نمايش نسخه نهائي : نشانه های ظهور
1052
Tuesday 21 August 2007, 11:50AM
مهدي خروج ميكند و بر سر او ابر سفيدي است و از ميان آن ابر يك منادي ندا سر ميدهد كه اين مهدي خليفه و جانشين خدا است، پس از او پيروي كنيد. گفته ميشود كه اين ندا به همه جاي زمين ميرسد و هر كس، آن را به زبان خود ميشنود.
در كتاب نورالابصار از امام محمدباقر(ع) در مورد نشانههاي ظهور روايت شده است: «آنگاه كه مردان شبيه زنان شوند و زنان شبيه به مردان، زنان بر زين اسبان نشينند و مردم نمازها را از ياد ببرند و از شهوتهاي خويش فرمانبرداري كنند و خونريزي را بياهميت شمارند و در معاملات خويش رباخواري كنند و به زنان تظاهر كنند و بناها برپا سازند و دروغ را حلال شمارند و رشوهگيري كنند و از هوي و هوس پيروي كنند و دين را به دنيا فروشند و رابطه با خويشان نزديك را قطع كنند و نسبت به غذا بخل ورزند و بردباري، ضعف شمرده شود و ستمكاري، افتخار. فرماندهان از تبهكاران و زناكاران باشند و وزيران از دروغگويان، امينان مردم از خيانتكاران، ياريرسانان از ستمكاران، قاريان قرآن از فاسقان. ستم پديدار شود و طلاق بسيار و فجور و زنا آشكار شده و شهادت دروغ پذيرفته شود و مردم شرابخواري كنند، مردان بر مردان سوار شوند و زنان به زنان كفايت كنند و غنيمت گيرندگان، اموال فقيران را از آن خويش سازند صدقه دادن، زيان به شمار آيد و مردم، از ترس زبان اشرار، از آنها در هراس باشند. سفياني از شام خروج كند و يمني از يمن و خسف بيداء (فرو رفتن زمين) در منطقه ميان مكه و مدينه اتفاق افتد. پسري از خاندان محمد، ميان ركن و مقام كشته شود و فريادگري از آسمان، فرياد برآورد كه حق با او و پيروان اوست. آنگاه كه امام خروج كند، پشتش را به كعبه تكيه ميدهد و سيصد و سيزده نفر از يارانش، با او ديدار ميكنند و نخستين كلماتي كه بر زبان ميآورند، اين آيه است:
بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين1
سپس امام ميفرمايد:
من بقيةالله (ذخيره الهي) هستم و خليفه و جانشين خدا و حجت او بر شما و همگي اين گونه بر او سلام ميدهند:
السلام عليك يا بقيةالله في أرضه.
سلام بر تو اي بقيةالله بر زمين او.
آن گاه كه ده هزار مرد نزد او گرد آيند، نه مسيحياي باقي ميماند و نه يهودياي و نه كساني كه غير خدا را پرستش ميكنند، مگر آنكه به او ايمان آورند و او را تصديق كنند. ملت يكي شود، ملت اسلام؛ و هر معبودي جز خداوند بلندمرتبه در زمين باشد، از آسمان بر آن آتشي فرو ميبارد و آن را ميسوزاند.
اين حديث و امثال آن، حاوي شمار زيادي از نشانههاي ظهور است و شايسته آن است كه به صورت كامل و جامع شرح داده شود اما فرصت و مجال ما اندك است و شرح آن در بحث ما نيست، به همين دليل تنها به برخي از موارد آن اشاره ميكنيم:
ـ شبيه بودن مردان به زنان: يا از جهت اينكه آنان مخنثاند و با آنها لواط ميشود، يا از جهت نوع كارهايي كه آنها انجام ميدهند. يعني كارهايشان شبيه به كارهاي زنانه است و زن وارد ميدانهاي كار سخت و طاقتفرسا ميشود كه با خلقت و طبيعت ضعيف و احساسات و عاطفه سرشار او ناسازگار است. يا ممكن است شبيه بودن از نظر لباس پوشيدن، باشد همة اينها امكان دارد و ممكن است اين تشابه به صورتهاي ديگر هم باشد.
ـ كشتار نزد مردم امري آسان و بياهميت باشد.
ـ ميگويند دروغ حلال است و حرام نيست.
ـ در مورد غذا بخل ورزند.
ـ امينان از خيانتكارانند. يعني كساني از مردم كه تظاهر به نيكوكاري ميكنند و مردم، آنها را امين به شمار ميآورند، معلوم ميشود كه آنان در مال و ثروت و خون و آبروي مردم خيانت ميكنند.
ـ يعني قاريان قرآن كه نيكو قرآن تلاوت ميكنند، اما از قرآن فايدهاي نميبرند و به آن عمل نميكنند.
ـ ستم پديدار شود؛ يعني ستم آشكار و روشن و ظاهر ميشود و ستمكار ستم خويش را از ترس يا از روي شرم و حيا از كسي پنهان نميكند.
ـ زنان ازدواج نميكنند، بلكه زنان براي برطرف ساختن شهوت و غريزه جنسي خود از زنان ديگر بهره ميبرند و به آنها كفايت ميكنند و اين مسأله در اسلام به «سحق» معروف است و شديداً نهي شده و حرام است و مجازاتي ويژه دارد كه در كتابهاي فقهي ذكر شده است. زيرا باعث ويراني بنيان خانواده و در نتيجه نابود ساختن امت و مردم است.
ـ هر كس اموال فقيران را به دست آورد، آن را غنيمت به شمار ميآورد و آن را براي خود برميدارد و آن را ميخورد و به كسي ديگر نميدهد.
ـ اگر كسي چيزي به صدقه دهد، آن را ضرر و زيان براي خود ميداند كه مالش را از دست داده و اين كنايه از اين است كه مردم بدون رضايت و خشنودي كامل صدقه ميدهند.
ـ فردي است كه از يمن خروج ميكند، مردم را دعوت به گرويدن به حق و اسلام ميكند و آنگونه كه حديث امام باقر آمده، اوست كه امنيت لازم جهت امام مهدي(ع) را فراهم ميآورد.2
ـ ارتش سفياني كه از جانب شام به سوي مكه ميآيد تا با امام مهدي(ع) بجنگد، زمين در اين منطقه آنها را ميبلعد. متن و تأكيد اين مورد در برخي حديثها آمده است.
ـ معبوداني به جز خداوند بلندمرتبه يعني بتها و امثال آن.
نشانههاي عجيب و غريب
در كتاب البرهان في علامات مهدي آخرالزمان، تأليف متقي هندي حنفي از عبدالله بن عبّاس روايت شده است كه:
مهدي خروج نميكند مگر آنكه نشانهاي از خورشيد به در آيد.
آن نشانه آنگونه كه در روايتها آمده: سري بيرون از خورشيد است كه ندا ميدهد آگاه باشيد كه ولي خدا، مهدي موعود، ظهور كرد پس با او بيعت كنيد.
در برخي احاديث آمده است كه او جبرئيل است.
در روايتي ديگر از همين كتاب آمده است:
محمد بن علي(ع) گفت:
مهدي ما را دو نشانه است كه آن دو نشانه، از زماني كه خداوند آسمانها و زمين را آفريده، وجود نداشتهاند. در شب اول ماه رمضان، ماه گرفتگي پيش ميآيد و در نيمه ماه، خورشيد گرفتگي اتفاق ميافتد.
در شرح اين روايت بايد گفت: با توجه به علم ستارهشناسي غير ممكن است پديده ماه گرفتگي در اول ماه اتفاق بيفتد و به همين دليل است كه اين اتفاق در تاريخ خورشيد و زمين و هستي اتفاق نيفتاده است.
همچنين از نظر علم ستارهشناسي، روي دادن پديده خورشيدگرفتگي در اواسط ماه، امري غير ممكن است.
علاوه بر اين، طلوع خورشيد از سمت مغرب نيز غير ممكن است. زيرا اين امر مستلزم اين است كه زمين به دور خورشيد بچرخد و اين مسئله، از ابتداييترين مسائل و غير ممكنترين آنهاست؛ زيرا اين نوع چرخش، در حقيقت بر خلاف قوانين و سازمان جهان و نيروي جاذبه است.
امّا آفرينندة توانا بر همه چيز، اين امور غير ممكن را به عنوان نشانههايي براي اجازة ظهور ولياش و اجرا كننده دينش، امام مهدي(ع) انجام ميدهد.
خسوف و كسوف در اين حديث آمده و مسأله طلوع خورشيد از سمت مغرب در برخي حديثهاي ديگر آمده است.
فتنهها، بدترين فتنهها
متقي هندي حنفي در ادامه از الحكم ابن عتبه نقل ميكند:
به محمد بن علي(ع) گفتم: شنيدهام كه از شما مردي خروج ميكند كه در ميان اين امت، عدالت را اجرا ميكند. گفت: ما بدان چه مردم آن را ميبينند، اميد داريم و اگر حتي يك روز بيشتر از دنيا باقي نمانده باشد، خداوند آن روز را طولاني ميكند تا آنچه اين امت اميد و آرزوي آن را دارند، پيش بيايد، امّا پيش از آن، فتنههايي خواهد بود. بدترين فتنهها كه انسان صبح را به شب ميرساند، در حالي كه كافر است. پس هر كدام از شما اين زمان را درك كرد، بايد از خدا بترسد و بايد خانهنشين شود.
در توضيح اين روايت بايد گفت: «من احلاس بيته» يعني كسي كه خانهاش را ترك نميكند و كنايه از اين است كه شخص، داخل مذهب و راه باطل مردم نميشود. اين خبر بدين معني نيست كه مردم به حال خود رها ميشوند و امر به معروف و نهي از منكر انجام نميشود، زيرا اين دو واجب بزرگ كه واجبات ديگر در گرو آنها هستند، رها ميشوند.
معني اين حديث، مفهوم همان عبارت ديگري است كه در حديث آمده است
كن في الناس و لا تكن معهم.
در ميان مردم باش ليك با آنها مباش.
اين كاري بس سخت و دشوار است، اما تا زماني كه دستور بودن در ميان مردم و آميختن با آنها باشد، بايد اين كار را انجام داد تا شخص، آنها را امر به معروف و نهي از منكر كند.
در اين كتاب هم چنين از حضرت اباعبدالله حسين بن علي(ع) نقل شده است:
چون نشانهاي از آسمان به صورت آتشي بزرگ از جانب مشرق، در شبانگاهان ديدند، آن گاه زمان فرج آل محمد يا فرج مردم است و آن گامهاي مهدي(ع) است.
در ينابيع المودة در مورد تفسير اين آيه كه اگر بخواهيم آيتي از آسمان بر آنها فرو فرستيم3 از ابوبصير و ابن جارود از امام باقر(ع) نقل شده است كه ايشان گفتند: «اين آيه در مورد قائم نازل شده و يك منادي از آسمان به نام او و نام پدرش ندا سر ميدهد.»
صيحه آسماني
در ينابيعالمودة در مورد اين كلام خداوند بلند مرتبه:
واستمع يوم ينادي المناد من مكانٍ قريب يوم يسمعون الصّيحة بالحق.
به عنوان يوم الخروج و صيحه در اين آيه، صيحهاي از آسمان است كه در روز خروج حضرت قائم(ع) شنيده ميشود.
در البرهان في علامات مهدي آخرالزمان نيز آمده است:
مهدي خروج ميكند در حالي كه روي سر او فرشتهاي است كه ندا سر ميدهد اين مهدي(ع)، خليفه و جانشين خداوند است، پس از او فرمانبرداري كنيد.
در بيان، تاليف گنجي شافعي از عبدالله بن عمر نقل شده است: پيامبر(ص) فرمودند:
مهدي خروج ميكند و بر سر او ابر سفيدي است و از ميان آن ابر يك منادي ندا سر ميدهد كه اين مهدي خليفه و جانشين خدا است، پس از او پيروي كنيد. گفته ميشود كه اين ندا به همه جاي زمين ميرسد و هر كس، آن را به زبان خود ميشنود.
اين معني و مفهوم، براي برخي كه به غيب و عموميت قدرت خداوند بلندمرتبه ايمان نداشتند، سخت و سنگين بوده است، اما اين مسئله در حال حاضر حل شده است. چرا كه انسان ناتوان، دستگاهي را اختراع كرده كه در مجالس و محافل مختلف و در كشورهاي بزرگ و در مجالس عمومي گذاشته ميشود و مثلاً فردي به زبان عربي سخن ميگويد و اين دستگاه، سخنان او را به زبان انگليسي، فارسي، فرانسوي و ... ترجمه ميكند و ترجمهها را نيز به تفكيك، ميان مردم پخش ميكند.
اسلام معجزههاي بسياري دارد و هر چه علم پيشرفت ميكند و تكنولوژي ارتقا مييابد، نشانهها و معجزههايي از آن پديدار ميشود.
در البرهان في علامات مهدي آخرالزمان نقل شده است كه ابونعيم از علي(ع) نقل كرده است كه ايشان فرمودند:
مهدي خروج نميكند مگر آنكه يك سوم مردم كشته شوند و يك سوم آنها بميرند و يك سوم از آنها باقي بمانند.
اين حديث شريف اشاره به جنگهاي گروهي دارد كه در گذشته و در حال حاضر در جهان اتفاق افتاده و يا انتظار ميرود كه اتفاق افتد، مانند جنگهاي جهاني و جنگهاي داخلي كه گاهگاه با بمبهاي كشنده و سلاحهاي اتمي، هزاران هزار قرباني ميگيرند. همچنين اين حديث، اشاره به مرگهاي عمومي و فراگير دارد كه هر از چند گاهي در جاي جاي جهان به خاطر بيماريهاي طبيعي يا مصنوعي و قحطيهاي بر اساس علل طبيعي يا غير طبيعي اتفاق ميافتد.
سفياني
در ينابيع المودة به نقل از المحجأ از علي(ع) در مورد آيه
و لو تري اذ فزعوا فلا فوت.5
فرمودند: كمي پيش از قيام قائم ما مهدي، سفياني خروج ميكند و به اندازه زمان بارداري يك زن، يعني نه ماه پادشاهي ميكند. سپاه او به مدينه ميآيد تا آنكه به بيداء ميرسد و خداوند سپاه او را در آنجا در زمين فرو ميبرد.
البيداء يعني صحراي ميان مدينه و مكه كه در آن، زلزلهها و لرزشهاي شديدي اتفاق ميافتد كه بر اثر آن لرزشها و زلزلهها، سپاه سفياني كه از جانب شام روانه آنجا شده، ميميرند.
در البرهان في علامات مهدي آخرالزمان نيز آمده است كه از امير المؤمنين علي بن ابي طالب(ع) نقل شده كه: «سفياني از فرزندان خالدبن يزيد بن ابوسفيان است. او مردي است با سري بزرگ، بر چهرهاش آثار آبله است و در چشم او نقطة سفيدي است، از جانب شهر دمشق خروج ميكند. اكثر كساني كه از او فرمانبرداري ميكنند از قبيله كلباند او كشتارهاي بسياري ميكند تا آنجا كه شكم زنان را ميشكافد و كودكان پسر را به قتل ميرساند. قيسيها (مصريها و مراكشيها) در برابرش قيام ميكنند و همة آنها را طمعه شمشير ميكند و كسي نميتواند از خود دفاع كند.
اما مردي از خاندان من در حرم خروج ميكند. اين مسئله به سفياني خبر داده ميشود و سفياني سربازاني را به سوي او گسيل ميدارد امّا او آنها را شكست ميدهد. پس سفياني همراه لشكريانش به سوي او روانه ميشود تا آنان كه از بيداء ميگذرند بيداء آنها را در خود فرو ميبلعد و كسي از آنها نجات نمييابد، جز يك نفر كه از اموال آنان خبر دهد».
پنج نشانه
در البرهان في علامات مهدي آخرالزمان از اباعبدالله حسين بن علي(ع) نقل شده است: مهدي(ع) پنج نشانه دارد: سفياني، يمني، صيحة آسماني، خسف در بيداء (فرو رفتن در سرزمين بيداء) و كشته شدن نفس زكيه.
نفس زكيه كسي است كه در برخي از حديثها، از او به عنوان «سيد حسيني» نام برده شده، او خروج ميكند و مردم را دعوت به حق ميكند امّا پيش از ظهور امام مهدي(ع) كشته ميشود.
دجال
ينابيع المودة نقل كرده است: پيامبر(ص) براي ما خطبه خواند و سخن از دجال رفت و فرمود: مدينه پليدي را نميپذيرد، همانگونه كه كورة آهنگري، زنگار و پليدي آهن را جدا ميكند و از بين ميبرد و آن روز، روز رهايي است.
ام شريك گفت: «عربها در آن روز چگونه خواهند بود اي رسول خدا! فرمود: در آن روز عربها اندكاند و بيشتر آنها در بيتالمقدس هستند و امام آنها مهدي(ع) است.
در البرهان في علامات مهدي آخرالزمان نيز از ابوجعفر(ع) نقل شده است:
مهدي در روز عاشورا قيام ميكند و آن روزي است كه حسين بن علي كشته شد. گويي او را روز شنبه، دهم ماه محرم ميبينيم كه ميان ركن و مقام ايستاده، جبرئيل در سمت راست او و ميكائيل در سمت چپ او قرار گرفتهاند. پيروان و شيعيانش از جاي جاي زمين به سوي او روانه ميشوند، تا آنكه با او بيعت ميكنند و زمين آن چنان كه آكنده از ستم و ظلم شده است، به وسيلة آنان سرشار از عدل و داد ميشود.
اين مورد عجيب نيست و در قرآن كريم آمده است كه آصف بن برخيا هزاران مايل در زمين طيالارض نموده است. همچنين انتقال تخت بلقيس از يمن به فلسطين، در كمتر از يك لحظه صورت گرفته است:
قال الذي عنده علم من الكتاب أنا آتيك به قبل ان يرتدّ إليك طرفك فلمّا رأئة مستقراً عنده.6
ماهنامه موعود شماره 78
پينوشتها:
٭ برگرفته از: www.m-mahdi.com (http://www.m-mahdi.com)
1. سورة هود(11)، آية 86.
2. سفينه البحار، ج 2، يمن.
3. سورة الشعراء(26)، آية 4.
4. سورة ق(50)، آية 41 ـ 42.
5. سورة سبأ(34)، آية 51.
6. سورة النمل(27)، آية40.
1052
Tuesday 21 August 2007, 12:13PM
اشاره: در يكى از روايتهايى كه در باب علائم آخر الزمان وارد شده مىخوانيم:
سيكون فى اخر الزمان خسف و قذف و مسخ
در آخر الزمان خسف، قذف، و مسخ واقع خواهد شد. (1)
خسف: به معناى فرو رفتن در زمين است و قذف: به معناى پرتاب چيزى از مكانى به مكان ديگر است، كه از آن جمله است پرتاب سنگ. معناى مسخ نيز دگرگونى سيرت و صورت چيزى استبه شكلى جز آنچه هست. مثلا تبديل شدن انسان به حيوانى همچون خوك و يا ميمون. (2)
در اينكه اينگونه وقايع در آخر الزمان رخ مىدهد جاى ترديد نيست، زيرا اين موضوع در روايات بسيارى مورد اشاره قرار گرفته است. اما اينكه چه وقايعى را مىتوان به عنوان مصاديق اين روايات ذكر كرد محل تامل است; و واقعا نمىتوان گفت كه فلان واقعه طبيعى كه در فلان منطقه رخ داده مصداق واقعه پيش بينى شده در روايات ياد شده استيا خير؟ اما توجه به حوادث و رويدادهايى كه هر از چند گاه در گوشه و كنار جهان رخ مىدهد و برخى از آنها نيز در نوع خود بى نظير هستند خالى از فايده نيست و حداقل مىتواند ما را به تامل بيشتر در موضوع آخرالزمان و نشانههاى ظهور وا دارد.
با اين مقدمه توجه شما عزيزان را جلب مىكنيم به گزارش رويدادى كه در يكى از مناطق كشورمان رخ داده و در مطبوعات منعكس شده است.
در مشاهدات علم زمينشناسى هر گاه جنس لايههاى تحتانى كوه سستتر از طبقات فوقانى آن باشد، اين عامل بر اثر آب و رطوبت و همچنين فشار لايههاى فوقانى آن، در جائى كه مشرف به دره باشد باعثحركت اين قسمتخواهد شد يعنى طبقات بالايى كوه به سمت پايين آن سقوط كرده و جا به جا مىشود كه اصطلاحا به آن رانش كوه مىگويند و نمونه بارز آن يكى دو سال قبل در يكى از روستاهاى اطراف شهرستان بانه اتفاق افتاد كه بر اثر رانش كوه چندين خانه كه در دامنه كوه بنا شده بود زير خروارها سنگ و خاك مدفون گشت و نمونه ديگر آن در سال76 در جاده هراز به وقوع پيوست كه باعث تخريب قسمتى از جاده شده و تعدادى ساختمان را نيز در خود مدفون نمود. اما در 12/1/77 در روستاى لبد از توابع شهرستان فارسان در دامنه كوه كىنو (چهار محال بختيارى) وضعى متفاوت از ساير نقاط و حتى جهان اتفاق افتاد كه علم زمينشناسى از تفسير آن عاجز است.
ساعت 45/6 بعدازظهر و هنگامه غروب است. آفتاب در پشت كوههاى غرب پنهان گشته و هوا رو به تاريكى است و در خانههاى روستايى منطقه كوهستانى، فانوسها روشن مىشود، گوسفندان از چرا برگشته و در آغلهاى خود آرميدهاند و مرغها به لانههاى خود خزيده و در آبادى سگها با عوعوى خود ضمن اعلام حضور مشغول نگهبانى از روستا مىباشند. روستاييان در حالى كه روز پر تلاشى را پشتسر گذاشتهاند در كلبههاى خود جا خوش كرده احتمالا همسران خانواده در تدارك شام مختصر اعضاى خانه مىباشند و تعدادى هم خسته از كار روزانه در حالى كه به پشتىهاى خود تكيه دادهاند و در افكار خود مسائلى را كه در روز بر آنان گذشته است مرور مىكنند و لابد براى فرداى خود نقشه مىكشند، كسى چه مىداند، شايد فردايى نباشد.
كه داند بجز ذات پروردگار كه فردا چه بازى كند روزگار
روستاى لبد بر عكس سمت مقابل كوه كه شيب تندى دارد در قسمتى از دره قرار گرفته است كه تا حدودى امكان احداث كلبههاى روستايى و نگهدارى احشام در آن وجود دارد.
ناگهان در آن سوى دره يعنى در مقابل روستاى لبد واقعه عجيبى اتفاق مىافتد كه مشابه آن را از ازمنه قديم تا كنون در هيچ جاى دنيا كسى سراغ ندارد و بجز اشاراتى كه در قرآن كريم به آن شده (آيه 4 سوره اعراف) مورد ديگرى در تاريخ ثبت نشده است.
صداى مهيبى شنيده شده و گرد و غبار عظيمى هوا را تاريكتر از شب تيره مىكند. انگار محشرى بر پا گرديده، پس از انعكاس اين صداى عجيب در كوهستان و منطقه، روستاييان پايين دست واقع در امتداد دره، چون شب است فانوس بدست در كنار جاده مشرف به دره مجاور روستاى خود كنجكاو شده، سمت و سوى حادثه را در بالا دستخود كه همين روستاى لبد است، مىنگرند اما چون شب كوهستان همه جا را زير چتر سياه خود پنهان كرده، بجز خاموش شدن تنها منبع روشنايى روستاى لبد يعنى فانوسها چيز ديگرى را درك نمىكنند، اما اين را مىدانند كه آن صداى مهيب كه تا آن هنگام دهشتناكتر از آن را نشنيدهاند، اتفاق مهمى در بطن خود دارد، اما چه كنند چون شب است و همه جا پرده سياهى كشيده شده و راه مالرو است. دسترسى به روستاى مورد نظر در روز غير ممكن است و دشوار تا چه رسد به شب تار، لاجرم تنها كارى كه مىتوانند بكنند اين است كه فانوس بدست تا صبح بيدار بمانند و دره را مشاهده كنند، چنانچه سيلى در كار باشد، زودتر باخبر شده، خود و اعضاى خانواده را در جاى امنترى هدايت كنند، تا در حال خواب غافلگير نشوند، بايد منتظر بمانند تا چراغ روز همه جا را روشن كند. وقتى سپيده سر مىزند، اهالى روستاى پايين دست مىخواهند بدانند آيا براى روستاى لبد اتفاقى افتاده استيا نه؟ ولى هر چه نگاه مىكنند كمتر مىيابند. انگار چنين روستايى در بالا دست آنان با آن همه آثار و علائم وجود نداشته است، ولى مگر چنين چيزى ممكن است؟ شايد چشمان آنان از سو افتاده است. اينطور چيزى دستگيرشان نمىشود، بايد تكانى خورد و بايد از نزديك ديد كه چه شده است. لذا حركت مىكنند و با دلهره و زحمت فراوان خود را به محل روستاى لبد مىرسانند، اما لبدى وجود ندارد، نه خانهاى و نه اهالى روستا و نه آغلى و نه گاو و گوسفندى و نه باغى و نه درختى و ميوهاى و نه... خداى من اصلا جنبندهاى در اينجا پر نمىزند و آثار حياتى در اين روستا مشاهده نمىشود به جز خاك و سنگهاى تازه جابجا شده چيز ديگر رويت نمىگردد، دره سالم است و شكل طبيعى خود را دارد و نهر خشك آن پا بر جاست، ولى در آن سوى دره و در كمركش كوه انگار توده عظيمى از كوه را تازه از آن جدا كردهاند، اما چگونه و به كجا بردهاند؟! مگر مىشود اين همه خاك و سنگ را يك شب به اين سمت دره آورد، و روستاى لبد را با آن همه آثار و علائم و خانهها و باغها در زير آن مدفون كرد؟ اما پس از كاوشهاى بعدى معلوم مىشود قطر اين تودههاى خاك به 70 متر مىرسد، باور كردنى نيست، اما چشم بينا هيچوقت اشتباه نمىبيند همان را مىبيند كه در معرض ديد است، هزاران تن خاك و سنگى كه از كمركش كوه مجاور جدا شده اگر سقوط مىكرد يعنى اگر رانش داشتبا آنهمه حجم عظيمى كه داشت نمىتوانست دره زير پاى خود را به دليل وسعت زياد آن پر كند و به آن تغيير وضعيتبدهد، تا چه رسد به اينكه اين سوى دره بيايد و كل روستا را زير خود مدفون كند. پس چه شده است؟ مثل اين است كه ميليونها تن سنگ و خاك از كوه مجاور جدا كرده و در منجنيق گذاشته و از بالاى دره به سوى روستاى لبد پرتاب نمودهاند كه در آن واحد روستاى فوق را زير خود مدفون كرده و فرصت عكسالعملى به هيچ جنبندهاى در اين واقعه داده نشده است. علم زمينشناسى براى اين واقعه هيچ تفسير و ادلهاى ندارد و از توجيه آن عاجز است و اين از وقايع نادرى است كه فقط قرآن به آن اشاره دارد; واقعهاى كه براى عذاب قومى و عبرت سايرين اتفاق مىافتد.
والسلام
خدايا ما را مشمول رحمتت قرار بده (امين)
منبع:
- روزنامه جمهورى اسلامى پنجشنبه9 ارديبهشت 1378
پىنوشتها:
1. ابن طاوس، على بن موسى، الملاحم والفتن فى ظهور الغائب المنتظر، ص 102; القندوزى، سليمان بن ابراهيم، ج3، ص146. همچنين ر. ك: المجلسى، محمدباقر، بحار الانوار، ج53، ص 131، الشيخ المفيد، الارشاد، ص 338.
2. ر. ك: سليمان، كامل، روزگار رهايى، ترجمه علىاكبر مهدىپور، ج 2، ص 854.
ناگهان در آن سوى دره يعنى در مقابل روستاى لبد واقعه عجيبى اتفاق مىافتد كه مشابه آن را از ازمنه قديم تا كنون در هيچ جاى دنيا كسى سراغ ندارد و بجز اشاراتى كه در قرآن كريم به آن شده (آيه 4 سوره اعراف) مورد ديگرى در تاريخ ثبت نشده است.
ماهنامه موعود شماره 14
1052
Tuesday 21 August 2007, 12:18PM
بشارت ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) در كتاب «دانيال نبى»
در كتاب دانيال نبى نيز بشارت ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) مطابق بشارات انبياى گذشته، چنين آمده است:
«. . . امير عظيمى كه براى پسران قوم تو ايستاده قائم است، خواهد برخاست. و چنان زمان تنگى خواهد شد كه از حينى كه اُمّتى به وجود آمده است تا امروز نبوده، و در آن زمان هر يك از قوم تو، كه در دفتر مكتوب يافت شود رستگار خواهد شد. و بسيارى از آنانى كه در خاك زمين خوابيده اند بيدار خواهند شد، امّا اينان به جهت حيات جاودانى و آنان به جهت خجالت و حقارت جاودانى. و حكيمان مثل روشنايى افلاك خواهند درخشيد، و آنانى كه بسيارى را به راه عدالت رهبرى مى نمايند مانند ستارگان خواهند بود تا ابد الآباد.
امّا تو اى دانيال ! كلام رامخفى دار و كتاب راتا زمان آخر مهر كن. بسيارى به سرعت تردّد خواهند نمود و علم افزوده خواهد گرديد ... خوشا به حال آن كه انتظار كشد».
در اين بشارت نكات چندى وجود دارد كه برخى از آنها را به طور اختصار توضيح مى دهيم:
1 ـ شخص مورد بشارت كه در نخستين فراز بشارت مزبور به عنوان «ايستاده» از او تعبير شده است، قائم آل محمّد(عليهم السلام) است كه بزرگترين نماينده انبياى الهى است، و دعوت تمام پيامبران خدا را يكجا در حكومت حقّه خود آشكار ساخته، آيين الهى را بر سرتاسر كره خاكى حكم فرما مى نمايد.
2 ـ منظور از «زمان تنگى»، زمان بيدادگريها، سختيها، فشارها، ظلم و ستم هايى است كه قبل از ظهور آن حضرت در سراسر جهان پيدا مى شود، چنان كه در روايات اسلامى آمده است: «يَمْلاَُ الأرضَ قِسطاً و عَدلا كَما مُلِئت جوراً و ظلماً».
3 ـ منظور از: «آنانى كه در خاك زمين خوابيده اند»، گروهى از اموات مى باشند كه در دولت با سعادت حضرت مهدى(عليه السلام) زنده مى شوند، و برخى از آنان از ياران آن حضرت مى گردند و در ركاب حضرتش مى جنگند و برخى ديگر به سزاى اعمال ناشايست خود مى رسند.
در اين زمينه، روايات بسيارى از ائمّه معصومين(عليهم السلام) رسيده است كه ما به جهت اختصار از ذكر آنها خوددارى مى نماييم، و طالبين مى توانند به كتابهاى مربوطه كه در مورد «رجعت» نگاشته شده، مراجعه فرمايند.
منبع : وبلاگ مهدویت
محمّد
Tuesday 21 August 2007, 10:39PM
احسنت :) بسیار عالی بود.
ولی کاشکی از بعضی علائم که رخ داده هم خبر میدادی.
این حرفی که میزنم مصدرش دوستام هستند, راست و دروغشو نمیدونم. میگفت طلوع آفتاب از مغرب در مریخ رخ داد چون کره ی مریخ یک لحظه از حرکت ایستاد ( یه چیزی تو این مایه ها) و برای یک لحظه خورشید از مغرب طلوع کرد!!!
1052
Wednesday 22 August 2007, 09:20AM
احسنت :) بسیار عالی بود.
ولی کاشکی از بعضی علائم که رخ داده هم خبر میدادی.
این حرفی که میزنم مصدرش دوستام هستند, راست و دروغشو نمیدونم. میگفت طلوع آفتاب از مغرب در مریخ رخ داد چون کره ی مریخ یک لحظه از حرکت ایستاد ( یه چیزی تو این مایه ها) و برای یک لحظه خورشید از مغرب طلوع کرد!!!
با تشکر از شما اگر خداوند به ما توفیق دهد در آینده ای نزدیک این کار را خواهم کرد.
1052
Wednesday 22 August 2007, 09:53AM
علائم ظهور به دو دسته كلي تقسيم ميشوند: علائم حتمي و علائم غير حتمي.
فضيل بن يسار از امام باقر (ع) روايت كرده كه فرمودند:
«نشانههاي ظهور دو دسته است: يكي نشانههاي غيرحتمي و ديگر نشانههاي حتمي؛ خروج سفياني از نشانههاي حتمي است كه راهي جز آن نيست.» (غيبت نعماني، با ترجمه غفاري، باب18، ص429)
منظور از علائم حتمي آن است كه تقدير قطعي خدا به وقوع آن تعلق گرفته، و مشروط به هيچ قيد و شرطي نيست؛ و مقصود از علائم غير حتمي آن است كه وقوع آن ممکن است مشمول بداء گردد، چرا که في الجمله مشروط به شروطي است كه اگر آن شروط تحقق يابد آن علائم واقع مي شوند، و اگر آن شروط مفقود باشد، آن علائم نيز تحقق نمييابند. علائمي در مورد حتمي بودن آنها نصي نداشته باشيم، تنها احتمال وقوع آن مي رود، و قطعي نيستند. علائم غير حتمي بسيارند. ما در اينجا روايت مفصلي از امام امام صادق(ع) را براي شما مي آوريم که تعداد بسياري از آن را برشمرده است....
اين روايت مشهوري است، ولي براي آن که حق زحمات مؤلفين ادا شده باشد، مي گوييم که اين روايت را با تغييرات عبارتي اندکي از کتاب "يکصد پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان(عج)" نوشته عليرضا رجالي تهراني نقل مي کنيم. قبلا لازم است تذکر دهيم که گرچه هر يک از اين علائم حتمي الوقوع نيست، ولي به طور کلي احوال آخرالزمان را به ما معرفي مي کند.با مطالعه آن شباهتهاي زياد آن را با شرائط زمان خودمان مي يابيم.
در اين روايت، امام صادق(ع) به يكي از ياران خود فرمودند:
هر گاه ديدي كه حق بميرد و طرفدارانش نابود شوند؛ و ظلم و ستم فراگير شده است؛ و قرآن فرسوده و بدعتهايي از روي هوا و هوس در مفاهيم آن بوجود آمده است؛ و ديدي دين خدا، عملاً، توخالي شده، همانند ظرفي كه آن را واژگون سازند!
و همچنين هر گاه ديدي كه اهل باطن بر اهل حق پيشي گرفتهاند؛ و كارهاي بد آشكار شده و از آن نهي نميشود، و بد كاران باز خواست نميشوند؛ و مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا ميكنند.
و هنگامي که ديدي افراد باايمان سكوت كرده، و سخنشان را نميپذيرند؛ و ديدي كه شخص بدكار دروغ گويد، و كسي دروغ و نسبت نارواي او را رد نميكند؛ و ديدي كه بچهها به بزرگان احترام نميگذارند؛ و قطع رحم مي شود.
و وقتي ديدي كه بد كار را ستايش كنند و او شاد شود، و سخن بدش به او برنگردد؛ و ديدي كه نوجوانان پسر همان كنند كه زنان كنند [يعني به مانند آنان خود را زينت مي کنند]؛ و زنان با زنان ازدواج كنند.
و هنگامي که ديدي انسانها اموال خود را در غيراطاعت خدا مصرف ميكنند و كسي مانع آنها نميشود؛ و ديدي كه افراد با ديدن كار و تلاش مؤمنانه [از آن تعجب مي کنند] و به خدا پناه ميبرند.
و ديدي كه مداحي دروغين از اشخاص زياد شود؛ و همسايه همسايه خود را اذيت ميكند و از آن جلو گيري نشود؛ و ديدي كه : كافران از صعوبت زندگي مؤمن، شاد مي شوند؛ و ديدي مردم شراب را آشكار مي آشامند، و براي نوشيدن آن كنار هم مينشينند و از خداوند متعال نميترسند؛ و كسي كه امر به معروف ميكند خوار و ذليل است.
و همچنين هنگامي که ديدي آدم بدكار در چيزي مورد ستايش ست که خداوند آن را دوست ندارد؛ و ديدي كه اهل قرآن و دوستان آنها خوارند؛ و راه نيك بسته و راه بد باز است؛ و ديدي كه انسان ها به زبان ميگويند، ولي عمل نميكنند.
و وقتي ديدي خانه كعبه تعطيل شده، و به تعطيلي آن دستور داده ميشود؛ و مؤمن، خوار و ذليل شمرده شود؛ بدعت و زنا آشكار شود؛ و مردم به شهادت و گواهي ناحق اعتماد كنند.
و ديدي كه حلال حرام، و حرام حلال مي شود؛ و دين بر اساس ميل اشخاص معني مي شود، و كتاب خدا و احكام آن تعطيل مي گردد؛ و جرأت بر گناه آشكار شود، و ديگر كسي براي انجام آن منتظر تاريكي شب نگردد.
و آنگاه که ديدي مؤمن نتواند نهي از منكر كند مگر در قلبش؛ و ثروت بسيار زياد در راه خشم خدا خرج گردد؛ و سردمداران به كافران نزديك شوند و از نيكوكاران دور شوند؛ و واليان در قضاوت رشوه بگيرند؛ و پستهاي مهم واليان بر اساس مزايده است، نه بر اساس شايستگي.
و آن زمان که ديدي مردم را به تهمت و يا سوء ظن بكشند؛ و ديدي كه مرد به خاطر همبستري با همسران خود مورد سرزنش قرار گيرد. و هنگامي که زن بر شوهر خود مسلط شود و كارهايي كه مورد خشنودي شوهر نيست انجام ميدهد و به شوهرش خرجي ميدهد.
و همچنين آنگاه که ديدي سوگند هاي دروغ به خدا بسيار گردد؛ و آشكارا قماربازي شود؛ و مشروبات الكلي به طور آشكار بدون مانع خريد و فروش ميشود. و وقتي ديدي كه مردم محترم توسط حاکمان قلدر خوار شوند؛ و نزديك ترين مردم به فرمانداران آناني هستند كه به ناسزاگويي به ما، خانواده عصمت(ع)، ستايش شوند؛ و هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده، و گواهي اش را قبول نميكنند.
و آنگاه که ديدي مردم در گفتن سخن باطل و دروغ با هم رقابت مي كنند؛ و شنيدن سخن حق بر مردم سنگين، ولي شنيدن باطل برايشان آسان است؛ و ديدي كه همسايه از ترس زبان همسايه به او احترام ميكند.
و وقتي ديدي حدود الهي تعطيل شود، و طبق هوي و هوس عمل گردد؛ و ديدي كه مسجدها طلا كاري (زينت داده) شود؛ و ديدي كه راستگوترين مردم نزد آنها مفتري و دروغگو است.
هنگامي که ديدي بدكاري آشكار شده، و براي سخن چيني كوشش ميشود؛ و ستم و تجاوز شايع شده است؛ و غيبت، سخن خوش آنها شود و بعضي بعض ديگر را به آن بشارت دهند.
وقتي ديدي حج و جهاد براي خدا نيست؛ و سلطان به خاطر كافر، شخص مؤمن را خوار كند؛ و خرابي بيشتر از آبادي است؛ و معاش انسان از كم فروشي به دست ميآيد؛ و خون ريزي آسان گردد؛ و مرد به خاطر دنيايش رياست ميكند.
و هنگامي که ديدي مردم نماز را سبك شمارند؛ و انسان ثروت زيادي جمع كرده، ولي از آغاز آن تا آخر، زكاتش را نداده است؛ و قبر مردهها را بشكافند و آنها را اذيت كنند؛ و هرج و مرج بسيار شود؛ و مرد روز خود را با مستي به شب ميرساند، و شب خود را نيز به همين منوال صبح مي کند، و هيچ اهميتي به آيين مردم ندهد. آنگاه كه با حيوانات آميزش شود؛ و مرد به مسجد (محل نماز) ميرود و وقتي برميگردد لباس در بدن ندارد؛ [ يعني لباسش را دزديده اند].
هنگامي که ديدي حيوانات هم ديگر را بدرند؛ و دلهاي مردم سخت، و ديدگانشان خشك، و ياد خدا برايشان گران است؛ و بر سر كسبهاي حرام آشكارا رقابت ميكنند؛ و ديدي كه نمازخوان براي خودنمايي نماز ميخواند؛ و فقيه براي دين خدا فقه نميآموزد، و طالب حرام ستايش و احترام ميگردد؛ و مردم در اطراف قدرتمندان هستند؛ و طالب حلال، مذمت و سرزنش ميشود، و طالب حرام ، ستايش و احترام ميگردد.
آنگاه که در مكه و مدينه كارهايي ميكنند كه خدا دوست ندارد، و كسي از آن جلو گيري نميكند، و هيچ كس بين آنها و كارهاي بدشان مانع نميشود؛ و آلات موسيقي و لهو و لعب در مدينه و مكه آشكار گردد؛ و مرد سخن حق گويد و امر به معروف و نهي از منكر كند، ولي ديگران او را از اين كار برحذر ميدارند.
هنگامي که ديدي مردم به همديگر نگاه ميكنند [يعني چشم هم چشمي مي کنند، يا معيارشان بر خوب و بد اعمال خدا نيست] ، و از مردم بدكار پيروي نمايند؛ و راه نيك پيرو ندارد؛ و مرده را مسخره كنند و كسي براي او اندوهگين نشود؛ و ديدي كه : سال به سال بدعت و بديها بيشتر شود؛ و مردم جز از سرمايه داران پيروي نكنند؛ و به فقير چيزي را دهند كه برايش بخندند، ولي در راه غيرخدا ترحم مي کنند. وقتي که ديدي علائم آسماني آشكار شود، و كسي از آن نگران نشود؛ و مردم مانند حيوانات در انظار يكديگر عمل جنسي انجام مي دهند و كسي از ترس مردم از آن جلو گيري نميكند؛ و انسان در راه غير خدا بسيار خرج كند، ولي در راه خدا از اندك هم مضايقه دارد.
و آنگاه که ديدي عقوق پدر و مادر رواج دارد، و فرزندان هيچ احترامي براي آنها قائل نيستند، بلكه نزد فرزند از همه بدترند. هنگامي که ديدي زنها بر مسند حكومت بنشينند و هيچ كاري جز خواسته آنها پيش نرود، و ديدي پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، پدر و مادر را نفرين كند و از مرگشان شاد شود؛ و ديدي كه اگر روزي بر مردي بگذرد، و او در آن روز گناه بزرگي مانند بدكاري ، كم فروشي، و زشتي انجام نداده ناراحت است.
و وقتي ديدي قدرتمندان، غذاي عمومي مردم را احتكار مي كنند؛ و اموال خمس در راه باطل تقسيم گردد، و با آن قماربازي و شراب خواري شود، و به وسيله شراب بيمار را مداوا، و براي بهبودي، آن را تجويز كنند؛ و ديدي كه مردم در امر به معروف و نهي از منكر و ترك دين بي تفاوت و يكسانند؛
و ديدي كه سروصداي منافقان برپا، اما صداي حق طلبان خاموش است؛ و ديدي كه براي اذان و نماز مزد ميگيرند؛ و مسجدها پر است از كساني كه از خدا نمي ترسند و غيبت هم مي نمايند.
هنگامي که ديدي خورندگان اموال يتيمان ستوده شوند؛ و قاضيان بر خلاف دستور خداوند قضاوت كنند؛ و استانداران از روي طمع، خائنان را امين خود قرار دهند؛ و فرمانروايان ميراث مستضعفان را در اختيار بدكاران از خدا بي خبر قرار دهند؛ و ديدي كه بر روي منبرها از پرهيزكاري سخن ميگويند، ولي گويندگان آن پرهيزكار نيستند.
و بالاخره هنگامي که ديدي صدقه را با وساطت ديگران، بدون رضاي خداوند، و به خاطر درخواست مردم بدهند؛ و ديدي وقت نمازها را سبك بشمارند؛ و همّت وهدف مردم شكم و شهوتشان است؛ و دنيا به آنها روي كرده است؛ و ديدي نشانههاي برجسته حق ويران شده است؛ [اين آخرالزمان است] در اين وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد. (بحارالانوار، علامه مجلسي، ج52، ص260 ـ 256 ـ با تصرف اندک در متن)
اين بود روايت امام صادق ( ع ) كه به ذكر گوشهاي از مفاسد جهان در آستانه قيام وانقلاب بزرگ حضرت مهدي (عج) فرا گير خواهد شد.
و اما "علائم حتمي الوقوع" ظهور با استفاده از روايات معصومين عليه السلام، اندک است. در روايتي امام صادق(ع) مي فرمايند:
«پيش از ظهور قائم(عج) پنج نشانه حتمي است: قيام يماني، فتنه سفياني، صيحه آسماني، قتل نفس زکيه و شکافتن زمين و فرو رفتن عده اي در بيابان» (كمال الدين و تمام النعمة، شيخ صدوق ، ص650)
همچنين امام صادق فرموده است: «وقوع ندا[ي آسماني] از امور حتمي است؛ و سفياني از امور حتمي است و يماني از امور حتمي است و كشته شدن نفس زكيه از امور حتمي است و كف دستي كه از افق آسمان برون آيد از امور حتمي است. و سپس اضافه فرمودند: «و نيز وحشتي در ماه رمضان است كه خفته را بيدار كند و شخص بيدار را به وحشت انداخته و دوشيزگان پرده نشين را از پشت پرده بيرون ميآورد.» (غيبت نعماني، با ترجمه غفاري، باب14، ص365)
اميرالمؤمنين(ع) از رسول خدا(ص) روايت نموده كه فرمودند: «ده چيز است كه پيش از قيامت حتماً به وقوع خواهد پيوست :
فتنه سفياني و دجال ، واقعه دخان [دود]، ظهور دابه، خروج قائم، طلوع خورشيد از مغرب، نزول عيسي، خسوف در مشرق، خسوف در جزيرة العرب، و آتشي كه از مركز عدن شعله ميكشد و مردم را به سوي بيابان محشر هدايت ميكند»(بحارالانوار، علامه مجلسي، ج52، ص209 و غيبت شيخ طوسي، ص 267) امام محمد باقر(ع) فرموده است: « در كوفه، پرچمهاي سياهي كه از خراسان بيرون آمده است، فرود ميآيد و وقتي مهدي(ع) ظاهر شد، براي بيعت گرفتن به سوي آن ميفرستد.» (غيبت شيخ طوسي، ص274)
براي اطلاع کامل از علائم و نشانه ها و اوضاع و احوال آخرالزمان شما را توصيه مي کنيم به کتاب "نوائب الدهور في علائم الظهور" نوشته مرحوم ميرجهاني که در 3 جلد نگاشته شده، و همچنين کتاب عصر ظهور نوشته علي کوراني مراجعه کنيد. موفق و پيروز باشيد.
1052
Wednesday 22 August 2007, 10:19AM
نشانه هاي بسيار نزديك بودن ظهور حضرت حجه ابن الحسن العسگري
نوشته زير مجموعه اي از نشانه هاي بسيار نزديك بودن ظهور حضرت حجه ابن الحسن العسگري را مورد بررسي قرار داده است انشاالله كه ديدگان همه منتظران به نواده پاك رسول (ص) روشن گردد اين مطالب برگزيده اي از سايتهاي مختلف و منابع مهدويت است.
چشم انتظاران را بگو يوسف ز كنعان مي رسد
اي دل شب هجران ما آخر به پايان مي رسد *
ـ بشارت آيه الله العظمي بهجت : اشاره مستقيم و بشارت صريح آيه الله العظمي بهجت در جمعي در مورد نزديكي ظهور امام زمان ( عج ) كه فرمودند : “ تا كنون به جوانان بشارت مي داديد كه منتظر باشيد ظهور مولايتان را خواهيد ديد اينك ( ظهور آنقدر نزديك شده است كه ) به سالخوردگان و پيران هم بشارت دهيد كه ظهور را خواهيد ديد . ” بسياري از منتظران و شيفتگان ولي عصر ( عج ) را سرشار از شور و شوق ظهور نموده است و براي آنها دليلي محكم و برهاني قاطع در يقين به نزديكي ظهور ايجاد كرده است . *
هاشم علي يده الايمن خال و ياتي من خراسان برايات سود بين يده شعيب بن صالح يقاتل اصحاب سفياني فيهمزهم ” جوانمردي ( در زبان عربي شاب به دارندگان روح جوانمردي و فتوت نيز اطلاق مي گردد.) از بني هاشم(سيد) از خراسان با پرچمهاي سياه قيام مي كند كه بر دست راستش نشانه اي است پيشاپيش او فردي بنام شعيب بن صالح قرار دارد كه با ياران سفياني مي جنگد و آنها را شكست مي دهد . ملاحم و الفتن ص 52 باب 97 قيام سيد خراساني چند ماه قبل از ظهور و در ماه رجب و همزمان با قيام سفياني در سوريه از ايران اسلامي آغاز مي گردد و به سمت عراق و بيت المقدس ادامه مي يابد . *
ـ امير عبدالله در عربستان : يكي ديگر از نشانه هاي ظهور قتل فرمانرواي عربستان بنام عبدالله مي باشد كه در ماه ذي الحجه روي خواهد داد . امام صادق در اين زمينه مي فرمايد : هركس براي من مرگ عبدالله را تضمين كند من ظهور قائم را براي او تضمين مي كنم … همچنين از آن حضرت روايت شده است كه : زمانيكه مردم در سرزمين عربستان در حال وقوف مي باشند سواري با شتر سبك سير به آنجا وارد مي شود و مرگ خليفه را خبر مي دهد و با مرگ او فرج آل محمد و گشايش كار تمام مردم فرا مي رسد . بحار 52 ص 210 و 240 و در شرايط كنوني بر آگاهان از شرايط سياسي – اجتماعي پوشيده نيست كه هر چند فرمانرواي ظاهري عربستان ملك فهد است اما كسالت و بيماري و عدم توانايي او وليعهدش يعني امير عبدالله را در عمل همه كاره عربستان قرار داده است و اكنون چندين سال است كه از ملك فهد در عرصه سياسي خبر چنداني نيست اما امير عبدالله بعنوان فردي مطرح در جهان عرب و اسلام است . *
ـسفياني در آستانه كودتا : امام محمد باقر (ع) : سفياني و حضرت قائم در يك سال قيام مي كنند . ( بحارالانوار ج 52 ص 240) يكي از علامات حتميه ظهور قيام فردي به نام سفياني كه همزمان با سيد خراساني در ماه رجب در سوريه كودتا نموده و چند كشور همسايه را فتح و سپس به سمت عراق پيشروي مي نمايد و لشگري براي دستگيري امام زمان (عج) به سوي مكه روانه مي سازد كه اين لشگر در بين مكه و مدينه به زمين فرو مي روند و نابود مي شوند و … تعدادي از بزرگان در سوريه سفياني را ديده و ( با همان ) اوصافي كه در روايات ذكر شده است او را شناخته اند كه با برخي مانند عالم فاضل و متعبد استاد بهلول مصاحبه شده و شرح ديدار به صورت مكتوب و نوار ويدئويي مستند و مكتوب موجود است ( كتاب آيا ظهور نزديك است؟ و نوار ويدئويي در واحد فرهنگي گل ياس) و برخي ديدارها مانند ديدار امام موسي صدر و شهيد چمران نقلي و غير مستند مي باشد . در ديدار استاد بهلول كه حدودا 10 سال پيش انجام گرفته است سفياني با همان ظاهر كريه كه در روايات ذكر شده و جزء فرماندهان ارتش سوريه و فردي جاه طلب و ميانسال ذكر گرديده است … با شدت گرفتن فتنه ها و درگيري ها در منطقه خاور ميانه و عراق و لبنان و فلسطين و تحت فشار بودن يهوديان غاصب هر لحظه براي كودتاي سفياني كه به نفع صهيونيستها و عليه كشورهاي مسلمان صورت مي گيرد شرايط فراهم تر مي گردد. *
ـ آغاز مرحله اي كه در آن عراق كانون تحولات است : سرزمين عراق در عصر ظهور بر طبق روايات معتبر كانون تحولات بسيار مهمي است و منشا معبر و محل برخورد اكثر قيامهاي دوران ظهور است . شيصباني حاكم ستمگر عراق ( صدام ) در نزديكي ظهور از اين مكان جنگ را آغاز مي كند . سفياني بعد از كودتا در سوريه سرزمين عراق را فتح مي كند . سيد خراساني بعد از قيام به سوي عراق حركت مي كند و امام زمان (عج ) نيز بعد از قيام در مكه به سمت عراق پيش مي رود و سرانجام پس از پيروزي نهايي مركز حكومت خود را در كوفه قرار مي دهد . در شرايط فعلي نيز لحظه به لحظه عراق به سمت تحولات عظيم و مهم پيش مي رود و آنگونه كه از روايات ذكر شده است در حال تبديل شدن به مركز تحولات جهاني در عصر ظهور مي باشد . امام علي در مورد تحولات و فتح عراق در زمان ظهور مي فرمايد : … قلعه ها را بگشايند عراق را فتح كنند هر اختلافي را با خونريزي پاسخ گويند در چنين زماني ظهور صاحب الزمان (عج) را انتظار كشيد … حوادث جانكاه و كمرشكني روي دهد شكافنده ها ( موشك ها ) بشكافند تيزپروازان( هواپيماها) به پرواز درآيند … عراق را فتح كنند هر اختلافي را با خونريزي پاسخ گويند ( بشاره الاسلام ص74) حضرت در اشاره به خروج سفياني در نهج البلاغه مي فرمايند: 1. گويا او را مي بينم كه در شام فرياد برداشته و با پرچم هايش در حول و حوش كوفه مي گردد و به اهل كوفه همچون شتر سركش رو مي آورد زمين را از سرهاي بريده فرش مي كند دهانش گشوده قدمش در زمين سنگين جولانش گسترده و هيبتش عظيم است. به خدا قسم شما را در اين طرف و آن طرف زمين پراكنده مي كند تا از شما جز به مانند باقي مانده سرمه در چشم باقي نماند اين برنامه ادامه دارد تا عرب بر سر عقل آيد (نهج البلاغه خطبه 138) در نامه امام زمان به شيخ مفيد (ره ):...گروههايي منحرف از اسلام بر عراق تسلط يابند و با كردارهاي زشت خود موجب كمبود ارزاق (محاصره اقتصادي) در عراق مي شوند.سپس با هلاكت طاغوتي از طواغيت(صدام)اين فاجعه بر طرف مي شود... (بحارالانوار ج 53 ص 175) اوضاع فعلي عراق نشان مي دهد كه ما چقدر به ظهور نزديك شده ايم . *
ـ فراگير شدن فساد و فحشا و ظلم : يكي ديگر از نشانه هايي كه براي ظهور در روايات ذكر گرديده است فراگير شدن انواع فساد و فحشا در جوامع انساني مي باشد كه در روايات بعنوان علائم غير حتميه وارد شده است . رواج انواع فساد جنسي(زنا، همجنسگرايي،برهنگي و …) فساد اقتصادي (ربا،رشوه،گرانفروشي و...) فساد حكومتي(وضعيت فعلي حكومت در تمام جهان) فساد اجتماعي ( فروپاشي بنيان خانواده ها ، اعتياد و ناهنجاري هاي اجتماعي و …) در اوضاع كنوني دقيقا منطبق بر فرمايشات روايات و احاديث عصر ظهور مي باشد . پوشش 350 كانال فاسد ماهواره كه اكثر آنها زشت ترين و فجيع ترين صحنه ها را به راحتي نمايش مي دهند و تمام اقشار بخصوص جوانان و نوجوانان را در سراسر جهان تحت تاثير خود دارند و سايتهاي مبتذل اينترنت و سي دي ها و فيلمهاي مبتذل و فجيع كه در سراسر جهان فراگير شده اند ( حتي در ايران ) و … *
و ساير نشانه ها به اجمال : به بن بست رسيدن تمام نظريه ها براي سعادت انسان ، رويكرد جهان به معنويت ، شدت يافتن بلاها ، فتنه ها و مشكلات .
1052
Wednesday 22 August 2007, 10:44AM
عوامل پيروزى حضرت مهدى
امام منصوربالرعب است
در ضمن بررسى ويژگيهاى حكومت جهانى آن حضرت، اين سؤال مطرح است كه با وجود جهانخواران تا دندان مسلح و ارتشهاى عظيم و منظم و پيچيده و سلاحهاى فوق مدرن الكترونيكى و تكنيك برتر ابرقدرتها و سلاحهاى هسته اى و ... پيروزى جهانى براى امام زمان ، عليه السلام، چگونه ميسر است؟
اصولا چون چنين پيروزى عظيمى، اگر محال نباشد، ممكن و آسان هم نيست بايد ديد زمينه و عوامل چنين پيروزيى چيست و راه آن كدام است؟ در اين بحث به عوامل پيروزى آن حضرت در اين قيام جهانى و فتح نهايى عالم توسط ايشان مى پردازيم و با توجه به روايات و احاديث رسيده اين عوامل را بررسى مى كنيم.
در ضمن بررسى ويژگيهاى ياران حضرت مهدى ،عليه السلام، و خصوصيات لشكريانش به اين نكته برمى خوريم كه آنان «منصور بالرعب » هستند.
منصور بالرعب بودن، يعنى آنكه پيروزى آن حضرت ظاهرا در سايه رعب و وحشتى است كه در دل دشمنان، از او و لشكريانش ايجاد مى شود و آنها از قدرت و پيروزيهاى او به قدرى به هراس مى افتند كه توان استقامت خويش را از دست مى دهند يا تسليم مى شوند و يا سلاحها را بر زمين مى گذارند و فرار مى كنند و اين خود زمينه پيروزى و فتح بدون درگيرى و خونريزى و جنگ را براى آن حضرت فراهم مى سازد.
دشمنان آن حضرت از ترس برخورد نظامى و درگيرى با امام، سلاحهاى خود را بر زمين مى گذارند يا با بلندكردن پرچم سفيد، تسليم مى شوند و يا از پيشاپيش لشگر او مى گريزند.
در تاريخ از اينگونه پيروزيها ديده شده كه سپاهى با مشاهده قدرت طرف مقابل متزلزل و مرعوب مى شدند و سرانجام قبل از رسيدن لشگر، خود را تسليم مى كردند.
پيامبر اسلام،صلى الله عليه وآله، طبق شواهد تاريخى و آيات قرآن از اين موهبت برخوردار بوده و درمواردى صلابت و ابهت آن حضرت و تصميم و اراده شكست ناپذير او دلهاى دشمنان را به لرزه افكنده و آنان را پريشان ساخته است و پيش از درگيرى و يا به مجرد رويارويى ، شكست خورده و پا به فرار نهاده يا تسليم شده اند.
پيامبر اسلام در «غزوه بدر» با اقليتى غير مجهز و بسيار كم در برابر سپاهى مجهز و چندين برابر، نه تنها ايستاد، بلكه به پيروزى جالبى هم رسيد و اين خود از مواردى است كه دشمن با رعبى كه در دلش از پيامبر اسلام توسط خداوند مى افتد و با دادن بيش از هفتادكشته و مجروح و به جا نهادن اسيران زياد، پا به فرار مى گذارد. ابوسفيان مى گويد به محض رساندن كاروان به مكه بسرعت به بدر مراجعه كردم ، لشكر در حال فرار بود و به هر كس مى گفتم: بايست! مى گفت: على ،عليه السلام، سوار بر اسب مرا تعقيب مى كند.
در جنگ خندق پس از محاصره مدينه توسط نيروهاى قريش و احزاب و عبور «عمروبن عبدود» و همراهان او از خندق و رجزخوانى عمرو، اضطراب و دلهره اى بين مسلمين رخ داده بود كه به تعبير قرآن «و زلزلوا زلزالا شديدا» (1) و فرياد «متى نصرالله » سر مى دادند.
آنگاه كه حضرت على ،عليه السلام، عمرو را با يك ضربت از پا درآورد و پيامبر ،صلى الله عليه وآله،فرمود: «ضربة على يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين » ترس و رعب عجيبى در دل دشمن افتاد و شبانه فرار كردند.
و نيز در جنگ با يهود بنى نظير و بنى قريظه، ترس و نگرانى به حدى بود كه به تعبير قرآن:
«وقذف فى قلوبهم الرعب يخربون بيوتهم بايديهم و ايدى المؤمنين » (2)
و در دلشان (از سپاه اسلام) ترس افكند تا به دست خود و به دست مؤمنان خانه هاشان را ويران كردند.
ويادر فتح مكه زمينه چنان فراهم مى شودوبه گونه اى مرعوب مى گردند كه جرات هر گونه مقاومت و رويارويى از لشكر جرار قريش و ابوسفيان سلب مى گردد و همه طوعا و كرها تسليم مى شوند و شعار «لااله الاالله وحده وحده وحده انجز وعده و نصر عبده و اعز جنده و هزم الاحزاب وحده » تحقق مى يابد.
در جنگ تحميلى هم نمونه هايى از اين پيروزيها را در فتح خرمشهر و آبادان و فتح المبين ديديم كه نيروى مجهز و برتر مهاجمان، با روحيه متزلزل در اثر ترس و وحشت شعار الله اكبر چگونه شكست خورد و تسليم شد.
اينها نمونه كوچكى است از پيروزى كه در سايه ترس و رعب در دل دشمن به وجود مى آيد.
پس بسيار روشن است كه يكى از عوامل عمده پيروزى ارتش امام زمان ،عليه السلام، همان رعب است كه از آوازه حضرت و تاييد ونصرت او از طرف خدا در دل دشمنان خدا و امام زمان ،عليه السلام، مى افتد و اين حقيقت در لابلاى آيات و روايات مشهود است.
اينك آياتى كه دلالت بر اينگونه پيروزيها دارد و مى رساند كه پيامبر، صلى الله عليه وآله،در مواردى ، منصور بالرعب بوده است از نظر شما مى گذرانيم:
1. «سنلقى فى قلوب الذين كفرواالرعب بما اشركوا بالله » (3)
بزودى در دلهاى كفار رعب و هراس مى افكنيم به خاطر آنكه شرك براى خدا قائل شدند.
2.«سالقى فى قلوب الذين كفروا الرعب فاضربوا فوق الاعناق » (4)
بزودى در دلهاى كافران وحشت و ترس مى افكنيم ، پس ضربه ها را بر بالاى گردنها (يعنى مغزشان) فرود آوريد. اين در رابطه با رعبى است كه در دل كفار قريش در جنگ بدر افتاد و سبب پيروزى مسلمانان بر آنها شد.
3. «و قذف فى قلوبهم الرعب فريقا تقتلون و تاسرون فريقا» (5)
در دل يهوديان رعب و وحشت افتاد كه سبب فروآمدن از دژهايشان شد و شما گروهى را كشتيد و گروه ديگرى را به اسارت گرفتيد.
4. «فاتاهم الله من حيث لم يحتسبوا و قذف فى قلوبهم الرعب » (6) پس قدرت خداوند از جايى كه گمان نمى بردند، آمد و رعب وحشتى در دل آنان افتاد.
در بسيارى از روايات ما همين صفت و ويژگى پيامبر،صلى الله عليه وآله،براى حضرت مهدى ، عليه السلام،نقل شده است، علاوه بر رواياتى كه قبلا اشاره شد به اينكه رعب پيشاپيش لشكر امام زمان از هر طرف مى رود يعنى از فاصله دور دشمن او مرعوب مى گردد و فرار مى كند يا تسليم مى شود .
امام باقر ،عليه السلام، مى فرمايد: «همه سنن انبيا در امام زمان جمع است (كه بعدا در اين زمينه بحث خواهيم كرد) ولى از سنتهاى جدش مصطفى،صلى الله عليه وآله، قيام به شمشير و منصور بالرعب است.
«و اما شبهة من جده المصطفى محمد،صلى الله عليه وآله، فخروجه بالسيف و قتله اعداءالله و اعداءرسوله و الجبارين و الطواغيت و انه ينتصر بالسيف و الرعب و انه لا ترد له راية ...» (7)
از سنتهاى جدش قيام امام زمان با شمشير و قيام مسلحانه است و نابودى دشمنان خدا و رسول خدا و ستمگران و طاغوتها است و منصور به رعب و تسليم همه پرچمها در برابر اوست.
امام محمدباقر،عليه السلام،نيز مى فرمايد:
«القائم،عليه السلام،منا منصور بالرعب، مويد بالنصر تطوى له الارض و تظهر له الكنوز و يبلغ سلطانه المشرق و المغرب » (8)
قائم ،عليه السلام، ما يارى شده به رعب است و تاييدشده با پيروزى است. تمام زمين به تصرف او درمى آيد و گنجهاى زمين براى او ظاهر مى شود و سلطه او بر شرق و غرب مى رسد.
امام صادق ،عليه السلام، مى فرمود:
«ان القائم منامنصوربالرعب مويد بالنصر تطوى له الارض و تظهر له الكنوز و يبلغ سلطانه المشرق و المغرب و يظهرالله به دينه ولوكره المشركون » (9)
4. در ذيل تفسير آيه «اتى امرالله فلاتستعجلوه » مى فرمايد: (10)
«هو امرنا امرالله تعالى عزوجل ان لانستعجل به حتى و يويده بثلاثة اجناد الملائكه المؤمنين والرعب » (11)
او همواره با سه گروه سپاه تاييد مى شود. سپاه فرشتگان ، سپاه مؤمنان مخلص و سپاه رعب و ترس.
هشام بن سالم از امام صادق ، عليه السلام، نقل مى كند:
«... فلا يبقى بين الخافقين الا خافه » (12)
در ميان شرق و غرب كسى نمى ماند مگر اينكه از او مى هراسد.
ابى بصير از امام صادق ، عليه السلام، نقل مى كند كه آن حضرت درباره نشر و گسترش پرچم حضرت مهدى،عليه السلام، پس از نقل مطالبى مى فرمايد:
«و يسيرالرعب قدامها شهرا وراءها شهرا و عن يمينها شهرا و عن يسارها شهرا، ثم قال يا ابامحمد، انه يخرج موتورا غضبان اسفا لغضب الله على هذاالخلق ». (13)
با توجه به معناى لغوى رعب كه همان خوف و در واقع ترس شديدى است كه كتمان آن ممكن نيست، روشن مى شود منصور به رعب بودن آن حضرت ممكن است به اين معانى باشد:
1. مردم مخالف و دشمنان ، روحيه خود را ببازند و جرات مقاومت در برابر او نكنند و از ترس لشكر مقاوم و غيرقابل نفوذ و شكست ناپذير آن حضرت ، تسليم شوند.
2.آوازه آن حضرت و لشكرش چنان رعب آور است كه شهرهاى دور دست كه با لشكر امام به مسافت يك ماه راه رفتن، فاصله دارند، از هر طرف بدون درگيرى و رويارويى و مقاومت تسليم مى گردند، چنانچه حديث ابى بصير گوياى آن است.
3. تمام دشمنان آن حضرت در خوف شديد به سر مى برند و اين ترس خودمقدمه پيروزى امام و شكست دشمنان امام است.
اين رعب و ترس از چند جهت ممكن است رخ دهد:
الف) از نظر اعجاز و قدرت خداوند كه هراس و رعب در دلهاى دشمنان امام و ابرقدرتها بيفكند و قدرت اراده و تصميم به مقاومت را از آنان سلب نمايد، نتيجه اينكه زودتر تسليم گردند. گويى چنان از خود بى خود شوند و دست و پاى خود را گم كنند كه توان حركت نيابند همانند بره در برابر شير و ...!
ب) آوازه پيروزى سريع حضرت و شيوع فتح و نصرت او در سراسر بلاد و ويژگى ياران او و لشگريانش كه مقاوم و شكست ناپذيرند، سبب اين خوف و رعب گردد.
ج) انتشار حركت و قيام امام و آمادگى باطنى مردم ممكن است، سبب پيوستن مردم به امام شود و در تمامى كشورها نيروها و مردم خواستار همكارى با امام زمان گردند و در نتيجه شورشها و قيامهاى داخلى رخ دهد و موجب انشعاب حكومتها وتقسيم و تجزيه آنان گردد و عملا ايجاد ترس و وحشت و رعب در دلهاى حاكمان و طاغوت و قدرتها شود.
د) امام زمان با احاطه اى كه بر اسرار غيب دارد ممكن است راز و رمز آنان را قبلا كشف و خنثى كند و منابع و ذخاير اسلحه و نيروهاى انسانى آنان را نيز شناسايى كند و نقاط ضعف و آسيب پذيرى آنان را بداند و با يك اقدام سريع همه را وادار به تسليم سازد و نيز كافى است كه اين كار را با چند دولت مقتدر انجام دهد تا بقيه حساب خويش را بدانند ...!!
پى نوشتها:
1. سوره احزاب (33)، آيه 11
2.سوره حشر (59)، آيه 2
3. سوره آل عمران (3)، آيه 151
4. سوره انفال (8)، آيه 12
5. سوره احزاب (33)، آيه 23
6. سوره حشر (59)، آيه 2
7. مجلسى،محمدباقر، بحارالانوار، ج 51، ص 217، ح 6.
8. كشف الغمه، ج 3، ص 324;المحجه البيضاء، ج 3، ص 341; يوم الخلاص، ص 300; منتخب الاثر، ص 292و482; مجلسى، محمدباقر، همان، ج 52، ص 190، نورالابصار، ص 171; اعلام الورى، ص 433، اسعاف الراغبين، ص 152; ينابيع المودة، ج 3، ص 136.
9. مجلسى، محمدباقر، همان، ص 191، ح 24.
10. سوره نحل (16)، آيه 1.
11. نعمانى، كتاب الغيبة، ص 128; مابعد الظهور، ص 535; ر.ك: امام مهدى من المهد الى الظهور.
12. نعمانى، همان، ص 122.
13. مجلسى، محمدباقر، همان، ص 360، ح 129.
1052
Wednesday 22 August 2007, 11:17AM
ظهور علم در شهر قم
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمودند:
كوفه از (حضور) مؤمنين خالي خواهد شد و علم از آن رخت برميبندد همانندماري كه به سوراخ (لانه) خويش خزيده باشد سپس در شهري كه به آن قم ميگويندنمايانميشودوآنجامعدنعلموفضل ميگردد بهطوريكههيچمستضعفيازلحاظ دينيروي زمين باقي نميماند. حتي عروسان حجلهنشين كه اين جريان نزديك ظهور قائم(ع) ميباشد تا انتهاي حديث.
اين موضوع در دهة گذشته پيش آمده است و عظمت امامان(ع) را زماني متوجه ميشويم كه بدانيم امام از ظهور علم ديني در قم در حالتي خبر ميدهند كه حتي موقعيت مكاني اين شهر در زمان ايشان هنوز ناشناخته بود و ساكنان آن هم بتپرست و آتشپرست بودند و پس از گذشت قريب 1200 سال مركز مطالعات و شهر علم شيعه گشت.
اين حديث را در اينجا از اين جهت ذكر كرديم كه صراحتاً به هجرت علم از كوفه (نجف اشرف) به شهر قم بيش از قيام حضرت حجت(ع) اشاره ميكند كه به جهت ستمهاي پادشاه و كشتار و رانده شدن علما (از آن ديار) كه در آن زمان مشاهده ميشود، ميباشد.
بسياري از حوادث و پيشگوييهاي معصومين(ع) كه تا به حال در تاريخ رخ دادهاند ازاين قرار است:
امام باقر(ع) در روايتي به جابربن يزيد جعفي ميفرمايند:
جابر! از زمين تكان نخور و هيچ دست و پا مزن تا اينكه اين نشانههايي را كه ميگويم مشاهده كني (البته) اگر آنها را درك كني: اولين آنها اختلاف بنيعباس است كه نميبينم كه تو آن را درك كني ولي پس از مرگم از قول من اين مطلب را نقل كن (و به ديگران بگو) و منادي كه از آسمان ندا دهد و صدايي كه از پيروزي حكايت ميكند از سمت دمشق به شما برسد. قريهاي (ده يا شهر) در شام كه به جابيه مشهور است در زمين فرو برود بخش سمت راست مسجد دمشق فرو بريزد، از دين برگشتگاني از جانب تركها سر به شورش بردارند و آشوبي هم از ناحية روم به دنبال آن ميآيد، برادرانتركهمآنقدرميآيندتابه جزيره ميرسند و از دينبرگشتگانهمبهسويروم حركت ميكنند تا اينكه به رملهميرسندجابر! آن سال غرب در كل زمين اختلاف زيادي ميپراكند و اول مغرب زمين، شام است.
شيخ مفيد هم در الارشاد خود فهرستي از نشانههاي ظهور را ذكر كرده كه از اين قرار است:
«براي زمان قيام حضرت مهدي(ع) نشانههايي بيان شده و از حوادثي كه پيش از قيام اتفاق خواهد افتاد به ما خبر دادهاند كه از جمله آنها ميتوان اين موارد را ذكر كرد: شورش سفياني، كشته شدن سيد حسني، تفرقه بنيعباس به خاطر پادشاهي و حكومت دنيايي، كسوف خورشيد در نيمه ماه رمضان و خسوف ماه در آخر همان ماه كه هر دو بر خلاف رويه عادي طبيعت است، فرو رفتن در بيابان، فرو رفتن در مشرق و فرو رفتن ديگري در مغرب، به همراه حركت نكردن خورشيد از ظهر تا نيمههاي عصر، طلوع خورشيد از مغرب و كشته شدن نفس زكيه در پشت كوفه 70 انسان صالح و شايسته ديگر، بريدن سر مردي هاشمي بين ركن و مقام. خراب شدن ديوار مسجد كوفه، ظاهر ونمايان شدن پرچمهاي سياهي از خراسان، قيام يمني، ظاهر شدن شخصي مغربي در مصر و حكومت كردنش بر شام، فرود آمدن تركها در جزيره و روميان در ساحل، طلوع ستاره مشرقي كه همانند ماه نورافشاني ميكند و سپس چنان خم ميشود كه گويي دو سوي آن قرار است به هم برسند، سرخياي كه در آسمان ظاهر ميشود و در تمام افق پخش و منتشر ميشود. آتش بزرگ و شديدي كه در مشرق نمايان شده و سه يا هفت روز در (جو و) آسمان باقي ميماند. پايان سختيهاي اعراب و حكومت كردنشان بر بلاد و خارج شدن از سيطره و سلطنت و عجمها. كشته شدن امير مصر توسط ساكنان آن ديار، حركت پرچمهايي كه به سوي خراسان راهي ميشوند، ورود سپاهي از سمت مغرب تاوقتي كه با از بين رفتن سرگشتگي و حيرت آرامش يابد، نماياني پرچمهاي سياه از مشرق به همان صورت، شكافتن و ترك خوردن فرات به طوري كه آب وارد كوچهها و خيابانهاي كوفه ميشود، شورش 60 دروغگو كه همگي ادعاي نبوت ميكنند و شورش 12 نفر از آل ابيطالب كه همه ادعاي امامت براي خويش دارند، سوزاندن مردي بلند مرتبه از پيروان بنيعباس ميان جلولاء و خابقين، زدن پلي در آنجايي كه آب ميان مدينةالسلام و بغداد روان است، برخاستن بادي سياه در ابتداي روز و زلزلهاي كه منجر به فرو رفتن بسياري از آنها ميشود. هراسي كه دامنگير اهل عراق و بغداد ميشود و مرگ ناگهاني در آن و نقصان و كاهش اموال و جانها و بدنها و محصولات و يورش ملخها كه در ابتداي آن و غير آن ظاهر ميشوند به طوري كه به زراعت و غلات و همان مقدار كمي كه مردم كشت كردهاند حملهور ميشود و اختلاف ميان دو دسته از عجمها و ريخته شدن خون بسياري از آنها و شورش بندگان از اطاعت سروران آنها و كشتن ايشان و مسخ شدن دستهاي از بدعتگزاران كه به شكل ميمون و خوك ميشوند، و غلبه يافتن بندگان بر سرزمينهاي مالكان و سروران، ندايي از آسمان كه تمام اهل زمين آن را به زبان خويش ميشنوند و صورت و سينهاي كه در آسمان در قرص خورشيد براي مردم ظاهر ميشود، و مردگاني كه از قبرهايشان به دنيا برميگردند و در آن (با ديگران) آشنا ميشوند و به زيارت همديگر ميروند، سپس همه اينها به 24 باران كه به وسيلة آن زمين پس از مرگش زنده ميشود ختم شده و بركات آن نمايان ميگردد و پس از آن تمام آسيبها و بلايا از معتقدان به حق كه از شيعيان مهدي(ع) هستند برطرف شده و از ظهور آن حضرت در مكه خبردار ميشوند و براي ياري ايشان متوجه و راهي آنجا ميشوند.»
بعضي از حوادثي كه در اين دو روايت ذكر و در تاريخ محقق شده را به طور گذرا بررسي ميكنيم كه البته كساني كه مايلند در اين رابطه آگاهيهاي بيشتري بيابند ميتوانند به اين كتابها مراجعه كنند:
1 ـ كتاب الغيبة: شيخ اجل محمدبن ابراهيم بن جعفر نعماني معروف به ابن ابي زينب، ايشان از علماي قرن سوم هجري و ازشاگردان ثقةالاسلام كليني بودهاند كه اين اثر يكي از نفيسترين كتابهايي است كه در اين رابطه نگاشته شده است. شيخ مفيد در الارشاد خود از وي ستايش كرده كه نشانگر اين است كه تا آن زمان مؤلفي چون او نبوده است.
2 ـ كمالالدين و تمامالنعمة : شيخ ابوجعفر محمد بن عليبن الحسين بابويه قمي معروف به شيخ صدوق (از علماي قرن چهارم هجري متوفي، 381 ق.)
3 ـ كتاب الغيبة: شيخ ابي جعفر محمد بن الحسن طوسي، شيخ الطائفه (متوفي 460 ق.)
و اما پيشگوييهاي محقق شده در اين دو روايت :
1 ـ روي كردن پرچمهاي سياه از ناحية خراسان: با قيام ابو مسلم خراساني تطابق دارد.
2 ـ ظهور مغربي در مصر كه شامات را تصرف ميكند: شورش مغربي فاطمي كه در سال 396 ق. در شمال افريقا اعلام دعوت كرد و پس از جنگ با شام بر آن مستولي شد.
3 ـ فرود آمدن تركها در جزيره: زماني كه خاك جزيره مدت طولاني تحت سيطرة كومت عثماني تركي بود از سال 941 ق. آغاز شد تا زمان سقوط سلطنت آنها در سال 1335 ق. پس از اشغال بريتانيا در جنگ جهاني اول.
4 ـ فرود آمدن روميان در رمله: در لسان ائمه معصومين(ع) از اروپا به روم تعبير ميكردهاند و رمله نام منطقهاي در شام و منطقهاي ديگر در مصر است فلذا با استعمار فرانسه در مصر به رهبري ناپلئون بناپارت
1052
Wednesday 22 August 2007, 11:50AM
مشخصات سال ظهور
1. فرد بودن رقم سال ظهور
از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمودند:
حضرت جز در سال فرد مانند يك، سه، پنج، هفت يا نه قيام نميكنند.7
اين حديث سال ظهور را به طور اجمالي معرفي ميكند و ليكن زمان ظهور مبارك حضرتش را برخي احاديث دقيقتر مشخص ميكنند. ابوبصير از امام صادق(ع) نقل كردهاند:
در روز عاشورا كه روز به شهادت رسيدن حسين بن علي(ع) ميباشد قيام خواهند كرد: «گويا در روز شنبهاي كه عاشورا است با او هستم در حالي كه ميان ركن و مقام ايستاده و جبرئيل در مقابلش براي بيعت با او دعوت ميكند و شيعيان از نقاط مختلف زمين با طي الارض به سوي او ميشتابند كه با او بيعت كنند و خداوند تبارك و تعالي به وسيله ايشان زمين را همانطور كه از ظلم و جور پر شده از عدالت و دادگستري پر كند.
با توجه به اين روايتها و ديگر روايات كه در دسترس داريم ميتوانيم بعضي از ويژگيهاي سالي را كه انشاءالله ظهور خواهند كرد بيان كنيم كه طبق نظام عددي يا رقمي و بر حسب تقويم اسلامي سال ظهور فرد است و روز طلوع آن خورشيد تابان هم شنبه دهم محرّم الحرام كه مصادف با عاشوراي حسيني است.
2. سالي همراه با باران فراوان
از نشانههاي سال ظهور اين است كه در آن سال باران بسياري ميبارد و به خاطر اين بارش زياد محصولات و ميوهها و خرماهاي مختلف خراب شده و از بين ميروند چرا كه باران گاهي رحمت است و نعمت و گاه عذاب و نقمت. از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمودند:
پيش از ظهور قائم(ع) در آن سال باران فراواني ميبارد كه محصولات و خرماهاي مختلف نخلستانها از بين ميرود ولي شما از اين حادثه شكايت نكنيد. 9
و سعيد بن جنيده چنين نقل كرده است:
در سالي كه حضرت مهدي(ع) ظهور ميكنند بيست و چهار باران نازل ميشود كه اثرات و بركات آن مشهود خواهد شد. انشاءالله 10
و بر همين اساس است كه ميتوان به معناي چنين احاديثي پي برد كه: امام صادق(ع) فرمودند:
در سال پيروزي حضرت فرات چنان شكافته ميشود كه آب وارد كوچههاي كوفه ميشود
و در روايتي ديگر:
در سال پيروزي فرات شكافته شده و آبهاي آن وارد كوچههاي كوفه ميشود. 11
3. ساليآكندهاززمينلرزههاوخوفوفتنههاي بسيار:
امام صادق(ع) فرمودهاند:
از نشانههاي قيام آن حضرت اين است كه در سالي پر از زلزله و سرما اتفاق ميافتد. 12
مهدي را به شما بشارت ميدهم كه پس از پديد آمدن اختلافات در ميان امتم و زلزلههاي بسيار ظهور خواهد كرد. 13
در آن زمان اختلافات شديد و فتنههاي بسيار در زمين پيش ميآيد. 14
پيش از اين كشتار «يبوح» پيش خواهد آمد. «حاضران پرسيدند:» «يبوج» يعني چه؟ حضرت فرمودند: «يعني دائمي است و بدون وقفه ادامه مييابد. 15
پيش از آمدن قائم دو مرگ مشاهده خواهد شد، مرگ قرمز و مرگ سفيد به طوريكه از هر هفت نفر 5 نفر بميرند.» 16
حضرت علي(ع) فرمودند:
پيشاپيش حضرت مهدي مرگ سرخ و مرگ سفيد پيش ميآيد و حمله ملخها در زمان او و در غير زمانش مانند رنگهاي خون كشتار قرمز (ناشي از جنگ) و شمشير است و مرگ و مير سفيد به خاطر طاعون خواهد بود. 17
عبدالله بن بشار از اميرالمومنين علي(ع) نقل كرده است كه فرمودند:
زماني كه خداوند تبارك و تعالي اراده كند كه قائم آل محمد(ع) را ظاهر نمايد با جنگي كه آغاز و پايانش در ماه صفر است شروع ميكند كه اين ابتداي قيام قائم ما (اهلبيت) است. 18
جابربن جعفي ميگويد: «از امّام باقر(ع) پرسيدم كه معناي آيه «ولنبلونكم بشيء من الخوف والجوع» 19 چيست؟» حضرت فرمودند:
جابر (اين آيه) يك معناي خاص دارد و يك معناي عام. معناي خاص، گرسنگي دركوفه است كه خداوند آن را مخصوص دشمنان آل محمد عليهمالسلام قرار داده و به وسيله آن، آنها را هلاك ميكند. ولي معناي عام آن در شام محقق ميشود كه اهل آنجا به خوف و هراس و گرسنگي مبتلا ميشوند كه احدي به مانند آن مبتلا نشده باشد و گرسنگي پيـش از قيـام قائـم(ع) اسـت و خــوف و هـراس پـس از قيـام قائـم(ع). 20
امام باقر(ع) ميفرمايند:
حضرت مهدي(ع) جز در شرايط زير ظهور نميكند. مردم شديداً دچار هراس و گرفتار زلزلههاي بسيار و طاعون شوند و جنگ نمايان و شديدي ميان اعراب واقع شود. اختلاف در دين و آيين پيدا كرده و وضعيت و احوالشان متغير گشته باشد. هر كس آرزويي داشته باشد آرزويش در هر صبح و عصر مرگ است تا آنجا كه فرمودند: قيام ايشان پس از يأس و نااميدي (مردم) است خوشا به حال كسي كه او را درك كند و از ياورانش باشد واي و صدها واي بر آن كه با او مخالفت كند و از امرش نافرماني و سرپيچي نمايد. 21
ابوبصير از امام صادق(ع) نقل كرده كه فرمودند:
ناچار پيش از قيام فتنهاي پيش ميآيد كه مردم در آن گرسنه ميشوند و هراس شديدي از كشتارها در دلشان ميافتد و مبتلا به كاستي و كم شدن اموال و محصولات و جانهايشان ميشوند. اين مسأله در قرآن مطلبي روشن و واضح است و سپس حضرت اين آيه را تلاوت فرمودند:
و لنبلونكم بشيء من الخوف والجوع و نقص من الاموال والانفس والثمرات و بشر الصابرين 22
از اين مجموع احاديث شريفه كه سال ظهور را توصيف ميكنند در مييابيم كه آن سال، سالي است با زمين لرزهها و فتنههاي بسياري كه حكايت از نبود و فقدان ثبات سياسي در برخي كشور و كثرت اختلافات و جنگها ميكنند كه آن هم به جنگي جهاني ختم ميشود كه در روايات از آن به جنگ و معركه قرقيسيا ياد شده است (كه به زودي به آن اشاره خواهيم كرد) و نتيجه زياد شدن جنگها، خوف و هراس و گرسنگي و كشتارها و مرگ و ميرها ميباشد و حوادث و اتفاقات اين سال به ظهور حضرت مهدي(ع) منتهي شده جهان پر از عدل و قسط ميگردد.
1052
Tuesday 28 August 2007, 10:42PM
ولادت حضرت قائم(عج) را بر تمامی دوستدارانش تبریک می گویم
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.