PDA

نمايش نسخه نهائي : تکلیف دین در دنیای مدرن


pedramrahimi
Wednesday 26 December 2007, 04:44PM
«هرچه درباره انسان گفته اند فلسفه و شعر است وآنچه حقیقت دارد جز این نیست كه انسان تنها آزادی است و شرافت و آگاهی . و این چیزهایی نیست كه بتوان فداكرد حتی در راه خدا»
- علی شریعتی
اصلاً روی این بحث نمی‌كنیم كه اگه دین نباشه چه‌جوره و باشه چه‌جوره. چون چنین حرفی یعنی اینكه ما اونقدر احمق هستیم كه نمی‌دونیم دین و بی‌دینی همدیگه رو تعریف می‌كنن و هر دو همیشه خواهند بود. یعنی اگه یكیشون نباشه اون یكی معنی نخواهد داشت. كاری هم به اقلیتی كه از جوامع لائیك به دین مُشرّف میشن یا حتا كسانی كه عمرشون رو بر سر ستیز با دین به باد میدن نداریم چون اونها اونقدر كم هستن كه نمیشه به قاعده‌ای برای اساس رفتارشون رسید. حالا اینكه ما دنبال قاعده باشیم خودش نیاز به بحث مفصلی داره چون اگرچه تنوع آراء همیشه بوده اما یكپارچه‌گی هم یك استراتژی بقاست. تمام مكاتب دنیا امروز سعی دارن كه نگاهِ اومانیستی یا انسان‌گرایانه رو در خودشون تقویت كنن. چون اومانیسم یك مكتب نیست یك دیدگاهه و هر آنچهكه در هر دین و اعتقادی ما رو به عرفان و خلاصی و خلسه و آرامش بكشونه ارزشمنده.در مورد حقانیت افكار آدمها معمولاً حساسیتی نیست. چطور كه خیلی از روشنفكرانِ ما وقتی یه بیمار سرطانی دارن دست‌به‌دامن هر خرافاتی هم میشن.

یك قیاس :
نبودنِ چارچوب‌ها رو از همین لحظه در موردِ خونه‌تون تجسم كنین.به همون دلیل كه واقعاً نمیشه برای خونه در نگذاشت ، برای خیلی چیزها هم نمیشه حدود تعیین نكرد. و اصولاً چون این حدود می‌تونن قانونی ، كمونیستی ، سنتی یا دینی باشن و همه جای دنیا با توجه به فرهنگ و ظرفیت‌ها ، محدودیت‌هایی وجود داره كه اگه درست بهشون فكر كنین می‌فهمین كه فقط اسمهاشون فرق دارن! حدود رو تنهاعاملی برای سُلطه ندونین بلكه ، با توجه به شرایط این حدود نقش حفاظتی هم دارن. یعنی این اصلاً مُضحك نیست كه بشنوین حجاب مصونیت است! چون واقعاً در یه شرایطی هست. جامعه‌ای كه شرایط عُقلایی و روشنفكرانه ما توش حاكم نیست. یه چیزهایی رو نمیشه این وسط انكار كرد كه خیلی مهم‌ان. و اون اینه كه با توجه به اینكه انسان موجودی چارچوب‌ناپذیر و محدودیت‌ناپذیر و در حالِ تكامل و آزادو غیرقابل‌پیش‌بینی به وجود اومده ، اما در جوامعی كه حصارها كمتره ، آسیب‌پذیری هم طبعاً بالاتره. شما تأیید می‌كنین كه اگه یه ذره جلوی این مردم ما رو ول كنن با توجه به تنگناهای اقتصادی ، فحشا موضوعی علنی میشه كه بعداً تبعاتِ منفی اون به همه جامعه برمی‌گرده و به سقوطِ اون منجر میشه. (همینجوریش هم خیابون‌ها پُر شده از جیجی)صرف‌نظر از اینكه باید به چارچوب‌های فكری جوامع سنتی و حریم‌ها احترام گذاشت یا برای انسان به عنوان موجودی آزاد مثل آنچه كه در جوامع مدرن مطرحه ارزش قائل بود ، می‌خواهیم به عاقبت‌به‌خیری و كامیابی و خوشنودی انسان فكر كنیم. دیگه پای تعصباتِ دینی هم وسط نیستن. حقیقت اینه كه دین اگرچه عاملی شده برای جلوگیری از بسیاری آسیب‌های اجتماعی ، اما محدودیت‌هایی رو هم به ذاتِ محدودیت‌ناپذیر انسان تحمیل كرده. قبول با اینحال طبعاً اگه قوانین دین به اندازه یك قانون برده‌داری ما رو متضرر می‌كرد تا به امروز وضعی مشابه برده‌داری داشت و اگرچه ریشه‌كن نمی‌شُد اما به وضوح تقبیح می‌شُد. و دین این‌چنین نیست چون اجازه انتخابی هم ظاهراً داره. از طرفی قوانین دینی همون حریم‌های شده‌ان كه دیگه فرهنگِ مردمه نه دین. البته نمونه‌های آماری فراوانی از انسانهایی كه این محدودیت‌ها رو در همه‌جای جامعه بر نمی‌تابن هم وجود داره. پس نمیشه از كنارشون راحت گذشت.
اصولاً همون‌جور كه سلسله‌مراتب در نظام‌های جانوری و موجوداتِ زنده دیگه مایه هدایت و سركردگی ظاهری عده‌ای و مورد حمایت و محدویت واقع‌شدنِ توأم عده‌ای دیگه است ، در جوامع پیشرفته بشری هم عاملی برای حفظ و هدایته نه فقط سلطه و محدودیت.
پس :
- حریم و چارچوب در هر صورت وجود داره چه به اسم دین چه هر چیز دیگه ،
- الــزام و وجوبش در جاهایی حس میشه چون نقش حمایتی و هدایتی داره ،
- اساساً یك رویكرد و رفتار طبیعی در سلسله‌مراتب جوامع جانوریه نه فقط انسان.نگاه كنیم به آسیب‌پذیری جوامع آزاد در درازمدت. می‌دونین كه توی چین كه بی‌دینی حكمفرماست ، قواعدِ سختی در اجتماع حاكمه كه بسیار بازدارنده و محافظت‌كننده است كه در جوامع آزاد نیست. نتیجه‌اش هم در تمام شئوناتِ اجتماعی و اقتصادی تأثیرگذاره. یعنی اقتصاد یه كشوری مثل آمریكا هم ممكنه آسیب‌پذیر باشه و نشون داد همین اخیراً كه هست چون هركی‌به‌هركیه ولی چین و ژاپن نیستن. اصلاً ژاپن رو آمریكا صنعتیش كرد ولی الان باید ازش بترسه چون اون جامعه قانون‌مدار و شرعیه حتا اگه فرهنگش هم به اندازه چینی‌ها اصالت و سنت رو یدك نكشه. بیشترین آمار قتل با سلاح گرم مالِ آمریكاست. تازه آمریكا یواش‌یواش فهمیده كه باید خانه‌های فساد رو ببنده و روسپی‌گری الان به جز ایالت لاس‌وگاس ظاهراً در همه ایالت‌های دیگه قدغنه و به صورت غیرقانونی صورت می‌گیره.
توی ایران هم كه مردمی متحد و یكپارچه داره ، ملوك‌الطوایفی گذشته‌اش باعث شده كه این تفاوت ها هنوز دیده بشه. از یه استان به استان دیگه‌مون فرهنگ‌ها حتا با هم تضاد وحشتناك دارن. دور خونه‌های شمال ایران شما فقط یه سری پرچین كوتاه و ساده می بینین كه میشه راحت از روی اون پرید و رفت به خونه همسایه. ولی توی ایلام ممكنه دیوارهای بلند آجری باشه كه روی لبه اون هم خــُرده‌های شیشه چسبونده باشن! نكته دیگه هم باز موضوع انطباق فرهنگ‌ها و ریشه‌های مردم با قوانینه. یعنی یه جامعه‌ای مثل چین با كمونیستی پابرجا می‌مونه و یه عظمتی مثل شوروی دچار فروپاشی میشه چون میشه گفت كه در مقابل چین صاحب تمدن و اصالت و باورهای ریشه‌ای قومی یكپارچه‌ای كه با دیكتاتوری همخوانی داشته باشه نبوده. ولی در ایران مردم ما اصالتاً شاهدوست و محدودیت‌طلب بار اومده‌ان
زندگی شرعی پیرمردانِ هفتادساله افغانی در كنار زنانِ دوازده ساله همون‌قدر زشته كه روابطِ غیرشرعی و عاشقانه و انسانی دو جوانِ اروپایی. یعنی یه عده‌ای واقعاً پایبندی به موضوعاتِ شرعی رو یك تكلیفِ انسانی می‌دونن حتا اگه خیلی هم مطابق با پارامترهای روابطِ انسانی در جوامع مدرن نباشه. آیا میشه با قاطعیت گفت طرز فكر اون دو جوانِ اروپایی صحیح‌تره ؟ قطعاً نه. (این تنها چیزیه قطعیت داره!) دین هم بدونِ شك یه ابزار انسانی برای اداره صحیح جوامع بوده. شما بیایین جوامع آشفته قبل از دین رو بررسی كنین و ببینین دین چه خدماتی به تعالی تمدن بشری كرده. هنوز هم به عنوان یك پلیس درونی داره كار خودش رو به خوبی انجام میده. اگه نسبت به جامعه بسنجیم دین موضوعی حتا حیاتی به نظر میرسه. در موارد خصوصی و آزادی‌های فردی هم شما اگه نخواهین طرز فكر جوانان ما رو در حد اون زن و مرد افغانی ببینین ، باز هم خواهید فهمید كه بسیاری از جوانان ما چارچوب‌های اخلاقی رو به زندگی آزاد ترجیح میدن. به عنوان مثال بسیاری از زنان جوان و ازدواج‌نكرده ایرانی ، مایلن كه روابطِ قبل از ازدواج نداشته باشن و رابطه رو تنها در چارچوب روابط رسمی متصور هستن. پس این چیزی نیست كه به دین ربطی داشته باشه.

كم لُطفی در حق دین :

می‌خوام برای كسانی كه علاقه‌مند به زیرسؤال‌بردنِ دین هستن باز یه كوتاه عرض كنم. مُشكل شُما از اونجا ناشی میشه كه دین رو از تاریخ مُنفك كرده و جُدا بررسی می‌كنین. مثلاً ممكنه فكر كنیم كه چرا دیه زن نصف مرده ولی اگه بدونیم كه عرب‌جاهلیت زن رو اصلاً به حساب نمی‌آورده دیدمون تغییر می‌كُنه! همینطور در قرآن ممكنه در زمانی كه یهودی‌ها ماتحتِ مُسلمون‌ها رو هدف قرار داده بودن ، پیغمبر وقاتلوهم‌حتا‌لاتكونَ‌فتنه و دستور قتل رو صادر كرده باشه ، اما در جایی هم در قرآن گفته كه به مُشركان و كسانی كه شُما رو از راهِ خُدا دور می‌كُنن حتا فُحش هم ندین! شُما هم مصداق دستوراتِ دینی رو نادیده می‌گیرین و هم اینكه به جای دریافتِ كُلی از فلسفه اسلام یا همون تسلیم در برابر یك سری قوانین اجتماعی ، در پی یافتن نُكته‌‌های مُنفرد هستین كه هر كدوم فلسفه‌ای خاص داشته‌ان.

توصیفی كه از حوری در دین میشه (چهل‌سال طول كشیدنِ نزدیكی!) دهن من رو هم آب میاندازه! چه برسه به عرب بادیه. به نظرت میشه توی صحرای عربستان دانشگاهِ كمبریج زد!؟ وقتی تو چیزی رو در قرآن می‌خونی و متوجه میشی كه تماماً بر اساس علم اون دوره و برای مردم اون زمان بوده دیگه چی می‌خوای !؟ بیشتر انتظار داشتی ؟ همین كه یه جا می‌خونی انسان از نطفه ، یه جا از گِل یه جا هم از خونِ بسته افریده شُده باید فهمیده باشی كه آگاهی در همین سطوح بوده. مثلاً چون زن در زمانِ بارداری پریودی ماهیانه‌اش قطع می‌شُده ، عرب فكر می‌كرده كه خونِ رگل زن می‌مونه توی واژن و میشه بچه! پس خلق‌الانسان‌من‌علق. یا وقتی كه میگه شُما رو از تیغه كمر پدرانتون آفریدیم معنیش اینه كه آب‌نُخاء رو كه با شمشیر از كمر دُشمنانشون بیرون می‌كشیدن با منی اشتباه گرفته‌ان و چون موقع جماع انقباض عضلانی باعث كمردرد می‌شُده همچین تصوراتی داشته‌ان در صورتی كه بیضه هیچ ربطی به صُلب و ترائب نداره.

در قرآن برای مقابله با تفكراتِ دنیای مدرن در آیه 43 سوره عنكبوت در خصوص آیات و نشانه های قرآنی میگه: " و تلك الامثال نضربها للناس و ما یعقولها الاالعالمون = و اینها مثالهایی است كه برای مردم زدیم اما جز دانشمندان كسی در آنها اندیشه نمی كند". یا در سوره حشر آیه 21 نیز همین مطلب را تایید میكنه: "و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم یتفكرون = و اینها مثالهایی هستند كه برای مردم زدیم شاید كه اندیشه كنند". این ادعای دینه كه همه چیز تمثیلیه ، ببین خودِ قرآن پُر از ناسخ و منسوخه چون در هر دوره‌ای از حیاتِ حضرت محمد (ص) به اقتضای مُحیط حُكمی صادر شُده. الان هم شیعه‌ها احكام ثانویه دارن و مثلاً شطرنجی رو كه حرام بوده حلال می‌كنن. این برای همونه كه دین كاربردش رو قراره حفظ كنه. اما نمی‌تونن كتاب یك میلیارد سُنی رو ویرایش كنن!

داستان واقعي:

- ديگه چي آقاجون !؟
- آره پسرم . اون زمونها قبل از اصلاحات ارضي ما سيزده قواره آبادي رو با چهارتا از همين حاج آقاها اداره ميكرديم . كشاورز كه كاري نداشت ، شيش ماه از سال رو همه شون بيكار بودن . ميرفتن مي نشستن توي مسجد پاي موعظه حاج آقا . يكي يك تسبيح ميگرفتن دستشون و اون يكي دستشون هم به خشتكشون ، ذِكر مي گفتن . از هر كدوم بعدش مي پرسيدي كه آقا چي گفت ،‌جواب ميداد خيلي قشنگ صحبت كرد ولي ما عربي هاش رو حاليمون نميشه . حاج آقا ميدونست واسه گلّه صحبت مي كنه . 9 تا حرف از احكام غسل و طهارت و نماز مي گفت و اينكه اگه با پاي راست بري توالت ايراد داره يا اينكه توي وضو اينوَركي بايد آب ريخت و از اين مزخرفات بعد دهمين حرف درست همون چيزي بود كه بايد مي گفت :« ايها الناس ! اگه يك گندم از مال كسي وارد زندگي شما بشه ، زن شما به شما حرام ميشه ! اصلن اون زندگي كُن فيَكون ميشه . ديگه فاتحه تون هم خونده است . » بيچاره كشاورز هم كه چيزي غير از زن و بچه نداشت . يعني همه چي مال خان بود . زمين ، كود ، بذر و تراكتور رو ما ميداديم و زارع روش كار ميكرد . موقع برداشت محصول كشاورز بيچاره يك كاسه اضافه از سهم خودش بر ميداشت و ميريخت روي سهم خان كه مبادا يك گندم اضافه از مال خان رو برداشته باشه و بچه اش حرومزاده بشه ! بعد هم خودشون شبها نون خشك سق ميزدن ولي ميبردن يه گوسفند مي بستن در خونه آقا به عنوان خُمس و زكات كه حاج آقا هم واسطه بشه اونها رو ببرن بهشت . مي گفتم : آخه مُلا من كه مواجب شما رو ميدم ،‌ چطور دلت مياد از اينها چيزي بگيري !؟ اون هم مي گفت : زياد غصه نخور ارباب تا اين الاغ ها نباشن امورات ما نمي گذره . ببين با اين مردم چيكار كرده بودن كه حتا بعد از اصلاحات ارضي هم كه يكي يه زمين كوچيك به هركي داده بودن و همه بدون حمايت هاي خان با فلاكت محصول به عمل مي آوردن ، هنوز سهم من رو كنار ميذاشتن و هر وقت ميومدن شهر با خودشون مي آوردن ميدادن در خونه مون ..

prodo
Thursday 10 January 2008, 01:50AM
دین در دنیای مدرن مانند سایر موضوعات در پذیرفتن تناقض موجود و عمل بر اساس وجود این تناقض است. نه سعی در از بین بردن صورت مساله یا تغییر مفاهیم برای راست کردن کجی ها. در عین حال آماده بودن برای تغییر مداوم و پذیرفتن تناقضات جدید.
دوست عزیز. توضیح حرف دکتر شریعتی هم اینه که : هرچند مطلقی وجود دارد( یا ممکنه وجود داشته باشه) اما درک ما از اون و تصمیم ما برای پذیرفتن یا رد اون نسبی است بنابراین باید مفاهیمی وجود داشته باشن که بشه اون موجود مطلق رو برای رد یا قبول (که نسبی یه) محک زد. در صورت از بین رفتن این مفاهیم ، در حقیقت ایمان از بین می رود. ایمان تنها به صورت یک پذیرش سرسری و بیخودی یا اجباری در می اد.

prodo
Thursday 10 January 2008, 01:54AM
البته نمیدونم نظرت دقیقا در این مورد چیه. بنویس