PDA

نمايش نسخه نهائي : شيعه بهتره يا سني ؟


مجنون بيکار
Tuesday 31 July 2007, 02:31PM
دوستان، شما رو به خدا وقت ،عمر و هر نفس شما به قدري ارزشمند است که اگه بخواهيم او نو هدر بديم جز مسئوليت شرعي هيچ پيامد ديگه اي براي ما نداره پس چرا از دشمن اصليمون که همان هواي نفسه غافليم
مگه اين همه مشکلي که براي مسلمانان در طي اين قرون پيش آمد جز بدليل پيروي از هواي نفس بوده؟؟؟
مهم نيست که ما شيعه باشيم و يا سني .مهم اينه که همه يک مرزهاي مشترکي با هم داريم پس بياييد دست از اين اختلافات برداريم و به فکر تعالي روحمون باشيم

Teshneh
Tuesday 31 July 2007, 03:53PM
دوستان، شما رو به خدا وقت ،عمر و هر نفس شما به قدري ارزشمند است که اگه بخواهيم او نو هدر بديم جز مسئوليت شرعي هيچ پيامد ديگه اي براي ما نداره پس چرا از دشمن اصليمون که همان هواي نفسه غافليم
مگه اين همه مشکلي که براي مسلمانان در طي اين قرون پيش آمد جز بدليل پيروي از هواي نفس بوده؟؟؟
مهم نيست که ما شيعه باشيم و يا سني .مهم اينه که همه يک مرزهاي مشترکي با هم داريم پس بياييد دست از اين اختلافات برداريم و به فکر تعالي روحمون باشيم
سلام
خب شما که اینو می دونستین چرا پرسیدین؟!:D
همینطره که شما می فرماین
موفق باشید:)

karbala110
Wednesday 1 August 2007, 03:12AM
بسم الله
سلام

به اعتقاد شیعه تنها کسانی که می توانند به فکر تعالی روح و جنگیدن با هوای نفس باشند معتقدین به ولایت ولی الله اعظم امیرالمومنین و ائمه علیهم السلام هستند.

و بدون ولایت اهل بیت علیهم السلام هیچ عملی مورد قبول نیست. پس قبل از هر چیز باید اعتقاد را درست کرد و بعد دنبال تعالی روح و جنگیدن با هوای نفس بود.

صبح
Wednesday 1 August 2007, 10:22AM
سلام علیکم
البته خوشحال می شوم دوست عزیزمان کربلا110 ، منطق و فلسفه احادیث ذیل از امام صادق (ع) را در عنوان مربوطه مرقوم فرمایند . حقیقتا نمی توان مدعی ولایت بود ... و این احادیث متقن را نادیده گرفت :

http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=6630

عن كثير بن علقمة قال (قلت لابي عبد الله عليه السلام اوصني فقال :اوصيك بتقوى الله والورع والعبادة وطول السجود واداء الامانة وصدق الحديث وحسن الجوار فبهذا جاءنا محمد صلى الله عليه وعلى اله وسلم صلو في عشائركم وعودوا مرضاكم واشهدوا جنائزكم وكونوا لنا زينا ولا تكونوا علينا شيئا حببونا الى الناس ولا تبغضوا اليهم فجروا الينا كل مودة وادفعوا عنا كل شر..)

براي ما زينت باشيد ... و بر عليه ما شرم آوري نكنيد ، مردم را با ما دوست سازيد و با آنان غضب نكنيد ... و هر چه دوستي است به سوي ما جاري كرده و هر چه شر است از ما دور كنيد .


عن معاوية بن وهب قال (قلت له الامام الصادق عليه السلام:كيف ينبغي لنا ان نصنع فيما بيننا وبين قومنا وبين خلطائنا من الناس ممن ليسوا على امرنا؟ فقال:تنظرون الى ائمتكم الذين تقتدون بهم فتصنعون ما يصنعون فو الله انهم ليعودون مرضاهم ويشهدون جنائزهم ويقيمون الشهادة لهم وعليهم ويؤدون الامانة اليهم

پرسيده شد چطور با كساني كه (اهل سنتي كه ) با ما هم عقيده نيستند برخورد كنيم : امام صادق پاسخ گفتند : نگاه كنيد به ائمه خود كه بدانها اقتدا مي كنيد و آنچه كه آنها مي كنند انجام دهيد كه والله آنها (ائمه) از مريضان آنها عيادت مي كنند و در مراسم ختم آنها شركت مي كنند و براي آنها شهادت مي دهند و با آنان امانتداري مي كنند .


عن الحلبي عن ابي عبد الله عليه السلام قال (من صلى معهم في الصف الاول كان كمن صلى خلف رسول الله صلى الله عليه وعلى اله وسلم).

امام صادق عليه السلام فرمودند : كسي كه در صف اول با آنان نماز بگذارد ، همچنان است كه پشت رسول الله به نماز ايستاده است .

وعن عبد الله بنا سنان قال (سمعت ابا عبد الله عليه السلام يقول :اوصيكم بتقوى الله عز وجل ولا تحملوا الناس على اكتافكم فتذلوا ان الله تبارك وتعالى يقول في كتابه (وقولوا للناس حسنا) ثم قال :عودوا مرضاهم واشهدوا جنائزهم واشهدوا لهم وعليهم وصلوا معهم في مساجدهم..)

karbala110
Wednesday 1 August 2007, 11:37PM
سلام

متاسفانه متوجه نشدم که ربط این سخن شما با این تاپیک چیست !

ولی انشاالله در آن تاپیکی که فرمودید درباره آن احادیث صحبت خواهیم کرد.

مجنون بيکار
Thursday 2 August 2007, 09:55AM
دوستان به نظر شما چرا امام صادق(ع) ميفرمايند: اقامه نماز پشت سر امام جماعت سني مانند خواندن نماز پشت سر رسول ا... (ص) است

karbala110
Friday 3 August 2007, 02:18AM
بسم الله
سلام

متاسفانه اهل بيت عليهم السلام هميشه در زیر فشار و اذیت حکومت های جور بوده اند. و در بسیاری از اوقات مجبور بوده اند که تقیه کنند.
مثلا در روایتی داریم که حتی حضرت به یکی از شیعیان شان دستور می دهند مثل اهل سنت وضو بگیرد تا اطرافیان وی متوجه نشوند او شیعه می باشد.
در روایتی در کتاب کامل الزیارات که از مهمترین و معتبرترین کتب شیعه می باشد خواندم که حضرت با لقب "امیرالمومنین" یکی از حکام جور از بنی امیه یا بنی عباس (فکر کنم بنی امیه بود) را خطاب می کرد.
و یا در روایتی امام صادق(ع) ميفرمايند: اقامه نماز پشت سر امام جماعت سني مانند خواندن نماز پشت سر رسول ا... (ص) است
و بسیاری دیگر از روایات...
البته باید مواظب باشیم. خدای نکرده شیطان ما را از انجام به وظایف با توجیه "تقیه" باز ندارد. به این معنا که تقیه جا و مکان دارد. این طور نیست که هر جا دلمان خواست تقیه کنیم.

یا علی

مبین
Friday 3 August 2007, 11:26AM
بسم الله
سلام

متاسفانه اهل بيت عليهم السلام هميشه در زیر فشار و اذیت حکومت های جور بوده اند. و در بسیاری از اوقات مجبور بوده اند که تقیه کنند.
مثلا در روایتی داریم که حتی حضرت به یکی از شیعیان شان دستور می دهند مثل اهل سنت وضو بگیرد تا اطرافیان وی متوجه نشوند او شیعه می باشد.
در روایتی در کتاب کامل الزیارات که از مهمترین و معتبرترین کتب شیعه می باشد خواندم که حضرت با لقب "امیرالمومنین" یکی از حکام جور از بنی امیه یا بنی عباس (فکر کنم بنی امیه بود) را خطاب می کرد.
و یا در روایتی امام صادق ميفرمايند: اقامه نماز پشت سر امام جماعت سني مانند خواندن نماز پشت سر رسول ا... است
و بسیاری دیگر از روایات...
البته باید مواظب باشیم. خدای نکرده شیطان ما را از انجام به وظایف با توجیه "تقیه" باز ندارد. به این معنا که تقیه جا و مکان دارد. این طور نیست که هر جا دلمان خواست تقیه کنیم.

یا علی
از تمامی دوستان حقیقت جو خواهشمندم که کمی (فقط کمی ) دقت کنند تا متوجه بشوند تقیه همان ریا و تظاهر است .
و آن شخصی که معتقد باشد امام او مدام درحال ریا و تظاهر بوده (باهراسمی که روی آن بگذارد) چگونه میتواند به این امام (نعوذبالله ) ترسو که از ترس جانش مدام درحال دورویی است اعتماد کند .
ماجرا از این قرار است :
این دوستان بدون اینکه ریا و تظاهر(همان تقیه ) را از اصول مهم اعتقادی قراردهند نمیتوانند اعتقادات خود را توجیه کنند چرا که تضاد پیش می آید .
دوستان از نظر عموم اهل سنت نبوی امامانی که اهل تشیع قبول دارند (یازده امام ) پیشوایان دینی هستند که از صفت ریا و تظاهر مبرا هستند ایشان افراد بسیار شجاع و با اخلاص بودند و مدام در حال لعن و نفرین غالیان(غلو کنندگان ) بوند که هر ضربه ای به دین وارد شد از ناحیه آنان بوده است .اگر میخواهید از آنان روایت های بسیاری بصورت رسمی وجود دارد که آنها را برایتان می آورم که مشاهده میکنید که چقدر با اراجیف غالیان متفاوت است . و غالیان هرجا که میبینند ایشان خلاف عقیده آنها سخنی گفته اند آنها را متهم به ریاکاری و دورویی(تقیه ) میکنند مثلا" امام جعفر صادق (س) وقتی یک غالی را پیش تمام شاگردان لعن و نفرین کردو به گوش او رسانیدند آن شخص بجای اینکه ناراحت شودبا وقاحت گفت ایشان تقیه (ریا و تظاهر) کرده اند .
درحالی که هرکس که به ایشان این ظلم را روا میدارد و ایشان را دورو میپندارد و کسی میداند که برای ترس از جان به صفت زشت دورویی و تظاهر روی آورده است مسلما" از پیروان آن حضرت نیست .چون ایشان فردی شجاع و بسیار راست گو بوده اند . (خدا به همه عقل بدهد)



اندازه و رنگ نوشته‌ها بعلت استفاده بيش از حد حذف گرديد .

Teshneh
Friday 3 August 2007, 11:50AM
1)کی می گه تقیه همون ریا و دورویی یه؟ و کی می گه که امامان به خاطر ترس بر جانشون تقیه می کردن.....تقیه در جایی بود که پای اسلام و جان مسلمونها در میان بود
2)اما قبول داریم که افرادی مثل جناب کربلا 110 هر جا که اوضاع به نفعشون نباشه اونو به عنوان تقیه می بینن و اینطور استنباط می کنن .......البته تقیه مورد نظر انیها همون ترس رو می رسونه و ریا رو!

karbala110
Friday 3 August 2007, 04:18PM
بسم الله

متاسفانه دوستان نه معنای ریا را میدانند و نه تقیه را. زیرا با اندکی دقت فرق این دو معلوم می شود. تقیه پایه های قرانی و روایی دارد. و مورد تایید خداوند تبارک و تعالی می باشد. اما ریا مذموم است.

جناب اقای تشنه بند نظر خودم را در رابطه با این روایات ندادم. بلکه نظر علما را بیان کردم. که ایشان این روایات را حمل بر تقیه می کنند.


موفق باشید.

Teshneh
Friday 3 August 2007, 04:53PM
بلکه نظر علما را بیان کردم. که ایشان این روایات را حمل بر تقیه می کنند.

پس علماتون هم به همچنین!

karbala110
Friday 3 August 2007, 05:06PM
ببخشید می شود از جنابعالی (که ظاهرا از بزرگان و علما و مفاخر شیعه می باشید) بپرسم شما این روایات را حمل بر چه میکنید ؟

مثلا این روایت:
حضرت یکی از یارانشان را که در حکومت کار می کرد را صدا کردند و از او خواستند وضو بگیرد و او وضو گرفت به طریق شیعه. و بعد به او گفتند نه اینطور وضو بگیر و به او طریق وضو گرفتن اهل تسنن را یاد دادند. روز بعد ایشان را صدا کردند و از ایشان خواستندکه وضو بگیرد و او وضو گرفت به طریق اهل سنت و بعد به او فرمودند نه اینطور وضو نگیر و طریق وضو شیعیان را به او یاد دادند . وقتی از ایشان علت ماجرا را سوال کردند. ایشان فرمودند اطرافیان حاکم به وی خبر داده بودند که این یار ما که در حکومت کار میکند شیعه می باشد و از یاران امامان معصومین. حاکم خود باورنکرده بود. و می خواست به طور مخفیانه طریقه وضوگرفتن این شخص را ببیند. لذا حضرت روز قبل به او طریق وضو گرفتن اهل سنت را یاد دادند. و حاکم وقتی وضو گرفتن وی را دید یقین کرد که وی شیعه نمی باشد.

بنده همین روایت را به طور خلاصه بیان کرده بودم. ایا این روایت مثالی برای تقیه نمی باشد؟

یا این روایت حمل بر تقیه نمی شود؟
در روایتی در کتاب کامل الزیارات که از مهمترین و معتبرترین کتب شیعه می باشد خواندم که حضرت با لقب "امیرالمومنین" یکی از حکام جور از بنی امیه یا بنی عباس (فکر کنم بنی امیه بود) را خطاب می کرد.

ویا این روایت:
در روایتی امام صادق(ع) ميفرمايند: اقامه نماز پشت سر امام جماعت سني مانند خواندن نماز پشت سر رسول ا... (ص) است

با وجود اینکه به اعتقاد شیعه (که برگرفته از ایات و روایات می باشد) عبادت بی ولایت اهل بیت علیهم السلام اصلا مقبول پروردگار نمی باشد. ایا این روایت غیر از تقیه می تواند چیز دیگری باشد؟

مبین
Friday 3 August 2007, 05:08PM
بسم الله

متاسفانه دوستان نه معنای ریا را میدانند و نه تقیه را. زیرا با اندکی دقت فرق این دو معلوم می شود. تقیه پایه های قرانی و روایی دارد. و مورد تایید خداوند تبارک و تعالی می باشد. اما ریا مذموم است.

جناب اقای تشنه بند نظر خودم را در رابطه با این روایات ندادم. بلکه نظر علما را بیان کردم. که ایشان این روایات را حمل بر تقیه می کنند.


موفق باشید.بله ما معنی ریا و تقیه را نمیدانیم و فقط تو میدانی وهرچقدر هم دقت میکنیم فرقی نمیبینیم لطف کنید پایه های قرآنی آن را بصورت شفاف و محکم (نه بصورت تشابه و فریب ) بیان کنید .روایت های جعلی تان را نیز بگذارید درکوزه .
دوست عزیز نمیدانم چرا پتکی گرفته ای دستت و مدام برسرهمکیشانت میکوبی که نظر علما را نقل میکنی و نظر خودت نیست .تو خودت مگر عقل نداری اصول اعتقادی اگر پایه قرآنی (بصورت آیات محکم نه متشابه ) نداشته باشد هرعالم منحرفی که آنها را باورداشته باشد عالم نیست بلکه جاهل است .

karbala110
Friday 3 August 2007, 05:15PM
بله ما معنی ریا و تقیه را نمیدانیم .

خب پس بگذارید تابرایتان بیان کنیم. که ریا چیست؟

بهترین محک برای شناخت اعمال ریائی از غیر ریائی معیارهایی است که در روایات اسلامی آمده است مثلاً در حدیثی از پیامبر اکرم صلی‌الله علیه‌‌و‌آله‌و‌سلم می‌خوانیم که فرمود
علامت ریاکار چهار چیز است:
هنگامی که کسی نزد اوست تلاش می‌کند اعمال الهی انجام دهد و هنگامی که تنها شد در انجام عمل کسل است و در تمام کارهایش اصرار دارد مردم از او مدح و ستایش کنند و سعی می‌کند ظاهرش را در نظر مردم خوب جلوه دهد.

در آیات و روایات مانند روایت ذکر شده خصوصیاتی برای ریاکاران دیده می‌شود که از جمع‌بندی، آنها می‌توان علائم زیر را برداشت کرد:
ریا کاران افرادی منافق و دو چهره هستند
در انظار مردم با نشاط و شوق عبادت می‌کنند
در تنهایی بی‌نشاط و بی‌حال هستند
دوست دارند مردم در تمام کار‌ها آنها را بستایند و هنگامی که کار آنها مورد ستایش قرار می‌گیرد بر عملشان افزوده می‌شود و چنانچه مدح و ثنایشان نگویند از عمل خود می‌کاهند.
ریا‌کاران اهل خدعه و فریب هستند و دائماًً اعمال نیک خود را به رخ دیگران می‌کشند و بر دیگران منت می‌گذارند، این افراد چشم طمع به خلق دوخته‌اند و بر خدا توکل ندارند. در ظاهر ذکر خدا را می‌گویند ولی در دل کمتر خدا را یاد می‌کنند.

ریا‌کاران افراد خود‌پسند، مغرور، تن‌پرور و رفاه‌طلب هستند.
ریا عبارت از تاظهر و خود‌نمایی و اظهار عمل به انگیزه‌ی جلب توجه و ستایش مردم است.
ریا مانند میکروب جذام (خوره) از درون عمل را می‌پوساند و آن را بی‌محتوا می‌کند اعمال ریایی مانند درخت بی‌ریشه‌ای است که با یک باد از بیخ‌و‌بن کنده می‌شود.

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:
هر‌گونه ریایی شرک است هر کس برای مردم کار کند پاداشش به عهده‌ی مردم است و هر کس برای خدا کار کند ثوابش بر خدا است

از بعضی احادیث بر‌می‌آید که بازگو کردن اعمال و اظهارش برای دیگران موجب کاهش ثواب آن می‌شود و در صورت تکرار حکم ریا به خود می‌گیرد و عمل را فاسد و تباه می‌سازد

ریا جزء گناهان بزرگ است زیرا ریا به منزله‌ی شرک است و شرک از گناهان کبیره محسوب می‌شود.



و اما در رابطه با تقیه توضیحاتی خوبی را کاربر محترم اقای صبح فرموده اند:
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=7597


پس از خواندن این دو مطلب لطفا عقل خود را حکم قرار دهید و منصفانه ببینید که ایا فرقی میکنند یا نه .

مبین
Friday 3 August 2007, 05:25PM
مثلا این روایت:
حضرت یکی از یارانشان را که در حکومت کار می کرد را صدا کردند و از او خواستند وضو بگیرد و او وضو گرفت به طریق شیعه. و بعد به او گفتند نه اینطور وضو بگیر و به او طریق وضو گرفتن اهل تسنن را یاد دادند. روز بعد ایشان را صدا کردند و از ایشان خواستندکه وضو بگیرد و او وضو گرفت به طریق اهل سنت و بعد به او فرمودند نه اینطور وضو نگیر و طریق وضو شیعیان را به او یاد دادند . وقتی از ایشان علت ماجرا را سوال کردند. ایشان فرمودند اطرافیان حاکم به وی خبر داده بودند که این یار ما که در حکومت کار میکند شیعه می باشد و از یاران امامان معصومین. حاکم خود باورنکرده بود. و می خواست به طور مخفیانه طریقه وضوگرفتن این شخص را ببیند. لذا حضرت روز قبل به او طریق وضو گرفتن اهل سنت را یاد دادند. و حاکم وقتی وضو گرفتن وی را دید یقین کرد که وی شیعه نمی باشد.

بنده همین روایت را به طور خلاصه بیان کرده بودم. ایا این روایت مثالی برای تقیه نمی باشد؟

یا این روایت حمل بر تقیه نمی شود؟
در روایتی در کتاب کامل الزیارات که از مهمترین و معتبرترین کتب شیعه می باشد خواندم که حضرت با لقب "امیرالمومنین" یکی از حکام جور از بنی امیه یا بنی عباس (فکر کنم بنی امیه بود) را خطاب می کرد.

ویا این روایت:
در روایتی امام صادق ميفرمايند: اقامه نماز پشت سر امام جماعت سني مانند خواندن نماز پشت سر رسول ا... است

با وجود اینکه به اعتقاد شیعه (که برگرفته از ایات و روایات می باشد) عبادت بی ولایت اهل بیت علیهم السلام اصلا مقبول پروردگار نمی باشد. ایا این روایت غیر از تقیه می تواند چیز دیگری باشد؟
- روایت اول شما از نظر جمهور امت اسلام (اهل سنت نبوی )و همچنین هر انسان آزاد اندیشی جعلی است چون ایشان معصوم نیست و علم لدنی شما یکی از دروغهای شاخدار است پس از آینده با خبر نیست .حتما" سخنی که خود دروغ است میتواند مدرک دروغ دیگر شود!!!!.
- روایت دوم ایشان نیز حمل بر دورویی نمیشود چون امیر المومنین را به تمام امرا و پادشاهان اسلام میگفتند و اگر ایشان امیر نبوده پس چه بوده .
- درخصوص روایت سوم شما بعرض شما برسانم اهل سنت حضرت امام جعفر صادق (س) را ازخودشان میدانند و شاگردان راستین ایشان نیز از اهل سنت هستند.مقصود ایشان از این روایت این بوده که حساب من را ازدیگر مسلمین جدانبینید.پیشوایان دیگر مسلمین نیز موردقبول ایشان هستند (ازجمله حضرت امام اعظم ابوحنیفه (س) ).یا بعبارت دیگر همه اهل سنت نبوی هستند.
پس دوست من سعی نکن صفت زشت دورویی و ریا(تقیه ) را به ایشان نسبت دهی که گناه بزرگی درحق ایشان مرتکب میشوی


اندازه و رنگ نوشته‌ها بعلت استفاده بيش از حد حذف گرديد .

مبین
Friday 3 August 2007, 06:04PM
اندازه و رنگ نوشته‌ها بعلت استفاده بيش از حد حذف گرديد . علامت نقض قوانين بعلت اهانت به عقايد ساير كاربران است .



ریا عبارت از تاظهر و خود‌نمایی و اظهار عمل به انگیزه‌ی جلب توجه و ستایش مردم است.
امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:
هر‌گونه ریایی شرک است هر کس برای مردم کار کند پاداشش به عهده‌ی مردم است و هر کس برای خدا کار کند ثوابش بر خدا است
.
بله دوست عزیز "ریا عبارت از تظاهر و خودنمایی و اظهار عمل به انگیزه : جلب توجه و ستایش مردم یا حاکم و یاهرکس دیگر و برانگیختن حس اعتماد آنان نسبت به خود است "
این جمله ات راکه به معنی ریا نزدیکتر بود کامل کردم
جملات دیگر هرکدام از آنهامیتواند ازصفات ریاکار باشد و میتواند نباشد پس یک ریاکارمیتواند آن صفات را نیزداشته باشد و میتواند نداشته باشد.
بطور خلاصه دوست عزیز ریاکار "کسی است که به عملی که انجام میدهدویاحرفی که میزند اعتقاد ندارد و آن را برای جلب اعتماد دیگران انجام میدهدواگر موقعیت پیش بیاید چهره واقعی خود را نشان میدهد " در زبان فارسی :قانون(1):

روایت زیبائی هم که از امام جعفر صادق(س) نقل کرده ای روش
حدیثی نیز که از پیامبر خاتم آورده ای قبول است(ازجنبه عبادی) .
آیاتی نیز جناب صبح آورده و تفسیر کرده هیچکدام برای مسلمین تقیه را حکم نیمکند و درحقیقت ربطی به تقیه شما ندارد .
خدایا به این بی مدرکان کمی مدرک بفرست

karbala110
Friday 3 August 2007, 06:40PM
ظاهرا جنابعالی قصد بحث علمی و منطقی را ندارید و با جدال مذموم سعی دارید که سخنان باطل خودتان را به کرسی بنشانید.
بنده در پست قبلی خواستم تا عقل خود را حکم قرار دهید و منصفانه حکم کنید نه با عناد. الحمدلله فرق بین ریا و تقیه به زیبایی بیان شد. و دیگر شبه ای نمانده. و حق مطلب ادا شد. فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاَلُ

هر وقت خواستید با عقل و درایت بحث علمی کنید ما را نیز خبر کنید.
یا علی

مبین
Friday 3 August 2007, 07:18PM
اندازه و رنگ نوشته‌ها بعلت استفاده بيش از حد حذف گرديد .



ظاهرا جنابعالی قصد بحث علمی و منطقی را ندارید و با جدال مذموم سعی دارید که سخنان باطل خودتان را به کرسی بنشانید.
بنده در پست قبلی خواستم تا عقل خود را حکم قرار دهید و منصفانه حکم کنید نه با عناد. الحمدلله فرق بین ریا و تقیه به زیبایی بیان شد. و دیگر شبه ای نمانده. و حق مطلب ادا شد. فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاَلُ

هر وقت خواستید با عقل و درایت بحث علمی کنید ما را نیز خبر کنید.
یا علی
دوست عزیز منظور از بحث علمی این نیست که فقط حرف علما را کپی پیس نمایی بلکه منظور این است که از نظر عقلی نیز ثابت کنید وبا این جمله که حق مطلب ادا شد موافقم ولی نه توسط شما

srak1355
Friday 3 August 2007, 08:06PM
فمن يكفر بالطاغوت و يمون باالله فقد استمسك بالعروه والوثقي لاانفصام لها
و عوره الوثقي جز اهل بيت نيستند

زانا
Friday 3 August 2007, 10:33PM
چقدر جالب:smile21:
کاشکی می دونستین که کسی به نوشته هاتون تو جه نمیکنه لا اقل خودتون خجالت می کشیدید:smile34:
اخه شما کی باشید که این رو تعین می کنید:mad:
رسول خدا بر میتی نماز میت خواند مادر فردی که مرده بود گریه میکرد و میگفت بهشت بر تو مبارک که رسول خدا بر تو نماز خواند رسول خدا فرمود مادرم من که رسول خدایم نمی دانم بهشت میروم یه جهنم حال شما چگونه میدانید:smile09:که کدام یک بهتر است:smile27:
خدا می داند و بس:smile34:

karbala110
Saturday 4 August 2007, 06:55AM
رسول خدا بر میتی نماز میت خواند مادر فردی که مرده بود گریه میکرد و میگفت بهشت بر تو مبارک که رسول خدا بر تو نماز خواند رسول خدا فرمود مادرم من که رسول خدایم نمی دانم بهشت میروم یه جهنم حال شما چگونه میدانید:smile09:که کدام یک بهتر است:smile27:
خدا می داند و بس:smile34:

سلام
متشکر میشوم اگر سند این حدیث را بیان فرمایید.

Teshneh
Saturday 4 August 2007, 05:06PM
ببخشید می شود از جنابعالی (که ظاهرا از بزرگان و علما و مفاخر شیعه می باشید) بپرسم شما این روایات را حمل بر چه میکنید ؟

مثلا این روایت:
حضرت یکی از یارانشان را که در حکومت کار می کرد را صدا کردند و از او خواستند وضو بگیرد و او وضو گرفت به طریق شیعه. و بعد به او گفتند نه اینطور وضو بگیر و به او طریق وضو گرفتن اهل تسنن را یاد دادند. روز بعد ایشان را صدا کردند و از ایشان خواستندکه وضو بگیرد و او وضو گرفت به طریق اهل سنت و بعد به او فرمودند نه اینطور وضو نگیر و طریق وضو شیعیان را به او یاد دادند . وقتی از ایشان علت ماجرا را سوال کردند. ایشان فرمودند اطرافیان حاکم به وی خبر داده بودند که این یار ما که در حکومت کار میکند شیعه می باشد و از یاران امامان معصومین. حاکم خود باورنکرده بود. و می خواست به طور مخفیانه طریقه وضوگرفتن این شخص را ببیند. لذا حضرت روز قبل به او طریق وضو گرفتن اهل سنت را یاد دادند. و حاکم وقتی وضو گرفتن وی را دید یقین کرد که وی شیعه نمی باشد.

بنده همین روایت را به طور خلاصه بیان کرده بودم. ایا این روایت مثالی برای تقیه نمی باشد؟

یا این روایت حمل بر تقیه نمی شود؟
در روایتی در کتاب کامل الزیارات که از مهمترین و معتبرترین کتب شیعه می باشد خواندم که حضرت با لقب "امیرالمومنین" یکی از حکام جور از بنی امیه یا بنی عباس (فکر کنم بنی امیه بود) را خطاب می کرد.

ویا این روایت:
در روایتی امام صادق(ع) ميفرمايند: اقامه نماز پشت سر امام جماعت سني مانند خواندن نماز پشت سر رسول ا... (ص) است

با وجود اینکه به اعتقاد شیعه (که برگرفته از ایات و روایات می باشد) عبادت بی ولایت اهل بیت علیهم السلام اصلا مقبول پروردگار نمی باشد. ایا این روایت غیر از تقیه می تواند چیز دیگری باشد؟
1)شرمنده نفرماین:p ما هیچ کدوم از اونهایی که گفتین نیستیم:)
2)می شه بفرماین که تقیه در مورد اعمال صورت میگیره یا عقاید؟

زانا
Saturday 4 August 2007, 08:39PM
:smile21::smile21:
متشکر میشوم اگر سند این حدیث را بیان فرمایید.
دقیقا من همون روز این حدیث را از یکی از شبکه های ایرانی شنیدم و یکی از بزرگان خود شما هم بود ببخشی یادم رفت از شون به پرسم منبع رو:smile21:

مهتدی
Saturday 4 August 2007, 10:42PM
:smile21::smile21:

دقیقا من همون روز این حدیث را از یکی از شبکه های ایرانی شنیدم و یکی از بزرگان خود شما هم بود ببخشی یادم رفت از شون به پرسم منبع رو:smile21:
اینجاست که مشخص می شود شما دینتان را ارثی بدست آورده اید و هر چه به شما می گویند بدون تفکر آنرا می پذیرید سعی کنید هر چیزی که به شما گفتند همینطور نپذیرید و دلیل و مدرک واستدلال بخواهید وسعی کنید که هر چه که پیشینیان شما به غلط در ذهن شما فرو کرده اند را بدون سند و مدرک تاریخی
نپذیرید،
بعنوان مثال پیشینیان شما گفته اند که خلیفه دوم(عمر) شما یگانه پهلوانی در میدانهای جنگ بوده است؟؟!!!:smile21::smile21:
حال آنکه بنده هر چه در کتب تاریخی تحقیق و تفحص نمودم هیچ اثری از حتی یک رشادت و پهلوانی از عمر نیافتم؟؟؟؟:smile09::smile09:
آیا معنی پعنی پهلوانی از میدان نبرد گریختن است؟؟!!یا در پشت سنگها مخفی شدن؟؟!!:smile21:
در پایان بازهم عرض می کنم که هر چیزی را که بدون دلیل پذیرفته ای سعی نکن به دیگران بدون دلیل
تحمیل کنی زیرا انسان عاقل هیچ چیز را بدون دلیل و مدرک نمی پذیرد.:smile27::smile27:

محمّد
Sunday 5 August 2007, 02:11AM
بسم الله الرحمن الرحیم

1)شرمنده نفرماین:p ما هیچ کدوم از اونهایی که گفتین نیستیم:)
2)می شه بفرماین که تقیه در مورد اعمال صورت میگیره یا عقاید؟



قطعا تقیه در مورد اعمال صورت میگیره. تقیه در مورد عقاید اصلا معنی نداره جناب تشنه چون کسی غیر از خدا از عقاید ما خبر نداره. این اعمال ماست که زیر نظر مردمه و ما براین اینکه خودمان را از شر مردم خلاص کنیم << در بعضی مواقع>> خلاف عقیده عمل میکنیم.

پیامبر (ص) در ایامی که دعوت تازه اشکار شده بود به بلال فرمود: هر چه از تو میخواهند انجام بده حتی اگر دشنام دادن به من باشد. ولی این مرد فرهیخته که آتش حق تمام وجودش را پر کرده با اینکه از طرف رسول خدا اجازه داشت تا برای رهایی خود آنچه انها میخواهند بگوید, ولی نگفت.

در اینجا آشکارا مساله تقیه مطرح میشه و میبینیم که تقیه در اعمال است نه در عقاید.

Teshneh
Sunday 5 August 2007, 04:49PM
بسم الله الرحمن الرحیم





قطعا تقیه در مورد اعمال صورت میگیره. تقیه در مورد عقاید اصلا معنی نداره جناب تشنه چون کسی غیر از خدا از عقاید ما خبر نداره. این اعمال ماست که زیر نظر مردمه و ما براین اینکه خودمان را از شر مردم خلاص کنیم << در بعضی مواقع>> خلاف عقیده عمل میکنیم.

پیامبر (ص) در ایامی که دعوت تازه اشکار شده بود به بلال فرمود: هر چه از تو میخواهند انجام بده حتی اگر دشنام دادن به من باشد. ولی این مرد فرهیخته که آتش حق تمام وجودش را پر کرده با اینکه از طرف رسول خدا اجازه داشت تا برای رهایی خود آنچه انها میخواهند بگوید, ولی نگفت.

در اینجا آشکارا مساله تقیه مطرح میشه و میبینیم که تقیه در اعمال است نه در عقاید.
خیلی ممنون
منتظر جواب جناب کربلا هم می مونیم تا بریم سر اصل مطلب
چ.ن ممکنه که ایشون با نظر شما موافق نباشن! البته بعید می دونم

محمّد
Sunday 5 August 2007, 10:55PM
خواهش میکنم جناب تشنه. ولی بین خودمون باشه, تاپیک خیلی بیمزه ایه. شیعه بهتره یا سنی؟!؟!؟! هرکی میگه دین خودش بهتره. ولی از همه ی اینها بگذریم دین شیعه خیلی بهتره :) نه فکر کنید که من از روی تعصب میگم, نه. من توی کشور سنی مذهب زندگی میکنم و با بعضی عاداتشون آگاهم مثلا:
۱- جشن تولد حرام است!!!! ولی مردم میگیرن :smile55:
۲- نمازها باید در اوقات خودشون خونده شوند و جمع بین الصلاتین وجود ندارد!!!
۳- اگر مرد دست به همسرش بزند (لمس کند فقط) وضویش باطل میشود!!!!!
۴- نماز تراویح که endشه . چهل - پنجاه رکعت نماز در شبهای ماه رمضان که کمر این بنده خداها نرم شود!!
۵- ازدواج موقت (یا همون متعة) endه حرامه
.
.

البته اینها چیزهاییه که فعلا در خاطرم هست. وگرنه لیستشون طویل و عریضه. حالا خودتون قضاوت کنید, کدامیک بهتر است یا لا اقل راحت تر!!!

Teshneh
Monday 6 August 2007, 11:13AM
۳- اگر مرد دست به همسرش بزند (لمس کند فقط) وضویش باطل میشود!!!!!


شما از این مسئله مطوئنین پس بگو یکی از دوستام بنده خدا می گفت ببین من دستم تو اسانسور خورد به پسره وضوم باطل شد؟
مام کلی شلوعش می کردیم که این حرفا چیه بابا این به وضو چه ربطی داره چرا مسائلو قاطی می کنین و می رفتیم رو منبر:p حالا نگو بنده خدا یه چیزی شنیده بوده...اما کلا ایشون با وجود اینکه می دونن ما شیعه ایم ترجیح می دن احکامشونو از ما بپرسن.....

اما منظور استار تر محترم از باب کردن این بجث این بود که ما نمی تونیم اکیدا بگیم کدوم بهتره ...شما الان نقاط ضعفشونو بیان کردین در صورتی که سنی ها نقاط مثبتی هم دارن

اولا نماز تراویحشون که به عنوان یک نماز و یاد کردن خدا چیز مورد پسندیه...حالا اینکه به جماعت می خونن و این بخشش مسئله ساز این یه بحث دیگس ...خودشون که اصلا شیفته این نمازن . شکایتی ندارن...
اقامه نماز در اوقات پنچگانه هم در شیعه چیز مذمومی نیست بلکه ما می گیم اگر بتونیم نمازمون رو در اوقات پنجگانه بخونیم بهتره ولی در عین حال جمع کردن اونها رو هم بر نداشتیم

در مورد پنجمی هم که دستشون درد نکنه!!!! :D

Teshneh
Monday 6 August 2007, 11:15AM
قمه زدن حرام است ولی میزنند !!!!؟


کسی همچین فتوایی نداده جز یک نفر ......که چون ایشون هم شخص اول مملکت بودن بقیه هم تاییدشون کردن و لا غیر........قمه زدن به هیج عنوان حرام نیست

هستي
Monday 6 August 2007, 05:36PM
چقدر جالب:smile21:
کاشکی می دونستین که کسی به نوشته هاتون تو جه نمیکنه لا اقل خودتون خجالت می کشیدید:smile34:
اخه شما کی باشید که این رو تعین می کنید:mad:
رسول خدا بر میتی نماز میت خواند مادر فردی که مرده بود گریه میکرد و میگفت بهشت بر تو مبارک که رسول خدا بر تو نماز خواند رسول خدا فرمود مادرم من که رسول خدایم نمی دانم بهشت میروم یه جهنم حال شما چگونه میدانید:smile09:که کدام یک بهتر است:smile27:
خدا می داند و بس:smile34:


بسمه تعالی
محی ادین عربی در فتوحات تصریح می کند که:
نزدیکترین مردم به رسول اکرم علی بن ابی طالب است که دارای اسرار انبیاء است ونیز می گوید:
اتش دوزخ سر انجام به برکت اهل بیت نسبت به دوزخیان برد وسلام می شود .

ایت الله املی:اوای توحید

karbala110
Tuesday 7 August 2007, 03:52AM
بسم الله الرحمن الرحیم

قطعا تقیه در مورد اعمال صورت میگیره. تقیه در مورد عقاید اصلا معنی نداره جناب تشنه چون کسی غیر از خدا از عقاید ما خبر نداره. این اعمال ماست که زیر نظر مردمه و ما براین اینکه خودمان را از شر مردم خلاص کنیم << در بعضی مواقع>> خلاف عقیده عمل میکنیم.

پیامبر (ص) در ایامی که دعوت تازه اشکار شده بود به بلال فرمود: هر چه از تو میخواهند انجام بده حتی اگر دشنام دادن به من باشد. ولی این مرد فرهیخته که آتش حق تمام وجودش را پر کرده با اینکه از طرف رسول خدا اجازه داشت تا برای رهایی خود آنچه انها میخواهند بگوید, ولی نگفت.

در اینجا آشکارا مساله تقیه مطرح میشه و میبینیم که تقیه در اعمال است نه در عقاید.


تقیه ممکن است هم در اعمال باشد و هم در عقائد. تقیه در اعمال همانطور که مثالهای آن قبلا بیان شد معلوم است. ولی تقیه در عقائد نیز ممکن است. نه اینکه عقائد واقعی خود را عوض کند. بلکه به این منظور است که انسان در مواقع ضرورت عقائد خود را منکر شود. پس در عقائد نیز تقیه می شود کرد.
البته اینکه اقا محمد فرمودند تقیه در عقائد نیست. ظاهرا ایشان انکار عقائد در مواقع ضروری را نیز جزو اعمال حساب کرده اند.

محمّد
Tuesday 7 August 2007, 12:33PM
بسم لله الرحمن الرحیم

فکر کنم تالار جک و لطیفه اونور تره ......(با کمال احترام)

متاسفم جناب امیر, منظور من جک و لطیفه نبود. تاپیک باید محتوا داشته باشه, جنجالی باشه, شبهه ای باشه, مردم یه چیز جدیدی به معلوماتشون اضافه بشه, نه یک سوال مسخره که از همون اول جوابش معلوم بود.

قمه زدن حرام است ولی میزنند !!!!؟کی قمه زدن رو حرام کرده؟!؟!؟! فتوا میدی؟ همه جایز میدونن ولی میگن نزنید (اونم آقای سیستانی (دام ظله) میگه).


زير علم های n کیلوی رفتن سختره (برای کمر بدتره ) یا نماز خوندن!!!!؟اونی که علم n کیلویی بلند میکنه زورش ده تای من و توه. اینقدر تمرین کرده کرده که میتونه برداره. تازه اونم همش یه روزه (یه نصف روز). در ضمن اونها هدفشون نشون دادن قدرت حضرت عباس سلام الله علیه که با یک دست پرچم حضرت ابا عبدالله رو در دست میگرفت. اما نماز تراویح چی؟ اولا که همه باید بخونن! پیر و جوون, ثانیا ۴۰-۵۰ بار بالا پایین شدن, برای نشون دادن چی؟!؟! بدعت عمر! به نظر من این از علم n کیلویی بلند کردن سخت تره!
ما روزانه ۲-۳ ساعت میریم باشگاه بدنسازی یه عالمه وزنه میزنیم. حالا که میایم خونه این دو رکعت نماز رو به زور اونم تند تند میخونیم! کدوم سخت تره؟ ۲-۳ ساعت دمبل زدن یا ۲ دقیقه نماز خوندن!


مگر ملاک درست بودن راحتی است !!..ملاک درست بودن راحتی نیست. ولی موضوع بحث من راحتیه.


شافعی ، مالک و همچنین احمد حنبل ( در یکی از دو قولش ) منی را پاک میداند ...در مذهب شیعه حالت جنب نمیتوان وارد روزه شد اما در مذهب عامه می تواناینو من بهش شک دارم. چون اولا حدیثی هست از عمر که میگه:
علی [(ع)] سه فضل دارد که یکی از آنها را اگر من داشتم برایم بس بود:
۱- اینکه حتی اگر جنب باشد , میتواند وارد مسجد شود
.
.

من حتی دوستای سنیم وقتی جنب هستند وارد مسجد نمیشن نماز هم نمیخونن, حالا این قول رو شما از کجا آوردید.... شاید هم درست باشه :smile09:


در مذهب عامه خمس تنها به غنایم اختصاص دارد بر خلاف مذهب شیعبه نظر من این مشکلترین حکم دین شیعه است. ولی خوب, بازهم دین شیعه راحتتره.

محمّد
Tuesday 7 August 2007, 12:42PM
بسم الله الرحمن الرحیم

تقیه ممکن است هم در اعمال باشد و هم در عقائد. تقیه در اعمال همانطور که مثالهای آن قبلا بیان شد معلوم است. ولی تقیه در عقائد نیز ممکن است. نه اینکه عقائد واقعی خود را عوض کند. بلکه به این منظور است که انسان در مواقع ضرورت عقائد خود را منکر شود. پس در عقائد نیز تقیه می شود کرد.
البته اینکه اقا محمد فرمودند تقیه در عقائد نیست. ظاهرا ایشان انکار عقائد در مواقع ضروری را نیز جزو اعمال حساب کرده اند.



بله حرف شما درسته, بنده تقیه در عقائد (اونچه که شما میفرمایید) رو جزو تقیه در اعمال حساب کردم.

الان که فکر میکنم میبینم حرف شما شاید بهتر باشه:
اگر بلال به پیامبر دشنام میداد, این میشه تقیه در عقیده
اگر اون مومن به روش سنی ها وضو میگرفت, این میشه تقیه در عمل

ولی بازهم اون دشنامی که بلال میده, عملش تقیه حساب میشه نه عقیدش!!!! :confused::confused::confused::confused: من کمی گیج شدم!!!

مجنون بيکار
Tuesday 7 August 2007, 02:22PM
با سلام .آقاي محمد براي شما متاسفم با اين لحن صحبت اگه مايل باشيد براي روشن کردن ذهن شما آماده ام

Teshneh
Tuesday 7 August 2007, 03:20PM
تقیه ممکن است هم در اعمال باشد و هم در عقائد. تقیه در اعمال همانطور که مثالهای آن قبلا بیان شد معلوم است. ولی تقیه در عقائد نیز ممکن است. نه اینکه عقائد واقعی خود را عوض کند. بلکه به این منظور است که انسان در مواقع ضرورت عقائد خود را منکر شود. پس در عقائد نیز تقیه می شود کرد.
البته اینکه اقا محمد فرمودند تقیه در عقائد نیست. ظاهرا ایشان انکار عقائد در مواقع ضروری را نیز جزو اعمال حساب کرده اند.
اگر تقیه در عقاید هم مورد داشته باشه این دیگه ریاس
جناب کربلا 110 فکر کنم شما جهت حرکت ما رو خوندین اینکه بهتر دیدین که پیشدستی کنین که رو دست نخوزین!!!!
در تقیه انسان عقاید خودش رو به زبون وبر فرض در عمل منکر می شه و اعتقادش همونه که هست .....عوض که نمی شه......یعنی عقاید کماکان پا برجاس

مبین
Tuesday 7 August 2007, 04:05PM
اینجاست که مشخص می شود شما دینتان را ارثی بدست آورده اید و هر چه به شما می گویند بدون تفکر آنرا می پذیرید سعی کنید هر چیزی که به شما گفتند همینطور نپذیرید و دلیل و مدرک واستدلال بخواهید وسعی کنید که هر چه که پیشینیان شما به غلط در ذهن شما فرو کرده اند را بدون سند و مدرک تاریخی
نپذیرید،
بعنوان مثال پیشینیان شما گفته اند که خلیفه دوم(عمر) شما یگانه پهلوانی در میدانهای جنگ بوده است؟؟!!!:smile21::smile21:
حال آنکه بنده هر چه در کتب تاریخی تحقیق و تفحص نمودم هیچ اثری از حتی یک رشادت و پهلوانی از عمر نیافتم؟؟؟؟:smile09::smile09:
آیا معنی پعنی پهلوانی از میدان نبرد گریختن است؟؟!!یا در پشت سنگها مخفی شدن؟؟!!:smile21:
در پایان بازهم عرض می کنم که هر چیزی را که بدون دلیل پذیرفته ای سعی نکن به دیگران بدون دلیل
تحمیل کنی زیرا انسان عاقل هیچ چیز را بدون دلیل و مدرک نمی پذیرد.:smile27::smile27:
جنابعالی که دینتان ارثی نیست بفرمائید قبلا" دارای چه دینی بوده اید والا حرف خود را پس بگیرید (مانند یک انسان متمدن )!!!!!!!!
دلیل و مدرک و استدلال نزد اهل سنت نبوی قرآن و احادیث صحیح است .
دلیل اینکه حضرت عمر(رض) قویترین مرد عرب در زمان مسلمان شدن (چهلمین مسلمان ) بود نیز اگر بخواهی برایت میاورم ولی باید کمی صبر کنی .
دلیل بسیار روشن این موضوع این است که یک تنه شمشیر بسته بود و میرفت تا پیامبر اکرم را بدلیل اینکه فکر میکرد ایشان (ص) کسی است که دین آبا و اجدادی خود خیانت نموده است را بقتل برساندبا آنکه میدانست مسلمانان حدودا" چهل نفر هستند و اراده خداوند براین قرار گرفت که این مرد پاک طینت سرراه از مسلمان شدن خواهر و دامادشان اطلاع حاصل و بدینوسیله مسلمان شود و برای گفتن کلمه شهادتین نزد پیامبر و یارانش برود .
و دعای معروف پیامبر در مورد ایشان که فرمود : خدایا برای عزت اسلام عمر را مسلمان بگردان .
و مهمتر از همه اینکه با مسلمان شدن این مرد بزرگ( که براستی مسلمان شدن او و خلیفه شدن او نصرتی بزرگ برای مسلمانان بود و تاریخ گواه این مطلب است و نویسنده کتاب محمد (ص) پیغمبری که ازنوباید شناخت ایشان را نابغه ای دانسته که هرهزار سال ممکن است یکبار مانند او بیاید) مسلمانا ن برای اولین بار با ایشان به مسجدالحرام رفته و نماز جماعت خواندند و مشرکین بدلیل تهدید عمر (رص) جیکشان نیز درنیامد و بقول امروزی ها پاپیون کرده بودند.
آنجا که گفته ای گریختن از نبرد و پنهان شدن نیز لطف کن و مدرک از سند صحیح بیاور والا تو هم لطف کن و جیک نزن !!!

مبین
Tuesday 7 August 2007, 04:23PM
بسم الله الرحمن الرحیم
بله حرف شما درسته, بنده تقیه در عقائد (اونچه که شما میفرمایید) رو جزو تقیه در اعمال حساب کردم.

الان که فکر میکنم میبینم حرف شما شاید بهتر باشه:
اگر بلال به پیامبر دشنام میداد, این میشه تقیه در عقیده
اگر اون مومن به روش سنی ها وضو میگرفت, این میشه تقیه در عمل

ولی بازهم اون دشنامی که بلال میده, عملش تقیه حساب میشه نه عقیدش!!!! :confused::confused::confused::confused: من کمی گیج شدم!!!
خدمت شما نیز عرض شود تقیه شما بجز دورویی و تظاهر و ریا معنی دیگری ندارد و دورو ومتظاهر و ریاکار دانستن امامان (س) برای توجیه کردن تضاد خود تان مسلما" گناهی بزرگ در پیشگاه خداوند متعال می باشد.
حال اگر شیعیان صفوی هرچقدر نیز سفسطه کنند درنزد هر عاقلی این موضوع کاملا" واضح و روشن است .
دوست عزیز اگر پیامبر (ص) به حضرت بلال (رض) یکبار و فقط یکبار فرموده اند که بخاطر برده بودن (نداشتن اختیار خود) میتواند برای خلاصی خود ازشکنجه به رسول الله (ص) دشنام دهد ( که حضرت بلال (رض) نیز هرگز چنین کاری نکرده ) این موضوع به هیچ عنوان تقیه را که از اعتقادات اصلی شما است را ثابت نمیکند . بد نیست به روایتی دراین خصوص نیز توجه کنی و عمق اخلاص مسلمانان اولیه را درک کنی :
وقتی که ابوبکر (رض) بلال (رض) را از صاحبش به پنج اوقیه طلا خرید . صاحبش به ابوبکر (رض) گفت : اگر نمی خریدی حاضر بودم به یک اوقیه طلا نیز بفروشم و ابوبکر (رض) درپاسخش گفت : اگر نمی فروختی حاضر بودم به صداوقیه طلا نیز بخرم .
دوست عزیز اعتقادات اصلی مانند تقیه - عصمت - ولایت که را ه شما را از راه ما جدا میکند باید بوسیله آیات محکم و نه متشابه اثبات شود و نه روایات جعلی و بدون سند محکم.

محمّد
Tuesday 7 August 2007, 04:52PM
با سلام .آقاي محمد براي شما متاسفم با اين لحن صحبت اگه مايل باشيد براي روشن کردن ذهن شما آماده ام

بفرمایید چراغ خاموش ذهن مارا روشن کنید! صمیمانه پذیراییم.

yaallah
Tuesday 7 August 2007, 05:27PM
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
موضوع اول: دین وسط
دوستان عزیز دین ما دین وسط است نه سخت است و نه آسان.
موضوع دوم: تقیه
الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه ولا یخشون احدا الا الله و کفی بالله حسیبا
والله اعلم
والسلام
یاالله

محمّد
Tuesday 7 August 2007, 07:08PM
بسم الله الرحمن الرحیم

کسی مجبورتون نکرده که اینجا پست بزنید ...اینجا هرکی در هر سن و شرایطی هرجور سوالی داشته باشه میپرسه ،ضمنا تاپیک سرگرمی هم دو کوچه اونور تره (با نهایت احترام )

کسی هم شما رو مجبور نکرده جواب منو بدید. اینجا من در هر شرایطی نظر خودم رو مطرح میکنم. شما تشریف ببرید تاپیک سرگرمی که آدرسشو خوب بلدی (بمیرم برای احترامت)


آیت الله مکارم و رهبری حرام کرده اند .

فتوای مراجع جهت قمه زنی -------------------------------------------------------------------------------- فتوای مراجع برای قمه زنی آیت الله فاضل لنکرانی سوال : به نام خدا سوال من از ایشان این است که آیا قمه زدن در خفا و آشکار جایز است یا خیر ؟ با تشکر جواب : قمه زدن پنهانی اشکال ندارد لکن در ملآ عام در شرایط فعلی بهتر است از آن اجتناب شود زیرا رسانه های استکباری مترصد فرصت اند تا علیه تشیع تبلیغات سوء کنند و چهره شیعه را در دنیا مشوّه جلوه دهند -------------------- آیت الله بهجت سوال : با سلام خدمت شما و با تشکر از زحمات شما من یک سوال شرعی از آیت الله العظمی بهجت : آیا قمه زنی که در ماه محرم است جایز است یا نه؟ جواب : قمه زنی اگر موجب ضرر نشود جایز است --------------------------- میرزا جواد آقا تبریزی سوال : سؤال من از ايشان اين است كه آيا قمه زدن در خفا و آشكار جايز است يا خير جواب : قمه زنی در حد نفسه مانعی ندارد ولکن سزاوار است برای مؤمنین که در مقام حزن و اندوه بر سیدالشهداء (ع) مظهر مناسبتری را اختیار کند و آن مظهر مختلف به اختلاف کشورها و شهرها، والله العالم.. -------------------------- محمد صادق روحانی سؤال: در عزاداري امام حسين (ع) به صور$D8 لطللم B2 D8!D9( 88) D8!D8$88 D8$AD($@8ا مجروح كردن وقمه زدن , احيانا هلاك مي شوند و استفاده از طبل چه صورت دارد ؟ جواب: بسمه تعالي ؛ تمام آنچه ذكر كرده ايد جايز و مستحسن است ؛ مگر كاري كه موجب هلاكت شود سوال دیگر : اگر قمه زدن باعث وهن مذهب شبعه شود آيا در اين صورت قمه زدن جايز است؟ جواب: بسمه تعالي ؛ اصلا موجب وهن نمي شود ؛ بلكه عكس آن مشهود است -------------------------- آیت الله صانعی : سوال : گر قمه زنى و زنجير زنى اشکال ندارد ولى والدين شخص در مورد قمه زنى نارضايتى کنند آيا عدم رضايت آن ها باعث اشکال داشتن چنين عزادارى مى شود؟ آيا اين حکم موقعى که انسان، متأهل و جدا از پدر و مادر زندگى مى کند هم صدق مى کند؟ جواب : اطاعت از پدر و مادر، يک امر اخلاقى است و آن چه که موجب اذيت و آزار آن ها است بايد ترک شود, بناء عليه، عدم رضايت آن ها نسبت به عزادارى حضرت اباعبدالله الحسين (ع) نمى تواند سبب حرمت آن گردد, آرى اگر عدم رضايت آن ها به خاطر احتمال خطر و ضرر است اطاعتشان واجب و ترکش حرام است سوال : آيا قمه زدن جايزاست يا خير؟ جواب : به نظر اينجانب جايز است و مشمول اطلاقات و عمومات ابكاء و بكاء و تعظيم شعائر مى باشد البته بشرط آنكه موجب اذيّت شدن و جنايت به بدن نباشد كه معمولاً در قمه زنى چنين نبوده است --------------------------- آیت الله سید صادق شیرازی سؤال 3: بعضى افراد در مجالسشان سخنانى را مطرح مىكنند كه مضمونش اين است كه چرا به جاى قمه زنى در روز عاشوراء خون خود را به نيازمندان هديه ندهيم چرا كه هديه دادن خون مىتواند بهتر و امروزى تر از قمه زنى باشد، قمه زنى به محيط زيست ضرر رسانده و نيز باعث مىشود تا بقيه مذاهب اسلامى ما را بدعت گذار و عقب مانده معرفى كنند، رأى شما درباره اين موضوع چيست؟ جواب: هديه دادن خون چيز خوبى است ولى با برگزارى شعائر حسينى منافاتى ندارد، به اضافه اينكه خارج كردن خون از سر داراى فوائد بهداشتى بسيارى است و از سنت پيامبر گرامى مى باشد و پيامبر اين كار را مغيثه و منقذه مىناميدند و شيعه و سنى بر اين مطلب توافق دارند و بخارى و تعداد ديگرى از راويان، آنرا روايت كرده‏اند و از امام صادق (عليه السلام) آمده است: (خون گرفتن از سر شفا از ديوانه‏گى و جذام و پيسى و ضعيفى چشم و دندان درد است) و نيز ضررى براى محيط زيست ندارد. پس بجاست كه مؤمنين هديه دادن خون را در روز ديگرى مثل سوم شعبان كه روز ميلاد امام حسين (عليه السلام) مىباشد بجا آورند. سؤال 4: آيا در عزاى امام حسين قمه زنى واجب است؟ جواب: نظر مشهور استحباب آن است. سؤال 5: اگر چيزى مثل قمه زنى منجر به زشت شدن وجهه مذهب حق شود و در نتيجه آن، بعض از شعائر بزرگ مثل عزاى حسينى در قلوب مردم ضعيف شود حكمش چيست؟ جواب: قمه زنى بنابر مشهور مستحب است و با دليل قطعى ثابت نشده كه قمه زنى باعث زشت شدن وجهه تشيع است، بلكه برخى از شخصيات معتقدند كه قمه زنى از مهمترين وسائل تبليغ و ترويج براى مذهب است. به اضافه اينكه دلائلى از اين قبيل، براى كنار گذاشتن احكام شرعىِ ثابت شده كافى نيست. و الا مى بايست از خيلى احكام الهى در جهاد و حج و نماز و روزه دست كشيد. خداوند مىفرمايد: (يا حسرة على العباد ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزؤون) آيا مسخره كردن پيامبران براى عقب نشينى آنها از دعوت بسوى حق كافى است؟ سؤال 6: ضررى كه در نتيجه قمه زدن بوجود مى آيد اگر ضرر قابل توجهى بود مانند شدت خونريزى آيا اين ضرر مباح محسوب مى شود يا مستحب و يا هيچ كدام؟ جواب: ضرر تا وقتى كه منجر نشده است به: (1 ـ قتل نفس 2 ـ قطع عضوى از اعضاء بدن 3 ـ از دست دادن نيروئى مثل از دست دادن نيروى بينائى و مانند آن) جائز است و اگر نزد شارع محبوبيت پيدا كرد مستحب خواهد بود، و قمه زدن به نيت همدردى با سيد الشهداء (عليه السلام) و اظهار محبت نسبت به امام و دفاع از حق و تربيت نفس براى ايثار و شكيبائى و تقويت روح ايمانى، از جمله مستحبات مؤكد است همانطور كه علماى قديم و حال فتوى داده‏اند و در زندگى معصومين موارد زيادى ذكر شده است كه دلالت مىكند تحمل ضررها در راه خدا و مشقت نفس بخاطر تقوى از كارهاى مستحب مىباشد، و از جمله آن آنچه كه در مورد حضرت زهراء روايت شده است كه ايشان براى عبادت آنقدر بر روى پاهايشان ايستادند تا پاهاى آن حضرت ورم كرد. و اينكه امام حسن و امام حسين با پاى پياده به حج مىرفتند در حاليكه شترهايشان مقابل آنها حركت مىكردند. سؤال 11: كسى كه به عزادارى و خدمت در حسينه‏ها مشغول باشد و قمه زدن را ترك كند آيا گناهكار است و استحقاق تحقير شدن و اهانت شدن را دارد؟ جواب: قمه زدن كار مستحبى است و انسان مىتواند عمل مستحب را ترك كند. و جائز نيست كه مؤمن را اهانت كرد و همينطور بر كسى كه قمه نمىزند جائز نيست ديگران را مسخره يا اهانت كند يا آنها را متهم كند.



واقعا در شگفتم !!!!!!!!!!!!!!!
از اینکه علم آهنی رو به پرچم حضرت عباس نسبت میدید تعجب نمیکنید !!!!!!!!
ضمنا اگر حضرت عباس بایک دست پرچم رو میگرفت چرا اونا با دو دست میگیرند !!!!!!!( یا للعجب از این استدلال ها

نمیدونستی, بدون!!!


بنده گفتم شافعی ، مالک و همچنین احمد حنبل ( در یکی از دو قولش ) منی را پاک میداند ، این چه ربطی داره به نماز خواندن در حال جنب ؟!!!!و در حال جنب وارد مسجد شدن ؟؟؟؟؟؟؟!!!!

حرف شما درسته. منی پاکه. ولی مذی (آب شهوت) نجسه!!! در حالی که پیش ما برعکسه. تقریبا میشه گفت همیشه با منی (یا قبل از اون) مذی بیرون میاد. در نتیجه باز هم رفتیم سر خونه ی اول.

محمّد
Tuesday 7 August 2007, 07:35PM
بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت شما نیز عرض شود تقیه شما بجز دورویی و تظاهر و ریا معنی دیگری ندارد و دورو ومتظاهر و ریاکار دانستن امامان (س) برای توجیه کردن تضاد خود تان مسلما" گناهی بزرگ در پیشگاه خداوند متعال می باشد.
حال اگر شیعیان صفوی هرچقدر نیز سفسطه کنند درنزد هر عاقلی این موضوع کاملا" واضح و روشن است .
دوست عزیز اگر پیامبر (ص) به حضرت بلال (رض) یکبار و فقط یکبار فرموده اند که بخاطر برده بودن (نداشتن اختیار خود) میتواند برای خلاصی خود ازشکنجه به رسول الله (ص) دشنام دهد ( که حضرت بلال (رض) نیز هرگز چنین کاری نکرده ) این موضوع به هیچ عنوان تقیه را که از اعتقادات اصلی شما است را ثابت نمیکند . بد نیست به روایتی دراین خصوص نیز توجه کنی و عمق اخلاص مسلمانان اولیه را درک کنی :
وقتی که ابوبکر (رض) بلال (رض) را از صاحبش به پنج اوقیه طلا خرید . صاحبش به ابوبکر (رض) گفت : اگر نمی خریدی حاضر بودم به یک اوقیه طلا نیز بفروشم و ابوبکر (رض) درپاسخش گفت : اگر نمی فروختی حاضر بودم به صداوقیه طلا نیز بخرم .
دوست عزیز اعتقادات اصلی مانند تقیه - عصمت - ولایت که را ه شما را از راه ما جدا میکند باید بوسیله آیات محکم و نه متشابه اثبات شود و نه روایات جعلی و بدون سند محکم.


چرا داستان بلال تقیه را ثابت نمیکند؟!؟! چون بلال برده بود پیامبر این اجازه را به ایشان داد که دشنام بگوید. حالا اگر به جای بلال, عمار بود, چون عمار برده نیست پیامبر این اجازه را به ایشان نمیداد؟!؟!؟! آیا پیامبر به عمار اجازه نمیدادند برای رهایی خود به ایشان دشنام بدهد؟

اون داستانتون هم ماهیگیری از آب گل آلود بود. قضیه هیچ ربطی به در خطر بودن ابوبکر نداره و هیچ جایی برای تقیه در اینجا نمیبینیم.