PDA

نمايش نسخه نهائي : دعوت از آقاي طباطبايي براي مناظره توسط جناب سيد محمد تقي ورجاني


mehrdad_123
Tuesday 25 December 2007, 01:56PM
باسمه تعالی
پیامی برای دوستان قدیمی ودعوت از آقای طباطبایی برای مناظره ی علمی (http://h-varjani.blogfa.com/post-44.aspx) شنبه بیست و چهارم آذر 1386 6:47
در آستانه ی ورود به ماه ذی الحجة الحرام، آنچه پس از ندای «لبّیک اللهم لبّیک؛ لبّیک لاشریک لک لبّیک» در وجدان بیدار هر مسلمان مؤمن طنین انداز می گردد، خاطره ی غدیر است.
بسیاری از شما خوانندگان گرامی با من آشنایید و خطابه های مرا که در گذشته ای نه چندان دور به عنوان امام جمعه و جماعت برایتان ایراد می نمودم، شنیده اید.
من که روزی در جمع شما مقامی داشته و جانشین آقای مصطفی طباطبایی شناخته می شدم، برآنم که امروز حجّت را بر شما تمام گردانم؛ شما عزیزانی که هنوز تصور می کنید اسلام ناب آن چیزی است که از دو لب آقای مصطفی طباطبایی خارج می شود!!
برای کسی چون من که عمری را به دلخوشی در طریق ظاهرفریب «قرآنیان و موحّدین» به سر آورده، جای بسی تأسف است که اذعان کند جناب آقای مصطفی طباطبایی «اسلام شناس و مفسّری» است که حتی این جسارت را ندارد تا اعتقادات واقعی خود را مکتوب نماید!!
شاید این نگرانی برای ایشان وجود دارد که نکند آرائشان در معرض نقّادی عالمانه قرار گیرد!! جناب ایشان در مکتوبات منتشرشده ی عمومی خود، به مطالب دوپهلو پرداخته و می پردازند.اما می دانیم که درمقابل؛ هنگام سخنرانی در جلسات خصوصی[1] (http://www.blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftn1)، با شدّتی هرچه تمامتر به اعتقادات اصیل شیعه حمله ور می شوند. علت این مسأله هم این است که شنوندگان ایشان در این جلسات (متأسفانه) از اطلاعاتی سطحی درباره ی اعتقادات شیعه برخوردارند. این حقیقتی است قابل اثبات! همین موضوع است که به ایشان اجازه می دهد تا به راحتی به القای مطالب خود بپردازند؛ چراکه اطمینان دارند با هیچ پرسش مهمی روبرو نخواهند شد. بیایید اندکی تأمل کنیم که آیا ما در جرگه ی مقلّدین ایشان نبوده ایم؟!!
اگر شما به گذشته و حال خویش بنگرید، در می یابید که ایشان در ابتدای هر حرکت تبلیغی تازه، خود را منتقدی مصلح نشان داده و به بررسی اعتقادات شیعه می پردازند. اما پس از مدتی، با القای شبهه و تردستی در بیان و تحریف آثار شیعی، شاگردان تازه کار خود را به یک دشمن بالفعل تشیع تبدیل می کنند. این قلب ماهیت تا آنجا پیش می رود که اگر یک فرد معاند در حضور شاگردان ایشان به تمسخر اعتقادات شیعی بپردازد، نه تنها واکنشی نخواهد دید، بلکه کمک نیز می شود.
همین رفتارهای غیرعلمی از سوی آقای مصطفی طباطبایی به حساب دستیابی شاگردانشان به حقایق قرآنی گذاشته می شوند. تو گویی هم اکنون تنها مبیّن کلام وحی آقای مصطفی طباطبایی است و ملائکه ی الهی نیز در جنات نعیم آرزومند پذیرایی از شاگردان ایشان هستند!!
دروغ سازی های آقای مصطفی طباطبایی به اینجا ختم نمی شود. ایشان چنین می نمایانند که با بسیاری از دانشمندان بزرگ شیعه بحث کرده اند! از علامه ی جعفری و آقای وحید خراسانی گرفته تا آقای مکارم شیرازی و آقای سبحانی!! و مسلّم است که همیشه نیز پیروز بیرون آمده اند!!! به نظر می رسد در عالم اسلام کوچکترین همآوردی برای ایشان وجود ندارد!!
اینجانب، سیّد محمدتقی حسینی ورجانی، با سوابقی طولانی که با آقایان قلمداران، برقعی و طباطبایی داشته ام، عرض می کنم که فریب ظواهر را نخورید. در اعمال و رفتارهای آقای طباطبایی اندیشه کنید و در روشهای تبلیغی ایشان تأمل نمایید. مطالب ایشان را به افراد آگاه دیگر عرضه کنید. و با اعتماد بیجا آخرت خویش را به آسانی تباه نسازید.
من در آینده ای نزدیک، به خواست خدا، در موضوع غدیر مطالبی تحقیقی را عرضه خواهم کرد.
اما برای اینکه وظیفه ی شرعی خود را در ابلاغ حقایقی که شاهد آن بوده ام[2] (http://www.blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftn2) به انجام رسانم، آماده ام تا با آقای طباطبایی در دو موضوع مناظره کنم. برای انجام این مناظره نیز همه ی شما را به داوری حضوری می طلبم تا همگی دریابید که توهّم «گروه قرآنی» بیش از یک سراب نیست و پشتوانه ی علمی محکمی ندارد.
موضوع اول، امامت و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین علیه السلام به عنوان یک حکم الهی است. مسأله ای که با دلایلی محکم و غیرقابل انکار از کتاب و سنّت اثبات می شود. حقیقتی که جناب آقای مصطفی طباطبایی با تحریف تاریخ سعی در مکتوم داشتن آن دارد.
موضوع دوم نیز ملاک شناخت توحید و شرک می باشد. این همان موضوعی است که آقای مصطفی طباطبایی روند گمراه نمودن مخاطبان را اغلب از آن آغاز می کند. و سپس به مسایل بنیادین اعتقادات شیعی پرداخته و با زمینه ای که با بحث توحید و شرک فراهم نموده، کار را یکسره می کند.
در صورتی که ایشان بهانه های سابق را مبنای فرار از بحث قرار ندهند و از مناظره تن نزنند، به روشنی خواهید یافت که خانه ی اعتقادات ایشان از پایبست ویران است!!
البته؛ ایشان که مدعی مناظره با دانشمندان بزرگ و پیروزی مطلق بر آنان هستند، نباید در گفتگو با من که طلبه ای بیش نبوده و نیستم، واهمه ای به خود راه بدهند.
حتی شاگردان من نیز آماده اند تا در یک صحنه ی عمومی و در انظار شاگردان ایشان، به گفتگوی علمی درباره ی مسایل بالا بپردازند. اگر ایشان یکی از شاگردان مرا نیز بتوانند شکست دهند، بنده و همه ی دوستان حاضریم به ایشان اقتدا نماییم.
در انتظار پاسخ مثبت آقای مصطفی طباطبایی برای بحث و گفتگوی علمی هستم. ایشان می توانند این پاسخ مثبت را از راه وب لاگ من (www.h-varjani.blogfa.com (http://www.h-varjani.blogfa.com/)) به اطلاع برسانند.این وب لاگ پذیرای نظرات خوانندگان گرامی نیز می باشد.

به امید دستیابی به حقیقت
و پیروی صادقانه از آن
سیّد محمدتقی حسینی ورجانی
آذرماه 1386
-------------------------------------------------------------------------------------
1. و همچنین؛ کتابها و جزوات خصوصی که در دسترس همگان نیستند.
2. این حقایق همان تناقضاتی هستند که در مکتوبات و نظرات آقایان قلمداران، برقعی، و مصطفی طباطبایی وجود دارند و به شکلی مستدل و علمی قابل ارائه و اثبات می باشند.
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊ ( ترکیب خودکار دو گفتگوی متوالی از یک کاربر)◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
ذكر شده در :
http://h-varjani.blogfa.com/ (http://h-varjani.blogfa.com/)

puyan
Thursday 6 March 2008, 10:41AM
باسمه تعالی


پیامی برای دوستان قدیمی ودعوت از آقای طباطبایی برای مناظره ی علمی (http://h-varjani.blogfa.com/post-44.aspx) شنبه بیست و چهارم آذر 1386 6:47
در آستانه ی ورود به ماه ذی الحجة الحرام، آنچه پس از ندای «لبّیک اللهم لبّیک؛ لبّیک لاشریک لک لبّیک» در وجدان بیدار هر مسلمان مؤمن طنین انداز می گردد، خاطره ی غدیر است.
بسیاری از شما خوانندگان گرامی با من آشنایید و خطابه های مرا که در گذشته ای نه چندان دور به عنوان امام جمعه و جماعت برایتان ایراد می نمودم، شنیده اید.
من که روزی در جمع شما مقامی داشته و جانشین آقای مصطفی طباطبایی شناخته می شدم، برآنم که امروز حجّت را بر شما تمام گردانم؛ شما عزیزانی که هنوز تصور می کنید اسلام ناب آن چیزی است که از دو لب آقای مصطفی طباطبایی خارج می شود!!
برای کسی چون من که عمری را به دلخوشی در طریق ظاهرفریب «قرآنیان و موحّدین» به سر آورده، جای بسی تأسف است که اذعان کند جناب آقای مصطفی طباطبایی «اسلام شناس و مفسّری» است که حتی این جسارت را ندارد تا اعتقادات واقعی خود را مکتوب نماید!!
شاید این نگرانی برای ایشان وجود دارد که نکند آرائشان در معرض نقّادی عالمانه قرار گیرد!! جناب ایشان در مکتوبات منتشرشده ی عمومی خود، به مطالب دوپهلو پرداخته و می پردازند.اما می دانیم که درمقابل؛ هنگام سخنرانی در جلسات خصوصی[1] (http://www.blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftn1)، با شدّتی هرچه تمامتر به اعتقادات اصیل شیعه حمله ور می شوند. علت این مسأله هم این است که شنوندگان ایشان در این جلسات (متأسفانه) از اطلاعاتی سطحی درباره ی اعتقادات شیعه برخوردارند. این حقیقتی است قابل اثبات! همین موضوع است که به ایشان اجازه می دهد تا به راحتی به القای مطالب خود بپردازند؛ چراکه اطمینان دارند با هیچ پرسش مهمی روبرو نخواهند شد. بیایید اندکی تأمل کنیم که آیا ما در جرگه ی مقلّدین ایشان نبوده ایم؟!!
اگر شما به گذشته و حال خویش بنگرید، در می یابید که ایشان در ابتدای هر حرکت تبلیغی تازه، خود را منتقدی مصلح نشان داده و به بررسی اعتقادات شیعه می پردازند. اما پس از مدتی، با القای شبهه و تردستی در بیان و تحریف آثار شیعی، شاگردان تازه کار خود را به یک دشمن بالفعل تشیع تبدیل می کنند. این قلب ماهیت تا آنجا پیش می رود که اگر یک فرد معاند در حضور شاگردان ایشان به تمسخر اعتقادات شیعی بپردازد، نه تنها واکنشی نخواهد دید، بلکه کمک نیز می شود.
همین رفتارهای غیرعلمی از سوی آقای مصطفی طباطبایی به حساب دستیابی شاگردانشان به حقایق قرآنی گذاشته می شوند. تو گویی هم اکنون تنها مبیّن کلام وحی آقای مصطفی طباطبایی است و ملائکه ی الهی نیز در جنات نعیم آرزومند پذیرایی از شاگردان ایشان هستند!!
دروغ سازی های آقای مصطفی طباطبایی به اینجا ختم نمی شود. ایشان چنین می نمایانند که با بسیاری از دانشمندان بزرگ شیعه بحث کرده اند! از علامه ی جعفری و آقای وحید خراسانی گرفته تا آقای مکارم شیرازی و آقای سبحانی!! و مسلّم است که همیشه نیز پیروز بیرون آمده اند!!! به نظر می رسد در عالم اسلام کوچکترین همآوردی برای ایشان وجود ندارد!!
اینجانب، سیّد محمدتقی حسینی ورجانی، با سوابقی طولانی که با آقایان قلمداران، برقعی و طباطبایی داشته ام، عرض می کنم که فریب ظواهر را نخورید. در اعمال و رفتارهای آقای طباطبایی اندیشه کنید و در روشهای تبلیغی ایشان تأمل نمایید. مطالب ایشان را به افراد آگاه دیگر عرضه کنید. و با اعتماد بیجا آخرت خویش را به آسانی تباه نسازید.
من در آینده ای نزدیک، به خواست خدا، در موضوع غدیر مطالبی تحقیقی را عرضه خواهم کرد.
اما برای اینکه وظیفه ی شرعی خود را در ابلاغ حقایقی که شاهد آن بوده ام[2] (http://www.blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftn2) به انجام رسانم، آماده ام تا با آقای طباطبایی در دو موضوع مناظره کنم. برای انجام این مناظره نیز همه ی شما را به داوری حضوری می طلبم تا همگی دریابید که توهّم «گروه قرآنی» بیش از یک سراب نیست و پشتوانه ی علمی محکمی ندارد.
موضوع اول، امامت و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین علیه السلام به عنوان یک حکم الهی است. مسأله ای که با دلایلی محکم و غیرقابل انکار از کتاب و سنّت اثبات می شود. حقیقتی که جناب آقای مصطفی طباطبایی با تحریف تاریخ سعی در مکتوم داشتن آن دارد.
موضوع دوم نیز ملاک شناخت توحید و شرک می باشد. این همان موضوعی است که آقای مصطفی طباطبایی روند گمراه نمودن مخاطبان را اغلب از آن آغاز می کند. و سپس به مسایل بنیادین اعتقادات شیعی پرداخته و با زمینه ای که با بحث توحید و شرک فراهم نموده، کار را یکسره می کند.
در صورتی که ایشان بهانه های سابق را مبنای فرار از بحث قرار ندهند و از مناظره تن نزنند، به روشنی خواهید یافت که خانه ی اعتقادات ایشان از پایبست ویران است!!
البته؛ ایشان که مدعی مناظره با دانشمندان بزرگ و پیروزی مطلق بر آنان هستند، نباید در گفتگو با من که طلبه ای بیش نبوده و نیستم، واهمه ای به خود راه بدهند.
حتی شاگردان من نیز آماده اند تا در یک صحنه ی عمومی و در انظار شاگردان ایشان، به گفتگوی علمی درباره ی مسایل بالا بپردازند. اگر ایشان یکی از شاگردان مرا نیز بتوانند شکست دهند، بنده و همه ی دوستان حاضریم به ایشان اقتدا نماییم.
در انتظار پاسخ مثبت آقای مصطفی طباطبایی برای بحث و گفتگوی علمی هستم. ایشان می توانند این پاسخ مثبت را از راه وب لاگ من (www.h-varjani.blogfa.com (http://www.h-varjani.blogfa.com/)) به اطلاع برسانند.این وب لاگ پذیرای نظرات خوانندگان گرامی نیز می باشد.


به امید دستیابی به حقیقت


و پیروی صادقانه از آن


سیّد محمدتقی حسینی ورجانی


آذرماه 1386

-------------------------------------------------------------------------------------
1. و همچنین؛ کتابها و جزوات خصوصی که در دسترس همگان نیستند.
2. این حقایق همان تناقضاتی هستند که در مکتوبات و نظرات آقایان قلمداران، برقعی، و مصطفی طباطبایی وجود دارند و به شکلی مستدل و علمی قابل ارائه و اثبات می باشند.
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊ ( ترکیب خودکار دو گفتگوی متوالی از یک کاربر)◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
ذكر شده در :
http://h-varjani.blogfa.com/ (http://h-varjani.blogfa.com/)

محب اهل البیت
Thursday 6 March 2008, 01:44PM
بسم الله الرحمن الرحیم

باسلام خدمت دوستان

ببخشید می تونم بفهمم که این آقای طباطبایی که می باشد