شهاب*
Wednesday 22 August 2007, 01:13AM
در سالهای اخیر در برخی سایتهای اسلام ستیز
ادعایی مطرح شد ،
با عنوان ِ (( کشتار ایرانیان بدست امام حسن و امام حسین ))
البته ما هر چه در نوشته هایشان گشتیم ، کشتاری ندیدیم ...
فقط ادعا شده در یک لشگر کشی به طبرستان حضور داشتند ...
پس در این نوشته به " حضور " این دو امام در ایران میپردازیم ...
چون با توجه عدم حضورشان در ایران
دیگر حضوری در جنگ نداشته اند
که سخن از کشتار باشد...
در این ادعای حضور امام حسن و حسین تنها
در دو بن مایه وجود دارد ،
که شامل فتوح البلدان و تاریخ طبری است ...
بنا براین صحت این روایات را بررسی میکنیم ،
تا صحت ادعا روشن گردد :
بن مایه اول : فتوح البلدان –بلاذری :
فتوح البلدان - البلاذري - ج 2 - ص 411
جرجان وطبرستان ونواحيها 834 - قالوا : ولى عثمان بن عفان رحمه الله سعيد بن العاصي بن سعيد ابن العاصي بن أمية الكوفة في سنة تسع وعشرين . فكتب مرزبان طوس إليه وإلى عبد الله بن عامر بن كريز بن ربيعة بن حبيب بن عبد شمس ، وهو على البصرة ، يدعوهما إلى خراسان ، على أن يملكه عليها أيهما غلب وظفر . فخرج ابن عامر يريدها ، وخرج سعيد . فسبقه ابن عامر ، فغزا سعيد طبرستان ، ومعه في غزاته فيما يقال الحسن والحسين أبناء علي بن أبي طالب عليهم السلام .
گرگان-جرجان- و طبرستان: گفته اند که عثمان بن عفان(خلیفه سوم) سعید بن العاصی بن امیه را در سال 29 (هجری) والی کوفه قرار داد. پس مرزبان توس بدو و عبد الله بن عامر بن كريز بن ربيعة بن حبيب بن عبد شمس ، والی بصره ، نامه ای نگاشت و آنان را بسوی خراسان دعوت نمود.....
پس سعید و عامر هر دو اهنگ خراسان نمودند اما عامربرو پیشی گرفت پس سعید آهنگ طبرستان نمود در حالیکه گفته میشود حسن و حسین فرزندان علی بن ابیطالب در شمار همراهان وی بوده اند.
ایرادهایی که بر این روایت وارد است :
1- در متن ترجمه شده پارسی عمدا یا سهوا واژه "گفته میشود" از قلم افتاده است
حال انکه در یک روایت تاریخی یا یک حدیث
همین واژه بتنهایی برای رد چنین ادعایی کافی است.
چون خبری از راوی نیست بلکه گویا نویسنده هم
به اصل وجود مشکوک است !!
در اینجا امانتداری مترجم سخت به چالش گرفته میشود.
2- در اینجا چنانکه گفتیم واژه "گفته میشود" بکار رفته که
اصلا دلیل خوبی برای اثبات نیست
و در بدوی ترین دادگاهها هم به آنچه گفته اند نمیتوان استناد کرد
بویژه انکه شواهد و قرائنی برای تایید این مدعا آورده نشده!!
3- اما اگر مو شکافانه روایت را به نقد بکشید میبینید...
در ابتدای روایت نویسنده میگوید:"گفته اند"
سپس آنگاه که به حضور حسنین در تبرستان رسیده
زیرکانه و در یک چرخش مینویسد:"میگویند"
به عبارتی ابتدا فعل قالو که فعلی "ماضی"-گذشته- است آورده میشود
و سپس فعل مضارع – حال و آینده – آورده شده است
به عبارتی کسانی که نویسنده اصل روایت را از آنها گرفته کسانی بوده اند
که در گذشته میزیسته اند و این روایت بدانها منتقل شده
اما درباره حضور حسنین بکار بردن فعل مضارع حاکی از آنستکه
کسانی هم عصر نویسنده – بلاذری-
که هم عصر عباسسیان است- بدو گفته اند که
احتمالا حسنین حضور داشته اند
آنچه بکلی و به یکباره روایت را از هستی ساقط میکند!!
چنانکه دانشمندان علم رجال و درایه دقیقا چنین شیوه ای را
در آنالیز نهایی صحت یک روایت بکار میبرند
ادعایی مطرح شد ،
با عنوان ِ (( کشتار ایرانیان بدست امام حسن و امام حسین ))
البته ما هر چه در نوشته هایشان گشتیم ، کشتاری ندیدیم ...
فقط ادعا شده در یک لشگر کشی به طبرستان حضور داشتند ...
پس در این نوشته به " حضور " این دو امام در ایران میپردازیم ...
چون با توجه عدم حضورشان در ایران
دیگر حضوری در جنگ نداشته اند
که سخن از کشتار باشد...
در این ادعای حضور امام حسن و حسین تنها
در دو بن مایه وجود دارد ،
که شامل فتوح البلدان و تاریخ طبری است ...
بنا براین صحت این روایات را بررسی میکنیم ،
تا صحت ادعا روشن گردد :
بن مایه اول : فتوح البلدان –بلاذری :
فتوح البلدان - البلاذري - ج 2 - ص 411
جرجان وطبرستان ونواحيها 834 - قالوا : ولى عثمان بن عفان رحمه الله سعيد بن العاصي بن سعيد ابن العاصي بن أمية الكوفة في سنة تسع وعشرين . فكتب مرزبان طوس إليه وإلى عبد الله بن عامر بن كريز بن ربيعة بن حبيب بن عبد شمس ، وهو على البصرة ، يدعوهما إلى خراسان ، على أن يملكه عليها أيهما غلب وظفر . فخرج ابن عامر يريدها ، وخرج سعيد . فسبقه ابن عامر ، فغزا سعيد طبرستان ، ومعه في غزاته فيما يقال الحسن والحسين أبناء علي بن أبي طالب عليهم السلام .
گرگان-جرجان- و طبرستان: گفته اند که عثمان بن عفان(خلیفه سوم) سعید بن العاصی بن امیه را در سال 29 (هجری) والی کوفه قرار داد. پس مرزبان توس بدو و عبد الله بن عامر بن كريز بن ربيعة بن حبيب بن عبد شمس ، والی بصره ، نامه ای نگاشت و آنان را بسوی خراسان دعوت نمود.....
پس سعید و عامر هر دو اهنگ خراسان نمودند اما عامربرو پیشی گرفت پس سعید آهنگ طبرستان نمود در حالیکه گفته میشود حسن و حسین فرزندان علی بن ابیطالب در شمار همراهان وی بوده اند.
ایرادهایی که بر این روایت وارد است :
1- در متن ترجمه شده پارسی عمدا یا سهوا واژه "گفته میشود" از قلم افتاده است
حال انکه در یک روایت تاریخی یا یک حدیث
همین واژه بتنهایی برای رد چنین ادعایی کافی است.
چون خبری از راوی نیست بلکه گویا نویسنده هم
به اصل وجود مشکوک است !!
در اینجا امانتداری مترجم سخت به چالش گرفته میشود.
2- در اینجا چنانکه گفتیم واژه "گفته میشود" بکار رفته که
اصلا دلیل خوبی برای اثبات نیست
و در بدوی ترین دادگاهها هم به آنچه گفته اند نمیتوان استناد کرد
بویژه انکه شواهد و قرائنی برای تایید این مدعا آورده نشده!!
3- اما اگر مو شکافانه روایت را به نقد بکشید میبینید...
در ابتدای روایت نویسنده میگوید:"گفته اند"
سپس آنگاه که به حضور حسنین در تبرستان رسیده
زیرکانه و در یک چرخش مینویسد:"میگویند"
به عبارتی ابتدا فعل قالو که فعلی "ماضی"-گذشته- است آورده میشود
و سپس فعل مضارع – حال و آینده – آورده شده است
به عبارتی کسانی که نویسنده اصل روایت را از آنها گرفته کسانی بوده اند
که در گذشته میزیسته اند و این روایت بدانها منتقل شده
اما درباره حضور حسنین بکار بردن فعل مضارع حاکی از آنستکه
کسانی هم عصر نویسنده – بلاذری-
که هم عصر عباسسیان است- بدو گفته اند که
احتمالا حسنین حضور داشته اند
آنچه بکلی و به یکباره روایت را از هستی ساقط میکند!!
چنانکه دانشمندان علم رجال و درایه دقیقا چنین شیوه ای را
در آنالیز نهایی صحت یک روایت بکار میبرند