نمايش نسخه نهائي : شرك قبل از اسلام و شرك كنونى
hidayat
Friday 26 October 2007, 09:53AM
سخنان قرآن را با گوش جان و دل بايد شنيد: أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
" إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مَا
مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ "
سورة يونس الآية ۳
" براستى كه پروردگار شما كسى ست كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد و بر عرش خداوندى خود استوى فرمود ، كارها و امور خلق خود را تنها خود اداره مى كند و كسى شفاعت خواه كسى نمى شود مگر بعد از اجازه بخشيدن او ، براستى الله خداوند شماست پس او را پرستيد ، آيا متوجه مى شويد؟"
در تفسير جلالين آيه ى مباركه " ما من شفيع إلا من بعد إذنه " بدين صورت تفسير شده :
" مَا مِنْ" صِلَة "شَفِيع" يَشْفَع لِأَحَدٍ "إلَّا مِنْ بَعْد إذْنه" رَدّ لِقَوْلِهِمْ إنَّ الْأَصْنَام تَشْفَع لَهُمْ "ذَلِكُمْ" الْخَالِق
الْمُدَبِّر "اللَّه رَبّكُمْ فَاعْبُدُوهُ" وَحِّدُوهُ "أَفَلَا تَذَكَّرُونَ"
يعنى هيچ كس بدون اجازه ى او شفاعت طلبى براى كسى نخواهد كرد و اين در رد كردن
سخن مشركان مكه بود كه اعتقاد داشتند آن بتها " شفاعت خواه " آنان در نزد خداوند مى
باشند.
و آن بتها نيز در واقع متعلق به انسانهاى صالحى بودند كه بعد از مرگ و بزرگداشتشان ، مورد
اين نوع عبادت واقع شده بود.
چقدر زيادند بت پرستانى كه خيال مى كنند آن بت ها " شفاعت خواه " آنان خواهند شد!
متأسفانه عده ى زيادى خيال مى كنند بت فقط به مجسمه هايى گفته مى شود كه اسمهايى مثل هبل و لات و منات دارند!!
در ميان مسلمانان آنقدر بت ها بر افراشته شده كه به مراتب بيشتر از اين هاست!
و اعتقاد مردم به آن بتها خيلى شديدتر از اعتقاد مشركان مكه به بت هايشان است!
آرى!
زيرا قرآن در شرح حال مشركان مكه مى فرمايد :
" فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ"
و آن هنگام كه سوار بر كشتى مى شدند ( در حال سختى ) با اخلاص فقط الله ( خداوند يكتا ) را مى خواندند و فقط دين و عبادت را خاص به او مى دانستند ، ولى هنگاميكه به خشكى نجات مى يافتند ( در حال خوشى ) شروع مى كردند به شريك قرار دادن به خداوند.
تفسير جلالين در اين باره مى گويد :
"فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْك دَعَوْا اللَّه مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّين" أَيْ الدُّعَاء أَيْ : لَا يَدْعُونَ مَعَهُ غَيْره لِأَنَّهُمْ فِي شِدَّة لَا
يَكْشِفهَا إلَّا هُوَ "فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إلَى الْبَرّ إذَا هُمْ يُشْرِكُونَ" بِهِ"
" و آنان در شدت و سختى فقط الله را ياد مى كردند زيرا جز او كسى نمى شناختند كه رفع بلا كند ولى بعد از آرامش و نجاتشان به خشكى ( ساحل و خانه هايشان ) براى او شريكهايى قرار مى دادند."
كاملاُ روشن است كه مشركان اول و بت پرستان مكه فقط در خوشى و در حالت هاى آرامش
بتها را تقديس مى كردند ولى در شدت و ناراحتى فقط خداوند را مى خواندند و به او پناه مى آوردند.
ولى متأسفانه اكنون بسيارى از مسلمانان در شدت و سختى فقط و فقط به غيرخدا رجوع كرده تا جايى كه براى هر كدام از خدايان خود وظيفه ى خاصى را قرار دادند:
مثلاً امام علي " حلال المشاكل " !
أم البنين و ابوالفضل را در حالات شديدى مثل ماندن در بيابان و خرابى ماشين و ... !
و متأسفانه در شدت و سختى و مرض و مشكلات مادى و معنوى فقط به كسانى روى مى آورند كه نه تنها بندگان خدابوده بلكه در قيد حيات هم نيستند!
و در قرآن بارها تأكيد شده كه مرده ها سخن زنده ها را نمى شنوند.
و اگر شنوا باشند نيز كارى از آنها ساخته نيست.
فاطر (آية:14) (http://javascript<b></b>:showAya(35,14)):ان تدعوهم لا يسمعوا دعاءكم ولو سمعوا ما استجابوا لكم ويوم القيامه يكفرون بشرككم ولا ينبئك مثل خبير (http://javascript<b></b>:showAya(35,14))
.... آنان را اگر بخوانید دعاهایتان را نمی شنوند و حتی اگر می شنیدند اجابتی نمی توانند به دعاهایتان کنند و روز قيامت شرك شما را تكفير و رد مى كنند ..
اينست كه واضح است كه بت ها بى جان و مجسمه هاى خيالى نبودند بلكه متعلق به افرادى صالح بود و الا روز قيامت به شرك مشركان انكار و تكفير معنى نداشت!
آنان از كار مريدان و معتقدانشان بيزارى مى كنند !
MSR
Friday 26 October 2007, 10:34AM
جناب هدايت
اين در صورتي درست است كه فرد مستقيما از غير خدا طلب حاجت كند يا او را دخيل بداند...نه واسطه گرفتن....اگر هم كسي مستقيما اينكار را مي كند به خاطر بدعتي است كه بوجود امده وگرنه فكر نمي كنم واقعا چنين اعتقادي داشته باشد...اگر هم زباني مي گويد بخاطر جهل است
یا علی اغاز عشق
Friday 26 October 2007, 10:53AM
هدايت بر وزن ضلالت اي كاش اهل فهم بودي ولي هر جه بنويسيم مثل ميخ بر حجر است
مي شه شرك را تعريف كني و انواعش را بنويسي
hidayat
Friday 26 October 2007, 11:09AM
اين در صورتي درست است كه فرد مستقيما از غير خدا طلب حاجت كند يا او را دخيل بداند
شيعه مى گوید:
ناد علياً مظهر العجائب
تجده عوناً لك في الشدائد
كل هم و غم سينجلي بولايتك يا علي !!
حلال المشاکل در شب جمعه و در جمکران و ... زير نظر علماست !
و بقول معروف:
هر چه بگندد نمکش زنند ... واى به روزى كه بگندد نمک !!
این بلاها توسط عوام و مردم انجام شدن را مى توان توجيه كرد و اميد اصلاحش را مى توان داشت ولى اين بلاها و خرافات در كتابها و مجالس علماى تشيع ريشه دارد و قصد و نيت اصلاح در ميانشان ديده نمى شود و الا هزاران اسكناسهاى تومان و درهم به درون مقابر امامزاده ها ريخته نمى شد!
مخصوصاً در جايى مثل ايران كه حكومت بدست رجال دين است اين عمل شرك آميز مى توانست تمام شود در صورتى كه آنان خود مخالف آن بودند !!
hidayat
Friday 26 October 2007, 11:17AM
هدايت بر وزن ضلالت اي كاش اهل فهم بودي ولي هر جه بنويسيم مثل ميخ بر حجر است
مي شه شرك را تعريف كني و انواعش را بنويسي
شرك به معناى دادن صفات خدايى به مخلوق است به اين شكل كه صفاتى را كه فقط و فقط خاص به الله تعالى مى باشد را به كسى بدهيم.
مانند شنوايى مطلق كه الله تعالى خود را السميع مى خواند.
السميع يعنى شنوايى مطلق و تنها معناى شنوايى عادى ندارد زيرا در آيات بسيارى مردم را به شنيدن آيات الهى فرا مى خواند:
الشعراء (آية:25) (http://javascript<b></b>:showAya(26,25)):قال لمن حوله الا تستمعون (http://javascript<b></b>:showAya(26,25))..آيا گوش نمی دهید؟
مثال :
در یک بیابان تنها هستد و ماشینت خراب شده و تلفن همراهت هم کار نمی کند.
یا ابوالفضل یا علی بدان معناست که آنان ترا میشنوند و ناظر بر حالت هستند !
در حاليكه آنان جسدشان در قبر و روحشان نزد خداوند است.
اين لامحدوديت و اطلاق علم بر خلق و كائنات خاص به الله تعالى مى باشد .
اين صفت را حتى ملائكه دارا نيستند .
یا علی اغاز عشق
Friday 26 October 2007, 11:47AM
ديدي نمي فهمي تا وقتي دنبال عمر و ابن تيميه مي ري
شرك را به تمام انواع ان تعريف كن
hidayat
Friday 26 October 2007, 12:05PM
موضوعى بنام توحيد و شناخت آن نوشتم.
بياييد اينجا :
http://iranclubs.net/forums/showthread.php?t=8967
هژبر
Friday 26 October 2007, 02:28PM
اينكه گفتي همه مشركان توسل مي كردند ناشي از امراض دروني تو است كه قسم خورده اي ابناي بشر را گمراه كني و به خاطر همين چنين حرف بي اساسي زدي . مشکل مشرکان این بود و این هست که همراه خداوند معبود دیگری را می پرستیدند و می پرستند. شاهد قرآني:
جزء 6 سوره المائدة (http://quran.al-shia.com/fa/id/24/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=5&n_aye1=1&n_aye2=0) آيه 76 (http://quran.al-shia.com/fa/id/24/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=5&n_aye1=76&n_aye2=76) ( تعبدون: 1 ) قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا وَاللّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيم
جزء 11 سوره يونس (http://quran.al-shia.com/fa/id/24/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=10&n_aye1=1&n_aye2=0) آيه 28 (http://quran.al-shia.com/fa/id/24/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=10&n_aye1=28&n_aye2=28) ( تعبدون: 1 ) وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَكَآؤُكُمْ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَقَالَ شُرَكَآؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُون
جزء 12 سوره يوسف (http://quran.al-shia.com/fa/id/24/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=12&n_aye1=1&n_aye2=0) آيه 40 (http://quran.al-shia.com/fa/id/24/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=12&n_aye1=40&n_aye2=40) ( تعبدون: 1 ) مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَآؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُون
جزء 17 سوره الانبياء (http://quran.al-shia.com/fa/id/24/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=21&n_aye1=1&n_aye2=0) آيه 66 (http://quran.al-shia.com/fa/id/24/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=21&n_aye1=66&n_aye2=66) ( تعبدون: 1 ) قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنفَعُكُمْ شَيْئًا وَلَا يَضُرُّكُم
جزء 17 سوره الانبياء (http://quran.al-shia.com/fa/id/24/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=21&n_aye1=1&n_aye2=0) آيه 67 (http://quran.al-shia.com/fa/id/24/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=21&n_aye1=67&n_aye2=67) ( تعبدون: 1 ) أُفٍّ لَّكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَفَلَا تَعْقِلُون
جزء 23 سوره الصافات (http://quran.al-shia.com/fa/id/24/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=37&n_aye1=1&n_aye2=0) آيه 95 (http://quran.al-shia.com/fa/id/24/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=37&n_aye1=95&n_aye2=95) ( تعبدون: 1 ) قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُون
جزء 25 سوره الزخرف (http://quran.al-shia.com/fa/id/24/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=43&n_aye1=1&n_aye2=0) آيه 26 (http://quran.al-shia.com/fa/id/24/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=43&n_aye1=26&n_aye2=26) ( تعبدون: 1 ) وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاء مِّمَّا تَعْبُدُون
جزء 30 سوره الكافرون (http://quran.al-shia.com/fa/id/24/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=109&n_aye1=1&n_aye2=0) آيه 2 (http://quran.al-shia.com/fa/id/24/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=109&n_aye1=2&n_aye2=2) ( تعبدون: 1 ) لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُون
بازهم بگو دروغ بگو كه همه مشركان توسل مي كردند و مشكلشان فقط و فقط همين بود. اين همه آيه براي اينكه مشكل مشرك فقط اين نبود كه توسل مي كرده است بلكه واقعا براي خداوند متعال شريك قائل بودند يعني كسي يا چيزي را شبيه خدا مي دانستند و براي او قدرتي مستقل از خداوند متعال قائل بودند.
درضمن اگر شما خيلي با شبيه شدن به مشركان مشكل داري از اين به بعد نه غذا بخور نه آب بنوش نه بخواب نه راه برو نه لباس بپوش چون مشركان هم از اين كارها مي كردند و چون از لحاظ تو هر كاري كه شبيه كار مشركان باشد دليل مشرك بودن است هيچ كدام از اين كارها را نبايد بكني كه اگر بكني مي شوي مشرك.
hady
Friday 26 October 2007, 05:08PM
بازهم بگو دروغ بگو كه همه مشركان توسل مي كردند و مشكلشان فقط و فقط همين بود. اين همه آيه براي اينكه مشكل مشرك فقط اين نبود كه توسل مي كرده است بلكه واقعا براي خداوند متعال شريك قائل بودند يعني كسي يا چيزي را شبيه خدا مي دانستند و براي او قدرتي مستقل از خداوند متعال قائل بودند.
در حالی که آیات قرآن می گوید:
ويعبدون من دون الله ما لا يضرهم ولا ينفعهم ويقولون هؤلاء شفعؤنا عند الله قل أتنبءون الله بما لا يعلم في السموت ولا في الأرض سبحنه وتعلى عما يشركون(18/يونس)
غير از خدا چيزي را بندگي ميكنند كه ضرري به آنها نميزند و نفعي به آنها نميرساند و ميگويند اينها شفيعان ما پيش خدا هستند. بگو آيا خدا را از چيزي خبردار ميكنيد كه در آسمانها و زمين از آن اطلاعي ندارد؟ او دور از اين حرفها و بالاتر از چيزهائي است كه شريک او ميسازند.
ألا لله الدين الخالص والذين اتخذوا من دونه أولياء ما نعبدهم إلا ليقربونا إلى الله زلفى إن الله يحكم بينهم في ما هم فيه يختلفون إن الله لا يهدي من هو كذب كفار(3/الزمر)
بدانيد كه دين خالص براي خدا است و كساني كه اوليائي غير از خدا براي خود گرفتهاند ميگويند ما اينها را فقط براي اين عبادت ميكنيم كه ما را به خدا نزديك كنند. خدا بين آنها در مورد چيزهائي كه در آن اختلاف دارند حكم ميكند، خدا آدم دروغگوي كافر را هدايت نميكند.
مفسر بزرگ شیعیان جناب علامه طباطبایی در تفسیرش می گوید:
در سابق در تفسیر سوره هود و سوره های بعد از آن مکرر اشاره کردیم که: نزاع میان بت پرستان و موحدین در یگانگی معبود و تعدد آن نیست ، و خلاصه در اینکه واجب الوجود موجود بالذات است که وجودش از خودش و وجود تمامی موجودات از او است و یکی است ، هیچ اختلافی نیست، بت پرستان نیز قبول دارند . نزاعی که هست در اله به معنای رب و معبود است ، که بت پرست ها بر آن شده اند که تدبیر عالم با طبقاتی که در اجزای آن هست از ناحیه آفریدگار عالم به موجوداتی شریف و مقرب درگاه او واگذار شده که به همین جهت ما باید آنها را بپرستیم ، تا برای ما شفیع درگاه خدا شود ، و ما را به درگاه او قدمی نزدیک تر کنند.
(تفسیر المیزان، جلد 14، صفه 374، سطر 13)
مرجع بزرگ شیعیان جناب آیت الله مکارم شیرازی می گوید:
کراراَ گفته ایم در میان مشرکان عرب و غیر عرب کمتر کسی پیدا می شد که بتها را خالق و آفریننده بداند، بلکه آنها بتها را به عنوان وساطت و شفاعت در پیشگاه خدا ، و یا به عنوان اینکه سمبل و نشانه ای هستند از وچودهای مقدس اولیاء الله به ضمیمه این بهانه که معبودها باید موجود محسوس باشد تا با آن انس بگیریم ، پرستش می کردند.
تفسیر نمونه ،جلد 21، ص 134، سطر 9.
جناب هژبر
حال اگر نه آیات قرآن را قبول دارید ونه سخن مراجع و مفسرین خودتان را، از شما خواهش می کنم که به من بگویید شما دارای چه دین و مذهبی هستید تا بنده با استفاده از منابع مورد قبولتان برایتان دلیل و برهان بیاورم.
هژبر
Friday 26 October 2007, 05:39PM
در حالی که آیات قرآن می گوید:
ويعبدون من دون الله ما لا يضرهم ولا ينفعهم ويقولون هؤلاء شفعؤنا عند الله قل أتنبءون الله بما لا يعلم في السموت ولا في الأرض سبحنه وتعلى عما يشركون(18/يونس)
غير از خدا چيزي را بندگي ميكنند كه ضرري به آنها نميزند و نفعي به آنها نميرساند و ميگويند اينها شفيعان ما پيش خدا هستند. بگو آيا خدا را از چيزي خبردار ميكنيد كه در آسمانها و زمين از آن اطلاعي ندارد؟ او دور از اين حرفها و بالاتر از چيزهائي است كه شريک او ميسازند.
ألا لله الدين الخالص والذين اتخذوا من دونه أولياء ما نعبدهم إلا ليقربونا إلى الله زلفى إن الله يحكم بينهم في ما هم فيه يختلفون إن الله لا يهدي من هو كذب كفار(3/الزمر)
بدانيد كه دين خالص براي خدا است و كساني كه اوليائي غير از خدا براي خود گرفتهاند ميگويند ما اينها را فقط براي اين عبادت ميكنيم كه ما را به خدا نزديك كنند. خدا بين آنها در مورد چيزهائي كه در آن اختلاف دارند حكم ميكند، خدا آدم دروغگوي كافر را هدايت نميكند.
مفسر بزرگ شیعیان جناب علامه طباطبایی در تفسیرش می گوید:
در سابق در تفسیر سوره هود و سوره های بعد از آن مکرر اشاره کردیم که: نزاع میان بت پرستان و موحدین در یگانگی معبود و تعدد آن نیست ، و خلاصه در اینکه واجب الوجود موجود بالذات است که وجودش از خودش و وجود تمامی موجودات از او است و یکی است ، هیچ اختلافی نیست، بت پرستان نیز قبول دارند . نزاعی که هست در اله به معنای رب و معبود است ، که بت پرست ها بر آن شده اند که تدبیر عالم با طبقاتی که در اجزای آن هست از ناحیه آفریدگار عالم به موجوداتی شریف و مقرب درگاه او واگذار شده که به همین جهت ما باید آنها را بپرستیم ، تا برای ما شفیع درگاه خدا شود ، و ما را به درگاه او قدمی نزدیک تر کنند.
(تفسیر المیزان، جلد 14، صفه 374، سطر 13)
مرجع بزرگ شیعیان جناب آیت الله مکارم شیرازی می گوید:
کراراَ گفته ایم در میان مشرکان عرب و غیر عرب کمتر کسی پیدا می شد که بتها را خالق و آفریننده بداند، بلکه آنها بتها را به عنوان وساطت و شفاعت در پیشگاه خدا ، و یا به عنوان اینکه سمبل و نشانه ای هستند از وچودهای مقدس اولیاء الله به ضمیمه این بهانه که معبودها باید موجود محسوس باشد تا با آن انس بگیریم ، پرستش می کردند.
تفسیر نمونه ،جلد 21، ص 134، سطر 9.
جناب هژبر
حال اگر نه آیات قرآن را قبول دارید ونه سخن مراجع و مفسرین خودتان را، از شما خواهش می کنم که به من بگویید شما دارای چه دین و مذهبی هستید تا بنده با استفاده از منابع مورد قبولتان برایتان دلیل و برهان بیاورم.
بازهم از اینکه تأکید کردید شرک همراه پرستش است تشکر می کنم.:smile39:
zxcv
Friday 26 October 2007, 05:51PM
بازهم از اینکه تأکید کردید شرک همراه پرستش است تشکر می کنم.:smile39:
هادی جان ، برای اینکه ایشان را با معنای بعضی از واژه ها و کلمات من جمله ( پرستش ) آشنا کنید باید از ابتدا شروع کنید ، خیلی قبل تر از آن جائی که تصور می کنید یعنی حتی شاید از آن زمانی که هنوز بابا آب نداده است و دارا هم هیچ اناری به چشم خود ندیده است !!!!!
هژبر
Friday 26 October 2007, 06:14PM
خودت تنهایی از این جوابها می دهی یا کسی هم کمکت می کند؟
آب هویج قبلش نخورده بودی؟
hidayat
Friday 26 October 2007, 07:03PM
الله تعالى در كتابش به هر نوع توجه مشركان بسوى خدايانشان ، نام عبادت داده است.
در حاليكه مشركان عمل خود را نوعى تقرب بسوى خداوند توجيه مى كردند.
آنان قسمتى از اعمال مقدس ( دعا و نذر ... ) را به معبودان خود اختصاص مى دادند.
شايد براى شما كلمه ى عبادت تنها به ركوع و سجده در نماز خوانى ، خلاصه مى شود.
اينطور نيست !
حتى دادن صفات خدايى به كسانى جز الله و طلب شفاعت از آنان نيز عبادت خوانده مى شود و اين عمل شرك خوانده مى شود زيرا بايست انواع عبادت فقط مختص به الله تعالى باشد.
وَجَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبَادِهِ جُزْءًا إِنَّ الْإِنسَانَ لَكَفُورٌ مُّبِينٌ ( سورة الزخرف - آيه 15)
تفسير ابن كثير سخن جالبى دارد و آنهم ارتباطش به قول مشركين در سوره ى انعام كه در قربانى و نذر هايشان عملشان به اين صورت بود كه مقدارى را به الله اختصاص مى دادند و مقدارى را به شريكهايى كه با الله تقديس مى كردند.
يَقُول تَعَالَى مُخْبِرًا عَنْ الْمُشْرِكِينَ فِيمَا اِفْتَرَوْهُ وَكَذَّبُوهُ فِي جَعْلهمْ بَعْض الْأَنْعَام لِطَوَاغِيتِهِمْ وَبَعْضهَا لِلَّهِ تَعَالَى كَمَا ذَكَرَ اللَّه عَزَّ وَجَلَّ عَنْهُمْ فِي سُورَة الْأَنْعَام فِي قَوْله تَبَارَكَ وَتَعَالَى " وَجَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنْ الْحَرْث وَالْأَنْعَام نَصِيبًا فَقَالُوا هَذَا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَكَائِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَائِهِمْ فَلَا يَصِل إِلَى اللَّه وَمَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِل إِلَى شُرَكَائِهِمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ " وَكَذَلِكَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ قِسْمَة الْبَنَات وَالْبَنِينَ أَخَسّهمَا وَأَرْدَأَهُمَا وَهُوَ الْبَنَات كَمَا قَالَ تَعَالَى " أَلَكُمْ الذَّكَر وَلَهُ الْأُنْثَى تِلْكَ إِذَا قِسْمَة ضِيزَى " وَقَالَ جَلَّ وَعَلَا هَهُنَا " وَجَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبَاده جُزْءًا إِنَّ الْإِنْسَان لَكَفُور مُبِين.
در اينجا از معبودهاى مختلف به نام طاغوت ياد شده است و خداوند نيز از معبودان مختلف به عنوان طاغوت ياد مى كند:
و من يكفر بالطاغوت و يؤمن بالله فقد استمسك بالعروة الوثقى .... الآية
و كسى كه به طاغوت ( بت هايى كه عبادت و تقديس مى شدند ) كفر ورزد و به الله ايمان آورد ...
و همچنین در قرآن مشرکین را مذمت كرده كه بت هايى كه خود مى ساختند را عبادت مى كردند :
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ ( الأنعام آيه -74)
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لَا يَسْمَعُ وَلَا يُبْصِرُ وَلَا يُغْنِي عَنكَ شَيْئًا ( سوره مريم - آيه 42)
آيا فكر مى كنيد كسانى كه با دستان خودشان بت نحت مى كردند و خود خالق و صانع بت بى جان بودند و مى ديدند كه نه مى شنود و نه مى بيند همانطور كه در ميان قوم أبينا إبراهيم صلى الله عليه و سلم رواج داشت ، آنان را خالق خود مى شناختند ؟!
لطفاً دوباره قصه ى قوم نبي الله ابراهيم صلى الله عليه و سلم را بخوانيد تا متوجه شويد كه آنان بت هاى خود را نه به اين خاطر كه آنان را خالق خود مى ديدند مقدس و عبادت مى كردند !!! بلكه براى اينكه
فكر مى كردند آنان مى توانند شفيع آنان باشند و قرآن از زبان نبي الله ابراهيم عليه السلام عملشان را شرك خوانده است.
و الله تعالى از زبان انبياء الله كه مأموران و فرستاده اش بودند ، اقوام مشرك را مخاطب قرار مى دهد كه با وجود اينكه مى ديدند آن بت ها بى جان هستند و نه مى شنوند و نه نفع و ضررى از آنان مى رسد ، مقدس مى شمردند !!
اين عمل به اين سبب بود كه آنان بت ها را به صورت انسانهاى صالح و بندگان مؤمنى كه مرده بودند ، مى ساختند و فكر مى كردند آنان نزد الله واسطه شان مى شوند !
همانطور كه در كتب تفسير شيعه نيز از يعوق و يغوث و نسر ياد شده كه انسانهايى صالح بودند كه در ميان اقوام خود معروف بودند و بعد از مردنشان مورد عبادت واقع شدند.
hidayat
Friday 26 October 2007, 07:07PM
اين همين عمل تشيع است كه بسوى مقابر مرده ها مى روند در حاليكه نه جواب سلامشان را مى شنوند و به خوبى هم مى دانند كه صاحبان آن مقابر مرده اند و مى دانند كه از قبرشان بيرون نخواهند آمد تا آنها را ببينند ولى با وجود اين به سبب اعتقادى كه دارند فكر مى كنند نزد الله واسطه شان هستند!!
هژبر
Friday 26 October 2007, 07:36PM
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنا بقائمهم
الله تعالى در كتابش به هر نوع توجه مشركان بسوى خدايانشان ، نام عبادت داده است.
در حاليكه مشركان عمل خود را نوعى تقرب بسوى خداوند توجيه مى كردند.
خود مشرکان می گفتند ما آن ها را می پرستیم:
أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ
آگاه باشيد كه دين خالص از آن خداست، و آنها كه غير خدا را اولياى خود قرار دادند و دليلشان اين بود كه: (اينها را نمىپرستيم مگر بخاطر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند)، خداوند روز قيامت ميان آنان در آنچه اختلاف داشتند داورى مىكند؛ خداوند آن كس را كه دروغگو و كفرانكننده است هرگز هدايت نمىكند!(ترجمه، مکارم)
وقتی خود مشرکان می گویند ما اولیای خود را می پرستیم چرا شما جای آنها حرف می زنید که نه نمی پرستیدند.
اگر کسی برای کسی یا چیزی صفت خدایی قائل باشد مشرک است چون چیزی را شبیه خدا در نظر گرفته است. اما آیا اگر کسی به شفاعت کسی یا چیزی قائل باشد این دلیل صفت خدایی نمی شود. خود شما در تاپیک آیا امامان به صراحت اعلام کردید آرزومند شفاعت رسول الله صلی الله علیه و آله هستید پس نفس شفاعت شرک نیست.
صفت خدایی هم یعنی قدرت مستقل برای شخصی یا چیزی غیر از خدا قائل شدن حتی اعتقاد به اینکه فردی می تواند مرده زنده کند دلیل نمی شود که آن فرد خدا پنداشته شده است.
علاوه بر تمام این مطالب آنانی که خداوند آنها را در کتابش مشرک خوانده است گوینده کلمه لا اله الا الله نبودند و خیلی عجیب است که شما گوینده کلمه لا اله الا الله را مشرک می نامید. در کجای سنت شریف نبوی قائل به کلمه طیبه لا اله الا الله مشرک اعلام شده است؟
سپاس
هژبر
hidayat
Friday 26 October 2007, 08:52PM
خیلی عجیب است که شما گوینده کلمه لا اله الا الله را مشرک می نامید. در کجای سنت شریف نبوی قائل به کلمه طیبه لا اله الا الله مشرک اعلام شده است؟
ادعا كردن با عمل دو تاست!
كسى كه معناى لا إله إلا الله را فقط اين مى داند كه فقط يك خالق و آفريدگار وجود دارد !
بسیار فرق است بین معنای این کلمه و عمل کسی که بسوی قبور امامان برای رفع جوائجش روانه مى شود و فكر مى كند امامان همه جا و همه ى زمان او را زير نظر دارند!!
اين كلمه بدين معناست :
اله يعنى هر كس يا چيزى كه با قداستى خدايانه خوانده مى شود و از او عملى طلب مى شود كه جز از الله تعالى ساخته نيست.
اله به معناى خالق نيست .
و لا إله إلا الله يعنى جز الله كسى خدا نيست.
آيا فكر مى كنيد بشر و انسانهاى ماقبل از ما و شما فرق بين خالق و مخلوق را نمى فهميدند كه براى خودشان بت مى تراشيدند!؟
آيا تراشيدن بت را به اين خاطر انجام مى دادند كه برايشان بچه بیاورد یا أنان را بیافریند !!؟؟
این نوع برداشت شما خلاف واقعیتی ست که قرأن برای ما و شما روشن کرده است.
hidayat
Friday 26 October 2007, 08:56PM
خود مشرکان می گفتند ما آن ها را می پرستیم:
أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ
آگاه باشيد كه دين خالص از آن خداست، و آنها كه غير خدا را اولياى خود قرار دادند و دليلشان اين بود كه: (اينها را نمىپرستيم مگر بخاطر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند)، خداوند روز قيامت ميان آنان در آنچه اختلاف داشتند داورى مىكند؛ خداوند آن كس را كه دروغگو و كفرانكننده است هرگز هدايت نمىكند!(ترجمه، مکارم)
با کمی دقت خواهی فهمید که مشرکان هم خیلی مومن و اعتقاد دار بودند که برای تقرب بسوی الله به خود زحمت مى دادند و بت و دستگاه درست می کردند !
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2009, Jelsoft Enterprises Ltd.