PDA

نمايش نسخه نهائي : مصاحبه دیگری با دكتر عصام العماد وهابی شیعه شده


شعیب-بن-صالح
Monday 5 November 2007, 01:01PM
بسم الله الرحمن الرحیم
محتويات: بحث غدير :
طرح مستبصرین
"رسالت عمومي در مناطق مرزی و محروم"
بسم الله الرحمن الرحیم
مصاحبه با دکترسید عصام علی یحیی العماد رئیس مجلس اعلای شیعیان یمن (http://farhangi-bashagard.blogfa.com/post-12.aspx)
"
ازکم لطفی به مقام حضرت علی بن ابی طالب(علیه السلام)
تا عشق به اهل بیت(علیهم السلام)
گفتمان شیعه و جریانهای جدید حقیقت خواه در وهابیت

با حضور:
حجت الاسلام و المسلمین سید مرتضی حسینی هرندی
سید جواد حسینی
محمد حق پرست
منزل دکتر یحیی العماد - قم 10/10/85


، دكتر عصام العماد به عنوان امام جماعت يكى از مساجد شهر صنعا و يكى از مدرسان آنجا سالها فعالیت کرده بود.
وى همان دانشجويى بود كه نزد علماى بزرگ وهابى يمن مثل قاضى احمد سلامه و محمد بن اسماعيل عمرانى و دكترعبدالوهاب ديلمى زانو زده بود و سپس در رشته حديث دانشگاه ابن سعود رياض حضور يافته و اندك اندك اجازه حضور نزد مفتى بزرگ عربستان بن باز را يافت .اوموضعى افراطى و تند و تيز نسبت به شيعه داشت .
.... وچه كسى باور مى كرد كه او که بدنیال علی (ع) بود تا او را به نقد بکشد نا گاه مدهوش عطر عالم گیر اهل بیت (علیهم السلام)گردد و به او دل ببازد و....
و اکنون هزاران نفر را شيعه کرده است ومناظراتش با وهابى تندرو - عثمان الخميس - دست به دست می گردد.

«عبدالله ‌بن‌باز»، مفتي بزرگ عربستان، كه بيش از پانزده سال رئيس هيأت هفت نفره «كبارالعلما» بود و سه سال پيش فوت كرد،

او در مورد شناخت ریشه های تفکر وهابی و تحلیل تحولات و جریانات موجود درآن می گوید:
سال‌ها پیش به دلیل گسترش تفكر سید قطب و غزالی دو جریان در درون وهابیت ایجاد شد، یكی جریان وهابیت انقلابی و دیگری جریان وهابیت درباری.
معمار فكری وهابیت درباری محمد بن عبدالوهاب است، چون تفكر او خود به خود به تفكر درباری كشیده می‌شود.
در توحید محمد بن عبدالوهاب جنگ فقط با قبرستان است و اصلاً به قصرها نمی پردازد. محمد بن عبدالوهاب خود نیز به پادشاهان و رهبران سیاسی آل سعود پیوسته بود و با محرومان و مستضعفان دشمن بود، ولی بعد از ورود تفکرات توحیدی سید قطب جریانی جدید در عربستان ایجاد شد.
سید قطب شاعر بودو تخصص او ادبیات، نمایش‌نامه نویسی و نقد ادبی بود؛ او در عرصه ادبیات یک ساحر بود.
به زودی بزرگان وهابیت متوجه خطر تفكرات سید قطب شدند. بزرگانی، مانند ، شیخ عثیمین، شیخ بن باز، شیخ مقبل وادعی و ربیع مدخلی اعلام کردند :او به تفسیر آیات توحیدی پرداخته و هركس كه كتاب تفسیر قرآن ایشان را خوانده، ضد وهابیت شده است. این واقعیتی است كه من و دوستانم كه قبلاً وهابی بودیم، این مسأله را تجربه كرده‌ایم و در واقع عمل سید قطب خنثی كردن توحید وهابیت است.
در هنگام اعدام از سید قطب پرسیدند كه شما جاهلیت و شرک عرب را در قرن بیستم مطرح كردید، مگر در عربستان توحید نیست؟ سید قطب خندید و گفت: این توحید صحرایی و بدوی و جاهلی است نه آن توحیدی كه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای آن فرستاده شدند!همچنین او را به تشیع متهم کردند و او گفت در تفسیر قران و تحقیقات به این نتیجه رسیدم که تشیع به قران نزدیکتر است

همین تفکر باعث اعدام سید قطب شد او آزاده ای بود که به شرک پادشاهان و حکام حمله کرده بود نه به قبور مسلمین. او پان عربیسم عبد الناصر را شرک مدرن معرفی می کرد.
پس از آن حكومت به محمد، برادر سید قطب كه متأثر از تفكرات او بود، اجازه تبلیغ و بسط تفكرات را در كشور عربستان صادر کرد محمد قطب دارای 60 تألیف است و او هم تفكرات برادرش را به سراسر جهان منتقل و پخش كرد.
و او نیز همچون برادرش در مصر محكوم به اعدام بود، ولی با رفتن جمال عبدالناصر از اعدام رهایی یافت و از مصر اخراج شد. به علت مشكلات دو كشور مصر و عربستان و از آنجا كه حكومت مصر مخالف پادشاهی بود، عربستان از محمد قطب استقبال كرد و قصه از اینجا شروع شد.
محمد قطب فردی آرام و متفكر بود و در مقایسه با سید قطب كه كمی تندرو بود او همان فكر را با نرمش و ملایمت مطرح می‌كرد. با ورود محمد قطب به عربستان، ربیع مدخلی كه بزرگ‌ترین مورخ وهابیت در قرن بیستم است،متوجه خطر محمد قطب شد و به حكومت عربستان هشدار داد كه اگر محمد قطب در این كشور بماند، تفكرات محمد بن عبدالوهاب نابود خواهد شد، ولی آن‌ها متوجه نشدند و به این مسأله اهمیت ندادند، هر چند محمد قطب را در مدینه محصور كرده بودند.
نظر سید قطب در مسأله توحید درست برخلاف محمد بن عبدالوهاب بود، هرچند آن را آشكارا به زبان نیاورده بود.
او معتقد بود كه نباید توحید فقط در حد مسایل مربوط به قبرستان مطرح شود.بنا به تعبیر غزالی مصری، در الجزایر و یمن پیروان نظریات محمد بن عبدالوهاب مورد تمسخر قرار گرفتند كه در قبرستان ها عملیات انتحاری انجام می‌دهند و مسلمین را از بین می برند، در حالیکه مسلمانان مبارز در قدس و لبنان عملیات انتحاری انجام می‌دهند!
برخی به طنز میگفتند شاید مسقط الرس محمد بن عبدالوهاب گورستان بوده است.
با گذشت زمان تفكرات سید قطب مطرح شد و ربیع مدخلی می‌گفت: هر كس در ابتداكتاب سید قطب را بخواند و سپس كتاب محمدبن عبدالوهاب را بخواند، خواهد گفت كتاب‌های محمد بن عبدالوهاب بار علمی ندارد.
یكی از كسانی كه نزد محمد قطب درس می‌خواند، سلمان عوده بود. او در وهابیت، مثل شهید بهشتی برای شیعیان است! سلمان عوده هم از توحید محمد بن عبدالوهاب به نام توحید صحرایی و بدوی و جاهلانه یاد می‌كرد. این تعبیر در سراسر عربستان، یك انقلاب به وجود آورد



س: چگونه می توان به گفتمان شیعه و وهابیت امید وار بود در حالیکه فتوی 38 نفر علمای وهابیت علیه شیعیان صادر شده است وآیا با وجود مسائل سیاسی و تاریخی کهن می توان به و حدت میان شیعه و سنی امید وار بود؟
:
من اول باری که ّّّّاین نامة فتاوی را دیدم بررسی کردم این 38 عالم وهابی از کدام گروه هستند . ؛این فتوی بصورت تلویحی و در لفافه به شیعیان حمله کرده است و مقداری بزرگنمایی های مغرضانه هم صورت گرفته است.
حتی محمدعبداوهاب می گفت شرک مخالفان من از شرک مشرکان تمام تاریخ بدتر است. حیات و بقاء این وهابیون تندرو و درباری در گرو تکفیر مخالفان خود است
البته اين تفكر رهبريت بوده است و در ادامه از شاگردان مکتب عبدالوهاب مردانی پدیدار شدند که کاملا مخالف او بودند.

.
در حال حاضر در عربستان هم تفکرات وهابی اصلاح طلب موجود است و هم گرایشات تندرو و درباری.
اماوهابیت درباری خودشان گفته اند هدف اصلی ما قم و مشهد است و آمادة عملیات انتحاری در اماکن مذهبی شیعه هستیم و گفته اند و میگویند. نفوذ در قم و مشهد چندان سخت نیست.
کتابی نوشته اند که در تیراژ میلیون ها توزیع شده است به اسم "پروتکل های علمای قم" و به تفکرات شیعه حمله های شدید کرده اند.
می گویند اگر پشت سر بودایی و کافر نماز بخوانیم پشت سر شیعه نماز نخواهیم خواند.
با اینکه دشمن شناسی اهمیت زیادی دارد ، بازهم نقاط مشترک میان مسلمین بسیار زیاد است
بهتر است روش ما در مقابل وهابیت مانند روش حضرت امام علی (ع) در مقابل مخالفان خود باشد که اول وارد بحث و گفتگو می شوند وابن عباس را به عنوان سفیر خود به سوی آنها می فرستند.

توجه به این نکته مهم است که انحرافات وهابیت را از بیرون نمی شود نابود کرد باید روی جریانهای درون وهابیت کار کنیم.
بمن معتقدم کهه ما می توانیم با شناسایی جریان های موجود در وهابیت وهماهنگی با برخی علمای اصلاح طلب وهابی فتوایی علیه این 38 عالم بگیریم.


حجت الاسلام و المسلمین هرندی:
اکثریت ما وهابیت را یکدست می بینیم و این نقص است باید کتبی نوشته شود و جریان های جدید و قدیم وهابیت شکافته و معرفی شود.
نکتة دیگر این است که متاسفانه درحال حاضر وهابیت به عنوان کل اهل سنت معرفی می شود ؛ با اینکه یک شاخه اشعری و حنبلی است.
باید روی اطلاع رسانی طبقة خاص و اخص بصورت جدی کار شود وحتی الامکان مراجع معظم نیز از این موارد بیشتر مطلع شوند.
وباید متوجه باشیم که غرب روی این نواحی مرزی و وجوه افتراق خیلی کار کرده اند.
حتی برخی صاحبنظران معتقدند حامی بسیاری از این تکفیری ها قذافی و لیبی است و عربستان حامی اصلی نمی باشد.

سئوال : شخصیت های مطرح در جریان اصلاح طلب وهابیت چه کسانی هستند؟
سلمان فهدالعوده : وی شخص بزرگی است و احترام زیادی در عربستان دارد. وی قبلا تندرو بوده ولی الان شخصیت تقریبی است. وی هم انقلابی است و هم مخالف شیعه کشی.
البته ریشه تمام این مخالفت ها با توحید محمد بن عبد الوهاب همان هجرت سید قطب بوده است.
نکته ای که جالبست اینجا اشاره کنم اینست که:
شهید برزگوار مطهری نوشته است : "متاسفانه اخوان المسلمین در مهاجرت به عربستان تحت تأثیر وهابیت قرار گرفتند "
ولی به نظر من توجه به این نکته هم ضروری است که وهابیت را نیز بشدت تحت تأثیر قرار دادند
خیلی از وهابی ها می گفتند وقتی با اخوان المسلمین آشنا شدیم کم کم شیعه شدیم.
برای مثال گروه های معتدل وهابی حتی یک کتاب علیه شیعه ننوشته اند ولی کتاب های زیادی علیه وهابیت تندرو نوشته اند. از سویی دیگربرای توجه به زمینه های فکری متفاوت آنها می توان به مثال زیر دقت کرد:
در وهابیت معتدل یزید ملعون است، در حالیکه در وهابیت درباری یزید امیرالمؤمنین است.

سئوال: تأثیر جریانات پس از 11 سپتامبر روی انشقاق در بین وهابیت چه بوده است؟
ایمن الظواهری به تفکرات شیعه نزدیک تر است ولی از وهابیت تندرو می ترسد.
وی در جنگ لبنان و عراق اعلام حمایت ضمنی از شیعه نمود. ولی بن لادن تندرو است.
حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا حسینی هرندی:
با اشاره به حادثه جهیمان و نظر حضرت امام خمینی (ره) در مورد بن لادن ، حضرت امام نگاه مثبتی به این حرکتها نداشتند و فعلا بحث و مجادله و مواجهه با این جریان فکری مطرح است.



شما چرا شیعه شدید؟
من جز وهابیت تندرو بودم ؛در مدارس وهابیت ضدیت با اهل بیت ناشی از تفکرات ابن تیمیه و علاقه و نزدیکی تفکرات او به بنی امیه می باشد.ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه که در کلیه مدارس تدریس می شود حملات شدیدی به حضرت علی (ع) و امام حسین کرده است
ما در مقام حضرت علی(ع) کم لطفی می کردیم و اعمال آن حضرت را نقد میکردیم ؛
مثلا میگفتیم : اگر او نبود این شیعیان و فرق گمراه ایجاد نمی شدند
سعی میکردیم در مجالسی که فضیلت ایشان ذکر می شد شرکت نکنیم
ولی وقتی نام عثمان برده میشد برایش گریه می کردیم ....برایمان مانند شهید کربلا بود.
مثلا میگفتیم چرا ایشان با ابوبکر و عمر بیعت نکرد؟
چرا در مورد روش شیخین اشکال وارد کرده اند؟
چرا حکومت را از مدینه به کوفه منتقل کرداند؟
چرا اصلا برای جنگ جمل از مدینه خارج شدند؟
چرا قاتلان عثمان را تحویل ندادند؟
از جمله مهمترین کتابهای که خواندم و برایم موثر و روشنگر بود العتب الجمیل ابن عقیل حضر.می از علمای شافعی بود؛ او سنی بود ولی شاید وهابیها دهها کتاب علیه او نوشته بودند
از آنجا که یک سنی آن را نوشته بود ، به نظرم از کتابهای مطرح در میان شیعیان(مانند الغدیر و المراجعات) مؤثر تر بود.
نقد عملکرد حضرت امام علی(علیه الاسلام) باعث شد به مکتب او گام گذاریم و به برخی انتقادات جدی موجود درصحابه برسیم.
همچنین توحید و حب به اهل بیت علیهم السلام را تا حد زیادی به سید قطب مدیونم و ناشی از مطالعه آثار او می دانم:
اهل بیت در نگاهاوسید قطب عاشورا را بزرگترین پیروزی تاریخ اسلام می خواندوعثمان و خلیفه دوم را عامل رشد اختلافات طبقانی در امت اسلامی و دوری از سنت نبوی معرفی می کرد و سیره علی بن ابی طالب را تایید میکند ؛ او با یک بررسی دقیق تاریخی در باره سرمایه و داریهای برخی صحابه و همسران پیامبر به علت مخالفت آنها با حکومت عدالت علوی اشاره می کند.
با نقد حضرت امام علی(ع) شروع کردیم و سرانجام در حبش گرفتار شدیم.... و برایمان برجسته ترین الگوی عالم اسلام شد.


قسمت سیاسی:
سئوال: فرموده اید که شیعیان یمن بسیار تحت فشارند.
شیعیان یمن نیز تقریباً 40 درصد از جمعیت 21 میلیونی این كشور را تشكیل می‌دهند كه عمدتاً درمناطق شمالی ساكن هستند
همین ارهابیون و تروریست هایی که شیعیان را در عراق می کشند در یمن هم به شیعیان حمله می کنند.
حتی حمله به مرقد مطهر عسکرین(علیهما السلام) در سامراء همزمان با عملیات علیه شیعیان یمن بود.
نیروهای بعثی دولت یمن حتی سنی های دوستار اهل بیت را هم می کشند تا مبادا گرایش به تشیع و ایران ایجاد شود.
سید بدرالدین الطباطبایی الحوثی" از مراجع تقلید شیعیان یمن

مستشاران عراقی به رئیس‌‏جمهوری یمن توصیه كردند كه «هرچه زودتر، سید حسین بدرالدین الطباطبایی الحوثی را سربه‌‏نیست كند وگرنه وی مانند سیدمحمدباقر صدر و سید روح‌‏الله خمینی كه پایه‌‏های حكومت‌‏های حاكمان كشورشان را به لرزه درآوردند، برای او دردسرساز خواهد شد
سئوال: به عنوان مسئول مجلس اعلای شیعیان یمن چه انتظاری از ایران دارید؟
شاید دخالت مستقیم جمهوری اسلامی ایران به ضرر یمن باشد
اما انتظار حمایت سیاسی بیشتری از مردم شیعه و
بیگناه یمن را داریم.

جواب : من با عثمان الخمیس مناظره داشته ام چون خودم قبلا وهابی بودم ابزار و نقاط ضعف آن ها را خوب می شناسم.


با تشکر ازحضرتعالی
به امید پیروزی همه مسلمین و مومنین جهان