بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Saturday 23 February 2013   #1
مقداد
همسایه حضرت معصومه سلام الله علیها و علی اخیها
 
نشان مقداد
 
تاريخ ثبت نام: May 2012
مكان: قم، قطعه ای از بهشت
پاسخ‌ها: 5,432
روزنوشته ها: 2
Angry برپائی نمایشگاهی از کاریکاتورهای موهن به پیامبر(صلی الله علیه و اله) در سوئد!

به گزارش تشیع‌نیوز، لارس ویلکس کاریکاتوریست سوئدی که چندی پیش تصاویر اهانت‌آمیز به پیامبر اسلام را منتشر کرده بود اعلام کرد که قصد دارد در شهر مالموی سوئد نمایشگاهی را برپا کند که در آن تصاویر جدیدی از پیامبر اسلام منتشر می‌شود.
هم‌چنین وی گفت: مهم این است که ادامه دهم چون اگر در برابر تهدیدات عقب‌نشینی کنی، پس از اصول دموکراسی عقب‌نشینی کرده‌ای.
ویلکس در ادامه سخنانش گفت: سخت است که بفهمیم آیا برگزاری این نمایشگاه در مالمو که سومین شهر بزرگ سوئد به شمار می‌آید، اعتراضات را برخواهد انگیخت یا خیر.
لازم به یادآوری است که تصویر اهانت‌آمیزی که ویلکس در سال 2007 در مجله نیرکس الیهاندا منتشر کرده بود با اعتراض گسترده مسلمانان مواجه شده بود.
هم‌چنین کشورهای اروپایی اعلام کردند که بر اساس اصول آزادی بیان(!؟!)، انتشار تصاویر اهانت‌آمیز به پیامبر اسلام جرم شناخته نمی‌شود.
این درحالی است که هرگونه ابراز تردید درباره واقعه هولوکاست که طی آن ادعا می‌شود در جنگ جهانی دوم 6 میلیون یهودی کشته شدند، جرم شناخته می‌شود.

http://www.tashaio-news.ir/news-inte...%A6%D8%AF.html
__________________
آیت الله حاج میرزا احمد سیبویه، از آقای شیخ حسین سامرایی كه از اتقیای اهل منبر در عراق بودند، نقل كردند: ...طرف عصر به سرداب مقدس رفتم... حالی پیدا كردم و متوجه مقام حضرت صاحب الأمر علیه السلام شدم.
در آن حال صدایی از پشت سر شنیدم كه به فارسی فرمود: به شیعیان و دوستان بگویید كه خدا را به حق عمه ام حضرت
زینب سلام الله علیها قسم دهند، كه فرج مرا نزدیك گرداند.
ستاره ی درخشان شام ص 330، به نقل از شیفتگان حضرت مهدی علیه السلام ج 1، ص 251.


اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج بحقّ زینب(سلام الله علیها) و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و شیعته و المستشهدین بین یدیه
مقداد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 11 كاربر از مقداد بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 23 February 2013   #2
مقداد
همسایه حضرت معصومه سلام الله علیها و علی اخیها
 
نشان مقداد
 
تاريخ ثبت نام: May 2012
مكان: قم، قطعه ای از بهشت
پاسخ‌ها: 5,432
روزنوشته ها: 2
ج: برپائی نمایشگاهی از کاریکاتورهای موهن به پیامبر(صلی الله علیه و اله) در سوئد!

فداک یا رسول الله و صلوات الله علیک و علی اهل بیتک الطّیّبین الطّاهرین


و لعنت الله علی اعدائک اجمعین الی یوم الدّین
__________________
آیت الله حاج میرزا احمد سیبویه، از آقای شیخ حسین سامرایی كه از اتقیای اهل منبر در عراق بودند، نقل كردند: ...طرف عصر به سرداب مقدس رفتم... حالی پیدا كردم و متوجه مقام حضرت صاحب الأمر علیه السلام شدم.
در آن حال صدایی از پشت سر شنیدم كه به فارسی فرمود: به شیعیان و دوستان بگویید كه خدا را به حق عمه ام حضرت
زینب سلام الله علیها قسم دهند، كه فرج مرا نزدیك گرداند.
ستاره ی درخشان شام ص 330، به نقل از شیفتگان حضرت مهدی علیه السلام ج 1، ص 251.


اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج بحقّ زینب(سلام الله علیها) و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و شیعته و المستشهدین بین یدیه
مقداد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 8 كاربر از مقداد بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 23 February 2013   #3
جوجو
صاحب خانه
 
نشان جوجو
 
تاريخ ثبت نام: May 2006
مكان: ایوان نجف
پاسخ‌ها: 2,295
ج: برپائی نمایشگاهی از کاریکاتورهای موهن به پیامبر(صلی الله علیه و اله) در سوئد!

کشیدن تصاویر موهن کاریکاتور و هرگونه بی حرمتی به وجود مقدسش ادامه حرکت کفرآمیز عمر بن خطاب است که خطاب به حضرتش فرمود ان الرجل لیهجر.....

بي حرمتي ابوبکر و عمربه ساحت مقدس پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله
پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: ما معصومين به واسطه شخصي شهيد مي شويم و هيچ يک از ما به مرگ طبيعي از دنيا نمي رويم بنابر اين حضرت محمد صلي الله عليه و آله توسط زن يهودي و به فرمان عایشه و همکاری حفصه مسموم شدند. و سه روز در بستر بيماري بودند تا بالاخره به رفيق اعلي پيوستند. در ايام بيماري ايشان شبي عايشه ملعونه لعنت الله عليها به اصرار زياد پيامبر را به خانه خود برد. موقعي که بلال اذان مي گويد، عايشه مکار لعنت الله عليها از اين اين فرصت استفاده کرد و گفت به پدرم ابوبکر بگوئيد امروز او به مسجد برود و نماز بخواند. حفصه ملعونه نيز گفت: به پدرم عمر بگوئيد امروز به جاي پيامبر نماز صبح بخواند. پيامبر صلي الله عليه و آله که سخنان اين دو زن ملعونه را شنيدند و متوجه شدند که اين دو زن مکاره چه قصد و غرضي دارند لذا با آن شدت بيماري تا به مسجد بروند که مبادا يکي از آن دو نفر به امامت جماعت بايستد و اين باعث شبهه ميان مردم شود. دستي به دوش اميرالمؤمنين عليه السلام و دستي به دوش فضل بن عباس انداخته و با نهايت ضعف و ناتواني پاهاي نازنين خود را روي زمين مي کشيدند تا به مسجد رسيدند.تا به محراب رسيدند، ديدند ابوبکر لعنت الله عليه در محراب مشغول نماز است.حضرت با انگشت خود اشاره کردند که بايست و خود ايشان داخل محراب شده و از اول شروع به نماز خواندن کردند. پس از پايان نماز، حضرت به منزل رفتند و دستور دادند که به ابوبکر و معاويه و جماعتي از مسلمانان بگوئيد نزد من بيايند. همگي در منزل پيامبر حاضر شدند. حضرت به ابوبکر و عمر بن الخطاب لعنت الله عليهما فرمودند: مگر من به شما امر نکرده بودم با لشکر اسامه از مدينه بيرون رويد؟ گفتند: آري يا رسول الله.
فرمودند: پس چرا امر مرا اطاعت نکرديد؟ ابوبکر لعنت الله عليه گفت: من از مدينه بيرون رفتم و دوباره برگشتم براي اينکه با تو عهد تازه ببندم. عمر لعنت الله عليه گفت: يارسول الله! من بيرون نرفتم چون نمي خواستم حال شما را از ديگران بپرسم. سپس حضرت فرمودند: پس آماده شويد و هرچه زودتر با لشکر اسامه مدينه را ترک کنيد و سه مرتبه فرمودند: خدا لعنت کند کسي را که تخلف نمايد. آنگاه از شدت بيماري و مشاهده نافرماني و ناملايمتي اين دو ملعون مدهوش شدند. پس لز مدتي به هوش آمدند و فرمودند: براي من دوات و کتف گوسفند بياوريد تا نامه اي برايتان بنويسم که بعد از من گمراه نشويد.
يکي از صحابه برخواست تا امر پيامبر را اطاعت کند که ناگاه عمر حرامزاده گفت: برگرد!
ان الرجل لیهجر اين مرد هذيان مي گويد و بيماري بر او غلبه کرده است. کتاب خدا در ميان ما کافي است. سپس اختلافاتي در ميان مردم ايجاد شد. عده اي گفتند: پيامبر درست مي گويد و بايد وصيتي برايمان بنويسد و عده اي نادان مي گفتند: عمر لعنت الله عليه درست مي گويد و او را تأييد کردند.به يک ديگر گفتند: چگونه حرف عمر را به فرمايش پيامبر صلي الله عليه و آله ترجيح دهيم؟! گفتند: يارسول الله! آنچه را خواسته بودي بياوريم؟ حضرت فرمودند: پس از سخناني که از شما شنيدم ديگر نياز به چيزي ندارم، ليکن شما را وصيت مي کنم که به اهل بيت من نيکي کنيد و از ايشان روي نگردانيد. پس از مدتي مردم پراکنده شدند و تنها حضرت علي عليه السلام و عباس و فضل نزد رسول الله صلي الله عليه و آله بودند. عباس عرض کرد: يارسول الله! اگر امر خلافت پس از شما به بني هاشم مي رسد ما را بشارت ده و اگر مي داني که بر ما ستم مي کنند و خلافت را غصب مي نمايند به صحابه خود بگو. حضرت با اندوه شديدي فرمودند: آري، بعد از من به شما ستم مي کنند و حق علي را غصب مي نمايند
__________________
ان نوح حمل فی السفینه الکلب و الخنزیر
و لم یحمل فیها ولد الزنا
و ان الناصب شر من ولد الزنا
بحار ج71
جوجو حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 6 كاربر از جوجو بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 28 February 2013   #4
علوی
اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
 
نشان علوی
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2013
مكان: در زمین خدا زیر سایه پیامبر(ص) و علی(ع)
پاسخ‌ها: 1,800
ج: برپائی نمایشگاهی از کاریکاتورهای موهن به پیامبر(صلی الله علیه و اله) در سوئد!

لعنت خدا بر آن
__________________
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَ أَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیرْاتِ وَ إِقَامَ الصَّلَوةِ وَ إِیتَاءَ الزَّکَوةِ وَ کاَنُواْ لَنَا عَابِدِینَ
صدق الله العلی العظیم
یا فاطمه الزهرا
علوی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 20 March 2013   #5
ZYGORAT
عضو ثابت
 
نشان ZYGORAT
 
تاريخ ثبت نام: Jun 2007
پاسخ‌ها: 999
ج: برپائی نمایشگاهی از کاریکاتورهای موهن به پیامبر(صلی الله علیه و اله) در سوئد!

نقل قول:
در اصل توسط جوجو نوشته شده است نمايش نوشته
کشیدن تصاویر موهن کاریکاتور و هرگونه بی حرمتی به وجود مقدسش ادامه حرکت کفرآمیز عمر بن خطاب است که خطاب به حضرتش فرمود ان الرجل لیهجر.....

بي حرمتي ابوبکر و عمربه ساحت مقدس پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله
پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: ما معصومين به واسطه شخصي شهيد مي شويم و هيچ يک از ما به مرگ طبيعي از دنيا نمي رويم بنابر اين حضرت محمد صلي الله عليه و آله توسط زن يهودي و به فرمان عایشه و همکاری حفصه مسموم شدند. و سه روز در بستر بيماري بودند تا بالاخره به رفيق اعلي پيوستند. در ايام بيماري ايشان شبي عايشه ملعونه لعنت الله عليها به اصرار زياد پيامبر را به خانه خود برد. موقعي که بلال اذان مي گويد، عايشه مکار لعنت الله عليها از اين اين فرصت استفاده کرد و گفت به پدرم ابوبکر بگوئيد امروز او به مسجد برود و نماز بخواند. حفصه ملعونه نيز گفت: به پدرم عمر بگوئيد امروز به جاي پيامبر نماز صبح بخواند. پيامبر صلي الله عليه و آله که سخنان اين دو زن ملعونه را شنيدند و متوجه شدند که اين دو زن مکاره چه قصد و غرضي دارند لذا با آن شدت بيماري تا به مسجد بروند که مبادا يکي از آن دو نفر به امامت جماعت بايستد و اين باعث شبهه ميان مردم شود. دستي به دوش اميرالمؤمنين عليه السلام و دستي به دوش فضل بن عباس انداخته و با نهايت ضعف و ناتواني پاهاي نازنين خود را روي زمين مي کشيدند تا به مسجد رسيدند.تا به محراب رسيدند، ديدند ابوبکر لعنت الله عليه در محراب مشغول نماز است.حضرت با انگشت خود اشاره کردند که بايست و خود ايشان داخل محراب شده و از اول شروع به نماز خواندن کردند. پس از پايان نماز، حضرت به منزل رفتند و دستور دادند که به ابوبکر و معاويه و جماعتي از مسلمانان بگوئيد نزد من بيايند. همگي در منزل پيامبر حاضر شدند. حضرت به ابوبکر و عمر بن الخطاب لعنت الله عليهما فرمودند: مگر من به شما امر نکرده بودم با لشکر اسامه از مدينه بيرون رويد؟ گفتند: آري يا رسول الله.
فرمودند: پس چرا امر مرا اطاعت نکرديد؟ ابوبکر لعنت الله عليه گفت: من از مدينه بيرون رفتم و دوباره برگشتم براي اينکه با تو عهد تازه ببندم. عمر لعنت الله عليه گفت: يارسول الله! من بيرون نرفتم چون نمي خواستم حال شما را از ديگران بپرسم. سپس حضرت فرمودند: پس آماده شويد و هرچه زودتر با لشکر اسامه مدينه را ترک کنيد و سه مرتبه فرمودند: خدا لعنت کند کسي را که تخلف نمايد. آنگاه از شدت بيماري و مشاهده نافرماني و ناملايمتي اين دو ملعون مدهوش شدند. پس لز مدتي به هوش آمدند و فرمودند: براي من دوات و کتف گوسفند بياوريد تا نامه اي برايتان بنويسم که بعد از من گمراه نشويد.
يکي از صحابه برخواست تا امر پيامبر را اطاعت کند که ناگاه عمر حرامزاده گفت: برگرد!
ان الرجل لیهجر اين مرد هذيان مي گويد و بيماري بر او غلبه کرده است. کتاب خدا در ميان ما کافي است. سپس اختلافاتي در ميان مردم ايجاد شد. عده اي گفتند: پيامبر درست مي گويد و بايد وصيتي برايمان بنويسد و عده اي نادان مي گفتند: عمر لعنت الله عليه درست مي گويد و او را تأييد کردند.به يک ديگر گفتند: چگونه حرف عمر را به فرمايش پيامبر صلي الله عليه و آله ترجيح دهيم؟! گفتند: يارسول الله! آنچه را خواسته بودي بياوريم؟ حضرت فرمودند: پس از سخناني که از شما شنيدم ديگر نياز به چيزي ندارم، ليکن شما را وصيت مي کنم که به اهل بيت من نيکي کنيد و از ايشان روي نگردانيد. پس از مدتي مردم پراکنده شدند و تنها حضرت علي عليه السلام و عباس و فضل نزد رسول الله صلي الله عليه و آله بودند. عباس عرض کرد: يارسول الله! اگر امر خلافت پس از شما به بني هاشم مي رسد ما را بشارت ده و اگر مي داني که بر ما ستم مي کنند و خلافت را غصب مي نمايند به صحابه خود بگو. حضرت با اندوه شديدي فرمودند: آري، بعد از من به شما ستم مي کنند و حق علي را غصب مي نمايند
هاشمی این هم شاعر مورد علاقه ی شما اهل تسنن که شاید چشم و گوش شما باز شود
__________________
عن عبدالله بن مسعود ، عن النبي قال : إن لله ملائكة سياحين يبلغون ، عن أمتي السلام قال : وقال رسول الله حياتي خير لكم تحدثون وتحدث لكم ووفاتى خير لكم تعرض على أعمالكم ، فما رأيت من خير حمدت الله عليه وما رأيت من شر إستغفرت الله لكم ، رواه البزار ورجاله رجال الصحيح.
مجمع الزوائد


ZYGORAT حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از ZYGORAT بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 02:54AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts