نمايش نسخه نهائي : عمر ابن الخطاب اولين كسي هست كه با خدا دست ميدهد
احمدfff
Tuesday 1 January 2008, 02:25PM
اهل سنت ميكوين اولين كسي كه با خدا دست ميدهد عمر ابن الخطاب است واولين كسي كه وارد بهشت ميشود عمر ابن الخطاب است
اينجا هم خدا تجسيم ميكند و هم عمر ابن صاهاك را از رسول خدا برتر ميدانن
الله يصافح عمر
في سنن أبن ماجة/ المقدمة /حديث رقم 101 :-
حَدَّثَنَا إِسْمَعِيلُ بْنُ مُحَمَّدٍ الطَّلْحِيُّ أَنْبَأَنَا دَاوُدُ بْنُ عَطَاءٍ الْمَدِينِيُّ عَنْ صَالِحِ بْنِ كَيْسَانَ عَنِ ابْنِ شِهَابٍ
عَنْ سَعِيدِ ابْنِ الْمُسَيَّبِ عَنْ أُبَيِّ بْنِ كَعْبٍ قَالَ :- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ [وآله] وَسَلَّمَ :-(( أَوَّلُ مَنْ يُصَافِحُهُ الْحَقُّ عُمَرُ وَأَوَّلُ مَنْ يُسَلِّمُ عَلَيْهِ وَأَوَّلُ مَنْ يَأْخُذُ بِيَدِهِ فَيُدْخِلُهُ الْجَنَّةَ
حسینی
Tuesday 1 January 2008, 02:48PM
با تشکر از جناب احمدfff
این ها این فضایلی را که می تراشند به خاطر حسدی است که نسبت به امام علی و اهل بیت می برند.
نشان می دهد که واقعا مبهوت شده اند از این همه فضایل در یک انسان مثل امام علی (ع) جمع است. :eek:
جالب است که تمام فضایلی را که می تراشند شبیه فضایلی است که برای امام علی (ع) و اهل بیت ذکر شده :smile55:.:
حسینی
Tuesday 1 January 2008, 03:33PM
پیامبر اسلام (ص) فرمودند:
ستكون بعدى فتنة، فاذا كان ذلك فالزموا على بن ابى طالب فانه اول من امن بى و اول من یصافحنى یوم القیامة و هو الصدیق الاكبر و هو فاروق هذه الامة یفرق بین الحق و الباطل و هو یعسوب الدین (28) ؛
به زودى پس از من فتنهاى بر پا خواهد بود، پس زمانی كه چنین شد ملازم على بن ابى طالب باشید زیرا كه او اول كسى است كه به من ایمان آورد و اول كسى است كه در روز قیامت با من مصافحه میكند، او صدیق اكبر و فاروق (جدا كننده) این امت است كه میان حق و باطل جدائى افكند و او بزرگ و پیشواى دین است.
مناقب ابن مغازلى صفحه 119
واضح است این مناقبی که می تراشند به خاطر حسدی است که از اربابان خود (امثال عایشه و عمر)
به ارث بردند. و در این راه از خدا و پیغمبر و همه چیز مایه می گذارند.
حکمت رسول خدا (ص) را ببینید که چگونه لقب صدیق اکبر و فاروق را که برای امیرالمومنین است را در این جمله می آورد (بعد از بیان اینکه فتنه در خواهد گرفت) تا آنهایی که این القاب را برای اربابان خود دزدیده اند به خود آیند.
yaallah
Tuesday 1 January 2008, 03:41PM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
سنن ابن ماجه
104 - حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلَ بْنُ مُحَمَّدٍ الطَّلْحِيُّ. أَنْبَأَنَا دَاوُدُ بْنُ عَطَاءٍ الْمدِينيُّ، عَنْ صَالِحِ بْنُ كَيسْاَنَ، عَنْ ابْن شِهَابٍ، عَنْ سَعِيْد بْنُ الْمُسَيَّبِ، عَنْ أُبَيِّ بْنُ كَعْبٍ، قَالَ:
- قَالَ رَسُول اللَّه صَلى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلمْ: ((أَوَّلُ مَنْ يُصَافِحُهُ الْحَقُّ عُمَر. وَأَوَّلُ مَنْ يُسلِّمُ عَلَيْهِ. وَأَوَّلُ مَنْ يَأْخُذُ بِيَدِهِ فِيدخْلُهُ الْجَنَّة)).
فِي الْزَوَائِدِ: إسناد ضَعِيْف. فِيه داود بْنُ عطاء المدينيّ، وقد اتفقوا عَلَى ضعفه. وباقي رِجَالُهُ ثِقَاتٍ.
وَقَالَ السيوطيّ: قَالَ الحافظ عماد الدين بْنُ كثير، فِي جامع المسانيد: هَذَا الحديث منكر جداً، وما هُوَ أبَعْد من أَن يكون موضوعاً.
خواهش دارم بفرمایید برداشتی که در بالا نمودید از چه جهت بود.
والسلام
یا الله
yaallah
Tuesday 1 January 2008, 03:50PM
بسم الله الرحمن الرحیم
مناقب ابن مغازلی از کتب اهل سنت نیست. اگر کسی می تواند دلیل برای اثبات غیر این مورد بیاورد.والله اعلم
والسلام
یا الله
احمدfff
Tuesday 1 January 2008, 04:03PM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
سنن ابن ماجه
خواهش دارم بفرمایید برداشتی که در بالا نمودید از چه جهت بود.
والسلام
یا الله
اقاي يا لا ت
حال شما خوبه ظاهرحسابي جا خوردي وقتي كه اين حديث را ديدي
ايا اعتراف ميكني اين حديث در كتابهاي شما هست ؟؟
karvan
Tuesday 1 January 2008, 04:04PM
خاک بر سرتون با این بحث عمر و علی و اینا همشون کشکه عزیز علی چه کار کرد که عمر بکنه همشون یه مشت خونریز عرب بودند واسه طرز تفکر تجزیه طلبیتون متاسفم.... برید جمع کنید این بحثهای مسخره سنی و شیعه ماله8 زمان بوقه :smile27::smile09:
احمدfff
Tuesday 1 January 2008, 04:25PM
خاک بر سرتون با این بحث عمر و علی و اینا همشون کشکه عزیز علی چه کار کرد که عمر بکنه همشون یه مشت خونریز عرب بودند واسه طرز تفکر تجزیه طلبیتون متاسفم.... برید جمع کنید این بحثهای مسخره سنی و شیعه ماله8 زمان بوقه :smile27::smile09:
سلاما سلاما سلاما
احمدfff
Tuesday 1 January 2008, 04:34PM
بسم الله الرحمن الرحیم
مناقب ابن مغازلی از کتب اهل سنت نیست. اگر کسی می تواند دلیل برای اثبات غیر این مورد بیاورد.والله اعلم
والسلام
یا الله
اين شما هستيد كه بايد دليل بياوري كه
ابو الحسن يا ابو محمّد علي بن محمّد بن محمّد طيب جلالي شافعي، مشهور به ابن مغازلي
از اهل سنت نيست
احمدfff
Tuesday 1 January 2008, 06:05PM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
سنن ابن ماجه
104 - حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلَ بْنُ مُحَمَّدٍ الطَّلْحِيُّ. أَنْبَأَنَا دَاوُدُ بْنُ عَطَاءٍ الْمدِينيُّ، عَنْ صَالِحِ بْنُ كَيسْاَنَ، عَنْ ابْن شِهَابٍ، عَنْ سَعِيْد بْنُ الْمُسَيَّبِ، عَنْ أُبَيِّ بْنُ كَعْبٍ، قَالَ:
- قَالَ رَسُول اللَّه صَلى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلمْ: ((أَوَّلُ مَنْ يُصَافِحُهُ الْحَقُّ عُمَر. وَأَوَّلُ مَنْ يُسلِّمُ عَلَيْهِ. وَأَوَّلُ مَنْ يَأْخُذُ بِيَدِهِ فِيدخْلُهُ الْجَنَّة)).
فِي الْزَوَائِدِ: إسناد ضَعِيْف. فِيه داود بْنُ عطاء المدينيّ، وقد اتفقوا عَلَى ضعفه. وباقي رِجَالُهُ ثِقَاتٍ.
وَقَالَ السيوطيّ: قَالَ الحافظ عماد الدين بْنُ كثير، فِي جامع المسانيد: هَذَا الحديث منكر جداً، وما هُوَ أبَعْد من أَن يكون موضوعاً
خواهش دارم بفرمایید برداشتی که در بالا نمودید از چه جهت بود.
والسلام
یا الله
الله يصافح عمر
في سنن أبن ماجة/ المقدمة /حديث رقم 101 :-
حَدَّثَنَا إِسْمَعِيلُ بْنُ مُحَمَّدٍ الطَّلْحِيُّ أَنْبَأَنَا دَاوُدُ بْنُ عَطَاءٍ الْمَدِينِيُّ عَنْ صَالِحِ بْنِ كَيْسَانَ عَنِ ابْنِ شِهَابٍ
عَنْ سَعِيدِ ابْنِ الْمُسَيَّبِ عَنْ أُبَيِّ بْنِ كَعْبٍ قَالَ :- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ [وآله] وَسَلَّمَ :-(( أَوَّلُ مَنْ يُصَافِحُهُ الْحَقُّ عُمَرُ وَأَوَّلُ مَنْ يُسَلِّمُ عَلَيْهِ وَأَوَّلُ مَنْ يَأْخُذُ بِيَدِهِ فَيُدْخِلُهُ الْجَنَّةَ * ))
ومما قيل في سند هذه الرواية :-
اسماعيل بن محمد:- ثقة
داود بن عطاء:- ضعيف أو ليس بالقوي
صالح بن كيسان:- ثقة ثبت
ابن شهاب:- الاعلم بالحديث / الاجمع للحديث/ أأنس بالحديث /لم يرى أعلم منه
سعيد:-اعلم التابعين وأفقههم/ الاعلم بالسنة/ثقة /ما لقي أعلم منه /ثقة
ابي بن كعب:- من الصحابة / اعلى مراتب العدالة
اينها كساني هستن كه اين سند اين روايت را اوردن
سجودی
Wednesday 2 January 2008, 11:43AM
یکبار دیگر احمد اف را رسوا میکنم نوشته او را اول بخوانید:
اين شما هستيد كه بايد دليل بياوري كه
ابو الحسن يا ابو محمّد علي بن محمّد بن محمّد طيب جلالي شافعي، مشهور به ابن مغازلي
از اهل سنت نيست
بیا این هم دلیل
ابن مغازلی معتقد بوده که علی قبل از خلقت آسمانها وزمین بصورت نوری خلق شده بوده و وجود داشته
او چون شیعه ها آیه ها تاویل میکرده
مثلا این ایه را اینطور تفسیر کرده!!
مشکاه یعنی فاطمه ....مصباح یعنی حسن .... وزجاجه یعنی حسین.....و کوکب دری باز یعنی فاطمه.... نور علی نور باز یعنی فاطمه ای که در شکمش امام حسن است
دیگه از کشفیاتش یکی هم این است که کسی از پل صراط نمیگذرد مگر آنکه از علی ورقه عبور داشته باشد این بابا از شیعه نیز یک پا جلوتر گذاشته بوده
این مفسر که دهانش بوی سیر میدهد آیه
(انک علی صراط مستقیم) راتفسیر کرده که یعنی تو ای پیامبر بر راه علی بن ابی طالبی
و منظور از او در آیه ( و انه لذکر لک و لقومک) را علی دانسته
( بنقل از کتاب عبدالرحمن دمشقی و او نقل کرده از شرح اصول الکافی نوشته مازندرانی)
حالا باز بگو شیعه نبوده دقیقیآ یکی از شما ها بوده
yaallah
Wednesday 2 January 2008, 11:53AM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
عرض سلام
جناب احمد پاسخ ندادید. چگونه چنین برداشتی از حدیث نمودید. بنده باید از چه چیزی جا بخورم. لطف کنید جواب دهید.
ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله
yaallah
Wednesday 2 January 2008, 11:56AM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
با تشکر از شما جناب سجودی با اجازه شما ما هم دلایلی می آوریم:
مناقب ابن المغازلی
نام مولف: ؟؟؟ به اهل سنت نسبت داده شده است.
مدارک:
ما در مورد ابن مغازلی تحقیق نموده و متوجه این مطلب شده ایم که چند احتمال وجود دارد.
اول این که دو نفر با نام علی بن محمد بن محمد طیب الجلابی که فقیه واسطی (شهری در عراق) که معروف به ابن مغازلی است وجود داشته باشند که یکی شیعه و دیگری اهل سنت است.
دوم این که این دو یک نفر باشند ولی وی تقیه نموده باشد و شیعه بودن خود را نشان نداده باشد.
سوم این که یک تن باشد و اهل سنت هم باشد اما کتاب مناقب امام علی (رض) از وی نباشد.
چهارم این که یک تن باشند و کتاب مناقب امام علی (رض) از وی باشد. که احتمال آخری ضعیف است. و اما دلیل:
علی بن محمد بن محمد بن جلابی فقیه واسطی بر مذهب مالکی بوده است اما ابن بطریق (یحیی بن الحسن الاسدی الحلی) در کتاب "عمدة عيون صحاح الاخبار في مناقب إمام الابرار" وی را شافعی مذهب می خواند. نه تنها یک بار بلکه چندین بار. و ابن بطریق اولین کسی بوده است که از کتاب وی نقل نموده است و اشخاص دیگری نظیر ابن طاووس و اربلی و علامه حلی و علامه مجلسی (با سال های وفات بالای 600 در حالی که ابن بطریق در سنه 600 وفات کرد) همه بعد از او از این کتاب استفاده نمودند و به همین دلیل وی معروف و مشهور به شافعی مذهب شده است. در حالی که در مقاله ای که در ادامه می آید وی مالکی مذهب است. بنابراین احتمالات گفته شده صدق پیدا می کند.
همچنین در اهل سنت هیچ یک از کسانی که از ابن مغازلی (علی بن محمد بن محمد بن طیب الجلابی) صحبتی نموده اند هیچ یک از کتابی به نام "مناقب علی بن ابی طالب (رض)" مطلقا نامی نبرده اند. بنابراین سه احتمال اول ذکر شده قوت می یابد. خلاصه مطالب این که کتاب "مناقب علی بن ابی طالب (رض)" منسوب به ابن المغازلی کاملا ناشناخته است.
همچنین احادیثی که در این :
883 - ومن مناقب الفقيه ابن المغازلى الشافعي الواسطي وبالاسناد المقدم قال ابن المغازلى في قوله تعالى: " كمشكوة فيها مصباح " (4) قال: اخبرنا احمد بن محمد بن عبد الوهاب اجازة، ان ابا احمد: عمر بن عبد الله بن شوذب اخبرهم قال: حدثنا محمد بن الحسن بن زياد، حدثنا احمد بن الخليل " ببلخ "، حدثنى محمد بن ابى محمود، قال: حدثنا يحيى بن ابى معروف، قال: حدثنا محمد بن سهل البغدادي، عن موسى بن القاسم، عن على بن جعفر قال: سألت [ ابا ] الحسن عن قول الله عزوجل: " كمشكوة فيها مصبا " فاطمة، " والمصباح " الحسن والحسين عليهما السلام، " الزجاجة كأنها كوكب درى " قال: كانت فاطمة عليها السلام كوكبا دريا من نساء العالمين، " يوقد من شجرة مباركة " الشجرة المباركة: ابراهيم، لا شرقية ولا غربية " لا يهودية ولا نصرانية، " يكاد زيتها يضيئى " قال: يكاد العلم ان ينطق منها " ولو لم تمسسه نار نور على نور " قال: فيها امام بعد امام " يهدى الله لنوره من يشاء " قال: يهدى الله عزوجل لولايتنا من يشاء (1).
726 – وبالاسناد (منظور کتاب مناقب منسوب به ابن المغازلی) قال: اخبرنا احمد بن محمد بن عبد الوهاب اذنا، عن القاضى ابى الفرج: احمد بن على قال: حدثنا أبو غانم: سهل بن اسماعيل بن بلبل قال: حدثنا أبو القاسم الطائى، قال: حدثنا محمد بن زكريا الغلابى، حدثنا العباس بن بكار، عن عبد الله بن المثنى، عن عمه: تمامة بن عبد الله ابن انس عن ابيه [ عن جده ] قال رسول الله صلى الله عليه وآله: إذا كان يوم القيامة ونصب الصراط على شفير جهنم لم يجز الا من معه كتاب ولاية على بن ابى طالب (3).
(والله اعلم و اگر اشتباه نکرده باشم حدیث دوم یعنی اهل سنت اهل نار هستند. بنابراین این که مولف کتاب اهل سنت باشد منتفی است البته اگر چنین معنایی در حدیث باشد)
و احادیث بسیار دیگر.
(منبع دو حدیث ذکر شده بنده کتاب عمده تالیف ابن بطریق است:
http://www.yasoob.com/books/htm1/m013/12/no1205.html)
به هر حال احتمال چهارم تقریبا ضعیف است والله اعلم شما می توانید اسناد و مدارک را بررسی کنید. اگر چیزی از اهل سنت درباره این کتاب و نحوه انتساب کتاب به اهل سنت یافتید ما خوشحال می شویم کتاب را بررسی کنیم.
در ضمن دلیل دیگری که احتمالات گفته شده را تقویت و احتمال چهارم را تضعیف می کند این است که وی روایاتی که منسوب امامان شیعی (رض) می رسیده است می نوشته است.
در ضمن مقاله زیر می تواند مطالب بالا را تایید تام کند:
http://cgie.org.ir/shavad.asp?id=123&avaid=1788
ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله
احمدfff
Wednesday 2 January 2008, 12:00PM
راستي سجودي عمر شما با كدام دست با خدا دست ميدهد دست راست
احمدfff
Wednesday 2 January 2008, 03:00PM
یکبار دیگر احمد اف را رسوا میکنم نوشته او را اول بخوانید:
اين شما هستيد كه بايد دليل بياوري كه
ابو الحسن يا ابو محمّد علي بن محمّد بن محمّد طيب جلالي شافعي، مشهور به ابن مغازلي
از اهل سنت نيست
بیا این هم دلیل
ابن مغازلی معتقد بوده که علی قبل از خلقت آسمانها وزمین بصورت نوری خلق شده بوده و وجود داشته
او چون شیعه ها آیه ها تاویل میکرده
مثلا این ایه را اینطور تفسیر کرده!!
مشکاه یعنی فاطمه ....مصباح یعنی حسن .... وزجاجه یعنی حسین.....و کوکب دری باز یعنی فاطمه.... نور علی نور باز یعنی فاطمه ای که در شکمش امام حسن است
دیگه از کشفیاتش یکی هم این است که کسی از پل صراط نمیگذرد مگر آنکه از علی ورقه عبور داشته باشد این بابا از شیعه نیز یک پا جلوتر گذاشته بوده
این مفسر که دهانش بوی سیر میدهد آیه
(انک علی صراط مستقیم) راتفسیر کرده که یعنی تو ای پیامبر بر راه علی بن ابی طالبی
و منظور از او در آیه ( و انه لذکر لک و لقومک) را علی دانسته
( بنقل از کتاب عبدالرحمن دمشقی و او نقل کرده از شرح اصول الکافی نوشته مازندرانی)
حالا باز بگو شیعه نبوده دقیقیآ یکی از شما ها بوده
سجوي شما اينجا من را رسوا نكردي من كه دليل از ابن المغازلي نيرودم
شما اينجا ثابت كردي سني ناصبي دشمن امام علي واهل بيت هستي جون هركي كه علي ع وال علي رادوست دارد شما بهاو شيعي و كافر ميداني
yaallah
Wednesday 2 January 2008, 07:26PM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
عرض سلام
جناب احمد برای آخرین بار می گویم:
چطور چنین برداشتی از حدیث نمودید. چطور گفتید:
اينجا هم خدا تجسيم ميكند.
و چطور گفتید:
عمر ابن خطاب (رض) را از رسول خدا برتر ميدانند.
دلیل شما چیست.
برای آخرین بار پرسیدیم اگر پاسخی ندادید نشان از این دارد که هیچ دلیلی ندارید.
ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله
1052
Wednesday 2 January 2008, 08:53PM
:قانون(1):
کاربر 1052
درج هرگونه الفاظ و مفاهیم تنش زا و توهین آمیز و کاربرد بیش از حد رنگ و اندازه نوشته و علائم احساس نقض حقوق سایر کاربران و نقض قوانین توافقی ثبت نام است . در صورت ادامه این روند شناسه شما در باشگاه با محدودیت نوشتاری مواجه خواهد گشت .
yaallah
Wednesday 2 January 2008, 09:42PM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
جناب 1052
با عرض معذرت روی سخن بنده با شما نبود.
جناب احمد پاسخ دهید
ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله
احمدfff
Wednesday 2 January 2008, 10:19PM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
عرض سلام
جناب احمد پاسخ ندادید. چگونه چنین برداشتی از حدیث نمودید. بنده باید از چه چیزی جا بخورم. لطف کنید جواب دهید.
ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله
اقاي يا لات شما ميخاهيد جه كسي را كول بزنيد اين حديث مثل نور افتاب روشن است
حتى اكر كسي كه كم عربي بلد باشد ميفهمد اين از خرافات شما هست
جطور جا خوردي وقتي كه اين حديث از خرافات شما اورديم
حالا دوبار اين حديث را ميكذارم و با سند كه اين حديث خرافاي نقل كردن
في سنن أبن ماجة/ المقدمة /حديث رقم 101 :-
حَدَّثَنَا إِسْمَعِيلُ بْنُ مُحَمَّدٍ الطَّلْحِيُّ أَنْبَأَنَا دَاوُدُ بْنُ عَطَاءٍ الْمَدِينِيُّ عَنْ صَالِحِ بْنِ كَيْسَانَ عَنِ ابْنِ شِهَابٍ
عَنْ سَعِيدِ ابْنِ الْمُسَيَّبِ عَنْ أُبَيِّ بْنِ كَعْبٍ قَالَ :- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ [وآله] وَسَلَّمَ :-(( أَوَّلُ مَنْ
يُصَافِحُهُ الْحَقُّ عُمَرُ وَأَوَّلُ مَنْ يُسَلِّمُ عَلَيْهِ وَأَوَّلُ مَنْ يَأْخُذُ بِيَدِهِ فَيُدْخِلُهُ الْجَنَّةَ * ))
اولين كسي كه دست به خدا ميدهد عمر است وبه به سلام ميكند و او را به بهشت ميبرد
حلا شما اين را ترجمه كن ببينم
ومما قيل في سند هذه الرواية :-
اسماعيل بن محمد:- ثقة
داود بن عطاء:- ضعيف أو ليس بالقوي
صالح بن كيسان:- ثقة ثبت
ابن شهاب:- الاعلم بالحديث / الاجمع للحديث/ أأنس بالحديث /لم يرى أعلم منه
سعيد:-اعلم التابعين وأفقههم/ الاعلم بالسنة/ثقة /ما لقي أعلم منه /ثقة
ابي بن كعب:- من الصحابة / اعلى مراتب العدالة
اينها كساني هستن كه اين سند اين روايت را اوردن
اقاي يا لات ميداني هنوز اين خرافات شما زياد هست كه بزودي به اين باشكاه نقل ميكنم
احمدfff
Wednesday 2 January 2008, 10:42PM
یکبار دیگر احمد اف را رسوا میکنم نوشته او را اول بخوانید:
اين شما هستيد كه بايد دليل بياوري كه
ابو الحسن يا ابو محمّد علي بن محمّد بن محمّد طيب جلالي شافعي، مشهور به ابن مغازلي
از اهل سنت نيست
بیا این هم دلیل
ابن مغازلی معتقد بوده که علی قبل از خلقت آسمانها وزمین بصورت نوری خلق شده بوده و وجود داشته
او چون شیعه ها آیه ها تاویل میکرده
مثلا این ایه را اینطور تفسیر کرده!!
مشکاه یعنی فاطمه ....مصباح یعنی حسن .... وزجاجه یعنی حسین.....و کوکب دری باز یعنی فاطمه.... نور علی نور باز یعنی فاطمه ای که در شکمش امام حسن است
دیگه از کشفیاتش یکی هم این است که کسی از پل صراط نمیگذرد مگر آنکه از علی ورقه عبور داشته باشد این بابا از شیعه نیز یک پا جلوتر گذاشته بوده
این مفسر که دهانش بوی سیر میدهد آیه
(انک علی صراط مستقیم) راتفسیر کرده که یعنی تو ای پیامبر بر راه علی بن ابی طالبی
و منظور از او در آیه ( و انه لذکر لک و لقومک) را علی دانسته
( بنقل از کتاب عبدالرحمن دمشقی و او نقل کرده از شرح اصول الکافی نوشته مازندرانی)
حالا باز بگو شیعه نبوده دقیقیآ یکی از شما ها بوده
يا شيخ الاغبياء من اين دليل از مغازلي نيوردم
راستي نظرت درباره درباره اين يك از هزران حرافات كه در كتابهاي شما است نكوفتي
شايد تو اين خرافه را باور داري جناب شيخ ;)
احمدfff
Thursday 3 January 2008, 01:13AM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
عرض سلام
جناب احمد برای آخرین بار می گویم:
چطور چنین برداشتی از حدیث نمودید. چطور گفتید:
اينجا هم خدا تجسيم ميكند.
و چطور گفتید:
عمر ابن خطاب (رض) را از رسول خدا برتر ميدانند.
دلیل شما چیست.
برای آخرین بار پرسیدیم اگر پاسخی ندادید نشان از این دارد که هیچ دلیلی ندارید.
ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله
اقاي يا لات و العزه
سول كردي جطور برداشتي از اين حديث مكر نميكوئيد عمر اولين نفر است كه با خدا دست ميدهد اولين نفر يعني قبل از رسول خدا درسته اقاي يالات يا نه دوم مكر خدا انسان است كه با عمر دست ميده:smile21:
شايد انسان باشه و بسر خاله عمر و ما ندانيم:smile21:
ramin_gf
Thursday 3 January 2008, 01:14AM
خاک بر سرتون با این بحث عمر و علی و اینا همشون کشکه عزیز علی چه کار کرد که عمر بکنه همشون یه مشت خونریز عرب بودند واسه طرز تفکر تجزیه طلبیتون متاسفم.... برید جمع کنید این بحثهای مسخره سنی و شیعه ماله8 زمان بوقه :smile27::smile09:
عزيزم شما دليل و مدركي داري واسه حرفت كه امام علي خونريز بوده؟
دوما امام علي خيلي كارا كرده.اگه نميدوني بدون كه يك سوم قانون مجازات مجرمين امريكا بر پايه ي دستورات امام علي در نهج البلاغه است
پيشنهاد ميكنم انقدر پاي ماهواره نشين و اين چرت و پرتا رو گوش كن
برو 4تا كتاب بخون بعد بيا پارازيت بنداز عزيز
mehrdad_123
Thursday 3 January 2008, 03:13AM
خاک بر سرتون با این بحث عمر و علی و اینا همشون کشکه عزیز علی چه کار کرد که عمر بکنه همشون یه مشت خونریز عرب بودند واسه طرز تفکر تجزیه طلبیتون متاسفم.... برید جمع کنید این بحثهای مسخره سنی و شیعه ماله8 زمان بوقه :smile27::smile09:
سلاما سلاما سلاما
سجودی
Thursday 3 January 2008, 09:46AM
احمد اف اف خواستي ابن مغازلي را بتو معرفي كنيم كه كرديم حالا که رسوا شدی میگی من به اون کاری ندارم
اما دوستان دیگر بدانند که یک فرق اساسی بین شیعه و سنی این است که سنی ها احادیثی که از رسول الله به آنها رسیده را غربال و و درجه بندی کردند و در مسایل عقیدتی سنی ها متفقآ هرگز و هرگز حدیث ضعیف را قبول ندارند
اما شیعه ها احادیث خود را تا امروز درجه بندی نکردند چرا؟ برای اینکه بتوانند راحت مانور بدهند و زمانه را دیده و بر حسب آن ( زمانه ) حدیثشان صحیح و غلط میشود!!
و غیر از بخاری و مسلم ، ما در باره هیچ کتاب دیگر خود نمیگوییم که هرچی نوشته اند درست است حدیث های غلط را دروغگویان دشمن دین در اول کار رواج دادند و در زمان ما کاربرد آن نیز فقط توسط دروغگویان دشمن دین است و حدیثی که احمد به آن استناد کرده (همانطور که یا الله سندش را آورده) دروغ است والسلام
mehrdad_123
Thursday 3 January 2008, 10:40AM
اما دوستان دیگر بدانند که یک فرق اساسی بین شیعه و سنی این است که سنی ها احادیثی که از رسول الله به آنها رسیده را غربال و و درجه بندی کردند و در مسایل عقیدتی سنی ها متفقآ هرگز و هرگز حدیث ضعیف را قبول ندارند
اما شیعه ها احادیث خود را تا امروز درجه بندی نکردند چرا؟ برای اینکه بتوانند راحت مانور بدهند و زمانه را دیده و بر حسب آن ( زمانه ) حدیثشان صحیح و غلط میشود!!
اين رو حالا از كي ياد گرفتي؟
فرق بين ما اينه كه ما خودمون رو علم الكل نمي دونيم با اين كه شيعه از همه علم الكلتره ولي شماها كه حتي احاديث خودتون رو هم نميدونيد خودتون و علم الكل ميدونيد:smile21:
.
yaallah
Thursday 3 January 2008, 10:48AM
بسم الله الرحمن الرحیم
ولا تلبسوا الحق بالباطل و تکتموا الحق و انتم تعلمون
عرض سلام خدمت دوستان
آقای احمد
اقاي يا لات و العزه
جناب احمد گفتم بنده از این گونه نوشتن شما ناراحت نمی شوم بلکه بیم این دارم که شما با این کارتان به نام الله (جل جلاله) توهین نمایید. چون نام بنده "یا الله" است.
و امادر پاسخ به این شبهه جناب احمد
متاسفانه برخی از افراد از برخی مطالب سوء استفاده می کنند تا کسانی که اطلاعات چندانی ندارند را با چیز هایی که به نظر آن ها وضوح دارد فریب دهند. از جمله این مسائل این مواردی است که جناب احمد فرمودید. مثلا بنده در یکی از کتب خواندم که می گفت اهل سنت معتقدند الله (جل جلاله) جسم دارد و دست دارد. (نعوذ بالله). صرف نظر از این که هر کسی چنین اعتقادی داشته باشد کافر و از دین اسلام خارج است و در این مورد شکی نیست اما سوالی که مطرح می شود این است که برخی احادیث که در کتب وجود دارد و در آن ها چنین مواردی آمده چه تعبیری دارند. آیا مذهب باطل است و احادیث یا این که موضوع دیگری در میان است؟
پاسخ این است که نه مذهب باطل است و نه احادیث و نه راویان احادیث اشتباه کردند بلکه تعبیر احادیث به گونه ای دیگر است. این موردی که جناب احمد آوردند و چندین مورد دیگر مشابه همگی مواردی هستند که مفاهیم کنایه ای دارند. وقتی در آن احادیث گفته می شود مثلا"ید الله" ، "مسلما" و "حقیقتا" و "بلا استثناء" منظور این نیست که نعوذ بالله الله (جل جلاله) دارای جسم هستند و دارای دست. بلکه در این احادیث به مفهوم کنایه ای توجه می شود. مثلا در یک جا "ید" را قدرت در جایی دیگر ... و در جای دیگر ... تعبیر می کنند. الله (جل جلاله) در قرآن کریم می فرماید:
سوره ی مبارکه مائده
وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ (64)
سوره ی مبارکه طور
وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ (48)
سوره ی مبارکه فتح
إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا (10)
سوره ی مبارکه قصص
وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آَخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (88)
سوره ی مبارکه الرحمن
وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ (27)
سوره ی مبارکه قمر
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ (9) فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ (10) فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاءِ بِمَاءٍ مُنْهَمِرٍ (11) وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاءُ عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ (12) وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ (13) تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاءً لِمَنْ كَانَ كُفِرَ (14)
سوره ی مبارکه هود (علیه السلام والبرکات)
وَأُوحِيَ إِلَى نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آَمَنَ فَلَا تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ (36) وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلَا تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ (37)
سوره ی مبارکه طه
إِذْ أَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّكَ مَا يُوحَى (38) أَنِ اقْذِفِيهِ فِي التَّابُوتِ فَاقْذِفِيهِ فِي الْيَمِّ فَلْيُلْقِهِ الْيَمُّ بِالسَّاحِلِ يَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِي وَعَدُوٌّ لَهُ وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي وَلِتُصْنَعَ عَلَى عَيْنِي (39)
سوره ی مبارکه نساء
مَنْ كَانَ يُرِيدُ ثَوَابَ الدُّنْيَا فَعِنْدَ اللَّهِ ثَوَابُ الدُّنْيَا وَالْآَخِرَةِ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا بَصِيرًا (134)
سوره ی مبارکه طه (الله (جل جلاله) خطاب به حضرت موسی و حضرت هارون (علیهما السلام والبرکات) می فرماید:)
قَالَ لَا تَخَافَا إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى (46)
از دوستان عزیز خواهش دارم حتما معانی این آیات مبارکه را قرائت نمایند. همانطور که ملاحظه فرمودید الله (جل جلاله) در آیات متعددی سخن از ید (دست) و عین (چشم) و وجه و شنیدن و بینایی می کند. و در هیچ کدام آن ها را نفی نمی کند. حال آیا باید گفت که منظور الله (جل جلاله) در این آیات مبارکه این است که دارای جسم هستند. هرگز چنین نیست که خود الله (جل جلاله) در قرآن کریم می فرماید:
لیس کمثله شیء
و این آیات قطعی و بدون هیچ نوع قابلیت ردی است. پس منظور آیات مبارکه از ید و عین و وجه شنیدن و بینایی چیست. تمامی این موارد مواردی هستند که کنایه ای بیان شده اند و تعبیر دیگری ندارند. برای مثال در مورد "ید الله فوق ایدیهم" آن چه در تفسیر قرطبی آمده است را می آوریم:
"يد الله فوق أيديهم" قيل: يده في الثواب فوق أيديهم في الوفاء، ويده في المنة عليهم بالهداية فوق أيديهم في الطاعة. وقال الكلبي: معناه نعمة الله عليهم فوق ما صنعوا من البيعة. وقال ابن كيسان: قوه الله ونصرته فوق قوتهم ونصرتهم.
بنابراین هر گز معنای آن ها این نیست که نعوذ بالله الله (جل جلاله) دارای دست هستند و بگویند دست الله (جل جلاله) فوق دست آن ها است.
همچنین در مورد "نجری باعیننا" در تفسیر قرطبی آمده است:
"فإنك بأعيننا" أي بمرأى ومنظر منا نرى ونسمع ما تقول وتفعل. وقيل: بحيث نراك ونحفظك ونحوطك ونحرسك ونرعاك. والمعنى واحد. ومنه قوله تعالى لموسى عليه السلام: "ولتصنع على عيني" أي بحفظي وحراستي وقد تقدم.
بنابراین هر گز معنای آن ها این نیست که نعوذ بالله الله (جل جلاله) دارای چشم هستند.
بنابراین فهمیدیم که به جهت کنایه ممکن است چنین سخنی گفته شود و تعبیر و قصد دیگری از آن باشد. چنانچه در حدیثی که جناب احمد آوردند و احادیث مشابه تعبیر و قصد دیگری در کار است و این عبارات کنایه ای هستند.
جالب تر آن که کسانی که این ایرادات و شبهات را به مذهب بزرگ اهل سنت می زنند خود خبر از این ندارند که در کتب خودشان هم چنین احادیثی یافت می شود. ما برای خاتمه این احادیث را از کتب شیعه می آوریم تا دیگر حرفی باقی نماند:
وسایل الشیعه
(20171) 3 - وعن عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمد بن خالد، عن ابن فضال، عن أبي جميلة عن سعد بن طريف، عن الاصبغ بن نباتة قال: قال أمير المؤمنين (عليه السلام): يضحك الله إلى رجل في كتيبة يعرض لهم سبع أو لص فحماهم أن يحوزوا.
(دقت بفرمایید که شیخ حر عاملی در مورد یضحک چه می گوید:
أقول الضحك هنا مجاز، ومعناه إن الله يرضى بفعل هذا الرجل ويحبه ويثيبه عليه
یعنی همان معنای کنایه ای که ما گفتیم می آورد.)
(16275) 10 - وبإسناده تقدم في عيادة المريض (1) عن رسول الله (صلى الله عليه وآله) أنه قال: في خطبة له: ومن أهان فقيرا مسلما من أجل فقره واستخف به فقد استخف بالله (2)، ولم يزل في غضب الله (3) عزوجل وسخطه حتى يرضيه، ومن أكرم فقيرا مسلما لقى الله يوم القيامة وهو يضحك إليه، ثم قال: ومن بغى على فقير أو تطاول عليه أو استحقره (4) حقره (5) الله يوم القيامة مثل الذرة في صورة رجل حتى يدخل النار.
[ 12283 ] 4 - وفي (الخصال) عن الحسين بن عبد الله العسكري، عن محمد بن عبد العزيز، عن الحسن بن محمد الزعفراني، عن عبيدة بن حميد، عن أبي الزعرا، عن أبي الا حوص، عن أبيه مالك بن نضلة قال: قال رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم): الا يدي ثلاثة فيد الله العلياء، ويد المعطى التي تليها، ويد السائل السفلى، فأعط الفضل ولا تعجز نفسك أقول: وتقدم ما يدل على ذلك (1)، ويأتي ما يدل عليه (2).
(30614) 1 - محمد بن يعقوب عن محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد عن صفوان بن يحيى عن أبي حمزة عن أبي جعفر (عليه السلام) قال: قال رسول الله (صلى الله عليه وآله): من اطعم ثلاثة نفر من المسلمين اطعمه الله من ثلاثة جنان في ملكوت السماوات: الفردوس وجنة عدن وطوبى وهى شجرة تخرج في جنة عدن غرسها ربنا بيده. ورواه البرقى في (المحاسن) عن ابن أبي نجران عن صفوان مثله (1).
(30664) 2 - وعن محمد بن الحسن عن الصفار عن أحمد بن أبي عبد الله عن عبد الله بن محمد الغفاري عن على بن أبى على اللهبى عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال: من اطعم ثلاث نفر من المؤمنين اطعمه الله من ثلاث جنان ملكوت السماء: الفردوس وجنة عدن وطوبى وهى شجرة من جنة عدن غرسها ربى بيده.
علل الشرایع شیخ صدوق
2 - أخبرنا علي بن حبشي بن قونى رحمه الله فيما كتب إلى قال: حدثنا جميل بن زياد قال: حدثنا القاسم بن اسماعيل قال حدثنا محمد بن سلمة عن يحيى بن أبي العلا الرازي ان رجل دخل على أبي عبد الله (ع) فقال: جعلت فداك أخبرني عن قول الله تعالى (ن والقلم وما يسطرون) وأخبرني عن قول الله عزوجل لابليس (فانك من المنظرين إلى يوم الوقت المعلوم) وأخبرني عن هذا البيت كيف صار فريضة على الخلق أن يأتوه؟ قال فالتفت أبو عبد الله (ع) إليه وقال ما سألني عن مسألتك أحد قط قبلك ان الله عزوجل لما قال للملائكة اني جاعل في الارض خليفة ضجت الملائكة من ذلك وقالوا: يا رب ان كنت لا بد جاعل في الارض خليفة فاجعله منا ممن يعمل في خلقك بطاعتك فرد عليهم انى اعلم مالا تعلمونت، فظنت الملائكة ان ذلك سخط من الله تعالى عليهم فلا ذوا بالعرش يطوفون به، فامر الله تعالى لهم ببيت من مرمر سقفه ياقوتة حمراء واساطينة الزبرجد يدخله كل يوم سبعون ألف ملك لا يدخلونه بعد ذلك إلى يوم الوقت المعلوم قال ويوم الوقت المعلوم يوم ينفخ في الصور نفحة واحدة فيموت إبليس ما بين النفخة الاولى والثانية واما نون فكان نهرا في الجنة أشد بياضا من الثلج واحلى من العسل قال الله تعالى له: كن مدادا فكان مدادا، ثم أخذ شجرة فغرسها بيده قال لها كونى قلما ثم قال له اكتب فقال له يا رب وما اكتب قال: اكتب ما هو كائن إلى يوم القيامة ففعل ذلك ثم ختم عليه وقال: لا تنطقن إلى يوم الوقت المعلوم.
(شیخ صدوق بعد از جمله قرمز رنگ می گوید:
ثم قال: واليد القوة وليس بحيث تذهب إليه المشبهة تم
یعنی همان تعبیر کنایه ای که ما گفتیم را می آورد.)
1 - أبي رحمه الله قال: حدثنا محمد بن يحيى العطار عن محمد بن أحمد قال حدثنا موسى عن عمر عن ابن سنان عن أبي سعيد القماط عن بكير بن اعين قال سألت أبا عبد الله عليه السلام لاي علة وضع الله الحجر في الركن الذي هو فيه و؟ يوضع في غيرة ولاي علة يقبل، ولاي علة اخرج من الجنة، ولاي علة وضع فيه ميثاق العباد والعهد ولم يوضع في غيره، وكيف السبب في ذلك تخبرني جعلت فداك فان تفكري فيه لعجب؟ قال فقال سألت وأعضلت في المسألة واستقصيت فافهم وفرغ قلبك واصغ سمعك أخبرك إن شاء الله، إن الله تبارك وتعالى وضع الحجر الاسود وهو جوهرة أخرجت من الجنة إلى آدم فوضعت في ذلك الركن لعلة الميثاق وذلك انه لما أخذ من بني آدم من ظهورهم ذريتهم حين أخذ الله عليهم الميثاق في ذلك المكان وفي ذلك المكان تراءى لهم ربهم، ومن ذلك الركن يهبط الطير على القائم فأول من يبايعه ذلك الطير وهو والله جبرئيل عليه السلام وإلى ذلك المقام يسند ظهره وهو الحجة والدليل على القائم وهو الشاهد لمن وافى ذلك المكان والشاهد لمن أدى إليه الميثاق والعهد الذي أخذ الله (به) على العباد وأما القبلة والالتماس فلعلة العهد تجديدا لذلك العهد والميثاق وتجديدا للبيعة وليؤدوا إليه في ذلك العهد الذي أخذ عليهم في الميثاق فيأتونه في كل سنة وليؤدوا إليه ذلك العهد، ألا ترى انك تقول أمانتي أديتها وميثاقي تعاهدته لتشهد لي بالموافاة والله ما يؤدي ذلك أحد غير شيعتنا، ولا حفظ ذلك العهد والميثاق أحد غير شيعتنا وانهم ليأتونه فيعرفهم ويصدقهم ويأتيه غيرهم فينكرهم ويكذبهم وذلك انه لم يحفظ ذلك غيركم فلكم والله يشهد وعليهم والله يشهد بالخفر والجحود والكفر وهو الحجه البالغة من الله عليهم يوم القيامة يجئ وله لسان ناطق وعينان في صورته الاولى يعرفه الخلق ولا ينكرونه يشهد لمن وافاه وجدد العهد والميثاق عنده بحفظ الميثاق والعهد واداء الامانة ويشهد على كل من أنكر وجحد ونسى الميثاق بالكفر والانكار، وأما علة ما أخرجه الله من الجنة فهل تدري ما كان الحجر؟ قال قلت لا قال كان ملكا عظيما من عظماء الملائكة عند الله تعالى فلما أخذ الله من الملائكة الميثاق كان أول من آمن به وأقر ذلك الملك فاتخذه الله أمينا على جميع خلقه فألقمه الميثاق وأودعه عنده واستعبد الخلق أن يجددوا عنده في كل سنة الاقرار بالميثاق والعهد الذي أخذ الله (به) عليهم ثم جعله الله مع آدم في الجنة يذكره الميثاق ويجدد عنده الاقرار في كل سنة فلما عصى آدم فأخرج من الجنة أنساه الله العهد والميثاق الذي أخذ الله عليه وعلى ولد لمحمد ووصيه، وجعله باهتا حيرانا، فلما تاب على آدم حول ذلك الملك في صورة درة بيضاء فرماه من الجنة إلى آدم وهو بأرض الهند فلما رآه أنس إليه وهو لا يعرفه بأكثر من أنه جوهره فأنطقها الله عزوجل فقال يا آدم أتعرفني. قال لا قال أجل استخوذ عليك الشيطان فأنساك ذكر ربك وتحول إلى الصورة التي كان بها في الجنة مع آدم فقال لآدم أين العهد والميثاق؟ فوثب إليه آدم وذكر الميثاق وبكى وخضع له وقبله وجدد الاقرار بالعهد والميثاق، ثم حوله الله تعالى إلى جوهر الحجر درة بيضاء صافية تضئ فحمله آدم على عاتقه إجلالا له وتعظيما فكان إذا أعيا حمله عنه جبرئيل حتى وافى به مكة فما زال يأنس به بمكة ويجدد الاقرار له كل يوم وليلة ثم ان الله تعالى لم أهبط جبرئيل إلى أرضه وبني الكعبة هبط إلى ذلك المكان بين الركن والباب وفي ذلك المكان تراءى لآدم حين أخذ الميثاق وفي ذلك الموضع القم الملك الميثاق فلتلك العلة وضع في ذلك الركن (1) ونحى آدم من مكان البيت إلى الصفا وحواء إلى المروة فأخذ الله الحجر فوضعه بيده في ذلك الركن فلما ان نظر آدم من الصفا وقد وضع الحجر في الركن كبر الله وهلله ومجده فلذلك جرت السنة بالتكبير في استقبال الركن الذي فيه الحجر من الصفا، وان الله عزوجل أودعه العهد والميثاق وألقمه إياه دون غيره من الملائكة لان الله تعالى لما أخذ الميثاق له بالربوبية ولمحمد بالنبوة ولعلي عليه السلام بالوصية اصطكت فرايص الملائكة وأول من أسرع إلى الاقرار بذلك الملك ولم يكن فيهم أشد حبا لمحمد وآل محمد منه فلذلك اختاره الله تعالى من بينهم وألقمه الميثاق فهو يجئ يوم القيامة وله لسان ناطق وعين ناظرة ليشهد لكل من وافاه إلى ذلك المكان وحفظ الميثاق. (قال محمد بن علي مؤلف هذا الكتاب) جاء هذا الخبر هكذا ومعنى قوله ان الله اهبط إلى أرضه وبني الكعبة أهبطهم إلى ما بين الركن والمقام وفي ذلك المكان ثوابه جزيل لآدم فأخذ الميثاق،
(شیخ صدوق در پایان این حدیث می گوید:
وأما قوله اخذ الله الحجر بيده فانه يعني بقدرته.
یعنی همان تعبیر کنایه ای که گفته شد از جمله بنفش رنگ می کند.)
بحار الانوار علامه مجلسی
بحار الانوار
ل: ماجيلويه، عن محمد العطار، عن الأشعري، عن ابن أبي الخطاب وأحمد إلى آخر الخبر، إلا أن فيه: غرسها الله عز وجل بيده، والحلل والثمار متدلية.
وأما (نون) فكان نهرا " في الجنة أشد بياضا " من الثلج وأحلى من العسل، قال الله عزوجل له: كن مدادا "، فكان مدادا "، ثم أخذ شجرة فغرسها بيده
قال محمد بن إسحاق: وحدثني عاصم بن عمرو بن قتادة أن عوف بن الحارث و هو ابن عفراء قال لرسول الله صلى الله عليه وآله يوم بدر: يا رسول الله ما يضحك الرب من عبده ؟ قال: " غمسه يده في العدو حاسرا " فنزع عوف درعا كانت عليه وقذفها ثم أخذ سيفه فقاتل القوم حتى قتل.
(در ادامه این مجموعه احادیث در چند صفحه بعد علامه مجلسی می گوید:
وضحك الرب تعالى: كناية عن غاية رضاه.
یعنی همان معنای کنایه ای که گفته شد را از حدیث می کند. والله اعلم)
کافی کلینی
محمد بن يحيى، عن محمد بن الحسين، عن أحمد بن محمد بن أبي نصر، عن حسان الجمال قال: حدثني هاشم بن أبي عمارة الجنبي قال: سمعت أمير المؤمنين عليه السلام يقول: أنا عين يا لله، وأنا يد الله، وأنا جنب الله، وأنا باب الله.
3 - عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمد بن خالد، عن أبيه، عن أحمد بن النضر رفعه قال: قال رسول الله (صلى الله عليه وآله): الايدي ثلاث: يد الله العليا ويد المعطي التي تليها ويد المعطى أسفل الايدي، فاستعفوا عن السؤال ما استطعتم إن الارزاق دونها حجب فمن شاء قنى حياءه (1) وأخذ رزقه ومن شاء هتك الحجاب وأخذ رزقه والذي نفسي بيده لان يأخذ أحدكم حبلا ثم يدخل عرض هذا الوادي فيحتطب حتى لا يلتقي طرفاه (2) ثم يدخل به السوق فيبيعه بمد من تمر ويأخذ ثلثه ويتصدق بثلثيه خير له من أن يسأل الناس أعطوه أو حرموه.
5 - عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمد بن عيسى، عن الحسين بن سعيد، عن فضالة بن أيوب: عن أبي المغرا، عن محمد بن سالم، عن أبان بن تغلب قال: سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول: قال رسول الله صلى الله عليه وآله: من أراد أن يحيى حياتي، ويموت ميتتي ويدخل جنة عدن التي غرسها الله ربي بيده، فليتول علي بن أبي طالب وليتول وليه، وليعاد عدوه، وليسلم للاوصياء من بعده، فإنهم عترتي من لحمي ودمي، أعطاهم الله فهمي وعلمي، إلى الله أشكو [ أمر ] امتي، المنكرين لفضلهم، القاطعين فيهم صلتي، وأيم الله ليقتلن ابني (1) لا أنالهم الله شفاعتي.
6 - محمد بن يحيى، عن محمد بن الحسين، عن موسى بن سعدان، عن عبد الله بن القاسم، عن عبد القهار، عن جابر الجعفي، عن أبي جعفر عليه السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه وآله: من سره أن يحيى حياتي، ويموت ميتتي، ويدخل الجنة التي وعدنيها ربي ويتمسك بقضيب غرسه ربي بيده (2) فليتول علي بن أبي طالب عليه السلام وأوصياءه من بعده، فإنهم لا يدخلونكم في باب ضلال، ولا يخرجونكم من باب هدى، فلا تعلموهم فإنهم أعلم منكم وإني سألت ربي ألا يفرق بينهم وبين الكتاب حتى يردا علي الحوض هكذا - وضم بين أصبعيه - وعرضه ما بين صنعاء إلى أيلة، فيه قد حان فضة وذهب عدد النجوم (3).
(شارح این کتاب در پاورقی می گوید:
(2) كأنه صلى الله عليه وآله يريد شجرة الطوبى وقد غرس الله قضيبها بيد قدرته.
یعنی همان تعبیر کنایه ای را می آورد.)
3 - علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن أحمد بن محمد بن أبي نصر، عن أبان بن عثمان عن محمد بن علي الحلبي، عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال: إن الله عز وجل لما أراد أن يخلق آدم (عليه السلام) أرسل الماء على الطين، ثم قبض قبضة فعركها ثم فرقها فرقتين بيده ثم ذرأهم فإذا هم يدبون، ثم رفع لهم نارا فأمر أهل الشمال أن يدخلوها فذهبوا إليها فهابوها فلم يدخلوها ثم أمر أهل اليمين أن يدخلوها فذهبوا فدخلوها فأمر الله عز وجل النار فكانت عليهم بردا وسلاما، فلما رأى ذلك أهل الشمال قالوا: ربنا أقلنا، فأقالهم، ثم قال لهم: ادخلوها فذهبوا فقاموا عليها ولم يدخلوها، فأعادهم طينا (2) وخلق منها آدم (عليه السلام) وقال أبو عبد الله (عليه السلام): فلن يستطيع هؤلاء أن يكونوا من هؤلاء ولا هؤلاء أن يكونوا من هؤلاء. قال: فيرون أن رسول الله (صلى الله عليه وآله) أول من دخل تلك النار فلذلك قوله عز وجل: " قل إن كان للرحمن ولد فأنا أول العابدين (3) ".
3 - عنه، عن أحمد، عن صفوان بن يحيى، عن أبي حمزة، عن أبي جعفر (عليه السلام) قال: قال رسول الله (صلى الله عليه وآله): من أطعم ثلاثة نفر من المسلمين أطعمه الله من ثلاث جنان في ملكوت السماوات الفردوس وجنة عدن وطوبى [ و ] شجرة تخرج من جنة عدن، غرسها ربنا بيده (1).
1 - عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمد بن خالد، عن ابن فضال، عن أبي جميلة، عن سعد بن طريف، عن الأصبغ بن نباتة قال: قال أمير المؤمنين (صلوات الله عليه): يضحك الله عز وجل (4) إلى رجل في كتيبة يعرض لهم سبع أو لص فحماهم أن يجوزوا (5).
(شارح این کتاب در پاورقی در مورد خنده الله (جل جلاله) می نویسد:
(4) (يضحك الله) كناية عن الانابة واللطف فان من يضحك إلى رجل يحبه ويلاطفه.
یعنی همان تعبیر کنایه ای که ما گفتیم را می کند.)
من لا یحضره الفقیه شیخ صدوق
2213 - و " من حج أكثر من خمسين حجة كان كمن حج خمسين حجة مع محمد والاوصياء صلوات الله عليهم، وكان ممن يزوره الله عزوجل كل جمعة وهو من يدخل جنة عدن التي خلقها الله عزوجل بيده ولم ترها عين، ولم يطلع عليها مخلوق، وما من أحد يكثر الحج إلا بنى الله عزوجل له بكل حجة مدينة في الجنة فيها غرف، في كل غرفة منها حوراء من حور العين، مع كل حوراء ثلاثمائة جارية، لم ينظر الناس إلى مثلهن حسنا وجمالا " (1).
همانطور که ملاحظه نمودید در کتب شیعه هم چنین احادیثی وجود دارد. اما همانگونه که عرض شد چون تعابیر کنایه ای از آن ها می شود بنابراین اصلا اضکالی ندارند. حتی در قرآن کریم هم ید و عین و ... برای الله (جل جلاله) آمده بود ولی نه در معنای واقعی و نه این که منظور این باشد که الله (جل جلاله) جسم دارد (نعوذ بالله) بلکه با تعبیر کنایه ای برای فهم بهتر و همچنین ساده تر کردن جمله یا بعظیم جلوه دادن آن موضوع یا ... که الله (جل جلاله) داناتر است و بس.
امیدوارم همه مسائل روشن شده باشد . والله اعلم
والله اعلم بنده سعی کردم در نقل قول ها و نوشتن نظرات خود دقت کنم تا اشتباهی پیش نیاید. والله اعلم ممکن است در پاره ای موارد اشکالاتی وجود داشته باشد.
الله جل جلاله خود در این نوشته ها خیر گذارد و خود بر ما رحم کند و خود ما را هدایت نماید و خود بر علم ما بیفزاید که او ارحم الراحمین است.
یا الله یا علیم یا حکیم یا ارحم الراحمین
اغفر للمسلمین والمومنین
ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله
mehrdad_123
Thursday 3 January 2008, 06:01PM
چون نام بنده "یا الله" است.
پس بفرماييد استغفرا... خداوند زمين هستيد(ميگم آخر كفريد ميگيد نه؟(
mehrdad_123
Thursday 3 January 2008, 06:05PM
و اما درباره ي بقيه ي مطالب حضرتعالي كه ميشود فقط و فقط با يك جمله ردش كرد:
يد داشتن با قائل بودن به اينكه خداوند به شكل جواني است زيبا فرق ميكند جناب!
و يا اينكه قائل باشيم كه خداوند روي زمين به شكل انسان آمده است يا مي آيد
حال فهميديد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
.
احمدfff
Thursday 3 January 2008, 09:35PM
بسم الله الرحمن الرحیم
ولا تلبسوا الحق بالباطل و تکتموا الحق و انتم تعلمون
عرض سلام خدمت دوستان
آقای احمد
جناب احمد گفتم بنده از این گونه نوشتن شما ناراحت نمی شوم بلکه بیم این دارم که شما با این کارتان به نام الله (جل جلاله) توهین نمایید. چون نام بنده "یا الله" است.
و امادر پاسخ به این شبهه جناب احمد
متاسفانه برخی از افراد از برخی مطالب سوء استفاده می کنند تا کسانی که اطلاعات چندانی ندارند را با چیز هایی که به نظر آن ها وضوح دارد فریب دهند. از جمله این مسائل این مواردی است که جناب احمد فرمودید. مثلا بنده در یکی از کتب خواندم که می گفت اهل سنت معتقدند الله (جل جلاله) جسم دارد و دست دارد. (نعوذ بالله). صرف نظر از این که هر کسی چنین اعتقادی داشته باشد کافر و از دین اسلام خارج است و در این مورد شکی نیست اما سوالی که مطرح می شود این است که برخی احادیث که در کتب وجود دارد و در آن ها چنین مواردی آمده چه تعبیری دارند. آیا مذهب باطل است و احادیث یا این که موضوع دیگری در میان است؟
اقاي يا لات ايا شما اهل علم هستيد ؟؟
ميتوانيد به اشكالات من در باره مذهب شما باسوج بدهيد ؟؟
اكر امده هستيد جواب دهيد تا ما از شما سوال كنيم و شما به اشكالات ما جواب بدهيد يك صفح جيد باز ميكنيم و انجا از شما سوال ميكنيم اكر امده هستي جواب بدهيد
ما از شما ميخاهيم جواب منطقي به ما بدهيد و نه با تعصب و انكار ان
منتظرم جواب هستيم
yaallah
Thursday 3 January 2008, 10:59PM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
عرض سلام
اولا شما باید در این تاپیک هم رسما عذر خواهی کنید. به نظر بنده باید تاپیک جداگانه ای باز شود و شما و همراهانتان در این قضایا رسما عذر خواهی کنند.
بنده هم با عرض شرمندگی وقت ندارم آخرین شبی است که در این جا مطلب می نویسم. والله اعلم
ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله
احمدfff
Thursday 3 January 2008, 11:18PM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
عرض سلام
اولا شما باید در این تاپیک هم رسما عذر خواهی کنید. به نظر بنده باید تاپیک جداگانه ای باز شود و شما و همراهانتان در این قضایا رسما عذر خواهی کنند.
بنده هم با عرض شرمندگی وقت ندارم آخرین شبی است که در این جا مطلب می نویسم. والله اعلم
ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله
بند كاري نكردم كه از ان معذرت خاهي كنم
خود شما هم اعتراف كرديد كه اين حديث در كتابهاي شما هست و لي ضعيف سند است درست ؟؟
و من برايه شما اشخاص كه اين حديث را نقل كردن كذاشتم و انها اين حديث را صحيح ميدانستن
بس بايد از جي معذرت بخام ؟؟؟
تازه از اين حرفها خيلي در كتابهاي شما هست
اكروقت كردي به اين باشكاه سر بزن و با جشم خود ببين
اميد وارم وقت داشته باشي احاديث كه در صفحه جديد كذاشتم كه از فرار عمر ابن الخطاب ميكويد داشته باشي
yaallah
Thursday 3 January 2008, 11:31PM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
عرض سلام
جناب احمد
خود شما هم اعتراف كرديد كه اين حديث در كتابهاي شما هست و لي ضعيف سند است درست ؟؟
ای اهل عالم ای اهل شیعه بیایید ببینید این آقا در روز روشن دروغ می گوید. بنده رفتم یک مقاله بلند در مورد این که آیا این احادیث این معنی را می دهد که نعوذ بالله ، الله (جل جلاله) دارای جسم هستند نوشته ام و بعد برداشت آقا را رد کرده ام. آن وقت این جناب در روز روشن به دروغ می گوید:
خود شما هم اعتراف كرديد كه اين حديث در كتابهاي شما هست و لي ضعيف سند است درست ؟؟
و من برايه شما اشخاص كه اين حديث را نقل كردن كذاشتم و انها اين حديث را صحيح ميدانستن
بس بايد از جي معذرت بخام ؟؟؟
بنده کجا با ضعیف السند بودن روایت کار داشتم. شما گفتید اعتقاد ابن ماجه دارای جسم بودن الله (جل جلاله) است (نعوذ بالله) بنده گفتم گفتن ایم روایت چنین معنی را نمی دهد. جناب شما در روز روشن دروغ می گویی؟؟؟؟؟؟؟
ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله
احمدfff
Thursday 3 January 2008, 11:41PM
لعنت الله على الكاذبين
ايا اين حرفهاي شما نيست كه در بست شماره 4 است ؟؟
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
سنن ابن ماجه
نقل قول:
104 - حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلَ بْنُ مُحَمَّدٍ الطَّلْحِيُّ. أَنْبَأَنَا دَاوُدُ بْنُ عَطَاءٍ الْمدِينيُّ، عَنْ صَالِحِ بْنُ كَيسْاَنَ، عَنْ ابْن شِهَابٍ، عَنْ سَعِيْد بْنُ الْمُسَيَّبِ، عَنْ أُبَيِّ بْنُ كَعْبٍ، قَالَ:
- قَالَ رَسُول اللَّه صَلى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلمْ: ((أَوَّلُ مَنْ يُصَافِحُهُ الْحَقُّ عُمَر. وَأَوَّلُ مَنْ يُسلِّمُ عَلَيْهِ. وَأَوَّلُ مَنْ يَأْخُذُ بِيَدِهِ فِيدخْلُهُ الْجَنَّة)).
فِي الْزَوَائِدِ: إسناد ضَعِيْف. فِيه داود بْنُ عطاء المدينيّ، وقد اتفقوا عَلَى ضعفه. وباقي رِجَالُهُ ثِقَاتٍ.
وَقَالَ السيوطيّ: قَالَ الحافظ عماد الدين بْنُ كثير، فِي جامع المسانيد: هَذَا الحديث منكر جداً، وما هُوَ أبَعْد من أَن يكون موضوعاً.
مكر شما اين روايت را نكذاشتي اقاي دروغ كو
اخه خجالت نميكشي اين قدر دروغ و انكار ميكني
yaallah
Thursday 3 January 2008, 11:47PM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
عرض سلام
جناب بنده آن چه در مسند ابن ماجه نوشته شده بود نوشتم. و آن قسمت را شارح نوشته است. بنده در طی مقالات حرفی از ضعیف بودن حدیث نزدم. چه می شود کرد حتما سوء تفاهم شده و شما فکر کردید منظور بنده تضعیف حدیث است. همین جا می گویم خیر منظور بنده تضعیف نبوده است. موضوع از این قرار است که حتی اگر روایت تضعیف شود باز هم به چه دلیل ابن ماجه آن را آورده است. بنابراین این جمله شما:
خود شما هم اعتراف كرديد كه اين حديث در كتابهاي شما هست و لي ضعيف سند است درست ؟؟
و من برايه شما اشخاص كه اين حديث را نقل كردن كذاشتم و انها اين حديث را صحيح ميدانستن
بس بايد از جي معذرت بخام ؟؟؟
غلط است.
شما باید از این معذرت بخواهید که گفتید اعتقاد اهل سنت این است و این که به دروغ فرمودید.
ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله
احمدfff
Thursday 3 January 2008, 11:56PM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
عرض سلام
جناب بنده آن چه در مسند ابن ماجه نوشته شده بود نوشتم. و آن قسمت را شارح نوشته است. بنده در طی مقالات حرفی از ضعیف بودن حدیث نزدم. چه می شود کرد حتما سوء تفاهم شده و شما فکر کردید منظور بنده تضعیف حدیث است. همین جا می گویم خیر منظور بنده تضعیف نبوده است. موضوع از این قرار است که حتی اگر روایت تضعیف شود باز هم به چه دلیل ابن ماجه آن را آورده است. بنابراین این جمله شما:
ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله
جا خردي نه :smile21:
مكر خودت اين را نقل نكردي
حالا كه دروغت اشكار شد حرفت را عوض كردي
وقتي اين روايت را كه زير ان نوشته مكر يا ضعيف و خود شما اين را نقل كردي
اين يعني
خدا لعنت كند هركس دروغ ميكويد
اين هم حرف شما در تايب شماره 4 اقاي دروغ كو
نقل قول:
104 - حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلَ بْنُ مُحَمَّدٍ الطَّلْحِيُّ. أَنْبَأَنَا دَاوُدُ بْنُ عَطَاءٍ الْمدِينيُّ، عَنْ صَالِحِ بْنُ كَيسْاَنَ، عَنْ ابْن شِهَابٍ، عَنْ سَعِيْد بْنُ الْمُسَيَّبِ، عَنْ أُبَيِّ بْنُ كَعْبٍ، قَالَ:
- قَالَ رَسُول اللَّه صَلى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلمْ: ((أَوَّلُ مَنْ يُصَافِحُهُ الْحَقُّ عُمَر. وَأَوَّلُ مَنْ يُسلِّمُ عَلَيْهِ. وَأَوَّلُ مَنْ يَأْخُذُ بِيَدِهِ فِيدخْلُهُ الْجَنَّة)).
فِي الْزَوَائِدِ: إسناد ضَعِيْف. فِيه داود بْنُ عطاء المدينيّ، وقد اتفقوا عَلَى ضعفه. وباقي رِجَالُهُ ثِقَاتٍ.
وَقَالَ السيوطيّ: قَالَ الحافظ عماد الدين بْنُ كثير، فِي جامع المسانيد: هَذَا الحديث منكر جداً، وما هُوَ أبَعْد من أَن يكون موضوعاً.
اسير
Friday 4 January 2008, 12:02AM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
عرض سلام
بنابراین این جمله شما:
غلط است.
شما باید از این معذرت بخواهید که گفتید اعتقاد اهل سنت این است و این که به دروغ فرمودید.
ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله
خوب دوست گرامي شما اعتقادات اهل سنت براي ما بگو تا ما هم روشن شويم !!!!!!!!!!!!!!
احمدfff
Friday 4 January 2008, 12:08AM
خوب دوست گرامي شما اعتقادات اهل سنت براي ما بگو تا ما هم روشن شويم !!!!!!!!!!!!!!
دوست عزيز اقاي يا لات فرار ترجيح دادن من از ايشان خاستم ولي ايشان ميدان كه نميتوانن جواب خرافات خود را بدهن
yaallah
Friday 4 January 2008, 12:31AM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
سلام علیکم
جا خردي نه
مكر خودت اين را نقل نكردي
حالا كه دروغت اشكار شد حرفت را عوض كردي
وقتي اين روايت را كه زير ان نوشته مكر يا ضعيف و خود شما اين را نقل كردي
اين يعني
خدا لعنت كند هركس دروغ ميكويد
خیر جا نخوردم. حرفم را هم عوض نکردم. فکر کردم برای شما سوء تفاهم شده. به هر حال نشان دادید این گونه نبوده است. بنده حتی یک بار حتی یک بار در طی بحث های خودم حرفی از تضعیف نزده ام. این مطلب که نوشته بودید بر داشت خودتان است. بنده در سدد گفتن برداشت اهل سنت بوده ام. همین و بس.
ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله
yaallah
Friday 4 January 2008, 12:34AM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
عرض سلام
جناب اسیر مطالب اولیه این سایت را بخوانید سپس پست 26 را بخوانید. با تشکر
ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله
احمدfff
Friday 4 January 2008, 12:40AM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
سلام علیکم
خیر جا نخوردم. حرفم را هم عوض نکردم. فکر کردم برای شما سوء تفاهم شده. به هر حال نشان دادید این گونه نبوده است. بنده حتی یک بار حتی یک بار در طی بحث های خودم حرفی از تضعیف نزده ام. این مطلب که نوشته بودید بر داشت خودتان است. بنده در سدد گفتن برداشت اهل سنت بوده ام. همین و بس.
ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله
ديدي جطور جا خردي و الان سعي ميكني كه دروغت را كه كوفتي هرطور كه شده ببشوي و لي كور خوندي
من كه اين حديث را نقل نكردم شما اين حديث را نقل كرديد
كوفتي من از ضعيف بودن جيزي حرف نزدم بس اخر حديث كه هست اقاي يا لات
اين اخري حرف از حديث كه اوردي اقاي دروغ كو
: هَذَا الحديث منكر جداً، وما هُوَ أبَعْد من أَن يكون موضوعاً.
اين يعني جي ؟؟؟
اسير
Friday 4 January 2008, 12:44AM
ايشون كه هنوز نرفتن !!
yaallah
Friday 4 January 2008, 12:44AM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
سلام علیکم
الله اعلم. بنده با علم به اون نوشته مطلب آخر رو نوشته ام. اگر دروغ گفته باشم که هیچ الله (جل جلاله) من رو مواخذه می کند ولی اگر راست گفته باشم چی؟
جناب بخاطر تهمت هایی که به دروغ زده ای عذر بخواه
ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله
yaallah
Friday 4 January 2008, 12:46AM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
سلام
بله جناب اسیر این هم نمونه بارز دیگری از کار های این آقا.
دوست عزيز اقاي يا لات فرار ترجيح دادن من از ايشان خاستم ولي ايشان ميدان كه نميتوانن جواب خرافات خود را بدهن
اگر بنده فرار کردم پس این مطالب رو چه کسی ارسال می کند.
ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله
احمدfff
Friday 4 January 2008, 12:48AM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
سلام علیکم
الله اعلم. بنده با علم به اون نوشته مطلب آخر رو نوشته ام. اگر دروغ گفته باشم که هیچ الله (جل جلاله) من رو مواخذه می کند ولی اگر راست گفته باشم چی؟
جناب بخاطر تهمت هایی که به دروغ زده ای عذر بخواه
ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله
جطور شود الان ؟؟؟:eek::eek:
الان از اين حرفهايت ميفهم كه شما نميدانسي و اين را نوشتي ؟؟
احمدfff
Friday 4 January 2008, 12:54AM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
سلام
بله جناب اسیر این هم نمونه بارز دیگری از کار های این آقا.
اگر بنده فرار کردم پس این مطالب رو چه کسی ارسال می کند.
ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله
اينجا هم باز هم دري دروغ ميكوئي مكر من از شما نخاستم كه ما از شما درباره اشكالات ما به مذهب شما كه داريم باسخ بدهي
ولي شما عاز هستيد حتى به من جواب بدهيد
جون ميترسيد اهل سنت كه از مذهب باطلي كه دارن از اين خرافات كه علماء شما نقل كردن مطلع شون
yaallah
Friday 4 January 2008, 12:56AM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
بنده می دانستم مورد تضعیف شده ی آخر متن ابن ماجه را و پیغام را نوشتم. آن چه باعث شده این است:
سوء تفاهم
سوء تفاهم این که منظور شما از جمله
خود شما هم اعتراف كرديد كه اين حديث در كتابهاي شما هست و لي ضعيف سند است درست ؟؟
این است که بنده برای رد اتهام شما دست به تضعیف حدیث زده ام نه نوشتن برداشت اهل سنت. باز هم می گویم بنده در هیچ پستی اشاره به تضعیف ننموده ام.
بنده در صدد بودم تا همین هایی که در این مورد گفتید از اتهام مبرا کنم:
و من برايه شما اشخاص كه اين حديث را نقل كردن كذاشتم و انها اين حديث را صحيح ميدانستن
و شما باز هم باید معذرت بخواهید. چون نشر دروغ انجام داده اید.
ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله
احمدfff
Friday 4 January 2008, 01:01AM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
بنده می دانستم مورد تضعیف شده ی آخر متن ابن ماجه را و پیغام را نوشتم. آن چه باعث شده این است:
سوء تفاهم
سوء تفاهم این که منظور شما از جمله
این است که بنده برای رد اتهام شما دست به تضعیف حدیث زده ام نه نوشتن برداشت اهل سنت. باز هم می گویم بنده در هیچ پستی اشاره به تضعیف ننموده ام.
بنده در صدد بودم تا همین هایی که در این مورد گفتید از اتهام مبرا کنم:
و شما باز هم باید معذرت بخواهید. چون نشر دروغ انجام داده اید.
ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله
هرطور كه بخاي دروغت را ببشوي نميشه اقا جون مجت را كرفتم و لي الان ميخاي هرطور كه شده خود را خلاص كني
يك بارا نكار ميكني يك بار ميكوئي سوه تفاهم شده
بد جوري بدام افتادي اقاي يا :smile21:
لعنت الله على الكاذبين
mehrdad_123
Friday 4 January 2008, 04:22AM
كاربر... كه اسم ا... را رو خودش گذاشته ميگه:
بنده هم با عرض شرمندگی وقت ندارم آخرین شبی است که در این جا مطلب می نویسم.
باز ظاهرا دانشگاه اين چناب... شروع شد:smile21:
خداوند به اين برادر بزرگوار ما , جناب احمد پاداش يار خاص شدن حضرت ولي عصر (عج) را عطا كند كه بدينگونه دست درغگويان را رو مي كند
.
سجودی
Friday 4 January 2008, 06:16AM
اما بنده وقت دارم بشرطیکه سوال فرمودید و جواب شنیدید به طرف دروازه فرار تشریف نبرید!!! و سوال دیگری مطرح نفرمایید
و ایضآ دوستتان را نفرمایید که پا برهنه بپر وسط و موضوع را عوض کن
و از حقه های دیگر از این دست بهره برداری نفرمایید که بنده دست شما را مطالعه فرموده ام حنا یتان دیگر رنگی ندارد
احمدfff
Friday 4 January 2008, 11:53AM
اما بنده وقت دارم بشرطیکه سوال فرمودید و جواب شنیدید به طرف دروازه فرار تشریف نبرید!!! و سوال دیگری مطرح نفرمایید
و ایضآ دوستتان را نفرمایید که پا برهنه بپر وسط و موضوع را عوض کن
و از حقه های دیگر از این دست بهره برداری نفرمایید که بنده دست شما را مطالعه فرموده ام حنا یتان دیگر رنگی ندارد
خوب جواب اين خرافات كه در مذهب شما است جرا نميدي ميكي دروغه حتى اقاي يا لات اين حديث از كتابهاي شما اورده بس منتظر جي هستي جواب بده
سجودی
Friday 4 January 2008, 01:28PM
منتظر چه هستم ؟ منتظر این هستم که شما تهمت فرار را که به امیر المومنین ابوبکر زدید اثبات بفرمایید
از این شاخه به اون شاخه نپرید یکی یکی جواب بدهید
یکی را تکمیل کنید
احمدfff
Friday 4 January 2008, 02:56PM
منتظر چه هستم ؟ منتظر این هستم که شما تهمت فرار را که به امیر المومنین ابوبکر زدید اثبات بفرمایید
از این شاخه به اون شاخه نپرید یکی یکی جواب بدهید
یکی را تکمیل کنید
من از احاديث كه از علماء شما نقل شده ثابت كردم امير فراري ابو بكر ابن قحافه فرار كرد حالا شما ثابت كن كه ابن قحافه فرار نكرده
ببين سجودي مابه حرفهاي شما عادت كرديم كه انكار ميكني و ميكوئي دروغ است اكرراست ميكوئي اهل علم هستي و طلبه هستي با دليل و منطق ثابت كن كه اين احاديث باطل است
اكر با روش قبليت بيخاي بحث كن ما بيشتر به مذهب خودتان بد بين ميكني
اكر اهل علم هستي بسم الله
سجودی
Friday 4 January 2008, 03:08PM
به صد دلیل گفته تو دروغ است
دوتا را دوباره بشنو
1 - حضرت ابوبکر علیه خود شهادت نمیدهد و نمیگوید من اولین فراری بودم
2 - حضرت عایشه علیه پدر خودش شهادت نمیدهد ای احمد اف اف اف آخر بگوعقلت کجا رفته؟
98 دلیل دیگر باشد برای بعد
احمدfff
Friday 4 January 2008, 03:21PM
به صد دلیل گفته تو دروغ است
دوتا را دوباره بشنو
1 - حضرت ابوبکر علیه خود شهادت نمیدهد و نمیگوید من اولین فراری بودم
2 - حضرت عایشه علیه پدر خودش شهادت نمیدهد ای احمد اف اف اف آخر بگوعقلت کجا رفته؟
98 دلیل دیگر باشد برای بعد
اينجا از عمر حرف بزن نه از ابو بكر ابن قحافه
من با يك جمله كه عمر كوفته ميتوانم اين حرفهايت را رد كنم
مكر عمر جند بار نكوفته لولا علي لهلك عمر
اكر امام علي نبود عمر هلااك ميشود بس جطور ابن شخص درباره خودش اينطور حرف ميزد
از شما ميخاهم در اينجا از عمر صحبت كنيد نه ابو بكر فراري
در اينجا منتظر شما هستيم كه اين همه رواياتكه درباره فرار عمر امده را باطل كني و لي با دليل
سجودی
Saturday 5 January 2008, 04:01AM
اقای احمد اف اف از شما خواهش میکنم تشریف ببرید به بحث اول و در انجا این دو سوال را جواب دهید
به صد دلیل گفته تو درباره فرار ابوبکر صدیق دروغ است
دوتا را دوباره بشنو
1 - حضرت ابوبکر علیه خود شهادت نمیدهد و نمیگوید من اولین فراری بودم
2 - حضرت عایشه علیه پدر خودش شهادت نمیدهد ای احمد اف اف اف آخر بگوعقلت کجا رفته؟
98 دلیل دیگر باشد برای بعد
يا رسول الله
Saturday 5 January 2008, 07:50AM
اهل سنت ميكوين اولين كسي كه با خدا دست ميدهد عمر ابن الخطاب است واولين كسي كه وارد بهشت ميشود عمر ابن الخطاب است
اينجا هم خدا تجسيم ميكند و هم عمر ابن صاهاك را از رسول خدا برتر ميدانن
الله يصافح عمر
في سنن أبن ماجة/ المقدمة /حديث رقم 101 :-
حَدَّثَنَا إِسْمَعِيلُ بْنُ مُحَمَّدٍ الطَّلْحِيُّ أَنْبَأَنَا دَاوُدُ بْنُ عَطَاءٍ الْمَدِينِيُّ عَنْ صَالِحِ بْنِ كَيْسَانَ عَنِ ابْنِ شِهَابٍ
عَنْ سَعِيدِ ابْنِ الْمُسَيَّبِ عَنْ أُبَيِّ بْنِ كَعْبٍ قَالَ :- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ [وآله] وَسَلَّمَ :-(( أَوَّلُ مَنْ يُصَافِحُهُ الْحَقُّ عُمَرُ وَأَوَّلُ مَنْ يُسَلِّمُ عَلَيْهِ وَأَوَّلُ مَنْ يَأْخُذُ بِيَدِهِ فَيُدْخِلُهُ الْجَنَّةَ
:smile21::smile21::smile21::smile21::smile21:خيلي جالب بود كلي خنديدم
از اين اراجيف زياده اما اين يكي مثل فتواي شير دادن عايشه شبيه لطيفه هاي خنده داره
البته ته دلم گريه هست از دست اين مردم جاهل
با تشكر از احمد عزيز
جناب يا الله انگار اين دفعه سايتي نداديد كه اقاي احمد كپي كرده باشند اگه لطف كنيد ما هم حداقل هدايت ميشويم:smile21::smile21:
يا رسول الله
Saturday 5 January 2008, 07:55AM
اقای احمد اف اف از شما خواهش میکنم تشریف ببرید به بحث اول و در انجا این دو سوال را جواب دهید
به صد دلیل گفته تو درباره فرار ابوبکر صدیق دروغ است
دوتا را دوباره بشنو
1 - حضرت ابوبکر علیه خود شهادت نمیدهد و نمیگوید من اولین فراری بودم
2 - حضرت عایشه علیه پدر خودش شهادت نمیدهد ای احمد اف اف اف آخر بگوعقلت کجا رفته؟
98 دلیل دیگر باشد برای بعد
اقاي سجودي يه دليلش هم اينه كه ابوبكر يار پيامبر در غاره
نميدانم اگه پيامبر اونا دنبال خودش نميبرد شما ها چي مي خواستيد بگين:rolleyes::o
ثالثا يه همچين شخصيت هايي فكر نمي كنم بر عليه خود شهادت دهند اخه بايد يه جوري وانمود كنند كه يه روزي بتوانند جاي امام علي را بگيرند(البته با ضرب و زور )
احمدfff
Saturday 5 January 2008, 11:37AM
اقای احمد اف اف از شما خواهش میکنم تشریف ببرید به بحث اول و در انجا این دو سوال را جواب دهید
به صد دلیل گفته تو درباره فرار ابوبکر صدیق دروغ است
دوتا را دوباره بشنو
1 - حضرت ابوبکر علیه خود شهادت نمیدهد و نمیگوید من اولین فراری بودم
2 - حضرت عایشه علیه پدر خودش شهادت نمیدهد ای احمد اف اف اف آخر بگوعقلت کجا رفته؟
98 دلیل دیگر باشد برای بعد
اين هم دليل نيست كه ابو بكرعليه خود شهادت نميده اولن فرار ابو بكر بين مسلمين بخش شده
يعني همه مسلمين از اين فرار اطلاع دارن
اين يك مثال است
مكر عمر جند بار نكوفت لولا علي لهلك عمر
اكر حضرت علي نبود عمر هلااكت ميشود اين اين حرف عمر شهادت او بر خود نيست
اما درباره عائشه
از زني كه درباره خوصوصيت خودو شوهرش درست يا دروغ حرف بزند
وبكويد رسول خدا با من همبستر ميشود و من در اوج حيض بودم بعيد نيست كه همجي را فضيلت بداند و فرار بدر خود هم يك فضيلت بداند
بعد ما الان 3 حديت كه از علماء شما نقل شده قرار كرفتيم
و اين احاديث با سند يعني مردان دارد
با اين احاديث جكار كنيم ؟؟
من از شما براي خاتمه واثبات حرف شماخاستم يكي از مشركين را نام ببري كه توسط ابو بكر كوشته شده همين ولي با سند ;)
سجودی
Saturday 5 January 2008, 02:10PM
اين هم دليل نيست كه ابو بكرعليه خود شهادت نميده اولن فرار ابو بكر بين مسلمين بخش شده
يعني همه مسلمين از اين فرار اطلاع دارن
همه مسلیمن هم مثل اینکه فرار کرده بودند بگفته شما علی مانده بود و هزار دشمن
دومآ دیگه چرا گفت من اولین فراری بودم نگفت دومین بودم
آیا این دلیل نیست بر اینکه شما معنی حدیث را نمی فهمید
یعنی ابوبکر اینقدر صادق بود که گفت من اولی بودم که فرار کردم ؟؟
پس صداقت ابوبکر را قبول کنید
احمدfff
Saturday 5 January 2008, 02:22PM
اين هم دليل نيست كه ابو بكرعليه خود شهادت نميده اولن فرار ابو بكر بين مسلمين بخش شده
يعني همه مسلمين از اين فرار اطلاع دارن
همه مسلیمن هم مثل اینکه فرار کرده بودند بگفته شما علی مانده بود و هزار دشمن
دومآ دیگه چرا گفت من اولین فراری بودم نگفت دومین بودم
آیا این دلیل نیست بر اینکه شما معنی حدیث را نمی فهمید
یعنی ابوبکر اینقدر صادق بود که گفت من اولی بودم که فرار کردم ؟؟
پس صداقت ابوبکر را قبول کنید
سوال شما كه كوفتي جرا او كفته من اولين فراري بود بايد از خود ابو بكر و از كساني كه اين حديث فقط اين حديث جون ميداني فقط اين حديث نبود غير از ان هم بود سوال كرد
بعد اينجا درباره مصافحت عمر با خدا است نه فرار ابو بكر اكر جيزي برايه كوفتن داري درباره فرار ابو بكر در تايب فرار ابو بكر از جنك بكو
راستي نظرشما درباره مصافحت خدا با عمر جي هست اين را قبول داري يا نه
اكر نداري درباره حديث كه نقل شده نظرت جيست ؟؟
سجودی
Saturday 5 January 2008, 02:38PM
بسیار خوب در این تاپیک آنوقت جواب اشکال ترا مینویسم که شما اول تکلیف فرار ابوبکر را در جایش تعیین کنی
خوب شد اونجا منتظرتم
حالا باز یک چیز جدید ننویسی و نگی که سجودی بیا دفاع کن
اتهامات قدیم خود را ثابت کن
احمدfff
Saturday 5 January 2008, 02:42PM
بسیار خوب در این تاپیک آنوقت جواب اشکال ترا مینویسم که شما اول تکلیف فرار ابوبکر را در جایش تعیین کنی
خوب شد اونجا منتظرتم
حالا باز یک چیز جدید ننویسی و نگی که سجودی بیا دفاع کن
اتهامات قدیم خود را ثابت کن
نميدانم جرا از جديد ميترسي :smile55:
من كوفتم اكر من جيزي جديد نقل كردم ديكر نميكويم سجودي بيا اكر خاستي بيا
سجودی
Saturday 5 January 2008, 02:49PM
خوبه حالا هرچی دلت میخواد جدید بنویس و با آینه هم مشورت کن
من در تاپیک ( فرار ابوبکر از احد ) منتظرتم
احمدfff
Saturday 5 January 2008, 03:20PM
خوبه حالا هرچی دلت میخواد جدید بنویس و با آینه هم مشورت کن
من در تاپیک ( فرار ابوبکر از احد ) منتظرتم
روايات من نمينويسم نقل ميكنم
درباره جه جيزي مشورد كنم
من جندتا احاديث كه از كتابهاي شما نقل شده اوردم همين حالا نبوت شما جواب اين احاديث را بدهي
احمدfff
Saturday 5 January 2008, 03:22PM
خوبه حالا هرچی دلت میخواد جدید بنویس و با آینه هم مشورت کن
من در تاپیک ( فرار ابوبکر از احد ) منتظرتم
راستي نظرشما درباره مصافحت خدا با عمر جي هست اين را قبول داري يا نه
اكر نداري درباره حديث كه نقل شده نظرت جيست ؟؟
ابن علی
Sunday 6 January 2008, 10:14AM
خوبه حالا هرچی دلت میخواد جدید بنویس و با آینه هم مشورت کن
من در تاپیک ( فرار ابوبکر از احد ) منتظرتم
جناب سجودی سلام
فکر کنم در همان غزوه احد بود که جناب عثمان در بهبه کارزار بخاطر اوردند که قرار بزرگی گذاشته بودند که یادشان نبوده و از اینرو چنان سراسیمه راهی قرار مذکور شدند که تا برگشتشان 3 روز طول کشید و بعدا نیز فرمودند که بر هر مسلمانی عمل به وعده وظیفه است.
ایا این اخبار درست است و اگر نیست به نظر جنابعالی چگونه بوده است؟
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.