بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > روزنوشته ها (وبلاگ) > baran elahi

نکات

ارزیابی این نوشته

يك شعر نوي زيبا براي دوستان

درخواست "يك شعر نوي زيبا براي دوستان" به Digg درخواست "يك شعر نوي زيبا براي دوستان" به del.icio.us درخواست "يك شعر نوي زيبا براي دوستان" به StumbleUpon درخواست "يك شعر نوي زيبا براي دوستان" به Google
ارسال Thursday 24 December 2009 در 03:14PM توسط baran elahi

خود شبی در آیینه دیدم دلم گرفت
از فکر اینکه قد نکشیدم دلم گرفت

از فکر اینکه بال و پری داشتم ولی
بالاتر از خودم نپریدم دلم گرفت

از اینکه با تمام پس انداز عمر خویش
حتی ستاره ای نخریدم دلم گرفت

کم کم به سطح آیینه ام برف می نشست
دستی بر آن سپید کشیدم دلم گرفت

دنبال کودکی که در آن سوی برف بود
رفتم ولی به او نرسیدم دلم گرفت

نقاشیم تمام شد و زنگ خانه خورد
من هیچ خانه ای نکشیدم دلم گرفت

شاعر کنار جو گذر عمر دید و من
خود را شبی در آیینه دیدم دلم گرفت
شعد از آقاي نقلاييي
تصاوير ضميمه
 
نمايشها 4908 نظرات 1 Edit Tags ارسال نوشته روزنوشت
« قبلي     اصلی     بعدي »
همه نظرات 1

نظرات

  1. Old Comment
    نشان کاوشگر
    خود را شبی در آیینه دیدم دلم گرفت (
    ارسال Thursday 24 December 2009 در 06:52PM توسط کاوشگر کاوشگر حاضر نيست
ارسال نظر ارسال نظر
همه دنبالک ها 0

دنبالک ها


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 01:17AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند