PDA

نمايش نسخه نهائي : عيد ولايت بر پيروان ولايت مبارکباد


min
Sunday 16 February 2003, 01:35AM
عيد غدير خم روز اکمال دين و اتمام حجت بر همه شما مبارکباد
http://www.roshd.ir/public%20info/due%20to%20light/yad%20e%20ali/vis_gal/001.jpg

min
Sunday 16 February 2003, 01:47AM
عيد ولايت مبارکباد
http://www.imamalinet.net/image/negar/tasvir/3/lit/19.jpg

montazer
Tuesday 18 February 2003, 10:50AM
دامن مهتاب

چشمانت را به باور من بسپار! قايقي از نور دارد بر درياي لحظه هاي سرشار از عصمت ، مي آيد! گستره اي عظيم ، از جلوه جمال معنا ، در پيش داريم و دريايي از زمزمه و سرود سروها و صنوبرها را.

نيلوفر عشق را مي بينيم كه بر محور زمين ، پيچيده است ، و عطر سوسن و ياس و اقاقيا را احساس مي كنيم كه در همه جا ، جاري است. اشك شوق را در سيماي گلچهرگان باغ زمين ، شاهديم و شهد انگبين و گلاب را در زجاجه هاي بلورين دلدادگان حق ، ناظريم ، سرخ رويان وادي عشق و قدسيان سرزمين پاك هم فريادگر شور و حماسه اي جاويد اند ،طنين آبي ايمان و شور شگفت باور هاي ناب و مقدس قدسيان را به سلام و صلوات بر ياوران سپيده ، مي خواند.

دلها ، در تپشي مداوم و شورانگيز ، چشمها ، مشتاقانه به راه ، دستهاي طلب ، قد كشيده تا خواهش فواره ها ، گامها ، آماده پيمودن راه خانه دوست ، آسمان و زمين ، چشم انتظار نياز خويش ، و هر آنچه كه هست ، در اشتياق سبز شكقتن ايمان و سربركشيدن جوانه هاي جاودانه هستي ، لحظه ها را شماره مي كنند...

بنگر ! مفسِّر آفتاب ، گام در هامون نهاد و جوهره حق را در كناره آن بركه، مثل بذري در دل زمين و زمان ، شكوفاند ! و شگفتا كه اين حادثه چند بعدي است ؟!

وه كه انعكاس اشعه خورشيد ، در بركه غدير ، چه نمودي دارد ؟ انگار كه سيالي از عطر حقيقت از نفسگاه غدير ، تا ملتقاي آبي آسمان ، جريان مي يابد.

و غدير ، روز روشن شدن حق در كران تا كرانه گيتي ، روز نصّ سخن گفتن، روز عهد و پيمان ، روز نماياندن نفاق و انكار كافران ، روز بيان حقايق ايمان ، روز راندن شيطان ، روز ارشاد و آزمون ، روز گزينش و تشخيص است.

غدير ، مكمل باور ، و عيد هميشه تاريخ است.

و غدير ، نه بركه اي ، كه دريايست خروشنده ، آسمانيست پر ستاره ، يادواره اي است بر حقيقت مطلق ، مظهري است بر قداست حق ، دنيايي است به گستردگي قلبهاي حق طلب . فضايست سرشار از ترنم سرشاخه هاي شادان و مهربان درخت زندگي در نوازش صبحگاهي نسيم...

غدير . تجلي اراده خداوند است . غدير نقطه تاملي در تاريخ است . غدير يك مكان محدود نيست ، غدير بي منتها و جاودانه است . غدير روح جهان و انسان است ، غدير زنجيره تداوم ايمان است ، غدير ، لحظه هاي هيجان حيات است . غدير شكوه تاريخ است . غدير وجدان پاك هستي ، غدير چشم اندازي بر گستره دين ، تلاوت آيه هاي رهايي بشر است. غدير ، فرياد جان جهان است . غدير قدرت اسلام و جان مايه اعتلاي بشريت است . غدير فرودگاه موكب مقدس پيامبر خدا (ص) و قرارگاه فرماندهي سپاه توحيد در كل هستي است. غدير ، نبض حيات حقيقت است . غدير ، مظهر قدر علي (ع) و نشانه اي بر غدر دشمنان اوست. غدير ، راوي شور و شادماني و شگفتي و سرور است.

ما با غدير آشناييم ، با آن مهر مي ورزيم ، عاشقانه دوستش مي داريم ، صفايش را مي ستاييم ، و « در سايه سار نخل ولايت» كه با موجي از نسيم برخاسته از غدير ، آميزه است ، نفسي تازه مي كنيم ، جان مي گيريم ، و در تداوم پويش در راه حق ، به سوي نبرد با هرچه و هركه دشمن حق است مي رويم .

ما غدير را لمس مي كنيم ، درك مي كنيم ، مي فهميم ، ما با غدير زنده ايم و از درياي بي كرانه اي كه در غدير از فراز دست رسول (ص) بر سرزمين بشريت جاري شد ، طراوت و روشنايي مي گيريم.

ما ، دست تولي به دامن مهتاب مي زينم....


عيد غدير مبارك باد .

montazer
Tuesday 18 February 2003, 10:58AM
منادي گلها

گوش دل ، اگر بسپاري ، از لابلاي ديواره هاي تاريخ ، فريادها و پيامهاي غدير را مي شنوي ، كه پژواك وار ، در دل كوهستان زندگي مي پيچد و بشريت را اميد و نويد مي دهد.

و غدير ، از قهرمان تاريخ مي گويد . از او ، اوي بزرگي كه :

گوهري در صدف كعبه بود ، و در خانه محبوب به زمين آمد.

پيامبران و پيشينيان ، بدو توسل جستند و خداي را به نام او خواندند و طلب نصرت كردند.

از پدر و مادري بزاد كه در كمال ايمان و انسانيت و اخلاق ، احترام همه تاريخ را بر انگيختند.

اول چكاوكي بود كه زمزمه ايمان به آورنده اسلام را سرداد.

در سايه سار نور رسالت و وحي ، باليد و سر به آسمانهاي بلند ساييد.

در آن شب ، در جايگاه و بستر گل آرميد ، تا تيغ تيز كفر ، بر گلبوته محمدي (ص) گزند نياورد.

از راه پيمايان هجرت بود ، و عاقبت سرخ روي و سپيد انديشه ، به سوي دوست هجرت كرد.

در هر دو گيتي ، به برادري پيامبر نور (ص) ، مفتخر گرديد.

با درياي وجود فاطمه (س) آميخت و از اين آميزش پاك ، گوهرهايي تابناك . و اقيانوس هاس مواج مثل گلهاي هميشه بهار ,در جهان روييدند!

دستهايش حماسه ساز پيروزي نبردهاي گلها عليه خارها بود.

خروشش ، رضاي حق را در خود داشت و سكوتش شكوه سازندگي و ماندگاري آيين را همراهي مي كرد.

باغستانها، گواه تلاشهاي خالصانه اش بودندو

تهيدستان و بينوايان از شميم نقسهاي سبزش ، و از سخاوت دستهاي گرمش به زندگي ، سلام مي گفتند.

وصي و وراث بلند مقام مقام رسالت بود.

دادگري بي مانند ، حاكمي بي نظير ، امامي والا ، گلي خوشبو و شبان بيدار رمه هاي بيداري و آزادگي بود. انسانيت از او نام گرفت و جوانمردي و رادي از ردايش فرو باريد.

فرمانهاي بالندگي و حيات ، از كلامش مي جوشيد. مالك اشتر ، گواه عهدنامه بلند و جامع اوست.

انديشه هاي بلندش ، و منهج بلاغت او در نهج البلاغه ، روانهاي بشريت را نشئه شراب طهور مي كند و بر بال و پر ملايك مي نشاندشان.

جاودانه ترين حماسه ، تعيين آفتاب رهبري در غدير ، به نام او آغاز شد و خاتمه يافت.

ريشه هاي پليد شرك و بت و طغيان ، با ذوالفقار او از سينه خاك بيرون كشيده شد و قوت بازوان او ، خيبر كفر را شكست، جمل شرك و نفاق را پي كرد ، و صفهاي باطل را از هم پاشيد.

آسماني ترين عاشق حق بود، و نامش از نام خدايش مشتق!

مكه از او شرف يافت و مدينه بدو افتخار كرد.

يارانش ، ياوران خدايند و آزارندگانش ، دشمنان حضرت احديت.

امامت مظلوم تاريخ است ، گلبرگ درشت گل معنا ، اولين مدار ايمان ، محور هميشه حق.

يادش ، سبزترين گل هميشه بهار باغستان توحيد است.

او منادي گلها ، ياور پروانه ها و بلنداي ستيغ پر صلابت امامت است ، آواز خوش حقيقت است ، و در پيراهنش بر پايي نوعي از قيامت. و قامتش بر فرازي از اطاعت و عبادت ، سخاوت و شجاعت ، ولايت و كرامت …

و او كه مرد تنهاي صحنه هاي نبرد است ، قهرمان قهرمانان ، شيرمردي از بيشه عدالت ، غريبي در تاريخ « مظلومي گمشده در سقيفه» ، و انساني فراتر از همه هستي و ديگر چه بگويم؟ « علي (ع)»

montazer
Tuesday 18 February 2003, 11:00AM
http://www.imamalinet.net/Image/negar/tasvir/3/big/16.jpg
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?s=&postid=7006#post7006

montazer
Tuesday 18 February 2003, 11:08AM
غدير

غدير ، نمايشگر قدر مردي است كه تغظيم همه عصرها و نسل ها را به پيشگاه پاك خويش ، برانگيخته است.

و چه كسي مي تواند او را به درستي باز شناسد؟ پس همان بهتر كه رسول خدا (ص) از خليفه ، و برادر خويش سخن بگويد.

اينك گوش مي سپاريم به كلام بزرگ مرد اسلام ، نبي اكرم (ص) و برخي از آنچه كه درباره فرزند ابي طالب (ع) فرموده است:



« جز اين نيست كه مثل اهل بيت و خاندانم در ميان شما همانند مثل كشتي نوح است كه هركس بر آن سوار شود ، نجات و رهايي يابد ، و هر كس از آن روي بگرداند و دوري گزيند هلاك و نابود گردد »



« من شهر دانشم و علي در آن است . هر كس قصد آموزش و فراگيري علم را دارد بايد از آن در وارد شود.»



« من آقاي انبياء و علي آقاي اوصياء است و جانشينان من دوازده نفرند كه اولين آنان علي و آخرينشان مهدي قائم است.»



« اي علي تو ارث برنده دانش و معدن حكمت مني ، و امام و رهبر پس از من هستي .»



« من و علي پدران اين امتيم»



« هركه مي خواهد به دين من چنگ زند و پيرو آيين من باشد و پس از من به كشتي نجات نشيند ، بايد به عليّ بن ابيطالب (ع) اقتدا كند و او را امام و پيشواي خود بداند – زيرا كه او وصي و جانشين من در ميان امت است . چه در زمان زندگي و چه پس از مرگم»



« من ، آقاي فرزندان آدمم و علي سرآمد و آقاي عرب است.»



« علي (ع) همواره با حق است و حق نيز هميشه با علي (ع) است.»



« دانا ترين امت من ، در قضاوت و اعلم امتم ، پس از من ، علي بن ابي طالب (ع) است.»



« هر پيامبري در امتش نظيري دارد ، و مانند من هم علي (ع) است. »



« علي (ع) با قرآن است و قرآن با علي ايندو از هم جدايي ندارند نا در كنار حوض ، بر من وارد آيند.»



« علي بهترين مردم روي زمين است .»



« علي از من است و من از اويم.»



« علي بهترين جانشينان است.»



« علي پرچمدار و امين من بر حوض كوثر و ياور من بر كليد هاي خزائن بهشت است.»

و چنين است آن ابر مرد ، آن يگانه دوران ، داماد نبي ، پدر ستارگان آسمان فضيلت ، ائمه اطهار ، راهبر همه ابرار و احرار ، آنكه آسمان بر او به غبطه مي نگريست و زمين ، بزرگي او را تحمل نمي توانست ، و خورشيد را در برابر تمثال بي مثالش، هيچ فروغي نبود.