بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
ناقد به سرنگار نخست‌وزیر اسبق سوئد: ترامپ با اروپا مثل دَربان رفتار می‌کند پاسخ داد.
" تیم افراطی و جنگ طلب کاخ سفید، تیر دیگری از چله درآورد و به سوی ایران پرتاب کرد.
شروط 12 گانه جدید آمریکا برای ج اا که می توان از آن به عنوان برجام مورد نظر ترامپ تعبیر کرد در چهار محور اساسی خلاصه می شود:
1- تعطیلی کامل هسته ای و پایان برنامه های موشکی ایران و انهدام ذخایر موشکی این کشور
2- توقف حمایت ایران از تروریسم که منظور از آن تامین مالی حزب الله در لبنان، جهاد اسلامی و حماس در فلسطین و حشد الشعبی در عراق است.
3- توقف دخالت ایران در درگیری های خاورمیانه که فلسطین در درجه اول بوده و لبنان، سوریه و عراق و افعانستان نیز در درجه بعدی قرار دارند.
4- عقب نشینی کامل ایران از سوریه و پایان دادن به حضور نظامی خود در این کشور

این شروط فراتر از بحث هسته ای و در واقع برای تهی کردن ایران از ماهیت انقلابی خود است.
قطعا واکنش ج اا به این شروط منفی و شدیداللحن است. در صورت عدم پذیرش این شروط از سوی ایران، طبعا آمریکا هم به تشدید تحریم ها روی می آورد.
اما در ادامه باید دید سیاست و راهبرد ما چیست؟ آیا به مقاومت ادامه می دهیم یا این که با عقب نشینی اروپا و نامردی چین و روسیه و بالتبع بحرانی شدن وضعیت اقتصاد و اعتراضات مردمی، نرمش قهرمانانه تازه ای از راه می رسد؟ "

8 دقيقه پيش

ناقد به سرنگار ترامپ برجام را پاره کرد! پاسخ داد.
" شروط 12 گانه جدید آمریکا برای ج اا که می توان از آن به عنوان برجام مورد نظر ترامپ تعبیر کرد در چهار محور اساسی خلاصه می شود:
1- تعطیلی کامل هسته ای و پایان برنامه های موشکی ایران و انهدام ذخایر موشکی این کشور
2- توقف حمایت ایران از تروریسم که منظور از آن تامین مالی حزب الله در لبنان، جهاد اسلامی و حماس در فلسطین و حشد الشعبی در عراق است.
3- توقف دخالت ایران در درگیری های خاورمیانه که فلسطین در درجه اول بوده و لبنان، سوریه و عراق و افعانستان نیز در درجه بعدی قرار دارند.
4- عقب نشینی کامل ایران از سوریه و پایان دادن به حضور نظامی خود در این کشور

این شروط فراتر از بحث هسته ای و در واقع برای تهی کردن ایران از ماهیت انقلابی خود است.
قطعا واکنش ج اا به این شروط منفی و شدیداللحن است. طبعا آمریکا هم به تشدید تحریم ها روی می آورد.
اما در ادامه باید دید سیاست و راهبرد ما چیست؟ آیا به مقاومت ادامه می دهیم یا این که با بحرانی شدن وضعیت اقتصاد و اعتراضات مردمی، نرمش قهرمانانه تازه ای از راه می رسد؟ "

12 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار رمز وجود دو ضمیر ناهماهنگ بین ۲۴ ضمیر هماهنگ، بدون تغییر خطاب چیست ؟ پاسخ داد.
"
پست435

نقل قول:
در اصل توسط هام غانت هالک ملحد بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و. نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
بنام یگانه مولایمان الله

باسلام

دوست گرامی درپست 378 سوال دیگری هم بود که شما به آن توجه نکردی واما مابقی سئوال چرا درمورد آیه ۵۸ سوره مبارکه نورکه خداوند بدین روشنی و دقیقاً موقعیت زمانی دو نماز فجر و عشاء را ( با ذکر کلمه صلات) بیان می دارد اما از موقعیت ظهر به عنوان موقع یک نماز یاد نشده است.

بیان فرمودید چون این آیه در صدد شمردن نمازها نیست، بلکه در صدد بیان ثلاث عورات لکم است،

ولی درمورد آیه 33سوره احزاب بدین روشنی با توجه به اینکه قران برای صغیر وکبیر نازل شده پیام واضع خدا را چرا متوجه نمی شوید ترا به خدا درصورتی که حدیث کسا این آیه را تلبیس نمی کرد هیچ احدی به فکرش خطور می کرد پیام آیه33 سوره احزاب راجب فرزندان پیامبر باشد نه همسران حال به چه منظوری وچه کسی دیروز حدیث کسا را گفته وچرا دیگران فقط از اوتقلید کرده اند وامروزباتوضیح ضمیرجمع ،مونث ونسبت آن به کلامی که خود را برای کبیر وصغیر آسان،آسان ،آسان،آسان، مبین ،کامل و.... معرفی می کند نوشته اند جواب رااز کتاب خداوند با کلام اوبدهید، وآگاه باشید کسانی که مقلدانه به پیروی از دیگران می پردازند ، شیطان را با خدا اشتباهی گرفته و او را شریک پروردگار قرار داده اند.
امروز به بهانه های واهی بندگی غیراو را کنید و تسلیم غیر خدا شوید ! فردا چه خواهید کرد؟ آن روز در برابر فرمان خداوند تسلیم خواهید بود و به کسانی که از آنها تقلید می کردید اینگونه اعتراض خواهید کرد :
[37:26] بل هم اليوم مستسلمون
[37:27] واقبل بعضهم على بعض يتساءلون
[37:28] قالوا انكم كنتم تاتوننا عن اليمين
[37:29] قالوا بل لم تكونوا مؤمنين
[37:30] وما كان لنا عليكم من سلطن بل كنتم قوما طغين
[37:31] فحق علينا قول ربنا انا لذائقون
[37:32] فاغوينكم انا كنا غوين
[37:33] فانهم يومئذ في العذاب مشتركون
[37:34] انا كذلك نفعل بالمجرمين
[37:35] انهم كانوا اذا قيل لهم لا اله الا الله يستكبرون
آنها، در آن روز، کاملا تسليم خواهند بود.
آنها نزد يكديگر خواهند آمد و يكديگر را مورد سئوال و سرزنش قرار خواهند داد.
آنها (به پيشوايان خود) خواهند گفت: "شما پيش از اين از سمت راست(= از طریق دین) بر ما مي آمديد."
آنها پاسخ خواهند داد: "اين شما هستيد كه مؤمن نبوديد.
"ما هرگز قدرتي بر شما نداشتيم؛ اين شما هستيد كه ستمكار بوديد.
"ما عادلانه مورد قضاوت پروردگارمان قرار گرفتيم؛ اكنون بايد عذاب بكشيم.
"ما شما را گمراه كرديم، فقط براي آنكه خودمان گمراه بوديم."
بنابراين، همگي با هم در عذاب آن روز سهيم خواهند بود.
اين چنين گناهكاران را كيفر مي دهيم.
هنگامي كه به آنها گفته شد: "لا اله الا الله [خداي ديگري جز خدا نيست،" آنها متكبر شدند.


مستمک ثقلین hosyn

دوست گرامی، من همراه شما هستم، و با هم داد میزنیم اصلا حدیث کساء دروغ است! خوب! حالا برگردیم به آیات قرآن، آیا در عربی ضمیر جمع مردان و زنان فرق دارد یا خیر؟

پس جواب دهید: چرا در بین ۲۴ ضمیر، ۲۰ ضمیر اول، ضمیر جمع زنان، و ضمیر ۲۱ و ۲۲ ، ضمیر جمع مردان، و ضمیر ۲۳ و ۲۴ ، ضمیر جمع زنان؟

مگر شما نگفتید: (چرا زنان پيامبر بايد چنين كنند و چنان نكنند؟) و سپس پاسخ دادید: (چون : خداوند مي خواهد بدينوسيله آنها را از پليدي و گناه پاكسازي نمايد)
پس توضیح دهید که چرا به جای کلمه (آنها) در عبارت شما، ضمیر جمع مذکر که برای مردان است برای زنان آمده است؟
http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=29
https://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifیا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیمhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gif
"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار رمز وجود دو ضمیر ناهماهنگ بین ۲۴ ضمیر هماهنگ، بدون تغییر خطاب چیست ؟ پاسخ داد.
"
پست434
https://forum.hammihan.com/thread219032-8.html
نقل قول:
در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و. نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
اگر توجه کرده باشی در سوره هود خداوند خطاب به همسر ابراهیم از ضمیر جمع مذکر استفاده کرده اند
چرادراینجا زن ابراهیم اهل بیت ابراهیم خوانده می شود ولی زنانه پیامبر نه ؟

قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ ۖ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ ۚ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ73

نقل قول:
این آیه مربوط به قبل از تولد اسحاق و یغفوب بوده

وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ71

زنش كه ايستاده بود، خنديد. او را به اسحاق بشارت داديم و پس از اسحاق به يعقوب.
متمسک به ثقلین
hosyn
دوست گرامی، هرگز در این آیه خطاب به همسر حضرت ابراهیم از ضمیر جمع مذکر استفاده نشده است، خطاب به زن ایشان کلمه (تعجبین) است که خطاب به مفرد مؤنث است، و زیبایی آیه همین است! وقتی میخواهد بگوید: چرا تعجب میکنی؟! ضمیر مفرد مؤنث میآورد، وقتی میخواهد به ۴ نفر که سه نفر مرد و یکی زن هستند رحمت و برکت بفرستد، آن وقت نوبت ضمیر جمع مذکر است که همان تغلیب است.

و اما اینکه میگویید هنوز قبل از تولد بود، درست است، ولی بعد از بشارت قطعی الهی به تولد آنها بود، به آیات نگاه کنید:

وَ امْرَأَتُهُ قَائمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَهَا بِإِسْحَاقَ وَ مِن وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ(71) قَالَتْ يَاوَيْلَتىَ ءَ أَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ وَ هَاذَا بَعْلىِ شَيْخًا إِنَّ هَاذَا لَشىَ‏ْءٌ عَجِيبٌ(72) قَالُواْ أَ تَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ عَلَيْكمُ‏ْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مجَِّيدٌ(73)


و همسر حضرت ابراهیم رابطه نسبی داشتند که بعدا توضیح خواهم داد.
https://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gif https://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifیا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیمhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gif https://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gif



"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار رمز وجود دو ضمیر ناهماهنگ بین ۲۴ ضمیر هماهنگ، بدون تغییر خطاب چیست ؟ پاسخ داد.
"
پست 427

نقل قول:
در اصل توسط طارقغانت هالک ملحد بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و. نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
باسلام
ببخشید که وسط صحبت شما آمدم ولی یک سوالی در باره ضمیر جمع مردان فکرمو به خود مشغول کرد و آن سوال این است

مگر ضمیر جمع برای مردان بکار نرفته است اگر چنین است دختر پیامبر چرا در بین این مردان قرار گرفته است ؟

hosyn
متمسک ثقلین

اسم این را اهل ادب میگذارند: تغلیب، یعنی وقتی در بین یک گروهی، غلبه با مردان است، ضمیر را برای همه انها به صورت جمع مذکر میآورند، و برعکس اگر غلبه با زنان باشد جمع مؤنث میآورند، و یک نکته ادبی دیگر تشریف است که بعدا اگر توفیق شد توضیحش عرض میکنم إن شاء الله تعالی
https://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifیا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیمhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gif
"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار رمز وجود دو ضمیر ناهماهنگ بین ۲۴ ضمیر هماهنگ، بدون تغییر خطاب چیست ؟ پاسخ داد.
"
پست423

نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و. نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
نقل قول:
در اصل توسط هام غانت هالک ملحد بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و.نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif

ا ايها النبي قللازواجك ان كنتن تردن الحياة الدنيا و زينتها فتعالين امتعكن و اسرحكن سراحا جميلا (28)
اى پيامبر! به همسرانت بگو: «اگر شما زندگى دنيا وزرق و برق آن را مى‏خواهيد بياييد با هديه‏اى شما را بهره‏ مند سازم و شما را بطرزنيكويى رها سازم! (28)

و ان كنتن تردن الله و رسوله والدار الآخرة فان الله اعد للمحسنات منكن اجرا عظيما (29)

و اگر شما خدا و پيامبرش و سراى آخرت را مى‏خواهيد، خداوند براى نيكوكاران شما پاداش عظيمى آماده ساخته است.» (29)
يانساء النبي من يات منكن بفاحشة مبينة يضاعف لها العذاب ضعفين و كان ذلك على اللهيسيرا (30(
اى همسران پيامبر! هر كدام از شما گناه آشكارو فاحشى مرتكب شود، عذاب او دوچندان خواهد بود; و اين براى خدا آسان است. (30)

و من يقنت منكن لله و رسوله و تعمل صالحا نؤتهااجرها مرتين و اعتدنا لها رزقا كريما (31(
و هر كس ازشما براى خدا و پيامبرش خضوع كند و عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دو چندانخواهيم ساخت، و روزى پرارزشى براى او آماده كرده ‏ايم. (31(
يا نساء النبي لستن كاحد من النساء ان اتقيتن فلا تخضعن بالقول فيطمعالذي في قلبه مرض و قلن قولا معروفا (32(
اى همسران پيامبر! شما همچون يكى از آنان معمولى نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد; پس به گونه‏اى هوس ‏انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند، و سخن شايسته بگوييد! (32)

و قرن في بيوتكن و لا تبرجن تبرج الجاهليةالاولى و اقمن الصلاة و آتين الزكاة و اطعن الله و رسولهانمايريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا(33)
و در خانه‏ هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات رابپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد; خداوند مى‏خواهد پليدى و گناه را از شمااهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد. (33(

چگونه ممكن است در شش آيه طرف صحبت ، زنان پيامبر باشند و درست در خط آخر ناگهان جهت مطلب عوض شود.
اينها موضوعاتي هستند كه زنان پيامبر به انجام آنها تشويق و يا نهي شده اند:

1-طلب زندگي دنيا و زرق و برق آن
2- تمايل به خدا و پيامبر و سراي آخرت
3- اقدام به گناه
4- انجام عمل صالح و خضوع در برابر پيامبر
5- تقوا پيشه كردن
6- هوس انگيز صحبت نكردن
7- در خانه ماندن
8- با ظاهري پسنديده وارد اجتماع شدن
9- اقامه صلات
10- ايتاي زكات
11- اطاعت از خدا و رسولش

چرا زنان پيامبر بايد چنين كنند و چنان نكنند؟

چون :

خداوند مي خواهد بدينوسيله آنها را از پليدي و گناه پاكسازي نمايد


و این یعنی احتجاج به قرآن ، احتجاج به علم و محاجه با حقیقت. خداوند در سراسر کتابش این را از ما می خواهد. پروردگار می خواهد انسانها را با فرمانبرداری از خودش به اتحاد و سعادت برساند اما اهریمن که خوب دست پروردگارش را خوانده است می خواهد این فرماندهی واحد را از بین ببرد تا مردم هرگز روی اتحاد و سعادت را نبینند و در این راه منتهای سوء استفاده را از دوگانه پرستان می برد.
فراموش نکنید!
هدف دفاع از حقوق زنان پیامبر نیست و این پاکی و طهارت نیز مشمول همگان می شود البته درصورتی که همگان چنین و چنان کنند .
در اینجا بحث بر سر این است که چگونه مفهومی را که اصلاً با آیات قرآن سازگاری ندارد با یک داستان تخیلی به آیات الهی تحمیل می کند و جمع کثیری فریب می خورند و تصور می کنند این همان اهل بیتی است که برایشان تعریف شده است.


متمسک بثقلین

در آیه تطهیر برای اهل البیت دو چیز داریم: یکی را همه سنی و شیعه و مسلمان و کافر در آن اتفاق نظر دارند، و دیگری تحلیل آن است که مورد اختلاف نظر است، ابتدا آنچه را که قابل اختلاف نیست توضیح میدهم تا به وجه و تحلیل آن برسیم:

در هفت آیه پی در پی، ۲۴ ضمیر مخاطب آمده است، و در عربی، ضمیر مخاطب برای زنان با مردان، تفاوت میکند، در این هفت آیه، خداوند متعال، زنان پیامبر را مخاطب قرار میدهد، و از ابتدای آیه ۲۸ تا وسط آیه ۳۳ با ۲۰ ضمیر مخاطب جمع زنان، با آنها صحبت میکند، و به ناگاه در انتهای آیه ۳۳ دو ضمیر جمع مخاطب برای مردان میآورد، و سپس در ادامه دو ضمیر جمع مخاطب زنان، به کار میبرد!

جالب است که درست همانجا ضمیر را تغییر میدهد که شما هم روند مطلب را تغییر دادید! آیا جالب نیست که ۱۱ امر آوردید برای زنان پیامبر، و پرسیدید: (چرا زنان پيامبر بايد چنين كنند و چنان نكنند؟) و سپس پاسخ دادید: (چون : خداوند مي خواهد بدينوسيله آنها را از پليدي و گناه پاكسازي نمايد)، به کلمه آنها در عبارت خودتان دقت کنید، در فارسی کلمه (آنها) ، هم برای زنان به کار میرود و هم برای مردان، اما در عربی اینچنین نیست، و دقیقا همینجاست که کلمه (آنها) در قرآن کریم، با دو ضمیر جمع مخاطب برای مردان به کار رفته است، و حال آنکه قبل از آن، ۲۰ ضمیر جمع مخاطب برای زنان به کار رفته و نیز پس از آن هم دو ضمیر جمع مخاطب برای زنان به کار رفته، آیا چه شده است که در این بین، (یعنی ضمیر ۲۱ و ۲۲) ناگهان دو ضمیر جمع مخاطب برای مردان به کار میرود که کاملا با قبل آن که خطاب به جمع زنان پیامبر است و نیز بعد آن، تفاوت آشکار دارد؟ چرا چنین شده است، همان بخش دوم است که تحلیلهای مختلف برای آن ارائه شده است و خواهیم رسید، ولی به هر حال، این تفاوت ضمیرها را هیچ کس نمیتواند انکار کند!


این ۲۴ ضمیر مخاطب را به رنگ قرمز کردم تا همه تفاوت را ببینند:

يَأَيهَُّا النَّبىِ‏ُّ قُل لّأَِزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَوةَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا فَتَعَالَينْ‏َ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا(احزاب 28) وَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الاَْخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَتِ مِنكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا(29) يَانِسَاءَ النَّبىِ‏ِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَينْ‏ِ وَ كاَنَ ذَالِكَ عَلىَ اللَّهِ يَسِيرًا(30) وَ مَن يَقْنُتْ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صَلِحًا نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَينْ‏ِ وَ أَعْتَدْنَا لهََا رِزْقًا كَرِيمًا(31) يَنِسَاءَ النَّبىِ‏ِّ لَسْتنُ‏َّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتنُ‏َّ فَلَا تخَْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِى فىِ قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا(32) وَ قَرْنَ فىِ بُيُوتِكُنَّ وَ لَا تَبرََّجْنَ تَبرَُّجَ الْجَهِلِيَّةِ الْأُولىَ‏ وَ أَقِمْنَ الصَّلَوةَ وَ ءَاتِينَ الزَّكَوةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكمُ‏ْ تَطْهِيرًا(33) وَ اذْكُرْنَ مَا يُتْلىَ‏ فىِ بُيُوتِكُنَّ مِنْ ءَايَتِ اللَّهِ وَ الحِْكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كاَنَ لَطِيفًا خَبِيرًا(34)

و نکاتی در آیه ۳۳ است که بسیار جالب است:

۱- دو بار ماده بیت در آن به کار رفته، یک بار جمع (بیوتکنّ) و دیگر مفرد (اهل البیت).

۲- زنان پیامبر را امر میکند به اقامه نماز و دادن زکات.

۳- زنان پیامبر را امر میکند به اطاعت خدا و پیامبر خدا.

۴- بعد از اینکه میگوید اطاعت از خدا و پیامبر خدا کنید، میگوید: خدا میخواهد شما را ای اهل البیت از پلیدی دور کند و پاک و مطهر گرداند، و واضح است که وقتی پیامبر باید اطاعت شوند، ایشان با اطاعت شدن، پاک میکنند، نه اینکه خود پاک بشوند، تا خدا بخواهد با این دستور اطاعت زنان از پیامبر، پیامبر را هم پاک کند، پس کسی گمان نمیکند که منظور از جمع مردان، خود پیامبر به اضافه زنان پیامبر باشد.


حال این سؤال به صورت جدی مطرح است که چرا در بین اینهمه ضمیر جمع زنان، چه قبل و چه بعد، دفعتا دو ضمیر جمع مردان، به کار رفته است؟

.https://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifیا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیمhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gif
"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار رمز وجود دو ضمیر ناهماهنگ بین ۲۴ ضمیر هماهنگ، بدون تغییر خطاب چیست ؟ پاسخ داد.
"
پست 411

http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=28

نقل قول:
در اصل توسط تعجب لائیک نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
اما سوالی که هنوز پاسخی به آن داده نشده است. اگر قران کتابیست از سوی خدای دارای علم بی نهایت و قدرت بی نهایت , چرا دارای احکام و قوانین گنگ است و خدا نتوانسته که سخن خود را به گونه ای عرضه کند تا نتوان در آن اختلاف کرد؟

البته دوستان دیگر نیز میتواند در این مورد توضیح دهند چون این کتاب , کتاب آنان نیز هست.

متمسک ثقلین hosyn
دوست گرامی، اگر بخواهم بدون پرده‌پوشی، آنچه فهم و عقیده خودم راجع به این سؤال شماست را عرض کنم، میگویم: کلام صریح، مشمول دو قانون لایتغیر است، ۱- داشتن آلترناتیو ۲- اندراس تدریجی.

اگر این حرف درست باشد، در مقابل، کلامی که از انعطاف تعبیر برخوردار است، طول عمر بیشتر دارد، و برخوردار از یک سیستم خودترمیم است، و دقیقا همین که میتواند سبب اختلاف بین ناظرین شود، در طول عمر خود، نشاط خود را برای مخاطبینش حفظ میکند، و... که اگر به واقعیت غیر قابل انکار تفاسیر قرآن در طول تاریخ گذشته و نیز آینده نظر کنیم این را تصدیق میکنیم.
. https://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifیا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیمhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gif
"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار رمز وجود دو ضمیر ناهماهنگ بین ۲۴ ضمیر هماهنگ، بدون تغییر خطاب چیست ؟ پاسخ داد.
"
پست 377

http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=26



نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک ملحد بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و. نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
سه بار این آیه را تکرار کردی بدون اینکه متوجه شوی که چه می گوید؛

متمسک به ثقلین hosyn
هزار بار دیگر هم تکرار کنم چیزی نمیفهمم! قرآن است! این شما هستید که ادعا دارید، و در دستگاه لایتناهای قرآن کریم، من من میکنید.



نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک ملحد بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و. نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
علمی که به سوی پیامبر آمده بود چیزی نبود جز قرآن کریم و آنها به تنها چیزی که توجه نداشتند همین علم محض بود

متمسک به ثقلین hosyn

علم یعنی الفاظ قرآن کریم که حضرت از فرشته وحی شنیدند؟ یا شهود حقیقت آن؟ آیا تصریح نکردید پیامبر وظیفه‌ای جز رساندن این الفاظ ندارد؟!

و تازه چگونه این آیات را معنا میکنید:

قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا يُتْلى‏ عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً (الإسراء 107)

وَ يَرَى الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَ يَهْدي إِلى‏ صِراطِ الْعَزيزِ الْحَميدِ (سبأ 6)

وَ لِيَعْلَمَ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهادِ الَّذينَ آمَنُوا إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ (الحج 54)

و...



نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک ملحد بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و. نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
بلکه به چیزهای احتجاج می کردند که جز دروغ نبود. سخن دروغ هم که حد و حصری ندارد و اگر پیامبر می خواست بر اساس دروغهای آنها با ایشان محاجه کند هرگز به جایی نمی رسید .

متمسک ثقلین
hosyn
اگر همه دروغ بود پس چرا در ۵ آیه بعد از این، به آنها همین علم را نسبت میدهد:


ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ حاجَجْتُمْ فيما لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ فَلِمَ تُحَاجُّونَ فيما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (آل‏عمران 66)
https://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gif https://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifیا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیمhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gif https://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gif

__________________
"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار رمز وجود دو ضمیر ناهماهنگ بین ۲۴ ضمیر هماهنگ، بدون تغییر خطاب چیست ؟ پاسخ داد.
"
پست 371
https://forum.hammihan.com/thread219032-7.html
نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک ملحد بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و.. نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
وقتی ما معیار و میزان داریم دیگر لعن و نفرین چرا؟!
hosyn
متمسک ثقلین

فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبينَ (آل‏عمران 61)

پس هر كه در اين [باره‏] پس از دانشى كه تو را [حاصل‏] آمده، با تو محاجه كند، بگو: «بياييد پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان، و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم سپس مباهله كنيم، و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.» (61)



نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک ملحد بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و.. نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
بجای اینکه لعن بفرستی حقیقت اهل بیت را از قرآن نشان بده در اینصورت حتی اگر من زیر بارش نروم و موضع انکاری بگیرم استدلال شما اگر مطابق میزان باشد احتمالاً در دیگران تأثیر خود را خواهد گذاشت . فقط میزان است که نشان می دهد چه کسی برحق است و چه کسی نا حق و الا هر کسی باور خود را درست و مال دیگران را نادرست می داند.


متمسک ثقلین hosyn

فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبينَ (آل‏عمران 61)

پس هر كه در اين [باره‏] پس از دانشى كه تو را [حاصل‏] آمده، با تو محاجه كند، بگو: «بياييد پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان، و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم سپس مباهله كنيم، و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.» (61)



نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک ملحد بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و.. نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif

ببین قوم پیامبر چگونه او را انکار می کردند و کتابش را به هیچ می گرفتند:

وَإِذْ قَالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَٰذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ( انفال آیه 32)

آنگاه که گفتند: «پروردگارا! اگر این ( کتاب) حق است و از طرف توست، بارانی از سنگ از آسمان بر ما فرود آر! یا عذاب دردناکی برای ما بفرست!
آنها نیز گمان نمی کردند تعالیم دین مادریشان کوچکترین اشکالی داشته باشد و الا اینگونه عذاب خود را از خداوند طلب نمی کردند.
پس این شما و این هم قرآن

متمسک ثقلین hosyn

این آیه مربوط به قبل از محاجّة است، آیه خوبی برای حال خودتان آوردید! از اول به جای بحث و درخواست استدلال، محکم گفتید: اهل بیت فرضی و ساختگی! و نیز از اول هدف گیری کردید که هر کس هر شاهدی بیاورد از قطعیات تاریخ، بگویید اینها شنیدنی است! من با قران کار دارم! و هر آیه قرآن بیاورند: میگویید: این چنین و چنان است! لذا وقتی کسی به هیچ منطق بشری و عقلائی، تن نمیدهد، نوبت به آیه مباهله میرسد:

فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبينَ (آل‏عمران 61)

پس هر كه در اين [باره‏] پس از دانشى كه تو را [حاصل‏] آمده، با تو محاجه كند، بگو: «بياييد پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان، و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم سپس مباهله كنيم، و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.» (61)
.
https://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifیا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیمhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gif
"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار رمز وجود دو ضمیر ناهماهنگ بین ۲۴ ضمیر هماهنگ، بدون تغییر خطاب چیست ؟ پاسخ داد.
"
پست 373
http://www.iranclubs.org/forums/show...=155695&page=7
نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک ملحد بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و.. نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
حقیقت اهل بیت را از قرآن نشان بده در اینصورت حتی اگر من زیر بارش نروم و موضع انکاری بگیرم استدلال شما اگر مطابق میزان باشد احتمالاً در دیگران تأثیر خود را خواهد گذاشت .

متمسک به ثقلین hosyn

دوست گرامی، به شما که امیدی ندارم، اما برای دیگران یک کلمه میگویم تا خود نگاه کنند:

آیا در بین این چندین میلیارد بشر، از زبانها و ملیتهای مختلف، کسی هست که اگر تحقیق کند مثلا بگوید ما شک داریم که اصلا مغول به ایران حمله کرده است یا خیر؟ چرا شک نمیکند؟ چرا اگر گفته شود که تمام تاریخ قبل از ۱۵۰ سال را، همه و همه، یهودیها درست کردند، گوینده را نرمال نمیدانند؟

آیا کسی هست از مسلمان و غیر مسلمان، که بگوید ما شک داریم که اصلا جنگ جمل و صفین بوده است یا خیر؟ چرا شک نمیکند؟ چون طرفین دعوی بر وقوع آن اتفاق دارند، و اگر بگوید چون جنگ جمل و صفین در قرآن نیامده من قبول ندارم چه نگاهی به او میکنند؟

یکی از مهمترین اسباب قطعیت فازی و تواتر یک واقعه، وقوع درگیری است، درگیریها مهمترین سازندگان تواتر قطعی هستند، چون در وقت درگیری، طرفین تا میتوانند به نفع خودشان موضع‌گیری میکنند، و ناظر ثالث عاقل، واقعیات را از موارد اشتراک و اتفاق نظر طرفین، کشف میکند.

یکی از درگیریهای لفظی تاریخی بین معاویه و سعد بن ابی وقاص را تاریخ ثبت کرده است، وقتی که معاویه در شرائط سیاسی ملتهب، عتاب کرد سعد را که چرا با ما همراهی نکردی و حاضر نشدی علي را سبّ و دشنام دهی؟ جواب داد: هر گاه سه چیز از پیامبر راجع به علي یادم میافتد هرگز حاضر نمیشوم او را دشنام دهم! سومی آنها این است که وقتی آیه مباهله نازل شد، پیامبر خدا ، در آن شرائط خطیر مباهله و نفرین کردن بر یکدیگر، علي و فاطمه و حسن و حسین را صدا زدند و گفتند: بار پروردگارا اینها اهل من هستند، یعنی اینها همان هستند که در آیه مباهله امر فرمودی گرد هم بیاییم تا نفرین کنیم.

ای منصفین، ببینید این درگیری معاویه و سعد را شیعه‌ها نقل نکردند، همه و همه و همه نقل کردند، صحیح مسلم اهل سنت هم نقل کرده که آن را تالی تلو قرآن از نظر اعنبار میدانند، یعنی کسانی که معاویه نزد آنها در کمال احترام است و خال المؤمنین است، آنها همگی این درگیری معاویه و سعد را نقل کردند، چه کسی احتمال میدهد یک درگیری دروغ را طرفین دعوای شیعه و سنی، نقل کنند؟ اگر دروغ بود، در اولین روزی که این دروغ پخش میشد، طرفداران معاویه به شدت موضع میگرفتند و ثابت میکردند که حرفی که نبوده است به دروغ در زبانها آمده است، اما خود طرفدارن معاویه هم سینه به سینه این را نقل کردند:

http://shamela.ws/browse.php/book-1727#page-7299
صحيح مسلم (4/ 1871)
32 - (2404) حدثنا قتيبة بن سعيد، ومحمد بن عباد - وتقاربا في اللفظ - قالا: حدثنا حاتم وهو ابن إسماعيل - عن بكير بن مسمار، عن عامر بن سعد بن أبي وقاص، عن أبيه، قال: أمر معاوية بن أبي سفيان سعدا فقال: ما منعك أن تسب أبا التراب؟ فقال: أما ما ذكرت ثلاثا قالهن له رسول الله صلى الله عليه وسلم فلن أسبه، لأن تكون لي واحدة منهن أحب إلي من حمر النعم، سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول له، خلفه في بعض مغازيه، فقال له علي: يا رسول الله خلفتني مع النساء والصبيان؟ فقال له رسول الله صلى الله عليه وسلم: «أما ترضى أن تكون مني بمنزلة هارون من موسى؟ إلا أنه لا نبوة بعدي» وسمعته يقول يوم خيبر «لأعطين الراية رجلا يحب الله ورسوله، ويحبه الله ورسوله» قال فتطاولنا لها فقال: «ادعوا لي عليا» فأتي به أرمد، فبصق في عينه ودفع الراية إليه، ففتح الله عليه، ولما نزلت هذه الآية: {فقل تعالوا ندع أبناءنا وأبناءكم} [آل عمران: 61] دعا رسول الله صلى الله عليه وسلم عليا وفاطمة وحسنا وحسينا فقال: «اللهم هؤلاء أهلي»


آنقدر مطلب واضح است که هر منصف میفهمد که این قضیه درگیری لفظی معاویه و سعد، درست است، چون طرفدارن معاویه وقتی مثلا شرح صحیح مسلم نوشتند مجبور شدند کار معاویه را یک توجیهات بارد بکنند که به مبانی فرهنگی اهل سنت برخورد نداشته باشد، اگر یک ذره شک در آن بود، از روز اول مقابلش می‌ایستادند، نه خود را مجبور ببینند توجیهات عجیب کنند! نووی در شرح صحیح مسلم میگوید: باید اینها را تاویل کنیم، و تمام چیزهایی که در نقل موثقین آمده، قابل تاویل است! مثلا معاویه هرگز سعد را امر به دشنام دادن نکرد، بلکه فقط سبب دشنام ندادنش را پرسید، تا ببیند کار سعد از روی تقوایش بوده یا جهت سیاسی داشته؟! و...:

شرح النووي على مسلم (15/ 175)
قوله (إن معاوية قال لسعد بن أبي وقاص ما منعك أن تسب أبا تراب) قال العلماء الأحاديث الواردة التي في ظاهرها دخل على صحابي يجب تأويلها قالوا ولا يقع في روايات الثقات إلا ما يمكن تأويله فقول معاوية هذا ليس فيه تصريح بأنه أمر سعدا بسبه وإنما سأله عن السبب المانع له من السب كأنه يقول هل امتنعت تورعا أو خوفا أو غير ذلك فإن كان تورعا وإجلالا له عن السب فأنت مصيب محسن وإن كان غير ذلك فله جواب آخر ولعل سعدا قد كان في طائفة يسبون فلم يسب معهم وعجز عن الإنكار وأنكر عليهم فسأله هذا السؤال قالوا ويحتمل تأويلا آخر أن معناه ما منعك أن تخطئه في رأيه واجتهاده وتظهر للناس حسن رأينا واجتهادنا وأنه أخطأ قوله
. https://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifیا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیمhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gif
"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار رمز وجود دو ضمیر ناهماهنگ بین ۲۴ ضمیر هماهنگ، بدون تغییر خطاب چیست ؟ پاسخ داد.
"
پست 452
http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=31

نقل قول:

غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم...
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
دوست گرامی، حاصل حرف شما این است که مانعی ندارد به جمعی که پیامبر در بین آنها هستند، خطاب با ضمیر جمع برای مردان شود، مثل آیه اهل البیت حضرت ابراهیم .

خوب! میپذیریم، حرفی که نیست، اما شما از جواب اشکال این آیه مورد بحث، طفره نروید ای دوست گرامی! چند بار تکرار کنم؟!

آیا من در آیه اهل البیت حضرت ابراهیم مشکلی داشتم؟ هرگز! مشکل در هفت آیه پشت سر هم سوره احزاب است!

اگر همین یک آیه تطهیر بود، انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا، ما حرف شما را میپذیرفتیم که چون در جمع زنان پیامبر خدا خود حضرت حضور داشتند و مخاطب اصلی اهل البیت بودند، از باب تشریف خطاب، ضمیر جمع برای مردان به کار میرفت.

اما مشکل این است که ما ۲۴ ضمیر داریم! شما باید روند ۲۴ ضمیر را حل کنید! آیا دوست شما نگفتند: (چرا زنان پيامبر بايد چنين كنند و چنان نكنند؟) و سپس پاسخ دادید: (چون : خداوند مي خواهد بدينوسيله آنها را از پليدي و گناه پاكسازي نمايد) آیا خداوند هنگام دستور دادن به اقامه نماز و ایتاء زکات، یاد پیامبر نبود، بلکه در عوض به زنان میگوید: از پیامبر خدا اطاعت کنید، چرا اطاعت کنید؟ تا پیامبر پاک شود؟!!!! حالا به یاد پیامبر افتاد؟!!! و جالب است که پس از قضیه تطهیر، دوباره خطاب جمع برای زنان میشود: آیات الهی را در خانه‌های خود یاد کنید، فقط وقت بردن رجس، پیامبر با آنها شریک میشوند؟! وقت اقامه نماز و ایتاء زکات و تلاوت آیات خدا، حضرت شریک آنها نیستند؟


پس بحث ما بر سر اینکه آیا میشود ضمیر جمع مردان برای اهل البیت آورد، نیست، بلکه بر سر وجود دو ضمیر ناهماهنگ در بین ۲۴ ضمیر است، و این را بیاد جواب دهید و تحلیل علمی و تفسیری کنید، روال طبیعی این بود که گفته شود: انما یرید الله لیذهب عنکنّ الرجس اهل البیت و یطهّرکنّ تطهیرا.

خلاصه سؤال: چرا در بین ۲۴ ضمیر جمع مخاطب برای زنان، دفعتا ضمیر ۲۱ و ۲۲ جمع برای مردان شده، و سپس ضمیر ۲۳ و ۲۴ دوباره جمع برای زنان شده؟


جواب علمی و دندان شکن غاتت بیچاره بدبخت بی سواد فراری
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم... نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
من آنچه لازم بود بگویم گفتم و همگان دلایل خود را نوشتند، دیگر لزومی به ادامه این بحث نمی بینم.
"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان رمز وجود دو ضمیر ناهماهنگ بین ۲۴ ضمیر هماهنگ، بدون تغییر خطاب چیست ؟ ساخت
" رمز وجود دو ضمیر ناهماهنگ بین ۲۴ ضمیر هماهنگ، بدون تغییر خطاب در آیه تطهیر چیست ؟


همه دشمنان خدا ومحمد وال محمد صلی الله علیه واله وسلم از ملحدین گرفته تا مادیون و وهابیون در دشمنی با خدا وآل الله وانکار فضائلشان مشترکند
پستهای گذاشته می شود به مرور که گویای این مطلب است

پست451
http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=31

نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم... نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
مثال را زدم تا دریابیم یکی از اعضای اهل بیت (= خانواده) نبی خود پیامبر است به همین خاطر از ضمیر جمع مذکر استفاده شده است. مانند قضیه همسر ابراهیم که جزء خانواده ابراهیم است و طبق قاعده لازم است این مجموعه با جمع مذکر بیان شود . به عبارت دیگر خداوند به همسر ابراهیم می گوید: «آیا از فرمان خدا تعجب میکنی؟! این رحمت خدا و برکاتش بر شما خانواده است؛ چرا که او ستوده و والا است!» این هم ترجمه من نیست که فکر کنی مخصوصاً اینگونه ترجمه کرده ام.
hosynمومن بالله ویکتابه و....
دوست گرامی، حاصل حرف شما این است که مانعی ندارد به جمعی که پیامبر در بین آنها هستند، خطاب با ضمیر جمع برای مردان شود، مثل آیه اهل البیت حضرت ابراهیم .

خوب! میپذیریم، حرفی که نیست، اما شما از جواب اشکال این آیه مورد بحث، طفره نروید ای دوست گرامی! چند بار تکرار کنم؟!

آیا من در آیه اهل البیت حضرت ابراهیم مشکلی داشتم؟ هرگز! مشکل در هفت آیه پشت سر هم سوره احزاب است!

اگر همین یک آیه تطهیر بود، انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا، ما حرف شما را میپذیرفتیم که چون در جمع زنان پیامبر خدا خود حضرت حضور داشتند و مخاطب اصلی اهل البیت بودند، از باب تشریف خطاب، ضمیر جمع برای مردان به کار میرفت.

اما مشکل این است که ما ۲۴ ضمیر داریم! شما باید روند ۲۴ ضمیر را حل کنید! آیا دوست شما نگفتند: (چرا زنان پيامبر بايد چنين كنند و چنان نكنند؟) و سپس پاسخ دادید: (چون : خداوند مي خواهد بدينوسيله آنها را از پليدي و گناه پاكسازي نمايد) آیا خداوند هنگام دستور دادن به اقامه نماز و ایتاء زکات، یاد پیامبر نبود، بلکه در عوض به زنان میگوید: از پیامبر خدا اطاعت کنید، چرا اطاعت کنید؟ تا پیامبر پاک شود؟!!!! حالا به یاد پیامبر افتاد؟!!! و جالب است که پس از قضیه تطهیر، دوباره خطاب جمع برای زنان میشود: آیات الهی را در خانه‌های خود یاد کنید، فقط وقت بردن رجس، پیامبر با آنها شریک میشوند؟! وقت اقامه نماز و ایتاء زکات و تلاوت آیات خدا، حضرت شریک آنها نیستند؟


پس بحث ما بر سر اینکه آیا میشود ضمیر جمع مردان برای اهل البیت آورد، نیست، بلکه بر سر وجود دو ضمیر ناهماهنگ در بین ۲۴ ضمیر است، و این را بیاد جواب دهید و تحلیل علمی و تفسیری کنید، روال طبیعی این بود که گفته شود: انما یرید الله لیذهب عنکنّ الرجس اهل البیت و یطهّرکنّ تطهیرا.
خلاصه سؤال:چرا در بین ۲۴ ضمیر جمع مخاطب برای زنان، دفعتا ضمیر ۲۱ و ۲۲ جمع برای مردان شده، و سپس ضمیر ۲۳ و ۲۴ دوباره جمع برای زنان شده؟

__________________
https://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gif https://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifیا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیمhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gif https://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gif



"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کمال عقل در گرو چیست ؟ پاسخ داد.
"

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا ایلیا

الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏1 ؛ ص11
5- وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ إِنَّ عِنْدَنَا قَوْماً لَهُمْ مَحَبَّةٌ وَ لَيْسَتْ لَهُمْ تِلْكَ الْعَزِيمَةُ «3» يَقُولُونَ بِهَذَا الْقَوْلِ فَقَالَ لَيْسَ أُولَئِكَ مِمَّنْ عَاتَبَ اللَّهُ إِنَّمَا قَالَ اللَّهُ‏ فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ.
(3) يعني الرسوخ في الدين أو الاعتقاد الجازم بالامامة اعتقادا ناشيا من الحجة و البرهان، و على التقديرين المراد بهم المستضعفون الذين لا يمكنهم التمييز التام بين الحق و الباطل.

أصول الكافي / ترجمه كمره‏اى ؛ ج‏1 ؛ ص35

5- حسن بن جهم گويد: به ابو الحسن گفتم: در شيعه كسانى هستند كه دوستدار امامند اما عزم و تصميم ندارند، همين قدر معتقد به اين مذهبند، فرمود: خدا نسبت به آنها عتاب و خرده‏ گيرى ندارد، خدا مى‏فرمايد (2 سوره 59): «عبرت گيريد اى صاحبان بصيرت».
اللهم عجل لولیک الفرج
یا صاحب الزمان ادرکنی ولا تهلکنی
http://thaghalayn.persiangig.com/ima...emam-zaman.gif
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی

.
http://uupload.ir/files/j3is_photo_2...8%A7%D9%85.jpg
"

10 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 1994
نقل قول:
در اصل توسط مهبد1 همان غانت یا پیرو هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
باسلام
جناب حسین مثل اینکه متوجه سوال نشدی

من آیه ای را آوردم که در آن به وضوع نشان می داد که آل فرعون به خداوند اعتقاد داشتند توجه کنید بادقت هم توجه کنید
وَلَقَدْ جَاءَكُمْ يُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِمَّا جَاءَكُمْ بِهِ حَتَّى إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتَابٌ ﴿۳۴﴾غافر

و به يقين يوسف پيش از اين دلايل آشكار براى شما آورد و از آنچه براى شما آورد همواره در ترديد بوديد تا وقتى كه از دنيا رفت گفتيد خدا بعد از او هرگز فرستاده‏ اى را برنخواهد انگيخت اين گونه خدا هر كه را افراطگر شكاك است بى راه مى‏ گذارد (۳۴)
اگر به خداوند ایمان نداشتند پس چرا باید می گفتند خدا بعدازیوسف هرگز فرستاده ای برنخواهد انگیخت ؟


hosyn
دوست گرامی، قبلا اشاره کردم، و توضیح بیشتر اینکه اساسا کلمه مبارکه (الله) در بین مردم مصر، یادگار حضرت یوسف ع بود، در آیه ۳۷ سوره مبارکه یوسف، صریحا میگوید:

إنّي ترکت ملّة قوم لا یؤمنون بالله

دوست گرامی! لا یؤمنون بالله یعنی ایمان به الله دارند یا ندارند؟

و لذا وقتی میگویند من بر ملّة پدران خود هستم، میگویند: ما کان لنا ان نشرک بالله من شیء، برای ما ممکن نیست که شرک به خدا بیاوریم، ولی مردم مصر، مشرک هستند، یعنی در واقع مشرک هستند، نه اینکه ایمان به الله دارند و خودشان آگاهانه یک شریک دیگر برای خدایی که ایمان دارند قرار میدهند، اگر اینچنین است پس معنای لا یؤمنون بالله چیست؟

اینجا صحبت از شرک خفي نیست، صحبت از درجات بالای ایمان نیست، بلکه همین کلاس اول و درجه ابتدایی ایمان منظور است، و لذا میگویند: أ أرباب متفرقون خیر أم الله الواحد القهار؟، آنها را با الله تبارک و تعالی به عنوان خدای یگانه قهّار، انس میدهند، و از خدایان متفرق که اسمائی بیش نیستند که پدرانشان نامیدند، پرهیز میدهند، به این آیات با دقت نگاه کنید:

قَالَ لَا يَأْتِيكُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلَّا نَبَّأْتُكُمَا بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَن يَأْتِيَكُمَا ذَالِكُمَا مِمَّا عَلَّمَنىِ رَبىّ‏ِ إِنىّ‏ِ تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لَّا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ هُم بِالاَْخِرَةِ هُمْ كَفِرُونَ(37)وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ ءَابَاءِى إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ مَا كاَنَ لَنَا أَن نُّشْرِكَ بِاللَّهِ مِن شىَ‏ْءٍ ذَالِكَ مِن فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنَا وَ عَلىَ النَّاسِ وَ لَاكِنَّ أَكْثرََ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ(38)يَاصَاحِبىَ‏ِ السِّجْنِ ءَ أَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيرٌْ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ(39)مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَ ءَابَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بهَِا مِن سُلْطَنٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا إِيَّاهُ ذَالِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لَاكِنَّ أَكْثرََ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ(40)


حال برگردیم به آیه ۳۴ سوره مبارکه غافر که شما آوردید، قبلا عرض کردم که آیه نمیگوید شما در حضرت یوسف شک داشتید، بلکه میگوید در آنچه یوسف برای شما آورده بود شک داشتید، به ترجمه خودتان نگاه کنید: (و از آنچه براى شما آورد همواره در ترديد بوديد)، پس وقتی در الله شک داشتند، نزد آنها، الله، خدای یوسف بود، و وقتی حضرت یوسف ع وفات کردند گفتند: الله (خدای یوسف) هرگز پس از یوسف فرستاده‏‌اى را برنخواهد انگيخت، یعنی خدای مشکوک یوسف، با رفتن یوسف، رفت، و هرگز دیگر سخنی از او نخواهد بود.


دوست گرامی، شما به من میگویید متوجه سؤال نشدم، آیا شما در سه گروه آیاتی که آوردم و رنگی کردم تامل و فکر کردید؟ آیا فکر در آیات قرآن حرام است؟ پس چرا جواب من را نداده سؤال خود را تکرار میکنید؟ عرض کردم آیا باید از مبهمات شروع کنیم یا از واضحات؟ چرا جواب من را ندادید؟
.
"

10 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 1993
http://www.iranclubs.org/forums/show...55542&page=133
نقل قول:
در اصل توسط غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایرانghanet نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
پس ملائکه یعنی خوشگلها!.

hosyn
خیر! یعنی از ما بهتران! حرف من را تحریف نکنید، بلی، اگر منظور از خوشگل، یعنی گل و طینت و سرشت او، خوش و خوب است، مانعی ندارد.

بعدش،، چرا حاضر نمیشوید ربط بین دستبندهای طلا را با ملائکة توضیح دهید؟ مقصود شما را خراب میکند؟!

نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایراننوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
عیب ندارد من این را برایتان ثبت می کنم ...

hosyn
دوست گرامی، فعلا آنچه برای شما ثبت شده را برسید، مهمترین سؤال مخاطب این تاپیک شما، خیلی ساده است، و شما تا کنون از جواب طفره رفته‌اید:

چرا اگر شما از دین مادری خود بیرون آمدید، قرآن را انتخاب کردید؟


شما صریحا اعتراف کردید که:

نقل قول:
در اصل توسط غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایرانghanet نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
من هیچ راهی نمی شناسم که از طریق آن مطمئن شویم آیه ای به قرآن تحمیل شده یا خیر.

و گفتید:

نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif

بالاخره باید از یک جایی شروع کرد؛ قرآن نبود انجیل ، انجیل نبود تورات . نخواستی از یوگا شروع کن.


hosyn
شما چرا از قرآن شروع کردید؟
.
"

10 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار نماز تراویح به جماعت سنت است یا بدعت ؟!! پاسخ داد.
"



بدعت نماز تراویح (۳)

ادامه اعتراف علمای اهل تسنن در بدعت تراویح

محمد بن جرير طبرى (متوفاي311هـ) تاريخ نويس مشهور اهل تسنن در اين باره مى‌نويسد:

وهو أول من جمع الناس عَلَى إمام يصلي بهم التراويح في شهر رمضان، وكتب بِذَلِكَ إلى البلدان، وأمرهم به، وَذَلِكَ- فيما حَدَّثَنِي به الحارث، قَالَ: حدثنا ابن سعد، عن محمد بن عمر- في سنة أربع عشرة، وجعل لِلنَّاسِ قارئين: قارئا يصلي بالرجال وقارئا يصلي بالنساء.

عمر، نخستين كسى بود كه مردم را جمع كرد تا نماز تراويح را در ماه رمضان پشت سر يك نفر بخوانند، و به ديگر شهرهاى اسلامى نيز نوشت كه همين كار را انجام دهند، اين قضيه طبق روايتى كه حارث از ابن سعد از محمد بن عمر نقل شده در سال چهاردهم اتفاق افتاده است، عمر دو امام جماعت يكى مخصوص مردان و يكى مخصوص زنان تعيين كرد.

تاريخ الطبري، ج4، ص209، المؤلف: محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب الآملي، أبو جعفر الطبري (المتوفى: 310هـ)ّ، (صلة تاريخ الطبري لعريب بن سعد القرطبي، المتوفى: 369هـ)، الناشر: دار التراث - بيروت، الطبعة: الثانية - 1387 هـ،عدد الأجزاء: 11 .


ابو الفرج ابن جوزى (متوفاى597هـ) مفسر و مورخ مشهور اهل تسنن بعد از نقل روايت بخارى مى‌نويسد:

وَقَوله: نعمت الْبِدْعَة. الْبِدْعَة: فعل شَيْء لَا على مِثَال تقدم، فسماها بِدعَة لِأَنَّهَا لم تكن فِي زمن رَسُول الله على تِلْكَ الصّفة، وَلَا فِي زمن أبي بكر

اما اين گفته عمر : «نعمت الْبِدْعَة». بدعت انجام كارى است كه پيش از آن كسى انجام نداده باشد ؛ عمر آن را بدعت ناميد؛ چرا كه اين قضيه در زمان رسول خدا صلی الله علیه و زمان ابوبكر با اين ويژگى (به جماعت) نبوده است.

كشف المشكل من حديث الصحيحين ج1 ص116 المؤلف: جمال الدين أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد الجوزي (المتوفى: 597هـ)، المحقق: علي حسين البواب، الناشر: دار الوطن - الرياض، عدد الأجزاء: 4 .

محيى الدين نووى (متوفاي676هـ) شارح صحيح مسلم در كتاب معتبر تهذيب الأسماء واللغات مى‌نويسد:

و ثبت فى صحيح البخارى وغيره، أن عمر، رضى الله عنه، أوَّل مَن جمع الناس لصلاة التراويح، فجمعهم على أُبىّ بن كعب، رضى الله عنه، وأجمع المسلمون فى زمنه وبعده على استحبابها.

در صحيح بخارى و ديگر كتاب‌ها ثبت شده است كه عمر نخستين كسى بود كه مردم براى خواندن نماز تراويح (به جماعت) جمع كرد و أبى بن كعب را امام آن‌ها قرار داد، مسلمانان پس از آن بر استحباب خواندن تراويح به جماعت اجماع كردند.


تهذيب الأسماء واللغات، ج 2، ص12، المؤلف: أبو زكريا محيي الدين يحيى بن شرف النووي (المتوفى: 676هـ)، عنيت بنشره وتصحيحه والتعليق عليه ومقابلة أصوله: شركة العلماء بمساعدة إدارة الطباعة المنيرية، يطلب من: دار الكتب العلمية، بيروت - لبنان، عدد الأجزاء: 4.

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی جکیم
"

11 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار نماز تراویح به جماعت سنت است یا بدعت ؟!! پاسخ داد.
"


بدعت نماز تراویح(۲)

ب ---اعتراف علمای اهل تسنن در بدعت تراويح



هرچند كه دو روايت ذکر شده در پست قبلی همین عنوان ، كه در معتبر ترين كتاب آنها ، صحیح بخاری آمده ،
براى اثبات اين مطلب كفايت مى‌كند؛
اما از آن ‌جائى كه ممكن است برخى دلالت روايت را نپذيرند و آن را توجيه نمایند ،
اعترافات و تصريح سخنان بزرگان اهل تسنن را از قرن‌هاى مختلف در اين باره نقل مى‌كنيم تا هيچ بهانه‌اى باقى نماند:

محمد بن سعد زهرى (متوفاى230هـ)

محمد بن سعد زهرى در كتاب الطبقات الكبرى در باره نوآورى‌ها عمر مى‌نويسد:

وَهُوَ أَوَّلُ مَنْ سَنَّ قِيَامَ شَهْرِ رَمَضَانَ وَجَمَعَ النَّاسَ عَلَى ذَلِكَ وَكَتَبَ بِهِ إِلَى الْبُلْدَانِ. وَذَلِكَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ سَنَةَ أَرْبَعَ عَشْرَةَ. وَجَعَلَ لِلنَّاسِ بِالْمَدِينَةِ قَارِئَيْنِ. قَارِئًا يُصَلِّي بِالرِّجَالِ وَقَارِئًا يُصَلِّي بِالنِّسَاءِ.

او نخستين كسى بود كه خواندن (نوافل) ماه رمضان را (به جماعت) بنيان نهاد و مردم را براى خواندن آن جمع كرد و به تمام شهرها نيز نوشت كه همين كار را انجام دهند. اين قضيه در ماه رمضان سال چهاردهم هجرى اتفاق اتفاد،‌ در مدينه دو امام جماعت تعيين كرد، يكى براى مردان و يكى براى زنان.

الطبقات الكبرى، ج3، ص213، المؤلف: أبو عبد الله محمد بن سعد بن منيع الهاشمي بالولاء، البصري، البغدادي المعروف بابن سعد (المتوفى: 230هـ)، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، الناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1410 هـ - 1990 م، عدد الأجزاء: 8.

احمد بن يحيى بلاذرى (متوفاى279هـ) در كتاب انساب الأشراف مى‌نويسد:

وَأَوَّلَ مَنْ سَنَّ قِيَامَ شَهْرِ رَمَضَانَ، وَجَمَعَ النَّاسَ عَلَى ذَلِكَ، وَكَتَبَ بِهِ إِلَى الْبُلْدَانِ، وَذَلِكَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ سَنَةَ أَرْبَعَ عَشْرَةَ

عمر، نخستين كسى بود كه (به جماعت) خواندن نافله ماه رمضان را بنا نهاد، مردم را براى آن جمع كرد و به شهرهاى اسلامى نيز نوشت كه آنان همين كار را انجام دهند، اين قضيه در ماه رمضان سال چهاردهم هجرى اتفاق افتاد.

أنساب الأشراف، ج10، ص322، المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر بن داود البَلَاذُري (المتوفى: 279هـ) تحقيق: سهيل زكار ورياض الزركلي، الناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، 1417 هـ - 1996 م، عدد الأجزاء: 13.
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی جکیم










"

11 ساعت پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان سوالات جاثلیق از خلیفه رسوال الله صلی الله علیه واله وسلم وایمان آوردنش ساخت
"

إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي) ؛ ج‏2 ؛ ص299

ْ
[حكاية الجاثليق الأوّل‏]
بِحَذْفِ الْإِسْنَادِ مَرْفُوعاً إِلَى سَلْمَانَ الْفَارِسِيِّ رَضِيَ اللَّهِ عَنْهُ قَالَ‏ كَانَ فِي الْبَلَاءِ الْعَظِيمِ الَّذِي ابْتَلَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ قُرَيْشاً بَعْدَ نَبِيِّهَا ص لِيُعَرِّفَهَا أَنْفُسَهَا وَ تَخْرُجَ شَهَادَتُهَا عَمَّا ادَّعَتْهُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص بَعْدَ وَفَاتِهِ وَ دَحَضَ حُجَّتَهَا مَا أَسَرَّتْ فِي قُلُوبِهَا وَ أَخْرَجَتْ ضَغَائِنَهَا لِآلِ الرَّسُولِ وَ أَزَالَتْهُمْ عَنْ إِمَامَتِهِمْ وَ مِيرَاثُ كِتَابِ اللَّهِ فِيهِمْ مَا عَظُمَتْ خَطِيئَتُهُ وَ شَمِلَتْ قَضِيَّتُهُ وَ وَضَحَتْ هِدَايَةُ اللَّهِ فِيهِ [لِأَهْلِ‏] دَعْوَتِهِ وَ وَرَثَةِ نَبِيِّهِ ص وَ أَثَارَتْ قُلُوبَ أَوْلِيَائِهِمْ وَ عَمَّمَهُمْ نَفْعَهُ وَ أَضَاءَ بِهِ بُرْهَانَهُ أَنَّ مَلِكَ الرُّومِ لَمَّا بَلَغَهُ خَبَرُ وَفَاةِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ خَبَرُ أُمَّتِهِ وَ اخْتِلَافِهِمْ فِي الِاخْتِيَارِ عَلَيْهِمْ وَ تَرْكِهِمْ سَبِيلَ هِدَايَتِهِمْ وَ ادِّعَائِهِمْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ أَنَّهُ لَمْ يُوصِ إِلَى أَحَدٍ بَعْدَ وَفَاتِهِ وَ إِهْمَالِهِ إِيَّاهُمْ حَتَّى يَخْتَارُوا لِأَنْفُسِهِمْ وَ تَوْلِيَتِهِمُ الْأَمْرَ بَعْدَهُ الْأَبَاعِدَ مِنْ قَوْمِهِ وَ صَرْفِ ذَلِكَ عَنْ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ وَ أَقْرِبَائِهِ دَعَا عُلَمَاءَ بَلَدِهِ وَ أَسَاقِفَتَهُمْ فَنَاظَرَهُمْ فِي الْأَمْرِ الَّذِي ادَّعَتْهُ قُرَيْشٌ بَعْدَ نَبِيِّهَا وَ فِيمَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ ص فَأَجَابُوهُ بِجَوَابَاتٍ مِنْ حُجَجِهِمْ عَلَى أَنَّهُ مُحَمَّدٌ فَسَأَلَ أَهْلُ مَدِينَتِهِ أَنْ يُوَجِّهَهُمْ إِلَى الْمَدِينَةِ بِمُنَاظَرَتِهِمْ وَ الِاحْتِجَاجِ عَلَيْهِمْ فَأَمَرَ الْجَاثَلِيقَ أَنْ يَخْتَارَ مِنْ أَصْحَابِهِ وَ أَسَاقِفَتِهِ فَاخْتَارَ مِنْهُمْ مِائَةَ رَجُلٍ فَخَرَجُوا يَقْدُمُهُمْ جَاثَلِيقُ لَهُمْ قَدْ أَقَرَّتِ الْعُلَمَاءُ لَهُ جَمِيعاً
إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، ج‏2، ص: 300
بِالْفَضْلِ وَ الْعِلْمِ مُتَبَحِّراً فِي عِلْمِهِ يُخْرِجُ الْكَلَامَ مِنْ تَأْوِيلِهِ وَ يَرُدُّ كُلَّ فَرْعٍ إِلَى أَصْلِهِ لَيْسَ بِالْخَرِقِ وَ لَا بِالْبَرِقِ وَ لَا بِالْبَلِيدِ وَ لَا الرَّعِيدِ وَ لَا النَّكِلِ وَ لَا الْفَشِلِ يُنْصِتُ لم [لِمَنْ‏] يَتَكَلَّمُ وَ يُجِيبُ إِذَا سُئِلَ وَ يَصْبِرُ إِذَا مُنِعَ فَقَدِمَ الْمَدِينَةَ بِمَنْ مَعَهُ مِنْ أَحْبَارِ قَوْمِهِ وَ أَصْحَابِهِ حَتَّى نَزَلَ الْقَوْمُ عَنْ رَوَاحِلِهِمْ فَسَأَلَ أَهْلَ الْمَدِينَةِ عَمَّنْ أَوْصَى إِلَيْهِ مُحَمَّدٌ وَ مَنْ قَامَ مَقَامَهُ فَدَلُّوهُمْ عَلَى أَبِي بَكْرٍ فَأَتَوْا مَسْجِدَ رَسُولِ اللَّهِ فَدَخَلُوا عَلَى أَبِي بَكْرٍ وَ هُوَ فِي حسك [حَشْدَةٍ] مِنْ قُرَيْشٍ فِيهِمْ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ وَ أَبُو عُبَيْدَةَ بْنُ الْجَرَّاحِ وَ خَالِدُ بْنُ الْوَلِيدِ وَ عُثْمَانُ بْنُ عَفَّانَ وَ بَاقِي الْقَوْمِ وَقَفُوا عَلَيْهِ فَقَالَ زَعِيمُ الْقَوْمِ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ فَرَدُّوا عَلَيْهِ السَّلَامَ

فَقَالَ أَرْشِدُونَا إِلَى الْقَائِمِ مَقَامَ نَبِيِّكُمْ فَإِنَّا قَوْمٌ مِنَ الرُّومِ وَ إِنَّا عَلَى دِينِ الْمَسِيحِ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ قَدِمْنَا لِمَا بَلَغَنَا مِنْ وَفَاةِ نَبِيِّكُمْ وَ اخْتِلَافِكُمْ نَسْأَلُ عَنْ صِحَّةِ نُبُوَّتِهِ وَ نَسْتَرْشِدُ لِدِينِنَا وَ نَتَعَرَّضُ دِينَكُمْ فَإِنْ كَانَ أَفْضَلَ مِنْ دِينِنَا دَخَلْنَا فِيهِ وَ سَلَّمْنَا وَ قَبِلْنَا الرُّشْدَ مِنْكُمْ طَوْعاً وَ أَجَبْنَاكُمْ إِلَى دَعْوَةِ نَبِيِّكُمْ وَ إِنْ يَكُنْ عَلَى خِلَافِ مَا جَاءَتْ بِهِ الرُّسُلُ وَ جَاءَ بِهِ عِيسَى رَجَعْنَا إِلَى دِينِ الْمَسِيحِ فَإِنَّ عِنْدَهُ مِنْ عَهْدِ رَبِّنَا فِي أَنْبِيَائِهِ وَ رُسُلِهِ دَلَالَةً وَ نُوراً وَاضِحاً

فَأَيُّكُمْ صَاحِبُ الْأَمْرِ بَعْدَ نَبِيِّكُمْ
فَقَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ هَذَا صَاحِبُ أَمْرِ نَبِيِّنَا بَعْدَهُ قَالُوا هَذَا صَاحِبُنَا وَ وَلِيُّ الْأَمْرِ بَعْدَ نَبِيِّنَا

قَالَ الْجَاثَلِيقُ هُوَ هَذَا الشَّيْخُ فَقَالُوا نَعَمْ فَقَالَ أَيُّهَا الشَّيْخُ أَنْتَ الْقَائِمُ الْوَصِيُّ لِمُحَمَّدٍ فِي أُمَّتِهِ وَ أَنْتَ الْعَالِمُ الْمُسْتَغْنِي بِعِلْمِ نَبِيِّكَ مِنْ أَمْرِ الْأُمَّةِ وَ مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ ؟
قَالَ أَبُو بَكْرٍ لَا مَا أَنَا بِوَصِيٍّ قَالَ لَهُ فَمَا أَنْتَ قَالَ عُمَرُ هَذَا خَلِيفَةُ رَسُولِ اللَّهِ
قَالَ النَّصْرَانِيُّ أَنْتَ خَلِيفَةُ رَسُولِ اللَّهِ اسْتَخْلَفَكَ فِي أُمَّتِهِ؟
قَالَ أَبُو بَكْرٍ لَا؟
قَالَ فَمَا هَذَا الِاسْمُ الَّذِي أَبْدَعْتُمُوهُ وَ ادَّعَيْتُمُوهُ بَعْدَ نَبِيِّكُمْ فَإِنَّا قَدْ قَرَأْنَا كُتُبَ الْأَنْبِيَاءِ فَوَجَدْنَا الْخِلَافَةَ لَا تَصْلُحُ إِلَّا لِنَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَاءِ اللَّهِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ آدَمَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ وَ فَرَضَ طَاعَتَهُ عَلَى أَهْلِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ نَوَّهَ بِاسْمِ دَاوُدَ فَقَالَ‏ يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ‏ فَكَيْفَ تَسَمَّيْتَ بِهَذَا الِاسْمِ وَ مَنْ سَمَّاكَ بِهِ أَ نَبِيُّكَ سَمَّاكَ بِهِ؟
قَالَ لَا وَ لَكِنْ تَرَاضَوُا النَّاسُ فَوَلَّوْنِي وَ اسْتَخْلَفُونِي

فَقَالَ أَنْتَ خَلِيفَةُ قَوْمِكَ لَا خَلِيفَةُ نَبِيِّكَ

وَ قَدْقُلْتَ إِنَّ النَّبِيَّ لَمْ يُوصِ إِلَيْكَ وَ قَدْ وَجَدْنَا فِي سُنَنِ الْأَنْبِيَاءِ أَنَّ اللَّهَ لَمْ يَبْعَثْ نَبِيّاً إِلَّا وَ لَهُ وَصِيٌّ يُوصِي بِهِ اليوم وَ يَحْتَاجُ النَّاسُ كُلُّهُمْ إِلَى عِلْمِهِ وَ هُوَ مُسْتَغْنٍ عَنْهُمْ وَ قَدْ زَعَمْتَ أَنَّهُ لَمْ يُوصِ كَمَا أَوْصَتِ الْأَنْبِيَاءُ وَ ادَّعَيْتَ أَشْيَاءَ لَسْتَ بِأَهْلِهَا وَ مَا أَرَاكُمْ إِلَّا وَ قَدْ دَفَعْتُمْ نُبُوَّةَ مُحَمَّدٍ وَ قَدْ أَبْطَلْتُمْ سُنَنَ الْأَنْبِيَاءِ فِي قَوْمِهِمْ.
قَالَ ثُمَّ الْتَفَتَ الْجَاثَلِيقُ إِلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ إِنَّ هَؤُلَاءِ يَقُولُونَ إِنَّ مُحَمَّداً لَمْ يَأْتِهِمْ بِالنُّبُوَّةِ وَ إِنَّمَا كَانَ أَمْرُهُ بِالْغَلَبَةِ وَ لَوْ كَانَ نَبِيّاً لَأَوْصَى كَمَا أَوْصَتِ الْأَنْبِيَاءُ وَ خَلَّفَ فِيهِمْ كَمَا خَلَّفَتِ الْأَنْبِيَاءُ مِنَ الْمِيرَاثِ وَ الْعِلْمِ وَ لَسْنَا نَجِدُ عِنْدَ الْقَوْمِ أَثَرَ ذَلِك‏
ديلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، 2جلد، الشريف الرضي - قم، چاپ: اول، 1412ق.

إرشاد القلوب / ترجمه رضايى ؛ ج‏2 ؛ ص178

[آمدن جاثليق رومى و پاسخ سؤالات او به وسيله على عليه السلام‏]

روايت بحذف سند بسلمان فارسى ميرسد كه فرمود: در بلاء بزرگى كه خداوند عز و جل قريش را گرفتار بآن كرد پس از پيامبرشان تا آنان را بخودشان بشناساند و بيرون آورد شهادت آنان را از آنچه كه نسبت برسول خدا ادعا كرده بودند بعد از وفاتش و باطل كند حجت آنان را كه در دلهايشان پنهان كرده بودند و بيرون آورد كينه‏هاى آنان را نسبت بآل رسول و برطرف كند از ايشان امامت و پيشوائى و ميراث كتاب خدا را در ميان آنان چقدر اين گناه بزرگ و لباس رسوائى را پوشيدند و روشن شد هدايت خدا در باره‏ى امام و دعوتش و ارث بردن از پيامبر و روشن شدن دل دوستانشان و فائده‏اش همگانى گرديد و بواسطه‏ى او برهانش روشن گرديد.

همانا پادشاه روم هنگامى كه خبر درگذشت رسول خدا باو رسيد و آگاه شد كه امتش در باره‏ى وى اختلاف كرده‏اند و راه هدايت و راستى را گم كرده‏اند و به پيامبر تهمت بسته‏اند كه باحدى وصيت نكرده است بعد از وفاتش و مردم را مهمل واگذاشته تا اينكه خودشان زمام امر را بدست دورترين افراد داده‏اند امامت و خلافت را از اهل بيت پيامبر و فرزندانش برگردانده‏اند.

پادشاه روم دانشمندان شهر و اسقف‏ها را طلب كرد و با آنان در كارى كه قريش به پيامبر تهمت زده بودند مباحثه كرد و نيز در باره‏ى آنچه كه بر محمّد فرود آمده صحبت كرد آنان هم جوابهائى‏

إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 179
دادند از دليلها و برهانشان و چند تن از دانشمندان شهر براى مناظره و مباحثه بسوى مدينه فرستاد تا با آنان كه بر خلاف فرمان پيامبر خليفه تعيين كردند مناظره و بحث كنند.

بجاثليق دستور داد كه از ميان يارانش و اسقف‏ها دانشمندانى انتخاب كند او هم يك صد نفر از ميان آنان برگزيد سپس بطرف مدينه حركت كردند در پيشاپيش همه‏ى آنان دانشمندانى بنام جاثليق بود كه همه ‏ى دانشمندان بفضل و دانش او اقرار داشتند كه متبحر در دانش است او كلام را از تاويلش بيرون مى‏آورد و هر فرعى را بسوى اصلش برميگرداند او عاجز و ناتوان و كند فهم و مضطرب و بد دل و كاهل نبود ساكت بود و سخن نميگفت هر گاه از او چيزى ميپرسيدند پاسخ ميداد هر گاه منعش ميكردند صبر ميكرد.

آن دانشمند با همراهانش وارد مدينه شدند تا اينكه از مركبها پياده شدند سپس از مردم مدينه پرسيدند كه پيامبر در باره كى نسبت بجانشينى خودش سفارش فرموده مردم آنان را بابى بكر راهنمائى كردند سپس بمسجد رسول خدا آمدند و بر ابى بكر وارد شدند او در ميان گروهى از قريش كه در ميان آنان بود، عمر بن خطاب ابو عبيده‏ى جراح، خالد بن وليد، عثمان بن عفان و باقى مردم سپس در برابر او ايستادند.

بزرگ روميان سلام كرد جواب سلامش را دادند سپس دانشمند رومى گفت ما را بسوى جانشين رسول خدا راهنمائى كنيد كه ما گروهى از اهل روم هستيم و من مسيحى مذهبم چون خبر درگذشت پيامبر

إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 180
و اختلاف شما بما رسيده آمديم تا از درستى نبوت پيامبرتان بپرسيم و براى دين خودمان طلب ارشاد و راهنمائى كنيم و اسلام بياوريم و ارشاد و راهنمائى شما را از روى ميل و رغبت بپذيريم و شما را بسوى دعوت پيامبرتان اجابت كنيم.

ولى اگر بر خلاف آن چيزى است كه پيامبران و عيسى آوردند بسوى دين مسيح برگرديم زيرا كه در پيش عيسى است آنچه را كه پروردگار ما عهد و پيمان در باره‏ى انبيا و پيامبران بسته از نشانه و نور آشكار، كدام يك از شما جانشين پيامبر صلّى اللَّه عليه و اله هستيد

عمر بن خطاب گفت اين است جانشين بعد از پيامبر و زمامدار ما پس از او.

جاثليق نصرانى گفت همين پيرمرد گفتند آرى

رو بابى بكر كرد و گفت تو بجاى پيامبر نشسته‏اى وصى محمّد ميباشى در ميان امت او؟

تو آن دانشمندى كه پيامبر ترا از دانش خود و از كار امت و نيازمنديهاى آنان بى‏ نياز كرد
ابو بكر گفت نه من جانشين پيامبر نيستم
نصرانى پرسيد پس تو چكاره‏ اى ؟
عمر گفت خليفه‏ ى رسول خدا است

نصرانى گفت تو همان خليفه هستى كه رسول خدا ترا در ميان امت جانشين خود قرار داد ؟
ابو بكر گفت نه نصرانى گفت پس اين نامى را كه شما بدعت گذارده ‏ايد و ادعا ميكنيد آن را پس از پيامبرتان چيست؟

ما كتابهاى پيامبران را خوانديم چنين دريافتيم كه خلافت را جز پيامبرى از پيامبران خدا شايستگى ندارد.

زيرا خداى عز و جل آدم را خليفه ‏ى در زمين قرار داد اطاعتش را بر اهل آسمان و زمين واجب كرد و داود را باين نام بلند كرد در قرآن سپس فرمود: «يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ‏» اى‏

إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 181
داود ما ترا خليفه در زمين قرار داديم چطور تو خودت را باين اسم جا زدى و كى ترا باين نام نامگذارى كرد آيا پيامبرت ترا باين اسم نام گذاشت ؟
گفت نه ولى مردم راضى شدند و مرا زمامدار خود قرار دادند و جانشين پيامبر قرار دادند.

نصرانى گفت پس تو خليفه ‏ى مردمى نه خليفه پيامبرت
تو ميگوئى كه همانا پيامبر بسوى من وصيتى نكرده ما در سيره‏ ى پيامبران ديديم كه همانا خدا پيامبرى را مبعوث نمى‏كند مگر اينكه براى او وصى هست كه روز نيازمندى مردم بعلم و دانش آن پيامبر وصيت كند بوصيش كه مردم را از دانش پيامبر بى ‏نياز كند.

تو گمان ميكنى كه پيامبر وصى نداشته و بكسى وصيت نكرده آنچنان كه پيامبران وصيت كرده ‏اند ؟
تو چيزهائى را ادعا مى‏كنى كه اهلش نيستى شما را نمى‏بينم مگر اينكه نبوت پيامبر را دور افكنديد سيره‏ ى پيامبران ديگر را هم باطل نموديد در ميان مردم.

سپس مرد جاثليق متوجه يارانش گرديد و گفت اينان مى‏گويند محمّد به نبوت برانگيخته نشده امر و كار او بزور بوده اگر محمّد پيامبر مى ‏بود مسلم وصيت مي كرد آنچنان كه ساير پيامبران وصيت كرده ‏اند

اگر پيامبر مى‏ بود مانند ساير پيامبران جانشينى معين مي كرد كه وارث علم و دانش او باشد، در ميان اين مردم اثرى پيدا نكرديم از جانشينى پيامبر

________________________________________
ديلمى، حسن بن محمد - رضايى، سيد عبد الحسين، إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، 2جلد، اسلاميه - تهران، چاپ: سوم، 1377ش.

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
ادامه دارد
"

19 ساعت پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان رابطه دنیا با آخرت ؟!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟!!!!!!! ساخت
"
إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي) ؛ ج‏2 ؛ ص309


قَالَ جاثلیق أَخْبِرْنِي عَنِ الْجَنَّةِ هَلْ فِي الدُّنْيَا هِيَ أَمْ فِي الْآخِرَةِ وَ أَيْنَ الْآخِرَةُ مِنَ الدُّنْيَا
قَالَ امیرالمومنین علیه السلام الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ وَ الْآخِرَةُ مُحِيطَةٌ بِالدُّنْيَا إِذْ كَانَتِ النُّقْلَةُ مِنَ الْحَيَاةِ إِلَى الْمَوْتِ ظَاهِرَةً وَ كَانَتِ الْآخِرَةُ هِيَ دَارَ الْحَيَوَانِ‏ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ‏ وَ ذَلِكَ أَنَّ الدُّنْيَا نُقْلَةٌ وَ الْآخِرَةَ حَيَاةٌ وَ مُقَامٌ مَثَلُ ذَلِكَ كَالنَّائِمِ وَ ذَلِكَ أَنَّ الْجِسْمَ يَنَامُ وَ الرُّوحَ لَا تَنَامُ وَ الْبَدَنَ يَمُوتُ وَ الرُّوحَ لَا يَمُوتُ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ
إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، ج‏2، ص: 310
لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ‏ وَ الدُّنْيَا رَسْمُ الْآخِرَةِ وَ الْآخِرَةُ رَسْمُ الدُّنْيَا وَ لَيْسَ الدُّنْيَا الْآخِرَةَ وَ لَا الْآخِرَةُ الدُّنْيَا إِذَا فَارَقَ الرُّوحُ الْجِسْمَ يَرْجِعُ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا إِلَى مَا مِنْهُ بَدَأَ وَ مَا مِنْهُ خُلِقَ وَ كَذَلِكَ الْجَنَّةُ وَ النَّارُ فِي الدُّنْيَا مَوْجُودَةٌ وَ فِي الْآخِرَةِ لِأَنَّ الْعَبْدَ إِذَا مَاتَ صَارَ فِي دَارٍ مِنَ الْأَرْضِ إِمَّا رَوْضَةٍ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ وَ إِمَّا بُقْعَةٍ مِنْ بِقَاعِ النَّارِ وَ رُوحُهُ إِلَى أَحَدِ دَارَيْنِ إِمَّا فِي دَارِ نَعِيمٍ مُقِيمٍ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَ إِمَّا فِي دَارِ عَذَابٍ أَلِيمٍ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَ الرَّسْمُ لِمَنْ عَقَلَ مَوْجُودٌ وَاضِحٌ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ. ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ‏ وَ عَنِ الْكَافِرِينَ فَقَالَ إِنَّهُمْ كَانُوا فِي شُغُلٍ عَنْ ذِكْرِي- وَ كانُوا لا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعاً وَ لَوْ عَلِمَ الْإِنْسَانُ مَا هُوَ فِيهِ مَاتَ خَوْفاً مِنَ الْمَوْتِ وَ مَنْ نَجَا فَبِفَضْلِ الْيَقِين‏

إرشاد القلوب / ترجمه رضايى ؛ ج‏2 ؛ ص199




سپس گفت خبر ده مرا از بهشت كه در دنياست يا در آخرت و آخرت نسبت بدنيا در كجاست، حضرت فرمود دنيا در آخرت است و آخرت احاطه‏ ى بر دنيا دارد زيرا كه دنيا انتقال باشد از حيوة و زندگى بسوى مرگ و مردن ظاهرى ولى آخرت سراى زندگى مى‏باشد اگر بدانند.


بيانش اين است كه دنيا انتقال پيدا كردن است و آخرت جاى زنده بودن و ماندن است مثلش مانند خوابيده است كه تن ميخوابد و


______________________________
(1) انعام 75 چنين بابراهيم عجائب آسمانها و زمين را نشان داديم تا يقينش كاملتر شود.


إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 200
روح نمى‏خوابد بدن ميميرد و روح زنده است چنان كه خداى عزّ و جل ميفرمايد: «وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ‏» «1».

و دنيا نشانه‏ى آخرت و آخرت هم نشانه‏ى دنياست نه دنيا عين آخرت است و نه آخرت عين دنيا هر گاه روح از بدن جدا شد هر يك از جسم و روح بقرارگاه خودش برميگردد هم چنين بهشت و جهنم در دنيا و آخرت وجود دارد زيرا كه بنده هر گاه مرد در سرائى از زمين قرار ميگيرد كه يا باغى از باغهاى بهشت است يا در طبقه‏اى از طبقات جهنم است روحش در يكى از اين دو جا است يا در خانه‏ى نعمت جايگزين است كه در آنجا نمى‏ميرد يا در خانه‏ى عذاب دردناك كه در آنجا هم زنده است و نابودى ندارد، از براى كسى كه انديشه كند روشن است و پيدا.


و همانا خداى عز و جل فرموده است: «كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ‏» «2» سپس فرمود آنان غافل از ذكر من باشند و چنين باشند كه نيروى شنيدن ندارند و اگر بداند انسان چه مى‏شود در آن روز از بيم مرگ جان سپارد و هر كس نجات پيدا كند ببركت يقين است.


نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ؛ ص221
خطبه 157
فَكَأَنَّكُمْ بِالسَّاعَةِ تَحْدُوكُمْ حَدْوَ الزَّاجِرِ بِشَوْلِه‏


ص63

خطبه 21 و من خطبة له و هي كلمة جامعة للعظة و الحكمة

فَإِنَّ الْغَايَةَ أَمَامَكُمْ وَ إِنَّ وَرَاءَكُمُ السَّاعَةَ تَحْدُوكُمْ تَخَفَّفُواتَلْحَقُوا فَإِنَّمَا يُنْتَظَرُ بِأَوَّلِكُمْ آخِرُكُم‏


خطبه 167 ص242

وَ إِنَّ السَّاعَةَ تَحْدُوكُمْ مِنْ خَلْفِكُمْ تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا فَإِنَّمَا يُنْتَظَرُ بِأَوَّلِكُمْ آخِرُكُم‏


عيون الحكم و المواعظ (لليثي) ؛ ؛ ص203



4120- تَخَفَّفُوا فَإِنَّ الْغَايَةَ أَمَامَكُمْ وَ السَّاعَةَ [مِنْ وَرَائِكُمْ‏] تَحْدُوكُمْ.



تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ؛ ؛ ص145



2632 تَخَفَّفُوا فَإِنَّ الْغَايَةَ أَمَامَكُمْ وَ السَّاعَةَ مِنْ وَرَائِكُمْ تَحْدُوكُمْ (291/ 3).

_____________________________________
تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، 1جلد، دفتر تبليغات - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1366ش.

امیرالمومنین علیه السلام والصلاة در جواب جاثلیق عالمی که از روم امده بود وسوالات بسیاری داشت یکی از سوالات در رابطه دنیا با اخرت بود

فرمود تمامی دنیا در آخرت است

وآخرت احاطه بدنیا دارد

واحاطه با ب با احاطه با علی فرق دارد احازه ب یعنی احاطه بهمه ذرات ان شی ظاهرا وباظن و.....
احاطه علی یعنی به همان نقطه خاص

ما همانطور که در جنین مادر بودیم در همین دنیا بودیم وبعد داخل همین دنیا شدیم الان هم ما داخل برزخ وقیامت واخرت هستیم

همانطور که دنیا احاطه به مادر ما وحنین در بطن او داشت

همینطور آخرت به دنیا احاطه داره

در نهج البلاغه شریف می فرماید

قیامت پشت سر شماست وراء شماست وشما رو هل می دهد بطرف خودش مثل هل دادن

ساربان شتر شتر را از پشت سر

همانطور که دنیا هل داد ما رو به خروج از جنین مادر

و.........


یا هو یا من لا هو الا هو

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
"

19 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار تیم ترور خاتم الانبیاءصلی الله علیه واله بعد از تبوک چه کسانی هستند پاسخ داد.
"
فصل دهم
حذیفه فرمود بعد از اینکه با رسول الله صلی الله علیه و اله وسلم نماز را خواندیم و امر فرمود به حرکت در ان روز و شب تااینکه مشرف شدیم بر عقبه (هرشی)(بنقل شیعه ) که را باریکی بود که باید از آن را ه تک تک افراد عبود کنند پس غاصبین خلافت و اهل سقیفه از قبل زودتر خود را به عقبه رساندند و ظروفی را از سنگ پر کرده بودند پس پیامبر مرا خواست و عمار بن یاسر را و من در جلوی ناقه افسار ناقه در دستم بود و عمار پشت سر ناقه تا اینکه به راس عقبه رسیدیم و اینها ان دبابها را پرتاب کردند تا اینکه شتر پیامبر رم کند پس هنگامی که دیدند بعد از اینکه پیامبر به شتر اسکتی یا مبارکه فلیس علیک بأس حذیفه گوید به خدا قسم ناقه به لسان عربی مبین گفت والله یا رسول الله قدم از قدم بر نمی دارم در حالی که تو بر پشت من هستی و در این وقت وقتی اینها دیدند ناقه رم نمی کند پایین امدند و خواستند تا با دستانشان شتر حضرت را پرت کنند من وعمار شروع کردیم به زدن اینها پس اینها عقب رفتند و مایوس شدند .
حذیفه گوید عرض کردم یا رسول الله آیا عده ای از اصحابت را نمی فرستی تا اینها را بکشند حضرت فرمود دوست ندارم بگویند دعوت کرد قومی را به دینش پس اجابت کردند او را و جنگ کردند با او و پس از انیکه بر دشمنانشان پیروز شدند عده ای را کشت و لکن رها کنید ایشان پس بدرستی که خداوند برای اینها بالمرصاد است و مهلت کمی به اینها خواهد داد سپس اینها را خواهد راند به سوی عذاب غلیظ گفتند یا رسول الله اینها چه کسانی هستند حضرت اسم تک تک اینها را برد پس رسول الله فرمود ای حذیفه آیا دوست داری که اینها را که اسم بردم به شخصه هم ببینی عرض کردم بله یارسول الله حضرت فرمود ارفع رأسک علی القوم پس نگاه کردم به بالا حضرت از خدا خواست برقی جهید و دور ما روشن شد پس نگاه کردم پس همانطور که رسول الله اینها را اسم برده بود همه اینها را به شخصه دیدم
9نفر از قریش که عبارتند از
ابوبکر, عمر, عثمان, طلحه, ابوعبیده جراح, عبدالرحمن بن عوف ,سعد بن وقاص, معاویه, عمروعاص و پنچ نفر از بقیه مردم که عبارت بودند از ابوموسی اشعری ,مغیره بن شعبه , اوس بن حدثان بصری ,ابوحریره ,ابوطلحه انصاری
حذیفه گوید : از عقبه پایین امدیم حضرت وضو گرفت و منتظر اصحاب شد تا امدند و جمع شدند برای نماز صبح و اینها داخل نماز شدند پس هنگامی که پیامبر از نماز خارج شد ابابکر راخواست و گفت چرا بر عقبه ایستاده بودید آیا امر نکردم شمارا که احدی بر من مقدم نشود آیا می خواستید ناقه من را رم دهید .
ابابکر گفت ای رسول خدا من نمی دانم برای چه ایستاده بودند و شما بین من و عمر برادری ایجاد کردی و امر کردید که من با او باشم پس اینها از من خواستند که بخاطر تنگی مکان زودتر برویم پس رسول الله به عمر فرمود چرا از ابابکر خواستی که مقدم شود عمر گفت والله من نخواستم او از من خواست حضرت فرمود بروید
سپس عثمان راخواست فرمود چرا این کار را کردید عثمان همان جواب ابابکر را داد پس برادری ایجاد کردید بین من و عبدالرحمن و او از من خواست که زودتر بیایم . حضرت از عبدالرحمن سئوال کرد او گفت عثمان از من خواست . پس حضرت فرمود اما تو ای عثمان پس جیفه و مرداری که منافقین قدم هایشان را بر روی تو می گذارند و اما تو ای عبدالرحمن در قلبت اسلام نیامده و اسلام بری از توست.
پس خواست طلحه را و سئوال کرد که چرا این کار را کردی عرض کرد یا رسول الله مسیر و موضع ذیق بود پس ما خواستیم زودتر برویم حضرت فرمود پس توای طلحه خسر الدنیا و الآخرة.
سپس عمر وعاص را خواست و فرمود چرا این کار را کردید و گفت معاویه از من خواست پس پیامبر فرمود
بار پروردگارا تو می دانی نفاق اینها و ظلم اینها و کفر اینها سپس مغیرة بن شعبه را خواست اما انت فراس المنافقین و اما اسلامک کان هضما فبش مسکنة جهنم
سپس حرکت کردند ابابکر عمر ابوعبیده با هم در گوشی حرف می زدند حضرت نهی کردند از نجوا و اجتماع اینها باز با سالم سخنانی می گفتند که سالم گفت من هم با شما مخالفت در این کار نمی کنم به خدا قسم اهل بیتی مبغوض تر برای من از بنی هاشم نیست و در بنی هاشم احدی مبغوض تر از علی بن ابی طالب علیه السلام پس هرگاه بکنید من هم اماده ام حذیفه گوید اینها پیش پیامبر امدند .
حضرت فرمودند چرا در گوشی حرف می زنید گفتند یا رسول الله ما غیر از این وقت در کنار هم نبوده ایم حضرت نگاه ملایمی کرد و فرمود و مالله بغافل عما تعملون

سپس امر کرد پیامبر و داخل مدینه شدند پس اینها جمع شدند و صحیفه ای نوشتند که ما بیعت غدیر خم را می شکنیم و اینکه خلافت بعد از پیامبر از برای ابی بکر است و بعد از او برای عمر و بعد از او هر کدام از این دوشخص که زنده باشند ابوعبیده یا سالم (لذا هنگامی که عمر ضربت خورد و در بستر افتاده بود گفت لو کان سالم او ابوعبیده حیا لستخلفتته وماجعلته شورا استیعاب واسد الغابه ترجمه سالم جلد 2 صفجه 246 و طبقات ابن سعد جلد 3 صفحه 343 و تاریخ ابن کثیر جلد 2 صفحه 459 در ذکر شورا )
و شاهد بودند و امضا ء کرد ند این صحیفه ملعونه را 34 نفر 14 نفر از اصحاب عقبه که ذکرشان گذشت
وعبارتند از : ابوبکر, عمر, عثمان, طلحه, ابوعبیده جراح, عبدالرحمن بن عوف ,سعد بن وقاص, معاویه, عمروعاص و پنچ نفر از بقیه مردم که عبارت بودند از ابوموسی اشعری ,مغیره بن شعبه , اوس بن حدثان بصری ,ابوحریره ,ابوطلحه انصاری و 20 دیگر که اسامی انها این است :
سعد بن العاص الاموی , واسامة بن یزید , والولید بن ابی ربیعة , وسعید بن زید بن نفیل , و معاذبن جبل , و بشر بن سعد الانصاری , و سهیل بن عمر , و حکیم بن حزام الاسدی , وصهیب بن سنان الرومی , والعباس بن مرداس السلمی و ابو مطیع بن اسد العبدی و قنفذ بن عمر و سالم مولی ابی حذیفه و سعید بن مالک , و خلد بن عرفط و مروان بن الحکم و الاشعث بن قیس .
و اینها جزء منافقین بودند و در کتب متعدد غیر شیعه روایت شده که حذیفه کسی بود که منافقین را میشناخت و نماز بر منافقین نمی خواند . و حذیفه اصحاب عقبه را می شناخت وذکر عقبه و.....
(سیره حلبی جلد 3 صفحه 143 – کتاب دلائل النبوه از بیهقی جلد5 صفحه 260/265 – و مسلم در صفحه 50 کتاب عوان بن عثمان ) اینها قصه عقبه را واینکه شتر حضرت را خواستند رم دهند را مطرح کردند منتها اسم آنها را نیاوردند و بعضی از انها اسم ابوسفیان را اورده اند .
برای دیدن مصادر اهل تسنن که قصه عقبه را و اصحاب عقبه را و اینکه حذیفه منافقین را می شناخت علاوه بر مصادر ذکر شده یه مصادر زیر هم رجوع شود
مختصر تاریخ دمشق لابن عساکر و ابن منظور جلد 6 صفحه 259
کتاب مفاخرات زبیر بن دکار شرح حدیدی جلد 2 صفحه 103
استیعاب جلد 2 صفحه 690
المغازی النبویه جلد 3 صفحه 1042
تفسیر ابن کثیر جلد 2 صفحه 602 و605
کنز العمال متقی هندی جلد 14 صفحه 86
محلی ابن هضم جلد 11 صفحه 225
تاریخ یعقوبی جلد 2 صفحه 68 پ
ابن کثیر در بدایة والنهایه جلد 5 صفحه 19
دلائل النبوه البهقی جلد 5 صفحه 256
اسد الغابة از ابن عسیر ترجمه حذیفه جلد 1 صفحه 468
میزان الاعتدال جلد 4 صفحه 337 رقم 9362
الجرح والتعدیل جلد 9صفحه 8
الاصالة جلد 1 صفحه 454
البدایة والنهایة جلد 4 صفحه 362 جلد 5 صفحه 310 جلد 6 صفحه 225
صحیح مسلم جلد 3 صفحه 1414 حدیث 1787 -98
استیعاب جلد 1 صفحه 278
ابن عثیر جلد 1 صفحه 486
بخاری جلد 7 صفحه 17
مسلم جلد 7 صفحه 428
ابن عساکر جلد 6صفحه 259 و 249
کنزالعمال جلد 14 صفحه 68
مسند احمد جلد 2 صفحه 436
منتخب کنز العمال جلد 5 صفحه 234 و ...........................................

برای دیدن مصادر اهل تسنن که قصه عقبه را و اصحاب عقبه را و اینکه حذیفه منافقین را می شناخت علاوه بر مصادر ذکر شده یه مصادر زیر هم رجوع شود
مختصر تاریخ دمشق لابن عساکر و ابن منضور جلد 6 صفحه 259
کتاب مفاخرات زبیر بن بکار شرح حدیدی جلد 2 صفحه 103
استیعاب جلد 2 صفحه 690
المغازی النبویه جلد 3 صفحه 1042
تفسیر ابن کثیر جلد 2 صفحه 602 و605
کنز العمال متقی هندی جلد 14 صفحه 86
محلی ابن حزم جلد 11 صفحه 225
تاریخ یعقوبی جلد 2 صفحه 68 پ
ابن کثیر در بدایة والنهایه جلد 5 صفحه 19
دلائل النبوه البهقی جلد 5 صفحه 256
اسد الغابة از ابن اثیر ترجمه حذیفه جلد 1 صفحه 468
میزان الاعتدال جلد 4 صفحه 337 رقم 9362
الجرح والتعدیل جلد 9صفحه 8
الاصالة جلد 1 صفحه 454
البدایة والنهایة جلد 4 صفحه 362 جلد 5 صفحه 310 جلد 6 صفحه 225
صحیح مسلم جلد 3 صفحه 1414 حدیث 1787 -98
استیعاب جلد 1 صفحه 278
ابن اثیر جلد 1 صفحه 486
بخاری جلد 7 صفحه 17
مسلم جلد 7 صفحه 428
ابن عساکر جلد 6صفحه 259 و 249
کنزالعمال جلد 14 صفحه 68
مسند احمد جلد 2 صفحه 436
منتخب کنز العمال جلد 5 صفحه 234 و ...........................................
حذیفه می گوید : که اسماء بنت عمیس زوجه ابی بکر که منافقین جمع شدند در خانه ابی بکر و مشورت کردند در غصب خلافت و اسماء می شنید کلام همه اینها را پس امر کردند سعید بن عاص را که بنویسد بر طبق موافقت همه این منافقین صحیفه ملعونه که صحیفه ملعونه این است مطالبش
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=4375&page=8



"

20 ساعت پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 11:23AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2018 DragonByte Technologies Ltd.