PDA

نمايش نسخه نهائي : آیا پیامبر اسلام دارای معجزه بوده است ؟


Valid
Tuesday 30 October 2007, 03:08PM
با درود به شما.
آيا پيامبر اسلام داراي معجزه است ؟
در اين نوشتار قصد دارم به ادعاهايي که درباره معجزات پيامبر اسلام ،بيان مي شود ؛پاسخ دهم.
آيا پيامبر اسلام معجزه اي داشته است ؟!
اين پرسشي بسيار اساسي است ؛زيرا از آن رو که فردي که واقعاً پيامبر است را از شخصي که تنها ادعاي ارتباط با خدا مي کند ؛تشخيص دهيم ؛ضروري است آن فرد ،براي اثبات ارتباط خود با «خدا» ،نشانه اي را به مردم بنماياند تا آن ها بنا به آن نشانه ـ که به صورت منطقي ،نشان دهنده ارتباط آن شخص با خدا است ـ به آن شخص ايمان آورند.
گر چه از نظر من ،به اين مسئله نيز ايراداتي وارد است ؛اما براي اين که بحث ما بررسي اين است که آيا اساساً پيامبر اسلام ،نشانه اي از خود به مردم زمان خويش ،ارايه داده است يا خير ،به آن مسئله نمي پردازم و تنها «معجزه» داشتن يا نداشتن وي را مورد تحليل قرار مي دهم.
باري ؛مسلمانان ،در ضمن اين که بر وجود معجزه هاي بسياري از پيامبر اسلام ،صحه مي گذارند ؛بزرگ ترين نشانه براي صدق دعوي او را ،«قرآن» مي دانند ؛«قرآن» نيز ،بر «معجزه» بودن و فرابشري خود تأکيد مي کند و بر «تحدي» تأکيد مي ورزد.
برخي مي گويند قرآن بر وجود معجزه هاي پيامبر چون «شق القمر» و «معراج» در سوره هاي «قمر» و «اسراء» اشاره کرده است ؛گر چه واضح است که قرآن ،معراج را يکي از کرامات پيامبر مي داند ؛اما به نظر نمي رسد منظور آن از مطالب اوليه سوره «قمر» ،شکافته شدن ماه باشد ؛و اساساً قرآن به مسايل ديگري ـ مانند قيامت ـ نظر داشته است ؛هم چنين اين که قرآن «معراج» پيامبر را تصديق مي کند نيز نمي تواند «نشانه» باشد ؛زيرا کسي مشاهده نکرد که پيامبر اسلام به معراج رفته است و از اين جهت ،نشانه اي براي افراد زمان خود نمي تواند باشد ؛مگر با آن شواهدي که پس از به گفته خود «بازگشت از معراج» مبني بر ديدن مسجد الأقصي و ديدن شترهاي ابوسفيان و ... ارايه داده است ؛که البته فارغ از اين که به چنين مواردي نيز اشکالاتي وارد است ؛اين مسايل وارد قرآن نشده اند و تنها اصل «معراج» به آن راه يافته است که گفتيم صرف ادعاي آن از سوي قرآن ،«معجزه» نمي شود !
درباره ادعاهايي که در خصوص معجزات پيامبر اسلام شده است ؛بايد به تفکيک آن ها را مورد تأمل قرار داد ؛اما از آن جهت که «قرآن» به ادعاي اکثر مسلمانان ،بزرگ ترين معجزه پيامبر اسلام است که از سوي خدا بر وي نازل شده است ؛ابتدا به اين مسئله مي پردازيم.
آيا قرآن ،معجزه است ؟
دلايل اعجاز قرآن از ديدگاه مسلمانان ـ و نيز به ادعاي خود قرآن ـ به اين شرح است:
1ـ اعجاز طريقي: پيامبر اسلام ،بي سواد و امي بوده است ؛او چگونه مي توانسته است کتابي مانند قرآن بياورد ؟ پس قرآن معجزه است.
2ـ اعجاز فصاحي و بلاغي: قرآن در اوج فصاحت و بلاغت است ؛و به اعتراف دشمنان قرآن (چون وليد بن مغيره) هيچ سخني بالاتر از آن نيست و هيچ کس نمي تواند مطلبي فصيح تر و بليغ تر از قرآن بگويد ؛پس قرآن از سوي خداست.
3ـ اعجاز معنايي:
· هماهنگي آيات: در خود قرآن مي آيد: (( اگر اين کتاب از سوي غير خدا بود ؛در آن اختلاف فراوان مي يافتيد )) ؛در قرآن ،اختلاف و تناقض وجود ندارد ؛پس از سوي خداست.
· اعجاز علمي قرآن: قرآن از مسايل علمي که در زمان پيامبر هيچ شخصي از آن ها اطلاع نداشت ؛سخن گفته است ؛ هم چنين در قرآن نظم رياضي شگفتي وجود دارد ؛ اين مطالب علمي و آن نظم رياضي را هيچ شخصي جز از جهت اتصال به وحي نمي توانست بگويد ؛پس قرآن از سوي خدا بر پيامبر نازل شده است.
· جامعيت قرآن: قرآن به مطالب بسياري از جمله معاد ،توحيد ،روح ،مسايل اجتماعي ،مسايل حقوقي و ... پرداخته است ؛اين جامعيت ،نشان مي دهد قرآن براي سعادت واقعي بشر نازل شده است ؛هم چنين وارد شدن به اين همه مسايل مختلف و شناساندن صحيح خدا به مردم ـ تا آن جا که امکان دارد ـ و سخندرباره روح ،معاد و ... از دست يک انسان برنمي آيد ؛بنا براين ؛چنين چيزي جز در اتصال «محمد» با وحي ،امکان پذير نيست.
· خبر دادن قرآن از آينده: قرآن در بسياري از مسايل ،چون پيروزي روميان بر ايرانيان ،پيروزي مسلمانان در جنگ بدر ،تحقق يافتن رؤياي پيامبر و فتح مکه ،و مقطوع النسل بودن عاص بن وائل(در سوره کوثر) ؛به صورت صريح از آينده خبر داده است که همگي آن ها نيز عملي شده اند ؛بنا براين چنين صريح سخن گفتن از آينده و تحقق آن ها جز با اتصال وحي توجيه پذير نيست.
در پايان نيز ،قرآن ـ و مسلمانان ـ مي گويند ،اگر هم در حقانيت اين قرآن ترديد داريد ؛اگر مي توانيد يک سوره مانند آن بياوريد.
البته من اکنون قصد بررسي ادعاي اخير را ندارم ؛اما در اين نوشتار به برسي «دلايل اعجاز» مي پردازيم و تمام دلايل اعجاز را مورد نقد قرار مي دهيم و سپس نيز به نقد ادعاي اخير (سوره مثل سوره قرآن آوردن) خواهم پرداخت.
ابتدا به اعجاز معنايي خواهم پرداخت:
هماهنگي آيات:
اين که قرآن مي گويد اگر از سوي غير خدا بود ؛در آن «اختلاف» بسياري مي يافتيد ؛«اختلاف» دو معنا دارد ؛يکي اين است که گذشت زمان ،بر مطالب يک شخص ،اثر مي گذارد ـ و چنان مي شود که گفته آن شخص «هماهنگي» نداشته باشد ـ ؛که چنين چيزي را در مورد قرآن مي بينيم ؛زيرا آن جهت که قرآن ،«ناسخ» و «منسوخ» دارد ؛و از آن رو که برخي از آيات آن که در زمان هاي مختلف بر پيامبر نازل ! شده است ؛تأثير «زمان» بر آن ها کاملاً مشخص است و همين امر بر بشر وجود دارد ـ که قاعدتاً بنا بر ادعاي معجزه ،نبايد در قرآن وجود داشته باشد ـ تا آن جا که مي توان بنا به مفاد آيات درک کرد که اين آيات در «مکه» بر پيامبر نازل شده است يا در «مدينه» ،مي توان به اين پي برد که «عدم اختلاف در قرآن» ،به آن معنايي که ارايه شد ؛يک ادعا بيش نيست و نمي توان آن را جزو دلايل اعجاز قرآن دانست.
آياتي که در مکه بر پيامبر نازل شده است ؛همواره درباره مسايل اعتقادي بوده است ؛اما تا پيغمبر وارد مکه شد ؛مفاد آيات تغيير يافت و به صورت مسايل اجتماعي ،سياسي و اقتصادي بروز يافت ؛بديهي است چنين چيزي نشان دهنده وجود اختلاف (البته به معناي ياد شده) در قرآن است.
اما اگر «اختلاف» را «تناقض» معنا کنيم ؛يعني بگوييم که قرآن فرموده است: (( اگر قرآن از سوي غير خدا بود ؛تناقض بسياري در آن مي يافتيد)) يعني اين که اگر شخصي در طول 23 سال کتابي بنويسد ؛در آن کتاب تناقضات بسياري وجود خواهد داشت ؛چنين چيزي به نظر نادرست مي آيد ؛زيرا اگر شخصي مطالبي را گفت و در آن تناقض وجود نداشت ؛دليل نمي شود که از سوي خداست .
به عبارت ديگر ؛اگر در سخني ،تناقض وجود داشت ،مشخص مي شود که آن کلام ،نمي تواند کلام خدا باشد ؛اما اگر تناقض وجود نداشت ؛نمي توان گفت که آن کلام از سوي خداست ؛حتي اگر در طول 23 سال آن مطالب را گفته باشد ؛علاوه بر اين ،من تناقضاتي را که در قرآن وجو دارد ؛در تاپيک «تناقض ؛و جايگاه آن در قرآن» نوشته ام که مي توانيد به آن رجوع کرده و به ضعيف بودن اين ادعا نيز پي ببريد.
البته مي توان معناي «تناقض» را وسعت داد و ساير خطاهاي قرآني در خصوص مسايل علمي را نيز جزو اين تناقض دانست ؛به عبارتي ديگر اين تناقضات را در واقع تناقض با واقعيت موجود دانست که از اين دسته نيز مي توان اشتباهات فراواني را چون «غروب خورشيد در عين حمئه [يا بنا به برخي قراءات "عين حاميه"]» ،«رجم شياطين با شهاب رصد» ،«قلب ،جايگاه تفکر» ،«صاف بودن زمين و ثابت بودن آن» و ... را مي توان در قرآن ،يافت.
اين تناقضات را متعاقباً خواهم آورد.
اعجاز علمي قرآن:
بگذاريد بدون مقدمه بگويم ؛يکي از ويژگي هاي مسلمانان اين است که بسيار دروغ مي گويند و در سفسطه و تغيير معاني ،زبردست و استاد مي باشند ؛چنين چيزي نيز در ميان تمام مسلمين صدقيت مي يابد ؛يعني چه وجه سني بن لادني ،و چه وجه شيعه اثني عشري ولايت فقيهي ،در وجه سني ،امام محمد غزالي در يکي از کتب معتبر خود مي گويد: (( اگر دروغ گفتن ،موجب ازدياد ايمان يک شخص شود ؛دروغ گفتن جايز ،بلکه لازم است. ))
اما در وجه شيعه ،امام صادق مي فرمايد: (( تقيه ،نه دهم دين است ؛کسي که تقيه ندارد ؛دين ندارد. ))
و آن امام همام (ع) در طول زندگاني پربار خويش ،بسيار از اين حربه (تقيه) براي فريب دادن ديگران استفاده کردند.
واضح است که امام صادق ،«تقيه» را با يک تقريب اندک ،تمام دين مي دانند ؛آري ،از اين به بعد اگر شخصي به شما شيعيان گفت چه ديني داريد ؟ بگوييد دين «تقيه» ؛يعني دين دروغ ... .
در خصوص ادعاي اعجاز قرآن نيز وضع به همين صورت است ؛مسلمانان به دست و پا افتاده اند تا براي قرآن معجزه بتراشند و بگويند که منظور تازي نامه ،مسايل علمي بوده است.
در تاپيک «آيات علمي قرآن» ،«1052» دلايلي را براي اثبات صحت اين ادعا ـ مبني بر وجود مسايل مکتوم علمي در قرآن ـ بيان کرده است که ابتدا به آن ها مي پردازم:
او مي گويد: به تازگی افرادی که خود را ماده پرست می نامند مقالاتی را دررد وجود خداوند و قرآن کتاب آسمانی مسلمانان که کلام خداوند بزرگ می باشد ارایهکرده اند . با مطالعه ایراداتی که از قرآن گرفته اند می توانید به کمبود شناخت اینافراد نسبت به زبان عربی پی ببرید.
البته من «مادي گرا» هستم نه اين که آن را بپرستم ؛اساساً من چيزي را نمي پرستم ؛شما در صدد اين هستيد که بدانيد طرف شما چه چيزي را مي پرستد ؛اما شايد او چيزي را نپرستد ؛و من نيز چيزي را نمي پرستم ... .
آن مطلبي را که در تاپيک «ماوراءالطبيعه ؛افسانه يا واقعيت» نوشته ام نيز ،در خصوص اين بود که اعتقاد به اين مسايل از کجا ناشي شده است ؛و «رد وجود خدا» مستلزم رد دلايل فلسفي مبني بر وجود خداست که در اين خصوص نيز در آن تاپيک ،مطالبي خواهم نوشت.
اما در خصوص اين که من به زبان عربي آشنا نيستم ،خب ،شما مي توانيد پاسخ ما را در تاپيک «تناقض ؛و جايگاه آن در قرآن» بدهيد و ما نيز استقبال مي کنيم ... .
شايد شما پاسخ هاي صحيح تري نسبت به آن «هدايت» بدهيد ... .
شما گفته ايد:
در ضمن اگر افراد ماده پرست (مثلا جناب valid ) پس از مطالعهاین مطالب بوجود خداوندی بزرگ و با عظمت پی نبردند بهتر است به عقل خودشون شک کنند.
شما ،معياري براي سنجش «خرد» ديگران نيستيد و شخصي نيز ملاک بودن نظر شما را در اين خصوص نپذيرفته است... .
شما در خصوص ((پيش بينی شناخته شدن آيات قرآن درآينده... )) مطالبي را نوشته ايد ؛در اين خصوص ،چند پرسش پيش مي آيد که به نظر نمي رسد پاسخي براي آن يافت شود.
پرسش اول: ثابت کنيد که منظور قرآن ،همين است که شما مي گوييد ؟
آري ؛شما از کجا مي دانيد که منظور قرآن ،همين است که شما نوشته ايد ؟؟!
اين پرسش ،در مورد ساير ادعاهاي شما ،صدقيت مي يابد... .
شما آيه را که مي گويد (( سنريهم آياتنا في الآفاق و في انفسهم حتي يتبين لهم انه الحق)) را با سفسطه ،معنا کرده ايد که ((آيات خـود را در دوردستهـاو در درون خـودشان به آنها نشان خواهيم داد تاجائـيـکـه بـرای آنـهـا روشن شود که اين قرآن حق است)) اين در حالي است که ضمير «ـه» در «أنه» که در آخر آيه آمده است ؛به «الله» بازمي گردد و مي گويد نشانه هايمان را در فرارويشان و در خودشان به آن ها نشان مي دهيم تا براي آن ها مشخص شود که الله حق است .
ابوعلي سينا نيز ـ که بهتر بود همان پزشک بماند تا فيلسوف ـ بر اساس اين آيه ،برهان صديقين را براي اثبات وجود خدا عرضه داشت.
اما شما آن را با سفسطه ،به زمان هاي آينده ترجمه کرده ايد !! و گفته ايد منظور اين بوده است که در آينده ،حقانيت قرآن ثابت مي شود !! ... با اين که ترجمه شما غلط است ؛اما يک پرسشي از شما دارم ؛آيا قبل از اين که اختراعات و اکتشافات کنوني صورت پذيرد تا به قول شما حقانيت قرآن ثابت شود ؛حقانيت قرآن غير قابل اثبات بود که مي نويسيد [اين شناخت] درستی حرفهای قرآن را ثابت خواهد کرد.
شما درباره آيات «مسوخ» و «ناسخ» گفته ايد که : ((پاسخ روشن است. محکم و متشابه و ناسخ ومنسوخ خاص قرآن نیست. به هر چیزی که ما در جهان و در زندگی نگاه کنیم بنوعی و بنحویو در رابطه ای ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه دارند. مثلاً وقتی ما به کلاس دومدبستان می رویم. کلاس اول توسط کلاس دوم منسوخ می شود. و این به این معنی نیست کهبه کلاس اولرفتن چیز بی خود یااشتباه بوده است. همینطور در رابطه با پوشاکها و ابزارهائی که استفاده می کنیم، یا روند وفرایند رشد و شکل گیری پدیده ها، و همینطور مسائل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی وغیره، همه و همه محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ دارند.))
واقعاً قياس شما بسيار بچگانه است ... اين که ما به کلاس دوم مي رويم ؛کلاس اول نسخ مي شود يعني چه ؛بحث اين است که قرآن که به ادعاي شما براي همه زما ن ها است و به ادعاي خودش در آن اختلافي نيست ؛نبايد چنين باشد ؛زيرا چنين چيزي ناشي از جهل است ؛شما با اين مثال خود ؛ضرورت وجود ناسخ و منسوخ را در قرآن پذيرفته ايد ؛چنان که کلاس اول و سپس کلاس دوم رفتن را پذيرفته ايد ؟ شما بايد ثابت کنيد چرا وجود ناسخ و منسوخ ضرورت دارد ؟
سپس بايد پاسخ دهيد ؛پس ان ادعاي قرآن چه مي شود (البته در صورتي که اختلاف را به آن معناي ذکر شده بدانيم) ؟
شما نوشته ايد که: حروف و واژه های قرآن حساب شده وقانونمند بکار برده شده اند.
در خصوص اين ،واقعاً شما مصداق بارز و کامل يک انسان دروغگو هستيد ... آيا شما براي مثال واژه «يوم» را شمرده ايد و سپس ديده ايد که آن 365 بار در قرآن تکرار شده است ؟
يکي از دوستان ،مستنداً ـ که بعداً آن را خواهم آورد ـ در خصوص يکي از مهم ترين ادعاهاي «به کار رفتن کلمات به تعداد قانون مند» ـ يعني همين به کار رفتن کلمه يوم 365 بار ـ تحقيقي انجام داد که نتيجه اش اين است که کلمه «يوم» 296 بار در قرآن به کار رفته است ؛نه 365 بار ،البته از آن جايي که مسلمانان قرار است به هر چيز ايراد بگيرند ؛خواهند گفت منظور ما کلمه «يوم» با مشتقات آن خواهد بود . اين در حالي است که بر کلمه يوم به همراه مشتقات خود ؛ 416 بار به کار رفته است ؛يعني در هر دو حالت ،کلمه يوم 365 بار به کار نرفته است .اما چرا مسلمين ـ اين رسوايان ـ مي گويند کلمه يوم 365 بار در قرآن آمده است ؟
رذالت را ببينيد که مسلمانان کلمه يوم را مي شمارند تا مي شود 296 ،سپس برخي از مشتقات کلمه يوم را مي پذيرند و برخي را نمي پذيرند ؛تا عدد به 365 برسد و از شمردن ساير مشتقات صرفنظر مي کنند! سپس نيز آن را در بوق و طبل مي کنند که ببينيد اين معجزه قرآن را !! که يوم 365 بار در قرآن به کار رفته است !!.... البته تنها در اين خصوص تحقيق شده است و از آن جا که اين مورد ،معروف ترين ادعاي کشف رابطه رياضي! به وسيله مسلمانان است ؛به ديگر ادعاهاي آنان نپرداختيم ؛زيرا همين مسئله ميزان صداقت آن ها را مشخص کرده است.
علاوه بر اين ،ما معتقديم از آن جهت که قرآن تحريف شده است ؛تحريف گران سعي کرده اند به منظور غني سازي کردن قرآن ،يک تعداد روابط رياضي در آن پديد آورند ... که ظاهراً نيز موفق نشده اند ... .
علاوه بر اين ،شما به جاي اين که برويد و از سايت نابغه ها ! ـ اين عقب افتاده ها ـ مطلب بنويسيد (البته ممکن است خودتان نيز جزو ان ها باشيد! ـ برويد و خودتان کمي تعقل کنيد و بي خود چيزي را نپذيريد ... .
شما در خصوص آغاز هستي گفته ايدکه قرآن در سوره ذاريات ،آيه 47 مي گويد (( والسماء بنيناها بأييدٍ و إنا لموسعون)) و سپس سماء را «فضا» ترجمه کرده ايد ؛اين در حالي است که در معتبر ترين ترجمه ها ،براي مثال ،ترجمه مهدي الهي قمشه اي ،اين آيه به صورت (( و آسمان را با قدرت بنا کرديم و ما توسعه دهنده هستيم)) ترجمه کرده اند ؛علاوه بر اين ؛با توجه به اين که در قسمت بعد (يعني آيه 48) به زمين (بنا به اتفاق مترجم ها) اشاره کرده است و مي گويد: (( و زمين را گسترديم پس نيکو آماده کننده هستيم)) ؛بنا بر اين بنا به نظر مترجمين و نيز بنا به قرينه آيه بعد سماء به معناي همين آسمان مي باشد ؛نه چيز ديگر ... .
شما در خصوص گسترش جهان دچار يک خطا نيز شده ايد ـ البته از آن جا که از سايت نابغه ها!! نقل قول مي کرديد ؛آن ها اشتباه کرده اند ... شما گفته ايد که انفجار بزرگ ،در 18 ميليارد سال گذشته رخ داده است ؛اين در حالي است که با تخمين اندکي ،اين انفجار در 7/13 ميليارد سال گذشته رخ داده است ؛که تلسکوپ هابل نيز از 4/13 ميليارد سال گذشته عکسبرداري کرد و از همان عکس چنين نتيجه اي گرفته شد ... .
بنا بر اين ؛شما در آين خصوص نيز اشتباه کرده ايد ... .
علاوه بر اين ،اگر قرآن مي خواست بگويد که جهان در حال گسترش است ؛بايد از لفظ سماوات استفاده مي کرد ؛نه از لفظ سماء ؛زيرا در ادبيات ناقص قرآن ،ميان اين دو فرق بسيار وجود دارد ... .
شما 10 ادعاي ديگر را نيز مطرح کرده ايد که متعاقباً به آن ها خواهم پرداخت.:smile07::smile07::smile07:

ir24
Tuesday 30 October 2007, 04:01PM
اصلا به آقبت کارت فکر کرده ای که کافر و ...... شده ای :smile27:

Billie Jean
Tuesday 30 October 2007, 04:47PM
اصلا به آقبت کارت فکر کرده ای که کافر و ...... شده ای آقبت ????!!!!!!! http://qsmile.com/qsimages/246.gif شما خيلي نگران آقبت(!!!) ايشون نباش!!!!فعلا كه عاقبت مسلمين بسي تاسف انگيز تره!!!

محب110
Tuesday 30 October 2007, 08:34PM
هماهنگي آيات:
اين که قرآن مي گويد اگر از سوي غير خدا بود ؛در آن «اختلاف» بسياري مي يافتيد ؛«اختلاف» دو معنا دارد ؛يکي اين است که گذشت زمان ،بر مطالب يک شخص ،اثر مي گذارد ـ و چنان مي شود که گفته آن شخص «هماهنگي» نداشته باشد ـ ؛که چنين چيزي را در مورد قرآن مي بينيم از آن رو که برخي از آيات آن که در زمان هاي مختلف بر پيامبر نازل ! شده است ؛تأثير «زمان» بر آن ها کاملاً مشخص است و همين امر بر بشر وجود دارد ـ که قاعدتاً بنا بر ادعاي معجزه ،نبايد در قرآن وجود داشته باشد ـ تا آن جا که مي توان بنا به مفاد آيات درک کرد که اين آيات در «مکه» بر پيامبر نازل شده است يا در «مدينه» ،مي توان به اين پي برد که «عدم اختلاف در قرآن» ،به آن معنايي که ارايه شد ؛يک ادعا بيش نيست و نمي توان آن را جزو دلايل اعجاز قرآن دانست.
آياتي که در مکه بر پيامبر نازل شده است ؛همواره درباره مسايل اعتقادي بوده است ؛اما تا پيغمبر وارد مکه شد ؛مفاد آيات تغيير يافت و به صورت مسايل اجتماعي ،سياسي و اقتصادي بروز يافت ؛بديهي است چنين چيزي نشان دهنده وجود اختلاف (البته به معناي ياد شده) در قرآن است.
مسلما هم مسائل اعتقادی و هم مسايل اجتماعي ،سياسي و اقتصادي مورد نیاز است. مسلمانان در زمان نزول آنها را به ترتیب نیاز خود دریافت کردند و مسلمانان در حال حاضر تمام آنها را در قالب قرآن در دست دارند. حال مشکلی که میگویید کجاست؟ امیدوارم انتظار نداشته باشید که پیامبر در مکه برای مسلمانان آیات انفال و جنگ و اسیر و .... را بگوید.

محب110
Tuesday 30 October 2007, 08:36PM
اما اگر «اختلاف» را «تناقض» معنا کنيم ؛يعني بگوييم که قرآن فرموده است: (( اگر قرآن از سوي غير خدا بود ؛تناقض بسياري در آن مي يافتيد)) يعني اين که اگر شخصي در طول 23 سال کتابي بنويسد ؛در آن کتاب تناقضات بسياري وجود خواهد داشت ؛چنين چيزي به نظر نادرست مي آيد ؛زيرا اگر شخصي مطالبي را گفت و در آن تناقض وجود نداشت ؛دليل نمي شود که از سوي خداست .
به عبارت ديگر ؛اگر در سخني ،تناقض وجود داشت ،مشخص مي شود که آن کلام ،نمي تواند کلام خدا باشد ؛اما اگر تناقض وجود نداشت ؛نمي توان گفت که آن کلام از سوي خداست ؛حتي اگر در طول 23 سال آن مطالب را گفته باشد ؛علاوه بر اين ،من تناقضاتي را که در قرآن وجو دارد ؛در تاپيک «تناقض ؛و جايگاه آن در قرآن» نوشته ام که مي توانيد به آن رجوع کرده و به ضعيف بودن اين ادعا نيز پي ببريد.
البته مي توان معناي «تناقض» را وسعت داد و ساير خطاهاي قرآني در خصوص مسايل علمي را نيز جزو اين تناقض دانست ؛به عبارتي ديگر اين تناقضات را در واقع تناقض با واقعيت موجود دانست که از اين دسته نيز مي توان اشتباهات فراواني را چون «غروب خورشيد در عين حمئه [يا بنا به برخي قراءات "عين حاميه"]» ،«رجم شياطين با شهاب رصد» ،«قلب ،جايگاه تفکر» ،«صاف بودن زمين و ثابت بودن آن» و ... را مي توان در قرآن ،يافت.
اين تناقضات را متعاقباً خواهم آورد.

این موضوع را در همان تاپیک دنبال میکنیم. انشاالله

1052
Wednesday 31 October 2007, 12:59AM
کاربر 1052
از درج الفاظ و عبارات توهین آمیز و تنش زا نسبت به سایر کاربران خودداری نمائید . در صورت ادامه این روند شناسه شما در باشگاه با محدودیت نوشتاری مواجه خواهد گشت .



با سلام وتشکر از کاربر محب110


آيا پيامبر اسلام داراي معجزه است ؟


برای فهمیدن این موضوع می توانید به کتب تاریخی مراجعه کنید
البته این احتمال وجود دارد که کاربر valid در آینده در تاپیکی با نام:
(تاریخ: افسانه یا واقعیت) پاسخ اینجانب را بدهند.
اما از نظر جناب ولید چیزی بنام معجزه وجود ندارد و همه توهمات ذهن بیننده ی معجزه می باشد:smile55:


در اين نوشتار قصد دارم به ادعاهايي که درباره معجزات پيامبر اسلام ،بيان مي شود ؛پاسخ دهم.
آيا پيامبر اسلام معجزه اي داشته است ؟!
نیاز نیست پاسخ بدهید
برای فهمیدن این موضوع می توانید به کتب تاریخی مراجعه کنید
البته این احتمال وجود دارد که کاربر valid در آینده در تاپیکی با نام:
(تاریخ: افسانه یا واقعیت) پاسخ اینجانب را بدهند
اما از نظر جناب ولید چیزی بنام معجزه وجود ندارد و همه توهمات ذهن بیننده ی معجزه می باشد:smile55:


اين پرسشي بسيار اساسي است ؛زيرا از آن رو که فردي که واقعاً پيامبر است را از شخصي که تنها ادعاي ارتباط با خدا مي کند ؛تشخيص دهيم ؛ضروري است آن فرد ،براي اثبات ارتباط خود با «خدا» ،نشانه اي را به مردم بنماياند تا آن ها بنا به آن نشانه ـ که به صورت منطقي ،نشان دهنده ارتباط آن شخص با خدا است ـ به آن شخص ايمان آورند.

اما این مسیله نمی تواند برای شخصی شبیه شما مهم باشد زیرا شما منکر وجود خدا هستید.


مگر با آن شواهدي که پس از به گفته خود «بازگشت از معراج» مبني بر ديدن مسجد الأقصي و ديدن شترهاي ابوسفيان و ... ارايه داده است ؛که البته فارغ از اين که به چنين مواردي نيز اشکالاتي وارد است .
یکی از مشکلات آن باید این باشد:
تاریخ چیزی جزء افسانه نیست!!!!


درباره ادعاهايي که در خصوص معجزات پيامبر اسلام شده است ؛بايد به تفکيک آن ها را مورد تأمل قرار داد .
باز هم به حال شما فرقی نداره چون شما حتی وجود خدا را قبول ندارید چه برسه به معجزه پیامبر خدا



تا آن جا که مي توان بنا به مفاد آيات درک کرد که اين آيات در «مکه» بر پيامبر نازل شده است يا در «مدينه» ،مي توان به اين پي برد که «عدم اختلاف در قرآن» ،به آن معنايي که ارايه شد ؛يک ادعا بيش نيست و نمي توان آن را جزو دلايل اعجاز قرآن دانست..
عجب تفسیری! لذت بردم:smile55:
امثال تو همه نوع ایرادی:smile55:(به خیال باطل خودشون) را گرفته بودند الی این یک مورد که باید خاص تفکر خود برتر بینی جنابعالی باشد


آياتي که در مکه بر پيامبر نازل شده است ؛همواره درباره مسايل اعتقادي بوده است ؛اما تا پيغمبر وارد مکه شد ؛مفاد آيات تغيير يافت و به صورت مسايل اجتماعي ،سياسي و اقتصادي بروز يافت ؛بديهي است چنين چيزي نشان دهنده وجود اختلاف (البته به معناي ياد شده) در قرآن است.
..
:smile21::smile21::smile21:
فکر می کنم جناب ولید در وضعیت روحی و روانی مناسبی بسر نمی برند زیرا آنقدر برای ایراد گرفتن از قرآن حول کرده اید که به چنین موضوعات خنده داری اشاره می کنید .
با این صحبتهای بچگانه چه موضوعی ثابت میشود:
آياتي که در مکه بر پيامبر نازل شده است ؛همواره درباره مسايل اعتقادي بوده است ؛اما تا پيغمبر وارد مکه شد ؛مفاد آيات تغيير يافت و به صورت مسايل اجتماعي ،سياسي و اقتصادي بروز يافت ؛بديهي است چنين چيزي نشان دهنده وجود اختلاف (البته به معناي ياد شده) در قرآن است.

عجب اختلا فی را با عقل ماده گرای خود ثابت کردید:smile55:


اما اگر «اختلاف» را «تناقض» معنا کنيم ؛يعني بگوييم که قرآن فرموده است: (( اگر قرآن از سوي غير خدا بود ؛تناقض بسياري در آن مي يافتيد)) يعني اين که اگر شخصي در طول 23 سال کتابي بنويسد ؛در آن کتاب تناقضات بسياري وجود خواهد داشت ؛چنين چيزي به نظر نادرست مي آيد ؛زيرا اگر شخصي مطالبي را گفت و در آن تناقض وجود نداشت ؛دليل نمي شود که از سوي خداست .
به عبارت ديگر ؛اگر در سخني ،تناقض وجود داشت ،مشخص مي شود که آن کلام ،نمي تواند کلام خدا باشد ؛اما اگر تناقض وجود نداشت ؛نمي توان گفت که آن کلام از سوي خداست ؛حتي اگر در طول 23 سال آن مطالب را گفته باشد ؛علاوه بر اين ،من تناقضاتي را که در قرآن وجو دارد ؛در تاپيک «تناقض ؛و جايگاه آن در قرآن» نوشته ام که مي توانيد به آن رجوع کرده و به ضعيف بودن اين ادعا نيز پي ببريد.
..
این ادعای شما باز می گرده به ضعف شما در زبان عربی
که جناب هدایت پاسخ شما را در مواردی داده اند


البته مي توان معناي «تناقض» را وسعت داد و ساير خطاهاي قرآني در خصوص مسايل علمي را نيز جزو اين تناقض دانست ..

منظور جناب valid همان آیات علمی قرآن در در این تاپیکه:
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=9030



،«صاف بودن زمين و ثابت بودن آن»
..

:eek::eek::eek:

دوستان عزیز اگر میخواهید دلیل تعجب مرا بفمید به این تاپیک مراجعه کنید:
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=9030


بگذاريد بدون مقدمه بگويم ؛يکي از ويژگي هاي مسلمانان اين است که بسيار دروغ مي گويند
..

بگذارید من نیز بی پرده بگویم بارزترین نشانه یک فرد ماده گرا بشرح زیر می باشد:
1-غرور بسیار زیاد.
2-فرار از واقعیت هایی که باب میل آنها نمی باشد.
3-بزرگترین مشکل آنها دروغ پنداشتن حقایقی است که نمی بینند.
و مشکلات فراوان دیگری که جای گفتن آن مطالب ایجا نیست.

برای فهمیدن مشکلات 1و2و3 در این افراد لطفا به تاپیک زیر مراجعه کنید:
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=8997


و در سفسطه و تغيير معاني ،زبردست و استاد مي باشند
..
این نظر شما است
(به حرف گربه سیاه که بارون نمیاد)

همچنین افراد ماده گرا در رد واقعیت تبحر بسیار خاصی دارند برای فهمیدن این موضوع می توانید به این تاپیک مراجعه کنید:
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=8997



چه وجه سني بن لادني ،و چه وجه شيعه اثني عشري ولايت فقيهي
..

هیچ کدام از این فرقه ها که گفتید وجود خارجی ندارد


امام صادق مي فرمايد: (( تقيه ،نه دهم دين است ؛کسي که تقيه ندارد ؛دين ندارد. ))
..
اول معنی تقیه را بفهم (اگه برات قابل درکه -اگه شبیه بقیه واقیعت هایی که به اونا پشت کردی اصلا بهش فکر نکن ) بعد در مورد آن اظهار نظر کن


واضح است که امام صادق ،«تقيه» را با يک تقريب اندک ،تمام دين مي دانند ؛آري ،از اين به بعد اگر شخصي به شما شيعيان گفت چه ديني داريد ؟ بگوييد دين «تقيه» ؛يعني دين دروغ ... .
..

:قانون(1): یک جمله از این قسمت توسط ناظر باشگاه حذف شد .



در تاپيک «آيات علمي قرآن» ،«1052» دلايلي را براي اثبات صحت اين ادعا ـ مبني بر وجود مسايل مکتوم علمي در قرآن ـ بيان کرده است
..

آدرس تاپیک مورد نظر جناب valid در زیر آمده است:
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=9030



او مي گويد: به تازگی افرادی که خود را ماده پرست می نامند مقالاتی را دررد وجود خداوند و قرآن کتاب آسمانی مسلمانان که کلام خداوند بزرگ می باشد ارایهکرده اند . با مطالعه ایراداتی که از قرآن گرفته اند می توانید به کمبود شناخت اینافراد نسبت به زبان عربی پی ببرید.
..

البته در تاپیکهای قبلی ایشان, شاهد ضعف ایشان در زبان عربی بودیم



آن مطلبي را که در تاپيک «ماوراءالطبيعه ؛افسانه يا واقعيت» نوشته ام نيز ،در خصوص اين بود که اعتقاد به اين مسايل از کجا ناشي شده است ؛و «رد وجود خدا» مستلزم رد دلايل فلسفي مبني بر وجود خداست که در اين خصوص نيز در آن تاپيک ،مطالبي خواهم نوشت.
..

البته در این تاپیک دیدیم که جناب valid :قانون(1): یک عبارت از این قسمت توسط ناظر باشگاه حذف شد . تحقیقات علمی یک دانشمند ژاپنی را تنها به این دلیل که باب میل ایشان نبودند را رد کرده (:eek:) (بازهم به این دلیل که در تلویزیون ایران پخش شد:smile21:)

:قانون(1): یک جمله از این قسمت توسط ناظر باشگاه حذف شد .




اما در خصوص اين که من به زبان عربي آشنا نيستم ،خب ،شما مي توانيد پاسخ ما را در تاپيک «تناقض ؛و جايگاه آن در قرآن» بدهيد و ما نيز استقبال مي کنيم ... .
..

باید به شما بگویم اینجاب وجود مبدا و خدا را پذیرفته ام
این شما هستید که با مبدا مشکل دارید و حتی برای قبول نکردن مبدا تحقیقات یک دانشمند ژاپنی را زیر سیوال بردید(به زبان بسیار ساده تر نمی خواهید واقعیت را قبول کنید) .
به بیان ساده تر بنده بیکار نیستم که کل قرآن را برای شما تفسیر کنم و شما با عربی دست وپا شکسته ای که یاد گرفته اید(حتی معرفه و نکره را هم از یکدیگر تشخیص نمی دهید:smile21:) آنرا رد کنید.



شايد شما پاسخ هاي صحيح تري نسبت به آن «هدايت» بدهيد ...


همان هدایت برای شما کافی است



در ضمن اگر افراد ماده پرست (مثلا جناب valid ) پس از مطالعهاین مطالب بوجود خداوندی بزرگ و با عظمت پی نبردند بهتر است به عقل خودشون شک کنند.


قضاوت این مورد را بر عهده دوستان می گذاریم.




شما ،معياري براي سنجش «خرد» ديگران نيستيد و شخصي نيز ملاک بودن نظر شما را در اين خصوص نپذيرفته است... .


البته شما نماینده تمام اشخاص نیستید
قضاوت در این مورد را نیز بر عهده دوستان عزیر می گذاریم.(در مورد عقل و خرد شما)


،چند پرسش پيش مي آيد که به نظر نمي رسد پاسخي براي آن يافت شود.
پرسش اول: ثابت کنيد که منظور قرآن ،همين است که شما مي گوييد ؟
آري ؛شما از کجا مي دانيد که منظور قرآن ،همين است که شما نوشته ايد ؟؟!


این سوالات هیچ پاسخی ندارند. چون اصلا جنبه سوال ندارند
اگر یک بچه که به سن 2 رقمی هم نرسیده آن مطالب را می خواند می فهمید منظور قرآن چیزی جزء مطالب گفته شده نیست (شما در معرفی خودتون سن خودتون رو اشتباها 19 گفتین - صحیح اون باید9 باشه(البته خوشبینانه)چون جواب سوال شما رو یه بچه 9 ساله هم می دونه چه برسه به 19 ساله:smile55: )


اين پرسش ،در مورد ساير ادعاهاي شما ،صدقيت مي يابد... .


اولا مطالبی که گفته شد ادعاهای قرآن می باشد
دوما الان کاملا مطمئن شدم دارم با یک بچه زیر 9 سال بحث می کنم.چون حتی یک بچه بالای 9 هم می توانید ادعاهای فوق را تصدیق کند (چه برسه به یه 19 ساله:smile21:)



شما آيه را که مي گويد (( سنريهم آياتنا في الآفاق و في انفسهم حتي يتبين لهم انه الحق)) را با سفسطه ،معنا کرده ايد که ((آيات خـود را در دوردستهـاو در درون خـودشان به آنها نشان خواهيم داد تاجائـيـکـه بـرای آنـهـا روشن شود که اين قرآن حق است)) اين در حالي است که ضمير «ـه» در «أنه» که در آخر آيه آمده است ؛به «الله» بازمي گردد و مي گويد نشانه هايمان را در فرارويشان و در خودشان به آن ها نشان مي دهيم تا براي آن ها مشخص شود که الله حق است .


آیات خود ,قرآن: هردو به الله باز می گردد اثبات هر کدام اثبات وجود الله است
از این سئوال شما 2 نتیجه می گیریم :
1-قصد بهانه جویی دارید ومی خواهید لج کنید
2-سن شما زیر 9 سال است ونمی توانید بفهمید اثبات قرآن به اثبات الله می انجامد(یعنی روابط ریاضی را نمی فهمید.)
:قانون(1): یک جمله از این قسمت توسط ناظر باشگاه حذف شد .




اما شما آن را با سفسطه ،به زمان هاي آينده ترجمه کرده ايد !! و گفته ايد منظور اين بوده است که در آينده ،حقانيت قرآن ثابت مي شود !! ...

دیگه نمی دونم چی بگم قضاوت با دوستان:smile60:


شما درباره آيات «مسوخ» و «ناسخ» گفته ايد که : ((پاسخ روشن است. محکم و متشابه و ناسخ ومنسوخ خاص قرآن نیست. به هر چیزی که ما در جهان و در زندگی نگاه کنیم بنوعی و بنحویو در رابطه ای ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه دارند. مثلاً وقتی ما به کلاس دومدبستان می رویم. کلاس اول توسط کلاس دوم منسوخ می شود. و این به این معنی نیست کهبه کلاس اولرفتن چیز بی خود یااشتباه بوده است. همینطور در رابطه با پوشاکها و ابزارهائی که استفاده می کنیم، یا روند وفرایند رشد و شکل گیری پدیده ها، و همینطور مسائل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی وغیره، همه و همه محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ دارند.))


یکی از دوستان جواب این قسمتو بده من دیگه بریدم:smile60::smile60::smile60:


واقعاً قياس شما بسيار بچگانه است ...


تا اینجا مشخص شد سئوالات شما بسیار بچگانه است.


اين که ما به کلاس دوم مي رويم ؛کلاس اول نسخ مي شود يعني چه ؛بحث اين است که قرآن که به ادعاي شما براي همه زما ن ها است و به ادعاي خودش در آن اختلافي نيست ؛نبايد چنين باشد ؛زيرا چنين چيزي ناشي از جهل است ؛شما با اين مثال خود ؛ضرورت وجود ناسخ و منسوخ را در قرآن پذيرفته ايد ؛چنان که کلاس اول و سپس کلاس دوم رفتن را پذيرفته ايد ؟ شما بايد ثابت کنيد چرا وجود ناسخ و منسوخ ضرورت دارد ؟


از دوستان عزیز تقاضامندم یک نفر در راه خدا جواب ایشان را بدهد:smile60::smile60:
ایشان که توضیحات موجود در ابتدای تاپیک مرا قبول نمی کنند.

1052
Wednesday 31 October 2007, 01:02AM
شما نوشته ايد که: حروف و واژه های قرآن حساب شده وقانونمند بکار برده شده اند.


بله کاملا درست است



در خصوص اين ،واقعاً شما مصداق بارز و کامل يک انسان دروغگو هستيد ... آيا شما براي مثال واژه «يوم» را شمرده ايد و سپس ديده ايد که آن 365 بار در قرآن تکرار شده است ؟


دروغگو دشمن خداست
من که شمردم دقیقا 365 بار تکرار شده بود
اگر شک دارید شما هم یکبار بشمرید
صدق این یک مورد میتواند تمامی مطالب اینجانب را تصدیق کند


يکي از دوستان ،مستنداً ـ که بعداً آن را خواهم آورد ـ در خصوص يکي از مهم ترين ادعاهاي «به کار رفتن کلمات به تعداد قانون مند» ـ يعني همين به کار رفتن کلمه يوم 365 بار ـ تحقيقي انجام داد که نتيجه اش اين است که کلمه «يوم» 296 بار در قرآن به کار رفته است ؛نه 365 بار


به گفته های یک بچه 9 ساله نمی شود اعتماد کرد(دوستتونو میگم)
شما که این همه اصرار دارید چرا یکبار کلمه <یوم> را نمی شمارید تا اینکه مطمئن شوید



علاوه بر اين ،ما معتقديم از آن جهت که قرآن تحريف شده است ؛تحريف گران سعي کرده اند به منظور غني سازي کردن قرآن ،يک تعداد روابط رياضي در آن پديد آورند ... که ظاهراً نيز موفق نشده اند ... .


شما که اصل قرآن را قبول ندارید چطور به تحریف آن معتقد هستید
از کلام شما میتوان فقط و فقط برداشت زیر را داشت:
1-قرآن را قبول دارید و معتقد هستید که قرآن کلام بشر نیست بلکه کلام خداست-اما این قرآنی که در دسترس می باشد تحریف شده است و قرآن واقعی نیست:eek:
2-پس از قبول مورد 1 که شما در گفتارتان آنرا قبول کرده اید وجود خدا به اثبات رسیده و شما نیز وجود خدا را قبول کرده اید

دوستان قضاوت کنند



علاوه بر اين ،شما به جاي اين که برويد و از سايت نابغه ها ! ـ اين عقب افتاده ها ـ مطلب بنويسيد (البته ممکن است خودتان نيز جزو ان ها باشيد! ـ برويد و خودتان کمي تعقل کنيد و بي خود چيزي را نپذيريد ... .
دوستان آدرس سایت نابغه ها در زیر آمده است:
http://www.nabegheha.ir (http://www.nabegheha.ir/)
یعنی اگر بجای این سایت , سایت رسمی ناسا این ادعا را می کرد شما قبول می کردید
تا اینجا که مشخص است که شما جزء عقب افتاده ها هستید
شما حتی اسناد تاریخی را رد می کنید (مغز متفکر شیعه) آیا بر کسی پوشیده است که شما بدنبال چیزی جزء حقیقت هستید--- بهتر است کمی تعقل کنید:rolleyes:





شما در خصوص آغاز هستي گفته ايدکه قرآن در سوره ذاريات ،آيه 47 مي گويد (( والسماء بنيناها بأييدٍ و إنا لموسعون)) و سپس سماء را «فضا» ترجمه کرده ايد ؛


عکس و تصویر را برای این مواقع گذاشته اند به تصویر نگاه کنید می فهمید
نیاز به توضیح نداره:smile08::smile08::smile08:



شما گفته ايد که انفجار بزرگ ،در 18 ميليارد سال گذشته رخ داده است ؛اين در حالي است که با تخمين اندکي ،اين انفجار در 7/13 ميليارد سال گذشته رخ داده است ؛که تلسکوپ هابل نيز از 4/13 ميليارد سال گذشته عکسبرداري کرد و از همان عکس چنين نتيجه اي گرفته شد ... .

اگر مشکل شما اینه ما حرف شما را قبول می کنیم (همون13.7یا13.4 )
دیگه مشکلی ندارید:smile08::smile08::smile08:


شما 10 ادعاي ديگر را نيز مطرح کرده ايد که متعاقباً به آن ها خواهم پرداخت.:smile07::smile07::smile07:


منتظر پاسخ های سرشار از اشتباه شما هستم البته انتظار نداشته باشید پاسخ بدهم چون کاملا مشخص است که شما بدنبال حقیقت نیستید

محب110
Wednesday 31 October 2007, 11:43AM
اما يک پرسشي از شما دارم ؛آيا قبل از اين که اختراعات و اکتشافات کنوني صورت پذيرد تا به قول شما حقانيت قرآن ثابت شود ؛حقانيت قرآن غير قابل اثبات بود که مي نويسيد [اين شناخت] درستی حرفهای قرآن را ثابت خواهد کرد.
قرآن کتاب هدایت است و حتی اگر هیچ مطلب علمی(ازنوع تجربی) در آن نباشد باز هم نقصی برای آن به شمار نمیرود. و در همه زمانها معجزه بودن قرآن را از روی معارف عمیق و بالای ان نیز میشود ثابت کرد.
اما متاسفانه با بعضی نمیشود در مورد معرفت قرآن بحث نمود. که این روش بحث بر دلهای آگاه و مستعد و پاک اثر میگذارد. متاسفانه در بعضی از افراد حب دنیا یا اخلاق ناپسند مانند غرور، خود را عقل کل دانستن، تکبر و ..... مانع از بحث در مورد معارف میشود و در ابتدا باید به وسیله مباحثی که حسی و ملموس است با آنها وارد بحث شد و اگر عینک ماده گرایی را از چشمان خود برداشتند انشاالله از معارف هم صحبت نمود.

محب110
Wednesday 31 October 2007, 12:06PM
شما درباره آيات «مسوخ» و «ناسخ» گفته ايد که : ((پاسخ روشن است. محکم و متشابه و ناسخ ومنسوخ خاص قرآن نیست. به هر چیزی که ما در جهان و در زندگی نگاه کنیم بنوعی و بنحویو در رابطه ای ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه دارند. مثلاً وقتی ما به کلاس دومدبستان می رویم. کلاس اول توسط کلاس دوم منسوخ می شود. و این به این معنی نیست کهبه کلاس اولرفتن چیز بی خود یااشتباه بوده است. همینطور در رابطه با پوشاکها و ابزارهائی که استفاده می کنیم، یا روند وفرایند رشد و شکل گیری پدیده ها، و همینطور مسائل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی وغیره، همه و همه محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ دارند.))
آیات ناسخ و منسوخ از این جهت نیست که خدا تصمیم خود را عوض کرده باشد. بلکه به این خاطر است که جامعه را آماده نماید. مثلا اگر شما بخواهید یک نفر که دارای ایمان ضعیفی است را به راه خود بکشانید اگر از ابتدا بخواهید تمام اعتقادات خود را در روز اول به شخص باز گو کنید آن شخص مطمئنا از شما متنفر میشود زیرا هنوز آنقدر به دنیا دلبسته نشده که زشتی کار شما را متوجه نشود.
درمورد اسلام نیز همینطور است اگر اسلام به طور ناگهانی میخواست خود را به تمامی بر مسلمانان نشان دهد به علت اینکه آنها در زمان کفر به تعلقات پست دنیا وابسته شده بودند برتازه مسلمانان(در قالب یک جامعه و نه یک فرد) سخت بود که خود را از اسارت آن رها کنند.- مثلا شراب در سه مرحله حرام اعلام شد- با تمام شدن دین و کامل شدن آن جامعه سالم گردید و نسلهای بعد از آن توانستند که از ابتدا بر اساس قوانین کامل اسلامی رفتار نمایند.

hidayat
Wednesday 31 October 2007, 01:01PM
با تشكر از دوستان

آقاى وليد نصيحتم به شما اينست كه مانند پرنده اى حيران شاخه به شاخه نپر!

اولاً -

معجزات عددى براى ما مسلمينى كه تابع شريعت اسلامى هستيم كه به واسطه ى قرآن معرفى شده ، اهميتى ندارد.

اين بازى را فردى بنام رشاد خليفه كه بهايى بود هم در آورد و سرانجام مى خواست ثابت كند كه عدد 19 مبارك است !!

آخه بهايى ها عدد 19 را مقدس مى شمارند.

و بامزه اينكه تعداد ملائكه ى جهنم 19 تا هستند و اين آقا هم خوشحال بود كه به اين اختراع متوجه شده است !!

در مورد معجزاتى هم كه به رسول الله نسبت داده شده است ، از اصول و اركان دين نيست و شرط اسلام بر قبول آنها نيست.

و علما بر اين امر اتفاق دارند كه معجزاتى را كه يك فرستاده ى الهى براى اثبات نبوتش به مردم نشان مى داده خاص به مردمان زمان و مكان خاص خود دارد.

مثلاً الآن كسى نمى تواند ادعا كند عيسى عليه السلام آمد كنارش و فلان كور را بينا كرد!

و معجزاتى كه به رسول الله نسبت داده شده ممكن است صحيح نباشد زيرا در قرآن ذكر نشده است و احتمال صحت يا خطاى نقل اخبار يا دروغ آن فراوانست زيرا نقل كننده خبر ، كتاب آسمانى نيست كه شاهدى بر صدق خبر باشد.

و سخن مردمان اختلاف دارد و اختلاف الفاظ در حديث نشان دهنده ى ضعف ذاكره ى راوى يا تشويش در خبر مى باشد.

باز تأكيد مى كنم به شما و بقيه ى دار و دسته تان!

لطفاً موضوعاتى كه جزء اعتقاد اسلامى و اساس شريعت نيست را به عنوان موضوع بحثت انتخاب نكن.

بيا فعلاً از قرآن حرف بزن كه سعى دارى دنبال تناقض در آن بگردی

محب110
Saturday 3 November 2007, 01:17PM
شما نوشته ايد که: حروف و واژه های قرآن حساب شده وقانونمند بکار برده شده اند.
در خصوص اين ،واقعاً شما مصداق بارز و کامل يک انسان دروغگو هستيد ... آيا شما براي مثال واژه «يوم» را شمرده ايد و سپس ديده ايد که آن 365 بار در قرآن تکرار شده است ؟
يکي از دوستان ،مستنداً ......... تحقيقي انجام داد که نتيجه اش اين است که کلمه «يوم» 296 بار در قرآن به کار رفته است ؛نه 365 بار .......... کلمه يوم به همراه مشتقات خود ؛ 416 بار به کار رفته است ؛يعني در هر دو حالت ،کلمه يوم 365 بار به کار نرفته است
حتما اینقدر می دانید که کلمه در زبان عربی به دو صورت معرفه و نکره می آید. لطف کنید و کلمه یوم را در اشکال (یوم-الیوم-یوما) بشمارید.

علاوه بر اين ،ما معتقديم از آن جهت که قرآن تحريف شده است ؛تحريف گران سعي کرده اند به منظور غني سازي کردن قرآن ،يک تعداد روابط رياضي در آن پديد آورند ... که ظاهراً نيز موفق نشده اند ... .
بر چه مبنایی چنین اعتقادی دارید؟ امیدوارم که مبنای شما (که ادعای عقل گرایی دارید) تخیل نباشد.

هستي
Monday 5 November 2007, 08:14AM
بسمه تعالی
واو بر هر کاری توانا است
به المعجم المفهرس محمد جواد عبد الباقی مراجعه کنید وایه هایی را که الیوم هست تا ترکیب یومکم بشمارید که می شود 364 تا وبعد به توضیحات اول کتاب در مورد ایات جا افتاده مراجعه کنید می بینید که ایه 59 سوره اعراف که یوم در ان امده است از قلم افتاده است.

گرچه اثبات اعجاز قران نیاز به اینگونه محاسبات ندارد.

اصلا فرض که به پِیامبر وحی نمی شده -قران که موچود است-
از خودش در می اورده است؟
یا از کتابخانه های عربستان کپی می کرده(مثل اقایان)
چند ایه را می اورم:


يك سنت وقانون اجتماعي:
ان الله لا يغييروا ما بقوم حتي يغييروا ما بانفسهم
قانون ها تغيير نمي كنند:
لن تجد لسنه الله تبديلا
و
تاريخي:براي نمو نه:
ان الباطل كان زهوقا
كه باطل رفتني است وحق ماندني
ويا در مورد سرگذشت پيامبران پيش از خود:
وقالوا يا نوح قد جادلتنا فاكثرت جدالنا ...........32 هود
و
در باره روح واينكه علم به ان به دليل غير مادي نا ممكن است:
وما اوتيتم من العلم الا قليلا
واما:
ذلك الكتاب لا ريب فيه هدي للمتقين
اين كتاب كه هيچ ترديدي در ان نيست براي هدايت متقين است . انان كه در پي حقيقت اند وخودشان را براي رسيدن به حق تزكيه مي كنند وبه دنبال ايات ونشانه ها مي گردند:
سنريهم اياتنا في الا فاق وفي انفسهم
وان را در عظمت وجود خودشان ودر هستي مي يابند.

انصاف هم خوب چیزیست.حد اقل انها که دین ندارند اقرار کردند که نابغه بوده است اما ظاهرا این گروه تنها برایشان دنیا وما فیها مهم است وبعد از مرگ هم حتما می پوسند ودیگر هیچ ونه بهشتی است ونه جهنمی

خدا همه را به راه راست هدایت کند" البته اگر هدایت شدنی هستند