PDA

نمايش نسخه نهائي : سوالي از اهل تسنن


صفحه : [1] 2

شيفته
Saturday 3 November 2007, 08:02AM
سلام
از اهل تسنن ،كه اعتقادي به امر شفاعت ندارند و مي گويند تنها خداوند شفيع است مي پرسم كه در آيه زير از سوره مباركه مريم منظور خداوند از "من " چه كساني است . آيا خداوند براي شفاعت كردن بايد با خودش پيمان بسته باشد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
لاَّ يَمْلِکُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمنِ عَهْداً ﴿ 87 ﴾
[آنان ]اختیار شفاعت را ندارند، جز آن کس که از جانب[ خداى ]رحمان پیمانى گرفته است.


ممنون !

tirana
Saturday 3 November 2007, 08:07AM
همچنین ایه 109 سوره طه

شيفته
Saturday 3 November 2007, 08:15AM
همچنين آيةالكرسي و...

سجودی
Saturday 3 November 2007, 11:08AM
دوست محترم شیفته با عرض ادب و سلام در سوال شما دو اشتباه دیدم اول : سنی ها شفاعت را قبول دارند البته نه به مفهومی که شیعه میگوید دوم: سنی ها هرگز نمیگویند شفیع، فقط الله است و شفاعت را برای دیگران نیز قبول دارند براساس این دو پیشداوری نادرست، سوال شما درست مطرح نشده آنرا اصلاح کنید تا جواب بدهم با آروزی سعادت و هدایت برای شما دوستان

شيفته
Saturday 3 November 2007, 11:16AM
دوست محترم شیفته با عرض ادب و سلام در سوال شما دو اشتباه دیدم اول : سنی ها شفاعت را قبول دارند البته نه به مفهومی که شیعه میگوید دوم: سنی ها هرگز نمیگویند شفیع، فقط الله است و شفاعت را برای دیگران نیز قبول دارند براساس این دو پیشداوری نادرست، سوال شما درست مطرح نشده آنرا اصلاح کنید تا جواب بدهم با آروزی سعادت و هدایت برای شما دوستان
متاسفانه من الان حضور ذهن ندارم كه كداميك از كاربران اهل سنت به اين امر معتقد هستند ولي مطمئنم در نوشته هاي برخي از آنان اين مطلب را ديده ام .حال اگر شما جزو آن گروه نيستيد ،مخاطب من نمي باشيد.مخاطب من كساني هستند كه در نوشته هاي خود اكيدا مي گويند شفاعت فقط و فقط توسط خداوند انجام مي گيرد .لطفا اين گروه پاسخ بدهند .

hidayat
Sunday 4 November 2007, 06:43PM
متاسفانه من الان حضور ذهن ندارم كه كداميك از كاربران اهل سنت به اين امر معتقد هستند ولي مطمئنم در نوشته هاي برخي از آنان اين مطلب را ديده ام .حال اگر شما جزو آن گروه نيستيد ،مخاطب من نمي باشيد.مخاطب من كساني هستند كه در نوشته هاي خود اكيدا مي گويند شفاعت فقط و فقط توسط خداوند انجام مي گيرد .لطفا اين گروه پاسخ بدهند .

ببين دوست ارجمند!

شفاعت در قرآن ذكر شده است .

اين حقيقتى ست قرآنى و حضور ذهن نمى خواهد كه ببينيد كى قبول داره كى نداره !؟

شفاعت را الله تعالى خيلى زيبا در كتابش برايمان شرح فرموده است .

و اينكه ملائكه هم براى مؤمنين استغفار مى كنند نوعى شفاعت است كه براى مؤمنين زنده مى باشد.

و در روز قيامت نيز شفاعت براى آن دسته از مؤمنينى ست كه ايمان و اعتقاد و اعمالشان بر اساس شريعت بوده است ولى خطاهايى از آنان سر زده كه امكان عذاب آنان در جهنم براى مدت موقتى وجود دارد.

و اينست كه شفاعت خاص براى مؤمنين است تا از عذاب جهنم كاملاً بدور باشد.

و بهمين علت هم كسى شفاعت فرعون و هامان و نمرود و شارون و ... نخواهد كرد!!

زيرا شفاعت متعلق به كسانى خواهد بود كه الله تعالى از آنان و خاتمه شان خشنود بوده است.

islam-va-monaze
Sunday 4 November 2007, 07:05PM
خدمت دوستان شیعه این مطلب را بگویم که ما اهل سنت به این کلام خدا کاملا ایمان داریم
خداوند می ‌فرماید:
وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ (مائده / 35).
«و برای رسیدن به او [خدا] وسیله طلب کنید».

mehrdad_123
Sunday 4 November 2007, 08:00PM
به نام بي همتا خداوند:

با سلام:

مثل اينكه كم كم بين ماها داره يه تقريبي انجام ميشه...
همينكه شماها وسيله رو بعد از عمري قبول كرديد اين واقعا قابل تحسين هستش:smile07:
در واقع ميشه گفت مشكلات ما و حداقل شما كاربران (سني) تمام شده...پس بهتره بريد اون تاپيك آيا امامان رو هم اسمش رو عوض كنيد:smile07:

.
.
.
يا حق:smile07:

mehrdad_123
Sunday 4 November 2007, 08:02PM
ايكاش همه ي برادران هم آئينتان هم اين فرمايش جناب ايسلام و منازه رو قبول ميكردن كه براي رسيدن به خدا وسيله نياز هست:smile07:

mehrdad_123
Sunday 4 November 2007, 08:05PM
حال يه سئوال از شما حقيقت جويان غير متعصب دارم :

توسل با وسيله چه فرقي داره؟

لطفا منطقي و دور از حب و بغض جواب دهيد:smile07:

يا حق:smile07:

islam-va-monaze
Sunday 4 November 2007, 09:15PM
خداوند می ‌فرماید: ﴿وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ﴾ (مائده / 35).
«و برای رسیدن به او [خدا] وسیله طلب کنید».
یعنی : نزدیکی به خدای سبحان با طاعت و پیروی از آنچه مورد رضایت او است، باشد.
توسل دو نوع است :
نوع اول: توسل مشروع، و آن چند نوع است:
1- توسل به خدا با اسماء و صفاتش. خداوند به آن دستور داده و می ‌فرماید:
﴿وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾ (اعراف / 180).
«و برای خداوند اسماء زیبائی هست، پس با این اسماء او را بخوانید و کسانی را که دربارة اسماء او، از حق دور می ‌شوند، به حال خود رها کنید. آنان بر آنچه انجام داده‌ اند جزا داده می ‌شوند».
2- توسل به خدا با ایمان و اعمال صالحی که توسل کننده انجام داده است. خداوند دربارة اهل ایمان می ‌فرماید :
﴿رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِياً يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ﴾ (آل عمران / 193).
«پروردگارا! ما ندای ندا دهنده‌ ای را شنیدیم که به ایمان دعوت می‌ کرد [می‌ گفت:] به پروردگارتان ایمان بیاورید پس ما ایمان آوردیم. پروردگارا! گناهان ما را ببخش و کارهای بد ما را بپوشان و ما را با نیکان بمیران».
و حدیث سه نفری که در غار بودند، و کوه ریزش کرد و درب غار را بست، و توانایی خارج شدن نداشتند پس با اعمال صالح خود به خدا متوسل شدند و خداوند درب غار را باز کرد تا از غار خارج شدند[1] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn5).
3- توسل به خدای بلند مرتبه با اقرار به وحدانیت او مانند توسل یونس -علیه السلام- :
﴿فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾. (انبياء / 87)
«یونس -علیه السلام- در تاریکی‌ های [شکم نهنگ] فریاد بر آورد که هیچ معبود بر حقی غیر از تو نیست و تو پاک و منزهی».
4- توسل به خدا با اظهار ضعف، نیاز و فقر به او، مانند [توسل] ایوب -علیه السلام-:
﴿وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ﴾. (الانبياء/ 83).
«بیماری و ناراحتی به من روی آورده و تو مهربانترین مهربانانی».
5- توسل به خدا با دعای صالحینی که زنده‌ اند، همانطور که اصحاب پیامبر -صلی الله علیه وسلم- وقتی دچار خشکسالی شدند، از پیامبر -صلی الله علیه وسلم- خواستند که برای آنان دعا کند و پس از پیامبر -صلی الله علیه وسلم- از عموی او عباس-رضی الله عنه- خواستند که برایشان دعا کند[2] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn6).
6- توسل به خدا با اعتراف به گناهان.
﴿قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي﴾ (قصص / 16).
«پروردگارا! من به خود ظلم کردم، پس مرا ببخش».
نوع دوم: توسل غیر مشروع [ناجایز]
توسل به مردگان بوسیلة سوال کردن و شفاعت از آنان، و توسل به جاه پیامبر -صلی الله علیه وسلم- و ذات مخلوقات یا حق آنان که شرح هر کدام به ترتیب می ‌آید، جایز نیست.
1-طلب دعا از مردگان، حرام است :
چون مردگان برخلاف زمانی که زنده بودند، توانایی دعا کردن را ندارند. طلب شفاعت از آنان نیز حرام است، چون عمر بن خطاب، معاویه بن ابی ‌سفیان و کسانی که در حضور آن دو بودند، مانند اصحاب و پیروان نیکویشان، وقتی دچار خشکسالی می‌ شدند از کسی طلب دعا برای باران می ‌کردند که زنده بود، مانند عباس و یزید ابن اسود (رضی الله عنه) و پس از وفات پیامبر از او درخواست دعا برای باران نمی ‌کردند و به پیامبر متوسل نمی ‌شدند و واسطه ‌اش قرار نمی‌ دادند و سر قبر او یا کسی دیگر نمی ‌رفتند. بلکه به جای او از عباس و یزید که زنده بودند، طلب دعا می‌ کردند. عمر -رضی الله عنه- گفت: «اللهم انا کنا نتوسل الیک بنبینا فتسقینا وانا نتوسل بعم نبینا فاسقنا» «خدایا! تا پیامبرت زنده بود به او متوسل می ‌شدیم تو بر ما باران می‌ فرستادی، و الان به عموی پیامبرمان توسل می‌ کنیم، پس برای ما باران بفرست». لذا آنان عموی پیامبر را به جای پیامبر قرار دادند چون مشروع نبود توسلی که به عباس و یزید می‌ کردند، به او بکنند. در حالی که برای آنان ممکن بود – در صورت جایز بودن – نزد قبر پیامبر -صلی الله علیه وسلم- بروند و به او توسل کنند[3] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn7). بنابراین ترک این کار از طرف آنان دلیلی است بر عدم جواز توسل به مردگان نه با دعا و نه با شفاعت، پس اگر طلب دعا و شفاعت در زمان حیات و وفات او مثل هم بود به جای پیامبر از کسانی دیگر طلب دعا و شفاعت نمی‌ کردند.
2- توسل به جاه و مقام پیامبر یا دیگران حرام است و حدیثی که در این باره آمده : «اذا سالتم الله فاسالوه بجاهی، فان جاهی عند الله عظیم». «هر گاه از خدا [کمکی] خواستید، به جاه من توسل جویید چون جاه و مقام من نزد خدا بزرگ است». موضوع و دروغ است. چون این حدیث در هیچ کتابی از کتاب ‌های معتبر و مورد اعتماد اهل سنت وجود ندارد.
و هیچکدام از علمای معتبر حدیث آن را ذکر نکرده ‌اند[4] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn8) و تا زمانی که با دلیلی صحیح ثابت نشود، حرام است. چون عبادات فقط با دلیل صریح و صحیح ثابت می ‌شود.
3-توسل به ذات مخلوقات حرام است چون :
وقتی گفته شود: «اللهم انی اسالک بفلان» اگر «ب» در «بفلان» به معنی قسم باشد سوگند یاد کردن به مخلوق برای خدا است که معنی جمله «اللهم انی اسالک بفلان» یعنی : خدایا تو را سوگند می ‌دهم به فلان شخص که مثلاً این کار را برایم انجام دهی. بنابراین وقتی سوگند یاد کردن به مخلوق، برای مخلوق جایز نباشد – چون در حدیث آمده، شرک است – چگونه سوگند به مخلوق برای خالق جل جلاله جایز است؟! اما اگر «ب» در این جمله برای سببیت باشد[5] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn9) در این صورت خدای بلند مرتبه دعای به سبب مخلوق را شرط اجابت دعا قرار نداده و شرعاً این نوع دعا را مشروع قرار نداده است.
4- توسل به حق مخلوق حرام است چون :
اولاً هیچ کس نمی ‌تواند بر خداوند سبحان هیچگونه حقی را واجب کند. و فقط خدا است که از فضل خود به برخی از مخلوقات ارزش و برتری می دهد. خداوند می ‌فرماید:
﴿وَكَانَ حَقّاً عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ﴾ (روم / 47).
«یاری دادن مومنین بر ما حق بوده».
و بندگان مطیع و فرمانبردار از فضل و نعمت خداوند، مستحق پاداش و جزا هستند این همانند حق مخلوق بر مخلوق نیست و حقی نیست که خداوند در برابر چیزی به او می‌ دهد.
ثانیاً: این حقی است که خداوند از فضل خود بر بندگان عنایت می ‌کند و مختص او است و هیچ ربطی به غیر الله ندارد. لذا اگر توسل به چیزی کند که مستحق آن نیست، توسل به امری خارجی [حق مخلوق] کرده که این حق هیچ ربطی به او ندارد و در نتیجه هیچ نفعی به او نمی‌ رساند. اما روایت: «اسالک بحق السائلین» «به حق نیازمندان، از تو می ‌خواهم»، ثابت و صحیح نیست چون اولاً در سند آن عطیة عوفی است و علمای حدیث بر ضعف او اجماع کرده ‌اند، برخی از علمای حدیث گفته‌ اند : حدیثی که به این صورت در سند آن فردی ضعیف باشد در مسایل مهم عقیدتی مورد قبول نیست. دوم این که در این حدیث توسل به شخص معینی نشده. و بطور عام توسل به حق سائلین است و حق سائلین اجابت دعای آنان است همانطور که خداوند وعده داده، حقی است که خود خداوند برای آنان منظور کرده است، و کسی آن را بر خدا واجب نکرده و این توسل، توسل به وعدة خدا است نه توسل به حق مخلوقات.
ج – حکم استعانه و استغاثه از مخلوق :
استعانه : یار خواستن، کمک خواستن، یاری جستن و یاری گفتن.
استغاثه : طلب فریادرسی و درخواست حل مشکلات.
استعانه و استغاثه از مخلوق دو نوع است :
1- استعانه و استغاثه از مخلوق در حد توانایی آنان، جایز است، خداوند می‌ فرماید:
﴿وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى﴾ (مائده / 2).
«و بر نیکی و تقوی همکاری کنید».
و می فرماید:
﴿فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ﴾. (قصص / 15)
«پس کسی که از قوم او [موسی] بود [از موسی] خواست که او را علیه دشمنش یاری دهد».
2- استعانه و استغاثه از مخلوق در مواردی که فقط خدا توانایی انجام آن را داد، مانند طلب کمک از مردگان، طلب فریادرسی از کسانی که در قید حیات ‌اند، و طلب کمک از آنها در مواردی مانند : شفای بیمار، حل مشکلات و گرفتاری‌ها، دفع بلا و ضرر که فقط در حیطه‌ی قدرت خداوند است. این نوع حرام و شرک اکبر است.
در زمان پیامبر -صلی الله علیه وسلم- منافقی مومنان را اذیت می‌ کرد، برخی گفتند: برویم از شر این منافق از پیامبر -صلی الله علیه وسلم- استعانه کنیم، پیامبر -صلی الله علیه وسلم- فرمود: «إنه لا يستغاث بي إنما يستغاث بالله»[6] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn10). «از من استغاثه نمی ‌شود، فقط از الله استغاثه می ‌شود».
پیامبر -صلی الله علیه وسلم- به کار بردن این لفظ را در حیات خود مکروه دانست هر چند از مواردی بود که در حیاتش بر انجام آن توانایی داشت، اما به خاطر حمایت از توحید، قطع وسیله شرک، ادب و تواضع نسبت به پروردگارش و هشدار به امت در خصوص مقدمات شرک در اقوال و افعال، از به کار بردن این لفظ نهی فرمودند، وقتی پیامبر -صلی الله علیه وسلم- علیرغم توانایی کاری در زندگی ‌اش از آن نهی می ‌کرد، چگونه بعد از فوتش که چنین توانایی ندارد از او استغاثه می ‌شود. و از او کارهایی می ‌خواهند که فقط خداوند بر انجام آن قادر است[7] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn11)؟! ... و وقتی استغاثه از پیامبر -صلی الله علیه وسلم- جایز نباشد از غیر او، به طریق اولی ناروا و شرک است.

[1] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref5)- مضمون حدیث متفق علیه است.

[2] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref6)- بخاری.

[3] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref7)- مجموع الفتاوی (1/318).

[4] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref8)- مجموع الفتاوی (10/319).

[5] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref9)- اگر به معنی سببیت باشد معنی جمله این است : خدایا به سبب فلان شخص از تو فلان کار را می‌خواهم.

[6] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref10)- طبرانی، ضعیف.

[7] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref11)- فتح المجید (197-196).

hidayat
Sunday 4 November 2007, 09:20PM
توسل با وسيله چه فرقي داره؟


وسيله يعنى راه و روشى كه با آن به مقصود برسيم.

توسل عبارت عربى ست و معناى آن اينست :

طلب وسيله اى كه توسط الله تعالى مشروع و معرفى شده باشد.

مانند اين آيه ى كريمه كه ما را به خواندن نامهاى الله تعالى امر مى فرمايد:

قل ادعوا الله أو ادعوا الرحمن أياما تدعوا فله الأسماء الحسنى ... سوره الاسراء - آيه 110

بگو الله را بخوانيد يا الرحمن را بخوانيد هر كدام از آن نامهايش كه برايستى او داراى نامهاى نكوست .

و در اين آيه :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿35﴾ سورة المائدة

قُلِ ادْعُواْ الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلاَ يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلاَ تَحْوِيلاً ﴿56﴾أُولَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا ﴿57﴾ اسراء

در اين آيات به خوبى بيان شده كه وسيله عمل صالحى ست كه الله تعالى را از بنده اش خوشنود كند و همينطور اثباتى ست كه كسانى را كه مشركين مى خواندند ( شريكان در عبادت ) خودشان محتاج به طلب رحمت الهى هستند

فرزند آدم
Sunday 4 November 2007, 09:54PM
يعني امامان ما همان فرزندان رسول الله افرادي نامشروع هستند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

mehrdad_123
Monday 5 November 2007, 02:11AM
وسيله يعنى راه و روشى كه با آن به مقصود برسيم.

توسل عبارت عربى ست و معناى آن اينست :

طلب وسيله اى كه توسط الله تعالى مشروع و معرفى شده باشد.



با نام بي همتا خداوند:

با سلام:



اين لغتنامه اي كه جناب هدايت بكار برده اند و ازش معني در آوردند رو فكر كنم تا حالا به چاپ نرسيده و اگر هم چاپ شده يكي مخصوص ايشون بوده و بس...
جناب هدايت واقعا مجبوريد هميشه مطلب بنويسيد؟:smile31:

mehrdad_123
Monday 5 November 2007, 02:17AM
خداوند می ‌فرماید: ﴿وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ﴾ (مائده / 35).
«و برای رسیدن به او [خدا] وسیله طلب کنید».
یعنی : نزدیکی به خدای سبحان با طاعت و پیروی از آنچه مورد رضایت او است، باشد.


ايشون اولا بفرمايند كه از كجا فهميدن معني و تفسير آيه اين هستش كه ايشون ميفرماين؟!... و از كجا مطمئنن كه معني كردن ايشون
درست تره؟

ثانيا فك كنم ايشون توسل رو تو بعضي از جاها با توصل اشتباه گرفتن:smile55:

mehrdad_123
Monday 5 November 2007, 02:18AM
و اما در باب توسل:

mehrdad_123
Monday 5 November 2007, 02:19AM
سؤال:آيا توسّل به اولياى الهى بدعت ، وموجب شرك مى‏شود؟


پاسخ:توسّل در كتب لغت : ‏ 1 - ابن منظور درلسان العرب مى گويد : « توسّل إليه بوسيلة ، إذا تقرّب إليه بعمل ، وتوسّل إليهبكذا : تقرّب إليه بحرمة آصرة تعطفه عليه » لسان العرب: ج 2 ص 88 . .

‏ به فلان شخص متوسّل شد ؛ يعنى : به وسيله‏ى احترامو مقام ورتبه‏ى آن شخص محبّت و نظر او را جلب كرد ، و به وى نزديك گرديد .

‏ 2 - جوهرى در صحاح اللغه وسيله را اينگونه تعريف مى كند : « الوسيلة مايتقرّب به إلى الغير » .

‏ وسيله عبارت است از آنچه با آن به ديگرى تقرّبمى جوييم .

‏ بنابراين ، موجود ارزشمندى كه به او متوسل مى شويم ، بجهتاعمال شايسته ، و پرستش خالصانه‏ى اوست كه به عنوان وسيله نيرومندى ما را بهپروردگار جهان نزديك مى سازد .

‏‏قرآن وتوسّل : ‏ 1 - در بعضى از آيه‏هاى قرآن خداوند متعال همه را دعوت بهانتخاب واسطه و وسيله مى‏كند و مى فرمايد : « يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْاتَّقُواْ اللَّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَهِدُواْ فِى سَبِيلِهِ‏ىلَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ » . مائده : 35 . ‏ ( اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد ، از خدا پروا كنيد ؛ و به اوتوسّل و تقرّب جوييد ؛ و در راهش جهاد كنيد ، باشد كه رستگار شويد ) .

‏ 2 - و در بعضى آيه‏ها به صورت مشخّص بر واسطه قرار دادن افرادى خاصّ اشاره و اين عملرا مورد رضايت وتأييد فرار مى‏دهد ، و از زبان برادران يوسف چنين حكايت مى كند : « قَالُواْ يَأَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَآ إِنَّا كُنَّا خَطِِينَ » يوسف : 97 . .

‏ « قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُلَكُمْ رَبِّى إِنَّهُ‏و هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ » . يوسف : 98 . ‏ ( فرزندان يعقوب گفتند : اى پدر ، از خداىبزرگ ، بخشش گناهان ما را بخواه كه ما در اشتباه به سر مى برديم .

‏ ( يعقوب ) گفت : به زودى از پروردگار خود ، براى شمإ؛ك‏ك طلب بخشش مى نمايم كه اوبسيار آمرزنده و مهربان است ) .

‏ از آيه‏هاى ياد شده به روشنى معلوم مىگردد كه فرزندان يعقوب به پدر خويش متوسل شدند ،‏ و او را وسيله‏ى بخشودگىخود قرار دادند ، و يعقوب پيامبر نيز ، نه تنها به توسل آنان اعتراض نكرد ، بلكه بهآنها وعده‏ى دعا و استغفار هم داد .

‏‏توسّلدر صدر اسلام : ‏ اين نوع توسل كه به آن اشاره كرديم ، از صدر اسلاممورد پذيرش و رفتار صحابه‏ى پيامبر بوده است ، كه به نمونه هايى از آن در پرتواحاديث و رفتار صحابه رسول خدا و بزرگان جهان اسلام ، اشاره مى‏كنيم :

‏ 1 - احمد بن حنبل در مسند خود از عثمان بن حنيف ، چنين روايت مى كند : « إنّ رجلاًضرير البصر أتى النبىّ صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم ، فقال : ادع اللّه أنيعافيني ، قال : إن شئت دعوت لك و إن شئت أخّرت ذاك فهو خير ، فقال : ادعه .

‏ فأمره أن يتوضّأ ، فيحسن وضوئه ، فيصلّي ركعتين و يدعو بهذا الدعاء .

‏ « اللّهمّ إنّي أسئلك و توجّه إليك بنبيّك محمّد نبيّ الرحمة يا محمّدإنّي توجّهت بك إلى ربّي في حاجتي هذه ، فتقضي لي ، اللّهمّ شفّعه فيّ » . مسند أحمد : ج 4 ، ص 138 - سنن ابن ماجة : ج 1 ، ص 441 - سننترمذي : ج 5 ، ص 229 - مستدرك حاكم : ج 1 ، ص 526 - تاريخ مدينه دمشق : ج 6 ، ص 24 - أسد الغابة ، لابن أثير : ج 3 ، ص 371 ، و . . . ‏ ( مردى نابينانزد پيامبر گرامى آمد و گفت : از خدا بخواه تا مرا عافيت بخشد .

‏ پيامبرفرمود : اگر مى خواهى دعا نمايم ، و اگر مايل هستى به تأخير مى اندازم ، و اين بهترباشد .

‏ مرد نابينا عرض كرد : دعا بفرما .

‏ پيامبر گرامى او رافرمان داد تا وضو بگيرد ، و در وضوى خود دقت نمايد ، و دو ركعت نماز به خواند ، واين چنين دعا كند : پروردگارا من از تو درخواست مى كنم ، و به وسيله‏ى محمد ،پيامبر رحمت به تو روى مى آورم .

‏ اى محمد ، من در مورد نيازم به وسيله‏ىتو به پروردگار خويش متوجه مى شوم ، تا حاجتم را برآورده فرمايد .

‏ خدايااو را شفيع من گردان .

‏ اين روايت ، مورد اتفاق محدثان است بطورى كه حاكمنيشابورى در مستدرك ، پس از نقل حديث ياد شده ، آن را به عنوان حديث صحيح توصيف مىكند .

‏ و « ابن ماجه » نيزبه نقل از « ابو اسحاق » مى گويد : اين روايتىصحيح است و ترمذى در كتاب « أبواب الأدعية » صحيح بودن اين روايت را تأييد مى نمايد .

‏ و « محمد نسيب الرفاعى » نيز دركتاب « التوصّل إلى حقيقة التوسّل » مىگويد : « لا شكّ أنّ هذا الحديث صحيح و مشهور . . . و قد ثبت فيه بلا شكّ و لا ريب، ارتداد بصر الأعمى بدعاء رسول اللّه صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم له » .

‏ ( ترديدى نيست كه اين حديث ، صحيح و مشهور است 000 و در اين روايت ، ثابتشده است كه با دعاى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بينايى آن مرد نابينا ، به وىبازگشت .

‏ از اين روايت به خوبى روشن مى شود كه توسل به پيامبر گرامى ، بهمنظور برآورده شدن نيازها جايز است ، و همانگونه كه رسول خدا مرد نابينا را فرمانداد تا با وسيله قرار دادن پيامبر بين خود و خدا ، از پروردگار جهان درخواست بينايىنمايد .

‏ و اين معنا همان توسل به اولياى الهى و عزيزان درگاه خداوند است .

‏ 2 - أبو عبد اللّه بخارى در صحيح خود مى گويد : إنّ عمر بن الخطّاب رضياللّه عنه ، كان إذا قحطوا استسقى بالعبّاس بن عبدالمطّلب فقال : اللّهمّ إنّا كنّانتوسّل إليك بنبيّنا فتسقينا ، وإنّا نتوسّل إليك بعمّ نبيّنا فاسقنا . قال : فيسقون . صحيح بخارى : ج 2 ، ص 16 - تاريخ مدينة دمشق : ج 26 ، ص 355 - سنن الكبرى ، بيهقى : ج 3 ، ص 352 - صحيح ابن خزيمة : ج 2 ، ص 338 . ‏ ( هرگاه قحطى رخ مى داد ، عمر به وسيله‏ى عباس بن عبد المطلب - عموى پيامبر صلى اللّه عليه و آله - طلب باران مى نمود ، و مى گفت : خدايا در زمانحيات پيامبر به او متوسل مى شديم و باران رحمت خود را بر ما نازل مى فرمودى .

‏ اكنون به وسيله‏ى عموى پيامبر به تو متوسل مى شويم ، تا ما را سيراب كنى . و سيراب مى شدند .

‏ 3 - سواد بن قارب براى پيامبر گرامى ، قصيده اى سرودو در لابلاى ابيات آن چنين گفت :

‏ « وأشهد أنّ اللّه لا شي‏ء غيره* وأنّكمأمون على كلّ غالب‏ وأنّك أدنى المرسلين وسيلة* إلى اللّه، يابن الأكرمينالأطائب»

‏البداية والنهاية ، لابن كثير : ج 2 ، ص 408 - عيون الأثر ، لابن سيد الناس : ج 1 ، ص 102 . ( گواهى مى دهم كهپروردگارى جز خدا نيست ، و تو بر هر پنهان و پوشيده اى امينى ، وگواهى مى دهم كه تو - اى فرزند گراميان و پاكان - در ميان ديگر پيامبران ، نزديك ترين وسيله به سوى خداهستى ) .

‏ پيامبر گرامى اين شعر را از سواد بن قارب شنيد ، ولى هرگز وىرااز چنين سخنى باز نداشت ، و او را به شرك و بدعت متهم نساخت .

‏ 4 - شافعى از پيشوايان اهل سنّت نيز در اشعارش به اين حقيقت اشاره مى كند :

‏آل النبيّ ذريعتي * وهم إليه وسليتي‏ أرجو بهم أعطى غداً * بيدي اليمينصحيفتي‏ينابيع المودة : ج 2 ، ص 468 . ( خاندان پيامبر وسيله‏ى من به سوى خدا هستند ، و اميدوارم كه به خاطر آنان، نامه‏ى عملم به دست راست من داده شود ) .

‏ گرچه روايات رسيده پيرامونجواز توسل به اولياى الهى ، فراوان است ، ليكن در پرتو روايات ياد شده ، مسأله‏ىتوسل و مطلوب بودن آن از ديدگاه سنت پيامبر ، و روش صحابه ، و دانشمندان بزرگاسلامى ، روشن مى گردد .

‏‏نتيجه : ‏ توسل بمعناى وسيله قرار دادن افراد محبوب و صاحب مقام و رتبه درپيشگاه خداوند است .

‏ شيعه مى‏گويد : هنگام تقاضا و درخواست براى حل شدنمشكلات ، و سرعت بخشيدن در رسيدن به نتيجه ، يكى از چهره‏هاى محبوب و مقرّب در نزدپروردگار را بايد بين خود و خدا وسيله قرار دهيم ، تا به احترام او جواب را سريعتربگيريم .

‏ پس توسّل به انبياء و اولياء به عنوان واسطه گرانى صاحب رتبه ومقرّب در پيشگاه حضرت حق بنا بر استفاده از معناى لغوى ونصّ قرآنى ، عين توحيد ويكتا پرستى است ، و بدعت شمردن آن حاكى از نادانى و عدم درك درست از لسان وحى و عدمشناخت صحيح از مبانى اعتقادى است .

mehrdad_123
Monday 5 November 2007, 02:21AM
سؤال:

آيا شفاعت خواستن از غير خداوند شرك است ؟
پاسخ:


توضيح سؤال :

سؤال كننده :....
1 . توسل به چه معنا است ؟
2 . آيا شفاعت خواستن از غير خداوند شرك است ؟

پاسخ :

جواب سؤال اول :

توسل ، يعني واسطه قرار دادن ، انبياء ، امامان و صالحان به پيشگاه خداوند براي برآورده شدن حاجاتي كه انسان دارد ؛ چنانچه خداوند در قرآن كريم مي‌فرمايد :
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ. المائدة / 35 .
اي كساني كه ايمان آورده‌ايد ، از خدا بترسيد و براي تقرب به او وسيله‌اي بجوييد .
اين آيه به تمامي مؤمنين دستور مي‌دهد كه براي تقرب به خداوند به هر وسيله‌اي كه سبب تقرب به خداوند مي‌شود تمسك بجويند ؛ بنابراين تقرب به خداوند بدون وسيله و واسطه‌ امكان ندارد و عبادت و توحيد احدي صحيح نيست ؛ جز از راه واسطه‌هاي كه خداوند بين خود و خلقش معين كرده است .
حضرت زهرا سلام الله عليه مي‌فرمايد :
يبتغي مَن في السموات والأرض إليه الوسيلة ونحن وسيلته في خلقه .
تمام آن‌چه در آسمان و زمين هستند ، براي تقرب به خداوند به دنبال وسيله هستند و ما وسيله و واسطۀ خداوند در ميان خلقش هستيم .
شرح نهج البلاغة ، ج 16 ، ص211 و السقيفة وفدك ، ص 101 و بلاغات النساء ، بغدادي ، ص 14.
و از عايشه در بارۀ خوارج نقل شده است كه پيامبر فرمود :
هم شرّ الخلق والخليقة ، يقتلهم خير الخلق والخليقة ، وأقربهم عند اللّه وسيلة .
شرح نهج البلاغة ، ج2 ، ص267 از مسند احمد ؛ اما اين روايت را دستان امانت‌دار اهل سنت حذف كرده‌اند . و المناقب ، ابن المغازلي ، ص56 ، ح 79.
خوارج ، بدترين خلائق هستند ، آن‌ها را بهترين فرد از ميان خلائق كه نزديك‌ترين وسيله به خداوند هستند ، خواهد كشت .
و از أبي هريره در بارۀ قصۀ حضرت آدم نقل شده است :
يا آدم هؤلاء صفوتي... فإذا كان لك لي حاجة فبهؤلاء توسل، فقال النبي: نحن سفينة النجاة من تعلق بها نجا ومن حاد عنها هلك، فمن كان له إلى الله حاجة فليسألنا أهل البيت .
فرائد السمطين ، ج1 ، ص 36 ح 1 و المناقب للخوارزمي ، ص 318 ، ح 320 .
اي آدم ! آن‌ها ( اهل بيت ) برگزيدگان من هستند ... هر وقت حاجتي داشتي آن‌‌ها را واسطه قرار بده . پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله وسلم) فرمودند : ما كشتي نجات هستيم ، هر كس سوار اين كشتي شد ، نجات خواهد يافت و هر كس سر پيچي كند ، هلاك مي‌شود ، هر كسي حاجتي به سوي خداوند دارد ، بايد ما اهل بيت را واسطه قرار دهد .
و سيوطي نقل مي‌كند كه حضرت آدم به درگاه خداوند چنين استغاثه مي‌كرد :
اللهمّ إنّي أسألك بحقّ محمد وآل محمد سبحانك لا إله إلا أنت، عملت سوءً، وظلمت نفسي فاغفر لي إنّك أنت الغفور الرحيم، فهؤلاء الكلمات التي تلقى آدم .
الدر المنثور ، ج1 ، ص 60.
بار خدايا ! از تو درخواست مي‌كنم به حق محمد و آل محمد كه تو پاك و منزهي و غير از تو خداي نيست ، من كاري بدي كردم و به خود ظلم نمودم ؛ پس مرا ببخش كه تو بخشنده و مهربان هستي ... .
و همچنين آيات بسياري در قرآن كريم وجود دارد كه توسل به غير خداوند را مشروع مي‌داند ؛ از جمله :
يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ . يوسف / 97 .
گفتند: «اى پدر ! براى گناهان ما آمرزش خواه كه ما خطاكار بوديم »
در اين آيه خداوند داستان برادران حضرت يوسف عليه السلام را يادآوري مي‌كند كه آن‌ها بعد از پيشيماني از كردارشان به پيش حضرت يعقوب عليه السلام آمدند و از او كه پيامبر خدا بود درخواست كردند كه از خداوند براي آن‌ها طلب بخشش كند . حضرت يعقوب هم نگفت كه چرا خودتان مستقيماً سراغ خداوند نمي‌رويد و به من متوسل شده‌ايد ؛ بلكه به آن‌ها وعده داد كه از خداوند براي آن‌ها طلب بخشش خواهد كرد :
قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ . يوسف / 98 .
گفت : « به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى خواهم ، كه او همانا آمرزنده مهربان است » .
همچنين خداوند در آيۀ 64 سورۀ نساء مي‌فرمايد :
وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا .
و اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند ، پيش تو مى آمدند و از خدا آمرزش مى خواستند و پيامبر [ نيز ] براى آنان طلب آمرزش مى كرد ، قطعاً خدا را توبه پذيرِ مهربان مى يافتند .
اين آيه نشان مي‌دهد كه بايد براي طلب بخشش از خداوند واسطه و وسيلۀ آبروداري را پيدا كرد تا خداوند به خاطر او حاجات انسان را برآورده سازد .
جواب سؤال دوم :

شفاعت ، واسطه شدن ، انبياء ، امامان و صالحان ببن خدا و خلق در قيامت براي بخشيده شدن گناهاني است كه از مؤمنان سر زده است .
شفاعت در قيامت ، با شرائط و خصوصياتي كه در بارۀ آن ذكر شده است ، از ضروريات تمامي مذاهب اسلامي و مورد اجماع تمامي علماي مسلمان است كه آيات بسياري در قرآن كريم آن را تأييد مي‌كند ؛ از جمله :
وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى . الضحي / 5 .
و بزودى پروردگارت تو را عطاي خواهد داد ، تا خرسند گردى .
وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا . الإسراء / 79 .
و پاسى از شب را زنده بدار ، تا براى تو [ به منزله ] نافله اى باشد ، اميد كه پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند .
تمامي مفسرين شيعه و سني بر اين مطلب اتفاق دارند كه مراد از «مقام محمود» همان مقام شفاعت است كه خداوند آن را به پيامبرش وعده داده است .
فخر رازي از علما و مفسرين بزرگ اهل سنت در اين باره مي‌گويد :
أجمعت الأمة على أن لمحمد صلى الله عليه وسلم شفاعة في الآخرة وحمل على ذلك قوله تعالى ( عسى أن يبعثك ربك مقاما محمودا ) وقوله تعالى ( ولسوف يعطيك ربك فترضى ) .
تفسير الرازي ، ج 3 ، ص 55 .
تمامي امت اسلامي بر اين مطلب اجماع دارند كه پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم در قيامت حق شفاعت دارد و اين دو آيه « اميد كه پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند » و « و بزودى پروردگارت تو را عطاي خواهد داد ، تا خرسند گردى » را به همين معنا حمل كرده‌اند .
مرحوم شيخ مفيد رضوان الله تعالي عليه در اين باره مي‌فرمايد :
اتفقت الإمامية على أن رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) يشفع يوم القيامة لجماعة من مرتكبي الكبائر من أمته ، وأن أمير المؤمنين ( عليه السلام ) يشفع في أصحاب الذنوب من شيعته ، وأن أئمة آل محمد ( عليهم السلام ) كذلك ، وينجي الله بشفاعتهم كثيرا من الخاطئين .
أوائل المقالات في المذاهب والمختارات ، ص 29 تحقيق مهدي محقق .
اماميه بر اين مطلب اتفاق دارند كه رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله وسلم در روز قيامت گروهي از كساني را كه گناهان كبيره انجام داده‌اند ، شفاعت مي‌كند . و نيز بر اين مطلب اتفاق دارند كه امير المؤمنين و بقيه ائمه گناهكاران را شفاعت مي‌كنند و با شفاعت آن‌ها خداوند بسياري از گناهكاران را نجات مي‌دهد .
و مرحوم علامۀ مجلسي رحمت الله عليه نيز در اين باره مي‌فرمايد :
أما الشفاعة فاعلم أنه لا خلاف فيها بين المسلمين بأنها من ضروريات الدين وذلك بأن الرسول يشفع لأمته يوم القيامة ، بل للأمم الأخرى ... .
بحار الأنوار ، ج 8 ، ص 29 - 63 .
تمامي مسلمين بر اين مطلب اتفاق دارند كه شفاعت از ضروريات دين است . و شفاعت ، يعني اين كه پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله نه تنها امت خود را ؛ بلكه امت‌هاي ديگر را نيز شفاعت خواهد كرد .
و نووي از شارحين صحيح مسلم به نقل از قاضي عياض بن موسي مي‌نويسد :
قال القاضي عياض رحمه الله مذهب أهل السنة جواز الشفاعة عقلا ووجوبها سمعا بصريح قوله تعالى (يَوْمَئِذٍ لَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا ) وقوله (وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى) وأمثالهما وبخبر الصادق صلى الله عليه وسلم وقد جاءت الآثار التي بلغت بمجموعها التواتر بصحة الشفاعة في الآخرة لمذنبي المؤمنين وأجمع السلف والخلف ومن بعدهم من أهل السنة عليها .
شرح مسلم - النووي - ج 3 - ص 35 .
قاضي عياض مي‌گويد : " مذهب اهل سنت بر اين است كه شفاعت عقلا جايز و شرعا واجب است ؛ به دليل اين كه خداوند به صراحت در آيۀ قرآن فرموده است : " در آن روز ، شفاعت [ به كسى ] سود نبخشد ، مگر كسى را كه [ خداى] رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آيد " و نيز گفتۀ خداوند كه فرموده : " و جز براى كسى كه [ خدا ] رضايت دهد ، شفاعت نمى كنند " و امثال اين آيات . و همچنين به خاطر روايات پيامبر راستگو صلي الله عليه وآله وسلم مبني بر صحت شفاعت در آخرت براي گناهكاراني از مؤمنين كه مجموع اين روايات به حد تواتر مي‌رسد . تمامي علماي اهل سنت ؛ از گذشته تا كنون بر صحت شفاعت اجماع دارند .
و تاج الإسلام أبو بكر الكلاباذي ( ت 380 ه‍ ) در اين باره مي‌گويد :
إن العلماء قد أجمعوا على أن الإقرار بجملة ما ذكر الله سبحانه وجاءت به الروايات عن النبي ( صلى الله عليه وآله ) في الشفاعة واجب ، لقوله تعالى : (وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى) ولقوله : (عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا ) وقوله : (وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى) . وقال النبي ( صلى الله عليه وآله ) : " شفاعتي لأهل الكبائر من أمتي " .
علما بر اين مطلب اجماع دارند كه اقرار به تمامي آن‌چه كه خدا و رسول او (صلي الله عليه وآله وسلم ) در بارۀ شفاعت گفته‌اند ، واجب است . به دليل فرمودۀ خداوند : " و بزودى پروردگارت تو را عطاي خواهد داد ، تا خرسند گردى » و فرمودۀ خداوند : " اميد كه پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند " و نيز فرمودۀ خداوند : " و جز براى كسى كه [ خدا ] رضايت دهد ، شفاعت نمى كنند " و همچنين سخن پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم ) كه فرمود : " من گناهكاراني از امتم را شفاعت مي‌كنم " .
لتعرف لمذهب أهل التصوف ، ص 54 _ 55 ، تحقيق د . عبد الحليم محمود ، شيخ الأزهر الأسبق .
و حتي ابن تيميه نيز شفاعت در قيامت را قبول دارد و در اين باره مي‌‌گويد :
للنبي (صلى الله عليه وآله ) في يوم القيامة ثلاث شفاعات... وأما الشفاعة الثالثة فيشفع في من استحق النار وهذه الشفاعة له (صلى الله عليه وآله) ولسائر النبيين والصديقين وغيرهم في من استحق النار أن لا يدخلها ويشفع في من دخلها .
براي پيامبر ( صلي الله عليه وآله وسلم ) در روز قيامت سه شفاعت است ... شفاعت سوم براي كساني است كه مستحق آتش هستند . شفاعت آن حضرت ، ساير انبياء ، صديقين و ديگران به اين است كه كسي كه سزاوار آتش است ، وارد آن نشود ، و نيز در مورد كسي كه داخل آتش شده شفاعت مي‌كند .
مجموعة الرسائل الكبري ، ج1 ،‌ ص403_ 404 .
و محمد بن عبد الوهاب نيز در اين باره مي‌گويد :
وثبتت الشفاعة لنبينا محمد (صلى الله عليه وآله) يوم القيامة ولسائر الأنبياء والملائكة والأولياء والأطفال حسبما ورد ، ونسألها من المالك لها والآذن فيها بأن نقول : اللهم شفع نبينا محمدا فينا يوم القيامة أو اللهم شفع فينا عبادك الصالحين ، أو ملائكتك ، أو نحو ذلك مما يطلب من الله لا منهم ... إن الشفاعة حق في الآخرة ، ووجب على كل مسلم الإيمان بشفاعته ... .
الهدية السنية ، الرسالة الثانية ، ص42 .
شفاعت براي پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله وسلم) در روز قيامت و نيز براي ساير انبياء ، ملائكه ، اولياء و اطفال بنابر آن چه كه وارد شده است ، قطعي است . و ما درخواست مي‌كنيم از مالك و اجازۀ دهندۀ شفاعت به اين صورت كه مي‌گوييم : " بار خدايا ! پيامبر ما را در روز قيامت شفيع ما قرار بده " . يا اين‌كه مي‌گوييم : " بار خدايا ! صالحان و ملائكۀ خود را شفيع ما قرار بده " و مانند اين سخنان كه از خداوند طلب مي‌كنيم نه از غير خدا . شفاعت در آخرت حق و واجب است بر هر مسلماني كه به آن ايمان داشته باشد ... .
اين نمونه‌هاي كوچكي بود از نظرات علماي شيعه و سني در اين باره كه به جهت اختصار به همين تعداد بسنده مي‌شود .
اما آن‌چه كه از بين تمامي فرقه‌هاي اسلامي ، تنها وهابي‌ها آن را قبول ندارند و به شدت با آن به مخالفت برخواسته و قائل به آن را مشرك مي‌دانند ، شفاعت در دنيا ؛ يعني همان توسل است ؛ كه ما اين مطلب را در پاسخ به سؤال اول بررسي و صحت آن را از ديدگاه قرآن ثابت كرديم .

mehrdad_123
Monday 5 November 2007, 02:26AM
فعلا تا همين جا حضورتون باشه تا بعد ان شا ا...

شيفته
Monday 5 November 2007, 10:10AM
خيلي برايم جالب است كه ديدگاه اهل تسنن به مرگ اينقدر كودكانه است .آيا فكر مي كنيد مقام و ارج و قرب رسول خدا (ص) محدود به جسم خاكي او بوده است يا روح او ؟آيا مرگ غير از فناي جسم چيز ديگري است ؟ چرا گمان مي كنيد كه ارج و مقام اولياءالله پس از مرگ در نزد خدا كاهش مي يابد ؟!!!!.اين به چه معني است كه پيامبر(ص) تا زنده بوده اند قابليت توسل را داشته اند ولي پس از مرگ خير ؟!!!!!!!! اگر كساني در آن زمان چنين فتوايي داده اند يقينا جهت افزايش قدرت خودشان بوده و مي خواسته اند به امتشان بگويند كسي را كه رفته ديگر فراموش كنيد و ما را ببينيد !
و مطلبي ديگر ،خداوند در قرآن فرموده است كه شهيدان را مرده نپنداريد كه آنها زندگانند !پس آيا شما شفاعت شهدارا قبول داريد يا نه ؟لطفا جواب دهيد تا قسمت بعدي سوالم را بپرسم .

سجودی
Monday 5 November 2007, 11:01AM
این را شیفته نوشته

اين به چه معني است كه پيامبر(ص) تا زنده بوده اند قابليت توسل را داشته اند ولي پس از مرگ خير ؟!!!!!!!!
شیفته محترم
برداشت شما نادرست در نادرست است به هرحال مرده ، مرده است این مثل این است که من بگویم:
اين به چه معني است كه پيامبر(ص) تا زنده بوده اند قابليت جواب دادن به سوالات دینی ما را را داشته اند ولي پس از مرگ خير ؟!!!!!!!!
فیاس شما باطل در باطل است
زندگی شهداء هم به آن معنی نیست که شما شیعه ها میگویید ساده ترین دلیل بر رد ادعای شما این است که در آن صورت زنان شهدا نباید عروسی کنند
آیا این آزار دهنده نیست که شهداء زن خو در را در بستر مرد دیگری ببینند ؟!

mehrdad_123
Monday 5 November 2007, 12:18PM
به نام حضرت حق::smile07:

با سلام به همه ي حقيقت جويان واقعي::smile07:

خانم شيفته , اينها همين گونه اند هر وقت از در منطق كم بيارند مقام خدا و پيامبرش رو پايين ميارن...
اينها هنوز معني روزي خوردن را نفهميده اند اينها هنوز نفهميده اند كه شهدا طبق نص صريح قرآن در نزد خداوند روزي مي خورند اينها هنوز نفهميده اند كه خوردن مقامي است مادي و نزد خداوند بودن مقامي است معنوي ... اينها هنوز نفهميده اند كه شهيد وقتي هر دو مقام مادي و معنوي را دارد پس مي تواند در برخي از امور دنيايي وارد شود...اينها هنوز نفهميده اند كه خداوند چرا در قرآن مبين خطاب به مسيحيان مشرك مي فرمايد كه شما چگونه عيسي (ع) را خدا ميدانيد در صورتي كه او هم غذا و روزي مي خورد؟...اينها هنوز معناي خيلي از آيات را نفهميده اند همانطور كه مفتي اعظمشان جناب بن باز هنوز نتوانسته بفهمه كه زمين كروي است و در حال چرخش است و حكم تكفير رو راجع به اين مسئله داده... در صورتي كه اين موضوعات در نص قرآن موجود است...
چه مي شود كرد بعضي ها نمي خواهند حقيقت را قبول كنند چون حقيقت تلخ است و از همين روست كه بعضي ها به جهنم ميرن و بعضي ها به بهشت%

يا حق:smile07:

mehrdad_123
Monday 5 November 2007, 12:22PM
در ضمن بنده منتظر جوابيتون به پستهاي قبلي هستم...


يا حق:smile07:

شيفته
Monday 5 November 2007, 01:10PM
جناب سجودي ،بنده هم مي دانم مرده مرده است .ولي مي گويم مقام مرده نزد خداوند كمتر از زنده او نيست .اگر امروز مي گويند از مجتهد زنده بايد تقليد كرد به اين معني نيست كه آن مجتهدي كه وفات يافته بي ارزش شده و گفته هايش قابل استناد نيست بلكه به اين معني است كه شايد پس از وفات يك مجتهد شرايط اجتماع تغييري كند كه بايد به فتواي مطابق با شرايط جديد توجه كرد .نمي دانم آيا شما واقعا مطلب به اين روشني را نمي دانيد يا خودتان را به آن راه مي زنيد .و اما در مورد زنده بودن شهدا كه متاسفانه پاسختان بسيار متاسفم كرد .دوست من،حتما مي دانيد كه خداوند در قرآن فرموده در روز قيامت مردگان زنده مي گردند .يعني افراد عادي با اين مرگي كه در اين دنيا شاملشان مي شود مي ميرند و در عالم برزخ بسر مي برند تا روز قيامت كه زنده شوند .ولي شهيد به محض مردن وارد بهشت مي شود و در عالم برزخ نمي ماند و زندگي در بهشت يعني زنده بودن .اين صحبت شما در مورد ازدواج زنان شهيدان مرا به ياد رفتار كودكان انداخت كه اگر به آنها بگوييم هنوز تو بچه اي كه بتواني فلان كار را انجام دهي بلافاصله مي گويد پس چرا براي انجام فلان كار بزرگ شده ام ؟با اينكه كودك مي داند مقوله ها متفاوت است ولي از روي زيركي و براي توجيه صحبت اشتباه خود ،مقايسه نامتجانسي مي كند .رفتار كودك قابل پذيرش است چون كودك است ولي براي مقايسه نابجاي شما چه بايد گفت ؟؟؟؟

سجودی
Tuesday 6 November 2007, 07:01AM
خانم محترم شیفته ، من هم میدانم شهید مقامش بالاتر از مرده عادی است اما نه آنگونه که شما میگویید
قبلآ هم گفتم که سنی هم قبول دارد شفاعت را ، اما باز نه آن چیزی که شما میگویید
اما مشکل این است که شما میخواهید قران را مطابق میل و خواهش خودتان تفسیر کنید و غلو و زیاده روی میکنید و از همه بدتر حرف بی دلیل میزنید
مثلآ ببینید مهرداد 123 نوشته
... (((اينها هنوز نفهميده اند كه شهيد وقتي هر دو مقام مادي و معنوي را دارد پس ميتواند در برخي از امور دنيايي وارد شود)))
و شما از ایشان تشکر کردید یعنی که من قبول دارم ای مهرداد123 حرف ترا...
و این روش شما بدترین است یعنی وقتی که در تنگنا قرار میگیرید از بعضی از عقاید خود دست برمیدارید تا راه فرار بیابید
منکه مثال عروسی زن شهید را زدم تازه شما یادتان آمد که شهید از همه امور دنیا خبر ندارد . مهرداد123 نوشت (( در برخی از امور دنیایی .....) ولی برای همون بعضی نیز دلیل ندارید
وتازه این ادعا نیز درست نیست امام رضای شهید شما در همه امور دنیایی دخالت دارد زایرینش مشکلات رنگارنگ خود را بدون تفصیل برای او میگویند .... شرح نیاز نیست امام خودش میداند!!
بلکه حتی میگن یا امام رضا تو میدونی که چی میخوام بگم ......
الله به من و شما ها رحم کنه آمین ....

leili
Tuesday 6 November 2007, 02:21PM
به نام خداوند بی همتا:

سلام
کلام مهرداد 123 در مورد افراد معمولی هستش نه امامان (ع) و نه ÷یامبر (ص) که اینها بسیار فراتر از مردمان عادی هستند... در واقع این شمایید که بخاطر اثبات عقاید بوچ می خواهید قرآن را تفسیر به رای کنید...وهمین تفسیر به رای کردن است که علمایتان فتواهای عجیب و غریب صادر میکنند...این شمایید که میخواهید بخاطر اثبات عقاید خود حتی مقام حضرت رسول (ص) را از بین ببرید...

leili
Tuesday 6 November 2007, 02:23PM
تا کی به انحراف؟!

شيفته
Wednesday 7 November 2007, 08:20AM
خيلي جالبه ،آياتي كه من و تيرانا ارائه داده ايم در مورد اشخاص صحبت مي كند "من" و شما اهل تسنن اسماءالهي را وسيله شفاعت مي خوانيد .آيا در سوره طه آيه 109 منظور از "رضي له قولا " اسماء الهي است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در ضمن شما توضيح دهيد زنده بودن شهيد يعني چي ؟

سجودی
Wednesday 7 November 2007, 09:42PM
اسماء الهی وسیله ما هستند برای راضی کردن الله .... اما نه تنها وسیله
اما وسیله منحصر به این نیست
شما که مثلآ روزه نذر می کنید تا حاجت خود را بگیرید دارید از وسیله ای (غیر از اشخاص) بهره میگیرید
آیاتی که شما ها ذکر کردید هرگز و هرگز نمیگوید اشخاص را وسیله بگیرید
میگوید الله به اشخاصی اذن شفاعت میدهد. .... و این را ما قبول داریم
این دو حرف جداست

گل باقالی
Wednesday 7 November 2007, 11:30PM
پیامبر می فرمایند:
مردانی از امتم به شفاعت من در می ایند.
سنن ترمذی4/626و سنن الدرامی2/328
این حدیث در منایع سنی امده است حالا نظر شما در اینباره که پیامبر خود فرمودند شفاعت می کنم چیست :smile59:
خداوند می ‌فرماید: ﴿وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ﴾ (مائده / 35).
«و برای رسیدن به او [خدا] وسیله طلب کنید».
یعنی : نزدیکی به خدای سبحان با طاعت و پیروی از آنچه مورد رضایت او است، باشد.
توسل دو نوع است :
نوع اول: توسل مشروع، و آن چند نوع است:
1- توسل به خدا با اسماء و صفاتش. خداوند به آن دستور داده و می ‌فرماید:
﴿وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾ (اعراف / 180).
«و برای خداوند اسماء زیبائی هست، پس با این اسماء او را بخوانید و کسانی را که دربارة اسماء او، از حق دور می ‌شوند، به حال خود رها کنید. آنان بر آنچه انجام داده‌ اند جزا داده می ‌شوند».
2- توسل به خدا با ایمان و اعمال صالحی که توسل کننده انجام داده است. خداوند دربارة اهل ایمان می ‌فرماید :
﴿رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِياً يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ﴾ (آل عمران / 193).
«پروردگارا! ما ندای ندا دهنده‌ ای را شنیدیم که به ایمان دعوت می‌ کرد [می‌ گفت:] به پروردگارتان ایمان بیاورید پس ما ایمان آوردیم. پروردگارا! گناهان ما را ببخش و کارهای بد ما را بپوشان و ما را با نیکان بمیران».
و حدیث سه نفری که در غار بودند، و کوه ریزش کرد و درب غار را بست، و توانایی خارج شدن نداشتند پس با اعمال صالح خود به خدا متوسل شدند و خداوند درب غار را باز کرد تا از غار خارج شدند[1] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn5).
3- توسل به خدای بلند مرتبه با اقرار به وحدانیت او مانند توسل یونس -علیه السلام- :
﴿فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾. (انبياء / 87)
«یونس -علیه السلام- در تاریکی‌ های [شکم نهنگ] فریاد بر آورد که هیچ معبود بر حقی غیر از تو نیست و تو پاک و منزهی».
4- توسل به خدا با اظهار ضعف، نیاز و فقر به او، مانند [توسل] ایوب -علیه السلام-:
﴿وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ﴾. (الانبياء/ 83).
«بیماری و ناراحتی به من روی آورده و تو مهربانترین مهربانانی».
5- توسل به خدا با دعای صالحینی که زنده‌ اند، همانطور که اصحاب پیامبر -صلی الله علیه وسلم- وقتی دچار خشکسالی شدند، از پیامبر -صلی الله علیه وسلم- خواستند که برای آنان دعا کند و پس از پیامبر -صلی الله علیه وسلم- از عموی او عباس-رضی الله عنه- خواستند که برایشان دعا کند[2] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn6).
6- توسل به خدا با اعتراف به گناهان.
﴿قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي﴾ (قصص / 16).
«پروردگارا! من به خود ظلم کردم، پس مرا ببخش».
نوع دوم: توسل غیر مشروع [ناجایز]
توسل به مردگان بوسیلة سوال کردن و شفاعت از آنان، و توسل به جاه پیامبر -صلی الله علیه وسلم- و ذات مخلوقات یا حق آنان که شرح هر کدام به ترتیب می ‌آید، جایز نیست.
1-طلب دعا از مردگان، حرام است :
چون مردگان برخلاف زمانی که زنده بودند، توانایی دعا کردن را ندارند. طلب شفاعت از آنان نیز حرام است، چون عمر بن خطاب، معاویه بن ابی ‌سفیان و کسانی که در حضور آن دو بودند، مانند اصحاب و پیروان نیکویشان، وقتی دچار خشکسالی می‌ شدند از کسی طلب دعا برای باران می ‌کردند که زنده بود، مانند عباس و یزید ابن اسود (رضی الله عنه) و پس از وفات پیامبر از او درخواست دعا برای باران نمی ‌کردند و به پیامبر متوسل نمی ‌شدند و واسطه ‌اش قرار نمی‌ دادند و سر قبر او یا کسی دیگر نمی ‌رفتند. بلکه به جای او از عباس و یزید که زنده بودند، طلب دعا می‌ کردند. عمر -رضی الله عنه- گفت: «اللهم انا کنا نتوسل الیک بنبینا فتسقینا وانا نتوسل بعم نبینا فاسقنا» «خدایا! تا پیامبرت زنده بود به او متوسل می ‌شدیم تو بر ما باران می‌ فرستادی، و الان به عموی پیامبرمان توسل می‌ کنیم، پس برای ما باران بفرست». لذا آنان عموی پیامبر را به جای پیامبر قرار دادند چون مشروع نبود توسلی که به عباس و یزید می‌ کردند، به او بکنند. در حالی که برای آنان ممکن بود – در صورت جایز بودن – نزد قبر پیامبر -صلی الله علیه وسلم- بروند و به او توسل کنند[3] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn7). بنابراین ترک این کار از طرف آنان دلیلی است بر عدم جواز توسل به مردگان نه با دعا و نه با شفاعت، پس اگر طلب دعا و شفاعت در زمان حیات و وفات او مثل هم بود به جای پیامبر از کسانی دیگر طلب دعا و شفاعت نمی‌ کردند.
2- توسل به جاه و مقام پیامبر یا دیگران حرام است و حدیثی که در این باره آمده : «اذا سالتم الله فاسالوه بجاهی، فان جاهی عند الله عظیم». «هر گاه از خدا [کمکی] خواستید، به جاه من توسل جویید چون جاه و مقام من نزد خدا بزرگ است». موضوع و دروغ است. چون این حدیث در هیچ کتابی از کتاب ‌های معتبر و مورد اعتماد اهل سنت وجود ندارد.
و هیچکدام از علمای معتبر حدیث آن را ذکر نکرده ‌اند[4] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn8) و تا زمانی که با دلیلی صحیح ثابت نشود، حرام است. چون عبادات فقط با دلیل صریح و صحیح ثابت می ‌شود.
3-توسل به ذات مخلوقات حرام است چون :
وقتی گفته شود: «اللهم انی اسالک بفلان» اگر «ب» در «بفلان» به معنی قسم باشد سوگند یاد کردن به مخلوق برای خدا است که معنی جمله «اللهم انی اسالک بفلان» یعنی : خدایا تو را سوگند می ‌دهم به فلان شخص که مثلاً این کار را برایم انجام دهی. بنابراین وقتی سوگند یاد کردن به مخلوق، برای مخلوق جایز نباشد – چون در حدیث آمده، شرک است – چگونه سوگند به مخلوق برای خالق جل جلاله جایز است؟! اما اگر «ب» در این جمله برای سببیت باشد[5] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn9) در این صورت خدای بلند مرتبه دعای به سبب مخلوق را شرط اجابت دعا قرار نداده و شرعاً این نوع دعا را مشروع قرار نداده است.
4- توسل به حق مخلوق حرام است چون :
اولاً هیچ کس نمی ‌تواند بر خداوند سبحان هیچگونه حقی را واجب کند. و فقط خدا است که از فضل خود به برخی از مخلوقات ارزش و برتری می دهد. خداوند می ‌فرماید:
﴿وَكَانَ حَقّاً عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ﴾ (روم / 47).
«یاری دادن مومنین بر ما حق بوده».
و بندگان مطیع و فرمانبردار از فضل و نعمت خداوند، مستحق پاداش و جزا هستند این همانند حق مخلوق بر مخلوق نیست و حقی نیست که خداوند در برابر چیزی به او می‌ دهد.
ثانیاً: این حقی است که خداوند از فضل خود بر بندگان عنایت می ‌کند و مختص او است و هیچ ربطی به غیر الله ندارد. لذا اگر توسل به چیزی کند که مستحق آن نیست، توسل به امری خارجی [حق مخلوق] کرده که این حق هیچ ربطی به او ندارد و در نتیجه هیچ نفعی به او نمی‌ رساند. اما روایت: «اسالک بحق السائلین» «به حق نیازمندان، از تو می ‌خواهم»، ثابت و صحیح نیست چون اولاً در سند آن عطیة عوفی است و علمای حدیث بر ضعف او اجماع کرده ‌اند، برخی از علمای حدیث گفته‌ اند : حدیثی که به این صورت در سند آن فردی ضعیف باشد در مسایل مهم عقیدتی مورد قبول نیست. دوم این که در این حدیث توسل به شخص معینی نشده. و بطور عام توسل به حق سائلین است و حق سائلین اجابت دعای آنان است همانطور که خداوند وعده داده، حقی است که خود خداوند برای آنان منظور کرده است، و کسی آن را بر خدا واجب نکرده و این توسل، توسل به وعدة خدا است نه توسل به حق مخلوقات.
ج – حکم استعانه و استغاثه از مخلوق :
استعانه : یار خواستن، کمک خواستن، یاری جستن و یاری گفتن.
استغاثه : طلب فریادرسی و درخواست حل مشکلات.
استعانه و استغاثه از مخلوق دو نوع است :
1- استعانه و استغاثه از مخلوق در حد توانایی آنان، جایز است، خداوند می‌ فرماید:
﴿وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى﴾ (مائده / 2).
«و بر نیکی و تقوی همکاری کنید».
و می فرماید:
﴿فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ﴾. (قصص / 15)
«پس کسی که از قوم او [موسی] بود [از موسی] خواست که او را علیه دشمنش یاری دهد».
2- استعانه و استغاثه از مخلوق در مواردی که فقط خدا توانایی انجام آن را داد، مانند طلب کمک از مردگان، طلب فریادرسی از کسانی که در قید حیات ‌اند، و طلب کمک از آنها در مواردی مانند : شفای بیمار، حل مشکلات و گرفتاری‌ها، دفع بلا و ضرر که فقط در حیطه‌ی قدرت خداوند است. این نوع حرام و شرک اکبر است.
در زمان پیامبر -صلی الله علیه وسلم- منافقی مومنان را اذیت می‌ کرد، برخی گفتند: برویم از شر این منافق از پیامبر -صلی الله علیه وسلم- استعانه کنیم، پیامبر -صلی الله علیه وسلم- فرمود: «إنه لا يستغاث بي إنما يستغاث بالله»[6] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn10). «از من استغاثه نمی ‌شود، فقط از الله استغاثه می ‌شود».
پیامبر -صلی الله علیه وسلم- به کار بردن این لفظ را در حیات خود مکروه دانست هر چند از مواردی بود که در حیاتش بر انجام آن توانایی داشت، اما به خاطر حمایت از توحید، قطع وسیله شرک، ادب و تواضع نسبت به پروردگارش و هشدار به امت در خصوص مقدمات شرک در اقوال و افعال، از به کار بردن این لفظ نهی فرمودند، وقتی پیامبر -صلی الله علیه وسلم- علیرغم توانایی کاری در زندگی ‌اش از آن نهی می ‌کرد، چگونه بعد از فوتش که چنین توانایی ندارد از او استغاثه می ‌شود. و از او کارهایی می ‌خواهند که فقط خداوند بر انجام آن قادر است[7] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn11)؟! ... و وقتی استغاثه از پیامبر -صلی الله علیه وسلم- جایز نباشد از غیر او، به طریق اولی ناروا و شرک است.

[1] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref5)- مضمون حدیث متفق علیه است.

[2] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref6)- بخاری.

[3] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref7)- مجموع الفتاوی (1/318).

[4] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref8)- مجموع الفتاوی (10/319).

[5] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref9)- اگر به معنی سببیت باشد معنی جمله این است : خدایا به سبب فلان شخص از تو فلان کار را می‌خواهم.

[6] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref10)- طبرانی، ضعیف.

[7] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20 فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref11)- فتح المجید (197-196). [/quote]

leili
Thursday 8 November 2007, 02:01AM
هو الحق:


سلام

جناب قالی باگالی: شما چرا مطالب کاملا غیر منطقی اونها رو دوباره نوشتید...

و اما آقایان و بانوان سنی :لطف کنید اگر قادر هستید به پستهای جناب مهرداد _123 از جمله دو پست 17 و 18جواب دهید...

فعلا...

leili
Thursday 8 November 2007, 02:03AM
یکبار هم فرمودند این اهل سنتی ها معنی توسل رو با توصل قاطی کردند...

leili
Thursday 8 November 2007, 02:10AM
یک سئوالی دیگر از اهالی شیعه و غیرشیعه:

آیا شفاعت در دنیا هم ممکن است یا نه؟؟؟و یا اصلا شفاعت چه فرقی با توسل دارد؟

leili
Thursday 8 November 2007, 02:13AM
یه سئوال دیگه:

لطف کنید کلمه ی حی بودن و روزی خوردن را تفسیر کنید!!!و رابطه ی بین آن دو را بگویید...

leili
Thursday 8 November 2007, 02:13AM
شدیدا منتظریم...

leili
Thursday 8 November 2007, 02:15AM
و در مورد هر تفسیری هم که انجام میدهید بگویید که چگونه مطمئنید تفسیر شما همان منظور خداوند میباشد...

سجودی
Thursday 8 November 2007, 05:18AM
خانم لیلی فرمودند:
((و اما آقایان و بانوان سنی :لطف کنید اگر قادر هستید به پستهای جناب مهرداد _123 جواب دهید))

آقای مهرداد123 در هر پست خود مینویسد که راه گم کرده اند بخوانید شعری را که هی مینویسند


ای ماه بیا که راه را گم کردیم:smile07:
حتی سر چشمه هم تیمم کردیم:smile07:
ای وای قرار بود آدم باشیم:smile07:
اما سر راه میل گندم کردیم:smile07:
راه گم کرده حق ندارد کسی راه راهنمایی کند
ایشان گویا منتظر پیامبر جدیدی است
گرنه راه که معلوم شده توشط خاتم الانبیاء علیه السلام

سجودی
Thursday 8 November 2007, 05:28AM
شیفته نوشته:
در ضمن شما توضيح دهيد زنده بودن شهيد يعني چي ؟
یعنی اینکه او با مرده عادی فرق دارد و در پیش الله گرامی است و روزی میخورد اما این به آن معنی نیست که چون روزی میخورد پس قضای حاجت هم میکند تا این دوست شما مهرداد123 بنویسد ( عین نوشته او ):
اينها هنوز معني روزي خوردن را نفهميده اند اينها هنوز نفهميده اند كه شهدا طبق نص صريح قرآن در نزد خداوند روزي مي خورند اينها هنوز نفهميده اند كه خوردن مقامي است مادي و نزد خداوند بودن مقامي است معنوي ... اينها هنوز نفهميده اند كه شهيد وقتي هر دو مقام مادي و معنوي را دارد پس مي تواند در برخي از امور دنيايي وارد شود.
همه اش معنوی است این فلسفه های عجیب و غریب را آخر با استناد به کدام دلیل میگویید؟!

شيفته
Saturday 10 November 2007, 08:00AM
شیفته نوشته:
در ضمن شما توضيح دهيد زنده بودن شهيد يعني چي ؟
یعنی اینکه او با مرده عادی فرق دارد و در پیش الله گرامی است و روزی میخورد اما این به آن معنی نیست که چون روزی میخورد پس قضای حاجت هم میکند تا این دوست شما مهرداد123 بنویسد ( عین نوشته او ):
!
من از شما خواستم كه بفرماييد از نظر شما زنده بودن شهيد يعني چي ؟و شما هي مي گوييد اين معني را نمي دهد و معني ديگري مي دهد .خوب شما همان معني را كه به آن علم داريد بگوييد تا ما هم بدانيم .بنده هم مي دانم روزي خوردن شهيد به اين معني نيست كه براي ناهار يك پرس چلوكباب و براي شام يك پرس قورمه سبزي بخورد .و سيستم گوارش او دقيقا همانند ما عمل كند ولي ميگويم جمله شما كه مي گويد مرده مرده است براي شهيد قابل پذيرش نيست .و از آنجاييكه خود خداوند فرموده است شهيد زنده است پس قابليت شفاعت را نيز دارد .بار ديگر از شما مي خواهم تعريف خود را از زنده بودن شهيد و روزي خوردن او بفرماييد تا بدانيم چه تناقضي با شفيع بودن شهيد دارد .

شيفته
Saturday 10 November 2007, 08:12AM
میگوید الله به اشخاصی اذن شفاعت میدهد. .... و این را ما قبول داریم
پس بگوييد چه ايرادي دارد ما از اشخاصي كه اذن شفاعت دارند در خواست كنيم شفيع ما در نزد خداوند باشند ؟

سجودی
Monday 12 November 2007, 11:26AM
شیفته محترم فرمودید:
بار ديگر از شما مي خواهم تعريف خود را از زنده بودن شهيد و روزي خوردن او بفرماييد تا بدانيم چه تناقضي با شفيع بودن شهيد دارد .
تعریف من ساده است او پیش خداوند روزی میخورد و از عذاب قبر ایمن است و روحش بر پایه عرش در قالب پرنده سبز رنگی قندیل وار آویزان ووووو
حالا خودتان دریابید تناقض شفیع بودن او را با عقاید ما.....

و نوشتید
پس بگوييد چهايرادي دارد ما از اشخاصي كه اذن شفاعت دارند در خواست كنيم شفيع ما در نزد خداوندباشند ؟
درخواست شما از دارندگان شفاعت ، چون درخواست جهنمیان است که از بهشتیان اب سرد می طلبند
این درست که بهشتیان آب فراوان دارند اما اجازه ندارند آنرا هر جا که دلشان خواست مصرف کنند
و این درست که شهداء حق شفاعت دارند اما در مصرف آن خود مختار نیستند باید در جایی استفاده کنند که الله به آنها میگوید

LBO
Monday 12 November 2007, 12:25PM
اللهم صل علی محمد وآل محمد(ع)
اللهم العن جبت والطاغوت
با سلام

جناب سجودی گفتی:
تعریف من ساده است او پیش خداوند روزی میخورد و از عذاب قبر ایمن است و روحش بر پایه عرش در قالب پرنده سبز رنگی قندیل وار آویزان ووووو
حالا خودتان دریابید تناقض شفیع بودن او را با عقاید ما.....

دوستان برای تو از قرآن مثال می آورند شما با تعریفی از جانب خود که از عقل ناقص انسانی بر خاسته پاسخ می دهید؟؟!!
در قرآن آمده(آل عمران/168)
«ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون»
با استفاده از آیات قرآن این حیء بودن را توجیه کن!!!!

در ادامه گفته ای:

و این درست که شهداء حق شفاعت دارند اما در مصرف آن خود مختار نیستند باید در جایی استفاده کنند که الله به آنها میگوید

واقعا چگونه این برداشت به ذهنت رسید؟!باز هم می گویم نظرت را برای خودت حفظ کن و آن را به دیگران تحمیل نکن!!!بوسیله قرآن این حرفت را ثابت کن.
در ضمن اینکه تو گفتی کاملا مردود است زیرا با کرم و جود خداوند تضاد دارد مگر ممکن است خداوند چیزی را به کسی ببخشد اما اختیار استفاده از آنرا به او ندهد؟؟!!!این چگونه حق شفاعتی است که اجازه استفاده از آن داده نمی شود؟؟؟!!!


یا علی(ع)

mehrdad_123
Wednesday 14 November 2007, 10:45AM
راه گم کرده حق ندارد کسی راه راهنمایی کند




به نام خداوند شديد العقاب:

اولا : گويا حضرت سجودي ! معصوم هستن كه مي خواهند مردم را هدايت كنند!!!

ثانيا: اين جمله ي ايشان به طور عيني نشان ميدهد كه حتي ناخود آگاه جناب سجودي هم اين را قبول دارد كه براي هدايت مردم بايد يك معصوم وجود داشته باشد... فقط نميدونم چرا عمر و ابوبكر و عثمان با اينكه معصوم نبودند ولي مردم رو هدايت ميكردند( خودمونيم ها عجب هدايتي هم كردند ...مثلا تو همين ايران بلايي سر مردم آوردند كه سرود مردم شده بود فحش دادن به اسلام و پيامبر(ص) ...حالا واي به حالشون اگه مولا علي (ع) و اولاد معصومش (ع) نبودند چه بر سر دين ميومد؟؟؟)

ثالثا : ايشون مثل اينكه نه تنها هيچگونه آشناييتي با صراط مستقيم ندارند هيچ آشناييتي با ادبيات فارسي هم ندارند كه اينگونه تفسير ميكنند...

رابعا : جناب سجودي چرا به هيچكدوم از سئوالات جواب نميدهيد؟؟؟ نكند هنوز علماتون نتونستن جواب پيدا كنن؟؟؟

يا حق

سجودی
Wednesday 14 November 2007, 01:15PM
اما ای مهرداد123
لزومآ کسی که مردم را هدایت میکند لازم نیست معصوم باشد
اما کسی که میگوید من راه گم کرده ام تا فلان نیاید هم پیدا نمیکنم بهتر است ساکت بنشیند شما حق ندارید با وجود بودن آب تیمم کنید ادبیات هم ندانیم شعر شما تفسیرش در خودش است
اما آقای lbo
اول جواب سلا م را بگیر و علیکم سلام
دوم دلیلم همان آیه ای است که تو نوشتی یعنی این آیه
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتابل احیاءعند ربهم یرزقون
اما فهم تو از آیه درست نیست الله میگوید عند ربهم شما عملا میگین عند قبرهم
الله در قبر است ؟؟؟؟!!!
حالا این آیه را بخوانید اگر خود را به خواب نزده باشید برای بیداریتان کافی است:
والذین یدعون من دون الله لا یخلقون شیئآ و هم یخلقون اموات غیر احیاء و مایشعرون ایان یبعثون
کسانیکه غیر از الله میخوانند چیزی را خلق نمیکنند و خود مخلوقند و مرده اند؛ مرده ای غیر زنده و شعور ندارند که کی زنده میشوند ( سوره نحل آیه 21)

خوب ببین در اینجا هم کلمه اموات و احیاء آمده ببین چه معنی دارد باتفسیرت مقایسه کن
الله برای اینکه ایرانی ها بهانه درست نکنند میگوید مرده غیر زنده تازه به این هم اکتفاء نمیکند ادامه میدهد و شعور ندارند
حالا ای جماعت شیعه من که بشما بگویم پدرم مرده دیگه نیاز دارد بگوییم مرده غیر زنده ؛مرده ای که سر کار نمیرود
الله چون بنده خود lbo را میشناخته در یک آیه 3 بار توضیح داده تا روز قیامت بهانه نداشته باشد .
و اینکه گفتی از کرم الله بدور است چیزی را مشروط بدهد از فلسفه بافی های بیشمار شماست همین چشم را با شرط بشما داده
و ایه در قران است :
( شفاعت نمیکنند مگر با اجازه الله و برای کسی شفاعت میکنند که الله از او خشنود باشد .....سوره انبیاء آیه 28
زبانم مو در آورد و شما حق را قبول نمیکنید

mehrdad_123
Wednesday 14 November 2007, 01:35PM
اما ای مهرداد123
لزومآ کسی که مردم را هدایت میکند لازم نیست معصوم باشد
اما کسی که میگوید من راه گم کرده ام تا فلان نیاید هم پیدا نمیکنم بهتر است ساکت بنشیند شما حق ندارید با وجود بودن آب تیمم کنید ادبیات هم ندانیم شعر شما تفسیرش در خودش است


اي سجودي!

عجب پس هر كس كه مردم را هدايت ميكند ميتواند مثلا شرابخوار باشد... نه؟
ثانيا وقتي ميگوييم ادبيات زياد نميدانيد دليلش همين است كه شما مثلا معني تشبيه و كنايه و... رو كه از اوليه هاي ادبيات است نميدانيد مثلا شما اگر شعري را بخوايند كه مثلا شاعرش ميگويد هزار بار مردم و پس زنده شدم را بدين گونه در خود معني ميكنيد كه طرف واقعا هزار بار قبض روح شده بعد دوباره متولد شده...
خنده دار نيست؟:smile21:

ثالثا براي بنده و ديگر جست و جو گران حقيقت همين كافي است كه حد اقل نا خود آگاه ذهنتان مسائل را قبول كرده...

رابعا به پستها جواب بده! تا كي مي خواهيد از زير اين پستها فرار كنيد؟


يا حق

هژبر
Wednesday 14 November 2007, 01:50PM
جناب سجودي
من از شما چندتا سؤال دارم.
يكم- به نظر شما مشكل كساني كه در سوره نحل آيه 21 عملشان مذمت شده است؛ چه بوده است؟ آيا مشكلشان فقط اين بوده كه از مرده ها طلب مي كردند؟ آيا اگر زندگان طلب مي كردند مشكلشان حل مي شد؟
دوم- از نظر شما مرگ چيست؟ مرگ به نظرتان نابودي(فنا) است؟
سوم- شما صراحتاً بيان فرموديد اهل سنت شفاعت را قبول دارند. شفاعت هم براي روز قيامت است. در روز قيامت هم همه كساني كه محشور مي شوند زنده هستند. اعتراض شما به چيست؟
سپاس
هژبر

mehrdad_123
Wednesday 14 November 2007, 02:08PM
اما ای مهرداد123

اما آقای lbo
اول جواب سلا م را بگیر و علیکم سلام
دوم دلیلم همان آیه ای است که تو نوشتی یعنی این آیه
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتابل احیاءعند ربهم یرزقون
اما فهم تو از آیه درست نیست الله میگوید عند ربهم شما عملا میگین عند قبرهم
الله در قبر است ؟؟؟؟!!!



يادم مياد يه جا ميخوندم يا از يه صالحي شنيدم كه وقتي اون دوتا دانشمند مسيحي اومدن و از ابوبكر و عمر پرسيدن كه خدا كجاست ؟ خليفتون گفت كه خدا تو آسمونهاست...يكي از اون دانشمندها فرمود كه پس اگر خداوند در آسمانهاست هيچ كاري نمي تواند با من زميني انجام دهد... اينجا بود كه خلفاتون به جفنگ آمدند... ولي ميدونيد جواب اينا رو چه كسي داد كه آخر سر مسلمون شدن؟
جواب اين حقيقت جويان رو مولام علي (ع) داد كه فرمود روزي نزد پيامبر (ص) بودم كه ديدم فرشته اي آمد و پيامبر (ص) از او پرسيد از كجا ميآيي عرض كرد از نزد خداوند از طبقه ي هفتم آسمان در يك لحظه او رفت و فرشته ي ديگري آمد از او هم پرسيدند كه از كجا ميايي عرض كرد از نزد خداوند از طبقه ي هفتم زمين...
مولا علي (ع) سپس به اين دانشمند فرمودند كه خداوند در همه جا هست و...

حال شما چه شده است كه جناب سجودي, سخنان خلفاتون رو باز گويي ميكنيد؟؟؟ ظاهرا شما هنوز فكر ميكنيد كه خداوند در پشت ابرها خانه اي ويلايي دارد نه؟؟؟

اولا : قبر و آسمان و زمين و زير زمين نداريم خداوند در همه جا هست

ثانيا:شما با چه مدركي مي توانيد بگوييد كه فهم يك شخص ديگري از قرآن اشتباه است و فهم شما درست است مگر شما وصي رسول ا... هستيد؟
يا خود رسول ا... هستيد؟يا يا يا
ثالثا:مگر شما ادامه ي آيات را نخوانديد كه مي فرمايد ...و يستبشرون بالذين لم يلحقو ا بهم من خلفهم...
يعني: و به كساني كه در پي ايشانند و هنوز به آنها نپيوسته اند مژده ميدهند...

حال شما بگوييد كه اينها چگونه به ديگران كه هنوز نمرده اند مژده ميدهند؟؟؟

در ضمن آيه اي كه از آورده بوديد اصلا هيچ ربطي به بحث ما كه در مورد شهداست ندارد...


يا حق

LBO
Wednesday 14 November 2007, 02:55PM
اللهم صل علی محمد وآل محمد(ع)
اللهم العن جبت والطاغوت
با سلام

جناب سجودی گفتی:

دوستان برای تو از قرآن مثال می آورند شما با تعریفی از جانب خود که از عقل ناقص انسانی بر خاسته پاسخ می دهید؟؟!!
در قرآن آمده(آل عمران/168)
«ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون»
با استفاده از آیات قرآن این حیء بودن را توجیه کن!!!!

در ادامه گفته ای:

واقعا چگونه این برداشت به ذهنت رسید؟!باز هم می گویم نظرت را برای خودت حفظ کن و آن را به دیگران تحمیل نکن!!!بوسیله قرآن این حرفت را ثابت کن.
در ضمن اینکه تو گفتی کاملا مردود است زیرا با کرم و جود خداوند تضاد دارد مگر ممکن است خداوند چیزی را به کسی ببخشد اما اختیار استفاده از آنرا به او ندهد؟؟!!!این چگونه حق شفاعتی است که اجازه استفاده از آن داده نمی شود؟؟؟!!!


یا علی(ع)
گزاف وبیهوده نباف به وسیله قرآن کلمه حیء که در این آیه آمده را توجیه کن!!!!با آیات بی ربط به این موضوع وقت دیگران را نگیر!!!

شفاعت نمیکنند مگر با اجازه الله و برای کسی شفاعت میکنند که الله از او خشنود باشد .....سوره انبیاء آیه 28

برو جناب خجالت بکش با این دروغها وتحریفها آبرو برای اهل سنت باقی نگذاشتی!!!!
انبیاء/28:
«یعلم ما بین ایدیهم وما خلفهم ولا یشفهون الا لمن ارتضی وهم من خشیته مشفقون»
«وهر چه انجام داده انداز ازل تا ابد خدا میداند و احدی جز آنکسیکه خدا از او راضی است شفاعت نمی کنند وآنها دائم ازترس خدا هراسانند»
در کجای این آیه آمده مگر با اجازه خدا؟؟!!!آنها با اراده خود این گونه شفاعت می کنند وگر نه شفاعت چه معنایی می تواند داشته باشد؟؟!!!منظور این آیه نیزروشن است که آنها(صاحبان شفاعت)با اراده خود دشمنان خدا ورسول واهل بیت(ع)(مانند ...و....و....)را شفاعت نمی کنندکه این واضح است.

از گزافه گویی بپرهیزوخودت را مسخره نکن وقرآن را تغییرنده که ....

mehrdad_123
Wednesday 14 November 2007, 05:39PM
با ياد خداوند شديد العقاب:

با سلام:

جناب سجودي از صفحات اول تا همين صفحه هنوز به پستهاي ما جواب نداده ايد...
آيا اين است منطق شما سني ها؟
يا حق

omidrd
Thursday 15 November 2007, 09:46AM
hmmm.. khob garche be hichvajh nemitoonam az gheir az khoda talabe shafaat/amorzesh konam (onam az adaame morde) vali harfetoon baraye khatere bahs kardan ghabool....

hala soal injaast ke "SHOMA AZ KOJA MIDOONID KE KHODA SHAFAATE EMAMAN DAR MOREDE SHOMA (KE AGAR SHAFAAT BARAYE SHOMA BEDAHAND) RO GHABOOL MIKONE???

lotfan dalil az Quran byavarin.

omidrd
Thursday 15 November 2007, 09:50AM
lazem be zekr ast ke man na shia'am na sunni, vali harfaaye sunniha kheili aghlaani tare, va bishtar chizi ke az shi'a didam soal poshte soal va harfayee mesle "omar qurano tahrif kard" boode!

be har haal doost daram bebinam akharesh ki barande mishe in vasat...

احمدfff
Thursday 15 November 2007, 11:44AM
lazem be zekr ast ke man na shia'am na sunni, vali harfaaye sunniha kheili aghlaani tare, va bishtar chizi ke az shi'a didam soal poshte soal va harfayee mesle "omar qurano tahrif kard" boode!

be har haal doost daram bebinam akharesh ki barande mishe in vasat...


بس شما ماده برستي ???
كدام از حرفهايسنيها عاقلانه تر همان كه ميكوين همبستر شدن با مادر و خاهر اشكالي نداره???:smile31:

LBO
Thursday 15 November 2007, 12:09PM
lazem be zekr ast ke man na shia'am na sunni

ولعنة الله علی الکاذبین;)

سجودی
Thursday 15 November 2007, 01:25PM
آقای هژبر پرسیدید
يكم- به نظر شما مشكل كساني كه در سوره نحل آيه 21 عملشان مذمت شده است؛ چه بوده است؟ آيامشكلشان فقط اين بوده كه از مرده ها طلب مي كردند؟ آيا اگر زندگان طلب مي كردندمشكلشان حل مي شد؟
جواب : بله دقیقآ همین است
دوم- از نظر شما مرگ چيست؟ مرگ به نظرتان نابودي(فنا) است؟
جواب :نه من مسلمانم و ليلي هم زن بود
سوم- شما صراحتاً بيان فرموديد اهل سنت شفاعت را قبول دارند. شفاعت هم برايروز قيامت است. در روز قيامت هم همه كساني كه محشور مي شوند زنده هستند. اعتراض شمابه چيست؟
جواب : به این اعتراضي ندارم اعتراضم این است که شما دنیا را بر آخرت قیاس میکنید در حالیکه اون دنیایی جداست در أخرت أدمها لختند دليل نميشه كه در دنيا لخت بگردند در أخرت شفاعت است دليلي نداره در دنيا هم باشه

سجودی
Thursday 15 November 2007, 01:30PM
مهرداد123 با سلام متقابل

1 - خورشید در آسمان است اما بر زندگی زمینیان تاثیردارد الله در عرش باشد فرقی نمیکند . اون داستان شما خیالی است نصارا اینقدر احمق بنظرم نبودند
2 – تو که میگویی الله هر جا است بیاد داشته باش که چاه توالت هم یک جا در این جهان است و محلی که بر زمین تف میکنی هم یک جا است حالا کمی فکر کن
3 – دو + دو = چهار .. مثلآ این که قران میگوید قل هوالله احد اینکه معنیش معلوم است
به این بهانه که ما قران را نمیفهمیمم خود را از خیرات آن محروم نکنید
تازه اگر هم به مفسرین رجوع کنیم اختلاف تفاسیر آنها از زمین تا آسمان است پس نا چاریم خود ما بین اونها ( مفسرین گوناگون ) قاضی باشیم باز نگو به معصوم رجوع میکنیم کو معصوم ؟ کجاست ؟
4 – جواب کدام سوال را ندادم ؟یاد اوری کن تا بگویم شما 5 نفرید من 1 نفر
5 – شکی نیست که شهداء زنده اند و فامیل و دوستان خود را مژده میدهند که راه ما درست بود...
اما خبر این مژده را خودشان برای ما نمیاورند . میاورند؟؟!!
چرا خودشان نمیگویند؟ چون راه بازگشت آنها به دنیا مسدود است
این آیه بر ضد باور شماست
هان اگر شهیدی خودش مژده داد حق با توست
آخر چرا برهر چی چنگ میزنید تا باورهای باطل را حق جلوه دهید؟

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 02:15PM
مهرداد123 با سلام متقابل

1 - خورشید در آسمان است اما بر زندگی زمینیان تاثیردارد الله در عرش باشد فرقی نمیکند . اون داستان شما خیالی است نصارا اینقدر احمق بنظرم نبودند


با ياد و نام حضرت حق:


با سلام


جناب ! تا كي ميخواهي ادامه دهي ؟! هر چقدر به پيش ميرويم و شما سخن ميرانيد بيشتر آبروي اهل سنت را ميبريد و بيشتر به حقانيت شيعه نزديك تر ميشويد... ما كه راضي هستيم ادامه دهيد...

در عجبم كه چرا هر موقع به بن بست ميخوريد نا گذيرسعي در پاك كردن صورت مسئله برمياييد...
اگر بخواهيد بنده سند روايت را برايتان پيدا ميكنم؟
هر چند كه مهم روايت نيست مهم اين است كه شما بعد از 1400 سال هنوز اون كلام خلفاتون رو تكرار ميكنيد...:smile55:

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 02:25PM
2 – تو که میگویی الله هر جا است بیاد داشته باش که چاه توالت هم یک جا در این جهان است و محلی که بر زمین تف میکنی هم یک جا است حالا کمی فکر کن


يعني شما ميفرماييد كه خداوند فقط در كعبه ميتونه حضور داشته باشه؟...:smile27:
هر جايي كه كار گناه انجام بدهيد , همانجا خدا را از خود دور كرده ايد و الا خداوند در همه جا هست مهم اين است كه ما به برسيم...
خواهشا كمي با عقل غير ماده پرستي سير كنيد و تعقل كنيد خداوند انسان نيست كه حضور تجسيمي داشته باشد...مكان خداوند لا مكان مادي است...
شماها با اين افكار مصداق مشركان هستيد!:smile27: مواظب باشيد

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 02:37PM
3 – دو + دو = چهار .. مثلآ این که قران میگوید قل هوالله احد اینکه معنیش معلوم است
به این بهانه که ما قران را نمیفهمیمم خود را از خیرات آن محروم نکنید
تازه اگر هم به مفسرین رجوع کنیم اختلاف تفاسیر آنها از زمین تا آسمان است پس نا چاریم خود ما بین اونها ( مفسرین گوناگون ) قاضی باشیم باز نگو به معصوم رجوع میکنیم کو معصوم ؟ کجاست ؟


نمي دانستيم , خوب شد گفتيد و الا ما فكر ميكرديم كه شما دو + دو را پنج ميدانيد...
اين كه مي فرماييد اختلاف تفاسير از زمين تا آسمان است اين خودش نشان ميدهد كه ما به يك معصوم نياز داريم تا اينكه او براي ما تفسير كند...و الا اگر قرار باشد خودمان قاضي شويم , بفرماييد از كجا معلوم كه صحيح ترين را انتخاب مي كنيم؟؟ اگر اساس هدايت خداوندي اينگونه باشد كه ما خودمان قاضي شويم و حدس و گمان راه بيندازيم بايد بگوييم كه اين نوع هدايت درش عدالت نيست و چون خداوند عادل است پس نمي شود اين راه هدايت بشريت است؟ اينطور نيست؟

البته تا اينجا كه شما آدرس معصوم را مي پرسيد شكرش بسيار است...
بهتر است آدرس معصوم را از افكار و عقايد ساده انگاران مذهبتان بپرسيد و بهتر است دليل اختلافات و انحرافات را از خلفايتان بپرسيد...
ا...هم عجل لوليك الفرج

سجودی
Thursday 15 November 2007, 02:48PM
مکان خداوند لا مکان مادی است یعنی چه به زبان ساده بگو تا من بفهمم
از نظر اهلسنت، الله با علمش همه جا است نه با ذاتش
آبروی اهل سنت میرود برود تو که باید خوشحال باشی!!

سجودی
Thursday 15 November 2007, 02:50PM
اگر آدرس معصوم را دادی حرف تمام است و تو بردی

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 02:52PM
4 – جواب کدام سوال را ندادم ؟یاد اوری کن تا بگویم شما 5 نفرید من 1 نفر


جواب پستهاي زير را يا نداديد و يا طفره رفتيد...جوابيه هاي اخير هم كه اصلا قابل ارزش نهادن و وقت گذاشتن نبود...

1-2-3-10-13-14-15-17-18-20-22-24-26-28-33-34-36-39-40-...

شماهم قبلا چندين نفر بوديد ولي بعدا دوستاتون صيغه ي الفرار رو خوندن...

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 02:58PM
اگر آدرس معصوم را دادی حرف تمام است و تو بردی

ما را آدرس را داديم شما ظاهرا نگرفتي...

11 امام كه آدرسشان مشخص بود چرا اجدادتان نرفتند سراغشان؟
دوازدهمين هم كه همه روح و جانم فداي خاك پايش باد ... مشخص است منتها شرط اوليه دارد... تا به جمله ي اشهد ان عليا ولي ا... نرسي نمي تواني به ايشان هم برسي...

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 03:03PM
يادتان باشد بنده كپي صفحات را دارم پس سعي در ويرايش نوشته هاتان بر نياييد

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 03:09PM
5 – شکی نیست که شهداء زنده اند و فامیل و دوستان خود را مژده میدهند که راه ما درست بود...
اما خبر این مژده را خودشان برای ما نمیاورند . میاورند؟؟!!
چرا خودشان نمیگویند؟ چون راه بازگشت آنها به دنیا مسدود است
این آیه بر ضد باور شماست
هان اگر شهیدی خودش مژده داد حق با توست
آخر چرا برهر چی چنگ میزنید تا باورهای باطل را حق جلوه دهید؟

بازگشت فيزيكي ندارند ولي مي توانند به كساني كه اهل ايمانند خبرشان را برسانند...شما هم انتظار نداشته باشيد كه هركي از راه اومد بتونه با عالم غيب ارتباط برقرار كنه...البته چون تو آئين شما از اين جور مومنين پيدا نميشه حق داريد دچار اشتباه بشيد...
آخر شما چرا همه چيز را حاضريد تحريف كنيد تا شايد به مراد دلتان برسيد؟آخه شما از كجا ميدونيد كه نوع تفسير شما درسته؟ اگه درست بود اين همه ي فتاواي عجيب و غريب پيدا نميشد؟ كمي تعقل كنيد%

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 03:12PM
مکان خداوند لا مکان مادی است یعنی چه به زبان ساده بگو تا من بفهمم


منظور اين بود كه خداوند جسم نيست تا مثلا مبلي براش بگذارن تا روش بشينه...
ساده بود؟ يا نه؟

سجودی
Thursday 15 November 2007, 03:15PM
گفتم آدرس معصوم را بده
گفتی
11 امام كه آدرسشان مشخص بود چرا اجدادتان نرفتند سراغشان؟

اجدادم گناه کردند بمن چه؟

سجودی
Thursday 15 November 2007, 03:17PM
مهرداد نوشته:
جواب پستهاي زير را يا نداديد و يا طفره رفتيد...
1-2-3-10-13-14-15-17-18-20-22-24-26-28-33-34-36-39-40-...

یک سوال را مطرح کن تا جواب بدم

سجودی
Thursday 15 November 2007, 03:20PM
مهرداد نوشته:
منظور اين بود كه خداوند جسم نيست تا مثلا مبلي براش بگذارن تا روش بشينه...
جسم هست یا غیر جسم ..... به هر حال یک چیزی هست..... تو این چیز را بردی درون قبر و بردی وووووو

سجودی
Thursday 15 November 2007, 03:27PM
مهرداد نوشته:
بازگشت فيزيكي ندارند ولي مي توانند به كساني كه اهل ايمانند خبرشان را برسانند...شما هم انتظار نداشته باشيد كه هركي از راه اومد بتونه با عالم غيب ارتباط برقرار كنه...البته چون تو آئين شما از اين جور مومنين پيدا نميشه حق داريد دچار اشتباه بشيد...
حالا به بن بست رسیدیم
راست گفتی سپاس الله را...... من این خرافات را قبول ندارم
میرم وقت نمازه .....میرم تا الله را شکر کنم که مرا از گمراهان نکرد

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 03:53PM
گفتم آدرس معصوم را بده
گفتی
11 امام كه آدرسشان مشخص بود چرا اجدادتان نرفتند سراغشان؟

اجدادم گناه کردند بمن چه؟


جواب را كامل نقل قول كنيد...
جواب ما اين بود:
ما را آدرس را داديم شما ظاهرا نگرفتي...

11 امام كه آدرسشان مشخص بود چرا اجدادتان نرفتند سراغشان؟
دوازدهمين هم كه همه روح و جانم فداي خاك پايش باد ... مشخص است منتها شرط اوليه دارد... تا به جمله ي اشهد ان عليا ولي ا... نرسي نمي تواني به ايشان هم برسي...

ثانيا اجداد شما گناه كردند , پس شما سعي كن گناه نكني و حقيقت را بيابي...

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 03:55PM
مهرداد نوشته:
جواب پستهاي زير را يا نداديد و يا طفره رفتيد...
1-2-3-10-13-14-15-17-18-20-22-24-26-28-33-34-36-39-40-...

یک سوال را مطرح کن تا جواب بدم


يك پست را انتخاب ميكنيم , شما هم جواب دهيد...

پست17

جواب بدهيد منتظريم...

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 04:00PM
مهرداد نوشته:
منظور اين بود كه خداوند جسم نيست تا مثلا مبلي براش بگذارن تا روش بشينه...
جسم هست یا غیر جسم ..... به هر حال یک چیزی هست..... تو این چیز را بردی درون قبر و بردی وووووو

اولا شما برديد درن قبر وووو نه ما

ثانيا : به نظر مياد حضرت عالي درون قبر رو آخرت ميدانيد؟ اينطور نيست؟

ثالثا: يك بار هم عرض كرديم قبر و غير قبر نداريم...خداوند همه جا هست...منتها چون شما در ناخودآگاه خودتان به خداوند جسميت قائل ميشويد براي همين فكر ميكنيد كه مثلا خدا در يك جايي براي خود اردوگاه زده(استغفر ا...)

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 04:25PM
مهرداد نوشته:
بازگشت فيزيكي ندارند ولي مي توانند به كساني كه اهل ايمانند خبرشان را برسانند...شما هم انتظار نداشته باشيد كه هركي از راه اومد بتونه با عالم غيب ارتباط برقرار كنه...البته چون تو آئين شما از اين جور مومنين پيدا نميشه حق داريد دچار اشتباه بشيد...
حالا به بن بست رسیدیم
راست گفتی سپاس الله را...... من این خرافات را قبول ندارم
میرم وقت نمازه .....میرم تا الله را شکر کنم که مرا از گمراهان نکرد


پس عزيز من , بجاي اينكه الكي سخن براني...نمازت را اول وقت بخوان...

يادت باشه , آخر نمازت هم به پيامبر (ص) سلام نكني...چون حضرت به عقيده ي شما زنده نيست...

سجودی
Thursday 15 November 2007, 06:06PM
حرف های شما بیش از اندازه نا معقول است
1 - شما گفتی الله درون قبر هم هست نه من گفتی درون چاه هم هست نه من گفتی درون ..... برو بابا با این عقیده کفرگونه ات ...
2 - شما که شیعه هستید چرا به امام زمان نرسیدید ... اگر رسیدید دیگه چرا اینقدر هی مینویسی
ای ماه بیا که راه را گم کردیم
پس آدرس نداری دیگه این لفاظی ها برای چیه؟؟
3 - در نماز به حضرت محمد درود میفرستیم الله به او میرسونه
تو که خیلی گمراه ای... شیعه من میدونم که عقیده داره حضرت محمد زنده نیست مگه شیعه هم نیستی؟

سجودی
Thursday 15 November 2007, 06:19PM
در پست 17 این سوال را نوشتی
سؤال:آيا توسّل به اولياى الهى بدعت ، وموجب شرك مى‏شود؟
جواب: اگر اولیاءء یا غیر اولیاء زنده و قادر بر انجام درخواست باشند سوال از انها نه فقط جایز است بلکه سنت است
اما اگر مرده باشند یا قادر بر انجام آن نباشند ( مثلآ متوسل شویم که یا علی مرده را زنده کن یا بمن زن بده ) این بدعت و شرک است
اگر جواب داری بفرما اما مثل سابق بی منطق نباشی و پشت الفاظ پنهان نشوی که با من فایده ندارد مو را از ماست بیرون میکشم

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 08:00PM
حرف های شما بیش از اندازه نا معقول است


دليلت چيست؟
:smile55:

چون دليل نداري نظر بادي نده...:smile21:

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 08:04PM
حرف های شما بیش از اندازه نا معقول است
1 - شما گفتی الله درون قبر هم هست نه من گفتی درون چاه هم هست نه من گفتی درون ..... برو بابا با این عقیده کفرگونه ات ...


من گفتم؟

اولا من نگفتم...شما گفتيد

ثانيا الآنم ميگم خداوند در همه جا هست...منتها اين به اين معني نيست كه (استغفر ا...) خداوند توي چاه مبلمان پادشاهي گذاشته و نشسته اونجا...

اين شماييد كه چون به خدا جسميت مطلق قائل ميشويد برا همون اينجور فكرهاي مشركانه زير بناي عقايدتون ميشه...:smile55:

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 08:13PM
2 - شما که شیعه هستید چرا به امام زمان نرسیدید ... اگر رسیدید دیگه چرا اینقدر هی مینویسی
ای ماه بیا که راه را گم کردیم
پس آدرس نداری دیگه این لفاظی ها برای چیه؟؟


عجب:smile21:

شما از كجا ميدونيد كه من رسيدم يا نه؟

در ثاني شما كه شيعه نيستيد پس چرا علماتون اينجور افكار شيطاني رو تحت عنوان فتوا صادر ميكنند؟

ثالثا , چند بار هم عرض كرديم كه گويا شما نه تنها از صراط مستقيم خبر نداريد بلكه از قواعد اوليه ي ادبيات هم خبري نداريد...؟

يا حق:smile24:

سجودی
Thursday 15 November 2007, 08:44PM
مهرداد123
بی ادبی و نادان ... با تو بحث بی فایده است و من از کار بی فایده گریزانم

سجودی
Thursday 15 November 2007, 08:54PM
آقای lbo نوشتی:

((در کجای این آیه آمده مگر با اجازه خدا؟؟!!!))
جواب:
یک آیه جلو ترش را بخوان
اگر قانع نشدی آیت الکرسی را بخوان که نوشته ...... الا باذنه

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 10:36PM
3 - در نماز به حضرت محمد درود میفرستیم الله به او میرسونه[/FONT]
تو که خیلی گمراه ای... شیعه من میدونم که عقیده داره حضرت محمد زنده نیست مگه شیعه هم نیستی؟

پس چرا مخاطب قرار ميديد؟
استغفر ا... , يعني منظور شما اين است كه ا... تعالي (استغفر ا...) پست چي رسولش شده است تا سلام شما را به او برساند؟ اين كه ديگر آخر كفر است% ما طبق اذن خداوندي اوليايش را وسيله قرار ميدهيم به ما ميگوييد كه مشركيد ولي حالا چطور شده است كه شما خداوند را وسيله ي رساندن سلامتان به رسولش ميكنيد؟

در ثاني به صالحين چرا سلام ميدهيد؟

ثالثا شهدا هميشه زنده اند...

رابعا اين خليفه ي دومتان بود كه طي سناريويي از دنيا رفتن پيامبر (ص) را قبول نكرد و گفت هر كس بگويد پيامبر (ص) مرده است من او را با ضربه ي شمشير خواهم كشت...
او اين كار را را كرد تا راحت تر علي (ع) را از خلافت كنار بكشاند...اينها كه ديگر در كتب خودتان است...

يا حق

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 10:41PM
در پست 17 این سوال را نوشتی


سؤال:آيا توسّل به اولياى الهى بدعت ، وموجب شرك مى‏شود؟
جواب: اگر اولیاءء یا غیر اولیاء زنده و قادر بر انجام درخواست باشند سوال از انها نه فقط جایز است بلکه سنت است
اما اگر مرده باشند یا قادر بر انجام آن نباشند ( مثلآ متوسل شویم که یا علی مرده را زنده کن یا بمن زن بده ) این بدعت و شرک است
اگر جواب داری بفرما اما مثل سابق بی منطق نباشی و پشت الفاظ پنهان نشوی که با من فایده ندارد مو را از ماست بیرون میکشم


عجب مويي رو از ماست بيرون كشيديد؟!:smile21:

پست 17 بنده اين بود؟...:smile21:

مارو مجبور ميكني كه دوباره اون پست رو بياريم...

در ضمن يك وصيت به شما :
زياد رو ضمير اول شخص تكيه نكن...كه باعث كبر ميشه و كبر هم غفلت مياره و غفلت هم آفت كمال هستش
كبر =آفت كمال

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 10:45PM
مهرداد123
بی ادبی و نادان ... با تو بحث بی فایده است و من از کار بی فایده گریزانم

خود اين پست شما پر از توهين هستش...اونوقت به ما ميگي توهين كرديم؟

ديگران مقايسه كنند


بنده در تمامي پستهاي خود تا آنجا كه در خاطر دارم به موقع خطاب شما از ضمير جمع استفاده كردم در صورتي كه حضرت عالي هر جور دلتان خواسته نوشتيد...

همين چند پست اخير شما (در صفحه ي 5 و 6) مصداق عيني اينگونه نوشتار است...

والسلام


يا حق

LBO
Friday 16 November 2007, 01:17PM
اللهم صل علی محمد وآل محمد(ع)
اللهم العن جبت والطاغوت
با سلام

جناب سجودی آیا شما مجبور هستید که در این تالار مطلب بنویسید؟!
چرا بدون علم سخن می رانی؟!
سطح آگاهی شما از آیات قرآن زیر صفر است!!!
اینکه گفتی:



آقای lbo نوشتی:

((در کجای این آیه آمده مگر با اجازه خدا؟؟!!!))
جواب:
یک آیه جلو ترش را بخوان
اگر قانع نشدی آیت الکرسی را بخوان که نوشته ...... الا باذنه
با این حرفها خودت را مسخره خاص وعام نکن وکمبود علمت را به رخ نکش!!!!
1)انبیاء/27:«لا یسبقونه بالقول وهم بامره یعملون»یعنی«پیشی نگیرند اورا به گفتار وایشان امراورا عمل می کنند»
اولا در این آیه هیچ اشاره ای به شفاعت نشده است!
ثانیا در کجای این آیه آمده که شفاعت کنندگان کسانی را شفاعت می کنند که خدا بگوید!!!!!

2)بقره/256:«الله لا اله الا هو الحی القیوم لا تاخذه سنة ولا نوم له ما فی سموات وما فی الارض من ذالذی یشفع عنده الا باذنه .........»یعنی:«خدا یکتاست که جز او خدایی نیست زنده وپاینده است وهرگز اورا کسالت خواب فرا نگیرد تا چه رسد که به خواب رود اوست که مالک آنچه در آسمانها وزمین است چه کسی است که در پیشگاه او به شفاعت بر خیزد، مگر به فرمان او...»
مشخص است که در قرآن جستجو کرده ای وهر جا الا باذنه دیده ای فکر کرده ای که همان چیزی است که تو به دنبالش گشته ای!!!!حال آنکه این الا باذنه با آن الا باذنه که در نظر توست زمین تا آسمان تفاوت دارد!!!!
دقت شود:در این آیه خداوند می فرماید چه کسی است که شفاعت کند(یا کسی نیست که شفاعت کند) مگر به اجازه من(الله) در کجای این آیه آمده که آنها (صاحبان شفاعت)هر کس را که خدا بگوید شفاعت می کنند؟؟؟!!!!
در اینجا خداوند فرموده تنها کسانی حق شفاعت دارند که از جانب خداوند اجازه دارند ،بحث بر سر این است که:حال کسانی که این اذن را(اذن شفاعت) از جانب خداوند دارند در کجا آمده که فقط کسانی را شفاعت می کنند که خدا دستور دهد؟؟؟؟!!!!در این صورت شفاعت معنایی نخواهد داشت!!!!!

یا علی(ع)

سجودی
Saturday 17 November 2007, 01:35AM
جناب lbo . و علیکم
تو فهمیدی از ایات که یعنی بی اجازه داشتن حق شفاعت ، شفاعت نمیکندو بعد اذن، به دلخواه خودش برای هر که خواست شفاعت میکند
من فهمیدم که بی اجازه شفاعت داشتن برای فرد معینی، در حقش شفاعت نمیکند
حالا ببین آیه در حق تو رای میدهد یا من
من ذالذی یشفع عندهالاباذنه
چه کسی است که درپیشگاه او به شفاعت بر خیزد، مگر به فرمان او.
لا یسبقونه بالقول وهم بامره یعملون
پیشینگیرند اورا به گفتاروایشان امراورا عمل می کنند»
حالا ببینم تو قبول داری که این شفیعان در پیش الله فقط برای کسیکه الله از او راضی باشد شفاعت میکنند مجبوری قبول کنی چون ایه میگوید:
ولا یشفعون الا لمن ارتضی
شفاعت نمیکنند الا برای کسیکه الله از او راضی است
خب ای لجوج! شفیع از کجا میداند که الله از کی راضی است؟؟ تا الله به او نگوید وبه اوفرمان ندهد از کجا میداند؟
من که میگم الله بر دل شما مهر زده حق دارم یا نه؟
نوشتی
جناب سجودیآیا شما مجبور هستید که در این تالار مطلب بنویسید؟!
والله درست تر این است که ننویسم زیرا نادانی که با لجاجت یکجا شود را دم عیسی نیز نمیتواند علاج کند من کی میتوانم

mehrdad_123
Saturday 17 November 2007, 02:08AM
حالا ببینم تو قبول داری که این شفیعان در پیش الله فقط برای کسیکه الله از او راضی باشد شفاعت میکنند مجبوری قبول کنی چون ایه میگوید:
ولا یشفعون الا لمن ارتضی
شفاعت نمیکنند الا برای کسیکه الله از او راضی است

اين آيه مصداق داره...
اگر كلام شما رو قبول كنيم بايد مشرك و كافر بشيم....
پس يعني مي فرماييد هم در قرآن و هم در رحمت خداوند تناقض هستش...؟
اينجاست كه تو دو راهي مي مونيد%%%


يا حق

mehrdad_123
Saturday 17 November 2007, 02:13AM
خب ای لجوج!


ادبيات را از ايشان ياد بگيريد....

mehrdad_123
Saturday 17 November 2007, 02:18AM
والله درست تر این است که ننویسم زیرا نادانی که با لجاجت یکجا شود را دم عیسی نیز نمیتواند علاج کند من کی میتوانم


پس ميدانيد كه دردتان بي درمان است و علاج نمي شويد....:smile55:

شيفته
Saturday 17 November 2007, 09:15AM
متاسفانه يكهفته اي بعلت كسالت نبودم و الان در خدمتتون هستم .
جناب سجودي :
نمي دانم چرا بحث را منحرف مي كنيد .اين بديهي است كه هر كسي كه بخواهد شفاعت كند بايد با اذن خداوند باشد كه نه تنها شفاعت بلكه هر عمل ديگري فقط با اذن و اراده حضرت حق انجام پذير است .خوب ،اين امر چه منافاتي دارد كه من تقاضاي شفاعت كنم .من تقاضا مي كنم و اگر خداوند اجازه فرمود شخص مورد نظر من شفيع من مي گردد. مسلما كسي كه سرتا پا به گناه آلوده است و دل سياهي دارد هيچگاه شفاعتي شامل حالش نمي شود .ولي كسي كه با خلوص دل به خداوند روي مي آوردو خودش هم چندان عمل قابل توجه مثبتي در راه رضاي خداوند انجام نداده است ،روح پاك و متعالي را كه بواسطه اطاعت از خداوند از مقربين او گشته شفيع خود قرار مي دهد تا مسير قرب به خداوند را آسانتر طي كند .اشكال اين كار در چيست ؟

LBO
Saturday 17 November 2007, 11:02AM
اللهم صل علی محمد وآل محمد(ع)
اللهم العن جبت والطاغوت
باسلام
جناب سجودی گزافه گویی نکن!!!!تمام آیاتی که آوردی در مطالب قبلی کامل برایت شرح دادم ونیاز به تکرار نمی بینم بیراهه نرو!!!در کجای قرآن آمده که شفاعت کنندگان فقط کسانی را شفاعت می کنند که خدا دستورداده باشد؟؟!!اگر اینگونه بود شفاعت دیگر هیچ معنایی نداشت وبه یک امر جبری تبدیل می شد که هیچ امتیازی برای صاحبان شفاعت محسوب نمی شد چون آنها در این کار اختیاری نداشتند!!حال آنکه این سخن با صریح قرآن در تضاد است چون حق شفاعت فقط به عده ی معدودی داده شده پس حتما امتیازی باید برای آنها قائل شد.
هر چه بحث با شما را ادامه می دهم بیشتر از ناتوانی شما درفهم آیات مطلع می شوم.
جناب سجودی شما وامثال شما واقعا مصداق کاملی برای این آیه از قرآن هستید که می فرماید(اعراف/179)
«ولقد ذرانا لجهنم کثیرا من الجن والانس لهم قلوب لا یفقهون بها ولهم اعین لا یبصرون بها ولهم آذان لا یسمعون بها اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون»

یا علی(ع)

سجودی
Sunday 18 November 2007, 03:42AM
شيفته محترم اين نوشته شماست:
من تقاضا مي كنم و اگر خداوند اجازه فرمود شخص موردنظر من شفيع مي گردد. ......... ،روح پاك و متعالي را كه بواسطه اطاعت از خداوند از مقربين او گشته شفيع خود قرار مي دهم .اشكال اين كار در چيست؟

اشکال زیاده :
1-- از قران برای اینکار، سند ندارید
2 – با این کار شما ثابت میکنید که الله ارحم الراحمین نیست و اصغر الراحمین ها را از ارحم الراحمین عملآ بهتر میدانید
3 – شما نمیدانید که شفیع شما مقرب است یا نه ! هنوز ترازوی قیامت برپا نشده شما به چه حقی 1500000 امام زاده مدفون در ایران (فقط در ایران!! ) را مقرب دانستید و به بهشت بردید
4 – بنای زندگی را بر اگر و مگر و گمان نگذارید .... اگر الله اجازه فرمود.... این چه حرفیه؟ بعد بدانید شفاعت در روز قیامت است نه در دنیا
5 – تمام این کار ها به عنوان کاری بیهوده قابل تحمله..... اما شما سپس این شفیع را ستایش میکنید و از او کم کم یک اله میسازید و عملا امام رضا را شما یک اله کردید و برای خوشنودی او چه ها که نکردید این اشکال عظیم است این لیز خوردن به درون چاه شرک است
شیفته گرامی
الله همانطور که در دنیا مردمان را درجات مختلف داده یکی را پولدار یکی بی پول ... یکی را زیبا یکی زشت .... همانطور در قران آمده که این اختلاف درجات، در آخرت بیشتر و بیشتر خواهد بود.
شفاعت اصلا ، پاداشی برای شفیع است و یک درجه و امتیاز برای اوست به خاطر اعمال نیکی که انجام داده و برای همین است که بی اجازه الله شفاعت نمیکنید و شما هم قبول کردید که بی اختیار است
و اما آنچه که شما بر این (امتیاز شفیع) بسته اید از خیالات شما سرچشمه گرفته و ریشه در قران و احادیث صحیح ما ندارد

خیرالبریه
Sunday 18 November 2007, 09:17AM
با سلام

دو سؤال در باره آیات زیرمطرح میشود :

خذ من اموالهم صدقه تطهرهم وتزكيهم بها وصل عليهم ان صلاتك سكن لهم والله سميع عليم

الم يعلموا ان اللَّه يقبل التوبة عن عباده و يأخذ الصدقات» توبه، 104

1- چرا خداوند به پیامبرش امر میکند که برای مومنین صلوات بفرستد وبا گرفتن صدقه پاکشان کند (دقت کنید نمیفرماید خداوند پاکشان کند ) و پیامبر را واسطه ووسیله قرار میدهد

2- طبق آیه دوم مگر خداوند صدقات را نمیگیرد ، در آیه اول میفر ماید ای پیامبر تو صدقاتشان را بگیر ، آیا غیر ازاین است که رسول الله (ص) واسطه ووسیله است ؟؟

هژبر
Sunday 18 November 2007, 09:44AM
شيفته محترم اين نوشته شماست:
من تقاضا مي كنم و اگر خداوند اجازه فرمود شخص موردنظر من شفيع مي گردد. ......... ،روح پاك و متعالي را كه بواسطه اطاعت از خداوند از مقربين او گشته شفيع خود قرار مي دهم .اشكال اين كار در چيست؟

اشکال زیاده :
1-- از قران برای اینکار، سند ندارید
2 – با این کار شما ثابت میکنید که الله ارحم الراحمین نیست و اصغر الراحمین ها را از ارحم الراحمین عملآ بهتر میدانید
3 – شما نمیدانید که شفیع شما مقرب است یا نه ! هنوز ترازوی قیامت برپا نشده شما به چه حقی 1500000 امام زاده مدفون در ایران (فقط در ایران!! ) را مقرب دانستید و به بهشت بردید
4 – بنای زندگی را بر اگر و مگر و گمان نگذارید .... اگر الله اجازه فرمود.... این چه حرفیه؟ بعد بدانید شفاعت در روز قیامت است نه در دنیا
5 – تمام این کار ها به عنوان کاری بیهوده قابل تحمله..... اما شما سپس این شفیع را ستایش میکنید و از او کم کم یک اله میسازید و عملا امام رضا را شما یک اله کردید و برای خوشنودی او چه ها که نکردید این اشکال عظیم است این لیز خوردن به درون چاه شرک است
شیفته گرامی
الله همانطور که در دنیا مردمان را درجات مختلف داده یکی را پولدار یکی بی پول ... یکی را زیبا یکی زشت .... همانطور در قران آمده که این اختلاف درجات، در آخرت بیشتر و بیشتر خواهد بود.
شفاعت اصلا ، پاداشی برای شفیع است و یک درجه و امتیاز برای اوست به خاطر اعمال نیکی که انجام داده و برای همین است که بی اجازه الله شفاعت نمیکنید و شما هم قبول کردید که بی اختیار است
و اما آنچه که شما بر این (امتیاز شفیع) بسته اید از خیالات شما سرچشمه گرفته و ریشه در قران و احادیث صحیح ما ندارد

دوست محترم شیفته با عرض ادب و سلام در سوال شما دو اشتباه دیدم اول : سنی ها شفاعت را قبول دارند البته نه به مفهومی که شیعه میگوید دوم: سنی ها هرگز نمیگویند شفیع، فقط الله است و شفاعت را برای دیگران نیز قبول دارند براساس این دو پیشداوری نادرست، سوال شما درست مطرح نشده آنرا اصلاح کنید تا جواب بدهم با آروزی سعادت و هدایت برای شما دوستان

بچه ها با مقايسه اين دو نقل قول از جناب سجودي چه نتيجه اي مي گيريد؟

هژبر
Sunday 18 November 2007, 10:13AM
آقای هژبر پرسیدید
يكم- به نظر شما مشكل كساني كه در سوره نحل آيه 21 عملشان مذمت شده است؛ چه بوده است؟ آيامشكلشان فقط اين بوده كه از مرده ها طلب مي كردند؟ آيا اگر زندگان طلب مي كردندمشكلشان حل مي شد؟
جواب : بله دقیقآ همین است
دوم- از نظر شما مرگ چيست؟ مرگ به نظرتان نابودي(فنا) است؟
جواب :نه من مسلمانم و ليلي هم زن بود
سوم- شما صراحتاً بيان فرموديد اهل سنت شفاعت را قبول دارند. شفاعت هم برايروز قيامت است. در روز قيامت هم همه كساني كه محشور مي شوند زنده هستند. اعتراض شمابه چيست؟
جواب : به این اعتراضي ندارم اعتراضم این است که شما دنیا را بر آخرت قیاس میکنید در حالیکه اون دنیایی جداست در أخرت أدمها لختند دليل نميشه كه در دنيا لخت بگردند در أخرت شفاعت است دليلي نداره در دنيا هم باشه

يكم- اگر دقيقاً همين است گاو پرستها هم كارشان بدون اشكال است چون آنها هم از موجود زنده طلب مدد مي كنند.
دوم- اگر از نظر شما مرگ با نابودي فرق دارد و ليلي هم زن است بفرماييد انسانها بعد از مرگ چه مي شوند؟
سوم- شما سنيها مثل خليفه اول دادگاههايتان روي استالين را هم سفيد كرده. قاضي و شاكي و دادستان در دادگاههايتان يكي است. كسي نگفته است در دنيا شفاعت وجود دارد چون خداوند در دينا فقط امتحان مي كند و در آخرت پاداش مي دهد يا مجازات مي كند يا شفاعت شفاعت كنندگان را قبول مي كند.

احمدfff
Sunday 18 November 2007, 10:41AM
يك سوال از اهل تسنن

درباره وضوء

در ايه شريفه امده است كه

بسم الله الرحمن الرحيم

يا أيُّها الذينَ آمَنُوا إذا قُمتُم إلى الصلاةِ فأغْسِلُوا وُجُوهَكُم وأيْدِيَكُم إلى المَرافِقِ وآمْسَحُوا بِرؤُوسِكُم وأرجُلَكُم إلى الكَعْبَينِ ..
صدق الله العلي العظيم

ايا شما طبق اين ايه وضوء ميكيريد ؟؟
لطفا جواب بديد

سجودی
Sunday 18 November 2007, 01:05PM
برادر خیرالبریه با سلام متقابل
در سوره احزاب این آیه آمده
یا ایهاالذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما
ای ایمان داران بر پیامبر سلام و درود فراون بفرستید
با تفسیر شما، ما واسطه رسول شدیم برای تقرب ایشان به الله!!!
آقای خیرالبریه یا شاید من منظور شما را درست نفهمیدم ؟ توضیح دهید!

mehrdad_123
Tuesday 20 November 2007, 01:05AM
به نام خداوند بي همتا:
با سلام به حقيقت جويان واقعي:


تفسير جناب سجودي از سلام دادن به حضرت رسول (ص) را ببينيد; ايشان ا... تعالي را(استغفر ا...) وسيله قرار داده اند تا به حضرت م ح م د (ص) برسند...:eek: توجه بفرماييد:

3 - در نماز به حضرت محمد درود میفرستیم الله به او میرسونه
تو که خیلی گمراه ای... شیعه من میدونم که عقیده داره حضرت محمد زنده نیست مگه شیعه هم نیستی؟


شرك و كفر در يكجا جمع شود همچين عقيده اي به بار مي آيد%


يا حق

mehrdad_123
Tuesday 20 November 2007, 02:05PM
به نام حضرت حق:

با سلام:

ظاهرا جناب سجودي بار ديگر نزد علماشان تشريف بردند تا تناقضات را برايشان حل كنند و به اصطلاح در صدد توجيه برآيند...:smile55:

يا حق

سجودی
Tuesday 20 November 2007, 03:08PM
مهرداد 123 با سلام
برادر من پیش علماء رفتن گناه نیست
عزیز من؛ الله وسیله منه در هر چیز ... با افتخار میگم این را
امروز از الله خواستم مادرم را سلامتی بده ....حالا تو نتیجه بگیر:
(( سجودی به الله تبارک و تعالی دستور میده مگه الله نوکرته؟ ))
قلب که مریض باشه این چیزها ازش تراوش میکنه

حتی سر چشمه هم تیمم کرده ای
ای وای قرار بود آدم باشی

mehrdad_123
Tuesday 20 November 2007, 09:48PM
با ياد و نام خداوند بي همتا:

با سلام:

جناب سجودي:
اولا پيش علما ء رفتن گناه نيست گناه آن است كه بدون تحقيق سخنان به اصطلاح علمايمان را قبول كنيم%
ثانيا دعا كردن متفاوت است با اين كه خداوند را وسيله قرار بدهيم تا به رسول خداوند برسيم كه اين عمل هم كفر است و هم شرك
پيامبر (ص) و امامان معصوم (ع) آمده اند كه ما را به خدا برسانند نه اينكه توسط خداوند ما به آنها برسيم...
دوست عزيز! كمي سكوت بهتر است از كلام كفرآميز%
در ثاني يك بار هم عرض كرديم چرا هنگام سلام دادن در نماز مخاطب قرار ميدهيد , شما كه در عقايد خود , دست حضرت رسول (ص) را از دنيا كوتاه كرده ايد؟؟؟

قلب مريض را تعريف كنيد ببينيم ما مريضيم يا كسي كه بدون هيچ تحقيقي زيربناي عقايدش رو افكار مشركان و كافران گرفته است...
دوست (عزيز! ) به ديگر هم مذهبانتان هم عرض كرديم كه به جاي توهين بهتر است بدون حب و بغض سخن برانيم و در آن مورد كه پوچي عقايدمان مشخص مي شود كلام حقيقت را قبول كنيم%

در آخر از شما مي خواستم كه كتاب هاي ادبيات پايه ي راهنمايي را مطالعه كنيد تا كمي با شعر وقوانين
ادبيات آشنا شويد%%%


يا حق

احمدfff
Friday 23 November 2007, 12:15AM
اهل سنت ايا اين توهين به حضرت رسول خدا نيست؟؟

در صحاح شما امد كه رسول خدا ايستاده ادرار ميكرد

روى البخاري في صحيحه ج 1 ، كتاب الوضوء ، ص 167 ، حديث رقم 219 عن حذيفة ، قال : رأيتني أنا والنبي (ص) نتماشى ، فأتى سباطة قوم خلف حائط فقام كما يقوم أحدكم فبال !! فانتبذت منه ، فأشار إلي فجئته ، فقمت عند عقبه حتى فرغ ...

سجودی
Thursday 29 November 2007, 05:53AM
در جواب مهرداد 123 که نوشته بود:
چرا هنگام سلام دادن در نماز ( پیامبر) را مخاطب قرار ميدهيد , شما كه در عقايد خود , دست حضرت رسول (ص) را از دنيا كوتاه كرده ايد؟؟؟
ما در نماز هم از الله میخواهیم برحضرت محمد درود بفرستد مگر شما نمیدانید که صلوات دعا است؟ و در حقیقت ما با صلوات داریم برای پیامبر دعا میکنیم

خیرالبریه
Thursday 29 November 2007, 07:16AM
برادر خیرالبریه با سلام متقابل
در سوره احزاب این آیه آمده
یا ایهاالذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما
ای ایمان داران بر پیامبر سلام و درود فراون بفرستید
با تفسیر شما، ما واسطه رسول شدیم برای تقرب ایشان به الله!!!
آقای خیرالبریه یا شاید من منظور شما را درست نفهمیدم ؟ توضیح دهید!


وعلیکم السلام

دقت کنید من گفتم :

1- چرا خداوند به پیامبرش امر میکند که برای مومنین صلوات بفرستد وبا گرفتن صدقه پاکشان کند (دقت کنید نمیفرماید خداوند پاکشان کند ) و پیامبر را واسطه ووسیله قرار میدهد

ضمنا توجه کنید که انسان کامل مثل من وشما نیست بلکه نزد خدا آبرودارد (﴿لا تجعلوا دعاءالرسول بينكم كدعاء بعضكم بعض﴾ وهمين آيه يعنی رسول خدا واسطة ووسيله است !!

يا رسول الله
Thursday 29 November 2007, 02:35PM
سلام. لطفا از برادران اهل سنت بپرسيد هان کساني که چند سال پيش در عربستان به خاطر شعار دادن مردم ايران بر عليه ظلم و کفر ظلم کردند وبه زنان ايراني تجاوز کرده وانهايي را که مقاومت کردند به طرز زشتي نکار کردند وروي سر مردم اب جوش ريختند ومردم را کشتند چه کساني بودند ايا واقعا سنت رسول الله سما را به اين کارها مي خواند(استغفر الله) ايا خداوند ظلم وستم وخونريزي را در مکه حرام نکرده .ايا در قران دستور مبارزه با کفر داده نشده.متا سفانه تمام کشورهاي عربي سرسپرده امريکا و اسرائئل هستند طوري که به خاطر انها اگر کمي از لذائذ شهوت و شکمشان کم شود خدا را هم انکار ميکنند ايا اگر حضرت رسول زنده بود اين کارها را تايييد مي کرد:confused:

mehrdad_123
Thursday 29 November 2007, 08:10PM
در جواب مهرداد 123 که نوشته بود:
چرا هنگام سلام دادن در نماز ( پیامبر) را مخاطب قرار ميدهيد , شما كه در عقايد خود , دست حضرت رسول (ص) را از دنيا كوتاه كرده ايد؟؟؟
ما در نماز هم از الله میخواهیم برحضرت محمد درود بفرستد مگر شما نمیدانید که صلوات دعا است؟ و در حقیقت ما با صلوات داریم برای پیامبر دعا میکنیم


به نام خداوند بي همتا:

با عرض سلام:

جناب سجودي:
در اول خدا را شاكرم :smile34:كه بعد از گذشت يك هفته , حداقل شما تشريف آورده و جوابي به ما فرستاديد وگرنه نگرانتان شده بوديم كه نكند مشكلي براي حضرتعالي پيش اده است%

در ثاني, بايد عرض كنم كه حضرتعالي طفره نرويد و جواب سئوال را بدهيد كه چرا موقع سلام دادن مخاطب قرار ميدهيد؟! شما كه دست حضرت رسول (ص) را هم از دنيا كوتاه كرده ايد , آن هم فقط و فقط به خاطر اينكه مي خواهيد از سه خليفه ي تان دفاع كنيد...اين كار يعني چي؟!:smile55::smile55::smile55:
آيا غير از اين است كه شما كفر ميگوييد؟!


:smile07::smile07::smile07:
(البته اگر گل دادن از نظر شما حرام نباشد)
يا حق:smile07:

يا رسول الله
Saturday 1 December 2007, 08:27AM
جناب سجودي لطفا جواب مرا بدهيد ايا زنا در مذهب شما با غير اهل سنت ح