بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

گفتگوي بسته شده
 
ابزار گفتگو
قديمي Saturday 2 September 2017   #2236
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,585
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
خوشبختانه مطلب آنقدر در قرآن تکرار شده که دیگر جایی برای ابهام باقی نگذاشته و حتی مفسرین مورد قبول شما نیز اذعان داشته اند که منظور از عذاب حریق، عذاب روز قیامت است:

نقل از تفسیر نمونه:



حتماً سری هم به آدرسهای داده شده ( سوره حج و بروج بزنید).
دوست گرامی، آنچه مورد قبول ما است، استدلال است، ۹ مورد واژه یوم عظیم در قرآن کریم آمده، چون در یک یا چند جا مثلا یوم عظیم یعنی روز قیامت، پس هر کجا یوم عظیم آمد یعنی روز قیامت؟ خیر، قرآن کریم روز عذاب بعض اقوام پیشین را یوم عظیم فرموده است:

وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابُ يَوْمٍ عَظيمٍ (الشعراء 156)

فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كانَ عَذابَ يَوْمٍ عَظيمٍ (الشعراء 189)


مگر در همین تفسیر، قول مفسرین دیگر را مورد نقد قرار نمیدهند؟ آیا قول خود آنها امکان نقد ندارد؟ خوشبختانه استدلال کرده‌اند، یعنی ما دلیل آنها را میدانیم، عذاب الحریق، یعنی عذاب سوزاننده، و به قول المیزان یعنی عذاب النار، چون نار است که موجب احتراق و سوختن میشود، اما کجای عبارت زمان و مکان قیامت آمده؟ میگویند: چون در دو جای دیگر عذاب الحریق برای روز قیامت آمده است! خوب آمده باشد، مگر چون دو جا برای روز قیامت تعبیر عذاب سوزاننده آمده، آنگاه آیه‌ای که لحظه مرگ را بیان میکند و تعبیر عذاب سوزاننده میکند، منظور این آیه هم روز قیامت است؟ یعنی مثلا وقتی هفت مورد روز عظیم به معنای قیامت است، در دو مورد که عذاب استیصال دنیاست باید حمل بر روز قیامت بکنیم چون در هفت مورد روز عظیم برای قیامت آمده است؟!


و جالب در قرآن‌گرائی شما این است هر چه بر علیه شماست و جوابی ندارید و همه مفسرین هم بر خلاف شما گفته‌اند، یواشکی رد میشوید گویا کسی نفهمیده یا نمیفهمد! هیهات دوست گرامی، آیه اول که آوردم کلمه الیوم داشت، فرار کردید از جوابش! چون الیوم را هیچ کس نمیتواند کاری کند! تفسیر نمونه هم به داد شما نمیرسد! در همان آیه عذاب الهون دارد که سه مورد در قران کریم به کار رفته است، یکی برای عذاب دنیا، یکی برای روز مرگ یعنی همین آیه‌ای که آوردم، و یکی برای یوم العرض، یوم یعرض الذین کفروا علی النار.



نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
همانگونه که بارها و بارها خدمتتان عرض کرده ام: قرآن فقط و فقط از دو زندگی اسم برده است: زندگی دنیا و زندگی آخرت. زندگی برزخی یک حیات خیالی است که نه قوم پیامبر آن را می شناختند و نه کوچکترین اثری از آن در قرآن یافت می شود.
رمز اینکه نمیتوانید آیات معاد را با هم جمع کنید، این است که همین عالم آخرت که میگویید را عالمی در عرض عالم فیزیکی و در امتداد بعد چهارم این روند فیزیکی فرض میکنید، و حال آنکه عالم آخرت، محیط بر عالم فیزیکی است، یستعجلونک بالعذاب و إن جهنم لمحیطة بالکافرین، مثل شما در فهم قیامت قرآنی، مثل کسی است که میگوید: ما دو عدد بیشتر نداریم، یک و سپس ده! و حال آنکه اگر بخواهیم بعد از یک به ده برسیم، ممکن نیست از اعداد واسطه عبور نکنیم، راه تکوینی عبور به سوی قیامت، عبور از برزخ است، این یک مطلب تعبدی نیست، این مطلب برهانی است برای کسی که ترتب عوالم و سبع طرائق در لسان قران کریم را پی جویی میکند، ان منکم الا واردها کان علی ربک حتما مقضیا ثم ننجي الذین اتقوا الآیة.
.
hosyn حاضر نيست  
تعداد 3 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 2 September 2017   #2237
ghanet
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 1,226
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟




اینکه پروردگار می فرمایند آنها مرده اند نه زنده منظورشان چیست؟
منظورشان این است که دیگر کاری از دستشان بر نمی آید. صدای شما را نمی شنوند و اگر هم می شنیدند، برایتان کاری نمی توانستند بکنند. می فرمایند آنها از همه چیز و همه جا بی خبرند و چون خفته ای می مانند که نمی دانند کی قرار است از خواب مرگ بیدارشان کنند، پس بیخود به آنها دل نبندید.

آنها امتی بودند که رفتند، هرچه کسب کردند برای خود کردند وهرچه کسب می کنید برای خود می کنید و شما درباره آنچه آنها می کردند مورد سئوال قرار نخواهید گرفت! (بقره آیات 134 و 141)
ghanet حاضر نيست  
قديمي Saturday 2 September 2017   #2238
ghanet
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 1,226
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
دوست گرامی، آنچه مورد قبول ما است، استدلال است، ۹ مورد واژه یوم عظیم در قرآن کریم آمده، چون در یک یا چند جا مثلا یوم عظیم یعنی روز قیامت، پس هر کجا یوم عظیم آمد یعنی روز قیامت؟ خیر، قرآن کریم روز عذاب بعض اقوام پیشین را یوم عظیم فرموده است:

وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابُ يَوْمٍ عَظيمٍ (الشعراء 156)

فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كانَ عَذابَ يَوْمٍ عَظيمٍ (الشعراء 189)


مگر در همین تفسیر، قول مفسرین دیگر را مورد نقد قرار نمیدهند؟ آیا قول خود آنها امکان نقد ندارد؟ خوشبختانه استدلال کرده‌اند، یعنی ما دلیل آنها را میدانیم، عذاب الحریق، یعنی عذاب سوزاننده، و به قول المیزان یعنی عذاب النار، چون نار است که موجب احتراق و سوختن میشود، اما کجای عبارت زمان و مکان قیامت آمده؟ میگویند: چون در دو جای دیگر عذاب الحریق برای روز قیامت آمده است! خوب آمده باشد، مگر چون دو جا برای روز قیامت تعبیر عذاب سوزاننده آمده، آنگاه آیه‌ای که لحظه مرگ را بیان میکند و تعبیر عذاب سوزاننده میکند، منظور این آیه هم روز قیامت است؟ یعنی مثلا وقتی هفت مورد روز عظیم به معنای قیامت است، در دو مورد که عذاب استیصال دنیاست باید حمل بر روز قیامت بکنیم چون در هفت مورد روز عظیم برای قیامت آمده است؟!
اگر شما یک چنین رویه ای را در پیش گیرید من از آن استقبال می کنم اما تا کنون چیز دیگری را به نمایش گذاشته اید. تا مطلبی نوشته ام که با عقیده تان نمی ساخته فوراً پنجاه تا ترجمه را به شهادت گرفته اید که خلاف عقیده بنده حرف زده اند یا هر بچه و بزرگ مسلمان و کافری را به شهادت خوانده اید که بر علیه بنده شهادت می دهند.


نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
رمز اینکه نمیتوانید آیات معاد را با هم جمع کنید، این است که همین عالم آخرت که میگویید را عالمی در عرض عالم فیزیکی و در امتداد بعد چهارم این روند فیزیکی فرض میکنید
.
من یک همچین حرفی زده ام؟!
ghanet حاضر نيست  
قديمي Saturday 2 September 2017   #2239
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 17,228
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

قانت ملحد بی دین شیطان پرست همان احیمقی هست که ادعای پیامبری داشت
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=132142
__________________
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است  
قديمي Saturday 2 September 2017   #2240
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 17,228
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

جوابهای بی پاسخ اقای حسین به مقاله قسم به ستاره در حال نابودی و مقاله دین مادری ؛حق یا ناحق !

http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=155695
__________________
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است  
قديمي Saturday 2 September 2017   #2241
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 17,228
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

الأمالي( للصدوق) ؛ النص ؛ ص6

3- حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنِ الرَّيَّانِ بْنِ الصَّلْتِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله وسلم قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ مَا آمَنَ بِي مَنْ فَسَّرَ بِرَأْيِهِ كَلَامِي وَ مَا عَرَفَنِي مَنْ شَبَّهَنِي بِخَلْقِي وَ مَا عَلَى دِينِي مَنِ اسْتَعْمَلَ الْقِيَاسَ فِي دِينِي

الأمالي (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى ؛ متن ؛ ص6

- امام هشتم علیه السلام از گفته پدرش از طريق پدرانش علیهم صلوات الله از امير المؤمنين علیه سلام الله نقل كرده كه رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود" خداى عز و جل فرمايد بمن ايمان ندارد هر كه كلام مرا بخواست خود تفسير كند، مرا نشناخته هر كه مرا همانند خلقم پندارد بدين من نباشد هر كه در احكام دينم قياس بكار برد.
الأمالي (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى، متن، ص: 7
مجلس 2ح3وتوحید صدوق وعیون الاخبار
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است  
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 2 September 2017   #2242
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 17,228
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته



اینکه پروردگار می فرمایند آنها مرده اند نه زنده منظورشان چیست؟
منظورشان این است که دیگر کاری از دستشان بر نمی آید. صدای شما را نمی شنوند و اگر هم می شنیدند، برایتان کاری نمی توانستند بکنند. می فرمایند آنها از همه چیز و همه جا بی خبرند و چون خفته ای می مانند که نمی دانند کی قرار است از خواب مرگ بیدارشان کنند، پس بیخود به آنها دل نبندید.

آنها امتی بودند که رفتند، هرچه کسب کردند برای خود کردند وهرچه کسب می کنید برای خود می کنید و شما درباره آنچه آنها می کردند مورد سئوال قرار نخواهید گرفت! (بقره آیات 134 و 141)
احیمق ال الله دون الله نیستند
قال الله عزوجل
مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیائ کمثل العنکبوت اتخذت بیتا وان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لو کانوا یعلمون سوره مبارکه عنکبوت ایه شریفه41

نهی و ذم فرموده از اینکه من دون الله ولی وسرپرست باشد
در سوره مبارکه مائده ایه شریفه 55و56می فرمایند
قال الله عزوجل
انما ولیکم الله ورسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلاه ویوتون الزکاه وهم راکعون
ومن یتول الله ورسوله والذین امنوا فان حزب الله هم الغالبون
می فرماید ولی وسرپرست شما خدا وپیامبروکسانیکه ایمان اوردند واقامه صلاه می کنندودر حال رکوع زکات می دهند .وکسانی که ولایت وسرپرستی خدا ورسولش ومومنانی (چون علی بن ابی طالب )را بپذیرند حزب خدایند ویقینا حزب خدا غالب است ........
جمع این ایات چطوره حق تعالی در کلامش تناقض هست؟!

یا ایه سوره مبارکه عنکبوت نسخ شده؟
یا اطلاق ایه شریفه قید خورده ؟ یعنی مقید شده ؟
یا عمومیت ایه شریفه تخصیص خورده ؟ از باب عام وخاص ؟
یا مراد از من دون الله چیزی است غیر متفاهم عرف وهابیت؟
چون نمی شود نهی وذم بفرماید ازولی گرفتن دون الله ؛
مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیائ .
وحصرومدح بفرماید از ولایتش در ولایت خود ودر ولایت من دون الله (به تعبیر وهابیت )
دوستان وهابی مسلک بدون حاشیه رفتن جواب بفرمائید
بسم الله الرحمن الرحیم
من دون الله در آیه قرآن را چه معنا کنیم؟ در مقابل خدا؟ یا معنای دیگری؟
کلمه دون، اصل اینکه مقصود چیست، مشکلی نیست.
بهترین واژه ای که در فارسی معادلش باشد، مشکل ماست.
اگر می گوییم که پیامبر و ائمه دون الله هستند، پس آیه قران چه می فرمایند: انما یبایعونک تحت الشجره، انما یبایعون الله.
این آیه دارد می گوید کسانی که با تو بیعت کرده اند، یعنی منِ قرآن تو را قبول دارم که با تو مبایعه صورت گرفته است. نظیر و ما رمیت اذ رمیتَ
هر کس این را فهمید آنجا هم می فهمد که مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء کمثل العنکبوت
در آیه دیگر می فرماید: انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا ...
حالا
و رسوله و الذین آمنوا دون الله هستند یا هم الله هستند؟
اگر دون الله هستند، پس آیه عنکبوت را چه بگوییم؟
پس معلوم می شود آن دون الله یعنی کسانی که مسیرشان مسیر خدا نیست. یعنی اگر یبایعونه، یعنی یبایعون الله.
مثال
کسی می گوید هر کس دنبال کتابی برود غیر از قرآن به انحراف کشیده شده است و فردا جوابی ندارد.
فردا بهش خبر می دهند که یکی از افراد مستمع شما، هرچه کتاب تفسیر در خانه داشت، بیرون ریخته است! چرا چون شما گفتی!
جواب چیست؟
جوابش این است که این غیر قرآنی که گفتم یعنی کتابهایی که رویکردش غیر قرآنی باشد نه تفسیر و کتابهایی که جهت قرآنی دارد.
کلمه دون در این آیات شریفه در اوج فصاحت و بلاغت ادبیات عرب است.
این دون استعمال فلسفی ندارد. بلکه این دون یعنی دونیت حسی و گرایشی.
و من یتول الله و رسوله و الذین امنوا ... حزب الله.
حزب الله دون الله ام هو الله؟
اینجا جای بحث فلسفی نیست که بگویی حزب الله خداست یا غیر خداست.
هر کس در حزب خداست خدایی است و در فضای ادبیات عرب، خدائی ست. یعنی با او دوستی کنید با خدا دوستی کرده اید و با او دشمنی کنید، با خدا دشمنی کرده اید.
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=118531

---http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?p=2177231#post2177231
یا علی جواب بفرمایند
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آخرين ويرايش عبدالعلی69 ، Monday 4 September 2017 در 07:44PM.
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است  
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 2 September 2017   #2243
ghanet
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 1,226
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته

و جالب در قرآن‌گرائی شما این است هر چه بر علیه شماست و جوابی ندارید و همه مفسرین هم بر خلاف شما گفته‌اند، یواشکی رد میشوید گویا کسی نفهمیده یا نمیفهمد! هیهات دوست گرامی، آیه اول که آوردم کلمه الیوم داشت، فرار کردید از جوابش! چون الیوم را هیچ کس نمیتواند کاری کند! تفسیر نمونه هم به داد شما نمیرسد! در همان آیه عذاب الهون دارد که سه مورد در قران کریم به کار رفته است، یکی برای عذاب دنیا، یکی برای روز مرگ یعنی همین آیه‌ای که آوردم، و یکی برای یوم العرض، یوم یعرض الذین کفروا علی النار.

اینکه گاهی قرآن را به رأی خود تفسیر می کنید، و چون خیل عظیم قدما، آن را به مفسرین ماورایی وا نمی گذارید، بسیار پسندیده است اما زمانی درخور تقدیر است که بتوانید برایش شواهدی از قرآن معرفی کنید نه اینکه بدون شاهد حرف بزنید.
چیزهایی که درباره عذاب الهون ، عذاب الحریق و غیره نوشتید همگی بر عذاب قیامت منطبق می شوند نه برزخ. ملاحظه کردید مفسرین شیعه نیز بر این باور بودند.
اگر می خواهید کاری بکنید، اول باید حیات برزخی را در قرآن ثابت کنید و آیاتی معرفی کنید که بطور مستقیم ( نه با کلی پیچ و خم و تفسیر و تأویل) به برزخ یا حیات برزخی اشاره کرده باشند.
اما شما هرگز قادر به پیدا کردن چنین آیاتی نخواهید بود و در قرآن جز حیات دنیا و آخرت چیز دیگری پیدا نخواهید کرد. برزخ زائیده احادیث و روایات است و خلق شده تا حیات مردگان را توجیه کند تا اگر کسی به آیات قرآن استدلال کرد که مردگان نمی شنوند و نمی بینند، برزخ را پیش بکشند و حق را با باطل بپوشانند.

چه کسی گفته مردگان نمی شنوند؟!
پس آن مردگانی که پیامبر در چاه بدر با آنها حرف زد چه بودند؟!

آخرين ويرايش ghanet ، Saturday 2 September 2017 در 07:59PM.
ghanet حاضر نيست  
قديمي Saturday 2 September 2017   #2244
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,585
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
اگر شما یک چنین رویه ای را در پیش گیرید من از آن استقبال می کنم اما تا کنون چیز دیگری را به نمایش گذاشته اید. تا مطلبی نوشته ام که با عقیده تان نمی ساخته فوراً پنجاه تا ترجمه را به شهادت گرفته اید که خلاف عقیده بنده حرف زده اند یا هر بچه و بزرگ مسلمان و کافری را به شهادت خوانده اید که بر علیه بنده شهادت می دهند.


من یک همچین حرفی زده ام؟!
الحمد لله تعالی نوشته‌های بنده و شما موجود است، و همه میتوانند ببیننند که نه آنگاه که چیزی گفتید که با عقیده بنده نمیساخته، بنده بروم و از ترجمه‌ها و از عرف عرب، شاهد بیاورم، بلکه هر مورد حرف شما با قران کریم نمیساخته و دروغ به قرآن بستید، سراغ فهم جمعی و عرف کافر و مسلمان در فهم کلام رفتم، و آن هم برای یک کلمه! و آن اینکه فردا شما و یا مخاطب شما، در پیشگاه نازل کننده قران و در مقابل خود قرآن کریم، نتواند بگوید: نمیدانستم!! همین و همین! و خودم با این اطلاعات بسیار اندکی که دارم، واقعا خود را در این هدف، موفق میدانم، چون میخواهید باور کنید و یا نکنید، بارها چند سطر مینویسم و ناخودآگاه احساساتم به عبارتم منتقل میشود، ولی برمیگردم و همه را حذف میکنم تا فضای بحث، فضای ادب و انتقال مطلب علمی باشد، و احساس بر استدلال غلبه نکند، و لذا گمان میکنم ناظر در بحث، نمیتواند بگوید نمیدانستم، و همین دانستن، مقصود من است، و قبول کردن یا رد کردن، با استدلال یا بدون استدلال، مربوط به رابطه هر بنده با خدای خودش هست، و به هر حال، پس از دانستن است. و العلم عند الله سبحانه و تعالی.
.
hosyn حاضر نيست  
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 2 September 2017   #2245
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,585
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته

اینکه گاهی قرآن را به رأی خود تفسیر می کنید، و چون خیل عظیم قدما، آن را به مفسرین ماورایی وا نمی گذارید، بسیار پسندیده است اما زمانی درخور تقدیر است که بتوانید برایش شواهدی از قرآن معرفی کنید نه اینکه بدون شاهد حرف بزنید.
چیزهایی که درباره عذاب الهون ، عذاب الحریق و غیره نوشتید همگی بر عذاب قیامت منطبق می شوند نه برزخ. ملاحظه کردید مفسرین شیعه نیز بر این باور بودند.
اگر می خواهید کاری بکنید، اول باید حیات برزخی را در قرآن ثابت کنید و آیاتی معرفی کنید که بطور مستقیم ( نه با کلی پیچ و خم و تفسیر و تأویل) به برزخ یا حیات برزخی اشاره کرده باشند.
اما شما هرگز قادر به پیدا کردن چنین آیاتی نخواهید بود و در قرآن جز حیات دنیا و آخرت چیز دیگری پیدا نخواهید کرد. برزخ زائیده احادیث و روایات است و خلق شده تا حیات مردگان را توجیه کند تا اگر کسی به آیات قرآن استدلال کرد که مردگان نمی شنوند و نمی بینند، برزخ را پیش بکشند و حق را با باطل بپوشانند.

چه کسی گفته مردگان نمی شنوند؟!
پس آن مردگانی که پیامبر در چاه بدر با آنها حرف زد چه بودند؟!
ببینید دوست گرامی، نزد این بنده ناچیز کم‌فهم، که در عین حال، عمری را با کتاب و بحث، سر و کار داشتم، گمان نکنید میتوانید حرفه‌ای رفتار کنید! دوباره عبارت خودتان را مرور کنید! صد کلمه نوشتید، ناز کردید و نیاز کردید، تا خلاصه از جواب یک کلمه‌ای من فرار کنید، بنده نیامدم که شما نصیحت کنید، هر چند سراپا آماده شنیدن نصیحت هستم، اما نه نصیحتی که برای فرار از پاسخگوئی در یک سؤال و جواب علمی باشد، پاسخ دهید که خلاصه کلمه الیوم در روز (اخرجوا انفسکم) چیست؟
.
hosyn حاضر نيست  
تعداد 3 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 2 September 2017   #2246
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 17,228
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

شاید اینجا هم الیوم دوره هست
پست 2166

http://www.iranclubs.org/forums/show...55542&page=145

نقل قول:


در اصل توسط ghanet ملحد شیطان پرست مدعی پیامبری

نوشته شده است نمايش نوشته


وقتی خداوند می فرمایند:الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ منظورشان از الیوم یک روز خاص نیست چون یأس یکباره به انسان دست نمی دهد،اندک اندک که امید او کم می شود، حالت یأس قوت می گیرد تا وقتی امید بکلی قطع شود، آنگاه یأس و نا امیدی بطور کامل بر انسان چیره می شود و او را از پا در می آورد. به همین ترتیب تکامل نیز به یکباره حاصل نمی گردد، وقتی تمام اجزاء سر جای خود قرار می گیرند، کمال حاصل شده و ماندگار می گردد.
شما تا زمانی که نسبت به آیات قرآن خشوع و انقیاد نگاه نداشته باشید و از سخن لغو اعراض نکنید و تا زمانی که نگاهتان به امثال حدیث غدیر است ، مفهوم آیه را درک نخواهید کرد و همش به دنبال یک روز خاص می گردید.
سئوالات شما مثل این می ماند که بپرسید: روز قیامت کدام روز است و بعد که متوجه شدید یک روز خاص نیست و مراحلی دارد، دوباره بپرسید: روز قیامت کدام مرحله از قیامت است؟
هرمرحله ای از قیامت ، روز قیامت است منتهی به مرحله ماندگارآن می گویند یوم الآخرة هرچند همین یوم نیز جزء یوم القیامة می باشد.
شما اگر می خواهید بهتر موضوع را درک کنید با خودت اینگونه بگو!
- امروزه دیگر کافران از دین شما مأیوس شده اند
- امروزه دیگر برای شما دینتان را کامل کرده ام و نعمت خود را تمام گردانیده ام و رضایت داده ام که به دین اسلام درآیید پس هرکس از شما که از روی گرسنگی و ناچاری ، نه از روی تعدی و گناه، از آنچه برایش حرام شده بخورد حرجی بر او نخواهد بود و خداوند آمرزنده و مهربان است.
- امروزه دیگر طیبات بر شما حلال شده اند

متمسک به ثقلین
ببینید دوست گرامی، قبلا هم عرض کردم که روز قیامت، روز اکمال دین، روز اتمام نعمت، روز حلال کردن طیبات، و هر چه نظیر اینهاست را قبول کردم که ممکن است به معنای روز خاص نباشد، چرا؟ چون کار خداوند متعال است، و کار او هزار وجهه و مقام دارد، اما یأس کفار، یک حالت روانی کفار است، خدا که نعوذ بالله در قرآن دروغ نمیگوید، وقتی میگوید: کفار از دین شما مأیوس شدند، و حال آنکه مثلا جنگ احزاب علیه مسلمانها راه میاندازند، هر چند قرآن میفرماید و لما رأی المؤمنون الاحزاب... الی آخر ، مؤمنون در ایمان قوی بودند، اما آیه الیوم یئس الذین کفروا من دینکم، کار با قوت ایمان مؤمنین ندارد، بلکه کار با مأیوس شدن کفار دارد، آیا خنده‌دار نیست بگویند قرآن مسلمین در شروع حمله احزاب میگوید: امروز کفار از دین شمامأیوس شدند؟! چه مأیوسی شدند که این همه جمع شدند تا ریشه اسلام را از بیخ و بن بکنند؟! آیا افراد مأیوس، اینهمه خود را به زحمت میاندازند و هزینه میدهند؟! هرگز!

نکته این است که یأس کفار، حالت آنهاست، و چاره‌ای ندارید که برای آن، زمان خارجی فیزیکی داشته باشید، در زمان حمله گسترده کفار علیه اسلام و مسلمین، هیچ عاقلی نمیگوید: کفار از دین مسلمین، مأیوس شدند پس دیگر از آنها نمیترسند!

سؤال: حالت یأس کفار از دین اسلام در چه زمانی حاصل شد، به طوری که عرف مردم بگویند حالا دیگر کفار از دین مسلمین، مأیوس شدند؟
.

پست2196
نقل قول:
http://www.iranclubs.org/forums/show...55542&page=147

در اصل توسط ghanet ملحد شیطان پرست مدعی پیامبری
نوشته شده است نمايش نوشته


من ساعت دقیقش را نمی دانم اما گویا روز 18 ذی حجه از سال دهم هجری بوده، درست در همان لحظه ای که پیامبر دست علی را بالا می برد و او را جانشین خود می سازد .

متمسک به ثقلین
سخن کاملا درستی است، و الله یعلم انک لرسوله، هر چند: و الله یشهد ان المنافقین لکاذبون!

دوست گرامی، تنها گزینه صحیح همین است، چرا؟ چون به چه جهت بود که به ابتر بودن پیامبر ص امیدوار و خوشحال بودند؟ چون کسی که با مرگش، آثار و ایده او هم به خاک برود، از بین رفتنی است، لذا تمام امید کفار این بود که پیامبر خدا ص یا کشته شود و یا بمیرد، اما وقتی روز ۱۸ ذی الحجة همه آگاهان میدانی امر اسلام از روز اول ظهور آن، دیدند یک نفر دیگر مثل خود پیامبر خدا ص از طرف خداوند متعال، خلیفه بلافصل او شد، مأیوس شدند از اینکه این دین رفتنی باشد، و فهمیدند با این نصب الهی، علي ع به هر ترتیب باشد، یا با قیام و یا با قعود، نمیگذارد این دین از بین برود، و میبینید که امروز شیعه حرفش را چگونه منتشر میکند، و چگونه روز نصب خلیفه الهی را پاس میدارد، هر چند صاحب غدیر، در این راه، خون دلها خورده است.

بعض مفسرین چون حمل کردن این آیه به قبل از فتح مکه خنده‌دار بوده، و از طرفی برای توجیه رفتار منافقین در سقیفه، چاره‌ای جز محو غدیر نبوده، گفتند که منظور از این روز یأس کفار، روز فتح مکه است، اما غافل از اینکه بعد از فتح مکه، یکی از بزرگترین غزوات که غزوه تبوک در جنگ با روم بود صورت گرفت، شوکانی در تفسیرش میگوید: اختلافی نیست که این آیه در غزوه تبوک نازل شد: یا ایها الذین آمنوا ما لکم اذا قیل انفروا فی سبیل الله اثاقلتم الی الارض؟! چگونه در سال قبل (سال هشتم)، که سال فتح مکه بوده، خداوند بفرماید: امروز کفار از دین شما مأیوس شدند، اما سال بعد(سال نهم)، بزرگترین کافر دشمن اسلام یعنی روم، قصد حمله به مسلمین داشته باشد؟! آیا باور کردنی است؟ هرگز! یأس کفار در پایان سال دهم بود که به امر خدا، کسی به عنوان خلیفه پیامبرص برگزیده شد، که نفس و جان پیامبر بود، و تمام کفر، دوباره سر و کارشان با شخصی دقیقا مثل خود پیامبر ص بود، و این است آن امر عقلائی که همه میپذیرند که سبب مأیوس شدن کفار از دین مسلمین شود.

نقل قول:


در اصل توسط gh[anet ملحد شیطان پرست مدعی پیامبری نوشته شده است نمايش نوشته

این هم آن آیه ای که خداوند در آن حالت یأس و عرق سردی را که بر پیشانی کفار نشسته، شرح می دهند:

حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ۚ ذَٰلِكُمْ فِسْقٌ ۗ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ ۚ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا ۚ فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ ۙ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
گوشت مردار، و خون، و گوشت خوک، و آنچه نذر غیر خدا شود، و حیوانات خفه‌شده، و به زجر کشته شده، و آنها که بر اثر پرت‌شدن از بلندی بمیرند، و آنها که به ضرب شاخ حیوان دیگری مرده باشند، و آنچه حیوانات درنده از آن خورده باشند مگر اینکه پاکیزه اش گردانید- و حیواناتی که برای بتها سر بریده می شوند، (همه) بر شما حرام شده است؛ و نیز آنچه به وسيله تيرهاى قمار قسمت كنيد ؛ تمام این اعمال، فسق و گناه است -امروزه دیگر برای شما دینتان را کامل کرده ام و نعمت خود را تمام گردانیده ام و رضایت داده ام که به دین اسلام درآیید پس هرکس از شما که از روی گرسنگی و ناچاری ، نه از روی تعدی و گناه، از آنچه برایش حرام شده بخورد حرجی بر او نخواهد بود و خداوند آمرزنده و مهربان است.

فقط نمی دانم اعلام خلافت علی چه سنخیتی با تحریم گوشت مردار و خون و خوک و غیره دارد! لابد پروردگاربرای حفظ نکات امنیتی صلاح ندیده اند عریضه ای جدا گانه برای این موضوع مهم بنویسد.
متمسک به ثقلین
اگر میدانید که تدلیس میکنید، و اگر نمیدانید بدانید که در طول تاریخ فهم و تفسیر قرآن، نظام ربط این آیه در عین حالی که یک معضل بوده، اما با سکوت برگزار میشده! ابن عاشور مفسر تونسی استاد دانشگاه زیتونه تونس در تفسیر التحریر و التنویر پس از یک بحث خیلی طولانی راجع به این آیه، وقتی به تفسیر: فمن اضطرّ (فاء تفریع) میرسد میگوید:

التحرير و التنوير، ج‏5، ص: 35
فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ.
وجود الفاء في صدر هذه الجملة، مع عدم مناسبة ما بعد الفاء لما وليته، يعيّن أن تكون متّصلة ببعض الآي التي سبقت، و قد جعلها المفسّرون مرتبطة بآية تحريم الميتة و ما عطف عليها من المأكولات، من غير تعرّض في كلامهم إلى انتظام نظم هذه الآية مع التي قبلها. و قد انفرد صاحب «الكشاف» ببيان ذلك فجعل ما بين ذلك اعتراضا.

ببینید اول اعتراف میکند که (مع عدم مناسبة)! یعنی بین قبل و بعد، هیچ مناسبتی نیست! ولی میگوید با اینکه مناسبت نیست، اما مفسرین متعرض نظم این آیه نشدند! و فقط زمخشری صاحب کشاف در قرن ششم وارد توضیح نظم قبل و بعد آیه شده است! و تازه گفته که این جمله معترضه است که بین آیه واقع شده است! و چون در همین کتاب ابن عاشور و نیز در بسیاری از تفاسیر اهل سنت، قضیه غدیر در این آیه، مسکوت است، لذا شروع میکنند به توجیهات و تاویلات، تا نظم آیه جور در بیاید! اما منصفی که ادعای شیعه را بشنود دیگر محال است به این توجیهات دل بسپارد! در المیزان، اول ثابت میکنند که این جمله معترضه است، و سپس استقلالا راجع به آن بحث میکنند.
.


وقتی براش ثابت شد غدیر است الیوم ودوره نیست وجواب نداشت
رفت قد افلح مومنون
http://www.iranclubs.net/forums/show...55542&page=147
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آخرين ويرايش عبدالعلی69 ، Saturday 2 September 2017 در 11:14PM.
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است  
قديمي Sunday 3 September 2017   #2247
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,585
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته

اصحاب قبورو من فی القبور اسمش با خودش است: به کسانی اشاره دارد که ساکن قبر هستند نه جهان خیالی برزخ، درست مانند اصحاب کهف که قرنها در غار خود آرمیده بودند تا بار دیگر مبعوث شدند. انسان نیز وقتی می میرد تا زمانی که دوباره بیدارش می کنند، در زمین آرمیده است و هنگامی که بیدارش می کنند گمان می کند ساعتی یا نهایتاً روزی بیش نخوابیده است. من در گذشته راجع به برزخ زیاد بحث کرده ام و فعلاً لزومی به تکرار آن نمی بینم. زین پس شما نیز اگر دلیل محکمی در باره زنده بودن مردگان و شنوا بودن آنها ندارید، لطفاً رشته کلام مرا پاره نکنید

چون بحث، ظرافتها و لطائف خاص خود دارد، مطلب را در این مقاله تنظیم کردم:


۱- مناظره با یک یتیم!

یک بچه یتیم در حدود سنی ده سال در نظر بگیرید که میتوانید با او یک گفتگوی عرفی ساده فراهم کنید، و فرض بگیرید که به شما میگوید:

یتیم: دیشب پدرم را در خواب دیدم و با او صحبت کردم و خیلی لذت بردم.

دخیل: عزیزم! یعنی میگویی پدرت که مرده است، در خواب سخن تو را شنید؟

-: بلی، حتما شنید، و اتفاقا جواب خیلی دلنشین و مناسبی هم به من داد!

-: متاسفانه عزیزم تو کافر شدی!

-: چرا کافر شدم؟!

-: چون مطلبی را بر خلاف قرآن، معتقد شدی!

-: مگر قرآن چه میگوید؟

-: قرآن میگوید: انک لا تسمع الموتی، یعنی پیامبر ما! تو نمیتوانی به مرده چیزی بشنوانی، و همچنین میگوید: و ما انت بمسمع من فی القبور، یعنی ای پیامبر ما! تو نمیتوانی به کسانی که در قبر آرمیده‌اند چیزی بشنوانی! عزیزم! مگر پدر تو در قبر نخوابیده است؟ پس چرا میگویی به او چیزی شنواندی و او پاسخ تو را داد؟ تو بر خلاف قرآن حرف زدی!

-: من با اینکه پدرم که در قبر آرمیده صدای من را نمیشنود که مشکلی ندارم! پدرم وقتی روی تخت بیمارستان مرد، در آن وقت هم گوشش دیگر صدای من را نمیشنوید، اصلا پرده صماخ گوش پدر من (که معلم در دبستان به ما آموزش داده) دیگر تکان نمیخورد تا صوت را منتقل به گوش میانی و درونی و قسمت حلزونی گوش او کند! عصب بینایی و سلولها و نرونهای عصبی مغز پدر من هم مرده بودند، ممکن نبود پدر من چیزی بشنود! من چگونه کافر شدم و با قرآن مخالفت کردم که میدانم الآن پدرم از تخت بیمارستان رفته زیر یک خروار خاک! اگر قبلا گوشش نزدیک دهان من بود و نمیشنید اکنون با اینهمه خاک و سنگ چگونه بشنود؟!

-: ولی آیه قرآن را چه کار میکنی؟ آیه میگوید: تو نمیتوانی به مرده چیزی بشنوانی، اما تو گفتی که خواب پدر دیدی، و معتقد هستی خودش بوده، و در خواب، سخن تو را شنیده و جواب مناسب داده است؟!

-: گمان نمیکنم مقصود قرآن این باشد، ولی الآن یک سؤال مهم برایم پیش آمد!

-: چه سؤالي؟

-: آخر آیه میگوید تو نمیتوانی به کسانی که در قبرها هستند چیزی بشنوانی، و این خیلی مطلب واضحی هست! سؤالم این است که آیا خدا پیامبر فرستاده تا چیزهایی که هر بچه و بزرگ میفهمند دوباره به عنوان وحی به آنها بگوید؟! مثلا آیا خدا پیامبر میفرستد که به او وحی کند که وقتی تشنه شدید آب بخورید! یا جمع دو و دو میشود چهار! آخر چه نیازی بوده که به پیامبر وحی کند که تو نمیتوانی به مرده‌ها چیزی بشنوانی؟!

-: خوب، برای همین که وقتی تو خواب پدر دیدی هرگز نگویی که من در خواب با خود پدرم تماس گرفتم و او سخن من را شنید و جواب داد!

-: آخر قرآن میگوید به مرده که در قبر خوابیده نمیتوانی چیزی بشنوانی، و من وقتی که پدرم را در خواب دیدم، مرده نبود، زنده بود، گوش داشت، صدای من را میشنید، و کاملا با هم ارتباط برقرار میکردیم، من با حرف قرآن که مشکلی ندارم، من به کسی که در قبر است نمیتوانم چیزی بشنوانم، اما میتوانم با روح پدرم که نمرده و در قبر زیر خاک نرفته، صحبت کنم، من جواب سؤالم را نگرفتم! چرا قرآن این مطلب واضح را که همه میدانند که نمیتوان به کسانی که در قبر خوابیدند چیزی شنوانید را به عنوان وحی آسمانی بر پیامبرش نازل کرده است؟! چه نیازی به این وحي آسمانی بوده؟!

-: بیا با هم برویم نزد استاد رشته مفاهیم قرآنی تا از او سؤال کنیم.



۲- استاد مفاهیم و تعلیم استعارة

یتیم: جناب استاد، سؤالی برایمان پیش آمده، خواهش میکنیم جواب بفرمایید.

استاد: چه سؤالی؟

-: سؤال این است که چرا خداوند در وحی آسمانی قرآن، چیزی بسیار واضح که همه از کوچک و بزرگ میدانند، به پیامبرش وحی کرده است؟! آخر چه نیازی به این وحی بوده است؟!

-: مثلا کجا؟

-: مثلا آیه: انک لا تسمع الموتی، و آیه: و ما انت بمسمع من فی القبور!

-: لبخند استاد!

-: جناب استاد! چرا میخندید؟!

-: آخر عزیزم! در اینجا مقصود خداوند این مطلب واضح که میگویی نیست! خداوند متعال از یک مطلب واضح که همه میدانند کمک میگیرد تا یک مطلب غیر واضح را بیان کند، اگر قبل و بعد این آیات را نگاه کنید، مثل خورشید تابان، میفهمید که منظور قرآن از مرده، اشخاص کافر هستند، نه مرده در قبر!

-: ممکن است قبل و بعدش را بفرمایید.

-: مثلا در آیه اول در ادامه میفرماید: تو فقط و فقط کسانی را که به آیات ما ایمان دارند میتوانی بشنوانی، و در آیه دوم فورا در ادامه میگوید: تو نیستی مگر بیم دهنده! چه ارتباطی دارد؟! اگر نمیتوانی به کسانی که در قبر آرمیدند چیزی بشنوانی، پس چگونه میخواهی بیم دهنده باشي؟! آیا به مرده میتوان بیم داد؟!

-: خیلی ممنون، برایم واضح شد! مقصود قرآن از مرده، انسان قلب مرده است، درست است؟

-: بلی عزیزم، این را علماء به نام استعاره اصطلاح کردند، یعنی کافر که قلبش مرده است و گوش قلبش نمیشنود، تشبیه شده است به مرده که گوش جسدش نمیشنود.

-: اما استاد گرامی! باز یک سؤال مهم برایم مطرح است، اگر مقصود قرآن از مرده، شخص کافر است، پس دیگر نیازی نبود که تصریح کند: تو به کسانی که در قبر هستند تمیتوانی چیزی بشنوانی! آیه اول مشکلی ندارم، انک لا تسمع الموتی، اما آیه دوم تصریح میکند: و ما انت بمسمع من فی القبور، و همه میدانیم که شخص کافر در قبر نیست، او زنده است و هنوز در قبر نرفته است، هر چند که قلبش مرده است، اما هرگز جزء کسانی که در قبر هستند نیست! جناب استاد! چرا قرآن تصریح میکند که به کسانی که در قبر هستند نمیتوانی چیزی بشنوانی؟

-: (استاد سر به زیر میاندازد!!) سؤال خوبی است، من استادی در علم بلاغت میشناسم، بیایید با هم برویم پیش او و این سؤال را بپرسیم.



۳- استاد بلاغت و تعلیم استعارة مرشّحة

استاد مفاهیم: سؤالی مطرح شده که نزد شما آمدیم تا جواب بفرمایید.

استاد بلاغت: چه سؤالی؟

-: میدانیم که کلمه موتی (مردگان) در بعض آیات قرآن، استعاره است، و مقصود از آن، مرده نیست، بلکه شخص کافر است، اما سؤال در یک آیه خاص است که چرا تصریح میکند: تو نمیتوانی کسانی را که در قبر آرمیدند چیزی بشنوانی؟ کافر در قبر نیارمیده، و در بین مردم زندگی میکند، چگونه میتوان گفت که او در قبر آرمیده است؟!

-: به نکته بسیار زیبای ادبی، رهنمون شدید، علمای بلاغت اسم این نوع استعاره را استعاره مرشحة یا ترشیحیة میگذارند، وقتی صاحب سخن، تشبیه مستقیم کند، مثلا بگوید: کافر که قلبش مرده است شبیه مرده است که جسدش مرده است، این یک تشبیه است، اما اگر تشبیه را بردارد، و اصلا مشبه را ذکر نکند، و تشبیه را پشت صحنه نگه دارد، و فقط مشبه‌به را ذکر کند، اینجا استعاره است، میگوید: سراغ مرده نرو که نمیتوانی به او چیری بشنوانی، ببینید اصلا ذکری از کافر که مشبه است نکرده، و فقط اسم مرده را برده، اما مقصودش از کلمه مرده همان کافر است.

-: ولی ما جواب سؤالمان را نگرفتیم! چون به هر حال کافر در قبر نیارمیده!

-: صبر کنید، مطلب اصلی مانده، این چیزی که توضیح دادم، استعاره بود، و نامش را استعاره تصریحیة میگذارند، اما استعاره انواع لطیف دیگری هم دارد، مثل استعاره تخییلیه، یعنی وقتی که صاحب سخن، تشبیه پشت صحنه استعاره را بسیار قوی کند، آنگاه مشبه را به صحنه میاورد در حالی که اوصاف و بلکه اعضا و جوارح مشبه‌به را برای او ذکر میکند، مثلا در پشت صحنه، مرگ را به یک درنده که به شخص حمله میکند، تشبیه میکند، اما اسمی از درنده نمیبرد، و فقط میگوید: آنگاه که مرگ چنگالش را در تو فرو برد! همه میدانیم که مرگ، چنگال ندارد، و حیوان درنده است که چنگال دارد، ولی تشبیه پشت صحنه مرگ به درنده، به صاحب سخن اجازه میدهد تا برای مرگ هم چنگال قرار دهد، و وقتی مرگ شخص فرا میرسد، این چنگال مرگ است که در بدن شخص فرو میرود!

اما آیه شریفة و ما انت بمسمع من فی القبور، استعاره مرشحة است، یعنی تشبیه پشت صحنه صورت گرفته، و با ظرافت خاصی، مشبه (تماما) از صحنه حذف میشود، و آنچه در صحنه میماند تنها و تنها مشبه‌به است با اوصاف خاص خودش! اما قرینه آشکار در کلام وجود دارد که تمام مقصود گوینده، مشبه است، نه مشبه‌به.

در این آیه، از آیه ۱۸ تا ۲۶ را اگر نگاه کنید، مقصود قرآن کریم واضح است، و بعد از تعبیر مردگان در قبور هم فورا میگوید: تو تنها و تنها بیم دهنده هستی! که واضح است بیم دادن به مرده‌های در قبور، معنایی ندارد، و این را قرینه صارفه میگویند، و در اینجا مثل آن مثال قبلی که مرگ، چنگال نداشت، اما چون تشبیه به درنده شده بود، عضو درنده که چنگال بود، برای او هم قرار داده شده بود، پس گویا مرگ همان درنده‌ای است که چنگال دارد، در این آیه هم چون کافر به مرده تشبیه شده، و از واصاف مردگان، آرمیدن در قبور است، همین صفت با زیبایی خاص، برای کافر هم اثبات شده است، یعنی: ای پیامبر ما! تو نمیتوانی به این مرده در قبر چیزی بشنوانی! یعنی نمیتوانی به کافری که گویا همان مرده در قبر خوابیده است، چیزی بشنوانی.

یتیم: فهمیدم! خواب من اصلا منافاتی با مقصود قرآن کریم ندارد، چون کافر، به جسد مرده خوابیده در قبر تشبیه شده، نه به روح پدر من که در عالم ارواح زندگانی مناسب آن عالم دارد، یعنی اصلا این آیات قران، زبطی به حرف من نداشت تا من به مخالفت با آنها، کافر بشوم!
.

آخرين ويرايش hosyn ، Sunday 3 September 2017 در 03:56PM.
hosyn حاضر نيست  
تعداد 3 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 3 September 2017   #2248
ghanet
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 1,226
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
پاسخ دهید که خلاصه کلمه الیوم در روز (اخرجوا انفسکم) چیست؟


سلام حسین

من برای آخرین بار پاسخت را می دهم و دیگر در باره این موضوع بحث نمی کنم مگر اینکه از قرآن شاهدی محکم و صریح معرفی کنی که حیات برزخی را مثل حیات آخرت، ثابت کند، بگونه ای که کس نتواند منظور خود را به آن تحمیل نماید یا بخواهد با تأویل و تفسیر ثابتش کند. شما باید اول اصل وجود برزخ را به وسیله آیات قرآن ثابت کنید تا بعد بتوان آیاتی را که همه درخصوص قیامت و حیات آخرت می باشند، به حیات برزخی نسبت داد.

در قرآن صدها بار از زندگی دنیوی و اخروی اسم برده شده بگونه ای که هیچ جایی برای تفسیر و تأویل باقی نگذاشته است، اگر می توانی یک مورد ذکر کن که بطور صریح، به حیات برزخی اشاره کرده باشد نه اینکه بخواهی آن را به زور تأویل و تفسیر به قرآن تحمیل نمایی. به نظر من در آیه 93 انعام که به عنوان سند وجود برزخ معرفی کردید، کلمه الیوم به عذاب قیامت بر می گردد و شاهد آن نیز، در وهله اول، آیه 94 می باشد که بعد از آن قرار گرفته است.

وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَىٰ كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَتَرَكْتُمْ مَا خَوَّلْنَاكُمْ وَرَاءَ ظُهُورِكُمْ ۖ وَمَا نَرَىٰ مَعَكُمْ شُفَعَاءَكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكَاءُ ۚ لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَضَلَّ عَنْكُمْ مَا كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ
و (روز قیامت به آنها گفته می‌شود) همه شما تنها به سوی ما بازگشت نمودید، همان‌گونه که روز اوّل شما را آفریدیم! و آنچه را به شما بخشیده بودیم، پشت سر گذاردید! و شفیعانی را که شریک در شفاعت خود می‌پنداشتید، با شما نمی‌بینیم! پیوندهای شما بریده شده است؛ و تمام آنچه را تکیه‌گاه خود تصوّر می‌کردید، از شما دور و گم شده‌اند!- مکارم شیرازی

برای اینکه خوب متوجه شویم این عذاب مربوط به قیامت است نیاز نیست راه دوری بروید، کافی است همین کلمه تجزون را درقرآن جستجو کنید؛ علاوه بر موردی که در آیه مورد بحث آمده، به 8 مورد دیگر بر می خورید که بطور مشابه، همگی به جزای قیامت بر می گردند.
آنگونه که قرآن به ما خبر می دهد، از منظر مردگان، بین مرگ و قیامت فاصله ای وجود ندارد تا جایی که در قیامت بعضی قسم می خورند؛ از مرگشان ساعتی بیش نگذشته است. درواقع برای مردگان، روز مرگ همان روز قیامت است.

اینها آیات 48 تا 51 سوره یونش هستند:

می گویند اگر راست می گویی قیامت کی برپا می شود. 48
بگو من حتی صاحب سود و زیان خود نیز نیستم الا آنچه خدا برایم بخواهد، هر امتی را اجلی است و هرگاه اجل مرگش در رسد ساعتی پس و پیش نخواهد شد.49
بگو: چه مى‌كنيد اگر عذاب او به ناگاه شب‌هنگام يا به روز فرا رسد؟ گناهكاران چه چيز را اينچنين به شتاب مى‌طلبند؟50
سپس آيا آن‌گاه كه عذاب واقع شد به آن ايمان مى‌آوريد؟ حالا دیگر؟ در صورتى كه قبلا شتابان آن را مى‌خواستيد.51

ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذَابَ الْخُلْدِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا بِمَا كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ
آن‌گاه به كسانى كه ستم كردند گفته شود: عذاب ابدى را بچشيد. آيا جز به كيفر آنچه مى‌كرديد مجازات مى‌شويد.52

آخرين ويرايش ghanet ، Sunday 3 September 2017 در 05:41PM.
ghanet حاضر نيست  
قديمي Sunday 3 September 2017   #2249
ghanet
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 1,226
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

حدس بزنید از دوره آدم به این طرف چند هزار سال سپری شده است؟ ده هزار سال؟ صد هزار سال؟ بگذار فرض کنیم ده هزار سال. کسی که در آن دوران، مثلاً بیشتر از صد سال در دنیا اقامت نداشته، الآن حدود ده هزار سال است که در برزخ به سر می برد و اقامت دارد و بدون اینکه نامه عملش را گرفته باشد یا دارد در جهنم عذاب می بیند یا در بهشت خوش می گذراند و با توجه به اتفاقاتی که قبل از قیامت در زمین رخ می دهد و قرآن از آن پرده بر می دارد، شاید میلیونها سال دیگر به همین منوال باید در برزخ بماند. یعنی حیات دنیوی با حیات برزخی اصلاً و ابداً قابل مقایسه نیست!
حالا توجه کنید برای همین زندگی دنیا که به ندرت کسی در آن یکصد سال عمر می کند، در قرآن فقط 136 بار بطور مستقیم گفته شده الحیاة الدنیا. این همه قوم پیامبردرباره دنیا و آخرت از وی می پرسند،اما دریغ از یک کلمه و یک سئوال که درباره حیات برزخی پرسیده باشند یا اینکه قرآن درباره آن کلامی گفته باشد. از خودتان بپرسید چرا؟ چون وقتی چیزی وجود خارجی ندارد باید در باره چه چیزی بپرسند و خداوند باید در کتابش از چه چیزی حرف بزند؟
بهشتیان و دوزخیان بخوبی خاطرات چند صباحی را که در دنیا اقامت داشتند بخاطر می آورند و درباره آن با یکدیگر گفتگو می کنند اما هیچ خاطره ای از دوران طویل اقامتشان در برزخ را به یاد نمی آورند و در این باره کلمه ای نمی گویند. کسانی هم که در روز قیامت از خواب مرگ بیدارشان می کنند ، فاصله مرگ تا قیامت را مانند خفته ای که از خواب شبانگاهی یا نیمروزی بیدارش کرده باشند، می بیند. همه اینها گواه این است که برزخ یک جهان خیالی است و اختراع شده تا حیات مردگانی را که قرار است همه جا حاضر و ناظر باشند توجیه نماید.



ghanet حاضر نيست  
قديمي Sunday 3 September 2017   #2250
saeed_s58
عضو ثابت
 
نشان saeed_s58
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 317
ارسال پيام توسط Yahoo به saeed_s58
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟

باسمه تعالی
QUOTE=ghanet;2355043]

اینکه پروردگار می فرمایند آنها مرده اند نه زنده منظورشان چیست؟
منظورشان این است که دیگر کاری از دستشان بر نمی آید. صدای شما را نمی شنوند و اگر هم می شنیدند، برایتان کاری نمی توانستند بکنند. می فرمایند آنها از همه چیز و همه جا بی خبرند و چون خفته ای می مانند که نمی دانند کی قرار است از خواب مرگ بیدارشان کنند، پس بیخود به آنها دل نبندید.

آنها امتی بودند که رفتند، هرچه کسب کردند برای خود کردند وهرچه کسب می کنید برای خود می کنید و شما درباره آنچه آنها می کردند مورد سئوال قرار نخواهید گرفت! (بقره آیات 134 و 141)
[/QUOTE]

خوب است توجه شود که موت و حیات در ادبیات قرآن، به چه معنی است. بعد از مدتی که امکان دسترسی به این پایگاه برای حقیر فراهم نبود، تصور می‌کردم که شاید انتباهی حاصل شده باشد و شخصی که اموری بر او مشتبه شده و اله خود را هوای خود قرار داده و توهمات خویش را بر آیات الهی تحمیل می‌کند، دست از این رویه برداشته، اما متأسفانه به طور اتفاقی متوجه شدم که هنوز در بر همان پاشنه می‌چرخد و ایجادکننده این سرنگار اصرار بر ارائه مطالب واهی خود به نحو متکلم وحده دارد.
نمی‌دانم باز هم می‌توان چنین شخصی را مخاطب قرار داد یا نه، اما با چنین فردی و آنان که چون او خود را به اوهام و اهواء خویش می‌فریبند و گمان می‌کنند که از دین مادری به چیز دیگری پناه آورده‌اند، غافل از آن که از چاله به چاه افتاده‌اند، فقط به عنوان موضوعی برای تلنگر که در خلوت خویش اندیشه کنند مطالبی را بیان می‌کنیم. ای کاش با خود اندیشه کنند که آیا خود مصداق آنچه می‌نویسند نیستند؟ آیا انگشت اتهام را به سوی مصادیق متوهَّم گرفتن، رافع اتهام از خود است؟
آیا کسی که هر استدلالی برایش آورده می‌شود، حاضر به اندک تأملی نیست و گویا چشم و گوشش را گِل گرفته‌اند، شایسته‌تر است به عنوان «میّت» یا آنان که پس از مفارقت روح از بدن، دیدشان تیزتر از «حدید» شده است و پرده‌هایی از پیش دید او کنار رفته است؟
آنکه هرجا گیر می‌افتد، از بحث فرار می‌کند و اصرار دارد اباطیل متوهَّم خود را یک‌سویه جار بزند، بدون اینکه حاضر به بازاندیشی باشد، شایسته‌تر است به عنوان «میّت» یا آنکه راه هدایت پیموده و به شرف فهم حقایق نائل آمده و به مشیت الهی، حیات دنیوی او پایان یافته و در حیات طیبه به سر می‌برد که زوال‌ناپذیر است؟
«موت» و «حیات» حقیقی آن چیزی نیست که آنکه دیدگانش آلوده به نگاه خاکی است، تصور می‌کند و در ادبیات قرآنی به معنای گم‌گشتگی و هدایت‌یافتگی است. از هر آنکه این سطور را می‌بیند، خواهش می‌کنم که به دور از تعصبات قبیله‌ای و هواپرستی و سوگیری به خاطر اتخاذ مواضع پیشین و خودپرستی، به آیاتی که این دو کلیدواژه در آنها به کار رفته است، توجه کنند تا معنای حقیقی را دریابند.
و السلام علی من اتّبع الهدی
saeed_s58 حاضر نيست  
تعداد 2 كاربر از saeed_s58 بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
گفتگوي بسته شده

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 01:16PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts