PDA

نمايش نسخه نهائي : حکایتی از ناسزا گفتن عایشه و عثمان به یکدیگر


بریا
Monday 23 April 2007, 02:53PM
((اللهم العن صنمی قریش وجبتیها و طاغوتیها وابنتیهما))
در کتاب کشف الغمه آمده که در روز جنگ جمل شخصی به عایشه گفت :تو چگونه امروزبه خونخواهی عثمان قیام میکنی؟وحال آنکه قبل از این، مردمان را به قتل او امر و ترغیب میکردی .
عایشه گفت:آن موقع که به هلاک کردن او مردم را ترغیب مینمودم ، او شخصی ظالم و فاسق و بدکار بود ، ولی بعداً شنیدم که اسلام آورده:smile21: :smile21: :smile21: .
و نیز باعث عداوت و ناسزا گفتن آندو بیکدیگر آن بود که : وقتی عثمان والی شد ،آنچه ابابکر و عمر از بیت المال به عایشه و حفصه میدادند،قطع نمود.وعایشه به عثمان گفت :آنچه پدر من و عمر بمن میدادند تو نیز بده.:smile21: :smile21: :smile21:
عثمان گفت:من در کتاب و سنت ندیدم که بتو و حفصه چیزی باید داد .و پدر تو وعمر اگر چیزی به تو و حفصه داده اند به رضای نفس خود داده اند ولی من چنین کاری نمیکنم.
عایشه به عثمان فحشی دادوگفت:پس از میراث پیغمبر چیزی بمن بده،عثمان گفت:مگر تو وجمعی از صحابه نیامدید و شهادت ندادید که پیغمبر را میراث نمیباشد،وحق حضرت فاطمه (س) را باطل ساختید.اکنون آمدی و از من طلب میراث پیغمبر میکنی؟من بتو چیزی نمیدهم.
ونیز در مخالفت آندو آمده که :هرگاه عثمان به مسجد میرفت برای نماز!!!!!!!!!!!!، عایشه فریاد و فغان میکرد و پیراهن رسول خدا(ص)را برمیداشت و میگفت: عثمان مخالف صاحب این پیراهن است،وچون عثمان این سخنان از عایشه میشنید،بالای منبر میرفت و میگفت: عایشه دشمن خداست و حق سبحانه وتعالی برای او و حفصه مثل زده در کلام قرآن به زن نوح ولوط، آنجا که فرمود:
ضرب الله مثلا للذین کفروا امراة نوح و امرأةلوط ... و قیل ادخلا النار مع الداخلین. (سوره تحریم آیه 10).

اللعم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد وآخر تابع له علی ذلک