PDA

نمايش نسخه نهائي : ناصبيگري ..رشد جريان نفاق


البرز
Friday 20 April 2007, 11:50AM
بسم الله الرحمن الرحيم

در تايخ اسلام( ناصبيگري) يا عداوت وكينه توزي با آل بيت رسول مكرم صلى الله عليه و آله جريان مؤثر و كارسازو تعيين كننده اي را در افكار ..فرهنگ و ميراث و نيز عواطف عامه مسلمانان - بجز شيعيان – تشكيل ميدهد .

گويا پيام آور وحي (ص) كه خود نيز در كوران رسالت و دعوت با سبعيت و جاهليت زخم خورده برخوردي مداوم داشت وايه هاي نازل شده كتاب وحي را در باره منافقين و خطراتشان گوشزد اصحاب ميكرد هرگز در ترسيم شاخصهاي حق و باطل ....ايمان و نفاق ...راستي و انحراف باز نمانده خطكشهاي رسالت را بدست مسلمانان ميداد تا انانكه در جستجوي صراط مستقيم هستند ياري كند.

علي (ع) محكمترين و استوارترين شاخص حق رسول الله (ص) و اسلام ناب بود .

به چند روايت تاريخي از منابع اهل سنت دقت كنيم

در غدير خم : اي مردم ..ايا شهادت ميدهيد كه خدائي جز الله نيست و اينكه محمد رسول خداست واينكه بهشت او حق است و جهنم او حق است و مرگ حق است ورستاخيز پس از مرگ حق است و بدون شك ان رستاخيز خواهد آمد و خداوند مردگا ن را بنشر خواهد آورد ؟

گفتند بلى يارسول الله ما بتمامي اينها شهادت ميدهيم

فرمود : خداوند تو شاهد باش وسپس فرمود ..اي مسلمانان خداوند مولاي من ومن مولاي مؤمنان هستم ..ومن بر مؤمنان از خودشان ولايت برتر دارم ...هركه را كه من مولايش باشم اين ـ يعني علي (ع) مولاي او باد ..خداوندا دوستان علي را دوست بدار و دشمنان اورا دشمن .

باز هم فرمود :

اي مردم من ميان شما دو وزنه به ميراث گذاشته ام بنگريد چگونه از ميراث من پاسداري ميكنيد ..و زنه اول كتا ب خدا است ..وسيله اي كه يك سويش دست خداوند و سوي ديگرش دست شما است ..انرا بدست بگيريد ..گمرا ه نشويد و به بيراهه نرويد وديگر عترت من اهل بيت منند ..خداند لطيف خبير بمن خبر داد كه اين دو هرگز از هم جدا نشوند تا بر حوض قيامت بر من باز گردند .

در برخي از روايات بند آخر روايت را سه بار تكرار ميكند ..اذكركم في اهل بيتي اذكركم في اهل بيتي ..اذكركم في اهل بيتي كه اينگونه تكرار نشانه اي از عينيتهاي لجاجت جريان مقاومت جاهلي رو در روي رسول خدا است .

در مدينه بهنگام پايه گذاري برادري (مؤاخاة ) علي را به آغوش گرفت و به او گفت تو برادر من در دنيا و اخرت هستي

در جائي ديگر گفت ( تو ولي هر مؤمن پس از من هستي )

ونيز گفت ( من هشدار دهند ه وعلي هدايتگر است ومؤمنان ازراه تو يا علي راه رستگاري جويند )

وباز هم گفت ( علي باب علم من است وپس از من اوست كه رسالت من را روشن ميسازد ..حب او ايمان و بغض او نفاق است )

و در جائي ديگر فرمود ( علي از من است ومن ازاو هستم انكه به او بغض ورزد به من بغض ورزيده وآنكه اورا دوست بدارد مرا دوست داشته است ).

ما در اينجا در پي درج صدها حديث و روايت از منابع اهل سنت در توضيح جايگاه امير المؤمنين نخواهيم بود ...بيشتر بدنبال معيارها و مقياسهاي رسالت هستيم كه پيامبر اكرم بدست مسلمانان داد .(ادامه دارد )

yar-mahdi
Saturday 21 April 2007, 07:12PM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم

جناب البرز !
درباره ی موضوع مطروحه از سوی جنابعالی ، کتاب " نشر و کتمان فضائل اهل بیت " تالیف " سيدعلي هاشمي " کتاب بسیار مناسبی است . اگر توانستید به آن هم سری بزنید .

البرز
Monday 23 April 2007, 10:54PM
بسم الله الرحمن الرحيم
ما در اين بخش .. نوشتار را درباره معيارهاي تشخيص و رستگاري راه اسلام ادامه خواهيم داد و در بخش بعدي بحث منافقان را تشريح خواهيم كرد . چيزي كه سره را از نا سره جدا سازد . راه را از بيراهه ... نجات را از سقوط ...
امير المومنين عليه السلام سرلوحه شاخص‌ ها بود و اهلبيت پيامبر فرزندان علي(ع) و سيده بانوان عالم سفينه نجاتند .. هر كه اين كشتي را سوار گشت رستگار ... و هر كه از آن باز ماند غرق گرديد .
صاحب رسالت از توش و تلاش باز نايستاد ... دستها و چشم ها را به سوي شاخص هاي ديگر روانه كرد . برخي از صحابگان پاك باخته و مطهر خويش .
گفت كه " عمار بن ياسر همراه و همتاي حق است ( يدور معه حيث دار ) ، به هر سو كه حق به گردش در آيد ، عمار نيز به همان سو روانه است ... "
و فرمود : " عمار سرتاپا روشني و پاكي و درستي است "
در حديثي ديگر فرمود :‌" جبرئيل امين بر من نازل گشت و گفت كه خداوند اين چهار تن را دوست مي دارد و مرا امر به محبتشان نمود :‌ علي و عمار و سلمان و مقداد .
و أبوذر غفاري هم ...
فرمود كه : در روي زمين خاكي و زير سايه هاي سبز پاك تر و صادق تر از ابوذر نيافريد .
و ايشان همگي طلايه داران تشيع آل بيت محمد (ص) ( همان معيار اصلي رستگاري و وفاداران وي بودند ) .
به دو آيه كريمه قرآن مجيد اشاره اي گذرا داشته باشيم ... و تاملي در فضاي معنوي و مقايسه اي دو صحابه نزديك به رسول خدا (ص)‌ .
اول : در مسير هجرت و در غار كه صحابي همراه رسول (ص) غمين و بيمناك است و رسول الله (ص) او را قوت مي بخشد : ( لا تحزن ، ان الله معنا ) مي گويد .
و ديگر همان عمار است كه در شنزارهاي سوزان و تفتيده حجاز به همراه پدر و مادر ، ياسر و سميه به دست مشركان شكنجه مي گردد . فرياد احد ... اَحدش ... بيابانها را به لرزه مي آورد ... (‌صبرا آل ياسر )رسول رحمت وي را نوازش مي دهد و چون طاقت انسانيش طاق مي گردد ... لختي فروكش مي كند .... كلامي ناخواسته بر لبان هميشه پاكش راه پيدا مي كند ...
اما وحي سرآسيمه به سوي محمّد (ص) مي شتابد " الّا من اكره و قلبه مطمئن بالإيمان " را براي عمار مي سرايد .
مطمئن بالإيمان ... يعني استوار همچون كوه ... خروشان همچون رعد ...
يعني پا به پاي پاكان رسالت پاك باختن ... توفنده در جنگ هاي حمايت از شريعت به پيش رفتن ... عهد رسا لت را در حضور پيام آورش به نيكي وفاداري كردن و پس از رحلتش در راه رستگاري محكم پاي كوبيدن ...
در صفين كه 9 دهه از عمر مباركش گذشته بود همچون شير غران به دشمنان علي (ع) يورش مي برد ... فرياد صفينش در راستاي أحد ... أحد صحراي مكه اش ... ( الرواح الى الجنة بشتابيد به بهشت) است و عمار بن ياسر ، همان شاخص شفاف حق محمّدي توضيح مي دهد كه ( ديروز ما با اينان بر سر (تنزيل) كتاب خدا و حاكميتش جنگيديم ... و امروز با همانها بر سر (تاويل)و انحراف در ستيزيم ) .
عمار در شهادتش نيز معيار است ... حبيبش پيامبر فرموده بود " عمّار تقتله الفئة الباغية" و چون در صفين به دست دشمنان علي (ع) ..(.قاسطين) شهيد گشت باري ديگر خطي روشن ميان حق و باطل كشيده شد ....
ادامه دارد .