PDA

نمايش نسخه نهائي : موضوع حجاب


doctor
Friday 19 July 2002, 01:14PM
متاسفانه حجاب مساله اي است كه خيلي در ايران بي اهميت جلوه ميشود.
معلوم نيست كه مسولان سهل انگاري ميكنند يا مردم؟

ديوونه
Friday 19 July 2002, 02:48PM
سلام دكتر جان...
والله منهم نميدونم...آخه از حجاب دو نوع برداشت ميكنن توي جامعه ما...
يه عده ميگن : حجاب = محدوديت

و يه عده ميگن : حجاب = مصونيت.

كه من با دوميش موافقم. چون به اين عقيده دارم كه اسلام دين كامليه و وقتي حجاب رو به عنوان يك مصونيت مطرح ميكنه ميتونم به اين نتيجه برسم كه حتما توي دين خدا (كه اسلام باشه) حكمتيه...


منتظر شنيدن پاسختون هستم

يا حق.
التماس دعا.

SAFA
Saturday 20 July 2002, 12:05AM
سلام دوستان
فراتر از اعتقاد يا عدم اعتقاد به مساله حجاب نوع برخورد با اين مساله بحث مفصلي ميطلبد . همانطور كه ميدانيد ملت ما در صد ساله اخير با شديدترين افراط و تفريطها در اين زمينه مواجه بوده است .چه روش دوره پهلوي در دين زدايي كه طبيعتا شامل حجاب نيز ميشده است و چه روش هاي تند برخي برداشتها از اسلام در اوائل انقلاب هر دو نمونه اي از اين افراط و تفريطهاست

به هر حال در صورت تمايل دوستان در اين موضوع بيشتر ميتوان تبادل نظر نمود

يا علي

صدرا
Sunday 21 July 2002, 12:01AM
من فکر میکنم بحث دینی مسئله جدا الان اگه بحث بیشتر روی حجاب واجتماع باشه بهتره یعنی یه نگاه جامعه شناسانه تا مذهبی صرف..!
یا حق

doctor
Sunday 21 July 2002, 06:58PM
سلام دوستان

از نظرات شما واقعا متشكرم.



بايد به عرض برسانم كه حجاب نتها يك وسيله اي براي انحراف جوانان است بلكه يك سنبلي از جهان غرب است.
غربي ها با از ميان برداشتن ارزشهاي ديني و جايگزين كردن فرهنگ خود سعي در اشاعه فرهنگ هاي غربي دارند تا شايد از اين طرق بتوانند اختلالي در فرهنگ اسلامي ايجاد كنند.



يا حق

صدرا
Sunday 21 July 2002, 10:32PM
----------------------------
بايد به عرض برسانم كه حجاب نتها يك وسيله اي براي انحراف جوانان است بلكه يك سنبلي از جهان غرب است
---------------------------
؟؟؟

doctor
Sunday 21 July 2002, 10:43PM
بچه ها سلام

بچه ها ببخشيد در مورد اون جواب اشتباه تايپي پيش اومده!

همه ببخشيد !
قصدي نداشتم!

خواستم بگويم مساله بي حجابي گفتم مساله حجاب!

واقعا از اين موضوع متاسف شدم.

يا علي

صدرا
Sunday 21 July 2002, 11:39PM
:)

حسان ـ دانشجو
Monday 22 July 2002, 03:15PM
هو الحق

فكر كنم عنوان كمى پيچيده شد.
اميدوارم بتونم در فرصت ديگرى بيشتر توضيحش بدم، اما بطور خلاصه بگم :
زن بخاطر لطافتهاى خاصى كه بنا بر خلقتش دارد، مورد توجه ديگران (بخصوص جنس مخالف) مى باشد. از طرفى هم بالاخره نمى تواند هميشه در خانه بماند، و بنا به نياز، وظيفه و يا ضرورت در اجتماع (يعنى خواه ناخواه جلوى افراد نامحرم) حضور خواهد يافت.
خوب اگر بنا باشد برهنه و يا نيمه برهنه و يا قسمتى برهنه ظاهر شود، آنچه كه به چشم مى خورد جنسيت زن است و نه چيز ديگرى!!
اما زن هم انسان است و بايد در اجتماع انسانيتش حرف اول را بزند نه جنسيتش.
پس لازمه آن پوشيدن مظاهر زيبايى است تا جنسيتش باعث نشود انسانيتش تخت تأثير قرار بگيرد.

ادامه بحث ... باشد براى بعد
در ضمن دوستان ديگر هم مى تونن تكميلش كنن

حق ياورتان

حسان

صدرا
Monday 22 July 2002, 09:50PM
.




اي بابا راهنما نزده كشيدي تو خاكي...؟

SAFA
Tuesday 23 July 2002, 12:21AM
تمام اين حرفا درست ...
اما آيا ميشود توقع داشت كه جامعه اي نا آگاه از اين اصول و بي اطلاع از فلسفه و حكمت حجاب به اجبار متلبس به اين لباس حيا و عفت گردد ؟


يا علي

doctor
Tuesday 23 July 2002, 12:00PM
همه اين حرفها درست ولي بايد بدانيم كه چه كسي مقصر است.

صدرا
Tuesday 23 July 2002, 04:02PM
سلام


خب مثه اينكه تازه وارد بحث اصلي شديم: حجاب واجتماع
وتا اينجا
من چندتا نتيجه گرفتم
نتيجه گيري اخلاقي:همه حرفها درسته وحجاب هم خوبه
نتيجه گيري اجتماعي:حجاب در جامعه ديگر ارزش نيست...!
نتيجه گيري سياسي:باعث وباني اين وضعيت اسفناك كيست...؟
نتيجه اخر :اين مردم خيلي بدن چون ما هرچي ميگيم اين خوبه اونها نمي خوان..وميمونه پيدا كردن پرتقال فروش...!



تا بعد

doctor
Tuesday 23 July 2002, 06:38PM
اما چاره چيست صدرا جان؟

صدرا
Tuesday 23 July 2002, 07:53PM
چاره؟
از من چاره ميخواي؟
هنوز علت رو نشناختي....! تو بيست سال فقط حرف زده شده هرجاهم كار گير كرده سريع برخرد با معلول برخورد قهري و....وگاهي اينقدر باز كردن كه....!!
اين كاره يه برنامه ويه چاره نيست....!!!
بگرديم ببينيم چه ميشه..


يا زهرا

sareban
Monday 29 July 2002, 06:59PM
فلسفه حجاب در قران
قران كريم وقتي در باره حجاب سخن مي كويد مي فرمايد
حجاب عبارت است از احترام كذاردن و حرمت قائل
شدن براي زنكه نا محرمان او را از جانب حيواني ننكرد
لذا نظر كردن به زنان غير مسلمان وزناني كه
اكر نهي شوند قبول نمي كنند كه حجاب خود را رعايت كنند
اشالي ندارد.
قران كريم فلسفه و ضرورت حجاب را اينكونه بيان ميكند كه
(ذلك ادني ان يعرفن فلا يؤذين)
يعني براي اينكه مورد اذيت واقع نشوند
شما تصور كنيد كه از فردا قرار باشد همه زنهاي ما
بي حجاب در جتاع حاضر شوند نتيجه جيست؟
تصورمي كنيد امار تجاوز جه مقدار خواهد شد؟
تصور مي كنيد جه مقدار از جوانهاي
ما به بزه كاري كشيده خواهند شد؟
به همين خاطر است كهدر روايات دارييم
كه عظمت زن در اي است كه (ان لا يرين الرجال ولا يراهن الرجال)
يعني نه مردان نا محرم را ببينند و نه مردان نامحرم انها را ببينند
و در اخر اين سؤال را از شما دارم
كه ايا انجه اكنون در غرب مي بينيم
كه حتي خود غربيها ناتوان از مداواي ان شده اند
نسخه اي قابل قبول براي ملت مسلمان و اشنا با مباني عفت و حجب وحياي
ماست؟

doctor
Tuesday 30 July 2002, 09:01AM
با توجه به اينكه همه ما مي دانيم كه مساله حجاب چقدر در قرآن مورد توجه قرار گرفته است پس چرا در اين كشور اسلامي اينقدر بي اهميت جلوه مي شود!!!!!!!!!!!!



متشكرم

porfosor
Tuesday 30 July 2002, 10:07PM
نمي توان انتظار داشتكه راههايي كه اسلام مي بسندد
يك شبه مورد اجرا واقع شود
بلكه ابتدا جهان بيني درست و واقع بينانه اي
نسبت به زندكي انساني داشته باشيم
درست است كه لا اكراه في الدين مربوط به اصل
بذيرش دين است نه بعد از بذيرش
ولي اكر كسي اكراه وخشونت را در اين زمينه ودر اين برهه
از زمان بيشنهد كند به اين دلايل نمي توان بذيرفت
1-معرفي اسلام به نام دين خشونت اكر جه خشونت در بعضي جاها
منطق ردرستي است ومنطق عقلا واسلام هم بوده
ولي در جايي است كهراه ديكري در كا ر نباشد
اكر جه من به شخصه اعتقاد دارم از اين نوع حرفها نبايد ترسي
به دل راه داد وبيشبرد اهداف خود را منوط به عدم حرف زدن مردم
وجهان به اصطلاح مدرن امروز دانست
2-نوعي لج بازي كه در جهان امروز بديد امده به اين علت
كه به انها تلقين شده كه دنيا دنياي مدرن است وديكر دنياي زور به
بايان رسيده ومنطق زور منطق عقب مانده هاست
به همين خاطر كار فرهنكي بهترين كار است

doctor
Wednesday 31 July 2002, 12:35PM
آقا جون بي پرده بگم :
ما زندگي مي كنيم كه چي بشه ؟ كه فقط مهندس و دكتر بشيم يا ماهي ده مليون گيرومون بياد؟ آخرش كه چي بشه؟؟؟

نتيجه :زندگي بر پايه دين است.من نمي گم دين بدون عقل اما به دين بايد درصدي بيشتري اختصاص داده شود!!!!!!!!!

doctor
Wednesday 31 July 2002, 12:39PM
شوخي كردم!!!

siavash_ad
Monday 14 October 2002, 11:34AM
با سلام
خوب و یا بد بودن حجاب رو باید به خود فرد واگذار کرد همانند بقیه کشورهای اسلامی جهان که خانم ها در مورد حجاب آزادی عمل دارند. تمام این کشورهای عربی همین رویه را پیشه کرده اند و در واقع به قدرت تصمیم گیری یک انسان احترام گذاشته اند. دینشان هم محفوظ مانده. در واقع آنها این حق را به خانم ها داده اند که با توجه به قدرت عقلی و اعتقادی خود حجاب را از روی علاقه و خواسته خود برگزینند و نه به زور اسلحه. در جهان هم فکر نمیکنم به جز ایران و افغانستان تحت طالبان در هیچ کشور دیگری حجاب برای تمامی خانم ها اعم از مسلمان و غیرمسلمان اجباری باشد و اگر حفظ دین به حجاب است پس یعنی ما تنها کشور اسلامی دنیا هستیم و بقیه کشورهای مسلمانان دنیا کافر و ضد دین هستند!؟

دارا
Monday 14 October 2002, 01:15PM
حجاب داريم تا حجاب ...

هر سياهي هم كه پارسي كولا نيست :D

يه نوع حجاب داريم كه كل حجابشو جمع كني ... وزن كني 10 گرم هم نميشه ...

يه نوع حجاب داريم كه خيلي ميشه ... اگه وزنش كني !!!

بين اين دو نوع هم انواع و اشكال مختلف داره .


اما جدا از مساله اجباري بودن يا نبودن حجاب از نظر قانون ، خود حجاب چيز خوبيه :) ... سلامت و safety :) (همون مصونيت) به بار مياره . ميشه به ديد " لجـــــــــــبازي " بهش نگاه نكرد و جور ديگه نگاه كرد . متاسفانه اين اجباري بودن حجاب دردي شده ... كه اگر اجباري نبود شايد درصد بسيار ناچيزي ميخواستن در رويه پوششون تغيير بدن . نمي دونم چرا به اجباري بودنش نگاه مي كنيم ... و به خوب بودنش نگاه نمي كنيم .


اگه بيايم بجاي حجاب يه قانون بذاريم و بگيم يك زن حق عرضه خودش رو به صدتا مرد نداره تو خيابون چطوره ؟ يعني همچين يه راهي براي رفع فساد .
من تائيدش نمي كنم ها ولي چطوره ؟

تو كشورهاي اسلامي مثل مالزي هم زنهاي مسلمون حجاب دارن ... با جون و دل ...چه حجابي ;)

ولي همين الآنش هم تو خيابونهاي تهران خيليها حجاب كه ندارن هيچ !!!! كارخونه عرضه محصول هم راه انداختن .

من فكر مي كنم همينطوري خوبه ... بيشتر از اين نه !!!!

چون بالاخره ما هم جوونيم ديگه !!!! يهوئي ديدي خطرناك ظاهر شديم :)

:p :smile05: :smile32: :smile33: :smile37:

mohammad_mt
Saturday 19 October 2002, 03:36PM
سلام
در مورد مسئله بي حجابي مقصر خود فرد مي باشد.
نمي شود فردي بگويد مسلمان و شيعه هستم،نماز هم ميخوانم ولي
حجاب را قبول ندارم زيرا مسئله حجاب به روشني در سوره مباركه "نور"
از طرف باري تعالي بيان شده و هر نوع تفسيري در باره آن بي مورد است.

siavash_ad
Saturday 19 October 2002, 11:13PM
با سلام خدمت اساتید و علما
لطفا این مورد را برای بنده حل و فصل و تفسیر بفرمایید که با توجه به اینکه تمام ادیان الهی سیر واحدی را طی میکنند و همگی از طرف خداوند متعال برای انسان فرستاده شده اند بحث حجاب تنها در دین اسلام مطرح است؟؟

شاهين
Sunday 20 October 2002, 01:11AM
عزيز من حجاب يعني پاك كردن صورت مسئله !!
به دخترها چه كه شما هيزين يايد تو سرما و گرما چادر چاقچول سرشون كنن!!
شما بايد برين خودتون درست كنين!! اينقد خود خواه نباشين چرا چون شماها هيزين دخترها بايد توي گرما تابستون زير مانتو و روسري زجر بكشن در حالي كه شما دارين با استين كوتاه تو خيابون راه ميرين!!!
برين خودتون رو درست كنيد اقا!!بريد!!!خجالت بكشيد.......:smile27: :smile27: :smile27:

doctor
Monday 28 October 2002, 07:30PM
نوشته شده بوسيله شاهين
عزيز من حجاب يعني پاك كردن صورت مسئله !!
به دخترها چه كه شما هيزين يايد تو سرما و گرما چادر چاقچول سرشون كنن!!
شما بايد برين خودتون درست كنين!! اينقد خود خواه نباشين چرا چون شماها هيزين دخترها بايد توي گرما تابستون زير مانتو و روسري زجر بكشن در حالي كه شما دارين با استين كوتاه تو خيابون راه ميرين!!!
برين خودتون رو درست كنيد اقا!!بريد!!!خجالت بكشيد.......:smile27: :smile27: :smile27:


آقا شاهين اون چيزي كه شما ميگيد يه مسئله ديگه ايه و حرفاي شما تنها يك بهانه براي به فساد كشيدن تنها كشور شيعه در جهانه...

من حالا قصد شمارو از اين حرفا نميدونم ولي بايد به عرض شما برسونم كه اگه اين كشور از دست بره به اسلام و بخصوص تشيع ضربه سنگيني وارد ميشه و همين كاراهاس كه اين كشورو داره از بين مي بره. متاسفانه...!

اينم بگم كه اگه كشور خراب بشه اولين ضربه تنها به خود ما وارد ميشه . صد در صد.

اميدوارم نظرت عوض بشه.

siavash_ad
Tuesday 29 October 2002, 11:25PM
جناب دکتر
شما نگران از بین رفتن شیعه نباشید، چون آقایان چنان آسیبی به شیعه زدند که ترمیم آن قرنها طول خواهد کشید آنهم در صورتی که از همین امروز شروع کنیم. نام شیعه عجین شده است با دزدی و فساد. هر چی شیعه است زیر پای رفیقشو خالی میکنه. همین ایرانیها نمونه بارز همه جور کثافتکاری هستند. البته شاید خیلی ربطی هم به شیعه نداشته باشه ولی چون تنها کشور شیعه جهان ایران است خود به خود اعمال ایرانیها با شیعه یکی در نظر گرفته می شود. شیعه تا موقعی که حکومتی نشده بود (منظور انقلاب 57) خیلی بیشتر ارج و قرب داشت.

doctor
Thursday 31 October 2002, 11:37PM
آقاي سياوش عزيز

آيا شما براي اين حرفهايي كه گفتيديد مدرك و دلبل هم داريد؟؟؟

درسته من هم بعضي از حرفهاي شما رو قبول دارم ولي نه به اون حدي كه شما ميگيد...

به حر حال هر چي باشه كشورمونه و هر چي باشه به اسم جمهوري اسلامي ايران معروفه و از اون مهمتر شيعه...

موفق باشيد.

حبيب
Sunday 3 November 2002, 02:54PM
آقاجون باعث و باني وضع امروز خودمونيم ،چرا مي خواهيم دنبال مقصر بگرديم؟!
اگه من و شماي نوعي از همين الان به وظيفه مون عمل كنيم مطمئن باشيد كه آينده خيلي روشنه!
فقط كافيه كه ما بخواهيم همين.
صفاي وجود تك تك شما

doctor
Thursday 7 November 2002, 11:33PM
اقا حبيب شما درست ميفرماييد .
ولي بياييد بحث كنيم كه وظيفه ما در قبال اين موضوع چيه؟
چاره چيه؟


التماس دعا

نيلوفر
Sunday 16 February 2003, 10:31AM
من هم با حجاب موافقم، ولي با اين بگير و ببندها نه.
آدم خودش بايد به اين نتيجه برسه كه حجاب براش خوبه و نوعي سپر در مقابل نگاههاي بيمار محسوب ميشه.
با زور كه نميشه كسي رو مجبور كرد كه اين حرف رو قبول كنه.
تازه، خيلي ها هم هستند كه اصلا محتاج اين هستند كه ديگران تن و بدنشون رو ببينن.

سینا 555
Sunday 16 February 2003, 02:03PM
با سلام

بينيد دوستان يك كمي منطقي فكر كنيد,مساله حجاب اونقدرهم گنده نيست كه بعضيها ميخوان القا كنند,چون پوشش از لحاظ قانون ما اجباريه اين شده يك حربه تبليغاتي عليه جمهوري اسلامي ايران و تااونجايي كه من ميدونم بزرگترين حربه ضد كشور ما هم همين بوده اين بيست چند سال اخير ,اين تبليغات بعضا تاثيرشو روهمه ما گذاشته و اكثرا با اون از موضع انفعال برخورد ميكنيم.

ولي حقيقت ماجرا اينست كه اكثريت مردان و زنان ايراني حجاب را قلبا رعايت ميكنند و اكثريت ازبي حجابي و بد حجابي گريزانند,واين اكثريت بر طبق قوانين اسلامي و مملكتي بي حجابي را برنمي تابند هرچند تعدادي از خانومها و اقايان
مخالف اين باشند.اينجا گاهي طوري صحبت ميشود مثل اينكه اكثريت ميخواهند بي حجاب باشند واين ازادي از انهاسلب شده.ما اگر سرمان را از تهران و چند شهر بزرگ بيرون ببريم خواهيم ديد مشكل بدحجابي بيشتردر تهران خودنمايي ميكند. مردم ما مسلمان بوده و هستند و بالطبع حجاب را در جامعه به عنوان يك ارزش طلقي ميكنند و نه يك اجبار.دراسلام همانطور كه حجاب و پاكدامني براي بانوان توصيه شده براي مردان نيز پاكدامني و پوشش مناسب توصيه شده است.

بياييد وقتي راجع به حجاب بحث ميكنيم بدانيم تعداد كساني كه حجاب را نمي پسندند اندك است و بد حجابي راهم انقدر بزرگ نكنيم كه از حدو اندازه ي خودش خارج بشود.به عبارتي ساده تر در برخورد با مسئله بد حجابي نه رگهاي گردنمان متورم شود و نه به مسايل دينمان بي تفاوت باشيم.

asheghe iran_p
Tuesday 18 February 2003, 12:54AM
نوشته شده بوسيله نيلوفر
من هم با حجاب موافقم، ولي با اين بگير و ببندها نه.
آدم خودش بايد به اين نتيجه برسه كه حجاب براش خوبه و نوعي سپر در مقابل نگاههاي بيمار محسوب ميشه.
با زور كه نميشه كسي رو مجبور كرد كه اين حرف رو قبول كنه.
تازه، خيلي ها هم هستند كه اصلا محتاج اين هستند كه ديگران تن و بدنشون رو ببينن.


با حرفات موافقم كاملا درست

asheghe iran_p
Tuesday 18 February 2003, 01:04AM
نوشته شده بوسيله سينا 555
با سلام

بينيد دوستان يك كمي منطقي فكر كنيد,مساله حجاب اونقدرهم گنده نيست كه بعضيها ميخوان القا كنند,چون پوشش از لحاظ قانون ما اجباريه اين شده يك حربه تبليغاتي عليه جمهوري اسلامي ايران و تااونجايي كه من ميدونم بزرگترين حربه ضد كشور ما هم همين بوده اين بيست چند سال اخير ,اين تبليغات بعضا تاثيرشو روهمه ما گذاشته و اكثرا با اون از موضع انفعال برخورد ميكنيم.

ولي حقيقت ماجرا اينست كه اكثريت مردان و زنان ايراني حجاب را قلبا رعايت ميكنند و اكثريت ازبي حجابي و بد حجابي گريزانند,واين اكثريت بر طبق قوانين اسلامي و مملكتي بي حجابي را برنمي تابند هرچند تعدادي از خانومها و اقايان
مخالف اين باشند.اينجا گاهي طوري صحبت ميشود مثل اينكه اكثريت ميخواهند بي حجاب باشند واين ازادي از انهاسلب شده.ما اگر سرمان را از تهران و چند شهر بزرگ بيرون ببريم خواهيم ديد مشكل بدحجابي بيشتردر تهران خودنمايي ميكند. مردم ما مسلمان بوده و هستند و بالطبع حجاب را در جامعه به عنوان يك ارزش طلقي ميكنند و نه يك اجبار.دراسلام همانطور كه حجاب و پاكدامني براي بانوان توصيه شده براي مردان نيز پاكدامني و پوشش مناسب توصيه شده است.

بياييد وقتي راجع به حجاب بحث ميكنيم بدانيم تعداد كساني كه حجاب را نمي پسندند اندك است و بد حجابي راهم انقدر بزرگ نكنيم كه از حدو اندازه ي خودش خارج بشود.به عبارتي ساده تر در برخورد با مسئله بد حجابي نه رگهاي گردنمان متورم شود و نه به مسايل دينمان بي تفاوت باشيم.


حرفات خيلي واضح و درست ميدوني سينا جان خودتون كه خارج از كشور هستي بيشتر از اونهايي كه داخل ايران هستند ميدوني كه اكثريت مردم از حجاب فرار ميكنند چرا؟
از حجاب فرار ميكنند و اكثريت مردم از ايران خارج ميشند فقط براي اينكه با مساله حجاب در ايران مشكل داشتند:confused:
همونطور كه نيلوفر عزيز اشاره كرد حجاب و نميشه كسي رو مجبور كرد كه اين حرف و قبول كنه و حتمآ حجاب داشته باشه
آدم خودش بايد به اين نتيجه برسه

Sepehre Azadi
Tuesday 18 February 2003, 05:45AM
ببينيد موضوع تاپيك به نظر من يه خورده پيچيده مياد .
1 حجاب در ايران خوب رعايت نمي شه ؟
2 يا اينكه مسئولان بايد مواظب باشند؟

من اينطوري دوتا سئوال براي خودم مطرح كردم تا بهتر موضوع برام قابل درك باشه . راستش موضوع ايران و ارتباط اون با اسلام و احكام مثل درخت و ريشه است يعني از ساليان گذشته كه اسلام طلوع كرد ايران هم خودش رو با اسلام عجين شده ديد و مردم بسياري دين اسلام رو قبول كردند و الان اين دين نسل اندر نسل در ميان مردم جريان داره و اكثريت مردم رو مسلمانها تشكيل ميدن .خب طبيعي ست كه بعد از ساليان متمادي ودر اثر پيدايش دلگرمي ها و عشق ومحبت بين مسلمانها و دين اسلام مردم سعي ميكنن تا احكام و دستورات رو به نحو احسن به انجام برسونن .
در ايران هم به نظر من اكثريت مردم مشكلي از اين جهت ندارن و خودشون صلاح كار خودشون رو ميدونن و به قول دوستمون اينطوري نيست كه كسي چوب حراج به زندگي اش بزنه و بره خارج فقط براي حجاب مگه مسئلهء سربريدن مطرحه ؟ مردم كار و زندگي عادي خودشون رو دارن دقيق كه نگاه كنيم مردم همه به فكر زندگي هستن و وظايف ديني خودشون رو هم انجام ميدن و اون حسابش باخداست. و تعدادي از مردم كه ممكنه مسلمان هم نباشن حجابي در حد خودشون رو حفظ ميكنن تا به جامعه خللي وارد نشه چرا كه همونطور كه ميدونيم بيشتر مردم مسلمون هستن و خب بقيه هم با جامعه حادي ندارن.

اما سئوال دوم رو فكر ميكنم ناگفته پيداست كه اصلا هيچ مسئولي
نمي تونه بياد و فلسفه احكام رو مو به مو براي تك تك افراد بگه حال اگر كشور قانوني مثل كشورهاي عربي ديگه داشت ميشد بگيم مسلمونها ميتونن حجاب داشته باشن و غير مسلمونها نه . اما الان وضعيت فرق داره . يا اينكه بگيم مثل دوران رضا شاه همه چيز تمام و كشف حجاب انجام خواهد شد .

mosaferiranii
Sunday 23 February 2003, 09:46AM
با سلام به دوستان
حجاب مختص زنان نيست و مراد حجاب دل است كه انسان انسان باشد و قكرهاي نامعقول نكند و آدم باشد و پسنديده زندگي كند.به فرمايش مولاي متقيان كه در پاسخ به يكي از منكران قيامت فرمود ما از انجام اعمال نيك ضرر نحواهيم كرد اگر قيامتي باشد كه از خطر جسته ايم و اگر نباشد باز نيكوكار بوده ايم.حجاب به اين شكل (چادر سياه) در هيچ كجاي اسلام نبوده و در اسلام تنها پوشش مطرح است و ميتواند اين پوشش رنگي هم باشد مثل همه كشورهاي اسلامي .اين حقير حداقل با مشاهده 30 كشور اين مطلب را عرض ميكنم.در هر صورت شخصا با حجاب به رنگ مشكي كه باعث خستگي روحي و كسالت ميشود محالفم و در اسلام رنگ سياه جايگاهي ندارد.و اگر بحث حجاب باشد مردها در جامعه ما بيشتر نيازمند حجاب هستند تا خانمها.چرا كه خانمها بر اساس غريزي رفتار مي كنند و دلهاي آقايان مشكل پيدا كرده است كه آنهم بخاطر اعمال محدوديتهاي اخمقانه و غير ِشرعي موجود ميباشد.

sheyda
Wednesday 26 February 2003, 02:17PM
تبريك مي گم تاپيك خيلي خوبي هست :D
خيلي خوشحالم از اينكه با آدمهاي روشنفكري مثل شما آشنا شدم :D
فكر نمي كردم همچين آدمايي پيدا بشند

eesa
Thursday 27 February 2003, 04:25PM
نوشته شده بوسيله doctor
متاسفانه حجاب مساله اي است كه خيلي در ايران بي اهميت جلوه ميشود.
معلوم نيست كه مسولان سهل انگاري ميكنند يا مردم؟

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

گرفتن آزادي شده سهل انگاري ؟

eesa
Thursday 27 February 2003, 04:28PM
نوشته شده بوسيله mosaferiranii
با سلام به دوستان
حجاب مختص زنان نيست و مراد حجاب دل است كه انسان انسان باشد و قكرهاي نامعقول نكند و آدم باشد و پسنديده زندگي كند.به فرمايش مولاي متقيان كه در پاسخ به يكي از منكران قيامت فرمود ما از انجام اعمال نيك ضرر نحواهيم كرد اگر قيامتي باشد كه از خطر جسته ايم و اگر نباشد باز نيكوكار بوده ايم.حجاب به اين شكل (چادر سياه) در هيچ كجاي اسلام نبوده و در اسلام تنها پوشش مطرح است و ميتواند اين پوشش رنگي هم باشد مثل همه كشورهاي اسلامي .اين حقير حداقل با مشاهده 30 كشور اين مطلب را عرض ميكنم.در هر صورت شخصا با حجاب به رنگ مشكي كه باعث خستگي روحي و كسالت ميشود محالفم و در اسلام رنگ سياه جايگاهي ندارد.و اگر بحث حجاب باشد مردها در جامعه ما بيشتر نيازمند حجاب هستند تا خانمها.چرا كه خانمها بر اساس غريزي رفتار مي كنند و دلهاي آقايان مشكل پيدا كرده است كه آنهم بخاطر اعمال محدوديتهاي اخمقانه و غير ِشرعي موجود ميباشد.

بنام خدايم
توصيف خوبي بود ..
در مسيحيت اين مطلب خيلي تاكييد شده كه بايد چشم و زبان و فكر انسان خدا گونه باشه ... نه ظاهر انسان ...
در همين كوبت يا امارات به وضوح اين مسئله رعايت ميشه و حتي اسلام هم مثلا به خطر نيفتاده كه هيچ خيلي بهتر هم به اون عمل ميشه ...

صبح
Tuesday 29 April 2003, 10:04PM
نوشته شده بوسيله eesa


بنام خدايم
توصيف خوبي بود ..
در مسيحيت اين مطلب خيلي تاكييد شده كه بايد چشم و زبان و فكر انسان خدا گونه باشه ... نه ظاهر انسان ...
در همين كوبت يا امارات به وضوح اين مسئله رعايت ميشه و حتي اسلام هم مثلا به خطر نيفتاده كه هيچ خيلي بهتر هم به اون عمل ميشه ...

:p آره مخصوصا اونجائي اين مطلب رعايت ميشه كه هر دو دقيقه يك تجاوز به عنف جنسي انجام ميشه :smile40:

ايالات متحده آمريكا رو منظورمه :)

صبح
Tuesday 29 April 2003, 10:13PM
نوشته شده بوسيله eesa


!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

گرفتن آزادي شده سهل انگاري ؟

با اين كلمه " آزادي " چه جنايتها كه نكرده اند صهيونيستها ! :)

كجاست آزادي عزيز بابا ؟ :) ... هيچوقت و در هيچ زماني از تاريخ تمدن ، انسان مثل 50 سال گذشته (لخت) و ولنگار نبوده است . در تاريخ قبل از اسلام در ايران حجاب مرسوم بوده است و اسلام هم در راستاي همان عقلانيت بشري كه قبل از آن نيز وجود داشت ، دستور حجاب داده .

تعجبي نيست كه زندگي حيواني كه دستهاي قدرت طلب براي تخدير مردم مي خواهند اينگونه اوضاع اجتماعي غرب را در هم بريزد و روزانه مشكلات اجتماعي آنها فراوان تر شود .

دوستان در خصوص حجاب توضيحات كافي و قانع كننده اي داده اند ... ديگر چيزي نمي نويسم :)

min
Thursday 8 May 2003, 12:24AM
كدام آدم عاقلي در گرانبهاي خود را در معرض دستبرد و چشم چراني ديگران قرار مي دهد .
مرداني كه زنان خود را دري گرانبها بدانند يقينا اجازه نمي دهند آنها مانند عروسك در معرض ديد و دستبرد ديگران قرار گيرند و زني كه جواهر و زيبايي دروني داشته باشد خود را براي فروش عرضه نمي كند .

tafsir
Sunday 1 June 2003, 04:16AM
به نام خدا
گر چه موضوع تقريبا تمام شده است ولي اگر كسي متمايل به ادامه باشد، سخناني را بيان مي كنم.

الان سوال دو چيز است:
1. آيا از نظر اسلام حجاب واجب است، و آيا حكم اسلام درست است؟
2. آيا در يك جامعه ي اسلامي بايد حجاب را واجب كرد؟ يعني آيا موضوعي فردي است، يا اجتماعي؟

در مورد اولي كه دوستان توضيح دادند. پس حرف هاي شاهين و siavash_ad و eesa كنار گذاشته مي شوند. ما برايمان نظر اسلام مهم است نه نظر شما ها. مي دانيم كه اسلام دين حق است(اگر كسي مي گويد نيست، در موضوعي جدا مطرح كند) و مي دانيم كه اسلام به حجاب دستور داده، و مي دانيم كه چيز خوبي است.

حال در مورد سوال دوم بايد بحث شود، كه فكر مي كنم اختلاف بر سر اين مورد است. آيا حجاب يك موضوع فردي است(مثل نماز كه كسي را به آن اجبار نمي كنند) و يا مساله اي اجتماعي(مثل دزدي، كه مقابلش مي ايستند)؟
اصولا چرا بعضي احكام و واجبات را حكومت بايد اجبار كند و در مقابل عدم اجراي آن شخص را تنبيه كند، و بعضي احكام را به شخص واگذارد؟
من فكر مي كنم اسلام موافق اين است كه همه در همه كارشان آزاد باشند، مگر اين كه كارشان به ديگران ضربه اي وارد كند (و گاهي اگر به خودشان ضربه اي وارد كند). يعني آزادي افراد محترم است، تا وقتي كه آزادي ديگران را سلب نكنند (و گاهي، تا وقتي كه به خودشان ضرر جدي نزنند). مثلا چون دزدي، به ديگران ضربه مي رساند، جرم است، ولي چون نماز نخواندن به كسي ضربه اي نمي زند، جرمي قانوني نيست(آقا من يه بار شنيدم كه بعضي وقت ها قاضي ها وقتي نمي توانند جرم كسي را ثابت كنند، اما مي دونن كه اونا مجرمن، ازشون مي پرسن "نماز مي خوني؟". اون هم مي گه "نه". اون وقت براش چند ماه زندان مي برند. آيا اين بر اساس اسلامه؟ چون فكر كنم شنيدم كه اين رو را قاضي ها رو از اين كار منع كرده اند)
به نظر من چون اگر خانم ها حجاب را رعايت نكنند، به جامعه آسيب مي رسد و فضاي جامعه نابسامان مي شود و در آن فساد و فحشا بالا مي مي رود، و مردان به جاي كار كردن به ... و زنان به جاي انجام وظايف به خودآرايي و عرضه ي خود مي پردازند، و تجاوز ها افزايش مي يابد، و هزار درد و زهرمار ديگه، به نظر من بايد از لحاظ اجتماعي و حكومتي هم كنترل شود. حال ممكنه اين يه كسايي رو هم ناراحت كنه و يه موارد منفي اي هم داشته باشه، كه اين معمولي ه. خوب خيلي ها به خاطر بسياري عدل علي(ع) با او مخالف بودن و علي هم دافعه داشت، ولي اين مانع از اجراي حق نمي شود.
دوستان نظر خود را بفرمايند، فقط هر كس نظر مي دهد، به اين توجه كنه كه ما در اين Topic، درست بودن اسلام رو پذيرفته ايم.

فاطمه
Sunday 1 June 2003, 01:57PM
باسلام به همه دوستان

واقعا تشكر ميكنم از عزيزاني كه در اين مورد مباحثي خوبي ارائه مي كنند جداي از افرادي كه اين فرمايش دستور الهي رو با نگاه كودكانه تفسير مي كنند.
يه پيشنهاد داشتم براي دوستان وآن اينكه بجاي بحث در مورد حجاب مرز مابين حجاب وبي حجابي وبد حجابي بحث شود مسئله شفافتر ميشود منتظر نظرات عزيزان هستم

tafsir
Monday 2 June 2003, 10:14AM
به نام خدا
پس الان 2 بحث وجود داره:
1. حد حجاب در اسلام چقدره؟ يعني چقدرش واجبه؟
2. آيا بايد آن را به اجبار در جامعه جاري كرد؟

من در مورد حد حجاب اظهارنظري فعلا نمي كنم. فقط يه چيز ديگه در مورد حجاب در جامعه بگم:

ببينيد، فکر می کنم هیچ کدومتون نگید که "هیچ" حدی برای حجاب در جامعه نباید اجباری باشه. یعنی هیچ کس نمی گه که ما در حکومت اسلامی، اگر یه مرد یا زن، لخت مادرزاد بیان بیرون، هیش کی جلوشونو نگیره.
خوب پس باید یه حدی باشه.
فکر کنید بگن حجاب اختیاری، اون وقت کسایی ممکنه غیر از موهاشون،(معذرت می خوام) پستوناشونو هم بذارن بیرون. اگر بگی اونم اشکال ندراره، یکی ممکنه با کرست و مایو بیاد بیرون. اگر بگین تا این حد بذاریم مردم آزاد باشن، اگر کسی لخت اومد بیرون چی کارش کنیم؟
من فکر می کنم حالا که می خوایم حد بذاریم، چرا حدمون همون حد اسلام نباشه؟ یعنی بیشتر از اسلام هر چی رو بیشتر بیرون بذاریم حرامه. حالا چرا ما یه مقدار از این حراما رو اجازه بدیم و یه مقدارشو ندیم؟
نمی تونستم منظورمو برسونم؟

محمدسام
Tuesday 3 June 2003, 05:46AM
سلام همگي خسته نباشيد من فهرست وار ابتدا عرض ميكنم شايد سخت بهم ربط پيدا كند اما در ادامه بحثها بهتر مي توانيم ربط بديم
بنده نه تنها با اسلام مخالف نيستم بلكه از كساني كه خيلي هم ادا دارند بيشر به خدا
پيغمبر اسلام اعتقاد دارم وعاشقش هستم اين را اول عرض كردم كه برداشت بد نشود
اولا ما در اسلام از نظر قانون واحكام مشكلي نداريم كه حالا ماكه در حد واندازه
آن نيستيم نظر بدهيم مشكل ما در چگونكي تفسير احكام است كه هركسي به نوعي
به آن مي پردازد اسلام در همه موارد فقط يك حكم دارد وآن هم قطعا بنفع بشر جامعه
وحكومت الهي است چرا افرادي از اين احكام فرار ميكنند ومخلف آن هستنند
بر مي گردد به نحوه تفسير وبرخورد مجريان با آن كه در هرزمان ومكان به نوعي
بر خورد مي كنند تنها مشكل جامعه ما حجاب نيست بلكه بدتر ازآن اعتياد ودزدي است
مثال در احكام اسلامي آمده است كه دست دزد بايد قطع شود ماهم اجرا مي كنيم واز
مچ يا هرنقطه ديگر قطع مي كنيم چرا ما نمي آيم فكر كنيم وبه نوعي ديگر دست دزد را قطع كنيم مثلا كاري كنيم كه دزد اصلا دزدي نكند نه اينكه اول وادار كنيم دزدي كند بعد
هم دستش را قطع كنيم در اعتراض هم ميگويم حكم اسلام را جاري كرديم و شما مخالف اسلام وقرانيد ودر مود اوهم حكم اعدام بدهيم.
ببينيد برادران وخواهران ما بايد با اين گونه مسايل اولا كار فرهنگي بكنيم دوما:
واسلام را همانگونه كه هست به مردم بشناسانيم نه گونهاي كه ما ومنفع ما مي خواهد ما در كشور كار نداريم وبه دزدها مي گويم دزد نكن به كارگر با افتخارو منت
ماهي هشتاد هزار تومان حقوق تعين مي كنيم ومي گويم در كارت صادق باش ورشوه نگير حرام است ما انگيزه را براي همه بدحجاب دزد معتاد و.... بوجود مي آوريم
و مي گوئيم نكنيد و همهرا مجري اجراي قانون مي كنيم و هرجومرج در كشور بوجود مي آوريم و هركدام به نفع بود اسم آن را مي گذاري مردم حزب الله وخودجوش
اگر بنفع نبود ارازل واوباش آيا با اين بي قا نوني مي توتن قانون را اجرا كرد
البته بايد ببخشيد من صحبتم طولاني شد وخارج از بحث اما همه مطالب به هم ربط دارد با تشكر از تحملتان با اميد روزي كه اسلام واقعي دراين كشور پياده شود تاما هم
درزير سايه اسلام وامام زمان با آسايش زندگي كنيم انشالله

فاطمه
Saturday 7 June 2003, 06:33AM
ستر ناموس نبوت چون حجاب زينب است

محتجب لفظ حجاب در احتجاب زينب است

دختر قرآن ناطق خواهر ناموس دين

كي دهد معجر زسر قرآن كتاب زينب است

هر كجا تدريس قران ميشود در مكتبي

اولين باني بدين مكتب جناب زينب است
اميدوارم در كشور علوي زنان ما زيني با شند.

صبح
Wednesday 25 June 2003, 03:40PM
الله اكبر
http://www.baztab.com/showpic.asp?ID=8378
دولت فرانسه، آزادي حجاب را در اين كشور ممنوع مي‌كند. به گزارش «القدس العربي»، «ژان پير رافاين»، نخست‌وزير فرانسه روز گذشته تأكيد كرد، اگر قانون ممنوعيت حجاب هرچه سريع‌تر از سوي پارلمان تصويب نشود، حجاب، مدارس و ادارات اين كشور را فرا خواهد گرفت.



نخست‌وزير فرانسه گفت: سياست فرانسه، سياست سكولار ـ جمهوري است و با آزاد گذاشتن قانون حجاب، بيشتر شهروندان به اين سياست احترام نمي‌گذارند.



رافاين كه در نشست گروه‌هاي ماسوني فرانسه سخن مي‌گفت تأكيد كرد،‌ موج حجاب در مدارس و ادارات اين كشور، در طول يك دهه گذشته به شدت افزايش يافته است.



نمايندگان محافظه‌كار پارلمان فرانسه هم، به دنبال صدور قانوني براي ممنوعيت حجاب هستند اما بقيه نمايندگان از احزاب مختلف، از اين امر در هراسند كه با ممنوعيت حجاب، مردم نيز پوشيدن لباس سنتي يهودي يا علامت صليب ـ كه دختران جوان مسيحي به گردن آويزان مي‌كنند ـ را ممنوع كنند.



گفتني است، روزنامه‌هاي فرانسه به تازگي در گزارش‌هايي از افزايش حجاب در مدارس، دانشگاه، ادارات و اماكن عمومي و تهديد شدن نظام لاييك فرانسه، ابراز نگراني كردند و خواستار صدور قانوني مبني بر ممنوعيت حجاب شدند.

دوست ايراني .
Wednesday 25 June 2003, 04:52PM
سلام
به نظر شما براي اتفاقي که دررابطه با حجاب در اين کشور افتاده چکار بايد کرد ؟

بازهم بايد رفت باچماق وتهديد بالاي سر مردم ويا اينکه بايد در رسانه هاي گروهي ومدارس شعار داد يادم مي آيد سالهاي 66 و 67من در دانشگاه به خاطر پوشيدن جوراب سفيد که بسيار هم کلفت بود ودر کتاني مستور شده بود مورد مواخذه قرار گرفتم و حالا................

چکار بايد کرد که شاهد اينهمه فساد در اين جامعه نباشيم ؟؟
چکار بايد کرد که اگر برحسب تصادف شب ساعت 8و9 در خيابان بوديم (البته با حجاب کامل) ماشينها يکي پس از ديگري با بوق و حرکات ناشايست مزاحم نشوند؟؟ و ما را هم جزو آن گروه نبينند وما از خجالت آرزوي مرگ نکنيم و دلمون نخواد که زمين دهن باز کند و ما را ببلعد.
شرع و قانون چکار کردند که نسل بعد از انقلاب اينجور شد ؟؟
غفلت از کي بود چه جوابي دارند که بدهند تکليف چيست؟؟؟
حالا چطور مي شه اين عزيزان را نجات داد ما بايد چکار کنيم؟؟؟

اين سئوالها همواره در ذهنم پرواز مي کند و ناتوانيم در پاسخ به اين سئوالهامن را غمگين

يا حق

شماره 1
Friday 18 July 2003, 02:25AM
من نميدانم حد و حدود در اسلام به چقدر باید باشد . ولی میبینم آنچه ما کردیم نتیجه خوبی نداشت . و شاید به همین دلیل کار ما اسلامی نبود.
حجاب بمعنی مانع است . ولی این مانع حتما نباید پوشش معینی باشد.
اگر در یک کشور اسلامی خانمی با پوشش چادر جرات بیرون رفتن از خانه را در شب ندارد شما به این میگویید حجاب ؟
چه مانعی برای تعرض به آن خانم وجود دارد ؟
در کشوری مانند سوئد که فروش سکس مانند ایران در اینجا ممنوع است یک خانم با جرات میتواند با پوشش اسلامی یا بدون پوشش اسلامی به تنهایی شب بیرون برود و یا در جنگل قدم بزند ویا دوچرخه سواری کند . هیچکس هم جرات تعرض به آن را ندارد. آیا این حجاب واقعی نیست؟ ( یعنی مانعی برای تعرض به خانم ها)

سميه
Friday 18 July 2003, 10:37AM
دوستان سلام :
از اینکه موضوعی به این جالبی را مطرح کردید ممنونم.
مطالب مطرح شده در بالا جالب بود ودر بعضی موارد بسیار بی منطق به نظر میرسید!
ببینید اگر ما بخواهیم مسئله حجاب را مطرح کنیم بایید در کنارش خواهران هم دراین
بحث شرکت فعال داشته باشند.
چون در صد بیشتر این مطلب مربوط به خواهران میانتظار شود اما نباید برادران خود را از این مسئله مثتثنی ببینند.
به هر صورت من مطلب آن دوستی که گفته بخا طر لجبازی افرادی حجاب را قبول ندارند یا رعایت نمی کنند این طور جواب می دهم ایا تا به حال دیدی ویا شنیده ای فرد عاقلی به خاطر لجبازی با فرد یا گروهی خود را کشته ویا خود را سوزانده؟
مسلماٌ جواب نه می باشد .
پس چطورانتظار دارید این مسئله مورد قبول واقع شود.
مطلب دیگر این بهانه بچه گانه است که می گویند به خاطر بد عمل کردن افراد با حجاب ما بد حجاب یا بی حجاب میشوییم.
شمارا به آن خدایی که می پرستید خودتان از ابن بهانه خندتان نمی گیرد.
دوباره مجبورم مثالی بزنم برای اینکه مطب جا بیافتد.
اگر کسی از چاقو بد استفاده کرد شما دیگر از آن حتی استفاده خوب هم نمی کنید چون یک نفر پیدا شده وبا آن بد عمل کرده؟
قابل قبول نیست..
به نظر من دختران جامعه ما باید به بحث حجاب جدا از یک مسئله واجب دینی
به عنوان یک شخصیت برای خود نگاه کنند.
وبا خود بگوییند چرا باید زیبایی های خودمان را در معرض دید افراد نالایق قرار دهیم.
اگر ما یک سنگ ارزشمند داشته باشیم آن را به راحتی در دید عموم قرار میدهیم
معلوماست که نه!!!!
پس چرا به خاطر تقلید از یک سری افراد نالایق گوهر باارزش زیبای را در معرض دید عناصر بیگانه قراردهیم.
حجاب به ما کمک می کند تا راحتتر وبه دور از هر گونه نگاه مسموم در جامعه رفت وآمد داشته باشیم وفعالیتهای روزانه خودمان را انجام دهیم ما با حجاب خودمان
به برادرانمان کمک میکنیم تا با فکری راحت به سازندگی جامعه بپردازند .
اسلام هم همین راخواسته آیا خواسته زیادی است.
آیا این خواسته زیاد ونا معقولی است خواهران اگر از باب حسادت زنانه هم بخواهیم
آن را مطرح کنیم خواسته بجاست.
پس بیاید اینقدر فریب جامعه غرب را نخوریم آنها گرگند در لباس میش آنها می خواهند
ذهن ما را به این انحرا فات مشغول کنند تا هیچگاه پیشرفت نکنیم.
پس بیا وبا حجاب خود جامعه خودمان وخانواده را نجات دهیم.
( ومن الله توفیق)

بهزاد
Saturday 26 July 2003, 10:32AM
كشورهاي غربي در شعار آزادي نديشه و عمل ، يد طولاني دارند و هواداران آنها در كشورهاي جهان سوم بارها و بارها گفته اند كه آنها به نحوه پوشش كسي كاري ندارند .
اما دولت هاي غربي در برابر حجاب واجب زن مسلمان روش هاي فاشيستي بسيار روشني دارند آلمان ، ايتاليا و فرانسه و ديگران با سركوب آزادي انتخاب پوشش ، همچنان دموكرات خواهند ماند .

بهزاد
Saturday 26 July 2003, 10:33AM
دادگاه اداري شهر ليون فرانسه، با رد تقاضاي بازگشت به كار يك بانوي محجبه، دستور اخراج او را صادر كرد. به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي از پاريس، «نجات بن عبدالله»، كارمند زن 33ساله بخش كنترل شركت حمل و نقل شهري، چندي پيش عليه مسئول خود به دليل اخراج از كار به دادگاه اداري شهر ليون شكايت كرده بود. مسئول اداره بخش اتوبوسراني فرانسه، كه يك شركت دولتي محسوب مي شود، اين كارمند زن مسلمان را به دليل داشتن حجاب اسلامي درضمن كار، اخراج كرد. در حكم دادگاه اداري شهر ليون آمده است: گذاشتن كلاه بر سر در ضمن كار، كه كاملاً موهاي زن را مي پوشاند، لطمه زدن به ايده «لائيسم» دولت فرانسه و «بي طرفي در كارهاي دولتي» محسوب مي شود. دادگاه مزبور در بخش ديگري از اين حكم افزود: فرمانبرداري نكردن از دستور مافوق و مصر بودن برسر موضع خود نيز يك خلاف اداري به شمار مي رود. اين زن مسلمان، كه عضو سنديكاي كارگري «ث.ژ.ت» است، درنظردارد تا در اين خصوص اين حكم به دادگاه تجديدنظر نيز شكايت كند. فرانسه در ميان كشورهاي اروپايي تنها كشوري است كه موضع سرسختي درخصوص حجاب دارد و حتي درصدد است با تصويب قوانيني، حجاب اسلامي در مدارس را ممنوع كند

بهزاد
Saturday 26 July 2003, 10:36AM
ادعاي آزادي انديشه در غرب واروپا و آمريکا ، آنچنان فراگير است که در دانشگاههاي جهان غير غرب ، همواره از بزرگواري و تحمل آنان سخن مي رود!!
اما واقعيات غير از اين حرفهاست ، آنان بدون هيچ تاملي براي مسلمانان جبر و فشار وزور و تحميل عقيده دارند
وهيچ يک از اين روشهاي فاشيستي غربيها به ساحت کبريائي آنان در انديشه غربزدگان حت سوال ايجاد نميکند
دگماتيسم غربزدگي آنچنان اين افراد را تحت تاثير قرار داده که اصولا از هر انديشه مخالف اجتناب ميکنند
آنچه راديو آلمان در بخش عربي خود نوشته است از شکايت يک دختر مسلمان بخاطر برخورد غير انساني دستگاه دولتي آلمان حکايت دارد
آيا چنين اخباري غرب باوران مدافع سلطه را از خواب بيدار مي کند ؟


http://www.dwelle.de/arabic/gesellschaft/401350.html

بهزاد
Saturday 26 July 2003, 10:38AM
دموكراسي ، در فضاي خشونت آلود خود ، باعث آن شده است تا بسياري از مردم از اوليه ترين حقوق خود محروم شوند و چون اين محروميت در راستاي تعميق دمكراسي است حساسيت كسي را بر نمي انگيزد .
روسها ، در پي فرانسوي هاي دمكرات ، به تشديد فشار عليه عقايد و باورهاي ديني مردم مسلمان پرداخته و آنان را به بي حجابي اجبار مي كنند . در آخر از اين دست اقدامات فاشيستي دمكراتيك ! كشور روسيه ، روسري را در پاسپورتها ممنوع كرده است و اين اقدام را در راستاي مسائل امنيتي دانسته است !
اين مطلب توسط بي بي سي گزارش شده است اما هرگز اين راديوي طرفدار حقوق بشر ، اين مسئله را مغاير با حقوق بشر ندانسته است .

http://www.akhbariran.com/v/13820319/roosari.jpg

محمود
Wednesday 17 December 2003, 04:00PM
بی حجاب اونه که بیشتر جلوه کنه ممکنه یه زن با مانتوی کوتاه یا یه زن با این نقابهای عربی من می گم فرقی نمی کنه (تو ایران)مهم اینه که پاستوریزه باشه

صبح
Sunday 21 December 2003, 06:58PM
آزادانه‌ترين تجربه زندگي‌ من
نويسنده: Kath chin
مترجم: حميده پشتوان
منبع: باشگاه انديشه 30/9/1382

اشاره:
نوشته‌ي زير، مقاله‌اي است از خانم «كتي چين»، فارغ‌التحصيل رشته‌ي زيست‌شناسي روان‌شناختي و امور (مطالعات) زنان از دانشگاه كاليفرنيا. اين نوشته مربوط به تجربه‌اي است كه وي در سال آخر دانشجويي داشته است.

يك روز عصر با موهاي مشكي خيلي كوتاه و پيراهن سفيد بلند، قدم به خيابان گذاشتم. رانندگان كاميون برايم سوت مي‌زدند و كلمات زشتي نثارم مي‌كردند. احساس كردم شكست خورده‌ام. به آرايشگاه رفتم و از آرايشگر خواستم موهايم را مانند مردان كوتاه كند. در حاليكه آرايشگر ماهرانه موهاي [تا شانه] بلندم را با قيچي‌اش كوتاه مي‌كرد، بي‌حركت نشسته بودم، به طوري كه او هرازگاهي از من مي‌پرسيد كه آيا از كوتاه كردن موهايم ناراحت شده‌ام!

زن بودنم را پنهان مي‌كردم
اين كار فقط يك مو كوتاه‌كردن عادي نبود، خيلي بيش از اينها معني مي‌داد، درواقع مي‌خواستم زن بودنم را پنهان كنم. ولي اين كار هم نتوانست مردان را از اين كه به من به عنوان يك شي‌ء جنسي بنگرند، بازدارد. من اشتباه مي‌كردم، «اين جنسيت» بود كه برايم مشكل‌ساز بود نه «زن بودنم»، به بيان دقيقتر، جنسيتي كه مردان براساس تعريف زيستي آن، به من نسبت مي‌دادند. آنها آنگونه كه مرا مي‌ديدند با من رفتار مي‌كردند نه آنگونه كه من واقعاً هستم. چرا بايد اين مسأله‌ي مهمي باشد كه آنها چگونه مرا مي‌بينند، وقتي كه من خودم مي‌دانم كه هستم؟ ولي اين مهم است.
من معتقدم مرداني كه به زنان به عنوان موجودات جنسي نگاه مي‌كنند، اغلب رفتارهاي خشونت‌آميزي نظير تجاوز يا ضرب‌وجرح نسبت به آنها دارند. سوء‌استفاده‌ي جنسي و جرم و جنايت نه تنها نگراني‌هاي من، كه واقعيت من هستند. من مورد تجاوز و آزار جنسي قرار گرفته‌ام. تجربه من از مرداني كه به من هتك حرمت كرده‌اند مرا سرخورده و عصبي مزاج كرده است.
چگونه مي‌توانم اين خشونت را متوقف كنم؟ چگونه مي‌توانم مردان را از نگاه كردن به من به عنوان يك شي‌ء جنسي به جاي يك زن بازدارم؟
چگونه مي‌توانم به آنها بفهمانم كه اين دو را مترادف هم قرار ندهند؟ چگونه با وجود اين تجربيات تلخ كه ديگران تنها از آن وحشت دارند، به زندگي ادامه بدهم؟
پيشتر از اين فكر مي‌كردم كه بايد درباره‌ي اين كه «كه هستم» با خودم به نتيجه‌اي برسم، اما حالا دريافته‌ام كه هويت من پيوسته در حال دگرگوني است.

حجاب و تجربه‌ي من
تجربه‌اي كه شخصاً برايم آموزنده بود، زماني بود كه مانند يك زن مسلمان لباس پوشيدم و به همراه سه مرد مسلمان ديگر به عنوان اعضاي يك گروه خبري مجله، روانه‌ي بلوار Crens Show شدم. يك بلوز كتاني آستين بلند، شلوار جين و كفش كتاني پوشيدم و يك روسري ابريشمي رنگين كه از يك زن مسلمان قرض كرده بودم بر سر گذاشتم. با اين ظاهر نه تنها شبيه يكي از آنها شده بودم، كه خودم هم احساس مي‌كردم عضوي از آنها هستم. البته من واقعاً نمي‌توانستم درك كنم كه پوشيدن حجاب در زندگي هر روزه چه حسي دارد، چون با احكام اسلامي پرورش نيافته بودم. اگرچه مردم به چشم يك زن مسلمان به من مي‌نگريستند ولي با من مثل يك موجود جنسي رفتار نكردند.
طوري لباس پوشيدم كه فقط چشمانم نمايان بود و متوجه شدم كه چشمان مردان، آنگونه كه وقتي به اين صورت پوشيده نبودم نگاهم مي‌كردند، بر اندامم نمي‌لغزيد.
به ياد مي‌آورم كه وقتي وارد يك مركز اسلامي شدم، مرد محترمي مرا «خواهر» خطاب مي‌كرد و از من مي‌پرسيد كه اهل كجا هستم، به او گفتم كه اصالتاً چيني هستم. به نظر نمي‌رسيد كه مليتم اهميتي داشته باشد.
از آنجا كه او مي‌پنداشت من مسلمانم، نوعي حس نزديكي ميان ما وجود داشت و من نمي‌دانستم چگونه اين خبر ناخوشايند را به او بگويم كه من مسلمان نيستم؛ چراكه خودم هم مطمئن نبودم كه مسلمان هستم يا نه.
وارد مغازه‌اي شدم كه جواهرات آفريقايي و مبلمان مي‌فروخت. هنگام خروج مرد محترم ديگري از من پرسيد كه آيا مسلمانم؟ نمي‌دانستم چگونه بايد برخورد كنم، به او نگاه كردم و لبخند زدم و هيچ پاسخي ندادم.

حجاب، نگاه ديگران را تغيير مي‌دهد
بيرون از مغازه، از يكي از مردان مسلمان كه همراهم بود پرسيدم آيا من مسلمانم؟
من به اين نتيجه رسيده‌ام كه ممكن است مسلمان باشم ولي خودم ندانم. چيز زيادي درباره‌ي اسلام نمي‌دانم، به همين خاطر هنوز خود را مسلمان نخوانده‌ام.
با اينكه روزي پنج نوبت نماز نمي‌خوانم، به مسجد نمي‌روم، روزه نمي‌گيرم و روسري بر سر نمي‌گذارم، اين به آن معني نيست كه مسلمان نيستم.
گويي اين كارها، تظاهرات بيروني آنچه كه در درون اسلام وجود دارند هستند.
اين كه من در درون خود چگونه‌ام مستقيماً با «پوشيده بودن يا نبودن» من تغيير نمي‌كند. اين درك ديگران است كه با نوع پوششم تغيير مي‌كند.
در عوض «رويارويي با ديگران با حفظ پوشش»، شناخت خود را سبب مي‌شود .

حجاب مظهر ظلم: تصوري سطحي و غلط
من آگاهانه حجاب را برگزيدم، زيرا خواهان احترام از جانب مردان بودم. پيشتر از اين، به عنوان دانشجوي (امور) مطالعات زنان و يك زن باسواد، با اين ديدگاه غرب كه روسري بر سر گذاشتن ظالمانه است موافق بودم. پس از اين تجربه [پوشيدن حجاب] و تفكر بيشتر به اين نتيجه رسيده‌ام كه چنين ديدگاهي سطحي و نادرست است و اگر عمل از روي اعتقاد و شناخت صورت گيرد، چنين برداشتي را در پي نخواهد داشت.

آزادانه‌ترين تجربه زندگي‌ام [آزادي واقعي]
در آن روز من از روي اختيار پوشش خود را انتخاب كردم و اين آزادانه‌ترين تجربه‌ي زندگي‌ام بود. حالا، من از «زن بودن» چيزهاي ديگري را فهميده‌ام. دريافته‌ام كه نحوه‌ي پوشش من است كه به ديگران مي‌گويد چگونه با من برخورد كنند.
اين واقعيتي است كه من پذيرفته و برگزيده‌ام. با اين پوشش من جنسيتم را مي‌پوشانم، نه زن بودنم را. پوشاندن اولي [جنسيت]، دومي [زنانگي] را آزاد ساخت.

chakad
Monday 22 December 2003, 09:34PM
نوشته شده بوسيله سميه
مطالب مطرح شده در بالا جالب بود ودر بعضی موارد بسیار بی منطق به نظر میرسید! [/B]
وقتي از همون اول مخاطبان رو به بي منطقي متهم مي كنيد عملا راه بحث و مذاكره بسته مي شود.من درست مي گم پس همگي ساكت!

[i]به هر صورت من مطلب آن دوستی که گفته بخا طر لجبازی افرادی حجاب را قبول ندارند یا رعایت نمی کنند این طور جواب می دهم ایا تا به حال دیدی ویا شنیده ای فرد عاقلی به خاطر لجبازی با فرد یا گروهی خود را کشته ویا خود را سوزانده؟[/B]
حتي بچه هاي يكي دو ساله هم مي دانند چاقو خطرناك هست .كافيه يكبار دردش رو حس كنند.دست به آتش نمي زنند چون سوزانندگي اون رو حس مي كنن.
اما در مورد حجاب هم همينطوره؟
چه بسا لذتهايي مثل جلب توجه ديگران ملموس تر هست ...
اين مسائل واقعا وجود داره .ممكنه خيليها به خاطر همين رفتار ناخوشايندي كه ديدند يا تبليغات منفي كه شنيدند از حجاب گريزانند.متاسفانه اينقدر هم روحيه مطالعه و تحقيق در بين ما وجود نداره
كه هر كسي راه خودش رو اينگونه پيدا كنه.
اينجا مهمترين وظيفه بر عهده مبلغان ديني هست .واقعا چرا با وجود مزاياي بيشمار حجاب هر روز شاهد كمرنگتر شدن اون هستيم؟

[i]
مطلب دیگر این بهانه بچه گانه است که می گویند به خاطر بد عمل کردن افراد با حجاب ما بد حجاب یا بی حجاب میشوییم.
شمارا به آن خدایی که می پرستید خودتان از ابن بهانه خندتان نمی گیرد.[/B]

فكر مي كنم براي اينكه بتوانيم همين بهانه هاي بچه گانه رو پاسخگو باشيم .براي چند لحظه اي خودمون رو جاي اونها بگذاريم بدون اينكه تفكرات اونها رو نفي كنيم .ببينيم چرا به چنين نتيجه اي رسيدند؟(مطئنا همه اين عقايد هم از روي غرض ورزي و تبليغ عليه اسلام و ...نيست).
و چطور مي شه كمكشون كرد.
چند درصد از حرفهاي ما در دل دختر نوجوان يا جواني كه در يك خانواده بي حجاب بزرگ شده اثر مي گذارد؟و تا چه حد؟اين اثر مثبت خواهد بود يا منفي؟
واقعا آيا كسي با همين لحني كه ما اونها رو خطاب مي كنيم با ما صحبت مي كرد حاضر بوديم عقايدش رو بپذيريم؟

اميدوارم از حرفهاي من كسي ناراحت نشه و از خواهر خوبم سميه و ديگر دوستان كه از نظراتشون استفاده كردم ممنونم

ناناز
Monday 22 December 2003, 11:24PM
كتاب "مساله حجاب" نوشته استاد مطهري راهگشايتان خواهد بود.
در قسمتي از آن ميگويد:
فطرتاً زن بيشتر طالب روح مرد است و مرد بيشتر طالب جسم زن و زن براي محافظت از جسم خويش خود را مي پوشاند.

ديوونه
Friday 21 April 2006, 01:29PM
برگزیده تفسیر نمونه/ فسلفه حجاب
http://www.aviny.com/Quran/Nemoneh/Vol3/nemn3_15.aspx

احکام حجاب و نگاه با توجه به فتاوای آیة الله مکارم شیرازی
http://www.makaremshirazi.org/persian/modules.php?name=es&p=2&id=100

تفسیر سوره نور/ از کتاب تفسیر نمونه آیة الله مکارم شیرازی
http://www.makaremshirazi.org/books/persian/tafsir/j14/t1400018.htm#link208

مقاله : حجاب، حق الهی
http://www.hawzah.net/Per/K/Zandarayneh/78.htm

پایگاه اطلاع رسانی حجاب شیعه:
http://www.hejab-shia.com/

سینا 555
Saturday 22 April 2006, 06:21AM
مقاله ای جالب در رابطه استعمار و بی حجابی

http://www.bashgah.net/modules.php?name=News&file=article&sid=6931

مسئله حجاب از دید شهید مطهری با لینک برای هر بخش
http://www.ghadeer.org/author/motahary/67/pages/fehrest.html

خبر/وقتی کشورهای کفر خودشان الکوی حجاب یا مد حجابی درست میکنند و ما هنوز....
http://www.islamonline.com/cgi-bin/news_service/world_full_story.asp?service_id=2226

(قانون)
Saturday 22 April 2006, 10:55AM
فروشگاه اسرائيلی، فقط برای زنان
کارولين هالی
خبرنگار بی بی سی در امور خاورميانه، يافا


زنان مذهبی یهودی می توانند بدون نگرانی از نگاه مردان خرید کننداحتمالا انتظار داريد که اين اتفاق در عربستان سعودی و يا در جای ديگری در خاورميانه محافظه کار و مذهبی رخ دهد. اما اين تل آويو (يافا) است که ميزبان اولين فروشگاه مخصوص زنان در خاورميانه است.
در نگاه اول با ساير فروشگاه ها تفاوتی نمی کند. زنان مشغول جستجو در بخش لوازم آرايش، لباس و کالاهای منزل هستند.
اما اگر دوباره نگاه کنيد متوجه تفاوت اين فروشگاه با ساير فروشگاه ها می شويد.
هيچ شوهر و يا دوست پسری که حوصله اش سر رفته و در انتظار باشد به چشم نمی خورد. به اولين تجربه اسرائيل در فروشگاه مخصوص زنان خوش آمديد.
گفت و گو با افشين اميرزاده در واشنگتن
هيچ مردی اجازه ندارد که با پله برقی وارد اين پاساژ در بنی براک، محله ای بسيار مذهبی در تل آويو، شود. هر مرد و يا پسر دهساله و بيشتر که سر از اين فروشگاه سر در بياورد وادار به ترک آن خواهد شد.
وانا بورکا، نگهبان ۲۹ ساله اين فروشگاه که مهاجری از رومانی است و قبلا برای پليس مخفی تايوان کار کرده، می گويد: "من آنها را دنبال می کنم و بيرون می رانم."
کلاه سمبل عفت و فروتنی برای زنان متاهل است و شما در اينجا می توانيد در کمال آرامش و بدون آنکه نگران آن باشيد که مردان شما و موهايتان را بدون حجاب ببينند، کلاه خود را انتخاب کنيد


مريم ماشياک، یک خریدار

او خود بايد مقررات ويژه لباس را رعايت کند: دامن گشاد و بلند که سبک اين محله محافظه کار است.
خريداران علاقه مند به فضای منحصر به فرد اين فروشگاه مدرن هستند که مشخصا برای خانم های مذهبی و سنتی ايجاد شده است.
آدينا اسلاوين که مهاجری از استراليا است می گويد: "من اينجا خيلی بيشتر احساس راحتی می کنم زيرا نبايد نگران اين باشم که کسی نگاهم می کند."
وی می افزايد: "علاوه بر اين فروشگاه های ديگر مملو از لباس هايی هست که برای خانم های مذهبی مثل من مناسب نيست."
يهودا امر، مالک ۳۳ ساله اين فروشگاه است که پيشتر آپارتمان ساز بوده است.
وی با ابراز رضايت از درآمد فروشگاه خود می گويد: "اين همان چيزی است که اهالی اين منطقه می خواهند. آنها می خواهند بتوانند لباس زير و لوازم آرايش خود را تهيه کنند بدون آنکه نگران چشم چرانی مردها باشند."
مريم ماشياک و دختر ۱۶ ساله اش مشغول خريدن کلاه هستند. آنها می گويند که حتما برای خريد بيشتر به اين فروشگاه باز خواهند گشت.
خانم ماشياک می گويد: "من قطعا به دوستانم هم توصيه می کنم از اينجا خريد کنند."
او می افزايد: "کلاه سمبل عفت و فروتنی برای زنان متاهل است و شما در اينجا می توانيد در کمال آرامش و بدون آنکه نگران آن باشيد که مردان شما و موهايتان را بدون حجاب ببينند، کلاه خود را انتخاب کنيد."
بازار پر سود
پنينا گرينبرگ مدير فروشگاه مخصوص زنان می گويد که اين فروشگاه خدمات اجتماعی مهمی ارائه می کند. در اين محله مردان بخش اعظم وقت خود را به دعا خواندن می گذرانند و زنان امکانات چندانی برای تفريح و سرگرمی ندارند.

هیچ مردی نمی تواند از پله برقی بالا برود
وی می گويد: "من رضايت را در صورت های زنان و برق را در چشمانشان می بينم."
او می افزايد: "زنان هر کجا که باشند زن هستند. خريد کردن جزئی از طبيعت آنهاست."
جامعه يک ميليون نفری يهوديان به شدت مذهبی اسرائيل که دارای سنتی چند صد ساله هستند، بازار خوبی برای بازرگانانی است که خدمات و کالاهای قرن بيست و يکم را با عادات مذهبی آنها انطباق می دهند.
در حال حاضر يک نوع تلفن سيار "کوشر" (حلال) وجود دارد که به تاييد مقام های مذهبی اسرائيل رسيده است. اين تلفن امکان برقراری ارتباط با شماره تلفن های ويژه ملاقات با خانم ها را نمی دهد.
و دست اندرکاران اولين فروشگاه مخصوص زنان در اسرائيل معتقدند که اين فروشگاه احتمالا الگويی برای تاسيس فروشگاه های مشابه خواهد شد.

(قانون)
Saturday 22 April 2006, 11:52AM
دو تصوير مربوط به خبر فروشگاه زنان در اسرائيل كه گويا از قلم افتاده بودند :

http://newsimg.bbc.co.uk/media/images/41576000/jpg/_41576668_orthodox_203.jpg


http://newsimg.bbc.co.uk/media/images/41576000/jpg/_41576666_men_203.jpg

همچنين فايل صوتي :
گفت و گو با افشين اميرزاده در واشنگتن (http://www.bbc.co.uk/persian/media/audio/2003/060420_china.ram)

صبح
Saturday 22 April 2006, 04:09PM
براي ترجمه :)‌
http://www.islamonline.net/English/News/2004-10/02/article03.shtml

http://www.islamonline.net/English/News/2004-10/02/images/pic03c.jpg
دختر فرانسوي در اعتراض به ممنوعيت حجاب سر خود را با تيغ تراشيد .

همچنين ، اسلام آنلاين گفتماني با شخص اين دختر راه انداخته كه قابل توجه است :
http://www.islamonline.net/livedialogue/english/Browse.asp?hGuestID=gOg7Xd

سینا 555
Sunday 23 April 2006, 02:19AM
http://www.islamonline.com/cgi-bin/news_service/world_full_story.asp?service_id=2240

زنان و دختران محجبه با سوادترین قشر در کشور امریکا


The Sept. 11, 2001 attacks served as a “wakeup call” for Muslims in the United States, according to Dr. Khalil Jassemm, chief executive officer of the nonprofit organization Life For Relief and Development (LIFE).

Dr. Jassemm says the Iraq War and the “War on Terror” also forced U.S. Muslims to become “more proactive, and do more outreach in the community, educate, and explain to the general public what Islam is really about.”

“The [American] Muslim community realizes today they are part of the fabric of society, and they have a responsibility and opportunity to bridge the gap between the two cultures,” he said, according to The Arab American News.

Dr Jassemm estimated that 6-8 million Muslims live in the United States, and noted that every city with a population of more than 30,000 has a mosque.

“American Muslims are among the most educated of American society. They contribute in every element and aspect of American life," he said.

Dr. Jassemm also described Muslim integration in American society as “smooth and without any major obstacles.” However, he said that negative media perception "is probably the biggest challenge facing Muslims today.

He said this problem could only be solved through “hard work, positive engagement, a good outreach plan, and help from good citizens.”

For example, even though many people believe that Muslims hate Americans, he said, “Islam never preaches hate against anyone,” adding that there is no single verse in the holy Qur’an that uses the word “hate“.

Dr Jassemm said outreach is necessary on both sides because many Muslims around the world also have misconceptions about Americans.

SAFA
Sunday 23 April 2006, 11:44AM
در جامعة ايران زنان هرگز چنين تحركي نداشته‌اند (http://www.zanan.co.ir/literature/000499.html)

پوشش بانوان و چرايى آن‏ (http://www.porseman.net/defaulte.aspx?namayesh=628)

مرکزاطلاعات وآمارزنان (http://www.iranwomen.org/)

SAFA
Sunday 23 April 2006, 12:08PM
http://www.womeniniran.net/index.php

سیمای زنان قاجار ... (http://www.womeniniran.net/archives/FMP/mashgallery.htm)

SAFA
Sunday 23 April 2006, 12:15PM
تجارت آسان ، زن ، سكس و فحشا (http://www.ksabz.net/article.asp?AID=315)

ارژنگ
Sunday 23 April 2006, 08:52PM
كند وكاوي در مسئله‌ي حجاب
پنجشنبه 12 شهریور 1383
علی طهماسبی

اگر قرار باشد در مورد روشن شدنِ مسئله لباس و پوشش زنان به روايت، سنت، و مستندات رايج فقهي بسنده كنيم، اين مسئله هيچگاه براي امثال من كه فقيه نيستيم روشن نخواهد شد مگر آنكه اول ميان متنِ سنت و متن قرآن تفاوت قايل شويم و به‌جاي استناد به روايات و استناد به نظريه‌هاي فقهي، به خود متنِ قرآن مراجعه كنيم.طرح اين سخن به‌معناي رد یا قبول آراء فقهاي دوران گذشته يا اكنون در باره حجاب نیست بلكه به‌اين معنا است كه فكر مي‌كنم امروز طبقه فرهنگيِ ميانه‌اي پديد آمده است كه مي‌خواهد جداي از فتاوا، و جداي از مسئله تقليد، خودش هم معناي حرمت‌ها را بفهمد؛
بنا براين آنچه مي‌نويسم، نه حكمي شرعي، ونه استنباطي فقهي است؛ بلكه به‌عنوانِ كند وكاوِ پژوهشگري است كه با متن قرآن سروكار دارد.

نكته ديگر اينكه شايد فقيهانِ هر دوره‌اي براي سامان‌دهيِ روزگار خود ومتناسب با شرايط فرهنگي، اجتماعي وسياسيِ همان روزگار استنباط خود را از مسئله حجاب بيان كرده و می کنند اما به‌نظر مي‌رسد كه نقطه کانونی در شکل گیری مضامین فقهی دورانی بوده است که با روزگار صدر اسلام فاصله ای جدی و تفاوتی بنیادی داشته است. اكثرمضامين فقهي وحقوقيِ ما و همچنين آنچه به عنوان فرهنگ اسلامي مي‌شناسيم در دوران امپراطوري عباسيان شكل گرفته است كه ساختار اجتماعي، سياسي، فرهنگي، واقتصادي اين دوره با روزگار بعثت كه هنوز دولتي تشكيل نشده بود. بسيار متفاوت است. زيرا به‌نظر مي‌رسد كه مدينه در آن روزگار بعثت، حتي از روستاهاي امروزي هم شاید جمعيت كمتري داشته است و چندان جامعه‌ي گسترده و پيچيده‌اي نبوده است كه براي اداره‌ي آن حتي نياز به نهاد‌هاي حكومتي داشته باشد. در اين مورد، نكته قابل تامل اين است كه به جز متن قرآن، هيچ اثر مكتوب و مستندي كه تدوين آن به پيش از دوره بني‌عباس مربوط باشد در دست نداريم. از اين جهت مي‌توان احتمال داد كه همه متونِ فقهي، فلسفي، كلامي، عرفاني و... بيشتر متناسب با ساختارِ امپراطوري اسلامي شكل گرفته است و نه آنچه قبلا در حجاز و در زمان پيامبر به عنوان اسلام مطرح شده است.

دوم اينكه، متنِ قرآن را نيز نمي‌توان به‌درستي فهميد مگر با شناخت معيارهاي زبانيِ همان روزگار بعثت در حجاز، كه البته اين نيز كار چندان آساني نيست زيرا بسياري از واژگان در طول تاريخ، وبه‌ويژه در دوره پانصد وپنجاه ساله امپراطوري عباسيان، معناها ومصداق‌هاي متفاوتي از اصلِ خود پيدا كرده‌اند.
نكته سوم اينكه اگر آياتي را كه امروزه مربوط به حجاب مي‌دانند با دقت، وبا همان معيارهاي زباني دوره بعثت مطالعه شود در مي‌يابيم كه در هيچ‌كجاي قرآن نيامده است كه زنان بايد موي سرخود را بپوشانند اما اين هست كه زنان مومن سعي كنند تا پوشش ورفتارشان به‌گونه‌اي باشد كه مردانِ بيگانه در آنان طمع نكنند.
چهارم، از بررسي آيات قرآن و با توجه به شرايط زماني ومكاني حجاز در هنگام بعثت چنين برمي‌آيد كه لباس براي زنان، يك شكل ويژه‌ي تثبيت‌ شده‌اي نداشته است بلكه بستگي داشته به موقعيت زنان در برابر مردانِ متفاوت. همچنين مهمترين كسي كه مي‌توانسته اين موقعيت‌ها را تشخيص داده ومتناسب با‌آن، جاذبه‌هاي جنسي خود را پوشيده نگاه دارد، خود زن بوده است. بنا براين مي‌توان گفت كه پوشش براي زن امري نسبي بوده است وهنوز هم می تواند باشد[1].
ونكته آخر اينكه به نظر مي‌رسد كه طرح مسئله پوشش زنان از سوي قرآن، ارائه راهكاري است براي مردان وزنانِ آزادي كه به امر متعالي ايمان آورده و دوست دارند خود را از گزند آشوب‌هاي جنسي و نگاه‌هاي گزنده مردان هوسران بركنار نگه دارند.

×××××××

اشاره‌اي كوتاه به آيه مربوط به پوشش زنان:

در قرآن دو مورد از آيات هست كه در باره نوع رفتار و پوششِ زنان به‌تصريح در آن سخن رفته است. يكي آيات 30 و 31 در سوره بيست‌وچهارم(نور) و ديگري آياتِ 57 و58 در سوره سي‌ وسوم(احزاب).
در سوره نور پيش از اينكه به آيه مربوط به پوشش زنان پرداخته شود، ابتدا از زنانِ پاكدامن ياد شده است كه برخي كسان به‌آنان تهمت زنا مي‌زنند (آيه 23) در آيه 25 همان سوره از وضعيتي ياد مي‌كند كه در آن وضعيت، زنان ومردان آلوده براي هم، و زنان ومردانِ پاك براي هم خواهند بود. مضمون آيه به‌گونه‌اي است كه انگار اين انتخاب به‌طور طبيعي صورت مي‌گيرد[2] از نوع خباثت(آلودگي) و نوعِ طيبه(پاكي) سخني به‌ميان نيامده است اما با توجه به آيه قبلي كه در باره تهمت زنا آمده، محتمل است كه منظور ازآلودگي، همان آلودگي به‌ انگاره‌هاي ذهني و تمايل به زنا با ديگري باشد، يعني برخي كسان هستند كه ابتدا زنان پاكدامن را متهم به‌زنا مي‌كنند تا بعدا اگر فرصتي دست داد خود را مجاز بدانند كه با آنان زنا كنند. وهمچنين ممكن است «طيبه» بودنِ زن ومرد به معناي پرهيزكاري از وسوسه‌هاي زنا ومبرا بودن آنان از زناكاري باشد.
در آيات 27 تا 29 خطاب به كساني كه ايمان آورده‌اند آمده است كه:
«به‌خانه‌هايي كه غير از خانه خودتان است داخل مشويد تا اجازه بگيريد و سلام كنيد، (تسليمِ اهل آن خانه باشيد.تسلّموا= بي‌گزند و سالم باشيد) اين براي شما بهتر است كه پند گيريد.
پس اگر كسي را در آن نيافتيد، داخل نشويد تا به‌شما اجازه داده شود. واگر به شما گفته شد برگرديد، پس برگرديد، او براي شما پاكيزه‌تر است وخدا به‌آنچه مي‌كنيد دانا است.
برشما پروايي نباشد كه به خانه‌هاي غير مسكوني كه متاعي براي شما در آن است وارد شويد و آنچه را آشكار مي كنيد وپنهان مي كنيد خدا مي‌داند.»

از مضمون اين آيات چنين برمي‌آيد كه شكل و چگونگيِ معماري خانه‌ها و درگاه‌هاي ورودي آن به‌گونه‌اي ابتدايي بوده است وبسا خانه‌ها كه به‌جاي درب‌هاي با قفل وبند فقط از پرده‌ي ‌آويخته‌اي كه بر درگاه خانه نصب مي‌شده برخوردار بوده است. واژه حجاب نيز در قرآن به معناي پرده‌اي است كه دو قلمرو را از هم جدا مي‌كند مانند همان پرده‌اي که بر درگاه خانه مي‌آويختند. بنا براين در مواقع عادي هركسي مي‌توانسته سرزده وبدون اعلام قبلي پرده را پس بزند و وارد خانه‌اي بشود. همچنين به‌آن سبب كه مسلمانان خود را بايكديگر متحد ويگانه مي‌دانستند، شايد منعي نمي‌ديدند كه هرگاه خواستند به خانه‌‌‌‌ي همكيشِ خود وارد شوند وبسا كه در پاره‌اي مواقع همسر صاحبخانه تنها در خانه بوده باشد. مشابه همين توصيه كه بدون اجازه وارد خانه‌اي نشويد در آيه 53 سوره احزاب خطاب به مومنان در مورد خانه ی پيامبر آمده است كه بي اجازه وارد خانه رسول نشوند و اگر از زنان پيامبر چيزي خواستند، از همان پس پرده (من وراء حجاب) حاجت خود را بگويند و اگر چيزي مي‌خواهند بگيرند. نكته جالب توجه در اين آيه آن است كه مردان بايد از پس حجاب با زنان سخن گويند. به تعبير ديگر، اگر حجاب پوششي براي زنان مي‌بود طبعا به زنان توصيه مي‌شد كه حجاب خود را حفظ كنند، در حالي كه در قرآن چنين چيزي ديده نمي‌شود.

توجه به‌اين نكته نيز مهم است كه احتمالا در حجاز به‌دليل كمبود چوب نمي‌توانستند همه خانه‌ها را مجهز به‌درهاي محكم وقابل استفاده‌اي كنند. اين كمبود به‌اندازه‌اي بوده كه حتي براي تعمير بناي كعبه در قبل از بعثت، ناگزير چوب‌هاي برجاي مانده از يك كشتي شكسته رومي را كه در سواحل جده يافته بودند به مكه آورده و مورد استفاده قرار دادند[3]
.....

ارژنگ
Sunday 23 April 2006, 08:53PM
ادامه

در آيه بعدي(29 سوره نور) آمده است كه:
« به‌مردان با ايمان بگو نگاه فروكاهند(يغّضوامن ابصارهم) و فروج خويش را حفظ كنند كه آن پاكيزه‌تر است زيرا خدا به‌آنچه مي‌سازند آگاه است.»
«يغضّوامن ابصارهم» تنها به معناي به پائين نگاه كردن، يا چشم فرو بستن نيست بلكه به‌معناي كاهيدنِ چيزي از نگاه است. اين واژه براي فروكاستن اصوات و صداي خود را پائين آوردن‌هم آمده است(آيه3 سوره 49) مثل آتش سركشي كه شعله‌هايش را مهار كنند پائين آورند، كم كنند. به‌تعبير ديگر، آدم‌ها هنگام نگاه كردن به‌هم مي‌توانند چيزهايي را در نگاهشان به‌يكديگر منتقل كنند كه ممكن است آن چيزها با سخني كه مي‌گويند متفاوت باشد. باتوجه به‌اينكه بعد از «يغّضوامن‌ابصارهم» بلافاصله «يحفظوا فروجهم» آمده است، مي‌توان گفت كه آنچه در نگاه بايد فروكاهيده شود، حس جنسي نسبت به‌طرف مقابل است. اما اين كار درصورتي موفق خواهد بود كه طرف مقابل كه از جنس مونث است، به‌همان گونه از نگاه معطوف به جنسيت بكاهد. اين است كه در آيه بعد خطاب به زنانِ ايمان آورنده آمده است:
نگاه خود را فروكاهند، فروج خود را حفظ كنند، زينتِ خود را آشكار نكنند مگر آنچه از آن آشكار است.
تا اين قسمت از آيات چندان مورد مناقشه نيست. اما جمله بعدي كه در ادامه آيات مزبور آمده است، تلقي‌ها و ترجمه هاي متفاوت وگاه ضد ونقيض از آن ارائه شده است. اين جمله عبارت است از:
«وليُضرِبنُ بخُمْرهنّ عُلي جْيْوبْهنّ» (وخِمارهاي خود را بر گريبان‌هاي خود برزنند)

«خُمْر» جمع خِمار است. كلمه خِمار از ريشه «خَمر» گرفته شده است. مسكرات را به آن دليل خمر گفته‌اند كه هوشياري را مي‌پوشاند همچنين هر پارچه، يا پوست دباغي شده كه پوششي براي چيزي يا جايي محسوب شود «خِمار» ناميده مي‌شود. به‌تعبير ديگر، «خِمار» به معناي «مقنعه= روسري» يا چادر نيست، مگر آنكه آن را برسر نهند، آنگاه طبعا نامش « مقنعه= روسري» خواهد بود. اما در آيه فوق سخن بر سر اين نيست كه خِمار خود تا روي سينه‌ها بكشانند، بلكه مي‌گويد خمار خود را بر روي سينه زنند. به تعبير ديگر اگر در آيه فوق به‌جاي حرف«عُلًي= بر روي» از حرف «اِلي= تا» استفاده شده بود مي‌توانستيم چنين استنباط كنيم كه پارچه‌اي را به‌عنوان روسري استفاده مي‌كردند و حالا در اين آيه مي‌گويد ادامه همان پارچه روسري را تا روي سينه‌ها پائين آوردند. اما در اين آيه نه از واژه مقنعه استفاده شده است ونه از حرف«اِلي». حتي به‌نظر مي‌رسد كه واژه مقنعه، نامي متاخر نسبت به زمانِ بعثت باشد.

متاسفانه من هيچ موزه خاصي را نديده‌ام كه در آن نمونه‌هايي از پوششِ مردان وزنان آن زمان را به‌ نمايش گذارده باشند اما از قراين چنين برمي‌آيد كه وضعيتِ لباس در آن روزگار براي مردمِ آن سامان، به ويژه براي مردم بدوي وصحرا نشين، بسيار ساده و ابتدايي بوده است. اين گمانه را با احصاء نام‌هايي كه در شعر جاهلي عرب، وهمچنين در قرآن براي انواع لباس‌ها ديده مي‌شود مي‌توان بهتر دريافت. به‌تعبير ديگر، با آنكه زبان عربي در هنگام بعثت از خزانه واژگانيِ دقيق و گسترده برخوردار بوده است وبا آنكه زبان اشتقاقي عرب اين امكان را مي‌داده تا در صورت نياز بتوانند واژگان ونام‌هاي مورد نياز خود را پديد آورند اما به‌نظر مي‌رسد كه نام‌هاي مربوط به لباس و پوشش، در فرهنگ و زبان آن روزگار نسبت به‌دوره‌هاي بعد، چندان زياد نباشد.

احتمالا در عرف معمولي آن زمان، هر زن ومردي با يك پيراهن بلند كه برتن مي‌كرد داراي لباس محسوب مي‌شد. همچنين بسيار بعيد مي‌نمايد كه در آن شرايط مردم عادي، اعم از زن ومرد، داراي زيرجامه بوده‌باشند. اين وضعيت نه‌تنها براي اعرابِ آن زمان، بلكه براي بني‌اسرائيل هم زماني كه در صحراي سينا بودند و تا حدود زيادي شرايط مشابهي با اعراب داشتند وجود داشت. حتي در يكي از توصيه‌هاي تورات به بني اسرائيل اين است كه كه از پله‌هاي مذبح بالا نروند مبادا كه عورت آنان به هنگام بالا رفتن از پله‌ها، در آن مكان مقدس مكشوف گردد[4]

اگر اين پيش‌فرض‌ها را مورد تامل قرار دهيم، مي توانيم اهميت آيه فوق را در باره قرار دادنِ پوششِ اضافي در روي گريبان وسينه‌ها درك كنيم. همچنين تفاوت لباس‌هاي چسب و تنگ را با لباس‌هاي نسبتا گشادتر(جلباب) مي‌توانيم دريابيم.

نكته‌ديگري كه مورد غفلت قرار گرفته اين است كه بنا به گزارش‌هايي از تاريخِ ادبيات عربِ قبل از اسلام، نقل تذكره‌ها و سيره‌ها، تا هنگام بعثت وهمچنين در زمان زنده بودن پيامبر، اغلب مردان گيسوانِ بلند خود را داشتند. بنا براين شايد بتوان گفت كه آنچه در ميان مرد وزن تفاوت عمده‌اي براي نشانِ جنسيت ايجاد مي‌كرده و زينت ويژه زن محسوب مي‌شده، موي سر نبوده است بلكه برجستگي‌ِ بخشي از اندام زن بوده كه با لباس معموليِ آن زمان وبه‌هنگام راه رفتن جلب توجه مي‌كرده است واحتمالا به همين سبب استفاده از پوششي اضافي به‌نام «خِمار» و بستن آن روي گريبان وسينه‌ها مي‌توانسته اين زينتِ ويژه زن را پوششِ بيشتري دهد و از تحريكات جنسي در برابر نگاه‌هاي ديگران بكاهد.

در ادامه آيه شماره 31 در همين سوره، سلسله مراتبي را در باره مواجهه‌ي زنان با مردان، بدون استفاده از «خِمار» برمي‌شمارد كه به‌نظر مي‌رسد در اين ترتيب، نوعي نسبي‌گرايي در مواجه‌ي زن با ديگران نهفته باشد. در شرح اين سلسله مراتب، اولين كسي كه منعي در برابر او ديده نمي‌شود، شوهرِ زن است كه شريك جنسي او نيز محسوب مي‌شود. در رده بعدي، پدرِ زن وپدر شوهر او است وهمينگونه رده‌هاي بعدي، از فرزندانِ خود زن گرفته تا برادرها، وبرادرزاده‌ها وخواهر زاده‌ها و.. به‌ترتيب نام برده مي‌شوند تا جايي كه به مردانِ غير خويشاندي مي‌رسد كه بدون دغدغه جنسي وبدون نيرنگ ومكري در اين مورد هستند و از آنان با‌نامِ «تابعينُ غيرِ اولي الاربه» ياد شده است. برخي تفاسير و همچنين ترجمه‌ها از اين مردان به‌نام خادمان خصي شده ياد كرده‌اند كه به‌علت خصي شدن نيازي و رغبتي به مسائل جنسي ندارند اما اولاً معناي اوليه «غيراولي‌الاربه» چنين چيزي نيست. «اِربه» از ريشه «ريب» به معناي مشكوك و ناپسند است دوم اينكه بسيار بعيد است كه در صدر اسلام ودر زمان حيات پيامبر كه هنوز مسلمانان امپراطوري تشكيل نداده بودند وحرمسراهاي آنچناني پديد نياورده بودند چنين رسمي در ميان آنان بوده باشد كه بردگان را اخته كنند تا در حرمسرا كه رفت وآمد مي‌كنند خطري براي بانوان حرم نداشته باشند.

توصيه‌اي ديگري كه پس از شمردن اين مراتب به زنان شده است اينكه:
«لايضربنِ بِاَرجْلِهنّ لِيْعلَمُ ما يْخفينُ من زينَتِهِنّ»
اين جمله با آنكه بسيار مختصر بيان شده اما چنان همه‌جانبه ومفيد است كه مي‌تواند گونه‌هاي مختلفي از اطوارهاي زني را واگويد كه دوست دارد به‌طريقي خود را بنماياند. مانند زني بدوي كه با پايكوبي‌هايش و به‌صدا درآوردن خلخال‌هاي پايش، ديگران را متوجه خود كند. تا خود را به‌آنان بماياند. در پايان آيه آمده است كه:
«و باز گرديد به سوي خدا، همه شما اي ايمان آورندگان(اعم از زن ومرد) باشد كه رستگار شويد»
آيه ديگري در سوره احزاب آمده كه در آن به زنان رسول و ديگر زنان مؤمن براي اينكه مورد آزار برخي مردان قرار نگيرند توصيه‌هايي در باره جلباب شده است.
اي پيامبر، بگو به همسرانت، و به دخترانت و به زنان مومنين، كه فرو گيرند برخود از جلابيب(يدنين عليهن من جلابيبهن). اين نزديك‌تر است براي آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند و خداوند آمرزنده و مهربان است.

نكته‌هاي مبهمي در اين آيه براي ما هست كه گشودن آن شايد چندان كار آساني نباشد. از جمله اينكه، «جلباب» در آن روزگار به چه چيزي گفته مي‌شده است؟. آيا واقعا جلباب به نوع خاصي از لباس گفته مي‌شده است؟. اين لفظ از ريشه «جلب» مي‌باشد واگر جلباب به معناي پوششي گشاد باشد كه برجستگي‌هاي بدن را ننماياند و جلب توجه ديگران را نكند باز هم هيچ اشاره‌اي نيست که زنان موي سر خود را بپوشانند یا نپوشانند.

نكته ديگر كه در آيه فوق بسيار قابل تامل است اينكه در شهر كوچكي مثل مدينه‌ي آن روزگار كه همه آدم‌ها حتي به‌اسم مي‌ توانستند يكديگر را بشناسند، زنان رسول و زنان مومنين به چه چيزي بايد شناخته مي‌شدند كه مورد تهمت، و آزار قرار نگيرند؟ به نظر مي‌رسد كه در اينجا منظور از شناخته شدن، نوعي از شناخت از طرف ديگران نسبت به زن است كه ديگران آن زن را از رفتار، گفتار و نگاهش به وقار و گرايش به‌پاكدامني بشناسند، نه تنها اينكه مثلا بشناسند كه اين زنِ فلاني است و چون زن فلاني است كسي به‌او كاري نداشته باشد.
×××××××××××

با توجه به آنچه گذشت شايد بتوان گفت كه پوشش براي زنان ومردان، هم امري نسبي بوده است وهم اختياري. يعني به همان گونه كه ايمان به تعالي یافتن امري اختياري وارادي است، طبعا انتخاب ملزومات وراهكارهاي متناسب براي رسيدن به تعالي هم مبتني بر همان ايماني خواهد بود كه زن يا مرد اراده كرده است. به‌نظر مي‌رسد كه اجبار به پوشش‌هاي فرمايشي، غیر از پیشنهاد و توصیه و نشان دادن راه کار است. اجبار براي مرد يازني كه ايماني به تعالي يافتن ندارد، موجب اعتلاي او نمي‌شود وچنانچه مردان وزناني ايمان به تعالي يافتن داشته باشند بي‌آنكه كسي اجبارشان كند، خودشان متناسب با شرايط محيط وموقعيت، از پوشش لازم استفاده مي‌كنند.

علي طهماسبي

(http://www.mellimazhabi.org/news/082004news/0609bhshti.htm)
[1] - امروز كه در افغانستان حكومت طالبان رخت برسته ورفته و حجاب براي زنان آزاد است بازهم شايد حدود نود درصد زنان افغان درآن ولايت خود را ناگزير مي‌بينند از برقع استفاده كنند تا از گزند اين وآن و از نگاه هيزِ مردان محفوظ بمانند در حالي كه برخي از همان زنان وقتي به اروپا سفر مي‌كنند و در شهرهاي اروپايي رفت وآمد مي‌كنند حتي از روسري هم استفاده نمي‌كنند زيرا موردي براي آزار ديدن از آن‌گونه نگاه وجود ندارد
[2] - اين آيه همچنين يا آور اين شعر مشهور فارسي است كه به‌صورت ضرب‌المثل درآمده:
كبوتر با كبوتر باز با باز××××××كند همجنس با همجنس پرواز
[3] - تاريخ طبري، جلد سوم، در بخش مربوط به اخبار پيامبر تا به‌هنگام بعثت. همچنين توجه به‌اين نكته نيز مهم است كه درختان موجود در مكه ومدينه بيشتر همان نخل‌هاي خرما بوده وهست كه چوب آن به سبب اليافي بودن فاقد ارزش براي صنعت نجاري بوده است.
[4] - تورات، سفر خروج، باب 20، آيه 26

ارژنگ
Sunday 23 April 2006, 08:56PM
حجاب و زنان

پژوهشی از دکتر درخشنده صادقی(حمیدی)


«جرجی زیدان» می نویسد:«اگر مقصود از حجاب، پوشانیدن تن و بدن است، این وضع پیش از اسلام و حتی پیش از ظهور دیانت مسیح معمول بوده و دیانت مسیح هم تغییری در آن نداده و تا اواخر قرون وسطی، در اروپا معمول بوده و آثار آن هنوز در خود اروپا باقی مانده است». در آیین بودا، مردان موی سر را تراشیده و سیک ها در هندوستان موهای خود را لابلای شالی پنهان و به دورسر می پیچند.
پوشاندن موی سر از دیر باز در همه دین ها رواج داشته و زن و مرد کم و بیش از آن پیروی می کنند. در آیین یهود، مردان با کلاهک کوچک سیاه رنگی موی را می پوشانند و در باب 14 از سفر پیدایش چنین می خوانیم:«چون «ریوقا »(زن آینده او)از آمدن اسحاق به وسیله غلام خود آگاهی یافت، برقع(روبند) بر گرفته خودرا بپوشاندی» بدین روی، زنان هم موی وروی از مرد بیگانه پنهان می کردند. در میان رومیان و یونانیان باستان، زنان بایستی با لباسهای بلند و موی پوشیده در روسری در اجتماع دیده می شدند. در شاخه کاتولیک مسیحیت، زنان دیر نشین در لباسهای روحانیت، با موی پوشیده و روی بدون آرایش، به کارهای مذهبی و اجتماعی می پردازند. به عقیده «پولس»، حواری معروف عیسی مسیح(St.Paul ): « نقاب شرف زن است. پس اگر گیسو فرو گذارد این مایه بزرگواری اوست»
«جرجی زیدان» می نویسد:«اگر مقصود از حجاب، پوشانیدن تن و بدن است، این وضع پیش از اسلام و حتی پیش از ظهور دیانت مسیح معمول بوده و دیانت مسیح هم تغییری در آن نداده و تا اواخر قرون وسطی، در اروپا معمول بوده و آثار آن هنوز در خود اروپا باقی مانده است». در آیین بودا، مردان موی سر را تراشیده و سیک ها در هندوستان موهای خود را لابلای شالی پنهان و به دورسر می پیچند.
در اسلام، مردها دستار به سر می بندندو زنها موی سر را بایستی از مردان(غیر از پدر، برادر، شوهر، عمو ودائی و فرزندزادگان مرد آنان) بپوشانند.
اسلام از مومنان خواست:«به مردان با ایمان بگو دیدگان از نظر بازی فرو گذارندو عفت خود را حفظ کنند. این کار برای پاک ماندن آنها بهتر است.
به زنان مومن بگو دیدگانشان را فرو گذارند و عفت خود را حفظ کنندو زینت خودرا آشکار نکنند، مگر آنچه ظاهر است و روسری  های خود را بر گریبان هایشان بیاندازند...» سوره نور 30-31
حجاب آنچنان که در آیات قرآن در سوره  های مختلف آمده، سدی برای فعالیت اجتماعی زنان و یا پیشرفت علمی و یادگیری و آموختن دانش برای آنها نبوده است. در نخستین دوران گسترش اسلام و زندگی پیامبر، زنان با مردان در میدان های جنگ دوشادوش شراکت داشتند، با هم به نمازهای دسته جمعی و مسجد میرفتند. در میان آنان زنان شاعر، دانشمند، پزشک و بازرگان دیده شده است.
پس از پیامبر، سپری شدن دوران خلفای راشدین(چهار خلیفه جانشین پیامبر) زندگی اجتماعی و آزادی زنان به صورتی چشم گیر بر پایه چند انگیزه رنگ دیگری گرفت.
1) اعراب با آشنا شدن به فرهنگ ایرانی و رومی، از زندگی ساده دوران پیامبر روی گردان و به زندگی اشرافی و درباری (به ویژه در دوران خلافت عثمان) آشنا شدند. هرچه بیشتر به زندگی تجملی خو گرفتند، از ارزش زن کاسته شد، زیرا توانائی مالی، اجازه چند همسری به آنها داد و زن برایشان موجودی بی ارزش و وسیله خوش گذرانی بود.
2) با جنگهای پیاپی، ثروت و غنیمت همراه با کنیزان و اسیران به چنگ آوردند و مردان به همخوابه های گوناگون دسترسی پیدا کردند. مردان با کنیزان واسیران نرد عشق می باختندو زنها را رها کرده و آنگونه که باید مهر ومحبتی به آنها نمی شد. بازده این پدیده شوم، بی اعتمادی زنان به مردان شد و همبستگی و باور زن و مرد نسبت به هم در خانواده، جای خودرا به بدگمانی و نا باوری داد.
3) چون ساختار اجتماعی بر پایه مرد سالاری بود، مرداختیارات بیشتری داشت وپی آمد این رویداد فشار هرچه بیشتر مرد به زن و تنگ کردن دامنه آزادی اجتماعی او شد. زن را هرچه بیشتر خانه نشین کردند و این را نشانه از برتری و قدرت برای خود به حساب آوردند. گرچه این ستمگری نسبت به زنان با دستورات قرآن مخالف بوده، اما توجهی به آن نمی شد.در سوره رم آیه 30 میخوانیم: «از آیات الهی یکی اینکه برای شما از نوع خودتان جفت آفرید تا به وسیله آنان آسایش یابید و خداوند میان شما و آنان دوستی و مهربانی برقرار ساخت» و یا در سوره نسا، آیه 23 چنین گفته شده:« همانطور که شما حق بر زنان دارید، آنها هم حقوقی دارند که باید به نیکوئی ادا شود». ولی مردان جز خودکامگی و نافرمانی از قوانین مذهبی چیزی نخواستندو به ستمگری و بدرفتاری و بی توجهی به حقوق زن ادامه دادند.
بهر روی حجاب در بین اشراف رواج بیشتری داشت. زنان طبقات کارگر در کشورهای مسلمان که پایه اقتصاد کشاورزی داشتند، بدون چادر در کشتزارها و چراگاهها مشغول به کار بودند. در ایران تا به امروز در کشتزارهای برنج و چایکاریهای شمال،چراگاه های غرب و در کارخانه های ریسندگی و قالیبافی ها شاهد این پدیده هستیم. دختران و زنهای زحمتکش بدون پوشش در چادر سیاه، در این بخشها برای گسترش نیروی اقتصادی کشور به کار می  پردازند.
پوشش چادر سیاه رنگ برای زنان تا چندی پیش متداول نبوده و زنها از چادرهای زیبای رنگین استفاده می کردند. «راوندی» در این راستا می نویسد:
«تا در حدود 1880 م (1298 هـ) چادر های زنان رنگارنگ و بسیار زیبا بود. در این وقت، سیاحان و جهانگردان فرنگی که به اسلامبول می آمدند، از زنان مسلمانی که در قبرستانها ایستاده بودند عکسبرداری می کردند. این امر، و انتشار رمان«پیرلوتی» به نام Aziadee (آزاده خانم) که داستان معاشقات یک نفر فرنگی با زوجه یک افندی مسلمان است، موجب نارضائی سلطان عبدالحمیدخان شد و فرمود که منبعد خانم ها چادر های سیاه بپوشند و پیچه بزنند، و این عادت کم کم به سایر بلاد از جمله تبریز و تهران سرایت کرد، و بعدها(در عهدآتاترک) کشف حجاب نیز از 1924 م( 1343 هـ) به بعد در اسلامبول معمول شد و بعد به تهران راه یافت».
بدین روی، پرده پوشی سختی که در میان خانواده ها در کشورهای مسلمان دیده می شود، بازده بدگمانی مرد از زن و خودکامی او است، نه پیروی از آیات قرآن و قانون.
پانویس
1- تاریخ تمدن اسلام، پیشین، برگ942
2- تاریخ اجتماعی ایران، پیشین، برگ
648 3- عبدالله رازی، تاریخ کامل ایران، شرکت اقبال،
1341
Abdu Rahmani,Doi,Woman in sharia,lahore,1996

ارژنگ
Sunday 23 April 2006, 09:01PM
حجاب



آيه‌اي از كلمات نوراني كتاب آسماني در مورد حجاب :


« ُيْدنْينَ عَلَيْهنَ منْ جَلبْيبهنَ »

فرو پوشند بر خويشتن روپوشهاي خويش را

« ذلك أدني أن يعرفن فلا يؤذين و كان الله غفوراً رحيما »

اين بهتر است تا آن كه شناخته شوند پس آزار نشوند و خدا آمرزنده و مهربان است .


حجاب در لغت
معناي لغوي حجاب كه در عصر ما اين كلمه براي پوشش زن معرفي شده است. هم به معني پوشيدن است و هم به معني پرده و حاجب است. حجاب را در مرواريد بانوي اسلام ببينيم از حجب و حيا داراي جمال معنوي است. كه آسمان و زمين از وجود خلقت او در حيرت‌اند. كه او بي بي دو سرا آن زهراي (سلام الله عليها) آسماني وفاطمه‌ي (سلام الله عليها ) زميني است كه الگويي جز ايشان ودخترانشان بهتر نمي‌توان يافت.


فلسفه در حجاب
فلسفه پوشش در اسلام چند چيز است بعضي از آنها جنبه‌ي رواني دارد و بعضي جنبه‌ي خانه و خانوادگي و بعضي ديگر جنبه‌ي اجتماعي و بعضي مربوط به بالا بردن و جلوگيري از ابتذال او . چون دور شدن از حجاب براي زن ، از دست دادن روحيه‌ي، رسيدن به كمال، خستگي هميشگي را در بردارد. چون اين لذات، يك روز، يك هفته، ... مدت كوتاه است شكست ناپذير است. درك كامل خود را از دست مي‌دهد. و از غذاي روح كه همان قرآن است محروم مي‌ماند. حضرت فاطمه‌ (سلام الله عليه) جماعت را به آيين رسول الله ( صلوات الله عليه ) فرا مي خواند و راه رستگاري را در پيروي از قرآن معرفي مي‌كند و چنين مي‌گويد: آخر اين قرآن است كه فروزانتر از خورشيد مي درخشد پس چيست كه از حكمت و مصلحت كتاب الله سر مي‌پيچيد و به هوسها و شهرتها سر فرود مي‌آوريد؟ بدانيد كه جز اسلام دين ديگري در پيشگاه خداوند مقبول نيست .


پيام :حجاب مشترك بين زن و مرد براي به دام نيفتادن در گناه، چشماست.


فهرست مطالب:

حجاب چشم (http://www.hejab-shia.com/hijab/cheshm4.htm)
پرسش و پاسخ (http://www.hejab-shia.com/hijab/porsesh1.htm)

ديوونه
Sunday 23 April 2006, 09:09PM
مرکز مطالعات و تحقیقات زنان
http://www.womenrc.com/

جامعه حمایت زنان
http://www.zanann.com/

صبح
Monday 24 April 2006, 08:27AM
سلام عليكم

اگر نشان (آواتار) جور كرديم ... چيكارش بكنيم ؟

صبح
Monday 24 April 2006, 08:31AM
-----

صبح
Monday 24 April 2006, 08:40AM
*--

(قانون)
Monday 24 April 2006, 11:01AM
پيشنهاد راه‌اندازي مناظره درباره حجاب در صداوسيما (http://www.baztab.com/news/37779.php)

(قانون)
Monday 24 April 2006, 11:02AM
سلام عليكم
آواتارهاي جالبي است . منبع ؟

(قانون)
Monday 24 April 2006, 11:06AM
تصاوير آغاز طرح مبارزه با بدحجابي (http://www.baztab.com/news/37827.php)

صبح
Monday 24 April 2006, 12:46PM
سلام عليكم
آواتارهاي جالبي است . منبع ؟

سلام عليكم

منبع هارد بنده و نرم افزار فتوشاپ ، عكسهاي تظاهرات دانشجوئي مقابل سفارت آمريكا يا انگليس شايد ... از ايسنا و عكسهاي سريال مريم مقدس است :)

سريال مريم مقدس (ع) ، يكي از نقاط قابل مانور دهي است كه در دنياي اسلام بسيار پرطرفدار است ... اما در ايران :rolleyes:

ديوونه
Monday 24 April 2006, 08:38PM
عليه حجاب اسلامي(1)

نویسنده: شهريار زرشناس

منبع: باشگاه اندیشه 13/11/1383

حجاب يا پوشش اسلامي يكي از دستورات حكيمانه و سعادت‌بخش دين مبين اسلام است كه از هنگام اسلام آوردن مردم ايران در دو قرن نخست هجري به گونه‌اي هميشگي و مستمر توسط اهالي اين سرزمين مورد پذيرش واقع شده و بدان عمل مي‌شده است. در واقع رعايت حجاب اسلامي در بين مسلمانان ايراني و كليت اين جامعه از جمله عوامل مهم پاسداري از شأن و كرامت انساني زنان و رعايت سالم حقوق و حدود در روابط ميان مردان و زنان بوده است.
امواج مهاجم استعمار بورژوايي و شكل تقليدي آن در ايران يعني غرب‌زدگي شبه مدرن دلايل متعددي براي مخالفت با حجاب اسلامي خانم‌ها داشت: اولاً حجاب زن مسلمان هويت‌بخش و عزت‌آفرين بود و موجب مي‌شد زن مسلمان ايراني در برابر هجوم افكار و مدل‌هاي رفتاري بيگانه، گرفتار از خودبيگانگي و ضعف و بي‌هويتي و يا آلودگي نگردد. از اين رو از عوامل حفظ استقلال هويتي مردم ما بود و شبه‌مدرنيست‌ها كه سوداي وابستگي ايران را در سر داشتند، دل‌خوشي از آن نداشته و ندارند. ثانياً حجاب زن ايراني به عنوان لباس عفت و پاكدامني و ساده‌زيستي او موجب مصونيت زنان و حتي مردان مسلمان در مقابل هجوم مصرف‌زدگي و فرهنگ كالاي مي‌گرديد. از اين رو خود به خود راه را بر سيطره‌ي نظام سرمايه‌سالاري و تبعات آن مي‌بست.

استعمار غربي براي فتح بازار خريد مردم ايران نيازمند نابودي ساختار توليد سنتي و همچنين ساختار ساده و خودكفا و مستقل زندگي مردم ما بود. حجاب اسلامي، زن ايراني مسلمان و به تبع آن حتي مرد مسلمان ايراني را در مقابل گسترش فرهنگ مصرفي و كالازدگي و سرمايه‌سالاري محافظت مي‌كرد. ثانياً در جوامع مسلمان تحت سلطه‌ي امپرياليزم هر نوع تأكيد بر عناصر فرهنگ بومي و ملي مردمان چونان شمشير برنده‌اي عليه سياست‌ها و اميال استعمار مدرن غربي عمل كرده و مي‌كند. زيرا استعمارگران به دنبال تهي كردن و بيگانه ساختن مردم از هويت كلاسيك خود بوده‌اند تا آنان را اسير هويت تقلبي غرب‌زدگي شبه‌مدرن نموده و از كانال آن اين ملت‌ها را براي هميشه به خود وابسته نمايند. حجاب زن مسلمان در چنين وضعيتي حكم يك اسلحه‌ي نيرومندي براي جريان انقلابي و ضداستعمار را پيدا مي‌كرده است.

اساساً غربي‌ها به منظور برقراري سيطره‌ي تام و تمام و فراگير خود بر مقدرات تاريخي جوامع غيرغربي مي‌بايست كه نظام منسجم ارزش‌هاي ديني آنها را در هم شكسته و فرهنگ قلابي ظاهرگرا و دنيازده و به تعبيري شيطاني خود را جانشين آن نمايند و يكي از منفذها و روزنه‌هاي مقاومت اصيل فرهنگ خودي در جوامع اسلامي همانا حجاب زنان مسلمان بوده است كه آنان را از مدزدگي و شيئي شدگي و تبديل شدن به موجودي كالايي باز مي‌داشته است. از اين رو بود كه از آغاز برقراري سيطره‌ي فرهنگي ـ سياسي غرب‌زدگي شبه مدرن در ايران [پس از سقوط استبداد صغير و كسب قدرت توسط اعضاي لژ بيداري در سال 1327 ق] زمزمه‌اي شيطاني براي نفي و انكار حجاب و تخريب و تخطئه‌ي آن آغاز گرديد. به گونه‌اي كه تاريخ براي ما روايت مي‌كند از حدود سال 1329 ق مطبوعات منورالفكري جسته و گريخته اما به طور تقريباً مستمر حملات خود عليه حجاب اسلامي را آغاز كردند.

آن گونه كه از بررسي اسناد و مدارك تاريخي به دست مي‌آيد در سال 1303 ش در تهران سخن از «انجمن ضدحجاب» بوده است و به ويژه با اعلام كشف حجاب در افغانستان، در ايران نيز فعاليت‌ها و تهاجمات منورالفكران عليه حكم الهي حجاب بيشتر گرديد. البته اين امري كاملاً بديهي بود كه امپرياليزم غربي براي برقراري سيطره‌ي خود در ايران كه از مجراي حاكميت فرماسيون غرب‌زدگي شبه‌مدرن عملي مي‌گرديد، هدفي جز نابودي حجاب اسلامي و به تبع آن در هم شكستن هويت زن مسلمان ايراني را دنبال نمي‌كرد. باز هم طبيعي بود كه به ميزاني كه غرب‌زده‌ها و عوامل استكبار در ايران قدرت مي‌گرفتند و هم‌زمان با افزايش تهاجم آنها عليه دين و آئين هويت و اعتقادات و استقلال اين مردم، هجوم تبليغاتي و اعمال زور فيزيكي و سياسي عليه حجاب نيز بيشتر مي‌گرديده است. در اين بين روشنفكران شبه‌مدرنيست ايراني به عنوان كارگزاران اصلي بسط سيطره‌ي فرماسيون غرب‌زدگي و عمله‌ي دانسته يا نادانسته تحقق وابستگي ايران به نظام سرمايه‌داري جهاني، بيشترين نقش را در مبارزه عليه هويت ديني مردم و حكم اسلامي حجاب زنان بر عهده گرفته و مي‌گيرند.

در اين ايام در روزنامه‌ها و نشريات منفورالفكري شاهد هجوم تبليغاتي نسبتاً مداوم روشنفكران لائيك و ناسيوناليست عليه حجاب اسلامي هستيم. در اين هجمه‌ي ناجوانمردانه كه حتي قبل از مسلط شدن رضاخان و برقراري رژيم پهلوي در ايران، آغاز گرديد از همه‌ي صور فعاليت‌هاي ژورناليستي [اعم از درج مقاله يا انتشار سالانه و يا نشر هجويات و فكاهيات و به سخره گرفتن حكم الهي] استفاده مي‌گرديد.

از اين گونه اشعار مي‌توان به چند نمونه اشاره كرد. مثلاً عارف قزويني شاعر و تصنيف‌سراي متجددمآب و ناسيوناليست آن دوره در قطعه‌اي كه به سال 1336 ق(برابر با 1297 ش) عليه حجاب سروده چنين گفته است:

بفكن نقاب و بگذار در اشتباه ماند

تو بر آن كسي كه مي‌گفت رخت به ماه ماند

بدر اين حجاب و آخر بدرا زابر چون خود

كه تمدن ارنيابي بي‌تو به نيم راه ماند

تو از اين لباس خواري شوي عاري و برآري

بدر همه گل سر از تربتم ارگياه ماند…



عارف و شاعر سكولاريست عهد مشروطه در شعر ديگري به سال 1302 ش اين چنين عليه حجاب سخن دري كرده است:

ترك حجاب بايدت اي ماه رو مگير

در گوش وعظ و واعظا بي‌آبرو مگير

بالا بزن به ساعد سمين نقاب را

گر هر چه شد به گردنم آن را فرو مگير



در ادامه اين ابيات، به توهين و هتاكي عليه روحانيت پرداخته و باز عليه حكم آسماني حجاب سخن گفته است. از اين قبيل اشعار عليه حجاب در آثار ديگر شاعران شبه‌مدرنيست اين دوره نيز ديده مي‌شود.



نکته : تاریخ معاصر ایران کشف حجاب پوشش اسلامی حجاب اسلامی

ديوونه
Monday 24 April 2006, 08:39PM
عليه حجاب اسلامي(1)

نویسنده: شهريار زرشناس

منبع: باشگاه اندیشه 13/11/1383

حجاب يا پوشش اسلامي يكي از دستورات حكيمانه و سعادت‌بخش دين مبين اسلام است كه از هنگام اسلام آوردن مردم ايران در دو قرن نخست هجري به گونه‌اي هميشگي و مستمر توسط اهالي اين سرزمين مورد پذيرش واقع شده و بدان عمل مي‌شده است. در واقع رعايت حجاب اسلامي در بين مسلمانان ايراني و كليت اين جامعه از جمله عوامل مهم پاسداري از شأن و كرامت انساني زنان و رعايت سالم حقوق و حدود در روابط ميان مردان و زنان بوده است.
امواج مهاجم استعمار بورژوايي و شكل تقليدي آن در ايران يعني غرب‌زدگي شبه مدرن دلايل متعددي براي مخالفت با حجاب اسلامي خانم‌ها داشت: اولاً حجاب زن مسلمان هويت‌بخش و عزت‌آفرين بود و موجب مي‌شد زن مسلمان ايراني در برابر هجوم افكار و مدل‌هاي رفتاري بيگانه، گرفتار از خودبيگانگي و ضعف و بي‌هويتي و يا آلودگي نگردد. از اين رو از عوامل حفظ استقلال هويتي مردم ما بود و شبه‌مدرنيست‌ها كه سوداي وابستگي ايران را در سر داشتند، دل‌خوشي از آن نداشته و ندارند. ثانياً حجاب زن ايراني به عنوان لباس عفت و پاكدامني و ساده‌زيستي او موجب مصونيت زنان و حتي مردان مسلمان در مقابل هجوم مصرف‌زدگي و فرهنگ كالاي مي‌گرديد. از اين رو خود به خود راه را بر سيطره‌ي نظام سرمايه‌سالاري و تبعات آن مي‌بست.

استعمار غربي براي فتح بازار خريد مردم ايران نيازمند نابودي ساختار توليد سنتي و همچنين ساختار ساده و خودكفا و مستقل زندگي مردم ما بود. حجاب اسلامي، زن ايراني مسلمان و به تبع آن حتي مرد مسلمان ايراني را در مقابل گسترش فرهنگ مصرفي و كالازدگي و سرمايه‌سالاري محافظت مي‌كرد. ثانياً در جوامع مسلمان تحت سلطه‌ي امپرياليزم هر نوع تأكيد بر عناصر فرهنگ بومي و ملي مردمان چونان شمشير برنده‌اي عليه سياست‌ها و اميال استعمار مدرن غربي عمل كرده و مي‌كند. زيرا استعمارگران به دنبال تهي كردن و بيگانه ساختن مردم از هويت كلاسيك خود بوده‌اند تا آنان را اسير هويت تقلبي غرب‌زدگي شبه‌مدرن نموده و از كانال آن اين ملت‌ها را براي هميشه به خود وابسته نمايند. حجاب زن مسلمان در چنين وضعيتي حكم يك اسلحه‌ي نيرومندي براي جريان انقلابي و ضداستعمار را پيدا مي‌كرده است.

اساساً غربي‌ها به منظور برقراري سيطره‌ي تام و تمام و فراگير خود بر مقدرات تاريخي جوامع غيرغربي مي‌بايست كه نظام منسجم ارزش‌هاي ديني آنها را در هم شكسته و فرهنگ قلابي ظاهرگرا و دنيازده و به تعبيري شيطاني خود را جانشين آن نمايند و يكي از منفذها و روزنه‌هاي مقاومت اصيل فرهنگ خودي در جوامع اسلامي همانا حجاب زنان مسلمان بوده است كه آنان را از مدزدگي و شيئي شدگي و تبديل شدن به موجودي كالايي باز مي‌داشته است. از اين رو بود كه از آغاز برقراري سيطره‌ي فرهنگي ـ سياسي غرب‌زدگي شبه مدرن در ايران [پس از سقوط استبداد صغير و كسب قدرت توسط اعضاي لژ بيداري در سال 1327 ق] زمزمه‌اي شيطاني براي نفي و انكار حجاب و تخريب و تخطئه‌ي آن آغاز گرديد. به گونه‌اي كه تاريخ براي ما روايت مي‌كند از حدود سال 1329 ق مطبوعات منورالفكري جسته و گريخته اما به طور تقريباً مستمر حملات خود عليه حجاب اسلامي را آغاز كردند.

آن گونه كه از بررسي اسناد و مدارك تاريخي به دست مي‌آيد در سال 1303 ش در تهران سخن از «انجمن ضدحجاب» بوده است و به ويژه با اعلام كشف حجاب در افغانستان، در ايران نيز فعاليت‌ها و تهاجمات منورالفكران عليه حكم الهي حجاب بيشتر گرديد. البته اين امري كاملاً بديهي بود كه امپرياليزم غربي براي برقراري سيطره‌ي خود در ايران كه از مجراي حاكميت فرماسيون غرب‌زدگي شبه‌مدرن عملي مي‌گرديد، هدفي جز نابودي حجاب اسلامي و به تبع آن در هم شكستن هويت زن مسلمان ايراني را دنبال نمي‌كرد. باز هم طبيعي بود كه به ميزاني كه غرب‌زده‌ها و عوامل استكبار در ايران قدرت مي‌گرفتند و هم‌زمان با افزايش تهاجم آنها عليه دين و آئين هويت و اعتقادات و استقلال اين مردم، هجوم تبليغاتي و اعمال زور فيزيكي و سياسي عليه حجاب نيز بيشتر مي‌گرديده است. در اين بين روشنفكران شبه‌مدرنيست ايراني به عنوان كارگزاران اصلي بسط سيطره‌ي فرماسيون غرب‌زدگي و عمله‌ي دانسته يا نادانسته تحقق وابستگي ايران به نظام سرمايه‌داري جهاني، بيشترين نقش را در مبارزه عليه هويت ديني مردم و حكم اسلامي حجاب زنان بر عهده گرفته و مي‌گيرند.

در اين ايام در روزنامه‌ها و نشريات منفورالفكري شاهد هجوم تبليغاتي نسبتاً مداوم روشنفكران لائيك و ناسيوناليست عليه حجاب اسلامي هستيم. در اين هجمه‌ي ناجوانمردانه كه حتي قبل از مسلط شدن رضاخان و برقراري رژيم پهلوي در ايران، آغاز گرديد از همه‌ي صور فعاليت‌هاي ژورناليستي [اعم از درج مقاله يا انتشار سالانه و يا نشر هجويات و فكاهيات و به سخره گرفتن حكم الهي] استفاده مي‌گرديد.

از اين گونه اشعار مي‌توان به چند نمونه اشاره كرد. مثلاً عارف قزويني شاعر و تصنيف‌سراي متجددمآب و ناسيوناليست آن دوره در قطعه‌اي كه به سال 1336 ق(برابر با 1297 ش) عليه حجاب سروده چنين گفته است:

بفكن نقاب و بگذار در اشتباه ماند

تو بر آن كسي كه مي‌گفت رخت به ماه ماند

بدر اين حجاب و آخر بدرا زابر چون خود

كه تمدن ارنيابي بي‌تو به نيم راه ماند

تو از اين لباس خواري شوي عاري و برآري

بدر همه گل سر از تربتم ارگياه ماند…



عارف و شاعر سكولاريست عهد مشروطه در شعر ديگري به سال 1302 ش اين چنين عليه حجاب سخن دري كرده است:

ترك حجاب بايدت اي ماه رو مگير

در گوش وعظ و واعظا بي‌آبرو مگير

بالا بزن به ساعد سمين نقاب را

گر هر چه شد به گردنم آن را فرو مگير



در ادامه اين ابيات، به توهين و هتاكي عليه روحانيت پرداخته و باز عليه حكم آسماني حجاب سخن گفته است. از اين قبيل اشعار عليه حجاب در آثار ديگر شاعران شبه‌مدرنيست اين دوره نيز ديده مي‌شود.



نکته : تاریخ معاصر ایران کشف حجاب پوشش اسلامی حجاب اسلامی

ديوونه
Monday 24 April 2006, 08:46PM
اینهم وبلاگ خوبیه در مورد حجاب.
http://why-hijab.persianblog.com/

(قانون)
Monday 24 April 2006, 11:50PM
سلام
چند كتاب مرتبط و مفيد از شهيد مطهري براي دانلود :

_اخلاق جنسي (http://www.motahari.org/asaar/books/download/2/book.zip)
_خدمات متقابل اسلام و ايران (http://www.motahari.org/asaar/books/download/49/book.zip)
_ مسأله حجاب (http://www.motahari.org/asaar/books/download/77/book.zip)
_ نظام حقوق زن در اسلام (http://www.motahari.org/asaar/books/download/85/book.zip)

sareban
Wednesday 26 April 2006, 01:25PM
آنچه قرآن ميگويد:
جزء 18 سوره النور (http://www.al-shia.com/html/far/1quran/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=24&n_aye1=1&n_aye2=0) آيه 30 (http://www.al-shia.com/html/far/1quran/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=24&n_aye1=30&n_aye2=30):

قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ
به مؤمنان بگو چشمهاى خود را [از نگاه به نامحرمان‏] فروگيرند، و عفاف خود را حفظ كنند؛ اين براى آنان پاكيزه‏تر است‏؛ خداوند از آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است‏!
اين آيه خطاب به مردان مومن است و بر حرمت نگاه كردن او به زن و وجوب حجاب درعورت(فروج ) دلالت ميكند!



جزء 18 سوره النور (http://www.al-shia.com/html/far/1quran/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=24&n_aye1=1&n_aye2=0) آيه 31 (http://www.al-shia.com/html/far/1quran/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=24&n_aye1=31&n_aye2=31):

وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ


و به آنان با ايمان بگو چشمهاى خود را [از نگاه هوس‏آلود] فروگيرند، و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را -جز آن مقدار كه نمايان است‏- آشكار ننمايند و [اطراف‏] روسرى‏هاى خود را بر سينه خود افكنند [تا گردن و سينه با آن پوشانده شود]، و زينت خود را آشكار نسازند مگر براى شوهرانشان‏، يا پدرانشان‏، يا پدر شوهرانشان‏، يا پسرانشان‏، يا پسران همسرانشان‏، يا برادرانشان‏، يا پسران برادرانشان‏، يا پسران خواهرانشان‏، يا زنان هم‏كيششان‏، يا بردگانشان [=كنيزانشان‏]، يا افراد سفيه كه تمايلى به زن ندارند، يا كودكانى كه از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نيستند؛ و هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود [و صداى خلخال كه برپا دارند به گوش رسد]. و همگى بسوى خدا بازگرديد اى مؤمنان‏، تا رستگار شويد!

آنچه اين آيه دلالت ميكند اين موارد است:
1) حرمت نگاه زن به مرد.
2)وجوب حفط عورت واستثناء مقدار نمايان و ظاهر.
4)وجوب انداختن جلباب بر سينه!
5)جواز ظاهر كردن زينت براي اين افراد:
شوهر‏، پدر‏، پدر شوهر‏، پسر‏، پسران همسر‏، يا برادر‏، يا پسر برادر‏،
يا پسرخواهر‏، زنان ‏، برده [=كنيز‏]، افراد سفيه ، يا كودك !
6)وجوب عفت در هنگام راه رفتن!


- جزء 18 سوره النور (http://www.al-shia.com/html/far/1quran/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=24&n_aye1=1&n_aye2=0) آيه 60 (http://www.al-shia.com/html/far/1quran/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=24&n_aye1=60&n_aye2=60)

وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَن يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَّهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
و زنان از كارافتاده‏اى كه اميد به ازدواج ندارند، گناهى بر آنان نيست كه لباسهاى [رويين‏] خود را بر زمين بگذارند، بشرط اينكه در برابر مردم خودآرايى نكنند؛ و اگر خود را بپوشانند براى آنان بهتر است‏؛ و خداوند شنوا و داناست‏.

اين آيه بر چند چيز دلالت دارد!
1)پير زناني كه اميدي به ازدواج ندارند ، بشرطي كه خود آرائي ننمايند
ميتوانند حجاب را رعايت نكنند!
2)مفهوم اين آيه ، دال بر لزوم حجاب است چرا كه ميفرمايد: اگر آن
شرايط ذكر شده براي پيرزن مذكور وجود نداشت ، حجاب واجب است!

3)عفاف در هر صورت ، خوب و مطلوب است ،حتي براي پيرزني باشرايط ذكر شده!


جزء 22 سوره الاحزاب (http://www.al-shia.com/html/far/1quran/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=33&n_aye1=1&n_aye2=0) آيه 32 (http://www.al-shia.com/html/far/1quran/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=33&n_aye1=32&n_aye2=32) :


يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا
اى همسران پيامبر! شما همچون يكى از آنان معمولى نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد؛ پس به گونه‏اى هوس‏انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند، و سخن شايسته بگوييد!
اين آيه، دستوري است به زن ، براي حفط عفاف خود در هنگام سخن !




جزء 22 سوره الاحزاب (http://www.al-shia.com/html/far/1quran/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=33&n_aye1=1&n_aye2=0) آيه 53 (http://www.al-shia.com/html/far/1quran/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=33&n_aye1=53&n_aye2=53)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا


اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! در خانه‏هاى پيامبر داخل نشويد مگر به شما براى صرف غذا اجازه داده شود، در حالى كه [قبل از موعد نياييد و] در انتظار وقت غذا ننشينيد؛ امّا هنگامى كه دعوت شديد داخل شويد؛ و وقتى غذا خورديد پراكنده شويد، و [بعد از صرف غذا] به بحث و صحبت ننشينيد؛ اين عمل‏، پيامبر را ناراحت مى‏نمايد، ولى از شما شرم مى‏كند [و چيزى نمى‏گويد]؛ امّا خداوند از [بيان‏] حق شرم ندارد! و هنگامى كه چيزى از وسايل زندگى را [بعنوان عاريت‏] از آنان [= همسران پيامبر] مى‏خواهيد از پشت پرده بخواهيد؛ اين كار براى پاكى دلهاى شما و آنها بهتر است‏! و شما حق نداريد رسول خدا را آزار دهيد، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآوريد كه اين كار نزد خدا بزرگ است‏!
اين آيه مي فرمايد: اگر از زنان پيامبر(ص) درخواستي داشتيد ، آن را از پشت پرده از ايشان بخواهيد كه نتيجتا بر لزوم حجاب زن و نيز پاسداري اين عفاف از سوي مرد تاكيد دارد!


جزء 22 سوره الاحزاب (http://www.al-shia.com/html/far/1quran/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=33&n_aye1=1&n_aye2=0) آيه 59 (http://www.al-shia.com/html/far/1quran/t-q.php?language=far&lang=txt&translator_far=makarem&sure=33&n_aye1=59&n_aye2=59)

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا
اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: (جلبابها [= روسرى‏هاى بلند] خود را بر خويش فروافكنند، اين كار براى اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است‏؛ [و اگر تاكنون خطا و كوتاهى از آنها سر زده توبه كنند] خداوند همواره آمرزنده رحيم است‏

اين آيه بر لزوم پوشيدن جلباب از سوي زنان تاكيد دارد! ونيز دليل و يا حكمت(فلسفه ) حجاب را ، عدم تعرض از سوي مردان بيان ميكند!

sareban
Wednesday 26 April 2006, 08:44PM
جلباب
در معناي جلباب سه قول است:
1) جلباب بمعناي ملحفة و چادري است كه سر و گردن و سينه را مي پوشاند.
2) بمعناي مقنعه و خمار است.
3) بمعناي پيراهني گشاد است.
هر يك از اين سه قول در اين مقدار كه بايد سر و بدن پوشيده شوند موافقند!
اما چنان كه صاحب لسان العرب و نيز تفسير نمونه هم گفته اند : جلباب ، وسيله پوششي بزرگتر از مقنعه و كوچكتر از عباء فعلي عربي بوده كه تا روي سينه را نيز مي پوشانده، ناگفته نماند كه دستور به پوشش جلباب ، در شرايطي بوده است كه عرب بطور سنتي ، باقي بدن را مي پوشانده و تنها بعضي از زنان بي مبالات عرب نسبت به سر وگردن حساسيت چنداني نشان نمي داده اند كه اين فرمان الهي ، ديگر جائي براي امهال و سستي باقي نميگذارد، پس نبايد اين توهم شود كه پوشاندن زير سينه واجب نيست!

SAFA
Thursday 19 April 2007, 08:21PM
مسئله حجاب آن‌طور که هست (http://www.ketabnews.com/detail-3924-fa-1.html)

وقتی استاد مطهری در یکی از مساجد منبر می‌رفت، فردی اعتراض کرده بود که چرا این فرد را به این مسجد دعوت کرده‌اید؟! با آمدن او نور این مسجد می‌رود! این کسی است که کتاب "مسئله حجاب" را نوشته است!

http://www.ketabnews.com/ketabnewscontent/media/image/2007/04/2276_orig.jpg

اشاره:
ده سال پس از شهادت استاد مطهری، انتشارات صدرا کتابی منتشر کرد که حاوی حاشیه‌هایی بر کتاب "مسئله حجاب" بود و پاسخهایی که به آنها داده شده بود؛ به نام «پاسخهای استاد به نقدهایی بر کتاب مسئله حجاب». اهمیت کتاب دوم از آن جهت بود که نشان‌دهنده‌ی حواشی و واکنشهای قشر خاصی از مذهبیون جامعه و بیانگر فضایی که کتاب او‌ّل یعنی «مسئله حجاب» در آن شکل گرفته بود، است. متن حاضر اشاراتی به این دو کتاب دارد. پراکندگی و عدم تمرکز اشارات متن نیز ناشی از پراکندگی نقدها یا به قول استاد «بهانه‌ها»یی است که طرح شده است.

اسلام آن‌طور که هست

انتشار کتاب مسئله حجاب در میان دو قشر متجدد و سنتی بازتاب داشت. تأثیر زیادی روی قشر متجدد گذاشت به‌طوری که تعداد قابل‌ توجهی از بانوان به اصطلاح متجدد که خیال می‌کردند پوشش اسلامی با تحصیل و پیشرفت قابل جمع نیست و از سوی دیگر در وجدان خود، به خاطر بی‌حجابی ناراحت بودند، به حجاب اسلامی رو آوردند و آثار این کتاب در جامعه، خصوصاً دانشگاهها به سرعت ظاهر شد. این کتاب در میان برخی افراد سنتی هم بازتاب داشت. برخی از آنها معتقد بودند که این کتاب چون حجاب را منحصر به چادر ندانسته است؛ بنابراین موجب بی‌حجابی خواهد شد. می‌گفتند حرفهای استاد مطهری همه درست و مطابق با فقه اسلامی است، ولی نباید گفته شود که وجه و کفی‍ّن مستثنی است و حجاب به شکلی غیر چادر نیز ممکن است، زیرا موجب سوءاستفاده خواهد شد. ولی استاد مطهری معتقد بودند که باید اسلام را آن‌طور که هست به مردم معرفی کنیم، نه چیزی به آن اضافه کنیم و نه چیزی از آن کم کنیم، به تعبیر دیگر اسلام را بدون آرایش و پیرایش عرضه کنیم، آن‌گاه فطرت حقیقت‌جوی انسانها به سوی آن جذب خواهد شد.



تعریف می‌کردند که وقتی استاد مطهری در یکی از مساجد منبر می‌رفت، فردی اعتراض کرده بود که چرا این فرد را به این مسجد دعوت کرده‌اید؟ با آمدن او نور این مسجد می‌رود! این کسی است که کتاب مسئله حجاب را نوشته است!

http://www.ketabnews.com/ketabnewscontent/media/image/2007/04/2277_orig.jpgدانشگاه تهران. دوران گشایش دروازه‌ی تمدن!

این کتاب در فضایی منتشر شد که از طرفی سیاست رژیم شاه مبتنی بر ترویج فحشاء و بی‌بند و باری و اسلام‌زدایی از ایران بود، چنان‌که بر ناسیونالیسم ایرانی نیز تکیه می‌کردند، و از طرف دیگر کمونیستها و مجاهدین خلق بر بی‌پایگی حجاب و بر اختلاط مرد و زن و دختر و پسر تأکید داشتند. رژیم شاه تبلیغ می‌کرد که تحصیل با تدی‍ّن قابل جمع نیست خصوصاً برای بانوان، ولی این کتاب راهی را با برهان و استدلال پیش پای بانوان قرار داد که این دو را قابل جمع معرفی می‌کرد و از سوی دیگر می‌گفت حتی اگر ملاک، ناسیونالیسم ایرانی و ایران باستان باشد، در ایران باستان نسبت به اسلام، حجاب سخت‌تری برای بانوان قرار داده بودند.

کتاب که منتشر شد، یک نسخه‌اش را دست گرفته بودند و رفته بودند پیش آقا (امام خمینی قدس) که این شاگردتان نصف تهران را با این کتابش بی‌حجاب کرد. آقا هم در جوابشان فقط یک جمله گفته بود، همان جمله خودشان با یک تفاوت کوچک، به جای بی‌حجاب گفته بود باحجاب.





شما فریب خورده‌اید
ذیل عنوان «چهره و دو دست (وجه و کفی‍ّن)» نوشته بود: «... لزومی ندارد زن الزاماً به درون خانه رانده شود و پرده‌نشین باشد؛ بلکه صرفاً باید هر نوع لذت جنسی اختصاص داشته باشد به محیط خانواده و کانون اجتماع باید پاک و منزّه باشد... بنابراین زن می‌تواند هر نوع کار از کارهای اجتماعی را عهده‌دار شود.»



یکی از شاگردان استاد در حاشیه نوشته بود: «رعایت این فلسفه، وقتی امکان دارد که زن محصور در خانه باشد و الّا هر چه پای زن به اجتماع بیشتر باز شود؛ زمینه برای تمتّعات عمومی و زنا فراهم‌تر می‌گردد... هیچ‌گاه طبقه عفیف و متدین مردم به حجاب ایراد نمی‌گیرند؛ همیشه ایرادگیری‌ها از ناحیه مردم نانجیب یا فریب‌خورده‌های آنان است. دکتر [...] در مطبش یک مینی‌ژوپ‌پوش درجه‌ی یک را به‌عنوان سکرتر استخدام می‌کند و در جلسات آقای مطهری شرکت می‌کند و منافقانه اظهار می‌کند که به اسلام پایبند است و آقای مطهری هم فریب او و امثال او را می‌خورد.»



استاد جواب داده بود:
«در پایین صفحه نوشته‌اید دکتر [...] (که شما را معالجه کرده است) مافوق است. آری این است پاداش کسی که بیش از ده سال، صمیمانه به فکر و روح شما خدمت کرده است و آن است پاداش کسی دیگر که به تن شما (و ظاهراً بدون ویزیت) خدمت کرده است. شما چگونه به شخصی به صرف اینکه یک گناه مرتکب شده و زنی مینی‌ژوپ‌پوش استخدام کرده، تهمت نفاق می‌زنید و چه مجوزی دارید؟! این نسبتها حرام است و موجب فسق. آنچه من در این حواشی می‌بینم؛ آن‌قدر خالی از موازین اخلاقی است که گاهی تردید می‌کنم، جواب بگویم....»

SAFA
Thursday 19 April 2007, 08:26PM
http://www.ketabnews.com/ketabnewscontent/media/image/2007/04/2273_orig.jpg

توصیه‌ی اخلاقی با حکم دین فرق دارد
از «تاریخ تمدن» ویل دورانت و «نگاهی به تاریح جهان» جواهر لعل نهرو نقل کرده بود که گفته بودند اصلاً حجاب به‌خاطر تأثیرپذیری اعراب از ایرانی‌ها و دیگر اقوام وارد اسلام شده است:
«سخن درستی نیست. فقط بعدها بر اثر معاشرت اعراب مسلمان با تازه مسلمانان غیر عرب، حجاب از آنچه در زمان رسول اکرم وجود داشت؛ شدیدتر شد؛ نه اینکه اسلام اساساً به پوشش زن هیچ عنایتی نداشته است.»



استاد در ادامه آورده‌بود:«آنچه بعدها حتی در میان متشرعین‌، تحت تأثیر عادات و عرفها پیدا شد، مافوق توصیه‌های اخلاقی اسلامی مسل‍ّم است. در عرفهای متأخر حتی ذکر نام همسر نوعی کشف عورت تلقی می‌شود. پیغمبر اکرم و امیر‌المؤمنین و سایر ائمه اطهار در محاورات خود نام همسرشان را می‌بردند که خدیجه یا فاطمه یا ام‌‌ّ حمیده چنین و چنان کرد، ولی امروز اگر یک مرجع تقلید، نام همسر خود را بدون تعبیراتی از قبیل «اهل بیت» یا «والده فلانی» یا «خانواده» و امثال اینها ببرد؛ کاری زشت تلقی می‌شود؛ در‌صورتی‌که رسول اکرم از همسرش با کلمه «حمیرا» تعبیر می‌کند که نشان‌دهنده‌ی زیبایی و رنگ پوست اوست. امروز یک مل‍ّای معروف و مورد توجه عوام اگر همسرش سر تا پا پوشیده نباشد و بخواهد از جلوی جمعی عبور کند؛ امری مستنکر تلقی می‌شود.»



نقد اباطیل و آدمهای مصلحت‌نشناس
«هنگامی که قانون مدنی ایران تدوین شد، هنوز از برده‌فروشی در بعضی از نقاط دنیا اثری به جا بود و در ایران نیز با اینکه این کار علی‌الظاهر از میان رفته بود، ولی باز در مغز قانون‌گزاران آثاری از برده‌فروشی و آزار به زیردستان وجود داشت. زن را در آن دوره چون «مستأجره» می‌پنداشتند... حتی اگر کسی صدای زن را نامحرم می‌شنید؛ آن زن بر شوی خود حرام می‌شد. خلاصه مردان آن دوره زن را چون ابزاری می‌دانستند که کار او منحصرا‌ً رسیدگی به امور خانه و پروردن فرزند بود...» قبل از این پاراگراف نوشته بود: کتاب "انتقاد بر قوانین اساسی و مدنی ایران صفحه27"



مسئله حجاب پر بود از این ارجاعات، از راسل گرفته تا ویل دورانت، همه آنهایی را که فکر می‌کرد حرفهایی زده‌‌اند که ممکن است، تأثیرگذار باشد؛ پاسخ می‌داد.



دیگرانی هم بودند که اعتقاد داشتند، لزومی ندارد به این حرفها پرداخت، برایش نوشته بودند «نقل این اباطیل در کتابتان زائد است» به آنها هم این‌طور پاسخ داده بود: «این اباطیل همانهاست که همه روزه در صدها هزار نسخه در جراید و مجلات، نوشته می‌شود و در مغزهای جوانان مسلمان فرو می‌رود و بالاخره یک بدبخت مصلحت‌نشناسی مثل من لازم است که علی‌رغم منافعی که در میان عوام دارد، با این اباطیل درگیر و روبه‌رو شود تا لااقل یک عده بفهمند که هستند اشخاصی که می‌توانند به اینها پاسخ گویند.»



وقتی قرار می‌شد در یک مورد خاص تحقیق کند حرفی را که مطمئن می‌شد که موثق و صحیح و مناسب است، از هر کسی که بود نقل می‌کرد. فرقی نمی‌کرد از یک روشنفکر اروپایی باشد و یا از یکی از کتب حدیث اهل سنت.

http://www.ketabnews.com/ketabnewscontent/media/image/2007/04/2275_orig.jpg
حسینیه‌ی ارشاد . انتخابات

به پیش‌نمازها بدبین می‌شوند، نه فقها
در صفحه 151 مسئله حجاب نوشته است: «غرض ما از این بحث این است که شما با متون اسلام از نزدیک آشنا شوید و به منطق متین و محکم اسلام مجهز گردید.»

در حاشیه‌ی این مطلب هم اعتراض کرده بودند که: «این جمله ایهام می‌کند که دیگران شما را از آشنا شدن با متون اسلام مانع می‌شوند. این‌گونه جملات بسیار زننده است و مردم را نسبت به فقهاء بدبین می‌سازد.»


استاد تعریض را که دیده بود، جواب داده بود: «سبحان‌الله، سکوت دیگران و توضیح و تفسیر مقنع نکردن آنها، سبب بدبینی نمی‌شود؛ اما اینکه بیچاره‌ای جان بکند و بعد بگوید می‌خواهم شما از نزدیک با اسلام آشنا شوید، موجب بدبینی می‌شود؟... فرضا‌ً بدبین کند به پیش‌نمازها بدبین می‌کند نه به فقهاء. ... همه‌ی کتب فقه مشتمل بر حمله علمی به فقهاست و تازه آنچه در اینجا هست، حتی حمله هم نیست. این چیزهاست که نشان می‌دهد غرض از انتقادها بهانه‌گیری است و حسن نیتی در کار نیست.»



یادی از هیچکاک و مسئله حجاب
استاد در این کتاب نشان داده است که هم نقد فیلم می‌نویسد، هم مجله می‌خواند، هم کتابهای فلسفی غربی تحلیل می‌کند. حتی وقتی قرار است در مورد حجاب نقل قول کند بی هیچ ترسی از متحجرین، سراغ فیلم‌سازانی چون هیچکاک هم می‌رود:
«از همه عجیب‌تر سخنی است که یکی از مجلات زنانه از آلفرد هیچکاک نقل می‌کند. هیچکاک می‌گوید: من معتقدم که زن هم باید مثل فیلمی پرهیجان باشد، بدین معنی که ماهیت خود را کمتر نشان دهد و برای کشف خود، مرد را به نیروی تخیل و تصور زیادتری وادارد. باید زنان پیوسته بر همین شیوه رفتار کنند و بگذارند مرد برای کشف آنها بیشتر به خود زحمت دهد».



موافق حجاب، موافق غرب است!
در صفحه 257 کتاب مسئله حجاب آمده بود:
«آنچه مصلحت ایجاب می‌کند، جز این نیست که باید این خیال را از سر زنان امروز خارج کنیم که می‌گویند حجاب در عصر حاضر غیرعملی است؟ ثابت کنیم که حجاب اسلامی، کاملاً منطقی و عملی است.»



بر این جمله اعتراض نوشته بودند که: «منظور کسانی که می‌گویند حجاب در عصر حاضر، غیرعملی است این است که با تقلید از نظام اجتماعی اروپا نمی‌سازد. و منظور مؤل‍ّف این است که می‌سازد. یعنی می‌توان نظام اجتماعی اروپا را پیروی کرد و در عین حال حجاب اسلامی را حفظ کرد. خلاصه آنکه مخالفان حجاب پیروی از نظام جدید را لازم می‌دانند و مؤلف هم تجویر می‌کند. و این خیال خام است، حق این است که این دو نظام با یکدیگر سازگار نیست و کوشش مؤلف، اثرش این است که مردمی را که در پرتگاه سقوطند یک‌باره ساقط می‌سازد.»



و استاد پاسخ داده بود:
«خدا لعنت کند کسی را که بخواهد نظام اروپا در ایران عملی شود و خدا لعنت کند مفتری را. از چیزهایی که من هرگز، نزد خداوند متعال از آنها نخواهم گذشت؛ این افتراهاست. والله خیر الحاکمین. آیا با این ‌همه نقدها و تصریحات از نظامهای فرنگی باز هم این‌طور تهمت می‌زنید؟! ای کاش یک‌نفر از کسانی که کارشان استهلاک سهم امام است و بس، یک دهم این انتقادها را می‌کردند و به فحش قناعت نمی‌کردند و وظیفه مرا سبک می‌کردند.»

متن کتاب "مسئله حجاب" (http://www.ketabnews.com/ketabnewscontent/fa/lib/libe/book.zip)

هستي
Thursday 17 May 2007, 08:06AM
عليه حجاب اسلامي(1)

نویسنده: شهريار زرشناس

منبع: باشگاه اندیشه 13/11/1383

حجاب يا پوشش اسلامي يكي از دستورات حكيمانه و سعادت‌بخش دين مبين اسلام است كه از هنگام اسلام آوردن مردم ايران در دو قرن نخست هجري به گونه‌اي هميشگي و مستمر توسط اهالي اين سرزمين مورد پذيرش واقع شده و بدان عمل مي‌شده است. در واقع رعايت حجاب اسلامي در بين مسلمانان ايراني و كليت اين جامعه از جمله عوامل مهم پاسداري از شأن و كرامت انساني زنان و رعايت سالم حقوق و حدود در روابط ميان مردان و زنان بوده است.
امواج مهاجم استعمار بورژوايي و شكل تقليدي آن در ايران يعني غرب‌زدگي شبه مدرن دلايل متعددي براي مخالفت با حجاب اسلامي خانم‌ها داشت: اولاً حجاب زن مسلمان هويت‌بخش و عزت‌آفرين بود و موجب مي‌شد زن مسلمان ايراني در برابر هجوم افكار و مدل‌هاي رفتاري بيگانه، گرفتار از خودبيگانگي و ضعف و بي‌هويتي و يا آلودگي نگردد. از اين رو از عوامل حفظ استقلال هويتي مردم ما بود و شبه‌مدرنيست‌ها كه سوداي وابستگي ايران را در سر داشتند، دل‌خوشي از آن نداشته و ندارند. ثانياً حجاب زن ايراني به عنوان لباس عفت و پاكدامني و ساده‌زيستي او موجب مصونيت زنان و حتي مردان مسلمان در مقابل هجوم مصرف‌زدگي و فرهنگ كالاي مي‌گرديد. از اين رو خود به خود راه را بر سيطره‌ي نظام سرمايه‌سالاري و تبعات آن مي‌بست.

استعمار غربي براي فتح بازار خريد مردم ايران نيازمند نابودي ساختار توليد سنتي و همچنين ساختار ساده و خودكفا و مستقل زندگي مردم ما بود. حجاب اسلامي، زن ايراني مسلمان و به تبع آن حتي مرد مسلمان ايراني را در مقابل گسترش فرهنگ مصرفي و كالازدگي و سرمايه‌سالاري محافظت مي‌كرد. ثانياً در جوامع مسلمان تحت سلطه‌ي امپرياليزم هر نوع تأكيد بر عناصر فرهنگ بومي و ملي مردمان چونان شمشير برنده‌اي عليه سياست‌ها و اميال استعمار مدرن غربي عمل كرده و مي‌كند. زيرا استعمارگران به دنبال تهي كردن و بيگانه ساختن مردم از هويت كلاسيك خود بوده‌اند تا آنان را اسير هويت تقلبي غرب‌زدگي شبه‌مدرن نموده و از كانال آن اين ملت‌ها را براي هميشه به خود وابسته نمايند. حجاب زن مسلمان در چنين وضعيتي حكم يك اسلحه‌ي نيرومندي براي جريان انقلابي و ضداستعمار را پيدا مي‌كرده است.

اساساً غربي‌ها به منظور برقراري سيطره‌ي تام و تمام و فراگير خود بر مقدرات تاريخي جوامع غيرغربي مي‌بايست كه نظام منسجم ارزش‌هاي ديني آنها را در هم شكسته و فرهنگ قلابي ظاهرگرا و دنيازده و به تعبيري شيطاني خود را جانشين آن نمايند و يكي از منفذها و روزنه‌هاي مقاومت اصيل فرهنگ خودي در جوامع اسلامي همانا حجاب زنان مسلمان بوده است كه آنان را از مدزدگي و شيئي شدگي و تبديل شدن به موجودي كالايي باز مي‌داشته است. از اين رو بود كه از آغاز برقراري سيطره‌ي فرهنگي ـ سياسي غرب‌زدگي شبه مدرن در ايران [پس از سقوط استبداد صغير و كسب قدرت توسط اعضاي لژ بيداري در سال 1327 ق] زمزمه‌اي شيطاني براي نفي و انكار حجاب و تخريب و تخطئه‌ي آن آغاز گرديد. به گونه‌اي كه تاريخ براي ما روايت مي‌كند از حدود سال 1329 ق مطبوعات منورالفكري جسته و گريخته اما به طور تقريباً مستمر حملات خود عليه حجاب اسلامي را آغاز كردند.

آن گونه كه از بررسي اسناد و مدارك تاريخي به دست مي‌آيد در سال 1303 ش در تهران سخن از «انجمن ضدحجاب» بوده است و به ويژه با اعلام كشف حجاب در افغانستان، در ايران نيز فعاليت‌ها و تهاجمات منورالفكران عليه حكم الهي حجاب بيشتر گرديد. البته اين امري كاملاً بديهي بود كه امپرياليزم غربي براي برقراري سيطره‌ي خود در ايران كه از مجراي حاكميت فرماسيون غرب‌زدگي شبه‌مدرن عملي مي‌گرديد، هدفي جز نابودي حجاب اسلامي و به تبع آن در هم شكستن هويت زن مسلمان ايراني را دنبال نمي‌كرد. باز هم طبيعي بود كه به ميزاني كه غرب‌زده‌ها و عوامل استكبار در ايران قدرت مي‌گرفتند و هم‌زمان با افزايش تهاجم آنها عليه دين و آئين هويت و اعتقادات و استقلال اين مردم، هجوم تبليغاتي و اعمال زور فيزيكي و سياسي عليه حجاب نيز بيشتر مي‌گرديده است. در اين بين روشنفكران شبه‌مدرنيست ايراني به عنوان كارگزاران اصلي بسط سيطره‌ي فرماسيون غرب‌زدگي و عمله‌ي دانسته يا نادانسته تحقق وابستگي ايران به نظام سرمايه‌داري جهاني، بيشترين نقش را در مبارزه عليه هويت ديني مردم و حكم اسلامي حجاب زنان بر عهده گرفته و مي‌گيرند.

در اين ايام در روزنامه‌ها و نشريات منفورالفكري شاهد هجوم تبليغاتي نسبتاً مداوم روشنفكران لائيك و ناسيوناليست عليه حجاب اسلامي هستيم. در اين هجمه‌ي ناجوانمردانه كه حتي قبل از مسلط شدن رضاخان و برقراري رژيم پهلوي در ايران، آغاز گرديد از همه‌ي صور فعاليت‌هاي ژورناليستي [اعم از درج مقاله يا انتشار سالانه و يا نشر هجويات و فكاهيات و به سخره گرفتن حكم الهي] استفاده مي‌گرديد.

از اين گونه اشعار مي‌توان به چند نمونه اشاره كرد. مثلاً عارف قزويني شاعر و تصنيف‌سراي متجددمآب و ناسيوناليست آن دوره در قطعه‌اي كه به سال 1336 ق(برابر با 1297 ش) عليه حجاب سروده چنين گفته است:

بفكن نقاب و بگذار در اشتباه ماند

تو بر آن كسي كه مي‌گفت رخت به ماه ماند

بدر اين حجاب و آخر بدرا زابر چون خود

كه تمدن ارنيابي بي‌تو به نيم راه ماند

تو از اين لباس خواري شوي عاري و برآري

بدر همه گل سر از تربتم ارگياه ماند…



عارف و شاعر سكولاريست عهد مشروطه در شعر ديگري به سال 1302 ش اين چنين عليه حجاب سخن دري كرده است:

ترك حجاب بايدت اي ماه رو مگير

در گوش وعظ و واعظا بي‌آبرو مگير

بالا بزن به ساعد سمين نقاب را

گر هر چه شد به گردنم آن را فرو مگير



در ادامه اين ابيات، به توهين و هتاكي عليه روحانيت پرداخته و باز عليه حكم آسماني حجاب سخن گفته است. از اين قبيل اشعار عليه حجاب در آثار ديگر شاعران شبه‌مدرنيست اين دوره نيز ديده مي‌شود.



نکته : تاریخ معاصر ایران کشف حجاب پوشش اسلامی حجاب اسلامی


مطلب جالبي بود.

هستي
Thursday 17 May 2007, 08:08AM
بسمه تعالي
اين هم يك خبر
خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: دولت سعودي به تازگي هشت زن ايراني زاير عمره را به دليل آنچه مشكل حجاب آنان ناميده، از اين كشور اخراج كرده است.

بنا بر اين گزارش، هشت نفر از زوار زن ايراني كه براي سفر عمره به كشور عربستان سفر كرده بودند، با برخورد دولت سعودي نسبت به نوع حجاب خود روبهرو شده و به ايران بازگشت داده شدهاند. گفته ميشود، اين مورد در سال گذشته نيز رخ داده، اما اعلام نشده بود.

البته يكي از اشنايان كه به عمره رفته بود مي گفت كه بعضي از دختران در حج هم حجاب درستي ندارند.
معلوم نيست چرا به حج مي روند؟

دهقي
Sunday 20 May 2007, 11:05AM
بنام خدا با تشكر از دوستان
تعريفي از حجاب دارم كه خواهشدارم روي ان بحث شود البته اگر متا هل با شيد بهتر درك مي كنيد
حجا ب ..... اعلان به بهترين صورت وفاداري زن نسبت به شو هر خود مي با شد .......
حجاب ..... يعني من نسبت به شوهر خود وفادارم لطفا مزاحم نشويد .......
به دلايل مختلف اين تعريف را بيان ميدارم
دختراني كه ازدواج نكرده اند با لا خره براي جلب توجه وجذب شوهر تمايل به استفاده از لباسهاي
ميكنند كه تا حدودي نشاندهنده خواست در وني انهاست و اين خواست با وضعيت انها تناقضي ندارد
حتي انتخاب چادرهاي انها نيز با زنان متاهل تا حدودي فرق ميكند