PDA

نمايش نسخه نهائي : جوابيه ي دكتر قزويني


mehrdad_123
Friday 2 November 2007, 05:11PM
به دنبال دعوت اين جانب از جناب مولوى عبد الحميد براى مناظره و گفتگوى دوستانه پيرامون سخنان ايشان در نماز جمعه زاهدان، در سايت ويژه حوزه علميه زاهدان اعلام كردند كه ايشان حاضر به مناظره نيست بلكه آماده مباهله مى باشد و شاگردان ايشان با شرائطى، آمادگى خود را براى مناظره اعلام كرده اند. اينجانب ضمن احترام به جناب مولوى عبد الحميد اعلام مى دارم:
1 ـ فرار از مناظره بر خلاف سيره أنبياء و علماى اسلام است كه در طول تاريخ در موارد اختلافى با يكديگر به گفتگو و مناظره مى پرداختند.
2 ـ ارجاع به شاگردان، نوعى فرار از مناظره و تحقير طرف مقابل و عدم رعايت شأن علمى و دور شدن از صفا وصميميت است.
و اگر هدف از جلو فرستادن شاگردان، جدل و مناقشه وتحريك عواطف و احساسات، وشعله ور ساختن آتش اختلاف ميان شيعه و سنى مى باشد، اين كار نه تنها مخالف با نظر مقام معظم رهبرى مدّ ظله الوارف مى باشد كه امسال را سال اتحاد ملى و انسجام اسلامى معرفى نموده است. و در جهان امروز كه دشمنان اسلام، در جهت ايجاد اختلاف و تنش هاى مذهبى و نابودى اسلام و مسلمانان، تمام تلاش خود را به كار مى برند، جدل و مناقشه دو گروه مذهبى كه تابع يك دين مى باشند و مشتركات متعددى دارند، خيانت به اسلام مى باشد.
3 ـ مناظره را مشروط به شرطى نمودن در مقابل كسى كه هيچ شرطى قائل نيست، خلاف عدالت است.
4 ـ اگر جناب آقاى مولوى عبد الحميد بر اين باور هستند كه يك شخصيتى شناخته شده و... مى باشند، با شركت در مناظره دوستانه و بدون جدل، عملاً راه و روش مناظره صحيح را به ديگر افراد آموزش دهند.
5 ـ مباهله در صورتى است كه بحثهاى علمى و منطقى به بن بست رسيده باشد، همانگونه كه رسول اكرم (ص) پس از بحث و مناظره با نصارى نجران و اصرار آنان بر عناد، پيشنهاد مباهله دادند.
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنْ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ... آل عمران: 61.
فخر رازى از علماى بزرگ اهل سنت مى گويد: (فَمَنْ حَاجَّكَ) بعد هذه الدلائل الواضحة والجوابات اللائحة فاقطع الكلام معهم وعاملهم بما يعامل به المعاند ، وهو أن تدعوهم إلى الملاعنة. تفسير الكبير، ج 8، ص 82.
مجدداً از جناب آقاى مولوى عبد الحميد دعوت مى كنيم كه خود بزرگ بينى را كنار گذاشته و به اين گفتگوى دوستانه پاسخ مثبت دهند و يقين كنند كه احترام هريك از طرف مقابل كاملا محفوظ و مقدسات هيچيك از طرفين مورد اهانت قرار نخواهد گرفت; زيرا بر اين عقيده هستيم كه اهانت و جسارت به مقدسات اهل سنت و يا شيعه خيانت به اسلام و گناه نابخشودنى است.
بنا بر اين، با الگو پذيرى از روش پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه وآله، در صورتى كه گفتگوى دوستانه نتيجه نبخشيد، نوبت به مباهله خواهد رسيد.
خوانندگان گرامي مي توانند پاسخ مفصل را در سايت www.valiars-aj.com مطالعه فرمايند.

mehrdad_123
Friday 2 November 2007, 05:12PM
باسمه تعالى
در رابطه با بيانيّه جناب مولوى عبد الحميد در پاسخ به دعوت مجدد از ايشان به مناظره و گفتگوى دوستانه، توجه ايشان را به چند نكته اساسى جلب مى نمايم:
1 ـ در اين بيانيه عبارتهايى دور از ادبيات اسلامى به كار رفته بود و دو شخصيت جهانى شيعه (آقايان دكتر عصام ودكتر تيجانى) مورد اهانت مجدد قرار گرفته بودند و نظام جمهورى اسلامى و قوه قضائيه نيز به جانبدارى متعصبانه متهم شده بودند و... به ايشان و همفكران عزيرشان خالصانه سلام گفته و كريمانه از كنار آن مطالب نادرست مرور مى كنم.
2 ـ دعوت اوليه اين جانب از جناب مولوى عبد الحميد، مناظره و گفتگوى دوستانه در خصوص مطالبى بود كه ايشان در خطبه هاى نماز جمعه زاهدان نسبت به دو شخصيت شيعه آقايان دكتر عصام و دكتر تيجانى مطرح كرده بودند، و ملتزم بوديم كه بحث و گفتگو به خارج از آن كشيده نشود و انتظار از جناب مولوى خيلى فراتر از اين بود كه قضيه را به انحراف كشانده و به يك معضل تبديل كرده و با جوسازى عليه نظام و قوه قضائيه، بهره بردارى سياسى نمايند.
3 ـ اگر مسأله اتحاد ميان مسلمانان از ديدگاه جناب مولوى عبد الحميد اين همه حائز اهميت است پس چرا در سال اتحاد ملى و انسجام اسلامى در همايش ختم صحيح بخارى از آقاى دكتر محمد إبراهيم رئيس دادگاه مدينه دعوت كردند و ايشان در سخنرانى خود به مقدسات شيعه اهانت كرد، و ايشان نه تنها به سخنان وى اعتراض نكردند ; بلكه در سفر اخير خود به مدينه منوره از حضور ايشان در همايش، تشكر نمودند.
و چرا در سال اتحاد ملى كتابهاى وهابيون را كه شيعه را به مشركان عصر رسالت تشبيه كرده و خون و مال آنان را مباح دانسته، در سايت رسمى حوزه علميه زاهدان قرار داده اند مانند: توسل مشروع ...، رساله شيخ الاسلام ابن تيميه و...
چرا در برابر حركت هاى تند وهابيت بر ضد شيعه عكس العمل مناسبى نداشته اند؟
چرا بيانيه 38 تن از علماى وهابى افراطى عربستان، در وجوب قتل شيعيان و تخريب حرم امامام معصوم (ع) را محكوم ننمودند؟
چرا با فتواى ضدّ اسلامى بن جبرين وبراك، در تخريب حرم اميرالمؤمنين و امام حسين و ابوالفضل عليهم السلام برخورد صريح نداشتند؟ بلكه كتاب بن جبرين و صالح فوزان وعبد الرحمن دمشقيه كه از تكفيريون وهابى هستند، هم اكنون روى سايت رسمى حوزه علميه زاهدان موجود است!! و صدها چراها كه فرصت بازگو كردن آن نيست!!!
4 ـ چگونه جناب مولوى عبد الحميد از انتقال دو نفر از مذهب مالكى و وهابى به مذهب شيعه اين چنين حساسيت به خرج داده و جوسازى مى كنند با اين كه در تاريخ، افراد متعددى از مذهب حنفى به شافعى و از شافعى به حنفى و... منتقل شده اند، همانگونه كه مناوى از شخصيتهاى بزرگ اهل سنت مى گويد: گروهى از بزرگان اهل سنت از مذهب خويش به ديگر مذهب انتقال يافته اند همانند: عبد العزيز بن عمران كه از مذهب مالكى به مذهب شافعى منتقل شد و ابوثور، از حنفى به شافعى وطحاوى، از شافعى به حنفى، و امام سمعانى از حنفى به شافعى، و خطيب بغدادى وآمدى وابن برهان از حنبلى به شافعى، و ابن فارس از شافعى به مالكى، و ابن دهان از حنبلى به حنفى و از حنفى به شافعى انتقال مذهب دادند. فيض القدير، ج 1، ص 273.
5 ـ مقام معظم رهبرى ـ مدّ ظلّه الوارف ـ كه امسال را «سال اتحاد ملي وانسجام اسلامي» معرفى نمودند، هرگز از مناظره و گفتگوى دوستانه علمى منع نفرموده اند، و به تعبير شهيد مطهرى: «آن چه نبايد صورت گيرد، كارهايى است كه احساسات و تعصّبات و كينه هاى مخالف را بر مى انگيزد، امّا بحث علمى سروكارش با عقل و منطق است، نه عواطف و احساسات». امامت و رهبرى، ص 21.
6 ـ مگر جناب مولوى عبد الحميد وديگر عزيزان اهل سنت در مناظره و گفتگوى علمى چه مطالبى مى خواهند مطرح كنند كه از دادگاه ويژه روحانيت هراس دارند؟ و آيا تا كنون قوه قضاييه به خاطر طرح مسائل علمى دور از تعصب و اهانت، كسى را مورد مؤاخذه قرار داده است؟
7 ـ آيا هدف از كشاندن مناظره به يكى از كشورهاى اسلامى و پيش داورى غير منصفانه، فراهم ساختن زمينه بدبينى و جو سازى عليه نظام جمهورى اسلامى نيست؟ ويا پيشنهاد دعوت از افرادى از خارج از كشور جهت مناظره، نشانگر ضعف علمى نيست؟
8 ـ اين جانب مباهله را رد نكرده ام بلكه پيشنهاد نموده ام كه با الهام از سيره نبى مكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) اول مناظره و گفتگوى علمى دوستانه صورت پذيرد و در صورتى كه گفتگوى علمى به بن بست رسيد، نوبت به مباهله خواهد رسيد و آمادگى كامل خود را براى مباهله اعلام نموده ام.
در پايان براى آخرين بار از جناب مولوى عبد الحميد در خواست مى كنم با بهانه هاى واهى از گفتگوى دوستانه كه بهترين راه براى حل اختلاف فيمابين و زمينه ساز وحدت مى باشد، طفره نفروند. وَالسَّلاَمُ عَلَى مَنْ اتَّبَعَ الْهُدَى.
دكتر سيد محمد حسينى قزوينى
7/8/86