جوجو
Monday 23 July 2007, 04:13PM
در آن لحظه كه رسول را به معراج آسمان بردند بر ديواره عرش نوشته بود :لا اله الا الله محمد رسول الله علي اميرالمؤمنين. پس ربوبيت را در آينه رسا لت ديد و عبوديت را در چشمه ولايت .و بدينسان فرمود:
پس آنگاه از عرش به فرش آمد و جامه از وحي پوشيد و يا ايها المزمل شد وسنگيني قولا ثقيلا را با علي هم راز شد و رسالت را در خانه ولايت به امانت سپرد.و آنگاه فرمود:
علي مني بمنزله روحي من جسدي
نسبت علي به من به منزله روحي است كه در بدن دارم.و اين علي (ع) است كه به سفارش نبي مثلي شد مثال .......
مثل او مثال كعبه است
فان عليا كا لكعبه التي امرالله باستقبالها للصلا ه (بحار ج/36)
علي به سان كعبه است كه مردم امر شده اند به سوي آن نماز بخوانند
و تو با نام كعبه چه چيزي برا يت تداعي مي شود؟طواف و گرد او گشتن...؟ لبيك گفتن و به وصا ل معشوقرسيدن...؟رو به سويش نماز گزاردن دل روانه كوي يار كردن ...؟اگر مثل علي مثا ل كعبه است پس بايد به سويش شتافت و سر به آستانش نهاد.مگر نه اينكه پشت كردن به كعبه مبطل نماز است پس رويگرداني از امام نيز مبطل دين چرا كه در مكتبش به ما آموختند كه لازمه ايمان و شرط قبولي تمامي عبادتها و فرائض ولايت است .چنانچه امام باقر (ع) فرمودند :اسلام بر پنج پايه بنا شده است .نماز و زكات و روزه و حج و ولايت و براي هيچيك از چهار اصل به اندازه ولايت سفارش نشده است .(اصول كافي ج/2) و چنين آمده است از زبان علي (ع) كه از جا نب پيامبر فرمود:
يا علي انما ا نت بمنزله الكعبه توتي و لا تاتي (وسايل الشيعه ج/11)
اي علي تو همانند كعبه اي كه بايد در جاي خود قرار گيري و پروا نگان و عاشقان شمع وجودت به دور تو بگردند . تو محوري پس بايد دلها به طوا ف تو آيند.
پس بدان كه بقاي دين بسته به امام است و حيا ت تو به اوست. كه بقاي جهان وابسته به اوست.
مثل او مثال كشتي نوح است
رسول اكرم(ص) خطاب به اميرالمومنين مي فرمايند:
يا علي مثلك في امتي كمثل سفينه نوح من ركبها نجي و من تخلف عنها غرق (نورالثقلينج/2 ص 360)
مي داني كه نوح را قومي بود سركش و لجوج و او را ماموريتي بود به درازاي قرنها .قومش را به سوي يكتاپرستي فرا خواند. .پس به فرمان پروردگارش به ساختن كشتي مشغول شد تا آنان را كه به دعوتش لبيك مي گويند به درون كشتي رهنمون كند و به ساحل نجات رساند.اما افسوس كه جز عده اندكي به او ايمان نياوردند و غرق در طوفان خشم خداوندي شدند .و اينك پيامبر ما كشتي نجات امت خويش را با صدايي بلند چنين مي نامد و مي گويد اوست اميرالمومنين.اوست كه ا مت را ا ز طوفان جهالت و گمراهي و كفر به ساحل حقيقت هدايت مي كند.پس در اين فراخوان بزرگ الهي بايد دست علي را گرفت و به سفينه اش تمسك جست تا هلاك نشويم .
مثل او مثال نفس پيامبر است
و انا الذي جعل الله نفسي نفس محمد حيث يقول في كتابه العزيز و انفسنا و انفسكم
در روزگار غريبي كه حق پذيرفتني نيست چگونه مي توان در مقام احتجاج برآمد؟ و مباهله نزول چاره الهي بود بر قلب پيامبر .او كه براي دعوت به سوي ربش از نفسش گذشت و معاندان و دشمنان را به پيكاري آسماني فرا خواند .در روز مباهله پيامبر اكرم (ص) به فرمان خداوند به همراه ابنائش و نسا ئش و نفسش به مسجد در آمد . و چه پر شكوه بود طلوع خورشيد مدينه آنگاه كه پيامبر دست به آسمان برد و فرمود:
خدايا اينان اهل بيت من و خاصان من هستند.هر گونه بدي را از آنان دور كن و آنان را پاك گردان .خدايا اين علي منظور از نفسي است واو نزد من همتاي من و نفس من است ......(بحار ج/21ص 321)
مثل او مثال باب علم است
رسول خدا (ص) فرمودند : انا مدينه العلم و علي بابها. (وسايل الشيعه ج/27 ص 34)
علي (ع) در كعبه به دنيا آمد و در دامان پيامبر پرورش يافت و چه نيكو معلمي كه خود مي گويد:
ادبني ربي فاحسن تاديبي (بحار ج/71 ص382) خداوند مرا تربيت كرد و چه نيكو تربيت كرد.
علي (ع) شاگرد چنين مكتب الهي بود .گام در گام پيامبر نهاد و دوش به دوش خزانه وحي شد و گوش به كلام الهي داد .تا جايي كه پيامبر فرمود :انا اديب الله و علي اديبي(بحار ج/16 ص 231)
من شاگرد و تربيت شده ي خدايم و علي شاگرد و تربيت شده ي من .
و ما را به مكتب علي(ع) سپردند تا شاگردي كنيم . پس براي ورود به شهر علم از كدامين مدخل بايد واردشد ؟ كه علي (ع) راسخ علم خداست .علي (ع) باب الله است.
مثل او مثال قرآن است
علي مع القرآن وا لقرآن مع علي (بحار ج 22 ص232)
قرآن كلام خداست كه پيامبرش در طول رسالتش به گوش مردم رسانيد .و اينك او در آستانه رحلت به سوي پروردگارش مي باشد و بايد امانتي كه 23 سال به جان كشيد را به كسي بسپارد .به كسي كه همانند او امين است .به كسي كه همانند او سينه اش محل نزول وحي است .به كسي كه لسان او ترجمان كلام خداست.وچنين وصيت كرد:
اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و علي بن ابي طالب (ع) واعلموا ان عليا لكم افضل من كتاب الله لانه مترجم لكم عن كتاب الله تعالي (ارشادالقلوبص 378)
اي مردم من دو چيز گرانبها در ميان شما به امانت مي گذارم .كتاب خدا و علي بن ابي طا لب (ع) و بدانيد كه علي بالا تر از قرآن است .زيرا او مترجم و بيان كننده قرآن است.
و در آخرين وداعش با امتش فرمود: معاشرالناسان علي و الطيبين من ولدي من صلبي هم الثقل الاصغر و القرآن الثقل الاكبر .......(خطابه غدير)
اي مردم اين علي و پاكان از نسل او ثقل اصغر ند و قرآن ثقل اكبر .هريك از اين دو از ديگري خبر مي دهد. يكي بيان است و ديگري شرح .يكي كلام است و ديگري تفسير .پس وفا كنيد به عهدي كه با هم بستيم تا بر سر كوثر .
مثل او مثال هارون است به موسي
ان علي بن ابي طا لب اخي و وصي و خليفتي و الامام بعدي .الذي محله مني محل هارون من موسي الا انه لا نبي بعدي .(بحار ج/37 ص 206)
سه سال از بعثت پيامبر مي گذشت كه در روزي عظيم به نام يوم الدار علي (ع) نخستين فردي شد كه به دعوت پيامبر پاسخ داد و پيامبر اورا چنين خواند: اين علي برادر و وصي و وزير و جانشين من است در ميان شما پس فرمانش بريد.سالها بعد در مدينه پيامبر با علي پيمان برادري و اخوت بست و فرمود تو وصي و وزير و جانشين من ميان امتم هستي .منزلت تو به من همانند جايگاه هارون است به موسي .جز آنكه من آخرين رسالت پروردگارم و بعد از من پيامبري نخواهد بود.
پيامبر روانه جنگ مي شود و علي(ع) مثل هميشه اولين است .شمشير غلاف مي كند تا در ركاب پيامبر باشد اما فرمان مي شنود كه علي جان به جاي خويش برگرد كه تو جانشين من هستي و بايد بماني وباز فرمود :
كه آ يا نمي خواهي كه منزلت تو نزد من همانند هارون به موسي باشد جز آ نكه بعد از من پيامبري نخواهد بود؟.(صحيح بخاري ج/14 ص 245)
وچنين شد كه علي بن ابي طالب به نص پروردگار جانشين پيامبر شد .آنگونه كه هبه الله جانشين آدم و سام وصي نوح و اسحاق خليفه ابراهيم وهارون وزير موسي.
و در روزي آسماني آخرين ابلاغ از طرف پروردگار بر جان پيامبر طنين افكند كه اي محمد تثبيت كن آنچه را كه 23 سال برايش خون دل خوردي. پس پيامبر دست علي را در دست گرفت و او را به طرف آسمان غدير بالا برد و فرمود:
ان علي بن ابي طالب اخي و وصي و خليفتي و الامام بعدي .الذي محله مني محل هارون من موسي الا انه لا نبي بعدي .(تفسير عياشي ج/1 ص 36 ذيل سوره مائده)
و خداوند در سرآغاز روزي از خلقت فرمان داد تا مقربين درگاهش به آدم سجده كنند تا آنها را بيازمايد پس همگي به خاك تسليم فرو افتادند جز ابليس.و امروز در ادامه روزي ديگر فرمان مي دهد كه معاشر الناس با وصي آدم (ع) بيعت كنيد اگر از راستگويانيد و چه زيبا فرمود امام رضا (ع) :مثل المؤمنين في قبولهم ولاء اميرالمومنين (عليه السلام) في يوم غدير خم كمثل الملائكه في سجودهم لآدم و مثل من ابي ولايت اميرالمومنين (عليه السلام ) يوم الغدير مثل ابليس (عوالم ج/15)
مثل مومنين در قبول ولايت اميرالمومنين در روز غدير خم مثل ملائكه در سجودشان به آدم است و مثل كساني كه در روز غدير از ولايت اميرالمومنين سر باز زدند مثل شيطان است.
پس آنگاه از عرش به فرش آمد و جامه از وحي پوشيد و يا ايها المزمل شد وسنگيني قولا ثقيلا را با علي هم راز شد و رسالت را در خانه ولايت به امانت سپرد.و آنگاه فرمود:
علي مني بمنزله روحي من جسدي
نسبت علي به من به منزله روحي است كه در بدن دارم.و اين علي (ع) است كه به سفارش نبي مثلي شد مثال .......
مثل او مثال كعبه است
فان عليا كا لكعبه التي امرالله باستقبالها للصلا ه (بحار ج/36)
علي به سان كعبه است كه مردم امر شده اند به سوي آن نماز بخوانند
و تو با نام كعبه چه چيزي برا يت تداعي مي شود؟طواف و گرد او گشتن...؟ لبيك گفتن و به وصا ل معشوقرسيدن...؟رو به سويش نماز گزاردن دل روانه كوي يار كردن ...؟اگر مثل علي مثا ل كعبه است پس بايد به سويش شتافت و سر به آستانش نهاد.مگر نه اينكه پشت كردن به كعبه مبطل نماز است پس رويگرداني از امام نيز مبطل دين چرا كه در مكتبش به ما آموختند كه لازمه ايمان و شرط قبولي تمامي عبادتها و فرائض ولايت است .چنانچه امام باقر (ع) فرمودند :اسلام بر پنج پايه بنا شده است .نماز و زكات و روزه و حج و ولايت و براي هيچيك از چهار اصل به اندازه ولايت سفارش نشده است .(اصول كافي ج/2) و چنين آمده است از زبان علي (ع) كه از جا نب پيامبر فرمود:
يا علي انما ا نت بمنزله الكعبه توتي و لا تاتي (وسايل الشيعه ج/11)
اي علي تو همانند كعبه اي كه بايد در جاي خود قرار گيري و پروا نگان و عاشقان شمع وجودت به دور تو بگردند . تو محوري پس بايد دلها به طوا ف تو آيند.
پس بدان كه بقاي دين بسته به امام است و حيا ت تو به اوست. كه بقاي جهان وابسته به اوست.
مثل او مثال كشتي نوح است
رسول اكرم(ص) خطاب به اميرالمومنين مي فرمايند:
يا علي مثلك في امتي كمثل سفينه نوح من ركبها نجي و من تخلف عنها غرق (نورالثقلينج/2 ص 360)
مي داني كه نوح را قومي بود سركش و لجوج و او را ماموريتي بود به درازاي قرنها .قومش را به سوي يكتاپرستي فرا خواند. .پس به فرمان پروردگارش به ساختن كشتي مشغول شد تا آنان را كه به دعوتش لبيك مي گويند به درون كشتي رهنمون كند و به ساحل نجات رساند.اما افسوس كه جز عده اندكي به او ايمان نياوردند و غرق در طوفان خشم خداوندي شدند .و اينك پيامبر ما كشتي نجات امت خويش را با صدايي بلند چنين مي نامد و مي گويد اوست اميرالمومنين.اوست كه ا مت را ا ز طوفان جهالت و گمراهي و كفر به ساحل حقيقت هدايت مي كند.پس در اين فراخوان بزرگ الهي بايد دست علي را گرفت و به سفينه اش تمسك جست تا هلاك نشويم .
مثل او مثال نفس پيامبر است
و انا الذي جعل الله نفسي نفس محمد حيث يقول في كتابه العزيز و انفسنا و انفسكم
در روزگار غريبي كه حق پذيرفتني نيست چگونه مي توان در مقام احتجاج برآمد؟ و مباهله نزول چاره الهي بود بر قلب پيامبر .او كه براي دعوت به سوي ربش از نفسش گذشت و معاندان و دشمنان را به پيكاري آسماني فرا خواند .در روز مباهله پيامبر اكرم (ص) به فرمان خداوند به همراه ابنائش و نسا ئش و نفسش به مسجد در آمد . و چه پر شكوه بود طلوع خورشيد مدينه آنگاه كه پيامبر دست به آسمان برد و فرمود:
خدايا اينان اهل بيت من و خاصان من هستند.هر گونه بدي را از آنان دور كن و آنان را پاك گردان .خدايا اين علي منظور از نفسي است واو نزد من همتاي من و نفس من است ......(بحار ج/21ص 321)
مثل او مثال باب علم است
رسول خدا (ص) فرمودند : انا مدينه العلم و علي بابها. (وسايل الشيعه ج/27 ص 34)
علي (ع) در كعبه به دنيا آمد و در دامان پيامبر پرورش يافت و چه نيكو معلمي كه خود مي گويد:
ادبني ربي فاحسن تاديبي (بحار ج/71 ص382) خداوند مرا تربيت كرد و چه نيكو تربيت كرد.
علي (ع) شاگرد چنين مكتب الهي بود .گام در گام پيامبر نهاد و دوش به دوش خزانه وحي شد و گوش به كلام الهي داد .تا جايي كه پيامبر فرمود :انا اديب الله و علي اديبي(بحار ج/16 ص 231)
من شاگرد و تربيت شده ي خدايم و علي شاگرد و تربيت شده ي من .
و ما را به مكتب علي(ع) سپردند تا شاگردي كنيم . پس براي ورود به شهر علم از كدامين مدخل بايد واردشد ؟ كه علي (ع) راسخ علم خداست .علي (ع) باب الله است.
مثل او مثال قرآن است
علي مع القرآن وا لقرآن مع علي (بحار ج 22 ص232)
قرآن كلام خداست كه پيامبرش در طول رسالتش به گوش مردم رسانيد .و اينك او در آستانه رحلت به سوي پروردگارش مي باشد و بايد امانتي كه 23 سال به جان كشيد را به كسي بسپارد .به كسي كه همانند او امين است .به كسي كه همانند او سينه اش محل نزول وحي است .به كسي كه لسان او ترجمان كلام خداست.وچنين وصيت كرد:
اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و علي بن ابي طالب (ع) واعلموا ان عليا لكم افضل من كتاب الله لانه مترجم لكم عن كتاب الله تعالي (ارشادالقلوبص 378)
اي مردم من دو چيز گرانبها در ميان شما به امانت مي گذارم .كتاب خدا و علي بن ابي طا لب (ع) و بدانيد كه علي بالا تر از قرآن است .زيرا او مترجم و بيان كننده قرآن است.
و در آخرين وداعش با امتش فرمود: معاشرالناسان علي و الطيبين من ولدي من صلبي هم الثقل الاصغر و القرآن الثقل الاكبر .......(خطابه غدير)
اي مردم اين علي و پاكان از نسل او ثقل اصغر ند و قرآن ثقل اكبر .هريك از اين دو از ديگري خبر مي دهد. يكي بيان است و ديگري شرح .يكي كلام است و ديگري تفسير .پس وفا كنيد به عهدي كه با هم بستيم تا بر سر كوثر .
مثل او مثال هارون است به موسي
ان علي بن ابي طا لب اخي و وصي و خليفتي و الامام بعدي .الذي محله مني محل هارون من موسي الا انه لا نبي بعدي .(بحار ج/37 ص 206)
سه سال از بعثت پيامبر مي گذشت كه در روزي عظيم به نام يوم الدار علي (ع) نخستين فردي شد كه به دعوت پيامبر پاسخ داد و پيامبر اورا چنين خواند: اين علي برادر و وصي و وزير و جانشين من است در ميان شما پس فرمانش بريد.سالها بعد در مدينه پيامبر با علي پيمان برادري و اخوت بست و فرمود تو وصي و وزير و جانشين من ميان امتم هستي .منزلت تو به من همانند جايگاه هارون است به موسي .جز آنكه من آخرين رسالت پروردگارم و بعد از من پيامبري نخواهد بود.
پيامبر روانه جنگ مي شود و علي(ع) مثل هميشه اولين است .شمشير غلاف مي كند تا در ركاب پيامبر باشد اما فرمان مي شنود كه علي جان به جاي خويش برگرد كه تو جانشين من هستي و بايد بماني وباز فرمود :
كه آ يا نمي خواهي كه منزلت تو نزد من همانند هارون به موسي باشد جز آ نكه بعد از من پيامبري نخواهد بود؟.(صحيح بخاري ج/14 ص 245)
وچنين شد كه علي بن ابي طالب به نص پروردگار جانشين پيامبر شد .آنگونه كه هبه الله جانشين آدم و سام وصي نوح و اسحاق خليفه ابراهيم وهارون وزير موسي.
و در روزي آسماني آخرين ابلاغ از طرف پروردگار بر جان پيامبر طنين افكند كه اي محمد تثبيت كن آنچه را كه 23 سال برايش خون دل خوردي. پس پيامبر دست علي را در دست گرفت و او را به طرف آسمان غدير بالا برد و فرمود:
ان علي بن ابي طالب اخي و وصي و خليفتي و الامام بعدي .الذي محله مني محل هارون من موسي الا انه لا نبي بعدي .(تفسير عياشي ج/1 ص 36 ذيل سوره مائده)
و خداوند در سرآغاز روزي از خلقت فرمان داد تا مقربين درگاهش به آدم سجده كنند تا آنها را بيازمايد پس همگي به خاك تسليم فرو افتادند جز ابليس.و امروز در ادامه روزي ديگر فرمان مي دهد كه معاشر الناس با وصي آدم (ع) بيعت كنيد اگر از راستگويانيد و چه زيبا فرمود امام رضا (ع) :مثل المؤمنين في قبولهم ولاء اميرالمومنين (عليه السلام) في يوم غدير خم كمثل الملائكه في سجودهم لآدم و مثل من ابي ولايت اميرالمومنين (عليه السلام ) يوم الغدير مثل ابليس (عوالم ج/15)
مثل مومنين در قبول ولايت اميرالمومنين در روز غدير خم مثل ملائكه در سجودشان به آدم است و مثل كساني كه در روز غدير از ولايت اميرالمومنين سر باز زدند مثل شيطان است.