نمايش تك نوشته ( اين نوشته بخشي از يك رشته گفتگو است - براي مشاهده گفتگوي اصلي بر عنوان گفتگو در قسمت مقابل كليك نمائيد )
قديمي Monday 9 July 2012   #7
مقداد
همسایه حضرت معصومه سلام الله علیها و علی اخیها
 
نشان مقداد
 
تاريخ ثبت نام: May 2012
مكان: قم، قطعه ای از بهشت
پاسخ‌ها: 5,389
روزنوشته ها: 2
ج: مناظره شیخ مفید(رحمه الله) با عمر ابن خطّاب!! (کفر ابوبکر در آیه غار!)

در مورد لا تحزن:
حزن و ترس تنها در صورتی ممدوحند که الهی باشند یا منشا عقلانی و دلیل قابل پذیرش داشته باشند.
مثلا در رابطه با پیامبر(صلی الله علیه و اله) همین ایه ای که اوردید یا ایه دیگه:
لا یحزنک قولهم ان العزه لله جمیعا: که پیامبر از قول انان نارحت بودند که اسلام ضرری ببیند. یا ایات دیگر در رابطه با پیامبران همه منشا الهی داشتند. گاهی هم منشا عقلانی بود مثل زمانی که حضرت موسی(علیه السلام) ان مرد را کشت فرمود: لهم علی ذنب فاخاف ان یقتلون: به گمان انان بر گردن من خونی است پس می ترسم مرا بکشند. یا مادر حضرت موسی(علیه السلام) که بر جان حضرت می ترسید.


قبلا گفتیم که بنا بر عقیده علمای نحو و زبان عربی: وقتی اذ که ظرف زمان است با فعل مضارع بیاید معنای استمرار می دهد. پس در اینجا: اذ یقول لصاحبه لا تحزن معنا می دهد: همیشه به ابوبکر می گفت: لا تحزن لا تحزن لا تحزن...

بنابراین بر فرض بگوییم منشا حزن ابوبکر عقلانی است که مثلا از مشرکین ناراحت باشد یا الهی است که برای پیامبر نارحت باشد، وقتی پیامبر عظیم الشان به او می گوید: لا تحزن دیگر اگر مومن حقیقی بود و ایمان ابوبکر ایمان درست و حسابی بود باید قبول می کرد نه اینکه مدام پیامبر به گوش او این مطلب را بخواند. با این حساب حزن او نه منشا عقلانی داشت نه الهی. چون وقتی پیامبر به او چیزی بگوید او باید قبول کند بنابراین این قسمت ایه هیچ فضیلتی را برای ابوبکر به ارمغان نمی آورد.
پس ابوبکر اگر مومن واقعی بود باید تحت زمره: لا خوف علیهم و لا هم یحزنون که درباره مومنین نازل شده داخل میشد.

با توجه به اینکه ما دلیل خارجی بر عصمت همه پیامبران داریم و اینکه ابوبکر معصوم نبوده و حزن ابوبکر منشا عقلانی یا الهی نداشته است، پس پیامبر که او را نهی کرده، همچون فرموده شیخ مفید(رحمه الله) یا جناب حسنیه(رحمها الله):
و امّا اینکه گفتی به او فرمودند: «لا تحزن: اندوه مخور»، این خود وبال و کاستی او است و دلیل بر خطای او، زیرا دلالت بر نهی او دارد از اندوه خوردن، چون صیغه نهی آورده که «لا تفعل» است و این اندوه خوری ابوبکر یا طاعت بوده یا گناه. اگر طاعت بوده که پیغمبر(صلی الله علیه و اله) از طاعت نهی نمی کرد، بلکه بدان فرمان می داد و دعوت می کرد و اگر گناه بوده که پیامبر(صلی الله علیه و اله) از آن نهی کردند و به تحقیق که آیه شریفه، شهادت به معصیت بودن آن می دهد به دلیلی که آن حضرت نهی فرموده است.

اما اینکه گفتید: ان الله معنا فضیلتی برای ابوبکر است و ان اینکه خدا با رسول و ابوبکر است:
باید گفت: خدا با همه است.
چنانچه خدا فرموده « مَا يَكُونُ مِن نَجْوَي ثَلاَثَةٍ إلاَّ هُوَ رَابِعُهُمْ وَ لاَ خَمْسَةٍ إلاَّ هُوَ سَادِسُهُمْ وَلاَ أدْنَي مِن ذَلِكَ وَ لاَ أكْثَرَ إلاَّ هُوَ مَعَهُم: هیچ رازی را سه کس با هم نگویند مگر آنکه خداوند چهارم آنهاست و نه پنج کس جز آنکه خداوند ششم آنهاست و نه کمتر از آن و نه بیشتر، جز آنکه هر جا باشند، او با آنهاست. (مجادله/7)

بنابراین این قسمت هم هیچ فضیلتی برای ابوبکر ندارد.
مقداد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول