنن در حرمت فرار از جنگ وارد شده است مانند:

محمد بن اسماعيل بخارى در صحيحش مى‌نويسد:

عن أبي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه عن النبي صلى الله عليه وسلم قال اجْتَنِبُوا السَّبْعَ الْمُوبِقَاتِ قالوا يا رَسُولَ اللَّهِ وما هُنَّ قال الشِّرْكُ بِاللَّهِ وَالسِّحْرُ وَقَتْلُ النَّفْسِ التي حَرَّمَ الله إلا بِالْحَقِّ وَأَكْلُ الرِّبَا وَأَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ وَالتَّوَلِّي يوم الزَّحْفِوَقَذْفُ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ الْغَافِلاتِ.

ابوهريره از رسول خدا نقل مى‌كند فرمود:
از هفت چيز كه سبب ورود و بقاء در آتش مى‌شود بپرهيزيد. سؤال شد اين هفت چيز كدامند؟
فرمود:
شرك به خداوند، كشتن انسانى كه خداوند ريختن خونش را حرام كرده است؛ مگر در صورت جرم باعث قتل، خوردن ربا و مال يتيم،
فرار از جبهه جنگ
و تهمت به زنان مؤمن كه دامن آنان از آلودگى پاك است.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج 3، ص 1017، ح 2615، كتاب الوصايا، ب 23، باب قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى ( إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ... و ج 6، ص 2515، ح 6465، كتاب الحدود، ب 44، باب رَمْىِ الُْمحْصَنَاتِ، تحقيق د. مصطفى ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

النيسابوري، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيری (متوفاي261هـ) ، صحيح مسلم، ج 1، ص 92، ح89، كتاب الإيمان، بَاب بَيَانِ الْكَبَائِرِ وَأَكْبَرِهَا، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

شوكانی در ذيل اين حديث مي‌گويد :

وقد ذَهَبَ جَمَاعَةٌ من أَهْلِ الْعِلْمِ إلَى أَنَّ الْفِرَارَ من مُوجِبَاتِ الْفِسْقِ
.
جماعتی از علماء فرار از جنگ را موجب "فسق" دانسته‌اند .

نيل الأوطار من أحاديث سيد الأخيار شرح منتقى الأخبار ، محمد بن علي بن محمد الشوكاني (متوفاي 1255هـ) ، ج 8 ص 78 – 80 ، ناشر : دار الجيل ، بيروت – 1973 .



حال با این مقدمه ، به این دو اعتراف از کتب اهل تسنن دقت کنید یکی از زبان خلیفهء دوم و دیگری یکی از استوانه های علمی اهل سنت :



عمر در روز جمعه هنگام خطبه خواندن، سوره آل عمران را مى‌خواند تا رسيد به اين آيه: «آنان كه روز برخورد دو لشكر به شما پشت كرده و گريختند » سپس گفت:
روز اُحُد پس از آن كه شكست خورديم، من فرار كردم و از كوه بالا مى‌رفتم به طورى كه احساس كردم كه همانند بزكوهى پرش و خيزش دارم و به شدت تشنه شده بودم، شنيدم مردى مى‌گفت: محمد كشته شد، ‌‌گفتم: هر كس بگويد محمد كشته شد، او را مى‌كشم،
به كوه پناه آورده و همه بالاى كوه جمع شديم، در اين هنگام بود كه اين آيه نازل شد.

درالمنثور
تفسیر طبری

.اما اعتراف فخر رازى از بزرگترين عالمان اهل سنت ، او مى‌نويسد:

ومن المنهزمين عمر ، الا أنه لم يكن في أوائل المنهزمين ولم يبعد ، بل ثبت على الجبل إلى أن صعد النبي صلى الله عليه وسلم ، ومنهم أيضا عثمان انهزم مع رجلين من الأنصار يقال لهما سعد وعقبة ، انهزموا حتى بلغوا موضعا بعيدا ثم رجعوا بعد ثلاثة أيام .

« از فرار كنندگان درجنگ احد عمر بود ؛ او خيلي دور نرفته بود ؛ بلكه بر بالاي كوه ماند تا رسول خدا به آن جا آمد . و نيز از فرار كنندگان عثمان بود كه با دو نفر انصاري به نام سعد و عقبه فرار كرده بودند ؛ آن ها آن قدر دور فرار كردند كه برگشتشان سه روز طول كشيد » .

الرازي الشافعي، فخر الدين محمد بن عمر التميمي (متوفاي604هـ)، التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب، ج 9، ص 42، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2000م.

http://library.islamweb.net/newlibra...k_no=60&flag=1

به اعتراف جالب ابن ابی الحدید هم توجه کنید:


لبیک‌ به ندای شیطان!!!!

ابن ابی الحدید سنی از واقدی نقل می‌کند:

هنگامی که شیطان بانگ زد که محمد کشته شد، مردم پراکنده شدند....
و از جمله فرارکنندگان عمر
و عثمان بود.


شرح ابن ابی الحدید ج۱۵ ص۲۴،
غرائب القرآن در حاشیه جامع البیان ج۴ ص۱۱۳

قـــــــــــــــضاوت در مورد جایگاه خلفا با شـــــــــــــــــما



یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا علی



__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 29 June 2018   #4
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 16,920
ج: ستون پنجم مشرکین مکه در جنگ احد چه کسانی هستند ؟!؟

جایگاه فراریان از جهاد نزد قرآن و روایات و بزرگان اهل تسنن

خداوند كريم درباره فرار از جنگ مى‌فرمايد:

يأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ زَحْفًا فَلا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَار. وَ مَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئذٍ دُبُرَهُ إِلا مُتَحَرِّفًا لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيزِّا إِلىَ‏ فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ وَ مَأْوَئهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ المَْصِير.
(الأنفال/ 15و16)

اى افرادى كه ايمان آورده‏ ايد! هنگامى كه با انبوه كافران در ميدان نبرد روبرو شديد، به آن‌ها پشت نكنيد (و فرار ننماييد)! و هر كس در آن هنگام به آن‌ها پشت كند، مگر آن كه هدفش كناره‏‌گيرى از ميدان براى حمله مجدد، و يا به قصد پيوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد، (چنين كسى) به غضب خدا گرفتار خواهد شد و جايگاه او جهنم، و چه بدجايگاهى است!

روايات بسيارى نيز در منابع روايى اهل تسنن در حرمت فرار از جنگ وارد شده است مانند:

محمد بن اسماعيل بخارى در صحيحش مى‌نويسد:

عن أبي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه عن النبي صلى الله عليه وسلم قال اجْتَنِبُوا السَّبْعَ الْمُوبِقَاتِ قالوا يا رَسُولَ اللَّهِ وما هُنَّ قال الشِّرْكُ بِاللَّهِ وَالسِّحْرُ وَقَتْلُ النَّفْسِ التي حَرَّمَ الله إلا بِالْحَقِّ وَأَكْلُ الرِّبَا وَأَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ وَالتَّوَلِّي يوم الزَّحْفِوَقَذْفُ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ الْغَافِلاتِ.

ابوهريره از رسول خدا نقل مى‌كند فرمود:
از هفت چيز كه سبب ورود و بقاء در آتش مى‌شود بپرهيزيد. سؤال شد اين هفت چيز كدامند؟
فرمود:
شرك به خداوند، كشتن انسانى كه خداوند ريختن خونش را حرام كرده است؛ مگر در صورت جرم باعث قتل، خوردن ربا و مال يتيم،
فرار از جبهه جنگ
و تهمت به زنان مؤمن كه دامن آنان از آلودگى پاك است.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج 3، ص 1017، ح 2615، كتاب الوصايا، ب 23، باب قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى ( إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ... و ج 6، ص 2515، ح 6465، كتاب الحدود، ب 44، باب رَمْىِ الُْمحْصَنَاتِ، تحقيق د. مصطفى ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

النيسابوري، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيری (متوفاي261هـ) ، صحيح مسلم، ج 1، ص 92، ح89، كتاب الإيمان، بَاب بَيَانِ الْكَبَائِرِ وَأَكْبَرِهَا، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

شوكانی در ذيل اين حديث مي‌گويد :

وقد ذَهَبَ جَمَاعَةٌ من أَهْلِ الْعِلْمِ إلَى أَنَّ الْفِرَارَ من مُوجِبَاتِ الْفِسْقِ
.
جماعتی از علماء فرار از جنگ را موجب "فسق" دانسته‌اند .

نيل الأوطار من أحاديث سيد الأخيار شرح منتقى الأخبار ، محمد بن علي بن محمد الشوكاني (متوفاي 1255هـ) ، ج 8 ص 78 – 80 ، ناشر : دار الجيل ، بيروت – 1973 .



حال با این مقدمه ، به این دو اعتراف از کتب اهل تسنن دقت کنید یکی از زبان خلیفهء دوم و دیگری یکی از استوانه های علمی اهل سنت :



عمر در روز جمعه هنگام خطبه خواندن، سوره آل عمران را مى‌خواند تا رسيد به اين آيه: «آنان كه روز برخورد دو لشكر به شما پشت كرده و گريختند » سپس گفت:
روز اُحُد پس از آن كه شكست خورديم، من فرار كردم و از كوه بالا مى‌رفتم به طورى كه احساس كردم كه همانند بزكوهى پرش و خيزش دارم و به شدت تشنه شده بودم، شنيدم مردى مى‌گفت: محمد كشته شد، ‌‌گفتم: هر كس بگويد محمد كشته شد، او را مى‌كشم،
به كوه پناه آورده و همه بالاى كوه جمع شديم، در اين هنگام بود كه اين آيه نازل شد.

درالمنثور
تفسیر طبری

.اما اعتراف فخر رازى از بزرگترين عالمان اهل سنت ، او مى‌نويسد:

ومن المنهزمين عمر ، الا أنه لم يكن في أوائل المنهزمين ولم يبعد ، بل ثبت على الجبل إلى أن صعد النبي صلى الله عليه وسلم ، ومنهم أيضا عثمان انهزم مع رجلين من الأنصار يقال لهما سعد وعقبة ، انهزموا حتى بلغوا موضعا بعيدا ثم رجعوا بعد ثلاثة أيام .

« از فرار كنندگان درجنگ احد عمر بود ؛ او خيلي دور نرفته بود ؛ بلكه بر بالاي كوه ماند تا رسول خدا به آن جا آمد . و نيز از فرار كنندگان عثمان بود كه با دو نفر انصاري به نام سعد و عقبه فرار كرده بودند ؛ آن ها آن قدر دور فرار كردند كه برگشتشان سه روز طول كشيد » .

الرازي الشافعي، فخر الدين محمد بن عمر التميمي (متوفاي604هـ)، التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب، ج 9، ص 42، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2000م.

http://library.islamweb.net/newlibra...k_no=60&flag=1

به اعتراف جالب ابن ابی الحدید هم توجه کنید:


لبیک‌ به ندای شیطان!!!!

ابن ابی الحدید سنی از واقدی نقل می‌کند:

هنگامی که شیطان بانگ زد که محمد کشته شد، مردم پراکنده شدند....
و از جمله فرارکنندگان عمر
و عثمان بود.


شرح ابن ابی الحدید ج۱۵ ص۲۴،
غرائب القرآن در حاشیه جامع البیان ج۴ ص۱۱۳

قـــــــــــــــضاوت در مورد جایگاه خلفا با شـــــــــــــــــما



یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا علی



__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 11 August 2018   #5
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 16,920
ج: ستون پنجم مشرکین مکه در جنگ احد چه کسانی هستند ؟!؟

فرازی از تاریخ

نقش ابوبکر و عمر و عثمان در جریان صلح حدیبیه چه بود



.ماجرای مهم سال ششم هجری "صلح حدیبیه" است ....

بنابر قول کتب تاریخی ،
ابوبکر از جمله مخالفان نوشتن صلحنامه بود و از جمله کسانی بود که در هنگام حملهء مشرکان (در ادامه جریان این حمله آمده است.) فرار نمود(۱)

عمر نیز از مخالفان نوشتن صلحنامه بود ؛
اعتراضهای پی در پی عمر ،
در مقابل پیامبر و تحریک کردن مسلمانان توسط او برای مخالفت با عقد قرارداد صلح با مشرکان مکه در ماجرای صلح حدیبیه ، تقریبا در تمام کتب تاریخی شیعه و سنی آمده است ؛

.. تاریخ حکایت می کند که پیامبر می خواسته اند ، عمر بن خطاب را به عنوان مذاکره کننده به سوی مشرکان قریش بفرستند ؛

این از آن رو بود که عمَر روابط خوبی با مشرکان مکه داشت
و در عین حال ،
حضور او با توجه به تندی مزاج و مخالفت های اولیه با عقد صلحنامه ، در میان مسلمانان آشوب را به همراه می‌آورد ...

اما عمَر نمی پذیرد (۲)!!!

و در ادامه به شدت از عقد قرارداد صلح ، اظهار نارضایتی می کند ؛

مورخان می نویسند که عمَر از این و آن می‌پرسیده است که :

" مگر این فرد پیامبر نیست ؟ پس چرا ما باید تن به ذلت دهیم ؟ "
یا اینکه :
" آیا ما بر حق و آنان بر باطل نیستند ؟ پس چرا خفت را با امضاء صلحنامه در دین مان بپذیریم ؟" (۳)

او و گروهی از مسلمانان که مخالف تنظیم صلحنامه بودند ،
دیگران را برای رویارویی با مشرکان قریش تحریک می‌کردند ؛
مسلمانان به رهبری او دست به شمشیر می‌برند
و علی رغم میل رسول خدا با قریشیان روبرو می‌شوند ؛

...با حملهء چند اسب سوار مشرک که اوضاع مسلمانان را زیر نظر داشتند ، همهء اینان پا به فرار می گذارند

...با فرار آنان ، به فرمان پیامبر ، حضرت امیر علیه السلام در مقابل مشرکان - که اینک تا وسط اردوگاه مسلمانان آمده اند - می‌ایستند ؛

آن گاه پیامبر به عتاب این به ظاهر مسلمانان ، را نافرمان می خوانند ،
و ترس و سستی آنان در جنگ بدر و فرار آن ها در جنگ اُحُد و خندق را ، به یادشان می آورند ؛


خود عمر اشاره کرده است :

" فَعَمِلتُ لِذلكَ أعمالا "
" من به جهت مخالفت با تنظیم صلح نامه کارهایی (ناشایست) کردم ." (۴)


مسلمانان که در "بیعت شجره" به پیامبر قول بر عدم فرار داده بودند ، خشمگین و ناراحت از کردهء خویش ، شاهد عقد قرارداد صلح هستند ؛
قرار داد صلحی
مشهور به : "صلح حدیبیه"

جو حاکم بر مسلمانان به گونه ای بود که وقتی پیامبر دستور دادند تا سرها را تراشیده و قربانی نمایند ،
کمتر کسی به این کار اقدام می کند ؛
و باز هم عمَر زبان به اعتراض می گشاید‌ که :

" ما حج نکردیم تا اینک قربانی کنیم ." (۵)

...پیامبر رنجیده خاطر به تنهایی بر می‌خیزند و سر را می‌تراشند ؛
آن گاه اصحاب یک به یک ، این کار را با کراهت انجام می دهند (۶) ؛
در حالیکه از شدت ناراحتی می خواستند سر یکدیگر را قطع کنند (۷) ؛


در صلح حدیبیه نام عثمان بار دیگر در تاریخ آمده است ؛

رسول خدا صلی الله علیه و آله ، او را به عنوان نماینده به سوی مشرکان می‌فرستند ؛

..شواهد نشان می‌دهد که او از ترس جنگ و کشته شدن مسلمانان ،
از بازگشت خودداری کرده و
در مکه و در نزد اقوام خود می ماند و به اردوگاه مسلمانان بر نمی گردد
!!!!

تاخیر در مراجعت عثمان ، شایعهء کشته شدن وی را در میان مسلمانان تقویت می کند ،
در نتیجه او در بیعت شجره شرکت نداشته و از سوی دوستان (۱۴)
و مخالفانش به عدم حضور در بیعت متهم است زیرا از فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله تخلف کرده و علی رغم توانایی بر حضور و بیعت در حدیبیه ، در مکه مانده است .

1⃣بحارالانوار ۳۵۱/۲۰
2⃣بحارالانوار ۳۶۷/۲۰ ؛اسدالغابه۱۳۷/۴
3⃣صحیح ابن حبان ۲۲۴/۱۱ ؛ تاریخ الاسلام ذهبی ۳۷۱/۲ ؛ تاریخ مدینه دمشق ۲۲۹/۵۷ ؛ تفسیر البغوی ۲۰۲/۴ ؛ المعجم الکبیر ۱۴/۲۰ ؛ المصنف ۳۳/۵

4⃣صحیح بخاری کتاب الشروط باب شروط فی الجهاد
5⃣البرهان ۱۹۲/۴
6⃣بحارالانوار ۳۵۳/۲۰
7⃣این جمله عین ترجمهء متن تاریخ در این ماجرا است.
8⃣الدر المنثور ۷۳/۶ ، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ۱۲۲/۳ ، سیرهء عمر ، ابن الجوزي ص۱۰۷ ؛ سیره الحلبیه ۲۹/۳ ؛ فتح الباری ۳۶۱/۷ ، ارشادالساری ۳۳۷/۶ ، شرح المواهب ۲۰۷/۲ ، عمده القاری ۲۸۴/۸

9⃣ترجمهء مغازی واقدی ص۴۶۹
النهايه، ابن کثیر ۴۰/۵
1⃣1⃣مسند احمد حنبل ۳۳۰/۴
2⃣1⃣بحارالانوار ۳۳۵/۲۰ به نقل از مدارک عامه

3⃣1⃣برای مثال سیره ابن هشام علی رغم ذکر داستان مخالفت ها دربارهء نام مخالفت کننده ها ، مطلبی نمی‌نویسد.
4⃣1⃣عبدالرحمان بن عوف که دوست صمیمی و عامل اصلی به خلافت رسیدن عثمان محسوب می شود او را به این مهم متهم می کند : تاریخ المدینہ المنوره ۱۰۳۱/۳ ؛ مستدرک حاکم نیشابوری ۴۴/۴
قـــــــــــــــضاوت در مورد جایگاه خلفا با شـــــــــــــــــما

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا علی


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 11 August 2018   #6
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 16,920
ج: ستون پنجم مشرکین مکه در جنگ احد چه کسانی هستند ؟!؟

فرازی از تاریخ

نقش ابوبکر و عمر و عثمان در جریان صلح حدیبیه چه بود



.ماجرای مهم سال ششم هجری "صلح حدیبیه" است ....

بنابر قول کتب تاریخی ،
ابوبکر از جمله مخالفان نوشتن صلحنامه بود و از جمله کسانی بود که در هنگام حملهء مشرکان (در ادامه جریان این حمله آمده است.) فرار نمود(۱)

عمر نیز از مخالفان نوشتن صلحنامه بود ؛
اعتراضهای پی در پی عمر ،
در مقابل پیامبر و تحریک کردن مسلمانان توسط او برای مخالفت با عقد قرارداد صلح با مشرکان مکه در ماجرای صلح حدیبیه ، تقریبا در تمام کتب تاریخی شیعه و سنی آمده است ؛

.. تاریخ حکایت می کند که پیامبر می خواسته اند ، عمر بن خطاب را به عنوان مذاکره کننده به سوی مشرکان قریش بفرستند ؛

این از آن رو بود که عمَر روابط خوبی با مشرکان مکه داشت
و در عین حال ،
حضور او با توجه به تندی مزاج و مخالفت های اولیه با عقد صلحنامه ، در میان مسلمانان آشوب را به همراه می‌آورد ...

اما عمَر نمی پذیرد (۲)!!!

و در ادامه به شدت از عقد قرارداد صلح ، اظهار نارضایتی می کند ؛

مورخان می نویسند که عمَر از این و آن می‌پرسیده است که :

" مگر این فرد پیامبر نیست ؟ پس چرا ما باید تن به ذلت دهیم ؟ "
یا اینکه :
" آیا ما بر حق و آنان بر باطل نیستند ؟ پس چرا خفت را با امضاء صلحنامه در دین مان بپذیریم ؟" (۳)

او و گروهی از مسلمانان که مخالف تنظیم صلحنامه بودند ،
دیگران را برای رویارویی با مشرکان قریش تحریک می‌کردند ؛
مسلمانان به رهبری او دست به شمشیر می‌برند
و علی رغم میل رسول خدا با قریشیان روبرو می‌شوند ؛

...با حملهء چند اسب سوار مشرک که اوضاع مسلمانان را زیر نظر داشتند ، همهء اینان پا به فرار می گذارند

...با فرار آنان ، به فرمان پیامبر ، حضرت امیر علیه السلام در مقابل مشرکان - که اینک تا وسط اردوگاه مسلمانان آمده اند - می‌ایستند ؛

آن گاه پیامبر به عتاب این به ظاهر مسلمانان ، را نافرمان می خوانند ،
و ترس و سستی آنان در جنگ بدر و فرار آن ها در جنگ اُحُد و خندق را ، به یادشان می آورند ؛


خود عمر اشاره کرده است :

" فَعَمِلتُ لِذلكَ أعمالا "
" من به جهت مخالفت با تنظیم صلح نامه کارهایی (ناشایست) کردم ." (۴)


مسلمانان که در "بیعت شجره" به پیامبر قول بر عدم فرار داده بودند ، خشمگین و ناراحت از کردهء خویش ، شاهد عقد قرارداد صلح هستند ؛
قرار داد صلحی
مشهور به : "صلح حدیبیه"

جو حاکم بر مسلمانان به گونه ای بود که وقتی پیامبر دستور دادند تا سرها را تراشیده و قربانی نمایند ،
کمتر کسی به این کار اقدام می کند ؛
و باز هم عمَر زبان به اعتراض می گشاید‌ که :

" ما حج نکردیم تا اینک قربانی کنیم ." (۵)

...پیامبر رنجیده خاطر به تنهایی بر می‌خیزند و سر را می‌تراشند ؛
آن گاه اصحاب یک به یک ، این کار را با کراهت انجام می دهند (۶) ؛
در حالیکه از شدت ناراحتی می خواستند سر یکدیگر را قطع کنند (۷) ؛


در صلح حدیبیه نام عثمان بار دیگر در تاریخ آمده است ؛

رسول خدا صلی الله علیه و آله ، او را به عنوان نماینده به سوی مشرکان می‌فرستند ؛

..شواهد نشان می‌دهد که او از ترس جنگ و کشته شدن مسلمانان ،
از بازگشت خودداری کرده و
در مکه و در نزد اقوام خود می ماند و به اردوگاه مسلمانان بر نمی گردد
!!!!

تاخیر در مراجعت عثمان ، شایعهء کشته شدن وی را در میان مسلمانان تقویت می کند ،
در نتیجه او در بیعت شجره شرکت نداشته و از سوی دوستان (۱۴)
و مخالفانش به عدم حضور در بیعت متهم است زیرا از فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله تخلف کرده و علی رغم توانایی بر حضور و بیعت در حدیبیه ، در مکه مانده است .

1⃣بحارالانوار ۳۵۱/۲۰
2⃣بحارالانوار ۳۶۷/۲۰ ؛اسدالغابه۱۳۷/۴
3⃣صحیح ابن حبان ۲۲۴/۱۱ ؛ تاریخ الاسلام ذهبی ۳۷۱/۲ ؛ تاریخ مدینه دمشق ۲۲۹/۵۷ ؛ تفسیر البغوی ۲۰۲/۴ ؛ المعجم الکبیر ۱۴/۲۰ ؛ المصنف ۳۳/۵

4⃣صحیح بخاری کتاب الشروط باب شروط فی الجهاد
5⃣البرهان ۱۹۲/۴
6⃣بحارالانوار ۳۵۳/۲۰
7⃣این جمله عین ترجمهء متن تاریخ در این ماجرا است.
8⃣الدر المنثور ۷۳/۶ ، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ۱۲۲/۳ ، سیرهء عمر ، ابن الجوزي ص۱۰۷ ؛ سیره الحلبیه ۲۹/۳ ؛ فتح الباری ۳۶۱/۷ ، ارشادالساری ۳۳۷/۶ ، شرح المواهب ۲۰۷/۲ ، عمده القاری ۲۸۴/۸

9⃣ترجمهء مغازی واقدی ص۴۶۹
10النهايه، ابن کثیر ۴۰/۵
1⃣1⃣مسند احمد حنبل ۳۳۰/۴
2⃣1⃣بحارالانوار ۳۳۵/۲۰ به نقل از مدارک عامه

3⃣1⃣برای مثال سیره ابن هشام علی رغم ذکر داستان مخالفت ها دربارهء نام مخالفت کننده ها ، مطلبی نمی‌نویسد.
4⃣1⃣عبدالرحمان بن عوف که دوست صمیمی و عامل اصلی به خلافت رسیدن عثمان محسوب می شود او را به این مهم متهم می کند : تاریخ المدینہ المنوره ۱۰۳۱/۳ ؛ مستدرک حاکم نیشابوری ۴۴/۴
قـــــــــــــــضاوت در مورد جایگاه خلفا با شـــــــــــــــــما

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا علی


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 5 September 2018   #7
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 16,920
ج: ستون پنجم مشرکین مکه در جنگ احد چه کسانی هستند ؟!؟


رونمایی از ادب ابوبکر بن ابی‌قحافه در جریان صلح حدیبیه‼️‼️

عمر بن الخطاب و تشکیک در نبوت رسول خدا صلی الله علیه و آله در جریان صلح حدیبیه ‼️‼️


خیلی از افراد برایشان سوال پیش آمده که چرا اهل تسنن و وهابیون
صحیح بخاری را به صورت کامل ترجمه نمی کنند تا مردم آن را بخوانند؟؟؟

البته مختصر صحیح بخاری توسط آقای ترشابی، کارشناس شبکه وهابی کلمه،
ترجمه شده است،
اما بسیاری از جاهای آن را خجالت کشیده اند ترجمه کنند.
شاید بپرسید چرا خجالت می کشند!!؟


پاسخ رو در این مطلب مطالعه کنید:

آقای بخاری در صحیحش،
در کتاب شروط ضمن بیان قضیه صلح حدیبیه،
روایتی را نقل کرده که در آن،

ابوبکر در پاسخ به فرستاده ی قریش
می گوید:

فقَالَ لَهُ أَبُوبَکْرٍ الصِّدِّیقُ امْصُصْ بِبَظْرِ اللَّاتِ

به نظر شما ترجمه این متن،چیست؟

http://s1.picofile.com/file/8124707892/bokh11.gif
http://s5.picofile.com/file/8131384276/1_1_.gif


آقای ترشابی وهابی،در ترجمه مختصر صحیح بخاری،
ترجمه ی این قسمت،از دستش در رفته! و آن را نوشته است.


http://s5.picofile.com/file/8131384318/22.gif


دقیقا به همین خاطر است که همهء صحیح بخاری را به فارسی ترجمه نمی‌کنند،
چون اگر این کار را بکنند،
روایاتی درباره خلفا و عایشه در این کتاب است که هیچ فارسی زبانی، سنی باقی نخواهد ماند
و این کتاب را به دیوار خواهند کوبید!


و اما تشکیک عمر:

فقَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ : وَاللَّهِ مَا شَكَكْتُ مُنْذُ أَسْلَمْتُ إِلا يَوْمَئِذٍ ، فَأَتَيْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، فَقُلْتُ : أَلَسْتَ رَسُولَ اللَّهِ حَقًّا ؟ قَالَ : بَلَى ، قُلْتُ : أَلَسْنَا عَلَى الْحَقِّ ، وَعَدُوُّنَا عَلَى الْبَاطِلِ ؟ قَالَ : بَلَى ، قُلْتُ : فَلِمَ نُعْطِي الدَّنِيَّةَ فِي دِينِنَا ، إِذَا قَالَ : إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ ، وَلَسْتُ أَعْصِي رَبِّي وَهُوَ نَاصِرِيٌّ ، قُلْتُ : أَوَ لَيْسَ كُنْتَ تُحَدِّثُنَا أَنَّا سَنَأْتِي الْبَيْتَ فَنَطُوفُ بِهِ ؟ قَالَ : بَلَى ، فَخَبَّرْتُكَ أَنَّكَ تَأْتِيَهِ الْعَامَ ، قَالَ : لا ، قَالَ : فَإِنَّكَ تَأْتِيَهِ فَتَطُوفُ بِهِ ، قَالَ : فَأَتَيْتُ أَبَا بَكْرٍ الصِّدِّيقَ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ ، فَقُلْتُ : يَا أَبَا بَكْرٍ ، أَلَيْسَ هَذَا نَبِيَّ اللَّهِ حَقًّا ؟ قَالَ : بَلَى ، قُلْتُ : أَوَلَسْنَا عَلَى الْحَقِّ ، وَعَدُوُّنَا عَلَى الْبَاطِلِ ؟ قَالَ : بَلَى ، قُلْتُ : فَلِمَ نُعْطِي الدَّنِيَّةَ فِي دِينِنَا ، إِذَا قَالَ : أَيُّهَا الرَّجُلُ ، إِنَّهُ رَسُولُ اللَّهِ ، وَلَيْسَ يَعْصِي رَبَّهُ وَهُوَ نَاصِرُهُ ، فَاسْتَمْسَكَ بِغَرْزِهِ حَتَّى تَمُوتَ


عمر گفت: قسم به خدا! از زمانى كه اسلام آورده‌ام، جز امروز ( در نبوت رسول خدا ) شك نكرده‌ام.
سپس نزد پيامبر آمد و گفت: اى رسول خدا! مگر شما پيامبر خدا نيستى؟!!!.
پيامبر فرمود: بلى هستم. عمر گفت: مگر ما بر حق و دشمنان ما بر باطل نيستند؟
پيامبر فرمود: بلى چنين است. عمر گفت: پس چرا ذلت و حقارت در دينمان نشان‌ دهيم؟
پيامبر فرمود: من پيامبر خدا هستم و هرگز از دستورات او سرپيچى نخواهم كرد و او ياور من است.

عمر گفت: مگر شما نگفتى كه وارد خانه كعبه شده و طواف خواهيم كرد؟
پيامبر فرمود: آيا من گفتم كه همين امسال اين كار را خواهيم كرد؟ عمر گفت: نه، پيامبر فرمود: تو وارد مكه مى‌شوى و طواف خواهى كرد......


الصنعاني، أبو بكر عبد الرزاق بن همام (متوفاي211هـ)، المصنف، ج 5، ص 339، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي، ناشر: المكتب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الثانية، 1403هـ.


صحيح ابن حبان
http://library.islamweb.net/hadith/d...86462&hid=4981

عثمان بن عبيد الله بن أبي رافع » عثمان بن عبيد الله بن أبي رافع

http://library.islamweb.net/hadith/d...474&pid=589429

مدارک کاملتر این اعتراض و تشکیک:

تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 2 ، ص – 372 و صحيح ابن حبان ، ابن حبان ، ج 11 ، ص 224 و المصنف ، عبد الرزاق الصنعاني ، ج 5 ، ص 339 – 340 و المعجم الكبير ، الطبراني ، ج 20 ، ص 14 و تفسير الثعلبي ، الثعلبي ، ج 9 ، ص 60 و الدر المنثور ، جلال الدين السيوطي ، ج 6 ، ص 77 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 57 ، ص 229 و....


جالب اين است كه عمر به گفتار پيامبر اعتماد نمی‌كند و برای اطمينان خاطر پيش هم‌ پيمان هميشگي‌اش ابوبكر می‌رود
و عين همين مطالب را برای او بازگو مي‌كند و جالب‌تر اين كه ابوبكر نيز عين سخنان پيامبر را برای عمر تكرار می‌كند

اين روايت را بخاری و مسلم نيز نقل كرده‌اند ؛

صحيح البخاري ، ج 4 ، ص 70 و ج 6 ، ص 45 و صحيح مسلم ، ج 5 ، ص 175 .


محمد بن عمر بن واقدي ، تاريخ نويس معروف اهل سنت می‌نويسد :

. فكان ابن عباس رضي اللّه عنه يقول : قال لي في خلافته ]يعني عمر[ وذكر القضية : إرتبت ارتياباً لم أرتبه منذ أسلمت إلا يومئذ ، ولو وجدت ذاك اليوم شيعة تخرج عنهم رغبة عن القضية لخرجت .

ابن عباس مي‌گويد :
عمر بن الخطاب در زمان خلافتش از قضيه حديبيه ياد كرد و گفت : در آن روز (در نبوت پيامبر) شك كردم ؛ به طوری كه از زمان اسلام آوردنم ، چنين شكی به من دست نداده بود ، اگر در آن روز كسانی را پيدا مي‌كردم كه از من پيروي كنند و به دلخواه از اين معاهده خارج شوند‌ ، من نيز خارج مي شدم .

واقدی در ادامه به نقل از ابو سعيد خدری می‌نويسد كه عمر به او گفت :

... والله لقد دخلني يومئذٍ من الشك حتى قلت في نفسي : لو كنا مائة رجلٍ على مثل رأيي ما دخلنا فيه أبداً ! .

كتاب المغازي ، الواقدي ، ج 1 ، ص 144 ، باب غزوة الحديبية ، طبق برنامه المكتبة الشاملة ، الإصدار الثاني ،

قسم به خدا چنان شك كرده بودم كه با خودم مي گفتم : اگر صد نفر با من هم نظر بود ، هرگز اين معاهده را نمی‌پذيرفتم .


تنها طرح یک سوال:

آیا چنین افرادی در مقامی بودند که بر مسند نبوی تکیه زنند؟؟

قـــــــــــــــضاوت در مورد جایگاه خلفا با شـــــــــــــــــما

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا علی
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 5 September 2018   #8
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 16,920
ج: ستون پنجم مشرکین مکه در جنگ احد چه کسانی هستند ؟!؟


ابن تیمیه :
شیطان سخنان خود را در زمان صلح حدیبیه، بر زبان عمر جاری کرد!!!



اهل تسنن ، در جهت فضیلت تراشی برای خلفای خود میگویند:

شیطان با عمر در کوچه‌ای رو در رو نمی‌شود؛
مگر این که راه دیگری را در پیش می‌گرفت.

یعنی شیطان از راهی که او هست فرار می‌کند و هیچ‌گاه جرأت رو در رو شدن با او را ندارد!!!

اما ابن تیمیه،امام وهابی ها،
در کتاب مجموع الفتاوی چنین می‌نویسد:

شیطان سخنان خود را بر زبان عمر جاری می‌کرد!

دقت کنید:

ولهذا ألقى الشیطان لعمر وهو محدث فی قصة الحدیبیة وقصة موت النبى وقصة اختلافه وحکیم بن حزام فی سورة الفرقان فأزاله عنه نور النبوة

. به همین دلیل است که شیطان سخن خود را در صلح حدیبیه بر زبان عمر جاری می‌کرد؛ در حالی که عمر محدث بود (با ملایک سخن می‌گفت!!). همچنین در قضیه وفات رسول خدا صلی الله علیه وآله و داستان اختلاف عمر با حکیم بن حزام در باره سوره فرقان،
شیطان کلام خود را از زبان عمر جاری کرد ؛اما نور نبوت آن را از بین برد !!!

مجموعة الفتاوى ج 2 ص 52

http://bayanbox.ir/id/7475418754201200035?view
http://bayanbox.ir/id/8413079648187703477?view
http://bayanbox.ir/id/5151963721867077782?view


البته این کلام ابن تیمیه که ادعا کرده نور نبوت ، القاء شیطان بر عمر را از بین می‌بُرد،
و در واقع توجیه کلام عمر، قابل پذیرش نیست؛

چون از موارد فراوان انکار و مخالفت های عمر، قضیه انکار مرگ رسول خدا صلی الله علیه وآله توسط اوست، که بعد از وفات آن حضرت بوده است
و وهابیون اعتقادی به نور نبوت و آگاهی آن حضرت از این عالم بعد از وفات ندارند!

پس طبق سخن ابن تیمیه،
آن چه خلیفه دوم می‌گفت،القاء شیطان و گویای تسلط شیطان بر او بوده!

پس دروغین بودن فضیلتِ عدم مواجهه شیطان با خلیفه دوم اهل سنت و یا محدث بودن او ،
کاملا اثبات میشود
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا علی

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks

کلیدواژه ها
فرار عمر ستون چنجم


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 05:19AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts