بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Saturday 7 April 2018   #1
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 16,672
Post اخبار امیرالمومنین علیه السلام ازآینده

نهج الحق و كشف الصدق / ترجمه كهنسال ؛ ؛ ص251

خبر دادن از غيب‏
1-: امير المؤمنين نزد برخى از مواضع چنين اخبارى بيان كرده ‏اند. در خطبه‏اى فرمودند: «پيش از آنكه مرا نيابيد، پرسش كنيد، به خدا سوگند اگر از فتنه‏اى كه گروهى صد تن را گمراه مى‏كنند و صد تن را هدايت مى‏نمايند بپرسيد فريادكننده و به پيش راننده آن را تا قيامت معرفى خواهم كرد.» مردى برخاست و گفت: «مرا آگهى ده كه در سر و ريشم چند تار مو هست؟ امام فرمود: بخدا قسم دوستم رسول خدا در باره پرسش تو به من خبر داده بود و فرموده بود كه بر هر موى از سرت فرشته‏اى است كه تو را لعنت مى‏كند و بر هر تار مو از ريشت شيطانى است كه بر مى‏انگيزدت و در خانه‏ات فرومايه‏اى است كه پسر پيامبر را مى‏كشد. اگر شرح و بيان برهان بر آنچه پرسيدى (براى شما) دشوار نبود پاسخت مى‏گفتم اما نشانه صدق سخنم خبرى است كه در باره فرزند نفرين شده و رذل تو بيان داشتم.» فرزند آن مرد در آن زمان خردسال بود و همو كشتن امام حسين عليه السّلام را بر عهده گرفت. «4»
______________________________

(4). شرح نهج البلاغه ج 2 ص 488 و ج 1، ص 208 و روايت از كتاب الغارات ابن هلال ثقفى نقل شده و آن مرد سنان بن انس نخعى است.
نهج الحق و كشف الصدق / ترجمه كهنسال، ص: 252


2-امير المؤمنين خبر داد كه «ذى الثديه» از خوارج كشته مى‏شود و پس از آنكه به او عرض كردند خوارج از نهر گذشته‏ اند فرمود آنها عبور نكرده‏اند. «1»

3- او از شهادت خود، «2»

4-بريده شدن دستان جويريه بن مسهر و مصلوب شدن او كه در زمان معاويه اتفاق افتاد خبر داد.«3»

5-امام درختى را به ميثم تمّار نشان داد و او را آگاه ساخت كه عبيد اللَّه بن زياد، وى را به عنوان دهمين نفر بر شاخ آن درخت مصلوب خواهد ساخت و مرگ او به سبب نيزه‏اى خواهد بود. «4»

6-امير المؤمنين بريده شدن دستها و پاهاى رشيد هجرى و مصلوب گرديدن او را پيشگويى نمود و همچنان شد. «5»

7-همان گونه كه از كشته شدن قنبر به دست حجاج‏

8-» -و كردارهاى حجاج خبر داد و جملگى رخ داد. «7»

9-مردى به نزد امير المؤمنين آمد و گفت: خالد بن عرفطه مرد. امام فرمود: «او نمرده است و نمى‏ميرد تا سپاه گمراهى را كه حبيب بن جمار پرچمدار آن است رهبرى كند. مردى از زير منبر برخاست و گفت: اى امير مؤمنان من شيعه و دوستدار تو هستم. امام پرسيد: تو كيستى؟ پاسخ داد: من حبيب بن جمار هستم. امام فرمود:
زنهار پرچم را برنگيرى و بى‏گمان آن را بر خواهى گرفت و با آن از اين در- به باب‏
______________________________
(1). مروج الذهب، ج 2، ص 405 و 406، الكامل ابن اثير، ج 3، ص 174 و 175، شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 203 و 305.
(2). لسان الميزان ج 3 ص 439، اسد الغابه ج 4 ص 35، گزيده كنز العمال ج 5 ص 59 و مسند احمد ج 1، ص 156.
(3). شرح نهج البلاغه ج 1 ص 210، مناقب المرتضوى، ص 278.
(4). همان.
(5). مناقب المرتضوى، ص 267، شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 211.
(6). مناقب المرتضوى، ص 251.
(7). گزيده كنز العمال، ج 5، ص 454، البدايه و النهايه، ج 6، ص 237، شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 209، لسان العرب ابن منظور.
نهج الحق و كشف الصدق / ترجمه كهنسال، ص: 253
الفيل اشاره كرد- داخل خواهى شد.» هنگامى كه زمان حسين عليه السّلام رسيد، ابن زياد خالد بن عرفطه را پيشرو سپاه عمر بن سعد قرار داد و حبيب بن جمار كه با او دستيارى مى‏نمود از باب الفيل وارد گشت. «1»

10-امام به براء بن عازبفرمود: «پسرم حسين به شهادت مى‏رسد و تو ياريش نمى‏كنى. همين واقعه روى داد.» «2»

11-هنگامى كه در جنگ صفين به كربلا گذر كرد گريست و فرمود: «به خدا سوگند اينجا توقف‏گاه شتران و كشتارگاه سواران و جايگاه شهادت آنهاست و به فرزندش حسين و يارانش اشاره نمود.» «3»

12-امير المؤمنين از آبادانى بغداد «4»،

13-فرمانروايى بنى عباس و اعمال آنها و بر افتادن ايشان به دست مغولان‏ «5»

14-خبر داد. به سبب همين خبر، شهرهاى حله، كوفه، كربلا و نجف ... از حمله هولاكو در امان ماند. زيرا هنگامى كه هولاكو به بغداد رسيد، پدرم، سيد بن طاوس و فقيه ابن ابى المعز به او نامه نوشتند و پيش از فتح بغداد، امان خواستند. هولاكو ايشان را فرا خواند و آنها هراسيدند و نرفتند. پدرم به تنهايى نزد او رفت. هولاكو پرسيد: چگونه پيش از پيروز شدن من به اينجا آمدى؟ پدرم به او گفت: زيرا امير المؤمنين عليه السّلام آمدن و (پيروزى) تو را خبر داده بود: «تركان بر آخرين خليفه بنى عباس حمله مى‏برند. پيشرو ايشان شاهى است كه صدايى رسا دارد و از
______________________________
(1). شرح نهج البلاغه ج 1 ص 208، مقاتل الطالبين، ص 71.
(2). شرح نهج البلاغه، ج 2، ص 508، ارجح المطالب، ص 282، مناقب المرتضوى، ص 251.
(3). شرح نهج البلاغه، ج 2، ص 508، ينابيع المودة، ص 216، دلائل النبوة، ص 509، ذخائر العقبى، ص 97، نور الابصار، ص 117.
(4). مناقب آل ابى طالب ابن شهر آشوب، بحار الانوار، ج 41، ص 125.
(5). شرح نهج البلاغه، ج 2، ص 125 و 241، تهذيب التهذيب، ج 7، ص 358.
نهج الحق و كشف الصدق / ترجمه كهنسال، ص: 254
جايى مى‏آيد كه فرمانروايى ايشان آغاز شده است، از هر شهرى با پيروزى عبور مى‏كند و هر پرچمى را كه براى نبرد با او برافراشته شود درهم مى‏شكند. واى واى بر كسى كه به ستيزه آهنگ او كند، پيوسته چنين با فتح قرين است.»

اخبار در اين باره بسيار است.

علامه حلى، حسن بن يوسف، نهج الحقّ و كشف الصدق / ترجمه كهنسال، 1جلد، تاسوعا - تهران، چاپ: اول، 1379 ش.
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 18 April 2018   #2
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 16,672
ج: اخبار امیرالمومنین علیه السلام ازآینده



نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ؛ ص102

73 و من كلام له ع قاله لمروان بن الحكم بالبصرة
قَالُوا: أُخِذَ مَرْوَانُ بْنُ الْحَكَمِ أَسِيراً يَوْمَ الْجَمَلِ فَاسْتَشْفَعَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فَكَلَّمَاهُ فِيهِ فَخَلَّى سَبِيلَهُ فَقَالا لَهُ يُبَايِعُكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ عليه السلام:
أَ وَ لَمْ يُبَايِعْنِي بَعْدَ قَتْلِ عُثْمَانَ لَا حَاجَةَ لِي فِي بَيْعَتِهِ إِنَّهَا كَفٌّ يَهُودِيَّةٌ لَوْ بَايَعَنِي بِكَفِّهِ لَغَدَرَ بِسَبَّتِهِ أَمَا إِنَّ لَهُ إِمْرَةً كَلَعْقَةِ الْكَلْبِ أَنْفَهُ وَ هُوَ أَبُو الْأَكْبُشِ الْأَرْبَعَةِ وَ سَتَلْقَى الْأُمَّةُ مِنْهُ وَ مِنْ وَلَدِهِ يَوْماً أَحْمَر




شريف الرضى، محمد بن حسين، نهج البلاغة (للصبحي صالح)، 1جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، 1414 ق.



ترجمه و شرح نهج البلاغة (فيض الإسلام) ؛ ج‏1 ؛ ص170

72 (1072)- از سخنان آن حضرت عليه السّلام است كه در بصره راجع بمروان ابن حكم فرموده،
گفته‏اند: چون مروان ابن حكم در جنگ جمل اسير شد امام حسن و امام حسين «عليهما السّلام» را نزد امير المؤمنين «عليه السّلام» شفيع قرار داد، پس آن دو بزرگوار در باره او عرض كردند:
ترجمه و شرح نهج البلاغة (فيض الإسلام)، ج‏1، ص: 171
يا امير المؤمنين مروان با تو بيعت ميكند، حضرت او را رها كرده فرمود:
(1) آيا بعد از كشته شدن عثمان با من بيعت نكرد؟ (و پس از آن در جنگ جمل شركت نمود) مرا به بيعت او حاجت نيست، زيرا دست دادن او براى بيعت مانند دست دادن يهودى است (كه بمكر و حيله و پيمان شكنى مشهور است) اگر بدست خود با من بيعت كند هر آينه باد برش مكر و حيله بكار برد (در پنهانى پيمان بشكند و وفاى بعهد ننمايد و بيعت خود را چون باد انگاشته رها كند. اين جمله را براى پستى مروان فرموده و باز در سرزنش او مى‏فرمايد (2) آگاه باشيد كه او را امارت و حكومتى خواهد بود.
(بسيار كوتاه) چون ليسيدن سگ بينى خود را (مدّت امارت و حكومت مروان تقريبا چهار ماه و ده روز بوده) (3) و او پدر چهار رئيس است (مراد از چهار رئيس فرزندان او بودند كه عبد الملك خليفه شد و عبد العزيز والى مصر و بشر والى عراق و محمّد والى جزيره گرديد، و آنها در مكر و حيله و گمراه كردن مردم مانند پدرشان بودند) و زود باشد كه مردم از مروان و فرزندان او روز سرخ را (قتل و غارت و انواع سختيها كه از ايشان صادر شد) دريابند (و بعضى گفته‏اند مراد از چهار رئيس كه حضرت فرموده چهار پسر عبد الملك ابن مروان، يزيد و سليمان و وليد و هشام، هستند كه هر چهار بخلافت رسيدند).
(1074)
________________________________________
شريف الرضى، محمد بن حسين - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى، ترجمه و شرح نهج البلاغة (فيض الإسلام)، 2جلد، مؤسسه چاپ و نشر تأليفات فيض الإسلام - تهران، چاپ: پنجم، 1379 ش.



یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم



__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 30 May 2018   #3
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 16,672
ج: اخبار امیرالمومنین علیه السلام ازآینده

خبرهای غیبی امام علی امیرالمومنین

حرمت كعبه به واسطه او شكسته مى شود
پيشگوئى حضرت امير عليه السلام در مورد حكومت بنى عباس
پيشگوئيهاى اميرالمؤمنين عليه السلام در مورد خلفاى بنى عباس
اولين آنها مهربانترين آنهاست

اما دومى آنها منصور دوانيقى است

نمونه اى از سنگدلى و قساوت منصور دوانيقى


خبرهای غیبی امام علی امیرالمومنین

پيشگوئى حضرت در مورد بيعت شكنى مروان و حكومت اولاد او/پيشگوئى حضرت در مورد مروان و اولاد او و جنايات آنها/مروان توسط همسرش كشته شد/خلافت چهار برادر از پسران مروان/ پيشگوئى حضرت در مورد حكومت عبدالملك بن مروان /زندگى عبرت آموز عبدالملك مروان/ پيشگوئيهاى حضرت در مورد حكومت بنى اميه و جنايات آنها/مختصرى از تاريخ حكومت بنى اميه و جنايات آنها/و در خطبه ديگر فرمود:/پيشگوئيهاى حضرت در مورد قيام صاحب زنج در بصره /پيشگوئيهاى حضرت درباره حجاج و ستمهاى او/حجاج بن يوسف و جنايات او/پيشگوئى اميرالمومنين در مورد حجاج و چگونگى مرگ او/سعيد بن جبير آخرين كشته به دست حجاج ملعون/ پيشگوئى حضرت امير در مورد شهادت حجر بدرى/ پيشگوئيهاى اميرالمؤمنين عليه السلام در مورد عبدالله بن زبير ملعون/ پيشگوئى اول : هدف شوم نافرجام/تحقق پيشگوئى سوم حضرت در مورد قتل ابن زبير/مختصرى از حالات عبدالله بن زبير

ا
داستان هایی در مورد امیرالمومنین امام علی

خلاصه جريان حكمين و پيدايش خوارج
فريب مردم با قرآن

صلح تحميلى و نماينده تحميلى !!

سرآغاز تفرقه و پشيمانى خوارج همچنانكه حضرت خبر داده بود

جلسه نهائى و فريب خوردن ابوموسى اشعرى

توبيخ مردم به خاطر نافرمانى از حضرت
اعتراض فريب خوردگان به اميرالمؤمنين عليه السلام
اميرالمؤمنين به ناچار مالك را احضار كرد
پشيمان مى شويد ولى سودى نخواهد داشت
گويا مى بينم او را كه فريب خورده است

خوارج نهروان و اشتباه بزرگ دوم
اطلاع حضرت از تعداد كشته هاى جنگ قبل از جنگ



طلحة سياستمدار بوقلمون صفت

طلحه نيز طبق پيشگوئى حضرت امير در آتشى كه خود برافروخته بود كشته شد، و تعجب آنجاست كه قاتل او شخص نابكارى است بنام مروان بن حكم ، زيرا طلحة گرچه خون عثمان و مظلوميت او را بهانه شورش بر حضرت على كرده بود ولى حقيقت اين بود كه خود او يكى از عوامل موثر در كشته شدن عثمان بود


اخبار غیبی حضرت در مورد شهادت فرستاده دلاور خويش

سپس فرمود: كيست كه اين قرآن را بگيرد و آنها را به قرآن دعوت كند در حاليكه (بر اثر انجام اين رسالت ) كشته خواهد شد، و من ضامنم بر خداوند بهشت را براى او!



__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 31 May 2018   #4
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 16,672
ج: اخبار امیرالمومنین علیه السلام ازآینده

المسترشد في إمامة علي بن أبي طالب عليه السلام ؛ ؛ ص670

المسترشد في إمامة علي بن أبي طالب عليه السلام، ص: 671
340 و من دلائله و عجائبه:
مَا قَالَ حُذَيْفَةُ بْنُ الْيَمَانِ لَهُ عَلَيْهِ السَّلَامُ لَمَّا سَارَ مِنْ عُثْمَانَ: إِنِّي وَ اللَّهِ مَا فَهِمْتُ قَوْلَكَ، وَ لَا عَرَفْتُ تَأْوِيلَهُ حَتَّى بَلَغْتُ لَيْلَتِي هَذِهِ أَتَذَكَّرُ مَا قُلْتَ لِي بِالْحَرَّةِ وَ أَنْتَ مُقْبِلٌ! كَيْفَ أَنْتَ يَا حُذَيْفَةُ إِذَا ظَلَمَتِ الْعُيُونُ الْعَيْنَ؟! وَ النَّبِيُّ يَوْمَئِذٍ بَيْنَ أَظْهُرِنَا، فَلَمْ أَعْرِفْ تَأْوِيلَ كَلَامِكَ، وَ نَسِيتُ أَنْ أَذْكُرَ ذَلِكَ لِلنَّبِيِّ يَوْمَئِذٍ، فَلَمَّا كَانَ مِنْ أَمْرِي مَا أَرَادَ اللَّهُ بِي، أَذْكَرَنِي اللَّهُ كَلِمَتَكَ فِي لَيْلَتِي، وَ رَأَيْتُ ابْنَ أَبِي قُحَافَةَ قَدْ قَامَ مَقَامَ رَسُولِ اللَّهِ وَ اسْمُهُ عَبْدُ اللَّهِ أَوَّلُ اسْمِهِ عَيْنٌ‏ «1»؛ ثُمَّ الَّذِي كَانَ مِنْ بَعْدِهِ عُمَرُ وَ أَوَّلُ اسْمِهِ عَيْنٌ، ثُمَّ الَّذِي كَانَ مِنْ بَعْدِهِ عُثْمَانُ وَ أَوَّلُ اسْمِهِ عَيْنٌ، وَ أَنْتَ عَلِيٌّ الْمَظْلُومُ وَ أَوَّلُ اسْمِكَ الْعَيْنُ، فَعَلِمْتُ أَنَّ هَذَا تَأْوِيلُ كَلِمَتِكَ، فَقَالَ لَهُ: يَا حُذَيْفَةُ أَيْنَ أَنْتَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَوْفٍ حِينَ مَالَ بِهَا إِلَى عُثْمَانَ!! «2».
______________________________
(1).- انظر تاريخ الإسلام للذّهبي ج (عهد الخلفاء) ص 105، و فيه: اسمه عبد اللّه، و يقال:
عتيق بن أبي قحافة.
(2).- في قصّة الشّورى و البيعة.
و قال العلّامة المجلسي رحمه اللّه في بحار الأنوار ج 41 ص 311:
و قال له عليه السّلام حذيفة بن اليمان في زمن عثمان: إنّي ما فهمت قولك و لا عرفت تأويله حتّى بلغت ليلتي أتذكّر ما قلت لي بالحرّة و إنّي مقبل «كيف أنت يا حذيفة إذا ظلمت.
المسترشد في إمامة علي بن أبي طالب عليه السلام، ص: 672
341 وَ مِنْ عَجَائِبِهِ‏: قَوْلُهُ لِلرَّجُلِ حِينَ دَعَا عَلَيْهِ، فَقَالَ: إِنْ كُنْتَ كَاذِباً فَسَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْكَ غُلَامَ ثَقِيفٍ، قَالُوا: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ غُلَامُ ثَقِيفٍ؟ قَالَ: غُلَامٌ لَا يَدَعُ اللَّهُ حُرْمَةً إِلَّا انْتَهَكَهَا وَ لَا عَظِيمَةً إِلَّا ارْتَكَبَهَا، وَ أَخَذَ فِي وَصْفِ الْحَجَّاجِ بْنِ يُوسُفَ الثَّقَفِيِّ، فَأَدْرَكَ الرَّجُلُ الْحَجَّاجَ فَقَتَلَهُ‏ «1».
3421 وَ مِنْ عَجَائِبِهِ‏: حَيْثُ خَطَبَ النَّاسَ بِالْكُوفَةِ لَمَّا رَأَى عَجْزَهُمْ، فَقَالَ: مَعَ أَيِّ إِمَامٍ بَعْدِي تُقَاتِلُونَ؟ وَ أَيَّ دَارٍ بَعْدَ دَارِكُمْ تَمْنَعُونَ؟ أَمَا إِنَّكُمْ سَتَلْقَوْنَ بَعْدِي ذُلًّا شَامِلًا وَ سَيْفاً قَاطِعاً وَ أَثَرَةً قَبِيحَةً يَتَّخِذُهَا الظَّالِمُونَ عَلَيْكُمْ سُنَّةً، فَوُجِدَ ذَلِكَ كُلُّهُ كَمَا قَالَ.
343 وَ مِنْ عَجَائِبِهِ وَ دَلَائِلِهِ: مَا نَقَلَهُ الْمُرْجِئَةُ وَ النَّاصِبَةُ عَنْ صَخْرِ بْنِ أَبِي الْجَهْمِ الْعَدَوِيِّ وَ كَانَ مُوَالِياً لِعُثْمَانَ مُعَادِياً لِعَلِيٍّ ، قَالَ::
______________________________
الْعُيُونُ الْعَيْنَ؟» وَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بَيْنَ أَظْهُرِنَا وَ لَمْ أَعْرِفْ تَأْوِيلَ كَلَامِكَ إِلَّا الْبَارِحَةَ، رَأَيْتَ عَتِيقاً ثُمَّ عُمَرَ تَقَدَّمَا عَلَيْكَ، وَ أَوَّلُ اسْمِهِمَا عَيْنٌ فَقَالَ يَا حُذَيْفَةُ: نَسِيتَ عَبْدَ الرَّحْمَنِ حَيْثُ مَالَ بِهَا إِلَى عُثْمَانَ. وَ فِي رِوَايَةٍ: وَ سَيُضَمُّ إِلَيْهِمْ عَمْرُو بْنُ الْعَاصِ مَعَ مُعَاوِيَةَ بْنِ آكِلَةِ الْأَكْبَادِ، فَهَؤُلَاءِ الْعُيُونُ الْمِجْتَمِعَةُ عَلَى ظُلْمِي.
وَ أَوْرَدَهُ ابْنُ شَهْرَآشُوبَ فِي الْمَنَاقِبِ ج 2 ص 268، وَ فِيهِ: وَ سَيُضَمُّ إِلَيْهِمْ عَمْرُو بْنُ الْعَاصِ مَعَ مُعَاوِيَةَ بْنِ آكِلَةِ الْأَكْبَادِ. فَهَاؤُلَاءِ الْعُيُونُ الْمُجْتَمِعَةُ عَلَى ظُلْمِي.
(1).- انظر المصدر.
المسترشد في إمامة علي بن أبي طالب عليه السلام، ص: 673
خَرَجْتُ بِكِتَابِ عُثْمَانَ وَ الْمُسْلِمُونَ قَدْ نَزَلُوا بِذِي خُشُبٍ إِلَى مُعَاوِيَةَ، وَ قَدْ طَوَيْتُهُ طَيّاً لَطِيفاً فِي قِرَابِ سَيْفِي وَ قَدْ تَنَكَّبْتُ الطَّرِيقَ وَ تَوَجَّهْتُ سَوَادَ اللَّيْلِ حَتَّى إِذَا كُنْتُ بِجَانِبِ الْجُرُفِ إِذَا أَنَا بِرَجُلٍ عَلَى بَغْلَةٍ مُسْتَقْبِلِي وَ مَعَهُ رَجُلَانِ يَمْشِيَانِ أَمَامَهُ فَإِذَا هُوَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ قَدْ أَقْبَلَ مِنْ نَاحِيَةِ الْبَدْرِ، فَأَثْبَتَنِي، وَ لَمْ أُثْبِتْهُ حَتَّى سَمِعْتُ كَلَامَهُ، فَقَالَ لِي: أَيْنَ تُرِيدُ يَا صَخْرُ؟ قُلْتُ:
الْعِرَاقَ فَأَدَعُ لِي بِالصُّحْبَةِ، فَقَالَ لِي: فَمَا هَذَا الَّذِي فِي قِرَابِ سَيْفِكَ؟ فَقُلْتُ لَهُ: لَا تَدَعُ مِزَاحَكَ أَبَداً، ثُمَّ جُزْتُهُ وَ تَرَكَنِي‏ «1».
344 وَ مِنْ عَجَائِبِهِ‏: مَا كَانَ مِنْ أَمْرِ ذِي الثُّدَيَّةِ بِالنَّهْرَوَانِ حَيْثُ قَالَ:
اطْلُبُوهُ فِي الْقَتْلَى فَإِنَّهُ رَجُلٌ عَلَامَتُهُ كَذَا وَ كَذَا، وَ عَلَى يَدِهِ مِثْلُ الثَّدْيِ لَهُ شُعَيْرَاتٌ كَشَارِبِ السِّنَّوْرِ «2» ثَمَانٌ أَوْ تِسْعٌ، فَطُلِبَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَلَمْ يُوجَدْ، فَلَمَّا عَادُوا، قَامَ بِنَفْسِهِ يَطْلُبُهُ، فَوَجَدَهُ فَأَخْرَجَهُ عَلَى الصِّفَةِ الَّتِي أَخْبَرَ «3».
345 وَ مِنْ عَجَائِبِهِ‏: مَا كَانَ فِي غَزَاةِ بَنِي زُبَيْدٍ، وَ أَمْرِ الرَّجُلِ الَّذِي دَعَا عَلَيْهِ، وَ فِي وَجْهِهِ بَرَصٌ وَ خَالٌ فَتَفَشَّى الْخَالُ فِي وَجْهِهِ حَتَّى اسْوَدَّ وَجْهُهُ كُلُّهُ!.
______________________________
(1).- انظر بحار الأنوار للمجلسي رحمه اللّه ج 41 ص 305.
(2).- في «ش»: على يده شعيرات كشارب الهرّ.
(3).- في «ح»: ذكر.
المسترشد في إمامة علي بن أبي طالب عليه السلام، ص: 674
346 وَ مِنْ عَجَائِبِهِ‏: دُعَاؤُهُ عَلَى أَنَسٍ حِينَ ثَقُلَ عَلَيْهِ، وَ قَالَ: إِنْ كُنْتَ كَاذِباً فَضَرَبَكَ اللَّهُ بِهَا بَيْضَاءَ «1» فِي وَجْهِكَ كُلِّهِ لَا تُوَارِيهَا الْعِمَامَةُ، فَبَرِصَ كُلُّهُ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ.
فهذه جملة من عجائبه، و لو شئنا لأتينا بأضعاف ذلك ممّا لا يقدرون على دفعه، ثمّ لمّا لم يقدروا على دفع ما أوردناه طالبونا بعلّة التقيّة، و كيف جاز لبني هاشم القعود عن حقّهم في زمان أعدائهم، و لم يجز للنّبيّ إخفاء نفسه، فأعلمناهم أنّ الرّسول قد استعمل التقيّة حينا حتّى وجد أعوانا، فلمّا وجدهم خرج إلى المدينة، و أظهر الأمر، على أنّ شرط الرّسول خلاف شرط الإمام بعده لأنّ الرّسول هو مبتدئ الدّعوة و مظهر الشّريعة، فندعوه إلى إظهار المصلحة، و بنو هاشم لو كانوا في تقيّة طول مدّتهم لكان الدّين مكتوما، و لم يكن على ظهر الأرض محجوج إذ كانت الحجّة لا تلزم إلّا بظهور الآية إذا ظهرت، و إذا أعلن الرّسول، فقد صارت الدّار علانية، «2» و لا يجوز أن يرسل اللّه رسولا فتكون آياته كلّها في دار التقيّة، فلا يظهر أمره و لا يشيع خبره و الرّسول هو البشير، و لا بدّ للبشير من علم بصدقه ببرهان يقيمه و لا يجوز أن يحيى الموتى لمن أظهر دعواه و أخفى معناه، لأنّه فلق البحر
______________________________
(1).- و في «ش»: ببيضاء.
(2).- و في «ح» «ش»: دار.
المسترشد في إمامة علي بن أبي طالب عليه السلام، ص: 675
و أحيا الموتى و أنطق الذئب و مشى على الماء و هو ساكت، و لم تقم حجتّه على من بعث إليه، فأمّا بنو هاشم فقد يجوز لهم التقيّة لأنّهم ليسوا الّذين أبدعوا الشّريعة، فإذا كان أمر المتقدّمين قد أعلن فقد كمل الأمر و جازت التقيّة، إذ وقف على حال الظّالمين لهم و المنكرين لحقّهم، و عرف كراهتهم لهم، ثمّ كانوا في زمن بني أميّة و الّذين أباحوا دمائهم حتّى أصبحوا غير آمنين على أنفسهم، إذ كانت الأمّة لا تنصرهم غير طائفة منها، فلمّا كانوا غير رسل و لا أنبياء جاز لهم التقيّة، لأنّ الحظر وقع على النّبيّ الّذي أمر بإظهار الدّعوة إذ كان مبعوثا إلى الكفّار، فدعاهم إلى الدّخول في الدّين و جالدهم عليه بالسّيف، فأجابه من أجابه، و حاد عنه من حاد فلمّا وجبت الدّعوة على من تابعه و صلّى بصلاته، و صام بصيامه و أقام عمود الدّين، و كانوا ممّن قام بهم الدّين، و لم يحتج الأئمّة إلى إظهار أمر خامل‏ «1» وجب على الأمّة طلب الإمام‏
طبرى آملى كبير، محمد بن جرير بن رستم، المسترشد في إمامة عليّ بن أبي طالب عليه السلام، 1جلد، كوشانپور - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1415 ق.
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم



__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 31 May 2018   #5
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 16,672
ج: اخبار امیرالمومنین علیه السلام ازآینده

المسترشد في إمامة علي بن أبي طالب عليه السلام، ص: 671
340 و من دلائله و عجائبه:
مَا قَالَ حُذَيْفَةُ بْنُ الْيَمَانِ لَهُ عَلَيْهِ السَّلَامُ لَمَّا سَارَ مِنْ عُثْمَانَ: إِنِّي وَ اللَّهِ مَا فَهِمْتُ قَوْلَكَ، وَ لَا عَرَفْتُ تَأْوِيلَهُ حَتَّى بَلَغْتُ لَيْلَتِي هَذِهِ أَتَذَكَّرُ مَا قُلْتَ لِي بِالْحَرَّةِ وَ أَنْتَ مُقْبِلٌ! كَيْفَ أَنْتَ يَا حُذَيْفَةُ إِذَا ظَلَمَتِ الْعُيُونُ الْعَيْنَ؟! وَ النَّبِيُّ يَوْمَئِذٍ بَيْنَ أَظْهُرِنَا، فَلَمْ أَعْرِفْ تَأْوِيلَ كَلَامِكَ، وَ نَسِيتُ أَنْ أَذْكُرَ ذَلِكَ لِلنَّبِيِّ يَوْمَئِذٍ، فَلَمَّا كَانَ مِنْ أَمْرِي مَا أَرَادَ اللَّهُ بِي، أَذْكَرَنِي اللَّهُ كَلِمَتَكَ فِي لَيْلَتِي، وَ رَأَيْتُ ابْنَ أَبِي قُحَافَةَ قَدْ قَامَ مَقَامَ رَسُولِ اللَّهِ وَ اسْمُهُ عَبْدُ اللَّهِ أَوَّلُ اسْمِهِ عَيْنٌ‏ «1»؛ ثُمَّ الَّذِي كَانَ مِنْ بَعْدِهِ عُمَرُ وَ أَوَّلُ اسْمِهِ عَيْنٌ، ثُمَّ الَّذِي كَانَ مِنْ بَعْدِهِ عُثْمَانُ وَ أَوَّلُ اسْمِهِ عَيْنٌ، وَ أَنْتَ عَلِيٌّ الْمَظْلُومُ وَ أَوَّلُ اسْمِكَ الْعَيْنُ، فَعَلِمْتُ أَنَّ هَذَا تَأْوِيلُ كَلِمَتِكَ، فَقَالَ لَهُ: يَا حُذَيْفَةُ أَيْنَ أَنْتَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَوْفٍ حِينَ مَالَ بِهَا إِلَى عُثْمَانَ!! «2».
______________________________
(1).- انظر تاريخ الإسلام للذّهبي ج (عهد الخلفاء) ص 105، و فيه: اسمه عبد اللّه، و يقال:
عتيق بن أبي قحافة.
(2).- في قصّة الشّورى و البيعة.
و قال العلّامة المجلسي رحمه اللّه في بحار الأنوار ج 41 ص 311:
و قال له عليه السّلام حذيفة بن اليمان في زمن عثمان: إنّي ما فهمت قولك و لا عرفت تأويله حتّى بلغت ليلتي أتذكّر ما قلت لي بالحرّة و إنّي مقبل «كيف أنت يا حذيفة إذا ظلمت.
المسترشد في إمامة علي بن أبي طالب عليه السلام، ص: 672


یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

672
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 31 May 2018   #6
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 16,672
ج: اخبار امیرالمومنین علیه السلام ازآینده

المسترشد في إمامة علي بن أبي طالب عليه السلام، ص: 672

341 وَ مِنْ عَجَائِبِهِ‏: قَوْلُهُ لِلرَّجُلِ حِينَ دَعَا عَلَيْهِ، فَقَالَ: إِنْ كُنْتَ كَاذِباً فَسَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْكَ غُلَامَ ثَقِيفٍ، قَالُوا: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ غُلَامُ ثَقِيفٍ؟ قَالَ: غُلَامٌ لَا يَدَعُ اللَّهُ حُرْمَةً إِلَّا انْتَهَكَهَا وَ لَا عَظِيمَةً إِلَّا ارْتَكَبَهَا، وَ أَخَذَ فِي وَصْفِ الْحَجَّاجِ بْنِ يُوسُفَ الثَّقَفِيِّ، فَأَدْرَكَ الرَّجُلُ الْحَجَّاجَ فَقَتَلَهُ


یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 31 May 2018   #7
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 16,672
ج: اخبار امیرالمومنین علیه السلام ازآینده

إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي) ؛ ج‏2 ؛ ص226

.
و منها أَنَّهُ خَرَجَ ذَاتَ لَيْلَةٍ مِنْ مَسْجِدِ الْكُوفَةِ مُتَوَجِّهاً إِلَى دَارِهِ وَ قَدْ مَضَى رُبُعٌ مِنَ اللَّيْلِ وَ مَعَهُ كُمَيْلُ بْنُ زِيَادٍ وَ كَانَ مِنْ خِيَارِ شِيعَتِهِ وَ مُحِبِّيهِ فَوَصَلَ فِي الطَّرِيقِ إِلَى بَابِ رَجُلٍ يَتْلُو الْقُرْآنَ فِي ذَلِكَ الْوَقْتِ وَ يَقْرَأُ قَوْلَهُ تَعَالَى‏ أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ‏ بِصَوْتٍ شَجِيٍّ حَزِينٍ فَاسْتَحْسَنَ ذَلِكَ كُمَيْلٌ فِي بَاطِنِهِ وَ أَعْجَبَهُ حَالُ الرَّجُلِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَقُولَ شَيْئاً فَالْتَفَتَ إِلَيْهِ وَ قَالَ يَا كُمَيْلُ لَا تُعْجِبْكَ طَنْطَنَةُ الرَّجُلِ إِنَّهُ مِنْ أَهْلِ النَّارِ وَ سَأُنَبِّئُكَ فِيمَا بَعْدُ فَتَحَيَّرَ كُمَيْلٌ لِمُشَافَهَتِهِ لَهُ عَلَى مَا فِي بَاطِنِهِ وَ شَهَادَتِهِ لِلرَّجُلِ بِالنَّارِ مَعَ كَوْنِهِ فِي هَذَا الْأَمْرِ وَ فِي تِلْكَ الْحَالَةِ الْحَسَنَةِ ظَاهِراً فِي ذَلِكَ الْوَقْتِ فَسَكَتَ كُمَيْلٌ مُتَعَجِّباً مُتَفَكِّراً فِي ذَلِكَ الْأَمْرِ وَ مَضَى مُدَّةٌ مُتَطَاوِلَةٌ إِلَى أَنْ آلَ حَالُ الْخَوَارِجِ إِلَى مَا آلَ وَ قَاتَلَهُمْ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ كَانُوا يَحْفَظُونَ الْقُرْآنَ كَمَا أُنْزِلَ وَ الْتَفَتَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ إِلَى كُمَيْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ هُوَ وَاقِفٌ بَيْنَ يَدَيْهِ وَ السَّيْفُ فِي يَدِهِ يَقْطُرُ دَماً وَ رُءُوسُ أُولَئِكَ الْكَفَرَةِ الْفَجَرَةِ مُحَلَّقَةٌ عَلَى الْأَرْضِ فَوَضَعَ رَأْسَ السَّيْفِ مِنْ رَأْسِ تِلْكَ الرُّءُوسِ وَ قَالَ يَا كُمَيْلُ‏ أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً إِي هُوَ ذَلِكَ الشَّخْصُ الَّذِي كَانَ يَقْرَأُ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ فَأَعْجَبَكَ حَالُهُ فَقَبَّلَ كُمَيْلٌ مُقَدَّمَ قَدَمَيْهِ وَ اسْتَغْفَرَ اللَّهَ‏
فَصَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَى مَجْهُولِ الْقَدْرِ.
ديلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، 2جلد، الشريف الرضي - قم، چاپ: اول، 1412ق.
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى ؛ ج‏2 ؛ ص36


و نيز از پيشگوئيهاى آن حضرت است كه آن سرور شبى از مسجد كوفه بطرف خانه‏اش بيرون شد و يك چهارم شب گذشته بود
______________________________
(1) مردى از نهروانيان بود كه در جنگ نهروان كشته شد.
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 37
كميل بن زياد كه از بزرگان و نيكان شيعه و از دوستان آن حضرت بود همراه او روان شد در راه بدر خانه‏ ى مردى رسيد كه در آن وقت شب قرآن ميخواند و گفته‏ ى خداى تعالى را كه در قرآنست ميخواند:
«أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ‏» «1» با آوازى غمگين و دلنشين كميل بن زياد در باطن او را ستايش كرد و نيكو شمرد، حال آن مرد كميل را بشگفت آورد امّا بدون اينكه چيزى بگويد.

حضرت امام امیرالمومنین على عليه السّلام متوجه كميل شد و فرمود: اى كميل بشگفت نياورد ترا صداى دلنشين اين مرد همانا اين مرد اهل آتش است و بزودى بعد از اين ترا از حال او خبر خواهم داد. كميل متحير و سرگردان شد از اينكه على عليه السّلام از باطن او آگاه شد و گواهى داد كه آن مرد اهل آتش خواهد بود با وجود اينكه سرگرم عبادت بود و درين حالت خوب (كه راز و نياز بود) قرار گرفته بود آنهم در اين وقت از شب.
كميل خاموش گرديد، امّا در حالت شگفت و انديشه و فكر درين امر. زمانى طولانى و دراز از داستان گذشت تا اينكه حال خوارج نهروان برگشت به عاقبت كارشان و با امير المؤمنين جنگيدند و آن جماعت حافظ قرآن بودند بهمان طورى كه بر پيامبر نازل شده بود
______________________________
(1) زمر آيه 12 آيا كسى كه او عبادت‏كننده است در دل‏هاى شب در حالت سجود و قيام است و از روز رستاخيز ميترسد و اميد بخشش از خدا دارد، بگو آيا يكسانند دانايان و نادانان همانا پند ميگيرند صاحبان خرد و عقل.
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 38
امير المؤمنين در صحنه‏ ى پيكار توجهى به كميل كرد و حال آنكه كميل در پيش روى على عليه السّلام ايستاده بود و شمشير على در دستش بود و از آن شمشير خون مى‏چكيد و سرهاى آن كافران و فاجران روى زمين را پر كرده بود.
على عليه السّلام سر شمشيرش را بر يكى از آن سرها فرو كرد و فرمود اى كميل‏ أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يعنى اى كميل اين سر همان كسى است كه اين آيه را در آن شب با صدائى حزين ميخواند و ترا حال او بشگفت آورد.
سپس كميل پاهاى امير المؤمنين را بوسيد و طلب آمرزش از خدا كرد، سپس درود خدا بر محمّد و آل محمّد و على كه قدرش در اجتماع مجهول و پنهان مانده بود فرستاد.
ديلمى، حسن بن محمد - رضايى، سيد عبد الحسين، إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، 2جلد، اسلاميه - تهران، چاپ: سوم، 1377ش.

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 4 June 2018   #8
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 16,672
ج: اخبار امیرالمومنین علیه السلام ازآینده

مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏2، ص: 276
وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ وَيْلُ هَذِهِ الْأُمَّةِ مِنْ رِجَالِهِمْ الشَّجَرَةِ الْمَلْعُونَةِ الَّتِي ذَكَرَهَا رَبُّكُمْ تَعَالَى أَوَّلُهُمْ خَضْرَاءُ وَ آخِرُهُمْ هَزْمَاءُ «1»

ثُمَّ يَلِي بَعْدَهُمْ أَمْرَ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ رِجَالٌ (ینی العباس )أَوَّلُهُمْ أَرْأَفُهُمْ وَ ثَانِيهِمْ أَفْتَكُهُمْ وَ خَامِسُهُمْ كَبْشُهُمْ وَ سَابِعُهُمْ أَعْلَمُهُمْ وَ عَاشِرُهُمْ أَكْفَرُهُمْ يَقْتُلُهُ أَخَصُّهُمْ بِهِ وَ خَامِسَ عَشَرَهُمْ كَثِيرُ الْعَنَاءِ قَلِيلُ الْغَنَاءِ سَادِسَ عَشَرَهُمْ أَقْضَاهُمْ لًلذِّمَمِ وَ أَوْصَلُهُمْ لِلرَّحِمِ كَأَنِّي أَرَى ثَامِنَ عَشَرَهُمْ تَفْحَصُ رِجْلَاهُ فِي دَمِهِ بَعْدَ أَنْ يَأْخُذَ جُنْدَهُ بِكَظْمِهِ مِنْ وُلْدِهِ ثَلَاثُ رِجَالٍ سِيرَتُهُمْ سِيرَةُ الضَّلَالِ وَ الثَّانِي وَ الْعِشْرِينَ مِنْهُمْ الشَّيْخُ الْهَرِمُ تَطُولُ أَعْوَامُهُ وَ تُوَافِقُ الرَّعِيَّةَ أَيَّامُهُ وَ السَّادِسُ وَ الْعِشْرُونَ‏ «2» مِنْهُمْ يُشَرَّدُ الْمُلْكُ مِنْهُ شُرُودَ الْمُنْفَتِقِ وَ يَعْضُدُهُ الْهَزْرَةُ الْمُتَفَيْهِقُ‏ «3» لَكَأَنِّي أَرَاهُ عَلَى جِسْرِ الزَّوْرَاءِ قَتِيلًا ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ يَداكَ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيد
________________________________________

ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، 4جلد، علامه - قم، چاپ: اول، 1379 ق.

بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏41 ؛ ص322



بيان: قوله أولهم خضراء لما شبهوا في القرآن الكريم بالشجرة الملعونة شبههم أمير المؤمنين ( ص)في بدو أمرهم لقوة ملكهم و طراوة عيشهم بالشجرة


بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏41، ص: 323
الخضراء و في أواخر دولتهم لكونهم بعكس ذلك بالشجرة الهزماء من قولهم تهزمت العصا أي تشققت و القربة يبست و تكسرت أو من الهزيمة و

أما بنو العباس فلا يخفى على من راجع التواريخ أن أولهم و هو السفاح كان أرأفهم و أن ثانيهم و هو المنصور كان أفتكهم أي أجرأهم و أشجعهم و أكثرهم قتلا للناس خدعة و غدرا و أن خامسهم و هو الرشيد كان كبشهم إذ لم يستقر ملك أحد منهم كاستقرار ملكه و أن سابعهم و هو المأمون كان أعلمهم و اشتهار وفور علمه من بينهم يغني عن البيان و أن عاشرهم و هو المتوكل أكفرهم بل أكفر الناس كلهم أجمعين لشدة نصبه و إيذائه لأهل البيت و شيعتهم و سائر الخلق و أن من قتله كان من غلمانه الخاصة

و خامس عشرهم المعتمد على الله أحمد بن المتوكل و هو و إن كان زمان خلافته ثلاثا و عشرين سنة لكن كان في أكثر زمانه مشتغلا بحرب صاحب الزنج و غيره فلذا وصفه ع بكثرة العناء و قلة الغناء.
و سادس عشرهم المعتضد بالله رأى في النوم رجلا أتى دجلة فمد يده إليها فاجتمع جميع مائها فيها ثم فتح كفه ففاض الماء فسأل المعتضد أ تعرفني قال لا قال أنا علي بن أبي طالب فإذا جلست على سرير الخلافة فأحسن إلى أولادي فلما وصلت إليه الخلافة أحب العلويين و أحسن إليهم فلذا وصفه ع بقضاء العهد و صلة الرحم و ثامن عشرهم هو جعفر الملقب بالمقتدر بالله و خرج مونس الخادم من جملة عسكره و أتى الموصل و استولى عليه و جمع عسكرا و رجع و حارب المقتدر في بغداد و انهزم عسكر المقتدر و قتل هو في المعركة و استولى على الخلافة من بعده ثلاثة من أولاده الراضي بالله محمد بن المقتدر و المتقي بالله إبراهيم بن المقتدر و المطيع لله فضل بن المقتدر.

و أما الثاني و العشرون منهم فهو المكتفي بالله عبد الله و ادعى الخلافة بعد مضي إحدى و أربعين من عمره في سنة ثلاث و ثلاثين و ثلاثمائة و استولى أحمد بن بويه‏

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏41، ص: 324
في سنة أربع و ثلاثين و ثلاثمائة على بغداد و أخذ المكتفي و سمل عينه‏ «1» و توفي في سنة ثمان و ثلاثين و ثلاثمائة و يقال إنه كان أيام خلافته سنة و أربعة أشهر و يحتمل أن يكون من خطاء المؤرخين أو رواة الحديث بأن يكون في الأصل الخامس و العشرون أو السادس و العشرون فالأول هو القادر بالله أحمد بن إسحاق و قد عمر ستا و ثمانين سنة و كانت مدة خلافته إحدى و أربعين سنة و الثاني القائم بأمر الله كان عمره ستا و سبعين سنة و خلافته أربعا و أربعين سنة و ثمانية أشهر و يحتمل أن يكون إنما عبر عن القائم بأمر الله بالثاني و العشرين لعدم اعتداده بخلافة القاهر بالله و الراضي بالله و المقتدر بالله و المكتفي بالله لعدم استقلالهم و قلة أيام خلافتهم فعلى هذا يكون السادس و العشرون الراشد بالله فإنه هرب في حماية عماد الدين الزنجي ثم قتله بعض الفدائيين لكن فيه أنه قتل في أصفهان و يحتمل أن يكون المراد بالسادس و العشرين المستعصم فإنه قتل كذلك و هو آخرهم و إنما عبر عنه كذلك مع كونه السابع و الثلاثين منهم لكونه السادس و العشرين من عظمائهم لعدم استقلال كثير منهم و كونهم مغلوبين للملوك و الأتراك و يحتمل أيضا أن يكون المراد السادس و العشرون من العباس و أولاده فإنهم اختلفوا في أنه هل هو الرابع و العشرون من أولاد العباس أو الخامس و العشرون منهم و على الأخير يكون بانضمام العباس السادس و العشرون و على الأخيرين يكون مكان يعضده يقصده.
و قال الفيروزآبادي النقنق كزبرج الظليم أو النافر أو الخفيف‏ «2» و قال هزره بالعصا يهزره ضربه بها على ظهره و جنبه شديدا و غمز غمزا شديدا و طرد و نفى فهو مهزور و هزير و الهزرة و يحرك الأرض الرقيقة «3» و قال تفيهق في كلامه تنطق و توسع كأنه ملأ به فمه‏ «4» و قال الجزري في حديث‏

______________________________
(1) أي فقأها.

(2) القاموس 3: 286.

(3) القاموس 2: 160.

(4) القاموس 3: 279.

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏41، ص: 325
حذيفة يوشك بنو قنطوراء أن يخرجوا أهل العراق من عراقهم و يروي أهل البصرة منها كأني بهم خنس الأنوف خزر العيون عراض الوجوه قيل إن قنطوراء كانت جارية لإبراهيم الخليل ع ولدت له أولادا منهم الترك و الصين و منه حديث عمرو بن العاص يوشك بنو قنطوراء أن يخرجوكم من أرض البصرة و حديث أبي بكرة إذا كان آخر الزمان جاء بنو قنطوراء «1».
________________________________________
مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)، 111جلد، دار إحياء التراث العربي - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.
یا علی
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 06:56AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts