PDA

نمايش نسخه نهائي : سوالي از اهل تسنن


صفحه : [1] 2

شيفته
Saturday 3 November 2007, 08:02AM
سلام
از اهل تسنن ،كه اعتقادي به امر شفاعت ندارند و مي گويند تنها خداوند شفيع است مي پرسم كه در آيه زير از سوره مباركه مريم منظور خداوند از "من " چه كساني است . آيا خداوند براي شفاعت كردن بايد با خودش پيمان بسته باشد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
لاَّ يَمْلِکُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمنِ عَهْداً ﴿ 87 ﴾
[آنان ]اختیار شفاعت را ندارند، جز آن کس که از جانب[ خداى ]رحمان پیمانى گرفته است.


ممنون !

tirana
Saturday 3 November 2007, 08:07AM
همچنین ایه 109 سوره طه

شيفته
Saturday 3 November 2007, 08:15AM
همچنين آيةالكرسي و...

سجودی
Saturday 3 November 2007, 11:08AM
دوست محترم شیفته با عرض ادب و سلام در سوال شما دو اشتباه دیدم اول : سنی ها شفاعت را قبول دارند البته نه به مفهومی که شیعه میگوید دوم: سنی ها هرگز نمیگویند شفیع، فقط الله است و شفاعت را برای دیگران نیز قبول دارند براساس این دو پیشداوری نادرست، سوال شما درست مطرح نشده آنرا اصلاح کنید تا جواب بدهم با آروزی سعادت و هدایت برای شما دوستان

شيفته
Saturday 3 November 2007, 11:16AM
دوست محترم شیفته با عرض ادب و سلام در سوال شما دو اشتباه دیدم اول : سنی ها شفاعت را قبول دارند البته نه به مفهومی که شیعه میگوید دوم: سنی ها هرگز نمیگویند شفیع، فقط الله است و شفاعت را برای دیگران نیز قبول دارند براساس این دو پیشداوری نادرست، سوال شما درست مطرح نشده آنرا اصلاح کنید تا جواب بدهم با آروزی سعادت و هدایت برای شما دوستان
متاسفانه من الان حضور ذهن ندارم كه كداميك از كاربران اهل سنت به اين امر معتقد هستند ولي مطمئنم در نوشته هاي برخي از آنان اين مطلب را ديده ام .حال اگر شما جزو آن گروه نيستيد ،مخاطب من نمي باشيد.مخاطب من كساني هستند كه در نوشته هاي خود اكيدا مي گويند شفاعت فقط و فقط توسط خداوند انجام مي گيرد .لطفا اين گروه پاسخ بدهند .

hidayat
Sunday 4 November 2007, 06:43PM
متاسفانه من الان حضور ذهن ندارم كه كداميك از كاربران اهل سنت به اين امر معتقد هستند ولي مطمئنم در نوشته هاي برخي از آنان اين مطلب را ديده ام .حال اگر شما جزو آن گروه نيستيد ،مخاطب من نمي باشيد.مخاطب من كساني هستند كه در نوشته هاي خود اكيدا مي گويند شفاعت فقط و فقط توسط خداوند انجام مي گيرد .لطفا اين گروه پاسخ بدهند .

ببين دوست ارجمند!

شفاعت در قرآن ذكر شده است .

اين حقيقتى ست قرآنى و حضور ذهن نمى خواهد كه ببينيد كى قبول داره كى نداره !؟

شفاعت را الله تعالى خيلى زيبا در كتابش برايمان شرح فرموده است .

و اينكه ملائكه هم براى مؤمنين استغفار مى كنند نوعى شفاعت است كه براى مؤمنين زنده مى باشد.

و در روز قيامت نيز شفاعت براى آن دسته از مؤمنينى ست كه ايمان و اعتقاد و اعمالشان بر اساس شريعت بوده است ولى خطاهايى از آنان سر زده كه امكان عذاب آنان در جهنم براى مدت موقتى وجود دارد.

و اينست كه شفاعت خاص براى مؤمنين است تا از عذاب جهنم كاملاً بدور باشد.

و بهمين علت هم كسى شفاعت فرعون و هامان و نمرود و شارون و ... نخواهد كرد!!

زيرا شفاعت متعلق به كسانى خواهد بود كه الله تعالى از آنان و خاتمه شان خشنود بوده است.

islam-va-monaze
Sunday 4 November 2007, 07:05PM
خدمت دوستان شیعه این مطلب را بگویم که ما اهل سنت به این کلام خدا کاملا ایمان داریم
خداوند می ‌فرماید:
وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ (مائده / 35).
«و برای رسیدن به او [خدا] وسیله طلب کنید».

mehrdad_123
Sunday 4 November 2007, 08:00PM
به نام بي همتا خداوند:

با سلام:

مثل اينكه كم كم بين ماها داره يه تقريبي انجام ميشه...
همينكه شماها وسيله رو بعد از عمري قبول كرديد اين واقعا قابل تحسين هستش:smile07:
در واقع ميشه گفت مشكلات ما و حداقل شما كاربران (سني) تمام شده...پس بهتره بريد اون تاپيك آيا امامان رو هم اسمش رو عوض كنيد:smile07:

.
.
.
يا حق:smile07:

mehrdad_123
Sunday 4 November 2007, 08:02PM
ايكاش همه ي برادران هم آئينتان هم اين فرمايش جناب ايسلام و منازه رو قبول ميكردن كه براي رسيدن به خدا وسيله نياز هست:smile07:

mehrdad_123
Sunday 4 November 2007, 08:05PM
حال يه سئوال از شما حقيقت جويان غير متعصب دارم :

توسل با وسيله چه فرقي داره؟

لطفا منطقي و دور از حب و بغض جواب دهيد:smile07:

يا حق:smile07:

islam-va-monaze
Sunday 4 November 2007, 09:15PM
خداوند می ‌فرماید: ﴿وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ﴾ (مائده / 35).
«و برای رسیدن به او [خدا] وسیله طلب کنید».
یعنی : نزدیکی به خدای سبحان با طاعت و پیروی از آنچه مورد رضایت او است، باشد.
توسل دو نوع است :
نوع اول: توسل مشروع، و آن چند نوع است:
1- توسل به خدا با اسماء و صفاتش. خداوند به آن دستور داده و می ‌فرماید:
﴿وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾ (اعراف / 180).
«و برای خداوند اسماء زیبائی هست، پس با این اسماء او را بخوانید و کسانی را که دربارة اسماء او، از حق دور می ‌شوند، به حال خود رها کنید. آنان بر آنچه انجام داده‌ اند جزا داده می ‌شوند».
2- توسل به خدا با ایمان و اعمال صالحی که توسل کننده انجام داده است. خداوند دربارة اهل ایمان می ‌فرماید :
﴿رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِياً يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ﴾ (آل عمران / 193).
«پروردگارا! ما ندای ندا دهنده‌ ای را شنیدیم که به ایمان دعوت می‌ کرد [می‌ گفت:] به پروردگارتان ایمان بیاورید پس ما ایمان آوردیم. پروردگارا! گناهان ما را ببخش و کارهای بد ما را بپوشان و ما را با نیکان بمیران».
و حدیث سه نفری که در غار بودند، و کوه ریزش کرد و درب غار را بست، و توانایی خارج شدن نداشتند پس با اعمال صالح خود به خدا متوسل شدند و خداوند درب غار را باز کرد تا از غار خارج شدند[1] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn5).
3- توسل به خدای بلند مرتبه با اقرار به وحدانیت او مانند توسل یونس -علیه السلام- :
﴿فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾. (انبياء / 87)
«یونس -علیه السلام- در تاریکی‌ های [شکم نهنگ] فریاد بر آورد که هیچ معبود بر حقی غیر از تو نیست و تو پاک و منزهی».
4- توسل به خدا با اظهار ضعف، نیاز و فقر به او، مانند [توسل] ایوب -علیه السلام-:
﴿وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ﴾. (الانبياء/ 83).
«بیماری و ناراحتی به من روی آورده و تو مهربانترین مهربانانی».
5- توسل به خدا با دعای صالحینی که زنده‌ اند، همانطور که اصحاب پیامبر -صلی الله علیه وسلم- وقتی دچار خشکسالی شدند، از پیامبر -صلی الله علیه وسلم- خواستند که برای آنان دعا کند و پس از پیامبر -صلی الله علیه وسلم- از عموی او عباس-رضی الله عنه- خواستند که برایشان دعا کند[2] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn6).
6- توسل به خدا با اعتراف به گناهان.
﴿قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي﴾ (قصص / 16).
«پروردگارا! من به خود ظلم کردم، پس مرا ببخش».
نوع دوم: توسل غیر مشروع [ناجایز]
توسل به مردگان بوسیلة سوال کردن و شفاعت از آنان، و توسل به جاه پیامبر -صلی الله علیه وسلم- و ذات مخلوقات یا حق آنان که شرح هر کدام به ترتیب می ‌آید، جایز نیست.
1-طلب دعا از مردگان، حرام است :
چون مردگان برخلاف زمانی که زنده بودند، توانایی دعا کردن را ندارند. طلب شفاعت از آنان نیز حرام است، چون عمر بن خطاب، معاویه بن ابی ‌سفیان و کسانی که در حضور آن دو بودند، مانند اصحاب و پیروان نیکویشان، وقتی دچار خشکسالی می‌ شدند از کسی طلب دعا برای باران می ‌کردند که زنده بود، مانند عباس و یزید ابن اسود (رضی الله عنه) و پس از وفات پیامبر از او درخواست دعا برای باران نمی ‌کردند و به پیامبر متوسل نمی ‌شدند و واسطه ‌اش قرار نمی‌ دادند و سر قبر او یا کسی دیگر نمی ‌رفتند. بلکه به جای او از عباس و یزید که زنده بودند، طلب دعا می‌ کردند. عمر -رضی الله عنه- گفت: «اللهم انا کنا نتوسل الیک بنبینا فتسقینا وانا نتوسل بعم نبینا فاسقنا» «خدایا! تا پیامبرت زنده بود به او متوسل می ‌شدیم تو بر ما باران می‌ فرستادی، و الان به عموی پیامبرمان توسل می‌ کنیم، پس برای ما باران بفرست». لذا آنان عموی پیامبر را به جای پیامبر قرار دادند چون مشروع نبود توسلی که به عباس و یزید می‌ کردند، به او بکنند. در حالی که برای آنان ممکن بود – در صورت جایز بودن – نزد قبر پیامبر -صلی الله علیه وسلم- بروند و به او توسل کنند[3] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn7). بنابراین ترک این کار از طرف آنان دلیلی است بر عدم جواز توسل به مردگان نه با دعا و نه با شفاعت، پس اگر طلب دعا و شفاعت در زمان حیات و وفات او مثل هم بود به جای پیامبر از کسانی دیگر طلب دعا و شفاعت نمی‌ کردند.
2- توسل به جاه و مقام پیامبر یا دیگران حرام است و حدیثی که در این باره آمده : «اذا سالتم الله فاسالوه بجاهی، فان جاهی عند الله عظیم». «هر گاه از خدا [کمکی] خواستید، به جاه من توسل جویید چون جاه و مقام من نزد خدا بزرگ است». موضوع و دروغ است. چون این حدیث در هیچ کتابی از کتاب ‌های معتبر و مورد اعتماد اهل سنت وجود ندارد.
و هیچکدام از علمای معتبر حدیث آن را ذکر نکرده ‌اند[4] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn8) و تا زمانی که با دلیلی صحیح ثابت نشود، حرام است. چون عبادات فقط با دلیل صریح و صحیح ثابت می ‌شود.
3-توسل به ذات مخلوقات حرام است چون :
وقتی گفته شود: «اللهم انی اسالک بفلان» اگر «ب» در «بفلان» به معنی قسم باشد سوگند یاد کردن به مخلوق برای خدا است که معنی جمله «اللهم انی اسالک بفلان» یعنی : خدایا تو را سوگند می ‌دهم به فلان شخص که مثلاً این کار را برایم انجام دهی. بنابراین وقتی سوگند یاد کردن به مخلوق، برای مخلوق جایز نباشد – چون در حدیث آمده، شرک است – چگونه سوگند به مخلوق برای خالق جل جلاله جایز است؟! اما اگر «ب» در این جمله برای سببیت باشد[5] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn9) در این صورت خدای بلند مرتبه دعای به سبب مخلوق را شرط اجابت دعا قرار نداده و شرعاً این نوع دعا را مشروع قرار نداده است.
4- توسل به حق مخلوق حرام است چون :
اولاً هیچ کس نمی ‌تواند بر خداوند سبحان هیچگونه حقی را واجب کند. و فقط خدا است که از فضل خود به برخی از مخلوقات ارزش و برتری می دهد. خداوند می ‌فرماید:
﴿وَكَانَ حَقّاً عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ﴾ (روم / 47).
«یاری دادن مومنین بر ما حق بوده».
و بندگان مطیع و فرمانبردار از فضل و نعمت خداوند، مستحق پاداش و جزا هستند این همانند حق مخلوق بر مخلوق نیست و حقی نیست که خداوند در برابر چیزی به او می‌ دهد.
ثانیاً: این حقی است که خداوند از فضل خود بر بندگان عنایت می ‌کند و مختص او است و هیچ ربطی به غیر الله ندارد. لذا اگر توسل به چیزی کند که مستحق آن نیست، توسل به امری خارجی [حق مخلوق] کرده که این حق هیچ ربطی به او ندارد و در نتیجه هیچ نفعی به او نمی‌ رساند. اما روایت: «اسالک بحق السائلین» «به حق نیازمندان، از تو می ‌خواهم»، ثابت و صحیح نیست چون اولاً در سند آن عطیة عوفی است و علمای حدیث بر ضعف او اجماع کرده ‌اند، برخی از علمای حدیث گفته‌ اند : حدیثی که به این صورت در سند آن فردی ضعیف باشد در مسایل مهم عقیدتی مورد قبول نیست. دوم این که در این حدیث توسل به شخص معینی نشده. و بطور عام توسل به حق سائلین است و حق سائلین اجابت دعای آنان است همانطور که خداوند وعده داده، حقی است که خود خداوند برای آنان منظور کرده است، و کسی آن را بر خدا واجب نکرده و این توسل، توسل به وعدة خدا است نه توسل به حق مخلوقات.
ج – حکم استعانه و استغاثه از مخلوق :
استعانه : یار خواستن، کمک خواستن، یاری جستن و یاری گفتن.
استغاثه : طلب فریادرسی و درخواست حل مشکلات.
استعانه و استغاثه از مخلوق دو نوع است :
1- استعانه و استغاثه از مخلوق در حد توانایی آنان، جایز است، خداوند می‌ فرماید:
﴿وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى﴾ (مائده / 2).
«و بر نیکی و تقوی همکاری کنید».
و می فرماید:
﴿فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ﴾. (قصص / 15)
«پس کسی که از قوم او [موسی] بود [از موسی] خواست که او را علیه دشمنش یاری دهد».
2- استعانه و استغاثه از مخلوق در مواردی که فقط خدا توانایی انجام آن را داد، مانند طلب کمک از مردگان، طلب فریادرسی از کسانی که در قید حیات ‌اند، و طلب کمک از آنها در مواردی مانند : شفای بیمار، حل مشکلات و گرفتاری‌ها، دفع بلا و ضرر که فقط در حیطه‌ی قدرت خداوند است. این نوع حرام و شرک اکبر است.
در زمان پیامبر -صلی الله علیه وسلم- منافقی مومنان را اذیت می‌ کرد، برخی گفتند: برویم از شر این منافق از پیامبر -صلی الله علیه وسلم- استعانه کنیم، پیامبر -صلی الله علیه وسلم- فرمود: «إنه لا يستغاث بي إنما يستغاث بالله»[6] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn10). «از من استغاثه نمی ‌شود، فقط از الله استغاثه می ‌شود».
پیامبر -صلی الله علیه وسلم- به کار بردن این لفظ را در حیات خود مکروه دانست هر چند از مواردی بود که در حیاتش بر انجام آن توانایی داشت، اما به خاطر حمایت از توحید، قطع وسیله شرک، ادب و تواضع نسبت به پروردگارش و هشدار به امت در خصوص مقدمات شرک در اقوال و افعال، از به کار بردن این لفظ نهی فرمودند، وقتی پیامبر -صلی الله علیه وسلم- علیرغم توانایی کاری در زندگی ‌اش از آن نهی می ‌کرد، چگونه بعد از فوتش که چنین توانایی ندارد از او استغاثه می ‌شود. و از او کارهایی می ‌خواهند که فقط خداوند بر انجام آن قادر است[7] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn11)؟! ... و وقتی استغاثه از پیامبر -صلی الله علیه وسلم- جایز نباشد از غیر او، به طریق اولی ناروا و شرک است.

[1] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref5)- مضمون حدیث متفق علیه است.

[2] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref6)- بخاری.

[3] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref7)- مجموع الفتاوی (1/318).

[4] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref8)- مجموع الفتاوی (10/319).

[5] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref9)- اگر به معنی سببیت باشد معنی جمله این است : خدایا به سبب فلان شخص از تو فلان کار را می‌خواهم.

[6] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref10)- طبرانی، ضعیف.

[7] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref11)- فتح المجید (197-196).

hidayat
Sunday 4 November 2007, 09:20PM
توسل با وسيله چه فرقي داره؟


وسيله يعنى راه و روشى كه با آن به مقصود برسيم.

توسل عبارت عربى ست و معناى آن اينست :

طلب وسيله اى كه توسط الله تعالى مشروع و معرفى شده باشد.

مانند اين آيه ى كريمه كه ما را به خواندن نامهاى الله تعالى امر مى فرمايد:

قل ادعوا الله أو ادعوا الرحمن أياما تدعوا فله الأسماء الحسنى ... سوره الاسراء - آيه 110

بگو الله را بخوانيد يا الرحمن را بخوانيد هر كدام از آن نامهايش كه برايستى او داراى نامهاى نكوست .

و در اين آيه :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿35﴾ سورة المائدة

قُلِ ادْعُواْ الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلاَ يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلاَ تَحْوِيلاً ﴿56﴾أُولَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا ﴿57﴾ اسراء

در اين آيات به خوبى بيان شده كه وسيله عمل صالحى ست كه الله تعالى را از بنده اش خوشنود كند و همينطور اثباتى ست كه كسانى را كه مشركين مى خواندند ( شريكان در عبادت ) خودشان محتاج به طلب رحمت الهى هستند

فرزند آدم
Sunday 4 November 2007, 09:54PM
يعني امامان ما همان فرزندان رسول الله افرادي نامشروع هستند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

mehrdad_123
Monday 5 November 2007, 02:11AM
وسيله يعنى راه و روشى كه با آن به مقصود برسيم.

توسل عبارت عربى ست و معناى آن اينست :

طلب وسيله اى كه توسط الله تعالى مشروع و معرفى شده باشد.



با نام بي همتا خداوند:

با سلام:



اين لغتنامه اي كه جناب هدايت بكار برده اند و ازش معني در آوردند رو فكر كنم تا حالا به چاپ نرسيده و اگر هم چاپ شده يكي مخصوص ايشون بوده و بس...
جناب هدايت واقعا مجبوريد هميشه مطلب بنويسيد؟:smile31:

mehrdad_123
Monday 5 November 2007, 02:17AM
خداوند می ‌فرماید: ﴿وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ﴾ (مائده / 35).
«و برای رسیدن به او [خدا] وسیله طلب کنید».
یعنی : نزدیکی به خدای سبحان با طاعت و پیروی از آنچه مورد رضایت او است، باشد.


ايشون اولا بفرمايند كه از كجا فهميدن معني و تفسير آيه اين هستش كه ايشون ميفرماين؟!... و از كجا مطمئنن كه معني كردن ايشون
درست تره؟

ثانيا فك كنم ايشون توسل رو تو بعضي از جاها با توصل اشتباه گرفتن:smile55:

mehrdad_123
Monday 5 November 2007, 02:18AM
و اما در باب توسل:

mehrdad_123
Monday 5 November 2007, 02:19AM
سؤال:آيا توسّل به اولياى الهى بدعت ، وموجب شرك مى‏شود؟


پاسخ:توسّل در كتب لغت : ‏ 1 - ابن منظور درلسان العرب مى گويد : « توسّل إليه بوسيلة ، إذا تقرّب إليه بعمل ، وتوسّل إليهبكذا : تقرّب إليه بحرمة آصرة تعطفه عليه » لسان العرب: ج 2 ص 88 . .

‏ به فلان شخص متوسّل شد ؛ يعنى : به وسيله‏ى احترامو مقام ورتبه‏ى آن شخص محبّت و نظر او را جلب كرد ، و به وى نزديك گرديد .

‏ 2 - جوهرى در صحاح اللغه وسيله را اينگونه تعريف مى كند : « الوسيلة مايتقرّب به إلى الغير » .

‏ وسيله عبارت است از آنچه با آن به ديگرى تقرّبمى جوييم .

‏ بنابراين ، موجود ارزشمندى كه به او متوسل مى شويم ، بجهتاعمال شايسته ، و پرستش خالصانه‏ى اوست كه به عنوان وسيله نيرومندى ما را بهپروردگار جهان نزديك مى سازد .

‏‏قرآن وتوسّل : ‏ 1 - در بعضى از آيه‏هاى قرآن خداوند متعال همه را دعوت بهانتخاب واسطه و وسيله مى‏كند و مى فرمايد : « يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْاتَّقُواْ اللَّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَهِدُواْ فِى سَبِيلِهِ‏ىلَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ » . مائده : 35 . ‏ ( اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد ، از خدا پروا كنيد ؛ و به اوتوسّل و تقرّب جوييد ؛ و در راهش جهاد كنيد ، باشد كه رستگار شويد ) .

‏ 2 - و در بعضى آيه‏ها به صورت مشخّص بر واسطه قرار دادن افرادى خاصّ اشاره و اين عملرا مورد رضايت وتأييد فرار مى‏دهد ، و از زبان برادران يوسف چنين حكايت مى كند : « قَالُواْ يَأَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَآ إِنَّا كُنَّا خَطِِينَ » يوسف : 97 . .

‏ « قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُلَكُمْ رَبِّى إِنَّهُ‏و هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ » . يوسف : 98 . ‏ ( فرزندان يعقوب گفتند : اى پدر ، از خداىبزرگ ، بخشش گناهان ما را بخواه كه ما در اشتباه به سر مى برديم .

‏ ( يعقوب ) گفت : به زودى از پروردگار خود ، براى شمإ؛ك‏ك طلب بخشش مى نمايم كه اوبسيار آمرزنده و مهربان است ) .

‏ از آيه‏هاى ياد شده به روشنى معلوم مىگردد كه فرزندان يعقوب به پدر خويش متوسل شدند ،‏ و او را وسيله‏ى بخشودگىخود قرار دادند ، و يعقوب پيامبر نيز ، نه تنها به توسل آنان اعتراض نكرد ، بلكه بهآنها وعده‏ى دعا و استغفار هم داد .

‏‏توسّلدر صدر اسلام : ‏ اين نوع توسل كه به آن اشاره كرديم ، از صدر اسلاممورد پذيرش و رفتار صحابه‏ى پيامبر بوده است ، كه به نمونه هايى از آن در پرتواحاديث و رفتار صحابه رسول خدا و بزرگان جهان اسلام ، اشاره مى‏كنيم :

‏ 1 - احمد بن حنبل در مسند خود از عثمان بن حنيف ، چنين روايت مى كند : « إنّ رجلاًضرير البصر أتى النبىّ صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم ، فقال : ادع اللّه أنيعافيني ، قال : إن شئت دعوت لك و إن شئت أخّرت ذاك فهو خير ، فقال : ادعه .

‏ فأمره أن يتوضّأ ، فيحسن وضوئه ، فيصلّي ركعتين و يدعو بهذا الدعاء .

‏ « اللّهمّ إنّي أسئلك و توجّه إليك بنبيّك محمّد نبيّ الرحمة يا محمّدإنّي توجّهت بك إلى ربّي في حاجتي هذه ، فتقضي لي ، اللّهمّ شفّعه فيّ » . مسند أحمد : ج 4 ، ص 138 - سنن ابن ماجة : ج 1 ، ص 441 - سننترمذي : ج 5 ، ص 229 - مستدرك حاكم : ج 1 ، ص 526 - تاريخ مدينه دمشق : ج 6 ، ص 24 - أسد الغابة ، لابن أثير : ج 3 ، ص 371 ، و . . . ‏ ( مردى نابينانزد پيامبر گرامى آمد و گفت : از خدا بخواه تا مرا عافيت بخشد .

‏ پيامبرفرمود : اگر مى خواهى دعا نمايم ، و اگر مايل هستى به تأخير مى اندازم ، و اين بهترباشد .

‏ مرد نابينا عرض كرد : دعا بفرما .

‏ پيامبر گرامى او رافرمان داد تا وضو بگيرد ، و در وضوى خود دقت نمايد ، و دو ركعت نماز به خواند ، واين چنين دعا كند : پروردگارا من از تو درخواست مى كنم ، و به وسيله‏ى محمد ،پيامبر رحمت به تو روى مى آورم .

‏ اى محمد ، من در مورد نيازم به وسيله‏ىتو به پروردگار خويش متوجه مى شوم ، تا حاجتم را برآورده فرمايد .

‏ خدايااو را شفيع من گردان .

‏ اين روايت ، مورد اتفاق محدثان است بطورى كه حاكمنيشابورى در مستدرك ، پس از نقل حديث ياد شده ، آن را به عنوان حديث صحيح توصيف مىكند .

‏ و « ابن ماجه » نيزبه نقل از « ابو اسحاق » مى گويد : اين روايتىصحيح است و ترمذى در كتاب « أبواب الأدعية » صحيح بودن اين روايت را تأييد مى نمايد .

‏ و « محمد نسيب الرفاعى » نيز دركتاب « التوصّل إلى حقيقة التوسّل » مىگويد : « لا شكّ أنّ هذا الحديث صحيح و مشهور . . . و قد ثبت فيه بلا شكّ و لا ريب، ارتداد بصر الأعمى بدعاء رسول اللّه صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم له » .

‏ ( ترديدى نيست كه اين حديث ، صحيح و مشهور است 000 و در اين روايت ، ثابتشده است كه با دعاى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بينايى آن مرد نابينا ، به وىبازگشت .

‏ از اين روايت به خوبى روشن مى شود كه توسل به پيامبر گرامى ، بهمنظور برآورده شدن نيازها جايز است ، و همانگونه كه رسول خدا مرد نابينا را فرمانداد تا با وسيله قرار دادن پيامبر بين خود و خدا ، از پروردگار جهان درخواست بينايىنمايد .

‏ و اين معنا همان توسل به اولياى الهى و عزيزان درگاه خداوند است .

‏ 2 - أبو عبد اللّه بخارى در صحيح خود مى گويد : إنّ عمر بن الخطّاب رضياللّه عنه ، كان إذا قحطوا استسقى بالعبّاس بن عبدالمطّلب فقال : اللّهمّ إنّا كنّانتوسّل إليك بنبيّنا فتسقينا ، وإنّا نتوسّل إليك بعمّ نبيّنا فاسقنا . قال : فيسقون . صحيح بخارى : ج 2 ، ص 16 - تاريخ مدينة دمشق : ج 26 ، ص 355 - سنن الكبرى ، بيهقى : ج 3 ، ص 352 - صحيح ابن خزيمة : ج 2 ، ص 338 . ‏ ( هرگاه قحطى رخ مى داد ، عمر به وسيله‏ى عباس بن عبد المطلب - عموى پيامبر صلى اللّه عليه و آله - طلب باران مى نمود ، و مى گفت : خدايا در زمانحيات پيامبر به او متوسل مى شديم و باران رحمت خود را بر ما نازل مى فرمودى .

‏ اكنون به وسيله‏ى عموى پيامبر به تو متوسل مى شويم ، تا ما را سيراب كنى . و سيراب مى شدند .

‏ 3 - سواد بن قارب براى پيامبر گرامى ، قصيده اى سرودو در لابلاى ابيات آن چنين گفت :

‏ « وأشهد أنّ اللّه لا شي‏ء غيره* وأنّكمأمون على كلّ غالب‏ وأنّك أدنى المرسلين وسيلة* إلى اللّه، يابن الأكرمينالأطائب»

‏البداية والنهاية ، لابن كثير : ج 2 ، ص 408 - عيون الأثر ، لابن سيد الناس : ج 1 ، ص 102 . ( گواهى مى دهم كهپروردگارى جز خدا نيست ، و تو بر هر پنهان و پوشيده اى امينى ، وگواهى مى دهم كه تو - اى فرزند گراميان و پاكان - در ميان ديگر پيامبران ، نزديك ترين وسيله به سوى خداهستى ) .

‏ پيامبر گرامى اين شعر را از سواد بن قارب شنيد ، ولى هرگز وىرااز چنين سخنى باز نداشت ، و او را به شرك و بدعت متهم نساخت .

‏ 4 - شافعى از پيشوايان اهل سنّت نيز در اشعارش به اين حقيقت اشاره مى كند :

‏آل النبيّ ذريعتي * وهم إليه وسليتي‏ أرجو بهم أعطى غداً * بيدي اليمينصحيفتي‏ينابيع المودة : ج 2 ، ص 468 . ( خاندان پيامبر وسيله‏ى من به سوى خدا هستند ، و اميدوارم كه به خاطر آنان، نامه‏ى عملم به دست راست من داده شود ) .

‏ گرچه روايات رسيده پيرامونجواز توسل به اولياى الهى ، فراوان است ، ليكن در پرتو روايات ياد شده ، مسأله‏ىتوسل و مطلوب بودن آن از ديدگاه سنت پيامبر ، و روش صحابه ، و دانشمندان بزرگاسلامى ، روشن مى گردد .

‏‏نتيجه : ‏ توسل بمعناى وسيله قرار دادن افراد محبوب و صاحب مقام و رتبه درپيشگاه خداوند است .

‏ شيعه مى‏گويد : هنگام تقاضا و درخواست براى حل شدنمشكلات ، و سرعت بخشيدن در رسيدن به نتيجه ، يكى از چهره‏هاى محبوب و مقرّب در نزدپروردگار را بايد بين خود و خدا وسيله قرار دهيم ، تا به احترام او جواب را سريعتربگيريم .

‏ پس توسّل به انبياء و اولياء به عنوان واسطه گرانى صاحب رتبه ومقرّب در پيشگاه حضرت حق بنا بر استفاده از معناى لغوى ونصّ قرآنى ، عين توحيد ويكتا پرستى است ، و بدعت شمردن آن حاكى از نادانى و عدم درك درست از لسان وحى و عدمشناخت صحيح از مبانى اعتقادى است .

mehrdad_123
Monday 5 November 2007, 02:21AM
سؤال:

آيا شفاعت خواستن از غير خداوند شرك است ؟
پاسخ:


توضيح سؤال :

سؤال كننده :....
1 . توسل به چه معنا است ؟
2 . آيا شفاعت خواستن از غير خداوند شرك است ؟

پاسخ :

جواب سؤال اول :

توسل ، يعني واسطه قرار دادن ، انبياء ، امامان و صالحان به پيشگاه خداوند براي برآورده شدن حاجاتي كه انسان دارد ؛ چنانچه خداوند در قرآن كريم مي‌فرمايد :
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ. المائدة / 35 .
اي كساني كه ايمان آورده‌ايد ، از خدا بترسيد و براي تقرب به او وسيله‌اي بجوييد .
اين آيه به تمامي مؤمنين دستور مي‌دهد كه براي تقرب به خداوند به هر وسيله‌اي كه سبب تقرب به خداوند مي‌شود تمسك بجويند ؛ بنابراين تقرب به خداوند بدون وسيله و واسطه‌ امكان ندارد و عبادت و توحيد احدي صحيح نيست ؛ جز از راه واسطه‌هاي كه خداوند بين خود و خلقش معين كرده است .
حضرت زهرا سلام الله عليه مي‌فرمايد :
يبتغي مَن في السموات والأرض إليه الوسيلة ونحن وسيلته في خلقه .
تمام آن‌چه در آسمان و زمين هستند ، براي تقرب به خداوند به دنبال وسيله هستند و ما وسيله و واسطۀ خداوند در ميان خلقش هستيم .
شرح نهج البلاغة ، ج 16 ، ص211 و السقيفة وفدك ، ص 101 و بلاغات النساء ، بغدادي ، ص 14.
و از عايشه در بارۀ خوارج نقل شده است كه پيامبر فرمود :
هم شرّ الخلق والخليقة ، يقتلهم خير الخلق والخليقة ، وأقربهم عند اللّه وسيلة .
شرح نهج البلاغة ، ج2 ، ص267 از مسند احمد ؛ اما اين روايت را دستان امانت‌دار اهل سنت حذف كرده‌اند . و المناقب ، ابن المغازلي ، ص56 ، ح 79.
خوارج ، بدترين خلائق هستند ، آن‌ها را بهترين فرد از ميان خلائق كه نزديك‌ترين وسيله به خداوند هستند ، خواهد كشت .
و از أبي هريره در بارۀ قصۀ حضرت آدم نقل شده است :
يا آدم هؤلاء صفوتي... فإذا كان لك لي حاجة فبهؤلاء توسل، فقال النبي: نحن سفينة النجاة من تعلق بها نجا ومن حاد عنها هلك، فمن كان له إلى الله حاجة فليسألنا أهل البيت .
فرائد السمطين ، ج1 ، ص 36 ح 1 و المناقب للخوارزمي ، ص 318 ، ح 320 .
اي آدم ! آن‌ها ( اهل بيت ) برگزيدگان من هستند ... هر وقت حاجتي داشتي آن‌‌ها را واسطه قرار بده . پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله وسلم) فرمودند : ما كشتي نجات هستيم ، هر كس سوار اين كشتي شد ، نجات خواهد يافت و هر كس سر پيچي كند ، هلاك مي‌شود ، هر كسي حاجتي به سوي خداوند دارد ، بايد ما اهل بيت را واسطه قرار دهد .
و سيوطي نقل مي‌كند كه حضرت آدم به درگاه خداوند چنين استغاثه مي‌كرد :
اللهمّ إنّي أسألك بحقّ محمد وآل محمد سبحانك لا إله إلا أنت، عملت سوءً، وظلمت نفسي فاغفر لي إنّك أنت الغفور الرحيم، فهؤلاء الكلمات التي تلقى آدم .
الدر المنثور ، ج1 ، ص 60.
بار خدايا ! از تو درخواست مي‌كنم به حق محمد و آل محمد كه تو پاك و منزهي و غير از تو خداي نيست ، من كاري بدي كردم و به خود ظلم نمودم ؛ پس مرا ببخش كه تو بخشنده و مهربان هستي ... .
و همچنين آيات بسياري در قرآن كريم وجود دارد كه توسل به غير خداوند را مشروع مي‌داند ؛ از جمله :
يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ . يوسف / 97 .
گفتند: «اى پدر ! براى گناهان ما آمرزش خواه كه ما خطاكار بوديم »
در اين آيه خداوند داستان برادران حضرت يوسف عليه السلام را يادآوري مي‌كند كه آن‌ها بعد از پيشيماني از كردارشان به پيش حضرت يعقوب عليه السلام آمدند و از او كه پيامبر خدا بود درخواست كردند كه از خداوند براي آن‌ها طلب بخشش كند . حضرت يعقوب هم نگفت كه چرا خودتان مستقيماً سراغ خداوند نمي‌رويد و به من متوسل شده‌ايد ؛ بلكه به آن‌ها وعده داد كه از خداوند براي آن‌ها طلب بخشش خواهد كرد :
قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ . يوسف / 98 .
گفت : « به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى خواهم ، كه او همانا آمرزنده مهربان است » .
همچنين خداوند در آيۀ 64 سورۀ نساء مي‌فرمايد :
وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا .
و اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند ، پيش تو مى آمدند و از خدا آمرزش مى خواستند و پيامبر [ نيز ] براى آنان طلب آمرزش مى كرد ، قطعاً خدا را توبه پذيرِ مهربان مى يافتند .
اين آيه نشان مي‌دهد كه بايد براي طلب بخشش از خداوند واسطه و وسيلۀ آبروداري را پيدا كرد تا خداوند به خاطر او حاجات انسان را برآورده سازد .
جواب سؤال دوم :

شفاعت ، واسطه شدن ، انبياء ، امامان و صالحان ببن خدا و خلق در قيامت براي بخشيده شدن گناهاني است كه از مؤمنان سر زده است .
شفاعت در قيامت ، با شرائط و خصوصياتي كه در بارۀ آن ذكر شده است ، از ضروريات تمامي مذاهب اسلامي و مورد اجماع تمامي علماي مسلمان است كه آيات بسياري در قرآن كريم آن را تأييد مي‌كند ؛ از جمله :
وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى . الضحي / 5 .
و بزودى پروردگارت تو را عطاي خواهد داد ، تا خرسند گردى .
وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا . الإسراء / 79 .
و پاسى از شب را زنده بدار ، تا براى تو [ به منزله ] نافله اى باشد ، اميد كه پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند .
تمامي مفسرين شيعه و سني بر اين مطلب اتفاق دارند كه مراد از «مقام محمود» همان مقام شفاعت است كه خداوند آن را به پيامبرش وعده داده است .
فخر رازي از علما و مفسرين بزرگ اهل سنت در اين باره مي‌گويد :
أجمعت الأمة على أن لمحمد صلى الله عليه وسلم شفاعة في الآخرة وحمل على ذلك قوله تعالى ( عسى أن يبعثك ربك مقاما محمودا ) وقوله تعالى ( ولسوف يعطيك ربك فترضى ) .
تفسير الرازي ، ج 3 ، ص 55 .
تمامي امت اسلامي بر اين مطلب اجماع دارند كه پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم در قيامت حق شفاعت دارد و اين دو آيه « اميد كه پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند » و « و بزودى پروردگارت تو را عطاي خواهد داد ، تا خرسند گردى » را به همين معنا حمل كرده‌اند .
مرحوم شيخ مفيد رضوان الله تعالي عليه در اين باره مي‌فرمايد :
اتفقت الإمامية على أن رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) يشفع يوم القيامة لجماعة من مرتكبي الكبائر من أمته ، وأن أمير المؤمنين ( عليه السلام ) يشفع في أصحاب الذنوب من شيعته ، وأن أئمة آل محمد ( عليهم السلام ) كذلك ، وينجي الله بشفاعتهم كثيرا من الخاطئين .
أوائل المقالات في المذاهب والمختارات ، ص 29 تحقيق مهدي محقق .
اماميه بر اين مطلب اتفاق دارند كه رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله وسلم در روز قيامت گروهي از كساني را كه گناهان كبيره انجام داده‌اند ، شفاعت مي‌كند . و نيز بر اين مطلب اتفاق دارند كه امير المؤمنين و بقيه ائمه گناهكاران را شفاعت مي‌كنند و با شفاعت آن‌ها خداوند بسياري از گناهكاران را نجات مي‌دهد .
و مرحوم علامۀ مجلسي رحمت الله عليه نيز در اين باره مي‌فرمايد :
أما الشفاعة فاعلم أنه لا خلاف فيها بين المسلمين بأنها من ضروريات الدين وذلك بأن الرسول يشفع لأمته يوم القيامة ، بل للأمم الأخرى ... .
بحار الأنوار ، ج 8 ، ص 29 - 63 .
تمامي مسلمين بر اين مطلب اتفاق دارند كه شفاعت از ضروريات دين است . و شفاعت ، يعني اين كه پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله نه تنها امت خود را ؛ بلكه امت‌هاي ديگر را نيز شفاعت خواهد كرد .
و نووي از شارحين صحيح مسلم به نقل از قاضي عياض بن موسي مي‌نويسد :
قال القاضي عياض رحمه الله مذهب أهل السنة جواز الشفاعة عقلا ووجوبها سمعا بصريح قوله تعالى (يَوْمَئِذٍ لَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا ) وقوله (وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى) وأمثالهما وبخبر الصادق صلى الله عليه وسلم وقد جاءت الآثار التي بلغت بمجموعها التواتر بصحة الشفاعة في الآخرة لمذنبي المؤمنين وأجمع السلف والخلف ومن بعدهم من أهل السنة عليها .
شرح مسلم - النووي - ج 3 - ص 35 .
قاضي عياض مي‌گويد : " مذهب اهل سنت بر اين است كه شفاعت عقلا جايز و شرعا واجب است ؛ به دليل اين كه خداوند به صراحت در آيۀ قرآن فرموده است : " در آن روز ، شفاعت [ به كسى ] سود نبخشد ، مگر كسى را كه [ خداى] رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آيد " و نيز گفتۀ خداوند كه فرموده : " و جز براى كسى كه [ خدا ] رضايت دهد ، شفاعت نمى كنند " و امثال اين آيات . و همچنين به خاطر روايات پيامبر راستگو صلي الله عليه وآله وسلم مبني بر صحت شفاعت در آخرت براي گناهكاراني از مؤمنين كه مجموع اين روايات به حد تواتر مي‌رسد . تمامي علماي اهل سنت ؛ از گذشته تا كنون بر صحت شفاعت اجماع دارند .
و تاج الإسلام أبو بكر الكلاباذي ( ت 380 ه‍ ) در اين باره مي‌گويد :
إن العلماء قد أجمعوا على أن الإقرار بجملة ما ذكر الله سبحانه وجاءت به الروايات عن النبي ( صلى الله عليه وآله ) في الشفاعة واجب ، لقوله تعالى : (وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى) ولقوله : (عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا ) وقوله : (وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى) . وقال النبي ( صلى الله عليه وآله ) : " شفاعتي لأهل الكبائر من أمتي " .
علما بر اين مطلب اجماع دارند كه اقرار به تمامي آن‌چه كه خدا و رسول او (صلي الله عليه وآله وسلم ) در بارۀ شفاعت گفته‌اند ، واجب است . به دليل فرمودۀ خداوند : " و بزودى پروردگارت تو را عطاي خواهد داد ، تا خرسند گردى » و فرمودۀ خداوند : " اميد كه پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند " و نيز فرمودۀ خداوند : " و جز براى كسى كه [ خدا ] رضايت دهد ، شفاعت نمى كنند " و همچنين سخن پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم ) كه فرمود : " من گناهكاراني از امتم را شفاعت مي‌كنم " .
لتعرف لمذهب أهل التصوف ، ص 54 _ 55 ، تحقيق د . عبد الحليم محمود ، شيخ الأزهر الأسبق .
و حتي ابن تيميه نيز شفاعت در قيامت را قبول دارد و در اين باره مي‌‌گويد :
للنبي (صلى الله عليه وآله ) في يوم القيامة ثلاث شفاعات... وأما الشفاعة الثالثة فيشفع في من استحق النار وهذه الشفاعة له (صلى الله عليه وآله) ولسائر النبيين والصديقين وغيرهم في من استحق النار أن لا يدخلها ويشفع في من دخلها .
براي پيامبر ( صلي الله عليه وآله وسلم ) در روز قيامت سه شفاعت است ... شفاعت سوم براي كساني است كه مستحق آتش هستند . شفاعت آن حضرت ، ساير انبياء ، صديقين و ديگران به اين است كه كسي كه سزاوار آتش است ، وارد آن نشود ، و نيز در مورد كسي كه داخل آتش شده شفاعت مي‌كند .
مجموعة الرسائل الكبري ، ج1 ،‌ ص403_ 404 .
و محمد بن عبد الوهاب نيز در اين باره مي‌گويد :
وثبتت الشفاعة لنبينا محمد (صلى الله عليه وآله) يوم القيامة ولسائر الأنبياء والملائكة والأولياء والأطفال حسبما ورد ، ونسألها من المالك لها والآذن فيها بأن نقول : اللهم شفع نبينا محمدا فينا يوم القيامة أو اللهم شفع فينا عبادك الصالحين ، أو ملائكتك ، أو نحو ذلك مما يطلب من الله لا منهم ... إن الشفاعة حق في الآخرة ، ووجب على كل مسلم الإيمان بشفاعته ... .
الهدية السنية ، الرسالة الثانية ، ص42 .
شفاعت براي پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله وسلم) در روز قيامت و نيز براي ساير انبياء ، ملائكه ، اولياء و اطفال بنابر آن چه كه وارد شده است ، قطعي است . و ما درخواست مي‌كنيم از مالك و اجازۀ دهندۀ شفاعت به اين صورت كه مي‌گوييم : " بار خدايا ! پيامبر ما را در روز قيامت شفيع ما قرار بده " . يا اين‌كه مي‌گوييم : " بار خدايا ! صالحان و ملائكۀ خود را شفيع ما قرار بده " و مانند اين سخنان كه از خداوند طلب مي‌كنيم نه از غير خدا . شفاعت در آخرت حق و واجب است بر هر مسلماني كه به آن ايمان داشته باشد ... .
اين نمونه‌هاي كوچكي بود از نظرات علماي شيعه و سني در اين باره كه به جهت اختصار به همين تعداد بسنده مي‌شود .
اما آن‌چه كه از بين تمامي فرقه‌هاي اسلامي ، تنها وهابي‌ها آن را قبول ندارند و به شدت با آن به مخالفت برخواسته و قائل به آن را مشرك مي‌دانند ، شفاعت در دنيا ؛ يعني همان توسل است ؛ كه ما اين مطلب را در پاسخ به سؤال اول بررسي و صحت آن را از ديدگاه قرآن ثابت كرديم .

mehrdad_123
Monday 5 November 2007, 02:26AM
فعلا تا همين جا حضورتون باشه تا بعد ان شا ا...

شيفته
Monday 5 November 2007, 10:10AM
خيلي برايم جالب است كه ديدگاه اهل تسنن به مرگ اينقدر كودكانه است .آيا فكر مي كنيد مقام و ارج و قرب رسول خدا (ص) محدود به جسم خاكي او بوده است يا روح او ؟آيا مرگ غير از فناي جسم چيز ديگري است ؟ چرا گمان مي كنيد كه ارج و مقام اولياءالله پس از مرگ در نزد خدا كاهش مي يابد ؟!!!!.اين به چه معني است كه پيامبر(ص) تا زنده بوده اند قابليت توسل را داشته اند ولي پس از مرگ خير ؟!!!!!!!! اگر كساني در آن زمان چنين فتوايي داده اند يقينا جهت افزايش قدرت خودشان بوده و مي خواسته اند به امتشان بگويند كسي را كه رفته ديگر فراموش كنيد و ما را ببينيد !
و مطلبي ديگر ،خداوند در قرآن فرموده است كه شهيدان را مرده نپنداريد كه آنها زندگانند !پس آيا شما شفاعت شهدارا قبول داريد يا نه ؟لطفا جواب دهيد تا قسمت بعدي سوالم را بپرسم .

سجودی
Monday 5 November 2007, 11:01AM
این را شیفته نوشته

اين به چه معني است كه پيامبر(ص) تا زنده بوده اند قابليت توسل را داشته اند ولي پس از مرگ خير ؟!!!!!!!!
شیفته محترم
برداشت شما نادرست در نادرست است به هرحال مرده ، مرده است این مثل این است که من بگویم:
اين به چه معني است كه پيامبر(ص) تا زنده بوده اند قابليت جواب دادن به سوالات دینی ما را را داشته اند ولي پس از مرگ خير ؟!!!!!!!!
فیاس شما باطل در باطل است
زندگی شهداء هم به آن معنی نیست که شما شیعه ها میگویید ساده ترین دلیل بر رد ادعای شما این است که در آن صورت زنان شهدا نباید عروسی کنند
آیا این آزار دهنده نیست که شهداء زن خو در را در بستر مرد دیگری ببینند ؟!

mehrdad_123
Monday 5 November 2007, 12:18PM
به نام حضرت حق::smile07:

با سلام به همه ي حقيقت جويان واقعي::smile07:

خانم شيفته , اينها همين گونه اند هر وقت از در منطق كم بيارند مقام خدا و پيامبرش رو پايين ميارن...
اينها هنوز معني روزي خوردن را نفهميده اند اينها هنوز نفهميده اند كه شهدا طبق نص صريح قرآن در نزد خداوند روزي مي خورند اينها هنوز نفهميده اند كه خوردن مقامي است مادي و نزد خداوند بودن مقامي است معنوي ... اينها هنوز نفهميده اند كه شهيد وقتي هر دو مقام مادي و معنوي را دارد پس مي تواند در برخي از امور دنيايي وارد شود...اينها هنوز نفهميده اند كه خداوند چرا در قرآن مبين خطاب به مسيحيان مشرك مي فرمايد كه شما چگونه عيسي (ع) را خدا ميدانيد در صورتي كه او هم غذا و روزي مي خورد؟...اينها هنوز معناي خيلي از آيات را نفهميده اند همانطور كه مفتي اعظمشان جناب بن باز هنوز نتوانسته بفهمه كه زمين كروي است و در حال چرخش است و حكم تكفير رو راجع به اين مسئله داده... در صورتي كه اين موضوعات در نص قرآن موجود است...
چه مي شود كرد بعضي ها نمي خواهند حقيقت را قبول كنند چون حقيقت تلخ است و از همين روست كه بعضي ها به جهنم ميرن و بعضي ها به بهشت%

يا حق:smile07:

mehrdad_123
Monday 5 November 2007, 12:22PM
در ضمن بنده منتظر جوابيتون به پستهاي قبلي هستم...


يا حق:smile07:

شيفته
Monday 5 November 2007, 01:10PM
جناب سجودي ،بنده هم مي دانم مرده مرده است .ولي مي گويم مقام مرده نزد خداوند كمتر از زنده او نيست .اگر امروز مي گويند از مجتهد زنده بايد تقليد كرد به اين معني نيست كه آن مجتهدي كه وفات يافته بي ارزش شده و گفته هايش قابل استناد نيست بلكه به اين معني است كه شايد پس از وفات يك مجتهد شرايط اجتماع تغييري كند كه بايد به فتواي مطابق با شرايط جديد توجه كرد .نمي دانم آيا شما واقعا مطلب به اين روشني را نمي دانيد يا خودتان را به آن راه مي زنيد .و اما در مورد زنده بودن شهدا كه متاسفانه پاسختان بسيار متاسفم كرد .دوست من،حتما مي دانيد كه خداوند در قرآن فرموده در روز قيامت مردگان زنده مي گردند .يعني افراد عادي با اين مرگي كه در اين دنيا شاملشان مي شود مي ميرند و در عالم برزخ بسر مي برند تا روز قيامت كه زنده شوند .ولي شهيد به محض مردن وارد بهشت مي شود و در عالم برزخ نمي ماند و زندگي در بهشت يعني زنده بودن .اين صحبت شما در مورد ازدواج زنان شهيدان مرا به ياد رفتار كودكان انداخت كه اگر به آنها بگوييم هنوز تو بچه اي كه بتواني فلان كار را انجام دهي بلافاصله مي گويد پس چرا براي انجام فلان كار بزرگ شده ام ؟با اينكه كودك مي داند مقوله ها متفاوت است ولي از روي زيركي و براي توجيه صحبت اشتباه خود ،مقايسه نامتجانسي مي كند .رفتار كودك قابل پذيرش است چون كودك است ولي براي مقايسه نابجاي شما چه بايد گفت ؟؟؟؟

سجودی
Tuesday 6 November 2007, 07:01AM
خانم محترم شیفته ، من هم میدانم شهید مقامش بالاتر از مرده عادی است اما نه آنگونه که شما میگویید
قبلآ هم گفتم که سنی هم قبول دارد شفاعت را ، اما باز نه آن چیزی که شما میگویید
اما مشکل این است که شما میخواهید قران را مطابق میل و خواهش خودتان تفسیر کنید و غلو و زیاده روی میکنید و از همه بدتر حرف بی دلیل میزنید
مثلآ ببینید مهرداد 123 نوشته
... (((اينها هنوز نفهميده اند كه شهيد وقتي هر دو مقام مادي و معنوي را دارد پس ميتواند در برخي از امور دنيايي وارد شود)))
و شما از ایشان تشکر کردید یعنی که من قبول دارم ای مهرداد123 حرف ترا...
و این روش شما بدترین است یعنی وقتی که در تنگنا قرار میگیرید از بعضی از عقاید خود دست برمیدارید تا راه فرار بیابید
منکه مثال عروسی زن شهید را زدم تازه شما یادتان آمد که شهید از همه امور دنیا خبر ندارد . مهرداد123 نوشت (( در برخی از امور دنیایی .....) ولی برای همون بعضی نیز دلیل ندارید
وتازه این ادعا نیز درست نیست امام رضای شهید شما در همه امور دنیایی دخالت دارد زایرینش مشکلات رنگارنگ خود را بدون تفصیل برای او میگویند .... شرح نیاز نیست امام خودش میداند!!
بلکه حتی میگن یا امام رضا تو میدونی که چی میخوام بگم ......
الله به من و شما ها رحم کنه آمین ....

leili
Tuesday 6 November 2007, 02:21PM
به نام خداوند بی همتا:

سلام
کلام مهرداد 123 در مورد افراد معمولی هستش نه امامان (ع) و نه ÷یامبر (ص) که اینها بسیار فراتر از مردمان عادی هستند... در واقع این شمایید که بخاطر اثبات عقاید بوچ می خواهید قرآن را تفسیر به رای کنید...وهمین تفسیر به رای کردن است که علمایتان فتواهای عجیب و غریب صادر میکنند...این شمایید که میخواهید بخاطر اثبات عقاید خود حتی مقام حضرت رسول (ص) را از بین ببرید...

leili
Tuesday 6 November 2007, 02:23PM
تا کی به انحراف؟!

شيفته
Wednesday 7 November 2007, 08:20AM
خيلي جالبه ،آياتي كه من و تيرانا ارائه داده ايم در مورد اشخاص صحبت مي كند "من" و شما اهل تسنن اسماءالهي را وسيله شفاعت مي خوانيد .آيا در سوره طه آيه 109 منظور از "رضي له قولا " اسماء الهي است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در ضمن شما توضيح دهيد زنده بودن شهيد يعني چي ؟

سجودی
Wednesday 7 November 2007, 09:42PM
اسماء الهی وسیله ما هستند برای راضی کردن الله .... اما نه تنها وسیله
اما وسیله منحصر به این نیست
شما که مثلآ روزه نذر می کنید تا حاجت خود را بگیرید دارید از وسیله ای (غیر از اشخاص) بهره میگیرید
آیاتی که شما ها ذکر کردید هرگز و هرگز نمیگوید اشخاص را وسیله بگیرید
میگوید الله به اشخاصی اذن شفاعت میدهد. .... و این را ما قبول داریم
این دو حرف جداست

گل باقالی
Wednesday 7 November 2007, 11:30PM
پیامبر می فرمایند:
مردانی از امتم به شفاعت من در می ایند.
سنن ترمذی4/626و سنن الدرامی2/328
این حدیث در منایع سنی امده است حالا نظر شما در اینباره که پیامبر خود فرمودند شفاعت می کنم چیست :smile59:
خداوند می ‌فرماید: ﴿وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ﴾ (مائده / 35).
«و برای رسیدن به او [خدا] وسیله طلب کنید».
یعنی : نزدیکی به خدای سبحان با طاعت و پیروی از آنچه مورد رضایت او است، باشد.
توسل دو نوع است :
نوع اول: توسل مشروع، و آن چند نوع است:
1- توسل به خدا با اسماء و صفاتش. خداوند به آن دستور داده و می ‌فرماید:
﴿وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾ (اعراف / 180).
«و برای خداوند اسماء زیبائی هست، پس با این اسماء او را بخوانید و کسانی را که دربارة اسماء او، از حق دور می ‌شوند، به حال خود رها کنید. آنان بر آنچه انجام داده‌ اند جزا داده می ‌شوند».
2- توسل به خدا با ایمان و اعمال صالحی که توسل کننده انجام داده است. خداوند دربارة اهل ایمان می ‌فرماید :
﴿رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِياً يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ﴾ (آل عمران / 193).
«پروردگارا! ما ندای ندا دهنده‌ ای را شنیدیم که به ایمان دعوت می‌ کرد [می‌ گفت:] به پروردگارتان ایمان بیاورید پس ما ایمان آوردیم. پروردگارا! گناهان ما را ببخش و کارهای بد ما را بپوشان و ما را با نیکان بمیران».
و حدیث سه نفری که در غار بودند، و کوه ریزش کرد و درب غار را بست، و توانایی خارج شدن نداشتند پس با اعمال صالح خود به خدا متوسل شدند و خداوند درب غار را باز کرد تا از غار خارج شدند[1] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn5).
3- توسل به خدای بلند مرتبه با اقرار به وحدانیت او مانند توسل یونس -علیه السلام- :
﴿فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾. (انبياء / 87)
«یونس -علیه السلام- در تاریکی‌ های [شکم نهنگ] فریاد بر آورد که هیچ معبود بر حقی غیر از تو نیست و تو پاک و منزهی».
4- توسل به خدا با اظهار ضعف، نیاز و فقر به او، مانند [توسل] ایوب -علیه السلام-:
﴿وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ﴾. (الانبياء/ 83).
«بیماری و ناراحتی به من روی آورده و تو مهربانترین مهربانانی».
5- توسل به خدا با دعای صالحینی که زنده‌ اند، همانطور که اصحاب پیامبر -صلی الله علیه وسلم- وقتی دچار خشکسالی شدند، از پیامبر -صلی الله علیه وسلم- خواستند که برای آنان دعا کند و پس از پیامبر -صلی الله علیه وسلم- از عموی او عباس-رضی الله عنه- خواستند که برایشان دعا کند[2] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn6).
6- توسل به خدا با اعتراف به گناهان.
﴿قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي﴾ (قصص / 16).
«پروردگارا! من به خود ظلم کردم، پس مرا ببخش».
نوع دوم: توسل غیر مشروع [ناجایز]
توسل به مردگان بوسیلة سوال کردن و شفاعت از آنان، و توسل به جاه پیامبر -صلی الله علیه وسلم- و ذات مخلوقات یا حق آنان که شرح هر کدام به ترتیب می ‌آید، جایز نیست.
1-طلب دعا از مردگان، حرام است :
چون مردگان برخلاف زمانی که زنده بودند، توانایی دعا کردن را ندارند. طلب شفاعت از آنان نیز حرام است، چون عمر بن خطاب، معاویه بن ابی ‌سفیان و کسانی که در حضور آن دو بودند، مانند اصحاب و پیروان نیکویشان، وقتی دچار خشکسالی می‌ شدند از کسی طلب دعا برای باران می ‌کردند که زنده بود، مانند عباس و یزید ابن اسود (رضی الله عنه) و پس از وفات پیامبر از او درخواست دعا برای باران نمی ‌کردند و به پیامبر متوسل نمی ‌شدند و واسطه ‌اش قرار نمی‌ دادند و سر قبر او یا کسی دیگر نمی ‌رفتند. بلکه به جای او از عباس و یزید که زنده بودند، طلب دعا می‌ کردند. عمر -رضی الله عنه- گفت: «اللهم انا کنا نتوسل الیک بنبینا فتسقینا وانا نتوسل بعم نبینا فاسقنا» «خدایا! تا پیامبرت زنده بود به او متوسل می ‌شدیم تو بر ما باران می‌ فرستادی، و الان به عموی پیامبرمان توسل می‌ کنیم، پس برای ما باران بفرست». لذا آنان عموی پیامبر را به جای پیامبر قرار دادند چون مشروع نبود توسلی که به عباس و یزید می‌ کردند، به او بکنند. در حالی که برای آنان ممکن بود – در صورت جایز بودن – نزد قبر پیامبر -صلی الله علیه وسلم- بروند و به او توسل کنند[3] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn7). بنابراین ترک این کار از طرف آنان دلیلی است بر عدم جواز توسل به مردگان نه با دعا و نه با شفاعت، پس اگر طلب دعا و شفاعت در زمان حیات و وفات او مثل هم بود به جای پیامبر از کسانی دیگر طلب دعا و شفاعت نمی‌ کردند.
2- توسل به جاه و مقام پیامبر یا دیگران حرام است و حدیثی که در این باره آمده : «اذا سالتم الله فاسالوه بجاهی، فان جاهی عند الله عظیم». «هر گاه از خدا [کمکی] خواستید، به جاه من توسل جویید چون جاه و مقام من نزد خدا بزرگ است». موضوع و دروغ است. چون این حدیث در هیچ کتابی از کتاب ‌های معتبر و مورد اعتماد اهل سنت وجود ندارد.
و هیچکدام از علمای معتبر حدیث آن را ذکر نکرده ‌اند[4] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn8) و تا زمانی که با دلیلی صحیح ثابت نشود، حرام است. چون عبادات فقط با دلیل صریح و صحیح ثابت می ‌شود.
3-توسل به ذات مخلوقات حرام است چون :
وقتی گفته شود: «اللهم انی اسالک بفلان» اگر «ب» در «بفلان» به معنی قسم باشد سوگند یاد کردن به مخلوق برای خدا است که معنی جمله «اللهم انی اسالک بفلان» یعنی : خدایا تو را سوگند می ‌دهم به فلان شخص که مثلاً این کار را برایم انجام دهی. بنابراین وقتی سوگند یاد کردن به مخلوق، برای مخلوق جایز نباشد – چون در حدیث آمده، شرک است – چگونه سوگند به مخلوق برای خالق جل جلاله جایز است؟! اما اگر «ب» در این جمله برای سببیت باشد[5] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn9) در این صورت خدای بلند مرتبه دعای به سبب مخلوق را شرط اجابت دعا قرار نداده و شرعاً این نوع دعا را مشروع قرار نداده است.
4- توسل به حق مخلوق حرام است چون :
اولاً هیچ کس نمی ‌تواند بر خداوند سبحان هیچگونه حقی را واجب کند. و فقط خدا است که از فضل خود به برخی از مخلوقات ارزش و برتری می دهد. خداوند می ‌فرماید:
﴿وَكَانَ حَقّاً عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ﴾ (روم / 47).
«یاری دادن مومنین بر ما حق بوده».
و بندگان مطیع و فرمانبردار از فضل و نعمت خداوند، مستحق پاداش و جزا هستند این همانند حق مخلوق بر مخلوق نیست و حقی نیست که خداوند در برابر چیزی به او می‌ دهد.
ثانیاً: این حقی است که خداوند از فضل خود بر بندگان عنایت می ‌کند و مختص او است و هیچ ربطی به غیر الله ندارد. لذا اگر توسل به چیزی کند که مستحق آن نیست، توسل به امری خارجی [حق مخلوق] کرده که این حق هیچ ربطی به او ندارد و در نتیجه هیچ نفعی به او نمی‌ رساند. اما روایت: «اسالک بحق السائلین» «به حق نیازمندان، از تو می ‌خواهم»، ثابت و صحیح نیست چون اولاً در سند آن عطیة عوفی است و علمای حدیث بر ضعف او اجماع کرده ‌اند، برخی از علمای حدیث گفته‌ اند : حدیثی که به این صورت در سند آن فردی ضعیف باشد در مسایل مهم عقیدتی مورد قبول نیست. دوم این که در این حدیث توسل به شخص معینی نشده. و بطور عام توسل به حق سائلین است و حق سائلین اجابت دعای آنان است همانطور که خداوند وعده داده، حقی است که خود خداوند برای آنان منظور کرده است، و کسی آن را بر خدا واجب نکرده و این توسل، توسل به وعدة خدا است نه توسل به حق مخلوقات.
ج – حکم استعانه و استغاثه از مخلوق :
استعانه : یار خواستن، کمک خواستن، یاری جستن و یاری گفتن.
استغاثه : طلب فریادرسی و درخواست حل مشکلات.
استعانه و استغاثه از مخلوق دو نوع است :
1- استعانه و استغاثه از مخلوق در حد توانایی آنان، جایز است، خداوند می‌ فرماید:
﴿وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى﴾ (مائده / 2).
«و بر نیکی و تقوی همکاری کنید».
و می فرماید:
﴿فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ﴾. (قصص / 15)
«پس کسی که از قوم او [موسی] بود [از موسی] خواست که او را علیه دشمنش یاری دهد».
2- استعانه و استغاثه از مخلوق در مواردی که فقط خدا توانایی انجام آن را داد، مانند طلب کمک از مردگان، طلب فریادرسی از کسانی که در قید حیات ‌اند، و طلب کمک از آنها در مواردی مانند : شفای بیمار، حل مشکلات و گرفتاری‌ها، دفع بلا و ضرر که فقط در حیطه‌ی قدرت خداوند است. این نوع حرام و شرک اکبر است.
در زمان پیامبر -صلی الله علیه وسلم- منافقی مومنان را اذیت می‌ کرد، برخی گفتند: برویم از شر این منافق از پیامبر -صلی الله علیه وسلم- استعانه کنیم، پیامبر -صلی الله علیه وسلم- فرمود: «إنه لا يستغاث بي إنما يستغاث بالله»[6] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn10). «از من استغاثه نمی ‌شود، فقط از الله استغاثه می ‌شود».
پیامبر -صلی الله علیه وسلم- به کار بردن این لفظ را در حیات خود مکروه دانست هر چند از مواردی بود که در حیاتش بر انجام آن توانایی داشت، اما به خاطر حمایت از توحید، قطع وسیله شرک، ادب و تواضع نسبت به پروردگارش و هشدار به امت در خصوص مقدمات شرک در اقوال و افعال، از به کار بردن این لفظ نهی فرمودند، وقتی پیامبر -صلی الله علیه وسلم- علیرغم توانایی کاری در زندگی ‌اش از آن نهی می ‌کرد، چگونه بعد از فوتش که چنین توانایی ندارد از او استغاثه می ‌شود. و از او کارهایی می ‌خواهند که فقط خداوند بر انجام آن قادر است[7] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftn11)؟! ... و وقتی استغاثه از پیامبر -صلی الله علیه وسلم- جایز نباشد از غیر او، به طریق اولی ناروا و شرک است.

[1] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref5)- مضمون حدیث متفق علیه است.

[2] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref6)- بخاری.

[3] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref7)- مجموع الفتاوی (1/318).

[4] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref8)- مجموع الفتاوی (10/319).

[5] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref9)- اگر به معنی سببیت باشد معنی جمله این است : خدایا به سبب فلان شخص از تو فلان کار را می‌خواهم.

[6] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref10)- طبرانی، ضعیف.

[7] (ada99:سوكند%20به%20غير%20خدا،%20توسل%20و%20طلب%20فريادرسى%20از%20مخلوق.htm#_ftnref11)- فتح المجید (197-196). [/quote]

leili
Thursday 8 November 2007, 02:01AM
هو الحق:


سلام

جناب قالی باگالی: شما چرا مطالب کاملا غیر منطقی اونها رو دوباره نوشتید...

و اما آقایان و بانوان سنی :لطف کنید اگر قادر هستید به پستهای جناب مهرداد _123 از جمله دو پست 17 و 18جواب دهید...

فعلا...

leili
Thursday 8 November 2007, 02:03AM
یکبار هم فرمودند این اهل سنتی ها معنی توسل رو با توصل قاطی کردند...

leili
Thursday 8 November 2007, 02:10AM
یک سئوالی دیگر از اهالی شیعه و غیرشیعه:

آیا شفاعت در دنیا هم ممکن است یا نه؟؟؟و یا اصلا شفاعت چه فرقی با توسل دارد؟

leili
Thursday 8 November 2007, 02:13AM
یه سئوال دیگه:

لطف کنید کلمه ی حی بودن و روزی خوردن را تفسیر کنید!!!و رابطه ی بین آن دو را بگویید...

leili
Thursday 8 November 2007, 02:13AM
شدیدا منتظریم...

leili
Thursday 8 November 2007, 02:15AM
و در مورد هر تفسیری هم که انجام میدهید بگویید که چگونه مطمئنید تفسیر شما همان منظور خداوند میباشد...

سجودی
Thursday 8 November 2007, 05:18AM
خانم لیلی فرمودند:
((و اما آقایان و بانوان سنی :لطف کنید اگر قادر هستید به پستهای جناب مهرداد _123 جواب دهید))

آقای مهرداد123 در هر پست خود مینویسد که راه گم کرده اند بخوانید شعری را که هی مینویسند


ای ماه بیا که راه را گم کردیم:smile07:
حتی سر چشمه هم تیمم کردیم:smile07:
ای وای قرار بود آدم باشیم:smile07:
اما سر راه میل گندم کردیم:smile07:
راه گم کرده حق ندارد کسی راه راهنمایی کند
ایشان گویا منتظر پیامبر جدیدی است
گرنه راه که معلوم شده توشط خاتم الانبیاء علیه السلام

سجودی
Thursday 8 November 2007, 05:28AM
شیفته نوشته:
در ضمن شما توضيح دهيد زنده بودن شهيد يعني چي ؟
یعنی اینکه او با مرده عادی فرق دارد و در پیش الله گرامی است و روزی میخورد اما این به آن معنی نیست که چون روزی میخورد پس قضای حاجت هم میکند تا این دوست شما مهرداد123 بنویسد ( عین نوشته او ):
اينها هنوز معني روزي خوردن را نفهميده اند اينها هنوز نفهميده اند كه شهدا طبق نص صريح قرآن در نزد خداوند روزي مي خورند اينها هنوز نفهميده اند كه خوردن مقامي است مادي و نزد خداوند بودن مقامي است معنوي ... اينها هنوز نفهميده اند كه شهيد وقتي هر دو مقام مادي و معنوي را دارد پس مي تواند در برخي از امور دنيايي وارد شود.
همه اش معنوی است این فلسفه های عجیب و غریب را آخر با استناد به کدام دلیل میگویید؟!

شيفته
Saturday 10 November 2007, 08:00AM
شیفته نوشته:
در ضمن شما توضيح دهيد زنده بودن شهيد يعني چي ؟
یعنی اینکه او با مرده عادی فرق دارد و در پیش الله گرامی است و روزی میخورد اما این به آن معنی نیست که چون روزی میخورد پس قضای حاجت هم میکند تا این دوست شما مهرداد123 بنویسد ( عین نوشته او ):
!
من از شما خواستم كه بفرماييد از نظر شما زنده بودن شهيد يعني چي ؟و شما هي مي گوييد اين معني را نمي دهد و معني ديگري مي دهد .خوب شما همان معني را كه به آن علم داريد بگوييد تا ما هم بدانيم .بنده هم مي دانم روزي خوردن شهيد به اين معني نيست كه براي ناهار يك پرس چلوكباب و براي شام يك پرس قورمه سبزي بخورد .و سيستم گوارش او دقيقا همانند ما عمل كند ولي ميگويم جمله شما كه مي گويد مرده مرده است براي شهيد قابل پذيرش نيست .و از آنجاييكه خود خداوند فرموده است شهيد زنده است پس قابليت شفاعت را نيز دارد .بار ديگر از شما مي خواهم تعريف خود را از زنده بودن شهيد و روزي خوردن او بفرماييد تا بدانيم چه تناقضي با شفيع بودن شهيد دارد .

شيفته
Saturday 10 November 2007, 08:12AM
میگوید الله به اشخاصی اذن شفاعت میدهد. .... و این را ما قبول داریم
پس بگوييد چه ايرادي دارد ما از اشخاصي كه اذن شفاعت دارند در خواست كنيم شفيع ما در نزد خداوند باشند ؟

سجودی
Monday 12 November 2007, 11:26AM
شیفته محترم فرمودید:
بار ديگر از شما مي خواهم تعريف خود را از زنده بودن شهيد و روزي خوردن او بفرماييد تا بدانيم چه تناقضي با شفيع بودن شهيد دارد .
تعریف من ساده است او پیش خداوند روزی میخورد و از عذاب قبر ایمن است و روحش بر پایه عرش در قالب پرنده سبز رنگی قندیل وار آویزان ووووو
حالا خودتان دریابید تناقض شفیع بودن او را با عقاید ما.....

و نوشتید
پس بگوييد چهايرادي دارد ما از اشخاصي كه اذن شفاعت دارند در خواست كنيم شفيع ما در نزد خداوندباشند ؟
درخواست شما از دارندگان شفاعت ، چون درخواست جهنمیان است که از بهشتیان اب سرد می طلبند
این درست که بهشتیان آب فراوان دارند اما اجازه ندارند آنرا هر جا که دلشان خواست مصرف کنند
و این درست که شهداء حق شفاعت دارند اما در مصرف آن خود مختار نیستند باید در جایی استفاده کنند که الله به آنها میگوید

LBO
Monday 12 November 2007, 12:25PM
اللهم صل علی محمد وآل محمد(ع)
اللهم العن جبت والطاغوت
با سلام

جناب سجودی گفتی:
تعریف من ساده است او پیش خداوند روزی میخورد و از عذاب قبر ایمن است و روحش بر پایه عرش در قالب پرنده سبز رنگی قندیل وار آویزان ووووو
حالا خودتان دریابید تناقض شفیع بودن او را با عقاید ما.....

دوستان برای تو از قرآن مثال می آورند شما با تعریفی از جانب خود که از عقل ناقص انسانی بر خاسته پاسخ می دهید؟؟!!
در قرآن آمده(آل عمران/168)
«ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون»
با استفاده از آیات قرآن این حیء بودن را توجیه کن!!!!

در ادامه گفته ای:

و این درست که شهداء حق شفاعت دارند اما در مصرف آن خود مختار نیستند باید در جایی استفاده کنند که الله به آنها میگوید

واقعا چگونه این برداشت به ذهنت رسید؟!باز هم می گویم نظرت را برای خودت حفظ کن و آن را به دیگران تحمیل نکن!!!بوسیله قرآن این حرفت را ثابت کن.
در ضمن اینکه تو گفتی کاملا مردود است زیرا با کرم و جود خداوند تضاد دارد مگر ممکن است خداوند چیزی را به کسی ببخشد اما اختیار استفاده از آنرا به او ندهد؟؟!!!این چگونه حق شفاعتی است که اجازه استفاده از آن داده نمی شود؟؟؟!!!


یا علی(ع)

mehrdad_123
Wednesday 14 November 2007, 10:45AM
راه گم کرده حق ندارد کسی راه راهنمایی کند




به نام خداوند شديد العقاب:

اولا : گويا حضرت سجودي ! معصوم هستن كه مي خواهند مردم را هدايت كنند!!!

ثانيا: اين جمله ي ايشان به طور عيني نشان ميدهد كه حتي ناخود آگاه جناب سجودي هم اين را قبول دارد كه براي هدايت مردم بايد يك معصوم وجود داشته باشد... فقط نميدونم چرا عمر و ابوبكر و عثمان با اينكه معصوم نبودند ولي مردم رو هدايت ميكردند( خودمونيم ها عجب هدايتي هم كردند ...مثلا تو همين ايران بلايي سر مردم آوردند كه سرود مردم شده بود فحش دادن به اسلام و پيامبر(ص) ...حالا واي به حالشون اگه مولا علي (ع) و اولاد معصومش (ع) نبودند چه بر سر دين ميومد؟؟؟)

ثالثا : ايشون مثل اينكه نه تنها هيچگونه آشناييتي با صراط مستقيم ندارند هيچ آشناييتي با ادبيات فارسي هم ندارند كه اينگونه تفسير ميكنند...

رابعا : جناب سجودي چرا به هيچكدوم از سئوالات جواب نميدهيد؟؟؟ نكند هنوز علماتون نتونستن جواب پيدا كنن؟؟؟

يا حق

سجودی
Wednesday 14 November 2007, 01:15PM
اما ای مهرداد123
لزومآ کسی که مردم را هدایت میکند لازم نیست معصوم باشد
اما کسی که میگوید من راه گم کرده ام تا فلان نیاید هم پیدا نمیکنم بهتر است ساکت بنشیند شما حق ندارید با وجود بودن آب تیمم کنید ادبیات هم ندانیم شعر شما تفسیرش در خودش است
اما آقای lbo
اول جواب سلا م را بگیر و علیکم سلام
دوم دلیلم همان آیه ای است که تو نوشتی یعنی این آیه
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتابل احیاءعند ربهم یرزقون
اما فهم تو از آیه درست نیست الله میگوید عند ربهم شما عملا میگین عند قبرهم
الله در قبر است ؟؟؟؟!!!
حالا این آیه را بخوانید اگر خود را به خواب نزده باشید برای بیداریتان کافی است:
والذین یدعون من دون الله لا یخلقون شیئآ و هم یخلقون اموات غیر احیاء و مایشعرون ایان یبعثون
کسانیکه غیر از الله میخوانند چیزی را خلق نمیکنند و خود مخلوقند و مرده اند؛ مرده ای غیر زنده و شعور ندارند که کی زنده میشوند ( سوره نحل آیه 21)

خوب ببین در اینجا هم کلمه اموات و احیاء آمده ببین چه معنی دارد باتفسیرت مقایسه کن
الله برای اینکه ایرانی ها بهانه درست نکنند میگوید مرده غیر زنده تازه به این هم اکتفاء نمیکند ادامه میدهد و شعور ندارند
حالا ای جماعت شیعه من که بشما بگویم پدرم مرده دیگه نیاز دارد بگوییم مرده غیر زنده ؛مرده ای که سر کار نمیرود
الله چون بنده خود lbo را میشناخته در یک آیه 3 بار توضیح داده تا روز قیامت بهانه نداشته باشد .
و اینکه گفتی از کرم الله بدور است چیزی را مشروط بدهد از فلسفه بافی های بیشمار شماست همین چشم را با شرط بشما داده
و ایه در قران است :
( شفاعت نمیکنند مگر با اجازه الله و برای کسی شفاعت میکنند که الله از او خشنود باشد .....سوره انبیاء آیه 28
زبانم مو در آورد و شما حق را قبول نمیکنید

mehrdad_123
Wednesday 14 November 2007, 01:35PM
اما ای مهرداد123
لزومآ کسی که مردم را هدایت میکند لازم نیست معصوم باشد
اما کسی که میگوید من راه گم کرده ام تا فلان نیاید هم پیدا نمیکنم بهتر است ساکت بنشیند شما حق ندارید با وجود بودن آب تیمم کنید ادبیات هم ندانیم شعر شما تفسیرش در خودش است


اي سجودي!

عجب پس هر كس كه مردم را هدايت ميكند ميتواند مثلا شرابخوار باشد... نه؟
ثانيا وقتي ميگوييم ادبيات زياد نميدانيد دليلش همين است كه شما مثلا معني تشبيه و كنايه و... رو كه از اوليه هاي ادبيات است نميدانيد مثلا شما اگر شعري را بخوايند كه مثلا شاعرش ميگويد هزار بار مردم و پس زنده شدم را بدين گونه در خود معني ميكنيد كه طرف واقعا هزار بار قبض روح شده بعد دوباره متولد شده...
خنده دار نيست؟:smile21:

ثالثا براي بنده و ديگر جست و جو گران حقيقت همين كافي است كه حد اقل نا خود آگاه ذهنتان مسائل را قبول كرده...

رابعا به پستها جواب بده! تا كي مي خواهيد از زير اين پستها فرار كنيد؟


يا حق

هژبر
Wednesday 14 November 2007, 01:50PM
جناب سجودي
من از شما چندتا سؤال دارم.
يكم- به نظر شما مشكل كساني كه در سوره نحل آيه 21 عملشان مذمت شده است؛ چه بوده است؟ آيا مشكلشان فقط اين بوده كه از مرده ها طلب مي كردند؟ آيا اگر زندگان طلب مي كردند مشكلشان حل مي شد؟
دوم- از نظر شما مرگ چيست؟ مرگ به نظرتان نابودي(فنا) است؟
سوم- شما صراحتاً بيان فرموديد اهل سنت شفاعت را قبول دارند. شفاعت هم براي روز قيامت است. در روز قيامت هم همه كساني كه محشور مي شوند زنده هستند. اعتراض شما به چيست؟
سپاس
هژبر

mehrdad_123
Wednesday 14 November 2007, 02:08PM
اما ای مهرداد123

اما آقای lbo
اول جواب سلا م را بگیر و علیکم سلام
دوم دلیلم همان آیه ای است که تو نوشتی یعنی این آیه
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتابل احیاءعند ربهم یرزقون
اما فهم تو از آیه درست نیست الله میگوید عند ربهم شما عملا میگین عند قبرهم
الله در قبر است ؟؟؟؟!!!



يادم مياد يه جا ميخوندم يا از يه صالحي شنيدم كه وقتي اون دوتا دانشمند مسيحي اومدن و از ابوبكر و عمر پرسيدن كه خدا كجاست ؟ خليفتون گفت كه خدا تو آسمونهاست...يكي از اون دانشمندها فرمود كه پس اگر خداوند در آسمانهاست هيچ كاري نمي تواند با من زميني انجام دهد... اينجا بود كه خلفاتون به جفنگ آمدند... ولي ميدونيد جواب اينا رو چه كسي داد كه آخر سر مسلمون شدن؟
جواب اين حقيقت جويان رو مولام علي (ع) داد كه فرمود روزي نزد پيامبر (ص) بودم كه ديدم فرشته اي آمد و پيامبر (ص) از او پرسيد از كجا ميآيي عرض كرد از نزد خداوند از طبقه ي هفتم آسمان در يك لحظه او رفت و فرشته ي ديگري آمد از او هم پرسيدند كه از كجا ميايي عرض كرد از نزد خداوند از طبقه ي هفتم زمين...
مولا علي (ع) سپس به اين دانشمند فرمودند كه خداوند در همه جا هست و...

حال شما چه شده است كه جناب سجودي, سخنان خلفاتون رو باز گويي ميكنيد؟؟؟ ظاهرا شما هنوز فكر ميكنيد كه خداوند در پشت ابرها خانه اي ويلايي دارد نه؟؟؟

اولا : قبر و آسمان و زمين و زير زمين نداريم خداوند در همه جا هست

ثانيا:شما با چه مدركي مي توانيد بگوييد كه فهم يك شخص ديگري از قرآن اشتباه است و فهم شما درست است مگر شما وصي رسول ا... هستيد؟
يا خود رسول ا... هستيد؟يا يا يا
ثالثا:مگر شما ادامه ي آيات را نخوانديد كه مي فرمايد ...و يستبشرون بالذين لم يلحقو ا بهم من خلفهم...
يعني: و به كساني كه در پي ايشانند و هنوز به آنها نپيوسته اند مژده ميدهند...

حال شما بگوييد كه اينها چگونه به ديگران كه هنوز نمرده اند مژده ميدهند؟؟؟

در ضمن آيه اي كه از آورده بوديد اصلا هيچ ربطي به بحث ما كه در مورد شهداست ندارد...


يا حق

LBO
Wednesday 14 November 2007, 02:55PM
اللهم صل علی محمد وآل محمد(ع)
اللهم العن جبت والطاغوت
با سلام

جناب سجودی گفتی:

دوستان برای تو از قرآن مثال می آورند شما با تعریفی از جانب خود که از عقل ناقص انسانی بر خاسته پاسخ می دهید؟؟!!
در قرآن آمده(آل عمران/168)
«ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون»
با استفاده از آیات قرآن این حیء بودن را توجیه کن!!!!

در ادامه گفته ای:

واقعا چگونه این برداشت به ذهنت رسید؟!باز هم می گویم نظرت را برای خودت حفظ کن و آن را به دیگران تحمیل نکن!!!بوسیله قرآن این حرفت را ثابت کن.
در ضمن اینکه تو گفتی کاملا مردود است زیرا با کرم و جود خداوند تضاد دارد مگر ممکن است خداوند چیزی را به کسی ببخشد اما اختیار استفاده از آنرا به او ندهد؟؟!!!این چگونه حق شفاعتی است که اجازه استفاده از آن داده نمی شود؟؟؟!!!


یا علی(ع)
گزاف وبیهوده نباف به وسیله قرآن کلمه حیء که در این آیه آمده را توجیه کن!!!!با آیات بی ربط به این موضوع وقت دیگران را نگیر!!!

شفاعت نمیکنند مگر با اجازه الله و برای کسی شفاعت میکنند که الله از او خشنود باشد .....سوره انبیاء آیه 28

برو جناب خجالت بکش با این دروغها وتحریفها آبرو برای اهل سنت باقی نگذاشتی!!!!
انبیاء/28:
«یعلم ما بین ایدیهم وما خلفهم ولا یشفهون الا لمن ارتضی وهم من خشیته مشفقون»
«وهر چه انجام داده انداز ازل تا ابد خدا میداند و احدی جز آنکسیکه خدا از او راضی است شفاعت نمی کنند وآنها دائم ازترس خدا هراسانند»
در کجای این آیه آمده مگر با اجازه خدا؟؟!!!آنها با اراده خود این گونه شفاعت می کنند وگر نه شفاعت چه معنایی می تواند داشته باشد؟؟!!!منظور این آیه نیزروشن است که آنها(صاحبان شفاعت)با اراده خود دشمنان خدا ورسول واهل بیت(ع)(مانند ...و....و....)را شفاعت نمی کنندکه این واضح است.

از گزافه گویی بپرهیزوخودت را مسخره نکن وقرآن را تغییرنده که ....

mehrdad_123
Wednesday 14 November 2007, 05:39PM
با ياد خداوند شديد العقاب:

با سلام:

جناب سجودي از صفحات اول تا همين صفحه هنوز به پستهاي ما جواب نداده ايد...
آيا اين است منطق شما سني ها؟
يا حق

omidrd
Thursday 15 November 2007, 09:46AM
hmmm.. khob garche be hichvajh nemitoonam az gheir az khoda talabe shafaat/amorzesh konam (onam az adaame morde) vali harfetoon baraye khatere bahs kardan ghabool....

hala soal injaast ke "SHOMA AZ KOJA MIDOONID KE KHODA SHAFAATE EMAMAN DAR MOREDE SHOMA (KE AGAR SHAFAAT BARAYE SHOMA BEDAHAND) RO GHABOOL MIKONE???

lotfan dalil az Quran byavarin.

omidrd
Thursday 15 November 2007, 09:50AM
lazem be zekr ast ke man na shia'am na sunni, vali harfaaye sunniha kheili aghlaani tare, va bishtar chizi ke az shi'a didam soal poshte soal va harfayee mesle "omar qurano tahrif kard" boode!

be har haal doost daram bebinam akharesh ki barande mishe in vasat...

احمدfff
Thursday 15 November 2007, 11:44AM
lazem be zekr ast ke man na shia'am na sunni, vali harfaaye sunniha kheili aghlaani tare, va bishtar chizi ke az shi'a didam soal poshte soal va harfayee mesle "omar qurano tahrif kard" boode!

be har haal doost daram bebinam akharesh ki barande mishe in vasat...


بس شما ماده برستي ???
كدام از حرفهايسنيها عاقلانه تر همان كه ميكوين همبستر شدن با مادر و خاهر اشكالي نداره???:smile31:

LBO
Thursday 15 November 2007, 12:09PM
lazem be zekr ast ke man na shia'am na sunni

ولعنة الله علی الکاذبین;)

سجودی
Thursday 15 November 2007, 01:25PM
آقای هژبر پرسیدید
يكم- به نظر شما مشكل كساني كه در سوره نحل آيه 21 عملشان مذمت شده است؛ چه بوده است؟ آيامشكلشان فقط اين بوده كه از مرده ها طلب مي كردند؟ آيا اگر زندگان طلب مي كردندمشكلشان حل مي شد؟
جواب : بله دقیقآ همین است
دوم- از نظر شما مرگ چيست؟ مرگ به نظرتان نابودي(فنا) است؟
جواب :نه من مسلمانم و ليلي هم زن بود
سوم- شما صراحتاً بيان فرموديد اهل سنت شفاعت را قبول دارند. شفاعت هم برايروز قيامت است. در روز قيامت هم همه كساني كه محشور مي شوند زنده هستند. اعتراض شمابه چيست؟
جواب : به این اعتراضي ندارم اعتراضم این است که شما دنیا را بر آخرت قیاس میکنید در حالیکه اون دنیایی جداست در أخرت أدمها لختند دليل نميشه كه در دنيا لخت بگردند در أخرت شفاعت است دليلي نداره در دنيا هم باشه

سجودی
Thursday 15 November 2007, 01:30PM
مهرداد123 با سلام متقابل

1 - خورشید در آسمان است اما بر زندگی زمینیان تاثیردارد الله در عرش باشد فرقی نمیکند . اون داستان شما خیالی است نصارا اینقدر احمق بنظرم نبودند
2 – تو که میگویی الله هر جا است بیاد داشته باش که چاه توالت هم یک جا در این جهان است و محلی که بر زمین تف میکنی هم یک جا است حالا کمی فکر کن
3 – دو + دو = چهار .. مثلآ این که قران میگوید قل هوالله احد اینکه معنیش معلوم است
به این بهانه که ما قران را نمیفهمیمم خود را از خیرات آن محروم نکنید
تازه اگر هم به مفسرین رجوع کنیم اختلاف تفاسیر آنها از زمین تا آسمان است پس نا چاریم خود ما بین اونها ( مفسرین گوناگون ) قاضی باشیم باز نگو به معصوم رجوع میکنیم کو معصوم ؟ کجاست ؟
4 – جواب کدام سوال را ندادم ؟یاد اوری کن تا بگویم شما 5 نفرید من 1 نفر
5 – شکی نیست که شهداء زنده اند و فامیل و دوستان خود را مژده میدهند که راه ما درست بود...
اما خبر این مژده را خودشان برای ما نمیاورند . میاورند؟؟!!
چرا خودشان نمیگویند؟ چون راه بازگشت آنها به دنیا مسدود است
این آیه بر ضد باور شماست
هان اگر شهیدی خودش مژده داد حق با توست
آخر چرا برهر چی چنگ میزنید تا باورهای باطل را حق جلوه دهید؟

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 02:15PM
مهرداد123 با سلام متقابل

1 - خورشید در آسمان است اما بر زندگی زمینیان تاثیردارد الله در عرش باشد فرقی نمیکند . اون داستان شما خیالی است نصارا اینقدر احمق بنظرم نبودند


با ياد و نام حضرت حق:


با سلام


جناب ! تا كي ميخواهي ادامه دهي ؟! هر چقدر به پيش ميرويم و شما سخن ميرانيد بيشتر آبروي اهل سنت را ميبريد و بيشتر به حقانيت شيعه نزديك تر ميشويد... ما كه راضي هستيم ادامه دهيد...

در عجبم كه چرا هر موقع به بن بست ميخوريد نا گذيرسعي در پاك كردن صورت مسئله برمياييد...
اگر بخواهيد بنده سند روايت را برايتان پيدا ميكنم؟
هر چند كه مهم روايت نيست مهم اين است كه شما بعد از 1400 سال هنوز اون كلام خلفاتون رو تكرار ميكنيد...:smile55:

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 02:25PM
2 – تو که میگویی الله هر جا است بیاد داشته باش که چاه توالت هم یک جا در این جهان است و محلی که بر زمین تف میکنی هم یک جا است حالا کمی فکر کن


يعني شما ميفرماييد كه خداوند فقط در كعبه ميتونه حضور داشته باشه؟...:smile27:
هر جايي كه كار گناه انجام بدهيد , همانجا خدا را از خود دور كرده ايد و الا خداوند در همه جا هست مهم اين است كه ما به برسيم...
خواهشا كمي با عقل غير ماده پرستي سير كنيد و تعقل كنيد خداوند انسان نيست كه حضور تجسيمي داشته باشد...مكان خداوند لا مكان مادي است...
شماها با اين افكار مصداق مشركان هستيد!:smile27: مواظب باشيد

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 02:37PM
3 – دو + دو = چهار .. مثلآ این که قران میگوید قل هوالله احد اینکه معنیش معلوم است
به این بهانه که ما قران را نمیفهمیمم خود را از خیرات آن محروم نکنید
تازه اگر هم به مفسرین رجوع کنیم اختلاف تفاسیر آنها از زمین تا آسمان است پس نا چاریم خود ما بین اونها ( مفسرین گوناگون ) قاضی باشیم باز نگو به معصوم رجوع میکنیم کو معصوم ؟ کجاست ؟


نمي دانستيم , خوب شد گفتيد و الا ما فكر ميكرديم كه شما دو + دو را پنج ميدانيد...
اين كه مي فرماييد اختلاف تفاسير از زمين تا آسمان است اين خودش نشان ميدهد كه ما به يك معصوم نياز داريم تا اينكه او براي ما تفسير كند...و الا اگر قرار باشد خودمان قاضي شويم , بفرماييد از كجا معلوم كه صحيح ترين را انتخاب مي كنيم؟؟ اگر اساس هدايت خداوندي اينگونه باشد كه ما خودمان قاضي شويم و حدس و گمان راه بيندازيم بايد بگوييم كه اين نوع هدايت درش عدالت نيست و چون خداوند عادل است پس نمي شود اين راه هدايت بشريت است؟ اينطور نيست؟

البته تا اينجا كه شما آدرس معصوم را مي پرسيد شكرش بسيار است...
بهتر است آدرس معصوم را از افكار و عقايد ساده انگاران مذهبتان بپرسيد و بهتر است دليل اختلافات و انحرافات را از خلفايتان بپرسيد...
ا...هم عجل لوليك الفرج

سجودی
Thursday 15 November 2007, 02:48PM
مکان خداوند لا مکان مادی است یعنی چه به زبان ساده بگو تا من بفهمم
از نظر اهلسنت، الله با علمش همه جا است نه با ذاتش
آبروی اهل سنت میرود برود تو که باید خوشحال باشی!!

سجودی
Thursday 15 November 2007, 02:50PM
اگر آدرس معصوم را دادی حرف تمام است و تو بردی

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 02:52PM
4 – جواب کدام سوال را ندادم ؟یاد اوری کن تا بگویم شما 5 نفرید من 1 نفر


جواب پستهاي زير را يا نداديد و يا طفره رفتيد...جوابيه هاي اخير هم كه اصلا قابل ارزش نهادن و وقت گذاشتن نبود...

1-2-3-10-13-14-15-17-18-20-22-24-26-28-33-34-36-39-40-...

شماهم قبلا چندين نفر بوديد ولي بعدا دوستاتون صيغه ي الفرار رو خوندن...

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 02:58PM
اگر آدرس معصوم را دادی حرف تمام است و تو بردی

ما را آدرس را داديم شما ظاهرا نگرفتي...

11 امام كه آدرسشان مشخص بود چرا اجدادتان نرفتند سراغشان؟
دوازدهمين هم كه همه روح و جانم فداي خاك پايش باد ... مشخص است منتها شرط اوليه دارد... تا به جمله ي اشهد ان عليا ولي ا... نرسي نمي تواني به ايشان هم برسي...

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 03:03PM
يادتان باشد بنده كپي صفحات را دارم پس سعي در ويرايش نوشته هاتان بر نياييد

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 03:09PM
5 – شکی نیست که شهداء زنده اند و فامیل و دوستان خود را مژده میدهند که راه ما درست بود...
اما خبر این مژده را خودشان برای ما نمیاورند . میاورند؟؟!!
چرا خودشان نمیگویند؟ چون راه بازگشت آنها به دنیا مسدود است
این آیه بر ضد باور شماست
هان اگر شهیدی خودش مژده داد حق با توست
آخر چرا برهر چی چنگ میزنید تا باورهای باطل را حق جلوه دهید؟

بازگشت فيزيكي ندارند ولي مي توانند به كساني كه اهل ايمانند خبرشان را برسانند...شما هم انتظار نداشته باشيد كه هركي از راه اومد بتونه با عالم غيب ارتباط برقرار كنه...البته چون تو آئين شما از اين جور مومنين پيدا نميشه حق داريد دچار اشتباه بشيد...
آخر شما چرا همه چيز را حاضريد تحريف كنيد تا شايد به مراد دلتان برسيد؟آخه شما از كجا ميدونيد كه نوع تفسير شما درسته؟ اگه درست بود اين همه ي فتاواي عجيب و غريب پيدا نميشد؟ كمي تعقل كنيد%

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 03:12PM
مکان خداوند لا مکان مادی است یعنی چه به زبان ساده بگو تا من بفهمم


منظور اين بود كه خداوند جسم نيست تا مثلا مبلي براش بگذارن تا روش بشينه...
ساده بود؟ يا نه؟

سجودی
Thursday 15 November 2007, 03:15PM
گفتم آدرس معصوم را بده
گفتی
11 امام كه آدرسشان مشخص بود چرا اجدادتان نرفتند سراغشان؟

اجدادم گناه کردند بمن چه؟

سجودی
Thursday 15 November 2007, 03:17PM
مهرداد نوشته:
جواب پستهاي زير را يا نداديد و يا طفره رفتيد...
1-2-3-10-13-14-15-17-18-20-22-24-26-28-33-34-36-39-40-...

یک سوال را مطرح کن تا جواب بدم

سجودی
Thursday 15 November 2007, 03:20PM
مهرداد نوشته:
منظور اين بود كه خداوند جسم نيست تا مثلا مبلي براش بگذارن تا روش بشينه...
جسم هست یا غیر جسم ..... به هر حال یک چیزی هست..... تو این چیز را بردی درون قبر و بردی وووووو

سجودی
Thursday 15 November 2007, 03:27PM
مهرداد نوشته:
بازگشت فيزيكي ندارند ولي مي توانند به كساني كه اهل ايمانند خبرشان را برسانند...شما هم انتظار نداشته باشيد كه هركي از راه اومد بتونه با عالم غيب ارتباط برقرار كنه...البته چون تو آئين شما از اين جور مومنين پيدا نميشه حق داريد دچار اشتباه بشيد...
حالا به بن بست رسیدیم
راست گفتی سپاس الله را...... من این خرافات را قبول ندارم
میرم وقت نمازه .....میرم تا الله را شکر کنم که مرا از گمراهان نکرد

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 03:53PM
گفتم آدرس معصوم را بده
گفتی
11 امام كه آدرسشان مشخص بود چرا اجدادتان نرفتند سراغشان؟

اجدادم گناه کردند بمن چه؟


جواب را كامل نقل قول كنيد...
جواب ما اين بود:
ما را آدرس را داديم شما ظاهرا نگرفتي...

11 امام كه آدرسشان مشخص بود چرا اجدادتان نرفتند سراغشان؟
دوازدهمين هم كه همه روح و جانم فداي خاك پايش باد ... مشخص است منتها شرط اوليه دارد... تا به جمله ي اشهد ان عليا ولي ا... نرسي نمي تواني به ايشان هم برسي...

ثانيا اجداد شما گناه كردند , پس شما سعي كن گناه نكني و حقيقت را بيابي...

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 03:55PM
مهرداد نوشته:
جواب پستهاي زير را يا نداديد و يا طفره رفتيد...
1-2-3-10-13-14-15-17-18-20-22-24-26-28-33-34-36-39-40-...

یک سوال را مطرح کن تا جواب بدم


يك پست را انتخاب ميكنيم , شما هم جواب دهيد...

پست17

جواب بدهيد منتظريم...

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 04:00PM
مهرداد نوشته:
منظور اين بود كه خداوند جسم نيست تا مثلا مبلي براش بگذارن تا روش بشينه...
جسم هست یا غیر جسم ..... به هر حال یک چیزی هست..... تو این چیز را بردی درون قبر و بردی وووووو

اولا شما برديد درن قبر وووو نه ما

ثانيا : به نظر مياد حضرت عالي درون قبر رو آخرت ميدانيد؟ اينطور نيست؟

ثالثا: يك بار هم عرض كرديم قبر و غير قبر نداريم...خداوند همه جا هست...منتها چون شما در ناخودآگاه خودتان به خداوند جسميت قائل ميشويد براي همين فكر ميكنيد كه مثلا خدا در يك جايي براي خود اردوگاه زده(استغفر ا...)

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 04:25PM
مهرداد نوشته:
بازگشت فيزيكي ندارند ولي مي توانند به كساني كه اهل ايمانند خبرشان را برسانند...شما هم انتظار نداشته باشيد كه هركي از راه اومد بتونه با عالم غيب ارتباط برقرار كنه...البته چون تو آئين شما از اين جور مومنين پيدا نميشه حق داريد دچار اشتباه بشيد...
حالا به بن بست رسیدیم
راست گفتی سپاس الله را...... من این خرافات را قبول ندارم
میرم وقت نمازه .....میرم تا الله را شکر کنم که مرا از گمراهان نکرد


پس عزيز من , بجاي اينكه الكي سخن براني...نمازت را اول وقت بخوان...

يادت باشه , آخر نمازت هم به پيامبر (ص) سلام نكني...چون حضرت به عقيده ي شما زنده نيست...

سجودی
Thursday 15 November 2007, 06:06PM
حرف های شما بیش از اندازه نا معقول است
1 - شما گفتی الله درون قبر هم هست نه من گفتی درون چاه هم هست نه من گفتی درون ..... برو بابا با این عقیده کفرگونه ات ...
2 - شما که شیعه هستید چرا به امام زمان نرسیدید ... اگر رسیدید دیگه چرا اینقدر هی مینویسی
ای ماه بیا که راه را گم کردیم
پس آدرس نداری دیگه این لفاظی ها برای چیه؟؟
3 - در نماز به حضرت محمد درود میفرستیم الله به او میرسونه
تو که خیلی گمراه ای... شیعه من میدونم که عقیده داره حضرت محمد زنده نیست مگه شیعه هم نیستی؟

سجودی
Thursday 15 November 2007, 06:19PM
در پست 17 این سوال را نوشتی
سؤال:آيا توسّل به اولياى الهى بدعت ، وموجب شرك مى‏شود؟
جواب: اگر اولیاءء یا غیر اولیاء زنده و قادر بر انجام درخواست باشند سوال از انها نه فقط جایز است بلکه سنت است
اما اگر مرده باشند یا قادر بر انجام آن نباشند ( مثلآ متوسل شویم که یا علی مرده را زنده کن یا بمن زن بده ) این بدعت و شرک است
اگر جواب داری بفرما اما مثل سابق بی منطق نباشی و پشت الفاظ پنهان نشوی که با من فایده ندارد مو را از ماست بیرون میکشم

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 08:00PM
حرف های شما بیش از اندازه نا معقول است


دليلت چيست؟
:smile55:

چون دليل نداري نظر بادي نده...:smile21:

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 08:04PM
حرف های شما بیش از اندازه نا معقول است
1 - شما گفتی الله درون قبر هم هست نه من گفتی درون چاه هم هست نه من گفتی درون ..... برو بابا با این عقیده کفرگونه ات ...


من گفتم؟

اولا من نگفتم...شما گفتيد

ثانيا الآنم ميگم خداوند در همه جا هست...منتها اين به اين معني نيست كه (استغفر ا...) خداوند توي چاه مبلمان پادشاهي گذاشته و نشسته اونجا...

اين شماييد كه چون به خدا جسميت مطلق قائل ميشويد برا همون اينجور فكرهاي مشركانه زير بناي عقايدتون ميشه...:smile55:

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 08:13PM
2 - شما که شیعه هستید چرا به امام زمان نرسیدید ... اگر رسیدید دیگه چرا اینقدر هی مینویسی
ای ماه بیا که راه را گم کردیم
پس آدرس نداری دیگه این لفاظی ها برای چیه؟؟


عجب:smile21:

شما از كجا ميدونيد كه من رسيدم يا نه؟

در ثاني شما كه شيعه نيستيد پس چرا علماتون اينجور افكار شيطاني رو تحت عنوان فتوا صادر ميكنند؟

ثالثا , چند بار هم عرض كرديم كه گويا شما نه تنها از صراط مستقيم خبر نداريد بلكه از قواعد اوليه ي ادبيات هم خبري نداريد...؟

يا حق:smile24:

سجودی
Thursday 15 November 2007, 08:44PM
مهرداد123
بی ادبی و نادان ... با تو بحث بی فایده است و من از کار بی فایده گریزانم

سجودی
Thursday 15 November 2007, 08:54PM
آقای lbo نوشتی:

((در کجای این آیه آمده مگر با اجازه خدا؟؟!!!))
جواب:
یک آیه جلو ترش را بخوان
اگر قانع نشدی آیت الکرسی را بخوان که نوشته ...... الا باذنه

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 10:36PM
3 - در نماز به حضرت محمد درود میفرستیم الله به او میرسونه[/FONT]
تو که خیلی گمراه ای... شیعه من میدونم که عقیده داره حضرت محمد زنده نیست مگه شیعه هم نیستی؟

پس چرا مخاطب قرار ميديد؟
استغفر ا... , يعني منظور شما اين است كه ا... تعالي (استغفر ا...) پست چي رسولش شده است تا سلام شما را به او برساند؟ اين كه ديگر آخر كفر است% ما طبق اذن خداوندي اوليايش را وسيله قرار ميدهيم به ما ميگوييد كه مشركيد ولي حالا چطور شده است كه شما خداوند را وسيله ي رساندن سلامتان به رسولش ميكنيد؟

در ثاني به صالحين چرا سلام ميدهيد؟

ثالثا شهدا هميشه زنده اند...

رابعا اين خليفه ي دومتان بود كه طي سناريويي از دنيا رفتن پيامبر (ص) را قبول نكرد و گفت هر كس بگويد پيامبر (ص) مرده است من او را با ضربه ي شمشير خواهم كشت...
او اين كار را را كرد تا راحت تر علي (ع) را از خلافت كنار بكشاند...اينها كه ديگر در كتب خودتان است...

يا حق

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 10:41PM
در پست 17 این سوال را نوشتی


سؤال:آيا توسّل به اولياى الهى بدعت ، وموجب شرك مى‏شود؟
جواب: اگر اولیاءء یا غیر اولیاء زنده و قادر بر انجام درخواست باشند سوال از انها نه فقط جایز است بلکه سنت است
اما اگر مرده باشند یا قادر بر انجام آن نباشند ( مثلآ متوسل شویم که یا علی مرده را زنده کن یا بمن زن بده ) این بدعت و شرک است
اگر جواب داری بفرما اما مثل سابق بی منطق نباشی و پشت الفاظ پنهان نشوی که با من فایده ندارد مو را از ماست بیرون میکشم


عجب مويي رو از ماست بيرون كشيديد؟!:smile21:

پست 17 بنده اين بود؟...:smile21:

مارو مجبور ميكني كه دوباره اون پست رو بياريم...

در ضمن يك وصيت به شما :
زياد رو ضمير اول شخص تكيه نكن...كه باعث كبر ميشه و كبر هم غفلت مياره و غفلت هم آفت كمال هستش
كبر =آفت كمال

mehrdad_123
Thursday 15 November 2007, 10:45PM
مهرداد123
بی ادبی و نادان ... با تو بحث بی فایده است و من از کار بی فایده گریزانم

خود اين پست شما پر از توهين هستش...اونوقت به ما ميگي توهين كرديم؟

ديگران مقايسه كنند


بنده در تمامي پستهاي خود تا آنجا كه در خاطر دارم به موقع خطاب شما از ضمير جمع استفاده كردم در صورتي كه حضرت عالي هر جور دلتان خواسته نوشتيد...

همين چند پست اخير شما (در صفحه ي 5 و 6) مصداق عيني اينگونه نوشتار است...

والسلام


يا حق

LBO
Friday 16 November 2007, 01:17PM
اللهم صل علی محمد وآل محمد(ع)
اللهم العن جبت والطاغوت
با سلام

جناب سجودی آیا شما مجبور هستید که در این تالار مطلب بنویسید؟!
چرا بدون علم سخن می رانی؟!
سطح آگاهی شما از آیات قرآن زیر صفر است!!!
اینکه گفتی:



آقای lbo نوشتی:

((در کجای این آیه آمده مگر با اجازه خدا؟؟!!!))
جواب:
یک آیه جلو ترش را بخوان
اگر قانع نشدی آیت الکرسی را بخوان که نوشته ...... الا باذنه
با این حرفها خودت را مسخره خاص وعام نکن وکمبود علمت را به رخ نکش!!!!
1)انبیاء/27:«لا یسبقونه بالقول وهم بامره یعملون»یعنی«پیشی نگیرند اورا به گفتار وایشان امراورا عمل می کنند»
اولا در این آیه هیچ اشاره ای به شفاعت نشده است!
ثانیا در کجای این آیه آمده که شفاعت کنندگان کسانی را شفاعت می کنند که خدا بگوید!!!!!

2)بقره/256:«الله لا اله الا هو الحی القیوم لا تاخذه سنة ولا نوم له ما فی سموات وما فی الارض من ذالذی یشفع عنده الا باذنه .........»یعنی:«خدا یکتاست که جز او خدایی نیست زنده وپاینده است وهرگز اورا کسالت خواب فرا نگیرد تا چه رسد که به خواب رود اوست که مالک آنچه در آسمانها وزمین است چه کسی است که در پیشگاه او به شفاعت بر خیزد، مگر به فرمان او...»
مشخص است که در قرآن جستجو کرده ای وهر جا الا باذنه دیده ای فکر کرده ای که همان چیزی است که تو به دنبالش گشته ای!!!!حال آنکه این الا باذنه با آن الا باذنه که در نظر توست زمین تا آسمان تفاوت دارد!!!!
دقت شود:در این آیه خداوند می فرماید چه کسی است که شفاعت کند(یا کسی نیست که شفاعت کند) مگر به اجازه من(الله) در کجای این آیه آمده که آنها (صاحبان شفاعت)هر کس را که خدا بگوید شفاعت می کنند؟؟؟!!!!
در اینجا خداوند فرموده تنها کسانی حق شفاعت دارند که از جانب خداوند اجازه دارند ،بحث بر سر این است که:حال کسانی که این اذن را(اذن شفاعت) از جانب خداوند دارند در کجا آمده که فقط کسانی را شفاعت می کنند که خدا دستور دهد؟؟؟؟!!!!در این صورت شفاعت معنایی نخواهد داشت!!!!!

یا علی(ع)

سجودی
Saturday 17 November 2007, 01:35AM
جناب lbo . و علیکم
تو فهمیدی از ایات که یعنی بی اجازه داشتن حق شفاعت ، شفاعت نمیکندو بعد اذن، به دلخواه خودش برای هر که خواست شفاعت میکند
من فهمیدم که بی اجازه شفاعت داشتن برای فرد معینی، در حقش شفاعت نمیکند
حالا ببین آیه در حق تو رای میدهد یا من
من ذالذی یشفع عندهالاباذنه
چه کسی است که درپیشگاه او به شفاعت بر خیزد، مگر به فرمان او.
لا یسبقونه بالقول وهم بامره یعملون
پیشینگیرند اورا به گفتاروایشان امراورا عمل می کنند»
حالا ببینم تو قبول داری که این شفیعان در پیش الله فقط برای کسیکه الله از او راضی باشد شفاعت میکنند مجبوری قبول کنی چون ایه میگوید:
ولا یشفعون الا لمن ارتضی
شفاعت نمیکنند الا برای کسیکه الله از او راضی است
خب ای لجوج! شفیع از کجا میداند که الله از کی راضی است؟؟ تا الله به او نگوید وبه اوفرمان ندهد از کجا میداند؟
من که میگم الله بر دل شما مهر زده حق دارم یا نه؟
نوشتی
جناب سجودیآیا شما مجبور هستید که در این تالار مطلب بنویسید؟!
والله درست تر این است که ننویسم زیرا نادانی که با لجاجت یکجا شود را دم عیسی نیز نمیتواند علاج کند من کی میتوانم

mehrdad_123
Saturday 17 November 2007, 02:08AM
حالا ببینم تو قبول داری که این شفیعان در پیش الله فقط برای کسیکه الله از او راضی باشد شفاعت میکنند مجبوری قبول کنی چون ایه میگوید:
ولا یشفعون الا لمن ارتضی
شفاعت نمیکنند الا برای کسیکه الله از او راضی است

اين آيه مصداق داره...
اگر كلام شما رو قبول كنيم بايد مشرك و كافر بشيم....
پس يعني مي فرماييد هم در قرآن و هم در رحمت خداوند تناقض هستش...؟
اينجاست كه تو دو راهي مي مونيد%%%


يا حق

mehrdad_123
Saturday 17 November 2007, 02:13AM
خب ای لجوج!


ادبيات را از ايشان ياد بگيريد....

mehrdad_123
Saturday 17 November 2007, 02:18AM
والله درست تر این است که ننویسم زیرا نادانی که با لجاجت یکجا شود را دم عیسی نیز نمیتواند علاج کند من کی میتوانم


پس ميدانيد كه دردتان بي درمان است و علاج نمي شويد....:smile55:

شيفته
Saturday 17 November 2007, 09:15AM
متاسفانه يكهفته اي بعلت كسالت نبودم و الان در خدمتتون هستم .
جناب سجودي :
نمي دانم چرا بحث را منحرف مي كنيد .اين بديهي است كه هر كسي كه بخواهد شفاعت كند بايد با اذن خداوند باشد كه نه تنها شفاعت بلكه هر عمل ديگري فقط با اذن و اراده حضرت حق انجام پذير است .خوب ،اين امر چه منافاتي دارد كه من تقاضاي شفاعت كنم .من تقاضا مي كنم و اگر خداوند اجازه فرمود شخص مورد نظر من شفيع من مي گردد. مسلما كسي كه سرتا پا به گناه آلوده است و دل سياهي دارد هيچگاه شفاعتي شامل حالش نمي شود .ولي كسي كه با خلوص دل به خداوند روي مي آوردو خودش هم چندان عمل قابل توجه مثبتي در راه رضاي خداوند انجام نداده است ،روح پاك و متعالي را كه بواسطه اطاعت از خداوند از مقربين او گشته شفيع خود قرار مي دهد تا مسير قرب به خداوند را آسانتر طي كند .اشكال اين كار در چيست ؟

LBO
Saturday 17 November 2007, 11:02AM
اللهم صل علی محمد وآل محمد(ع)
اللهم العن جبت والطاغوت
باسلام
جناب سجودی گزافه گویی نکن!!!!تمام آیاتی که آوردی در مطالب قبلی کامل برایت شرح دادم ونیاز به تکرار نمی بینم بیراهه نرو!!!در کجای قرآن آمده که شفاعت کنندگان فقط کسانی را شفاعت می کنند که خدا دستورداده باشد؟؟!!اگر اینگونه بود شفاعت دیگر هیچ معنایی نداشت وبه یک امر جبری تبدیل می شد که هیچ امتیازی برای صاحبان شفاعت محسوب نمی شد چون آنها در این کار اختیاری نداشتند!!حال آنکه این سخن با صریح قرآن در تضاد است چون حق شفاعت فقط به عده ی معدودی داده شده پس حتما امتیازی باید برای آنها قائل شد.
هر چه بحث با شما را ادامه می دهم بیشتر از ناتوانی شما درفهم آیات مطلع می شوم.
جناب سجودی شما وامثال شما واقعا مصداق کاملی برای این آیه از قرآن هستید که می فرماید(اعراف/179)
«ولقد ذرانا لجهنم کثیرا من الجن والانس لهم قلوب لا یفقهون بها ولهم اعین لا یبصرون بها ولهم آذان لا یسمعون بها اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون»

یا علی(ع)

سجودی
Sunday 18 November 2007, 03:42AM
شيفته محترم اين نوشته شماست:
من تقاضا مي كنم و اگر خداوند اجازه فرمود شخص موردنظر من شفيع مي گردد. ......... ،روح پاك و متعالي را كه بواسطه اطاعت از خداوند از مقربين او گشته شفيع خود قرار مي دهم .اشكال اين كار در چيست؟

اشکال زیاده :
1-- از قران برای اینکار، سند ندارید
2 – با این کار شما ثابت میکنید که الله ارحم الراحمین نیست و اصغر الراحمین ها را از ارحم الراحمین عملآ بهتر میدانید
3 – شما نمیدانید که شفیع شما مقرب است یا نه ! هنوز ترازوی قیامت برپا نشده شما به چه حقی 1500000 امام زاده مدفون در ایران (فقط در ایران!! ) را مقرب دانستید و به بهشت بردید
4 – بنای زندگی را بر اگر و مگر و گمان نگذارید .... اگر الله اجازه فرمود.... این چه حرفیه؟ بعد بدانید شفاعت در روز قیامت است نه در دنیا
5 – تمام این کار ها به عنوان کاری بیهوده قابل تحمله..... اما شما سپس این شفیع را ستایش میکنید و از او کم کم یک اله میسازید و عملا امام رضا را شما یک اله کردید و برای خوشنودی او چه ها که نکردید این اشکال عظیم است این لیز خوردن به درون چاه شرک است
شیفته گرامی
الله همانطور که در دنیا مردمان را درجات مختلف داده یکی را پولدار یکی بی پول ... یکی را زیبا یکی زشت .... همانطور در قران آمده که این اختلاف درجات، در آخرت بیشتر و بیشتر خواهد بود.
شفاعت اصلا ، پاداشی برای شفیع است و یک درجه و امتیاز برای اوست به خاطر اعمال نیکی که انجام داده و برای همین است که بی اجازه الله شفاعت نمیکنید و شما هم قبول کردید که بی اختیار است
و اما آنچه که شما بر این (امتیاز شفیع) بسته اید از خیالات شما سرچشمه گرفته و ریشه در قران و احادیث صحیح ما ندارد

خیرالبریه
Sunday 18 November 2007, 09:17AM
با سلام

دو سؤال در باره آیات زیرمطرح میشود :

خذ من اموالهم صدقه تطهرهم وتزكيهم بها وصل عليهم ان صلاتك سكن لهم والله سميع عليم

الم يعلموا ان اللَّه يقبل التوبة عن عباده و يأخذ الصدقات» توبه، 104

1- چرا خداوند به پیامبرش امر میکند که برای مومنین صلوات بفرستد وبا گرفتن صدقه پاکشان کند (دقت کنید نمیفرماید خداوند پاکشان کند ) و پیامبر را واسطه ووسیله قرار میدهد

2- طبق آیه دوم مگر خداوند صدقات را نمیگیرد ، در آیه اول میفر ماید ای پیامبر تو صدقاتشان را بگیر ، آیا غیر ازاین است که رسول الله (ص) واسطه ووسیله است ؟؟

هژبر
Sunday 18 November 2007, 09:44AM
شيفته محترم اين نوشته شماست:
من تقاضا مي كنم و اگر خداوند اجازه فرمود شخص موردنظر من شفيع مي گردد. ......... ،روح پاك و متعالي را كه بواسطه اطاعت از خداوند از مقربين او گشته شفيع خود قرار مي دهم .اشكال اين كار در چيست؟

اشکال زیاده :
1-- از قران برای اینکار، سند ندارید
2 – با این کار شما ثابت میکنید که الله ارحم الراحمین نیست و اصغر الراحمین ها را از ارحم الراحمین عملآ بهتر میدانید
3 – شما نمیدانید که شفیع شما مقرب است یا نه ! هنوز ترازوی قیامت برپا نشده شما به چه حقی 1500000 امام زاده مدفون در ایران (فقط در ایران!! ) را مقرب دانستید و به بهشت بردید
4 – بنای زندگی را بر اگر و مگر و گمان نگذارید .... اگر الله اجازه فرمود.... این چه حرفیه؟ بعد بدانید شفاعت در روز قیامت است نه در دنیا
5 – تمام این کار ها به عنوان کاری بیهوده قابل تحمله..... اما شما سپس این شفیع را ستایش میکنید و از او کم کم یک اله میسازید و عملا امام رضا را شما یک اله کردید و برای خوشنودی او چه ها که نکردید این اشکال عظیم است این لیز خوردن به درون چاه شرک است
شیفته گرامی
الله همانطور که در دنیا مردمان را درجات مختلف داده یکی را پولدار یکی بی پول ... یکی را زیبا یکی زشت .... همانطور در قران آمده که این اختلاف درجات، در آخرت بیشتر و بیشتر خواهد بود.
شفاعت اصلا ، پاداشی برای شفیع است و یک درجه و امتیاز برای اوست به خاطر اعمال نیکی که انجام داده و برای همین است که بی اجازه الله شفاعت نمیکنید و شما هم قبول کردید که بی اختیار است
و اما آنچه که شما بر این (امتیاز شفیع) بسته اید از خیالات شما سرچشمه گرفته و ریشه در قران و احادیث صحیح ما ندارد

دوست محترم شیفته با عرض ادب و سلام در سوال شما دو اشتباه دیدم اول : سنی ها شفاعت را قبول دارند البته نه به مفهومی که شیعه میگوید دوم: سنی ها هرگز نمیگویند شفیع، فقط الله است و شفاعت را برای دیگران نیز قبول دارند براساس این دو پیشداوری نادرست، سوال شما درست مطرح نشده آنرا اصلاح کنید تا جواب بدهم با آروزی سعادت و هدایت برای شما دوستان

بچه ها با مقايسه اين دو نقل قول از جناب سجودي چه نتيجه اي مي گيريد؟

هژبر
Sunday 18 November 2007, 10:13AM
آقای هژبر پرسیدید
يكم- به نظر شما مشكل كساني كه در سوره نحل آيه 21 عملشان مذمت شده است؛ چه بوده است؟ آيامشكلشان فقط اين بوده كه از مرده ها طلب مي كردند؟ آيا اگر زندگان طلب مي كردندمشكلشان حل مي شد؟
جواب : بله دقیقآ همین است
دوم- از نظر شما مرگ چيست؟ مرگ به نظرتان نابودي(فنا) است؟
جواب :نه من مسلمانم و ليلي هم زن بود
سوم- شما صراحتاً بيان فرموديد اهل سنت شفاعت را قبول دارند. شفاعت هم برايروز قيامت است. در روز قيامت هم همه كساني كه محشور مي شوند زنده هستند. اعتراض شمابه چيست؟
جواب : به این اعتراضي ندارم اعتراضم این است که شما دنیا را بر آخرت قیاس میکنید در حالیکه اون دنیایی جداست در أخرت أدمها لختند دليل نميشه كه در دنيا لخت بگردند در أخرت شفاعت است دليلي نداره در دنيا هم باشه

يكم- اگر دقيقاً همين است گاو پرستها هم كارشان بدون اشكال است چون آنها هم از موجود زنده طلب مدد مي كنند.
دوم- اگر از نظر شما مرگ با نابودي فرق دارد و ليلي هم زن است بفرماييد انسانها بعد از مرگ چه مي شوند؟
سوم- شما سنيها مثل خليفه اول دادگاههايتان روي استالين را هم سفيد كرده. قاضي و شاكي و دادستان در دادگاههايتان يكي است. كسي نگفته است در دنيا شفاعت وجود دارد چون خداوند در دينا فقط امتحان مي كند و در آخرت پاداش مي دهد يا مجازات مي كند يا شفاعت شفاعت كنندگان را قبول مي كند.

احمدfff
Sunday 18 November 2007, 10:41AM
يك سوال از اهل تسنن

درباره وضوء

در ايه شريفه امده است كه

بسم الله الرحمن الرحيم

يا أيُّها الذينَ آمَنُوا إذا قُمتُم إلى الصلاةِ فأغْسِلُوا وُجُوهَكُم وأيْدِيَكُم إلى المَرافِقِ وآمْسَحُوا بِرؤُوسِكُم وأرجُلَكُم إلى الكَعْبَينِ ..
صدق الله العلي العظيم

ايا شما طبق اين ايه وضوء ميكيريد ؟؟
لطفا جواب بديد

سجودی
Sunday 18 November 2007, 01:05PM
برادر خیرالبریه با سلام متقابل
در سوره احزاب این آیه آمده
یا ایهاالذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما
ای ایمان داران بر پیامبر سلام و درود فراون بفرستید
با تفسیر شما، ما واسطه رسول شدیم برای تقرب ایشان به الله!!!
آقای خیرالبریه یا شاید من منظور شما را درست نفهمیدم ؟ توضیح دهید!

mehrdad_123
Tuesday 20 November 2007, 01:05AM
به نام خداوند بي همتا:
با سلام به حقيقت جويان واقعي:


تفسير جناب سجودي از سلام دادن به حضرت رسول (ص) را ببينيد; ايشان ا... تعالي را(استغفر ا...) وسيله قرار داده اند تا به حضرت م ح م د (ص) برسند...:eek: توجه بفرماييد:

3 - در نماز به حضرت محمد درود میفرستیم الله به او میرسونه
تو که خیلی گمراه ای... شیعه من میدونم که عقیده داره حضرت محمد زنده نیست مگه شیعه هم نیستی؟


شرك و كفر در يكجا جمع شود همچين عقيده اي به بار مي آيد%


يا حق

mehrdad_123
Tuesday 20 November 2007, 02:05PM
به نام حضرت حق:

با سلام:

ظاهرا جناب سجودي بار ديگر نزد علماشان تشريف بردند تا تناقضات را برايشان حل كنند و به اصطلاح در صدد توجيه برآيند...:smile55:

يا حق

سجودی
Tuesday 20 November 2007, 03:08PM
مهرداد 123 با سلام
برادر من پیش علماء رفتن گناه نیست
عزیز من؛ الله وسیله منه در هر چیز ... با افتخار میگم این را
امروز از الله خواستم مادرم را سلامتی بده ....حالا تو نتیجه بگیر:
(( سجودی به الله تبارک و تعالی دستور میده مگه الله نوکرته؟ ))
قلب که مریض باشه این چیزها ازش تراوش میکنه

حتی سر چشمه هم تیمم کرده ای
ای وای قرار بود آدم باشی

mehrdad_123
Tuesday 20 November 2007, 09:48PM
با ياد و نام خداوند بي همتا:

با سلام:

جناب سجودي:
اولا پيش علما ء رفتن گناه نيست گناه آن است كه بدون تحقيق سخنان به اصطلاح علمايمان را قبول كنيم%
ثانيا دعا كردن متفاوت است با اين كه خداوند را وسيله قرار بدهيم تا به رسول خداوند برسيم كه اين عمل هم كفر است و هم شرك
پيامبر (ص) و امامان معصوم (ع) آمده اند كه ما را به خدا برسانند نه اينكه توسط خداوند ما به آنها برسيم...
دوست عزيز! كمي سكوت بهتر است از كلام كفرآميز%
در ثاني يك بار هم عرض كرديم چرا هنگام سلام دادن در نماز مخاطب قرار ميدهيد , شما كه در عقايد خود , دست حضرت رسول (ص) را از دنيا كوتاه كرده ايد؟؟؟

قلب مريض را تعريف كنيد ببينيم ما مريضيم يا كسي كه بدون هيچ تحقيقي زيربناي عقايدش رو افكار مشركان و كافران گرفته است...
دوست (عزيز! ) به ديگر هم مذهبانتان هم عرض كرديم كه به جاي توهين بهتر است بدون حب و بغض سخن برانيم و در آن مورد كه پوچي عقايدمان مشخص مي شود كلام حقيقت را قبول كنيم%

در آخر از شما مي خواستم كه كتاب هاي ادبيات پايه ي راهنمايي را مطالعه كنيد تا كمي با شعر وقوانين
ادبيات آشنا شويد%%%


يا حق

احمدfff
Friday 23 November 2007, 12:15AM
اهل سنت ايا اين توهين به حضرت رسول خدا نيست؟؟

در صحاح شما امد كه رسول خدا ايستاده ادرار ميكرد

روى البخاري في صحيحه ج 1 ، كتاب الوضوء ، ص 167 ، حديث رقم 219 عن حذيفة ، قال : رأيتني أنا والنبي (ص) نتماشى ، فأتى سباطة قوم خلف حائط فقام كما يقوم أحدكم فبال !! فانتبذت منه ، فأشار إلي فجئته ، فقمت عند عقبه حتى فرغ ...

سجودی
Thursday 29 November 2007, 05:53AM
در جواب مهرداد 123 که نوشته بود:
چرا هنگام سلام دادن در نماز ( پیامبر) را مخاطب قرار ميدهيد , شما كه در عقايد خود , دست حضرت رسول (ص) را از دنيا كوتاه كرده ايد؟؟؟
ما در نماز هم از الله میخواهیم برحضرت محمد درود بفرستد مگر شما نمیدانید که صلوات دعا است؟ و در حقیقت ما با صلوات داریم برای پیامبر دعا میکنیم

خیرالبریه
Thursday 29 November 2007, 07:16AM
برادر خیرالبریه با سلام متقابل
در سوره احزاب این آیه آمده
یا ایهاالذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما
ای ایمان داران بر پیامبر سلام و درود فراون بفرستید
با تفسیر شما، ما واسطه رسول شدیم برای تقرب ایشان به الله!!!
آقای خیرالبریه یا شاید من منظور شما را درست نفهمیدم ؟ توضیح دهید!


وعلیکم السلام

دقت کنید من گفتم :

1- چرا خداوند به پیامبرش امر میکند که برای مومنین صلوات بفرستد وبا گرفتن صدقه پاکشان کند (دقت کنید نمیفرماید خداوند پاکشان کند ) و پیامبر را واسطه ووسیله قرار میدهد

ضمنا توجه کنید که انسان کامل مثل من وشما نیست بلکه نزد خدا آبرودارد (﴿لا تجعلوا دعاءالرسول بينكم كدعاء بعضكم بعض﴾ وهمين آيه يعنی رسول خدا واسطة ووسيله است !!

يا رسول الله
Thursday 29 November 2007, 02:35PM
سلام. لطفا از برادران اهل سنت بپرسيد هان کساني که چند سال پيش در عربستان به خاطر شعار دادن مردم ايران بر عليه ظلم و کفر ظلم کردند وبه زنان ايراني تجاوز کرده وانهايي را که مقاومت کردند به طرز زشتي نکار کردند وروي سر مردم اب جوش ريختند ومردم را کشتند چه کساني بودند ايا واقعا سنت رسول الله سما را به اين کارها مي خواند(استغفر الله) ايا خداوند ظلم وستم وخونريزي را در مکه حرام نکرده .ايا در قران دستور مبارزه با کفر داده نشده.متا سفانه تمام کشورهاي عربي سرسپرده امريکا و اسرائئل هستند طوري که به خاطر انها اگر کمي از لذائذ شهوت و شکمشان کم شود خدا را هم انکار ميکنند ايا اگر حضرت رسول زنده بود اين کارها را تايييد مي کرد:confused:

mehrdad_123
Thursday 29 November 2007, 08:10PM
در جواب مهرداد 123 که نوشته بود:
چرا هنگام سلام دادن در نماز ( پیامبر) را مخاطب قرار ميدهيد , شما كه در عقايد خود , دست حضرت رسول (ص) را از دنيا كوتاه كرده ايد؟؟؟
ما در نماز هم از الله میخواهیم برحضرت محمد درود بفرستد مگر شما نمیدانید که صلوات دعا است؟ و در حقیقت ما با صلوات داریم برای پیامبر دعا میکنیم


به نام خداوند بي همتا:

با عرض سلام:

جناب سجودي:
در اول خدا را شاكرم :smile34:كه بعد از گذشت يك هفته , حداقل شما تشريف آورده و جوابي به ما فرستاديد وگرنه نگرانتان شده بوديم كه نكند مشكلي براي حضرتعالي پيش اده است%

در ثاني, بايد عرض كنم كه حضرتعالي طفره نرويد و جواب سئوال را بدهيد كه چرا موقع سلام دادن مخاطب قرار ميدهيد؟! شما كه دست حضرت رسول (ص) را هم از دنيا كوتاه كرده ايد , آن هم فقط و فقط به خاطر اينكه مي خواهيد از سه خليفه ي تان دفاع كنيد...اين كار يعني چي؟!:smile55::smile55::smile55:
آيا غير از اين است كه شما كفر ميگوييد؟!


:smile07::smile07::smile07:
(البته اگر گل دادن از نظر شما حرام نباشد)
يا حق:smile07:

يا رسول الله
Saturday 1 December 2007, 08:27AM
جناب سجودي لطفا جواب مرا بدهيد ايا زنا در مذهب شما با غير اهل سنت حلال است ايا خونريزي در مکه در قران حرام نيست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سجودی
Saturday 1 December 2007, 10:33AM
سوال =جناب سجودي لطفا جواب مرا بدهيد ايا زنا در مذهب شما با غير اهل سنت حلال است
جواب = در هر حال حرام است
سوال = ايا خونريزي در مکه در قران حرام نيست!
جواب = هست
اما اینکه رژیم سعودی را متهم میکنید ما از شما این اتهام را نمی پذیریم زیرا شما با تهمت زدن به حضرت ابوبکر خود را بطور کلی بی اعتبار کرده اید . هر تهمت شما میتواند به همان اندازه دروغ باشد

احمدfff
Saturday 1 December 2007, 10:42AM
سوال =جناب سجودي لطفا جواب مرا بدهيد ايا زنا در مذهب شما با غير اهل سنت حلال است
جواب = در هر حال حرام است
سوال = ايا خونريزي در مکه در قران حرام نيست!
جواب = هست
اما اینکه رژیم سعودی را متهم میکنید ما از شما این اتهام را نمی پذیریم زیرا شما با تهمت زدن به حضرت ابوبکر خود را بطور کلی بی اعتبار کرده اید . هر تهمت شما میتواند به همان اندازه دروغ باشد


اكر شيعان ابو بكر را بي اعتبار كردن

اهل سنت رسول خدا را بي اعتبار كردن

سجودی
Saturday 1 December 2007, 10:45AM
سوال مهرداد 123=چرا (پیامبر را) موقع سلام دادن مخاطب قرار ميدهيد؟! شما كه دست حضرت رسول (ص) را هم از دنيا كوتاه كرده ايد
جواب = بر اساس احادیث ما، الله جل جلاله فرشتگانی را مامور کرده تا سلام ما را به رسولش برسانند
اما آیا این دلیل میشود بر شرک ورزیدن؟!! این فرشتگان فقط سلام را میرسانند اگر گل هم بدهیم نمیرسانند
مثال گل را زدم تا راه قیاس را بر تو ببندم این قیاس شما ها را بیچاره کرده و شما دارید با مرکب قیاس و گمان و خیال چهار نعل به سوی جهنم میروید و میدوید
بله دست حضرت محمد از دنیا کوتاه است این عقیده ما اهل سنت است

احمدfff
Saturday 1 December 2007, 11:13AM
سوال مهرداد 123=چرا (پیامبر را) موقع سلام دادن مخاطب قرار ميدهيد؟! شما كه دست حضرت رسول (ص) را هم از دنيا كوتاه كرده ايد
جواب = بر اساس احادیث ما، الله جل جلاله فرشتگانی را مامور کرده تا سلام ما را به رسولش برسانند
اما آیا این دلیل میشود بر شرک ورزیدن؟!! این فرشتگان فقط سلام را میرسانند اگر گل هم بدهیم نمیرسانند
مثال گل را زدم تا راه قیاس را بر تو ببندم این قیاس شما ها را بیچاره کرده و شما دارید با مرکب قیاس و گمان و خیال چهار نعل به سوی جهنم میروید و میدوید
بله دست حضرت محمد از دنیا کوتاه است این عقیده ما اهل سنت است

اكر رسول خدا دار الفنا را وداع كوفت جرا به سنت رسول خدا عمل نميكنيد

مكر رسول خدا نفرمود إني تارك فيكم الثقلين : كتاب الله وعترتي أهل بيتي
جرا با هل بيت رسول خدا دشمني ميكنيد
جرا دشمن اهل بيت رسول خدا را مقدس ميدانيد

mehrdad_123
Saturday 1 December 2007, 02:49PM
سوال مهرداد 123=چرا (پیامبر را) موقع سلام دادن مخاطب قرار ميدهيد؟! شما كه دست حضرت رسول (ص) را هم از دنيا كوتاه كرده ايد
جواب = بر اساس احادیث ما، الله جل جلاله فرشتگانی را مامور کرده تا سلام ما را به رسولش برسانند


به نام خداوند بي همتا:
با عرض سلام:

جناب سجودي:

1: آيا حضرتعالي اصلا مي دانيد مخاطب يعني چي؟

2:شما كه مي فرماييد , فرشتگان سلام ما را به او مي رسانند چرا در اولين مطالب خود فرموده بوديد كه ا... تعالي سلامتان را به حضرت رسول (ص) مي رساند؟
در اصل توسط سجودی نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/buttons/viewpost.gif (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?p=210820#post210820)
3 - در نماز به حضرت محمد درود میفرستیم الله به او میرسونه
تو که خیلی گمراه ای... شیعه من میدونم که عقیده داره حضرت محمد زنده نیست مگه شیعه هم نیستی؟


3: شما كه از احاديثتان , استفاده مي كنيد پس چرا حسبنا كتاب ا... سر داده ايد....؟!

mehrdad_123
Saturday 1 December 2007, 02:53PM
جواب = بر اساس احادیث ما، الله جل جلاله فرشتگانی را مامور کرده تا سلام ما را به رسولش برسانند

دو راهي ديگري كه آقايان حسبنا كتاب ا... مانده اند:smile31:

reza_110
Saturday 1 December 2007, 06:57PM
لزومآ کسی که مردم را هدایت میکند لازم نیست معصوم باشد
به نظر من دلیلی که اینها این رو میگویند این است که خراب کاریها وفساد خلفایشان(عمر.ابوبکر) را توجیح کنند .
البته من هم این حرف را قبول دارم با این تفاوت که غیر معصوم به سوی اتش وجهنم هدایت میکند

سجودی
Saturday 1 December 2007, 07:47PM
این را رضا 110 نوشته
لزومآ کسی که مردم را هدایت میکند لازم نیست معصوم باشد
من این حرف را قبول دارم با این تفاوت که غیر معصوم به سوی اتش وجهنم هدایت میکند
هیچکدام از آیت الله ها و امام زاده های شما معصوم نیستند پس نتیجه میگیریم که شما ضد انقلاب و مفسد فی الارض هستید

احمدfff
Saturday 1 December 2007, 08:09PM
این را رضا 110 نوشته
لزومآ کسی که مردم را هدایت میکند لازم نیست معصوم باشد
من این حرف را قبول دارم با این تفاوت که غیر معصوم به سوی اتش وجهنم هدایت میکند
هیچکدام از آیت الله ها و امام زاده های شما معصوم نیستند پس نتیجه میگیریم که شما ضد انقلاب و مفسد فی الارض هستید


ابو بكر شما جي اون معصوم است و علم غيب دارد؟؟؟

اكر بكوئي علم غيب ندارد علماء شما ميكوين ابو بكر علم غيب دارد و ميداندجي در ارحام است

سند رويات از كتابهاي معتبر شما اكر بخاهي برايت مياروم

سجودی
Saturday 1 December 2007, 09:05PM
آقای مهرداد 123 با عرض سلام...... سه تا سوال پرسیدی:

1: آيا حضرتعالي اصلا مي دانيد مخاطب يعني چي؟
بله میدانم خیلی خوب هم میدانم
2:شما كه مي فرماييد , فرشتگان سلام ما را به او مي رسانند چرا در اولين مطالب خود فرموده بوديد كه ا... تعالي سلامتان را به حضرت رسول (ص) مي رساند؟
حالا هم میگم... به این مثال توجه کن قران را الله نازل کرده اما توسط جبرییل
3 - شما كه از احاديثتان , استفاده مي كنيد پس چرا حسبنا كتاب ا... سر داده ايد....؟!
من؟ من کی سر دادم؟ دلیل و سند بیاری شیعه میشم

امیر
Saturday 1 December 2007, 10:27PM
بسمه تعالی
سلام
البته با اجازه دوستان اهل سنت من که خودم شیعه هستم باید یگم :
جناب شیفته مسئله شفاعت نزد اهل سنت قطعی است و همه قبول دارند
همچنین شفاعت سیدنا رسول الله در روز محشر در روایات اهل سنت آمده است
شاید سوال شما در مورد استشفاع (طلب شفاعت ) از شفیع بوده باشد ؟!
والله اعلم
والسلام

mehrdad_123
Sunday 2 December 2007, 01:45AM
آقای مهرداد 123 با عرض سلام...... سه تا سوال پرسیدی:

1: آيا حضرتعالي اصلا مي دانيد مخاطب يعني چي؟
بله میدانم خیلی خوب هم میدانم
2:شما كه مي فرماييد , فرشتگان سلام ما را به او مي رسانند چرا در اولين مطالب خود فرموده بوديد كه ا... تعالي سلامتان را به حضرت رسول (ص) مي رساند؟
حالا هم میگم... به این مثال توجه کن قران را الله نازل کرده اما توسط جبرییل
3 - شما كه از احاديثتان , استفاده مي كنيد پس چرا حسبنا كتاب ا... سر داده ايد....؟!
من؟ من کی سر دادم؟ دلیل و سند بیاری شیعه میشم
به نام خداوند بي همتا:

و عليكم السلام ورحمه ا... و بركاته:

1: اگر خوب ميداني پس بگو اين تناقضات را چه كنيم كه مي گويي ا... تعالي وسيله مي شود و سلام مرا به او مي رساند
2:قرآن را ا... تعالي نازل كرده توسط جبرئيل ولي سلام شما كجا و قرآن حضرت حق كجا؟!
آيا خود را برابري ميدهي با خداوند؟!:smile55:
در ثاني حضرتعالي چرا اولش گفتيد:3 - در نماز به حضرت محمد درود میفرستیم الله به او میرسونه

3:يعني عمر را هم قبول نداري؟! پس شما اصولا فرقه اي جديدهستيد:smile21:
اگر قبول داري ... حالا بايد شيعه بشي:smile21:
كسي كه بدين شكل مذهب خود را عوض مي كند معلوم است چه جوري بدست آورده است% و اساس مذهبشان چيست؟!

mehrdad_123
Sunday 2 December 2007, 02:25AM
بسمه تعالی
سلام
البته با اجازه دوستان اهل سنت من که خودم شیعه هستم باید یگم :
جناب شیفته مسئله شفاعت نزد اهل سنت قطعی است و همه قبول دارند
همچنین شفاعت سیدنا رسول الله در روز محشر در روایات اهل سنت آمده است
شاید سوال شما در مورد استشفاع (طلب شفاعت ) از شفیع بوده باشد ؟!
والله اعلم
والسلام
به نام خداوند بي همتا:
با عرض سلام:

دوست عزيز :مگر شما اطلاع نداريد كه خلفاي اينها ( و ديگر صحابه) توسل را قبول داشته اند؟!
اگر بخواهيد برايتان بفرستيم%(يا به صفحات اول رجوع كنيد)
مگر شما اطلاع نداريد كه اينها تا همين چندي پيش در مطالب خودشون در همين سايت حتي شفاعت را هم قبول نداشتند؟!
در ضمن اگر كسي شفاعت را قبول كرد پس بايد توسل را هم قبول كند چون اساس آنها يكي است درست است كه شفاعت در آخرت است ولي اين هم كه در اين دنيا به يك مصوم توسل كنيم تا مشكلمان حل شود اين هم زيرشاخه ي همان شفاعت است...

يا حق:smile07:

يا رسول الله
Sunday 2 December 2007, 08:41AM
خودتان را ناراحت نکنيد همه اين دليل هاي الکي براي کمرنگ کردن نام امامان هست و جوازي براي مشروعيت خود اگه راست مي گويند و به خودشان شک ندارند چرا هم کيشانشان هر کاري براي از بين بردن نام شيعه ميکنند اما در حکومت هاي شيعه هم مرام و مذهبي ازاد است وما هميشه به وحدت با انها دعوت مي شويم چرا ماجراي خانه فاطمه زهرا را مخفي مي کنند حتي اسم فاطمه وزهرا ندارند فاطمه که دختر ومحبوب ونور چشم پيامبر بود

سجودی
Sunday 2 December 2007, 09:37AM
مهرداد 123

1 - الله فرشته را مامور میکند تا سلام ما را به رسولش برساند در زبان شما ، نقش الله در اینجا نامش چیست همان منظور من است
2-قران را الله نازل کرده اما عملآ خودش نازل نکرده ولی باز ما میگم الله نازل کرده ....
سلام را الله به رسول میرساند اما عملآ خودش نمیرساند ولی باز ما میگیم الله میرساند
3- امیر المومنین عمر احادیث را قبول داشتند ... اما سلسله تهمت های شما را انتهایی نیست
چون خوف از روز قیامت در دلتان نیست

reza_110
Sunday 2 December 2007, 09:08PM
این را رضا 110 نوشته
لزومآ کسی که مردم را هدایت میکند لازم نیست معصوم باشد
من این حرف را قبول دارم با این تفاوت که غیر معصوم(اقاین عمر ابوبکر عثمان ابوحنیفه شافعی حنبل مالک و............) به سوی اتش وجهنم هدایت میکند
هیچکدام از آیت الله ها و امام زاده های شما معصوم نیستند پس نتیجه میگیریم که شما ضد انقلاب و مفسد فی الارض هستید
انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی .............................
پس خوشبحال شما با این انتخاب خلفا وامامان یوم الیجمع کل اناس مع امامهم

reza_110
Sunday 2 December 2007, 09:26PM
راستی یک سوال ایا کسی مردم را میخواهد هدایت میتواند اصل ونصبش ناپاک باشد یعنی ...... باشد؟ منظورم را که میدانی؟

يا رسول الله
Monday 3 December 2007, 08:12AM
راستی یک سوال ایا کسی مردم را میخواهد هدایت میتواند اصل ونصبش ناپاک باشد یعنی ...... باشد؟ منظورم را که میدانی؟

عزيزان دلم بيخود خود را ناراحت نکنيد اينها همه براي از بين بردن نام امامان است انها اگر به خود ومذهب هاي خود شک نداشتند اين همه جنايت نمي کردند تا نام وخود شيعه را از بين ببرند . من با زندکي در بين اينها فهميدم که اگر نام پيامبر در قران مستقيما نبود او را هم انکار مي کردند پيامبر با کفر مبارزه مي کرده در حالي که تمام کشورهاي عربي سرسپرده امريکا...هستند راستي هنوز از به خاک سپردن پيامبر نگذشته بود که انها به خانه فاطمه حمله کردند وسرورشان اقاي عمر بهشتي به دختر پيامبر سيلي زد و...چرا انها در ميان خود اسم فاطمه و زهرا ندارتد چرا اين ماجرا را مخفي مي کنند خودشان هم مي دانند که کارشان مي لنگه اما در کشور ما اهل سنت ازادند و حوزه دارند چون ما به خودمان شک نداريم

يا رسول الله
Monday 3 December 2007, 08:43AM
اي مردم خداوند به وسيله ما اهل بيت دروغ ها را براي مردم روشن مي کند به وسيله ما زمان هاي سخت و پر فشار را به راحتي مي رساند به واسطه ما ذلت و خواري را از گردنتان باز مي کند .خداوند خلقت را از ما اغاز و به ما ختم ميکند .به ما و دشمنان ما .به راهنمايي ما و راهنمايي انها. به روش ما و روش انها. به مرگ ما و مرگ انها نظر کنيد و عبرت بگيريد

از سخنان امام علي
از کتاب اسرار ال محمد
(لا اکراه في الدين قد تبين الرشد من الغي)

mehrdad_123
Monday 3 December 2007, 02:03PM
مهرداد 123

1 - الله فرشته را مامور میکند تا سلام ما را به رسولش برساند در زبان شما ، نقش الله در اینجا نامش چیست همان منظور من است
2-قران را الله نازل کرده اما عملآ خودش نازل نکرده ولی باز ما میگم الله نازل کرده ....
سلام را الله به رسول میرساند اما عملآ خودش نمیرساند ولی باز ما میگیم الله میرساند
3- امیر المومنین عمر احادیث را قبول داشتند ... اما سلسله تهمت های شما را انتهایی نیست
چون خوف از روز قیامت در دلتان نیست

به نام خداوند بي همتا:

با عرض سلام و خدا قوت به حضور تمامي حقيقت جويان واقعي:

جناب سجودي:

1:اولا نمي دانستيم سلام شما برابري كلام ا... تعالي را دارد...:eek:
2:اگر قرار بود سلام را ا... تعالي به حضرت برساند اين دعا ميشد در حق حضرت...ولي حضرتعالي اگر توفيق نماز خواندن داشته باشيد بايد بدانيد سلام شما مخاطب به حضرت رسول (ص) هستش...عجيب است كه شما حتي معاني نمازي را كه مي خوانيد را نمي دانيد! و ادعاي هدايت مردم را مي كنيد:smile55:
3:سلسله ي تهمت؟! كدام تهمت يعني ديگر كارتان به جايي رسيده است كه حتي صحاحتان را هم قبول نمي كنيد؟!:smile55:
كمي هم به فكر شب اول قبر باشيم بهتر است , چه داريد بگوييد شما كه اين احاديث را ميدانيد اگر هم نميدانستيد ما حضورتان عرض كرديييييم , بر خلاف ديگر مردمان ساده دل اهل سنت كه هيچ اطلاعي از اين قضايا ندارند و در آخر هم به پاي همون علمايتان بسوزند...پس چه داريد بگوييد به وقت شب اول قبر؟!

سجودی
Monday 3 December 2007, 04:24PM
مهرداد 123 با خط سرخ نوشت و من با خط سیاه
1:اولا نمي دانستيم سلام شما برابري كلام ا... تعالي را دارد...
برابری ؟! حرف که این نیست ! منظورم این بود که ایراد تو بمن که مدعی شدی( الله را وسیله سلام رسانی کردم ) نادرست است!!
الله فرشته را مامور کرده که سلام مرا به رسولش برساند . یعنی الله آمر و فرشته مامور است پس ما الله را کننده کار میدانیم ، کما اینکه جبرییل قران را نازل کرده اما چون مامور بوده الله را کننده کار میدانیم
هدف این بود که بتو بفهمانم که ایراد تو در زمره یاوه گویی میاید و اما تو عوض درک موضوع ، بیشتر از راه راست دور شدی و گمان میکنی که من سلام خود را برابر کلام الله میدانم
2:اگر قرار بود سلام را ا... تعالي به حضرت برساند اين دعا ميشد در حق حضرت...ولي حضرتعالي اگر توفيق نماز خواندن داشته باشيد بايد بدانيد سلام شما مخاطب به حضرت رسول (ص) هستش...
صلوات دعا است . این را نمیدانستی؟
3:سلسله ي تهمت؟! كدام تهمت يعني ديگر كارتان به جايي رسيده است كه حتي صحاحتان را هم قبول نمي كنيد؟!
حدیث های صحیح خود را قبول داریم اما نصفه نقل کردن های شما نفرت انگیز است و کسی را گول نمیزند مگر کودکان را ... و کسی نصفه احادیث ما را نقل نمیکند مگر کسی که .....
كمي هم به فكر شب اول قبر باشيم بهتر است
....مگر کسیکه ایمان درستی به آخرت ندارد و گمان میکند شب اول قبر حسین همه کاره است
یا الله سپاس میگویم ترا بر نعمت هدایت

mehrdad_123
Monday 3 December 2007, 06:46PM
به نام خداوند بي همتا :
با عرض سلام به حضور حقيقت جويان:


[quote]مهرداد 123 با خط سرخ نوشت و من با خط سیاه
كي نوشتم؟!؟!؟! (شايد منظورتون نقل قول بوده ولي لغاتتون ياري نكرده جناب شاعر(صاحب ديوان)


یعنی الله آمر و فرشته مامور است پس ما الله را کننده کار میدانیم ، کما اینکه جبرییل قران را نازل کرده اما چون مامور بوده الله را کننده کار میدانیم
پس يعني اينجا هم شما آمريد و ا... تعالي مامور؟!:eek:

صلوات دعا است . این را نمیدانستی؟
حضرت عالي ,يقينا فرق بين سلام دادن رو با صلوات نمي دونيد؟
لطف كنيد,فرق بين سلام دادن و صلوات رو بگيد؟ و بگيد ,خطاب ما در صلوات و سلام چه كساني است؟(از نظر دستور زباني نه از نظر تفسير هاي من در آوردي حضرتعالي)


حدیث های صحیح خود را قبول داریم اما نصفه نقل کردن های شما نفرت انگیز است و کسی را گول نمیزند مگر کودکان را ... و کسی نصفه احادیث ما را نقل نمیکند مگر کسی که .....
آقاي محترم , چرا طفره ميري؟! بفرماييد صحاح سته رو قبول ميكنيد يا نه؟ كه اگر قبول نكنيد بايد بگوييم كه شما اصلا سني نيستيد؟!(جواب صريح بدهيد%)


....مگر کسیکه ایمان درستی به آخرت ندارد و گمان میکند شب اول قبر حسین همه کاره است
یا الله سپاس میگویم ترا بر نعمت هدایت

عجب! بفرماييد لابد يزيد مياد سر بالينمون اون هم دست و پا بسته:smile21:
البته , شما حق داري از اين حرفها بزني...كسي كه در مورد پيامبرش براحتي بگه دستش از دنيا كوتاست , ديگه مشخصه كه چه مذهبي ميتونه داشته باشه:) لابد يه چند روز ديگه هم ميگه كه اصلا خدايي وجود نداره(استغفر ا...) و از همين جهت است كه در طول تاريخ كمونيستي گريتون شهره ي آفاق بوده و هست...تو همين سايت هم كه نمونه هاش رو ديديم , ديديم كه شما ها چطوري با توسل به كمونيستها حتي كشتي نوح (ع) رو هم زير سئوال برديد و الآن هم كه موقع جواب پس دادنه , جناب نصر به اون تاپيك ديگه سر نميزنن...قديما وقتي كم مي آورديد ديگه كلا با يه شناسه ي ديگه مي اومديد ولي الآن ميايد فقط تو اون تاپيك تشريف نمي بريد...(عجب اعتماد به نفسي)
خداوند نظاره گر و جزا دهنده است%

يا حق:smile07:(باز هم ميگيم , اگه گل دادن از نظر شما حرامه,به ما بگيد در حين بحث با حضرتعالي به شما گل هم نميديم):)

reza_110
Monday 3 December 2007, 08:39PM
اي مردم خداوند به وسيله ما اهل بيت دروغ ها را براي مردم روشن مي کند به وسيله ما زمان هاي سخت و پر فشار را به راحتي مي رساند به واسطه ما ذلت و خواري را از گردنتان باز مي کند .خداوند خلقت را از ما اغاز و به ما ختم ميکند .به ما و دشمنان ما .به راهنمايي ما و راهنمايي انها. به روش ما و روش انها. به مرگ ما و مرگ انها نظر کنيد و عبرت بگيريد

از سخنان امام علي
از کتاب اسرار ال محمد
(لا اکراه في الدين قد تبين الرشد من الغي)
صدق مولانا امیرالمومنین علی ابن ابیطالب

يا رسول الله
Tuesday 4 December 2007, 12:05AM
سجودي جان در ايه اي در سوره بقره خداوند مي فرمايد(يعلم ما بين ايديهم وما خلفهم ولا يحيطون بشيء من علمه الا بما شاء وسع كرسيه السموات والارض ولا يوده وهو العلي العظيم)ما كه ادعا نداريم اين علي همان امام علي ماست اما شما مي گوئيد (صدق الله العظيم) چون مي خواهيد اسم علي را به كار نبريد خداوند خودش در قران نام علي را از صفات خود برده در حالي كه شما كاسه داغتراز اش شده ايد شما كه به رسول خدا تهمت حزيان گويي بزنيد(استغفر الله)حتما كار خدا را هم انكار مي كنيد خنده داره شما حرف خود خدا را هم قبول نداريد اگه رويتان مي شد تمام علي كه معني( بر ) مي دادند و علي هايي كه صفت خدا هستند را حذف مي كرديد متاسفم :eek:

سجودی
Tuesday 4 December 2007, 10:27AM
مهرداد 123 با خط سرخ نوشت و من با خط سیاه
كي نوشتم؟!؟!؟! (شايد منظورتون نقل قول بوده ولي لغاتتون ياري نكرده جناب شاعر( صاحب دیوان)
معلومه که منظورم نقل قول بوده .. آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است؟
من خودم در نویسندگی صاحب سبکم !! و شعرم را مسخره نکن جواب داری بده
اگر من صاحب دیوانم . تو مصاحب دیوان مباش شعر را دوباره بشنو در تکمیل امضاء شعر گونه تو چه زیبا سروده ام
ای وای قرار بود آدم باشیم
اما سر راه میل گندم کردیم
آدم که گندم خورده بود
با توبه جنت برده بود
اونی که گمراه مونده بود
تا مهدی آمد مرده بود
ای ماه بیا که راه را گم کرده ایم
حتی سر چشمه هم تیمم کردیم
قران کریم زدود سیاهی
دیگر تو چرا گم کرده راهی ؟
چشمه نبی ببین چه پاک است
پس بهر وضو،منتظر مهدی چرایی؟
(باز هم ميگيم , اگه گل دادن از نظر شما حرامه,به ما بگيد در حين بحث با حضرتعالي به شما گل هم نميديم)
ُگل باشد یا ِگل ، فرقی ندارد مهم این است که همنشین کی بوده…… به این شعر سعدی علیه الرحمه توجه کن :
ِگلی خوشبو در حمام روزی فتاد از دست محبوبی بدستم
بدو گفتم که مشکی یا عبیری که از بوی دلآویز تو مستم
بگفتا من ِگلی ناچیز بودم ولکن چند روز با ُگل نشستم
کمال همنشین در من اثر کرد وگرنه من همان بودم که هستم
…………………………………………………
حالا به این شعر سجودی علیه الرحمه نیز نظر بنما:
ُگلی خوشرنگ در باشگاه روزی فتاد از دست مایوسی بدستم
به او گفتم تو خاری یا که تیری که از زخم زبان تو نرستم
بگفتا من ُگلی خوشبو بودم و لکن چند روز در قم نشستم
جمال قمیان در من اثر کرد وگرنه من همان نیستم که هستم
اما در مورد حلال یا حرام بودن گل دادن و گرفتن:
بستگی دارد به وضعیت....
اگر رییس جمهور یک کشور اسلامی برود سر مرده پاپ و دسته گل بگذارد کارش حرام در حرام است
اما اگر من به مادرم گل بدهم حلال در حلال است
اما گل دادن شما بمن …همان به که ندهی که از قدیم خودم گفته ام
مرا به ُگل تو امید نیست ِگل مرسان
اگر قرار بود سلام را ا... تعالي به حضرت برساند اين دعاميشد در حق حضرت...ولي حضرتعالي اگر توفيق نماز خواندن داشته باشيد بايد بدانيدسلام شما مخاطب به حضرت رسولهستش...
صلوات دعا است . این را نمیدانستی؟
حضرت عالي ,يقينا فرق بين سلام دادن رو با صلوات نمي دونيد؟
سلام هم نوعی دعا است این را نیز نمیدانستی
آقاي محترم , چرا طفره ميري؟! بفرماييد صحاح سته رو قبول ميكنيد يا نه؟ كه اگر قبول نكنيد بايد بگوييم كه شما اصلا سني نيستيد؟!
توهنوز نميداني كه سني ها از هر فرقه اي كه باشند بعضی از احادیث صحاح سته را قبول ندارند
یعنی از نظر شما پس همه سنی ها سنی نیستند؟؟!! بنازم این استدلال را

عجب! بفرماييد لابد يزيد در قبر مياد سر بالينمون اون هم دست و پا بستهالبته , شما حق داري از اين حرفها بزني...كسي كه در موردپيامبرش براحتي بگه دستش از دنيا كوتاست , ديگه مشخصه كه چه مذهبي ميتونه داشتهباشه
والله همین مذهبمونه .... اساس مذهب ما لا اله الا الله است
این چه معنی داره که حسین بیاد تو قبر و جلوی نکیر و منکر را بگیره؟؟ مگه نکیر و منکر با میل خودشون کسی را عذاب میکنند؟؟ وای بر شما !! و در حیرتم از این جسارت شما در مقابل رب العالمین .....
یا رب العالمین انصرنا علی قوم المشرکین
بقیه حرفهای شما سزاوار اعتنا نیست گویا از سر عصبانیت نوشتید

سجودی
Tuesday 4 December 2007, 10:52AM
ای مردی که اسمت را گذاشتی یا رسول الله !
برای اینکه بدانی نظر سنی ها را در باره علی ..... در مجلس آنها از ایشان بد بگو ..... بعضی ها مثل تو برای درک موضوعی به نوازش فیزیکی نیاز دارند
البته مواظب باش مجلس سلفی های تندرو یا القاعده نباشد .. چون احتمال دارد زیادی نوازش فیزیکی کنند و با قطع کردن راه منتهی به سر!! فرصت فهمیدن را از تو بگیرند
اگه مردی و یا نامردی برو در مجلس سنی ها حضرت علی را سب کن...... تا اندازه گیری کنی حب آنها را
اگه نمیری پس حر فتو پس بگیر ... از این همه دروغ آخر چه حاصل ؟؟!!

puyan
Tuesday 4 December 2007, 12:54PM
ای مردی که اسمت را گذاشتی یا رسول الله !
برای اینکه بدانی نظر سنی ها را در باره علی ..... در مجلس آنها از ایشان بد بگو ..... بعضی ها مثل تو برای درک موضوعی به نوازش فیزیکی نیاز دارند
البته مواظب باش مجلس سلفی های تندرو یا القاعده نباشد .. چون احتمال دارد زیادی نوازش فیزیکی کنند و با قطع کردن راه منتهی به سر!! فرصت فهمیدن را از تو بگیرند
اگه مردی و یا نامردی برو در مجلس سنی ها حضرت علی را سب کن...... تا اندازه گیری کنی حب آنها را
اگه نمیری پس حر فتو پس بگیر ... از این همه دروغ آخر چه حاصل ؟؟!!

سلام

توجه همه دوستان را به این نکته مهم جلب میکنم :

آنچه اساس بحث با مخالفان تشیع است انکار ولایت الهی آن حضرت است . و الا ادعا و بحث محبت آن حضرت را میتوان نزد مسیحیان هم سراغ گرفت .

متشکرم

mehrdad_123
Tuesday 4 December 2007, 02:42PM
به نام بي همتا خداوند:
با عرض سلام

معلومه که منظورم نقل قول بوده .. آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است؟
اگه ما ها فهميديم منظورتون نقل قول بوده بخاطر تيزهوشي شيعيان هستش والا شما كه قواعد اوليه ي زبان فارسي رو نمي دوني ....
من خودم در نویسندگی صاحب سبکم !! و شعرم را مسخره نکن جواب داری بده
صاحب سبك!:smile21::smile21:(اي ول از اين جوكها زياد بگو... طرف ميبينه شعرش رو هيچ قاعده اي نيست برا همون ميگه من خودم صاحب سبكم در ثاني نويسندگي رو چه به شاعري....




آدم که گندم خورده بود
با توبه جنت برده بود

عمر كه قصد جان نبي كرده بود
به صد توبه هم گناهش نشسته بود


اونی که گمراه مونده بود
تا مهدی آمد مرده بود

تو كه زشاعري چيزي نداني
چرا انقدر به هيچيت مي نازي

عزيزا! شعرسرايي علم خواهد
هزاران رنج و زحمت ها بخواهد

تو كه در فهم شعر علمي نداري
چرا بيخود شعر اين و آن سرايي



قران کریم زدود سیاهی
دیگر تو چرا گم کرده راهی ؟

گفتم كه تو از شعر خبرها نداري
با عقل ضعيف خود تراوايي

هر لحظه كه زبان مي گشايي
آبروي بي آبرويان مي ربايي

آنها كه در اول بگفتند ,نبي زنده است
گردن بزنيم هر آنكه گويد نبي برفته است


بعدا كه به عيش خود رسيدند
كتمان كردند هر آنچه گفتند

كو هر دو قالشان همه كيد بود
ليك كيد شيطان هم ضعيف بود

آخر برسيد به آن جهنم !,مشتاقان:smile21:
آخر برسيد , به ديار آن شياطين:smile21:

انجا كه نه يزيد تواند و نه عمر
آنجا كه بدانيد فرق تو وابوجهول نيست



چشمه نبی ببین چه پاک است
پس بهر وضو،منتظر مهدی چرایی؟

چشمه ي نبي غير علي نيست
مهدي ز نبي است اگر بداني

گمراهي و جهالت , تا كي خداي عالم؟
اين امت گمراه , تا كي در اين ظلالت؟
يا رب رسان منجي تا كني قيامت
آن قامتي كه آيد هر قامت شيطي
چون برود به درك همره شود به مولاش


…………………………………………………
حالا به این شعر سجودی علیه الرحمه نیز نظر بنما:

عليه الرحمه؟ خودپسندي تا كي؟ (هر چند كه مذهبت مذهب خود پسندي است..تاريخ گواه است)


ُگلی خوشرنگ در باشگاه روزی فتاد از دست مایوسی بدستم
به او گفتم تو خاری یا که تیری که از زخم زبان تو نرستم
بگفتا من ُگلی خوشبو بودم و لکن چند روز در قم نشستم
جمال قمیان در من اثر کرد وگرنه من همان نیستم که هستم

تو چون بن باز باشد مرادت
دگر اين حرفها از تو عجيب نيست
برو از آن عبد الحميد پرس؟!
كه چگونه خوراكش گشته نفتي؟!:smile21:
جمال نفتيان در تو اثر كرده
بوي نفتت, همه جا پر كرده:smile21:




اما در مورد حلال یا حرام بودن گل دادن و گرفتن:
بستگی دارد به وضعیت....
اگر رییس جمهور یک کشور اسلامی برود سر مرده پاپ و دسته گل بگذارد کارش حرام در حرام است
اما اگر من به مادرم گل بدهم حلال در حلال است

همين است هر كه شد مرادش بن باز
دو سه روز بعدش مي شود مفتي

عزيز من تا ديروز بودي سجودي
امروز فتوا مي دهي و گشتي مفتي:smile21:



اما گل دادن شما بمن …همان به که ندهی که از قدیم خودم گفته ام
مرا به ُگل تو امید نیست ِگل مرسان

شيعه كلامش كلام ,عشق است
نگاهش نگاه عشق است از اين بود كه بهت گل ميداديم وليكن تو چون مرادت بن باز است از اين حرفها و از اين اعمال بويي نبردي:smile21:

-------------------------------------
من ازت سئوال پرسيدم چرا ناقص نقل قول كردي؟!:smile21:
حالا جواب بده:
حضرت عالي ,يقينا فرق بين سلام دادن رو با صلوات نمي دونيد؟
لطف كنيد,فرق بين سلام دادن و صلوات رو بگيد؟ و بگيد ,خطاب ما در صلوات و سلام چه كساني است؟(از نظر دستور زباني نه از نظر تفسير هاي من در آوردي حضرتعالي)




توهنوز نميداني كه سني ها از هر فرقه اي كه باشند بعضی از احادیث صحاح سته را قبول ندارند
یعنی از نظر شما پس همه سنی ها سنی نیستند؟؟!! بنازم این استدلال را

نه نميدونستم تغيير عقيده داديد يعني ديگه صحيح بخاري رو هم قبول نمي كنيد...البته علمايتان حق دارن تغيير عقيده بدن:smile21:


والله همین مذهبمونه .... اساس مذهب ما لا اله الا الله است
پس چرا ا... تعالي رو وسيله قرار ميديد؟!

این چه معنی داره که حسین بیاد تو قبر و جلوی نکیر و منکر را بگیره؟؟ مگه نکیر و منکر با میل خودشون کسی را عذاب میکنند؟؟ وای بر شما !! و در حیرتم از این جسارت شما در مقابل رب العالمین .....
گفتم كسي كه پيامبر(ص) رو قبول نداشته باشه خيلي راحت تر ميتونه امامان (ع) رو هم قبول نكنه:smile55:
كسي كه ارزش و مقام حضرت رسول (ص) رو رد كنه مشخصه كه ديگه با غير نبي چگونه برخورد ميكنه ... حتي با استادش:
ملاحظه بفرماييد اين كلام جناب سجودي در غيبت استادش هست كه در تاپيكي فرموده بودند , كسي كه اينگونه به استادش توهين كنه مشخصه توي مذهبش بهش هيچي ياد ندادن يعني اصلا مذهبش هيچي نداره:
انگشت به دهان شدم به استاد خود زنگ زدم که این چه حکایت است
ایشان اول شروع کرد کلی دری وری گفتن ...


يا حق

mehrdad_123
Tuesday 4 December 2007, 03:10PM
ای مردی که اسمت را گذاشتی یا رسول الله !
برای اینکه بدانی نظر سنی ها را در باره علی ..... در مجلس آنها از ایشان بد بگو ..... بعضی ها مثل تو برای درک موضوعی به نوازش فیزیکی نیاز دارند
البته مواظب باش مجلس سلفی های تندرو یا القاعده نباشد .. چون احتمال دارد زیادی نوازش فیزیکی کنند و با قطع کردن راه منتهی به سر!! فرصت فهمیدن را از تو بگیرند
اگه مردی و یا نامردی برو در مجلس سنی ها حضرت علی را سب کن...... تا اندازه گیری کنی حب آنها را
اگه نمیری پس حر فتو پس بگیر ... از این همه دروغ آخر چه حاصل ؟؟!!

عجب:
پس اين ما بوديم كه سر بچه هايي رو كه اسمشون رو علي ميذاشتن ... مي بريديم؟! نه؟
همين الآنش هم خيلي ها تون اسم علي رو به زبان نمياريد
در ضمن اگه الآن يكم نرمتر شديد بخاطر اين هستش كه عصر ارتباطات هستش و ديگه نمي تونن جلوي انتشار حقيقت رو بگيرن...

يا رسول الله
Tuesday 4 December 2007, 08:49PM
[quote=سجودی;226274]ای مردی که اسمت را گذاشتی یا رسول الله !
برای اینکه بدانی نظر سنی ها را در باره علی ..... در مجلس آنها از ایشان بد بگو ..... بعضی ها مثل تو برای درک موضوعی به نوازش فیزیکی نیاز دارند
البته مواظب باش مجلس سلفی های تندرو یا القاعده نباشد .. چون احتمال دارد زیادی نوازش فیزیکی کنند و با قطع کردن راه منتهی به سر!! فرصت فهمیدن را از تو بگیرند
اگه مردی و یا نامردی برو در مجلس سنی ها حضرت علی را سب کن...... تا اندازه گیری کنی حب آنها را


سلام سجودي جان چرا اينقدر ناراحت:mad:اخه عزيز دلم ما كه مثل شما با نوازش فيزيكي ديندار نمي شويم كه خبر از هيچ كجا نداشته باشيم .بله بعضي از مذاهب شما امام علي را قبول دارند و به عنوان مرد متقي از او ياد مي كنند اما عزيزم با شيريني گفتن كه دهان ادم شيرين نمي شود .حتما حب علي بود كه پسر صحاك به خانه فاطمه زهرا حمله كرد حب علي بود وسنت پيامبر كه به فاطمه سيلي زد(حتي محرم نامحرم هم نمي فهميده) انجا كه در را به اتش كشيد هم حتما حب علي داشت يا قنفذ با تازيانه به بازوي فاطمه تازيانه زد شما چرا نام فاطمه و زهرا نداريد ! چرا اين ماجرا را مخفي مي كنيد ! وقتي خبر هاي من بهت خوش نمياد تهمت نزن چون همه عالم هم اطلاع دارند .خوب معلومه كساني كه مذهبشان را به ضرب وزور و حمله كردن به خانه فاطمه و قتل و خونريزي شيعيان به دست بياورند مذهب بي اساسشان را با نوازش فيزيكي به ديگران مي فهما نند چون دليل منطقي براي بيان ندارند !چرا به هر طريقي مي خواهند شيعيان را نابود كنند راستي سروران شما كه سر سپرده كفر هستند تا حدي كه برايشان مذهب تعيين مي كنند(وهابيت) تا جايي كه در عرفات به خاطر شعار دادن ايران بر عليه كفر به زنان ايراني تجاوز كرده وانهايي كه مقاومت كردند....ايا پيامبر با كفر مبارزه نمي كرد انان كه به خاطر ترسيدن از امريكا در عرفات زنا مي كنند ايا زنا در مذهب شما حلال است! ايا قتل و خونريزي در قران در مكه حرام نيست !يا شما از همان از كساني هستيد كه هدفتان وسيله را توجيه مي كند ! حالا چرا نگران كفر ما هستيد شما در عمل كافريد. من اگر هميشه خدا خدا كنم اما نه نماز بخوانم نه روزه بگيرم نه هيچ به نظر تو درست است يزيد هم وقتي مي خواست اما حسين عليه السلام را به شهادت برساند گفت خدايا راضيم به رضاي تو .ابن ملجم هم حافظ قران بود حتما او هم حب علي داشته !حالا شما هي علي علي كنيد وقتي حرفهايش را قبول نداريد كه خودتان هم ميدانيد كه علي تنها كسي بود كه مي توانست سنت واقعي پيامبر را حفظ كند اين را خود پيامبر در احاديث مورد تائيد اهل سنت ذكر كرده وقتي ولايتي توسط خود اهل سنت تائيد شده با هزاران دليل احمقانه رد مي كنيد اين چه محبتي است تمام اين حرفها هم براي اينست كه بر مشروعيت خود بيفزائيد پشوايان شما مي دانستند كه علي مانند خورشيد است حذف كا ملش غير ممكن است انها هم در برابر او تنها دستانشان را جلوي چشمانشان گرفتند عزيز دلم من براي تو فرستادم كه امام مي فرما يند به سخنان ما و سخنان انها و.....نگاه كنيد وعبرت بگيريد پيشوايان ما مثل شما با نوازش فيزيكي به ديگران دين نمي فهماندند .مطمئن باش كه هر كسي كه جوياي حقيقت باشد با تحقيق و دور از تعصب همه چيز را مي فهمد البته براي كساني مثل تو نيست كه دينشان را قبول كرده .اثر ديندار كردنتان را با ضرب و زور را ديدم انجا كه پادشاه كوچولوي عربستان وقتي كه پدر ومادر و استادانش نبودند با ملكه انگليس دست داد !مصداق تمام خبرها وحرفهاي من سطر چهارم و پنجم حرفهاي خودت است !لطفا وقتي حرف مي زني مواظب باش سوتي ندي:smile21:

احمدfff
Tuesday 4 December 2007, 10:42PM
[quote=سجودی;226274]ای مردی که اسمت را
ايا زنا در مذهب شما حلال است! ايا قتل و خونريزي در قران در مكه حرام نيست !يا شما از همان از :smile21:

با عرض سلام خدمت اقاي يا رسول

دوست عزيزم در مذهب حنفي زنا با محرام مثل مادر و خواهر و دختر جائز است

ببين او حنيفه در نكاح محارم جه ميكويد

نكاح المحارم (( وقال أبو حنيفة : لا حد عليه في ذلك كله ولا حد على من تزوج أمه التي ولدته ، وابنته ، وأخته ، وجدته ، وعمته ، وخالته ، وبنت أخيه ، وبنت أخته عالماً بقرابتهن منه ، عالماً بتحريمهن عليه و وطئهن كلهن فالولد لاحق به والمهر واجب لهن عليه وليس عليه إلا التعزير دون الأربعين فقط وهو قول سفيان الثوري... )) ( المحلى لابن حزم / ج 11 / ص 253 / ط دار الفكر بتحقيق أحمد شاكر

اين هم وب سايد از عربستان سعودي حرفهاي من را تايد ميكند

http://feqh.al-islam.com/Display.asp...231 4&Sharh=0 (http://feqh.al-islam.com/Display.asp?DocID=11&MaksamID=2244&ParagraphID=2314&Sharh=0)

يا رسول الله
Wednesday 5 December 2007, 07:50AM
[quote=يا رسول الله;226699]

با عرض سلام خدمت اقاي يا رسول

دوست عزيزم در مذهب حنفي زنا با محرام مثل مادر و خواهر و دختر جائز است

ببين او حنيفه در نكاح محارم جه ميكويد

نكاح المحارم (( وقال أبو حنيفة : لا حد عليه في ذلك كله ولا حد على من تزوج أمه التي ولدته ، وابنته ، وأخته ، وجدته ، وعمته ، وخالته ، وبنت أخيه ، وبنت أخته عالماً بقرابتهن منه ، عالماً بتحريمهن عليه و وطئهن كلهن فالولد لاحق به والمهر واجب لهن عليه وليس عليه إلا التعزير دون الأربعين فقط وهو قول سفيان الثوري... )) ( المحلى لابن حزم / ج 11 / ص 253 / ط دار الفكر بتحقيق أحمد شاكر

اين هم وب سايد از عربستان سعودي حرفهاي من را تايد ميكند

http://feqh.al-islam.com/Display.asp...231 4&Sharh=0 (http://feqh.al-islam.com/Display.asp?DocID=11&MaksamID=2244&ParagraphID=2314&Sharh=0)


سلام دوست عزيز من هم مي دانم كه اينها همه چيز هستند غير از سنت پيامبر بهتر بود مي گذاشتند سنت عمر .اما مي خواستم بهش بگويم شما كه اينهمه ادعاي خداپرستي خالصانه داريد به خاطر كفر قران خدارا توي سرزمين پاكي مثل عرفات زير پا مي گذاريدَ يعني اين را بگويم كه اگر امريكا بهشان بگويد از دينتان بگذاريد وگرنه...فردا صبح تمام پيشوايانشان فتوا مي دهند كه از دينتان برگرديداينها هم كه از اول تاريخ تا به حال حزب باد هستند اگر اسم پيامبر در قران نبود او را هم انكار مي كردند وقتي به قران عمل نمي كنند وقتي دستورات خدا را طبق ميلشان مي گيرند واقعا خداپرستان واقعي هستند:smile55:

يا رسول الله
Wednesday 5 December 2007, 08:00AM
اللهم صل علي فاطمه و ابيها وبعلها و بنيها وسر المستودع فيها بعدد ما احاط به علمك


اللهم العن قاتليك يا فاطمه الزهرا

يا رسول الله
Wednesday 5 December 2007, 08:09AM
سجودي جان ما مثل شما با نوازش فيزيكي ديندار نمي شويم كه با يك پخ دينمان را به باد دهيم اگر تكه تكه مان بكنيد وبه خاك تبديل شويم مطمئن باش اگر ذرات وجودمان زبان در اورند باز خواهيم گفت

اشهد ان لا اله الا الله

اشهد ان محمد رسول الله

اشهد ان علي ولي الله

اشهد ان ابناء علي حجج الله

وصل الله علي سيدنا ونبينا وحبيبنا محمد و
اله الطيبين الطاهرين المنتجبين

سجودی
Wednesday 5 December 2007, 09:27AM
اقایان محترم شماها چند نفری مینویسید و همگی هم طولانی مینویسید من از کجا این همه وقت بیارم؟
پیشنهاد میکنم منطقی و کوتاه و در باره یک چیز بنویسید
ببینید نوشته های غیر منطقی شما را...... فقط یکی را مینویسم (اگر همه را بنویسم باز طولانی میشود)

مهرداد 123 با خط سرخ نوشت و من با خط سياه:
آقاي محترم , چرا طفره ميري؟! بفرماييد صحاح سته رو قبول ميكنيد يا نه؟ كه اگرقبول نكنيد بايد بگوييم كه شما اصلا سنينيستيد؟!توهنوز نميداني كهسني ها از هر فرقه اي كه باشند بعضی از احادیث صحاح سته را قبول ندارندیعنی از نظر شما پس همه سنی ها سنی نیستند؟؟!! بنازم ایناستدلال را

نه نميدونستم تغيير عقيده داديد يعني ديگه صحيحبخاري رو هم قبول نمي كنيد...البته علمايتان حق دارن تغيير عقيده بدن
شما اگر فقط از بخاری میپرسیدی البته که میگفتم قبولش دارم
اما شما پرسیدی:
بفرماييد صحاح سته رو قبول ميكنيد يا نه؟
و بخاري فقط يكي از اين كتب است
مثل این است که بپرسی همه آیات کتب آسمانی را قبول داری و من بگویم نه
و تو بگویی
نمیدونستم قران قبول نداری
این را میگویند سفسطه و بحث غیر منطقی

سجودی
Wednesday 5 December 2007, 09:39AM
Puyan اين را نوشته



آنچه اساس بحث با مخالفان تشیع است انکار ولایت الهی آن حضرت است . و الا ادعا وبحث محبت آن حضرت را میتوان نزد مسیحیان هم سراغ گرفت .

و مهرداد123 تشکر کرده



عداد 3 كاربر از puyan بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
يا رسول الله (http://www.iranclubs.net/forums/member.php?u=8808) (19 ساعت پيش), mehrdad_123 (http://www.iranclubs.net/forums/member.php?u=7115) (19 ساعت پيش), هژبر (http://www.iranclubs.net/forums/member.php?u=7775) (19 ساعت پيش)


اما باز روضه خونی را شروع کرده و چیزی را که خودش با مهر تشکر برآن صحه گذاشته( محبوب بودن علی نزد سنی ها را ) ....چند خط بعد منکر شده و نوشته
پس اين ما بوديم كه سر بچه هايي رو كه اسمشون رو علي ميذاشتن ... مي بريديم؟! نه؟
همين الآنش هم خيلي ها تون اسم علي رو به زبان نمياريد
حالا بما بگویید با این آدم بینهایت بی منطق چگونه بحث کنیم؟

شيفته
Wednesday 5 December 2007, 10:17AM
[quote=يا رسول الله;226699]

با عرض سلام خدمت اقاي يا رسول

دوست عزيزم در مذهب حنفي زنا با محرام مثل مادر و خواهر و دختر جائز است

ببين او حنيفه در نكاح محارم جه ميكويد

نكاح المحارم (( وقال أبو حنيفة : لا حد عليه في ذلك كله ولا حد على من تزوج أمه التي ولدته ، وابنته ، وأخته ، وجدته ، وعمته ، وخالته ، وبنت أخيه ، وبنت أخته عالماً بقرابتهن منه ، عالماً بتحريمهن عليه و وطئهن كلهن فالولد لاحق به والمهر واجب لهن عليه وليس عليه إلا التعزير دون الأربعين فقط وهو قول سفيان الثوري... )) ( المحلى لابن حزم / ج 11 / ص 253 / ط دار الفكر بتحقيق أحمد شاكر

اين هم وب سايد از عربستان سعودي حرفهاي من را تايد ميكند

http://feqh.al-islam.com/Display.asp...231 4&Sharh=0 (http://feqh.al-islam.com/Display.asp?DocID=11&MaksamID=2244&ParagraphID=2314&Sharh=0)
آيا واقعا اين مطلب حقيقت دارد ؟:eek:
پناه بر خدا :smile34:

سجودی
Wednesday 5 December 2007, 11:29AM
احمدfff نوشت:
در مذهب حنفي زنا با محارم، مثل مادر و خواهر و دختر جائز است
و شیفته نوشت:
آيا واقعا اين مطلب حقيقت دارد ؟
پناه بر خدا
و سجودی نوشت:
اگر راست میبود حتمآ در طول تاریخ یک نمونه آن را پیدا میکردید
در تمام نوار شرقی کشور شما سنیان حنفی زندگی میکنند
همسایگان شمالی و غربی و شرقی کشور شما حنفی هستند یک نمونه دارید؟ در تاریخ یک نمونه دارید ؟
هند که هر مذهب در آن آزاد است و مسلمانان آنجا حنفی هستند ... هندی که آدم آنجا حق دارد موش را بپرستد آیا کسی با مادر خود عروسی کرده؟
در اروپا که آزادی است کسی گفت من با مادرم عروسی میکنم چون بر اساس مذهب حنفی اینکار آزاد است ؟
ای کسیکه میگی
آيا واقعا اين مطلب حقيقت دارد ؟
پناه بر خدا

به الله قسم تو هم میدانی این حرف دروغ است اما اساس عقاید شما طوری است که اگه تهمت نزنید از بین میروید

شيفته
Wednesday 5 December 2007, 11:34AM
باور كن من هيچ نمي دانم و اين ادعا را بسيارخطرناك مي دانم ولي آيا آدرسي را كه احمد داده قبول داري يا نه ؟

احمدfff
Wednesday 5 December 2007, 12:03PM
[quote=احمدfff;226841]
آيا واقعا اين مطلب حقيقت دارد ؟:eek:
پناه بر خدا :smile34:



با عرض سلا م خدمت خانم شيفته خدا شاهد است اينها درفقه ابو حنيفه است وامام مالك هست كه بنده از كتابهاي اينها اوردم
اكر عربي بلد باشيد به شما جند ادرس ميدم و خوده شما ببينيد
اين ادرسها از اهل سنت است و در عربستان

سجودی
Wednesday 5 December 2007, 12:06PM
خانم محترم
من در این مناظره http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=9132&page=4

ثابت کردم که احمد fff عمدآ حق را میپوشاند و صادق نیست پس وقتی بر من ثابت شد این مرد قصد فریب خلق الله را دارد نباید وقتم را برای حرفهای بیهوده او، تلف کنم من اصلا به حرف او اهمیت ندادم جواب یک حرفش را بدهی یک تاپیک دیگه میزند و یه چیزی تکراری مینویسه بی شرمی و بی خجالتی...
اما اگر نمیدانید بدانید هیچ سنی در طول تاریخ ازدواج با مادر یا خواهر را حلال ندانسته اگر حلال بداند کافر است این به کنار... حتی اگر ازدواج با خواهرزاده را حلال بداند کافر است حتی اگر ازدواج همزمان با دو زن بیگانه که نسبت خواهری با هم را دارند را حلال بداند کافر و واجب القتل ! است
یک سنی را بیار که غیر از این بگوید! این از ساده ترین اصول است و کسی در آن اختلاف ندارد...
کوتاه نویسی شما دال بر دانش شماست ای کاش چیزی هم دال بر متعصب نبودن در شما میدیدم

سجودی
Wednesday 5 December 2007, 02:16PM
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=9132 (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=9132)

آدرسی برای شناختن نیت واقعی احمدfff

احمدfff
Wednesday 5 December 2007, 03:05PM
خانم محترم
من در این مناظره http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=9132&page=4

ثابت کردم که احمد fff عمدآ حق را میپوشاند و صادق نیست پس وقتی بر من ثابت شد این مرد قصد فریب خلق الله را دارد نباید وقتم را برای حرفهای بیهوده او، تلف کنم من اصلا به حرف او اهمیت ندادم جواب یک حرفش را بدهی یک تاپیک دیگه میزند و یه چیزی تکراری مینویسه بی شرمی و بی خجالتی...
اما اگر نمیدانید بدانید هیچ سنی در طول تاریخ ازدواج با مادر یا خواهر را حلال ندانسته اگر حلال بداند کافر است این به کنار... حتی اگر ازدواج با خواهرزاده را حلال بداند کافر است حتی اگر ازدواج همزمان با دو زن بیگانه که نسبت خواهری با هم را دارند را حلال بداند کافر و واجب القتل ! است
یک سنی را بیار که غیر از این بگوید! این از ساده ترین اصول است و کسی در آن اختلاف ندارد...
کوتاه نویسی شما دال بر دانش شماست ای کاش چیزی هم دال بر متعصب نبودن در شما میدیدم

اقاي سجودي خود را بدخوري به دام انداختي منتظر جواب باش الان سر كار هستم

سجودی
Wednesday 5 December 2007, 06:34PM
احمد fff نوشته:
اقاي سجودي خود را بدجوري به دام انداختي منتظر جواب باش الان سر كار هستم
مشتاقم ببینم منظورت از این بدجوری چیست؟ دیگه از این بدتر چیست که ما را متهم میکنی که با مادر و دختر و خواهر خود عروسی میکنیم
حتمآ حالا میخواهی ثابت کنی که بگفته عالم بزرگ حنفی یعنی حضرت چغال ، سنی ها با مقعد خودشون نزدیکی را روا میدانند ... حتمآ با همین دلیل میخواهی مرا بدجوری به دام بیاندازی آخه بعد مادر و دختر و خواهر دیگه چیز دیگه ای نمونده

احمدfff
Wednesday 5 December 2007, 07:42PM
خانم محترم
من در این مناظره http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=9132&page=4

ثابت کردم که احمد fff عمدآ حق را میپوشاند و صادق نیست پس وقتی بر من ثابت شد این مرد قصد فریب خلق الله را دارد نباید وقتم را برای حرفهای بیهوده او، تلف کنم من اصلا به حرف او اهمیت ندادم جواب یک حرفش را بدهی یک تاپیک دیگه میزند و یه چیزی تکراری مینویسه بی شرمی و بی خجالتی...
اما اگر نمیدانید بدانید هیچ سنی در طول تاریخ ازدواج با مادر یا خواهر را حلال ندانسته اگر حلال بداند کافر است این به کنار... حتی اگر ازدواج با خواهرزاده را حلال بداند کافر است حتی اگر ازدواج همزمان با دو زن بیگانه که نسبت خواهری با هم را دارند را حلال بداند کافر و واجب القتل ! است
یک سنی را بیار که غیر از این بگوید! این از ساده ترین اصول است و کسی در آن اختلاف ندارد...
کوتاه نویسی شما دال بر دانش شماست ای کاش چیزی هم دال بر متعصب نبودن در شما میدیدم

اقاي سجودي

كدام مناظره ؟؟ اين ادرس كه داديد شايد غلطي باشد

http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t)


شما ميتواني دروغ هاي من را بكوئي ؟؟

سجودي

http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=9132 (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=9132)

آدرسی برای شناختن نیت واقعی احمدfff

احمد

ميتوانيد بكوئيد در اين ادرس من جه نيت داشتم هرجي نقل كردم از كتابهاي شما نقل كردم


و در اينجا خو شما از عمر خيلي تعريف كرديد

اين هم حرف شما

حضرت عمر در جاهلیت به گناه بزرگتر شرک آغشته بوده شراب خوری که چیزی نیست
شما چرا حر را که در آخرین لجظه از لشگر یزید خارج شد میستایید و اعمال سابفش را یاد نمیکنید اما کارهای حضرت عمر در جاهلیت یادتان نمیرود
اگر قرار بود مردم مکه همه فضایل اخلاقی را دارا بودند دیگر چه نیازی بود به اینکه الله پیامبر بفرستد؟
باز اگر کتاب ما را قبول داری بدان که اون روز هم آمد که پیامبر فرمود
( اگر از بعد من پیامبری میبود همانا عمر بود)
در کتاب مسترک حاکم که شما خیلی از آن دلیل میاورید آمده که حضرت علی هم قبل از منع شراب خوردند
حالا حاکم را کافر بگو اما اونجا که بنفعت حرف زد گفته اش را با آب تاب بیاور
با روش شما شیطان پرستان هم میتوانند از قران ثابت کنند که فرعون آدم خوبی بوده و موسی زبانم لال بد
بله آسان است فقط کافیست آنچه را که مطابق میلشان است را روایت کنند




ابروه هرجي سني شما بردي
يك بار ميكوئي عمر مشرك بود بعد ميكوئي اكر بس از رسول خدا بيغمبر بوده عمر بود

شما اينطوري يك مشرك و شراب خور و دختر خود را زنده بكور كرد

باصادق الامين يك سان ميكنيد

ولي اين عجيب نيست در كتابهاي شما خيلي به ابو بكر و عمر احترام مميكذاريد و به رسول خدا
اهانت ميكنيد برايه اين حرفهم دليل از كتابهاي شمادارم

احمدfff
Wednesday 5 December 2007, 08:17PM
احمدfff نوشت:
در مذهب حنفي زنا با محارم، مثل مادر و خواهر و دختر جائز است
و شیفته نوشت:
آيا واقعا اين مطلب حقيقت دارد ؟
پناه بر خدا
و سجودی نوشت:
اگر راست میبود حتمآ در طول تاریخ یک نمونه آن را پیدا میکردید
در تمام نوار شرقی کشور شما سنیان حنفی زندگی میکنند
همسایگان شمالی و غربی و شرقی کشور شما حنفی هستند یک نمونه دارید؟ در تاریخ یک نمونه دارید ؟
هند که هر مذهب در آن آزاد است و مسلمانان آنجا حنفی هستند ... هندی که آدم آنجا حق دارد موش را بپرستد آیا کسی با مادر خود عروسی کرده؟
در اروپا که آزادی است کسی گفت من با مادرم عروسی میکنم چون بر اساس مذهب حنفی اینکار آزاد است ؟
ای کسیکه میگی
آيا واقعا اين مطلب حقيقت دارد ؟
پناه بر خدا

به الله قسم تو هم میدانی این حرف دروغ است اما اساس عقاید شما طوری است که اگه تهمت نزنید از بین میروید


خوب اقاي سجودي شما تا حالا كتابهاي فقه ابو حنيفه خانديد؟؟

اكر نخانديد من جندتا اسم كتاب از كتابهاي شما ميدهم شما تحقيق كنيد

بعد بيا وبكو عقيده شماطوري است كه اكر تهمت نزنيد از بين ميرويد

ابو حنيفه و نكاح با محارم

المحلى لابن حزم / ج11 / ص250 و 251 / ط دار الفكر بتحقيق أحمد شاكر

المبسوط للسرخسي / ج 9 / ص 85 / ط دار المعرفة 1406 هـ

شرح معاني الآثار لأحمد بن محمد بن سلمة / ج 3 / ص 149 / ط دار الكتب العلمية الثالثة

لابن القيم / ص 306 / طبعة دار ابن خزيمة

طبقات الشافعية الكبرى/ ج4 / ص43 إلى ص45 ت263 / ط دار هجر الثانية 1992 )

شما يك نكاهي به اين كتابهابكنيد

شمااز اين ادرس كه من كذاشتم ديدن كرديد

لطفا كنيد و به اين ادرس برويد و بخانيد دربار فقه ابو حنيفه ( نكاح المحرام)

اين ادرس از اهل سنت است و از عربستان سعودي ميتوانيد درباره اين ادرس هم تحقيق كنيد
http://feqh.al-islam.com/Display.asp...231 4&Sharh=0


منتظر تحقيق و جواب شما هستم

reza_110
Wednesday 5 December 2007, 10:15PM
اما اگر نمیدانید بدانید هیچ سنی در طول تاریخ ازدواج با مادر یا خواهر را حلال ندانسته اگر حلال بداند کافر است این به کنار... حتی اگر ازدواج با خواهرزاده را حلال بداند کافر است حتی اگر ازدواج همزمان با دو زن بیگانه که نسبت خواهری با هم را دارند را حلال بداند کافر و واجب القتل ! است


من خودم شخصآ در کتب این مذاهب زنا با محارم یا به قول خودشان ازدواج .... را دیده ام حتی بدتر از ان ازدواج با پسر بچه نا بالغ واقعآ اجب مذهبی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
البته خدا را شکر که دشمنان خدا و پیغمبر اینگونه رسوا میشوند


حضرت عمر در جاهلیت به گناه بزرگتر شرک آغشته بوده شراب خوری که چیزی نیست
ما و شما میدانیم که خلاف جناب عمر خیلی بیشتر از این حرفها بوده تازه به نظر من خیلی از انها را ازبین برده اند ولی با این وجود انچه که به ما رسیده مانند م ف ع و ل بودنش و..... کافیست

امیر
Wednesday 5 December 2007, 10:22PM
راستی برای اطلاع بیشتر : سه تا پسر دیگر هم به نام های ابراهیم و عبدالعزیز و عبد الله داشته
(6 تا فرزند داشته )
منبع :
http://www.kuwaitchat.net/msgs/showthread.php?t=53206

امیر
Wednesday 5 December 2007, 10:53PM
بسمه تعالی
راستی این رو بگم برای بعضی ها ایجاد سوال نشه :
من اگه حتی یکی یه دروغ به مسیحی ها یا یهودی ها یا سایر ادیان نسبت بده اگه بتونم سعی میکنم جواب کسی که چنین دروغی رو نسبت داده رو بدم و اون رو متوجه اشتباهش کنم چون برای من حقیقت مهمه .
الله جل جلاله میفرماید :
وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‏ أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‏ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُون‏(بخشی از آیه 8 سوره مائده )
و البتّه نبايد دشمنىِ گروهى شما را بر آن دارد كه عدالت نكنيد. عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است، و از خدا پروا داريد، كه خدا به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است‏

mehrdad_123
Thursday 6 December 2007, 02:32AM
به نام خداوند بي همتا:


با عرض سلام به حضور تمامي شيعيان واقعي و حقيقت جويان واقعي:

دوستان ببينيد اگر اين جناي سجودي اهل بحث و مناظره ي عقلايي بود تا بحال به يه سئوال ما جواب ميداد ولي شما خودتان قضاوت كنيد آيا شده است اين شخص حتي شده به يك سئوال علمي ما جواب بدهند؟!
ايشان به جز با اين و آن كل كل كردن چيز ديگري در چنته ندارند %
در خود همين تاپيك كه الآن صفحه ي يازده دوازدهش هستيم ايشون از همان اول تا الآن ما نديديم پستي را به طور منطقي جواب دهند و يا اصلا خيلي وقتها جواب هم نمي دهند ...
مدارك در دست است اگر بخواهيد ان شا ا... رو كنيم تا ببينيد كه ايشان جواب سئوالهاي ما را نمي توانند بدهند...
به نظر اين حقير اينجور بزرگواران را بايد به حال خودشان وا گذاشت چون ده سال هم كه بحث كني اگر چه كم بيارند ولي عوض نمي شوند...

يا حق

mehrdad_123
Thursday 6 December 2007, 02:42AM
به طور مثال:
آخرين سئوال ما از جناب سجودي در چند صفحه پيشتر:

لطف كنيد,فرق بين سلام دادن و صلوات رو بگيد؟ و بگيد ,خطاب ما در صلوات و سلام چه كساني است؟(از نظر دستور زباني نه از نظر تفسير هاي من در آوردي حضرتعالي)


و اما جواب اين بزرگوار

بي جوابي .....................................
يعني مثل ما بقي سئوالهايمان به اين سئوال هم جواب ندادند
و البته ما ان شاا... تصميم داريم تمامي سئوالها را از اول يكي يكي بفرستيم

سجودی
Thursday 6 December 2007, 07:53AM
مهرداد محترم
در اینجا نیز متاسفانه تقصیر از شماست و این شمایید که راه گفتگو را گم کرده اید
بحث من و تو از اینجا شروع شد که گفتید:
چرا (پیامبر را) موقع سلام دادن مخاطب قرار ميدهيد؟! شما كه دست حضرت رسول را هم از دنيا كوتاه كرده ايد
جواب = بر اساس احادیث ما، الله جل جلاله فرشتگانی را مامورکرده تا سلام ما را به رسولش برسانند

شما كه مي فرماييد , فرشتگان سلام ما را به او مي رسانند چرا در اولين مطالب خود فرموده بوديد كه الله تعالي سلامتان را به حضرت رسول مي رساند؟
حالا هم میگم... به این مثال توجه کن قران را الله نازل کرده اما توسط جبرییل
اگر قرار بود سلام را الله تعالي به حضرت برساند اين دعا ميشد در حق حضرت..
صلوات دعا است . این را نمیدانستی؟
حضرت عالي ,يقينا فرق بين سلام دادن رو با صلوات نمي دونيد؟
لطف كنيد,فرق بين سلام دادن و صلوات رو بگيد؟ و بگيد ,خطاب ما در صلوات و سلام چه كساني است؟(از نظر دستور زباني نه از نظر تفسير هاي من در آوردي حضرتعالي)
سلام هم نوعی دعا است این را نیز نمیدانستی
أقاي مهرداد123
این سوال تو در اینجا ربطی به موضوع ندارد تو میخواهی با کش دادن مسئله راه فرار بیابی
تو گفتی:
اگر قرار بود سلام را الله تعالي به حضرت برساند اين دعا ميشد در حق حضرت..
و من جواب دادم
سلام هم نوعی دعا است این را نیز نمیدانستی

حالا تو ميپرسی فرق بين صلوات و سلام را بگو ؟!! آیا میخواهی راه فراری بیابی؟؟
آقا جان! موضوع بحث من و تو این سوالی است که شما مطرح کردید
چرا (پیامبر را) موقع سلام دادن مخاطب قرار ميدهيد؟! شما كه دست حضرت رسول را هم از دنيا كوتاه كرده ايد؟
این موضوع چه ربطی دارد به اینکه از من بپرسید تا فرق بین چین و هند را بگویم یا فرق صلوات و سلام را بگویم
تازه اگر من طفره رفتم خودت نکته ضعف را نشان بده در بحث که طرف مقابل مجبور نیست به میل تو عمل کند جواب درست نداد تو بده و بکوبش و اشتباهش را نشان بده ... میگم بحث کردن بلد نیستی نگو نه...
در آخر بدان سلام و صلوات چندان با هم فرق ندارند سلام، همین سلامی است که من و شما به یکدیگر میگیم و نوعی دعا است به معنای ( سلامتی از هر نوع خوف خواستن برای مخاطب ) .... و صلوات طلب بلندی درجه است
حالا من اگر اشتباه هم گفتم ( که نگفتم ) تو موضوع بحث را عوض نکن
سوال این است که چرا در نماز به رسول سلام میکنیم
جواب این است که فرشتگانی مکلفند سلام ما را به ایشان برسانند

يا رسول الله
Thursday 6 December 2007, 07:59AM
بسمه تعالی


فقط محض اطلاع شما برای مثال باید بگم که همین محمد بن عبدالوهاب که شما رئیس مذهب وهابی میدونیدش اسم دخترش فاطمه بوده واسم پسر هاش هم علی و حسن و حسین بوده است
از خدا بترسید و اینقدر برای بدنام کردن شیعه دروغ نگید

والسلام

اقاي امير خان ديوار حاشا بلند است وقتي اسم فاطمه زهرا و علي مي ايد ديده ام چشمانتان از حدقه بيرون مي زند راستي به بزرگانتان بگوييد از اين به بعد اين گونه حرف ها را در كتابهاي عمومي ننويسند تا شماها به زحمت حاشا كردن بيفتيد ما به قول خود اقاي سجودي مثل شما با نوازش فيزيكي ديندار نمي شويم كه چشم بسته حرفها را بخوانيم وبعد چون حرفي نداريم حاشا كنيم

سجودی
Thursday 6 December 2007, 09:01AM
احمد fff نوشت:
به اين ادرس برويد و بخوانيد دربار فقه ابو حنيفه ( نكاح با مادر و خواهر و دختر)

اين ادرس از اهل سنت است و از عربستان سعودي ميتوانيد درباره اين ادرس هم تحقيق كنيد
http://feqh.al-islam.com/Display.asp...231 4&Sharh=0 (http://feqh.al-islam.com/Display.asp...231%204&Sharh=0)


منتظر تحقيق و جواب شما هستم
آقای احمد fff...... یکبار دیگر جواب شما را میدهم و از الله برکت می طلبم
بسم الله شروع کنیم .......
هرچی میکنم آدرس این آدرس باز نمیشود ... آیا مرا دنبال نخود سیاه فرستادید و یا قضیه چیست ؟؟

سجودی
Thursday 6 December 2007, 09:10AM
نوشته آقای یا رسول الله:
به قول خود اقاي سجودي مثل شما با نوازش فيزيكي ديندار نمي شويم
سفسطه!! سفسطه !!
من به زور معتقد نیستم فقط بشما پشنهاد کردم یک راه را برای اندازه گیری حب سنی ها به علی ...........
مجبور که نیستید !! خب امتحان نکنید و اندازه نگیرید تا از نوازش فیزیکی در امان بمانید.
اگر مطمئن هستید که نوازش فیزیکی میشوید ، دیگر چرا به ما برچسب ( دشمن علی بودن) را میزنید؟؟!

سجودی
Thursday 6 December 2007, 11:33AM
برادر محترم مهرداد 123 و دیگر دوستان با عرض سلام
امروز دوستی بمن تذکر داد که نباید انسان نرمی در سخن را رها کند
الله شاهد است که من چند بار نوشته های خود را که ( از نظر خودم جالب بود ) فقط به این خاطر پاک کردم تا مبادا شما را برنجانم پس هرگز قصد آزار ندارم اما با این وجود حتمآ گاهی به روشی تند نوشته ام
خواهش میکنم به دل نگیرید
این گفته خیر البریه به دلم نشست که یکجا نوشته بود:
برادر گرامی من وشما همه از یک پدر ومادریم متاسفانه شیطان در بین بشر اختلاف و تفرقه می اندازد (انه لکم عدو مبین )
بر ماست که از لابلای صفحات تاریخ ؛ حقایق را بیرون کشیم و.. (ولا تقف ما لیس لک به علم )
واینجانب ابدا وهیچ دلتنگی از شما وحتی از برادران سنی دیگر هم ندارم
و من هم گفته خیرالبریه را تکرار و تایید میکنم
فقط بجای برادران سنی کلمه برادران شیعه را بگذارید

احمدfff
Thursday 6 December 2007, 11:52AM
اقاي سجودي اين باز كنيد



http://feqh.al-islam.com/Display.asp?DocID=11&MaksamID=2244&ParagraphID=2314&Sharh=0

http://feqh.al-islam.com/Display.asp?DocID=11&MaksamID=2244&ParagraphID=2314&Sharh=0

mehrdad_123
Thursday 6 December 2007, 02:32PM
مهرداد محترم
در اینجا نیز متاسفانه تقصیر از شماست و این شمایید که راه گفتگو را گم کرده اید
بحث من و تو از اینجا شروع شد که گفتید:
چرا (پیامبر را) موقع سلام دادن مخاطب قرار ميدهيد؟! شما كه دست حضرت رسول را هم از دنيا كوتاه كرده ايد
جواب = بر اساس احادیث ما، الله جل جلاله فرشتگانی را مامورکرده تا سلام ما را به رسولش برسانند


به نام بي همتا خداوند خبير:

با عرض سلام به حضور حقيقت جويان راستين:

جناب سجودي:

اولا بحث اين حقير با شما از اينجا شروع نشد بلكه از همان صفحات اول و دوم بود كه ما سئوال كرديم و شما جواب نداديد...

ثانيا ما از شما پرسيديم چرا مخاطب قرار ميدهيد شما به ما آنچنين جواب داديد؟!؟!؟!؟!

حضرتعالي در جواب سئوال ما كه چرا در آن اول فرموديد ا... سلام مرا به او ميرسون ...فرموديد:
حالا هم میگم... به این مثال توجه کن قران را الله نازل کرده اما توسط جبرییل
بنده هم به شما عرض كردم چرا سلام خودت را با كلام ا... تعالي برابري ميدهي؟!
...
بنده از شما پرسيدم:

حضرت عالي ,يقينا فرق بين سلام دادن رو با صلوات نمي دونيد؟
لطف كنيد,فرق بين سلام دادن و صلوات رو بگيد؟ و بگيد ,خطاب ما در صلوات و سلام چه كساني است؟(از نظر دستور زباني نه از نظر تفسير هاي من در آوردي حضرتعالي)

و شما بعد از عمري در پست آخرتون اينگونه جواب داديد:


در آخر بدان سلام و صلوات چندان با هم فرق ندارند سلام، همین سلامی است که من و شما به یکدیگر میگیم و نوعی دعا است به معنای ( سلامتی از هر نوع خوف خواستن برای مخاطب ) .... و صلوات طلب بلندی درجه است


ظاهرا شما به اين قسمتهاي سئوال توجه نكرديد:

و بگيد, خطاب ما در صلوات و سلام چه كساني است؟

(از نظر دستور زباني نه از نظر تفسير هاي من در آوردي حضرتعالي)


در ثاني اساس سئوال ما از شما اين است كه چرا مخاطب قرار ميدهيد و چرا نمي گوييد خداوندا سلام مرا به رسولت برسان؟!


حال اگر شما اين را بي ربط مي پنداريد نشاندهندهي چيز ديگري است كه خودتان بهتر ميدانيد...

يا حق

mehrdad_123
Thursday 6 December 2007, 02:47PM
برادر محترم مهرداد 123 و دیگر دوستان با عرض سلام
امروز دوستی بمن تذکر داد که نباید انسان نرمی در سخن را رها کند
الله شاهد است که من چند بار نوشته های خود را که ( از نظر خودم جالب بود ) فقط به این خاطر پاک کردم تا مبادا شما را برنجانم پس هرگز قصد آزار ندارم اما با این وجود حتمآ گاهی به روشی تند نوشته ام
خواهش میکنم به دل نگیرید
این گفته خیر البریه به دلم نشست که یکجا نوشته بود:
برادر گرامی من وشما همه از یک پدر ومادریم متاسفانه شیطان در بین بشر اختلاف و تفرقه می اندازد (انه لکم عدو مبین )
بر ماست که از لابلای صفحات تاریخ ؛ حقایق را بیرون کشیم و.. (ولا تقف ما لیس لک به علم )
واینجانب ابدا وهیچ دلتنگی از شما وحتی از برادران سنی دیگر هم ندارم
و من هم گفته خیرالبریه را تکرار و تایید میکنم
فقط بجای برادران سنی کلمه برادران شیعه را بگذارید

دوست عزيز!
1:در اول هم خداوند و هم بنده هاي خداوند همگي شاهدند كه بنده در هرجايي با شما بحث كرده ام تا حد توان با شما به ادبيات اسلامي بحث كرده ام و حتي زماني كه توهين هايي هم به بنده و ديگران شده بود بنده فقط سعي در جوابدهي به طور ادبي تري داشته و دارم
و الآن هم بسيار خرسندم از آن كه حضرتعالي با رويي رحماني تر به بحث تشريف آورده ايد ان شا ا... كه هميشه سعي كنيم حقيقت را پيدا كنيم ولي با حفظ وحدت...
همه شاهدند كه اين حقير حتي براي ايجاد وحدت بحثي را در يك تاپيكي راه اندازي كردم تا بيشتر به همديگر محبت بورزيم به جاي اينكه توهين كنيم , البته و صد البته بنده هميشه از موافقين مناظره و بحث و گفت و گو بوده و هستم ولي هيچوقت موافق توهين كردن نبوده ام ان شاا...
ان شاا... كه با ظهور امام زمان (عج) همگي (هم شيعه و هم سني) به زير سايه ي دين ا... وارد شويم و به جهانيان بشناسانيم كه اسلام واقعي چيست؟
در آخر اگر احيانا تندي از ما ديده ايد (هر چند كه اگر تندي بوده جبر بوده نه به اختيار خودمان) به بزرگواري خودتان ببخشيد
ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق

امیر
Thursday 6 December 2007, 11:21PM
بسمه تعالی



با عرض سلام خدمت اقاي يا رسول

دوست عزيزم در مذهب حنفي زنا با محرام مثل مادر و خواهر و دختر جائز است

ببين او حنيفه در نكاح محارم جه ميكويد

نكاح المحارم (( وقال أبو حنيفة : لا حد عليه في ذلك كله ولا حد على من تزوج أمه التي ولدته ، وابنته ، وأخته ، وجدته ، وعمته ، وخالته ، وبنت أخيه ، وبنت أخته عالماً بقرابتهن منه ، عالماً بتحريمهن عليه و وطئهن كلهن فالولد لاحق به والمهر واجب لهن عليه وليس عليه إلا التعزير دون الأربعين فقط وهو قول سفيان الثوري... )) ( المحلى لابن حزم / ج 11 / ص 253 / ط دار الفكر بتحقيق أحمد شاكر

اين هم وب سايد از عربستان سعودي حرفهاي من را تايد ميكند

http://feqh.al-islam.com/Display.asp...231 4&Sharh=0 (http://feqh.al-islam.com/Display.asp?DocID=11&MaksamID=2244&ParagraphID=2314&Sharh=0)


السلام علیکم اخی احمد
فی البدایة اقول لا ارید ان ادافع عن ابی حنیفة و فقهه لکن ارید ان انبهک عن الخطاء الذی ارتکبت فی فهم کلامهم
اولا ، انظر بدقة الی کلمة ((عالما بتحریمهن )) فهذه العبارة تدل بالصراحة علی اعتقاده بتحریم هذا العمل (اعني الزنا بالمحارم ).

ثانیا ، لماذا تظن ان عدم ثبوت الحد یدل علی جواز العمل ؟؟
علی سبیل المثال نحن الامامیة نعتقد ان لو قتل الاب ابنه فلا قصاص فیه (یعنی الاب لا یقُتل فی هذه الحالة ) فقل لی اخی الکریم هل هذه تدل علی جواز قتلِ الابِ ابنه ؟ طبعا لا ،
فهذا الفتوی لا تدل علی جواز الزنا کما شرحت.
و قد ارسلت لک عبر رسالة خاصة هذا الرابط لفهم معتقادهم فی شرح هذا الفتوی ، و الان اضع لک من جدید هنالک
http://www.islamweb.net/ver2/Fatwa/ShowFatwa.php?lang=A&Id=49517&Option=FatwaId

( اخی الکریم ، لولا انی رایتک تکرر هذه الفتوی المرویة لابی حنیفة مرارا و تکرارا فی هذا الموضوع و تستنتج منه شیا آخر ، لما ارسلت لک هذا الرد)

والله اعلم
والسلام

احمدfff
Friday 7 December 2007, 12:25AM
بسمه تعالی




السلام علیکم اخی احمد
فقد حاولت ان نبحث بالعربیة فی الرسائل الخاصة حتی فی المسنجر، لکن انت تحب البحث هنالک امام الجمیع ، فاذا لا باس لی
فی البدایة اقول لا ارید ان ادافع عن ابی حنیفة و فقهه لکن ارید ان انبهک عن الخطاء الذی ارتکبت فی فهم کلامهم
اولا ، انظر بدقة الی کلمة ((عالما بتحریمهن )) فهذه العبارة تدل بالصراحة علی اعتقاده بتحریم هذا العمل (اعني الزنا بالمحارم ).

ثانیا ، لماذا تظن ان عدم ثبوت الحد یدل علی جواز العمل ؟؟
علی سبیل المثال نحن الامامیة نعتقد ان لو قتل الاب ابنه فلا قصاص فیه (یعنی الاب لا یقُتل فی هذه الحالة ) فقل لی اخی الکریم هل هذه تدل علی جواز قتلِ الابِ ابنه ؟ طبعا لا ،
فهذا الفتوی لا تدل علی جواز الزنا کما شرحت.
و قد ارسلت لک عبر رسالة خاصة هذا الرابط لفهم معتقادهم فی شرح هذا الفتوی ، و الان اضع لک من جدید هنالک
http://www.islamweb.net/ver2/Fatwa/ShowFatwa.php?lang=A&Id=49517&Option=FatwaId

( اخی الکریم ، لولا انی رایتک تکرر هذه الفتوی المرویة لابی حنیفة مرارا و تکرارا فی هذا الموضوع و تستنتج منه شیا آخر ، لما ارسلت لک هذا الرد)

والله اعلم
والسلام


با عرض سلام خدمت اقاي امير

درباره فقه ابو حنيفه

- الزنا بالمال أما إذا كان مجاناً فهو ليس بزنا (( إن أبا حنيفة لم ير الزنا إلا مطارفة* أما لو كانفيه عطاء واستئجار فليس زنا ولا حد فيه وقال أبو يوسف ومحمد بن الحسن وأبو ثوروأصحابنا وسائر الناس هو زنا وفيه الحد ... ) إلى أن قال ( .... : وعلى هذا لا يشاء زان ولازانية أن يزنيا علانية إلا فعلا وهما في أمن من الحد بأن يعطيها درهماً يستأجرها به،ثم علموهم الحيلة في وطء الأمهات والبنات بأن يعقدوا معهن نكاحاً ثم يطأونهن علانيةآمنين من الحدود

اقا امير دربار اين فقواى ج ميكوئي؟؟

امیر
Friday 7 December 2007, 01:23AM
بسمه تعالی
سلام
آقا احمد ، اون فتوی رو چون ازش نتیجه اشتباهی گرفته بودی و چندبار تو این تاپیک تکرارش کردی برات توضیح دادم
عزیزم مگه من گفتم هر چی فتوا از فقه حنفی داری ور دار بیار تا برات توضیح بدم !؟

باتشکر
والله اعلم
والسلام

يا رسول الله
Friday 7 December 2007, 01:56AM
سلام سجودي جان عزيز جواب حرف تو نوشته اول من است كه فكر كنم در صفحه 9 باشد
سجودي جان امروز من هم مي خواستم نوشته اي به همين مضمون براي همه بنويسم كه تو پيش دستي كردي(به ولاي علي تا به حال با هر اهل سنتي كه روبرو شدم مهرباني كردم به او كمك كرده ام اگر لازم داشته فقط به سه دليل اول انكه بنده خدا هستند ومن ياد گرفته ام كه بنده هاي خدا را دوست داشته باشم سني يا غير سني حتي از هر مليتي دوم به خاطر اينكه پيامبرم پيام اور صلح و ازادگي است سوم اينكه شيعه هستم وتمام امامانم مظهر گذشت وصلح و مهرباني هستند) خوشحالم با اهل سنتي حرف ميزنم كه در دلش عطوفت دارد خداوند خود از ما در قران مي خواهد كه (وليعفواوليصفحوا الا تحبون ان بغفرالله لكم)(وباخلق عفو و صفح پيشه كنندو از بديها در گذرند ايا دوست نمي داريد كه خدا هم در حق شما مغفرتواحسان فرمايد)

بچه هاي مسلمان مهربان يادتون باشه كه ما براي رسيدن به حقيقت گفتگو مي كنيم اگر قرار باشد تمام انسانها به يك نتيجه برسند كه ديگر احتياج به اين همه پيامبر نبود همه از همان اول ديندار شده وديگر كسي راه ديگري را انتخاب نمي كرد اما انچه كه مسلم است اين است كه همه ما بايد تمام تلاشمان را براي يافتن حقيقت انجام دهيم چون حجت بر ما تمام شده است .:smile28:


عزيزان حالا دوستان ما در سرزمين پاكي ها هستند اميدوارم همه ما سال ديگه در موسم عشق در كنار كعبه مظهر وحدت ويكرنگي ما مسلمان ها به ياري خدا حضور پيدا كنيم وقتي كه به مسجد الحرام رفتم با خود گفتم خدايا اگه همه مسلمان ها با هم متحد بودند كي جرئت مي كرد براي پيامبر ما كاريكاتور بكشه كي جرئت مي كرد به فلسطين حمله كنه كي جرئت مي كرد خاك فلسطين را اشغال كنه من همه را دوست داشتم دلم مي خواست فرياد مي زدم ومي گفتم تا كي ..تا كي مي خواهيد به اين وضعيت ادامه بدين مگه ماها پيامبري به نام محمد نداريم مگه او براي صلح و اشتي نيامده بود مگه خدا توي قران از ما نخواسته كه با هم مهربان باشيم پيامبر ما ان يهودي كه پيامبررا اذيت ميكرد وقتي ديگر پيدايش نبود و فهميدند كه مريض است به عيادتش رفتند حالا ما ها مسلمان هستيم ولي....به خدا اينطوري رحمت خدا از ما دور مي شه مطمئنم ان دنيا بايد جواب پيامبر را بدهيم ما ها با اين كارها باعث شديم كه كفار بر ما تسلط يابند (خوب توي كشور ما از هر مذهبي زندگي مي كنند در كمال صلح و اشتي ) خدا وكيلي تا حالا ماها ايقدر پيام صلح نداديم اما بيشتر اوقات استقبال نشده (بعضي ها وقتي از نماز خواندن من مي فهميدند شيعه هستم به من پشت مي كردم) اما باز هم به انها لبخند ميزدم به خداوندي خدا به مهرباني وكريم بودن خودش انجا اولين جايي بود كه باتمام معنا و باهمه وجود براي ظهور مهدي موعود دعا كردم

واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا

سجودی
Friday 7 December 2007, 02:22AM
اين را آقای احمدfff نوشت
دوست عزيزم در مذهب حنفي زنا با محارم مثلمادر و خواهر و دختر جائز است
و این سایت را سند داد



http://feqh.al-islam.com/Display.asp...231 4&Sharh=0 (http://feqh.al-islam.com/Display.asp?DocID=11&MaksamID=2244&ParagraphID=2314&Sharh=0)



رفتیم و سایت را باز کردیم
دیدیم ابوحنیفه نگفته این کار حرام نیست بلکه هیچکس نگفته حلال است حرف سر حرام و حلال بودن قضیه نیست ( همه میدانند حرام است) حرف این است کسی که با محارم هم آغوشی کرد چگونه باید مجازات شود
وقتی آمدیم تا جواب را بنویسیم دیدیم آقا امیر، قبل از ما با دو دلیل جالبتر و مستدل تر و دندان شکن تر همین موضوع را یاد آوری و احمدfff را ناک اوت کرده و احمد چاره را در این دیده که موضوع بحث را عوض کند و فتوای دیگر از فتاوای ابوحنیفه را به پیش بکشد....
ولی باز امیر راه را بر او بست که آقا کجا میری؟ تشریف بیاورید این طرف و موضوع گفتگو را عوض نکن
حالا دیدید که ایشان دنبال حقیقت نیست
با عوض کردن موضوع تا قیامت هم این بحث ها به نتیجه نمیرسد
اینک شما میدانید و دوست محترم ما آقای احمدfff

سجودی
Friday 7 December 2007, 02:28AM
دوست گرامی آقای یا رسول
و علیکم سلام
الله را شکر میگویم که بما و شما فرهنگ گفتگو را یاد داد
این نوشته شما چه زیباست:
بچه هاي مسلمان مهربان يادتون باشه كه ما براي رسيدن به حقيقت گفتگو مي كنيم اگر قرار باشد تمام انسانها به يك نتيجه برسند كه ديگر احتياج به اين همه پيامبر نبود همه از همان اول ديندار شده وديگر كسي راه ديگري را انتخاب نمي كرد اما انچه كه مسلم است اين است كه همه ما بايد تمام تلاشمان را براي يافتن حقيقت انجام دهيم چون حجت بر ما تمام شده است .:smile28:
با این طرز تفکر ما حتی اگر به نتیجه واحدی نرسیم باز برنده ایم
دعا میکنم در زندگی موفق باشید

سجودی
Friday 7 December 2007, 08:06AM
دوست محترم مهرداد123 شما پرسیدید:
چرا سلام خودت را با كلام ا... تعالي برابري ميدهي؟!
این سوال را در صفحه 9 جواب دادم به آنجا بروید
ظاهرا شما به اين قسمتهاي سئوال توجه نكرديد:
وبگيد, خطاب ما در صلوات و سلام چه كساني است؟ از نظر دستور زباني نه از نظر تفسير هاي من در آوردي حضرتعالي
خطاب به پیامبر است ضمیر مخاطب مفرد حاضر
در ثاني اسا س سئوال ما از شما اين است كه چرا مخاطب قرار ميدهيد و چرا نمي گوييد خداوندا سلام مرا به رسولت برسان؟!
چرا ؟ !! چون.... همین گونه رسول ما جملات نماز را بما یاد داده اند بعد از وفات ایشان ابن عباس در نماز میگفتند السلام علی النبی و رحمه الله و برکاته
اما اصحاب دیگر این را از او نپذیرفتند و حاضر نشدند جملات نماز را تغییر دهند
اما هیچکدام از انها از این جمله نماز آن نتیجه را نگرفتند که شما حالا میخواهید بگیرید یعنی میخواهید ثابت کنید که پیامبر حی و حاضر است
دوست من! یاران پیامبر میدیدند که پیامبر در وقت زندگانی هر جا، حی و حاضر نیست چه برسد بعد مرگ
آنها دیدند که وقتی منافقان به حضرت عایشه تهمت بد کاری زدند رسول الله تا یک ماه نمیدانست تهمت راست است یا دروغ
پس شما با استدلال به سلام ما در نماز، نمیتوانید نتیجه ای بگیرید که در طول تاریخ هیچکس از ما به آن نتیجه نرسیده
این نتیجه گیری شما انکار روز روشن است
و گفتیم سلام ما را فرشته به ایشان میرساند.
و از ما نخواهید مثل سرهنگ قذافی که قل را از (قل هو الله احد ) حذف کرده در نماز بگوییم یا الله به محمد درود بفرست
همانگونه میگوییم که رسول یادمان داده والسلام

mehrdad_123
Friday 7 December 2007, 09:19AM
به نام بي همتا خداوند:

السلام عليكم

برادر سجودي فرمودند:

همانگونه میگوییم که رسول یادمان داده والسلام

خب ! بزرگوار , وقتي حضرت رسول اينگونه به شما ياد داده (يعني حضرت ميدانسته كه هميشه حي است) و وقتي مقام حضرت چه در نزد ما و چه در نزد شما بالاترين مقام اعطايي خداوند را دارد , اين به چه معني مي تواند باشد؟ و در وقتي كه اگر غير اين بود حضرت حتما, قبل از پيوستن به لقاء ا... به ما مي فرمود كه بعد از من به شكل ديگري نماز بخوانيد(همان جمله ي ابن عباس و يا شكلي ديگر) ميبينيم كه حضرت نفرموده ,
حضرت كه از ابن عباس بيشتر به فكر دين ,بوده و هست % اينطور نيست؟
آيا غير از اين است كه ما با كتمان كردن مقام حي بودنش , ناخواسته به حضرت توهين ميكنيم؟
...
يا حق

سجودی
Friday 7 December 2007, 10:10AM
آقا مهرداد عزیز علیکم سلام ... نوشته اید:
وقتي حضرت رسول اينگونه به شما ياد داده (يعني حضرت ميدانسته كه هميشه حي است) .............اگر غير اين بود حضرت حتما, قبل از پيوستن به لقاء ا... به ما مي فرمود كه بعد از من به شكل ديگري نماز بخوانيد(همان جمله ي ابن عباس و يا شكلي ديگر) ميبينيم كه حضرت نفرموده , آيا غير از اين است كه ما با كتمان كردن مقام حي بودنش , ناخواسته به حضرت توهين ميكنيم؟
ببینید حضرت در باره سلام گفتند که سلام شما بمن میرسد اما قبلا هم عرض کردم که حق نداریم به این سلام چیز دیگری را وصل کنیم مثلا گل بفرستیم نمیرسد. حاجت بخواهیم نمیرسد
به شما عرض کردم که ایشان ( ممات که جای خود دارد ) حتی در حیات همه جا حی نبودند و مثال دادم حادثه افک را ( حادثه تهمت به عایشه را)
حالا جواب شما چیست؟

احمدfff
Friday 7 December 2007, 10:43AM
بسمه تعالی
سلام
آقا احمد ، اون فتوی رو چون ازش نتیجه اشتباهی گرفته بودی و چندبار تو این تاپیک تکرارش کردی برات توضیح دادم
عزیزم مگه من گفتم هر چی فتوا از فقه حنفی داری ور دار بیار تا برات توضیح بدم !؟

باتشکر
والله اعلم
والسلام


اقاي امير مكر ما قرار نبود در باره فقه ابو حنيفه بحث كنيم؟؟

احمدfff
Friday 7 December 2007, 11:00AM
اين را آقای احمدfff نوشت
دوست عزيزم در مذهب حنفي زنا با محارم مثلمادر و خواهر و دختر جائز است
و این سایت را سند داد



http://feqh.al-islam.com/Display.asp...231 4&Sharh=0 (http://feqh.al-islam.com/Display.asp?DocID=11&MaksamID=2244&ParagraphID=2314&Sharh=0)



رفتیم و سایت را باز کردیم
دیدیم ابوحنیفه نگفته این کار حرام نیست بلکه هیچکس نگفته حلال است حرف سر حرام و حلال بودن قضیه نیست ( همه میدانند حرام است) حرف این است کسی که با محارم هم آغوشی کرد چگونه باید مجازات شود
وقتی آمدیم تا جواب را بنویسیم دیدیم آقا امیر، قبل از ما با دو دلیل جالبتر و مستدل تر و دندان شکن تر همین موضوع را یاد آوری و احمدfff را ناک اوت کرده و احمد چاره را در این دیده که موضوع بحث را عوض کند و فتوای دیگر از فتاوای ابوحنیفه را به پیش بکشد....
ولی باز امیر راه را بر او بست که آقا کجا میری؟ تشریف بیاورید این طرف و موضوع گفتگو را عوض نکن
حالا دیدید که ایشان دنبال حقیقت نیست
با عوض کردن موضوع تا قیامت هم این بحث ها به نتیجه نمیرسد
اینک شما میدانید و دوست محترم ما آقای احمدfff

اقا سجودي

ايا شما اين ادرسي كه دادم قبول داري و او اهل سنت است؟؟


اكر قبول داري ميشود برايه ما به كوئيد معنا اين جمليه جيت ؟؟

وَقَالَ أَبُو حَنِيفَةَ : لَا حَدَّ عَلَيْهِ فِي ذَلِكَ كُلِّهِ ، وَلَا حَدَّ عَلَى مَنْ تَزَوَّجَ أُمَّهُ الَّتِي وَلَدَتْهُ ، وَابْنَتَهُ ، وَأُخْتَه ، وَجَدَّتَهُ ، وَعَمَّتَهُ ، وَخَالَتَهُ ، وَبِنْتَ أَخِيهِ ، وَبِنْتَ أُخْتِهِ - عَالِمًا بِقَرَابَتِهِنَّ مِنْهُ ، عَالِمًا بِتَحْرِيمِهِنَّ عَلَيْهِ ، وَوَطِئَهُنَّ كُلَّهُنَّ : فَالْوَلَدُ لَاحِقٌ بِهِ ، وَالْمَهْرُ وَاجِبٌ لَهُنَّ عَلَيْهِ ، وَلَيْسَ عَلَيْهِ إلَّا التَّعْزِيرُ دُونَ الْأَرْبَعِينَ فَقَطْ - وَهُوَ قَوْلُ سُفْيَانَ الثَّوْرِيِّ ، قَالَا : فَإِنْ وَطِئَهُنَّ بِغَيْرِ عَقْدِ

من اين جمله را از هماجا كوبي كردم


من و اقاي امير قرار بود درباره فقه ابو حنيفه بحث كنيم من جيزي را عوض نكردم

اقاي امير هم فقط كوفته اكرحد نباشد معناش اين نيست كه اين را جائز بداند

حتى اقا امير هم قبول دارد اين ار ابو حنيفه كوفته

سجودی
Friday 7 December 2007, 12:43PM
نوشته آقای احمد fff را با سرخ و از خود را با سیاه مشخص کردم:
اقا سجودي ايا شما اين ادرسي كه دادم قبول داري که از اهل سنت است؟؟
بله
اكر قبول داري ميشود براي ما بگویید معنا اين جمله چيست ؟؟

وَقَالَ أَبُو حَنِيفَةَ : لَا حَدَّ عَلَيْهِ فِي ذَلِكَ كُلِّهِ ، ..... الی آخر
من اين جمله را از هماجا كپي كردم
من قبول دارم آن جمله را ابو حنیفه گفته اما میدانم که معنی این جمله این نیست که شما بنویسید
در مذهب حنفي زنا با محارم مثل مادر و خواهر و دختر جائز است
آیا قبول دارید که شما این جمله از خود ساختید و تهمت به ابو حنیفه است
آیا شما قبول دارید که ترجمه شما از متن عربی نادرست است
احمد محترم منتظر جوابم

احمدfff
Friday 7 December 2007, 01:03PM
نوشته آقای احمد fff را با سرخ و از خود را با سیاه مشخص کردم:
اقا سجودي ايا شما اين ادرسي كه دادم قبول داري که از اهل سنت است؟؟
بله
اكر قبول داري ميشود براي ما بگویید معنا اين جمله چيست ؟؟

وَقَالَ أَبُو حَنِيفَةَ : لَا حَدَّ عَلَيْهِ فِي ذَلِكَ كُلِّهِ ، ..... الی آخر
من اين جمله را از هماجا كپي كردم
من قبول دارم آن جمله را ابو حنیفه گفته اما میدانم که معنی این جمله این نیست که شما بنویسید
در مذهب حنفي زنا با محارم مثل مادر و خواهر و دختر جائز است
آیا قبول دارید که شما این جمله از خود ساختید و تهمت به ابو حنیفه است
آیا شما قبول دارید که ترجمه شما از متن عربی نادرست است
احمد محترم منتظر جوابم

خدا را شكر كه اين را قبول كرديد

اقاي سجودي ايا اكر كسي زنا كرد بايد عليه انان حد كذاشت يا نه ؟؟

در اينجا ابو حنيفه كوفته هيج حد بر كسي كه با مادر و خاهر خود زنا كند نيست معنا اين جيست ؟؟؟

اكر حدي بر كسي كه زنا بكند نيست معناش جيست غير از جائز بودن



منتظر جواب هستم

سجودی
Friday 7 December 2007, 03:14PM
آقای احمد fff با سلام
من همه سوالات شما را جواب میدهم اما یکی یکی .....
حالا موضوع بحث این است که شما ادعا کردید:
در مذهب حنفي زنا با محارم مثل مادر و خواهر و دختر جائز است
بعد یک جمله عربی را شاهد آوردید من بشما گفتم این جمله آن معنی را ندارد
شما گفتید چون ابو حنیفه گفته زنا با مادر حد ندارد پس من برداشتم این است که در فقه ابو حنیفه این کار جایز است
این برداشت شما درست نیست به چندین دلیل
دلیل اول را امیر گفت جوابش را ندادی حالا من تکرار میکنم شاید جواب بدهی:
در نزد شیعه پدری که پسرش را بکشد قصاص نمیشود و حد ندارد ایا باید نتیجه بگیریم که شیعه ها کشتن پسر را جایز میدانند که تو نتیجه گرفتی حنفی ها زنا با مادر را جایز میدانند ؟
دلیل اول را جواب بده تا دوم را بنویسم

احمدfff
Friday 7 December 2007, 03:37PM
آقای احمد fff با سلام
من همه سوالات شما را جواب میدهم اما یکی یکی .....
حالا موضوع بحث این است که شما ادعا کردید:
در مذهب حنفي زنا با محارم مثل مادر و خواهر و دختر جائز است
بعد یک جمله عربی را شاهد آوردید من بشما گفتم این جمله آن معنی را ندارد
شما گفتید چون ابو حنیفه گفته زنا با مادر حد ندارد پس من برداشتم این است که در فقه ابو حنیفه این کار جایز است
این برداشت شما درست نیست به چندین دلیل
دلیل اول را امیر گفت جوابش را ندادی حالا من تکرار میکنم شاید جواب بدهی:
در نزد شیعه پدری که پسرش را بکشد قصاص نمیشود و حد ندارد ایا باید نتیجه بگیریم که شیعه ها کشتن پسر را جایز میدانند که تو نتیجه گرفتی حنفی ها زنا با مادر را جایز میدانند ؟
دلیل اول را جواب بده تا دوم را بنویسم



اول من سوال كردم ايا در مذهب حنفي زنا با محرم جائز است يا ن

دوم امير جه جوابي به من داد كه جسبيدي به حرف امير ؟؟؟

سوم من از امير دليل خاستم كه در فقه شيعه اكر بدربسر خود را كوشت قصاص نداره و هنوز منتظر دليل امير هستم

حالا من منتظر جواب شما هستم در فقه شما اكر كسي با مادر خودو خاهر خود زنا بكند حد عليه انا عمل ميشود يا نه

اكر ميكوئي بله بر او حد انجام ميشود ابو حنيفه ميكوئيد نه

منتظر جواب هستم

سجودی
Friday 7 December 2007, 05:11PM
أقاي احمدfff محترم
شما میگویی چون ابو حنیفه گفته زنا با مادر حد ندارد پس نتیجه میگیریم که این کار را جایز میداند
من میگویم چون شیعه گفته پدری که پسر خود را بکشد حد ندارد پس نتیجه میگیریم که کشتن فرزند را جایز میداند
شما میگویی من دلیل میخواهم که شیعه این قانون را دارد آیا نمیدانی که دارد یا ندارد!!
اگر من برایت سند بیاورم آیا قبول میکنی که شیعه کشتن فرزند را جایز میداند؟

احمدfff
Friday 7 December 2007, 05:31PM
أقاي احمدfff محترم
شما میگویی چون ابو حنیفه گفته زنا با مادر حد ندارد پس نتیجه میگیریم که این کار را جایز میداند
من میگویم چون شیعه گفته پدری که پسر خود را بکشد حد ندارد پس نتیجه میگیریم که کشتن فرزند را جایز میداند
شما میگویی من دلیل میخواهم که شیعه این قانون را دارد آیا نمیدانی که دارد یا ندارد!!
اگر من برایت سند بیاورم آیا قبول میکنی که شیعه کشتن فرزند را جایز میداند؟


شما جرا جواب من را نميدي جرا از جواب دادن فرار ميكني

يك بار ديكر سوال ميكنم در فقه شما زنا با مادر و خاهر حد دارد يا ندارد لطفا جواب اين سوال را بدهيد

يك سوال از شما ميكنم اكر خاستيد جواب بدهيد در فقه شما اكر بدر بسرش را كوشت قصاص عليه انا انجام ميشود

امیر
Friday 7 December 2007, 09:35PM
بسمه تعالی
سلام
جناب احمد من گفتم بیا راجع به فقه حنفی بحث کنیم ؟!! یا اینکه میخواستم راجع به اون برداشتی که شما از کلام ابوحنیفة داشتی تذکر بدم ؟!!!
این یکی از کتاب هایی هست که نویسندش شیعه است
برای اینکه برات درستی حرفم ثابت بشه این جمله رو توی صفحه ای که برات لینکش رو گذاشتم سرچ کن :

فلا يقتل الأب بقتل ابنه
http://www.alhikmeh.com/arabic/mktba/akhlaq/alneheraf/04.html

عزیزم اگر بازهم حرفم رو قبول نداری، میتونی از امام جماعت محلتون بپرسی یا اینکه از مرجع تقلیدت استفتاء کنی .


والسلام

احمدfff
Friday 7 December 2007, 10:03PM
بسمه تعالی
سلام
جناب احمد من گفتم بیا راجع به فقه حنفی بحث کنیم ؟!! یا اینکه میخواستم راجع به اون برداشتی که شما از کلام ابوحنیفة داشتی تذکر بدم ؟!!!
این یکی از کتاب هایی هست که نویسندش شیعه است
برای اینکه برات درستی حرفم ثابت بشه این جمله رو توی صفحه ای که برات لینکش رو گذاشتم سرچ کن :


http://www.alhikmeh.com/arabic/mktba/akhlaq/alneheraf/04.html

عزیزم اگر بازهم حرفم رو قبول نداری، میتونی از امام جماعت محلتون بپرسی یا اینکه از مرجع تقلیدت استفتاء کنی .


والسلام

با عرض سلام

اقاي امير اين نامه من بود به شما درباره بحث درباره فقه ابو حنيفه و جواب شما

در اصل توسط احمدfff نوشته شده است
اخي امير اذا تحب نتكلم عن فقه ابو حنيفه قول ما لديك في هذا المكان

http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=9269

انا في انتظارك
علی عینی اين على عيني جواب شما بود

اقا امير بنظر شما اكر كسي با محارم مثل خاهر يا مادر ازدواج كرد نه فقط زنا بر انا حد بر انان واجب نيست ؟؟

امير جه اشكالي دارد بيا با هم درباره فقه ابو حنيفه بحث كنيم شايد شما بتواني من را قانع كني كه اينها فقط حرف ابو حنيفه است ولي در اصل اهل سنت اينكارها انجام نميدن

اقا امير شما ميداني از مراجع بزرك و معروف قليد ميكنيم و احكام را از انها ميكيرم

اين كه شما فرستادي نميتوانم از نتيجه بكيرم كه در فقه شيعان اكر بدر بسر بكشد قصص عليه ان نيست

من نميكم كه حرف شما دروست نيست ولي اين حرف شما اولين بار ميشنوم ميخاهم مطمئن شوم كه اين در فقه شيعاين است فقط همين

امیر
Friday 7 December 2007, 10:53PM
سلام
اکتبُ بالعربیة
اخی الکریم الم تقراء قولی الذی کتبته البارحة :

امیر: اخی الکریم ، لولا انی رایتک تکرر هذه الفتوی المرویة لابی حنیفة مرارا و تکرارا فی هذا الموضوع و تستنتج منه شیا آخر ، لما ارسلت لک هذا الرد)

اخی لو تقراء ردودی فی الرسائل الخاصة لتری ان اکثرهم حول هذا الفتوی فحسب ، لا عن الفقه الحنفی بشکل عام !
عندی سوال هل جمیل ان یضع الانسان الرسائل الخاصة امام الجمیع ؟!!
فانا لادری کیف اطلعک علی صدق کلامی فی مسئلة القصاص الذی ذکرتها ؟
من ای کتاب فقهی ترید ان اتیتک بدلیل ؟!!الم اضع لک الرابط لکتاب الشیعی ؟!

لو ترید ان تستمر بهذه الحالة فلا تنتظر منی الرد
والسلام

احمدfff
Friday 7 December 2007, 11:10PM
سلام
اکتبُ بالعربیة
اخی الکریم الم تقراء قولی الذی کتبته البارحة :


اخی لو تقراء ردودی فی الرسائل الخاصة لتری ان اکثرهم حول هذا الفتوی فحسب ، لا عن الفقه الحنفی بشکل عام !
عندی سوال هل جمیل ان یضع الانسان الرسائل الخاصة امام الجمیع ؟!!
فانا لادری کیف اطلعک علی صدق کلامی فی مسئلة القصاص الذی ذکرتها ؟
من ای کتاب فقهی ترید ان اتیتک بدلیل ؟!!الم اضع لک الرابط الشیعی !!!

لو ترید ان تستمر بهذه الحالة فلا تنتظر منی الرد
والسلام


اخي امير

ما قلته عن الذي ارسائل الخاصه صحيح و انا طلبت منك ان نتحدث عن فقه ابو حنيفه في المنتدى وانت قلت على عين

انا لا ارى عيب في اظهار الرسائل الخاصه لئن لم نكتب فيها شي مخجل

كنت قد سئلتك عن وجهت نظرك في الحد على من تزوج امه او اخته لئن ابو حنيفه لو يقول زنا قال من تزوج
و لم تجبني
اخي انا لم اقول لا اصدقك ولاكن قلت اريد دليل من مراجع الذي نقلدهم في هذه المسئله

سجودی
Saturday 8 December 2007, 12:29AM
اقای احمدfff
بیا موضوع بحث را ببینیم که چه بود تا دریابیم کی از بحث فرار میکند
شما ادعا کردی ابو حنیفه میگوید زنا با مادر جایز است..... این است یکی از موضوع های مورد بحث
من گفتم کو دلیل؟
گفتی دلیل این است که میگوید حد ندارد
گفتم این که دلیل نمیشود تا تو نتیجه بگیری زنا را جایز میداند حتمآ دلیلی داشته که گفته حد ندارد
گفتی: این دلیل میشود. این دلیل میشود
گفتم: پس شیعه هم میگوید پدر که پسرش را کشت حد و قصاص ندارد یعنی نتیجه بگیریم که شیعه قتل فرزند را روا میدارد؟!
حالا تو میگویی
از بحث فرار نکن
من کی فرار کردم ؟کجا فرار کردم؟ من که فرار نکردم
راه چاره این است یا دلیلی بیاوری.... یا که قبول کنی که نمیتوان از فتوای ابو حنیفه نتیجه گرفت که او زنا با مادر را جایز میداند

سجودی
Saturday 8 December 2007, 12:41AM
به این سه جمله که هر سه از احمدfffاست توجه کنید
1- من ازت دليل خواستم كه در فقه شيعه اگر پدرپسر خود را كشت قصاص نداره یا داره و هنوز منتظر دليل هستم
2 - من نميگم كه حرف شما درست نيست ولي اين حرف شما اولين بار ميشنوم ميخواهم مطمئن شوم كه اين در فقه شيعیان است فقط همين

3 - يك سوال از شما ( از سجودی ) ميكنم اگر خواستيد جواب بدهيد در فقه شما (سنی ها ) اگر پدر پسرش را كشت قصاص عليه ان انجام ميشود؟
آقای محترم !! تو عوض آنکه در فقه ما بگردی و در باره آن سوال نمایی و عوض آنکه استنباطات خنده آور و در عین حال شرم آور از فقه ما کنی آیا بهتر نیست اول بری فقه خود را یاد بگیری
الله ترا هدایت کند .... آمین

احمدfff
Saturday 8 December 2007, 12:47AM
يك بار ديكر سوال ميكنم در فقه شما زنا با مادر و خاهر حد دارد يا ندارد لطفا جواب اين سوال را بدهيد



اين اخرين سوال من بود ايا جوابي نداري ؟

احمدfff
Saturday 8 December 2007, 01:03AM
اقای احمدfff
بیا موضوع بحث را ببینیم که چه بود تا دریابیم کی از بحث فرار میکند
شما ادعا کردی ابو حنیفه میگوید زنا با مادر جایز است..... این است یکی از موضوع های مورد بحث
من گفتم کو دلیل؟
از فتوای ابو حنیفه نتیجه گرفت که او زنا با مادر را جایز میداند

اقاي سجودي بس اين حرف ابو حنيفه معناش جيست ؟؟

خوب به اين حرف ابو حنيفه توجه كنم ميكويد اكر كسي با مادر و خاهر ازدواج كند و اون ميداند حرام است حد عليش نميباشد

وَقَالَ أَبُو حَنِيفَةَ : لَا حَدَّ عَلَيْهِ فِي ذَلِكَ كُلِّهِ ، وَلَا حَدَّ عَلَى مَنْ تَزَوَّجَ أُمَّهُ الَّتِي وَلَدَتْهُ ، وَابْنَتَهُ ، وَأُخْتَه ، وَجَدَّتَهُ ، وَعَمَّتَهُ ، وَخَالَتَهُ ، وَبِنْتَ أَخِيهِ ، وَبِنْتَ أُخْتِهِ - عَالِمًا بِقَرَابَتِهِنَّ مِنْهُ ، عَالِمًا بِتَحْرِيمِهِنَّ عَلَيْهِ ، وَوَطِئَهُنَّ كُلَّهُنَّ : فَالْوَلَدُ لَاحِقٌ بِهِ ، وَالْمَهْرُ وَاجِبٌ لَهُنَّ عَلَيْهِ ، وَلَيْسَ عَلَيْهِ إلَّا التَّعْزِيرُ دُونَ الْأَرْبَعِينَ فَقَطْ - وَهُوَ قَوْلُ سُفْيَانَ الثَّوْرِيِّ ، قَالَا : فَإِنْ وَطِئَهُنَّ بِغَيْرِ عَقْدِ

ايا اين معناش جائز بودن اين كار نيست ؟؟

ايا الان اكر شد كسي اينكار راكرد (در مذهب شما) ايا عليه انا حد وجود دارد يا ندارد

اكر معناش اين نيست جه معنا داره جرا ابو حنيفه اين حرف را زده
ميشود برايه من توضيح بدي يادت باشد ابو حنيفه نكوفته كه اين حرام است كوفت اون ميداند اين كار حرام است
اكرميخاي به قتل بدر و بسر استدلال كني اين حرف منطقي نيست
جون قتل مثل زنا نيست

احمدfff
Saturday 8 December 2007, 01:15AM
1-
آقای محترم !! تو عوض آنکه در فقه ما بگردی و در باره آن سوال نمایی و عوض آنکه استنباطات خنده آور و در عین حال شرم آور از فقه ما کنی آیا بهتر نیست اول بری فقه خود را یاد بگیری
الله ترا هدایت کند .... آمین



اين فقه شما است خند داره حرام خدا را حلال ميكنيد كدام عاقلي است كه بكويت اكر كسي با مادر ازدواج كرده يا خاهر بر او حد نيست

حتى اكر فقط كوفت باشه

شما شايد نداني هنوز از ابو حنيفه خيلي از اين حرفها است اكر ميخاهي برايت مياورم

سجودی
Saturday 8 December 2007, 01:36AM
ببین احمد آقا سوال های تو البته خیلی زیاده یکیش هم این است که پرسیدی:
يك بار ديكر سوال ميكنم در فقه شما زنا با مادر و خواهر حد دارد يا ندارد لطفا جواباين سوال را بدهيد

من اگر به این سوال شما جواب ندادم پس هر کس میفهمد که تو بحث را بردی
اما یکی یکی باید جواب بدهم اولین چیزی که تو اینجا مطرح کردی و شیفته از حیرت دهانش باز ماند این بود
در مذهب حنفي زنا با محارم مثل مادر و خواهر و دختر جائزاست
پس اجازه بده اول اين را حل كنيم
من از تو دلیل خواستم گفتی دلیلم این است که حنفی میگوید زنا با مادر حد ندارد
من برایت گفتم این دلیل كافي نيست
اين که من بگویم
روزه نگرفتن قضا ندارد
با اینکه بگویم
روزه گرفتن حرام است
دو حرف جدا است
تو حرف به اين سادگی را قبول نميكني
و با عجله ميروي سر سوال بعدي.... قسم به الله که سوال بعدی را هم جواب میدم اما اول این
آخر چرا فرار میکنی
شما میگی:
قتل مثل زنا نيست
بله نیست اما بدتر از زناست پس فقه شما بدتر از فقه ابو حنیفه است قبول داری؟

سجودی
Saturday 8 December 2007, 01:39AM
احمد fff میفرمایند
شما شايد نداني هنوز از ابو حنيفه خيلي از اين حرفها است اكر ميخاهي برايت مياورم
اول جواب سوال اول را بده بعد میاری بیار

احمدfff
Saturday 8 December 2007, 01:48AM
ببین احمد آقا سوال های تو البته خیلی زیاده یکیش هم این است که پرسیدی:
يك بار ديكر سوال ميكنم در فقه شما زنا با مادر و خواهر حد دارد يا ندارد لطفا جواباين سوال را بدهيد

من اگر به این سوال شما جواب ندادم پس هر کس میفهمد که تو بحث را بردی
اما یکی یکی باید جواب بدهم اولین چیزی که تو اینجا مطرح کردی و شیفته از حیرت دهانش باز ماند این بود
در مذهب حنفي زنا با محارم مثل مادر و خواهر و دختر جائزاست
پس اجازه بده اول اين را حل كنيم
من از تو دلیل خواستم گفتی دلیلم این است که حنفی میگوید زنا با مادر حد ندارد
من برایت گفتم این دلیل كافي نيست
اين که من بگویم
روزه نگرفتن قضا ندارد
با اینکه بگویم
روزه گرفتن حرام است
دو حرف جدا است
تو حرف به اين سادگی را قبول نميكني
و با عجله ميروي سر سوال بعدي.... قسم به الله که سوال بعدی را هم جواب میدم اما اول این
آخر چرا فرار میکنی
شما میگی:
قتل مثل زنا نيست
بله نیست اما بدتر از زناست پس فقه شما بدتر از فقه ابو حنیفه است قبول داری؟

احمدfff
Saturday 8 December 2007, 01:53AM
ببین احمد آقا سوال های تو البته خیلی زیاده یکیش هم این است که پرسیدی:
يك بار ديكر سوال ميكنم در فقه شما زنا با مادر و خواهر حد دارد يا ندارد لطفا جواباين سوال را بدهيد

من اگر به این سوال شما جواب ندادم پس هر کس میفهمد که تو بحث را بردی
اما یکی یکی باید جواب بدهم اولین چیزی که تو اینجا مطرح کردی و شیفته از حیرت دهانش باز ماند این بود
در مذهب حنفي زنا با محارم مثل مادر و خواهر و دختر جائزاست
پس اجازه بده اول اين را حل كنيم
من از تو دلیل خواستم گفتی دلیلم این است که حنفی میگوید زنا با مادر حد ندارد
من برایت گفتم این دلیل كافي نيست
اين که من بگویم
روزه نگرفتن قضا ندارد
با اینکه بگویم
روزه گرفتن حرام است
دو حرف جدا است
تو حرف به اين سادگی را قبول نميكني
و با عجله ميروي سر سوال بعدي.... قسم به الله که سوال بعدی را هم جواب میدم اما اول این
آخر چرا فرار میکنی
شما میگی:
قتل مثل زنا نيست
بله نیست اما بدتر از زناست پس فقه شما بدتر از فقه ابو حنیفه است قبول داری؟



اقاي سجودي

الان ارام يكي يكي از اول شروع ميكنيم

سوال من اين است اكر كسي زنا را با محرم انجام داد عليه ان حد است در فقه شما

فقط اين را جواب بده لطفا

احمدfff
Saturday 8 December 2007, 01:56AM
:

:
قتل مثل زنا نيست
بله نیست اما بدتر از زناست پس فقه شما بدتر از فقه ابو حنیفه است قبول داری؟


اقاي سجودي باور ميكني من در فقه شما ديدم كه اكر بدر بسر خود را كوشت قصاص ندارد

باور ميكني؟؟

سجودی
Saturday 8 December 2007, 04:16AM
نوشته های احمد را با رنگ سرخ مشخص کردم
این جمله را ببینید

اقاي سجودي باور ميكني من در فقه شما ديدم كه اگر بدر بسر خود را كشت قصاص ندارد
و حالا این را :
اين حرف شما اولين بار ميشنوم که در فقه شیعه اگر پدر پسر خود را کشت قصاص ندارد ميخواهم مطمئن شوم که شیعه این را میگوید یا نمیگوید
این است احمد که از فقه خود درباره قصاص اطلاع ندارد اما در فقه ما ، اقوال همه علماء را درباره قصاص میداند
حالا این را ببینید
در فقه شما سنی ها ديدم كه اكر بدر بسر خود را كشت قصاص ندارد
خوبه که دیدی خوب شد که دیدی حالا نتیجه بگیر که سنی ها قتل فرزند خود را جایز میدانند ... تا شیفته دو دستی بزند به سر خود و بگوید پناه بر خدا

سجودی
Saturday 8 December 2007, 04:23AM
احمد نوشت:
اقاي سجودي
الان ارام يكي يكي از اول شروع ميكنيم
سوال من اين است اكر كسي زنا را با محرم انجام داد عليه ان حد است در فقه شما
فقط اين را جواب بده لطفا
باشه جواب میدم اما بینندگان بدانند که احمد دلیلی بر این که سنی زنا با مادر خود را جایز میداند نیاورد
حالا جوابم به سوال جدید آقای احمد
بله هرکس زنا با محرم را انجام دهد در فقه ما علیه او حد مقرر شده جواب را گرفتی پس برو جلو

يا رسول الله
Saturday 8 December 2007, 08:06AM
ازدواج مخفيبراي اهل سنت، مجاز شد
دارالافتاء مصر همچنین اعلام کرده که درصورتی که حاکم کشوراسلامی تشخیص دهد که این امر به بی بند و باری می انجامد، می تواند این ازدواج رامنع کند.

كد خبر: ۶۲۰
تاريخانتشار: ۰۴:۰۳ - ۰۴ آبان ۱۳۸۶
تعدادبازديد: ۴۱۸۸





دارلافتاء مصر یا مرکز پژوهشهای اسلامی وابسته به دانشگاه الازهر اعلام کرده است که نوعی از ازدواج موسوم به «ازدواج مسیار» بلامانع است.

این ازدواج می تواند تحت شرایطی مخفیانه انجام شود و مرد حق دارد تا این ازدواج را از همسر رسمی خود پنهان کند.

مرکز پژوهشهای اسلامی الازهر، مهمترین نهاد تحقیقاتی در مصر و معتبرترین نهاد صدور فتوا در چندین کشور اسلامی به حساب می آید.

دارالافتاء مصر همچنین اعلام کرده که درصورتی که حاکم کشور اسلامی تشخیص دهد که این امر به بی بند و باری می انجامد، می تواند این ازدواج را منع کند.

«مسیار»، ازدواجی است که بیشتر مذاهب اهل سنت آن را مجاز می دانند. تفاوت ازدواج مسیار با ازدواج عادی این است که زن در این نوع ازدواج، از برخی حقوق خود مانند حق تامین مخارج زندگی و حق داشتن خانه مشترک با مرد، چشم پوشی می کند.

مولوی عبدالحمید، از روحانیون اهل سنت و امام جمعه زاهدان، می گوید که این نوع ازدواج بیشتر برای افرادی مطرح بوده که به مشاغلی مانند تجارت می پردازند و به دلیل مسافرتهای بسیار، ساکن بیش از یک کشور هستند.

او می افزاید که امروزه شمار زیادی از زنان خودکفا هستند و نیازی به تامین مخارج زندگی یا نفقه ندارند و حاضرند که از این حقوق خود بگذرند. به گفته مولوی عبدالحمید، در این صورت زن و مرد رابطه ای زناشویی برقرار می کنند.

برخی رسانه های عربی از استقبال ازدواج مسیار در میان دانشجویان و جوانان عرب خبر داده اند که لزوما نمی خواهند یا نمی توانند مانند زوجهای عادی با یکدیگر زندگی کنند. زیرا اگرچه در این نوع ازدواج، حضور دو شاهد در مراسم عقد الزامی است، ولی در مجموع ازدواجی مخفی به حساب می آید. مردانی که دارای همسر رسمی هستند نیز حق دارند که در صورت اقدام به ازدواج مسیار، این موضوع را از همسرانشان پوشیده نگه دارند.

مطرح شدن دوباره این نوع ازدواج با وضعیت اجتماعی امروز کشورهایی مانند مصر بی رابطه نیست. به گفته "حسیب عمار"، خبرنگار در قاهره، بالا رفتن هزینه های ازدواج، فقر اقتصادی و نیز بالا رفتن سن ازدواج از جمله دلایل روی آوردن برخی به این ازدواج است.

در عین حال به نظر می آید که انگیزه کسانی که در کشورهای ثروتمند عربی مانند عربستان و امیرنشین های حاشیه خلیج فارس به ازدواج مسیار روی می آورند، مشکلات اقتصادی نیست، بلکه برعکس، توان اقتصادی چنین ازدواجی را برای آنها آسان می کند.

امری که به گفته حسیب عمار منتقدان این نوع ازدواج آنرا اینگونه مطرح می کنند: منتقدین در مصر می گویند که در این نوع ازدواج، فقط زن برای ارضای تمایلات جنسی مرد و عمدتا به دلیل نیازمندی مالی و فقر تن به ازدواج می دهد. آنها می گویند که این امر ارزش زن را پایین می آورد و آنان را در خدمت مردان ثروتمند و هوسران قرار می دهد.

شواهدی که رسانه های کشورهای عربی به آن استناد می کنند، حاکی از این است که این نوع ازدواج بیشتر در میان مردانی که دارای همسر رسمی هستند طرفدار دارد. با این حساب، آیا مسیار مشابه ازدواج موقت یا متعه است که مذهب شیعه آنرا به رسمیت می شناسد و اخیرا در ایران نیز بحثهای زیادی درباره آن مطرح بوده است؟

برخی می گویند که چون فرد در ازدواج مسیار بدون نیت تشکیل خانواده، ازدواج می کند، و احتمال طلاق در این ازدواج زیاد است، مشابه ازدواج موقت است.

ولی مولوی عبدالحمید نظری دیگر دارد. او می گوید که از نظر اهل سنت، ازدواج موقت باطل است و به هیچوجه مجاز نیست و در عقد مسیار محدودیت زمانی مانند عقد موقت ذکر نمی شود به هر حال جایز دانستن هر دو نوع ازدواج مسیار و متعه، به جایز دانستن پدیده چند همسری در اسلام بر می گردد.

مخالفت زنان با پدیده چند همسری و نیز ازدواجهایی مانند مسیار و متعه در تونس باعث شده است که قوانین این کشور اساسا چند همسری را ممنوع اعلام کند. اما سوزان مبارک، همسر رییس جمهور مصر می گوید که نمی توان انتظار داشت چنین چیزی در دیگر کشورهای اسلامی مانند مصر تحقق یابد: من فکر نمی کنم که ما بتوانیم در مصر این مسائل را قانونا ممنوع کنیم. شاید شرایطی که در کشوری مانند تونس هست، با اینجا و دیگر کشورهای اسلامی تفاوت دارد. ازدواج مکرر مردان چیزی نیست که بتوان آن را با توسل به قانون و یا زور متوقف کرد، ولی شاید بتوان با بالا بردن سطح آگاهی خانواده آن را کنترل کرد.

برخی کارشناسان می گویند که به نظر می آید برخی دولتهای اسلامی با گسترده شدن چنین ازدواجهایی موافق هستند. زیرا از دید آنها این نوع ازدواجها می تواند به کاهش مشکلاتی منجر شود که باعث سخت تر شدن شرایط ازدواج شده است.

ولی منتقدین می گویند که به کار بردن چنین روشهایی بدون توجه اصولی به بهبود وضعیت اقتصادی مردم، پیامدی جز بدتر شدن وضعیت زنان در جوامع اسلامی و پایین رفتن آمار ازدواج در این کشورها ندارد.

آنان همچنین، گسترش ازدواج مخفیانه را عامل افزایش ریاکاری و سست تر شدن بنیان خانواده می دانند.


اقاي سجودي ديدي راه پيامبر همان راهي است كه توسط علي و فرزندان علي مشخص مي شود خنده داره :smile21:اقايان علماي شما بعد از 1400سال به اين نتيجه رسيده اند تازه از رو هم نمي روند خوب بايد يه چيزي از ان مثل ما نباشد تا كم نياورند شما ها بعد از 1400 سال به اين نتيجه رسيديد در حالي كه ما از ان زمان تا به حال به اين موضوع عمل مي كنيم :smile21::smile21:
خداوند چقدر زود دروغگويان را رسوا ميكند:smile21:


به سخنان ما و سخنان انها به رفتار ما و رفتار انها و به مرگ ما و مرگ انها نظر كنيد و عبرت بگيريد

از سخنان امام علي

سجودی
Saturday 8 December 2007, 08:48AM
دوست گرامی آقای یا رسول الله سلام
فعلا با احمد در گیرم اجازه بدهید گفتگو با او را بجایی برسانم بعد در این باره جوابی عرض کنم

سجودی
Saturday 8 December 2007, 08:55AM
حالا بیایید ببینیم اصلا قضیه چیست تمام نوشته هام بر اساس نوشته های همان آدرسی است که احمد اف اف اف داده
سوال 1 ایا در مذهب حنفي زنا با محارم مثل مادر و خواهر و دختر جائز است
جواب= جایز نیست هیچ جای آدرسی که داده این را نمیگوید عنوان مسئله هم درباره مجازات فاعل است نه جایز بودن یا نبودن زنا با محارم
عقیده سنی ها این است اگر کسی بگوید ازدواج یا زنا با محارم جایز است کافر میشود در این هیچکس اختلاف ندارد
سوال 2 -- آیا در فقه حنفی زنا با محارم حد ندارد ؟
دارد حد کامل دارد اما احمد از بی اطلاعی خود متوجه نشده..... در آدرسی که داده آمده دو شاگرد خاص ابو حنیفه را رای بر این بوده که نزدیکی با محارم چه با عقد چه بی عقد زنا محسوب میشود و حد کامل باید جاری شود
حالا نا آگاهی احمد در این است که نمیداند در فقه حنفی اگر این دو نفر متفقآ خلاف استاد خود رای داشتند رای استاد در مذهب حنفی کار برد ندارد بزبان ساده در مذهب حنفی کسی که با مادر خود عروسی کند حد کامل بر او جاری میشود برای همین است که طول تاریخ خلاف این دیده نشده
سوال 3 _ ایا ابو حنیفه معتقد بوده زنا با مادر حد ندارد
گفته زنا، حد کامل دارد اما اگر او مادرش را عقد کرده باشد در آن صورت این نکاح فاسد است و مجازات نکاح فاسد بر آن جاری میشود
نه حد زنا ........ پس میبینید که در این حالت هم ازدواج را باطل میداند و احمد بیخود هیاهو راه انداخته
و تازه این را هیچکس از او قبول نکرده حتی چوپان حنفی که در کوههای هیمالیا زندگی میکند این گفته ابو حنیفه را قبول نکرده و به دیوار زده
زیرا خود ابو حنیفه به آنها ( به حنفی ها ) یاد داده که اگر حرفش خلاف اسلام باشد ان نوشته را به دیوار بزنند تا اینجا را داشته باشید هنوز حرفم تمام نشده

احمدfff
Saturday 8 December 2007, 09:55AM
نوشته های احمد را با رنگ سرخ مشخص کردم
این جمله را ببینید

اقاي سجودي باور ميكني من در فقه شما ديدم كه اگر بدر بسر خود را كشت قصاص ندارد
و حالا این را :
اين حرف شما اولين بار ميشنوم که در فقه شیعه اگر پدر پسر خود را کشت قصاص ندارد ميخواهم مطمئن شوم که شیعه این را میگوید یا نمیگوید
این است احمد که از فقه خود درباره قصاص اطلاع ندارد اما در فقه ما ، اقوال همه علماء را درباره قصاص میداند
حالا این را ببینید
در فقه شما سنی ها ديدم كه اكر بدر بسر خود را كشت قصاص ندارد
خوبه که دیدی خوب شد که دیدی حالا نتیجه بگیر که سنی ها قتل فرزند خود را جایز میدانند ... تا شیفته دو دستی بزند به سر خود و بگوید پناه بر خدا

با عرض سلام

اقاي سجودي وقتي كه به شما كوفتم در فقه شما كشتن بسر توسط بدر قصاص ندارد حسابي جا خوردي جون خون خيال ميكردي اينها فقط شيعيان ميكوين

قبل كه نداني اين در فقه شما هم هست اين حرف شما بود با رنك قرمز

سجودي شما میگی:
قتل مثل زنا نيست
بله نیست اما بدتر از زناست پس فقه شما بدتر از فقه ابو حنیفه است قبول داری؟

من اين را ديروز ديدم كه در فقه شما قصاص ندارد

وقتي كه داشتم دنباله حكم قتل بدر به بسر خود

شيفته خانم هنوز از فقه ابو حنيفه جيزي نميداند و نه فقط شيفته اكثره شيعيان نميدان

من به شيفته خانم كوفتم اكر عربي بلدن ميتوام ادرس بدم خود ببينن

احمدfff
Saturday 8 December 2007, 10:01AM
احمد نوشت:
اقاي سجودي
الان ارام يكي يكي از اول شروع ميكنيم
سوال من اين است اكر كسي زنا را با محرم انجام داد عليه ان حد است در فقه شما
فقط اين را جواب بده لطفا
باشه جواب میدم اما بینندگان بدانند که احمد دلیلی بر این که سنی زنا با مادر خود را جایز میداند نیاورد
حالا جوابم به سوال جدید آقای احمد
بله هرکس زنا با محرم را انجام دهد در فقه ما علیه او حد مقرر شده جواب را گرفتی پس برو جلو

ولي اين حرف شما بر خلاف فقه ابو حنيفه است ابو حنيفه ميكويد حد ندارد و شما ميكوئي دارد

اين را برايه ما توضيح بده

احمدfff
Saturday 8 December 2007, 10:13AM
حالا بیایید ببینیم اصلا قضیه چیست تمام نوشته هام بر اساس نوشته های همان آدرسی است که احمد اف اف اف داده
سوال 1 ایا در مذهب حنفي زنا با محارم مثل مادر و خواهر و دختر جائز است
جواب= جایز نیست هیچ جای آدرسی که داده این را نمیگوید عنوان مسئله هم درباره مجازات فاعل است نه جایز بودن یا نبودن زنا با محارم
عقیده سنی ها این است اگر کسی بگوید ازدواج یا زنا با محارم جایز است کافر میشود در این هیچکس اختلاف ندارد




اقاي سجودي شما عربي بلدي خاني ؟؟

اكر بلد باشي خيلي بي انصافي

ادرسي كه به شما دادم و شما قبول كرديد

اين را واضح نوشته ابو حنيفه كوفته هيج حدي بر كسي كه با مادر و خاهر خود ازدواج كند نيست

حتى اكر بداند اين حرام است

شما ميكوئي حد داره و ابو حنيفه ميكويد نداره

شما از كوفتار ابو حنيفه كه حد شرع را اسقاط كند جه نتيجه ميكيري جز بلا مانع اين كار ؟؟

احمدfff
Saturday 8 December 2007, 10:30AM
سوال 2 -- آیا در فقه حنفی زنا با محارم حد ندارد ؟
دارد حد کامل دارد اما احمد از بی اطلاعی خود متوجه نشده..... در آدرسی که داده آمده دو شاگرد خاص ابو حنیفه را رای بر این بوده که نزدیکی با محارم چه با عقد چه بی عقد زنا محسوب میشود و حد کامل باید جاری شود
حالا نا آگاهی احمد در این است که نمیداند در فقه حنفی اگر این دو نفر متفقآ خلاف استاد خود رای داشتند رای استاد در مذهب حنفی کار برد ندارد بزبان ساده در مذهب حنفی کسی که با مادر خود عروسی کند حد کامل بر او جاری میشود برای همین است که طول تاریخ خلاف این دیده نشده





شما اين حرفهايت به كسي بزن كه عربي بلد نباشه شياد باور كنه

اين سئله خيلي واضح است از فقه ابو حنيفه

ابو حنيفه نه فقط ميكويد حدي نداره بلكه ميكويد با مهر را هم بدهد

خوب بخان اكر عربي بلد باشي

وَقَالَ أَبُو حَنِيفَةَ : لَا حَدَّ عَلَيْهِ فِي ذَلِكَ كُلِّهِ ، وَلَا حَدَّ عَلَى مَنْ تَزَوَّجَ أُمَّهُ الَّتِي وَلَدَتْهُ ، وَابْنَتَهُ ، وَأُخْتَه ، وَجَدَّتَهُ ، وَعَمَّتَهُ ، وَخَالَتَهُ ، وَبِنْتَ أَخِيهِ ، وَبِنْتَ أُخْتِهِ - عَالِمًا بِقَرَابَتِهِنَّ مِنْهُ ، عَالِمًا بِتَحْرِيمِهِنَّ عَلَيْهِ ، وَوَطِئَهُنَّ كُلَّهُنَّ : فَالْوَلَدُ لَاحِقٌ بِهِ ،وَالْمَهْرُ وَاجِبٌ لَهُنَّ عَلَيْهِ ، وَلَيْسَ عَلَيْهِ إلَّا التَّعْزِيرُ دُونَ الْأَرْبَعِينَ فَقَطْ - وَهُوَ قَوْلُ سُفْيَانَ الثَّوْرِيِّ

احمدfff
Saturday 8 December 2007, 10:37AM
سوال 3 _ ایا ابو حنیفه معتقد بوده زنا با مادر حد ندارد
گفته زنا، حد کامل دارد اما اگر او مادرش را عقد کرده باشد در آن صورت این نکاح فاسد است و مجازات نکاح فاسد بر آن جاری میشود
نه حد زنا ........ پس میبینید که در این حالت هم ازدواج را باطل میداند و احمد بیخود هیاهو راه انداخته
و تازه این را هیچکس از او قبول نکرده حتی چوپان حنفی که در کوههای هیمالیا زندگی میکند این گفته ابو حنیفه را قبول نکرده و به دیوار زده
زیرا خود ابو حنیفه به آنها ( به حنفی ها ) یاد داده که اگر حرفش خلاف اسلام باشد ان نوشته را به دیوار بزنند تا اینجا را داشته باشید هنوز حرفم تمام نشده



شما ميكوئي نكاح فاسد است ابو حنيفه ميكويد بايد مهريه بايد بدهت حرف كدام از شما را قبول كنيم

،وَالْمَهْرُ وَاجِبٌ لَهُنَّ عَلَيْهِ ، وَلَيْسَ عَلَيْهِ إلَّا التَّعْزِيرُ دُونَ الْأَرْبَعِينَ فَقَطْ - وَهُوَ قَوْلُ سُفْيَانَ الثَّوْرِيِّ

باز هم خيلي ازفقه ابو حنيفه ماند كه نياز به كوفتكو دارد اكر خاستي من يكي از مسائل ابو حنيفه مياورم و شما ثابت كن اين حرف او نيست

منتظر جواب شما هستم

سجودی
Saturday 8 December 2007, 11:10AM
احمد اف اف اف محترم : حالا دارد بحث من و تو در یک نکته متمرکز میشود بیا ببینیم تا کجا رفته ایم پرسیدی:
اقاي سجودي الان ارام يكي يكي از اول شروع ميكنيم سوال من اين است اكر كسي زنا را با محرم انجام داد عليه ان حد است در فقه شما
بله هرکس زنا با محرم را انجام دهد در فقه ما علیه او حد مقرر شده جواب را گرفتی پس برو جلو
ولي اين حرف شما بر خلاف فقه ابو حنيفه است ابو حنيفه ميكويد حد ندارد و شما ميكویی دارد
بیا این را از نشانی که شما دادید شاهد آوردم و دور نرفتم ... ببینید که دو یار ابو حنیفه میگویند: چه زنا ، چه ازدواج با محارم حکمش یکیه..... حکمش حد کامل است
((وَقَدْ اخْتَلَفَ النَّاسُ فِي هَذَا : فَقَالَتْ طَائِفَةٌ : مَنْ تَزَوَّجَ أُمَّهُ أَوْ ابْنَتَهُ أَوْ حَرِيمَتَهُ أَوْ زَنَى بِوَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ ، فَكُلُّ ذَلِكَ سَوَاءٌ ، وَهُوَ كُلُّهُ زِنًى ، وَالزَّوَاجُ كُلُّهُ زَوَاجٌ إذَا كَانَ عَالِمًا بِالتَّحْرِيمِ ، وَعَلَيْهِ حَدُّ الزِّنَى كَامِلًا ، وَلَا يَلْحَقُ الْوَلَدُ فِي الْعَقْدِ . وَهُوَ قَوْلُ الْحَسَنِ ، وَمَالِكٍ ، وَالشَّافِعِيِّ ، وَأَبِي ثَوْرٍ ، وَأَبِي يُوسُفَ ، وَمُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ - صَاحِبِي أَبِي حَنِيفَةَ))
حالا بدان که احناف یک قانون برای خود دارند یعنی اگر این دونفر ( دو شاگرد ابو حنیفه ) باهم یک چیز بگویند ابو حنیفه چیز دیگر رای ابو حنیفه را قبول نمیکنند و رای این دو نفر را مذهب خود قرار میدهند
پس فقه ابو حنیفه ( احناف ) در این باره همان را میگوید که دو یار ابو حنیفه گفته اند نه خود ابو حنیفه
بزبان ساده در مذهب حنفی کسی که با مادر خود عروسی کند حد کامل بر او جاری میشود برای همین است که طول تاریخ خلاف این دیده نشده
و بدان ابو حنیفه معتقد بوده زنا با مادر حد کامل دارد
اما اگر او مادرش را عقد کرده باشد در آن صورت این نکاح فاسد است و حد نکاح فاسد بر آن جاری میشود نه حد زنا
پس میبینید که در این حالت هم ازدواج را باطل میداند و احمد بیخود هیاهو راه انداخته ای
و تازه این را هیچکس از او( از ابو حنیفه ) قبول نکرده حتی چوپان های حنفی که در کوههای هیمالیا زندگی میکنند این گفته ابو حنیفه را قبول نکرده و به دیوار زده اند
زیرا خود ابو حنیفه به آنها ( به حنفی ها ) یاد داده که اگر حرفش خلاف اسلام باشد ان نوشته را به دیوار بزنند

احمدfff
Saturday 8 December 2007, 11:29AM
احمد اف اف اف محترم : حالا دارد بحث من و تو در یک نکته متمرکز میشود بیا ببینیم تا کجا رفته ایم پرسیدی:
اقاي سجودي الان ارام يكي يكي از اول شروع ميكنيم سوال من اين است اكر كسي زنا را با محرم انجام داد عليه ان حد است در فقه شما
بله هرکس زنا با محرم را انجام دهد در فقه ما علیه او حد مقرر شده جواب را گرفتی پس برو جلو
ولي اين حرف شما بر خلاف فقه ابو حنيفه است ابو حنيفه ميكويد حد ندارد و شما ميكویی دارد

بیا این را از نشانی که شما دادید شاهد آوردم و دور نرفتم ... ببینید که دو یار ابو حنیفه میگویند: چه زنا ، چه ازدواج با محارم حکمش یکیه..... حکمش حد کامل است
((وَقَدْ اخْتَلَفَ النَّاسُ فِي هَذَا : فَقَالَتْ طَائِفَةٌ : مَنْ تَزَوَّجَ أُمَّهُ أَوْ ابْنَتَهُ أَوْ حَرِيمَتَهُ أَوْ زَنَى بِوَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ ، فَكُلُّ ذَلِكَ سَوَاءٌ ، وَهُوَ كُلُّهُ زِنًى ، وَالزَّوَاجُ كُلُّهُ زَوَاجٌ إذَا كَانَ عَالِمًا بِالتَّحْرِيمِ ، وَعَلَيْهِ حَدُّ الزِّنَى كَامِلًا ، وَلَا يَلْحَقُ الْوَلَدُ فِي الْعَقْدِ . وَهُوَ قَوْلُ الْحَسَنِ ، وَمَالِكٍ ، وَالشَّافِعِيِّ ، وَأَبِي ثَوْرٍ ، وَأَبِي يُوسُفَ ، وَمُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ - صَاحِبِي أَبِي حَنِيفَةَ))

دوست كرامي اين حرفهاي كه نقل كردي يك طائفه يعني يك قومي كوفتن حد دارد

و بعد از ابو حنيفه نقل ميكنم ك كوفته حد ندارد شما ميخاي با اين جملات بازي كني نميتواني

احمدfff
Saturday 8 December 2007, 11:36AM
احمد اف اف اف محترم : حالا دارد بحث من و تو در یک نکته متمرکز میشود بیا ببینیم تا کجا رفته ایم پرسیدی:
اقاي سجودي الان ارام يكي يكي از اول شروع ميكنيم سوال من اين است اكر كسي زنا را با محرم انجام داد عليه ان حد است در فقه شما
بله هرکس زنا با محرم را انجام دهد در فقه ما علیه او حد مقرر شده جواب را گرفتی پس برو جلو
ولي اين حرف شما بر خلاف فقه ابو حنيفه است ابو حنيفه ميكويد حد ندارد و شما ميكویی دارد

بیا این را از نشانی که شما دادید شاهد آوردم و دور نرفتم ... ببینید که دو یار ابو حنیفه میگویند: چه زنا ، چه ازدواج با محارم حکمش یکیه..... حکمش حد کامل است
((وَقَدْ اخْتَلَفَ النَّاسُ فِي هَذَا : فَقَالَتْ طَائِفَةٌ : مَنْ تَزَوَّجَ أُمَّهُ أَوْ ابْنَتَهُ أَوْ حَرِيمَتَهُ أَوْ زَنَى بِوَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ ، فَكُلُّ ذَلِكَ سَوَاءٌ ، وَهُوَ كُلُّهُ زِنًى ، وَالزَّوَاجُ كُلُّهُ زَوَاجٌ إذَا كَانَ عَالِمًا بِالتَّحْرِيمِ ، وَعَلَيْهِ حَدُّ الزِّنَى كَامِلًا ، وَلَا يَلْحَقُ الْوَلَدُ فِي الْعَقْدِ . وَهُوَ قَوْلُ الْحَسَنِ ، وَمَالِكٍ ، وَالشَّافِعِيِّ ، وَأَبِي ثَوْرٍ ، وَأَبِي يُوسُفَ ، وَمُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ - صَاحِبِي أَبِي حَنِيفَةَ))







دوست كرامي اين حرفهاي كه نقل كردي يك طائفه يعني يك قومي كوفتن حد دارد

و بعد از ابو حنيفه نقل ميكنم كه كوفته حد ندارد شما ميخاي با اين جملات بازي كني نميتواني

سجودی
Saturday 8 December 2007, 03:06PM
دوستان عزیز احمد اف اف اف مرا مجبور کرد نوشته ای که خودش شاهد آورده را ترجمه کنم
. وَقَالَ أَبُو حَنِيفَةَ : وَلَا حَدَّ عَلَى مَنْ تَزَوَّجَ أُمَّهُ الَّتِي وَلَدَتْهُ ، وَابْنَتَهُ ، وَأُخْتَه ، وَجَدَّتَهُ ، وَعَمَّتَهُ ، وَخَالَتَهُ ، وَبِنْتَ أَخِيهِ ، وَبِنْتَ أُخْتِهِ - عَالِمًا بِقَرَابَتِهِنَّ مِنْهُ ، عَالِمًا بِتَحْرِيمِهِنَّ عَلَيْهِ ، وَوَطِئَهُنَّ كُلَّهُنَّ : فَالْوَلَدُ لَاحِقٌ بِهِ ، وَالْمَهْرُ وَاجِبٌ لَهُنَّ عَلَيْهِ ، وَلَيْسَ عَلَيْهِ إلَّا التَّعْزِيرُ دُونَ الْأَرْبَعِينَ فَقَطْ - وَهُوَ قَوْلُ سُفْيَانَ الثَّوْرِيِّ ، قَالَا : فَإِنْ وَطِئَهُنَّ بِغَيْرِ عَقْدِ نِكَاحٍ فَهُوَ زِنًى ، عَلَيْهِ مَا عَلَى الزَّانِي مِنْ الْحَدِّ .
یعنی....و ابو حنیفه گفت: کسیکه با مادر و دختر و خواهر خود ازدواج و نزدیکی کند؛ هرچند که بداند اینکار حرام است و هرچند که بداند انها محارم او هستند ؛ باید مهر بدهد. فرزند پیدا شده بود از او میشود و کمتر از 40 ضربه شلاق میخورد و این نظر سفیان ثوری هم هست و ان دو می گویند اگر با محارم هم آغوشی کرد (بدون نکاح) پس حکمش، حکم زنا و حد ش حد کامل زنا است
قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ رَحِمَهُ اللَّهُ : فَلَمَّا اخْتَلَفُوا كَمَا ذَكَرْنَا وَجَبَ أَنْ نَنْظُرَ فِي ذَلِكَ لِيَلُوحَ الْحَقُّ فَنَتَّبِعُهُ - إنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى - فَبَدَأْنَا بِمَا احْتَجَّ بِهِ أَبُو حَنِيفَةَ وَمَنْ قَلَّدَهُ لِقَوْلِهِ ، فَوَجَدْنَاهُمْ يَقُولُونَ : إنَّ اسْمَ " الزِّنَى " غَيْرُ اسْمِ " النِّكَاحِ " فَوَاجِبٌ أَنْ يَكُونَ لَهُ غَيْرُ حُكْمِهِ . فَإِذَا قُلْتُمْ : زَنَى بِأُمِّهِ - فَعَلَيْهِ مَا عَلَى الزَّانِي ؟ وَإِذَا قُلْتُمْ : تَزَوَّجَ أُمَّهُ ، فَالزَّوَاجُ غَيْرُ الزِّنَى فَلَا حَدَّ فِي ذَلِكَ ، وَإِنَّمَا هُوَ نِكَاحٌ فَاسِدٌ ، فَحُكْمُهُ حُكْمُ النِّكَاحِ الْفَاسِدِ ، مِنْ سُقُوطِ الْحَدِّ ، وَلِحَاقِ الْوَلَدِ ، وَوُجُوبِ الْمَهْرِ - وَمَا نَعْلَمُ لَهُمْ تَمْوِيهًا غَيْرَ هَذَا ، وَهُوَ كَلَامٌ فَاسِدٌ ، وَاحْتِجَاجٌ فَاسِدٌ ،
یعنی... ابو محمد رحمه الله میگوید حالا که مردمان اختلاف دارند در این باره، بیایید حق را پیدا و پیروی کنیم
و ادامه میدهد :
اول با ابو حنیفه و مقلدینش بحث کردیم و اونها را دیدیم که هیچ دلیلی برای این فتوای خود ندارند مگر اینکه میگویند:
(( اگر گفتید که زنا کرد پس حکم زنا را دارد .. و اگر گفتید نکاح، حکم نکاح فاسد را دارد و نکاح فاسد سه حکم دارد1 حد ندارد 2 بچه به پدر میرسد 3 و مهر واجب میشود ))
ابو محمد میگوید از ابو حنیفه و اتباعش غیر این، دلیلی برای صدور این حکم ندیدیم و این حرف، قولی فاسد است و احتجاج آنها به دلیلی فاسد است .... الی آخر که دلیل میاورد چرا ابی حنیفه بر خطا است
خوب حالا هیاهوی احمد اف اف اف را ببینید که هنوز اصرار دارد که حنفی ها و ابو حنیفه ازدواج با مادر را حلال میدانند
بابا ابو حنیفه فقط گناهش اینه که گفته با این جرم شنیع ، معامله نکاح فاسد را بکنید نه معامله زنا را
این احمد اف اف اف آدرسی که خودش داده را هم قبول ندارد من که جایی دور نرفتم از آدرسی که او نشانی داد ، دلیل آوردم

احمدfff
Saturday 8 December 2007, 03:37PM
دوستان عزیز احمد اف اف اف مرا مجبور کرد نوشته ای که خودش شاهد آورده را ترجمه کنم
. وَقَالَ أَبُو حَنِيفَةَ : وَلَا حَدَّ عَلَى مَنْ تَزَوَّجَ أُمَّهُ الَّتِي وَلَدَتْهُ ، وَابْنَتَهُ ، وَأُخْتَه ، وَجَدَّتَهُ ، وَعَمَّتَهُ ، وَخَالَتَهُ ، وَبِنْتَ أَخِيهِ ، وَبِنْتَ أُخْتِهِ - عَالِمًا بِقَرَابَتِهِنَّ مِنْهُ ، عَالِمًا بِتَحْرِيمِهِنَّ عَلَيْهِ ، وَوَطِئَهُنَّ كُلَّهُنَّ : فَالْوَلَدُ لَاحِقٌ بِهِ ، وَالْمَهْرُ وَاجِبٌ لَهُنَّ عَلَيْهِ ، وَلَيْسَ عَلَيْهِ إلَّا التَّعْزِيرُ دُونَ الْأَرْبَعِينَ فَقَطْ - وَهُوَ قَوْلُ سُفْيَانَ الثَّوْرِيِّ ، قَالَا : فَإِنْ وَطِئَهُنَّ بِغَيْرِ عَقْدِ نِكَاحٍ فَهُوَ زِنًى ، عَلَيْهِ مَا عَلَى الزَّانِي مِنْ الْحَدِّ .
یعنی....و ابو حنیفه گفت: کسیکه با مادر و دختر و خواهر خود ازدواج و نزدیکی کند؛ هرچند که بداند اینکار حرام است و هرچند که بداند انها محارم او هستند ؛ باید مهر بدهد. فرزند پیدا شده بود از او میشود و کمتر از 40 ضربه شلاق میخورد و این نظر سفیان ثوری هم هست و ان دو می گویند اگر با محارم هم آغوشی کرد (بدون نکاح) پس حکمش، حکم زنا و حد ش حد کامل زنا است
،


این احمد اف اف اف آدرسی که خودش داده را هم قبول ندارد من که جایی دور نرفتم از آدرسی که او نشانی داد ، دلیل آوردم

اقاي سجودي اين ترجمه شما صحيح نيست شما عمدن يا سهون جند تا حرف از اين كه اساس است ترجمه نكردي جرا؟؟

شما جرا ولا حد را ترجمه نكردي اين سه كلم معنا كل حرف را تغير داد

احمدfff
Saturday 8 December 2007, 04:16PM
[quote=سجودی;230303]دوستان عزیز احمد اف اف اف مرا مجبور کرد نوشته ای که خودش شاهد آورده را ترجمه کنم
. وَقَالَ أَبُو حَنِيفَةَ : وَلَا حَدَّ عَلَى مَنْ تَزَوَّجَ أُمَّهُ الَّتِي وَلَدَتْهُ ، وَابْنَتَهُ ، وَأُخْتَه ، وَجَدَّتَهُ ، وَعَمَّتَهُ ، وَخَالَتَهُ ، وَبِنْتَ أَخِيهِ ، وَبِنْتَ أُخْتِهِ - عَالِمًا بِقَرَابَتِهِنَّ مِنْهُ ، عَالِمًا بِتَحْرِيمِهِنَّ عَلَيْهِ ، وَوَطِئَهُنَّ كُلَّهُنَّ : فَالْوَلَدُ لَاحِقٌ بِهِ ، وَالْمَهْرُ وَاجِبٌ لَهُنَّ عَلَيْهِ ، وَلَيْسَ عَلَيْهِ إلَّا التَّعْزِيرُ دُونَ الْأَرْبَعِينَ فَقَطْ - وَهُوَ قَوْلُ سُفْيَانَ الثَّوْرِيِّ ، قَالَا : فَإِنْ وَطِئَهُنَّ بِغَيْرِ عَقْدِ نِكَاحٍ فَهُوَ زِنًى ، عَلَيْهِ مَا عَلَى الزَّانِي مِنْ الْحَدِّ .
یعنی....و ابو حنیفه گفت: کسیکه با مادر و دختر و خواهر خود ازدواج و نزدیکی کند؛ هرچند که بداند اینکار حرام است و هرچند که بداند انها محارم او هستند ؛ باید مهر بدهد. فرزند پیدا شده بود از او میشود و کمتر از 40 ضربه شلاق میخورد و این نظر سفیان ثوری هم هست و ان دو می گویند اگر با محارم هم آغوشی کرد (بدون نکاح) پس حکمش، حکم زنا و حد ش حد کامل زنا است
quote]

اقاي سجودي اميد وارم خوب توجه كنيد در اول جمله ميكويد هيج حدي بر كسي كه با مادر و خاهر خود ازدواج كند يعني بين انها عقد ازدواج باشد

در اخر جمله ميكويد فان وطئهن بغير عقد نكاح فهو زنا عليه ما على الزاني من الحد

در اخر ميكويد اكر بدون عقد ازدواج بود حكم ان حكمي زاني است

سجودی
Saturday 8 December 2007, 05:17PM
آقای احمد اف اف اف دوباره نوشته ام را مینویسم جاهایی را که با خط آبی مشخص کردم دلیل است که من درست ترجمه کردم و تو داری بازی میکنی که راه فراری بیابی

. وَقَالَ أَبُو حَنِيفَةَ : وَلَا حَدَّ عَلَى مَنْ تَزَوَّجَ أُمَّهُ الَّتِي .....
یعنی....و ابو حنیفه گفت: کسیکه با مادر و دختر و خواهر خود ازدواج و نزدیکی کند؛ هرچند که بداند اینکار حرام است و هرچند که بداند انها محارم او هستند ؛ باید مهر بدهد. فرزند پیدا شده بود از او میشود و کمتر از 40 ضربه شلاق میخورد و این نظر سفیان ثوری هم هست و ان دو می گویند اگر با محارم هم آغوشی کرد (بدون نکاح) پس حکمش، حکم زنا و حد ش حد کامل زنا است
قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ رَحِمَهُ اللَّهُ : فَلَمَّا اخْتَلَفُوا كَمَا ذَكَرْنَا وَجَبَ أَنْ نَنْظُرَ فِي ذَلِكَ لِيَلُوحَ الْحَقُّ فَنَتَّبِعُهُ - إنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى - فَبَدَأْنَا بِمَا احْتَجَّ بِهِ أَبُو حَنِيفَةَ وَمَنْ قَلَّدَهُ.....
یعنی... ابو محمد رحمه الله میگوید حالا که مردمان اختلاف دارند در این باره، بیایید حق را پیدا و پیروی کنیم
و ادامه میدهد :
اول با ابو حنیفه و مقلدینش بحث کردیم و اونها را دیدیم که هیچ دلیلی برای این فتوای خود ندارند مگر اینکه میگویند:
(( اگر گفتید که زنا کرد پس حکم زنا را دارد .. و اگر گفتید نکاح، حکم نکاح فاسد را دارد و نکاح فاسد سه حکم دارد1 حد ندارد 2 بچه به پدر میرسد 3 و مهر واجب میشود ))
ابو محمد میگوید از ابو حنیفه و اتباعش غیر این، دلیلی برای صدور این حکم ندیدیم و این حرف، قولی فاسد است و احتجاج آنها به دلیلی فاسد است .... الی آخر که دلیل میاورد چرا ابی حنیفه بر خطا است
خوب حالا هیاهوی احمد اف اف اف را ببینید که هنوز اصرار دارد که حنفی ها و ابو حنیفه ازدواج با مادر را حلال میدانند
بابا ابو حنیفه فقط گناهش اینه که گفته با این جرم شنیع ، معامله نکاح فاسد را بکنید نه معامله زنا را
پس دیدی آقا احمد که من بصراحت نظر ابو حنیفه را ترجمه کردم
آقا احمد جان بازی نکن....... جواب بده

http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/statusicon/user_offline.gif http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/buttons/reputation.gif (http://www.iranclubs.net/forums/reputation.php?p=230303) vbrep_register("230303") http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/buttons/report.gif (http://www.iranclubs.net/forums/report.php?p=230303) http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/misc/progress.gif

احمدfff
Saturday 8 December 2007, 06:10PM
آقای احمد اف اف اف دوباره نوشته ام را مینویسم جاهایی را که با خط آبی مشخص کردم دلیل است که من درست ترجمه کردم و تو داری بازی میکنی که راه فراری بیابی

. وَقَالَ أَبُو حَنِيفَةَ : وَلَا حَدَّ عَلَى مَنْ تَزَوَّجَ أُمَّهُ الَّتِي .....
یعنی....و ابو حنیفه گفت: کسیکه با مادر و دختر و خواهر خود ازدواج و نزدیکی کند؛ هرچند که بداند اینکار حرام است و هرچند که بداند انها محارم او هستند ؛ باید مهر بدهد. فرزند پیدا شده بود از او میشود و کمتر از 40 ضربه شلاق میخورد و این نظر سفیان ثوری هم هست و ان دو می گویند اگر با محارم هم آغوشی کرد (بدون نکاح) پس حکمش، حکم زنا و حد ش حد کامل زنا است
قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ رَحِمَهُ اللَّهُ : فَلَمَّا اخْتَلَفُوا كَمَا ذَكَرْنَا وَجَبَ أَنْ نَنْظُرَ فِي ذَلِكَ لِيَلُوحَ الْحَقُّ فَنَتَّبِعُهُ - إنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى - فَبَدَأْنَا بِمَا احْتَجَّ بِهِ أَبُو حَنِيفَةَ وَمَنْ قَلَّدَهُ.....
یعنی... ابو محمد رحمه الله میگوید حالا که مردمان اختلاف دارند در این باره، بیایید حق را پیدا و پیروی کنیم
و ادامه میدهد :
اول با ابو حنیفه و مقلدینش بحث کردیم و اونها را دیدیم که هیچ دلیلی برای این فتوای خود ندارند مگر اینکه میگویند:
(( اگر گفتید که زنا کرد پس حکم زنا را دارد .. و اگر گفتید نکاح، حکم نکاح فاسد را دارد و نکاح فاسد سه حکم دارد1 حد ندارد 2 بچه به پدر میرسد 3 و مهر واجب میشود ))
ابو محمد میگوید از ابو حنیفه و اتباعش غیر این، دلیلی برای صدور این حکم ندیدیم و این حرف، قولی فاسد است و احتجاج آنها به دلیلی فاسد است .... الی آخر که دلیل میاورد چرا ابی حنیفه بر خطا است
خوب حالا هیاهوی احمد اف اف اف را ببینید که هنوز اصرار دارد که حنفی ها و ابو حنیفه ازدواج با مادر را حلال میدانند
بابا ابو حنیفه فقط گناهش اینه که گفته با این جرم شنیع ، معامله نکاح فاسد را بکنید نه معامله زنا را
پس دیدی آقا احمد که من بصراحت نظر ابو حنیفه را ترجمه کردم
آقا احمد جان بازی نکن....... جواب بده



http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/statusicon/user_offline.gif http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/buttons/reputation.gif (http://www.iranclubs.net/forums/reputation.php?p=230303) vbrep_register("230303") http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/buttons/report.gif (http://www.iranclubs.net/forums/report.php?p=230303) http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/misc/progress.gif


خير اقاي سجودي اين بار هم مثل قبل

جرا كامل ترجمه نميكني اقاي سجودي محترم جرا اين سه كلمه را كه او جمله است ترجمه نميكني؟؟؟

اين سه كلمه معنا كل جمله را عوض ميكند


ابو حنيفه در اول جمله كوفته هيج حدي(( ولاحد)شما جرا اين سه حرف كه كل معنا جمله را عوض ميكند ترجمه نميكني ؟؟؟

احمدfff
Saturday 8 December 2007, 06:25PM
آقای احمد اف اف اف دوباره نوشته ام را مینویسم جاهایی را که با خط آبی مشخص کردم دلیل است که من درست ترجمه کردم و تو داری بازی میکنی که راه فراری بیابی

. وَقَالَ أَبُو حَنِيفَةَ : وَلَا حَدَّ عَلَى مَنْ تَزَوَّجَ أُمَّهُ الَّتِي .....
یعنی....و ابو حنیفه گفت: کسیکه با مادر و دختر و خواهر خود ازدواج و نزدیکی کند؛ هرچند که بداند اینکار حرام است و هرچند که بداند انها محارم او هستند ؛ باید مهر بدهد. فرزند پیدا شده بود از او میشود و کمتر از 40 ضربه شلاق میخورد و این نظر سفیان ثوری هم هست و ان دو می گویند اگر با محارم هم آغوشی کرد (بدون نکاح) پس حکمش، حکم زنا و حد ش حد کامل زنا است




http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/statusicon/user_offline.gif http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/buttons/reputation.gif (http://www.iranclubs.net/forums/reputation.php?p=230303) vbrep_register("230303") http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/buttons/report.gif (http://www.iranclubs.net/forums/report.php?p=230303) http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/misc/progress.gif


قبل كوفتم و الان دوباره


اقاي سجودي اميد وارم خوب توجه كنيد در اول جمله ميكويد هيج حدي بر كسي كه با مادر و خاهر خود ازدواج كند يعني بين انها عقد ازدواج باشد

در اخر جمله ميكويد فان وطئهن بغير عقد نكاح فهو زنا عليه ما على الزاني من الحد

در اخر ميكويد اكر بدون عقد ازدواج بود حكم ان حكمي زاني است

mehrdad_123
Saturday 8 December 2007, 06:52PM
آقا مهرداد عزیز علیکم سلام ... نوشته اید:
وقتي حضرت رسول اينگونه به شما ياد داده (يعني حضرت ميدانسته كه هميشه حي است) .............اگر غير اين بود حضرت حتما, قبل از پيوستن به لقاء ا... به ما مي فرمود كه بعد از من به شكل ديگري نماز بخوانيد(همان جمله ي ابن عباس و يا شكلي ديگر) ميبينيم كه حضرت نفرموده , آيا غير از اين است كه ما با كتمان كردن مقام حي بودنش , ناخواسته به حضرت توهين ميكنيم؟
ببینید حضرت در باره سلام گفتند که سلام شما بمن میرسد اما قبلا هم عرض کردم که حق نداریم به این سلام چیز دیگری را وصل کنیم مثلا گل بفرستیم نمیرسد. حاجت بخواهیم نمیرسد
به شما عرض کردم که ایشان ( ممات که جای خود دارد ) حتی در حیات همه جا حی نبودند و مثال دادم حادثه افک را ( حادثه تهمت به عایشه را)
حالا جواب شما چیست؟
به نام خداوند بي همتا:
ا...هم عجل لوليك الفرج

السلام عليكم
ضمن معذرت خواهي از بابت دير جواب دادن...:)

برادر سجودي:
برادر من از شما بعيد است كه بدينگونه از همه جهت مقام حضرت رسول (ص) را كتمان ميكنيد!!!
اين كاملا سخن نابجايي است كه ما بگوييم سلام ميرسد ولي طلب شفاعت (به جهت برآورده شدن حاجتي)نميرسد؟
دوست عزيز شما طوري سخن ميگوييد كه انگار از كل تاريخ بهره برده ايد و تمام تاريخ را ازبريد
برادر من , ما در صفحات اول براي شما اعتقاد به توسل را در نزد صحابه آورديم
حال شما چرا اينگونه ميفرماييد ا... اعلم
شما مي فرماييد كه پيامبر حتي در حيات هم همه جا نبودند , اين بسيار حرف زشت و ناپسندي است در وصف حضرت, به زماني كه نص صريح قرآن از با خبر شدن نبي و مومنين از احوالات ديگران خبر مي دهد ... اينگونه ادعا مبني بر حي نبودن حضرت رسول (ص) بسي توهين است هم به كلام ا... و هم به حضرت رسول (ص)...
برادر من بنده نمي خواهم بحث را عوض كنم , شما از خانم عايشه سخن ميرانيد در صورتي كه خودتان هم ميدانيد برخي مسائل را...حال با اين ترتيب به ما شيعيان تهمت ميزنيد كه ما هميشه سعي در عوض كردن بحث برآمده ايم...
دوست بزرگوار بحث شما تاپيك مربوط به خود را دارد مي توانيد در آنجا مطرح كنيد , در اينجا خوشتر آن است كه به سئوالهاي گذشته جواب دهيد...

در پناه حضرت حق باشيد
يا حق

سجودی
Sunday 9 December 2007, 12:35AM
آقا احمد بیا این هم ترجمه دلخواه تو آنچه که تو فکر میکنی را از جا انداختم و اصرار داری اضافه کنم را اضافه کردم را با خط سرخ مشخص نمودمش :
و ابو حنیفه گفت: هيج حدي نیست بر کسیکه با مادر و دختر و خواهر خود ازدواج و نزدیکی کند يعني بين انها عقد ازدواج باشد ؛ ( هرچند که بداند اینکار حرام است و هرچند که بداند انها محارم او هستند) ؛ باید مهر بدهد. فرزند پیدا شده بود از او میشود و کمتر از 40 ضربه شلاق میخورد و این نظر سفیان ثوری هم هست و ان دو می گویند اگر با محارم هم آغوشی کرد (بدون نکاح) پس حکمش، حکم زنا و حد ش حد کامل زنا است اكر بدون عقد ازدواج بودحكم ان حكمي زاني است
من که فکر میکنم به علم خواننده چیزی اضافه نشد به هرحال حالا جواب بده حالا که بهانه نداری
بسم الله ... منتظرم

سجودی
Sunday 9 December 2007, 12:39AM
آقا مهرداد عزیز با عرض سلام متقابل
اندکی فرصت میخواهم تا بحث من و احمد آقا به پایان برسد (و بزودی میرسد ) بعد جواب شما را میدهم
الله مددکار شما در رسیدن به حق باشد آمین

احمدfff
Sunday 9 December 2007, 12:53AM
آقا احمد بیا این هم ترجمه دلخواه تو آنچه که تو فکر میکنی را از جا انداختم و اصرار داری اضافه کنم را اضافه کردم را با خط سرخ مشخص نمودمش :
و ابو حنیفه گفت: هيج حدي نیست بر کسیکه با مادر و دختر و خواهر خود ازدواج و نزدیکی کند يعني بين انها عقد ازدواج باشد ؛ ( هرچند که بداند اینکار حرام است و هرچند که بداند انها محارم او هستند) ؛ باید مهر بدهد. فرزند پیدا شده بود از او میشود و کمتر از 40 ضربه شلاق میخورد و این نظر سفیان ثوری هم هست و ان دو می گویند اگر با محارم هم آغوشی کرد (بدون نکاح) پس حکمش، حکم زنا و حد ش حد کامل زنا است اكر بدون عقد ازدواج بودحكم ان حكمي زاني است
من که فکر میکنم به علم خواننده چیزی اضافه نشد به هرحال حالا جواب بده حالا که بهانه نداری
بسم الله ... منتظرم

افرين اقاي سجودي الان دروست ترجمه كردي

احمدfff
Sunday 9 December 2007, 01:00AM
آقا احمد بیا این هم ترجمه دلخواه تو آنچه که تو فکر میکنی را از جا انداختم و اصرار داری اضافه کنم را اضافه کردم را با خط سرخ مشخص نمودمش :
و ابو حنیفه گفت: هيج حدي نیست بر کسیکه با مادر و دختر و خواهر خود ازدواج و نزدیکی کند يعني بين انها عقد ازدواج باشد ؛ ( هرچند که بداند اینکار حرام است و هرچند که بداند انها محارم او هستند) ؛ باید مهر بدهد. فرزند پیدا شده بود از او میشود و کمتر از 40 ضربه شلاق میخورد و این نظر سفیان ثوری هم هست و ان دو می گویند اگر با محارم هم آغوشی کرد (بدون نکاح) پس حکمش، حکم زنا و حد ش حد کامل زنا است اكر بدون عقد ازدواج بودحكم ان حكمي زاني است
من که فکر میکنم به علم خواننده چیزی اضافه نشد به هرحال حالا جواب بده حالا که بهانه نداری
بسم الله ... منتظرم

من هم از اول اين را ميكوفتم


حالا بكو اين كار ( ازدواج با مادر و خاهر در مذهب شما حدي ندارد حتى اكر بداند انها محارم هستن ولي اكر بدون عقد باشد اون زنا است و حد دارد ؟؟)

احمدfff
Sunday 9 December 2007, 01:02AM
اقاي سجودي الان يكي ديكر از فقه ابو حنيفه را برسي ميكنيم

امده هستي ؟؟

سجودی
Sunday 9 December 2007, 05:30AM
آقا احمد محترم حالا که آفرین گفتی پس دیگر سوالم را بیش از این منتظر جواب نگذار:
بر اساس سندی که تو آوردی ابو حنیفه ، نکاح با مادر را فاسد میداند و همین دلیل اوست در مقابل مخالفانش از اهل سنت، که از او پرسیدند چرا حد زنا را ساقط میدانی ؟ گفت این نکاح فاسد است و باید قوانین نکاح فاسد بر مجرم جاری شود نه حد زنا
حالا تو چرا سند و مدرک خودت را قبول نداری؟؟ یعنی چرا قبول نداری که ابوحنیفه نکاح مادر را فاسد میدانسته ؟؟؟

احمدfff
Sunday 9 December 2007, 10:36AM
آقا احمد محترم حالا که آفرین گفتی پس دیگر سوالم را بیش از این منتظر جواب نگذار:
بر اساس سندی که تو آوردی ابو حنیفه ، نکاح با مادر را فاسد میداند و همین دلیل اوست در مقابل مخالفانش از اهل سنت، که از او پرسیدند چرا حد زنا را ساقط میدانی ؟ گفت این نکاح فاسد است و باید قوانین نکاح فاسد بر مجرم جاری شود نه حد زنا
حالا تو چرا سند و مدرک خودت را قبول نداری؟؟ یعنی چرا قبول نداری که ابوحنیفه نکاح مادر را فاسد میدانسته ؟؟؟



با عرض سلام

اقاي سجودي

سندي يا ادرسي كه اوردم از اهل سنت است و اين شما قبول داري

فقه ابو حنيفه ميكويد اكر كسي با مادر يا خاهر با عقد ازدواج كرد و او ميداند حرام است حدي عليه انا نيست

نه فقط حدي عليه اون شخص نيست بلكه بايد مهريه هم بايد بده

ولي اكر بدون عقد باشد با مادر و خاهر خود زنا كرد اون وقت حد عليه انان انجام ميشود

و اينها خود شما ترجمه كردي

در اين قول ابو حنيفه از فاسد بودن نكاح جيزي نكوده فقط از حد شرعي حرف زده

اقاي سجودي ايا امده هستي يكي ديكر از فقه ابو حنيفه را بحث كنيم ؟؟؟

سجودی
Sunday 9 December 2007, 11:30AM
این را آقا احمد اف اف اف نوشته:
در اين قول ابو حنيفه از فاسد بودن نكاح جيزي نكوده فقط از حد شرعي حرف زده
جالبه که بدانید سند زیر را هم خودش بما آدرس داده:

فَبَدَأْنَا بِمَا احْتَجَّ بِهِ أَبُو حَنِيفَةَ وَمَنْ قَلَّدَهُ لِقَوْلِهِ ، فَوَجَدْنَاهُمْ يَقُولُونَ : إنَّ اسْمَ " الزِّنَى " غَيْرُ اسْمِ " النِّكَاحِ " فَوَاجِبٌ أَنْ يَكُونَ لَهُ غَيْرُ حُكْمِهِ . فَإِذَا قُلْتُمْ : زَنَى بِأُمِّهِ - فَعَلَيْهِ مَا عَلَى الزَّانِي ؟ وَإِذَا قُلْتُمْ : تَزَوَّجَ أُمَّهُ ، فَالزَّوَاجُ غَيْرُ الزِّنَى فَلَا حَدَّ فِي ذَلِكَ ، وَإِنَّمَا هُوَ نِكَاحٌ فَاسِدٌ ، فَحُكْمُهُ حُكْمُ النِّكَاحِ الْفَاسِدِ ، مِنْ سُقُوطِ الْحَدِّ ، وَلِحَاقِ الْوَلَدِ ، وَوُجُوبِ الْمَهْرِ - وَمَا نَعْلَمُ لَهُمْ تَمْوِيهًا غَيْرَ هَذَا
جاهای را که ابو حنیفه گفته نکاح فاسداست را با خط آبی مشخص کردم تا ببینم حالا آقا احمد اف اف اف چه خواهد گفت!!

احمدfff
Sunday 9 December 2007, 11:58AM
این را آقا احمد اف اف اف نوشته:
در اين قول ابو حنيفه از فاسد بودن نكاح جيزي نكوده فقط از حد شرعي حرف زده
جالبه که بدانید سند زیر را هم خودش بما آدرس داده:

فَبَدَأْنَا بِمَا احْتَجَّ بِهِ أَبُو حَنِيفَةَ وَمَنْ قَلَّدَهُ لِقَوْلِهِ ، فَوَجَدْنَاهُمْ يَقُولُونَ : إنَّ اسْمَ " الزِّنَى " غَيْرُ اسْمِ " النِّكَاحِ " فَوَاجِبٌ أَنْ يَكُونَ لَهُ غَيْرُ حُكْمِهِ . فَإِذَا قُلْتُمْ : زَنَى بِأُمِّهِ - فَعَلَيْهِ مَا عَلَى الزَّانِي ؟ وَإِذَا قُلْتُمْ : تَزَوَّجَ أُمَّهُ ، فَالزَّوَاجُ غَيْرُ الزِّنَى فَلَا حَدَّ فِي ذَلِكَ ، وَإِنَّمَا هُوَ نِكَاحٌ فَاسِدٌ ، فَحُكْمُهُ حُكْمُ النِّكَاحِ الْفَاسِدِ ، مِنْ سُقُوطِ الْحَدِّ ، وَلِحَاقِ الْوَلَدِ ، وَوُجُوبِ الْمَهْرِ - وَمَا نَعْلَمُ لَهُمْ تَمْوِيهًا غَيْرَ هَذَا
جاهای را که ابو حنیفه گفته نکاح فاسداست را با خط آبی مشخص کردم تا ببینم حالا آقا احمد اف اف اف چه خواهد گفت!!


حرف شما خيلي عجيب است حكم شرعي كهخدا امر كرده ساقط كرده ميكويد حدي ندارد

يعني برخلافه احكام خدا فتوى ميدهد وفقط ميكويد اين ازدواج فاسد است يعني باطل

وشما جسبيدي فقط به فاسد حكم كوفتن اون


ايا اين حرفهاي ابو حنيفه برايه شما عجيب نيست كه ميكويد اكر عقدازدواج كرد با مادرش و خاهرش
حدي ندارد ولي بدون عقد نه اشكال دارد و حكم انا حكم زاني است وحكم زاني قتل است دروست

شما قبول كه فقط من برايت از فقه ابو حنيفه جيزهاي مياورم كه تعجب كني

يا رسول الله
Sunday 9 December 2007, 12:04PM
اي قلم بنويس اي تاريخ ثبت كن
در كوچه هيچ كس ياور زهرا نشد


الهم صل علي فاطمه و ابيها وبعلها وبنيها وسر المستودع فيها بعدد ما احاط به علمك

احمدfff
Sunday 9 December 2007, 12:23PM
اي قلم بنويس اي تاريخ ثبت كن
در كوچه هيچ كس ياور زهرا نشد


الهم صل علي فاطمه و ابيها وبعلها وبنيها وسر المستودع فيها بعدد ما احاط به علمك

با عرض سلام خدمت برادر كرامي يا رسول الله

در اخرين روزهاي عمر خليفه اول بود كه او كوفت اي كاش من خانه زهراء باز نميكردم

عن أبي بكر : (( أنه قال قبيل وفاته : إني لا آسى على شيء من الدنيا إلا على ثلاث فعلتهن ووددت أني تركتهن ... وددت أني لم أكشف بيت فاطمة عن شيء وإن كانوا قد غلقوه على الحرب ...))
[ تاريخ الطبري 3/430 ، العقد الفريد 2/254 ، كتاب الأموال لابن سلام ، مروج الذهب ، الإمامة والسياسة

اون ميدانست اين خانه حتى رسول خدا وقتي كه ميخاست وارد شود اجاز ميكرفت
رسول خدا درهاي تمام مسلمين كه به مسجد النبي باز بود بست فقط منزل زهراء عليه السلام

ولي بعد رحلت رسول خدا در اين خان را اتيش زند

كسي به خليفه دوم كوفت در اين خانه فاطمه است خليفه دوم جواب داد حتى اكر باشد

سجودی
Sunday 9 December 2007, 01:17PM
آقای احمد اف اف اف نوشت:
حرف شما خيلي عجيب است حكم شرعي كه خدا امر كرده ساقط كرده ميكويد حدي ندارد

يعني برخلافه احكام خدا فتوى ميدهد وفقط ميگويد اين ازدواج فاسد است يعني باطل
وشما چسبيدي فقط به فاسد حكم گفتن او

الحمدلله که قبول فرمودید ابو حنیفه نکاح با مادر را جایز نمیداند و باطل میداند رنگ سرختر عین این اعتراف
شماست که البته آن را در لفاله اعتراض جدیدی پیچیده اید
این اعتراف شما این معنی را دارد که ادعای اول شما که نوشته بودید
سنی ها ازدواج با مادر و خواهر و دختر خود را جایز میدانند
دروغ محض بوده و ابو حنیفه ازدواج با مادر را جایز نمیداند بلکه باطل میداند
و شیفته بیخود از دست سنی ها به الله پناه برده
خانم شیفته و شما آقای احمد باید از دست اون سایت های که شما را گمراه میکنند به الله پناه ببرید
الله حافظ و هادی شما باشد آقای احمد محترم

احمدfff
Sunday 9 December 2007, 01:55PM
آقای احمد اف اف اف نوشت:



حرف شما خيلي عجيب است حكم شرعي كه خدا امر كرده ساقط كرده ميكويد حدي ندارد

يعني برخلافه احكام خدا فتوى ميدهد وفقط ميگويد اين ازدواج فاسد است يعني باطل
وشما چسبيدي فقط به فاسد حكم گفتن او




الحمدلله که قبول فرمودید ابو حنیفه نکاح با مادر را جایز نمیداند و باطل میداند رنگ سرختر عین این اعتراف


شماست که البته آن را در لفاله اعتراض جدیدی پیچیده اید


این اعتراف شما این معنی را دارد که ادعای اول شما که نوشته بودید


سنی ها ازدواج با مادر و خواهر و دختر خود را جایز میدانند


دروغ محض بوده و ابو حنیفه ازدواج با مادر را جایز نمیداند بلکه باطل میداند


و شیفته بیخود از دست سنی ها به الله پناه برده


خانم شیفته و شما آقای احمد باید از دست اون سایت های که شما را گمراه میکنند به الله پناه ببرید


الله حافظ و هادی شما باشد آقای احمد محترم



شما اعتراف كرديد كه اين فقه ابو حنيفة است و او حد شرعي خدا وسنت رسول خدا را مباح كرده است

اسقاط حد شرعي معنا ان جيست ؟؟؟



يعني انساني با مادر و يا خاهر يا دختر خود ازدواج كند با عقد و ان ميداند كه اين حرام است واين شخص بايد مهريه بدهد وحدي عليه ان نست ولي اكر عقد نكرده بود ان حد دارد اين جه فقه است

كسي با مادر و يا خاهر خود زدواج كند حدي عليه انا انجام نشود اين كدام انسان عاقلي قبول دارد جز در فقه ابو حنيفة

شما جرا قبول نميكنيد در باره فقه ابو حنيفة بحث ؟؟؟

احمدfff
Sunday 9 December 2007, 01:59PM
:







خانم شیفته و شما آقای احمد باید از دست اون سایت های که شما را گمراه میکنند به الله پناه ببرید







اين سايت من دادم از سايتهاي اهل سنت است و از عربستان سعودي و تصور ميكنم كه اين را هم شما قبول داريد

سجودی
Sunday 9 December 2007, 08:16PM
احمد اف اف اف نوشت:
اين سايت من دادم از سايتهاي اهل سنت است و از عربستان سعودي و تصور ميكنم كه اين را هم شما قبول داريد
آقای احمد من اون سایت را قبول داشته و دارم و بر اساس همان سایت شما را قانع کردم که سنی با مادر خود عروسی نمیکند
منظورم اون سایتهای است که شما علم سطحی خود را از او نها گرفتید و یک دفعه پریدید بین حرف ما از اونها به الله پناه ببرید
شما هی میگفتید که ای داد و ای بیداد سنی با مادر خود زنا میکند
بابا جان اون سایت ها را علمای شما برای فریب شما درست کردند برای این درست نکردند که بیایی با یک سنی بحث کنی و آبروی مذهب خود را ببری
من چی میگم تو چی میگی!!
و از همه جالبتر تشکر مهرداد از شماست
آیا از شکست شما در بحث تشکر میکند ؟!!

احمدfff
Sunday 9 December 2007, 09:03PM
احمد اف اف اف نوشت:
اين سايت من دادم از سايتهاي اهل سنت است و از عربستان سعودي و تصور ميكنم كه اين را هم شما قبول داريد
آقای احمد من اون سایت را قبول داشته و دارم و بر اساس همان سایت شما را قانع کردم که سنی با مادر خود عروسی نمیکند
منظورم اون سایتهای است که شما علم سطحی خود را از او نها گرفتید و یک دفعه پریدید بین حرف ما از اونها به الله پناه ببرید
شما هی میگفتید که ای داد و ای بیداد سنی با مادر خود زنا میکند
بابا جان اون سایت ها را علمای شما برای فریب شما درست کردند برای این درست نکردند که بیایی با یک سنی بحث کنی و آبروی مذهب خود را ببری
من چی میگم تو چی میگی!!
و از همه جالبتر تشکر مهرداد از شماست
آیا از شکست شما در بحث تشکر میکند ؟!!


شما با اين حرفهايت خود را خوشهال كن

حالا اين به اين حرف قبل كه زدي توجه كن

سجودي

اما اگر نمیدانید بدانید هیچ سنی در طول تاریخ ازدواج با مادر یا خواهر را حلال ندانسته اگر حلال بداند کافر است این به کنار... حتی اگر ازدواج با خواهرزاده را حلال بداند کافر است حتی اگر ازدواج همزمان با دو زن بیگانه که نسبت خواهری با هم را دارند را حلال بداند کافر و واجب القتل ! است
یک سنی را بیار که غیر از این بگوید! این از ساده ترین اصول است و کسی در آن اختلاف ندارد...
کوتاه نویسی شما دال بر دانش شماست ای کاش چیزی هم دال بر متعصب نبودن در شما میدیدم


حالا اين حرف شما عوض شده

آقا احمد بیا این هم ترجمه دلخواه تو آنچه که تو فکر میکنی را از جا انداختم و اصرار داری اضافه کنم را اضافه کردم را با خط سرخ مشخص نمودمش :
و ابو حنیفه گفت: هيج حدي نیست بر کسیکه با مادر و دختر و خواهر خود ازدواج و نزدیکی کند يعني بين انها عقد ازدواج باشد ؛ ( هرچند که بداند اینکار حرام است و هرچند که بداند انها محارم او هستند) ؛ باید مهر بدهد. فرزند پیدا شده بود از او میشود و کمتر از 40 ضربه شلاق میخورد و این نظر سفیان ثوری هم هست و ان دو می گویند اگر با محارم هم آغوشی کرد (بدون نکاح) پس حکمش، حکم زنا و حد ش حد کامل زنا است اكر بدون عقد ازدواج بودحكم ان حكمي زاني است

يك سوال در فقه شما زنا حد دارد يا ندارد و يا شايد ابو حنيفه حد را برداشته ؟؟

قبل كوفتي كافر است و بايد كوشته بشه

الان نه فقط اين ازدواج فاسد است بس كجا رفت حرف قبليت ؟؟

شما كوفتي اين سايت ساخت ما است

من شما دعوت ميكنم در باره فقه ابو حنيفةبحث كنيم و اين بار فقط اسم كتاب و صفحه را ذكر ميكنيم ايا حاضر هستي

بعد ببين كي فرار كرده و يا شكس خرده

منتظر جواب شما هستم

سجودی
Monday 10 December 2007, 01:04AM
يك سوال در فقه شما زنا حد دارد يا ندارد و يا شايد ابو حنيفه حد را برداشته ؟؟
دارد اما اول قبول كن كه به ما تهمت زدی و سنی با مادر خود عروسی نمیکند بعد برو دنبال یک موضوع جدید
قبل كوفتي كافر است و بايدكوشته بشه
هر کس بگوید ازدواج با مادر حلال است کافر میشود حالا هم ميگم
الان نه فقط اين ازدواج فاسد است بسكجا رفت حرف قبليت ؟؟
فاسد است یعنی حلال نيست حرف قبلی من عوش نشده
شما كوفتي اين سايت ساختما است
نگفتم
من شما دعوت ميكنم در باره فقه ابوحنيفة بحث كنيم و اين بار فقط اسم كتاب و صفحه را ذكر ميكنيم ايا حاضرهستي
حالا هم داریم درباره فقه ابو حنیفه بحث میکنیم تو میگی در فقه او ازدواج با مادر حلال است من ثابت کردم نیست تا قبول نکنی که تهمت زدی بحث جدید با تو چه فایده دارد؟
بعد ببين كي فرار كرده و يا شكست خرده
تو شکست خوردی این که واضح است نتوانستی ادعای خود را اثبات کنی
و من ثابت کردم ادعای تو دروغ محض است و سنی عروسی با مادر خود را حلال نمیداند .... تو باید خجالت بکشی از این تهمت شرم آور
منتظر جواب شما هستم
جوابت را دادم.... حالا ادعای خود را پس بگیر و قبول کن که تهمت زدی من که اول هم به شیفته گفتم جوابش را بدهم میرود یک موضوع جدید مینویسد بی شرمی و خجالتی
با این روش تا روز قیامت بحث ما طول میکشد اینطور که نمیشود

احمدfff
Monday 10 December 2007, 01:23AM
يك سوال در فقه شما زنا حد دارد يا ندارد و يا شايد ابو حنيفه حد را برداشته ؟؟
دارد اما اول قبول كن كه به ما تهمت زدی و سنی با مادر خود عروسی نمیکند بعد برو دنبال یک موضوع جدید
قبل كوفتي كافر است و بايدكوشته بشه
هر کس بگوید ازدواج با مادر حلال است کافر میشود حالا هم ميگم
الان نه فقط اين ازدواج فاسد است بسكجا رفت حرف قبليت ؟؟
فاسد است یعنی حلال نيست حرف قبلی من عوش نشده
شما كوفتي اين سايت ساختما است
نگفتم
من شما دعوت ميكنم در باره فقه ابوحنيفة بحث كنيم و اين بار فقط اسم كتاب و صفحه را ذكر ميكنيم ايا حاضرهستي
حالا هم داریم درباره فقه ابو حنیفه بحث میکنیم تو میگی در فقه او ازدواج با مادر حلال است من ثابت کردم نیست تا قبول نکنی که تهمت زدی بحث جدید با تو چه فایده دارد؟


بعد ببين كي فرار كرده و يا شكست خرده
تو شکست خوردی این که واضح است نتوانستی ادعای خود را اثبات کنی
و من ثابت کردم ادعای تو دروغ محض است و سنی عروسی با مادر خود را حلال نمیداند .... تو باید خجالت بکشی از این تهمت شرم آور
منتظر جواب شما هستم
جوابت را دادم.... حالا ادعای خود را پس بگیر و قبول کن که تهمت زدی من که اول هم به شیفته گفتم جوابش را بدهم میرود یک موضوع جدید مینویسد بی شرمی و خجالتی
با این روش تا روز قیامت بحث ما طول میکشد اینطور که نمیشود


خود شما تا حالا جند بار اين حرف ابو حنيفه انكار كردي و دوبار با دروغ و فريب كاري خاستي معنا در ترجمه عوض كني
و قبل كوفتي حكم اين ازدواج در مذهب ما قتل است خودت اعتراف كردي اكر كسي اينكار را كرد فقط ازدواج باطل است فقط همين هيج حي يا مجازات ندارد

اين جه فقه كه شما داريد

كار از اين بدتر كسي انجام بده و حدي نداشته باشد

جيزي خندار است اكر عقد كرد با مادرش و يا خاهرش و مهريه داد اشكالي ندارد

ولي اكر عقد نكرد باشد اين زنا است

ايا بنظر شما خنددار نيست اين فقه شما؟؟ظ


نميدانم جرا ازبحث كردن درباره فقه ابو حنيفه جرا ميترسي

و كه كوفتي من را شكس دادي بيا اين بار من را هم شكس بده از جي ميترسي

mehrdad_123
Monday 10 December 2007, 03:38AM
آقا مهرداد عزیز با عرض سلام متقابل
اندکی فرصت میخواهم تا بحث من و احمد آقا به پایان برسد (و بزودی میرسد ) بعد جواب شما را میدهم
الله مددکار شما در رسیدن به حق باشد آمین


اعوذ با... من الشيطان الرجيم
بسم ا... الرحمن الرحيم
ا...هم عجل لوليك الفرج
السلام عليكم و رحمه ا... و بركاته:

برادر عزيز

اولا , اطاعت ميشود تا هر موقع كه حضرتعالي بخواهيد ما در خدمتيم ان شاا... كه درطي اين مدت به مطالب ما عميقا و بدون تعصب فكر كنيد... و از دوباره خواندن مطالب گذشته ي ما و ديگر دوستان صرف نظر نفرماييد ان شاا...
ثانيا در مورد تشكر اين حقير از جناب احمد هم بايد عرض كنم كه خب! وقتي يك نفر به اين خوبي دليل مي آورد چرا نبايد از او تشكر كرد...در ضمن بنده بعضي مواقع از شما هم (در باب مسائلي )تشكر كرده ام تشكر كردن به معناي توهين به ديگري نيست كه شما ناراحت مي شويد اگر اينطور بود چرا شما بزرگواران در تاپيكهاي مختلف از همديگر تشكر ميكنيد؟

انشا ا... كه همه ي ما هر چه زودتر با فرج مولانا مهدي صاحب الزمان (عج) به دين ا... راستين بپيونديم:smile34:
در پناه بي همتا خداوند مهربان باشيد
يا حق

سجودی
Monday 10 December 2007, 10:53AM
ببین آقای احمد محترم
من حاضرم جواب تو را بدهم و از ابو حنیفه دفاع کنم که چرا او گفت ((ازدواج با مادر حد زنا را ندارد و حد نکاح فاسد را دارد)) اما به یک شرط
شرط این است که قبول کنی ابو حنیفه رحمه الله نکاح با مادر را نکاح فاسد میداند و شما در این مورد به ایشان تهمت زدی
این را که ثابت کردم ....خب قبول کن یا اگر قبول نداری باز دلیل بیار
خلاصه تکلیف این موضوع را روشن کن بعد برو سر موضوع جدید

احمدfff
Monday 10 December 2007, 11:46AM
ببین آقای احمد محترم
من حاضرم جواب تو را بدهم و از ابو حنیفه دفاع کنم که چرا او گفت ((ازدواج با مادر حد زنا را ندارد و حد نکاح فاسد را دارد)) اما به یک شرط
شرط این است که قبول کنی ابو حنیفه رحمه الله نکاح با مادر را نکاح فاسد میداند و شما در این مورد به ایشان تهمت زدی
این را که ثابت کردم ....خب قبول کن یا اگر قبول نداری باز دلیل بیار
خلاصه تکلیف این موضوع را روشن کن بعد برو سر موضوع جدید



ان شاء الله شب جواب شما را ميدهم الان سر كار هستم

احمدfff
Monday 10 December 2007, 09:56PM
ببین آقای احمد محترم
من حاضرم جواب تو را بدهم و از ابو حنیفه دفاع کنم که چرا او گفت ((ازدواج با مادر حد زنا را ندارد و حد نکاح فاسد را دارد)) اما به یک شرط
شرط این است که قبول کنی ابو حنیفه رحمه الله نکاح با مادر را نکاح فاسد میداند و شما در این مورد به ایشان تهمت زدی
این را که ثابت کردم ....خب قبول کن یا اگر قبول نداری باز دلیل بیار
خلاصه تکلیف این موضوع را روشن کن بعد برو سر موضوع جدید

افرين به شما كه ميخاي از كسي دفاع كني كه حد شرعي خدا را ساقط كرده است

اقاي سجوي مكر شما نكوتي كه اكر كسي با مادر خود ازدواج كند حدان قتل است ؟؟

جرا الان از حرفي كه زده بودي بركشتي و اين كار را (ازدواج با مادر و يا خاهر ) فقط باطل ميداني وحدي ندارد؟؟

ايا شما اين منطق را قبول داري اكر شما اينفقه ابو حنيفه را قبول داري جرا قبل كوتي حكمش قتل است؟



اقاي سجودي من اينجا نميبنم كه ابو حنيفه خودش كوفته اينا زدواج فاسد است نوشته مقلدين ان ميكوين فاسد است

شما جطور به اين نتيجه رسيدي كه او حنيفه كوفته اين ازدواج فاسد است ؟؟؟

اين هم كل حرف كه نقل كردي


فَبَدَأْنَا بِمَا احْتَجَّ بِهِ أَبُو حَنِيفَةَ وَمَنْ قَلَّدَهُ لِقَوْلِهِ ، فَوَجَدْنَاهُمْ يَقُولُونَ : إنَّ اسْمَ " الزِّنَى " غَيْرُ اسْمِ " النِّكَاحِ " فَوَاجِبٌ أَنْ يَكُونَ لَهُ غَيْرُ حُكْمِهِ . فَإِذَا قُلْتُمْ : زَنَى بِأُمِّهِ - فَعَلَيْهِ مَا عَلَى الزَّانِي ؟ وَإِذَا قُلْتُمْ : تَزَوَّجَ أُمَّهُ ، فَالزَّوَاجُ غَيْرُ الزِّنَى فَلَا حَدَّ فِي ذَلِكَ ، وَإِنَّمَا هُوَ نِكَاحٌ فَاسِدٌ ، فَحُكْمُهُ حُكْمُ النِّكَاحِ الْفَاسِدِ ، مِنْ سُقُوطِ الْحَدِّ ، وَلِحَاقِ الْوَلَدِ ، وَوُجُوبِ الْمَهْرِ - وَمَا نَعْلَمُ لَهُمْ تَمْوِيهًا غَيْرَ هَذَا ، وَهُوَ كَلَامٌ فَاسِدٌ ، وَاحْتِجَاجٌ فَاسِدٌ ، وَعَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ

منتظر توضيح هستم

يا حق

يا رسول الله
Monday 10 December 2007, 10:02PM
[quote=احمدfff;231314]با عرض سلام خدمت برادر كرامي يا رسول الله

در اخرين روزهاي عمر خليفه اول بود كه او كوفت اي كاش من خانه زهراء باز نميكردم

عن أبي بكر : (( أنه قال قبيل وفاته : إني لا آسى على شيء من الدنيا إلا على ثلاث فعلتهن ووددت أني تركتهن ... وددت أني لم أكشف بيت فاطمة عن شيء وإن كانوا قد غلقوه على الحرب ...))
[ تاريخ الطبري 3/430 ، العقد الفريد 2/254 ، كتاب الأموال لابن سلام ، مروج الذهب ، الإمامة والسياسة

اون ميدانست اين خانه حتى رسول خدا وقتي كه ميخاست وارد شود اجاز ميكرفت
رسول خدا درهاي تمام مسلمين كه به مسجد النبي باز بود بست فقط منزل زهراء عليه السلام

ولي بعد رحلت رسول خدا در اين خان را اتيش زند

كسي به خليفه دوم كوفت در اين خانه فاطمه است خليفه دوم جواب داد حتى اكر باشد[/quote

اقاي احمدfffعزيز چنين اتفاقي براي خليفه دوم نيز افتاده كه پسر او براي محمد ابن ابي بكر ميگويد
در كتاب اسرار ال محمد بيشتر توضيح داده شده از توضيحت متشكرم

هيچ كس حق نداشت به فاطمه زهرا اذيت كند اخه بدي تا كجا چقدر بد امتحانشان را پس دادند

احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا امنا وهم لا يفتنون. و لقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن الله الذين صدقوا و ليعلمن الكذبين

اللهم العن قاتليك يا فاطمه الزهرا

يا رسول الله
Monday 10 December 2007, 10:17PM
اي ماه بيا كه راه را گم كرديم
حتي سر چشمه هم تيمم كرديم
اي واي قرار بود ادم باشيم
اما سر راه ميل گندم كرديم

شهادت نهمين اختر تابناك ولايت و امامت جواد الائمه امام محمد بن علي را به پيشگاه امام زمان و شما

شيعيان عزيز تسليت مي گويم.
امام جواد مي فرمايد.مومن محتاج به سه خصلت است:توفيق از حق تعالي-واعظي از نفس خود كه پيوسته او را موعظه كند و كسي كه او را نصيحت مي كند

...مباش ولي خدا در اشكار و دشمن او در پنهان


اللهم العن اول ظالم ظلم محمد و ال محمد و اخر تابع علي ذلك

سجودی
Tuesday 11 December 2007, 02:08AM
اقاي سجودي مكر شما نكفتي كه اكر كسي با مادر خود ازدواج كند حدان قتل است ؟؟
بلکه گفتم هر کس ازدواج بامادر را حلال بداند کافر و واجب القتل است
جرا الان از حرفي كه زده بودي بركشتي و اين كار را (ازدواج با مادر و يا خاهر ) فقط باطل ميداني وحدي ندارد؟؟
امام ابوحنیفه میگوید باطل است ولی ایشان نیز میگوید اگرحلال بداند واجب القتل است
و بدان من بر مذهب ایشان نیستم من سلفی هستم ( از نظر شما وهابی) و در مذهب من سزایش قتل است( چه حلال بداند چه نداند)
ايا شما اين منطق را قبول داري اكر شما اين فقه ابو حنيفه را قبول داري جرا قبل كوتي حكمش قتل است؟
من قبول ندارم ولی دلایل امام ابو حنیفه رحمه الله را مینویسم او فقیه است و دلیل دارد اما مهم این است که ایشان نگفته حلال است بلکه باور داشتند باطل و حرام است و این تویی که بدون هیچ خجالتی تهمت میزنی
اقاي سجودي من اينجا نميبنم كه ابو حنيفه خودش كوفته اينا زدواج فاسد است نوشته مقلدين ان ميكوين فاسد است
یا کوری ( کور دل ) یا عربی نمیدونی مقلدین یعنی چه
شما جطور به اين نتيجه رسيدي كه او حنيفه كوفته اين ازدواج فاسد است ؟؟؟
مقلدین یعنی چی ؟ ... گیر عجب مردمی افتادیم!!
اين هم كل حرف كه نقل كردي
فَبَدَأْنَا بِمَا احْتَجَّ بِهِ أَبُو حَنِيفَةَ وَمَنْ قَلَّدَهُ لِقَوْلِهِ ، فَوَجَدْنَاهُمْ يَقُولُونَ : إنَّ اسْمَ " الزِّنَى " غَيْرُ اسْمِ " النِّكَاحِ " فَوَاجِبٌ أَنْ يَكُونَ لَهُ غَيْرُ حُكْمِهِ . فَإِذَا قُلْتُمْ : زَنَى بِأُمِّهِ - فَعَلَيْهِ مَا عَلَى الزَّانِي ؟ وَإِذَا قُلْتُمْ : تَزَوَّجَ أُمَّهُ ، فَالزَّوَاجُ غَيْرُ الزِّنَى فَلَا حَدَّ فِي ذَلِكَ ، وَإِنَّمَا هُوَ نِكَاحٌ فَاسِدٌ ، فَحُكْمُهُ حُكْمُ النِّكَاحِ الْفَاسِدِ ، مِنْ سُقُوطِ الْحَدِّ ، وَلِحَاقِ الْوَلَدِ ، وَوُجُوبِ الْمَهْرِ - وَمَا نَعْلَمُ لَهُمْ تَمْوِيهًا غَيْرَ هَذَا ، وَهُوَ كَلَامٌ فَاسِدٌ ، وَاحْتِجَاجٌ فَاسِدٌ ، وَعَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ
مهرداد 123 کجاست که از تو تشکر کنه ! نکنه از میخانه های اروپا که خارج شدی و بعد این را نوشتی
منتظر توضيح هستم
صبر کن مستی از سرت بپره بعد توضیح مرا بخوان

سجودی
Tuesday 11 December 2007, 02:20AM
اقا مهرداد123 و آقای یا رسول الله
شما با توهین بی دلیل در اینجا به صحابه ( در اینجا که موضوع بحثی هم نبوده ) خواستید به کسانی که فکر میکنید اونها رازق و حافظ شما هستند بگید اگر ما جواب حرف محبت آمیز سجودی را دادیم خیال نکنید که از فحش دادن توبه کرده ایم و از تقلید شما دست برداشته ایم
آقایان محترم بحث با شما دو نفر بیفایده است پس بجای بحث، برای شما دعا میکنم تا الله شما را موحد کند و به فطرت خود باز گردید

mehrdad_123
Tuesday 11 December 2007, 02:32AM
به نام بي همتا خداوند نظاره گر:
ا...هم عجل لوليك الفرج

با عرض سلام

دوستان به اين دو جمله ي جناب سجودي توجه كنيد كه چطور هي عوض مي شوند:
اين را الآن گفتن:


مهرداد 123 کجاست که از تو تشکر کنه ! نکنه از میخانه های اروپا که خارج شدی و بعد این را نوشتی
منتظر توضيح هستم
صبر کن مستی از سرت بپره بعد توضیح مرا بخوان



اين را هم در صفحه ي 11:


امروز دوستی بمن تذکر داد که نباید انسان نرمی در سخن را رها کند
الله شاهد است که من چند بار نوشته های خود را که ( از نظر خودم جالب بود ) فقط به این خاطر پاک کردم تا مبادا شما را برنجانم پس هرگز قصد آزار ندارم اما با این وجود حتمآ گاهی به روشی تند نوشته ام
خواهش میکنم به دل نگیرید


حال شما خودتان احوالات برادر سجودي را حساب كنيد كه چگونه چند شخصيتي شده اند...

mehrdad_123
Tuesday 11 December 2007, 02:41AM
اقا مهرداد123 و آقای یا رسول الله
شما با توهین بی دلیل در اینجا به صحابه ( در اینجا که موضوع بحثی هم نبوده ) خواستید به کسانی که فکر میکنید اونها رازق و حافظ شما هستند بگید اگر ما جواب حرف محبت آمیز سجودی را دادیم خیال نکنید که از فحش دادن توبه کرده ایم و از تقلید شما دست برداشته ایم
آقایان محترم بحث با شما دو نفر بیفایده است پس بجای بحث، برای شما دعا میکنم تا الله شما را موحد کند و به فطرت خود باز گردید

برادر من !
ما كجا به صحابه توهين كرديم؟!

البته اين كلام شما كه ميفرماييد ما فحش داديم نشان ميدهد كه شما خودتان قبول كرده ايد كه تنها دشمن حضرت رسول (ص) و اهل بيت معصومش (ع) همان خلفاي سه گانه اند

در ضمن ما كه فحش نداديم ما دشمنان حضرت محمد (ص) و دشمنان آل پاكش را لعن كرديم... لعن هم كه ميدانيد از الفاظ قرآن است و دعاست پس نگوييد ما فحش داديم كه اين توهين به قرآن است... (طبق گفته ي خودتان كه هنگامي كه مرا نادان و عجول ديگران را .... خطاب مي كرديد):smile55:

و در ضمن اگر شما نمي توانيد جواب دهيد ديگر چرا به اين و آن تهمت ميزنيد؟!؟!؟!؟!
يا حق

سجودی
Tuesday 11 December 2007, 05:28AM
آقا مهرداد :
این نوشته ای است که تشکر شما را زیرش دارد
((كسي به خليفه دوم كوفت در اين خانه فاطمه است خليفه دوم جواب داد حتى اكر باشد))
بعد مینویسید:ما كجا به صحابه توهين كرديم؟!
البته اين كلام شما كه ميفرماييد ما فحش داديم نشان ميدهد كه شما خودتان قبول كرده ايد كه تنها دشمن حضرت رسول (ص) و اهل بيت معصومش (ع) همان خلفاي سه گانه اند
بهره هوشی من حتی اگز به اندازه شما ها باشد باز معلوم است که منظورتان امیر المومنین عمر است
از این عجیب تر این حرف شماست:
در ضمن ما كه فحش نداديم ما دشمنان حضرت محمد (ص) و دشمنان آل پاكش را لعن كرديم...
حیف که در مذهب ما، ما حق نداریم حتی بوش را لعنت کنیم گرنه در جواب شما مینوشتم:
حالا که لعنت فحش نیست پس..... بر شما
طبعآ این فرض است و من پناه میبرم به الله اگر موجود زنده ای را با ذکر نام لعنت کنم
اما در مورد احمد اف اف اف
هرگز یک مرد هشیار چون او نمینویسد پس حق دارم که بگویم مست است . اگر مست باده نباشد مست چیزهای دیگر است این دنیای فریبنده چیز های مست کننده زیادی دارد چه خوب گفت امیرالمومنین علی:
انسانها خوابند و وقتی مردند بیدار میشوند

سجودی
Tuesday 11 December 2007, 08:23AM
اینک یکطرفه پایان بحث با آقای احمد fffرا اعلام میدارم!!
(فقط الله کنه که مثل اعلان بوش نباشه که یکطرفه پایان جنگ در عراق و افغانستان را اعلام کرده بود)
وبرای تبرک در آخر این آیات را مینویسم:
فاصدع بما توَُمر و اعرض عن المشرکین انا کفیناک المستهزءین الذین یجعلون مع الله اله اخر فسوف یعلمون
پس آشکارا بیان کن آنچه را که به آن ماموری و از مشرکان روی برگردان. ما ترا کافی هستیم از تمسخر کنند گان. تمسخر کنندگانی که با آلله اله دیگری را معبود قرار میدهند پس بزودی خواهند دانست ( که جهنم در انتظارشان است )

هژبر
Tuesday 11 December 2007, 09:06AM
حیف که در مذهب ما، ما حق نداریم حتی بوش را لعنت کنیم گرنه در جواب شما مینوشتم:
حالا که لعنت فحش نیست پس..... بر شما
طبعآ این فرض است و من پناه میبرم به الله اگر موجود زنده ای را با ذکر نام لعنت کنم
اما در مورد احمد اف اف اف
هرگز یک مرد هشیار چون او نمینویسد پس حق دارم که بگویم مست است . اگر مست باده نباشد مست چیزهای دیگر است این دنیای فریبنده چیز های مست کننده زیادی دارد چه خوب گفت امیرالمومنین علی:
انسانها خوابند و وقتی مردند بیدار میشوند

جناب سجودي
فرموديد در مذهب ما لعنت حرام است. امكان دارد بفرماييد مذهب شما چيست؟ قبلا فكر مي كردم مذهب شما اسلام است ولي با اين فرمايش حضرت عالي متوجه شدم اسلام مذهب شما نيست و الحمد لله از خواب بيدار شدم چون در اسلام بنا به صريح قرآن لعنت جايز است. لطفا خيلي صريح بفرماييد مذهب شما چيست و منابع آن كدام است؟
از نكات آموزنده مذهب شما اين است كه لعنت حرام است اما نسبت ديوانه و مست به ديگران دادن حلال است. واقعاً خيلي مذهب شما شگفت انگيز است. تقاضا دارم به طور مبسوط براي ما از دين خود صحبت كنيد.

سجودی
Tuesday 11 December 2007, 11:17AM
آقای هژبر عزیز با عرض سلام
بنده اگر مجبور شوم خود را از فرقه های دیگر متمایز کنم میگویم سلفی( اهل حدیث) هستم اما همیشه دوست دارم فقط خود را مسلمان بنامم
لعنت بدون ذکر نام در مذهب ما جایز است مثل : لعنت الله بر ظالمان
با ذکر نام فقط آنوقت جایز است که قبلآ در قران یا سنت آنها لعنت شده باشند مثل شیطان را لعنت کردن جایز است
در حدیث آمده وقتی کسی کسی دیگر را لعنت میکند لعنت بسوی آسمان میرود تمام درهای آسمان را بسته میبیند و پس به زمین باز میگردد تمام درهای زمین را بسته میابد پس بسوی لعنت شونده میرود اگر مستحق بود در او داخل میشود و اگر نبود به لعنت کننده باز میگردد و در او درون میشود
پس بوش را لعنت نمیکنیم چون خبر نداریم از عاقبت او ...شاید که مسلمان بمیرد نمیتوانیم این ریسک بزرگ را قبول کنیم
حتی اگر کافر مرد احتياط ميكنم ما چه مبدانیم شاید قبل از مرگدر دل مسلمان شده باشد
پس نمیگوییم ..... بر بوش
خیلی که عصبانی باشیم میگوییم
لعنه الله علی الکافرین
پیش ما تهمت دیوانه یا مست گفتن هم به کسی جواز ندارد بلکه حرام است من حاضر نیستم که قسم بخورم احمد مست بوده
البته که مبالغه کردم تا نشان دهم که ایشان خیلی از مرحله پرت است

هژبر
Tuesday 11 December 2007, 11:30AM
سلام
همين كه خداوند شيطان را به اسم لعنت كرده است جواز است كه افراد را به اسم هم مي شود لعنت كرد. آيا از نظر شما سلفي ها حلال فقط آن است كه در قرآن تصريح شده باشد فلان امر حلال است و اگر تصريح نشده باشد؛ حرام است؟ در مورد مبالغه آيا خداوند متعال در كتابش جواز چنين كاري را به شما داده است يا شما بر اساس منبع ديگري به اين نتيجه رسيده ايد كه مبالغه حلال است؟

سجودی
Tuesday 11 December 2007, 12:43PM
همين كه خداوند شيطان را به اسم لعنت كرده است جواز است كه افراد را به اسم هم مي شود لعنت كرد.
ندارد. اینها از امور غیبی است ما میدانیم شهدا به بهشت میروند اما نمیتوانیم بگوییم سجودی به بهشت میرود چون شهید است با ذکر اسم نمیشود چون مجهولات زیاد است ... نیت مثلآ
آيا از نظر شما سلفي ها حلال فقط آن است كه در قرآن تصريح شده باشد فلان امر حلال است و اگر تصريح نشده باشد؛ حرام است؟
مصدر اصلی پیش ما قران وسنت است
در مورد مبالغه آيا خداوند متعال در كتابش جواز چنين كاري را به شما داده است يا شما بر اساس منبع ديگري به اين نتيجه رسيده ايد كه مبالغه حلال است؟
نه اجازه نداده اما این بحث است در بحث این حرفها هست شما حالا مرا کافر گفتید اما من به دل نگرفتم ببینید چه نوشتید:
قبلا فكر مي كردم مذهب شما اسلام است ولي با اين فرمايش حضرت عالي متوجه شدم اسلام مذهب شما نيست