PDA

نمايش نسخه نهائي : اقسام تفکر


SAFA
Thursday 19 April 2007, 10:51PM
اقسام تفکر (http://rezal.blogfa.com/post-14.aspx)
شالوده وسازنده کردار انسان ، بی شک افعال اوست . هر کس همانگونه عمل می کند که فکر میکند ، و همانگونه که فکر می گند عمل می کند.شاید این سؤال که : ملاک تفکر شما چیست ؟ یا به عبارتی دیگر مواد خام تفکر شما را چه تشکیل می دهد اندکی غریب نماید ،

من اقسام تفکر را به سه دسته تقسیم می کنم :

1-تفکر تقلیدی

2- تفکر غربی

3- تفکر قرآنی

تفکر تقلیدی را که شما بهتر از من می دانید ، و حتما در قرآن خوانده اید ، هنگامی که به برخی مردم پیامبران عظام می فرمودند : اتبعوا ما انزل الله ، پا سخ می دادند : بل نتبع ما وجدنا علیه آبا ءنا . این تفکر به شدت مورد سرزنش قرآن و هر انسان فهیمی واقع شده و می شود. این جمله آ قای تقی زاده که اگر می خواهید پیشرفت کنید باید از فرق سر تا نوک پا فرنگی شوید ، بیانگر همین نوع تفکر است .



تفکر دیگر ، تفکر غربی است . به سراغ چند تن از روشنفکران و اندیشمندان غرب می رویم . آقای افلاطون، آقای جرمی بنتام و آقای فردریک نیچه .

مبنای تفکر آقای نیچه قدرت است ، اگر از آقای نیچه بپرسیم :

انسان کامل از منظر شما کیست ؟ فورا جواب می دهند : انسان کامل ، انسان سوپر من و انسان ایده آل من ، انسان قدرتمند است . هر چه بیشتر قدرت داشته باشیذ به کمال نذدیکترید .

حالا می شود بفرمایید : آیا می شود همه به کمال برسند ؟

- خیر اصلا ، فقط مرد می تواند به کمال برسد.

.ببخشید ، زنان چطور ؟

زنان ! زنان فقط وسیله تلذذ و نفرج مردانند ، زنان انسان نیستند ، برزخی هستند میان انسان و حیوان .

پس شما می فر مایید همه مردان می توانند به کمال برسند ؟

خیر آقا ! فقط مردان زبر دست ی توانند به کمال برسند و زیر دستان باید از بین بروند ، دین و اخلاق راهم طبقه زیر دستان به وجود آ وردند تااز به قدرت رسیدن زبر دستان و نابودی خودشان جلو گیری کنند . دین یعنی چه ؟ اخلاق یعنی چه ؟ این مطالب خرا فه ای بیش نیست .

ببخشید استاد : می شود شادی را تعریف کنید ؟

- واضح است جانم ؛ شادی یعنی قدرت داشتن، شما هر چه قدرت داشتی ، همان قدر شاد هستی .

خوب این یک نمونه تفکر غربی بود . اراده معطوف به قدرت !خودمانی بگویم بیهوده نیست که مرحوم فروغی در سیر حکمت در اروپا ، جناب نیچه را شایسته عنوان حکیم و فیلسوف نمی دانند ، و شهرت او را صرفا جهت قلم زیبا و شاعرا نه اش می دانند .



اما افلاطون ، با افلاطون و افکار افلاطون مخصوصا نظریه مثلش حتما آشنا هستید ، اما شاید کمتر شنیده و یا خوانده با شید که ایشان خدا را شکر می کند که یونانی آفریده شده اند ، نه غیر یونانی . آ زاد آ فریده شده اند نه برده و سرانجام اینکه مرد آ فریده شده اند نه زن .



نوبتی هم باشد نوبت جرمی بنتام است . آ قای بنتام از آن فلاسفه شاد است . فلسفه ایشان هم مبتنی بر لذت گرایی و خوشگذرانی است . جواب ایشان برای تمام سؤالات یک کلمه است : خوشگذرانی . گر راحت جان می خواهی رو خوشگذرانی پیشه کن . و اگر احیانا اعتراض کنید که این خود پرستی و خود خواهی نیست ! ایشان با کمال آرامش و خونسردی ، در حالی که سیگار برگشان را که بین دو انگشتشان قرار دارد به لب نز دیک می کنند ، می فرمایند : هیچ اشکالی ندارد ، جانم ! و پکی محکم به سیگارش می زند و دودش را به هوا می فرستد .



فکر می کنم کم وبیش با تفکر غربی آشنا شدید . البته این جانب منکر اصلاح اندیشان و خیر اندیشان غربی نیستم . مثلا شاعری انگلیسی در تفسیر این جمله تورات که خداوند حوا را از پهلوی چپ آ دم

آ فرید چنین گفته : خداوندزن را از سر مرد نیافرید تا حاکم بر او باشد ، از پای مرد هم نیا فریدش ، تا محکوم ولگد مال امیال و شهوت مرد گردد ؛ از پهلوی او آ فرید تا در کنارش باشد .

خداوند زن را از پهلوی چپ مرد آفرید ، درست از زیر با زوان مرد ؛ تا مورد حمایت او باشد .

خداوند زن را از پهلوی چپ مرد از کنار قلب او آ فرید تا مورد محبت و عشق مرد قرار گیرد .

حالا بد نیست سری به تفکر قرآنی بزنیم و از قرآن درباره انسان کامل ، زن ، خوشی و لذت بپرسیم .



نقدی بر نیچه ؛

و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه ومن ربا ط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم . قر آن در ضمن اینکه بر قدرت تأ کید بسیاری دارد ، ونیز برای زبر دست بودن . اما هیچ وقت زیر دستان را محکوم به فنا و نابدی نمی کند ، بلکه برای آنان حقوقی مسلم در نظر گرفته است . و در گفتگویی میان فرشتگان و جهنمیان ، یکی از علل جهنمی شدن این افرادرا اینگونه بیان می کند که : لم نک نطعم المسکین .

بله، اسلام عطوفت و خشونت را در هم آ میخته ، ویل دورانت هم به این مطلب اذعان دارد که هیچ مکتبی به اندازه اسلام پیروانش را به قدرتمند بودن دعوت نکرده است .



1- آیا همه انسانها می توانند به کمال برسند ؟

بله ( ‌‌‌إ ن اکرمکم عند الله اتقا کم )

2-هم زن وهم مرد ؟

بله در قرآن هم از زنان قدیس و هم ازمردان قدیس نام برده شده ، و نه تنها مرد به عنوان الگو معرفی شده ( و لکم فی رسو ل الله اسوه حسنه ) بلکه زن هم به عنوان الگو معرفی شده (ضرب الله مثلا للذین آمنوا إمرأه فرعون )

3- آیا زن برای مرد آفریده شده است یا مرد برای زن ؟

زن ومرد از یک سرشت هستند ،(خلقکم من نفس واحده )و هر دو موجب تسکین و آرامش خاطر یکدیگرند وهر دو پوشش هم ،و برای هم آ فریده شده اند .

۴- آیا حوا آدم را فریفت ؟

خیر ، مطرح کرده ایم که : قاسمهما ، فأ ز لهما ، لکما ، فتد لا هما . همانطور که ملاحظه می فرمایید ضمُُُُُُُُُایر همه مثنی هشتند و هیچ جایی برای شبهه باقی نمی گذارد که شیطان هر دوی آ نها را فریفت ، نه حوا را .

5- شادی و خوشی از منظر شما چیست ؟

یاد خدا خوشی بزرگ است .(ألا بذکر الله تطمإن القلوب ، ومن اعرض عن ذکری فإ ن له معیشه ضنکا)

nogodman
Friday 20 April 2007, 12:48AM
هرگز بشر، متنی به این بی محتوایی و ابتذال نگارش نکرده است!

nogodman

همونی که هست
Friday 20 April 2007, 07:53PM
بگذارید بنده خدا حرفش را بزند...!

بسیار کنجکاو شدیم ببینیم این گونه تفکر قرآنی ره به کجا میبرد و رهروانش را به کدامین مقصود خواهد رسانید.
و اما به سبک تفکری (بدون پیشوند یا پسوند!) که فرمودید و احیانا ً در لباس یک متفکر تازه کار و جویای نام! ؛ که تمام هم و غمش رسیدن به یک دستگاه فکری مناسب است (فعلا ً فقط از نظر خودش) ، توضیحات متفکرانه ای میفرماییم و درفشانی ها میکنیم .

*- تفکر به شیوه تقلید یا به اصطلاح تفکر تقلیدی ؛ اثباتاً و نفیا ً محلی از اعراب ندارد.فقط به این دلیل ساده که انسان برای تقلید از دیگران نیازی به تفکر ندارد !.. و الخ

*- تفکر به شیوه قرآنی ؛ بنظر این نویسنده همان قدر، این مورد توجیه شده است که تفکر یه سبک گوجه فرنگی !... اصولا ً اعتقاد و ایمان به قرآن و عقبه اش دیگر جایی را برای طرح سوال های اساسی نمی گذارد که در صدد تفکر بجهت دستیابی به جواب باشیم.قرآن به ادعای خودش محال ترین سوالات انسانی را پاسخ گفته.اصولا ً قرآن و دین مبین! اسلام خود سوال میپرسد و خود نیز به سوالات مطرح شده اش پاسخ میدهد.( بماند که چقدر این جواب ها بر پایه عقلانیت هستند )
بنظر میرسد اگر نویسنده میفرمودند تقلید به سبک قرآنی و اسلامی موضوع قابل پذیرش تر و هضم شده تر مینمود.

*- تفکر غربی ؛ برای چنین تقسیم بندی و جناح بندی در دستگاههای فکری و سبک هایش ، نیار به شمشیر ذولفقار مرتضی علی ! داریم که با یک ضربت غرب را از شرق جدا کرده و دوباره ما گیج را در گرداب و دور تسسلسلی از غرب های ایجاد شده از قسمت شرقی بگذارد !...والخ
البته میتوان حد و مرزی برای دستگاههای فکری چه غربی! و چه شرقی! قایل شد اما نمیتوان آنها را از هم جدا کرد چون همه در جهت پاسخگویی به مشکلات و نیازهای انسان بوجود آمده اند.

Cozay
Saturday 21 April 2007, 01:43AM
بگذارید بنده خدا حرفش را بزند...!

بسیار کنجکاو شدیم ببینیم این گونه تفکر قرآنی ره به کجا میبرد و رهروانش را به کدامین منزل گاه و مقصود خواهد رسانید.
...و اما به سبک تفکری (بدون پیشوند یا پسوند!) که فرمودید و احیانا ً در لباس یک متفکر تازه کار و جویای نام! ؛ که تمام هم و غمش رسیدن به یک دستگاه فکری مناسب است (فعلا ً فقط از نظر خودش) ، توضیحات متفکرانه ای میفرماییم و درفشانی ها میکنیم .

*- تفکر به شیوه تقلید یا به اصطلاح تفکر تقلیدی ؛ اثباتاً و نفیا ً محلی از اعراب ندارد.فقط به این دلیل ساده که انسان برای تقلید از دیگران نیازی به تفکر ندارد !.. و الخ

*- تفکر به شیوه قرآنی ؛ بنظر این نویسنده همان قدر، این مورد توجیه شده است که تفکر یه سبک گوجه فرنگی !... اصولا ً اعتقاد و ایمان به قرآن و عقبه اش دیگر جایی را برای طرح سوال های اساسی نمی گذارد که در صدد تفکر بجهت دستیابی به جواب باشیم.قرآن به ادعای خودش محال ترین سوالات انسانی را پاسخ گفته.اصولا ً قرآن و دین مبین! اسلام خود سوال میپرسد و خود نیز به سوالات مطرح شده اش پاسخ میدهد.( بماند که چقدر این جواب ها بر پایه عقلانیت هستند )
بنظر میرسد اگر نویسنده میفرمودند تقلید به سبک قرآنی و اسلامی موضوع قابل پذیرش تر و هضم شده تر مینمود.

*- تفکر غربی ؛ برای چنین تقسیم بندی و جناح بندی در دستگاههای فکری و سبک هایش ، نیار به شمشیر ذولفقار مرتضی علی ! داریم که با یک ضربت غرب را از شرق جدا کرده و دوباره ما گیج را در گرداب و دور تسسلسلی از غرب های ایجاد شده از قسمت شرقی بگذارد !...والخ
البته میتوان حد و مرزی برای دستگاههای فکری چه غربی! و چه شرقی! قایل شد اما نمیتوان آنها را از هم جدا کرد چون همه در جهت پاسخگویی به مشکلات و نیازهای انسان بوجود آمده اند.

tirana
Saturday 21 April 2007, 01:51AM
نیومده عجب زبونی گرفتی
ای ول

کریم
Sunday 3 February 2008, 11:20PM
سلام عزیزم،
ای کاش به جای تفکرقرانی ،تفکر عقلانی و برهانی را مطرح میکردید.
همان روشی خدا نیز آن را امضاء کرده،
چرا که اصلا عقل حجت باطنی خداست.
در نهایت آرامی و خسته نباشید باشد.

kawe arya
Tuesday 12 February 2008, 12:06PM
بسيار بر محتوانوشتيد اما مكر نمىكويند هر جة علم است در قران است بس علم سخنورى را نبايد از موريس مترلينكها اموخت بلكة بايد در قران انديشة كرد
موفق باشيد