PDA

نمايش نسخه نهائي : چرا تشيع روايت را بر قرآن ترجيح مى دهد؟


hidayat
Sunday 28 October 2007, 09:01AM
السلام عليكم دوستان مؤمن

با كمى دقت در احوال دوستان تشيع متوجه شده ايم كه علاقه ى شديدى به ذكر روايت و احاديث دارند و تا جايى كه صريحاً هم بيان مى دارند كه قرآن را بايستى با روايات تطبيق داد و در حالى كه آيه ى قرآن خلاف روايت يا حديثى ديدند ، برترى و اولويت را به روايت مى دهند نه قرآن !

نمونه ى بارز اين مسئله را در فهم آنان نسبت به آيات تطهير مى بينيم!

آيه به وضوح بيان مى دارد كه زنان رسول الله مورد خطاب هستند.
ولى تشيع سعى دارد معناى آيه را به واسطه ى روايات منحرف سازد!

در حاليكه همه مى دانيم قرآن سخنان رب العالمين است.

و روايات سخنان نقلى افرادى ست كه نسل به نسل بسوى ما رسيده و امكان تحريف و تغيير بسيار است.

تشيعه دوست ندارد كلام الله را صريحاً تحريف شده بخواند ، و الحمدلله كه بسيارى از آنان شديداً مسئله ى تحريف قرآن را رد مى كنند.

ولى متأسفانه در وقت مقايسه ى كلام الله ( قرآن كه نسبتش به رسول الله بدون شك و ترديد است ) و كلام خلق ( روايات و احاديث منسوب به رسول الله و امامان ) ، بسوى معنايى مى روند كه روايات را تأييد كند هر چند كه خلاف قرآن باشد!

بارها با آنان به سوى كتاب الله به بحث نشستيم و متوجه شديم اعتقادات عجيب و غريبى نسبت به كتاب الله دارند كه در حقيقت اين كتاب آسمانى را شديداً تحريف مى كند!

ملايى بنام سيد محمد يزدانى در مناظره مان با او صريحاً اعلام داشت كه :
1- سخنان الهي در قرآن بى ربط است و در يك آيه مخاطب عوض شده است!
2- آيات به اين صورت نظم و ترتيب نيافته و بلكه بعدها توسط صحابه وقت تأليف امكان جابجا شدنش بوده است !:eek:

وقتى با اين آقا شديداً به بحث و نقاش مشغول شديم از او خواستم تا تكليفش را با كلام الله روشن كند كه آيا :

آيا قرآن و آيات به اين نظم و سياق آن توسط صحابه جابجا شده و مرتب شده است يا اينكه توسط رب العالمين به رسولش امر شده كه بدينصورت به مردم ابلاغ كند؟

متأسفانه تشيع اين سؤال را خيلى دوست ندارد!

و جوابش را هم واضح نمى دهد!

و بخاطر همين جواب عجيب و غريب ديگرى مى آورد كه :

الله تعالى در حاليكه به زنان رسول الله خطاب كرده يك دفعه آنها را رها كرده است !

آن وقت آيه ى تطهير به اين صورت مى شود كه خداوند ابتدا به زنان رسول الله اوامرى مى دهد و اين اوامر و نواهى در حقيقت براى اين است كه آنان با التزام به آن اوامر به راه تطهير برسند .

ولى تشيه معتقد است كه اوامر و نواهى خداوند به زنان رسول الله براى اين بوده علي و فاطمه و حسن و حسين تطهير بشوند!!

واقعاً كسى كه قرآن مى خواند جوابى نمى تواند به دوستان تشيع بدهد غير از دعاى هدايت : هداكم الله!

براى اينكه در كتاب الله تعالى نظم و سياق آيات و سخنان خداوند است كه معناى حقيقى آيه را به ما مى رساند.

و در هر آيه اى كه سخن از اوامر و نواهى ست ، سرانجام به نتيجه ى عمل به آن اوامر نيز اشاره مى كند.

مثلاً در وقتى كه الله تعالى مؤمنين را بصورت عام به نماز و زكات امر مى فرمايد نتيجه ى آن كه رضاى الله تعالى و بهشت مى باشد نيز بر آنان بيان مى شود.

و در آيه ى تطهير كه از آيات قبل خيلى به صورت خصوصى مُخاطب آيه مشخص شده اند كه زنان رسول الله مى باشد ، كاملاً مشخص است كه تطهير و اذهاب رجس نتيجه ى فعلى و جايزه ى آنان در التزام به اوامر الهى ست كه در آيات قبل روشن شده است كه عدم اظهار زينت ( تبرج ) و اطاعت از خدا و رسول مى باشد.

تشيع دوست دارد اختراع جديد ديگرى نيز برايمان بياورد و آنهم اينكه تطهير در اين آيه را تطهيرى جبرى و تكوينى خواند!!

يعنى مُخاطبان آيه سرانجام از سوى خدا مطهر شدند و اين تطهير و اذهاب رجس را امر جبرى از سوى خدا مى دانند كه ربطى به عمل هم ندارد!!

اين اختراع جديدشان براى اينست كه بعد از ما سؤال كنند كه : مگر زنان رسول الله ادعاى عصمت داشتند كه جزء آيه ى تطهير باشند !!؟؟

در حاليكه آيه نه تنها از تطهير جبرى سخن نياورده بلكه بمانند روز روشن بيان مى دارد كه اوامر الهى براى آن زنان براى اينست كه سبب اذهاب رجس و تطهيراز آنان شود.

با دقت از دوستان مى خواهم به اين قسمت آيه دقت كنند :

... لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَأَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

در اين فعل ليُذهب كه معناى حرفى اش اينست : براى اينكه بزدايد ...

الله تعالى به صورتى زيبا و روشنى بيانفرموده است كه آنچه قبل از فعل لِيُذْهِبَ آمده است سببى ست تا آنان را به ما بعد فعل لِيُذْهِبَ كه همان زدودن پليدى و طهارتى ست كه شايسته ى آنان است.

و اينست كه اين آيه ى زيبا آنچنان بهم مرتبط و موزون و مكتمل هستند كه جايى براى شك باقى نگذاشته است كه تطهير و اذهاب رجس براى مخاطبان آيه ( زنان رسول الله) مى باشد و الا خود جناب رسول الله صلى الله عليه و سلم محتاج به آن اوامر خاص نيست زيرا نوع اوامر مخصوص به زنان است مانند در خانه ماندن و زينت را آشكار نكردن و با نرمى و ناز حرف نزدن !