بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
scholar به سرنگار همین الان چه حسی داری؟ پاسخ داد.
" حس می کنم دوس دارم خودم باشم و کولم "

يك ساعت پيش

Ali_gi به سرنگار چکار کنیم تا زودتر متاهل شویم؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Ali_gi نوشته شده است نمايش نوشته
سلام دوستان به ما هم بگید وقتی کار و خونه و ماشین و هیچی ندارید چطوری ازدواج کردید ؟
دوستان سلام.
خدا کمک کرد شرایط ازدواج م فراهم شد و ازدواج کردم.
یه سری نکات میگم انجام بدید خدا خودش شرایط رو براتون درست میکنه یعنی خانواده ای جلوی شما میزاره که براشون فقط خودت و خانواده ت مهم هست مخصوصا خودت!!!. واصلا براشون خانه و ماشین و کار و ... مهم نیست.
ابتدا باید بگم معیارهاتون رو بر حسب دین اسلام بگذارید و خانواده ای رو انتخاب کنید. میتونید توی گوگل بزنید معیارهای ازدواج از نظر اسلام:
حالا چند مورد مهم شو میگم اول اینکه با ایمان و مسلمان باشه!! دوم اینکه خوش اخلاق باشه!! سوم اینکه خانواده ی خوبی داشته باشه!! چهارم اینکه هم تراز خودتون باشه!! پنجم هم سلامت عقل و فکر داشته باشه!!!
این ها مهم ترین فاکتور ها هستند مخصوصا اخلاق خوب و ایمان!!!!
حالا چکار کنیم دختری با این ویژگی رو خدا به ما پیشنهاد بده، خیلی راحت هست باید یه خورده نوکری خدا رو بکنید و بسپارید به خودش !!!!
۱.نماز هاتون رو حتما اول وقت بخونید حتی نماز صبح تون رو !!!
(آیت الله بهجت رحمه الله علیه
هر کس عادت به تاخیر نمازها کرده است: خود را برای تاخیر در همه ى امور زندگی آماده کند؛

تاخیر در ازدواج ، تاخير در اشتغال ، تاخیر در تولد اولاد ، تاخير در سلامتی و عافیت!

هر قدر که امور نمازت منظم باشد

امور زندگیت هم تنظيم خواهد شد!

مگر نمیدانی که رستگاری و سعادت با نماز قرین گشته است؟!

"حی ﻋﻠﻰ ﺍﻟﺼــــــــﻼﺓ حی ﻋﻠﻰ ﺍﻟﻔـــﻼﺡ"

پس چگونه از خداوند طلب توفیق داری

در حالیکه حق او را بدرستی ادا نمیکنی؟!

اگر سعادت دنيا و آخرت ميخواهيم تلاش کنيم نمازمان را درست بخوانیم. )

پس دوستان طبق توصیه ی این عالم بزرگوار حتما نماز اول وقت بخونید کافیه حدود یک سال این کار رو انجام بدید و نتایج شو ببینید.
۲. زیارت عاشورا بخوانید !!! روزی یک بار زیارت عاشورا بخوانید !! حدود ۱۰ دقیقه وقت تون رو میگیره. اگر تا به حال نخوندید فایل صوتی ش رو بگیرید و گوش بدید حدود ۱۵ دقیقه هست و بعد از مدتی به راحتی میتونید بدون فایل صوتی از روی متن ش بخونید.
۳. بعد از نماز صبح دعای عهد بخونید حدودا ۵ دقیقه وقت میبره (روزی ۵ دقیقه که میتونید برای امام زمان تان وقت بگذارید، مطمئن باشید بدون جواب این لطف تان رو نمیگذاره و حتما شرمنده خودش میکندتون).

اگر میخواهید هم این دنیا و هم اخرت رو هم داشته باشید توصیه میکنم نیم ساعت قبل از اذان صبح بیدار بشید و نماز شب بخونید اوایل ۲ رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخونید و بعد از چند ماه ۱۱ رکعت رو کامل بخونید.
علاّمه طباطبائى رحمه‌الله علیه می‌فرماید: چون به نجف اشرف براى تحصیل مشرّف شدم، از نقطه‌نظر قرابت و خویشاوندى و رحمیّت، گاه‌گاهى به محضر مرحوم قاضى شرفیاب می‌شدم، تا یک روز درِ مدرسه‌اى ایستاده بودم که مرحوم قاضى از آنجا عبور می‌کردند، چون به من رسیدند دستِ خود را روى شانه من گذاردند و گفتند: «اى فرزند، دنیا می‌خواهی نماز شب بخوان، آخرت می‌خواهی نماز شب بخوان»

من خودم با این روش بعد از حدود ۱.۵ سال صاحب بهترین همسر دنیا شدم در حالی که خونه و ماشین و کار هم ندارم و دانشجو هستم. (تازه این رو هم بگم که حدود 70 درصد، روش بالا رو انجام دادم) کافیه به خدا اعتماد کنید "

20 ساعت پيش

تعجب به سرنگار پرفسور جیمز تور، شیمی‌دان، نانوتکنولوژیست مشهور: فرگشت/فرضیۀ تکامل قابل قبول نیست! کسی هم سوالات را جواب نمی‌دهد! پاسخ داد.
" شما فرمودید فهم خود از آیه را بگوییم و بنده هم فهم خود را گفتم و عرض کردم بنده از این آیه این را نمی فهمم که بگوید آسمانها و زمین در شما هستند!

اما اگر منظورتان این است که مالف ممکن است قصدش این باشد که برای درک آسمانها و زمین به درون خود رجوع کنیم این صحبت دیگریست. "

23 ساعت پيش

hosyn به سرنگار پرفسور جیمز تور، شیمی‌دان، نانوتکنولوژیست مشهور: فرگشت/فرضیۀ تکامل قابل قبول نیست! کسی هم سوالات را جواب نمی‌دهد! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط تعجب نوشته شده است نمايش نوشته
چند سال پیش یکی از شبکه های مذهبی را نگاه میکردم. شبکه مربوط به شیعیان بود.
آخوند برنامه در مورد آیه ای صحبت میکرد و میخواست آن را به گونه ای تعبیر کند که سنیان را بکوبد.
آیه با "یا ایهاالذین امنو" شروع میشد و این آخوند با 10-15 دقیقه صحبت و این طرف و آن طرف پریدن سعی داشت بگوید که منظور از "کسانی که ایمان آورده اند" کسانی هست که کافر شده اند!!
دوست گرامی، فضای بحث علمی، فقط خوب است استدلال باشد، کلی گویی جز وقت تلف کردن چیزی نیست، لا اقل آن آیه‌ای که بحث میکرد بگویید تا معلوم شود بیخودی حرف میزده یا پشتوانه استدلالی داشته است، مثلا اگر بحث از آیه سوره مائده: یا ایها الذین امنوا من یرتد منکم عن دینه، میکرده، شما متوجه نشدید چه میگوید.


نقل قول:
در اینجا هم شما همین کار را میکنید.
چرا؟ یعنی معنای (فی انفسهم) نزد عرب روشن نیست؟


نقل قول:
معنی آیه و مفهوم آن اصلا به این چیزی که فرمودید نزدیک نیست.
خوب، نباشد.

نقل قول:
آسمانها و زمین درون انسان اصلا معنی نمیدهد
خوب، ندهد.

نقل قول:
و آیه نیز سعی در گفتن این ندارد.
خوب، نداشته باشد.


نقل قول:
آیات مشابه نیز گفته شما را تایید نمیکنند.
خوب، نکنند، مگر اصراری هست؟ بنده که نمیخواهم چیزی بر قرآن تحمیل کنم، تاکید کردم که دنبال هرمنوتیک واقع‌گرا و مؤلف‌محور باشیم.

اما دوست گرامی، یادتان باشد که سر تا پای عبارت شما، یک استدلال در آن یافت نمیشود، و این برای بحث علمی خوب نیست.

دوباره پست سابق را تکرار میکنم:

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
دوست گرامی، پس آنچه را فهمیدید کلمه به کلمه با ترجمه تحت اللفظی، بر کلمات آیه تطبیق دهید، یعنی خواهش من این است که کلمه «فی انفسهم» را دقیق مد نظر قرار دهید، چون در توضیح شما اصلا نشانی از این کلمه نیست، و حال آنکه کلید در همین کلمه است.
.
"

يك روز پيش

تعجب به سرنگار پرفسور جیمز تور، شیمی‌دان، نانوتکنولوژیست مشهور: فرگشت/فرضیۀ تکامل قابل قبول نیست! کسی هم سوالات را جواب نمی‌دهد! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
خیلی ممنون، آنها که (با خود اندیشیدن) ترجمه کردند از آنچه ظاهر لفظ است فاصله گرفتند، تعبیر (فی أنفسهم) با تعبیر (مع أنفسهم) یا (بأنفسهم) فرق دارد، اما چون (در خود اندیشیدن) را با دنباله آیه ناهماهنگ دیدند، کلمه (في) که به معنای (در) هست را به (با) ترجمه کردند تا به گمان خود، خود را از ناهماهنگی صدر و ذیل آیه نجات دهند!

و حال آنکه آیه به وضوح میگوید: آیا در جانهای خودشان تفکر نکردند تا دریابند که خدا آسمانها و زمین و آنچه بین آن دو هست را خلق نکرده مگر به امر ثابت روشن، و نیز پایانی معین؟ همانا بسیاری از مردم، پایان کار و مواجهه با تدبیر کننده امور خودشان را انکار میکنند.

آیه میگوید: اگر در جانهای خودشان تفکر کنند درمییابند که آسمانها و زمین دارند، و نیز بین آن دو دارند، و اینها همگی شروعی و پایانی معین دارد، و سپس به ملاقات مبدئی که این اول و آخر را سامان داده میرسند.

اما مترجمی که (با خود اندیشیدن) ترجمه کرده، با خود گفته است که مثلا معنا ندارد بگوییم در درخت خرما تفکر کنید تا دریابید چقدر تهران انبوه‌سازی شده است! آخر این دو ربطی به هم ندارد، پس (در) به معنای (با) است، یعنی با جانهای خودتان تفکر کنید تا دریابید که آسمانها و زمین چنین و چنان هستند، اما خوب، از پیام قران فاصله گرفته است، ظاهر آیه میگوید: آسمانها و زمین در خودتان بیابید، و اینکه نمییابید چون تفکر در خود نمیکنید، در غفلت هستید، و روزی میرسد که از خورشید واضحتر در مییابید که این آسمانها و زمین در جلوی دید جان شما بود اما توجه نمیکردید، لقد کنت في غفلة من هذا فکشفنا عنک غطائک فبصرک الیوم حدید، در المیزان میگویند کلمه غفلت در جایی به کار میبرد که اگر غفلت نباشد میبیند.

بسیاری معتقدند که این پیام قرآن را دریافت کردند، (متاسفانه بنده از آنها نیستم) و شعرهای معروفی هم در بین ما فارسی زبانان هست، مثل: آسمانهاست در ولایت جان ....، و یا: سالها دل طلب جام جم از ما میکرد....
.
چند سال پیش یکی از شبکه های مذهبی را نگاه میکردم. شبکه مربوط به شیعیان بود.
آخوند برنامه در مورد آیه ای صحبت میکرد و میخواست آن را به گونه ای تعبیر کند که سنیان را بکوبد.
آیه با "یا ایهاالذین امنو" شروع میشد و این آخوند با 10-15 دقیقه صحبت و این طرف و آن طرف پریدن سعی داشت بگوید که منظور از "کسانی که ایمان آورده اند" کسانی هست که کافر شده اند!!
در اینجا هم شما همین کار را میکنید. معنی آیه و مفهوم آن اصلا به این چیزی که فرمودید نزدیک نیست.آسمانها و زمین درون انسان اصلا معنی نمیدهد و آیه نیز سعی در گفتن این ندارد.آیات مشابه نیز گفته شما را تایید نمیکنند. "

يك روز پيش

hosyn به سرنگار پرفسور جیمز تور، شیمی‌دان، نانوتکنولوژیست مشهور: فرگشت/فرضیۀ تکامل قابل قبول نیست! کسی هم سوالات را جواب نمی‌دهد! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط تعجب نوشته شده است نمايش نوشته
آنچه از ترجمه های مختلف بدست آوردم این بود که بعضی آنرا به "در خود اندیشیدن" تر جمه کرده بودند وبعضی به "با خود اندیشیدن". اما هر چه آیه را از اول تا آخر مرور کردم فرقی در معنی و مفهوم آیه احساس نکردم جز اینکه به قسمتی از آیه دقت نکرده بودم که در آن به نابودی جهان اشاره کرده بود و اینکه این جهان در زمانی از بین خواهد رفت.
خیلی ممنون، آنها که (با خود اندیشیدن) ترجمه کردند از آنچه ظاهر لفظ است فاصله گرفتند، تعبیر (فی أنفسهم) با تعبیر (مع أنفسهم) یا (بأنفسهم) فرق دارد، اما چون (در خود اندیشیدن) را با دنباله آیه ناهماهنگ دیدند، کلمه (في) که به معنای (در) هست را به (با) ترجمه کردند تا به گمان خود، خود را از ناهماهنگی صدر و ذیل آیه نجات دهند!

و حال آنکه آیه به وضوح میگوید: آیا در جانهای خودشان تفکر نکردند تا دریابند که خدا آسمانها و زمین و آنچه بین آن دو هست را خلق نکرده مگر به امر ثابت روشن، و نیز پایانی معین؟ همانا بسیاری از مردم، پایان کار و مواجهه با تدبیر کننده امور خودشان را انکار میکنند.

آیه میگوید: اگر در جانهای خودشان تفکر کنند درمییابند که آسمانها و زمین دارند، و نیز بین آن دو دارند، و اینها همگی شروعی و پایانی معین دارد، و سپس به ملاقات مبدئی که این اول و آخر را سامان داده میرسند.

اما مترجمی که (با خود اندیشیدن) ترجمه کرده، با خود گفته است که مثلا معنا ندارد بگوییم در درخت خرما تفکر کنید تا دریابید چقدر تهران انبوه‌سازی شده است! آخر این دو ربطی به هم ندارد، پس (در) به معنای (با) است، یعنی با جانهای خودتان تفکر کنید تا دریابید که آسمانها و زمین چنین و چنان هستند، اما خوب، از پیام قران فاصله گرفته است، ظاهر آیه میگوید: آسمانها و زمین در خودتان بیابید، و اینکه نمییابید چون تفکر در خود نمیکنید، در غفلت هستید، و روزی میرسد که از خورشید واضحتر در مییابید که این آسمانها و زمین در جلوی دید جان شما بود اما توجه نمیکردید، لقد کنت في غفلة من هذا فکشفنا عنک غطائک فبصرک الیوم حدید، در المیزان میگویند کلمه غفلت در جایی به کار میبرد که اگر غفلت نباشد میبیند.

بسیاری معتقدند که این پیام قرآن را دریافت کردند، (متاسفانه بنده از آنها نیستم) و شعرهای معروفی هم در بین ما فارسی زبانان هست، مثل: آسمانهاست در ولایت جان ....، و یا: سالها دل طلب جام جم از ما میکرد....
. "

2 روز پيش

تعجب به سرنگار پرفسور جیمز تور، شیمی‌دان، نانوتکنولوژیست مشهور: فرگشت/فرضیۀ تکامل قابل قبول نیست! کسی هم سوالات را جواب نمی‌دهد! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
دوست گرامی، پس آنچه را فهمیدید کلمه به کلمه با ترجمه تحت اللفظی، بر کلمات آیه تطبیق دهید، یعنی خواهش من این است که کلمه «فی انفسهم» را دقیق مد نظر قرار دهید، چون در توضیح شما اصلا نشانی از این کلمه نیست، و حال آنکه کلید در همین کلمه است.
.
آنچه از ترجمه های مختلف بدست آوردم این بود که بعضی آنرا به "در خود اندیشیدن" تر جمه کرده بودند وبعضی به "با خود اندیشیدن". اما هر چه آیه را از اول تا آخر مرور کردم فرقی در معنی و مفهوم آیه احساس نکردم جز اینکه به قسمتی از آیه دقت نکرده بودم که در آن به نابودی جهان اشاره کرده بود و اینکه این جهان در زمانی از بین خواهد رفت. "

2 روز پيش

hosyn به سرنگار پرفسور جیمز تور، شیمی‌دان، نانوتکنولوژیست مشهور: فرگشت/فرضیۀ تکامل قابل قبول نیست! کسی هم سوالات را جواب نمی‌دهد! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط تعجب نوشته شده است نمايش نوشته
آنچه بنده از این آیه می فهمم این است که چندین آسمان وجود دارد و همچنین زمین ما که باید جدا از آسمان باشد و ربطی به آسمانهای خلق شده نداشته باشد و همچنین بین زمین و آسمانها چیزهایی وجود دارد. شاید این چیزها به زمین و یا آسمانها مربوط باشند ولی آنچه من متوجه میشوم این است که آن چیزها نه به زمین مربوط است ونه به آسمانها. ولی جدایی زمین و آسمانها از یکدیگر به وضوح دیده میشود.

با انکه فرموده بودید به درستی آیه کاری ندارید ولی باید عرض کنم که آیه با دنیای ما همخوانی ندارد.
اگر بنده 1400 سال میزیستم قطعا دنیا را همانند این آیه میدیدم. زیمنی مسطح زیر پایم بود و روی این زمین آسمانی وجود داشت که مانند چتری روی آن را گرفته بود و بین آسمان و زمین , ماه و خورشید و ستارگان را میدیدم.
دوست گرامی، پس آنچه را فهمیدید کلمه به کلمه با ترجمه تحت اللفظی، بر کلمات آیه تطبیق دهید، یعنی خواهش من این است که کلمه «فی انفسهم» را دقیق مد نظر قرار دهید، چون در توضیح شما اصلا نشانی از این کلمه نیست، و حال آنکه کلید در همین کلمه است.
. "

2 روز پيش

تعجب به سرنگار پرفسور جیمز تور، شیمی‌دان، نانوتکنولوژیست مشهور: فرگشت/فرضیۀ تکامل قابل قبول نیست! کسی هم سوالات را جواب نمی‌دهد! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
در بین آیات قرآن، بعضی کلید فهم سیستم معرفتی آن است، مثلا این آیه یک کلید تمام عیار است، دقت کنید، کلید فهم مقصود است، نه کلید تصدیق مقصود:

أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنفُسِهِم ۗ مَّا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّى ۗ وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ (8)


به خود آیه توجه کنید، و با فهم مترجم یا مفسر کار نداشته باشید، ببینید چه پیامی میدهد؟ و چگونه نقش کلید ایفا میکند؟ اگر فهم خود را از آیه گفتید، بقیه آیات را هم بررسی میکنیم.

.
آنچه بنده از این آیه می فهمم این است که چندین آسمان وجود دارد و همچنین زمین ما که باید جدا از آسمان باشد و ربطی به آسمانهای خلق شده نداشته باشد و همچنین بین زمین و آسمانها چیزهایی وجود دارد. شاید این چیزها به زمین و یا آسمانها مربوط باشند ولی آنچه من متوجه میشوم این است که آن چیزها نه به زمین مربوط است ونه به آسمانها. ولی جدایی زمین و آسمانها از یکدیگر به وضوح دیده میشود.

با انکه فرموده بودید به درستی آیه کاری ندارید ولی باید عرض کنم که آیه با دنیای ما همخوانی ندارد.
اگر بنده 1400 سال میزیستم قطعا دنیا را همانند این آیه میدیدم. زیمنی مسطح زیر پایم بود و روی این زمین آسمانی وجود داشت که مانند چتری روی آن را گرفته بود و بین آسمان و زمین , ماه و خورشید و ستارگان را میدیدم. "

2 روز پيش

hosyn به سرنگار پرفسور جیمز تور، شیمی‌دان، نانوتکنولوژیست مشهور: فرگشت/فرضیۀ تکامل قابل قبول نیست! کسی هم سوالات را جواب نمی‌دهد! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
خب ما در فیزیک بی نهایت از نوعی که در ریاضیات هست نداریم، و برای من چیز غیر قابل درکی نیست که ذرات در هر مرحله باید به ثبات رسیده باشن تا بتونن در مرحله بعد ساختار بزرگ تری رو تشکیل بدن.
شما بحث را فلسفی کردید، بنده هم به نحو استدلال فلسفی پیش رفتم، خوب، اگر میگویید ما در فیزیک بینهایت نداریم، پس بفرمایید وقتی به سوی ذرات بنیادین میرویم خلاصه کجا متوقف میشویم و به ذره نهایی میرسیم؟



نقل قول:
اگر از ابتدا هدف گیری کردیم برای پذیرفتن متن یک کتاب، و بالا بریم پایین بیایم آخرش باید به درستی اون متن برسیم، اونوقت اگر متن ناصحیح باشه ما متوجه میشیم؟!
هر دو غلط است، لذا تاکید کردم روش مؤلف‌محور پیش بگیریم، یعنی تنها و تنها با قرائن داخل کلام خود گوینده، سعی کنیم مقصود او را بفهمیم، خواه غلط یا صحیح، ولی مطمئن شویم که گویند این را میخواهد بگوید.


نقل قول:
وقتی اصلا آسمانی مستقل از زمین وجود نداره، ما خودمون بخشی از آسمان هستیم و اگر کسی از ماه یا مریخ به زمین نگاه کنه میبینه که زمین هم جزوی از آسمانه، یک جرم بسیار ناچیز در آسمان، و نه چیزی که آسمانها روی اون برافراشته شده باشن و قطعه ای از آسمان مثلا بتونه روی زمین بیافته.
اینها ربطی به مقصود قرآن ندارد، و فقط بر مبنای مفسّرمحور است و آن هم با نگاه جناحي، و گرنه همین قرآن هم میگوید آسمان و زمین رتق بودند و سپس از هم باز شدند، رتقا ففتقناهما، هر چند خود همین آیه معنایی در لغت خاص قرآن دارد که اگر سعی کنید بر مبنای فهم متن مؤلف‌محور به آن برسید پس از آن خود را سرزنش میکنید.



نقل قول:
اینها همه متکی بر هیات افلاک بطلمیوسی هستن و هفت و هشتش مهم نیست
در بین آیات قرآن، بعضی کلید فهم سیستم معرفتی آن است، مثلا این آیه یک کلید تمام عیار است، دقت کنید، کلید فهم مقصود است، نه کلید تصدیق مقصود:

أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنفُسِهِم ۗ مَّا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّى ۗ وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ (8)


به خود آیه توجه کنید، و با فهم مترجم یا مفسر کار نداشته باشید، ببینید چه پیامی میدهد؟ و چگونه نقش کلید ایفا میکند؟ اگر فهم خود را از آیه گفتید، بقیه آیات را هم بررسی میکنیم.


نقل قول:
اصرار شما بر درستی همه مطالبی که در متن مقدس می بینین،
اصلا بحث من بر سر درستی نیست، چند بار تکرار کردم، بحث بر سر فهم واقعی مقصود است، یک هرمنوتیک واقع‌گرا و بر مبنای مؤلف‌محوری، هر چند بعدا صد در صد آن مقصود گوینده را نپذیریم.
. "

3 روز پيش

مجیدماجد به سرنگار «راحت بخواب عثمان!» پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
من هم چون به بحث مربوط نیست فقط میگم که دینداری جغرافیایی و از روی عادت (یعنی ۹۹ درصد دینداری) فضیلتی نیست همونطور که بی خدایی صرفا از روی تظاهر به روشنفکری فضیلت نیست. هرچند من بیخدای روشنفکر نما ندیدم ولی مذهبی روشنفکر نما زیاد دیدم، به هرحال شما نمی تونین چنین برچسبی رو مثلا به راسل و داوکینز و هاوکینگ بزنین، اونهم در حالی که مذهب با ترس از جهنم و منطق قمارباز (احتمال کوچک برای ضرر بزرگ) خودش رو تحمیل میکنه!

فلسفه مذهبی اصولا فلسفه نیست چون پیشاپیش یک سری بدیهیات رو در نظر میگیره و دایم سعی میکنه به اون برسه.

و در نهایت، همه ی پیامبران شناخته شده در همین خاورمیانه پیدا شدن که می بینین چه وضعی داره، و چیز مفیدی نبوده که بشر ندونه و پیامبران بهش یاد بدن. هیچ دلیلی وجود نداره که نشون بده اومدن پیامبران باعث زندگی بهتر برای بشر شده.:

https://www.google.com/amp/s/ieknafa...وران/amp/
1-دین داری و بی دینی بسیاری ناشی از عوامل محیطی از جمله عادت هست و البته این خوب بودن وحتی لازم بودن دین داری خدا پرستی را رد نمیکنه .اینجا نمیخام توضیح بیشتری بدم چون موضوعش نبوده و اصراری هم بر توضیح ندارم
2-راسل را نه اما داوکینز و هاوکینگ را دست به نقد متهم به روشنفکرنمایی و فلسفه ندانستن میکنم و علاوه بر آن داوکینز را به شارلاتانی هم متهم میکنم اما اینجا موضوع حاشیه ای حساب میشه و توضیح نمیدم و البته اصراری ندارم که شما قبول کنید .
3-دین خدا پرستی بسیار خوب و لازم هست و آثار مفیدی هم میتونه داشته باشه در حدی که اصلا نبود دینداری خداپرستانه به نظر من اساس تمدن بشر را نابود میکنه .اما توضیح نمیدم چون ارتباط به موضوع این سرنگار نداره و اصراری هم بر قبول شما ندارم .
با توجه به اینکه من فکر میکنم خدای من و داوکینز و هاوکینگ یکی هست و اجازه نمیده حتی به این کفار ظلم بشه مطمئن باش برای گفته هام توضیح منطقی دارم اما الزامی ندارم که حتما بگم خصوصا اینجا که حاشیه به موضوع حساب میشه .
چون داوکینز را به شارلاتان بودن متهم کردم و احیانا کسی دلیل آنرا خواهد خواست ارجاع میدهم به معنی شارلاتان از ویکیپدیا و بعد هم اولین پست از این لینک پایین تا معلوم شود داوکینز بعنوان استاد زیست شناسی شارلاتان هست .
http://www.iranamerica.com/forum/showthread.php?t=40590 "

3 روز پيش

Freedom1 به سرنگار «راحت بخواب عثمان!» پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط مجیدماجد نوشته شده است نمايش نوشته
فریدام جان
چون مربوط به این مبحث نیست خیلی ادامه نمیدم فقط همینقدر میگم من در اواسط جوانی به خاطر منافع شخصی خودم میخواستم بیخدا بشم و خیلی جدی بدنبال بیخدایی بودم اما برای اینکه از نظر فکری راحت باشم باید مبنای تئوری را درست میکردم .خب اونموقع رفتم سراغ فروم گفتگو و دفترچه و یکی دو تا سایت و وبلاگ دیگه .
دوران بدی نبود چیزهای خوبی یادگرفتم اما یک چیز برام مسلم شد و این موضوع بود :
کسانی که ادعای بیخدایی میکنند و من باهاشون هم صحبت شدم فقط ادعای روشنفکری میکنند و وقتی کمی بیشتر وارد بشی کم میارند و در گوشه هایی بدیهیات را انکار میکنند .
من خیلی نمیتونم توضیح بدم اما در اثر بحث با بیخداها یک عبارت مرحوم مطهری رحمت الله علیه برام جا افتاد که میفرماید :
" فلسفه مادیگری فلسفه کسانی است که فلسفه نمیدانند "
و جالب این بود که در نوشته وبلاگ یکی از بیخدایان اینترنتی مشهور هم حداقل دوبار من دیدم آمده بود که "بعضیها هم با خوندن مطالب ما بیشتر خداپرست میشوند"
یک چیز دیگه هم دستگیرم شد و اون یک ضعف مشترک مذهبیون بود و اون این بود که سعی میکنند برای هر چیزی حتی جزییاتی که اصلا معلوم نیست واقعیت داشته باشه توجیه پیدا کنند.شخصا به این نتیجه رسیدم که ارسال رسل برای تکامل آدمیزاد هست و به معنی دیگه ما چیزهایی نمیدونیم و باید سعی کنیم اونها را بفهمیم و نقش وحی جهت دهی کلی هست .به عبارتی انسان خداپرست و دیندار پیوسته در حال تکامل هست و اصلا ایرادی نداره که بعضی چیزها را بگه فعلا نمیدونم یا میدونم اما قادر به توضیح نیستم .
من هم چون به بحث مربوط نیست فقط میگم که دینداری جغرافیایی و از روی عادت (یعنی ۹۹ درصد دینداری) فضیلتی نیست همونطور که بی خدایی صرفا از روی تظاهر به روشنفکری فضیلت نیست. هرچند من بیخدای روشنفکر نما ندیدم ولی مذهبی روشنفکر نما زیاد دیدم، به هرحال شما نمی تونین چنین برچسبی رو مثلا به راسل و داوکینز و هاوکینگ بزنین، اونهم در حالی که مذهب با ترس از جهنم و منطق قمارباز (احتمال کوچک برای ضرر بزرگ) خودش رو تحمیل میکنه!

فلسفه مذهبی اصولا فلسفه نیست چون پیشاپیش یک سری بدیهیات رو در نظر میگیره و دایم سعی میکنه به اون برسه.

و در نهایت، همه ی پیامبران شناخته شده در همین خاورمیانه پیدا شدن که می بینین چه وضعی داره، دلیلی وجود نداره که نشون بده اومدن پیامبران باعث زندگی بهتر برای بشر شده.:

https://www.google.com/amp/s/ieknafa...وران/amp/ "

3 روز پيش

Freedom1 به سرنگار پرفسور جیمز تور، شیمی‌دان، نانوتکنولوژیست مشهور: فرگشت/فرضیۀ تکامل قابل قبول نیست! کسی هم سوالات را جواب نمی‌دهد! پاسخ داد.
" خب ما در فیزیک بی نهایت از نوعی که در ریاضیات هست نداریم، و برای من چیز غیر قابل درکی نیست که ذرات در هر مرحله باید به ثبات رسیده باشن تا بتونن در مرحله بعد ساختار بزرگ تری رو تشکیل بدن.
اگر از ابتدا هدف گیری کردیم برای پذیرفتن متن یک کتاب، و بالا بریم پایین بیایم آخرش باید به درستی اون متن برسیم، اونوقت اگر متن ناصحیح باشه ما متوجه میشیم؟!

وقتی اصلا آسمانی مستقل از زمین وجود نداره، ما خودمون بخشی از آسمان هستیم و اگر کسی از ماه یا مریخ به زمین نگاه کنه میبینه که زمین هم جزوی از آسمانه، یک جرم بسیار ناچیز در آسمان، و نه چیزی که آسمانها روی اون برافراشته شده باشن و قطعه ای از آسمان مثلا بتونه روی زمین بیافته.
اینها همه متکی بر هیات افلاک بطلمیوسی هستن و هفت و هشتش مهم نیست
اون آیه انواع ترجمه و تفسیر رو داشته و این معنی یکی از دورترین معانی اونه، باقی معانی رو من دیگه نمیارم اما مشخصا موسعون به سماء برنمیگرده و مثلا نگفته لها لموسعون، بنابراین بیشتر ترجمه ها و تفسیر ها این رو توانا بودن معنی کردن. ادامه ش هم جالب میشه:

وَالْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ ﴿۴۸﴾ و زمين را گسترانيده‏ ايم و چه نيكو گسترندگانيم (۴۸) وَمِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿۴۹﴾ و از هر چيزى دو گونه [يعنى نر و ماده] آفريديم اميد كه شما عبرت گيريد

که اینجا زمین گسترانیده شده و تک سلولی های بیچاره که جفت ندارن از آفرینش حذف شدن!

اصرار شما بر درستی همه مطالبی که در متن مقدس می بینین، بسیار شبیه اصرار روحانیون مسیحیه بر اینکه عیسی پسر خدا بوده و اومده تا مصلوب بشه و گناه آدم رو پاک کنه. قاعدتا در همه ی مذاهب موارد مشابهی هست و همه رو باید با همین حس موافقت و همراهی با گوینده درک کرد. "

3 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار مکیال المکارم ومروری بر بحثهایش در مورد امام عصر سلام الله وعجل الله تعالی فرجه الشریف پاسخ داد.
"
اللهم عجل لولیک الفرج
امام_زمان علیه سلام الله و
امام_زمان علیه السلام

مکیال_المکارم

بخش دوم 8️⃣

در اثبات این که امام زمان ما حضرت قائمِ مهدی، حجت بن الحسن العسکری علیه السلام است.

در بیان مقدار کمی از معجزات و کرامات متواتر حضرت صاحب الزمان علیه السلام

خبر دادن به تاریخ وفات



أن علي بن محمد الصيمري كتب إليه (عليه السلام) يسأل كفنا فورد أنه يحتاج إليه سنة ثمانين أو إحدى وثمانين فمات رحمه الله في الوقت الذي حدده وبعث إليه الكفن قبل موته بشهر.


از علی بن محمد صیمری (یا سمری) نقل شده که: به محضر مقدّس قائم عجل اللَّه تعالی فرجه نامه نوشتم و درخواست کفن کردم.
جواب آمد: که در سال هشتاد یا هشتاد و یکم به آن نیازمند خواهی شد؛
پس در همان وقتی که آن حضرت برایش تعیین کرده بود وفات یافت و یک ماه پیش از فوتش کفن برایش فرستاده شد.

مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم ( عجل الله فرجه الشریف ) / جلد اول / بخش دوم/ ص71


مروری بر درس گفتارهای کتاب شریف مکیال المکارم

یا صاحب الزمان ادرکنی
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

وعجل فرجهم والعن من عاداه
"

3 روز پيش

hosyn به سرنگار پرفسور جیمز تور، شیمی‌دان، نانوتکنولوژیست مشهور: فرگشت/فرضیۀ تکامل قابل قبول نیست! کسی هم سوالات را جواب نمی‌دهد! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
این بیشتر بحث فلسفیه نه .... وگرنه باز ماجرا تکرار میشه و این مسیر اینقدر به عقب برمیگرده که بنیادی ترین ذرات یا ریسمان ها یا هرچی اسمش باشه باقی بمونه ....
....
ولی دوست عزیز
شما با کتاب مقدسی که از هفت آسمان و هفت زمین صحبت میکنه و احادیثی که دقیقا این هفت زمین و آسمان رو توصیف میکنن، چطور رسیدین به نظریه ریسمان و وجود الله رو ثابت کردین؟
اگر بحث فلسفی است، که خوب هم هست، پس اساسی‌ترین سؤال این است که از کجا میگویید: بنیادی‌ترین باقی بمونه؟ چون میتوانیم فرض بگیریم که تا بینهایت این مسیر ادامه پیدا کند، و سلسله بینهایت کوچکها به جزء غیر قابل شکستن منجر نشود، و اپسیلون نهایی وجود نداشته باشد، و بنابر این سلسله ثوابت هم تا بینهایت ادامه دارد، هر چند ثابت هر سیستم پایه، دخالت در ظهور ثابت سیستم سواره دارد، و هیچ برهان فلسفی یا ریاضی بر محال بودن این فرض نداریم، یعنی به هر نقطه پایانی ما را ارجاع دهید، هیچ دلیلی نداریم که همان نقطه قابل شکستن نباشد، و لذا لازم این فرضیه این است که ما در عالم میانه هستیم، و در دو طرف ما دو سلسله بینهایت بزرگ و بینهایت کوچک است، که هیچکدام لبه و ساحل نهایی ندارد، و واضح است که مقصود از بینهایت بزرگ هم، بینهایت بزرگ مقداری نیست تا گفته شود که در هندسه ریمانی، متناهی بیکران داریم، و اشکالی ندارد، بلکه مقصود بینهایت عددی در اجزاء تشکیل دهنده است، که اگر هندسه را ریمانی فرض بگیریم، سبب افزایش قطر میشود، البته در هندسه هذلولوی سخن طور دیگری است.

به هر حال این سؤال مهمی است، و به شدت مطرح است، و فرض وجود فلسفی، برای کل سلسله به تمام بدنه آن با دو طرف بینهایت، مشکل غیر قابل انکار بودن اصل وجود اشیاء را حل میکند.

اما اینکه فرمودید: (با کتاب مقدسی که از هفت آسمان و هفت زمین صحبت میکنه و احادیثی که دقیقا این هفت زمین و آسمان رو توصیف میکنن، چطور رسیدین به نظریه ریسمان و وجود الله رو ثابت کردین؟) پس بنده به سهم خود زیباترین معارف را در این هفت آسمان و زمین از قرآن کریم و منبع وحي احساس کردم، ابتدا باید دل داد تا مقصود گوینده را دریافت، بعد از تصور تام حرف او، آن را رد یا اثبات کرد،(با دقت در پیاده‌سازی دقیق مؤلف‌محوری، نه مفسّرمحوری) اگر از ابتدا هدف‌گیری کردیم برای رد یک حرف، پس ممکن نیست اگر حرف صحیحی باشد ما آن را آنطور که گوینده قصد کرده بفهمیم، چون در آن صورت نمیتوانیم به مقصود خود که رد کردن آنست برسیم.

قرآن در عصری نازل شده که هفت آسمان بطلیموسی حرف رایج متخصصین بوده است، اما قرآن به وضوح آن را رد میکند، قران میگوید: تمام این پهنه و صحنه مشهود آسمان، آسمان اول است، اما هیئت بطلیموسی میگوید: فلک قمر، آسمان اول است، سپس عطارد و سپس زهره، و سپس شمس، و سپس مریخ، سپس مشتری، و سپس زحل، این هفت آسمان است که منتهی میشود به فلک ثوابت که آسمان هشتم است، و آسمان نهم، فلک اطلس است، و لذا مثل شیخ بهایی که هیئت نوشته وقتی به اینجا میرسد میگوید در شرع نام این آسمان هشتم و نهم به ترتیب کرسی و عرش است! و این حرف ایشان با آیات سازگار نیست، اما ایشان چاره‌ای جز تاویل این آیات نداشته، چون ظاهرش با قطعیات علم آن زمان مخالف بوده است.

اختلاف آشکار دیگر حرف قرآن با هیئت رایج قدیم، در پیدایش آسمانها و از بین رفتن آنهاست، در هیئت قدیم، هر فلک، جسم بسیط است که قدیم زمانی است، همیشه بوده و خواهد بود، و لذا ابن سینا بر طبق این مبانی میگوید ما نمیتوانیم معاد جسمانی را با برهان ثابت کنیم، چون از هم پاشیدن افلاک امری محال است، قرآن با چه صراحتی با تمام این حرفهای علمی زمان خود در افتاده است.

اما خوب، مقصود قرآن چیست؟ باید از خود قرآن مقصودش را فهمید، نه از توضیحات علم هیئت، که قرآن با مبانی آن مخالفت کرده است، به خاطر دارم در ایام مدرسه، دکتر متدینی بود که گاهی برای دانش‌آموزان صحبت میکرد، با چه اعجابی این آیه قرآن را میخواند: (که البته با تمام هیکل هیئت قدیم مخالف است) و السماء بنیناها بأید و انا لموسعون، ما آسمان را با نیرو و قدرت بنا کردیم و هر لحظه در حال گسترش دادن آن هستیم! چون تازه نظریه انبساط جهان مطرح شده بود برای آن آقا بسیار این آیه شگفت‌انگیز بود، هر چند این آیه، مطلب بلکه مطالب بسیار عالی‌تری میگوید.
. "

4 روز پيش

مجیدماجد به سرنگار «راحت بخواب عثمان!» پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
حالا من هم پیرمرد هستم اما جزء گروه فرزند شما هستم! شریعت برای عموم مردم است، بچه و بزرگ و بزرگ‌نمایی مثل بنده، و قرار نیست همگی مثل شما از کادوی معنوی استقبال کنند، بلکه در روایت دارد که در شرع از پوشیدن طلا توسط مرد منع شده چون زینت او در آخرت است، آیا اگر خداوند به بنده‌اش بگوید (در سه مورد اساور من ذهب، و یک مورد اساور من فضة) : در بهشت به تو دستبند طلا میدهم، آیا جا دارد بگوید من کادوی معنوی میخواهم، خدایا یک حال مناجات با خودت به من بده، من دستبند طلا نمیخواهم، مگر خدایا نفرمودی: و رضوان من الله اکبر؟ من آن رضوان را میخواهم، طلا چه فایده‌ای دارد؟
.
حسین آقای عزیز و گرامی
بله جا دارد که بگوید من رضوان میخواهم یا حال عبادت میخواهم .نقل است یکی از علما نیمه شب برای نماز شب برخاست و دلو در چاه انداخت جواهر بیرون آمد گفت خدایا من آب میخواستم برای وضو !(تا حالا این نکته مثبت گفته میشد و به نظرم واقعا مثبت است )
اینکه میفرمایید شریعت برای تمام مردم هست کاملا صحیح هست و اینکه هرکسی براساس سطح فکری خود آرزوها و تمایلات دارد هم صحیح هست .یکی از وجوه داستان موسی و شبان همین را میگوید که سطح فکر یک چوپان درس نخوانده در همین حدود است .نقل است سالها قبل در ده ما یک نفر روضه خوان دوره گرد بوده و در مسجد ده داستان ابراهیم علیه السلام و هاجر را میگفته و در تعریفش میگوید هر سال ابراهیم یک خورده شلغم و چغندر برمیداشت برای هاجر میبرد .خب این بنده خدا غذایی جز شلغم و چغندر ندیده بوده یا یکی دیگر میخواست ثروت شاه را تعریف کند میگفته شاه اینقدر پولدار است که در هر قاشق کالجوشش یک تکه قرمه هست .حالا وقتی سطح فکر یک نفر در حد طلا باشد هزار بار هم حدیث و روایت بخوانی که رضوان الله اکبر خب متوجه نمیشود .
نه اینکه من متوجه بشوم اصلا ادعا ندارم اما اینقدر متوجه میشوم که رضوان الله واقعا اکبر است از طلا و جواهر هرچند درک و فهم من نمیرسد .
نه اینکه من از طلا و نقره خوشم نمیاید اما چون میخواهم دینی زندگی کنم آنرا ابتدا علیرغم میل درونی رد میکنم و خیلی چیزهای دیگر هم همینطور است .اصلا تقوی (پرهیزگاری) یعنی همین که آدم چیزی را دوست دارد اما خود را نگه میدارد .
در مورد گنبد و قرآن مطلا ایراد اصلی من به عوام نیست بلکه به علما هست .آنها نباید طلا به گنبد بدهند یا از قرآن مطلا رونمايي کنند چون اینکار نه تنها توصیه شرع نیست و حداکثر میشود گفت مباح هست بلکه عوارض بدی دارد که قبلا گفتم .من وقتی برخی علما که فلسفه و عرفان کار کرده بودند و دیدم به رونمايي ضریح مطلا میروند در واقع بهم ریختم و البته متوجه شدم که بالاخره آن فرهنگ یا رگ عوامی کار خود را میکند و خاستگاه هر فرد تاثیر خود را خواهد داشت . در یک جایی خواندم این رگ عوامی به اندازه ای قوی هست که حتی در خیالات مثلا عارفان هم تاثیر میگذارد .مثلا گفته شده که محی الدین عربی مریض بوده و برخی به عیادتش میرفتند و یک نفر که به عیادت رفته موجب خشم و ناراحتی محی الدین شده و گفته او را مثل حیوان (یادم نیست کدام حیوان را گفته بود ) می بینم و او بیرون رفته و مدتی بعد دوباره برگشته و اینبار محی الدین خیلی خوشش آمده و گفته این قبلا از روافض بود که شکل حیوان بود و حالا که به مذهب جماعت آمده تمثیلش عوض شده .خب این نشان میدهد حتی کسی در جایگاه محی الدین هم از توهمات و خاستگاه خود تاثیر پذیر است .
شاید من انتظار زیادی از علمای خودمان دارم اما میدانم که اینکارهآ دینی نیست هرچند خودم هم متاسفانه در این دام خیلی وقتها گیر هستم .
خدا عاقبت همه مارا ختم به خیر کند انشالله. خیلی التماس دعا دارم "

4 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار پیشگویی رسول خدا صلی الله علیه و آله و مرتد شدن تمام عرب و صحابه و برگشتن به دوران جاهلیت بعد از شهادت رسول اکرم صلی الل پاسخ داد.
"

ابن تیمیه (پایه گذار اعتقادی وهابیت) را بهتر بشناسیم:

او نسبت نفاق به وجود مقدس صدیقهء کبری سلام الله علیها می دهد!



غصب فدک از حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها و اهانت خلیفهء اول به ساحت ایشان و غضب حضرت زهرا سلام الله علیها بر دستگاه خلافت به حدی واضح و آشکار است ،
که فردی مانند ابن تیمیه حَرانی ، از نواصب و دشمنان اهل بیت علیهم السلام ، پیرامون درخواست فدک از جانب حضرت صدیقهء طاهره سلام الله علیها،
وقاحت را به سر حد خود می رساند ،
و برای تبرئه ابوبکر از جسارت به آن حضرت چنین می نویسد:

هر انسان عاقلی به خوبی می داند اگر زنی از حاکم جامعه ، مالی را درخواست کند و او را به خاطر عدم استحقاق آن زن (!!) ، مال را به او ندهد ، بلکه آن را بین همه مسلمانان تقسیم کند(!!) و آن وقت گفته شود این زن بر حاکم خشمگین شده ، مشخص است که خشم او به خاطر ندادن مال به او بوده و حاکم هم می گوید این مال از آن تو نیست ؛ پس، در چنین صورتی حتی اگر واقعا این زن مورد ظلم واقع شده باشد (!!) آیا خشم او که تنها برای مال دنیا بوده ، برای او امتیازی به شمار می‌رود؟...
حال آیا کسی که موضوع خشم فاطمه را طرح کرده و از روی نادانی آن را از مناقب وی به شمار می آورد آیا می داند که خداوند در مذمت منافقان (!!) فرموده :
و در میان آنها کسانی هستند که در تقسیم غنایم به تو خرده می گیرند اگر از آن غنایم ، سهمی به آنها داده شود ، راضی می شوند و اگر داده نشود ، خشم می گیرند .
می بینیم که خداوند در این آیه از کسانی(منافقان) یاد کرده که چون مالی به آنها داده شده خرسند و چون به آنها داده نمی شود خشمگین می گردند و بدین شکل خداوند این گروه (منافقان) را مذمت نموده است؛
حال با چنین توصیفی اگر کسی فاطمه را در حالی که شبهی از نفاق در او بود (!!!) ، مدح او به شمار می‌رود؟
منهاج السنة، ج4، ص244-246


این سخن ابن تیمیه به حدی تند و زننده و بی منطق است و آنقدر این جسارت قبیح بوده که علمای اهل سنت نیز به وی حمله ور شده و این حرف را دال بر ناصبی بودن وی دانسته اند.

1⃣ محمد زکی الدین ابراهیم:

او از علمای الازهر مصر در این مورد می نویسد :

وسمها بالنفاق، مع أن ابن تیمیة انحرافات شتی،‌ فلعل من اوقحها هذا الإنحراف.

حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها را متهم به نفاق کرده است، با اینکه ابن تیمیه انحرافات متعدد دارد، شاید یکی از وقیحترین انحرافات ابن تیمیه، همین جسارت به حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها است.

کلمة الرائد، ج2، ص546

2⃣ حسن سقاف شافعی:

او از علمای طراز اول اهل سنت اردن که کتاب‌های متعددی در نقد ابن تیمیه نوشته ، نسبت به این قضیه ، عکس العملی تند دارد و می‌نویسد:

و ابن تیمیة یحتج کثیر من الناس بکلامه و یسمیه بعضهم شیخ الإسلام و هو ناصبی عدو لعلی کرم الله وجهه، و اتهم فاطمة علیها السلام بأن فیها شعبة من النفاق.

ابن تیمیه که بسیاری از مردم به کلام او احتجاج می‌کنند و بعضی او را شیخ الاسلام می‌نامند ، او ناصبی است و دشمن حضرت علی علیه السلام ، و حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها را متهم کرده که در ایشان شعبه‌ای از نفاق است.

التنبیه و الرد، ص7



قضاوت در مورد ابن تیمیه و منطق بی اساس و ناجوانمردانهء او درباره سیده زنان اهل بهشت ، سلام الله علیها،
با وجدان های بیدار

کانال برهان و نقد علمی ادیان و فرق ضاله

افضل مقول فی فضائل افضل رسول ص2
غِماری و اعتراض شدید او به جسارت ابن تیمیه خبیث به ساحت بانوی دو عالم سلام الله علیها.

غِماري یکی دیگر از علماي اهل سنت نیز در هنگام‌ نقل این جسارت ، ضمن مذمت شدید ابن تیمیه، کتاب او را "منهاج البدعة" معرفی میکند!


یا علی حبک ایمان وتقوی وبغضک کفر ونفاق
"

4 روز پيش

مجیدماجد به سرنگار «راحت بخواب عثمان!» پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
موضوع همینه که شما چیزی رو به نام نظم مطرح می کنین و اون رو به خدا نسبت می دین و من یک سری قوانین و آزمون و خطا می بینم که با هزینه ی بسیار زیاد کار میکنه، چیزی که من می بینم اینه که یک تیرانداز صدها و هزاران تیر رو بدون هدف گیری مشخص پرتاب میکنه تا بالاخره یکی به هدف بخوره، چیزی که شما می بینین تیراندازی هست که دقیقا هدف رو میزنه و شاید چندتایی هم تیر به اطراف پرتاب کنه محض تفنن و سرکار گذاشتن بینندگان.

واقعا اگر شب که می خوابیم «قطعه ای از آسمان» فرود بیاد و بر «زمین» سقوط کنه یا اساسا آسمانها بر سر زمین سقوط کنن چی میشه؟!
فریدام جان
چون مربوط به این مبحث نیست خیلی ادامه نمیدم فقط همینقدر میگم من در اواسط جوانی به خاطر منافع شخصی خودم میخواستم بیخدا بشم و خیلی جدی بدنبال بیخدایی بودم اما برای اینکه از نظر فکری راحت باشم باید مبنای تئوری را درست میکردم .خب اونموقع رفتم سراغ فروم گفتگو و دفترچه و یکی دو تا سایت و وبلاگ دیگه .
دوران بدی نبود چیزهای خوبی یادگرفتم اما یک چیز برام مسلم شد و این موضوع بود :
کسانی که ادعای بیخدایی میکنند و من باهاشون هم صحبت شدم فقط ادعای روشنفکری میکنند و وقتی کمی بیشتر وارد بشی کم میارند و در گوشه هایی بدیهیات را انکار میکنند .
من خیلی نمیتونم توضیح بدم اما در اثر بحث با بیخداها یک عبارت مرحوم مطهری رحمت الله علیه برام جا افتاد که میفرماید :
" فلسفه مادیگری فلسفه کسانی است که فلسفه نمیدانند "
و جالب این بود که در نوشته وبلاگ یکی از بیخدایان اینترنتی مشهور هم حداقل دوبار من دیدم آمده بود که "بعضیها هم با خوندن مطالب ما بیشتر خداپرست میشوند"
یک چیز دیگه هم دستگیرم شد و اون یک ضعف مشترک مذهبیون بود و اون این بود که سعی میکنند برای هر چیزی حتی جزییاتی که اصلا معلوم نیست واقعیت داشته باشه توجیه پیدا کنند.شخصا به این نتیجه رسیدم که ارسال رسل برای تکامل آدمیزاد هست و به معنی دیگه ما چیزهایی نمیدونیم و باید سعی کنیم اونها را بفهمیم و نقش وحی جهت دهی کلی هست .به عبارتی انسان خداپرست و دیندار پیوسته در حال تکامل هست و اصلا ایرادی نداره که بعضی چیزها را بگه فعلا نمیدونم یا میدونم اما قادر به توضیح نیستم . "

4 روز پيش

Freedom1 به سرنگار «راحت بخواب عثمان!» پاسخ داد.
" موضوع همینه که شما چیزی رو به نام نظم مطرح می کنین و اون رو به خدا نسبت می دین و من یک سری قوانین و آزمون و خطا می بینم که با هزینه ی بسیار زیاد کار میکنه، چیزی که من می بینم اینه که یک تیرانداز صدها و هزاران تیر رو بدون هدف گیری مشخص پرتاب میکنه تا بالاخره یکی به هدف بخوره، چیزی که شما می بینین تیراندازی هست که دقیقا هدف رو میزنه و شاید چندتایی هم تیر به اطراف پرتاب کنه محض تفنن و سرکار گذاشتن بینندگان.

واقعا اگر شب که می خوابیم «قطعه ای از آسمان» فرود بیاد و بر «زمین» سقوط کنه یا اساسا آسمانها بر سر زمین سقوط کنن چی میشه؟! "

4 روز پيش

Freedom1 به سرنگار پرفسور جیمز تور، شیمی‌دان، نانوتکنولوژیست مشهور: فرگشت/فرضیۀ تکامل قابل قبول نیست! کسی هم سوالات را جواب نمی‌دهد! پاسخ داد.
" منظور از ذره ای، لزوما یک ذره نیست، هر چند ذره که باشن اگر محدودیت هایی که بهش میگیم ثابت ها رو رعایت کنن پایدار هستن وگرنه به ذرات تشکیل دهنده ی خودشون تبدیل میشن و ماجرا ادامه داره، این بیشتر بحث فلسفیه نه اینکه ما اینجا به دنبال نظریه های ریسمان و مثلا نظریه میم باشیم و بخوایم فیزیک ذرات بنیادین رو مطرح کنیم. هر ساختاری با هر ابعادی که در نظر بگیریم از ذرات کوچکتری تشکیل شده که در این ساختار بزرگتر مجتمع شدن، برای اینکه ساختار مورد نظر پایدار باشه محدودیت هایی هست، اگر محدودیت ها رعایت شده باشه این ساختار پایداره، وگرنه متلاشی میشه و به ذرات تشکیل دهنده تبدیل میشه، حالا ذرات میتونن ساختار جدیدی رو شکل بدن که شاید پایدار باشه، بنابراین اینجا یک یا چند تا از ثابت ها که مربوط به ساختار بزرگتر بود کم میشه، این ذرات خودشون دارای ثابت هایی هستن که رعایت شده تا پایدار باشن وگرنه باز ماجرا تکرار میشه و این مسیر اینقدر به عقب برمیگرده که بنیادی ترین ذرات یا ریسمان ها یا هرچی اسمش باشه باقی بمونه که اونجا دیگه ثابت مثلا بار الکتریکی یا گرانش هنوز مشخص نشده. این فرایند بسیار شبیه انتخاب طبیعیه که شما بهش ایراد گرفتین. در حالی که طبیعت همینجوری کار کرده و در بعدی که ما میتونیم درک کنیم همین الان داره اینجوری کار میکنه.
ولی دوست عزیز
شما با کتاب مقدسی که از هفت آسمان و هفت زمین صحبت میکنه و احادیثی که دقیقا این هفت زمین و آسمان رو توصیف میکنن، چطور رسیدین به نظریه ریسمان و وجود الله رو ثابت کردین؟ "

4 روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 11:59AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2018 DragonByte Technologies Ltd.