نمايش تك نوشته ( اين نوشته بخشي از يك رشته گفتگو است - براي مشاهده گفتگوي اصلي بر عنوان گفتگو در قسمت مقابل كليك نمائيد )
قديمي Saturday 7 July 2012   #2
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 6,659
روزنوشته ها: 6
ج: مناظره شیخ مفید(رحمه الله) با عمر ابن خطّاب!! (کفر ابوبکر در آیه غار!)

سلام
من معمولا در بحث های مربوط به اختلافات بین گروهها و فرقه های مذهبی وارد نمیشم و مطالب این نوع سرنگارها رو نمی خونم، به نظرم دامن زدن به این نوع بحث ها و جدل درباره ی مسائلی که اطلاعات درستی ازش نداریم عمیقا اشتباهه. چنان مذهبی هم نیستم که از موضع دفاع از اصل دین بخوام با شما بحث کنم، در واقع تفاوت عقیدتی من و شما خیلی زیاده و مثل اینه که شما درباره ی رنگ یک شی ء بحث کنین و من درباره ی اصل وجود اون شی ء قانع نشده باشم!
اما عنوان این سرنگار و عبارت "کفر ابوبکر" باعث تعجبم شد و این مطلب رو خوندم و فقط صرف اینکه به خودم و شما و دوستان دیگه بگم که چقدر ممکنه اشتباه کنیم، بد نیست چند مورد از استدلال هایی که اینجا مطرح شده رو دوباره بررسی کنیم...

1-

نقل قول:
و امّا اینکه گفتی به او فرمودند: «لا تحزن: اندوه مخور»، این خود وبال و کاستی او است و دلیل بر خطای او، زیرا دلالت بر نهی او دارد از اندوه خوردن، چون صیغه نهی آورده که «لا تفعل» است و این اندوه خوری ابوبکر یا طاعت بوده یا گناه. اگر طاعت بوده که پیغمبر(صلی الله علیه و اله) از طاعت نهی نمی کرد، بلکه بدان فرمان می داد و دعوت می کرد و اگر گناه بوده که پیامبر(صلی الله علیه و اله) از آن نهی کردند و به تحقیق که آیه شریفه، شهادت به معصیت بودن آن می دهد به دلیلی که آن حضرت نهی فرموده است.
موارد بسیاری در متن مقدس نشون میده که این استدلال نادرسته.
خطاب به پیامبر
وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُن فِي ضَيْقٍ مِّمَّا يَمْكُرُونَ
لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِي

درباره ی مادر موسی
فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ

خطاب به حضرت مریم:
نَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا

فرشتگاه به لوط:
وَلَمَّا أَن جَاءتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا وَقَالُوا لَا تَخَفْ وَلَا تَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهْلَكَ إِلَّا امْرَأَتَكَ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ

خطاب به مومنین:
انَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ


طبق استدلالی که به شیخ مفید منتسب شده: چون صیغه نهی آورده که «لا تفعل» است و این اندوه خوری یا طاعت بوده یا گناه. اگر طاعت بوده که پیغمبر (یا خداوند یا فرشتگان) از طاعت نهی نمی کرد، بلکه بدان فرمان می داد و دعوت می کرد و اگر گناه بوده که پیامبر(یا خداوند یا فرشتگان) از آن نهی کردند و به تحقیق که آیه شریفه، شهادت به معصیت بودن آن می دهد. یعنی مومنین و مریم و لوط و پیامبر هم معصیت کردن.

می بینین که این استدلال چقدر نادرسته؟
-----------------------------------------------------

2-

نقل قول:
و امّا اینکه فرمود: « انّ الله مَعَنا: خدا همراه ما است »؛ راستش پیغمبر به او اعلام کرده که خدا همراه من است و مرا یاری کند و از خودش به لفظ جمع تعبیر کرده؛ چنان که خداوند فرموده: « انّا نحن نزّلنا الذّکر و انّا له حافظون: ما خودمان فرو فرستادیم ذکر(قرآن) را و به راستی که ما برایش نگهبانیم. (حجر:9)
- متن به سادگی نشون میده که اینجا ضمیر "نا" چه معنایی داره و هر تفسیری که آشکارا مخالف با متن باشه جایی برای ارائه نداره، با چه مجوزی میشه معنای تحت لفظی رو عوض کرد؟
- مقایسه ی ضمیر جمله هایی که گوینده ی یکی از اونها پیامبر هست و گوینده ی دیگری خدا، منطقی نیست. آیا پیامبر خودش رو با ضمیر جمع خطاب میکرده؟ آیا جایی در قرآن دیدین که پیامبر خودش رو به صورت جمع "ما" گفته باشه؟ هم در فصلت و هم در کهف این جمله هست: قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ
- متن با این تفسیر دچار مشکل میشه: "تو غصه نخور که خدا با منه" این به ابوبکر چه ربطی داره؟ ابوبکر خودش میدونسته که خدا با پیامبره وگرنه همراهش نمیرفت، اگر در این جمله قصد آرامش دادن به ابوبکر در میان نباشه فاقد معنا میشه.

نقل قول:
اثبات کفر ابوبکر در آیه غار:
و امّا اینکه گفتی: «سکینه{و آرامش} بر ابوبکر فرود آمده» این خلاف قرآن است. زیرا آن کسی که بر او سکینه فرود آمده همان است که خدا او را با لشکریانش تأیید فرموده و دنبال: «انزل السّکینة» فرموده: « و اَیَّدَه بِجُنودٍ لَم تَرَوها: و او را به سپاه و لشکرهای غیبی خود که شما آنان را ندیده اید، مدد فرمود. » و اگر بر ابوبکر سکینه فرود آمده باشد، باید او مؤیّد به لشکریان خدا شده باشد و این مطلب، پیغمبر(صلی الله علیه و اله) را از مقام و جایگاه پیغمبری بیرون می برد و اگر اینجا را به سود صاحبت نگفته می گذاشتی برایت بهتر بود؛ زیرا خدا در دو جای قرآن به نزول سکینه بر پیامبر خود تصریح کرده که همراهش مؤمنان بودند و آنان را هم با آن حضرت در این فضیلت شریک کرده و در یکی از آن موارد فرمود: « فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى‏: (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه كافران در دلهاى خود خشم و نخوت جاهليّت داشتند و (در مقابل،) خداوند آرامش و سكينه خود را بر فرستاده خويش و مؤمنان نازل فرمود و آنها را به حقيقت تقوا ملزم ساخت. » (فتح/26)
و در جای دیگر فرموده: « ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها: سپس خداوند «سكينه» خود را بر پيامبرش و بر مؤمنان نازل كرد و لشكرهايى فرستاد كه شما نمى‏ديديد. (توبه/26)
و چون آن حضرت در غار بود، نزول سکینه را خاصِّ او فرمود که: « فَاَنزَلَ الله سَکینَتَه عَلیه: پس خداوند سکینه و آرامش خود را بر او فرو فرستاد. » اگر همراه آن حضرت مؤمنی بود، او را هم در نزول سکینه شریک می کرد، چنانکه در موارد گذشته، مؤمنان را با او شریک کرده برای اینکه همراه او بودند و اخراج ابوبکر از نزول سکینه دلیل است بر اخراج او از ایمان.
اینجا البته به خوبی اثبات کردن که ابوبکر کافر بوده!
حالا ببینیم چقدر قشنگ میشه هرچیزی رو ثابت کرد.. چند آیه بعد از همین آیه، خداوند به پیامبر با لحن شکایت آمیزی میگه : "عَفَا اللّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ ..."
دیگه از این واضحتر؟ پیامبر اشتباه (یا گناه؟) کرده بوده که خدا گفته خدا تو رو ببخشه. خودتون با سبک شیخ مفید دنبال کنین حتما به نتایج جالبی میرسین.
اونوقت که من میگم اگر زیاد مته به خشخاش بذاریم خیلی مسائل به وجود میاد.
اولین خلیفه ی مسلمین و یار صمیمی پیامبر، یک کافر بوده که معلوم نیست چرا دنبال پیامبر راه افتاده با اینکه میترسیده و ... البته با این حساب منافق هم میشه چون کفرش رو پنهان کرده و از در دوستی وارد شده و حتی تونسته پیامبر رو هم فریب بده. پیامبر هم سالهای طولانی از کفر چنین شخصی در کنار خودش آگاه نبوده و حتی با دخترش ازدواج کرده.
از این گذشته ایشون میگن که سکینه برای پیامبر فرستاده شده، پس پیامبر سکینه نداشته، یعنی ناآرام و مضطرب بوده و نیاز به آرامش داشته.
یعنی پیامبری که داشته به ابوبکر میگفته غم مخور که خدا با ماست، خودش هم نگران بوده.
چی شد؟
(البته به نظر من کاملا ممکن و حتی عادیه، و اگه اینجور هست پس دیگه به ابوبکر هم نمیشه خرده ای گرفت.)
بقیه موارد هم ضعف استدلال دارن و منطقی و منصفانه نیستن.
-------------------


اما تفسیر شخصی من از این مسئله اینه که خواب دیدن تنها نتیجه ی فعالیت مغز در هنگام خوابه و هیچ چیز ماورایی در اون نیست. اگر واقعا شیخ مفید چنین خوابی دیده باشه نتیجه ی اونه که صبح تا شب می نشسته و در ذهن خودش با عمر و ابوبکر جدل میکرده و دائما به این موضوعات {کلا بی ارزش} فکر میکرده و خودبخود وقتی اینقدر ذهن درگیر چیزی باشه، در خواب هم مغز به اون می پردازه و کلی صحنه ها و تخیلات رو به وجود میاره.
اگر شیخ مفید، نامی از عمر نشنیده بود محال بود در خواب کسی به نام عمر رو ببینه و باهاش بحث کنه.. اگر ایشون مثلا تایلندی بود خواب بودا رو می دید و اگر مسیحی بود خواب مسیح رو میدید.

کامل التعبیر فریدام، تعبیر مار:
اگر در خواب مارهای بسیار ببیند که در هم می لولند آن دلالت بر چرخش رشته های آش در شکم می کند که شب قبل بلعیده است و هنوز هضم نشده.
__________________
خورشید به گل نهفت می‌نتوانم/ و اسرار زمانه گفت می‌نتوانم
از بحر تفکرم برآورد خرد/ دُری که ز بیم، سُفت می‌نتوانم
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول