PDA

نمايش نسخه نهائي : دوازده پيشنهاد راهبردي براي تحقق انسجام اسلامي


SAFA
Monday 30 April 2007, 02:59PM
دوازده پيشنهاد راهبردي براي تحقق انسجام اسلامي (http://baztabnews.org/news/65772.php)

رسول جعفريان

۹ ارديبهشت ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۲:۱۷


امسال از طرف مقام معظم رهبري به عنوان سال «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» ناميده شد. کساني بر اين عقيده اند که اگر عنوان آن سال «اتحاد اسلامي و انسجام ملي» بود مناسبت تر مي‌نمود. اما آن چه مهم است تحقق آن در عينيت جامعه و تلاش همگان براي رسيدن به آن است.

بدون ترديد با وجود همه دشمني‌هايي که با اين اصل به خصوص در بخش وحدت اسلامي آن مي‌شود، ايده وحدت اسلامي که منادي آن در دهه‌هاي اخير امام خميني بود، يک ايده استوار، معقول، شدني و حياتي براي حفظ هويت اسلامي شرق است. در اين زمينه، بايد يکسره کوشيد و از ابراز نظرهاي افراطي هراسي به خود راه نداد و در هر دو بخش چه اين سوي و چه آن سوي، با افراطي‌ها مبارزه کرد، کساني که براي ريختن خون مسلمانان از شيعه و سني ارزشي قائل نيستند و خود جاي گرم و نرمي دارند و بدون واهمه از انفجار و انتحار، با دلمشغولي‌هاي آرام خويش زندگي مي‌کنند.

در اينجا تنها بر اساس تجربه مطالعاتي در زمينه تاريخ و سياست، اصولي را که رعايت آنها مي‌تواند به امر وحدت اسلامي کمک کند ارائه مي‌کنيم. هرچند ممكن است، سخن تازه‌اي در اين زمينه نبوده و شايد صرفا تدوين آن تا اندازه‌اي تازه باشد.

1ـ در درجه نخست دولت‌هاي اسلامي، الزاما مي‌بايست وحدت را به عنوان يك اصل مسلم باور كرده و آن را مبناي سياست‌هاي عمومي خويش قرار دهند تا بتوان پيشرفتي در اين زمينه داشت. يكي از مهم‌ترين نتايج اين امر طراحي سياستي است که بتواند امت اسلامي را به وحدت برساند. مهم ترين اين سياست‌ها، حركت در جهت از بين بردن تعصب و طائفي گري است كه هم براي ايجاد وحدت سياسي در كشورها اهميت دارد و هم براي ايجاد همگرايي در كليت جهان اسلامي. بلافاصله بايد تذكر داد كه بيش از حد دولتي كردن سياست وحدت طلبي، واكنش‌هايي را ميان مردم و برخي رهبران سنتي براي مخالفت پديد مي‌آورد، اما بايد براي آن‌ها چاره‌اي انديشيد، زيرا ما براي آينده هيچ راهي جز اين اتحاد نخواهيم داشت. آنچه تاکنون شاهد آن بوده ايم، به خصوص از ناحيه برخي از کشورهاي عرب منطقه، ابراز نظرهاي صوري براي وحدت، اما در عمل ميدان دادن به اختلاف افکنان بوده است. بدون ترديد چيزي که مي‌تواند زمينه اين امر را فراهم کند، تصويب قوانيني در سازمان‌هاي اسلامي براي جلوگيري عملي از اين اقدامات و امکان بازرسي و بازخواست از دولت‌هاي متخلف است. تمرکز دولت‌ها بر وحدت همچنين مي‌تواند خنثي‌کننده تلاش‌هاي بيگانگان براي ايجاد اختلاف و استفاده از مسائل طائفي و مذهبي براي رسيدن به مقاصدشان باشد.

2ـ يك گام مهم، ارائه پژوهش‌هاي عملي براي تبيين حقايق تاريخي از ديدگاه علمي بدون تعصبات مذهبي است. از آن جايي كه بسياري از تعصبات در اطراف مسائلي دور مي‌زند كه پايه علمي ندارد، اين تحقيقات مي‌تواند روشنگر بسياري از نكات باشد. البته در اين باره بايد افرادي كه خودشان از تعصب به دور هستند، كتاب و مقاله بنويسند و در نگارش هم حرمت همه چيز را پاس بدارند و در نوع نگارش، لطمه‌اي به عواطف و احساسات مذهبي نزنند. روشن است كه نشر اين قبيل پژوهش‌ها كه بايد با زبان كاملا علمي نوشته شده و تحريك كننده نباشد، مي‌تواند دست كم روي قشري از فرهيختگان تأثير بگذارد و از طريق آنان به توده‌هاي مردم منتقل شود. در سال‌هاي اخير روشنفكران جهان اسلام، تأليفاتي در اين زمينه داشته‌اند كه گرچه برخي با واكنش‌هاي منفي مواجه شده، اما روي نسل جديد تأثير خاص خود را داشته و مي‌توان اميد داشت كه به مرور فراگير شود.

3ـ بايد توجه داشت كه بروز تعصبات مذهبي، بيش از آن كه از ناحيه اكثريت باشد كه نيازي به آنها ندارد، از ناحيه جامعه اقليتي است كه در ميان يك اكثريت زندگي مي‌كند و تحت فشار آنهاست. دليل اين امر آن است كه هر اقليتي وقتي خود را در تهديد ببيند، روي مسائل خاص خود تكيه مي‌كند و با شدت و حدت بيشتري به حفظ آنها مي‌پردازد. بنابرين تا وقتي مشكل اقليت‌ها حل نشود، و آنان احساس نكنند كه مي‌بايست روي تفاوت‌هاي خودشان براي حفظ هويتشان انگشت بگذارند، ماجراي اختلاف ميان آنان و ديگران حل نخواهد شد. اقليت بايد احساس كند تفاوتي با ديگران ندارد و اين امر تنها با اعطاي حقوق حقه او امكان پذير است.

4ـ رهبران هر مذهبي، مي‌بايست براي وحدت، زمينه‌سازي كنند. اين كار در دو مرحله انجام مي‌گيرد: اول ايجاد زمينه‌هاي ذهني كه‌ انديشمندان بايد فراهم كنند. دوم توصيه‌هاي عملي و راهبردي كه نمي‌تواند از سوي علماي درجه سوم و حتي دوم مطرح شود. اين اقدام براي آن كه به نتيجه برسد، بايد از سوي بالاترين مقامات مذهبي كه مورد اعتماد مردم و هم مذهبان خود هستند، اعلام شود. اظهار نظر در اين باره از سوي ديگران ممكن است زمينه‌اي را فراهم كند، اما بسا ترديدهايي را هم به وجود مي‌آورد. بايد تلاش كرد تا رهبران مذهبي اصلي،رهبري جريان وحدت اسلامي را در دست بگيرند.

شايد همين جا نكته ديگري هم اهميت داشته باشد و آن اين است كه نبايد اصلاح صرفا از سوي محافل روشنفكري مذهبي باشد. زيرا اين جماعت در ميان توده‌هاي مردم نفوذ چنداني ندارند و هر از گاهي به لائيك بودن هم متهم مي‌شوند. قشري كه بايد وحدت را بپذيرد و ترويج كند، قشري است كه به طور مستمر به عنوان رهبر مذهبي، كار هدايت مردم را بر عهده دارد. مردم به امام جماعت مسجد خود بيش از يك استاد دانشگاه بها مي‌دهند. البته در اين سالها قدري فضا تغيير كرده اما همچنان اين مسئله‌ وجود داشته و خواهد داشت كه اعتماد مردم به رهبران درجه اول مذهبي است كه صرف نظر از قيل و قال‌هاي علمي، مسائل ديني را بسيار صريح و بدن ترديد بيان مي‌كنند.

5ـ يك اقدام اساسي براي وحدت، پديد آوردن شعارها و نمادها، براي وحدت است که مي‌بايد در دستور كار مراكز تبليغي و رسانه‌اي قرار گيرد. براي اين كار بايد تمامي مراكز هنري آماده شوند. يك مثال خوب تاريخي، نشريه‌اي است كه حدود پنجاه سال پيش از اين در تهران با نام مسلمين به چاپ مي‌رسيد و نشريه‌اي وحدت گرا بود. دراين نشريه به اخبار جهان اسلام به طور يكسان نگاه مي‌شد و به هيچ وجه طائفي گري در آن دخالت داده نمي‌شد. بحث هندوستان، اندونزي، مسائل آفريقا و غير آن. اما جالب بود كه به لحاظ شعاري، روي جلد آن، در حاشيه، در سه سمت بالا و چپ و راست، تصوير كوچك شده ده‌ها مسجد بزرگ جهان اسلام را كه هر كدام از يكي از شهرهاي برجسته در جهان اسلام بود، انتخاب كرده و تقريبا به صورت دائمي اين حاشيه را روي جلد نشريه به چاپ مي‌رساند. دنبال کردن بحث‌هاي مربوط به تمدن اسلامي و تبيين نظرياتي براي بازگشت به شکوه و عظمت جهان اسلام که معلول نوعي اتحاد ميان اقوام و ملت‌هاي اسلامي در قرن چهارم و پنجم هجري بود، مي‌تواند در آماده کردن اذهان امت براي وحدت و در نهايت رسيدن به مجد و عظمت پيشين مؤثر باشد.

6ـ يك اقدام لازم براي ايجاد زمينه ذهني آن است كه محققان و نويسندگان و رسانه‌ها درباره بيان ضرر و زيان اختلافات مذهبي در گذشته و اين كه تا چه‌اندازه خسارت‌بار بوده و هر بار سبب از ميان رفتن نيرو و انرژي بخش مهمي از جهان اسلام شده، بدون آن كه اين اختلاف مشكلي را حل كرده و در بسته‌اي را گشوده باشد، تحقيق كنند و كتاب بنويسند و خبر و گزارش تهيه كنند. به عبارت ديگر، بيان تجارب تلخ اختلاف‌ها مي‌تواند راه را براي ساختن ذهنيتي در جهت بي فايده بودن تكرار آن مسائل هموار كند. البته گفتني است كه برخي از طوايف، دقيقا از اين مسائل براي تعميق و توسعه اختلافات استفاده كرده هر بار مي‌كوشند تا با مرور بر آن تجربه‌ها، ديگري را مقصر نشان داده و زمينه را براي خشمگين كردن طائفه مقابل فراهم سازند.

7ـ فاصله معرفتي ميان دو طايفه مذهبي، دشواري‌هايي را در داشتن يك تصور شگفت از يكديگر در اذهان آنان فراهم مي‌سازد. راه حل اين نيست كه ما دو طايفه را از صحنه حذف كنيم تا وحدت فراهم شود، راه حل قرآني (اصل تعارف ميان اقوام و قبايل) آن است كه اين تفاوت را زمينه آشنايي آنان نسبت به يكديگر قرار دهيم. به عبارت ديگر راه حل رفع اين مشكل آن است كه زمينه‌هايي براي معرفت متقابل ميان آنان فراهم آيد. اين زمينه‌ها به خصوص با تأكيد روي جنبه‌هاي مثبت ديندارانه از طرف هر يك نسبت به ديگري است تا تصور نكند گروه مقابل كافر هستند و اساسا توجهي به دين ندارند. اين معرفت را مي‌توان با رفت و آمدهاي وسائل مذهبي كه به نوعي با هنر نيز ممزوج باشد شبيه فيلم‌هاي تلويزيوني و سينمايي و يا پديده‌هاي هنري ديگر توسعه داد.

8ـ تاريخ تمدن اسلامي نشان مي‌دهد كه در دنياي اسلام، همگرايي با تأكيد روي عرفان و معنويت بسيار سريع فراهم مي‌آمده است. زماني كه دنياي اسلام علائق عرفاني گسترده داشت، توانسته بود نسل‌ها و نژادها و طوايف مختلف را زير سايه وحدتي فراگير جاي دهد و از آنان يك امت واحده كه زبان يكديگر را راحت مي‌فهميدند بسازد. تصوف منهاي جنبه‌هاي منفي آن، به دليل آموزه‌هاي معنوي و تأكيدي كه روي جنبه‌هاي الهي موجود در انسان ـ‌كه مهم ترين جنبه‌هاي مشترك انسانها محسوب مي‌شودـ‌ دارد مي‌توانست و مي‌تواند زمينه اين وحدت را در سرتاسر جهان اسلام فراهم كند. اگر در دستگاه تصوف اصلاحاتي صورت بگيرد و شكل حزبي آن كه فرقه سازي است و خود اسباب مخالفت و معارضت است كنار گذاشته شده و تنها آموزه‌هاي اصلي آن در رواج معنويت به عنوان مهم ترين هدف دين مورد توجه قرار گيرد، مي‌توان اميدوار بود كه به مقدار زيادي همگرايي و وحدت اسلامي مورد نظر فراهم آيد. شايد همين امر سبب آن شد تا در مصر مسأله تقريب پذيرفته شده اما در سعودي كه تفكر وهابي شديدا ضد فلسفه و تصوف است نه.

9ـ در حال حاضر بحث عَوْلمه و جهاني شدن بحثي فراگير است. اين رويه به دنبال يكسان سازي در جهان از طريق تبليغ ارزش‌هاي اجتماعي و انساني فراگير است. مسلم اين تجربه‌ها به كار ما مي‌آيد. ما بايد در مقابل آن، نظريه جهاني شدن اسلامي را مطرح كنيم. يعني اكنون كه فضايي در جهت جهاني شدن فراهم آمده، دقيقا آن را به سمت جهاني شدن اسلامي يا يك پارچه كردن جهان اسلام بكشانيم. طبعا براي اين كار بايد ارزش‌هاي تعريف شده در اسلام را تا آنجا كه بتواند تمامي جهان اسلام و طوايف دروني آن را پوشش دهد، تعريف كنيم و بشناسانيم و بر اساس آنها نوعي جهاني شدن اسلامي را تبليغ كنيم. با اين كار، هم در مقابل جهاني شدن به سبك غربي‌ها ايستاده ايم و هم وحدت طوايف داخلي جهان اسلام را استوار كرده‌ايم.

10ـ جلوگيري از كارهاي افراطي و محكوم كردن اعمال غير انساني افرادي كه جزو افراطي‌ها هستند، يكي از كارهايي است كه بايد دنبال شود. در قدم نخست اين اعمال كه به نام دفاع از مذهب عليه ديگران خشونت به خرج داده مي‌شود بايد محكوم گردد.

به علاوه نبايد براي آنها زمينه سازي صورت گيرد، يعني از سوي افراد غير مسؤول يا مسؤول مطالبي ابراز شود كه نوعي پوشش مشروعيت گونه پنهاني براي آنها درست كند.
بر دولت‌هاست تا عملا در برابر اين قبيل اعمال حساسيت خاص نشان بدهند و چنان كه پيگيري جدي نكنند، عاملان آن اعمال تصور خواهند كرد اعمالشان مورد تأييد برخي از دولت‌هاست.

اين برخورد سرد، مشكل ديگري را هم پديد خواهد آورد و آن اين كه جناح مقابل براي به كار گرفتن خشونت توجيه مشروعي به دست مي‌آورد و بعد از آن است كه يك دور غير قابل انتها پديد خواهد آمد كه آغاز و شروع كننده مشخص نخواهد بود.

در اينجا بايد گفت، رفتارهاي وحشيانه‌اي كه اين روزها در عراق بر ضد شيعه به بهانه‌هاي مذهبي و سياسي صورت مي‌گيرد يا حركت‌هاي تروريستي كه در پاكستان بر ضد شيعه صورت مي‌گيرد، يكي از مهم ترين مسائلي است كه بايد از سوي دولت‌هاي اسلامي محكوم شود. زيرا اين قبيل مسائل در آينده فجايع ديگري را به دنبال خواهد داشت كه در حال حاضر قابل پيش بيني نيست.

اما نكته ديگر آن است كه اين قبيل اقدامات، يك مشكل ديگر هم ايجاد خواهد كرد و آن اين است كه براي مثال، موضع جناح افراطي داخل شيعه را چندان استوار مي‌كند كه ديگر جايي براي سخن گفتن از وحدت در ميان شيعه باقي نمي‌گذارد. افراطي‌ها براي جناح ميانه رو چنين استدلال مي‌كنند با اين قبيل اعمال چرا شما شعارهاي وحدت گرايانه سر مي‌دهيد؟ طبيعي است كه در ميان طرفداران هر مذهب، اين قبيل جناح‌بندي‌ها وجود دارد و شروع اين قبيل اعمال در يك سمت، موضع اين جناح را در سمت مقابل تقويت مي‌كند.
به علاوه اين قبيل رفتارها اگر با سكوت برگزار شود، دامنه اش به كشورها و جوامع ديگر هم كشانده مي‌شود. زيرا وقتي در جايي امكان تلافي نباشد، اين اقدام در جاي ديگري دنبال مي‌شود.

11ـ نكته ديگر آن است كه عالمان و انديشمنداني كه در تلاش براي وحدت ميان مسلمانان هستند، مي‌بايست از اظهار نظرهايي كه سبب تحريك هم مذهبان آنان مي‌شود جلوگيري كنند. در واقع آنان بايد توجه داشته باشند كه روي يك لبه باريك و در عين حال تيز حركت مي‌كنند. آنان بايد مراعات احساسات مذهبي هر دو طرف را بكنند. هرگاه آنان، اظهاراتي بكنند كه تحت عنوان اطلاح طلبي نوعي مخالفت با عقايد و باورهاي پذيرفته شده داشته باشد، طبعا نقش آنان ديگر نقشي وحدت آفرين نيست. بسا اين كارها لازم باشد اما نه از زبان كسي كه دنبال وحدت است. اين كار را بايد علماي اصلاح‌طلب انجام دهند و تبعات آن را هم بپذيرند. اما كسي كه طالب وحدت است، اگر در اين زمينه‌ها اظهار نظر كند، سبب برآشفتن هم مذهبان خود شده و آنان را نسبت به اهداف خود مشكوك مي‌كند.

12ـ در جريان وحدت، مي‌بايست هر چه بيشتر به دنبال مقاطعي از تاريخ گشت كه بتواند نقطه اتكاي هر دو طرف باشد. براي مثال، سيره نبوي بايد با نهايت اهميت در اين چند جامعه شيعه دنبال شود. مسلما در طرح سيره نبوي (ص) امكان آن هست كه بدون مسائل فرقه‌اي به آن پرداخته شود و بر اسلاميت به طور كلي و تجربه اسلامي منهاي آنچه كه به مسائل مذهبي مربوط مي‌شود تأكيد صورت گيرد. ما هرچه قدر بتوانيم روي احياي اسلام از طريق آثار مشترک تلاش کنيم، هم دين را حفظ کرده ايم و هم از آثار ويرانگر فرقه‌گرايي پرهيز نموده‌ايم.

هستي
Monday 30 April 2007, 05:57PM
با تشكر
نكات راهبردي بسيار خوبي دارد.
فقط گوش شنوا مي خواهد وعمل

SAFA
Tuesday 1 May 2007, 10:08AM
با سلام و تشكر از توجه دوستان

پيشنهاد مي كنم هريك از اين بنود را با هم به بحث و گفتگو بنشينيم و در جهت تبيين آن تلاش كنيم

نخست بند اول ...

1ـ در درجه نخست دولت‌هاي اسلامي، الزاما مي‌بايست وحدت را به عنوان يك اصل مسلم باور كرده و آن را مبناي سياست‌هاي عمومي خويش قرار دهند تا بتوان پيشرفتي در اين زمينه داشت. يكي از مهم‌ترين نتايج اين امر طراحي سياستي است که بتواند امت اسلامي را به وحدت برساند. مهم ترين اين سياست‌ها، حركت در جهت از بين بردن تعصب و طائفي گري است كه هم براي ايجاد وحدت سياسي در كشورها اهميت دارد و هم براي ايجاد همگرايي در كليت جهان اسلامي. بلافاصله بايد تذكر داد كه بيش از حد دولتي كردن سياست وحدت طلبي، واكنش‌هايي را ميان مردم و برخي رهبران سنتي براي مخالفت پديد مي‌آورد، اما بايد براي آن‌ها چاره‌اي انديشيد، زيرا ما براي آينده هيچ راهي جز اين اتحاد نخواهيم داشت. آنچه تاکنون شاهد آن بوده ايم، به خصوص از ناحيه برخي از کشورهاي عرب منطقه، ابراز نظرهاي صوري براي وحدت، اما در عمل ميدان دادن به اختلاف افکنان بوده است. بدون ترديد چيزي که مي‌تواند زمينه اين امر را فراهم کند، تصويب قوانيني در سازمان‌هاي اسلامي براي جلوگيري عملي از اين اقدامات و امکان بازرسي و بازخواست از دولت‌هاي متخلف است. تمرکز دولت‌ها بر وحدت همچنين مي‌تواند خنثي‌کننده تلاش‌هاي بيگانگان براي ايجاد اختلاف و استفاده از مسائل طائفي و مذهبي براي رسيدن به مقاصدشان باشد.

وظيفه دولتها در حفظ انسجام اسلامي چيست ؟ چگونه مي توان گرايش هاي (‌بعضا حتي آمريكايي ) مختلف دولت هاي اسلامي را به هم متمايل ساخت ؟ آيا مي دانيد بيش از 54 كشور اسلامي داريم ؟ كدام مراكز و سازمان هاي بين المللي در اين راستا موثر و مفيد خواهند بود و كداميك در جهت عكس آن حركت مي كنند ؟ چگونه از نقش اقتصاد در اين ميان بهره برداري كنيم ؟ تجربه اقوام و اديان ديگر چگونه است ؟ ...

saleh57
Tuesday 1 May 2007, 05:53PM
با سلام و تشكر از توجه دوستان

پيشنهاد مي كنم هريك از اين بنود را با هم به بحث و گفتگو بنشينيم و در جهت تبيين آن تلاش كنيم

نخست بند اول ...



وظيفه دولتها در حفظ انسجام اسلامي چيست ؟ چگونه مي توان گرايش هاي (‌بعضا حتي آمريكايي ) مختلف دولت هاي اسلامي را به هم متمايل ساخت ؟ آيا مي دانيد بيش از 54 كشور اسلامي داريم ؟ كدام مراكز و سازمان هاي بين المللي در اين راستا موثر و مفيد خواهند بود و كداميك در جهت عكس آن حركت مي كنند ؟ چگونه از نقش اقتصاد در اين ميان بهره برداري كنيم ؟ تجربه اقوام و اديان ديگر چگونه است ؟ ...
سلام
از دولت ها و سازمانها ابی گرم نمیشود. اگر توانستیم درمراوداتمان ( چه مستقیم و چه غیر مستقیم / در فضای مجازی و ... ) با مردم سایر مناطق مسلمان نشین روح و مفهوم این اتحاد و انسجام را منتقل کنیم انوقت اگر دولت ها هم بخواهند خلاف ان را عمل کنند نمیتوانند.
- یادم نمیرود در فرودگاه جده با دوست همکاروانی ام صحبت میکردم که با یک جوان اهل عربستان ! که دانشجو و عازم لندن بود سر صحبت باز شد. به مناسبتی ! هرچه از دهانش در امد به امریکا و انگلیس و ... گفت. التفات میفرمایید که این همان عربستان است که نزدیکترین متحد امریکا در منطقه بوده و هست . اما مردم اش همان مفهوم مد نظر ما را که فرمایش امام (ره ) بود مبنی بر اینکه " امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند" تکرار میکنند انهم در سطح خواص جامعه شان .!
همین" ملک عبداله" شان هم اخیرا مجبور شد برای بدست اوردن دل مردم کشورش امریکایی ها را در عراق اشغالگر بنامد.!
این جوریاس اخوی !

موفق باشید.
یا علی:smile07:

مسیح
Tuesday 1 May 2007, 06:28PM
دوازده پيشنهاد راهبردي براي تحقق انسجام اسلامي (http://baztabnews.org/news/65772.php)

رسول جعفريان

.


کپی برداری از سایت بازتاب

اگر سایت بازتاب چنین مطالبی را
مینویسد پس چرا فعالیت بازتاب
غیرقانونی اعلام میشود و
سایتش فیلتر میشه
:o


لینک

http://www.baztab.com/news/65772.php

:smile21: :smile21: :smile21:

هستي
Wednesday 2 May 2007, 09:00AM
بسمه تعالي
مگر قرار است كه فقط در سايت بازتاب باشد
به اين ادرس هم مراجعه كنيد:
http://www.nagofteha.org/pages/?id=1027
ادرس جديد سايت بازتاب هم اين است:
http://www.baztabnews.org/news/

هستي
Wednesday 2 May 2007, 09:46AM
دوازده پيشنهاد راهبردي براي تحقق انسجام اسلامي (http://baztabnews.org/news/65772.php)

2ـ يك گام مهم، ارائه پژوهش‌هاي عملي براي تبيين حقايق تاريخي از ديدگاه علمي بدون تعصبات مذهبي است. از آن جايي كه بسياري از تعصبات در اطراف مسائلي دور مي‌زند كه پايه علمي ندارد، اين تحقيقات مي‌تواند روشنگر بسياري از نكات باشد. البته در اين باره بايد افرادي كه خودشان از تعصب به دور هستند، كتاب و مقاله بنويسند و در نگارش هم حرمت همه چيز را پاس بدارند و در نوع نگارش، لطمه‌اي به عواطف و احساسات مذهبي نزنند. روشن است كه نشر اين قبيل پژوهش‌ها كه بايد با زبان كاملا علمي نوشته شده و تحريك كننده نباشد، مي‌تواند دست كم روي قشري از فرهيختگان تأثير بگذارد و از طريق آنان به توده‌هاي مردم منتقل شود. در سال‌هاي اخير روشنفكران جهان اسلام، تأليفاتي در اين زمينه داشته‌اند كه گرچه برخي با واكنش‌هاي منفي مواجه شده، اما روي نسل جديد تأثير خاص خود را داشته و مي‌توان اميد داشت كه به مرور فراگير شود.


.
در اينمورد هم جاي تحقيقات منصفانه خالي است
بنظرم اگر يك شيعه بتواند فرض كند كه سني است وبعد بدنبال تحقيق برود بهتر به نتيجه مي رسد تا اينكه فقط در مدارك شيعي دنبال مطلب بگردد وسني هم همين طور.
مثلا هما ن نهج البلاغه كه سيد رضي بر اساس بلاغت جمع اوري كرده است تمامي سخنان حضرت نيست
ويا تاريخ طبري كه روايات نا درست بسيار دارد
وچه بسيار نكات مبهم در سيره پيامبر كه كسي بدنبال كشف انها نيست
مثلا برخورد حضرت با زناني كه حجاب اسلامي را رعايت نمي كردند چگونه بوده؟

SAFA
Friday 4 May 2007, 09:33PM
دولت هاي اسلامي را نبايد با يك چوب راند ... هر دولتي جناح هاي مختلف فعال يا منزوي دارد كه با تغيير تحولات جهاني مي تواند مواضع مختلفي اتخاذ كند براي مثال كشور پاكستان را در نظر بگيريد ... آتش زير خاكستر است ... اندونزي كشور فقيري است كه نياز مالي اس ممكن است به هر سمتي سوقش دهد
... عربستان بيست سال پيش صحنه تكتازي وهابيان تندورو و متعصب بود اما امروز به دو جناح معتدل و آمريكايي تقسيم شده است ... لبنان آوردگاه آمريكا پرستهاي افراطي از يك سو و پيشتازان جبهه مقاومت از سوي ديگر است ... اردن حكومتي امنيتي اداره مي كند و مصر با ديكتاتوري استبدادي تلاش مي كند ميراث فرهنگ آمريكايي را حفظ كند ...

در سياست بايد آموخت كه همگرايي منافع در مساله مورد نظر ايجاد كرد ... چگونه اين كار صورت مي گيرد ؟

هستي
Saturday 12 May 2007, 08:48AM
بسمه تعالي
براي وحدت رهبري مورد قبول همه فرقه ها نقش مهمي دارد
البته منظور رهبري مذهبي نيست بلكه حركت در جهت منافع همه مسلمين است.
اين مهم در زمان امام خميني تاحدودي ميسر شد ونيز ارمان سيد جمال الدين اسد ابادي هم بود.
واگر توافق بر سر يك نفر ممكن نباشد بهتر است چند نفر از اگاهان مورد اعتماد مردم مسلمان با هم تصميم بگيرند

هستي
Tuesday 22 May 2007, 07:51AM
دوازده پيشنهاد راهبردي براي تحقق انسجام اسلامي (http://baztabnews.org/news/65772.php)

رسول جعفريان

۹ ارديبهشت ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۲:۱۷


امسال از طرف مقام معظم رهبري به عنوان سال «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» ناميده شد. کساني بر اين عقيده اند که اگر عنوان آن سال «اتحاد اسلامي و انسجام ملي» بود مناسبت تر مي‌نمود. اما آن چه مهم است تحقق آن در عينيت جامعه و تلاش همگان براي رسيدن به آن است.

بدون ترديد با وجود همه دشمني‌هايي که با اين اصل به خصوص در بخش وحدت اسلامي آن مي‌شود، ايده وحدت اسلامي که منادي آن در دهه‌هاي اخير امام خميني بود، يک ايده استوار، معقول، شدني و حياتي براي حفظ هويت اسلامي شرق است. در اين زمينه، بايد يکسره کوشيد و از ابراز نظرهاي افراطي هراسي به خود راه نداد و در هر دو بخش چه اين سوي و چه آن سوي، با افراطي‌ها مبارزه کرد، کساني که براي ريختن خون مسلمانان از شيعه و سني ارزشي قائل نيستند و خود جاي گرم و نرمي دارند و بدون واهمه از انفجار و انتحار، با دلمشغولي‌هاي آرام خويش زندگي مي‌کنند.

در اينجا تنها بر اساس تجربه مطالعاتي در زمينه تاريخ و سياست، اصولي را که رعايت آنها مي‌تواند به امر وحدت اسلامي کمک کند ارائه مي‌کنيم. هرچند ممكن است، سخن تازه‌اي در اين زمينه نبوده و شايد صرفا تدوين آن تا اندازه‌اي تازه باشد.

1ـ در درجه نخست دولت‌هاي اسلامي، الزاما مي‌بايست وحدت را به عنوان يك اصل مسلم باور كرده و آن را مبناي سياست‌هاي عمومي خويش قرار دهند تا بتوان پيشرفتي در اين زمينه داشت. يكي از مهم‌ترين نتايج اين امر طراحي سياستي است که بتواند امت اسلامي را به وحدت برساند. مهم ترين اين سياست‌ها، حركت در جهت از بين بردن تعصب و طائفي گري است كه هم براي ايجاد وحدت سياسي در كشورها اهميت دارد و هم براي ايجاد همگرايي در كليت جهان اسلامي. بلافاصله بايد تذكر داد كه بيش از حد دولتي كردن سياست وحدت طلبي، واكنش‌هايي را ميان مردم و برخي رهبران سنتي براي مخالفت پديد مي‌آورد، اما بايد براي آن‌ها چاره‌اي انديشيد، زيرا ما براي آينده هيچ راهي جز اين اتحاد نخواهيم داشت. آنچه تاکنون شاهد آن بوده ايم، به خصوص از ناحيه برخي از کشورهاي عرب منطقه، ابراز نظرهاي صوري براي وحدت، اما در عمل ميدان دادن به اختلاف افکنان بوده است. بدون ترديد چيزي که مي‌تواند زمينه اين امر را فراهم کند، تصويب قوانيني در سازمان‌هاي اسلامي براي جلوگيري عملي از اين اقدامات و امکان بازرسي و بازخواست از دولت‌هاي متخلف است. تمرکز دولت‌ها بر وحدت همچنين مي‌تواند خنثي‌کننده تلاش‌هاي بيگانگان براي ايجاد اختلاف و استفاده از مسائل طائفي و مذهبي براي رسيدن به مقاصدشان باشد.

2ـ يك گام مهم، ارائه پژوهش‌هاي عملي براي تبيين حقايق تاريخي از ديدگاه علمي بدون تعصبات مذهبي است. از آن جايي كه بسياري از تعصبات در اطراف مسائلي دور مي‌زند كه پايه علمي ندارد، اين تحقيقات مي‌تواند روشنگر بسياري از نكات باشد. البته در اين باره بايد افرادي كه خودشان از تعصب به دور هستند، كتاب و مقاله بنويسند و در نگارش هم حرمت همه چيز را پاس بدارند و در نوع نگارش، لطمه‌اي به عواطف و احساسات مذهبي نزنند. روشن است كه نشر اين قبيل پژوهش‌ها كه بايد با زبان كاملا علمي نوشته شده و تحريك كننده نباشد، مي‌تواند دست كم روي قشري از فرهيختگان تأثير بگذارد و از طريق آنان به توده‌هاي مردم منتقل شود. در سال‌هاي اخير روشنفكران جهان اسلام، تأليفاتي در اين زمينه داشته‌اند كه گرچه برخي با واكنش‌هاي منفي مواجه شده، اما روي نسل جديد تأثير خاص خود را داشته و مي‌توان اميد داشت كه به مرور فراگير شود.

3ـ بايد توجه داشت كه بروز تعصبات مذهبي، بيش از آن كه از ناحيه اكثريت باشد كه نيازي به آنها ندارد، از ناحيه جامعه اقليتي است كه در ميان يك اكثريت زندگي مي‌كند و تحت فشار آنهاست. دليل اين امر آن است كه هر اقليتي وقتي خود را در تهديد ببيند، روي مسائل خاص خود تكيه مي‌كند و با شدت و حدت بيشتري به حفظ آنها مي‌پردازد. بنابرين تا وقتي مشكل اقليت‌ها حل نشود، و آنان احساس نكنند كه مي‌بايست روي تفاوت‌هاي خودشان براي حفظ هويتشان انگشت بگذارند، ماجراي اختلاف ميان آنان و ديگران حل نخواهد شد. اقليت بايد احساس كند تفاوتي با ديگران ندارد و اين امر تنها با اعطاي حقوق حقه او امكان پذير است.

4ـ رهبران هر مذهبي، مي‌بايست براي وحدت، زمينه‌سازي كنند. اين كار در دو مرحله انجام مي‌گيرد: اول ايجاد زمينه‌هاي ذهني كه‌ انديشمندان بايد فراهم كنند. دوم توصيه‌هاي عملي و راهبردي كه نمي‌تواند از سوي علماي درجه سوم و حتي دوم مطرح شود. اين اقدام براي آن كه به نتيجه برسد، بايد از سوي بالاترين مقامات مذهبي كه مورد اعتماد مردم و هم مذهبان خود هستند، اعلام شود. اظهار نظر در اين باره از سوي ديگران ممكن است زمينه‌اي را فراهم كند، اما بسا ترديدهايي را هم به وجود مي‌آورد. بايد تلاش كرد تا رهبران مذهبي اصلي،رهبري جريان وحدت اسلامي را در دست بگيرند.

شايد همين جا نكته ديگري هم اهميت داشته باشد و آن اين است كه نبايد اصلاح صرفا از سوي محافل روشنفكري مذهبي باشد. زيرا اين جماعت در ميان توده‌هاي مردم نفوذ چنداني ندارند و هر از گاهي به لائيك بودن هم متهم مي‌شوند. قشري كه بايد وحدت را بپذيرد و ترويج كند، قشري است كه به طور مستمر به عنوان رهبر مذهبي، كار هدايت مردم را بر عهده دارد. مردم به امام جماعت مسجد خود بيش از يك استاد دانشگاه بها مي‌دهند. البته در اين سالها قدري فضا تغيير كرده اما همچنان اين مسئله‌ وجود داشته و خواهد داشت كه اعتماد مردم به رهبران درجه اول مذهبي است كه صرف نظر از قيل و قال‌هاي علمي، مسائل ديني را بسيار صريح و بدن ترديد بيان مي‌كنند.

5ـ يك اقدام اساسي براي وحدت، پديد آوردن شعارها و نمادها، براي وحدت است که مي‌بايد در دستور كار مراكز تبليغي و رسانه‌اي قرار گيرد. براي اين كار بايد تمامي مراكز هنري آماده شوند. يك مثال خوب تاريخي، نشريه‌اي است كه حدود پنجاه سال پيش از اين در تهران با نام مسلمين به چاپ مي‌رسيد و نشريه‌اي وحدت گرا بود. دراين نشريه به اخبار جهان اسلام به طور يكسان نگاه مي‌شد و به هيچ وجه طائفي گري در آن دخالت داده نمي‌شد. بحث هندوستان، اندونزي، مسائل آفريقا و غير آن. اما جالب بود كه به لحاظ شعاري، روي جلد آن، در حاشيه، در سه سمت بالا و چپ و راست، تصوير كوچك شده ده‌ها مسجد بزرگ جهان اسلام را كه هر كدام از يكي از شهرهاي برجسته در جهان اسلام بود، انتخاب كرده و تقريبا به صورت دائمي اين حاشيه را روي جلد نشريه به چاپ مي‌رساند. دنبال کردن بحث‌هاي مربوط به تمدن اسلامي و تبيين نظرياتي براي بازگشت به شکوه و عظمت جهان اسلام که معلول نوعي اتحاد ميان اقوام و ملت‌هاي اسلامي در قرن چهارم و پنجم هجري بود، مي‌تواند در آماده کردن اذهان امت براي وحدت و در نهايت رسيدن به مجد و عظمت پيشين مؤثر باشد.

6ـ يك اقدام لازم براي ايجاد زمينه ذهني آن است كه محققان و نويسندگان و رسانه‌ها درباره بيان ضرر و زيان اختلافات مذهبي در گذشته و اين كه تا چه‌اندازه خسارت‌بار بوده و هر بار سبب از ميان رفتن نيرو و انرژي بخش مهمي از جهان اسلام شده، بدون آن كه اين اختلاف مشكلي را حل كرده و در بسته‌اي را گشوده باشد، تحقيق كنند و كتاب بنويسند و خبر و گزارش تهيه كنند. به عبارت ديگر، بيان تجارب تلخ اختلاف‌ها مي‌تواند راه را براي ساختن ذهنيتي در جهت بي فايده بودن تكرار آن مسائل هموار كند. البته گفتني است كه برخي از طوايف، دقيقا از اين مسائل براي تعميق و توسعه اختلافات استفاده كرده هر بار مي‌كوشند تا با مرور بر آن تجربه‌ها، ديگري را مقصر نشان داده و زمينه را براي خشمگين كردن طائفه مقابل فراهم سازند.

7ـ فاصله معرفتي ميان دو طايفه مذهبي، دشواري‌هايي را در داشتن يك تصور شگفت از يكديگر در اذهان آنان فراهم مي‌سازد. راه حل اين نيست كه ما دو طايفه را از صحنه حذف كنيم تا وحدت فراهم شود، راه حل قرآني (اصل تعارف ميان اقوام و قبايل) آن است كه اين تفاوت را زمينه آشنايي آنان نسبت به يكديگر قرار دهيم. به عبارت ديگر راه حل رفع اين مشكل آن است كه زمينه‌هايي براي معرفت متقابل ميان آنان فراهم آيد. اين زمينه‌ها به خصوص با تأكيد روي جنبه‌هاي مثبت ديندارانه از طرف هر يك نسبت به ديگري است تا تصور نكند گروه مقابل كافر هستند و اساسا توجهي به دين ندارند. اين معرفت را مي‌توان با رفت و آمدهاي وسائل مذهبي كه به نوعي با هنر نيز ممزوج باشد شبيه فيلم‌هاي تلويزيوني و سينمايي و يا پديده‌هاي هنري ديگر توسعه داد.

8ـ تاريخ تمدن اسلامي نشان مي‌دهد كه در دنياي اسلام، همگرايي با تأكيد روي عرفان و معنويت بسيار سريع فراهم مي‌آمده است. زماني كه دنياي اسلام علائق عرفاني گسترده داشت، توانسته بود نسل‌ها و نژادها و طوايف مختلف را زير سايه وحدتي فراگير جاي دهد و از آنان يك امت واحده كه زبان يكديگر را راحت مي‌فهميدند بسازد. تصوف منهاي جنبه‌هاي منفي آن، به دليل آموزه‌هاي معنوي و تأكيدي كه روي جنبه‌هاي الهي موجود در انسان ـ‌كه مهم ترين جنبه‌هاي مشترك انسانها محسوب مي‌شودـ‌ دارد مي‌توانست و مي‌تواند زمينه اين وحدت را در سرتاسر جهان اسلام فراهم كند. اگر در دستگاه تصوف اصلاحاتي صورت بگيرد و شكل حزبي آن كه فرقه سازي است و خود اسباب مخالفت و معارضت است كنار گذاشته شده و تنها آموزه‌هاي اصلي آن در رواج معنويت به عنوان مهم ترين هدف دين مورد توجه قرار گيرد، مي‌توان اميدوار بود كه به مقدار زيادي همگرايي و وحدت اسلامي مورد نظر فراهم آيد. شايد همين امر سبب آن شد تا در مصر مسأله تقريب پذيرفته شده اما در سعودي كه تفكر وهابي شديدا ضد فلسفه و تصوف است نه.

9ـ در حال حاضر بحث عَوْلمه و جهاني شدن بحثي فراگير است. اين رويه به دنبال يكسان سازي در جهان از طريق تبليغ ارزش‌هاي اجتماعي و انساني فراگير است. مسلم اين تجربه‌ها به كار ما مي‌آيد. ما بايد در مقابل آن، نظريه جهاني شدن اسلامي را مطرح كنيم. يعني اكنون كه فضايي در جهت جهاني شدن فراهم آمده، دقيقا آن را به سمت جهاني شدن اسلامي يا يك پارچه كردن جهان اسلام بكشانيم. طبعا براي اين كار بايد ارزش‌هاي تعريف شده در اسلام را تا آنجا كه بتواند تمامي جهان اسلام و طوايف دروني آن را پوشش دهد، تعريف كنيم و بشناسانيم و بر اساس آنها نوعي جهاني شدن اسلامي را تبليغ كنيم. با اين كار، هم در مقابل جهاني شدن به سبك غربي‌ها ايستاده ايم و هم وحدت طوايف داخلي جهان اسلام را استوار كرده‌ايم.

10ـ جلوگيري از كارهاي افراطي و محكوم كردن اعمال غير انساني افرادي كه جزو افراطي‌ها هستند، يكي از كارهايي است كه بايد دنبال شود. در قدم نخست اين اعمال كه به نام دفاع از مذهب عليه ديگران خشونت به خرج داده مي‌شود بايد محكوم گردد.

به علاوه نبايد براي آنها زمينه سازي صورت گيرد، يعني از سوي افراد غير مسؤول يا مسؤول مطالبي ابراز شود كه نوعي پوشش مشروعيت گونه پنهاني براي آنها درست كند.
بر دولت‌هاست تا عملا در برابر اين قبيل اعمال حساسيت خاص نشان بدهند و چنان كه پيگيري جدي نكنند، عاملان آن اعمال تصور خواهند كرد اعمالشان مورد تأييد برخي از دولت‌هاست.

اين برخورد سرد، مشكل ديگري را هم پديد خواهد آورد و آن اين كه جناح مقابل براي به كار گرفتن خشونت توجيه مشروعي به دست مي‌آورد و بعد از آن است كه يك دور غير قابل انتها پديد خواهد آمد كه آغاز و شروع كننده مشخص نخواهد بود.

در اينجا بايد گفت، رفتارهاي وحشيانه‌اي كه اين روزها در عراق بر ضد شيعه به بهانه‌هاي مذهبي و سياسي صورت مي‌گيرد يا حركت‌هاي تروريستي كه در پاكستان بر ضد شيعه صورت مي‌گيرد، يكي از مهم ترين مسائلي است كه بايد از سوي دولت‌هاي اسلامي محكوم شود. زيرا اين قبيل مسائل در آينده فجايع ديگري را به دنبال خواهد داشت كه در حال حاضر قابل پيش بيني نيست.

اما نكته ديگر آن است كه اين قبيل اقدامات، يك مشكل ديگر هم ايجاد خواهد كرد و آن اين است كه براي مثال، موضع جناح افراطي داخل شيعه را چندان استوار مي‌كند كه ديگر جايي براي سخن گفتن از وحدت در ميان شيعه باقي نمي‌گذارد. افراطي‌ها براي جناح ميانه رو چنين استدلال مي‌كنند با اين قبيل اعمال چرا شما شعارهاي وحدت گرايانه سر مي‌دهيد؟ طبيعي است كه در ميان طرفداران هر مذهب، اين قبيل جناح‌بندي‌ها وجود دارد و شروع اين قبيل اعمال در يك سمت، موضع اين جناح را در سمت مقابل تقويت مي‌كند.
به علاوه اين قبيل رفتارها اگر با سكوت برگزار شود، دامنه اش به كشورها و جوامع ديگر هم كشانده مي‌شود. زيرا وقتي در جايي امكان تلافي نباشد، اين اقدام در جاي ديگري دنبال مي‌شود.

11ـ نكته ديگر آن است كه عالمان و انديشمنداني كه در تلاش براي وحدت ميان مسلمانان هستند، مي‌بايست از اظهار نظرهايي كه سبب تحريك هم مذهبان آنان مي‌شود جلوگيري كنند. در واقع آنان بايد توجه داشته باشند كه روي يك لبه باريك و در عين حال تيز حركت مي‌كنند. آنان بايد مراعات احساسات مذهبي هر دو طرف را بكنند. هرگاه آنان، اظهاراتي بكنند كه تحت عنوان اطلاح طلبي نوعي مخالفت با عقايد و باورهاي پذيرفته شده داشته باشد، طبعا نقش آنان ديگر نقشي وحدت آفرين نيست. بسا اين كارها لازم باشد اما نه از زبان كسي كه دنبال وحدت است. اين كار را بايد علماي اصلاح‌طلب انجام دهند و تبعات آن را هم بپذيرند. اما كسي كه طالب وحدت است، اگر در اين زمينه‌ها اظهار نظر كند، سبب برآشفتن هم مذهبان خود شده و آنان را نسبت به اهداف خود مشكوك مي‌كند.

12ـ در جريان وحدت، مي‌بايست هر چه بيشتر به دنبال مقاطعي از تاريخ گشت كه بتواند نقطه اتكاي هر دو طرف باشد. براي مثال، سيره نبوي بايد با نهايت اهميت در اين چند جامعه شيعه دنبال شود. مسلما در طرح سيره نبوي (ص) امكان آن هست كه بدون مسائل فرقه‌اي به آن پرداخته شود و بر اسلاميت به طور كلي و تجربه اسلامي منهاي آنچه كه به مسائل مذهبي مربوط مي‌شود تأكيد صورت گيرد. ما هرچه قدر بتوانيم روي احياي اسلام از طريق آثار مشترک تلاش کنيم، هم دين را حفظ کرده ايم و هم از آثار ويرانگر فرقه‌گرايي پرهيز نموده‌ايم.

بد نيست گاهي اين مطلب دوباره ديده شود.

هستي
Tuesday 5 June 2007, 09:50AM
بسمه تعالي
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به توطئه بزرگ دشمنان برای به راه انداختن جنگ شیعه و سنی، انسجام اسلامی را ضرورتی واقعی برشمردند وافزودند: دشمنان امت اسلامی یک گروه متعصب، متحجر و بی خبر از حقایق عالم و معنویت را شکل داده اند تا میان مسلمانان،اختلاف و جنگ وخونریزی به راه بیافتد اما براساس نظر علمای حقیقی اسلام، کسانی که دست خود را به خون مسلمانان آلوده می کنند مرتکب گناه نابخشودنی می شوند و این کاردر واقع خروج از اسلام است.



ایشان با تاکید بر اینکه برادری ملت ایران با ملتهای مسلمان یک برادری واقعی است تاکید کردند: با وجود اختلافهای فکری و مذهبی میان مسلمانان، آنان باید در زیر پرچم لااله الله و محمد رسول الله، دست در دست یکدیگر در مقابله با دشمنان اسلام و امت اسلامی ایستادگی کنند.

SAFA
Saturday 9 June 2007, 02:52PM
سختي در باب مبنا ومعناي اتحّاد:

داود فيرحي*‌

يک ماه از اعلام سال 1386 با عنوان سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي از سوي مقام رهبري ‏گذشته است. اما هنوز در بارة مفهوم اتحاد وانسجام گفتگوي معقولي در جامعه صورت نگرفته ‏است. چنين مي نمايد که بسياري مطالب موجود در رسانه هاي کشور ، کم و بيش و تا کنون، ‏رنگ و بوي جناحي مي يابند. و اين بدين معني است که هرچند بسياري از مسئولين و رسانه ها ‏و احزاب و شخصيت ها از اين واژه استقبال و استفاده کرده اند، اما همه به نوعي اقدام به ‏‏«مصادرة جناحي» اين مفهوم نيز مي کنند و در نتيجه به تخريب وجهه و اهميت ملي و منطقه ‏اي آن ياري مي رسانند.‏

اين اشارات از آن رو است که به نظر مي رسد در صورت تعبير جناحي از مفاهيم و نياز هاي ‏ملي ، نخستين اتفاق مهم اين است، که فقط يک گروه و جناح ، خواه جناح حاکم يا ‏اپوزيسيون،عملاً متولي آن مي شوند ؛ ديگران کنار مي کشند و يا کنار گذاشته مي شوند. ‏تصاحب وتعبير جناحي به استفاده ابزاري از مفاهيم ملي منتهي مي شود. و البته در چنين ‏فرضي،تکيه و تأکيد هرچه بيشتربرمفاهيمي چون وحدت و انسجام ممکن است خود موجب شقاق ‏بيشتري گردد؛ امري که آشکارا نقض غرض خواهد بود.‏

براي جلو گيري از اين اتفاق، تدوين منشور اتحاد ملي و انسجام اسلامي، آن گونه که توسط ‏رهبر انقلاب هم تأکيد شده ، امري اساسي است. اما به نظر مي رسد که يکي از مقدمات مهم ‏براي تدوين اين منشور، تأمل و گفتگوي ملي و اسلامي در باب مباني آن است. زيرا مفاهيمي ‏چون «اتحاد ملي» و «انسجام اسلامي» همواره با اين خطر مواجهند که از گسترة همگاني « ‏باهم بودن» به حوزة تنگ جناحي و فرقه اي «با من بودن» کاسته شوند.در زير ، به اجمال، به ‏برخي ويژگي ها و نتايج اين دو بر داشت از مفهوم اتحاد يا انسجام اشاره مي شود:‏
‏ ‏
‏1. مصلحت عمومي/ خصوصي؛ تعريف اتحاد و انسجام به معني « باهم بودن» مستلزم ‏عزيمت از نقطه اي به نام مصلحت عمومي و البته بازگشت به آن به عنوان مرجع داوري است. ‏اما «با من بودن» به نوعي آغاز و ارجاع به مصلحت خصوصي، اعم از مصلحت شخص يا ‏اشخاص، گروه وجناح يا جناح ها است.‏

‏2. حضور ديگري / طرد ديگري؛ «باهم بودن» به معني مشروعيت و پذيرش «حضور ‏ديگري» در تصميم و عمل، در سطح ملي و جهان اسلام است. و اين بدان معني است که ‏مصلحت عمومي از پذيرش حضور عموم در عرصة عمومي ناشي مي شود. حضوري که ‏مستلزم حق و امکان گفتگوي برابر ديگري با خويشتن است. از اين حيث، اتحاد و انسجام به ‏معني باهم بودن، نه يک صدايي ، بلکه لزوماً به معني «هم صدايي برآمده از چند صدايي» ‏است. اما، اتحاد به معناي «بامن بودن» يعني نفي مشروعيت و « طرد ديگري »در تصميمات و ‏اقدام عمومي است. خويشتن را محور حق و مصلحت عموم قرار دادن.‏

‏3. وحدت حد اقلي / حداکثري؛ وحدت و انسجام به معني با هم بودن ، البته «وحدت حد اقلي» ‏است نه حد اکثري.زيرا اتحاد در سطح ملي و انسجام در جهان اسلام مستلزم پذيرش و حضور ‏ديگري، اعم از جناح ها و گروه هاي داخلي يا فرقه ها و مذاهب اسلامي است. و اين به معني ‏قبول تفاوت و حق حضور متفاوت هاي ملي وجهان اسلام است. به تعبير ديگر، باهم بودن به ‏معني تن دادن و قناعت کردن به اجماع حداقلي ، حد اقل اجماع ، يا به تعبير اصحاب سياست « ‏اجماع سلبي» است؛ يعني اجماع بر مشترکاتي که خطوط قرمزند و نبايد شکسته شوند. برعکس، ‏اتحاد به معني بامن بودن، «اجماع حداکثري » است. ‏

‏4. آزادي/ اجبار؛ باهم بودن امري گقتگويي است و مبتني بر «گفتمان آزادي» است . درحالي ‏که با من بودن اتحادي دستوري است و مبتني بر گفتمان زور و تهديد است.اشاره کرديم که هم ‏صدايي به معناي همسويي و هم آوايي آزادانه صدا هاي چند گانه و چند گونه است. اما تک ‏صدايي به معناي شنيده شدن صدايي بلند و يگانه ، والبته «فاقد هارموني» است که در برهوت ‏سکوت به گوش مي رسد. والبته هرچند هم ذاتاً زيبا باشد، بالفعل نا زيبا و خسته کننده است. زيرا ‏گوشنواز ترين صدا نيز در کنار و حضور ديگر صدا ها و در هارموني و تمايز با «آنها» به ‏مراتب گوشنواز تر و دلنشين تر مي نمايد.‏

‏5. روند عمومي/ برنامه مقطعي؛ اتحاد به معناي باهم بودن به نوعي يک پروسه است ، ‏روندي عمومي که تولي عموم و مشارکت جمع را مي طلبد. هدفي است که بايد در راستاي ‏تحققش در تدارک برنامه اي براي اقدام جمعي بود. راهبردي که اگر سال 86 را آغاز تأکيد بر ‏آن بدانيم ، پايان سال به معني پايان گفتگو درباب آن نخواهد بود و يا نبايد باشد.اما با من بودن ‏نوعي از اتحاد است که چون خصلت و متولي جناحي دارد، ماهيت پروژه اي و ابزاري نيز ‏دارد.البته موقتي است و به اعتبار منافع جناح و فرقه اي در زمان و مکان خاص ممکن است ‏برجسته يا فراموش شود.‏

به هرحال، مفهوم اتحاد ملي و انسجام اسلامي ، مفهومي است که اگر بتوان آن را از کمند ‏مصادره ها و تصاحب هاي جناحي و فرقه اي رها کرد، مي تواند درآمدي برورود جامعه ايران ‏و جهان اسلام در فرايند همگرايي ملي و ديني بوده باشد. اما آيا تدبيري براي حفظ اين مفهوم از ‏آسيب هاي منجر به نا کارآمدي آن انجام شده است؟ آيا در بارة مصادره هاي نامطلوب جناحي و ‏فرقه اي حساسيت نشان داده مي شود؟ آيا بحثي سازنده در بارة نوع منشور اتحاد و برنامه ‏پيگيري مناسب آن صورت گرفته است؟ ‏

* عضو هيأت علمي دانشگاه تهران