نمايش نسخه نهائي : شعر
alireza007
Saturday 12 April 2003, 01:07PM
بزرگترین آرزوی من اینست که کوچکترین آرزوی تو باشم
قندون
Monday 14 February 2005, 03:44PM
بچه ها اين سرزمين نازنين دشمن بسيار دارد در كمين
داغ دارد هم به دل هم بر جبين
بوده نامش از قديم ايران زمين
يادگار پاك قوم آرياست
بچه ها از هر گروه و هر نژاد دست اندر دست هم بايست نهاد
فارغ از هر مرده باد وهر زنده باد سر به راه وطن بايد نهاد
مام ميهن عاشق صلح و صفا است
بچه ها اين پرچم خيلي قشنگ
پرچم سرخ و سفيد و سبز رنگ
هم نشان از صلح دارد هم زجنگ
خار چشم دشمنان چشم تنگ
افتخار ما به آن بي انتهاست
قندون
Monday 14 February 2005, 03:49PM
اي وطن اي يار دلارام من
بي رخ تونيست دل آرام من
هست شبنم با تو فروزان چو صبح
پرتو تو جلوه ايام من
ارزو
Monday 14 February 2005, 04:33PM
آسمان آبي تر
آب آبي تر
من درايوانم رعنا سر حوض
رخت مي شويد رعنا
برگ ها مي ريزد
مادرم صبحي مي گفت : موسم دلگيري است
من به او گفتم : زندگاني سيبي است ‚ گاز بايد زد با پوست
زن همسايه در پنجره اش تور مي بافد مي خواند
من ودا مي خوانم گاهي نيز
طرح مي ريزم سنگي ‚ مرغي ‚ ابري
آفتابي يكدست
سارها آمده اند
تازه لادن ها پيدا شده اند
من اناري را مي كنم دانه به دل مي گويم
خوب بود اين مردم دانه هاي دلشان پيدا بود
مي پرد در چشمم آب انار : اشك مي ريزم
مادرم مي خندد
رعنا هم
سهراب سپهري
maryam
Tuesday 15 February 2005, 12:44PM
تالار گفتگوي آزاد جاشو با نظم و نثر عوض كرده!؟!؟
mahdi1060
Friday 18 February 2005, 01:02AM
انحراف تا به كجا! ديگه بحث آزاد رو دارن منحرف ميكنن! اي خدا!:p
سمانه
Thursday 24 February 2005, 02:52PM
لحظه ديدار نزديك است / باز من ديوانه هستم / باز ميلرزد دلم دستم / باز گويي در هواي ديگري هستم / هاي مپريشي صفاي زلفكم را باد / هاي مخراشي به غفلت گونه ام را تيغ / ابرويم را نريزي دل / لحظه ديدار نزديك است
سلام:
من براي اولين بار به اينجا وارد شدم
راستي كشورم ايران است و در فرم اشتباه عراق است.
:smile45:
navid_k
Friday 25 February 2005, 02:10AM
از انحراف گذشته
دارن جاده رو بر عكس ميرن
عزيز دل برادر نظم و نثر خونه بقليه
mahdi1060
Friday 25 February 2005, 03:43PM
ياوران قصه تنهايي ياري دگرست
حرف از بي كسي شهر و دياري دگر است
سالها باغچه ترديد شكفتن دارد
گوئيا منتظر تازه بهاري دگرست
بين اين خيل سواران كه به هم مي تازند
دل ما منتظر كهنه سواري دگرست
نفسي تازه كن اي مرغك بشكسته حصار
دو قدم دور شدي باز حصاري دگرست!
شبحي دور و بر ميكده مي گردد باز
واي شبگرد به تدبير شكاري دگرست
گفتم اي دوست كسي از ته دل مي خندد
گفت اين قهقهه تمرين شعاري دگرست
ديگر اندر دل شب ناله هوهويي نيست
اين صدا هي هي برپايي داري دگرست
عاطفت هديه آبي است به خاك لحدي
يا گلي مانده كه بر سنگ مزاري دگرست
بوي خون مي دهد اين موج مناجات چرا؟
گوئيا قصه مشتاق و سه تاري دگرست
ارفع از كجروي خط قضا بيم مدار
بن هر كوچه بن بست، گذاري دگرست
از كتاب ياس ها و داس ها (مجموعه غزل هاي استاد سيد محمود توحيدي متخلص به ارفع كرماني!)
ملودي
Saturday 2 April 2005, 01:55PM
نه تو مي ماني
نه اندوه نه هيچ يك از مردم اين آبادي
به حباب نگران لب يك رود قسم
و به كوتاهي آن لحظه شادي كه گذشت
غصه هم خواهد رفت
آنچناني كه فقط خاطره اي خواهد ماند
تو به آيينه نه آيينه به تو خيره شده است
تو اگرخنده كني او به تو خواهد خنديد و اگر بغض كني
آه از آيينه دنيا كه چه ها خواهد كرد
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
مونس
Sunday 3 April 2005, 04:53PM
شما كه ميگي انحراف تا به كجا خودت چرا نوشتي ؟
بعدم بحث آزاده ميتونه هر چي خواست بنويسه
نه ؟
:D:D:D
نادون
Sunday 3 April 2005, 10:10PM
دانه ي تسبيح گمانم شده اين اشعرام.
من ترا وسوسه ي
رفتنت انداخته ام!؟
كم بگو
اين چه درسي است به من پس ميدي ؟!
- بشكند دانه ي تسبيحت !
ديگر اين تسبيح به دستت ندهم .
نادون (http://n-a-d-o-n.blogsky.com)
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2009, Jelsoft Enterprises Ltd.