بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > روزنوشته ها (وبلاگ) > ز نیرو بود مرد را راستی

نکات

وبلاگ سید احمد موسوی
ارزیابی این نوشته

دولت احمدی نژاد ؛ "دولت آزاده"

درخواست "دولت احمدی نژاد ؛ "دولت آزاده"" به Digg درخواست "دولت احمدی نژاد ؛ "دولت آزاده"" به del.icio.us درخواست "دولت احمدی نژاد ؛ "دولت آزاده"" به StumbleUpon درخواست "دولت احمدی نژاد ؛ "دولت آزاده"" به Google
ارسال Thursday 14 May 2009 در 01:46PM توسط صبح

دولت نهم ؛ "دولت آزاده"
دفتر پژوهش و بررسي هاي خبري - اميرحسين کبيري : راهبرد دولت نهم از رهايي نظام اجرايي از قيد مطالبات حزبي و ارائه الگوي نويني از سياست ورزي بدون وابستگي به گروه هاي سياسي، توسعه موزون سياسي و اجتماعي و استقرار "دولت اسلامي" است.

درست زماني‌که ناصرالدين شاه قاجار قصد عزيمت به اروپا براي سياحت و ديدار "فرنگستان" نمود، همراهان وي با جلوه‌هاي ديگري از تمدن نوين غربي - انديشه‌ها و آراء سياسي متفاوت و فلسفه‌هاي جديد سياسي - آشنا شدند به گونه‌اي که پس از رجعت، خيال تغيير در مباني قدرت سياسي دمي ايشان را نمي‌آسود. آن زمان که مظفرالدين شاه بيمار در بستر تيمار، فرمان تشکيل مجلس دارالشوراي ملي را امضا کرد تکاپو براي مرزبندي‌هاي سياسي عينيت جدي‌تري يافت و اينک؛ جناح‌ها و مسلک‌ها رداي تشکل نويني چون "حزب" به تن کردند و احزابي چون اعتداليون، اجتماعيون عاميون، اتفاق و ترقي، ترقي خواهان ليبرال و بعدها حزب توده، جبهه ملي، مؤتلفه، فدائيان خلق و ... در سپهر سياست ايران رخ نمودند.
حزب به معناي تشکلي سياسي در ايران همانند بسياري از جوامع بشري پيشينه‌اي تاريخي دارد؛ از فدائيان اسماعيلي که وجهه‌اي نظامي داشتند تا اخوان‌الصفا که به صورت يک تجمع فرهنگي - سياسي ظاهر شدند. اما سابقه تحزب در ايران در چارچوب تعاريف مرسوم از احزاب سياسي، به عصر مشروطه و يا کمي پيش از آن به اواخر عصر ناصري و اوايل سلطنت مظفرالدين شاه باز مي‌گردد. ذکر اين نکته ضروري به نظر مي رسد که گام نخست براي مطالعه خاستگاه اجتماعي احزاب از سوي "کارل مارکس" برداشته شد. همو بود که براي اولين بار به بررسي پايگاه اجتماعي جريان‌هاي مختلف سياسي موجود در جمهوري دوم فرانسه پرداخت و دريافت که جناح‌هاي موجود، نمادهايي از کشمکش‌هاي نهفته در متن جامعه فرانسه هستند.
از آنجايي که ورود انديشه هاي جديد در ايران از همان ابتدا به صورت "انفعالي" و نه "کنش مند" و در نتيجه "حيرت" نخبگان ايراني نسبت به فرهنگ و تمدن غربي بوده در نتيجه بعيد به نظر نمي رسيد که پس از مدتي، ايران عرصه کشاکش هايي قرار گيرد که هريک داعيه نمايندگي جرياني را به عهده داشتند و کوشيدند با ورود به عرصه سياست - به عنوان بارزترين جلوه گاه عرضه ايده و انديشه - تمنيات خود را اعلام کنند.
اضمحلال سلسله پادشاهي قاجاريه و استقرار رژيم پهلوي بر نهاد سلطنت در ايران، با وجود اينکه مي توانست فصل تازه اي را در تاريخ نوين اين سرزمين بگشايد؛ به دليل ماهيت وابسته و دست نشانده برآمدن رضا خان و محمدرضا و ابتناي قدرت بر استبداد، عملاً از هويت بخشي به جامعه ايراني بازماند و ناتواني خود را از ارائه صورت بندي جديدي مبتني بر خواست تاريخي ايرانيان آشکار نمود به گونه اي که به شهادت اسناد تاريخي، جامعه از سياست ورزي و مشارکت سياسي دور ماند و پارلمان و احزاب به عنوان يادگار جنبش مشروطه خواهي بر خلاف کارکرد اصلي آنها ( : نظارت بر دستگاه دولت و چانه زني بر سر منافع ملت) به ماشيني براي مشروعيت بخشي به اعمال و کردار پدر و پسر بدل شدند. بر همين اساس، تلاش پهلوي دوم در راه اندازي و حمايت از احزابي چون اراده ملي به رهبري سيد ضياءالدين طباطبايي ، حزب دموکرات به رهبري احمد قوام، مليون به رهبري منوچهر اقبال، حزب مردم به رهبري اسدا.. علم ، ايران نوين به رهبري حسنعلي منصور و پس از آن اميرعباس هويدا و نيز حزب رستاخيز نتوانست در ميزان "اعتماد ملي" به حکومت بيافزايد.
هرچند پيروزي انقلاب اسلامي با تأکيد بر مردم سالاري ديني و رهيافت لزوم تغيير در ساختارهاي کهن سياسي، موجبات اعاده و استقرار ساختارهاي سياسي نويني را در ايران فراهم آورد که به خودي خود نويد تحولي جديد در رقابت هاي اجتماعي مي داد اما تجربه سه دهه فعاليت احزاب نشان مي دهد بروز بحران دروني در ساختار حزبي کشور و گسترش برخوردهاي خصمانه ميان احزاب، آنها را از پر کردن شکاف هاي اجتماعي و دفاع از حوزه عمومي غافل نمود به نحوي که آسيب هايي نيز به نهضت عظيم ملت ايران وارد آمد؛ تنها حزب "جمهوري اسلامي" توانست با بهره گيري از شخصيت برجسته مؤسسان آن و رعايت رفتار تشکيلاتي و حرکت در چارچوب هاي قانوني - عقلي و عرفي، عملکرد مناسبي از خود به جا گذارد و تأييدات رهبري و مسئولان نظام و حمايت گسترده مردم را به همراه داشته باشد.
با اين وصف آنچه امروز از «عدم التفات دولت نهم به فرهنگ تحزب و رفتار حزبي» در افواه مخالفان شنيده مي شود هرچند رويي از حقيقت است اما ريشه در درک ژرف تاريخي دکتر احمدي نژاد مبني بر عدم همسويي احزاب با نيازهاي مردم دارد چه؛ سابقه احزاب در ايران نشان داده که وابستگي شديد گروه‌هاي سياسي به نهاد قدرت و مشروط بودن کنش سياسي به پيوند با حکومت حيات و ممات آنها را محدود به فعاليت هاي انتخاباتي و به تبع آن تغيير آرايش سياسي در برهه انتخابات کرده به نحوي که احزاب به جاي آنکه در نقش واسطه بين ملت و دولت به دفاع از حقوق مردم برخيزند و در انديشه تأمين مصالح مردم باشند به نهادهايي براي حمايت سياسي و رسانه اي يک تفکر خاص سياسي بدل شده اند و سياست ورزي را در نازل ترين سطح آن يعني باند بازي هاي غيرمسئولانه ، فردي و گروهي به جاي فعاليت شفاف و مفيد سياسي دنبال کردند. به همين دليل است که تحزب در ايران با گسست هايي تاريخي همراه بوده و هرگز نتوانسته ترجمان تفکري باشد که حقيقتاً پايه هاي خود را بر "مردم سالاري ديني" به معناي دقيق کلمه استوار نموده است.
اگرچه هيچگونه محدوديت قانوني به لحاظ تعداد احزاب تشکيل شده در کشور وجود ندارد و بر اساس اصل 26 قانون اساسي نيز «گروه ها آزادند مشروط به اينکه اصول استقلال، آزادي، وحدت ملي، موازين اسلامي و اساس جمهوري اسلامي ايران را نقض نکنند» اما آمارها نشان دهنده آن است که از ابتداي تصويب قانون احزاب در سال 1360 تا زمان به دست گرفتن اختيار دستگاه اجرايي کشور توسط دولت اصلاحات در تابستان سال 76 (يعني شانزده سال) جمعاً 26 گروه سياسي موفق به اخذ پروانه فعاليت از وزارت کشور شده اند که از اين ميان، دو گروه نيز پس از مدتي منحل شده اند. اين آمار در پايان دوره دولت اصلاحات به بيش از 220 گروه رسيد و اين به معناي آن است که در طول 8 سال به حدود 200 تشکل سياسي پروانه فعاليت داده شد (به طور متوسط؛ تقريباً هر 2 هفته يک گروه) بدون آنکه رشد قارچ گونه احزاب منافعي از ملت را دنبال کرده باشد.
بر اين اساس، انتخابات رياست جمهوري سال 84 نشان داد که عمده گروه هاي اجتماعي از تأمين منافع خود از طريق احزاب مأيوس شده و به شعارهايي در اين قالب اعتنايي نمي کنند. پيروزي محمود احمدي نژاد و ناکامي نمايندگان گفتمان اصلاحات در جلب اقشار مختلف اجتماعي به رغم شعارهاي راديکالي که در حوزه سياسي و وعده هاي رنگارنگ اقتصادي داده شد بر همين مبنا تحليل مي شود.
بايد توجه داشت که راهبرد دولت نهم از رهايي نظام اجرايي از قيد مطالبات حزبي و ارائه الگوي نويني از سياست ورزي بدون وابستگي به گروه هاي سياسي؛ از يکسو توسعه موزون سياسي و اجتماعي و از سوي ديگر استقرار "دولت اسلامي" است. به بيان بهتر، مراد دکتر احمدي نژاد از مفهوم "دولت آزاده" به معناي «دولتي که ‌‍‌‍[نمي تواند] وامدار يک گروه، يک دسته يا حزب يا جناح باشد، دولت نبايد به احدي جز مردم بدهکار باشد» (1) دولتي است که در پرتو خصيصه "آزادگي" مي کوشد در راستاي اهداف "دولت اسلامي" گام بردارد؛ دولتي که برآمده از مردم است و به دنبال احقاق مطالبات مردم مي باشد.
همين مقصود به درستي، از ويژگي هايي دولت اسلامي مورد نظر مقام معظم رهبري محسوب مي شود: «نظام اسلامي، يعني طرح مهندسي و شکل کلّي اسلامي را در جايي پياده کردن. مثل اين‏که وقتي در کشور ما نظام سلطنتي استبدادي فردي موروثي اشرافي وابسته برداشته شد، به جاي آن، نظام ديني تقوايي مردمي گزينشي جايگزين مي‏شود؛ با همين شکل کلّي که قانون اساسي برايش معيّن کرده، تحقق پيدا مي‏کند؛ يعني نظام اسلامي. بعد از آن که نظام اسلامي پيش آمد، نوبت به تشکيل دولت اسلامي به معناي حقيقي مي‏رسد؛ يا به تعبير روشن‏تر، تشکيل منش و روش دولتمردان - يعني ماها - به گونه اسلامي»
معظم له در ادامه با اشاره به مردم‏سالاري ديني به عنوان « بهترين ملاک براي تصحيح اخلاق و رفتار» مسئولين، بر « وظايف جدّي و حقيقي » در مقابل مردم تأکيد نموده و آن را از نشانه هاي مردم سالاري دانسته اند: « توجّه به گسترش عدالت و جلب خشنودي توده‏هاي مردم يک نشانه ديگر مردم‏سالاري است؛ يعني سطح تماسش با مردم و منافع آنها هرچه وسيعتر باشد و رضايت و خشنودي عامّه و توده‏هاي مردم را بيشتر جلب کند. دنبال اين نباشد که رضايت گروههاي خاص - يعني صاحبان ثروت و قدرت - را به دست آورد ... مردم‏سالاري فقط اين نيست که انسان تبليغات و جنجال کند و بالاخره عدّه‏اي را به پاي صندوقها بکشاند و رأيي را از مردم بگيرد، بعد هم خداحافظ؛ هيچ کاري به کار مردم نداشته باشد! بعد از آن‏که اين نيمه اوّل تحقّق پيدا کرد، نوبت نيمه دوم است؛ نوبت پاسخگويي است»(2)
به اين ترتيب، مشخص مي شود استراتژي «عدم باج دهي دولت نهم به احزاب و گروه هاي سياسي» ؛ استقرار"دولت آزاده" از رهگذر ويژگي هايي است که نظام اسلامي ايران بر آرمان هاي انقلاب اسلامي استوار ساخته که همان از بين بردن شکاف هاي اجتماعي و پيگيري مطالبات مردم مي باشد.

-------------------------------
(1) : سخنراني رييس جمهوري در ورزشگاه حافظيه شيراز ، 9 ارديبهشت 88
(2) : بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار مسؤولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى ايران‏ ، 12 آذرماه 1379

1388/2/22 - 9:14:46
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 3792 نظرات 0 Edit Tags ارسال نوشته روزنوشت
« قبلي     اصلی     بعدي »
همه نظرات 0

نظرات

ارسال نظر ارسال نظر
همه دنبالک ها 0

دنبالک ها


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 11:20PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند