نمايش تك نوشته ( اين نوشته بخشي از يك رشته گفتگو است - براي مشاهده گفتگوي اصلي بر عنوان گفتگو در قسمت مقابل كليك نمائيد )
قديمي Saturday 7 July 2012   #5
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 6,659
روزنوشته ها: 6
شیخ مفید به اندازه کافی معتبر نبود که دنبال منابع جدید رفتین؟ امیدوارم وقتی برگشتین دست کم تایید کنین که عبارت لاتحزن رو نمیشه به حساب گناهکار بودن کسی گذاشت و اتفاقا بر اساس متن همیشه برای دلداری دادن به کار میرفته.

الان که بیشتر دقت کردم متوجه یه نکته ی مهم و درخور توجه شدم که شما کمک کردین اونو بفهمم.
خانم حسنیه در زمان هارون الرشید زندگی میکرده یعنی حدود سال 170 هجری و شیخ مفید در حدود سال 400 هجری زندگی میکرده.
بعد شیخ مفید ادعا کرده که در خواب عمر رو دیده و باهاش بحث کرده؛ ولی تمام استدلال هاش با اندکی دستکاری از روی حرفهای حسنیه خانم کپی پیست شده!! حتی مثل همصحبتی با خر و اون استدلال خنده دار لاتحزن و تفسیر عجیب برای ان الله معنا.

حالت خوشبینانه اینه که شیخ مفید که 200 سال بعد از اون خانم زندگی میکرده، گفتگوی حسنیه خانم رو خونده باشه ولی بعدها یادش رفته باشه که چنین چیزی رو خونده و بعد در خواب این خاطرات از لایه های مغزش بیرون اومده و خودش رو مالک این استدلال ها تصور کرده باشه.
حالت بدبینانه اینه که شیخ مفید اون گفتگو رو خونده ولی با توجه به بی سوادی عمومی مردم و تصور اینکه کسی متوجه نمیشه، داستان خواب دیدن رو ساخته و گفتگو رو به نام خودش سند زده.
وگرنه خیلی باید ساده و زودباور باشیم که فکر کنیم شیخ مفید بدون اطلاع از مناظره ی حسنیه، دقیقا حرفهای ایشون رو تکرار کرده.

البته این مسئله پاسخی بر استدلال های ایشون نیست و فقط برای روشن شدن ذهن دوستان گفتم، پاسخ استدلال ها رو پیشتر نوشته بودم و شما هم جواب مناسبی ندادین. اینکه گفتین "اما چرا بحث رو عوض می کنی؟ ما داریم راجب این آیه صحبت می کنیم." درست نیست، چون ایشون در بحث خودشون به آیات دیگه و حتی مثل های عامیانه متوسل شدن و حتی اگه متوسل نشده بودن هم من مجاز بودم اینکار رو بکنم.

چیزی که مشخص شد این بود که کل بحث برمیگرده به برنامه های هارون الرشید که چنین مجلس گفتگویی به راه انداخته (و احتمالا عالم سنی هم حق حرف زیادی زدن نداشته) و اونهم نه به خاطر روشنفکری هارون الرشید، بلکه به این دلیل بوده که خلفای عباسی به خاطر ریشه ی بنی هاشمی خودشون و تحقیر بنی امیه، و برای اثبات اینکه ما برحق هستیم که خلافت کنیم، درباره ی خلافت علی هم قبول داشتن که حق با علی بوده و با خلفای قبلی میونه ی خوبی نداشتن. خلفای عباسی که به نوعی پسرعموی امامان شیعه هستن، فقط از جهت اینکه علی رو برحق میدونستن شیعه محسوب میشن اما در عین حال شیعیان زمان خودشون رو کمابیش سرکوب میکردن. این بحث و گفتگو فقط از جنبه ی تاریخی قضیه و نظریه ی قدرت و توطئه ی متکی بر اون قابل توجه هستش و خود موضوع گفتگو و اینکه حق با چه کسی بود، حاشیه ای و بی اهمیته.

آخرين ويرايش Freedom1 ، Sunday 8 July 2012 در 09:35AM.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول