بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي 2 هفته پيش   #1
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 18,160
Lightbulb تواتر حدیث غدیر از دیدگاه دانشمندان اهل تسنن

تواتر حدیث غدیر از دیدگاه دانشمندان اهل تسنن
حدیث غدیر ، برترین دلیل شیعه بر ولایت امیر مؤمنان علیه السلام است که با سندهاي صحیح و به صورت متواتر از طریق شیعه و
سنی نقل شده است ؛ اما در عین حال برخی از علماي اهل سنت که اعتراف به چنین مطلبی برایشان ناگوار و پذیرش چنین حقیقتی
سخت بوده ، چشمان خود را بسته و صحت آن را زیر سؤال بردهاند !
از جمله ابن حزم اندلسی ظاهري که با دفاع از ابن ملجم مرادي ، عداوت خود با امیر مؤمنان علیه السلام را علنی کرده است ، در
کتاب الفصل خود مینویسد :
وأما من کنت مولاه فعلى مولاه فلا یصح من طریق الثقات أصلاً .
حدیث: من کنت مولاه... به هیچ وجه از طریق افراد ثقه تایید نشده است.
ابن حزم اندلسی ، علی بن أحمد بن سعید بن حزم الطاهري أبو محمد (متوفاي 548 ه) ، الفصل فی الملل والأهواء
والنحل ، ج 4 ،ص 116 ، ناشر : مکتبۀ الخانجی – القاهرة .
و ابن تیمیه حرانی (متوفاي 728 ه) نیز که در انکار فضائل اهل بیت علیهم السلام زبانزد عام و خاصاست در منهاج السنۀ مینویسد :
وأما قوله من کنت مولاه فعلی مولاه فلیسهو فی الصحاح لکن هو مما رواه العلماء وتنازع الناسفی
صحته فنقل عن البخاري وإبراهیم الحربی وطائفۀ من أهل العلم بالحدیث انهم طعنوا فیه وضعفوه ... .
حدیث: من کنت مولاه... در کتب روائی صحیح ششگانه آورده نشده است ، بعضی از دانشمندان آن را
روایت کردهاند ؛ ولی در صحت آن دچار اختلاف شدهاند ، از بخاري و ابراهیم حربی وگروهی دیگر از اهل دانش
نقل شده است که آنان این حدیث را تضعیف کردهاند .
إبن تیمیۀ الحرانی ، أبو العباس أحمد بن عبد الحلیم ، منهاج السنۀ النبویۀ، ج 7 ،ص 319 ، تحقیق : د. محمد رشاد سالم ،
. ناشر : مؤسسۀ قرطبۀ ، الطبعۀ الأولى ، 1406
و سعد الدین تفتازانی (متوفاي 791 ه) در جواب از حدیث غدیر مینویسد :
والجواب منع تواتر الخبر فإن ذلک من مکابرات الشیعۀ کیف وقد قدح فی صحته کثیر من أهل الحدیث ولم
ینقله المحققون منهم کالبخاري ومسلم والواقدي .
جواب ما این است که حدیث غدیر متواتر نیست و این از زورگوییهاي شیعه است ، ؛ زیرا بسیاري از علما
و محققین علم حدیث ؛ از جمله بخاري ، مسلم و واقدي در صحتشاشکال کرده و آن را نقل ننمودهاند .
، التفتازانی ، سعد الدین مسعود بن عمر بن عبد الله ، شرح المقاصد فی علم الکلام ، ج 2 ،ص 290
ناشر : دار المعارف النعمانیۀ - باکستان ، الطبعۀ : الأولى ، 1401 ه - 1981 م .
نقد و بررسی :
براي روشن شدن حقیت مطلب و نیز براي سنجش ارزش سخن ابن حزم ، ابن تیمیه و تفتازانی کافی است که به اعترافات علما و
دانشمندان نام آور اهل سنت که در علم حدیث و رجال خبره فن هستند ، در باره حدیث غدیر اشاره شود . طبیعی است که با اثبات
صحت و یا تواتر حدیث غدیر و ورود آن در صحاح سته اهل سنت ، میزان تقوي و انصاف این دو دانشمند سنی براي همگان روشن
خواهد شد .
ما در ابتدا تواتر حدیث غدیر را از زبان بزرگان سنی نقل و سپس تعدادي از أسناد آن را که علماي رجال سنی به صحت آنها اعتراف
کردهاند ، خواهیم آورد .
اعترافات علماي اهل سنت بر تواتر حدیث غدیر :
حدیث غدیر نه تنها سندش صحیح است ؛ بلکه بسیاري از بزرگان اهل سنت تواتر آن را پذیرفتهاند که ما به نام چند تن از آنان اشاره
میکنیم :
1 . شمس الدین ذهبی (متوفاي 748 ه) :
ذهبی ، دانشمند شهیر سنی و از ارکان علم رجال اهل سنت که او را پیشواي جرح و تعدیل نامیدهاند ، در موارد مختلف به تواتر حدیث
غدیر اعتراف کرده است . وي در سیر اعلام النبلا که از معتبرترین کتابهاي اهل سنت در علم رجال است ، در ترجمه محمد بن جریر
طبري ، صاحب تفسیر و تاریخ مینویسد :
قلت: جمع طرق حدیث غدیر خم فی أربعۀ أجزاء رأیت شطره فبهرنی سعۀ روایاته وجزمت بوقوع ذلک .
محمد بن جریر طبري اسناد روایت غدیر خم را در چهار جلد جمع آوري کرده است که من قسمتی از آن را
دیدم و از گستردگی روایات آن شگفت زده شدم و یقین کردم که این اتفاق افتاده است .
، الذهبی ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز ، سیر أعلام النبلاء ، ج 14 ،ص 277
تحقیق : شعیب الأرناؤوط و محمد نعیم العرقسوسی ، ناشر : مؤسسۀ الرسالۀ - بیروت ، الطبعۀ التاسعۀ ، 1413 ه .
و در تذکرة الحفاظ و بازهم در ترجمه محمد بن جریر طبري مینویسد :
محمد بن جریر بن یزید بن کثیر الامام العلم الفرد الحافظ أبو جعفر الطبري أحد الأعلام وصاحب التصانیف
من أهل آمل طبرستان أکثر التطواف ... . ولما بلغه ان بن أبی داود تکلم فی حدیث غدیر خم عمل
کتاب الفضائل وتکلم على تصحیح الحدیث .
قلت رأیت مجلدا من طرق الحدیث لابن جریر فاندهشت له ولکثرة تلک الطرق .
من یک جلد از کتاب أسناد حدیث غدیر را که ابن جریر نوشته بود را دیدم و از زیاد بودن أسناد آن
گیج و مبهوت شدم .
، الذهبی ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز ، تذکرة الحفاظ ج 2 ،ص 710 ، رقم : 728
ناشر : دار الکتب العلمیۀ - بیروت ، الأولى .
ابن کثیر دمشقی سلفی (متوفاي 774 ه) که ازشاگردان ذهبی به شمار میرود ، به نقل از استادش مینویسد :
قال : وصدر الحدیث متواتر أتیقن أن رسول الله صلى الله علیه وسلم قاله ، وأما :
فزیادة قویۀ الاسناد . « اللهم وال من والاه »
، ابن کثیر الدمشقی ، أبو الفداء إسماعیل بن عمر القرشی ، السیرة النبویۀ ، ج 4 ،ص 426 و البدایۀ والنهایۀ ، ج 5 ،ص 214
ناشر : مکتبۀ المعارف – بیروت .
ذهبی گفت : این حدیث به صورت متواتر نقل شده است و من یقین کردم که از رسول خدا صلی الله علیه
نیز سندشقوي است . « اللهم وال من والاه » : وآله صادر شده است، اما جمله
و شهاب الدین آلوسی (متوفاي 1270 ه) صاحب روح المعانی که جایگاه ویژهاي در نزد وهابیها دارد ، در تفسیرش مینویسد :
متواتر یتقین أن رسول الله صلى الله علیه و سلم قاله وأما « من کنت مولاه فعلى مولاه » وعن الذهبى أن
اللهم وال من والاه فزیادة قویۀ الاسناد .
متواتر است و به یقین سخن رسول خدا است ؛ اما ادامه آن که « من کنت مولاه فعلی مولاه » : حدیث
رسول خدا فرمود : خدایا دوست بدار هر که علی را دوست دارد ، نیز سندشقوي است ... .
الألوسی البغدادي ، العلامۀ أبی الفضل شهاب الدین السید محمود ، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی ،
ج 6 ،ص 195 ، ناشر : دار إحیاء التراث العربی – بیروت .
ترجمه ذهبی :
ابن ناصر الدین از مشاهیر قرن نهم ، (متوفاي 842 ه ) در باره شخصیت ذهبی میگوید :
الشیخ الامام الحافظ الهمام مفید الشام ومؤرخ الاسلام ناقد المحدثین وإمام المعدلین والمجرحین شمس
الدین ... الدمشقی ابن الذهبی الشافعی .
، إبن ناصر الدین الدمشقی ، محمد بن أبی بکر ، الرد الوافر، ناشر : المکتب الإسلامی - بیروت - 1393
الطبعۀ : الأولى ، تحقیق : زهیر الشاویش .
امام ، حافظ (کسی که بیشاز صد هزار حدیث حفظ باشد) مو  رخ واسلام شناس، منتقد بر اهل حدیث ، پیشوا
در جرح و تعدیل راویان ومؤلفان ، شمسالدین ذهبی.
و در جاي دیگري از همین کتابش میگوید :
وکان آیۀ فی نقد الرجال عمدة فی الجرح والتعدیل عالما بالتفریع والتأصیل إماما فی القراءات فقیها فی
النظریات له دربۀ بمذاهب الأئمۀ وأربابا المقالات قائما بین الخلف بنشر السنۀ ومذهب السلف .
. الرد الوافر ، ج 1 ،ص 31
در نقد رجال حدیث یگانه بود و در جرح وتعدیل راویان حدیث استاد و در استفاده فروع از اصول دانشمند و در
دانشقرائتهاي قرآن پیشوا و در آراء و انظار فقیه بود . راه ورود به مذاهب چهار گانه و پیشواي همه
اندیشه ها بود، یک تنه در میان معاصرانشبه نشر و تبلیغ سنت و مذهب سلفی گري همت گمارد .
و ابن حجر عسقلانی (متوفاي 852 ه) در الدرر الکامنۀ مینویسد :
قرأت بخط البدر النابلسی فی مشیخته کان علامۀ زمانه فی الرجال وأحوالهم حدید الفهم ثاقب الذهن وشهرته
تغنی عن الإطناب فیه .
من نوشتهاي بدر نابلسی را که در شرح حال اساتیدشآورده است خواندن که در باره ذهبی گفته بود : وي در
دانشرجال و حالات راویان و نویسندگان دانشفراوان داشت ، تیز فهم و ذهنی قوي داشت ، شهرت و آوازه
او ما را از توصیف بیشتر بی نیاز می کند .
ابن حجر عسقلانی ، الحافظ شهاب الدین أبی الفضل أحمد بن علی بن محمد ، الدرر الکامنۀ فی أعیان المائۀ الثامنۀ ، ج 5 ،ص 68 ، تحقیق :
مراقبۀ / محمد عبد المعید ضان ، ناشر : مجلس دائرة المعارف العثمانیۀ - صیدر اباد/ الهند ، الطبعۀ الثانیۀ ، 1392 ه/ 1972 م .
و جلال الدین سیوطی (متوفاي 911 ه) در باره او مینویسد :
الذهبی الإمام الحافظ محدث العصر وخاتمۀ الحفاظ ومؤرخ الإسلام وفرد الدهر والقائم بأعباء هذه الصناعۀ
شمسالدین أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان قایماز الرکمانی ثم الدمشقی .
ذهبی امام و حافظ ، حدیث گوي زمان و آخرین نفر از حافظان ، مورخ اسلام و یگانه زمان و ... بود .
جلال الدین سیوطی ، عبد الرحمن بن أبی بکر ، طبقات الحفاظ، ج 1 ،ص 521 ، ناشر : دار الکتب العلمیۀ - بیروت ، الطبعۀ الأولى ، 1403 ه .
2 . ابن حجر عسقلانی (متوفاي 852 ه ) :
ابن حجر از دانشمندان معروف سنی که به همراه ذهبی یکی از دو رکن اساسی علم رجال اهل سنت به حساب میآید ، در شرح
صحیح بخاري ، بسیاري از سندهاي حدیث غدیر را صحیح و حسن میداند :
فقد أخرجه الترمذي والنسائی وهو کثیر الطرق جداً وقد استوعبها « من کنت مولاه فعلی مولاه » واما حدیث
بن عقدة فی کتاب مفرد وکثیر من اسانیدها صحاح وحسان .
را ، ترمذي ونسائی با سند صحیح نقل کرده اند ، سندهاي بسیاري « من کنت مولاه فعلی مولاه » : حدیث
دارد ، که همه آنها را ابن عقده در کتاب مستقلی جمع آوري کرده است و بسیاري از اسناد آن صحیح
و یا حسن هستند .
، ابن حجر عسقلانی ، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل الشافعی ، فتح الباري شرح صحیح البخاري، ج 7 ،ص 74
تحقیق : محب الدین الخطیب ، ناشر : دار المعرفۀ - بیروت .
و در تهذیب التهذیبکه یکی از کتابهاي معتبر رجالی اهل سنت به حساب میآید ، میگوید که بیش از هفتاد صحابی روایت غدیر را
نقل کردهاند :
وقد جمعه بن جریر الطبري فی مؤلف فیه أضعاف من ذکر وصححه واعتنى بجمع طرقه أبو العباسبن عقدة
فأخرجه من حدیث سبعین صحابیا أو أکثر .
ابن جریر حدیث غدیر را از طرق گوناگون در کتاب مستقلی ، با تصحیح آن جمع آوري کرده است ،
وکسی که به اسناد آن توجه خاص کرده است ، ابن عقده است ، وي این حدیث را از زبان بیشاز
هفتاد صحابی نقل کرده است .
، ابن حجر عسقلانی ، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل الشافعی ، تهذیب التهذیب، ج 7 ،ص 297
. 1984 - ناشر : دار الفکر - بیروت ، الطبعۀ الأولى ، 1404
ترجمه ابن حجر عسقلانی :
هاشمی مکی ، از مشاهیر قرن نهم هجري و از همدورههاي ابن حجر ، او را اینگونه میستاید :
أحمد بن علی بن محمد بن محمد بن علی بن محمود بن أحمد بن أحمد بن العسقلانی المصري الشافعی
الإمام العلامۀ الحافظ فرید الوقت مفخر الزمان بقیۀ الحفاظ علم الأئمۀ الأعلام عمدة المحققین خاتمۀ
الحفاظ المبرزین والقضاة المشهورین أبو الفضل شهاب الدین ...
، الهاشمی المکی ، الحافظ أبو الفضل تقی الدین محمد بن محمد بن فهد (متوفاي 871 ه) ، لحظ الألحاظ بذیل طبقات الحفاظ، ج 1 ،ص 326
ناشر : دار الکتب العلمیۀ – بیروت .
ابن حجر عسقلانی مصري شافعی مذهب ، پیشواي دانشمند ، حافظ (صد هزار حدیث) ، یگانه روزگار،
افتخار زمان ، باقی مانده از حافظان حدیث ، سرآمد پیشوایان بزرگ ، محقق عمده ، پایان بخش

حافظان ، قاضی مشهور ...
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا علی
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 2 هفته پيش   #2
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 18,160
ج: تواتر حدیث غدیر از دیدگاه دانشمندان اهل تسنن

. ابن حجر الهیثمی (متوفاي 974 ه) :
ابن حجر هیثمی در کتاب الصواعق المحرقۀکه آن را علیه مذهب شیعه نگاشته است به کثرت اسناد حدیث غدیر اعتراف کرده و
میگوید :
أنه حدیث صحیح لا مریۀ فیه وقد أخرجه جماعۀ کالترمذي والنسائی وأحمد و طرقه کثیرة جدا ومن ثم رواه
ستۀ عشر صحابیا وفی روایۀ لأحمد أنه سمعه من النبی صلى الله علیه وسلم ثلاثون صحابیا وشهدوا به لعلی
لما نوزع أیام خلافته کما مر وسیأتی وکثیر من أسانیدها صحاح وحسان ولا التفات لمن قدح فی صحته .
در صحت حدیث غدیر شکی نیست ؛ زیرا گروهی مانند : ترمذي ، نسائی و احمد آن را با سند نقل کرده اند ،
اسناد این حدیث فراوان است و شانزده تن از اصحاب آن را روایت کرده اند ، و در نقلی که احمد دارد
می گوید : سی نفر از اصحاب در زمان خلافت علی علیه السلام وقتی که علی از آنان در خواست گواهی بر
شنیدن این حدیث از رسول خدا صلی الله علیه وآله نمود ، شهادت دادند که آن را از پیامبر شنیدهاند .
بیشتر سندهاي این حدیث صحیح و حسن است و سخن کسی که بر سند آن بخواهد ایراد میگیرد ،
ارزشتوجه ندارد .
ابن حجر الهیثمی ، أبو العباس أحمد بن محمد بن علی ، الصواعق المحرقۀ على أهل الرفضوالضلال والزندقۀ، ج 1 ،ص 106 107 ، تحقیق : عبد الرحمن
بن عبد الله الترکی و کامل محمد الخراط ، ناشر : مؤسسۀ الرسالۀ - لبنان ، الطبعۀ الأولى ، 1417 ه - 1997 م .
ترجمه ابن حجر هیثمی :
عبد القادر العیدروسی (متوفاي 1037 ه) در باره او میگوید :
وفیها [سنۀ أربع وسبعین بعد التسعمائۀ ] فی رجب توفی الشیخ الإمام شیخ الإسلام خاتمۀ أهل الفتیا
والتدریسناشر علوم الامام محمد بن إدریسالحافظ شهاب الدین أبو العباسأحمد بن محمد بن علی بن
حجر الهیتمی السعدي الأنصاري بمکۀ ودفن بالمعلاة فی تربۀ الطبریین وکان بحرا فی علم الفقه وتحقیقه لا
تکدره الدلاء وإمام الحرمین کما أجمع على ذلک العارفون وانعقدت علیه خناصر الملاء إمام اقتدت به الأئمۀ
وهمام صار فی إقلیم الحجاز أمۀ مصنفاته فی العصر آیۀ یعجز عن الإتیان بمثلها المعاصرون ...
واحد العصر وثانی القطر وثالث الشمسوالبدر من أقسمت المشکلات أن لا تتضح إلا لدیه وأکدت
المعضلات آلیتها أن لا تتجلى إلا علیه لا سیما وفی الحجاز علیها قد حجر ولا عجب فإنه المسمى بابن حجر .
ابن حجر هیثمی دریائی از دانشفقه و تحقیق ، امام مدینه و مکه بود که همه پیشوایان به وي اقتدا می
کردند ، در سرزمین حجاز از جهت آثار نمونهاي بود که مثل و مانند نداشت ... .
العیدروسی ، عبد القادر بن شیخ بن عبد الله ، تاریخ النور السافر عن أخبار القرن العاشر، ج 1 ،ص 258 ، ناشر : دار الکتب العلمیۀ - بیروت ، الطبعۀ
. الأولى ، 1405
4 . جلال الدین سیوطی (متوفاي 911 ه) :
جلال الدین سیوطی ، مفسر ، ادیب و محدث مشهور اهل سنت ، از کسانی است که حدیث غدیر را از احادیث متواتر میداند . البته ما
در کتابهایی که از وي در اختیار داریم ، چنین مطلبی را نیافتیم ؛ ولی دو تن از بزرگان اهل سنت ، این مطلب را از زبان وي نقل
کردهاند که همین براي ما کفایت میکند .
حافظ عبد الرؤوف مناوي در شرح جامع الصغیر سیوطی مینویسد :
( من کنت مولاه ) أي ولیه وناصره ( فعلى مولاه ) ولاء الاسلام وسببه ان أسامۀ قال لعلی لست مولاي انما
مولاي رسول الله فذکره ( حم ه عن البراء ) بن عازب ( حم عن بریدة ) بن الحصیب ( ت ن والضیاء عن زید بن
أرقم ) ورجال أحمد ثقات بل قال المؤلف حدیث متواتر .
راویان این حدیث مورد اعتماد هستند ؛ بلکه مؤلف (سیوطی) گفته است که این حدیث متواتر است .
المناوي ، الإمام الحافظ زین الدین عبد الرؤوف ، التیسیر بشرح الجامع الصغیر ، ج 2 ص 442 ، (متوفاي 1031 ه) ، ناشر : مکتبۀ الإمام الشافعی
- الریاض، الطبعۀ : الثالثۀ ، 1408 ه - 1988 م .
و در فیضالقدیر که این کتاب نیز در شرح جامع الصغیر سیوطی است ، مینویسد :
قال الهیثمی رجال أحمد ثقات وقال فی موضع آخر رجاله رجال الصحیح وقال المصنف حدیث متواتر
هیثمی گفته است که راویان مسند احمد مورد اعتماد هستند و در جاي دیگر گفته که روایان آن راویان
صحیح بخاري هستند و مصنف (سیوطی) گفته است که حدیث غدیر متواتر است .
المناوي ، الإمام الحافظ زین الدین عبد الرؤوف ، فیضالقدیر شرح الجامع الصغیر ، ج 6 ص 218 ، ناشر : المکتبۀ التجاریۀ الکبرى - مصر ،
الطبعۀ : الأولى ، 1356 ه .
و ابراهیم بن محمد حسینی (متوفاي 1120 ه) از علماي سنی مذهب قرن دوازدهم نیز این مطلب را تأیید میکند :
من کنت مولاه فعلی مولاه
أخرجه الإمام أحمد ومسلم عن البراء بن عازب رضی الله عنه وأخرجه أحمد أیضا عن بریدة بن الحصیب رضی
الله عنه وأخرجه الترمذي والنسائی والضیاء المقدسی عن زید بن رقم رضی الله عنه قال الهیثمی رجال أحمد
ثقات وقال فی موضع آخر رجاله رجال الصحیح .
وقال السیوطی حدیث متواتر . سببه أن أسامۀ قال لعلی لست مولاي إنما مولاي رسول الله فقال
. « من کنت مولاه فعلی مولاه » : ( النبی (ص
این حدیث را امام احمد ومسلم از براء بن عازم نقل کرده اند و احمد مجدداً آن را از بریده بن حصیب و
ترمذي و نسائی و ضیاء مقدسی از زید بن ارقم آن را نقل کره اند، هیثمی می گوید: رجال سند احمد همه ثقه
هستند و در مورد دیگري گفته است راویان آن راویان صحیح بخاري هستند .
سیوطی می گوید: حدیث غدیر متواتر است.
علت ایراد این حدیث آن است که اسامه به علی گفت : تو مولاي من نیستی ؛ بلکه مولاي من پیامبر است ،
رسول خاد صلی الله علیه وآله پساز شنیدن این سخن فرمود :
هر کسمن مولاي او هستم ، علی نیز مولاي او است .
الحسینی ، ابراهیم بن محمد ، البیان والتعریف فی أسباب ورود الحدیث الشریف، ج 2 ،ص 230 ، ح 1577 ، تحقیق : سیف الدین الکاتب ، ناشر :
دار الکتاب العربی - بیروت – 1401 ه .
ترجمه سیوطی :
نجم الدین العزیز در کتاب الکواکب السائرة، سیوطی را این گونه معرفی میکند :
عبد الرحمن بن أبی بکر الأسیوطی: عبد الرحمن بن أبی بکر بن محمد بن أبی سابق الدین بکر بن عثمان بن
محمد بن خضر بن أیوب بن محمد ابن الشیخ همام الدین، الشیخ العلامۀ، الإمام، المحقق، المدقق،
المسند، الحافظ شیخ الإسلام جلال الدین أبو الفضل ابن العلامۀ کمال الدین الأسیوطی، الخضیري، الشافعی
صاحب المؤلفات الجامعۀ، والمصنفات النافعۀ، وألف المؤلفات الحافلۀ الکثیرة الکاملۀ الجامعۀ، النافعۀ
المتقنۀ، المحررة، المعتبرة نیفت عدتها على خمسمائۀ مؤلف
وکان أعلم أهل زمانه بعلم الحدیث وفنونه، ورجاله، وغریبه، واستنباط الأحکام منه، وأخبر عن نفسه أنه یحفظ
مئتی ألف حدیث. قال: ولو وجدت أکثر لحفظته. قال: ولعله لا یوجد على وجه الأرضالان أکثر من ذلک
استاد علامه ، پیشوا ، محقق ، دقیق ، حافظ ( کسی که صد هزار حدیث حفظ است)، صاحب کتابهاي جامع و
تألیفات سودمند ، کسی که بیشاز پانصد کتاب مفید و ارزشمند نوشته است ، دانا ترین فرد در دانشحدیث
و فنون آن ، اهل استنباط احکام و کسی که خودشگفته است : دویست هزار حدیث را حفظ هستم و اگر
بیشتر می یافتم باز هم حفظ می کردم ، که البته شاید اکنون بیشاز این حدیث وجود نداشته باشد.
الغزي ، نجم الدین محمد بن محمد ، الکواکب السائرة بأعیان المئۀ العاشرة ، ج 1 ص 142 ، (متوفاى 1061 ه) .
5 . أبو حامد غزالی (متوفاي 505 ه) :
غزالی ، دانشمند نامور و شهیر قرن ششم که ذهبی از از او با عنوان اعجوبه زمان یاد میکند ، در باره حدیث غدیر و پیمانی که خلیفه
دوم در آن روز بست و تنها چند روز بعد از غدیر آن را به باد فراموشی سپرد ، مینویسد :
من کنت » : واجمع الجماهیر على متن الحدیث من خطبته فی یوم عید یزحم باتفاق الجمیع وهو یقول
فقال عمر بخ بخ یا أبا الحسن لقد أصبحت مولاي ومولى کل مولى فهذا تسلیم ورضى « مولاه فعلی مولاه
وتحکیم ثم بعد هذا غلب الهوى تحب الریاسۀ وحمل عمود الخلافۀ وعقود النبوة وخفقان الهوى فی قعقعۀ
الرایات واشتباك ازدحام الخیول وفتح الأمصار وسقاهم کأسالهوى فعادوا إلى الخلاف الأول : فنبذوه وراء
ظهورهم واشتروا به ثمناً قلیلا .
از خطبههاي رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) خطبه غدیر خم است که همه مسلمانان بر متن
آن اتفاق دارند . رسول خدا فرمود : هر کسمن مولا و سرپرست او هستم ، علی مولا و سرپرست او است .
عمر پساز این فرمایشرسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به علی (علیه السلام) این گونه تبریک گفت :
«. افتخار ، افتخار اي ابوالحسن ، تو اکنون مولا و رهبر من و هر مولاي دیگري هستی »
این سخن عمر حکایت از تسلیم او در برابر فرمان پیامبر و امامت و رهبري علی (علیه السلام) و نشانه
رضایتشاز انتخاب علی (علیه السلام) به رهبري امت دارد ؛ اما پساز گذشت آن روزها ، عمر تحت تأثیر
هواي نفسو علاقه به ریاست و رهبري خودشقرار گرفت و استوانه خلافت را از مکان اصلی تغییر داد و با
لشکر کشیها ، برافراشتن پرچمها و گشودن سرزمینهاي دیگر ، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران
جاهلی هموار کرد و [مصداق این آیه قرآن شد :]
پس، آن [عهد] را پشت سرِ خود انداختند و در برابر آن ، بهایى ناچیز به دست آوردند، و چه بد
معاملهاى کردند .
الغزالی ، أبو حامد محمد بن محمد ، سر العالمین وکشف ما فی الدارین ، ج 1 ،ص 18 ، باب فی ترتیب الخلافۀ والمملکۀ ، تحقیق : محمد حسن
محمد حسن إسماعیل وأحمد فرید المزیدي ، ناشر : دار الکتب العلمیۀ - بیروت / لبنان ، الطبعۀ : الأولى ، 1424 ه 2003 م .
ترجمه أبو حامد غزالی :
علامه شمس الدین ذهبی در ترجمه او مینویسد :
الغزالی الشیخ الإمام البحر حجۀ الإسلام أعجوبۀ الزمان زین الدین أبو حامد محمد بن محمد بن محمد بن
أحمد الطوسی الشافعی الغزالی صاحب التصانیف والذکاء المفرط ... ثم بعد سنوات سار إلى وطنه لازما لسننه
حافظا لوقته مکبا على العلم
غزالی استاد پیشوا و دریاي علم ، نشانه اسلام ، اعجوبه زمان ، صاحب کتابها وانسانی با هوشفراوان
و زیرك... بود .
پساز سالها به زادگاهشبازگشت و به استفاده از وقت ، فرصت وعلم ودانشروزگار را سپري کرد ... .
سیر أعلام النبلاء ، ج 19 ،ص 322 ، تحقیق : شعیب الأرناؤوط , محمد نعیم العرقسوسی ، ناشر : مؤسسۀ الرسالۀ - بیروت ،
الطبعۀ : التاسعۀ ، 1413 ه .
و در جلد 14 ،ص 202 از همین کتاب با استفاده از حدیث نبوي او را یکی از احیاگران دین میداند و می نویسد :
وقال الحاکم سمعت حسان بن محمد یقول کنا فی مجلسابن سریج سنۀ ثلاث وثلاث مئۀ فقام إلیه شیخ
من أهل العلم فقال أبشر أیها القاضی فإن الله یبعث على رأسکل مئۀ سنۀ من یجدد یعنی للأمۀ أمر دینها
وإن الله تعالى بعث على رأسالمئۀ عمر بن عبدالعزیز وبعث على رأسالمئتین محمد بن إدریسالشافعی
...
قلت وقد کان على رأسالأربع مئۀ الشیخ أبو حامد الاسفرایینی وعلى رأسالخمسمئۀ أبو حامد الغزالی
وعلى رأسالست مئۀ الحافظ عبد الغنی ...
حاکم می گوید : از حسان بن محمد شنیدم که می گفت : در سال 303 ه در مجلسابن سریج بودم ،
پیر مردي دانشمند بر خواست و گفت : بشارت اي قاضی ! خداوند در هر صد سال کسی را می فرستد
که احیاگر دین است ، عمربن عبد العزیز اولین است و در صد سال دوم محمد بن ادریسشافعی است...
من می گویم در صد سال چهارم ابو حامد اسفرایینی است و در صد سال پنجم غزالی و در صد سال ششم
حافظ عبد الغنی است ، و...
6 . ملا علی قاري (متوفاي 1014 ه) :
ملا علی هروي ، معروف به هروي ، صاحب کتاب معتبر مرقاة المفاتیح در باره حدیث غدیر و تواتر آن میگوید :
أن هذا حدیث صحیح لا مریۀ فیه ، بل بعضالحفاظ عده متواتراً إذ فی روایۀ أحمد أنه سمعه من النبی صلى
الله علیه وسلم ثلاثون صحابیا وشهدوا به لعلی لما نوزع أیام خلافته .
حدیث غدیر بدون شک صحیح است ؛ بلکه بعضی از حافظان آن را متواتر دانسته اند ؛ چون در نقل احمد
آمده است :
این حدیث را در زمان خلافت علی علیه السلام بعد از اختلافی که در باره آن پیشآمد، سی تن از اصحاب
شهادت دادند که آن را از رسول خدا صلی الله علیه وآله شنیده اند.
محمد القاري ، علی بن سلطان ، مرقاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح ، ج 11 ،ص 248 ، تحقیق : جمال عیتانی ، ناشر : دار الکتب العلمیۀ –
لبنان / بیروت ، الطبعۀ الأولى ، 1422 ه - 2001 م .
ترجمه ملا علی قاري :
عاصمی مکی (متوفاي 1111 ه ) در باره او مینویسد :
الشیخ الملا على القارى بن سلطان بن محمد الهروى الحنفى الجامع للعلوم العقلیۀ والنقلیۀ والمتضلع من
السنۀ النبویۀ أحد جماهیر الأعلام ومشاهیر أولى الحفظ والأفهام ولد بهراة ورحل إلى مکۀ وتدیرها أخذ عن
خاتمۀ المحققین العلامۀ ابن حجر الهیثمى .
ملا علی قاري حنفی مذهب در علوم عقلی و نقلی جامع بود و سنت نبوي را به درستی می شناخت ، او یکی از
دانشمندان بزرگ و نام آوران زمان و داراي قدرت حافظه و صاحب فهم بود .
، العاصمی المکی ، عبد الملک بن حسین بن عبد الملک الشافعی ، سمط النجوم العوالی فی أنباء الأوائل والتوالی، ج 4 ،ص 402
تحقیق : عادل أحمد عبد الموجود و علی محمد معوض، ناشر : دار الکتب العلمیۀ - بیروت - 1419 ه- 1998 م .
7 . علامه شمس الدین الجزري الشافعی (متوفاي 833 ه) :
شمس الدین جزري که کتاب مستقلی در باره فضائل امیر مؤمنان علیه السلام نوشته ، بعد از نقل حدیث مناشده امیر المؤمنین علیه
السلام به حدیث غدیر در رحبه ، میگوید :
هذا حدیث حسن من هذا الوجه ، صحیح من وجوه کثیرة تواتر عن امیر المؤمنین علی ، وهو متواتر ایضاً عن
النبی صلی الله وسلّم رواه الجم الغفیر عن الجم الغفیر ، ولا عبرة بمن حاول تضعیفه من لا اطلاع له
فی هذا العلم .
وي پساز نقل حدیث غدیر می گوید: این حدیث از این جهت حسن واز جهات زیادي صحیح و از جهت امیر
المؤمنین علی و رسول خدا متواتر است، گروههاي زیادي از گروههاي زیادي دیگر آن را روایت کرده اند، سخن
کسانی که بدون آگاهی از دانشحدیث آن را ضعیف دانسته اند ارزشی ندارد ونباید به آن اعتنا کرد.
الجزري الشافعی ، أبی الخیر شمس الدین محمد بن محمد بن محمد ، أسنی المطالب فی مناقب سیدنا علی بن أبی طالب کرم الله وجهه ،ص 48
، تقدیم و تحقیق وتعلیق الدکتور محمد هادي الأمینی ، ناشر : مکتبۀ الإمام امیر المؤمنین العامۀ ، اصفهان ایران
ترجمه علامه جزري :
محمد بن محمد بن محمد بن محمد الحافظ - الإمام المقرئ شمسالدین ابن الجزري ، ولد لیلۀ السبت
الخامسوالعشرین من شهر رمضان سنۀ 751 بدمشق ، وتفقه بها ، ولهج بطلب الحدیث والقراآت ، وبرز فی
القراآت ، وعمر مدرسۀ للقراء سماها دار القرآن وأقرأ الناس، وعین لقضاء الشام مرة ، وکتب توقیعه عماد
الدین بن کثیر ثم عرضعارضفلم یتم ذلک وقدم القاهرة مرارا ، وکان مثریا وشکلا حسنا وفصیحا بلیغا ...
وکان کثیر الإحسان لأهل الحجاز ، وأخذ عنه أهل تلک البلاد فی القراآت وسمعوا علیه الحدیث ... وقد انتهت
إلیه رئاسۀ علم القراآت فی الممالک ، وکان قدیما صنف الحصن الحصین فی الأدعیۀ ولهج به أهل الیمن
واستکثروا منه ، وسمعوه علی قبل أن یدخل هو إلیهم ثم دخل إلیهم فأسمعهم ، وحدث بالقاهرة بمسند
أحمد ومسند الشافعی وبغیر ذلک وکان یلقب فی بلاده الإمام الأعظم .
جزري شب بیست و پنجم رمضان سال 751 ه در شهر دمشق به دنیا آمد و در همان شهر به دانشاندوزي
پرداخت و براي آشنائی با حدیث و قرائتهاي قرآن تلاشکرد و در همین رشته هم موفق شد و مدرسهاي به
نام دار القرآن تاسیسکرد . به قضاوت از طرف عماد الدین کثیر منصوب شد ولی آن را به پایان نرساند ،
چندین بار به قاهره سفر کرد ، وي چهره اي زیبا وجذاب داشت...
نسبت به مردم حجاز بسیار نیکو کار بود، از وي دانشقرائات و حدیث را آموختند... در همه کشورها دانش
قرائت به او ختم می شد و کتابی در دعا به اسم الحصن الحصین نوشت ، مردم یمن از وي استفاده فروان
نمودند ، در قاهره مسند احمد و شافعی را بر مردم می خواند ، به او امام اعظم لقب داده بودند .
ابن حجر عسقلانی ، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل الشافعی ، إنباء الغُمر بأبناء العمر فی التاریخ ، ج 8 ص 245 ، تحقیق : د.محمد عبد المعید
خان ، ناشر : دار الکتب العلمیۀ - بیروت / لبنان الطبعۀ : الثانیۀ ، 1406 ه - 1986 م .
8 . سبط بن جوزي (متوفاي 654 ه) :
سبط بن جوزي ، نوه دختري أبو الفرج بن جوزي ، از بزرگان قرن هفتم اهل سنت در تذکرة الخواصدر باره حدیث غدیر میگوید :
اتّفق علماء السیر على أنّ قصۀ الغدیر کانت بعد رجوع النبی من حجۀ الوداع فی الثامن عشر من ذي
الحجۀ جمع الصحابۀ وکانوا مائۀ وعشرون ألفاً وقال: (من کنت مولاه فعلی مولاه) الحدیث ، نص على
ذلک بصریح العبارة دون التلویح والإشارة .
دانشمندان متخصصدر تاریخ اسلام اتفاق دارند که قصه غدیر بعد از باز گشت رسول خدا صلی الله علیه وآله
از حجۀ الوداع در هیجدهم ذي الحجۀ اتفاق افتاد ، اصحاب و یارانشرا صد و بیست هزار نفر بودند جمع کرد و
درسخنرانی اشفرمود : هر کسمن او را مولا و رهبرم ؛ پسعلی ، مولا و رهبر او است ، در این روایت با
صراحت نه با کنایه و اشاره رسول خدا صلی الله علیه وآله علی را پیشوا قرار داد.
سبط بن الجوزي الحنفی ، شمس الدین أبوالمظفر یوسف بن فرغلی بن عبد الله البغدادي ، تذکرة الخواص،ص 37 ، ناشر : مؤسسۀ أهل البیت
بیروت ، 1401 ه 1981 م .
ترجمه ابن جوزي :
شمس الدین ذهبی در باره او میگوید:
یوسف بن قُزْغْلی بن عبد الله . الإمام ، الواعظ ، المؤرخ شمسالدین ، أبو المظفر الترکی ، ثم البغدادي
العونی الحنفی . س  بط الإمام جمال الدین أبی الفرج ابن الجوزي ؛ نزیل دمشق . ولد سنۀ إحدى وثمانین
وخمسمائۀ ... وکان إماما ، فقیها ، واعظا ، وحیدا فی الوعظ ، علاّمۀً فی التاریخ والسیر ، وافر الحرمۀ ، محبباً
إلى الناس... ودرسبالشبلیۀ مدة ، وبالمدرسۀ البدریۀ التی قبالۀ الشبلیۀ . وکان فاضلا عالما ، ظریفا ،
منقطعا ، منکرا ، على أرباب الدول ما هم علیه من المنکرات ، متواضعا صاحب قبول تام .
یوسف بن فزعلی حنفی ، پیشوا ، فقیه ،تاریخ دان و در سخنوري یگانه بود ، در تاریخ و سرگذشت ، علامه و در
نزد مردم بسیار قابل احترام و محبوب بود . مدتی در شبیله و مدرسه بدریه تدریسمیکرد ، او فاضل ،
دانشمند و نکته سنج بود و با دولتمردانی که کارهاي ناپسندي میکردند ، مخالفت میکرد و همگان او را
قبول داشتند .
الذهبی ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز ، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج 48 ص 183 ، تحقیق : د. عمر عبد
السلام تدمرى ، ناشر : دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت ، الطبعۀ : الأولى ، 1407 ه - 1987 م .
أبو محمد یافعی (متوفاي 768 ه) در باره او مینویسد :
العلامۀ الواعظ المورخ شمسالدین أبو المظفر یوسف الترکی ثم البغدادي المعروف بابن الحوزي سبط
الشیخ جمال الدین أبی الفرج ابن الجوزي أسمعه جده منه ومن جماعۀ وقدم دمشق سنۀ بضع وست مائۀ
فوعظ بها وحصل له القبول العظیم للطف شمائله وعذوبۀ وعظه .
در شهر دمشق مردم را موعظه می کرد و چون چهره و سخنشجذاب بود ، مورد قبول و پذیرشعموم
قرار گرفت ... .
الیافعی ، أبو محمد عبد الله بن أسعد بن علی بن سلیمان ، مرآة الجنان وعبرة الیقظان، ج 4 ،ص 136 ، ناشر : دار الکتاب الإسلامی - القاهرة -
1413 ه - 1993 م .
قطب الدین الیونینی (متوفاي 726 ه) در باره او مینویسد :
وکان أوحد زمانه فی الوعظ حسن الإیراد ترق لرؤیته القلوب وتذرف لسماع کلامه العیون وتفرد بهذا الفن
وحصل له فیه القبول التام وفاق فیه من عاصره وکثیراً ممن تقدمه حتى أنه کان یتکلم فی المجلس
الکلمات الیسیرة المعدودة أو ینشد البیت الواحد من الشعر فیحصل لأهل المجلسمن الخشوع
والاضطراب والبکاء ما لا مزید علیه فیقتصر على ذلک القدر الیسیر وینزل فکانت مجالسه نزهۀ القلوب
و الأبصار یحضرها الصلحاء والعلماء والملوك والأمراء والوزراء وغیرهم ولا یخلو المجلسمن جماعۀ
یتوبون ویرجعون إلى الله تعالى .
در وعظ و سخنرانی در زمان خودشمنحصر به فرد بود ، با دیدنشرقت قلب براي بیننده ایجاد میشد و با
شنیدن سخنشاشکها جاري می شد ، مورد قبول عموم بود ، گاهی در مجلسی کلماتی اندك و یا شعري می
خواند همه حاضران را به گریه می انداخت . در مجلسوي همواره دانشمندان و امیران و وزیران و غیر آنان
حضور می یافتند ، و هیچگاه نمی شد که بدون توبه کسی از مجلسشخارج شود .
. الیونینی ، قطب الدین أبو الفتح موسى بن محمد ، ذیل مرآة الزمان، ج 1 ،ص 15
العکري الحنبلی (متوفاي 1089 ه) در باره او مینویسد :
سبط ابن الجوزي العلامۀ الواعظ المؤرخ شمسالدین أبو المظفر یوسف بن فرغلی الترکی ثم البغدادي
الهبیري الحنفی سبط الشیخ أبی الفرج بن الجوزي أسمعه جده منه ومن ابن کلیب وجماعۀ وقدم دمشق سنۀ
بضع وستمائۀ فوعظ بها وحصل له القبول العظیم للطف شمائله وعذوبۀ وعظه ... ولو لم یکن له إلا کتابه
مرآة الزمان لکفاه شرفا .
العکري الحنبلی ، عبد الحی بن أحمد بن محمد ، شذرات الذهب فی أخبار من ذهب، ج 5 ،ص 266 ، تحقیق : عبد القادر الأرنؤوط، محمود

الأرناؤوط ، ناشر : دار بن کثیر - دمشق ، الطبعۀ الأولی ، 1406 ه .

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا علی
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 2 هفته پيش   #3
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 18,160
ج: تواتر حدیث غدیر از دیدگاه دانشمندان اهل تسنن

. علامه اسماعیل بن محمد العجلونی الجراحی (متوفاي 1162 ه) :
عجلونی نویسنده کتاب کشف الخفاء ، از دانشمندان مشهور سنی در قرن دوازدهم در باره حدیث غدیر میگوید :
( من کنت مولاه فعلی مولاه ) رواه الطبرانی وأحمد والضیاء فی المختارة عن زید بن أرقم وعلی وثلاثین
من الصحابۀ بلفظ اللهم وال من والاه وعاد من عاداه فالحدیث متواتر أو مشهور .
را طبرانی و احمد وضیاء در کتابشالمختارة، از زید بن ارقم « من کنت مولاه فعلی مولاه » : حدیث
وعلی و سی نفر از صحابه نقل کرده اند، پسحدیث متواتر و مشهور است.
، العجلونی الجراحی ، إسماعیل بن محمد ، کشف الخفاء ومزیل الإلباس عما اشتهر من الأحادیث على ألسنۀ الناس، ج 2 ،ص 361 ، رقم : 2591
تحقیق : أحمد القلاش ، ناشر : مؤسسۀ الرسالۀ - بیروت الطبعۀ : الرابعۀ ، 1405 ه .
ترجمه العجلونی :
البدیري (متوفى بعد از 1175 ه) در ترجمه او مینویسد :
وفی یوم الاثنین ثانی محرم هذه السنۀ توفی شیخنا محدث الدیار الشامیۀ ، بل خاتمۀ المحدثین ، من
افتخرت به دمشق على سائر الدنیا الشیخ إسماعیل العجلونی المدرستحت قبۀ النسر بجامع بنی أمیۀ ، ولم
یبق أحد من أهل الشام من کبیر وصغیر إلا حضر جنازته .
در دوم محرم سال 1162 استاد ما ، محدث دیار شام و بلکه خاتم محدثان و کسی که مردم شام به جهت
وجود او در آن دیار بر دیگر مردم دنیا فخر فروشی میکردند ، از دنیا رفت . در روز مرگشکوچک و بزرگ در
تشییع جنازهاششرکت کردند .
البدیري الحلاق ، أحمد بن بدیر ، حوادث دمشق الیومیۀ، ج 1 ،ص 30 ، حوادث سال 1162 ه .
محقق کتاب کشف الخفاء در مقدمه کتابص 6 مینویسد :
وقد ترجمه الشیخ سعید السمان فی کتابه وقال فی وصفه : خاتمۀ أئمۀ الحدیث ومن ألقت إلیه مقالیدها
بالقدیم والحدیث اقتدح زناده فیه فأضاء وشاع حتى ملأ الفضاء آخذا بطرفی العلم والعمل متسنما ذروة عن
غیره بعیدة الأمل یقطع آناء اللیل تضرعا وعبادة ویوسع أطراف النهار قراءة وإفادة لا یشغله عن ترداده النظر
فی دفاتره مرام ولا عن نشر طیبها نقضولا إبرام مع ورع لیسللریاء علیه سبیل وغضبصر عما لا یعنی من
هذا القبیل ... .
خاتم امامان حدیث ، کلید و رمز همه علوم در دست او بود ، شبهایشبه عبادت و روزشبه مطاله و تدریس
می گذشت ، اهل پارسائی و ورع و به دور از ریا بود ... .
10 . محمد بن اسماعیل صنعانی (متوفاي 1182 ه) :
صنعانی ، نویسنده کتاب معتبر سبل السلامدر باره حدیث غدیر میگوید :
حدیث من کنت مولاه فعلى مولاه أخرجه جماعۀ من أئمۀ الحدیث منهم أحمد والحاکم من حدیث ابن
عباسوابن أبی شیبۀ وأحمد من حدیث ابن عباسعن بریدة وأحمد وابن ماجه عن البراء و ...
وقد عده أئمۀ من المتواتر .
گروهی از بزرگان و پیشوایان در دانشحدیث ؛ مانند : احمد حنبل و حاکم نیشابوري و ابن ابی شیبه و ابن
ماجه حدیث : من کنت مولاه... را با سند روایت کردهاند .
برخی از پیشوایان آن را از احادیث متواتر شمرده اند .
الحسنی الصنعانی ، محمد بن إسماعیل الأمیر ، توضیح الأفکار لمعانی تنقیح الأنظار، ج 1 ،ص 243 ، تحقیق : محمد محی الدین عبد الحمید ،
ناشر : المکتبۀ السلفیۀ - المدینۀ المنورة .
ترجمه صنعانی :
القنوجی (متوفاي 1307 ه) در باره او میگوید :
کتاب اسبال المطر على قصب السکر وکتاب توضیح الافکار شرح تنقیح الانظار کلاهما للسید الامام المجتهد
العلامۀ محمد بن إسماعیل الامیر الیمنی رحمه الله .
نویسنده کتاب اسبال المطر و توضیح الأفکار ؛ آقا ، امام ، مجتهد و علامه محمد اسماعیل است .
القنوجی ، صدیق بن حسن ، أبجد العلوم الوشی المرقوم فی بیان أحوال العلوم، ج 2 ،ص 66 ، تحقیق : عبد الجبار زکار ، ناشر : دار الکتب العلمیۀ
. - بیروت - 1978
اسماعیل باشا بغدادي (متوفاي 1339 ه) در هدیۀ العارفینمینویسد :
السید محمد بدر الدین ابن المتوکل على الله اسماعیل بن صلاح الامیر الکحلانی ثم الصنعانی رئیسالعلماء
والخطیب بها هو من اصحاب الحدیث والاجتهاد .
او رئیسعلما و خطیب آنها و از اصحاب حدیث و اجتهاد بود .
، البغدادي ، إسماعیل باشا البغدادي ، هدیۀ العارفین أسماء المؤلفین وآثار المصنفین، ج 6 ،ص 338
. 1992 – ناشر : دار الکتب العلمیۀ - بیروت - 1413
11 . محمد بن جعفر الکتانی (متوفاي 1345 ه) :
جعفر کتانی از مشاهیر قرن چهاردهم در باره حدیث غدیر میگوید :
وفی روایۀ لأحمد أنه سمعه من النبی ثلاثون صحابیا وشهدوا به لعلی لما نوزع أیام خلافته وممن صرح
بتواتره أیضا المناوي فی التیسیر نقلا عن السیوطی وشارح المواهب اللدنیۀ وفی الصفوة للمناوي .
در نقل احمد آمده است که سی نفر از اصحاب رسول خدا براي علی شهادت دادند که حدیث غدیر را از زبان
پیامبر شنیده اند ، و از کسانی که تصریح به تواتر آن دارد مناوي است که آن را از سیوطی نقل کرده است .
الکتانی ، محمد بن جعفر أبو عبد الله ، نظم المتناثر من الحدیث المتواتر، ج 1 ،ص 195 ، تحقیق : شرف حجازي ، ناشر : دار الکتب السلفیۀ - مصر .
12 . محمد ناصر البانی ( 1332 ه . 1914 م ؛ 1420 ه - 1999 م) :
محمد ناصر البانی ، محدث مشهور و معاصر وهابی که بیش از صد جلد کتاب نوشته ، در باره حدیث غدیر میگوید :
108 ) و قد ذکرت و - 103 / و للحدیث طرق أخرى کثیرة جمع طائفۀ کبیرة منها الهیثمی فی " المجمع " ( 9
خرجت ما تیسر لی منها مما یقطع الواقف علیها بعد تحقیق الکلام على أسانیدها بصحۀ الحدیث یقینا ، و إلا
فهی کثیرة جدا ، و قد استوعبها ابن عقدة فی کتاب مفرد ، قال الحافظ ابن حجر : منها صحاح و منها حسان .
و جملۀ القول أن حدیث الترجمۀ حدیث صحیح بشطریه ، بل الأول منه متواتر عنه صلى الله علیه وسلم کما
ظهر لمن تتبع أسانیده و طرقه ، و ما ذکرت منها کفایۀ .
البانی ، محمد ناصر (معاصر) ، السلسلۀ الصحیحۀ، ج 4 ،ص 249 ، طبق برنامه المکتبۀ الشاملۀ .
براي حدیث غدیر سندهاي بسیاري ذکر شده است که افراد زیادي مانند هیثمی در کتابشالمجمع اسناد آن را
ذکر کرده اند ، ومن آنچه آوردهام اندکی از آن است که هر کسی پساز آشنائی با اسناد آن یقین به صحت
پیدا می کند . ابن عقده همه راههاي نقل آن را در کتابی مستقل جمع کرده است و ابن حجر بنا بر بعضی از
اسناد ، آن را صحیح و بر بعضی از اسناد ، حسن دانسته است .
خلاصه سخن آن که هر دو قسمت این روایت [من کنت مولاه فعلی مولاه ؛ اللهم وال من والاه ] صحیح
هستند ؛ بلکه قسمت اول آن به صورت متواتر از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل شده است ... .
ترجمه البانی :
سایتی که وهابیها به نام او در اینترنت دایر کردهاند ، وي را این گونه معرفی کرده است :
العلامۀ الشیخ محمد ناصر الدین الألبانی أحد أبرز العلماء المسلمین فی العصر الحدیث ، ویعتبر الشیخ
الألبانی من علماء الحدیث البارزین المتفردین فی علم الجرح والتعدیل ، والشیخ الألبانی حجۀ فی مصطلح
الحدیث وقال عنه العلماء المحدثون إنه أعاد عصر ابن حجر العسقلانی والحافظ بن کثیر وغیرهم من علماء
الجرح والتعدیل .
علامه ناصر الدین البانی یکی از معروفترین دانشمندان مسلمان در زمان حاضر است ، او در حدیث شناسی و
جرح و تعدیل رجال و راویان حدیث منحصر به فرد و الگوي دیگران است ، برخی از دانشمندان در باره وي گفته
اند : البانی زمان ابن حجر عسقلانی و ابن کثیر و دیگر دانشمندان در علم حدیث شناسی و جرح و تعدیل را
زنده کرده است .
و بعد در ادامه مینویسد :
قال سماحۀ الشیخ عبد العزیز بن باز رحمه الله :
. « ما رأیت تحت أدیم السماء عالما بالحدیث فی العصر الحدیث مثل العلامۀ محمد ناصر الدین الألبانی »
بن باز مفتی اسبق حجاز می گوید : در عصر حاضر دانشمندي داناتر از شیخ ناصر البانی به علم حدیث در زیر
آسمان کبود سراغ ندارم .
و نیز مینویسد :
ان الله یبعث لهذه الأمه على رأسکل مائۀ سنۀ » : وسئل سماحته عن حدیث رسول الله صلى الله علیه و سلم
فسئل من مجدد هذا القرن ، فقال رحمه الله : الشیخ محمد ناصر الدین الألبانی هو مجدد « من یجدد لها دینها
هذا العصر فی ظنی والله أعلم .
از بن باز در باره این سخن رسول خدا صلی الله علیه وآله که فرمود : در هر صد سال خداوند احیا گري براي
دین می فرستد ، سؤال شد ، که چه کسی اکنون مجدد دین است ؟ گفت : به گمان من احیاگر سنت و
دین در این زمان البانی است .
و به نقل از شیخ مقبل الوادعی مینویسد :
والذي أعتقده وأدین الله به أن الشیخ محمد ناصر الدین الألبانی حفظه الله من المجددین الذین یصدق
. « إن الله یبعث على رأسکل مائۀ سنۀ من یجدد لها أمر دینها » : ( علیهم قول الرسول (صلى الله علیه وسلم
مقبل وادعی گفته است : آنچه من به آن اعتقاد دارم این است که البانی از مجددین و احیاگران دین و
مصداق حدیث رسول خدا صلی الله علیه وآله است که در هر قرن یک نفر به دنیا میآید که دین را
احیاء میکند .
مصدر :
http://alalbany.net/albany_serah.php
13 . شعیب الأرنؤوط (معاصر) :
شعیب الأرنؤوط ، محقق مشهور و معاصر سنی که کتابهاي بسیاري ؛ از جمله تهذیب الکمال ، سیر اعلام النبلاء ، مسند احمد و ... را
تحقیق و تصحیح کرده است ، در تحقیق کتاب مسند احمد ، در ذیل حدیث 3062 نکاتی را یادآور میشود و از جمله میگوید :
لها شواهد کثیرة تبلغ حد التواتر . « من کنت مولاه فعلی مولاه » قوله
حدیث: من کنت مولاه فعلی مولاه ، شواهد بسیاري دارد که آن به مرحله تواتر میرساند .
، احمد بن حنبل ، مسند أحمد بن حنبل ،(الأحادیث مذیلۀ بأحکام شعیب الأرنؤوط علیها) ج 1 ،ص 330 ، ذیل حدیث 3062
ناشر مؤسسۀ قرطبۀ القاهرة .
اعترافعلماي اهل سنتبه صحتحدیثغدیر :
1 . ترمذي از أبو طفیل :
حدثنا محمد بن بشَّارٍ حدثنا محمد بن جعفَرٍ حدثنا شُعبۀُ عن سلَمۀَ بن کُهیلٍ قَال سمعت أبَا الطفُّیَل یِحدث
. « من کنت مولَاه فَعلی مولَاه » : عن أبی سریِحۀَ أو زید بن أَرقَم شَک شُعبۀُ عن النبی صلى الله علیه وسلم قال
قال : أبو عیسى هذا حدیث حٌسن صٌحیح وقد روى شُعبۀُ هذا الحدیث عن میمون أٍبی عبد اللَّه عن زید بن
أَرقَم عن النبی صلى الله علیه وسلم وأبو سریِحۀ هَو حذَیفۀَ بُن أسَید الْغفاَريِ صاحب النبی .
هرکس » : أبی سریحه و یا زید بن أرقم (تردید از شعبه است) از رسول خدا نقل کردهاند که آن حضرت فرمود
. « من مولاي او هستم ، پسعلی مولاي او است
این حدیث حسن و صحیح است ، شعبه این روایت را از میمون بن عبد الله از زید بن أرقم از رسول خدا صلی
الله علیه واله نقل کرده است . أبو سریحه همان حذیفۀ بن أسید غفاري صحابی رسول خدا است .
الترمذي ، محمد بن عیسى أبو عیسى السلمی (متوفاي 279 ه) ، سنن الترمذي، ج 5 ،ص 633 ، ح 3713 ، باب منَاقب عِلی بن أبی طَالبٍ رضی
الله عنه ، تحقیق : أحمد محمد شاکر وآخرون ، ناشر : دار إحیاء التراث العربی - بیروت .
محمد ناصر البانی بعد از نقل این روایت میگوید :
. « حدیث حسن صحیح » : أخرجه الترمذي و قال
قلت : وإسناده صحیح على شرط الشیخین .
ترمذي آن را نقل کرده و گفته است که این روایت حسن و صحیح است و من میگویم که سند آن با
شرائطی که بخاري و مسلم براي صحت روایت قائل هستند ، صحیح است .
الألبانی ، محمد ناصر ، سلسلۀ الأحادیث الصحیحۀ، ج 4 ،ص 331 332 ، ناشر : مکتبۀ المعارف الریاض.
2 . ابن ماجه قزوینی از سعد بن أبی وقاص:
حدثنا علی بن محمد ثنا أبو معاوِیۀ ثَنا موسى بن مسلمٍ عن بن سابِط وهو عبد الرحمن عن سعد بن أبی
وقَّاصٍقال قدَم معاوِیۀُ فی بعضِحجاته فَدخَلَ علیه سعد فَذَکَرُوا علیا فَنَال مَنه فَغَضب سعد وقال تَقُولُ
هذا لرجَل سٍمعت رسولَ اللَّه صلى الله علیه وسلم یقول من کنت مولَاه فَعلی مولَاه وسمعتُه یقول أنت منیِّ
بِمنزِْلۀَِ هارونَ من موسى إلا أَنَّه لَا نَبِی بعدي وسمعتُه یقول لَأُعطینَّ الراَّیۀ اَلْیوم رجلًا یحب اللَّه ورسولَه .
عبد الرحمن ، معروف به ابن سابط ، از سعد بن ابى وقّاصنقل کرده است که در یکى از سالهاى حج که
معاویۀ به مکّه رفته بود ، سعد بن ابى وقاّصبه ملاقات او رفت . در این هنگام ، حاضران براى خوشحال
کردن ، معاویه ، از حضرت على علیه السلام بدگویی مىکردند .
سعد ، از شنیدن نکوهشآنان ، خشمناك شد و گفت : چنین سخنان نابجا و نابخردانه را درباره بزرگوارى
مىگوئید که خود از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم فرمود :
. « من کنت مولاه فعلى مولاه »
و شنیدم خطاب به حضرت على علیه السلام، مىفرمود:
« انت منىّ بمنزلۀ هارون من موسى الّا أنهّ لا نبى بعدى »
و شنیدم که فرمود:
لاعطینّ الراّیۀ رجلا یحب اللّه و رسوله ؛ »
همانا پرچم جنگ را به مردى مىسپارم که خدا و رسول خدا صلىّ اللّه علیه و آله را دوست مىدارد.
ابن ماجه القزوینی ، محمد بن یزید (متوفاي 275 ه) ، سنن ابن ماجه ، ج 1 ،ص 45 ، ح 121 ، باب فَضْلِ علی بن أبی طَالبٍ رضی الله عنه ،
تحقیق : محمد فؤاد عبد الباقی ، ناشر : دار الفکر - بیروت .
محمد ناصر البانی نیز بعد از نقل روایت میگوید :
أخرجه ابن ماجۀ ( 121 ) . قلت : و إسناده صحیح .
ألبانی، محمد ناصر ، سلسۀ الأحادیث الصحیحۀ، ج 4 ،ص 249 ، طبق برنامه المکتبۀ الشاملۀ .
3 . ابن ماجه قزوینی از براء بن عازب :
حدثنا علی بن محمد ثنا أبو الْحسینِ أخبرنی حماد بن سلمَۀ عَن علی بن زید بن جدعانَ عن عدي بن ثَابتِ عن
الْبرَاء بن عازبِ قٍال أَقبْلنَْا مع رسول اللَّه صلى الله علیه وسلم فی حجته التی حج فَنَزَلَ فی بعضِالطرَّیِق فَِأَمرَ
الصلَاةَ جامعۀً فَأَخَذَ بِید علی فقال ألَسَت أوَلىَ باِل ْ مؤْمنینَ من أَنْفُسهِم قالوا بلَى قال ألَسَت أوَلىَ بکِلُ ِّ مؤْمنٍ
من نَفْسه قالوا بلىَ قال فَهذَا ولی من أنا مولَاه اللهم والِ من والَاه اللهم عاد من عاداه .
که افتخار همراهى با رسول خدا صلىّ اللّه « حجۀ الوداع » عدي بن ثابت از براء بن عازب نقل کرده است که در
علیه و آله را داشتیم ، در بازگشت ، در یکى از مسیرها دستور داد براى نماز جمع شویم و در آنجا دست على
علیه السلام را گرفت و فرمود :
ألست أوَلى باِل ْ مؤْمنینَ منْ أَنْفُسهِم؟ ؛ »
همگى تصدیق کرده و بله گفتند . باز فرمود : « ؟ آیا من سزاوارتر نیستم به مؤمنان از خود آنها
ألست أولى بکلّ مؤمن من نفسه ؛ »
. « ؟ آیا من نسبت به تک تک مؤمنان از خود آنها سزاوارتر نیستم
باز هم تصدیق کرده و بله گفتند . سپساشاره به حضرت على علیه السلام کرده و فرمود:
؛ « فهذا ولى من أنا مولاه »
اکنون که فرموده مرا تصدیق کردید ، بدانید که على به هر مؤمنى همان مقام اولویت را دارد که من
نسبت به آن مؤمن دارم.
. « پروردگارا! دوست على علیه السلام را دوست بدار ، و دشمن او را خوار و ذلیل فرما » : سپسفرمود
ابن ماجه القزوینی ، محمد بن یزید (متوفاي 275 ه) ، سنن ابن ماجه، ج 1 ،ص 43 ، ح 116 ، فَضْلِ علی بن أبی طَالب رٍضی الله عنه ،
تحقیق : محمد فؤاد عبد الباقی ، ناشر : دار الفکر - بیروت .
البانی بعد از نقل این روایت میگوید :
صحیح .
محمد ناصر الألبانی ، صحیح ابن ماجۀ ، ج 1 ،ص 26 ، ح 113 ، طبق برنامه المکتبۀ الشاملۀ .
4 . ابن حجر عسقلانی از امیر مؤمنان علیه السلام :
وقال إسحاق : أخبرنا أبو عامر العقدي ، عن کثیر بن زید ، عن محمد بن [ عمر ] بن علی عن أبیه ، عن علی
رضی الله عنه قال : إن النبی صلى الله علیه وسلم حضر الشجرة بخم ، ثم خرج آخذا بید علی رضی الله عنه قال :
ألستم تشهدون » : قالوا : بلى . قال صلى الله علیه وسلم « ؟ ألستم تشهدون أن الله تبارك وتعالى ربکم »
فمن کان » : فقالوا : بلى . قال . « ؟ أن الله ورسوله أولى بکم من أنفسکم وأن الله تعالى ورسوله أولیاؤکم
الله ورسوله مولاه فإن هذا مولاه ، وقد ترکت فیکم ما إن أخذتم به لن تضلوا کتاب الله تعالى ، سببه بیدي ،
. « وسببه بأیدیکم ، وأهل بیتی
قرار گرفته « خم » حضرت على علیه السلام فرموده است : رسول خدا صلىّ اللهّ علیه و آله در زیر درختى در محل
بود ، طولى نکشید از زیر درخت بیرون آمده و دست مرا گرفت و خطاب به مردم فرمود : اى مردم ! مگر نه
این است که گواهى میدهید ، خداى تعالى پروردگار شماست ؟ در پاسخ گفتند : آرى ! فرمود :
مگر نه این است که گواهى میدهید ، خدا و رسول او از جان شما به شما سزاوارترند ؟ و خدا و رسول او
مولاى شمایند ؟ گفتند : آرى ! فرمود : بنا بر این ، کسى که خدا و رسول او مولاى او هستند ، به راستى این
شخص(على علیه السلام) مولاى اوست. اینک ، در میان شما دو اثر ارزنده و گرانبها مىگذارم که هرگاه به
آنها تمسک کنید ، هرگز در منجلاب گمراهى گرفتار نخواهید شد : یکى ، کتاب خدا است که ریسمان استوار
میان شما و خدا مىباشد که یک طرف آن در دست حق تعالى است و طرف دیگرشدر اختیار شماست و
دیگرى ، اهل بیت من است .
ابن حجر بعد از نقل این روایت میگوید :
( هذا إسناد صحیح ) ، وحدیث غدیر خم قد أخرج النسائی من روایۀ أبی الطفیل عن زید بن أرقم ، وعلی ،
وجماعۀ من الصحابۀ رضی الله عنهم ، وفی هذا زیادة لیست هناك ، وأصل الحدیث أخرجه الترمذي أیضا .
سند این روایت صحیح است . حدیث غدیر خم را نسائی از طریق أبو طفیل از زید بن أرقم و نیز از علی علیه
السلام و گروهی از صحابه نقل کرده است . در این روایت چیزهاي است که در آنها نیست . اصل حدیث را
ترمذي نیز نقل کرده است .
ابن حجر عسقلانی ، أحمد بن علی بن حجر (متوفاي 852 ه) ، المطالب العالیۀ بزوائد المسانید الثمانیۀ، ج 16 ،ص 142 ، ح 3943 ، تحقیق : د.
سعد بن ناصر بن عبد العزیز الشتري ، ناشر : دار العاصمۀ/ دار الغیث - السعودیۀ ، الطبعۀ : الأولى ، 1419 ه .
5 . احمد بن حنبل از ریاح بن الحرث :
حدثنا عبد اللَّه حدثنی أبی ثنا یحیى بن آدم ثنا حنَش بن الحرث بن لَقیط النخعی الأشجعی عن رِیاحِ بن الحرث
قال جاء ر  هطٌ إلى على بِالرَّحبۀِ فَقاَلُوا السلاَم علَیک یا مولاَنَا قال کَیف أَکُونُ مولاَکُم وأَنْتُم قَوم عرَب قالوا
سمعناَ رسولَ اللهَّ صلى الله علیه وسلم یوم غد یرخم یقول من کنت مولاَه فان هذا مولاَه قال ریِاح فلما
مضَوا تَبِعتُهم فَسأَلْت من  هؤُلاَء قالوا نَفَرٌ منَ الأَنْصارِ فیهِم أبو أیَوب الأنصاري .
نخعی از ریاح بن حارث روایت کرده است که گروهى در رحبه حضور مبارك حضرت على علیه السلام شرفیاب
حضرت على علیه السلام از آنان پرسید : « السلام علیک یا مولانا » : شدند ، سلام بر آن حضرت کرده گفتند
چگونه من مولاى شما هستم با آنکه شما از گروه عرب مىباشید ؟ در پاسخ گفتند : به دلیل آن که در روز
غدیر خم از رسول خدا صلّى اللهّ علیه و آله شنیدیم مىفرمود :
« من کنت فان هّذا مولاه »
ریاح گوید : پساز آن که گروه مورد نظر از حضور مبارك مرخّصشدند ، دنبال آنان رفته و از کسانى پرسیدم
هستند که در میان آنها أبو أیوب انصاري « انصار » که اینان از چه تیرهاى هستند ؟ گفتند : از مردم
نیز وجود داشت .
أحمد بن حنبل ، أبو عبدالله الشیبانی (متوفاي 241 ه) ، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج 5 ،ص 419 ، ح 23609 ، ناشر : مؤسسۀ قرطبۀ – مصر .
البانی بعد از نقل این روایت میگوید :
أخرجه أحمد والطبرانی من طریق حنشبن الحارث بن لقیط النخعی الأشجعی عن ریاح بن الحارث .
. « رواه أحمد و الطبرانی ، ورجال أحمد ثقات » : قلت : وهذا إسناد جید رجاله ثقات . وقال الهیثمی
البانی ، محمد ناصر ، السلسلۀ الصحیحۀ، ج 4 ،ص 249 ، طبق برنامه المکتبۀ الشاملۀ .
این روایت را احمد و طبرانی از طریق حنشبن حارث بن لقیط از ریاح بن حارث نقل کردهاند . نظر من این
است که سند این روایت نیکو و راویان آن مورد اعتماد هستند . و هیثمی گفته است که احمد و طبرانی آن
را نقل کردهاند و روایان مسند احمد مورد اعتماد هستند .
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا علی
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 2 هفته پيش   #4
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 18,160
ج: تواتر حدیث غدیر از دیدگاه دانشمندان اهل تسنن

. احمد بن حنبل از أبی طفیل :
حدثنا عبد اللَّه حدثنی أبی ثنا حسینُ بن محمد وأبو نُعیمٍ الْمعنَى قاَلا ثَنا فطْرٌ عن أبی الطُّفَیلِ قال جمع علی
رضی الله عنه الناسفی الرَّحبۀِ ثُم قال لهم أَنْشُد اللَّه کُلَّ امرِئٍ مسلمٍ سمع رسولَ اللَّه صلى الله علیه وسلم
یقول یوم غَدیرِ خُم ما سمع لمَا قام فَقَام ثَلاَثُونَ منَ الناسوقال أبو نعُیم فٍقَاَم نَاس کَثیرٌ فَشَهِدوا حین
أَخَذَه بیده فقال للناَّسِأَتَعلَمونَ انى أوَلىَ باِل ْ مؤْمنینَ من أنَفْسُهمِ قالوا نعم یا رسولَ اللهَّ قال من کنت
مولاَه فَهذَا مولاَه اللهم والِ من والاهَ وعاد من عاداه قال فخََرَجت وکَأَنَّ فی نفسی ش َ یئاً فَلَقیت زید بن أَرقَم
فقلت له انى سمعت علیا رضی الله عنه یقول کَذَا وکَذَا قال فما تُنْکرُ قد سمعت رسولَ اللهَّ صلى الله علیه
وسلم یقول ذلک له .
فطر بن خلیفه از ابو طفیل نقل کرده است حضرت على علیه السلام مردم را در رحبه گرد آورد و فرمود : سوگند
مىدهم هر مرد مسلمانى که غدیر خم را به خاطر دارد و سخنى را که در آن روز از رسول خدا صلىّ اللهّ علیه و
آله شنیده است ، از جاى برخیزد . سى تن از مردم براى اقامه شهادت بر پاى خاستند .
ابو نعیم ، گفته است که گروه بسیارى قیام کردند و اعلام کردند آن هنگام حاضر بودیم که رسول خدا صلّى
اللهّ علیه و آله دست امیر المؤمنین على علیه السلام را به دست مبارك خود گرفت خطاب به مردم فرمود:
آیا میدانید که من سزاوارتر به مؤمنان از خود آنها مىباشم ؟ همگى فرمایشرسول خدا صلىّ اللّه علیه و
آله را تصدیق کردند و به همین دلیل بود که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود:
« من کنت مولاه فهذا مولاه »
پروردگارا ! دوست على را دوست بدار ، و دشمن على را دشمن بدار . » : و اضافه فرمود
ابو طفیل گفت : از میان جمع در حالى بیرون رفتم که در خودم احساسناراحتى مىکردم ، و در بازگشت از
اجتماع مردم ، به دیدار زید بن ارقم رفتم و به او گفتم : از على چنین و چنان شنیدم و ناراحت شدم ! زید
گفت : آنچه را که شنیدى انکار مکن ! ؛
زیرا آنچه را که شنیدهاي من خود از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدهام ! .
أحمد بن حنبل ، أبو عبدالله الشیبانی (متوفاي 241 ه) ، مسند أحمد بن حنبل ج 4 ،ص 370 ، ح 19321 ، ناشر : مؤسسۀ قرطبۀ – مصر .
البانی بعد از نقل این روایت میگوید :
370 ) و ابن حبان فی " صحیحه " ( 2205 - موارد الظمآن ) و ابن أبی عاصم ( 1367 و / أخرجه أحمد ( 4
1368 ) و الطبرانی ( 4968 ) و الضیاء فی " المختارة " ( رقم - 527 بتحقیقی ) .
104 ) : " رواه أحمد و / قلت : و إسناده صحیح على شرط البخاري . و قال الهیثمی فی " المجمع " ( 9
رجاله رجال الصحیح غیر فطر بن خلیفۀ و هو ثقۀ " .
این روایت را احمد ، ابن حبان در صحیحش، إبن أبی عاصم ، طبرانی ، مقدسی در المختاره که خود آن
را تحقیق کردهام ، نقل نمودهاند .
نظر من این است که این روایت بر طبق شرائطی که بخاري براي صحت حدیث قائل است ، صحیح است .
هیثمی در مجمع الزوائد گفته است که آن را احمد نقل کرده و راویان حدیث احمد ، روایان صحیح بخاري
هستند ؛ غیر از فطر بن خلیفه که او نیز مورد اعتماد است .
البانی ، محمد ناصر ، السلسلۀ الصحیحۀ ، ج 4 ،ص 249 ، طبق برنامه المکتبۀ الشاملۀ .
7 . احمد بن حنبل از سعید بن وهب و زید بن یسع :
حدثنا عبد اللهَّ ثنا على بن حکیم اٍلأودي أَنْبأَنَا شَرِیک عن أبی إسِحاقَ عن سعید بن وهبٍ وعنْ زید بن یثَیعٍ
قاَلاَ نَشَد على الناسفی الرَّحبۀِ من سمع رسولَ اللهَّ صلى الله علیه وسلم یقول یوم غَدیر خِمُ الا قام قال فَقاَم
من قبلِ سعید ستَّۀٌ ومنْ قبلِ زید ستَّۀٌ فَشَهِدوا انهم سمعوا رسولَ اللهَّ صلى الله علیه وسلم یقول لعلی رضی
الله عنه یوم غَدیرِ خُم أَلَیس الله أَولىَ باِل ْ مؤْمنینَ قالوا بلَى قال اللهم من کنت مولاَه فعلی مولاهَ اللهم والِ
من والاهَ وعاد من عاداه .
أبو اسحاق از سعید بن وهب و از زید بن یثیع روایت کرده است که هر دو تن گفتند : حضرت على علیه السلام
در رحبه ، حاضران را سوگند داد که هر کسدر روز غدیر خم سخنى در حق من از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله
شنیده است از جا برخیزد . در این هنگام ششتن از کنار سعید و ششتن از پهلوى زید برخاستند و گواهى
دادند که آنان در آنروز از رسول خدا صلّى اللهّ علیه و آله در محل غدیر شنیدند ، خطاب به مردم فرمود :
«؟ ألیساللّه اولى بالمؤمنین »
حاضران گفتند :
آرى ! خدا بر همگى آنان اولویت دارد . به همین دلیل بود که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود :
.« اللّهم من کنت مولاه فعلى مولاه اللهّم وال من والاه و عاد من عاداه »
خدایا هرکسمن مولاي او هستم ، علی مولاي او است ، خدایا دوست بدار هر کسعلی را دوست دارد و
دشمن باشبا هر کسکه با علی دشمنی کند .
أحمد بن حنبل ، أبو عبدالله الشیبانی (متوفاي 241 ه) ، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج 1 ،ص 118 ، ح 950 ، ناشر : مؤسسۀ قرطبۀ – مصر .
محمد ناصر البانی بعد از نقل این روایت میگوید :
و قد مضى فی الحدیث الرابع - الطریق الثانیۀ و الثالثۀ . و إسناده حسن ، و أخرجه البزار بنحوه و أتم منه . و
. ( 108 - 103 / للحدیث طرق أخرى کثیرة جمع طائفۀ کبیرة منها الهیثمی فی " المجمع " ( 9
وقدذکرت و خرجت ما تیسر لی منها مما یقطع الواقف علیها بعد تحقیق الکلام على أسانیدها بصحۀ الحدیث
یقینا ، و إلا فهی کثیرة جدا ، و قد استوعبها ابن عقدة فی کتاب مفرد ، قال الحافظ ابن حجر : منها صحاح و
منها حسان .
و جملۀ القول أن حدیث الترجمۀ حدیث صحیح بشطریه ، بل الأول منه متواتر عنه صلى الله علیه وسلم کما
ظهر لمن تتبع أسانیده و طرقه ، و ما ذکرت منها کفایۀ .
در حدیث چهارم ، طریق دوم و سوم گذشت . سند آن حسن است و بزار به صورت کاملتر آن را نقل کرده
است . علاوه بر آن براي حدیث غدیر سندهاي بسیاري ذکر شده است که افراد زیادي مانند هیثمی در کتابش
المجمع اسناد آن را ذکر کرده اند ،
ومن آنچه آوردهام به اندازه توانم بوده است که هر کسی پساز آشنائی با اسناد آن یقین به صحت پیدا
می کند و گرنه بسیار بیشتر از آن است که من آوردهام . ابن عقده همه راههاي نقل آن را در کتابی مستقل
جمع کرده است و ابن حجر بنا بر بعضی از اسناد ، آن را صحیح و بر بعضی از اسناد ، حسن دانسته است .
خلاصه سخن آن که هر دو قسمت این روایت [من کنت مولاه فعلی مولاه ؛ اللهم وال من والاه ] صحیح
هستند ؛ بلکه قسمت اول آن به صورت متواتر از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل شده است ... .
البانی ، محمد ناصر ، السلسلۀ الصحیحۀ، ج 4 ،ص 249 ، طبق برنامه المکتبۀ الشاملۀ .
8 . نسائی از زید بن أرقم :
أخبرنا محمد بن المثنى قال حدثنی یحیى بن حماد قال حدثنا أبو عوانۀ عن سلیمان قال حدثنا حبیب بن أبی
ثابت عن أبی الطفیل عن زید بن أرقم قال لما رجع رسول الله صلى الله علیه وسلم عن حجۀ الوداع ونزل غدیر
خم أمر بدوحات فقممن ثم قال کأنی قد دعیت فأجبت و إنی قد ترکت فیکم الثقلین أحدهما أکبر من الآخر
کتاب الله وعترتی أهل بیتی فأنظروا کیف تخلفونی فیهما فإنهما لن یتفرقا حتى یردا على الحوضثم قال إن
الله مولاي وأنا ولی کل مؤمن ثم أخذ بید علی فقال من کنت ولیه فهذا ولیه اللهم وال من والاه وعاد من
عاداه فقلت لزید سمعته من رسول الله صلى الله علیه وسلم فقال ما کان فی الدوحات أحد إلا رآه بعینیه
وسمعه بأذنیه .
ابو طفیل از زید بن ارقم نقل کرده است : هنگامى که پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله از حجۀ الوداع
بازمىگشت ، در محل غدیر خم منزل کرد و به درختان چندى که در آن نزدیکى بود اشاره کرد . اصحاب بلا
فاصله زیر آن درختها را تمیز کرده و سایبانى براى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله تشکیل دادند . حضرت
رسول صلّى اللّه علیه و آله در زیر آن سایبان قرار گرفت و خطاب به حاضران فرمود :
روزگار من به پایان رسیده و مرا به سوى خدا و عنایات حضرت او دعوت کردهاند ، دعوت حضرت او را اجابت
کردهام . اینک ، دو اثر گرانبها در میان شما به جاى مىگذارم که یکى از آن دو ، مهمتر از دیگرى است و آن
دو اثر گرانبار ، کتاب خدا و عترت اهل بیت من است ؛ اینک بنگرید تا پساز رحلت من با آنها چگونه رفتار
خواهید کرد . بدیهى است این دو یادگار از یکدیگر دور نخواهند شد تا اینکه در کنار حوضکوثر با من ملاقات
نمایند . سپسفرمود :
« انّ اللهّ مولاى و انا ولى کلّ مؤمن »
سپسدست على علیه السلام را گرفت و فرمود :
« من کنت ولیه فهذا ولیه اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه »
ابو طفیل گوید : از زید پرسیدم : آیا تو از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله این جملات را شنیدهاى ؟
زید در پاسخ گفت : آرى ! همه آن ها که در اطراف درختان حضور داشتند آن حضرت را دیدند و
سخن ایشان را شنیدند.
النسائی ، أحمد بن شعیب أبو عبد الرحمن (متوفاي 303 ه) ، خصائصأمیر المؤمنین علی بن أبی طالب، ج 1 ،ص 96 ، ح 79 ، تحقیق : أحمد
میرین البلوشی ، ناشر : مکتبۀ المعلا - الکویت الطبعۀ : الأولى ، 1406 ه .
حاکم نیشابوري بعد از نقل روایت میگوید :
هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ولم یخرجاه بطوله .
این حدیث با شرائطی که بخاري و مسلم در صحت روایت قائل هستند ، صحیح است ؛ ولی آنها نقل نکردهاند
، الحاکم النیسابوري ، محمد بن عبدالله أبو عبدالله (متوفاي 405 ه) المستدرك علی الصحیحن، ج 3ص 118
تحقیق : مصطفى عبد القادر عطا ، الناشر : دار الکتب العلمیۀ بیروت، ط 1411 ،1 ه 1990 م .
ابن کثیر دمشقی سلفی (متوفاي 774 ه) بعد از نقل روایت میگوید :
قال شیخنا أبو عبد الله الذهبی وهذا حدیث صحیح .
ابن کثیر الدمشقی ، إسماعیل بن عمر القرشی أبو الفداء ، البدایۀ والنهایۀ، ج 5 ،ص 209 ، ناشر : مکتبۀ المعارف – بیروت .
استاد ما ابو عبد الله ذهبی گفت که این حدیث صحیح است .
9 . نسائی از سعد بن أبی وقاص:
83 أخبرنی زکریا بن یحیى قال حدثنا نصر بن علی قال أخبرنا عبد الله ابن داود عن عبد الواحد بن أیمن عن
أبیه أن سعدا قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم من کنت مولاه فعلی مولاه .
سعد بن أبی وقاصگفته است که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود : هرکسمن مولاي او هستم ، علی
مولاي او است .
، النسائی ، أحمد بن شعیب أبو عبد الرحمن (متوفاي 303 ه) ، خصائصأمیر المؤمنین علی بن أبی طالب، ج 1 ،ص 81 ، ح 83
ناشر : مکتبۀ المعلا - الکویت - 1406 ، الطبعۀ : الأولى ، تحقیق : أحمد میرین البلوشی .
البانی بعد از نقل روایت میگوید :
الثانیۀ [من طریق سعد بن أبی وقاص] : عن عبد الواحد بن أیمن عن أبیه به . أخرجه النسائی فی " الخصائص
" و إسناده صحیح أیضا ، رجاله ثقات رجال البخاري غیر أیمن والد عبد الواحد و هو ثقۀ کما فی " التقریب " .
البانی ، محمد ناصر ، السلسلۀ الصحیحۀ ، ج 4 ،ص 249 ، طبق برنامه المکتبۀ الشاملۀ .
روایت دوم از روایتهاي سعد بن أبی وقاصاز عبد الواحد بن أیمن از پدرشنقل شده است . این روایت را
نسائی در خصائصنقل کرده و سندشصحیح و راویان آن راویان صحیح بخاري هستند ؛ غیر از پدر عبد الواحد
که او نیز مورد اعتماد است ؛ چنانچه در تقریب التهذیب ابن حجر آمده است .
10 . حاکم نیشابوري از زید بن أرقم :
أخبرنی محمد بن علی الشیبانی بالکوفۀ ثنا أحمد بن حازم الغفاري ثنا أبو نعیم ثنا کامل أبو العلاء قال
سمعت حبیب بن أبی ثابت یخبر عن یحیى بن جعدة عن زید بن أرقم رضی الله عنه قال خرجنا مع رسول الله
صلى الله علیه وسلم حتى انتهینا إلى غدیر خم فأمر بدوح فکسح فی یوم ما أتى علینا یوم کان أشد حرا منه
فحمد الله وأثنى علیه وقال یا أیها الناسأنه لم یبعث نبی قط إلا ما عاشنصف ما عاشالذي کان قبله
وإنی أوشک أن أدعى فأجیب وإنی تارك فیکم ما لن تضلوا بعده کتاب الله عز وجل ثم قام فأخذ بید علی
رضی الله عنه فقال یا أیها الناسمن أولى بکم من أنفسکم ؟ قالوا الله ورسوله أعلم . [قال] : ألست أولى
بکم من أنفسکم ؟ قالوا : بلى قال من کنت مولاه فعلی مولاه .
یحیی بن جعده از زید بن ارقم روایت کرده است که همراه رسول خدا صلّى اللهّ علیه و آله به راه خویشادامه
مىدادیم تا به غدیر خم رسیدیم . در آن جا درختى بود که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به آن درخت اشاره
کرد و اصحاب زیر آن درخت را تمیز و مرتب ساختند و آن روز به اندازهاى هوا گرم بود که ما روز گرم و پر
حرارتى را مانند آن روز ندیده بودیم .
در آنجا بود که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به ایراد خطابه پرداخت . پساز حمد و ثناى الهى ، خطاب به
مردم فرمود : هیچ پیغمبرى مبعوث نمىشود مگر آنکه نیمى از مقدار زندگى پیغمبر پیشین خود را عهدهدار
مىشود ؛ طولى نمىکشد ، دعوت الهى را اجابت مىکنم و دو اثر گران سنگ (یا گرانبها) در میان شما به جاى
مىگذارم که اگر از خواسته و رویه آنان پیروى نمایید ، هرگز به گمراهى گرفتار نخواهید شد : یکى کتاب خدا
و دیگرى عترت من است .
سپسدست على علیه السلام را به دست گرفت و خطاب به مردم گفت : اى مردم ! چه کسى از جان و مال
شما ، از خود شما سزاوارتر است ؟ گفتند : خدا و رسول خدا صلىّ اللّه علیه و آله داناتر و اولیتر به جان و مال
است آنگاه فرمود :
. « من کنت مولاه فعلى مولاه »
حاکم نیشابوري بعد از نقل روایت میگوید :
هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه .
و ذهبی نیز در تلخیصالمستدرك سخن وي را تأیید میکند .
الحاکم النیسابوري ، محمد بن عبدالله أبو عبدالله (متوفاي 405 ه) المستدرك علی الصحیحینمع تضمینات الذهبی
فی التلخیص، ج 3 ،ص 613 ، ح 6272 ، ناشر : دار الکتب العلمیۀ بیروت ، ط 1 1411 ه 1990 م .
11 . بزار از زید بن یثیع :
حدثنا یوسف بن موسى قال نا عبید الله بن موسى عن فطر بن خلیفۀ عن أبی إسحاق عن عمرو ذي مر وعن
سعید بن وهب وعن زید بن یثیع قالوا سمعنا علیا یقول نشدت الله رجلا سمع رسول الله صلى الله علیه
وسلم یقول یوم غدیر خم لما قام فقام إلیه ثلاثۀ عشر رجلا فشهدوا أن رسول الله صلى الله علیه وسلم قال
ألست أولى بالمؤمنین من أنفسهم قالوا بلى یا رسول الله قال فأخذ بید علی فقال من کنت مولاه فهذا
مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وأحب من أحبه وأبغضمن أبغضه وانصر من نصره
واخذل من خذله .
ابو اسحاق از عمرو بن ذى مرّ ، سعید بن وهب و زید بن یثیع به اتفاق همگان روایت کردهاند که از حضرت
على علیه السلام شنیدیم ، سوگند مىداد که اگر کسى از شما از پیغمبر اکرم صلىّ اللهّ علیه و آله در روز
غدیر خم آن چه را درباره من فرموده ، شنیده است ، شهادت خود را اعلام نماید . سیزده تن از حاضران از
جاي برخواستند و شهادت دادند که از آن حضرت صلىّ اللّه علیه و آله شنیدیم ، فرمود : مگر نه این که
من از جان مؤمنان سزاوارتر از خود آن ها هستم ؟ مردم فرموده آن حضرت را تصدیق کردند .
در این هنگام دست على علیه السلام را گرفت و فرمود :
من کنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و احب من احبه و ابغضمن ابغضه و »
. « انصر من نصره و اخذل من خذله
البزار ، أبو بکر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق (متوفاي 292 ه) ، البحر الزخار(مسند البزار) ج 3 ،ص 35 ، ح 786 ، تحقیق :
د. محفوظ الرحمن زین الله ، ناشر : مؤسسۀ علوم القرآن ، مکتبۀ العلوم والحکم - بیروت ، المدینۀ الطبعۀ : الأولى ، 1409 ه .
هیثمی بعد از نقل این روایت میگوید :
رواه البزار ورجاله رجال الصحیح غیر فطر بن خلیفۀ وهو ثقۀ .
این روایت را بزار نقل کرده و راویان آن راویان صحیح بخاري هستند ، غیر از فطر بن خلیفه که
او نیز مورد اعتماد است .
، الهیثمی ، علی بن أبی بکر (متوفاي 807 ه) ، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج 9 ،ص 105
ناشر : دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة ، بیروت – 1407 ه .
12 . بزار از سعد بن أبی وقاص:
حدثنا هلال بن بشر قال نا محمد بن خالد بن عثمۀ قال نا موسى بن یعقوب قال نا مهاجر بن مسمار عن
عائشۀ بنت سعد عن أبیها أن رسول الله أخذ بید علی فقال ( ألست أولى بالمؤمنین من أنفسهم؟ من کنت
ولیه فإن علیا ولیه .
عائشه دختر سعد از پدرشنقل کرده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله دست علی علیه السلام را گرفت
و فرمود : آیا من از مؤمنین نسبت به خودشان سزاوارتر نیستم ؟ هر کسکه من مولاي او هستم ، علی
مولاي او است .
، البزار ، أبو بکر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق (متوفاي 292 ه) ، البحر الزخار(مسند البزار) ج 4 ،ص 41 ، ح 1203
تحقیق : د. محفوظ الرحمن زین الله ، ناشر : مؤسسۀ علوم القرآن ، مکتبۀ العلوم والحکم - بیروت ، المدینۀ الطبعۀ : الأولى ، 1409 ه .
هیثمی بعد از نقل روایت میگوید :
رواه البزار ورجاله ثقات .
، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، ج 9 ،ص 107 ، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی الوفاة: 807
. ناشر : دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة ، بیروت – 1407
این روایت را بزار نقل کرده و راویان آن مورد اعتماد هستند .
13 . ابن أبی عاصم از امیر مؤمنان علیه السلام :
حدثنا سلیمان بن عبید الله الغیلانی ثنا أبو عامر ثنا کثیر بن زید عن محمد بن عمر بن علی عن أبیه عن علی
أن النبی صلى الله علیه وسلم قام بحفرة الشجرة بخم وهو آخذ بید علی فقال أیها الناسألستم تشهدون أن
الله ربکم قالوا بلى قال ألستم تشهدون أن الله ورسوله أولى بکم من أنفسکم قالوا بلى وإن الله ورسوله

مولاکم قالوا بلى قال فمن کنت مولاه فإن هذا مولاه .

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا علی
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 2 هفته پيش   #5
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 18,160
ج: تواتر حدیث غدیر از دیدگاه دانشمندان اهل تسنن

البانی در ذیل حدیث میگوید :
حسن .
از علی علیه السلام نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله بر کنده درختی در غدیر خم ایستاده بود ؛
در حالی که دست علی علیه السلام به دست او بود . سپسفرمود : اي مردم ! آیا شهادت میدهید که خداوند
پروردگار شما است ؟ گفتند : آري ، فرمود : آیا شهادت میدهید که خدا و رسول خدا از خود شما بر شما
سزاوارترند ؟ گفتند : آري ، فرمود : آیا شهادت میدهید که خدا و رسول او سرپرستان شما هستند ، گفتند :
آري . فرمود : هرکسمن مولاي او هستم ، این (علی علیه السلام) مولاي او است .
عمرو بن أبی عاصم الضحاك الشیبانی (متوفاي 287 ه) السنۀ، ج 2 ،ص 605 ، ح 1361 ، تحقیق : محمد ناصر الدین الألبانی ،
ناشر : المکتب الإسلامی - بیروت ، الطبعۀ : الأولى 1400 ه .
14 . طبرانی از زید بن أرقم :
4986 حدثنا علی بن عبد الْعزِیز ثِنا أبو نُعیمٍ ثنا کاَملُ أبو الْعلاء قال سمعت حبِیب بن أبی ثاَبتِ یحدث عن
یحیى بن جع  دةَ عن زید بن أَرقَم قال خرََجنَا مع رسول اللَّه صلى اللَّه علیه وسلم حتى انْتَهینَا إلى غَدیر خِمُ أمَرَ
بِدوحٍ فَکُسح فی یوم مٍا أتى علیَناَ یوم کان أشَدَ حرا منه فحَمد اللَّه وأَثْنَى علیه وقال یا أَیها الناسإنه لم
یبعث نْبَیِ قَطُّ إِلا عاش نصف ما عاش الذي کان قَبلَه وإِنِّی أُوشکَ أنَ أْدُعى فَأُجیِب وإنِِّی تاَرِك فیکُم ما لنَْ
تَضلُّوا بعده کتَاب اللهَّ ثُم قام وأخََذَ بیِد علی رضی اللهَّ عنه فقال یا أیَها الناسمن أوَلىَ بکِمُ من أَنْفُسکُم
قالوا اللهَّ ورسولهُ أعَلمَ قال من کنت مولاه فَعلی مولاه .
یحیی بن جعده از زید بن ارقم روایت کرده است که همراه رسول خدا صلّى اللهّ علیه و آله به راه خویشادامه
مىدادیم تا به غدیر خم رسیدیم . در آن جا درختى بود که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به آن درخت اشاره
کرد و اصحاب زیر آن درخت را تمیز و مرتب ساختند و آن روز به اندازهاى هوا گرم بود که ما روز گرم و پر
حرارتى را مانند آن روز ندیده بودیم .
در آنجا بود که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به ایراد خطابه پرداخت . پساز حمد و ثناى الهى ، خطاب به
مردم فرمود : هیچ پیغمبرى مبعوث نمىشود مگر آنکه نیمى از مقدار زندگى پیغمبر پیشین خود را عهدهدار
مىشود ؛ طولى نمىکشد ، دعوت الهى را اجابت مىکنم و دو اثر گران بار (یا گرانبها) در میان شما به جاى
مىگذارم که اگر از خواسته و رویه آنان پیروى نمایید ، هرگز به گمراهى گرفتار نخواهید شد: یکى کتاب
خداست و دیگرى عترت من است .
سپسدست على علیه السلام را به دست گرفت و خطاب به مردم گفت : اى مردم ! چه کسى از جان و مال
شما ، از خود شما سزاوارتر است ؟ گفتند : خدا و رسول خدا صلىّ اللّه علیه و آله داناتر و اولیتر به جان و مال
است آنگاه فرمود :
. « من کنت مولاه فعلى مولاه »
، المعجم الکبیر ، ج 5 ،ص 171 ، اسم المؤلف: سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم الطبرانی الوفاة: 360
1983 ، الطبعۀ : الثانیۀ ، تحقیق : حمدي بن عبدالمجید السلفی . - ناشر : مکتبۀ الزهراء - الموصل - 1404
البانی بعد از نقل این روایت میگوید :
أخرجه الطبرانی ( 4986 ) و رجاله ثقات .
طبرانی آن را نقل کرده و روایان آن مورد اعتماد هستند .
البانی ، محمد ناصر ، السلسلۀ الصحیحۀ، ج 4 ،ص 249 ، طبق برنامه المکتبۀ الشاملۀ .
کتابهایی که در باره سند حدیثغدیر نوشته شده :
گستردگی أسناد حدیث غدیر آن چنان بوده است که برخی از دانشوران اهل سنت ، براي جمع آوري تمام آنها مجبور شدهاند
کتابهاي مستقلی بنویسند که جاي هیچ تردیدي را باقی نمیگذارد .
1 . محمد بن جریر طبري (متوفاي 310 ه):
محمد بن جریر طبري از کسانی است که کتاب مستقلی در چهار جلد در باره أسناد این روایت نوشته است ؛ چنانچه ذهبی در باره کتاب
او میگوید :
جمع طرق حدیث غدیر خم فی أربعۀ أجزاء رأیت شطره فبهرنی سعۀ روایاته وجزمت بوقوع ذلک .
محمد بن جریر طبري اسناد روایت غدیر خم را در چهار جلد جمع آوري کرده است که من قسمت از آن را دیدم
و از گستردگی روایات آن شگفت زده شدم و یقین کردم که این اتفاق افتاده است .
، الذهبی ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز ، سیر أعلام النبلاء، ج 14 ،ص 277
تحقیق : شعیب الأرناؤوط و محمد نعیم العرقسوسی ، ناشر : مؤسسۀ الرسالۀ - بیروت ، التاسعۀ ، 1413 ه .
و در تذکرة الحفاظ در ترجمه محمد بن جریر طبري مینویسد :
قلت رأیت مجلدا من طرق الحدیث لابن جریر فاندهشت له ولکثرة تلک الطرق .
من یک جلد از کتاب أسناد حدیث غدیر را که ابن جریر نوشته بود را دیدم و از زیاد بودن أسناد آن گیج و
مبهوت شدم .
، الذهبی ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز ، تذکرة الحفاظ ج 2 ،ص 710 ، رقم : 728
ناشر : دار الکتب العلمیۀ - بیروت ، الأولى .
و ابن کثیر سلفی نیز در البدایۀ والنهایۀ میگوید :
وقد رأیت له کتابا جمع فیه أحادیث غدیر خم فی مجلدین ضخمین وکتابا جمع فیه طریق حدیث الطیر
کتابی از ابن جریر طبري را دیدم که که در آن احادیث غدیر خم را گردآوري کرده بود که دو جلد ضخیم بود . و
نیز طبري کتاب دیگري دارد که در آن اسناد حدیث طیر را گردآوري کرده است .
البدایۀ والنهایۀ ، ج 11 ،ص 147 ، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء الوفاة: 774 ، ناشر : مکتبۀ المعارف – بیروت .
2 . أبو العباس ابن عقده ( 333 ه) :
وقد استوعبها بن عقدة فی کتاب مفرد وکثیر من اسانیدها صحاح وحسان
ابن عقده روایات غدیر را در کتاب مستقلی جمع آوري کرده است که بسیاري از أسناد آن صحیح
و حسن هستند .
، ابن حجر عسقلانی ، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل الشافعی ، فتح الباري شرح صحیح البخاري، ج 7 ،ص 74
ناشر : دار المعرفۀ - بیروت ، تحقیق : محب الدین الخطیب .
و در تهذیب التهذیب مینویسد :
واعتنى بجمع طرقه أبو العباسبن عقدة فأخرجه من حدیث سبعین صحابیا أو أکثر.
أبو العباسبن عقده تمام أسناد حدیث غدیر را جمع آوري کرده که در آن روایت بیشاز هفتاد صحابی و یا
بیشتر را نقل نموده است .
، ابن حجر عسقلانی ، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل الشافعی ، تهذیب التهذیب، ج 7 ،ص 297
1984 ، الطبعۀ : الأولى . - ناشر : دار الفکر - بیروت - 1404
3 . شمس الدین ذهبی (متوفاي 748 ه) :
وي در تذکرة الحفاظ در باره حدیث طیر و حدیث غدیر مینویسد :
واما حدیث الطیر فله طرق کثیرة جدا قد افردتها فی مصنف ومجموعها هو یوجب ان یکون الحدیث له أصل
واما حدیث من کنت مولاه فله طرق جیدة وقد أفردت ذلک أیضا .
براي حدیث طیر أسناد زیادي است که من آن را در کتاب مستقلی جمع آوري کردهام ، مجموع آنها سبب
میشود که حدیث واقعیت داشته باشد .
و اما حدیث غدیر نیز أسناد خوبی دارد که براي او نیز کتاب مستقلی نوشتهام .
، تذکرة الحفاظ ، ج 3 ،ص 1043 ، اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدین محمد الذهبی الوفاة: 748
ناشر : دار الکتب العلمیۀ - بیروت ، الطبعۀ : الأولى .
نتیجه :
حدیث غدیر نه تنها با سندهاي صحیح نقل شده است ؛ بلکه به اعتراف بزرگان اهل سنت متواتر است و حتی کتابهاي مستقلی در
باره آن توسط علماي سنی نوشته شده است ؛ اما پذیرش و اعتراف به آن نیازمند قلب سلیم ، تقوا و انصاف است که متأسفانه برخی از
دشمنان اهل بیت علیهم السلام ؛ از جمله ابن تیمیه حرانی و ابن حزم اندلسی از داشتن آن محروم بودهاند .
ابن حجر عسقلانی در لسان المیزان در باره ابن تیمیه و انصاف آن در نقد احادیث ، مینویسد :
لکن وجدته کثیر التحامل إلى الغایۀ فی رد الأحادیث التی یوردها بن المطهر وان کان معظم ذلک من
الموضوعات والواهیات لکنه رد فی رده کثیرا من الأحادیث الجیاد التی لم یستحضر حالۀ التصنیف مظانها .
ابن تیمیه در رد احادیثی که علامه حلی به آن استدلال کرده است زیاده روي نموده است تا آنجا که احادیث
خوب و معتبر فراوانی را رد کرده است.
، لسان المیزان ، ج 6 ،ص 319 ، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی الوفاة: 852
1986 ، الطبعۀ : الثالثۀ ، تحقیق : دائرة المعرف النظامیۀ – الهند . - ناشر : مؤسسۀ الأعلمی للمطبوعات - بیروت - 1406
و در فتح الباري مینویسد :
وأنکر بن تیمیۀ فی کتاب الرد على بن المطهر الرافضی المؤاخاة بین المهاجرین وخصوصا مؤاخاة النبی صلى
الله علیه وسلم لعلی قال لأن المؤاخاة شرعت لإرفاق بعضهم بعضا ولتألیف قلوب بعضهم على بعضفلا
معنى لمؤاخاة النبی لأحد منهم ولا لمؤاخاة مهاجري لمهاجري وهذا رد للنصبالقیاسوإغفال عن حکمۀ
المؤاخاة .
ابن تیمیه در کتابشکه رد بر علامه حلی است داستان عقد برادري بین مهاجران مخصوصاً بین رسول خدا و
علی را انکار کرده و می گوید : فلسفه عقد اخوت براي تألیف دلها و ایجاد محبت و دوستی بین دو نفر
تشریع شد ؛ ولی بین دو مهاجر و شخصرسول خدا بی معنی است .
این این حرفها را کسی می زند از حکمت این دستور بی خبر است .
، فتح الباري شرح صحیح البخاري ، ج 7 ،ص 271 ، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی الوفاة: 852
ناشر : دار المعرفۀ - بیروت ، تحقیق : محب الدین الخطیب .
و البانی وهابی ، هدف خود را از بررسی سند حدیث غدیر ، زیاده روي ابن تیمیه در تضعیف این روایت دانسته و میگوید :
فقد کان الدافع لتحریر الکلام على الحدیث و بیان صحته ، أننی رأیت شیخ الإسلام بن تیمیۀ ، قد ضعف الشطر
الأول من الحدیث و أما الشطر الآخر ، فزعم أنه کذب ! و هذا من مبالغته الناتجۀ فی تقدیري من تسرعه فی
تضعیف الأحادیث قبل أن یجمع طرقها و یدقق النظر فیها و الله المستعان .
غرضمن از تشریح حدیث غدیر و بیان صحت آن، تضعیف ابن تیمیه بخشاول (من کنت مولاه فعلی
مولاه) و دروغ دانستن بخشدوم (اللهم وال من والاه...) آن است ، این زیاده روي ابن تیمیه و عجله در
تضعیف احادیث قبل از مطالعه در اسناد متعدد روایت و دقت نظر در صحت و سقم آن است .
. البانی ، محمد ناصر ، السلسلۀ الصحیحۀ ، ج 4 ،ص 249
آنچه ما نقل کردیم ، مختصري از اعترافات بزرگان سنی و صحه گذاشتن آنها بر حدیث غدیر بود ، براي اطلاع بیشتر به کتاب الغدیر
، ج 1 ،ص 294 مراجعه بفرمایید . علامه امینی رضوان الله تعالی علیه 43 نفر از دانشمندان سنی را نام میبرد که تصریح به صحت
حدیث غدیر کردهاند .
الحمد لله الذي جعلنا من المتمسکین بولایۀ علی بن أبی طالب علیه السلام

والسلام علی من اتبع الهدي


یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا علی
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks

کلیدواژه ها
تواتر حدیث غدیر


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 10:56AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts