PDA

نمايش نسخه نهائي : اخبار بهائیت


صبح
Sunday 30 December 2007, 06:33PM
عصبانیت فرقه جعلی بهایئت از مستند "بهائیان در حیاط خلوت من" ۰۹ دي ۱۳۸۶ انتشار مستند "بهائیان در حیاط خلوت من" عصبانیت سران فرقه جعلی بهائیت را برانگیخته است.

به گزارش "الف"، انتشار فیلم "بهائیان در حیاط خلوت من (بهائیان در حیاط پشتی من)" که توسط دو یهودی ساکن در کنار ساختمان مرکزی بهایئت ساخته شده است، عصبانیت سران فرقه جعلی بهائیت را برانگیخته است به گونه ای که به پیروان خود دستور داده اند از بحث و صحبت در مورد این فیلم خودداری کنند.
http://www.alef.ir/images/stories/fpg/baha1.jpg

بنابرآنچه در کاور دی.وی.دی این فیلم آمده است؛ بهائیان در حیات خلوت من یک مستند افشاگرانه از پس پرده آهنین مذهبی است که خود را انسانی و پیام آور صلح معرفی می کند. این فیلم سعی می کند به گوشه ای از نقش مخفی این مذهب در سیستم سیاسی و نظامی جهان بپردازد.

شخصیتهای اصلی این فیلم رسواگر عبارتند از :

- یک عضو بازنشسته موساد
- یک خبر چین سازمان سیا
- یک معمار
-یک کارشناس ادیان
- یک دانشمند سلاحهای کشتار جمعی

فیلم از روش سنتی مصاحبه همراه با نفوذ خلاقانه به درون قسمتهای پنهان باغهای بهائیت در حیفای اسرائیل استفاده کرده است.

بهائیان در حیات خلوت من از یک تحقیق کارآگاهانه در مورد مذهبی که 150 سال پیش در ایران ایجاد شد شروع می شود و در نهایت به بررسی مرکز این مذهب که هم اکنون در اسرائیل مستقر شده است می پردازد.

بنابراین گزارش، دو نفر فیلم ساز یهودی به نام های آصف شفیر و نعیما پرتز با الهام از تشکیلات اسرار آمیز بهائیت این فیلم را ساخته اند.

شفیر، تهیه کننده فیلم، قبلا در خانه ای در کنار تپه ای واقع در کوه کرمل حیفا که در روبروی آن، ساختمان بزرگ بهائیت قرار دارد سکونت داشته است و ساخت و سازها و رفتارهای مشکوک درون آن وی را به کسب اطلاع از درون این مجموعه ترغیب می کرده است. حاصل تحقیقات وی این فیلم مستند است.

اولین سؤال برای او زمانی پیش می آید که متوجه می شود که این ساختمانها در مجموع بسیار شبیه یک سنگر و دارای تاسیاست ضد حملات اتمی هستند که بنظر نمی رسد یک محل روحانی متعلق به یک تشکیلات مذهبی باشد، این موضوعی است که در طول فیلم و در مصاحبه با یک کارشناس نیز به آن اشاره می شود.

فیلم پس ازنمایش تلاش ناموفق این دو نفر برای اطلاع دقیق از قسمت های مختلف این ساختمان وارد عرصه بین المللی می شود. این هنگامی رخ می دهد که دو تهیه کننده وارد ماجرای یک جاسوسی بین المللی می شوند. جسد دکتر "دیوید کلی" یک عضو سازمان جاسوسی انگلیس MI6 و کارشناس سلاحهای کشتار جمعی در عراق، در اطراف لندن پیدا می شود. کلی یک بهایی بوده است که مرگ او بازتاب فراوانی در رسانه ها پیدا کرد.

فیلم در ادامه برای کشف راز این ماجرا با این اشخاص ملاقات میکند :

- یک تحلیلگر اطلاعاتی
- رئیس سفارت بهائیان در انگلستان
- یک روزنامه نگار جستجوگر

فیلم در ادامه مشخص می کند که کلی، دوست بهایی دیگری داشته است که عضو سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، CIA بوده است. این دوست، مترجم زبان عربی بوده و همراه با کلی بارها به عراق سفر کرده بودند. گزارشات کلی، بخش مهمی از گزارشاتی را تشکیل می داده است که به جنگ خانمان برانداز عراق منجر شد.


فیلم در نهایت به این نتیجه می رسد که با تحقیقات ساده دو مستند ساز، نمی توان به اطلاعات طبقه بندی شده این ماجرای مرموز پی برد.

صبح
Sunday 30 December 2007, 06:49PM
انتشار ويژ‍ه نامه «زمانه» در باب بهائيت

شصت و يكمين شماره ماهنامه «زمانه» با صاحب امتيازى مؤسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر و با مدير مسئولى رضا غلامى و سردبيرى محمدرحيم عيوضى منتشر شد.
«زمانه» كه نشريه اى در عرصه انديشه و تاريخ سياسى ايران معاصر است موضوع بحث و تحليل مقالات شماره اخير خود را به فرق ضاله «بهائيت» و « بابيت» اختصاص داده است و با بهره گرفتن از تحقيقات و پژوهش هاى صاحبنظران در تبيين اين موضوع، مجموعه اى قابل تأمل و مستند فراهم آورده كه مى توان آن را در جهت شناخت بهتر تحولات سياسى ـ اجتماعى ايران گامى مؤثر محسوب كرد.ميرزا على محمد شيرازى (باب)، بنيانگذار فرقه «بابيت» در سال ۱۲۶۰ ق ادعا كرد كه باب و نايب خاص امام زمان شيعيان است.
او بعداً پا را فراتر نهاد و داعيه هاى بزرگترى چون مهدويت، رسالت و ربوبيت را مطرح كرد و اتباع خويش را در كتاب خود «بيان» به رفتار تند و اعمال خشونت نسبت به مخالفان، يعنى مسلمانان فراخواند كه حاصل كار، آشوب و اغتشاش خونين بابيان در نقاط مختلف ايران بود و دستگاه حكومت به زمامدارى اميركبير را براى بازگرداندن امنيت به كشور، به سركوبى آنان وادار كرد.

ارتباط و تعامل فرقه بهائيت، از همان بدو پيدايش، با بيگانگان از فصول مهم و عبرت انگيز تاريخ اين فرقه است كه اخبار مربوط به آن، نه تنها در مأخذ غيربهايى انعكاس دارد، بلكه شواهد و آثار آن را مى توان در لابه لاى متون و منابع خود اين فرقه نيز مشاهده كرد.درك استعمار و استبداد وابسته به آن، به مثابه دو روى يك سكه، از واقعيت هاى بسيارى پرده برمى دارد كه پاسخگوى پرسش هاى اساسى در مورد تحولات سياسى، اجتماعى و اقتصادى است.
فرقه بهائيت كه پيدايش و رشد خود را مرهون چنين فضايى بود با پيروزى انقلاب اسلامى و ايجاد شرايط ضداستعمارى و استبدادستيزى كشور، رو به افول نهاد وليكن همچنان دشمنى خود را از بيرون مرزها با حمايت قدرت هاى استكبارى ادامه مى دهد و به اين اعتبار، مى توان لزوم اين كه «زمانه» شماره اخير خود را به موضوع بهائيت اختصاص داده است را بهتر احساس كرد.برخى از مقالات انتقادى و پژوهش هايى كه در اين مجموعه منتشر شده است چنين عنوان گرفته اند: بهائيت؛ تقابل با اقتدار ملى ايران ‎/ بررسى انتقادى چند شعار بهائيت ‎/ بهائيت؛ پيوند با بيگانه، خصومت با ملت ‎/ فرقه سازى استعمارگران ‎/ بيت العدل اعظم؛ بن بست مشروعيت ‎/ خاتميت؛ نفى مسلك باب و بهاء ‎/ «قبله نما» و مغناطيس تعصب ‎/ بهائيت و اسرائيل؛ پيوند ديرين و فزاينده ‎/ بهائيت از ديدگاه محققان ايرانى.



شصت و يكمين شماره ماهنامه «زمانه» با صاحب امتيازى مؤسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر و با مدير مسئولى رضا غلامى و سردبيرى محمدرحيم عيوضى منتشر شد. «زمانه» كه نشريه اى در عرصه انديشه و تاريخ سياسى ايران معاصر است موضوع بحث و تحليل مقالات شماره اخير خود را به فرق ضاله «بهائيت» و « بابيت» اختصاص داده است و با بهره گرفتن از تحقيقات و پژوهش هاى صاحبنظران در تبيين اين موضوع، مجموعه اى قابل تأمل و مستند فراهم آورده كه مى توان آن را در جهت شناخت بهتر تحولات سياسى ـ اجتماعى ايران گامى مؤثر محسوب كرد.ميرزا على محمد شيرازى (باب)، بنيانگذار فرقه «بابيت» در سال ۱۲۶۰ ق ادعا كرد كه باب و نايب خاص امام زمان شيعيان است. او بعداً پا را فراتر نهاد و داعيه هاى بزرگترى چون مهدويت، رسالت و ربوبيت را مطرح كرد و اتباع خويش را در كتاب خود «بيان» به رفتار تند و اعمال خشونت نسبت به مخالفان، يعنى مسلمانان فراخواند كه حاصل كار، آشوب و اغتشاش خونين بابيان در نقاط مختلف ايران بود و دستگاه حكومت به زمامدارى اميركبير را براى بازگرداندن امنيت به كشور، به سركوبى آنان وادار كرد.
ارتباط و تعامل فرقه بهائيت، از همان بدو پيدايش، با بيگانگان از فصول مهم و عبرت انگيز تاريخ اين فرقه است كه اخبار مربوط به آن، نه تنها در مأخذ غيربهايى انعكاس دارد، بلكه شواهد و آثار آن را مى توان در لابه لاى متون و منابع خود اين فرقه نيز مشاهده كرد.درك استعمار و استبداد وابسته به آن، به مثابه دو روى يك سكه، از واقعيت هاى بسيارى پرده برمى دارد كه پاسخگوى پرسش هاى اساسى در مورد تحولات سياسى، اجتماعى و اقتصادى است. فرقه بهائيت كه پيدايش و رشد خود را مرهون چنين فضايى بود با پيروزى انقلاب اسلامى و ايجاد شرايط ضداستعمارى و استبدادستيزى كشور، رو به افول نهاد وليكن همچنان دشمنى خود را از بيرون مرزها با حمايت قدرت هاى استكبارى ادامه مى دهد و به اين اعتبار، مى توان لزوم اين كه «زمانه» شماره اخير خود را به موضوع بهائيت اختصاص داده است را بهتر احساس كرد.برخى از مقالات انتقادى و پژوهش هايى كه در اين مجموعه منتشر شده است چنين عنوان گرفته اند: بهائيت؛ تقابل با اقتدار ملى ايران ‎/ بررسى انتقادى چند شعار بهائيت ‎/ بهائيت؛ پيوند با بيگانه، خصومت با ملت ‎/ فرقه سازى استعمارگران ‎/ بيت العدل اعظم؛ بن بست مشروعيت ‎/ خاتميت؛ نفى مسلك باب و بهاء ‎/ «قبله نما» و مغناطيس تعصب ‎/ بهائيت و اسرائيل؛ پيوند ديرين و فزاينده ‎/ بهائيت از ديدگاه محققان ايرانى.

صبح
Tuesday 8 January 2008, 07:42PM
تبليغات بهائيت: شيراز، كرج، ياسوج
۱۸ دي ۱۳۸۶
حجت الاسلام منصور برزگر عضو هيأت مديره اتحاديه تشكل‌هاي قرآني كل كشور در گفتگو با خبرنگار «جهان»، گفت: از فعاليت بهائيان در شيراز مدت‌هاست مي‌گذرد و مسئولين فرهنگي اين استان نيز در جهت خنثي كردن اين فعاليت‌ها اقداماتي در اين خصوص انجام داده اند.

وي افزود: تا مدتها قبل، اين فرقه در شهرك وليعصر شيراز پايگاهي داشتند و فعاليت‌هايي انجام مي‌دادند كه ايجاد آرايشگاه هاي رايگان براي مردان، جلسات شب نشيني و ترويج و تبليغ ازدواج خواهر و برادر، راه اندازي سوپرماركت‌ها و ارائه خدمات رايگان و تخفيف هاي 5000 توماني به مشتريان معرفي شده، برخي از فعاليت هاي آنان بود.
عضو هيأت مديره اتحاديه تشكل‌هاي قرآني كل كشور در ادامه با بيان اينكه آنان از صهيونيست‌ها مبالغ كلاني براي انجام اين ماموريت دريافت مي‌كنند، خاطر نشان كرد: مبلغان اين فرقه پا را فراتر گذاشته و حتي به روستاهاي اين استان مي روند و با سوءاستفاده از فقر در مناطق روستايي و محروم به دنبال رفع مشكلات مالي و اقتصادي آنها بوده تا بتوانند پايگاه اجتماعي خود را در بين مردم ارتقا دهند.
وي ادامه داد: مدتي است فرقه بهائيت فعاليت‌هاي تبليغي خود را در استان فارس بصورت گسترده آغاز كرده است و مسئولان فرهنگي نيز بايد به طور جدي به دنبال راهكاري براي اين امر باشند.

تحریکات مذهبی بهائیت منطقه خرمدشت کرج

اخیراً تعداد زیادی اطلاعیه در خصوص اعتقادات بهاییت در منطقه خرمدشت از توابع شهرستان كرج توسط فرد یا افراد ناشناس توزیع گردیده است.
در این اطلاعیه مطالبی در خصوص سن بلوغ، ازدواج با محارم و حج بیان شده است.
همچنين در محل انتشار اين اطلاعيه تعداد زیادی از پیروان بهائیت ساکن هستند .

آموزش روش های تبلیغ به جوانان بهایی

اخبرا در جلسه جوانان بهاییت در یاسوج، ناظم جلسه ضمن آموزش شیوه‌های تبلیغ به جوانان و نوجوانان شرکت کننده از آنان خواسته است به صورت آشکارا، مستقیم و غیر مستقیم و از طریق ارتباط خانوادگی به تبلیغ بهائیت بپردازند.
در این جلسه به حاضرین تاکید شده که با اخلاق و رفتار خود سعی در جذب افراد کنید، علاقه مندان به بهایيت را مستقیم به جلسات دعا دعوت کنید.
وي همچنين شيوه هاي ديگر تبليغ را اين گونه بيان كرد: در مورد بهائیت با مردم صحبت کنید و افردای که آمادگی درک و پذیرش را دارند، به بهائیت دعوت کنید. رفت و آمد خانوادگی و دوستی با کسانی که با آنان در ارتباط هستید برقرار کنید.
گفتني است فعالیت بهائیت در بین جوانان استان کهکیلویه و بویر احمد افزایش یافته است.

صبح
Saturday 19 January 2008, 11:29PM
دست صهیونیسم در آستین بهائیت

نورمحمد نجفی

با نگاهی به پیشینه تاریخی فرقه جعلی و دست نشانده «بهائیت» و همچنین سیر تاریخی تشکیل دولت یهود در سرزمین فلسطین، می توان به رابطه بین «بهائیت» و صهیونیسم پی برد. رابطه ای که از همان ابتدا به یک همزیستی مسالمت آمیز تبدیل شد و در ادامه هرکدام از طرفین این همزیستی سعی در تقویت طرف مقابل داشت تا در نهایت و به طور غیر مستقیم خودش را تقویت کند؛ حال یا بنا به تشخیص خود یا به تشخیص اربابان استعمارگرشان.

به طور خلاصه می توان گفت اسرائیل برای سرکوب کردن و تحقیر هر چه بیشتر مسلمانان و همچنین به نمایش گذاشتن چهره ای موجه در عرصه بین الملل، سعی در حمایت از بهائیان و «بهائیت» کرد که در نهایت توانست توسط همین جماعت جعلی و همچنین با کمک یهودیان مخفی (یهودیان به ظاهر مسلمان شده) که به «بهائیت» گرایش پیدا کرده بودند، در کشورهای مسلمان منطقه نفوذ کرده و به جمع آوری اطلاعات(جاسوسی) بپردازد و با تبلیغ وسیع از حمایت های خود از این فرقه، دست به یک فریب بزرگ زده و از خود یک چهره صلح طلب و مذهبی به نمایش بگذارد.

از طرف دیگر جماعت وامانده از همه جا و همه کس «بهائی»، برای اینکه بتواند در منطقه جایی برای استقرار و ساماندهی پیدا کند، دست به به حمایت از یهودیان مهاجر به سرزمین فلسطین زد و در ادامه از تشکیل دولت یهود در این منطقه حمایت کرد؛ چرا که سران بهائی به خوبی فهمیده بودند که با حمایت از تشکیل دولت یهود در فلسطین، تحت حمایت مستقیم دولت های حامی تشکیل اسرائیل و در ادامه و با تشکیل این دولت، تحت حمایت مستقیم این دولت قرار خواهند گرفت و جایی را برای استقرار و ساماندهی تشکیلاتی بدست خواهند آورد و کجا بهتر از فلسطین و شهرهای حیفا و عکا که به جهت محل تبعید و دفن مؤسسین سرسپرده این فرقه، برای بهائیان اهمیت بسزایی داشته و دارد.

عنوان کردن «ارض اقدس» و استفاده از کلماتی اینچنین و شبیه «ارض موعود» یهودیان، از جمله مواردی بود که سران «بهائیت» برای نزدیک ساختن خود به دولت یهود استفاده کردند. بهائیان تشکیل دولت اسرائیل را وعده الهی عنوان می کنند تا هرچه بیشتر به آن مشروعیت بدهند تا به اصل «همزیستی مسالمت آمیز» خود با دولت یهود که حمایت طرفینی می باشد، عمل کرده باشند.

امروزه و به علت وجود تعداد معدودی بهائیان در جامعه ایرانی و همچنین رابطه تنگاتنگ جماعت بهائی با اسرائیل، از جمله راهکارهای دولت اسرائیل برای دنبال کردن اهداف خود علیه جمهوری اسلامی ایران، تقویت بهائیان ایران می باشد. آنچه که مدتی است شاهد آن هستیم، و بروز خارجی آن فعال تر شدن سایت های اینترنتی بهائیان به زبان فارسی و همچنین فعالیت های تبلیغی همزمان بهائیان در نقاط مختلف کشور و در عرصه عمومی می باشد.

ارائه چهره انسان دوستانه و صلح طلب از بهائیت و همچنین انعطاف پذیر بودن قوانین و آداب آن، برای پیروان و سوء استفاده از عدم آگاهی و اطلاع برخی از مردم و خصوصا جوانان از مسائل مذهبی، از جمله راهکارهای تبلیغی مبلغان این فرقه ضاله در ایران اسلامی می باشد.

آنچه که در پس این تبلیغات و در پی آن افزودن به پیروان این فرقه حاصل می شود، فراهم شدن نیروی انسانی بومی برای انجام فعالیت های ضد نظام در نقاط و سطوح مختلف کشور می باشد. این همان تئوری «انفجار از درون» بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسبق رژیم صهیونیستی است.

البته این راه و روش تبلیغی روش تازه و نویی نیست و قبلا هم مبلغان مذهبی اروپای مسیحی، هموار کننده راه دولت های استعماری اروپایی برای نفوذ در ممالک دیگر بوده اند. آنچه که اینجا خود را به خوبی نشان می دهد، دست سران صهیونیسم در آستین «بهائیت» است.

حالا نوبت بازی «بهائیت» برای اسرائیل است و نقش تازه ای که برای «بهائیت» در نظر گرفته شده، در ظاهر تبلیغ آیینی است که در باطن، اهداف شوم سیاسی دولتمردان صهیونیست را دنبال می کند.

منبع: رجانیوز

صبح
Friday 29 February 2008, 10:40AM
ترفند بهاییت برای جذب جوانان پسر و دختر
۰۸ اسفند ۱۳۸۶
به گزارش «جهان»، افراد گروهي كه خود را "كنيا" مي نامند، موظف شده اند تا با اهداي هدايا و بعضاً كمك هاي نقدي به جوانان دختر و پسر، آنان را جذب محافل پنهاني خود كنند.

بر پايه اين گزارش، گروه یادشده با این ترفند به ترويج انديشه هاي بهايي نیز مي پردازند و تا كنون در نقاط مختلف تهران جذب هایی نیز از بین دانش آموزان دبيرستان هاي دخترانه و پسرانه داشته اند.

در ماه هاي اخير جريان بهائيت در برخي از نقاط تهران و برخي از شهرهاي شمال غربي و مركزي ايران فعاليت خود را تشديد كرده است.

چندي پيش نیز خبري مبني بر فروش سي دي هاي آموزشي اين گروه در سيستان و بلوچستان منتشر شد كه در قالب آموزش، شيعه را نيز تكفير مي كرد.

Maria
Friday 29 February 2008, 10:55AM
از دولتي كه متن گزارش آقاي البرادعي را كه دو پهلو بود و نكات منفي و مثبت نسبت به ايران را توام با هم داشت، كاملا مثبت جلوه دهد و در گزارشات ارسالي و دريافتي دست برد، نمي توان انتظار داشت اخبار مربوط به جامعه بهايي را هم كاملا حقيقي و بر طبق واقعيت به اطلاع مردم برساند.
پس جناب صبح با گزارشاتت خوش باش!

صبح
Saturday 12 July 2008, 10:00PM
ثبت اماکن بهاييان به عنوان ميراث جهاني در يونسکو
۱۹ تير ۱۳۸۷
کميته ميراث جهاني يونسکو در اقدامي عجيب اعلام کرد اماکن بهاييان در شهر هاي حيفا و آکو در سرزمين هاي اشغالي را به صورت رسمي به عنوان ميراث جهاني ثبت کرده است.

به گزارش برنا، اين اقدام يونسکو در اجلاس کميته ميراث جهاني سازمان فرهنگي، آموزشي، علمي و هنري سازمان ملل متحد در ايالت کبک کانادا صورت گرفته است.
اين سازمان باغ هاي متعلق به فرقه ضاله بهاييت را که توسط "آلبرت لينکلن" دبير کل جامعه بهاييان بين المللي تاسيس شده در فهرست ميراث جهاني ثبت کرده است.
گفتني است "آلبرت لينکلن" براي تآسيس اين باغ ها بيش از 250 ميليون دلار هزينه کرده است و براي حفظ و نگهداري آنها سالانه 4 ميليون دلار هزينه مي کند.
مقامات رژيم صهيونيستي که از سالها پيش ميزبان فرقه ضاله بهاييت بوده اند با استقبال از اين اقدام يونسکو اعلام کرده اند که اين امر مي تواند به جذب بيشتر توريست کمک کند.
براساس اعلام مقامات رژيم صهيونيستي سالانه بيش از 600 هزار تن از اين باغ ها ديدن مي کنند.
شايان ذکر است قبر "بهاء الله" رهبر اين فرقه ضاله در شهر آکو رژيم صهيونيستي است.
بهائيت فرقه ضاله اي است که استعمار انگلستان 150 سال پيش آن را در ايران تأسيس کرد.
بهاييان بعد از افشا شدن ماهيت خود ايران را ترک کرده و به سرزمين هاي اشغالي مهاجرت کردند.

شيفته
Sunday 13 July 2008, 07:29AM
بهاييت تيشه اي است بر ريشه اسلام !

صبح
Thursday 2 October 2008, 11:07PM
قبله بهايي‌ها، ميراث فرهنگي شد
۱۱ مهر ۱۳۸۷
از آن رو اقدامي عجيب است كه بسياري از بناهاي مهم و تاريخي مسلمانان و مسيحيان كه در سرزمين هاي اشغالي واقع شده است، مثل مسجد الاقصي و ..، با بي توجهي جامعه بين الملل، بارها توسط رژيم جعلي و نظامي اسراييل مورد تهديد و در معرض تخريب قرار گرفته است.

به گزارش جهان، چندي پيش يونسكو در اقدامي غير معمول ، "روضه مباركه " در بهجي -مقبره رهبر فرقه ضاله بهاييها- در شمال سرزمين هاي اشغالي را به عنوان يكي از ميراث فرهنگي جهان ثبت كرد. اين اقدام كه مورد حمايت فراوان رسانه هاي وابسته به صهيونيسم قرار گرفت ، از آن رو اقدامي عجيب است كه بسياري از بناهاي مهم و تاريخي مسلمانان و مسيحيان كه در سرزمين هاي اشغالي واقع شده است ، مثل مسجد الاقصي و .. ، با بي توجهي جامعه بين الملل ، بارها توسط رژيم جعلي و نظامي اسراييل مورد تهديد و در معرض تخريب قرار گرفته است و اجازه بازسازي (به عنوان يك مكان تاريخي با دوهزار سال قدمت) آن به مسلمانان داده نمي شود.

در حالي كه رژيم صهيونيستي با تحريف آموزه هاي يهوديت ، سعي در توجيه ظلم و ستم خود بر مردم مظلوم جهان و به ويژه فلسطينيان دارد،با اهميت ويژه قائل شدن براي اين مكان آن را به قبله بهاييها تبديل كرده‌اند و گفته مي‌شود بهاييها مراسم مذهبي خود را به سمت اين مركز انجام مي‌دهند.

شايان ذكر است بهائيت ديني استعماري است كه هر چند وقت يكبار براساس نياز غرب در قوانين آن تجديد نظر مي شود.!!به عنوان مثال چند سال پس از تاسيس رژيم اسراييل، كشف شد كه قبله بهايي ها بايد به سمت آن كشور باشد .

جوجو
Friday 3 October 2008, 12:34PM
پس از انتشار خاطرات خانم «مهناز رئوفي» زن نجات يافته از بهاييت در پاورقي «نيمه پنهان» روزنامه كيهان اين اقدام مورد توجه خاص خوانندگان روزنامه قرار گرفت و كتاب خاطرات مذكور با عنوان «سايه شوم» در مدت چند ماه شش نوبت به چاپ رسيد، به طوري كه هنوز علاقمندان زيادي با خواندن آن كتاب در تماس با روزنامه رضايت خود را از اين اقدام ابراز مي نمايند.
همچنين چند تن ديگر از بهاييان مسلمان شده در تماس با روزنامه کیهان آمادگي خود جهت انجام گفت وگو و روشنگري پيرامون ماهيت اين فرقه را اعلام نمودند.

در اين ميان آقاي «بهزاد جهانگيري» يكي ديگر از بهاييان كه از دام اين فرقه نجات يافته ضمن اعلام آمادگي جهت چاپ خاطراتش دعوت این روزنامه را را براي مصاحبه پذيرا شدند، مصاحبه حاضر كه در مهرماه سال گذشته انجام گرفت حاوي نكات جالب و ارزنده ديگري است كه توجه خوانندگان را به خواندن آن دعوت مي نمايم. در پايان از خوانندگان محترم جهت مشاركت و غنا بخشيدن به اين سلسله گفت وگوها دعوت مي كنيم تا با ارسال پيشنهاد و نظرات خود به شماره تلفن 90701133 و يا نمابر 57071933 را در ادامه اين راه ياري فرمايند.
شماره تلفن دفتر پژوهش هاي موسسه كيهان

1ـ اميدوارم در اين ماه مبارك رمضان طاعاتتان مورد قبول خداوند واقع شده باشد.به عنوان اولين سؤال خود را معرفي كنيد؟
¤ به نام خدا، بهزاد جهانگيري هستم كه بعد از مسلمان شدنم در سال 75- 74 دوست داشتم اسمم را عوض كنم. لذا نام حسين فلاح را براي خود برگزيدم و از اينكه مسلمان شده ام خيلي خوشحالم.

2ـ چه سالي مسلمان شديد؟
¤ سال 1375يعني از سال 74غير علني مسلمان شدم ولي در سال 75 ضمن مراجعه به نمايندگي روزنامه اطلاعات در همدان رسما از بهائيت اعلام تبري و انزجار كرده و مسلمان شدنم را اعلام كردم.

3ـ از ابتدا بهايي بوديد يا مسلمان؟!
¤ من بهائي زاده هستم. يعني پدربزرگ، پدر و مادر و همه اقوام، بهائي هستند. من هم طبق روال اداري فرقه بهائيت در 16سالگي به اجبار خانم نعيمي كه يكي از اعضاي محفل آن زمان همدان بود. تسجيل شدم اين يك روال مبتني بر زور و اجبار بود به ميل و دلخواه خودم صورت نگرفت مثل خيلي از جوانها.

4ـ چه انگيزه اي باعث مسلماني شما شد؟!
¤ چند دليل داشت، اول اينكه بسياري از دوستان من مسلمان بودند من هم دوست داشتم مثل آنها آزاد باشم. نه اينكه در چنبره و حصار تشكيلات بهائيت باشم. در دوران انقلاب من حدودا يازده، دوازده ساله بودم بعد از آن هم كه جنگ پيش آمد مسلمانان را مي ديدم كه چطور خالصانه به دين، ملت و وطن خود عشق مي ورزند. من هم دوست داشتم مثل آنها باشم، دوم اينكه سؤالات زيادي در ذهنم نسبت به بهائيت وجود داشت، افكار وعقايد مسلمانان با عقايد ما خيلي فرق داشت. رفتار مسلمانها خيلي بهتر و آزادانه تر از ما بود. گرچه طبق تعاليم فرقه اي ما خود را برتر از آنها مي دانستيم. با اين وجود سؤالاتي برايم پيش مي آمد! لذا از مسئولانمان يعني از همان كساني كه جزء محفل (خادمين) بودند مي پرسيدم. عكس العمل آنها در مقابل سؤالات جزيي من تند و پرخاشگرانه بود. آنها در نهايت مي گفتند، خيلي سؤال مي كني! ما در تشكيلات بهائيت لم و بم (چرا و چگونه) نداريم و اين يكي از ويژگي هاي فرقه بهائيت است. همين سؤالات مرا بيشتر تشويق مي كرد كه تحقيقات خود را دنبال كنم. و عاقبت به همراه همسر سابقم پس از تحقيقات و مطالعات زياد، پي به بطالت و ساختگي بودن بهائيت برديم و مسلمان شديم.

5 ـ لم و بم را بيشتر توضيح مي دهيد؟ حريمش تا كجا بود؟
¤ لم و بم يعني چرا و چگونه. در پرسش ها اگر ريشه اعتقادي و ساختار تشكيلاتي و فرقه اي بهائيت زير سؤال برود از ناحيه سران فرقه و قبل از آنها از سوي خانواده هاي بهائي به شدت سركوب مي شود و فرد سؤال كننده طرد شده و تهديد مي شود تا جائي كه از كرده خود پشيمان گردد.

6ـ مگر نه اينكه فرد با پرسيدن سؤال مي خواهد بهائيت را بهتر بشناسد؟
¤ اتفاقا من همين سؤال را يك بار پرسيدم جواب دادند كسي كه عاشق باشد سؤال نمي كند، چيزي نمي پرسد، اگر عاشق بهاءالله و عبدالبها باشي ديگر سؤالي نمي پرسي اين شگرد كارشان است. يعني قلبت را عاشق مي كنند و فكر و مغزت را ازت مي گيرند!

7ـ آيا اين سؤالها قبل از 15 سالگي بود يا پس از آن؟ چون معتقد و مصر هستند، در 15 سالگي بايد به تحري حقيقت برسند و تسجيل بشوند؟!
¤ خير، تحري حقيقت در بهائيت فقط يك ادعاي محض است. چون فقط در نوشته هاست. اما در عمل اصلا تحري حقيقي نداشتيم. به هيچ عنوان يك نفر بهائي نمي تواند بگويد مي خواهم براي انتخاب دين خود تحري و تحقيق كنم. مثلا با مسلمانها، مسيحي ها و يا مومنين ديگر اديان آسماني در ارتباط باشند. در تشكيلات بهائيت چنين اجازه اي نمي دهند. يعني براساس ساختار فرقه اي و تشكيلاتي بهائيت، كودك از زماني كه زبان باز مي كند تا آخر عمر تحت تعليم اجباري محسوس و نامحسوس قرار مي گيرد و بايد در سن پانزده سالگي بهائي بودن خود را اعلام نمايد و به عبارتي تسجيل شود. با اين وصف خود قضاوت كنيد براي بهائيان تحري حقيقت و تحقيق در جهت انتخاب دين چگونه مي تواند عملي شود؟!! به نظر بنده كه سالها در تشكيلات بهائيت بوده ام انتخاب در بهائيت كاملا اجباري است، يعني فرد بهائي در سن پانزده سالگي و يا تازگي ها هيجده سالگي از سوي تشكيلات بهائي انتخاب مي شود. نه اينكه خودش انتخاب كند و اگر كسي خارج از اين چارچوب عمل كند با عكس العمل شديد تشكيلات بهائيت و خانواده مواجه مي شود.

8 ـ يعني چنين كسي را بايكوت مي كنند؟
¤ بله دقيقا.

9ـ اگر ممكن است در خصوص (لم و بم) كه در مورد خودتان اتفاق افتاده است مثالي بزنيد؟
¤ دوازده ساله بودم دوست داشتم همراه با دوستان مسلمانم در ايام محرم به مساجد و مجالس عزاداري آقا امام حسين بروم و مثل آنها كه در اين مجالس روحيه خوبي پيدا مي كردند به آرامش معنوي برسم. سينه زني و لباس مشكي پوشيدن برايم سؤال بود و در عين حال جالب و بسيار جذاب. يك روز به پدرم گفتم مي خواهم با مسلمانان به مجالس عزاداري بروم چون اين مراسم در ايام محرم باعث مي شود حتي خلاف كاران دست از كارهاي خود بردارند. راه اصلاح پيش بگيرند. پدرم و دائي ام آقاي ايوبي كه اكنون جزء سران تشكيلات است گفتند، اگر ببينيم حتي يكبار پايت را به مسجد گذاشته و با مسلمانهائي كه اعتقاد محكمي دارند بگردي حق نداري با ما باشي. بايد با همانها زندگي كني! آنها در كنار اين حرفها توصيه مي كردند كه ارتباط من با دوستان لاابالي از نظر آنها مشكلي ندارد. مورد بعدي مربوط به قصد ازدواج من با دختري مسلمان بود كه با مخالفت شديد تشكيلات مواجه شد بدون آنكه هيچ دليل قانع كننده اي بياورند، آنها هيچ جوابي در پاسخ به پرسشهاي من نمي دادند و فقط من را تهديد مي كردند.

10ـ بهائيان زيارتنامه اي دارند به نام زيارتنامه سيدالشهدا چون صحبت از عاشورا كرديد در اين مورد توضيح دهيد آيا اين زيارتنامه را در ايام محرم مي خواندند؟
¤ نگاه تشكيلات بهائيت به زيارت نامه سيدالشهدا، نگاه ابزاري بوده شايد هم يك شگرد فريب كارانه براي اغفال مسلمانان كه آنهم تنها براي مدت كوتاهي در زمانهاي گذشته خوانده مي شد (البته فقط در شهرهاي شيعه نشين براي فريب و اغفال مسلمانها، حفظ آمار بهائيان و به عنوان پوشش امنيتي براي بهائيان ) چون از يك طرف به جوانها مي گفتند نبايد با مسلمانها رفت و آمد كنيد و از طرف ديگر زيارت نامه سيدالشهدا را مي خواندند و حتي بعضي مواقع حليم نيز مي پختند البته اين امر توسط بهائيان قديم اتفاق مي افتاد وگرنه بهائيان امروزي اصلا اعتقادي به اينگونه افكار و اعتقادات ندارند. اين دو با هم در تضاد بود، به همين خاطر زيارت نامه و حليم را حذف كردند و در سالهاي اخير بهائيان در اول و دوم محرم كه مصادف با ولادت شوم باب و بهاء است جشن و سرور بر پا كرده و تورهاي گردشگري به راه مي اندازند و به خوشگذراني مشغول مي شوند! البته جشن تولد باب و بهاء يك فلسفه سياسي معارض با شيعه دارد. چرا كه بر خلاف تقويم بهائي كه بر هجري شمسي استوار است ولادت باب و بها به قمري حساب شده تا بهائيان با عيد گرفتن وجشن و سرور در ايام محرم عداوت و كينه خود را با دين اسلام و مذهب تشيع استمرار دهند و من مومنين به مذهب تشيع و مسلمانان را به تعمق در اين مسئله اي كه عرض كردم دعوت مي كنم.

11ـ يعني براي اغفال ديگران به نوعي نزديكي ايجاد مي كردند؟
¤ بله، از اين قضيه استفاده هاي مختلفي مي كردند. مخصوصا در بعد مظلوم نمائي مي گفتند همانطور كه سيدالشهدا مظلوم بود، ما هم مظلوم داريم، مثل باب، عباس افندي و يا ماجراي قلعه شيخ طبرسي را بعد از خواندن زيارت نامه اين موارد را ذكر مي كردند كه، مثلا ببينيد مظلوميت ما از سيدالشهدا نيز بيشتر است!! ببينيد كه اين استفاده ابزاري آنها از زيارتنامه نيز داراي فلسفه مرموز سياسي است، يعني دشمن با استفاده از اين عناصر فريب خورده اهداف خود را در دل ملت مسلمان پيگيري مي كند و اگر ملت از خود دفاع مي كند فرياد مظلوميت شان بلند مي شود كه آن هم نوعي ابزار است براي تحميل فشار به ملت مسلمان از طرف استعمار.

12ـ اگر بخواهيم مصداقي مشخص كنيم چه كسي را بلاتشبيه سعي داشتند سيدالشهدا معرفي كنند و چه كساني را پيروان او مي دانستند؟
¤ منظور آنها از سيدالشهدا همان باب و بهاء بوده و پيروان او را مثل ملاحسين بشرويه يا قدوس مي گفتند و به علت جنگهايي كه در قلعه شيخ طبرسي انجام داده اند خاك اين قلعه را متبرك معرفي مي كنند از طرفي متبرك بودن خاك كربلا و تربت امام حسين را نفي مي كنند ولي براي خودچنين چيزي را قبول ندارند و به اسلام و مسلمانان ايراد گرفته و آن را جزء خرافات به حساب مي آورند.

13ـ شما اول مسلمان شديد يا همسرتان؟
¤ همزمان بود، ايشان تحقيقاتي درباره اسلام انجام داده بود ولي به من نمي گفت، چون در تشكيلات بهائيت حرف دلت را حتي به همسرت نمي تواني بگوئي. همه مراقب هم هستند. پيش خودت فكر مي كني همسرت جاسوس توست و جاسوسي ات را مي كند. حتي ممكن است شوهر جاسوس زنش باشد. چون تشكيلات فقط به منافع خود اهميت مي دهد ولي به خانواده، زندگي و به مشتركات اهميت نمي دهد فقط مي گفتند اگر او كاري انجام مي دهد به ما بگو. افراد بهائي براساس تعاليم فرقه بهائيت به طور سيستماتيك و غيرارادي مكلف به اطلاع رساني براي سران تشكيلات هستند. لذا من براي خودم كار مي كردم، با مسلمانها رابطه داشتم و سؤالاتم را مي پرسيدم و همسرم هم كتابهاي شهيد مطهري را مي خواند و وقتي به من در مورد مسلماني گفت ديد خود را قبلا آماده كرده و فقط به خاطر ترس از تشكيلات و ترس از يكديگر تاكنون چيزي بروز نداده ام.

صبح
Wednesday 29 October 2008, 09:40PM
( معرفی و بررسی کتاب )
بهائیت؛ فاشیسم جدید
۰۸ آبان ۱۳۸۷
فيچيكيا كه قبلاً خودش بهايي بوده، معتقد است عقايد سياسي افراطي رهبريت تشكيلات جهاني بهاييت متاثر از گرايشات فاشيستي است. اعضاي تشكيلات در برابر هرگونه تفكر انتقادي، نوآوري‌، آزادي بيان، انتقاد از مقررات سخت و سانسور با طرد فوري از سوي تشكيلات روبرو مي‌شوند.




* گفتاری از فرانچسکو فیچیکیا (پژوهشگر سوئیسی)


فرانچسکو فیچیکیا متولد سال ،۱۹۴۶ در سال ۱۹۷۱به عضویت محفل بهائی سوئیس درآمد. از نوامبر سال ۱۹۷۳ در زوریخ به عنوان مددکار اجتماعی استخدام شد. بعد از مطالعه کتاب «هرمان زیمر» فیچیکیا در آگوست سال ۱۹۷۴ نظرات تشکیلات بهائیت را مورد انتقاد قرار داد و به پیروی از نظریه زیمر الواح وصایای عبدالبهاء را که همراه کتاب اقدس بهاءالله نزد بهائیان منشور نظم اداری تشکیلات بهائیت محسوب می شود، جعلی دانست و مؤسسه ولایت امرالله را که در الواح وصایا تعیین شده غاصب خوانده و معتقد است که آن توسط شوقی افندی غصب شده است. فیچیکیا پس از مکاتبه با مرکز جهانی بهائیت در حیفا و بحث و گفت وگوهای بسیار با نمایندگان انتصابی تشکیلات بهائی سرانجام در اواخر نوامبر سال ۱۹۷۴ انصراف خود را از عضویت در تشکیلات بهائیت اعلام کرد .بعد از مدت کوتاهی تشکیلات بهائیت طرد روحانی او را اعلام کرد.

در اوایل سال ۱۹۷۵ ،فیچیکیا مطلبی تحت عنوان نامه یک خواننده به یک روزنامه روزانه زوریخ یازدهم فوریه سال ۱۹۷۵ در سطحی گسترده انتقادات خود را به تشکیلات بهائیت مطرح کرد.پس از مدت کوتاهی در ماه اوت سال ۱۹۷۵ مقاله خود را تحت عنوان : بهائی گری - یک آینده نامعلوم برای «دین آینده» را در نشریه ادواری دفتر مرکزی کلیسای پروتستان موسوم به ۱۶\\\\۱۵ شماره ۳۸ (۱۹۷۵)منتشر کرد. این مقاله مقدمه ای شد برای انتشار کتابش در سال ۱۹۸۱ تحت عنوان : «آیا بهائیت دین جهانی در آینده است پژوهشی نقادانه درتعالیم، تاریخ و تشکیلات آن».

این کتاب توسط دفتر مرکزی کلیسای پروتستان آلمان مختص مسائل عقیدتی منتشر شد.
کتاب فیچیکیا دارای ساختار سیستماتیک، ارجاعات، یادداشت های متعدد، نقل قول هایی ازآثار علمی، منابع مطالعاتی و منابع اصلی بهائی برخوردار است. این کتاب از اصطلاحات عربی و یونان باستان و نیز اصطلاحات اصلی فارسی و عربی استفاده کرده است و همچنین یک جدول نمایش تلفظ کلمات عربی و فهرستی از مراجع را عرضه کرده است.

این کتاب مورد اقبال محققانی همچون «میشل میلدن برگر»، «جوزف هنینگر»، «هانس یوآخیم کلیمکات»، «اولاف شومان» ، «هانس والد نفلس» ، «گونتر لانتسکووسکی» و «کریستین کانویر» قرار گرفت.

تشکیلات بهائیت پس از ۱۵ سال از تاریخ انتشار کتاب فیچیکیا، ردّیه ایی تحت عنوان Derinformationals توسط سه تن از محققان بهائی به نام های اودوشفر ، اولریخ گولمر و نیکولا توفیق به زبان آلمانی در سال ۱۹۹۵ منتشر کرد. این ردّیه در سال ۲۰۰۰ به انگلیسی توسط ژرالدین شاکلت با عنوان Making the crooked straight ترجمه و منتشر شد و از ترجمه انگلیسی آن به پیشنهاد تشکیلات بهائیت ایران در سال ۱۳۷۹ تحت عنوان «راست را ک ژ انگاشته اند» به فارسی ترجمه شد.

ازنظر اولریخ گولمر نظرات فیچیکیا تأثیر بسیاری بر افکار عمومی در کشورهای آلمانی زبان گذاشته و به حیثیت تشکیلات بهائیت لطمه وارد کرده است. وی اعتراف می کند که کتاب فیچیکیا در بی آبرو کردن بهائیت موفق بوده است. وی همچنین بیان می کند که کتاب فیچیکیا بی شک مدت ها در این زمینه تأثیرگذار خواهد بود.

اودو شفر نیزاظهار می کند بلا تردید این کتاب رایج ترین و وسیع الانتشارترین کتاب درخصوص بهائیت در ممالک آلمانی زبان است.


* نظری اجمالی بر محتوای کتاب


فیچیکیا در تبیین ساختار تشکیلات جهانی بهائیت بیان می کند که این تشکیلات کاملاً سخت گیر و پیچیده است. از نظر او تعالیم و اعتقادات بهائی صرفاً در خدمت پذیرفتن و اجرای فرامین تشکیلات است. ساختار این تشکیلات در اطاعت بی چون چرا و تأکید اکید بر اطاعت و تبعیت کورکورانه بنا شده است و در این تشکیلات هرکس که از این قاعده اصلی تخطی کند طرد می شود. فیچیکیا در اثر خود به طور مکرر به ماهیت استبدادی و مقاصد و افکار افراطی تشکیلات بهائیت تأکید می ورزد. او اهداف سیاسی تشکیلات جهانی بهائیت را دیکتاتور مآبانه، ضد مردمی و شدیداً معارض با آزادی می داند. وی معتقد است که عقاید سیاسی افراطی رهبریت تشکیلات جهانی بهائیت متأثر از گرایشات فاشیستی است. (۱)

فیچیکیا در تبیین اهداف تبلیغاتی تعالیم بهائی اشاره می کند که تشکیلات بهائیت در پی آن است که بهائیت را به عنوان نوعی «ابر دیانت» اجتماعی و اخلاقی معرفی کند و این در حالی است که از ارائه اطلاعات مربوط به احکام و تعالیم بهائی امتناع می شود. وی حتی حضور جامعه بین المللی بهائی را در سازمان ملل به منزله یک مؤسسه غیردولتی و ایجاد ارتباط با سازمان های جهانی را از اهداف تبلیغاتی تشکیلات جهانی بهائیت می داند. از نظر فیچیکیا فعالیت های میسیونری و سرمایه گذاری های گسترده تشکیلات جهانی بهائیت در مقام مقایسه با فعالیت اسلام که بدون سرمایه گذاری مالی عمده صورت می گیرد موفقیت آمیز نبوده است. او معتقد است که امروزه تعالیم بهائی توسط تشکیلات بهائیت به شکل یک کالا در آمده که در همه قاره ها توزیع و عرضه می شود.(۲)

از نظر فیچیکیا با انتقال مرجعیت عقیدتی به بیت العدل اعظم در سال ۱۹۶۳ از آن زمان به بعد تشکیلات بهائیت مانند کلیسای کاتولیک به عنصری از قدرت حقوقی و تنها سازمان عقیدتی در جامعه بهائی تبدیل شده و فیچیکیا از آن به عنوان «کلیسایی کردن جامعه بهائی »یاد می کند و به اعتقاد فیچیکیا در تشکیلات بهائیت اعضا آن در برابر هرگونه تفکر انتقادی، نوآوری های فردی، آزادی بیان، انتقاد از مقررات سخت، سانسور و منعِ مطالعه آثار مخالفان با طرد فوری از سوی تشکیلات بهائیت روبرو می شوند. به طوری که او معتقد است که تعالیم بهائی در جهت اهداف تشکیلات جهانی بهائیت به تعالیم ایدئولوژیک بدل شده است که جانشین فکر مستقل است و او با استناد به بندهای ۱۲۲ و ۱۲۵ کتاب اقدس که در آنها آزادی های اجتماعی نادیده گرفته شده، بهائیت را در تقابل با دموکراسی می داند. همچنین فیچیکیا معتقد است از آنجایی که در ساختار تشکیلات جهانی بهائیت اصل تفکیک قوا لحاظ نگردیده، آن تشکیلات تمرکزگرا و ضد دمکراتیک می باشد.(۳)

فیچیکیا به نقد و بررسی اسنادی دو جایگاه مهم بهائیت می پردازد: مؤسسه ولایت امر و بیت العدل اعظم. او معتقد است که از مؤسسه ولایت امر در کتاب اقدس بهاءالله، نامی برده نشده و آنچه که در الواح وصایای عبدالبهاء آورده شده جعلی است و این مقام را شوقی افندی غصب کرده است. و اما در خصوص بیت العدل اعظم مرجع مرکزی جامعه بهائی، فیچیکیا اعتقاد دارد که چنین مرجعی در کتاب اقدس یافت نمی شود و بهاءالله تنها به تأسیس بیوت عدل محلی امر کرده است و در واقع این مرجع عالی تنها توسط عبدالبهاء در الواح وصایا مطرح شده و به همین خاطر است که سند قانونی تشکیلات جهانی بهائیت الواح وصایا عبدالبهاء است نه کتاب اقدس بهاءالله. (۴)

از نظر فیچیکیا کتاب اقدس مجموعه ای از قواعد سخت، پیچیده، عجیب و غریب، متعلق به شرق باستان، نامفهوم و به طورکلی مجموعه ای از قوانین طاقت فرسا است. به نظر او کتاب اقدس به دلیل وجود قوانین ضد اخلاق در بخش احکام و حدود، احکام ارث، نادیده گرفتن آزادی های اجتماعی، در راستای اهداف تبلیغاتی تشکیلات بهائیت در غرب به طور کامل چاپ نشده است. وی معتقد است حتی عبدالبهاء در فعالیت های تبلیغی خود در اروپا و امریکا ناچار شد که تعالیم بهاءالله در کتاب اقدس را مکتوم نگه دارد. فیچیکیا بیان می کند به خاطر همین دلایل است که کتاب اقدس ازبهائیان جدید پنهان نگه داشته می شود. وی در تحلیل نهایی خود بیان می کند که کتاب اقدس همچون خاری در چشم تشکیلات جهانی بهائیت است.(۵)

فیچیکیا تشکیلات بهائیت را به دلیل تمایلات افراطی تهدیدی برای دولت ها می داند. او معتقد است که تشکیلات جهانی بهائیت به پیروی از شوقی افندی دولت ها را به دلیل اینکه مانع تحقق حکومت جهانی بهائی هستند صرفاً به عنوان یک «بت»تلقی کرده و در راستای تشکیل حکومت جهانی، سرنگونی نظم اجتماعی موجود در کشورها اجتناب ناپذیر است. بنا به نظریه فیچیکیا بنابراین نباید تعجب کرد که فعالیت تشکیلات بهائیت در بسیاری از کشورها ممنوع اعلام شده است زیرا فعالیت آن ها در جهت تهدید دولت و همراه با فعالیت های براندازنده است.

از نظر فیچیکیا وفاداری ظاهری تشکیلات بهائیت به دولت، پرهیز از دخالت در سیاست، لزوم اطاعت از قانون و پرهیز از احزاب سیاسی ناشی از فرصت طلبی محض است و صرفاً یک سری اقدامات عملی است که تا زمانی که جامعه بهائی در مرحله طفولیت است مراعات می شود تا بتواند در موقعیتی قرار گیرد که قادر به تحقق اهداف اعلان شده اش باشد و فیچیکیا آن را چیزی جز پنهان کاری نظام اعتقادی و اختفای اهداف سیاسی تشکیلات بهائیت نمی داند و در این ارتباط است که به کتمان عقیده نخست وزیر سابق ایران یعنی امیر عباس هویدا اشاره می کند و وفاداری و اطاعت از حکومت را که به کرات در آثار بهاءالله و عبدالبهاء تأکید شده، شیوه ای مصلحتی می داند. فیچیکیا همچنین اشاره دارد به دولت های ملی جدید جهان سوم که در مرحله اثبات هویت خود هستند و در مواجهه با تشکیلات بهائیت و تمایل آن تشکیلات به ایجاد یک دولت جهانی متمرکز باعث شده است که آن دولت ها مواضع سیاسی تشکیلات بهائیت را به نوعی استقرار استعمار جدید تلقی کنند. (۶)

از نظر فیچیکیا تشکیلات جهانی بهائیت، یک قدرت خودکامه است که قصد دارد در نهایت خود را تا سطح یک دولت جهانی ارتقا دهد. تشکیلات جهانی بهائیت از نظر او در مسیر سلطه مطلقه جهانی است. تشکیلات بهائی برای استقرار یک دولت متحد متمرکزگرا و دولتی جهانی همراه با یک گرایش تئوکراسی در حال تلاش است. تشکیلات بهائیت این هدف را در پس پرده مدارا ، صلح طلبی و تمکین به حکومت و قانون مکتوم نگاه داشته اند. از نظر فیچیکیا اگر چه بهائیان در تبلیغات خود تلاش می کنند که به جهانیان القا کنند که جامعه مشترک المنافع فدرال با اهداف تشکیلات جهانی بهائیت منطبق و سازگار است ولی در حقیقت هدف تشکیلات بهائیت تأسیس نظام فدرال مشترک المنافع از دولت ها نیست بلکه هدف تشکیل دولت واحد تمرکزگراست.(۷)

فیچیکیا در خصوص بررسی تشکیلات بهائیت در ایران بیان می کند که بهائیان در طی انقلاب مشروطه ایران نشان دادند که مخالف حکومت جمهوری، آزادی های مدنی و هرگونه نهاد انتخابی از سوی مردم بوده اند. آنها حامی سلطنت مطلقه بودند تا جایی که عبدالبهاء از سلطنت طلبان حمایت کرد و با آنان از درِ معامله درآمد.

وی بیان می کند که تشکیلات بهائیت در ایران به عنوان حامیان صریح دربار در حکومت پهلوی بسیار منتفع شدند و شاه نیز به منظور سرکوب و جلوگیری از نفوذ روحانیون شیعه به حمایت از تشکیلات بهائیت روی آورد. وی از نقش اساسی تشکیلات بهائیت در سرنگونی دکتر مصدق در سال ۱۹۵۳ یاد می کند و همینطور نقشی را که این تشکیلات در روی کار آمدن امیرعباس هویدا به نخست وزیری ایفا کرد. فیچیکیا معتقد است که تشکیلات بهائیت نه فقط در برابر سیاست های فاسد حکومت پهلوی سکوت کردند بلکه به طور مخفیانه از این سیاست ها حمایت کردند و در خفا با دربار به توطئه نیز پرداختند. فیچیکیا در تحلیل خود از وضعیت تشکیلات بهائیت ایران در نظام جمهوری اسلامی ایران، تضاد میان مقامات دولتی و بهائیان را ناشی از جوهر و ماهیت تشکیلات بهائیت می داند. او از آنجایی که تشکیلات بهائیت ایران را مروج و حامی حکومت سلطنتی ایران می داند معتقد است که نباید تعجب کنیم که ما در ایران شاهد خشم ایرانیان با چنین تشکیلاتی باشیم و از نظر او از آنجایی که تشکیلات بهائیت مخالف با مردمی شدن و اصلاح ساختار دولتی ایران بودند و به طور مخفیانه با دربار علیه مردم توطئه می کردند لذا طبیعی است که این تشکیلات با خشم فزاینده مردم ایران روبرو شود. (۸) گفتنی است ترجمه فارسی این کتاب در دست اقدام است.


گفتني است ترجمه فارسي اين كتاب در دست اقدام است.

پاورقي‌ها:
1. فصل سوم " اقامت بهاءالله درعكا "151- 156-181 / فصل پنجم " تعاليم بهائي " 226 / فصل ششم "آداب و مراسم مذهبي در بهائيت " 240 / فصل هشتم " عصر آهنين شوقي افندي " 288 / فصل دهم " بهائيت درعصرحاضر " 394-399-405-407-413-422-426-429
2.فصل نهم " نظم اداري بهائي " / 374 فصل دهم 381-409
3. فصل پنجم 234 / فصل هشتم 278-288-300 / فصل نهم 334-337-339-340-367-368 /فصل دهم 379-389-390-417-421-426
4. فصل هشتم 293 / فصل نهم 319-331
5. فصل سوم 149-160 / فصل هفتم " تعاليم اجتماعي و اخلاقي در بهائيت " 251 / فصل هشتم 283-293 / فصل دهم 430
6. فصل ششم / 238فصل دهم 393-398
7.فصل دهم 389-391-414-425
8. فصل هفتم 272-275 / فصل دهم 395
پ‍‍ژوهشگر: لطف الله لطفي