PDA

نمايش نسخه نهائي : آیا حضرت فاطمه شهید شد؟


تازه مسلمان
Tuesday 17 April 2007, 11:29AM
با عرض سلا خدمت برادران شیعه و سنی:
یکی از مسائلی که شیعیان به آن اعتقاد دارند مسأله شهادت حضرت فاطمه است. شیعیان هر ساله در ایام خاصی برای شهات آن حضرت مراسم می گیرند به شهرهای ایران مبلغ اعزام می کنند و بدترین اهانت ها را نسبت به اهل سنت و اعتقاداتشان می کنند.در حالی که دائما دم از وحدت شیعه و سنی می زنند.اما حالا از موضوع وحدت شیعه و سنی هم که بگذریم آیا واقعا ایشان شهید شده است؟
اهل سنت برخلاف شیعه اعتقاد دارد چیزی که باعث درگذشت آن حضرت شد غم وفات پیامبر اسلام بود.روایت است که هنگامی که پیامبر در بستر بیماری بود در گوش حضرت فاطمه چیزی گفت که آن حضرت گریه کرد و دوباره چیزی گفت که آن حضرت خندید.وقتی علت را از حضرت فاطمه سوال کردند فرمود بار اول پیامبر فرمود من چند وقت دیگر از دنیا می روم و چون گریه مرا دید فرمود و تو اولین کسی هستی که نزد من میایی.و روایات دیگری است که دلالت بر محبت شدید بین این پدر و دختر می کند.
روایت است که فاطمه در غم پدر بسیار گریست روزی به بلال گفت برو بالای مناره و اذان بگو بلال با اینکه با خود عهد کرده بود بعد از پیامبر اذان نگوید اما نتوانست به دختر پیامبر نه بگوید و اذان گفت تا گفت اشهد ان محمدا رسول الله حسنین نزد بلال آمدند و گفتند بلال اذان نگو که مادرم از هوش رفت.
پس علت وفات آن حضرت این بوده نه چیز دیگر
علامه محمد حسین فضل الله بزرگترین عالم شیعه لبنان اعتقاد دارد حضرت زهرا شهید نشد و چون به او اعتراض کردند گفت کدام یک از شما حاضر می شوید به زنتان سیلی بزند و پهلویش را بشکنند و چیزی نگویید.و وقتی گفتند علی برای حفظ وحدت مسلمانان چیزی نگفت گفت در این باره که برای حفظ وحدت چیزی نگفت را قبول دارم اما دفاع از ناموس چه ارتباطی با وحدت دارد.
منتظر جوابهای علمی و به دور از تعصبتان هستیم

ديوونه
Tuesday 17 April 2007, 07:12PM
خیلی جالبه!
اول که میگی شیعه فلان و بیساره !
بعدش دلیل خودت رو برای صحه گذاشتن به حرفای خودت سخنان یک عالم شیعه رو میاری؟!

کدومش رو باور کنیم و بر اساس کدوم برات دلیل بیاریم؟

yar-mahdi
Tuesday 17 April 2007, 07:54PM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم

جناب تازه مسلمان ! اگر مایل باشید گفتگوی مختصری پیرامون واقعه ی رحلت حضرت زهرا (سلام الله علیها ) با هم داشته باشیم .

در تاپیکی دیگر یکی از اهل سنت ( همان اهل سنت ! ) اقدام به کپی هایی می کند که هیچ کس حتی رغبت بازکردن تاپیک های متبوعش را هم ندارد ! بنده تقریبا به تمام شبهات مطروحه از جانب ایشان پاسخ دادم و ایشان به جای بررسی پاسخ های من که آیا درست اند یا نادرست ، دوباره مراسم کپی اش را شروع کرد و البته من برای چنین کسی وقت نخواهم گذاشت !
اما اگر بدانم که جنابعالی چنین رویه ای را در پیش نگرفته و - به خلاف ایشان که یک طرفه کپی می کند - گفتگو خواهید نمود ، با کمال میل حاضرم روی آنان کار کنیم . زیرا در نگاه مکتب من پاسخ به سوالاتی که در ذهن شما پیرامون این واقعه وجود دارد ، و نمی گذارد آن را آن طور که شیعه نگاه می کند ببینید ، تا جایی که بدانم حق جو هستید و نه عنود و ستیزه جو ، بر من در حدّ واجب است .

اگر موافق هستید ، بفرمایید .
والسلام

غربت
Tuesday 17 April 2007, 08:01PM
ابن قُتيبه يكى از علماء و تاريخ نويسان اهل سنّت در كتاب خود آورده است :
پس از گذشت مدّتى از جريان سقيفه ، روزى عمر به ابوبكر گفت : ما فاطمه ، دختر رسول اللّه را از خودمان خشمناك و ناراحت گردانيده ايم ، بيا با يكديگر به ملاقات و ديدار او رويم تا از ما راضى و خوشنود شود.
لذا هر دو حركت كردند و چون به درب منزل رسيدند، اجازه ورود خواستند؛ ولى به ايشان اجازه داده نشد.
به ناچار حضور امام علىّ عليه السلام آمدند و در اين باره با او سخن گفتند؛ بنابر اين امام علىّ عليه السلام براى آنها اجازه ورود طلبيد و چون وارد شدند، روبروى حضرت زهراء سلام اللّه عليها نشستند.
و حضرت روى خود را از آن ها برگرداند، سلام كردند، امّا حضرت جوابشان را نداد.
ابوبكر گفت : اى حبيبه رسول اللّه ! سوگند به خدا كه من تو را بيش از دخترم ، عايشه دوست دارم .
روزى كه پدرت از دنيا رفت ، اى كاش من مرده بودم ؛ علّت آن كه تو را از حقّ ميراث پدرت منع كردم ، چون شنيدم كه فرمود: ما ارثيّه اى به جاى نمى گذاريم ، آنچه از اموال ما باقى بماند، صدقه است .
در اين هنگام ، فاطمه سلام اللّه عليها فرمود: اگر حديثى را از پدرم رسول خدا برايتان بگويم ، تاءييد مى كنيد؟ گفتند: آرى .
فرمود: خداوند را بر شما گواه مى گيرم ، آيا نشنيديد از پدرم ، رسول اللّه صلّلى اللّه عليه و آله كه مى فرمود: رضايت فاطمه رضايت من است ، خشم و غضب فاطمه خشم و غضب من مى باشد، هركه فاطمه را دوست دارد مرا دوست داشته است و هر كه او را خشمگين و ناراحت كند، مرا خشمگين و ناراحت كرده است ؟!
گفتند: بلى ، چنين سخنى را از رسول اللّه شنيده ايم .
حضرت فاطمه فرمود: خدا و ملائكه را شاهد و گواه مى گيرم كه شما دو نفر مرا خشمگين و ناراحت كرده ايد و من از شما خوشحال و راضى نخواهم شد تا پدرم ، رسول خدا را ملاقات كرده و شكايت شما را به او كنم .
ابوبكر گفت : از خشم خداوند و غضب فاطمه به خداوند پناه مى برم ، و سپس در حال گريه از نزد حضرت خارج شدند.

lboodl
Thursday 19 April 2007, 09:46AM
با عرض سلا خدمت برادران شیعه و سنی:
منتظر جوابهای علمی و به دور از تعصبتان هستیم
جواب علمی بدرد کسی می خوره که خودش اهل علم باشه. اگر قبل از اینکه حرف بزنی یک نگاهی به کتابهای خودتون بندازی (البته بدون تعصب) جواب سوالاتت رو پیدا می کنی.
با تشکر از مطلب مفید جناب غربت (نقل قول)

ابوبكر گفت : اى حبيبه رسول اللّه ! سوگند به خدا كه من تو را بيش از دخترم ، عايشه دوست دارم .
روزى كه پدرت از دنيا رفت ، اى كاش من مرده بودم ؛ علّت آن كه تو را از حقّ ميراث پدرت منع كردم ، چون شنيدم كه فرمود: ما ارثيّه اى به جاى نمى گذاريم ، آنچه از اموال ما باقى بماند، صدقه است .
***********(پايان نقل قول)
اين اولين حديث جعلی که ابوبکر عنوان کرده، نيست بی زحمت يه سری به مقاله نماز ابوبکر (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=6402) بزنيد. در ضمن اونجا هم يه سری سوالات علمی ذکر شده که منتظر شنيدن پاسخش از شما(تازه مسلمان) که بی تعصب تحقيق می کنيد هستم.

تازه مسلمان
Thursday 19 April 2007, 11:20AM
سلام علیکم
دوستان مطالبی گفتند که مجبورم به آنان پاسخ بدهم
یکی از دوستان گفته بود شما که شیعه را قبول ندارید اما از سخنان آنان دلیل می آورید.می گوییم ما سخن صحیح را از هر کس که باشد قبول می کنیم اما برای اثبات عدم شهادت زهرای مرضیه نیازی به استناد به سخنان علمای شما نداریم بلکه سخن علامه فضل الله را بدین جهت آوردم که بگویم موضوع وفات حضرت فاطمه آنقدر واضح است که شما علمای شما نیز مجبورند آنرا قبول کنند.
اما درباره روایتی کاربر غربت از ابن قتیبه نقل کرده من شخصا روایت ابن قتیبه را نخوانده ام اما فعلا نوشته یکی از کاربران (اهل سنت )را در اختیار شما می گذارم و بعدا جواب شخصی خودم را نیز خواهم نوشت
جواب
اصلا اصل کتاب الامامة والسیاسه کتاب ابن قتیبه نیست: این هم شما و این دلایل:
ترديد در انتساب کتاب «الامامه و السياسه»


اشکال ديگر در استناد به روايت ابن قتيبه در کتاب «الامامه والسياسه» بر مي‌ گردد، زيرا کتاب «الامامه و السياسه» تأليف ابن قتيبه دينوري نمي ‌باشد و محققان در انتساب آن به ابن قتيبه دينوري ترديد دارند گرچه نويسندگان مقاله‌ي «دردانه‌ي کوثر و يورش به خانه‌ي وحي» کوشيده ‌اند تا با ارائه يکي دو دليل که از نظر خودشان نيز مردود است به اثبات انتساب کتاب «الامامه والسياسه» به ابن قتبيه بپردازند.
در حاليکه نظرية مزبور از جانب محققان مستشرق و مسلمان مورد نقد قرار گرفته و کسي آن را معتبر نمي ‌داند.
دليل عمده‌ي محققان، آن است که هيچ يک از نويسندگان شرح حال عبدالله بن مسلم بن قتيبه، در فهرست تصانيف وي نام کتاب «الامامه والسياسه» را ذکر نکرده‌اند که از آن جمله مي ‌توان به کتابهاي ذيل اشاره کرد:
«وفيات الاعيان»[1] (ada99:ترديد%20در%20انتساب%20كتاب%20الإمامة%20والس ياسة.htm#_ftn1)‌ تأليف شمس الدين أحمد بن خلکان (متوفي 681هـ).
«بغيه الوعاه في طبقات اللغويين و النحاه»[2] (ada99:ترديد%20در%20انتساب%20كتاب%20الإمامة%20والس ياسة.htm#_ftn2) تأليف جلال الدين، عبدالرحمن سيوطي (متوفي 911هـ).
«الوافي بالوفيات»[3] (ada99:ترديد%20در%20انتساب%20كتاب%20الإمامة%20والس ياسة.htm#_ftn3) تأليف صلاح الدين بن أيبک صفدي (متوفي 764 هـ).
«تاريخ بغداد»[4] (ada99:ترديد%20در%20انتساب%20كتاب%20الإمامة%20والس ياسة.htm#_ftn4) تاليف ابوبکر، احمد بن علي بغدادي متوفي (463 هـ).
دکتر يوسف علي طويل، محقق و پژوهشگر کتاب «عيون الاخبار» در مقدمة کتاب مذکور مي‌گويد : علما در انتساب کتاب «الامامه و السياسه» ترديد دارند، و دليل شان آن است که هيچ يک از مؤرخان و نويسندگان مشهور در فهرست تصانيف ابن قتيبه کتاب «الامامه و السياسه» را ذکر نکرده‌اند[5] (ada99:ترديد%20در%20انتساب%20كتاب%20الإمامة%20والس ياسة.htm#_ftn5).
«دوزي DOZY معتقد است که «الامامه و السياسه» نه قديمي است و نه صحيح، زيرا حاوي اشتباهات تاريخي وروايات خيالي و غير معقول است. از اين رو انتساب چنين تصنيف ضعيفي به ابن قتيبه ممکن نيست. خاورشناس معروف هاماکر مي‌ گويد و دوزي نيز با او موافق است که اين کتاب و کتاب ‌هاي تاريخي امثال آن که جنبة حماسي دارند و در ايام جنگهاي صليبي براي انگيختن حماسه در روح مسلمانان تأليف شده ‌اند تا آنان را متوجه قهرمانيهاي اجداد شان سازند[6] (ada99:ترديد%20در%20انتساب%20كتاب%20الإمامة%20والس ياسة.htm#_ftn6).
مستشرق معروف بروکلمان Brockelmann)) مي ‌گويد: کتاب «الامامه و السياسه» را به ابن قتيبه نسبت داده اند. در حالي که دي‌گوي DE GEIE)) مي‌گويد : کتاب «الامامه و السياسه» در مصر يا در مغرب و در زمان ابن قتبيه تصنيف شده است و قسمتي از آن کتاب از تاريخ ابن حبيب مأخوذ شده است[7] (ada99:ترديد%20در%20انتساب%20كتاب%20الإمامة%20والس ياسة.htm#_ftn7).
و در «دائره المعارف الاسلاميه» نيز آمده است: «اين کتاب را به ابن قتيبه نسبت داده ‌اند در حاليکه دي گوي ((DE GEIEترجيح مي ‌دهد که مصنف آن مردي مصري يا مغربي و معاصر ابن قتيبه بوده است[8] (ada99:ترديد%20در%20انتساب%20كتاب%20الإمامة%20والس ياسة.htm#_ftn8).
و جالب‌تر از همه آنکه نويسندگان «دائره المعارف بزرگ اسلامي» که به کوشش 227 نفر از محققان و اساتيد بنام کشورمان گردآوري شده است در فهرست تصانيف ابن قتيبه چنين مرقوم مي ‌دارند :
«کتابهايي که انتسابشان به ابن قتيبه قطعاً يا به احتمال قوي مردود است:
1-الالفاظ المغربه بالالقاب المعربه، که نسخه‌اي از آن در جامعه القرويين فاس موجود است، (کوکنت، همان 162).
2-«الامامه و السياسه» که بارها به چاپ رسيده، از جمله در 1957 م در قاهره و نيز در 1985 به کوشش طه محمد زيني»[9] (ada99:ترديد%20در%20انتساب%20كتاب%20الإمامة%20والس ياسة.htm#_ftn9).
لذا نمي‌توان نظرات متعدد پژوهشگران را بخاطر نقل نام کتاب «الامامه و السياسه» در «معجم المطبوعات العربيه والمعربه» که يوسف اليان سرکيس[10] (ada99:ترديد%20در%20انتساب%20كتاب%20الإمامة%20والس ياسة.htm#_ftn10) در آن فهرست کتابهاي چاپ شده‌ي عربي و عجمي را نام برده و درباره‌ي کتاب مزبور هيچ گونه اظهار نظري نکرده[11] (ada99:ترديد%20در%20انتساب%20كتاب%20الإمامة%20والس ياسة.htm#_ftn11) مردود دانست که در آن صورت ما نيز گرفتار احساسات و تعصب شده‌ ايم. و در حقيقت انگيزه‌ي واقعي در تاليف کتاب «الامامه والسياسه» آن است که محمد عزه دروزه، دانشمند معاصر مصري مي ‌گويد:
«تأثير عقايد شيعه‌ هاشمي علوي و عباسي در بيشتر روايات «الامامه و السياسه» آشکارا به چشم مي ‌خورد. و به احتمال قوي اين روايات نتيجة تضاد و رقابتي است که پس از خلفاي راشدين ميان امويان و هاشميان پديد آمده است و گرنه فاطمه و علي (رضي الله عنهما) با ايمان‌تر، منزه‌تر و خردمند از آن بوده ‌اند که بر خلاف مصالح مسلمانان به پا خيزند و عمر بزرگ‌تر و خوددارتر از آن است که به سوزاندن خانة فاطمة (رضي الله عنها) دست يازد»[12] (ada99:ترديد%20در%20انتساب%20كتاب%20الإمامة%20والس ياسة.htm#_ftn12).

[1] (ada99:ترديد%20در%20انتساب%20كتاب%20الإمامة%20والس ياسة.htm#_ftnref1)- وفيان الاعيان، ج، 3 ص، 42-43 شماره‌ي شرح حال (328)، دار صادر، بيروت.

[2] (ada99:ترديد%20در%20انتساب%20كتاب%20الإمامة%20والس ياسة.htm#_ftnref2)- بغيه الوعاه في طبقات اللغويين و النحاه»، ج، 2 ص، 63-64 شماره‌ي شرح حال (1444)، المکتبه العصريه، تحقيق : محمد ابوالفضل ابراهيم.

[3] (ada99:ترديد%20در%20انتساب%20كتاب%20الإمامة%20والس ياسة.htm#_ftnref3)- صفدي ، الوافي بالوفيات ج، 17 ص، 607-609 شماره‌ي شرح حال (516) دارالنشر فرانز شتاينربفيسبادن، 1411 ه‍ 1991 م.

[4] (ada99:ترديد%20در%20انتساب%20كتاب%20الإمامة%20والس ياسة.htm#_ftnref4)- بغداي، خطيب، تاريخ بغداد، ج، 10 ص، 170 شماره‌ي شرح حال (5309) المکتبه السلفيه.

[5] (ada99:ترديد%20در%20انتساب%20كتاب%20الإمامة%20والس ياسة.htm#_ftnref5)- ابن قتيبه،عيون الاخبار، مقدمه ص، 33 دارالکتب العلميه 1406 ه‍ 1985 م.

[6] (ada99:ترديد%20در%20انتساب%20كتاب%20الإمامة%20والس ياسة.htm#_ftnref6)- ر.ک. عنان، محمد عبدالله، تاريخ دولت اسلامي در اندلس ج، 1 ص، 21 ترجمة عبدالحميد آيتي، چاپ اول زمستان 1366 چاپ موسسه کيهان

[7] (ada99:ترديد%20در%20انتساب%20كتاب%20الإمامة%20والس ياسة.htm#_ftnref7)- تاريخ الادب العربي، ج، 2 ص، 229.

[8] (ada99:ترديد%20در%20انتساب%20كتاب%20الإمامة%20والس ياسة.htm#_ftnref8)- الشنتاوي، احمد، زکي خورشيد، ابراهيم، دائره المعارف الاسلاميه (1/262) دار المعرفه – بيروت.

[9] (ada99:ترديد%20در%20انتساب%20كتاب%20الإمامة%20والس ياسة.htm#_ftnref9)- «دائره المعارف بزرگ اسلامي» ج، 4 ص، 459، چاپ اول تهران 1369 شمسي.

[10] (ada99:ترديد%20در%20انتساب%20كتاب%20الإمامة%20والس ياسة.htm#_ftnref10)- محققان و نويسندگان مقاله‌ي «دردانه‌ي کوثر و يورش به خانه‌ي وحي» نام يوسف اليان سرکيس را اشتباهاً «الياس سرکيس» نقل کرده‌اند.

[11] (ada99:ترديد%20در%20انتساب%20كتاب%20الإمامة%20والس ياسة.htm#_ftnref11)- ر.ک. سرکيس، يوسف اليان، معجم المطبوعات العربيه و المعربه، ج، 1 ص، 212-211 مکتبه الثقافه الدينيه.

[12] (ada99:ترديد%20در%20انتساب%20كتاب%20الإمامة%20والس ياسة.htm#_ftnref12)- دروزه، محمد عزه، تاريخ العرب في الاسلام، ص، 21 بيروت المکتبه المصريه.
__________________

تازه مسلمان
Sunday 17 June 2007, 01:42PM
با سلام خدمت کاربران عزیز و گرامی
بنده چون مشکلات اقتصادی دارم و همچون برخی آقایان دستم توی جیب حوزه نیست نمی توانم هردفعه پاسخ شما را بدهم و دلیل غیبت طولانیم نیز همین بود
من قبلا به برخی آقایان که درخواست مناظره داده بودند پاسخ مناسب را دادم اما وقتی می بینم آنان عدم قبول مناظره از طرف من را به دلخواه خود برداشت می کنند مجبور شدم به درخواست مناظره پاسخ مثبت بدهم.
پس روی این حساب از آقای یار مهدی درخواست مناظره دارم
اما با توجه به این که من هزینه کافی برای کار با اینترنت را ندارم لذا درخواست دارم تاریخ مناظره اولا روزهای تعلیل نباشد و فقط یک روز آنهم از ساعت 9 تا 1 یا کمی عقب و جلو باشد.

SEPEHRAN
Sunday 17 June 2007, 02:22PM
بنام خدا
باعرض سلام خدمت دوستان وارادتمندان شاه ولایت امیر مومنان حضرت علی ابن ابیطالب (ع)

متاسفانه هر چند وقت یکبار ایادی وهابیت با توسل به مطالب بی اساسی قصددارند که مسئله شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها را کم رنگ کنند وروی سیاه قاتلان آن حضرت راسفید کنند .
ولی باستناد تاریخ خودشان حضرت زهرا به قتل رسیده وقتل ایشان نیز به دستور خلیفه ثانیه انجام گرفته طوری که ابراهیم بن سیار معتزلی نقل نموده .

http://www.yazahra.net/image/table/line.gif ابراهيم بن سيار نظام معتزلى (160- 231) از ادبا و دانشمندان مشهور است كه به علت زيبايى كلامش در نظم و نثر، به «نظّام» معروف شده است.
در كتابهاى متعددى از نظّام، با اشاره به حضور خليفه ثانى نزد در خانه‏ى فاطمه عليهاالسلام، چنين آمده است:
«انّ عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتى ألقت المحسن من بطنها».(1)
«عمر در روز اخذ بيعت براى ابى‏بكر بر شكم فاطمه زد، در نتيجه، فرزندى كه وى در رحم داشت و نام آن را محسن نهاده بود سقط شد».

1ـ الوافى بالوفيات 6/ 17، شماره 2444; ملل و نحل شهرستانى 1/ 57، چاپ دارالمعرفه، بيروت. درترجمه نظام به كتاب «بحوث فى الملل والنحل» 3/ 248- 255 مراجعه شود

ودیگر دانشمند و مورخ اهل سنت ابن ابی دارم نقل نموده:

احمد بن محمد معروف به ابن أبى‏دارم، محدّث كوفي (متوفاى 357)، كسى است كه محمد بن أحمد بن حماد كوفي درباره‏ى او مى‏گويد: «كان مستقيم الأمر عامة دهره; او در سراسر عمر خود، پوينده‏ى راه راست بود».
ذهبى نيز مى‏نويسد:
«كان موصوفاً بالحفظ و المعرفة إلّا انّه يترفض». (1)
«او به حافظ و معرفت حديث شهرت دارد،
به هر روى، ابن أبى‏دارم نقل مى‏كند كه در محضر او اين خبر خوانده مى‏شود:
«انّ عمر رفس فاطمة حتى أسقطت بمحسن ومات ».
«عمر لگدى بر فاطمه زد، در نتيجه او فرزندى كه در رحم به نام محسن داشت سقط كردوبر اثر همین ضربه از دنیا رفت ». (2)
1ـ سير اعلام النبلاء 15/ 577، شماره ترجمه 349
2ـ ميزان الاعتدال 1/ 139.


توخود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .


اللهم اللعن قاتلی فاطمه الزهرا

جوجو
Sunday 17 June 2007, 02:43PM
اگر حضرتعالی اهل علم بودی که ......
جواب شما ها رو بارها در مباحث مختلف دادم از اون یاور گرفته تا این سنیه (اهل سنت) اما همگی بعد از چند روز الفرار
بعدش هم جواب تو رو برای عبرت دیگر دشمنان مولا علی (ع) در یه تاپیک جدا مینویسم لطف کن تو هم مثل بقیه فرار نکن دونه دونه اش رو جواب بده

yamahdi
Monday 18 June 2007, 07:19PM
با عرض سلا خدمت برادران شیعه و سنی:
یکی از مسائلی که شیعیان به آن اعتقاد دارند مسأله شهادت حضرت فاطمه است....

چون آنچه عمر و ابوبکر با فاطمه چه کرده اند بسیار نقل شده است من در رابطه با ابوبکر و عمر و فاطمه جویندگان حق را به مطالعه لینکهای ذیل دعوت میکنم.

حال این خود شخص است که رضایت خدا و رسول را ترجیح دهد یا باور خود و انجه بدان دلبسته است.

:smile09:

تازه مسلمان
Tuesday 19 June 2007, 01:20PM
سلام علیکم
آقای یار مهدی من برخلاف میل باطنی ام و تنها به خاطر درخواست شما،خواهان مناظره شدم.تصمیم نهایی با خود شماست من همچنان منتظرم

Scorpion
Wednesday 20 June 2007, 06:07AM
با سلام
همین مخفی بودن قبر حضرت فاطمه سلام الله علیها و همچنین خود حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام برای نشان دادن شرایط آن زمان کافی است .

دوست 22
Thursday 21 June 2007, 12:59AM
بسم الله الرحمن الرحیم
سایت زیر که به زبان های فارسی، عربی و انگلیسی است و از طرف «مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت (علیهم السلام)» طراحی شده در این خصوص (شهادت حضرت زهراو موارد دیگر) تحقیق عمیقی از منابع اهل سنت و شیعه کرده است که دیدنش خالی از لطف نیست.
http://www.yazahra.net/

تازه مسلمان
Saturday 23 June 2007, 10:38AM
سلام علیکم
من دو سؤال از علمای شیعه درباره شهادت ساختگی حضرت زهرا دارم که امیدوارم جواب قانع کننده ای به آنها بدهند
1_شما می گویید میخ در به سینه زهرا فرو رفت پهلویش شکست بازویش ورم کرد و فرزندش سقط شد.چگونه ممکن است زنی چنین آسیب هایی دیده باشد ولی هر هفته سر قبر شهدای احد برود.
2_مگر اسما همسر ابوبکر نبود مگر شما شیعیان ادعا نمی کنید ابوبکر با علی دشمن بود.چگونه ممکن است ابوبکری که با علی دشمن بوده بگذارد همسرش هر روز به خانه علی برود و ازفاطمه پرستاری کند

Scorpion
Saturday 23 June 2007, 07:24PM
سلام
جناب تازه مسلمان ،
شما لازم نیست الان سوالی مطرح کنید بلکه جواب ندادن همان دو سوالی که مطرح کردم کافی است !

puyan
Sunday 24 June 2007, 10:44PM
سلام
مدارک متعدد درباره شهادت دختر پیامبر و جنایات دیگر روزهای پس از پیامبر نوشته شده است که از سوی مخالفین رها شده اند و در عوض با تکرار ادعاهای قدیمی مواجه هستیم . اگر مخالفین همچنان بر مخالفت خود اصرار دارند مدارک ارائه شده را یک به یک نقد کنند .

درباره مطالب جناب تازه مسلمان پاسخی خواهم نوشت اما نمیدانستم که ممکن است سطح سوالات برای ایجاد شبهه درباره یک امر مسلم تاریخی به این موارد کشیده شود . بهر حال طرح این سوالات ،خود نشانه خالی بودن دست مخالفین از دلائل قابل اعتناست .

متشکرم

srak1355
Thursday 28 June 2007, 01:00PM
سلام

srak1355
Thursday 28 June 2007, 01:11PM
براي اثبات اينكه شيعه حق است يا سني نياز به ان داريم كه عقبگردي داشته باشيم و سري به تورات و انجيل بزنيم. فعلا ما همديگر را به جعل حديث و جعل تاريخ متهم ميكنيم !!! شايد نياز به ان داشته باشيم از دريچه بيطرفي كسي به ما نگاه كند . در تورات امده است كه ابراهيم به خداوند در مقابل مژده تولد اسحاق مي خواهد كه همان اسماعيل برايش كافي باشد ولي خداوند ميگويد كه عهد نبوت را به اسحاق ميدهد و در مقابل نسل اسماعيل را بزرگ خواهد كرد و از ميان نسل او 12 امير به پاي خواهند ساخت . تعريف اين 12 امير چيست ....؟
در مكاشفات يوحنا امده كه زني ديدم كه تاجي با 12 ستاره بر سر داشت و ان زن نوزادي مي خواست بدنيا بياورد و موجود خبيث شيطاني ميخواست انرا ببلعد و خداوند ان نوزاد را نزذ خود برد تا 1260 روز . منظور از تاج با 12 ستاره و نوزاد كه نزد خداوند رفت چيست ؟ و بعد در اخرالزمان سواري مي ايد كه لباس خونيني به تن داشت و سوار نامش حق و امين بود . و . . .

اسعد
Thursday 28 June 2007, 01:59PM
این داستانها و مدارک را از کجا می آورید چرا یک میلیارد مسلمان امروزی از این مسائل خبر ندارند
فقط شما خبر دارید بابا عجب ...........

صبح
Friday 29 June 2007, 04:18PM
دلیل واضح است ... چون از روز سقیفه ... بسیاری از مردم وزنه ای را رها کرده و کج کج چسبیده اند به وزنه دیگر... ! و تعادل دین خود را از دست داده اند . از آن پس یک به یک از خاندان رسول الله توسط خلیفه های اهل سنت شهید شده و در جو خفقان بسیاری از اطلاعات به مردم نرسیده است . وقتی که پس از پیامبر و کشتار آل بیت او در کربلا ... ، روی منابر 80 سال به امیر المؤمنین علی بن ابیطالب دشنام داده میشد ... و اگر چنین نمی شد نمازها باطل بود... خودتان می توانید بهتر تشخیص دهید که عاملان سقیفه چه جنایتی که در حق رسالت رسول الله مرتکب نشدند و ان شاء الله آنها و دنباله روان آن ها عواقب اخروی آنرا خواهند چشید .... آنروز که شفیعی برای آنها نخواهد بود .

این امام زاده هائی که می بینیم .... در هر دهات و هر شهر ... حاصل صدها سال خفقان و کشتار نسل رسول الله (ص) است .... به جرم اینکه نطفه حلالی دارند ... و این است عمل به سفارش پیامبر که : انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی .... .

امروز هم که می بینی داد و بیداد قرضاوی ها و وهابی ها برای جلوگیری از گرایش جوانان عرب به آئین حق و وزنه متعادل رسول الله (ص) در آمده است ... ناشی از انفجار اطلاعاتی است که دروغگوها در آن بدجور رسوا می شوند .

که همانا صبح نزدیک است ... الا ان الصبح بقریب.

yar-mahdi
Saturday 30 June 2007, 08:43AM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم

با سلام خدمت کاربران عزیز و گرامی
بنده چون مشکلات اقتصادی دارم و همچون برخی آقایان دستم توی جیب حوزه نیست نمی توانم هردفعه پاسخ شما را بدهم و دلیل غیبت طولانیم نیز همین بود
من قبلا به برخی آقایان که درخواست مناظره داده بودند پاسخ مناسب را دادم اما وقتی می بینم آنان عدم قبول مناظره از طرف من را به دلخواه خود برداشت می کنند مجبور شدم به درخواست مناظره پاسخ مثبت بدهم.
پس روی این حساب از آقای یار مهدی درخواست مناظره دارم
اما با توجه به این که من هزینه کافی برای کار با اینترنت را ندارم لذا درخواست دارم تاریخ مناظره اولا روزهای تعلیل نباشد و فقط یک روز آنهم از ساعت 9 تا 1 یا کمی عقب و جلو باشد.
سلام علیکم
آقای یار مهدی من برخلاف میل باطنی ام و تنها به خاطر درخواست شما،خواهان مناظره شدم.تصمیم نهایی با خود شماست من همچنان منتظرم
جناب تازه مسلمان !
این نوشته ی شما را امروز صبح ( 9-4-86 ) دیدم . حاضرم به سوالات شما در این مورد پیش از موارد دیگر ( غدیر و آیه ی ولایت ) پاسخ بدهم .
چون می خواهم تنها با من سخن بگویید ، لذا از ناظر محترم تالار تقاضای ایجاد سرفصل مناظره ای دوطرفه می کنم . لطفا شما نیز چنین درخواستی را بفرستید .
البته ممکن است شما مایل باشید که دیگران هم در مناظره شرکت کنند . به هر حال نظر من آن است که گفتم .

برای نمونه سرفصل زیر را ببینید تا متوجه شوید که روش مورد نظر بنده به چه شکل است .
مناظره میان دو مسلمان ( کاربر hojjat , کاربر yar-mahdi ) (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=5699)
( لطفا پست شماره ی 2 را بخوانید .)

تازه مسلمان
Monday 2 July 2007, 09:24AM
من نیز از مدیران و ناظران محترم باشگاه و تالار دین و دنیا تقاضا دارم سرفصلی برای گفتگوی دوطرفه من و آقای yar_mahdiایجاد کنند.

تازه مسلمان
Monday 2 July 2007, 10:10AM
سلام علیکم
قبلا دو سوال درباره ادعای دروغین شهادت حضرت فاطمه پرسیدم که پاسخی دریافت نکردم باز هم آن سؤالات را همراه یک سوال دیگر مطرح می کنم.
1_شما می گویید میخ در به سینه زهرا فرو رفت پهلویش شکست بازویش ورم کرد و فرزندش سقط شد.چگونه ممکن است زنی چنین آسیب هایی دیده باشد ولی هر هفته سر قبر شهدای احد برود؟!
2_مگر اسما همسر ابوبکر نبود مگر شما شیعیان ادعا نمی کنید ابوبکر با علی دشمن بود.چگونه ممکن است ابوبکری که با علی دشمن بوده بگذارد همسرش هر روز به خانه علی برود و ازفاطمه پرستاری کند؟!
3_آن زمان که سونوگرافی وجود نداشته پس از کجا می گویید فرزندی که حضرت فاطمه در رحم داشت پسر بود؟َ!

تازه مسلمان
Monday 2 July 2007, 10:32AM
سلام علیکم
معنی تواتر:
تاکنون از خود پرسیده اید چرا کسی نمی تواند وقوع جنگ احد، بدر و احزاب را انکار کند؟ چرا کسی نمی تواند به خلافت رسیدن علی (رض)در سال 35 هجری را انکار کند؟ جرا کسی نمی تواند سقوط بنی امیه در سال 132 حمله مغول و بسیاری از مسلمات تاریخی را انکار کند؟چرا کسی نمی تواند واقعه کربلا را انکار کند؟چون متواتر نقل شده.اگر ما واقعا مغرضانه حقایق تاریخی را انکار می کنیم چرا واقعه شهادت امام حسین را انکار نمی کنیم؟ زیرا برایمان ثابت شده که این اتفاق افتاده بنابر این قاتلان آن حضرت را لعن می کنیم.
شما ادعا می کنید شهادت حضرت زهرا به تواتر ثابت شده پس معلوم است معنی تواتر را نفهمیده اید.تواتر مبتنی تعداد خاصی راوی نیست که بگوییم اگر مثلا سی نفر روایت کرد متواتر است وگرنه نه.تواتر یعنی اینکه تعداد راوی به اندازه ای برسد که کسی حتی نتواند سخن از انکار آن بگوید.الان اگر کسی بگوید جنگ امین و مامون دروغ است شما به او می خندید زیرا تواتر آن را تایید می کند اما بسیاری در جهان اسلام هستند که کتاب می نویسند و شهادت زهرای مرضیه را انکار می کنند کسی هم از سخن آنان تعجب نمی کند.فوقش عقیده آن شخص را قبول نمی کند.
مگر اینکه شما تواتر را چیز دیگری بدانید که داستان فرق می کند.

تازه مسلمان
Monday 2 July 2007, 11:10AM
سلام علیکم
اما حالا برویم سراغ روایاتی که درباره شهادت حضرت فاطمه وارد شده است.
مسلما شیعیان روایات متعددی را از کتاب های مختلفی درباره این ادعای خود نقل کرده اند که اگر بخواهیم یکی یکی آنها را بررسی کنیم احتیاج به یک کتاب چند صد صفحه ای داریم زیرا همیشه جواب بزرگتر از سؤال است.
اما اگر نگاه کنیم این روایت ها از چند حال خارج نیستند.
1- ذکر شهادت حضرت فاطمه در برخی از این کتب تنها برای ذکر اعتقاد یک شخص یا گروه بوده نه برای تایید این داستان، مانند کتاب ملل و نحل شهرستانی که درباره نظام معتزلی که یک فرد گمراه بوده صحبت می کند و بعد یکی از عیوب او را این می داند که او اعتقاد به شهادت دختر پیامبر دارد.ولی شیعیان داستان را طور دیگری روایت می کنند.گویی خود شهرستانی چنین عقیده ای دارد.
2-در اینکه برخی از این کتب به نویسنده ای که ذکر شده منسوب باشند اختلاف است، مانند کتاب الامامه و السیاسه که آنرا به ابن قتیبه منسوب دانسته اند.
3-تمام این روایات مرسل هستند یا راویانشان مجهول و غیر معتبرند
4-شیعیان اکثرا سر و ته روایات را می زنند و آن تکه ای را که می خواهند جدا می کنند. و بسیاری از سخنان اگر کامل ذکر نشوند معنی درستی نمی دهند حتی اگر سخن قرآن باشد.من یک آیه را مثال می زنم.
(هو الذی فی السماء اله و فی الارض اله)یعنی(او کسی است که در آسمان و زمین خداست)
اگر هو الذی را ننویسیم می شود(فی السماء اله و فی الارض اله)یعنی(در آسمان یک خدا و در زمین هم یک خدا است)
5-در روایاتی که شهادت حضرت زهرا را ذکر کرده اند آنقدر اختلاف است که کسی نمی تواند گوشه ای از آن را بنویسد و مطمئن باشد روایتهای بسیاری برخلاف آن نیامده است.که من برخی از این اختلافات را ذکر می کنم.
-فاطمه 95 روز یا 75 روز یا 6ماه بعد از وفات پیامبر از دنیا رفت.
-حمله به خانه زهرا قبل از به خاک سپاری فاطمه بود یا بعد از آن؟
-اول عمر همراه جمعیت به در خانه آمد یا اول قنفذ را فرستاد و وقتی قنفذ برگشت مجبور شد خودش برود.
-اول علی به در خانه آمد یا اول فاطمه؟
-اول علی را بیرون کشیدند یا اول پهلوی فاطمه را شکستند؟
-چه کسانی درون خانه علی بودند؟روایات گوناگون اند
-چه کسی لگد به پهلوی فاطمه زد عمر یا قنفذ یا کس دیکری؟
-چه کسی شمشیر را از زبیر گرفت؟
-وقتی علی را به مسجد بردند بیعت کرد یا بعد از شهادت زهرا بیعت کرد؟
-وقتی آمدند علی را ببرند علی بی هیچ مقاومتی رفت یا اول عمر را به زمین زد؟
-مردم به خانه علی ریختند یا وقتی فاطمه را دیدند برگشتند و فقط عمر و چند نفر دیگر ماندند؟
-چه روزی به در خانه فاطمه حمله کردند؟
بسیاری از روایات هم هستند که وقایع بعد از وفات پیامبر را ذکر می کنند و هرگز نامی از حمله به خانه حضرت زهرا نمی برند و بسیار معتبر تر از این روایت ها هستند.
اینها تنها بخش بسیار کوچکی از اختلافاتی است که در روایاتی که شهادت زهرای مرضیه را ذکر می کنند وارد شده اختلافات بسیار بیشتر از این چیزهاست و این نشانه ای آشکار بر دروغ گویی جاعلان این روایات است.زیرا اگر راست بود در آن این همه اختلاف نبود.
و اگر گوشه کنار برخی علمای اهل سنت داستان حمله به خانه آن حضرت(و نه شهادت) را ذکر می کند به خاطر اعتماد اشتباه به راویان این روایات بوده که در مقابل تعداد زیادی از علما که وقایع بعد از پیامبر را طور دیگری نقل می کنند بسیار انگشت شمارند.

پيمان ع
Wednesday 4 July 2007, 05:06PM
عايشه مي گويد : فاطمه (ع) در سخن گفتن شبيه ترين مردم به رسول خدا بود وقتي بر پيغمبر وارد مي شد آن حضرت دستش را مي گرفت و مي بوسيد و برجاي خودش مي نشانيد . هرگاه رسول خدا بر فاطمه وارد مي شد به احترام پدر از جاي برخاست. دست آن حضرت را مي بوسيد ودرجاي خودش مي نشاند .
روزي عايشه پيغمبر(ص) را ديد كه فاطمه را مي بوسد. عرض كرد:‌يا رسول الله آيا هنوز هم فاطمه را مي بوسي با اين كه شوهر دارد؟ پاسخ داد:‌اگر مي دانستي من چه قدر فاطمه را دوست دارم محبت توهم نسبت به او زيادتر مي شد. فاطمه حوريه اي است به صورت انسان. هر وقت مشتاق بوي بهشت مي شوم او را مي بوسم.
حال چگونه كسي كه ادعاي مسلماني دارد قصد مخدوش كردن چهرهئ آن والا مقام را دارد
كسي كه داعيه ء علمي سخن گفتن دارد بايد خود نيز علمي سخن بگويد
بحث خوب است البته نه با استناد به دروغ
جنسيت بچه ئ سقط شده مسما پس از سقط مشخص مي شود
و همان طور كه قبل از بدنيا آمدن شما تازه مسلمان والدين برايتان نام اختيار مي كنند چنين كردند
نكته: امامان براي تشخيص جنس بچه نيازي به سونو گرافي ندارند و خود به عالم غيب متصلند
موارد ديگر را در آينده عرض مي نمايم
تازه مسلمان را به مطالعه عمقي تر آيات قرآن دعوت مي كنم