نمايش نسخه نهائي : سوالی از مدعیان تشیع
نصرمن الله
Monday 5 November 2007, 06:08PM
سلام بر حق جویان واقعی.
مدعیان تشیع پاسخ دهند.چرا امام علی کرم الله وجهه هیچگاه مدعی امامت منصوب من عندالله نشد.
وهیچ وقت ادعا نکرد که من امام و خلیفه تعیین شده از سوی الله هستم؟و چرا وقتی خودرا معرفی کرد
(در نامه6 نهج البلاغه)انتخاب امام و خلیفه را انتصابی ندانست و به سندهایی که شما مدعیان شیعه
ادعای امامت علی رض(مثل غدیرخم و دیگر احادیث........)را میخواهید اثبات کنید امام از آنها استفاده نکرد؟
hidayat
Monday 5 November 2007, 06:18PM
و عليكم السلام و رحمة الله و بركاته
بارك الله بر شما .
اين همان سؤالى ست كه بى جوابى در انتظار جواب دهنده اش باقى مانده است!
salmanparsi
Monday 5 November 2007, 07:00PM
احتجاج علي عليه السلام با ابوبكر
پس از آنكه ابوبكر امر خلافت را به دست گرفت براي اينكه در برابر علي بر اين كار خود عذري بتراشد آن حضرت را در خلوت ملاقات كرد وگفت يا ابا الحسن به خدا سوگند مرا در اين ميل و رغبتي و حرص و طمعي نبود و نه خود را بدين كار از ديگران ترجيح مي دادم . علي فرمود در اين صورت چه چيزي تو را بدين كار وادار كرد .
ابوبكر گفت حديثي از رسول خدا شنيدم كه فرمود امت من در گمراهي جمع نمي شود و چون ديدم مردم اجماع نموده اند من هم قبول كردم . علي فرمود آيا من از اين امت بودم يا نه . گفت بلي .
فرمود همچنين گروه ديگري كه از خلافت تو امتناع داشتند مانند سلمان و عمار و ابوذر و مقداد و سعد بن عباده و جمعي از انصار كه با او بودند آيا از امت بودند يا نه ؟ گفت بلي .
علي فرمود پس چگونه حديث پيغمبر را دليل خلافت خود مي داني در حالي كه اينها با خلافت تو مخالف بودند .
ابوبكر گفت من از مخالفت آنها خبر نداشتم مگر پس از خاتمه كار و ترسيدم كه اگر خود را كنار بكشم مردم از دين برگردند .
علي فرمود به من بگو ببينم كسي كه متصدي اين امري مي شود چه خصوصياتي بايد داشته باشد . ابوبكر گفت خيرخواهي و وفا و عدم چاپلوسي و نيك سيرتي و آشكار كردن عدالت و علم به كتاب و سنت و داشتن زهد در دنيا و بي رغبتي نسبت بهآن و ستاندن حق مظلوم از ظالم و سبقت در اسلام و قرابت با پيغمبر .
علي فرمود تو را به خدا اي ابوبكر اين صفاتي را كه گفتي آيا در وجود خود مي بيني يا در وجود من ؟
ابوبكر گفت در وجود تو يا ابا الحسن .
علي فرمود ايا دعوت رسول خدا را من اول اجابت كردم يا تو ؟ گفت تو .
حضرت فرمود آيا سوره توبه را من به مشركين ابلاغ كردم يا تو ؟ گفت تو .
فرمود آيا در موقع هجرت رسول خدا من جان خود را سپر آن حضرت كردم يا تو ؟ گفت تو .
اميرالمومنين فرمود آيا در غدير خم بنا به حديث پيغمبر من مولاي تو و كليه مسلمين شدم يا تو ؟ گفت تو .
علي فرمود آيا آيه زكوة ( انما وليكم الله .... ) ولايتي كه با ولايت خدا و رسولش آمده براي من است يا تو ؟ گفت تو .
فرمود آيا حديث منزلت از پيغمبر و مثلي كه از هارون به موسي زده شده است درباره من است يا تو ؟ ابوبكر گفت درباره تو.
فرمود آيا رسول الله در روز مباهله مرا با اهل و فرزندم براي مباهله مشركين برد يا تو را با اهل و فرزندانت ؟ گفت شما را .
علي فرمود آيا آيه تطهير در مورد من و اهل بيتم نازل شده يا درباره تو و اهل بيت تو ؟ گفت براي تو و اهل بيت تو .
حضرت علي فرمود آيا در روز كساء من و اهل و فرزندم مورد دعاي رسول خدا بوديم يا تو؟ ابوبكر گفت تو .
امام علي فرمود آيا صاحب آيه « يوفون بالنذر و يخافون يوما كان شره مستطيرا » منم يا تو ؟ ابوبكر گفت تو .
علي فرمود آِيا تويي آن كسي كه در روز احد او را از آسمان جوانمرد خواندند يا من ؟ گفت بلكه تو . ( همان جا كه جبرئيل گفت لا فتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار )
فرمود آيا تويي آنكه در روز خيبر رسول خدا پرچمش را به دست او داد و خداوند به وسيله او قلعه هاي خيبر را گشود يا من ؟ گفت تو .
فرمود آيا تو بودي كه از رسول خدا و مسلمين با كشتن عمروبن عبدود غم را زدودي يا من ؟ گفت البته تو .
حضرت علي فرمود آيا آن كسي كه رسول خدا او را براي تزويج دخترش فاطمه برگزيد و فرمود خدا او را در آسمان براي تو تزويج كرده است منم يا تو ؟ ابوبكر گفت تو .
علي فرمود آيا منم پدر حسن و حسين دو نواده و ريحانه پيغمبر آنجا كه فرمود آن دو سيد جوانان اهل بهشتند و پدرشان بهتر از آن دو است يا تو ؟ گفت البته تو .
فرمود آيا برادر توست كه در بهشت به وسيله تو بال با فرشتگان پرواز مي كند ( جعفر طيار ) يا برادر من ؟ گفت برادر تو .
فرمود آيا منم كه رسول خدا به علم قضا و فصل الخطاب دلالت نمود و فرمود اقضاكم يا تو ؟ او گفت تو .
حضرت علي فرمود آيا منم آن كسي كه رسول خدا به اصحابش دستور فرمود به عنوان امير مومنين به او سلام دهند يا تو ؟ ابوبكر گفت البته تو.
فرمود آيا از نظر قرابت به رسول الله من سبقت دارم يا تو ؟ گفت تو .
علي فرمود آيا رسول خدا براي شكستن بتهاي طاق كعبه تو را روي دوش خود قرار داد يا مرا ؟ گفت بلكه تو را .
فرمود آيا رسول خدا درباره تو فرمود كه تو در دنيا و آخرت صاحب لواي من هستي يا درباره من ؟گفت درباره تو .
فرمود آيا پيغمبر موقع مسدود كردن درخانه جميع اهل بيت خود و اصحابش به مسجد در خانه تو را باز گذاشت يا در خانه مرا ؟ ابوبكر گفت در خانه تو را .
علي پيوسته از مناقب و فضائل خود كه خدا و رسولش آنها را مختص آن حضرت قرار داده بودند سخن مي گفت و ابوبكر تصديق مي كرد آنگاه فرمود پس چه چيز تو را فريب داده كه اين مقام را تصاحب نموده اي ؟
آنگاه ابوبكر دگرگون شد و رفت و فردا آمد و با علي بيعت كرد و خواست به مسجد برود كه به همه مردم اعلام كند كه عمر را ديد و عمر او را با حرفهايي مثل اينكه بني هاشم سحر مي كنند و ... فريب داد و ابوبكر هم منصرف شد . ( الاحتجاج 1/157تا 184)
mehrdad_123
Monday 5 November 2007, 07:12PM
به نام حضرت حق:
با سلام:
تو كتب ما كه پر از اين احاديث و روايات مستند هستش...ولي مسئله اي كه هست
آقايان سني مثل اينكه كتب خودشون رو هم قبول نميكنند؟
ديگه آخرين دليلي بود كه ظاهرا تونستن بيارن!!!:smile31:
يا حق
mehrdad_123
Monday 5 November 2007, 07:13PM
خدا رو شكر تمام و كمال سواد خودشون رو از دين و مذهبشون نمايان كردند...
نصرمن الله
Monday 5 November 2007, 07:29PM
عجب.سند این حدیث از کتاب احتجاج کو؟ایا گمراهی؟ نمیدانی تمامی علمای شیعه درمورد مذمت این کتاب چه گفته اند؟پس به ادرس زیر برو تا بفهمی اعتبار این کتاب(احتجاج طبرسی)که البته باید اسم این کتاب را مجمع المزخرفات نامید.نزد شیعه چه مقدار است.همان بس که این کتاب به صراحت تمام و با وقاحت کامل میگوید قران تحریف شده و نام 17 تن از سران قریش از قران بدست عمر رض حذف شده.
ادرس سایت شیعی درباره کتاب احتجاج هست:
http://www.al-shia.com/html/far/7lib/lib.php?c=quran&p=1
درقسمت کتاب مصونیت قران از تحریف
hidayat
Monday 5 November 2007, 07:43PM
آنقدر بجاى على دروغ نوشتن برايشان آسان شده كه حالا براى خودشان يك ابوبكر جديدى هم درست كردند كه هر چه باب دل تشيع است را نه تنها قبول دارد كه چى عرض كنم !!:D
آقا در روزى كه سوره توبه نازل شد و مأمور ابلاغ آن به علي داده شد ، ابوبكر خودش امير حاجيان بود يعنى مأموريتش ثابت بود.
و در ضمن آيه ى تطهير كارى به علي و خانواده ش ندارد !
بقيه ش براى بعد !:smile55:
hidayat
Monday 5 November 2007, 07:46PM
آنگاه ابوبكر دگرگون شد و رفت و فردا آمد و با علي بيعت كرد
اينجا بيعت يك نفره مورد قبول تشيع شده !!!!:D
نمايش جالب باب دل تشيع ولى براى عاقلانى خوبست كه زير نظر روانشناسن درمان مى شوند!;)
imamat
Monday 5 November 2007, 08:12PM
ميشه لطف كنيد بگيد آيه تطهير متعلق به چه كسي است؟
فرزند آدم
Monday 5 November 2007, 08:37PM
سلام بر حق جویان واقعی.
مدعیان تشیع پاسخ دهند.چرا امام علی کرم الله وجهه هیچگاه مدعی امامت منصوب من عندالله نشد.
وهیچ وقت ادعا نکرد که من امام و خلیفه تعیین شده از سوی الله هستم؟و چرا وقتی خودرا معرفی کرد
(در نامه6 نهج البلاغه)انتخاب امام و خلیفه را انتصابی ندانست و به سندهایی که شما مدعیان شیعه
ادعای امامت علی رض(مثل غدیرخم و دیگر احادیث........)را میخواهید اثبات کنید امام از آنها استفاده نکرد؟
خطبه ي74
همانا مي دانيد كه سزاوارتر از ديگران به خلافت من هستم.سوگند به خدا به آن چه انجام داده ايد گردن مينهم تا هنگامي كه اوضاع مسلمين رو به راه شود و از هم نپاشد و جز من به ديگري ستم نشود و پاداش اين گذشت و سكوت و فضيلت را از خدا انتظار دارم و از آن همه زر و زيوري كه به دنبال آن حركت ميكنيد پرهيز ميكنم.
برادر اگر خوب دقت كنيد در اين خطبه حضرت علي از خلافت بعضي افراد ناراحت است و ناراضي و براي وحدت سكوت را اختيار ميكند و همونطور كه ميبنيد ايشان ميفرمايند :
و پاداش اين همه گذشت و سكوت و فضيلت را زا خدا انتظار دارم
اين جمله همه چيز رو مشخص ميكنه.چون از نهج البلاغه آدرس داديد من هم در هيمن كتاب براتون دليل آوردم.
و بعضي از احاديث رو از علما خودتون رو هم براتون ياد اور ميكنم:
امام احمد حنبل در مسند و مير سيد علي همداني شافعي در آخر مودت چهارم از مودت القربي نقل ميكند كه رسول اكرم(ص) به علي(ع) فرمود:
يا علي انت تبرء و انت خليفتي علي امتي.
ياعلي تو بري مينمائي ذمه مرا و تو خليفه ي مني بر امت من.
انس بن مالك نقل نموده است كه رسول اكرم(ص) فرمود: ان خليلي و وزيري و خليفتي و خير من اترك بعدي يقضي ديني و ينجز موعدي علي ابن ابي طالب.
بدرستيكه دوست من و وزير و خليفه ي من بهتر كسيكه بعد از خود به جا مي گذارم كه دين مرا اداء و وعده ي مرا وفا مينمايد علي ابن ابي طالب(ع) ميباشد.
حال آيا به نظر شما حرف پيامبر در اين امر مهم خلاف حرف خداست؟؟؟؟
شمايي كه ميگيد خلافت انتسابي نيست آن هم از جانب خدا بلكه اكتسابي بايد بگم كه حرف پيامبر همان حرف خداست نبي اكرم حرفي رو نميزدند كه بر خلاف خواست خدا باشد.
علي مع الحق و الحق مع علي:smile07:
فرزند آدم
Monday 5 November 2007, 08:42PM
آنقدر بجاى على دروغ نوشتن برايشان آسان شده كه حالا براى خودشان يك ابوبكر جديدى هم درست كردند كه هر چه باب دل تشيع است را نه تنها قبول دارد كه چى عرض كنم !!:D
آقا در روزى كه سوره توبه نازل شد و مأمور ابلاغ آن به علي داده شد ، ابوبكر خودش امير حاجيان بود يعنى مأموريتش ثابت بود.
و در ضمن آيه ى تطهير كارى به علي و خانواده ش ندارد !
بقيه ش براى بعد !:smile55:
بعله مثل اين كه وسط راه پيامبر اين كار بزرگ رو از عهده ي ابوبكر برداشت و به علي سپرد.
جاهايي كه به نفعتون نيست در موردش فكر نميكنيد وساده ميگيد خوب ديگه پيامبر يان كار رو كرد كه چي اما بعضي جاها چنان جنجالي درست ميكنيد كه بيا و ببين.
فرزند آدم
Monday 5 November 2007, 08:50PM
ميشه لطف كنيد بگيد آيه تطهير متعلق به چه كسي است؟
امامت جان آقاي هدايت جواب فرمودند و همه ي شواهد رو انكار ميكنند و اهل بيت رو در اين آيه زنان پيامبر به حساب مياورند همان حرف حسبنا كتاب الله رو به ديده ي منت پذيرفته اند و بقاياي حرف ها براي ايشون بي ارزشه حتي سخنان رسول خدا(ص) كه به صراحت اهل بيت خويش رو فاطمه(ع) علي(ع) حسن(ع) و حسين(ع) فرمودند.
احمدfff
Monday 5 November 2007, 09:41PM
سلام بر حق جویان واقعی.
مدعیان تشیع پاسخ دهند.چرا امام علی کرم الله وجهه هیچگاه مدعی امامت منصوب من عندالله نشد.
وهیچ وقت ادعا نکرد که من امام و خلیفه تعیین شده از سوی الله هستم؟و چرا وقتی خودرا معرفی کرد
(در نامه6 نهج البلاغه)انتخاب امام و خلیفه را انتصابی ندانست و به سندهایی که شما مدعیان شیعه
ادعای امامت علی رض(مثل غدیرخم و دیگر احادیث........)را میخواهید اثبات کنید امام از آنها استفاده نکرد؟
در نهج البلاغه در خبه شقشقيه امده كه حضرت علي امير المؤمين
فرموده ابو بكر خلافت رااز من كرفته
كما جاء في كتاب نهج البلاغة في الخطبة المعروفة بالشقشقية قول الإمام علي http://rasid.net/images/prefix/a2.gif: «أما والله لقد تقمصها فلان «كناية عن أبي بكر» وأنه يعلم أن محلي منها محل القطب من الرحى. ينحدر عني السيل ولا يرقى إلي الطير فسدلت دونها ثوبا وطويت عنا كشحا
احمدfff
Monday 5 November 2007, 10:20PM
سلام بر حق جویان واقعی.
مدعیان تشیع پاسخ دهند.چرا امام علی کرم الله وجهه هیچگاه مدعی امامت منصوب من عندالله نشد.
وهیچ وقت ادعا نکرد که من امام و خلیفه تعیین شده از سوی الله هستم؟و چرا وقتی خودرا معرفی کرد
(در نامه6 نهج البلاغه)انتخاب امام و خلیفه را انتصابی ندانست و به سندهایی که شما مدعیان شیعه
ادعای امامت علی رض(مثل غدیرخم و دیگر احادیث........)را میخواهید اثبات کنید امام از آنها استفاده نکرد؟
در صحاح شما امده كه حضرت امير المؤمنين علي ع به عمر و ابو بكر درغكو ميكويد
در باره اين حديث جه ميكوئيد ضعيف السند؟؟:smile09:
وهناك حديث في صحيح مسلم عمر يعترف أن الإمام علي (ع) كان يرى أبا بكر وعمر غادرين آثمين خائنين كاذبين ، ( صحيح مسلم - الجزء : ( 3 ) - رقم الصفحة : ( 1376 ) :
خیرالبریه
Tuesday 6 November 2007, 10:07AM
با سلام
خوب شد نمردیم واین خزعبلات را شنیدیم .... خوب تقصیر ندارند چون 1400 سال بگوششان خوانده اند شیعه یا روافض لعنهم الله ! ساخته ابن سبأ هستند و مشرکند و ....
با لاترین دلیل از صحیحترین کتاب خودتان یعنی بخاری ومسلم :
چرا امام علی بگفته بخاری تا شش ماه با ابوبکر بیعت نکرد ؟؟؟ مگر نمیدانست که بیعت نکردن با خلیفه وقت موجب کفر است بروایت همین بخاری ؟؟؟ وهمچنین سیده نساء عالمین و سعدبن عباده ومالک بن نویره وطلحه وزبیر و.....
امام مسلم در صحیحش آورده که امام علی ابوبکر وعمر را خائن و دروغگو و بیوفا و گناه کار میداند ؟ چرا
خائن : چون به پیامبر نسبت هذیان دادند و روز آخر خنجر کشدند واز پشت با لاترین ضربه را به اسلام زدند وبا یهودیان تشریک مساعی کردند
دروغگو : چون در مقابل امام علی که به صدیق اکبر وفاروق اعظم ملقب بود گفتند که ابوبکر صدیق است و عمر فاروق
بیوفا : چون در غدیر خم همین عمر اولین نفر به امام (ع) تبریک گفت وگفت : اصبحت وامسیت و مولا کل مومن ومومنه
گناهکار : چون حق شرعی فاطمه زهرا یعنی فدک را برای تحت فشار قرار دادن فرزندان رسول خدا ونابودی ایشان از ایشان غصب کردند ...
وووووووووو
omidrd
Tuesday 6 November 2007, 10:59AM
"آن حضرت را در خلوت ملاقات كرد وگفت"
agar dar khalvat molaghat kardand, pas ki in matlabro neveshte? khaheshan baa dalil aghlaani va sanad begin
merci.
نصرمن الله
Tuesday 6 November 2007, 02:02PM
جواب درباره خطبه شقشقیه(که یار مهدی )آنرا سند قرار داده
http://mohommat.blogfa.com
خیرالبریه
Tuesday 6 November 2007, 04:13PM
مساجدازآن الله است.درمساجد غیر الله را نام نبرید(یا علی/ یا حسین / یا زهرا / یا عباس نگویید) سوره الجن آیه18
هر کس قرآن را برأی خویش تفسیر کند ؛ جایگاهش در آتش است (حدیث شریف )
در کجا گفته نام غیر خدا را نبرید : فرموده غیر خدا را مخوانید ... فلا تدعوا مع الله احدا
پس در تشهد نمازت هم نام محمد وآلش را نبر وبر ایشان صلوات نفرست .... آیا نمازت که عمود دین است قبول میشود ....
http://www.javdan.blogfa.com/
فرزند آدم
Wednesday 7 November 2007, 02:03PM
"آن حضرت را در خلوت ملاقات كرد وگفت"
agar dar khalvat molaghat kardand, pas ki in matlabro neveshte? khaheshan baa dalil aghlaani va sanad begin
merci.
خوب معلومه ديگه يكي از اون دو نفر اون مطلب رو نقل ميكنند نميدونم در مورد چي داريد صحبت ميكنيد اما اگر حرفتون در مورد امام علي و پيامبره امام علي اين مطلب رو نقل كرده كه ديگران به يان روايت استناد كردن و در كتاب هاشون نوشتن برادر.
omidrd
Thursday 8 November 2007, 07:13AM
خوب معلومه ديگه يكي از اون دو نفر اون مطلب رو نقل ميكنند نميدونم در مورد چي داريد صحبت ميكنيد اما اگر حرفتون در مورد امام علي و پيامبره امام علي اين مطلب رو نقل كرده كه ديگران به يان روايت استناد كردن و در كتاب هاشون نوشتن برادر.
salam,
"آن حضرت را در خلوت ملاقات كرد وگفت"
in jomle az tarafe shakhse sevomi bayad neveshte shode baashe , in kheili vazehe. pas natije migirim ye kasi in vasat dorough mige, yaa dar khalvat naboodand, yaa boodand, agar dar khlavaat boodand, chera in neveshte az shakhse sevome? agar dar khalvat naboodand pas aslan kollan doroghe...
فرزند آدم
Thursday 8 November 2007, 03:06PM
salam,
"آن حضرت را در خلوت ملاقات كرد وگفت"
in jomle az tarafe shakhse sevomi bayad neveshte shode baashe , in kheili vazehe. pas natije migirim ye kasi in vasat dorough mige, yaa dar khalvat naboodand, yaa boodand, agar dar khlavaat boodand, chera in neveshte az shakhse sevome? agar dar khalvat naboodand pas aslan kollan doroghe...
مثل اين كه به گفته هاي من توجه نكرديد باشه به صورت اجمالي پاسخ ميگم:
مثال: من به فلاني ميگم كه ديروز با فلان كس به صورت خصوصي ملاقات داشتم و اين گفته ها بين من و اون رد و بدل شد حالا اون دوست من ميره براي شخص ديگري ميگه كه ديروز فلان كس با فلان كس يك ديدار خصوصي داشته اند و اين حرف ها بين آن ها رد و بدل شد.
اين خيلي واضحه عزيز من كش و قوس بهش نده.:smile27:
salmanparsi
Friday 9 November 2007, 09:14AM
جالب اينجاست كه خود عمر در مورد خلافت ابوبكر گفت « كانت بيعه الناس لابي بكر فلته من فلتات الجاهليه وقي الله المسلمين شرها فمن عاد اليها فاقتلوه » « بيعت مردم با ابوبكر يك قضيه بي مبنا و بي ريشه جاهليت بود كه خداوند مسلمانان را از شر اين قضيه حفظ كرد و هر كه از اين به بعد اينگونه رفتار كند او را حتما بكشيد» . ( صحيح بخاري 4/127ٍ، صواعق ابن حجر ص 8 ، تذكره الخواص ص 61 ، تاريخ ابن اثير 2/135 )
mehrdad_123
Wednesday 14 November 2007, 05:48PM
جوابيه ي اين تاپيك , ملاحظه بفرماييد:
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=9343 (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=9343)
مدعيان سني جوابگو باشند
AbAZar
Wednesday 14 November 2007, 06:40PM
آنقدر بجاى على دروغ نوشتن برايشان آسان شده كه حالا براى خودشان يك ابوبكر جديدى هم درست كردند كه هر چه باب دل تشيع است را نه تنها قبول دارد كه چى عرض كنم !!:D
آقا در روزى كه سوره توبه نازل شد و مأمور ابلاغ آن به علي داده شد ، ابوبكر خودش امير حاجيان بود يعنى مأموريتش ثابت بود.
و در ضمن آيه ى تطهير كارى به علي و خانواده ش ندارد !
بقيه ش براى بعد !:smile55:
با سلام
به به
پس آیه تطهیر به عمر و خانواده اش ربط داره ؟
پس خداوتد آیه تطهیرو برای چه کسی نازل کرد ؟
برای پیامبر واهل بیت پیامبر
یا علــــــــی
___________________________________
نازد به خودش خدا که حیدر دارد
دریایی فضاءلی مطهر دارد
همتای علی نخواهد آمد ولله
صد بار اگر کعبه ترک بر دارد
omidrd
Thursday 15 November 2007, 08:14AM
مثل اين كه به گفته هاي من توجه نكرديد باشه به صورت اجمالي پاسخ ميگم:
مثال: من به فلاني ميگم كه ديروز با فلان كس به صورت خصوصي ملاقات داشتم و اين گفته ها بين من و اون رد و بدل شد حالا اون دوست من ميره براي شخص ديگري ميگه كه ديروز فلان كس با فلان كس يك ديدار خصوصي داشته اند و اين حرف ها بين آن ها رد و بدل شد.
اين خيلي واضحه عزيز من كش و قوس بهش نده.:smile27:
ok fahmidam chi migi. pas hala begou in shakhse sevomi ke emam ali in matalebo tarif karde vasash ki boode...va az koja motmaeni ke in shakhse sevom chizi az khodesh ezafe nakarde?
فرزند آدم
Saturday 17 November 2007, 11:18AM
ok fahmidam chi migi. pas hala begou in shakhse sevomi ke emam ali in matalebo tarif karde vasash ki boode...va az koja motmaeni ke in shakhse sevom chizi az khodesh ezafe nakarde?
ببخشيد ها ولي من نميدونم در مورد چه مطلبي صحبت ميكنيد؟؟؟
اگر واضح بگيد كه چه قضيه اي مد نظرتون هست پاسخ رو ميدم
فرزند آدم
Saturday 17 November 2007, 11:26AM
در مورد اين كه شخص سوم مورد اطمينان بوده يا نه ميشه از تو كتاب سلسه گفتار مورخان رو گرفت تا به اون شخص مد نظر رسيد كه حالا يا رد ميشه يا پذيرفته ميشه.
omidrd
Saturday 17 November 2007, 11:54AM
ببخشيد ها ولي من نميدونم در مورد چه مطلبي صحبت ميكنيد؟؟؟
اگر واضح بگيد كه چه قضيه اي مد نظرتون هست پاسخ رو ميدم
shoma farmoodin ke hatman yeki az in donafar *(yaani Emam ali or Aboubakr) in majaraaro tarif karde vase ye shakhse sevom...
soale man ineke on shakhse sevomi ke gofti ki bood?
va az koja midooni rastesho gofte?
hanooz montazere javabam...
merci
omidrd
Saturday 17 November 2007, 11:56AM
در مورد اين كه شخص سوم مورد اطمينان بوده يا نه ميشه از تو كتاب سلسه گفتار مورخان رو گرفت تا به اون شخص مد نظر رسيد كه حالا يا رد ميشه يا پذيرفته ميشه.
shoma boodi ke az shakhse sevom esm ovordi, pas begou ki bood va chetor motmaeini rastesho gofte? va dar zemn, agar on shakhs rastesho gofte, chetor midooni ke harf ro avaz nakardan on kesani ke neveshtan
فرزند آدم
Saturday 17 November 2007, 09:27PM
shoma boodi ke az shakhse sevom esm ovordi, pas begou ki bood va chetor motmaeini rastesho gofte? va dar zemn, agar on shakhs rastesho gofte, chetor midooni ke harf ro avaz nakardan on kesani ke neveshtan
خيلي ببخشيد ها شما داشتي ميگفتي آن دو نفر در خلوت چنين حرف هايي ردو بدل كردند كه من هم حدس زدم شايد منظورتون امام علي و پيامبر(ص) هستند اما نگفتي در چه موردي.
شما اينو بگو موضوعات بعدي رو هم كه بهش اشاره كردي درست ميشه و حل ميكنيم.
چون بايد اول شخص سوم رو ببينيم كي بوده؟؟؟
mohamad***
Sunday 13 January 2008, 08:10PM
بنده واقعا از شما سنی ها .... ولی در پاسخ به سوال اون اقا در مورد ادعای امامت علی از زبان خودش
هیچ لزومی نداشت امام علی این کار رو بکنه چون مقام بالاتر از علی یعنی رسول الله در غدیر خم این رو گفته بود و قریب به 120000 نفر با امیر المو منین بیعت کردن تا 3 روز
و خیلی جالبه بر اساس تاریخ اولین نفری که که با علی بیعت کرد عمربن خطاب خلیفه ثانی شما بودبعد ابوبکر عثمان زبیر و طلحه
ثانیا اگه می بینید علی ع سکوت کرد فقط به خاطر وصیت پیامبر بود که به علی گفت اگر یارانی پیداکردی با اونا بجنگ ولی اگر تعداد یارانت کم بود ( که فقط 4 نفر بود : ابوذر مقداد زبیر سلمان ) با اونا نجنگ و خون خودت رو حفظ کن چون مردم اون زمان با جهل فاصله بسیار کمی داشتند و تمام زحمات پیامبر در ترویج اسلام هدر می رفت این مثل وصیت موسی به هارون بود
یعنی امام علی در اون زمان به فکر اتحاد بود ولی شما سنی ها بیشتر از این نمی فهمید ا
در کتاب صواعق المحرقه تالیف ابن حجر هیثمی از علمای بزرگ سنی روایت زیر امده که یه گوسفند هم این رو می فهمه :
ابوبکر خطاب به عمر گفت : از رسول الله شنیدم در روز قیامت همه کسانی که از پل صراط عبور می کنند باید از علی اجازه بگیرند
ثانیا در روز غدیر خم پیامبر در خطبه ای خواند اسم اصحاب صحیفه رو برد که هیچ کس منظور پیامبر رو نفهمید که به شرح زیر هستند:
ابوبکر - عمر بن خطاب- ابو عبیده- سالم غلام ابی حذیغه-معاذبن جبل
این 5 نفر یه اصحاب صحیفه معروفند که در حجه وداع عهد کردن که اگر پیامبر مرد یا شهید شد خلافت رو از علی بگیرند
amoonaser
Monday 14 January 2008, 12:51AM
سلام بر دوستان :
آمدم تا به برخی از سوالات بی پاسخ اهل سنت ( البته اگر مطالعه می کردند ، هرگز چنین ادعایی نمی کردند ) جواب بدهم.
احتجاج حضرت علی علیه السلام به حدیث غدیر
1- در مسجد رحبه کوفه
قال: "شهدت عليّاً فى الرحبة ينشد الناس، فيقول: انشد اللّه من سمع رسول اللّه(ص) يقول: يوم غدير خم: من كنت مولاه فعلى مولاه، لمّا قام فشهد، (و لا يقم الّا من قدر رآه).
قال عبد الرحمن: فقام اثنا عشر بدريّاً كأنّى أنظر إلى أحدهم فقالوا: نشهد انّا سمعنا رسول اللّه(ص)، يقول يوم غدير خم: ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم، وأزواجى امّهاتم؟ فقلنا: بلى يا رسول اللّه. قال: فمن كنت مولاه فعلىّ مولاه، الّلهم وال من والاه وعاد من عاداه. إلى أن قال فقام الّا ثلاثة لم يقوموا فدعا على فأصابتهم دعوته.
مسند احمد بن حنبل ج 1 ص 119 ط الميمنية مصر و
مسند احمد بن حنبل ج 199/2 ح 961 به سند صحيح ط دار المعارف بمصر
ترجمة الإمام على بن أبي طالب من تاريخ دمشق ابن عساكر الشافعى ج 11/2 ح 506
كنز العمال ج 151/15 ح 430 ط 2
وقريب به این مضمون در : فرائد السمطين ج 69/1.
2 - احتجاج حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) به حدیث غدیر
قالت: أنسيتم قول رسول اللّه(ص) يوم غدير خمّ من كنت مولاه فعلىّ مولاه وقوله(ص) أنت منّى بمنزلة هارون من موسى
الضوء اللامع للسخاوى ج 9 ص256
البدر الطالع للشوكانى ج 2 ص297
أسنى المطالب فى مناقب علىّ بن أبي طالب ( به نقل در الغدیر ) :ج1 ص 197
( هنوز کار روزگار اینقدر خراب نشده که با یک مشت شبهات زنگزده بخواهید جریان غدیر و متعاقب آن شیعه را زیر سوال ببرید. )
یا علی
amoonaser
Monday 14 January 2008, 01:19AM
سلام بر دوستان :
جناب نصر من الله ::D
دوست عزیز ، در شیعه هیچ کتابی نیست که ما معتقد باشیم که 100% درست است مگر کتاب الله ، قرآن مجید.
تمامی کتب حدیثی شیعه و امثالهم باید از لحاظ رجالی و .... ( کلا به صورت علمی ) بررسی شوند و صرف اینکه فلان حدیث از فلان کتاب معتبر شیعه است ، دلیل بر استناد بر آن نیست مگر اینکه با محک علم رجال و درایه و ... کاملا بررسی شود.
ولی متاسفانه در اهل سنت علی الخصوص در مورد صحیحین بخاری و مسلم ، کاملا قضیه بر عکس است و شما تمامی احادیث موجد در آنها را صحیح می دانید و اعتقاد دارید که امام بخاری و امام مسلم در انتخاب احادیث بسیار دقیق بوده اند و لذا کتاب آنها از هرگونه حدیث موضوع و جعلی و ... پاک و طاهر است.
نظر برخی علمای اهل سنت در مورد صحيحين:smile28:
1) محمد بن یوسف شافعی میگوید : اولین کتاب حدیث ، صحیح بخاری و بعد از آن صحیح مسلم است و این دو کتاب بعد از قرآن مجید صحیحترین کتابهی مکی می باشند. (هدی الساری ج2 ص8)
2)ذهبی میگوید : صحیح بخاری در عالم اسلام بزرگترین کتاب ، بلکه بعد از قرآن بهترین کتابهاست .( ارشاد الساری ج1 ص29)
3)امام الحرمین میگوید : اگر کسی قسم بخورد که تمام احادیث صحیحین مطابق با واقع و همه آنها گفتار رسول خدا ( ص ) است ، قسم او درست و کفاره ای بر او نیست .زیرا تمام امت اسلامی بر صحت احادیث این دو کتاب اتفاق دارند. ( شرح نووی بر صحیح مسلم ج1 ص19 )
4)بن حجر مکی میگوید : صحیح بخاری و صحیح مسلم به اتفاق و اجماع علما، پس از قرآن صحیحترین کتابها هستند.( صواعق المحرقه ص 9 و تطهیر الجنان ( در حاشیه صواعق ) ص20 که فقط بخاری را ذکر کرده است )
اعم اهل سنت و شیعه معتقد به عدم تحریف قرآن هستند . لذا وجود احادیثی موضوع در کتب فریقتین مبنی بر تحریف قرآن ، بایستی از لحاظ حدیثی بررسی شوند و همه آنها از این لحاظ ( علم حدیث ) کاملا مردود هستند.
حال اگر باز هم امثال برخی احادیث ضعیف را در مورد تحریف قرآن در کتبی مانند احتجاج ( مرحوم طبرسی رحمه الله ) بر علیه شیعه، علم می کنید ، ما هم احادیثی از بخاری و مسلم برای شما می آوریم مبنی بر تحریف قرآن.
ولی دیگر دست شما برای مخالفت بسته است. زیرا صحیح بخاری و مسلم نزد شما ( اصح الکتاب بعد القرآن ) است.:smile27::smile27:
یا علی:smile24:
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2009, Jelsoft Enterprises Ltd.