PDA

نمايش نسخه نهائي : خاطرات تلخ آيت ا... مكارم از برخورد وهابي ها در مدينه


jafari
Friday 26 October 2007, 03:02PM
خاطره تلخ آیت‌الله مکارم از برخورد وهابی‌ها در مدینه





فراموش نمی کنم در سال های نخستین که به زیارت خانه خدا مشرّف شده بودم، در مدینه منظره عجیبی دیدم که مرا سخت در فکرفرو برد.
گروهی به نام «آمرین به معروف» (از متعصّبان وهّابی) با ریش های بسیار بلند اطراف مرقد پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)را گرفته بودند و هر کدام شلاّقی در دست داشتند و هر کس به قصد بوسیدن مرقد پیامبر(صلی الله علیه وآله) نزدیک می شد، بر سرش می کوفتند و می گفتند «هذا حدید، هذا خشب و هذا شرک ; این ضریح یک قطعه آهن و چوب بیش نیست، این کار شما شرک است»!
آن ها از این نکته غافل بودند که هیچ عاقلی آهن و چوب را به خاطر آهن و چوب نمی بوسد، بلکه این کار حرکت نمادینی است برای اظهار علاقه و عشق و محبّت به صاحب آن قبر، همان گونه که همه مسلمین حتّی خود وهّابی ها جلد قرآن را می بوسند. آیا اظهار عشق و علاقه و محبّت به قرآن و پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله)شرک است؟ هیچ عقل و منطقی با چنین عقیده ای موافق نیست.
مردم جهان پرچم کشور خود را می بوسند و به آن احترام می گذارند، آیا مقصودشان اظهار علاقه به یک قطعه پارچه بی ارزش است که شاید جزء طاقه پارچه ای بوده که بخشی از آن پرچم شده و بخش دیگری را پیراهن و شلوار کرده اند؟ به یقین هدف آنها احترام به استقلال کشورشان است و مصداق حبّ الوطن است.(1)
آیا هیچ کس احترام به وطن و آب و خاک را شرک می شمرد؟!
جالب این که همه وهّابی ها به «حجرالاسود» احترام می گذارند و آن را می بوسند. هنگامی که می گوییم: هذا حجر لا یضرّ و لا ینفع... این نیز قطعه سنگی بیش نیست و سرنوشت ما در دست آن نمی باشد؛ می گویند: پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) آن را بوسیده(2) ما هم پیروی می کنیم و می بوسیم!
می گوییم: مقصودتان این است که پیغمبر(صلی الله علیه وآله) به شما اجازه شرک داده و این مورد مستثنی است و نوعی شرک جایز است، یا بوسیدن دلیل بر شرک نیست؟! اینجا سکوت می کنند و پاسخی ندارند.
اضافه بر این می گوییم همه شما «جلد قرآن» را می بوسید و این کار را جایز می شمرید. یک قطعه چرم ومقوا چه ارزشی دارد که می بوسید؟ می گویند هدف اظهار محبّت و احترام به قرآن است!
می گوییم این کار شرک نیست؟ می گویند: صحابه رسول خدا(صلی الله علیه وآله) قرآن را می بوسیدند.(3)
می گوییم آیا حضرت اجازه داده شما مشرک شوید؟ با این که دلیل شرک غیر قابل تخصیص است: (إِنَّ اللهَ لاَ یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ وَمَنْ یُشْرِکْ بِاللهِ فَقَدْ افْتَرَی إِثْماً عَظِیماً)(4);
«خداوند (هرگز) شرک را نمی بخشد و گناهان پایین تر از آن را برای هر کس بخواهد (و شایسته بداند) می بخشد و آن کس که برای خدا، شریکی قرار دهد، گناه بزرگی مرتکب شده است».
به یقین بطلان شرک به حکم عقل قطعی ثابت شده و حکم عقل قابل تخصیص نیست. در اینجا پاسخی ندارند.
کوتاه سخن این که آنها در گردابی از تضادها و تناقض ها غوطه ورند و خودشان هم کم و بیش می دانند امّا به رو نمی آورند.
پی نوشت:
1. سفینة البحار، مادّه وطن، در حدیثی نیز از امام علی(علیه السلام) نقل شده که فرمود: عَمَرْتُ البُلْدَانَ بِحُبِّ الأوْطَانِ (میزان الحکمة، جلد 4، صفحه 3566). در جریان هجرت پیامبر(صلی الله علیه وآله) از مکه نیز حدیث مناسبی در درالمنثور نقل شده است (الدر المنثور، جلد 1، صفحه 300)
2. صحیح بخاری، جلد 2، صفحه 159
3. در دائرة المعارف کویتی ماده «تقبیل» می خوانیم: مشهور در میان حنابله و نیز حنفیه این است که بوسیدن قرآن جایز است و از عمر نقل شده که همه روز صبح قرآن را می بوسید و از عثمان نیز نقل شده که قرآن را می بوسید و به صورت خود می کشید.
4. نساء، آیه 48

منبع خبر: «وهابیت بر سر دو راهی»

mehrdad_123
Friday 2 November 2007, 07:16PM
خاطره تلخ آیت‌الله مکارم از برخورد وهابی‌ها در مدینه




فراموش نمی کنم در سال های نخستین که به زیارت خانه خدا مشرّف شده بودم، در مدینه منظره عجیبی دیدم که مرا سخت در فکرفرو برد.
گروهی به نام «آمرین به معروف» (از متعصّبان وهّابی) با ریش های بسیار بلند اطراف مرقد پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)را گرفته بودند و هر کدام شلاّقی در دست داشتند و هر کس به قصد بوسیدن مرقد پیامبر(صلی الله علیه وآله) نزدیک می شد، بر سرش می کوفتند و می گفتند «هذا حدید، هذا خشب و هذا شرک ; این ضریح یک قطعه آهن و چوب بیش نیست، این کار شما شرک است»!
آن ها از این نکته غافل بودند که هیچ عاقلی آهن و چوب را به خاطر آهن و چوب نمی بوسد، بلکه این کار حرکت نمادینی است برای اظهار علاقه و عشق و محبّت به صاحب آن قبر، همان گونه که همه مسلمین حتّی خود وهّابی ها جلد قرآن را می بوسند. آیا اظهار عشق و علاقه و محبّت به قرآن و پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله)شرک است؟ هیچ عقل و منطقی با چنین عقیده ای موافق نیست.
مردم جهان پرچم کشور خود را می بوسند و به آن احترام می گذارند، آیا مقصودشان اظهار علاقه به یک قطعه پارچه بی ارزش است که شاید جزء طاقه پارچه ای بوده که بخشی از آن پرچم شده و بخش دیگری را پیراهن و شلوار کرده اند؟ به یقین هدف آنها احترام به استقلال کشورشان است و مصداق حبّ الوطن است.(1)
آیا هیچ کس احترام به وطن و آب و خاک را شرک می شمرد؟!
جالب این که همه وهّابی ها به «حجرالاسود» احترام می گذارند و آن را می بوسند. هنگامی که می گوییم: هذا حجر لا یضرّ و لا ینفع... این نیز قطعه سنگی بیش نیست و سرنوشت ما در دست آن نمی باشد؛ می گویند: پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) آن را بوسیده(2) ما هم پیروی می کنیم و می بوسیم!
می گوییم: مقصودتان این است که پیغمبر(صلی الله علیه وآله) به شما اجازه شرک داده و این مورد مستثنی است و نوعی شرک جایز است، یا بوسیدن دلیل بر شرک نیست؟! اینجا سکوت می کنند و پاسخی ندارند.
اضافه بر این می گوییم همه شما «جلد قرآن» را می بوسید و این کار را جایز می شمرید. یک قطعه چرم ومقوا چه ارزشی دارد که می بوسید؟ می گویند هدف اظهار محبّت و احترام به قرآن است!
می گوییم این کار شرک نیست؟ می گویند: صحابه رسول خدا(صلی الله علیه وآله) قرآن را می بوسیدند.(3)
می گوییم آیا حضرت اجازه داده شما مشرک شوید؟ با این که دلیل شرک غیر قابل تخصیص است: (إِنَّ اللهَ لاَ یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ وَمَنْ یُشْرِکْ بِاللهِ فَقَدْ افْتَرَی إِثْماً عَظِیماً)(4);
«خداوند (هرگز) شرک را نمی بخشد و گناهان پایین تر از آن را برای هر کس بخواهد (و شایسته بداند) می بخشد و آن کس که برای خدا، شریکی قرار دهد، گناه بزرگی مرتکب شده است».
به یقین بطلان شرک به حکم عقل قطعی ثابت شده و حکم عقل قابل تخصیص نیست. در اینجا پاسخی ندارند.
کوتاه سخن این که آنها در گردابی از تضادها و تناقض ها غوطه ورند و خودشان هم کم و بیش می دانند امّا به رو نمی آورند.
پی نوشت:
1. سفینة البحار، مادّه وطن، در حدیثی نیز از امام علی(علیه السلام) نقل شده که فرمود: عَمَرْتُ البُلْدَانَ بِحُبِّ الأوْطَانِ (میزان الحکمة، جلد 4، صفحه 3566). در جریان هجرت پیامبر(صلی الله علیه وآله) از مکه نیز حدیث مناسبی در درالمنثور نقل شده است (الدر المنثور، جلد 1، صفحه 300)
2. صحیح بخاری، جلد 2، صفحه 159
3. در دائرة المعارف کویتی ماده «تقبیل» می خوانیم: مشهور در میان حنابله و نیز حنفیه این است که بوسیدن قرآن جایز است و از عمر نقل شده که همه روز صبح قرآن را می بوسید و از عثمان نیز نقل شده که قرآن را می بوسید و به صورت خود می کشید.
4. نساء، آیه 48

منبع خبر: «وهابیت بر سر دو راهی»