hidayat
Thursday 25 October 2007, 10:04PM
به نام الله / آغاز کلام بعد ذکر الله هست سلام.
قال أبو حنيفة أصلحك الله إن عندنا قوما بالكوفة يزعمون أنك تأمرهم بالبراءة من فلان و فلان و فلان.
فقال ويلك يا أبا حنيفة لم يكن هذا معاذ الله.
فقال أصلحك الله إنهم يعظمون الأمر فيهما.
قال فما تأمرني قال تكتب إليهم قال بما ذا قال تسألهم الكف عنهما.
قال لا يطيعوني
ابوحنيفهبه امام صادق ع عرض كرد:خداحالتان را نيكو گرداند.دركوفه نزدما جماعتى (شيعه)هستندكه معتقدندشما ايشان را فرمان داده ايد كه از فلان(ابوبكر)و فلان (عمر) و فلان(عثمان) برايت و بيزارى جويند آ ايا اين صحيح است؟ امام صادق ع فرمودند:واى برتو اى ابوحنيفه اين صحيح نيست.
پناه ميبرم به الله.
ابوحنيفه عرضه داشت:خداحالتان را نيكو گردانداين جماعت امررا دراين سه نفر(ابوبكر و عمر و عثمان) خيلى بزرگ شمرده اند ومسيله تبرى و بيزارى ازايشان را سخت پيگيرى ميباشند.
امام صادق ع فرمود:از من چه ميخواهى دراين باره؟ابوحنيفه عرض كرد:نامه اى به ايشان مرقوم بفرماييد
حضرت فرمودند:به چه مضمون؟
ابوحنيفه عرضه داشت:از ايشان بخواهيدازاين كار دست باز بدارند.
امام فرمودند:ازمن اطاعت نميكنند.
علل الشرایع اثرشیخ صدوق جلد1 ص317
تو رو خداببینید حتی امام ع میداند اینها چه موجوداتی هستند.
درحالیکه امام ع از تبری به خلفا اظهار بیزاری کرده و میگوید معاذالله و به ابوحنیفه میگوید این شیعیان از من اطاعت نمیکنند.
شیعیان ان زمان که از امام پیروی و اطاعت نمیکنند . پس حال این زمانه چطور است.
ازدواج حضرت عمر(رضیالله عنه) باام كلثوم دختر حضرت علی(رضیالله عنه):
یكی از حقایق تاریخی كه علمای تشیع و تسنن به وقوع آن اعتراف كردهاند،
علامه ابوالفداء، اسماعیل بن كثیر(رحمهالله) (متوفی 774هـ.ق) میفرماید:
«عمر بن خطاب در زمان خلافتش با ام كلثوم دختر علی ابن ابیطالب و فاطمه ازدواج نمود، و او را بیش از حدّ مورداحترام قرار داد و چهل هزار درهم مهریه،
برای او مقرّر فرمود، بخاطر آنكه او از خاندان پیامبر(صلیالله علیهوسلم)
بود» (دمشقی، اسماعیل بن کثیر، البدایة و النهایة ج7، ص 157، دار احیاء التراث العربی، 1408هـ 1988م)
علامه محمد بن جریر طبری(رحمهالله) (متوفی 310هـ.ق) میفرماید:
«ام كلثوم دختر علی ابن ابیطالب را كه مادرش فاطمه دختر پیغمبر خدا بود به زنی گرفت و چنانكه گفتهاند: چهل هزارمهر او كرد و زید و رقیه را از او آورد» (طبری، محمد بن جریر. تاریخ طبری، ترجمه ابو القاسم پاینده، ج 5
ص: 2035، انتشارات اساطیر 1368 هـ. ش)
امام ابوالفرج عبدالرحمن بن جوزی(رحمهالله) (متوفی 597هـ.ق) میفرماید:
«از فرزندان حضرت عمر، زید اكبر و رقیه هستند كه مادرشان امكلثوم دختر علی بن ابی طالب(كرم الله وجهه) كه مادرشفاطمه دختر رسول الله(صلیالله علیهوسلم) است.» (ابن جوزی، عبد الرحمان بن علی، المنتظم فی تاریخ الامم و
الملوک، ج 4 ص: 131، دار الکتب العلمیة، 1412هـ 1992م)
ابوالحسن، علی بن ابی الكرم مشهور به ابن أثیر جزری(رحمهالله) (متوفی
630 هـ.ق) میفرماید:
«حضرت عمر با ام كلثوم دختر علی بن ابیطالب كه مادرش فاطمه دختر رسول الله(صلیالله علیهوسلم) بود، ازدواج كرد،چهل هزار درهم مهریه داد و دو فرزند به نامهای رقیه و زید از او متولد شد» (جزری، ابن الاثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، ج 2، ص: 450 دار الکتب العلمیة 1407 هـ 1987 م)
حافظ حدیث و محقق مشهور، علامه احمد بن حجر عسقلانی(رحمهالله) (متوفی 852هـ.ق) میفرماید:
«حضرت عمر با ام كلثوم با مهریه چهل هزار درهم ازدواج نمود؛ زبیر میگوید:
دو فرزند از او متولد شد، زید و رقیه وامكلثوم و هر دو فرزندش در یك روز درگذشتند. (عسقلانی، احمد بن حجر، الاصابة فی تمییز الصحابة ج 2، ص 468، دار الکتب العربی)
واقعه ازدواج حضرت عمر(رضیالله عنه) با ام كلثوم را بسیاری از محدثین و مورخین اهل سنت در كتابهایشان نقل كردهاندكه ما به نقل همین مقدار بسنده مینمائیم، و حال میپردازیم به اظهار نظر برخی از علمای تشیع در این باره:
احمد بن ابی یعقوب یعقوبی(متوفی
284هـ.ق) میفرماید:
«و در این سال، عمر، امكلثوم دختر علی بن ابیطالب را كه مادرش فاطمه دختر پیامبر خدا بود از علی بن ابی طالبخواستگاری كرد. پس علی گفت: كه او هنوز كودك است، عمر گفت: آنچه پنداشتی نخواستم. لیكن خود از پیامبر خداشنیدم كه فرمود: «كل سبب و نسب ینقطع یوم القیامه الا سببی و صهری» «هر بستگی و خویشاوندی در روز رستاخیز بریده میشود، جز بستگی و خویشی و دامادی من»؛ پس خواستم كه مرابستگی و دامادی با پیامبر خدا باشد؛ پس او را به زنی گرفت و ده هزار دینار بدو مهریه داد» (یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی ج 2، ص 35 شرکت
انتشارات علمی و فرهنگی، 1366 هـ ش)
در «شرح نهج البلاغه»
میفرماید:
» (ابن ابی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغة، ج 19 ص: 351 منشورات مکتبة آیة الله العظمی المرشعی النجفی، قم 1404 هـ)
«عمر پیكی را نزد پادشاه روم فرستاد. ام كلثوم همسر عمر، با چند دینار مقداری عطر خرید، و آن را در دو شیشه قرار دادو برای همسر پادشاه روم بصورت هدیه فرستاد. پیك نزد (ام كلثوم) آمد ودو شیشه پُر از جواهر به او داد.
در این اثناء عمربه خانه وارد شده در حالیكه (ام كلثوم) جواهرها را در دامن خود ریخته بود. (عمر) پرسید: اینها را از كجا آوردی؟ (امكلثوم) عمر را با خبر ساخت، عمر بلافاصله جواهرها را از او گرفت و فرمود: اینها از آن مسلمانانند.
(امكلثوم) گفت:چگونه، اینها عوض هدیه من هستند! (عمر) گفت: میان من و تو پدرت قضاوت میكند. علی(علیهالسلام) فرمودند: تو ازجواهرها به ارزش دینارهایت میتوانی برداری و باقیمانده آن از آن مسلمانان است، چه پیك مسلمانان آن را حمل نموده»
علامه محمد بن یعقوب كلینی رازی (متوفی: 328هـ.ق) در «صحیح الكافی»
میفرماید:
«حمید بن زیاد، عن ابن سماعة، عن محمد بن زیاد، عن عبدالله بن سنان و معاویة بن عمار عن ابی عبدالله(علیهالسلام). قال:سألته عن المرأة المتوفی عنها زوجها، أتعتد فی بیتها أو حیث شاءت؟ قال: بل حیث شاءت، ان علیاً(علیهالسلام). لما توفی عُمر اتیام كلثوم فانطلق بها الی بیته»
عن سلیمان بن خالد قال: سألت أبا عبدالله(علیهالسلام). عن امراة توفی زوجها این تعتد؟ فی بیت زوجها تعتد أو حیث شاءت؟قال: بلی حیث شاءت، ثم قال: ان علیا ً(علیهالسلام)، لما مات عمر أتی ام كلثوم فأخذ بیدها فانطلق بها الی بیته» (کلینی، محمد بن یعقوب، صحیح الکافی ج 3، ص: 121-122 شماره
حدیث: 3354-3355، الدار الاسلامیة 1401هـ 1981م)
معاویه بن عمار روایت میكند كه از ابی عبدالله(علیهالسلام) پرسیدم: زنی كه شوهرش وفات میكند، آیا در خانه خودشعده را به پایان برساند یا هر كجا كه میخواهد؟ فرمود: هر كجا كه میخواهد. پس از آنكه عمر وفات نمود، علی(علیهالسلام)نزد امكلثوم آمد و او را به خانه خودش برد.
«سلیمان بن خالد روایت میكند كه از ابن عبدالله(علیهالسلام) پرسیدم: زنی كه شوهرش میمیرد در كجا عده را به اتمامبرساند؟ در خانه شوهرش عده را سپری نماید یا هر كجا كه میخواهد؟ فرمود: بله هر كجا كه میخواهد. سپس فرمود:زمانیكه عمر وفات نمود. علی(علیهالسلام) نزد امكلثوم آمد و دستش را گرفت او را به خانه خویش برد.
لازم به یادآوریست كه روایات فوق را شیخ محمد بن الحسن، حرّ عاملی (متوفی 1104 هـ) در «وسائل الشیعة الیتحصیل مسائل الشریعة» (حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشرعیة، ج 15، ص: 457، کتاب الطلاق، باب عدم ثوبت السکنی و النفقة، دار احیاء التراث العربی، بیروت) و شیخ الطائفه ابو جعفر محمد بن الحسن طوسی. (متوفی: 460هـ). در « الاستبصار» (طوسی، ابوجعفر، محمد بن حسن، الاستبصار فیما اختلف من الاخبار، ج 3 ص: 352، شماره حدیث 1258و 1257، دار الکتب الاسلامیة تهران، بازار سلطانی 1390 هـ.ق) و محمدبن یعقوب كلینی متوفی (328هـ) در
«الفروع من الكافی» (کلینی، محمد بن یعقوب، الفروع من الکافی ج 5، ص 346 کتاب النکاح، باب تزویح ام کلثوم، دار الکتب الاسلامیة، 1362 هـ ش،
تهران) و شیخ محمد حسن نجفی (متوفی: 1266هـ) در «جواهرالكلام فی شرح شرائع الاسلام» (نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع اسلام، ج
32، صص 280-279، کتاب الطلاق، الفصل الخامس فی عدة الوفاة، دار احیاء
التراث العربی 1981 م) نیز آوردهاند.
علاوه بر این روایت دیگری را ابوجعفر محمد ابن حسن طوسی (متوفی 460هـ)
در تهذیب الاحكام نقل نموده است:
«عن جعفر عن ابیه(علیهالسلام) قال: ماتت امكلثوم بنت علي (علیهالسلام) و ابنها زید بن عمر بن الخطاب فی ساعة واحدة، لایدریایهما هلك قبل، فلم یورث أحدهما عن الا´خر و صُلِّی علیهما جمیعاً» (طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن، تهذیب الاحکام فی شرح المقنعة، ج 9، ص: 362، شماره حدیث: 1295، دار الکتب السلامیة، تهران 1365 هـ .ش چاپخانه خورشید)
«جعفر از پدر بزرگوارش روایت میكند كه فرمود: امكلثوم دختر علی(علیهالسلام) و فرزندش زید پسر عمر بن خطاب، هردو در یك وقت درگذشتند،
مشخص نشد كدامیك از آن دو زودتر وفات نموده است. لذا هیچیك از دیگری ارث نبرد، و برهر دو آنان با هم نماز خوانده شد.»
روایات مذكور گرچه در باب مسائل فقهی بیان شدهاند اما رابطه همسری حضرت عمر(رضیالله عنه) و امكلثوم (رضی الله عنها)بوضوح در آنها مشاهده میشود.
در «فرهنگنامه كودكان و نوجوانان» كه شورای كتاب كودك، آن را منتشر كرده
چنین آمده:
«ام كلثوم، دومین دختر حضرت علی (ع) و فاطمه زهرا(س) است، نام او را زینب صغری' نیز نوشتهاند، سال تولد او بهدرستی معلوم نیست، ام كلثوم در سال 17هـ. ق به درخواست عمر بن خطاب از علی (ع) با او ازدواج كرد، پس از كشته شدنعمر، به ازدواج عون، پسر جعفر بن ابی طالب، در آمد و پس از مرگ عون با برادر او محمد ازدواج كرد...»
ام كلثوم از عمر دارای دختری به نام رقیه و پسری به نام زید بود، نوشتهاند كه او و فرزندش هر دو در یك روزدرگذشتند» (شورای کتاب، فرهنگ نامه کودکان و نوجوانان، ج 3، ص: 324، شرکت تهیه و نشر فرهنگنامه کودکان و نوجوانان، تهران 1376 هـ .ش
و اما حالا روایات و احادیث از دیگر کتب شیعه:
17236- 2- أَبُو الْقَاسِمِ الْكُوفِيُّ فِي كِتَابِ الْإِسْتِغَاثَةِ، قَالَ حَدَّثَنَا جَمَاعَةٌ مِنْ مَشَايِخِنَا
الثِّقَاتِ مِنْهُمْ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِكٍ الْكُوفِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْمُفَضَّلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي
عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ سَأَلْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ص عَنْ تَزْوِيجِ عُمَرَ [مِنْ] أُمِّ
كُلْثُومٍ فَقَالَ ذَلِكَ فَرْجٌ غُصِبْنَا عَلَيْهِ وَ هَذَا الْخَبَرُ مُشَاكِلٌ لِمَا رَوَاهُ مَشَايِخُنَا أَنَّ عُمَرَ بَعَثَ
الْعَبَّاسَ إِلَى عَلِيٍّ ص فَسَأَلَهُ أَنْ يُزَوِّجَهُ أُمَّ كُلْثُومٍ فَامْتَنَعَ عَلِيٌّ ع مِنْ ذَلِكَ فَلَمَّا رَجَعَ الْعَبَّاسُ
إِلَى عُمَرَ يُخْبِرُهُ بِامْتِنَاعِ عَلِيٍّ ع فَأَعْلَمَهُ بِذَلِكَ قَالَ يَا عَبَّاسُ أَ يَأْنَفُ مِنْ تَزْوِيجِي [وَ اللَّهِ
لَئِنْ لَمْ يُزَوِّجْنِي] لَأَقْتُلَنَّهُ فَرَجَعَ الْعَبَّاسُ إِلَى عَلِيٍّ ع فَأَعْلَمَهُ بِذَلِكَ فَأَقَامَ عَلِيٌّ ع عَلَى الِامْتِنَاعِ
فَأَخْبَرَ الْعَبَّاسُ عُمَرَ فَقَالَ لَهُ يَا عَبَّاسُ احْضُرْ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فِي الْمَسْجِدِ وَ كُنْ قَرِيباً مِنِّي
لِتَعْلَمَ أَنِّي قَادِرٌ عَلَىَ قَتْلِهِ فَحَضَرَ الْعَبَّاسُ الْمَسْجِدَ فَلَمَّا فَرَغَ عُمَرُ مِنَ الْخُطْبَةِ فَقَالَ أَيُّهَا
النَّاسُ إِنَّ هَاهُنَا رَجُلًا مِنْ عِلْيَةِ أَصْحَابِ النَّبِيِّ ص قَدْ زَنَى وَ هُوَ مُحْصَنٌ وَ قَدِ اطَّلَعَ عَلَيْهِ
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَحْدَهُ فَمَا أَنْتُمْ قَائِلُونَ فَقَالَ النَّاسُ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ إِذَا
مستدركالوسائل ج : 14 ص : 444
قَالَ إِنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ خَطَبَ إِلَى عَلِيٍّ ع أُمَّ كُلْثُومٍ فَاعْتَلَّ عَلَيْهِ بِصِغَرِهَا فَقَالَ لَهُ لَمْ أَكُنْ
أُرِيدُ الْبَاهَ وَ لَكِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ يَقُولُ كُلُّ سَبَبٍ وَ نَسَبٍ يَنْقَطِعُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَا خَلَا
سَبَبِي وَ نَسَبِي كُلُّ قَوْمٍ عَصَبَتُهُمْ لِأَبِيهِمْ مَا خَلَا وُلْدَ فَاطِمَةَ فَإِنِّي أَنَا أَبُوهُمْ وَ عَصَبَتُهُمْ
بحارالأنوار ج : 25 ص : 248
96- سر مِنْ كِتَابِ أَبِي الْقَاسِمِ بْنِ قُولَوَيْهِ، عَنْ عِيسَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْهَاشِمِيِّ، قَالَ خَطَبَ
النَّاسَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ وَ ذَلِكَ قَبْلَ أَنْ يَتَزَوَّجَ أُمَّ كُلْثُومٍ بِيَوْمَيْنِ، فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ لَا تُغَالُوا
بِصَدُقَاتِ النِّسَاءِ فَإِنَّهُ لَوْ كَانَ الْفَضْلُ فِيهَا لَكَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَفْعَلُ،
كَانَ نَبِيُّكُمْ عَلَيْهِ السَّلَامُ يُصْدِقُ الْمَرْأَةَ مِنْ نِسَائِهِ الْمَحْشُوَّةَ وَ فِرَاشَ اللِّيفِ وَ الْخَاتَمَ وَ الْقَدَحَ
وَ مَا أَشْبَهَهَا، ثُمَّ نَزَلَ عَنِ الْمِنْبَرِ، وَ مَا أَقَامَ يَوْمَيْنِ أَوْ ثَلَاثَةً حَتَّى أَرْسَلَ صَدَاقَ بِنْتِ عَلِيٍّ
عَلَيْهِ السَّلَامُ بِأَرْبَعِينَ أَلْفاً.
بحارالأنوار ج : 30 ص : 232
29- يف، [الطرائف] أَحْمَدُ بْنُ حَنْبَلٍ فِي مُسْنَدِهِ بِإِسْنَادِهِ إِلَى الْمُسْتَظِلِّ قَالَ إِنَّ عُمَرَ بْنَ
الْخَطَّابِ خَطَبَ إِلَى عَلِيٍّ ع أُمَّ كُلْثُومٍ فَاعْتَلَّ بِصِغَرِهَا فَقَالَ لَهُ لَمْ أَكُنْ أُرِيدُ الْبَاهَ وَ لَكِنْ
سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ كُلُّ حَسَبٍ وَ نَسَبٍ مُنْقَطِعٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَا خَلَا حَسَبِي وَ نَسَبِي
وَ كُلُّ قَوْمٍ فَإِنَّ عَصَبَتَهُمْ لِأَبِيهِمْ مَا خَلَا وُلْدَ فَاطِمَةَ فَإِنِّي أَنَا أَبُوهُمْ وَ عَصَبَتُهُمْ
بحارالأنوار ج : 42 ص : 98
20- قب، [المناقب لابن شهرآشوب] قَالَ الشَّيْخُ الْمُفِيدُ فِي الْإِرْشَادِ أَوْلَادُهُ خَمْسَةٌ وَ
عِشْرُونَ وَ رُبَّمَا يَزِيدُونَ عَلَى ذَلِكَ إِلَى خَمْسَةٍ وَ ثَلَاثِينَ ذَكَرُهُ النَّسَّابَةُ الْعُمَرِيُّ فِي الشَّافِي وَ
صَاحِبُ الْأَنْوَارِ الْبَنُونَ خَمْسَةَ عَشَرَ وَ الْبَنَاتُ ثَمَانِيَ عَشَرَةَ فَوُلِدَ مِنْ فَاطِمَةَ ع الْحَسَنُ وَ
الْحُسَيْنُ وَ الْمُحَسِّنُ سِقْطٌ وَ زَيْنَبُ الْكُبْرَى وَ أُمُّ كُلْثُومٍ الْكُبْرَى تَزَوَّجَهَا عُمَرُ وَ ذَكَرَ أَبُو
مُحَمَّدٍ النَّوْبَخْتِيُّ فِي كِتَابِ الْإِمَامَةِ أَنَّ أُمَّ كُلْثُومٍ كَانَتْ صَغِيرَةً وَ مَاتَ عُمَرُ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا
وَ أَنَّهُ خَلَّفَ عَلَى أُمِّ كُلْثُومٍ بَعْدَ عُمَرَ عَوْنَ بْنَ جَعْفَرٍ ثُمَّ مُحَمَّدَ بْنَ جَعْفَرٍ ثُمَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ
جَعْفَرٍ وَ مِنْ خَوْلَةَ بِنْتِ جَعْفَرِ بْنِ قَيْسٍ الْحَنَفِيَّةِ مُحَمَّداً وَ مِنْ أُمِّ الْبَنِينَ ابْنَةِ حِزَامِ بْنِ خَالِدٍ
الْكِلَابِيَّةِ عَبْدُ اللَّهِ وَ جَعْفَرٌ الْأَكْبَرُ وَ الْعَبَّاسُ وَ عُثْمَانُ وَ مِنْ أُمِّ حَبِيبٍ بِنْتِ رَبِيعَةَ التَّغْلَبِيَّةِ
عُمَرُ وَ رُقَيَّةُ تَوْأَمَانِ فِي بَطْنٍ وَ مِنْ أَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَيْسٍ الْخَثْعَمِيَّةِ
بحارالأنوار ج : 42 ص : 92
يج، [الخرائج و الجرائح] الصَّفَّارُ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ جُذْعَانَ بْنِ نَصْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ
مَسْعَدَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَمَّوَيْهِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الرَّبِيبِيِّ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ قَالَ
قِيلَ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ النَّاسَ يَحْتَجُّونَ عَلَيْنَا وَ يَقُولُونَ إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع زَوَّجَ فُلَاناً
ابْنَتَهُ أُمَّ كُلْثُومٍ وَ كَانَ مُتَّكِئاً فَجَلَسَ وَ قَالَ أَ يَقُولُونَ ذَلِكَ إِنَّ قَوْماً يَزْعُمُونَ ذَلِكَ لَا يَهْتَدُونَ
إِلَى سَوَاءِ السَّبِيلِ سُبْحَانَ اللَّهِ مَا كَانَ يَقْدِرُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع أَنْ يَحُولَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهَا فَيُنْقِذَهَا
كَذَبُوا وَ لَمْ يَكُنْ مَا قَالُوا إِنَّ فُلَاناً خَطَبَ إِلَى عَلِيٍّ ع بِنْتَهُ أُمَّ كُلْثُومٍ فَأَبَى عَلِيٌّ ع فَقَالَ لِلْعَبَّاسِ
وَ اللَّهِ لَئِنْ لَمْ تُزَوِّجْنِي لَأَنْتَزِعَنَّ مِنْكَ السِّقَايَةَ وَ زَمْزَمَ فَأَتَى الْعَبَّاسُ عَلِيّاً فَكَلَّمَهُ فَأَبَى عَلَيْهِ
فَأَلَحَّ الْعَبَّاسُ فَلَمَّا رَأَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع مَشَقَّةَ كَلَامِ الرَّجُلِ عَلَى الْعَبَّاسِ وَ أَنَّهُ سَيَفْعَلُ
بِالسِّقَايَةِ مَا قَالَ أَرْسَلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع إِلَى جِنِّيَّةٍ مِنْ أَهْلِ نَجْرَانَ يَهُودِيَّةٍ يُقَالُ لَهَا سَحِيفَةُ
بِنْتُ جُرَيْرِيَةَ فَأَمَرَهَا فَتَمَثَّلَتْ فِي مِثَالِ أُمِّ كُلْثُومٍ وَ حُجِبَتِ الْأَبْصَارُ عَنْ أُمِّ كُلْثُومٍ وَ بَعَثَ بِهَا
إِلَى الرَّجُلِ فَلَمْ تَزَلْ عِنْدَهُ حَتَّى إِنَّهُ اسْتَرَابَ بِهَا يَوْماً فَقَالَ مَا فِي الْأَرْضِ أَهْلُ بَيْتٍ أَسْحَرُ
مِنْ بَنِي هَاشِمٍ ثُمَّ أَرَادَ أَنْ يُظْهِرَ ذَلِكَ لِلنَّاسِ فَقُتِلَ وَ حَوَتِ الْمِيرَاثَ وَ انْصَرَفَتْ إِلَى نَجْرَانَ
وَ أَظْهَرَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع أُمَّ كُلْثُومٍ
بحارالأنوار ج : 42 ص : 89
إنكار المفيد رحمه الله أصل الواقعة إنما هو لبيان أنه لم يثبت ذلك من طرقهم و إلا فبعد
ورود ما مر من الأخبار إنكار ذلك عجيب.
وَ قَدْ رَوَى الْكُلَيْنِيُّ عَنْ حُمَيْدِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ
سِنَانٍ وَ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ عَلِيّاً لَمَّا تُوُفِّيَ عُمَرُ أَتَى أُمَّ كُلْثُومٍ
فَانْطَلَقَ بِهَا إِلَى بَيْتِهِ
وَ رُوِيَ نَحْوُ ذَلِكَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى وَ غَيْرِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ
بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع
بحارالأنوار ج : 42 ص : 110
نقل شده از :شيعه واقعى (http://mohommat.blogfa.ir/) جزاه الله خيراً
قال أبو حنيفة أصلحك الله إن عندنا قوما بالكوفة يزعمون أنك تأمرهم بالبراءة من فلان و فلان و فلان.
فقال ويلك يا أبا حنيفة لم يكن هذا معاذ الله.
فقال أصلحك الله إنهم يعظمون الأمر فيهما.
قال فما تأمرني قال تكتب إليهم قال بما ذا قال تسألهم الكف عنهما.
قال لا يطيعوني
ابوحنيفهبه امام صادق ع عرض كرد:خداحالتان را نيكو گرداند.دركوفه نزدما جماعتى (شيعه)هستندكه معتقدندشما ايشان را فرمان داده ايد كه از فلان(ابوبكر)و فلان (عمر) و فلان(عثمان) برايت و بيزارى جويند آ ايا اين صحيح است؟ امام صادق ع فرمودند:واى برتو اى ابوحنيفه اين صحيح نيست.
پناه ميبرم به الله.
ابوحنيفه عرضه داشت:خداحالتان را نيكو گردانداين جماعت امررا دراين سه نفر(ابوبكر و عمر و عثمان) خيلى بزرگ شمرده اند ومسيله تبرى و بيزارى ازايشان را سخت پيگيرى ميباشند.
امام صادق ع فرمود:از من چه ميخواهى دراين باره؟ابوحنيفه عرض كرد:نامه اى به ايشان مرقوم بفرماييد
حضرت فرمودند:به چه مضمون؟
ابوحنيفه عرضه داشت:از ايشان بخواهيدازاين كار دست باز بدارند.
امام فرمودند:ازمن اطاعت نميكنند.
علل الشرایع اثرشیخ صدوق جلد1 ص317
تو رو خداببینید حتی امام ع میداند اینها چه موجوداتی هستند.
درحالیکه امام ع از تبری به خلفا اظهار بیزاری کرده و میگوید معاذالله و به ابوحنیفه میگوید این شیعیان از من اطاعت نمیکنند.
شیعیان ان زمان که از امام پیروی و اطاعت نمیکنند . پس حال این زمانه چطور است.
ازدواج حضرت عمر(رضیالله عنه) باام كلثوم دختر حضرت علی(رضیالله عنه):
یكی از حقایق تاریخی كه علمای تشیع و تسنن به وقوع آن اعتراف كردهاند،
علامه ابوالفداء، اسماعیل بن كثیر(رحمهالله) (متوفی 774هـ.ق) میفرماید:
«عمر بن خطاب در زمان خلافتش با ام كلثوم دختر علی ابن ابیطالب و فاطمه ازدواج نمود، و او را بیش از حدّ مورداحترام قرار داد و چهل هزار درهم مهریه،
برای او مقرّر فرمود، بخاطر آنكه او از خاندان پیامبر(صلیالله علیهوسلم)
بود» (دمشقی، اسماعیل بن کثیر، البدایة و النهایة ج7، ص 157، دار احیاء التراث العربی، 1408هـ 1988م)
علامه محمد بن جریر طبری(رحمهالله) (متوفی 310هـ.ق) میفرماید:
«ام كلثوم دختر علی ابن ابیطالب را كه مادرش فاطمه دختر پیغمبر خدا بود به زنی گرفت و چنانكه گفتهاند: چهل هزارمهر او كرد و زید و رقیه را از او آورد» (طبری، محمد بن جریر. تاریخ طبری، ترجمه ابو القاسم پاینده، ج 5
ص: 2035، انتشارات اساطیر 1368 هـ. ش)
امام ابوالفرج عبدالرحمن بن جوزی(رحمهالله) (متوفی 597هـ.ق) میفرماید:
«از فرزندان حضرت عمر، زید اكبر و رقیه هستند كه مادرشان امكلثوم دختر علی بن ابی طالب(كرم الله وجهه) كه مادرشفاطمه دختر رسول الله(صلیالله علیهوسلم) است.» (ابن جوزی، عبد الرحمان بن علی، المنتظم فی تاریخ الامم و
الملوک، ج 4 ص: 131، دار الکتب العلمیة، 1412هـ 1992م)
ابوالحسن، علی بن ابی الكرم مشهور به ابن أثیر جزری(رحمهالله) (متوفی
630 هـ.ق) میفرماید:
«حضرت عمر با ام كلثوم دختر علی بن ابیطالب كه مادرش فاطمه دختر رسول الله(صلیالله علیهوسلم) بود، ازدواج كرد،چهل هزار درهم مهریه داد و دو فرزند به نامهای رقیه و زید از او متولد شد» (جزری، ابن الاثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، ج 2، ص: 450 دار الکتب العلمیة 1407 هـ 1987 م)
حافظ حدیث و محقق مشهور، علامه احمد بن حجر عسقلانی(رحمهالله) (متوفی 852هـ.ق) میفرماید:
«حضرت عمر با ام كلثوم با مهریه چهل هزار درهم ازدواج نمود؛ زبیر میگوید:
دو فرزند از او متولد شد، زید و رقیه وامكلثوم و هر دو فرزندش در یك روز درگذشتند. (عسقلانی، احمد بن حجر، الاصابة فی تمییز الصحابة ج 2، ص 468، دار الکتب العربی)
واقعه ازدواج حضرت عمر(رضیالله عنه) با ام كلثوم را بسیاری از محدثین و مورخین اهل سنت در كتابهایشان نقل كردهاندكه ما به نقل همین مقدار بسنده مینمائیم، و حال میپردازیم به اظهار نظر برخی از علمای تشیع در این باره:
احمد بن ابی یعقوب یعقوبی(متوفی
284هـ.ق) میفرماید:
«و در این سال، عمر، امكلثوم دختر علی بن ابیطالب را كه مادرش فاطمه دختر پیامبر خدا بود از علی بن ابی طالبخواستگاری كرد. پس علی گفت: كه او هنوز كودك است، عمر گفت: آنچه پنداشتی نخواستم. لیكن خود از پیامبر خداشنیدم كه فرمود: «كل سبب و نسب ینقطع یوم القیامه الا سببی و صهری» «هر بستگی و خویشاوندی در روز رستاخیز بریده میشود، جز بستگی و خویشی و دامادی من»؛ پس خواستم كه مرابستگی و دامادی با پیامبر خدا باشد؛ پس او را به زنی گرفت و ده هزار دینار بدو مهریه داد» (یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی ج 2، ص 35 شرکت
انتشارات علمی و فرهنگی، 1366 هـ ش)
در «شرح نهج البلاغه»
میفرماید:
» (ابن ابی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغة، ج 19 ص: 351 منشورات مکتبة آیة الله العظمی المرشعی النجفی، قم 1404 هـ)
«عمر پیكی را نزد پادشاه روم فرستاد. ام كلثوم همسر عمر، با چند دینار مقداری عطر خرید، و آن را در دو شیشه قرار دادو برای همسر پادشاه روم بصورت هدیه فرستاد. پیك نزد (ام كلثوم) آمد ودو شیشه پُر از جواهر به او داد.
در این اثناء عمربه خانه وارد شده در حالیكه (ام كلثوم) جواهرها را در دامن خود ریخته بود. (عمر) پرسید: اینها را از كجا آوردی؟ (امكلثوم) عمر را با خبر ساخت، عمر بلافاصله جواهرها را از او گرفت و فرمود: اینها از آن مسلمانانند.
(امكلثوم) گفت:چگونه، اینها عوض هدیه من هستند! (عمر) گفت: میان من و تو پدرت قضاوت میكند. علی(علیهالسلام) فرمودند: تو ازجواهرها به ارزش دینارهایت میتوانی برداری و باقیمانده آن از آن مسلمانان است، چه پیك مسلمانان آن را حمل نموده»
علامه محمد بن یعقوب كلینی رازی (متوفی: 328هـ.ق) در «صحیح الكافی»
میفرماید:
«حمید بن زیاد، عن ابن سماعة، عن محمد بن زیاد، عن عبدالله بن سنان و معاویة بن عمار عن ابی عبدالله(علیهالسلام). قال:سألته عن المرأة المتوفی عنها زوجها، أتعتد فی بیتها أو حیث شاءت؟ قال: بل حیث شاءت، ان علیاً(علیهالسلام). لما توفی عُمر اتیام كلثوم فانطلق بها الی بیته»
عن سلیمان بن خالد قال: سألت أبا عبدالله(علیهالسلام). عن امراة توفی زوجها این تعتد؟ فی بیت زوجها تعتد أو حیث شاءت؟قال: بلی حیث شاءت، ثم قال: ان علیا ً(علیهالسلام)، لما مات عمر أتی ام كلثوم فأخذ بیدها فانطلق بها الی بیته» (کلینی، محمد بن یعقوب، صحیح الکافی ج 3، ص: 121-122 شماره
حدیث: 3354-3355، الدار الاسلامیة 1401هـ 1981م)
معاویه بن عمار روایت میكند كه از ابی عبدالله(علیهالسلام) پرسیدم: زنی كه شوهرش وفات میكند، آیا در خانه خودشعده را به پایان برساند یا هر كجا كه میخواهد؟ فرمود: هر كجا كه میخواهد. پس از آنكه عمر وفات نمود، علی(علیهالسلام)نزد امكلثوم آمد و او را به خانه خودش برد.
«سلیمان بن خالد روایت میكند كه از ابن عبدالله(علیهالسلام) پرسیدم: زنی كه شوهرش میمیرد در كجا عده را به اتمامبرساند؟ در خانه شوهرش عده را سپری نماید یا هر كجا كه میخواهد؟ فرمود: بله هر كجا كه میخواهد. سپس فرمود:زمانیكه عمر وفات نمود. علی(علیهالسلام) نزد امكلثوم آمد و دستش را گرفت او را به خانه خویش برد.
لازم به یادآوریست كه روایات فوق را شیخ محمد بن الحسن، حرّ عاملی (متوفی 1104 هـ) در «وسائل الشیعة الیتحصیل مسائل الشریعة» (حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشرعیة، ج 15، ص: 457، کتاب الطلاق، باب عدم ثوبت السکنی و النفقة، دار احیاء التراث العربی، بیروت) و شیخ الطائفه ابو جعفر محمد بن الحسن طوسی. (متوفی: 460هـ). در « الاستبصار» (طوسی، ابوجعفر، محمد بن حسن، الاستبصار فیما اختلف من الاخبار، ج 3 ص: 352، شماره حدیث 1258و 1257، دار الکتب الاسلامیة تهران، بازار سلطانی 1390 هـ.ق) و محمدبن یعقوب كلینی متوفی (328هـ) در
«الفروع من الكافی» (کلینی، محمد بن یعقوب، الفروع من الکافی ج 5، ص 346 کتاب النکاح، باب تزویح ام کلثوم، دار الکتب الاسلامیة، 1362 هـ ش،
تهران) و شیخ محمد حسن نجفی (متوفی: 1266هـ) در «جواهرالكلام فی شرح شرائع الاسلام» (نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع اسلام، ج
32، صص 280-279، کتاب الطلاق، الفصل الخامس فی عدة الوفاة، دار احیاء
التراث العربی 1981 م) نیز آوردهاند.
علاوه بر این روایت دیگری را ابوجعفر محمد ابن حسن طوسی (متوفی 460هـ)
در تهذیب الاحكام نقل نموده است:
«عن جعفر عن ابیه(علیهالسلام) قال: ماتت امكلثوم بنت علي (علیهالسلام) و ابنها زید بن عمر بن الخطاب فی ساعة واحدة، لایدریایهما هلك قبل، فلم یورث أحدهما عن الا´خر و صُلِّی علیهما جمیعاً» (طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن، تهذیب الاحکام فی شرح المقنعة، ج 9، ص: 362، شماره حدیث: 1295، دار الکتب السلامیة، تهران 1365 هـ .ش چاپخانه خورشید)
«جعفر از پدر بزرگوارش روایت میكند كه فرمود: امكلثوم دختر علی(علیهالسلام) و فرزندش زید پسر عمر بن خطاب، هردو در یك وقت درگذشتند،
مشخص نشد كدامیك از آن دو زودتر وفات نموده است. لذا هیچیك از دیگری ارث نبرد، و برهر دو آنان با هم نماز خوانده شد.»
روایات مذكور گرچه در باب مسائل فقهی بیان شدهاند اما رابطه همسری حضرت عمر(رضیالله عنه) و امكلثوم (رضی الله عنها)بوضوح در آنها مشاهده میشود.
در «فرهنگنامه كودكان و نوجوانان» كه شورای كتاب كودك، آن را منتشر كرده
چنین آمده:
«ام كلثوم، دومین دختر حضرت علی (ع) و فاطمه زهرا(س) است، نام او را زینب صغری' نیز نوشتهاند، سال تولد او بهدرستی معلوم نیست، ام كلثوم در سال 17هـ. ق به درخواست عمر بن خطاب از علی (ع) با او ازدواج كرد، پس از كشته شدنعمر، به ازدواج عون، پسر جعفر بن ابی طالب، در آمد و پس از مرگ عون با برادر او محمد ازدواج كرد...»
ام كلثوم از عمر دارای دختری به نام رقیه و پسری به نام زید بود، نوشتهاند كه او و فرزندش هر دو در یك روزدرگذشتند» (شورای کتاب، فرهنگ نامه کودکان و نوجوانان، ج 3، ص: 324، شرکت تهیه و نشر فرهنگنامه کودکان و نوجوانان، تهران 1376 هـ .ش
و اما حالا روایات و احادیث از دیگر کتب شیعه:
17236- 2- أَبُو الْقَاسِمِ الْكُوفِيُّ فِي كِتَابِ الْإِسْتِغَاثَةِ، قَالَ حَدَّثَنَا جَمَاعَةٌ مِنْ مَشَايِخِنَا
الثِّقَاتِ مِنْهُمْ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِكٍ الْكُوفِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْمُفَضَّلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي
عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ سَأَلْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ص عَنْ تَزْوِيجِ عُمَرَ [مِنْ] أُمِّ
كُلْثُومٍ فَقَالَ ذَلِكَ فَرْجٌ غُصِبْنَا عَلَيْهِ وَ هَذَا الْخَبَرُ مُشَاكِلٌ لِمَا رَوَاهُ مَشَايِخُنَا أَنَّ عُمَرَ بَعَثَ
الْعَبَّاسَ إِلَى عَلِيٍّ ص فَسَأَلَهُ أَنْ يُزَوِّجَهُ أُمَّ كُلْثُومٍ فَامْتَنَعَ عَلِيٌّ ع مِنْ ذَلِكَ فَلَمَّا رَجَعَ الْعَبَّاسُ
إِلَى عُمَرَ يُخْبِرُهُ بِامْتِنَاعِ عَلِيٍّ ع فَأَعْلَمَهُ بِذَلِكَ قَالَ يَا عَبَّاسُ أَ يَأْنَفُ مِنْ تَزْوِيجِي [وَ اللَّهِ
لَئِنْ لَمْ يُزَوِّجْنِي] لَأَقْتُلَنَّهُ فَرَجَعَ الْعَبَّاسُ إِلَى عَلِيٍّ ع فَأَعْلَمَهُ بِذَلِكَ فَأَقَامَ عَلِيٌّ ع عَلَى الِامْتِنَاعِ
فَأَخْبَرَ الْعَبَّاسُ عُمَرَ فَقَالَ لَهُ يَا عَبَّاسُ احْضُرْ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فِي الْمَسْجِدِ وَ كُنْ قَرِيباً مِنِّي
لِتَعْلَمَ أَنِّي قَادِرٌ عَلَىَ قَتْلِهِ فَحَضَرَ الْعَبَّاسُ الْمَسْجِدَ فَلَمَّا فَرَغَ عُمَرُ مِنَ الْخُطْبَةِ فَقَالَ أَيُّهَا
النَّاسُ إِنَّ هَاهُنَا رَجُلًا مِنْ عِلْيَةِ أَصْحَابِ النَّبِيِّ ص قَدْ زَنَى وَ هُوَ مُحْصَنٌ وَ قَدِ اطَّلَعَ عَلَيْهِ
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَحْدَهُ فَمَا أَنْتُمْ قَائِلُونَ فَقَالَ النَّاسُ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ إِذَا
مستدركالوسائل ج : 14 ص : 444
قَالَ إِنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ خَطَبَ إِلَى عَلِيٍّ ع أُمَّ كُلْثُومٍ فَاعْتَلَّ عَلَيْهِ بِصِغَرِهَا فَقَالَ لَهُ لَمْ أَكُنْ
أُرِيدُ الْبَاهَ وَ لَكِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ يَقُولُ كُلُّ سَبَبٍ وَ نَسَبٍ يَنْقَطِعُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَا خَلَا
سَبَبِي وَ نَسَبِي كُلُّ قَوْمٍ عَصَبَتُهُمْ لِأَبِيهِمْ مَا خَلَا وُلْدَ فَاطِمَةَ فَإِنِّي أَنَا أَبُوهُمْ وَ عَصَبَتُهُمْ
بحارالأنوار ج : 25 ص : 248
96- سر مِنْ كِتَابِ أَبِي الْقَاسِمِ بْنِ قُولَوَيْهِ، عَنْ عِيسَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْهَاشِمِيِّ، قَالَ خَطَبَ
النَّاسَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ وَ ذَلِكَ قَبْلَ أَنْ يَتَزَوَّجَ أُمَّ كُلْثُومٍ بِيَوْمَيْنِ، فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ لَا تُغَالُوا
بِصَدُقَاتِ النِّسَاءِ فَإِنَّهُ لَوْ كَانَ الْفَضْلُ فِيهَا لَكَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَفْعَلُ،
كَانَ نَبِيُّكُمْ عَلَيْهِ السَّلَامُ يُصْدِقُ الْمَرْأَةَ مِنْ نِسَائِهِ الْمَحْشُوَّةَ وَ فِرَاشَ اللِّيفِ وَ الْخَاتَمَ وَ الْقَدَحَ
وَ مَا أَشْبَهَهَا، ثُمَّ نَزَلَ عَنِ الْمِنْبَرِ، وَ مَا أَقَامَ يَوْمَيْنِ أَوْ ثَلَاثَةً حَتَّى أَرْسَلَ صَدَاقَ بِنْتِ عَلِيٍّ
عَلَيْهِ السَّلَامُ بِأَرْبَعِينَ أَلْفاً.
بحارالأنوار ج : 30 ص : 232
29- يف، [الطرائف] أَحْمَدُ بْنُ حَنْبَلٍ فِي مُسْنَدِهِ بِإِسْنَادِهِ إِلَى الْمُسْتَظِلِّ قَالَ إِنَّ عُمَرَ بْنَ
الْخَطَّابِ خَطَبَ إِلَى عَلِيٍّ ع أُمَّ كُلْثُومٍ فَاعْتَلَّ بِصِغَرِهَا فَقَالَ لَهُ لَمْ أَكُنْ أُرِيدُ الْبَاهَ وَ لَكِنْ
سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ كُلُّ حَسَبٍ وَ نَسَبٍ مُنْقَطِعٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَا خَلَا حَسَبِي وَ نَسَبِي
وَ كُلُّ قَوْمٍ فَإِنَّ عَصَبَتَهُمْ لِأَبِيهِمْ مَا خَلَا وُلْدَ فَاطِمَةَ فَإِنِّي أَنَا أَبُوهُمْ وَ عَصَبَتُهُمْ
بحارالأنوار ج : 42 ص : 98
20- قب، [المناقب لابن شهرآشوب] قَالَ الشَّيْخُ الْمُفِيدُ فِي الْإِرْشَادِ أَوْلَادُهُ خَمْسَةٌ وَ
عِشْرُونَ وَ رُبَّمَا يَزِيدُونَ عَلَى ذَلِكَ إِلَى خَمْسَةٍ وَ ثَلَاثِينَ ذَكَرُهُ النَّسَّابَةُ الْعُمَرِيُّ فِي الشَّافِي وَ
صَاحِبُ الْأَنْوَارِ الْبَنُونَ خَمْسَةَ عَشَرَ وَ الْبَنَاتُ ثَمَانِيَ عَشَرَةَ فَوُلِدَ مِنْ فَاطِمَةَ ع الْحَسَنُ وَ
الْحُسَيْنُ وَ الْمُحَسِّنُ سِقْطٌ وَ زَيْنَبُ الْكُبْرَى وَ أُمُّ كُلْثُومٍ الْكُبْرَى تَزَوَّجَهَا عُمَرُ وَ ذَكَرَ أَبُو
مُحَمَّدٍ النَّوْبَخْتِيُّ فِي كِتَابِ الْإِمَامَةِ أَنَّ أُمَّ كُلْثُومٍ كَانَتْ صَغِيرَةً وَ مَاتَ عُمَرُ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا
وَ أَنَّهُ خَلَّفَ عَلَى أُمِّ كُلْثُومٍ بَعْدَ عُمَرَ عَوْنَ بْنَ جَعْفَرٍ ثُمَّ مُحَمَّدَ بْنَ جَعْفَرٍ ثُمَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ
جَعْفَرٍ وَ مِنْ خَوْلَةَ بِنْتِ جَعْفَرِ بْنِ قَيْسٍ الْحَنَفِيَّةِ مُحَمَّداً وَ مِنْ أُمِّ الْبَنِينَ ابْنَةِ حِزَامِ بْنِ خَالِدٍ
الْكِلَابِيَّةِ عَبْدُ اللَّهِ وَ جَعْفَرٌ الْأَكْبَرُ وَ الْعَبَّاسُ وَ عُثْمَانُ وَ مِنْ أُمِّ حَبِيبٍ بِنْتِ رَبِيعَةَ التَّغْلَبِيَّةِ
عُمَرُ وَ رُقَيَّةُ تَوْأَمَانِ فِي بَطْنٍ وَ مِنْ أَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَيْسٍ الْخَثْعَمِيَّةِ
بحارالأنوار ج : 42 ص : 92
يج، [الخرائج و الجرائح] الصَّفَّارُ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ جُذْعَانَ بْنِ نَصْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ
مَسْعَدَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَمَّوَيْهِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الرَّبِيبِيِّ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ قَالَ
قِيلَ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ النَّاسَ يَحْتَجُّونَ عَلَيْنَا وَ يَقُولُونَ إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع زَوَّجَ فُلَاناً
ابْنَتَهُ أُمَّ كُلْثُومٍ وَ كَانَ مُتَّكِئاً فَجَلَسَ وَ قَالَ أَ يَقُولُونَ ذَلِكَ إِنَّ قَوْماً يَزْعُمُونَ ذَلِكَ لَا يَهْتَدُونَ
إِلَى سَوَاءِ السَّبِيلِ سُبْحَانَ اللَّهِ مَا كَانَ يَقْدِرُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع أَنْ يَحُولَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهَا فَيُنْقِذَهَا
كَذَبُوا وَ لَمْ يَكُنْ مَا قَالُوا إِنَّ فُلَاناً خَطَبَ إِلَى عَلِيٍّ ع بِنْتَهُ أُمَّ كُلْثُومٍ فَأَبَى عَلِيٌّ ع فَقَالَ لِلْعَبَّاسِ
وَ اللَّهِ لَئِنْ لَمْ تُزَوِّجْنِي لَأَنْتَزِعَنَّ مِنْكَ السِّقَايَةَ وَ زَمْزَمَ فَأَتَى الْعَبَّاسُ عَلِيّاً فَكَلَّمَهُ فَأَبَى عَلَيْهِ
فَأَلَحَّ الْعَبَّاسُ فَلَمَّا رَأَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع مَشَقَّةَ كَلَامِ الرَّجُلِ عَلَى الْعَبَّاسِ وَ أَنَّهُ سَيَفْعَلُ
بِالسِّقَايَةِ مَا قَالَ أَرْسَلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع إِلَى جِنِّيَّةٍ مِنْ أَهْلِ نَجْرَانَ يَهُودِيَّةٍ يُقَالُ لَهَا سَحِيفَةُ
بِنْتُ جُرَيْرِيَةَ فَأَمَرَهَا فَتَمَثَّلَتْ فِي مِثَالِ أُمِّ كُلْثُومٍ وَ حُجِبَتِ الْأَبْصَارُ عَنْ أُمِّ كُلْثُومٍ وَ بَعَثَ بِهَا
إِلَى الرَّجُلِ فَلَمْ تَزَلْ عِنْدَهُ حَتَّى إِنَّهُ اسْتَرَابَ بِهَا يَوْماً فَقَالَ مَا فِي الْأَرْضِ أَهْلُ بَيْتٍ أَسْحَرُ
مِنْ بَنِي هَاشِمٍ ثُمَّ أَرَادَ أَنْ يُظْهِرَ ذَلِكَ لِلنَّاسِ فَقُتِلَ وَ حَوَتِ الْمِيرَاثَ وَ انْصَرَفَتْ إِلَى نَجْرَانَ
وَ أَظْهَرَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع أُمَّ كُلْثُومٍ
بحارالأنوار ج : 42 ص : 89
إنكار المفيد رحمه الله أصل الواقعة إنما هو لبيان أنه لم يثبت ذلك من طرقهم و إلا فبعد
ورود ما مر من الأخبار إنكار ذلك عجيب.
وَ قَدْ رَوَى الْكُلَيْنِيُّ عَنْ حُمَيْدِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ
سِنَانٍ وَ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ عَلِيّاً لَمَّا تُوُفِّيَ عُمَرُ أَتَى أُمَّ كُلْثُومٍ
فَانْطَلَقَ بِهَا إِلَى بَيْتِهِ
وَ رُوِيَ نَحْوُ ذَلِكَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى وَ غَيْرِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ
بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع
بحارالأنوار ج : 42 ص : 110
نقل شده از :شيعه واقعى (http://mohommat.blogfa.ir/) جزاه الله خيراً