اهلبیت
Sunday 22 April 2007, 09:04PM
متاسفانه بعضیها با برداشتهایی از اين مطالب فکر میکنند که بنده وهابی هستم و يا ائمه علیهم السلام را قبول ندارم. ولی هرگز اين گونه نيست . زیرا بين دوست داشتن و پرستش تفاوت زیادی وجود دارد . مثلا شما ممکن است به کسی از دوستان علاقه داشته باشيد و خيلی او را دوست داشته باشيد. ولی آيا هيچگاه شده از راه دور در حالی که او صدای شما را نمی شنود با او به راز و نياز پرداخته و پيش او اظهار اخلاص و بندگی نماييد؟
دوست داشتن ائمه علیهم السلام هم به همين شکل است. دوست داشتن يعنی الگو گرفتن يعنی رفتار او را سرمشق خود قرار دادن يعنی پيروی از رفتار و گفتار و حرکات او نه انجام راز و نياز و ذکر و طلب حاجت از او. راز و نياز اظهار بندگی و طلب دعا فقط مخصوص کسی است که در همه جا حضور داشته و در هر لحظه صدای همه را می شنود . اين قدرت نه درپيامبر(صلی الله علیه واله) نه در ائمه (ع) نه در امام زمان (ع)و نه در هيچ بنده ديگری نيست. اين قدرت فقط و فقط مخصوص خداست.
{إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِيدًا} (116) سورة النسا
خداوند گناهی که برایش شریک قائل شوند را نمی بخشد و هر گناهی پایین تر از آن را برای هر کس که بخواهد می بخشد و هر کس به خداوند شرک ورزد دچار گمراهی دور و درازی شده است.
ما به عنوان مسلمان موظفیم شناخت کافی از اعمال خود داشته باشیم و بدانیم کدام اعمال در دین مبین اسلام نهی شده و کدام واجب شده است. تقریبا برای تمامی معاصی ما تعریف دقیقی از آن داریم و می دانیم دقیقا چه عملی معصیت است ولی در مورد شرک که اکثر آیات قرآن نیز مربوط به همین معصیت است اطلاع چندانی در متون و کتب دینی ما داده نشده است. به چه عملی شرک اطلاق می شود و حدود و مرزهای آن کدام است که ما به آن حدود نزدیک نشویم؟
اولین چیزی که از شرک در ذهن ما مجسم می شود بتخانه ای است با تعدادی بت که عده ای در مقابل بتها در حال سجده و عبادت می باشند و بدین جهت خیلی زود خودمان را از این گناه مبرا و معصوم می دانیم. اما آیا واقعا حقیقت شرک همین است؟ آیا ما واقعا از این گناه معصوم هستیم؟
می توان به قرآن تمسک جست و با استفاده از آیات آن فهمید که حقیقت شرک چیست. آنچه که از آیات قرآن استنباط می شود ، مشرکانی که زمان پیامبر ، مخاطب پیامبر بوده اند بتها را خالق خود نمی دانسته اند. بلکه به نص قرآن کریم در بسیاری از آیات ، اگر از مشرکان بپرسی چه کسی آسمانها و زمین را خلق نموده است قطعا خواهند گفت : الله{وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ} (61) سورة العنكبوت
سوره انعام آیه 136: {وَجَعَلُواْ لِلّهِ مِمِّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُواْ هَذَا لِلّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَكَآئِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمْ فَلاَ يَصِلُ إِلَى اللّهِ وَمَا كَانَ لِلّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَآئِهِمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ} و برای خداوند از زراعت و چهارپایانی که خود او آفریده است بهره ای قائل شدند و به پندار خویش چنین مدعی شدند که این برای خداست و این برای بتان ما. آنگاه آنچه خاص بتانشان بود به خداوند نمی رسد و آنچه خاص خداوند بود به بتانشان می رسد. چه بد حکم می کنند.
سوره زمر آیه 3: {أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ} آگاه باشید که دین خالص مخصوص خداست و کسانی که به جای او سرورانی را به عبادت می گیرند می گویند آنها را عبادت نمی کنیم مگر این که ما را به خداوند نزدیک گردانند.
سوره زمر آیه 43 تا 45: {أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ شُفَعَاء قُلْ أَوَلَوْ كَانُوا لَا يَمْلِكُونَ شَيْئًا وَلَا يَعْقِلُونَ} (43) {قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ} (44) {وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ} آیا به جای خداوند شفیعانی برگرفته اند بگو حتی اگر بر چیزی دست نداشته باشند و تعقل نکنند بگو شفاعت به تمامی خدای راست . فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست. آنگاه بسوی او باز گردانده می شوید. و چون خداوند به تنهایی یاد شود دلهای نامومنان به آخرت تنگ شود و چون کسانی که در برابر او به پرستش گرفته شده اند یاد شوند آنگاه است که آنان شادمانی می کنند.
سوره بقره آیه165{وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ}: کسانی از مردم هستند که همتایی برای خداوند قائل شدند و آنان را همچون دوست داشتن خداوند دوست می دارند. حال آنکه مومنان خداوند را دوست تر می دارند.آنچه که از آیات فوق استنباط می توان کرد مشرکان خداوند را به عنوان خالق و زمامدار امور دنیا قبول داشته اند ولی در عبادت متوسل به کسانی می شده اند که مدعی بودند مقرب درگاه خداوند هستند و آنها را نزد خداوند مورد شفاعت قرار می دهند. آیا توسل به کسانی که مقربان درگاه خداوند هستند شرک است؟
عبادت چیست ؟ تفاوت بین عبادت و اطاعت چگونه است؟ آیا می توان مرزی را بین اطاعت و عبادت مشخص کرد؟ در قرآن کریم هر جا سخن از عبادت بوده آن را مختص ذات باریتعالی دانسته ولی در مورد اطاعت پیامبر و اولی الامر را نیز شامل قرار داده است. پس اطاعت غیر خدا شرک نیست ولی عبادت غیر خدا شرک است. عبادت با ریشه عبد به معنی بندگی است . بندگی یعنی تسلیم بودن بی چون وچرا. در قرآن واژه دیگری را نیز مختص ذات حق دانسته و آن واژگانی از ریشه (دعی) به معنی خواندن یا صدا کردن است.
مثلا در سوره اعراف آیه 180 : {وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَآئِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلَُون} و خدای را نامهای نیکوست پس اورا به آنها بخوانید.
<B><FONT face=Calibri>واژه دعی یا دعا یا دعو در همه جای قرآن از بکار بردن در مورد غیر خدا نهی شده است. مثلا در سوره اعراف آ
دوست داشتن ائمه علیهم السلام هم به همين شکل است. دوست داشتن يعنی الگو گرفتن يعنی رفتار او را سرمشق خود قرار دادن يعنی پيروی از رفتار و گفتار و حرکات او نه انجام راز و نياز و ذکر و طلب حاجت از او. راز و نياز اظهار بندگی و طلب دعا فقط مخصوص کسی است که در همه جا حضور داشته و در هر لحظه صدای همه را می شنود . اين قدرت نه درپيامبر(صلی الله علیه واله) نه در ائمه (ع) نه در امام زمان (ع)و نه در هيچ بنده ديگری نيست. اين قدرت فقط و فقط مخصوص خداست.
{إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِيدًا} (116) سورة النسا
خداوند گناهی که برایش شریک قائل شوند را نمی بخشد و هر گناهی پایین تر از آن را برای هر کس که بخواهد می بخشد و هر کس به خداوند شرک ورزد دچار گمراهی دور و درازی شده است.
ما به عنوان مسلمان موظفیم شناخت کافی از اعمال خود داشته باشیم و بدانیم کدام اعمال در دین مبین اسلام نهی شده و کدام واجب شده است. تقریبا برای تمامی معاصی ما تعریف دقیقی از آن داریم و می دانیم دقیقا چه عملی معصیت است ولی در مورد شرک که اکثر آیات قرآن نیز مربوط به همین معصیت است اطلاع چندانی در متون و کتب دینی ما داده نشده است. به چه عملی شرک اطلاق می شود و حدود و مرزهای آن کدام است که ما به آن حدود نزدیک نشویم؟
اولین چیزی که از شرک در ذهن ما مجسم می شود بتخانه ای است با تعدادی بت که عده ای در مقابل بتها در حال سجده و عبادت می باشند و بدین جهت خیلی زود خودمان را از این گناه مبرا و معصوم می دانیم. اما آیا واقعا حقیقت شرک همین است؟ آیا ما واقعا از این گناه معصوم هستیم؟
می توان به قرآن تمسک جست و با استفاده از آیات آن فهمید که حقیقت شرک چیست. آنچه که از آیات قرآن استنباط می شود ، مشرکانی که زمان پیامبر ، مخاطب پیامبر بوده اند بتها را خالق خود نمی دانسته اند. بلکه به نص قرآن کریم در بسیاری از آیات ، اگر از مشرکان بپرسی چه کسی آسمانها و زمین را خلق نموده است قطعا خواهند گفت : الله{وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ} (61) سورة العنكبوت
سوره انعام آیه 136: {وَجَعَلُواْ لِلّهِ مِمِّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُواْ هَذَا لِلّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَكَآئِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمْ فَلاَ يَصِلُ إِلَى اللّهِ وَمَا كَانَ لِلّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَآئِهِمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ} و برای خداوند از زراعت و چهارپایانی که خود او آفریده است بهره ای قائل شدند و به پندار خویش چنین مدعی شدند که این برای خداست و این برای بتان ما. آنگاه آنچه خاص بتانشان بود به خداوند نمی رسد و آنچه خاص خداوند بود به بتانشان می رسد. چه بد حکم می کنند.
سوره زمر آیه 3: {أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ} آگاه باشید که دین خالص مخصوص خداست و کسانی که به جای او سرورانی را به عبادت می گیرند می گویند آنها را عبادت نمی کنیم مگر این که ما را به خداوند نزدیک گردانند.
سوره زمر آیه 43 تا 45: {أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ شُفَعَاء قُلْ أَوَلَوْ كَانُوا لَا يَمْلِكُونَ شَيْئًا وَلَا يَعْقِلُونَ} (43) {قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ} (44) {وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ} آیا به جای خداوند شفیعانی برگرفته اند بگو حتی اگر بر چیزی دست نداشته باشند و تعقل نکنند بگو شفاعت به تمامی خدای راست . فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست. آنگاه بسوی او باز گردانده می شوید. و چون خداوند به تنهایی یاد شود دلهای نامومنان به آخرت تنگ شود و چون کسانی که در برابر او به پرستش گرفته شده اند یاد شوند آنگاه است که آنان شادمانی می کنند.
سوره بقره آیه165{وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ}: کسانی از مردم هستند که همتایی برای خداوند قائل شدند و آنان را همچون دوست داشتن خداوند دوست می دارند. حال آنکه مومنان خداوند را دوست تر می دارند.آنچه که از آیات فوق استنباط می توان کرد مشرکان خداوند را به عنوان خالق و زمامدار امور دنیا قبول داشته اند ولی در عبادت متوسل به کسانی می شده اند که مدعی بودند مقرب درگاه خداوند هستند و آنها را نزد خداوند مورد شفاعت قرار می دهند. آیا توسل به کسانی که مقربان درگاه خداوند هستند شرک است؟
عبادت چیست ؟ تفاوت بین عبادت و اطاعت چگونه است؟ آیا می توان مرزی را بین اطاعت و عبادت مشخص کرد؟ در قرآن کریم هر جا سخن از عبادت بوده آن را مختص ذات باریتعالی دانسته ولی در مورد اطاعت پیامبر و اولی الامر را نیز شامل قرار داده است. پس اطاعت غیر خدا شرک نیست ولی عبادت غیر خدا شرک است. عبادت با ریشه عبد به معنی بندگی است . بندگی یعنی تسلیم بودن بی چون وچرا. در قرآن واژه دیگری را نیز مختص ذات حق دانسته و آن واژگانی از ریشه (دعی) به معنی خواندن یا صدا کردن است.
مثلا در سوره اعراف آیه 180 : {وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَآئِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلَُون} و خدای را نامهای نیکوست پس اورا به آنها بخوانید.
<B><FONT face=Calibri>واژه دعی یا دعا یا دعو در همه جای قرآن از بکار بردن در مورد غیر خدا نهی شده است. مثلا در سوره اعراف آ