PDA

نمايش نسخه نهائي : نماز ابوبکر!!!!!!


lboodl
Sunday 15 April 2007, 08:21AM
بسم الله الرحمن الرحیم
الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم اجمعین




نماز ابوبکر!!!!!



در آخرین روزهای حیات شریف حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله هرگاه هنگام نماز میرسید بلال اذان میداد و اگر حال جسمانی حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله مساعد بود خودشان به مسجد تشریف می برند و نماز را اقامه می فرمودند وگرنه به امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام واگذار می نمودند. صبح آن شب که ابوبکر، عمر و اعوان آنها از لشکر اسامه تخلف کردند و به مدینه آمدند چون بلال اذان گفت به درب خانه حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد تا با حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله یا امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام به مسجد برود. عایشه فرصت را مغتنم شمرد و صهیب غلام خود را به نزد ابوبکر فرستاد و پیغام داد که مرض پیامبر شدت دارد و حضرت علی علیه السلام پرستاری می کند. فرصت را از دست نده و به مسجد برو و با مردم نماز بخوان (پیش نماز بشو) که بعد از این حجتی برای تو باشد.
ابوبکر به مسجد آمد و گفت إن رسول الله ص قد ثقل و قد أمرني أن أصلي بالناس!!!! "پیغمبر مرا امر نموده که با مردم نماز بگذارم!!!!!!" مردی گفت "تو در جیش اسامه بودی از کجا این فرمان به تو رسید؟!!!!". بلال که تازه از منزل پیامبر آمده بود گفت منتظر بمانید تا من تایید گفته او را از حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله بگیرم و بسرعت به درب منزل پیامبر آمد و مطلب را عرض نمود حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود أقيموني أقيموني أخرجوا بي إلى المسجد و الذي نفسي بيده قد نزلت بالإسلام نازلة و فتنة عظيمة من الفتن "مرا بلند کنید و به مسجد ببرید سوگند به خداوندی که جان من در دست اوست که فتنه ای بزرگ و غایله ای شگرف در اسلام نازل گشت".
حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله عصابه بر سر بست و حضرت علی علیه السلام و فضل بن عباس زیر بغلهای ایشان راگرفته و در حالی که پاهای مبارک پیامبر روی زمین کشیده میشد. ایشان را به مسجد بردند. هنگام ورود به مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله مردم که پیامبر را با آن حال مشاهده کردند متوجه شدند که امر عظیمی اتفاق افتاده و از جای خود برخواستند. متوجه محراب شد و دید که ابوبکر مشغول نماز است و عمر و ابوعبیده و سالم و صهیب و عده ای دیگر پشت سر او مشغول نماز هستند و اکثر مردم منتظر رسیدن بلال و جواب او هستند. حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله ابوبکر را در بین نماز از پشت گرفته بسویی کشیده و خویشتن بصورت نشسته اقامه نماز نمودند. بعد از نماز پی جوی ابوبکر شدند که او را نیافتند. و سپس فرمودند " أيها الناس أ لا تعجبون من ابن أبي قحافة و أصحابه الذين أنفذتهم و جعلتهم تحت يدي أسامة و أمرتهم بالمسير إلى الوجه الذي وجهوا إليه فخالفوا ذلك و رجعوا إلى المدينة ابتغاء الفتنة ألا و إن الله قد أركسهم فيها أعرجوا بي إلى المنبر... "
یعنی ای مردم آیا تعجب نمی کنید از پسر ابی قحافه و اصحاب او که ایشان را تحت فرمان اسامه قراردادم تا در ملازمت او آن امری را که فرموده بودم انجام دهند. پس مخالفت من نمودند و برای فتنه به مدینه بازگشتند. آگاه باشید که خداوند ایشان را باز گردانید به آن فتنه ای که در آن بودند. سپس فرمودند مرا بر منبر صعود دهید و شروع به ایراد خطابه نمودند و از آن جمله حدیث ثقلین را بیان نمودند.
ابوبکر و یارانش دیگر تا بعد از وفات پیامبر دیده نشدند؟؟؟؟.
(بحارالانوار جلد 28 ص 110- ناسخ التواریخ ج 2 ص 109)

بنظر شما چرا پیش نمازی ابوبکر بعداً برای او حجت میشد؟
آیا یک نماز خواندن ارزش دروغ بستن به پیامبر را دارد؟ یا مسئله ای همچون غصب خلافت؟
ابوبکری که در زمان حیات رسول خدا به ایشان دروغ می بندد بعد از رحلت ایشان چه غوغایی در جعل حدیث برپا خواهد نمود.

چطور نماز جماعت به پیش نمازی ابوبکر باعث فتنه ای بزرگ در اسلام می شود؟ مگر آنها نماز را جهت تقرب بسوی خدا نمی خواندند؟!!!!
آیا کسی که لیاقت برای پیش نمازی دو رکعت نماز را ندارد و پیامبر با آن شدت آنرا از محراب بیرون می اندازد لیاقت جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله را دارد؟
بنظر شما چرا ابوبکر و یارانش تا پس از وفات پیامبر صلی الله علیه و آله آفتابی نشدند؟ در چه فکری بودند؟
در آن روزهای رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله با آن شدت مصیبت آیا یک فرد مسلمان می تواند آنقدر بی ایمان باشد که به فکر مقام و جایگاه بستگان خود پس از رحلت باشد؟ علی الخصوص که همسر پیامبر هم باشد؟!!!!!
آنچه که از شواهد و روایتهای خود اهل سنت استنباط می شود عایشه در آن مصیبت با پیغام های پی در پی خود که بوسیله صهیب برای پدرش ارسال میکرد اوضاع خانه پیامبر را لحظه به لحظه به آن گزارش می داد تا در روند غصب خلافت آگاهانه گام بردارند.
آیا با این وضعیت وقتی برای پرستاری از حضرت رسول برای عایشه باقی می ماند؟ عجب همسر فداکاری!!!!!!!!!!

نظاره گر
Wednesday 18 April 2007, 07:26AM
سلام
الهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک

lboodl
Wednesday 18 April 2007, 01:02PM
:قانون(1):


كاربر lboodl
از درج هرگونه عبارات و الفاظ توهين آميز نسبت به ساير كاربران باشگاه و عقايد آنان خودداري نمائيد . با توجه به عدم توجه شما به تذكرات در صورت تكرار اين روش بلافاصله با محدوديت نوشتاري مواجه خواهيد شد .

حق جو
Wednesday 18 April 2007, 05:31PM
سلام بر دوستان عزیز


عمر در باره خلافت ابوبکر می گفت:

کانت بیعه الناس لابی بکر فلته من فلتات الجاهلیه وقی الله المسلمین شرها فمن عاد الی مثلها فاقتلوه!!!
بیعت مردم با ابو بکر یکی از کارهای بی رویه زمان جاهلیت بود که خدا مسلمین را از شر آن حفظ کرد. پس هر کس دوباره چنین کاری انجام دهد او را بکشید!!!


شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 2 ص 23-26
ملل و نحل ج 1 ص 30
صواعق محرقه ص 8
سیره ابن هشام طبع قاهره ج 4 ص 336
صحیح بخاری ج 8 ص 26 و 84 و 208

ahlesonnat
Wednesday 18 April 2007, 08:50PM
قرآن و صحابه
اينك قرآن! كتابي كه ما به آن ايمان داريم.
اينك اين كتاب آسماني اين معجزه پيامبر است كه از صحابه سخن ميگويد.
در صفحات گذشته به مناسبتهاي مختلف نظر قرآن مجيد را در راه اصحاب رسول خدا بيان كرديم و در اين گفتار مستقلاً در اين باره سخن مي گوييم تا اگر هنوز در دل كسي شبهه اي باقي مانده باشد رفع گردد.
قرآن به تعدد، صفات نيكي را به صحابه منسوب مي كند كه برخي را مي شماريم:
1ـ را ستگويان
«غنيمت بي زحمت جنگي, مال مهاجرين بي چيزي است كه از ديار و دارايي خود رانده شدند در حاليكه جوياي فضل خدا و خشنودي اويند و ياري ميدهند خدا را و رسولش را, و آنهايند صادقان».[8]
مي فرمايد آنها كه از مكه و مال و شهر خود محض به رضاي خدا اخراج شدند مردماني صادقند و بعد يكي از ما مي گويد نخير اينها كاذبند !
2ـ مرحمت بخشايش خدا براي آنهاست.
«بدرستيكه الله برحمت خود بخشيد بر پيامبر و مهاجرين و انصاري كه از او در وقت سختي پيروي كردند بعد از آنكه نزديك بود كه متزلزل شود ( ازجاي كنده شود ) دل گروهي از آنها پس خدا برحمت متوجه شد بر ايشان بدرستيكه اوست بخشاينده و مهربان».)[9]
جالب اين جاست كه عالمان تشيع نيز مي پذيرند كه مطلوب اين آيه ياران پيامبرند اما باز بروش خود تفسير مي كنند آنها از قول امام صادق و امام رضا نقل مي كنند كه جمله: قَدْ تَابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ)[10]
تفسيرش اين است.
(... لقد تاب الله بالنبي علي المهاجرين والانصار... )
آنها در توضيح عمل خود ميگويند: رسول خدا كه گناهي نكرده بود تا مشمول عفو شود البته اين خود جاي حرف دارد كه آنها به چه جرأت مي گويند آيه را بايد اينطور خواند اما بفرض محال باشد قبول است رسول خدا را در اين شامل نمي كنيم صحابه كه به رأي شما گناه كرده بودند را كه ديگر مجبوريد مشمول آيه بدانيد پس از اين آيه و به اعتراف خود شما و به اعتراف امام شما و به اعتراف مفسر شما ثابت مي شود كه خداوند (جل و علا) مهاجرين و انصاري كه قلبشان نزديك بود درگرما گرم و شدت جنگ از جا كنده شود را بخشيد چونكه خدا به آنها رئوف و رحيم است.
اگرحضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم را با آن استدلال مشمول اين آيه ندانيد حتماً علي را هم نميدانيد زيرا به استدلال شما حضرت علي هم كه معصوم است گناهي نكرده بود پس شاملين اين آيه بقيه صحابه هستند.
دانستيم خدا به مومنان رئوف و رحيم است و دانستيم كه مهاجرين و انصار مؤمن بودند و حالا خوب است بدانيم كه اين آيه در باره جنگ با روميان و جنگ تبوك است و تقريباً يك سال قبل از رحلت پيامبر نازل شد و تاريخ نويسان همراهان پيامبر را نيز 4 تا 10 نفر ندانسته بلكه آنها 30 هزار نفر بودند حالا اگر كسي اصرار دارد كه حضرت با 10 نفر به جنگ روميان رفته اند! ديگر مختار است.
3ـ بهترين امت ها
«شما بهترين امت هستيد كه خارج شديد (مقرر شديد ) براي مردمان (چون) امر به معروف مي كنيد و از بديها مردم را باز مي داريد و ايمان به خداوند داريد».)[11]
در اين آيه خداوند (جل و علا) كه را مخاطب مي كند روي سخن با چه كسي است ؟
معلوم است مؤمنان زمان پيامبر صلي الله عليه وآله و سلم را مورد خطاب قرار داده است و مي فرمايد: شما بهترين امت هستيد چونكه ايمان به خدا داريد و امر به معروف و نهي از منكر ميكنيد.
خداوند جل و علا شهادت ميدهد كه آنها بهترين امت هستند گروهي از مسلمانها شهادت ميدهند كه آنها بدترين افراد امت هستند خوب حالا حرف كي را باور كنيم حرف خدا را يا حرف اينها را ؟
4ـ رشد يافتگان.
«و بدانيد كه درميان شما رسول خدا است اگر فرمانبردار شما در بسياري از امور باشد پس به رنج خواهيد افتاد ولي الله ايمان را براي شما (درچشم شما) چيزي دوست داشتني قرار داد و آنرا زينت قلبهاي شما نمود و بدتان آورد از كفر و فسق و سركشي و آنها رشد يابندگان هستند».[12]
در اين آيه خداوند جل و علا صاف و پوست كنده فرموده كه در قلب مؤمناني كه پيامبر در بين شان است ايمان را زينت داده و آنرا چيزي دوست داشتني قرار داده و كفر و فسق و سركشي راچيز بدي در نظر شان جلوه داده است و چون به اين دو صفت آراسته اند لذا دائماً به پيش ميروند(راشدين) و حق هم هست كه به پيش روند چونكه آدمي كه از بدي بدش آمد هرگز بدي نمي كند و اگر از خوبي خوشش آيد و آنرا مطابق با هواي نفساني خود ديد ديگر چه چيزي مانعش ميشود كه از خوبي دوري كند؟ شيطان بدي را براي انسان خوب جلوه ميدهد و آدمي را وسوسه ميكند اما با توجه به آيه فوق اين كار در مورد قاطبة صحابه ممكن نبوده زيرا خدا دلهاي آنها را به ايمان آرايش داده بود پس آنها راشد بودند و دائماً به جلو ميرفتند.
خوب! حالا حرف كي را باور كنيم؟ حرف خدا را كه گواهي ميدهد اين مردم ايمان دارند ايمان را دوست دارند و پيش ميروند يا حرف آنكس را كه مي گويد اين مردم نفاق و كفر را دوست دارند و دائماً قهقرا ميروند.
حرف كي را باوركنيم اي صاحبان چشم وگوش و دل, حرف چه كسي را باور كنيم؟
يكي شايد اين جا بگويد: عمو! يواشتر چرا اين قدر تند ميروي از كجا معلوم كه اين آيه در حق صحابه باشد؟
در جواب مي گوييم: از اين جمله آيه: (وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ )«و بدانيد كه در بين شما رسول خدا است».
از اين آيه مي فهميم كه مقصود ياران پيامبر بوده اند. رسول خدا در بين كي بود؟ دربين ما بود يا در بين كفار مكه يا در روم يا در ايران؟ درهيچكدام از اين جاها نبود رسول خدا در مدينه و در بين مؤمنان بود و مؤمنان مدينه انصار بودند كه او را به شهر خود و درميان خود راه دادند و مهاجرين بودند كه ايشان را تا آنجا همراهي كردند و تا آخرين رمق به راهش ادامه دادند پس همين دو گروه بودند و جاي شك و بحث هم نيست !
5ـ ياري دهندگان محمد صلي الله عليه وآله وسلم
« اي محمد صلي الله عليه وآله وسلم‌ و اگر قصد فريب دادنت را دارند پس خدا ترا بس است خدايي كه تو را به نصرت خود ياري داد و بواسطة مؤمنان!».)[13]
كساني كه محمدصلي الله عليه وآله وسلم را ياري دادند و سبب پيروزي او بركفار مكه شدند يك لشكر كامل بودند نه 4 يا 5 نفر و خداوند گواهي ميداد كه در مقابل خدعة كفار خدا او را با ياري خود و ياري مؤمنان تائيد مي كند.
6ـ فرشتگان به كمك صحابه آمدند.
«پس وقتي ميگفتي به مسلمانان آيا بس نيست شما را اينكه پروردگارتان ياريتان كند به 3هزار فرشته فرود آورده شده ! بله اگر صبر كنيد و تقوي پيشه نماييد آن هنگام كه كافران با جوش خود به شما هجوم آوردند پس پرودگار تان شما را با 5 هزار فرشته نشان زده شده ياري دهد».[14]
«بياد آوريد آن هنگام را كه خداوند شما را خواب آلود كرد تا از طرفش برايتان آرامش باشد. و فرود مياورد برشما از آسمان آبي را تا بواسطه آن شما را پاك گرداند و پليدي شيطان را از شما دور كند و قلب هايتان را به هم وصل نمايد و قدمهايتان را ثابت و پا برجا گرداند آنگاه كه وحي مي فرستاد خدايت بسوي فرشتگان كه بدرستي من با شمايم پس استوار سازيد مسلمانان را، رعب خواهم افكند در دل كافران, بزنيد بالاي گردنها و بزنيد دست و پاي ايشان را از هر طرف».[15]
«پس شما نكشتيد آن گروه را و لكن خدا كشتشان ! و تير نيانداختي تو آن هنگام كه تيراندازي كردي ( بلكه در اصل ) خدا تيرانداخت تا مسلمانان را از طرف خويش عطاء بخشد و بدرستيكه الله شنواي داناست».[16]

«بدرستيكه براي شما در دو گروه كه بهم آويختند نشانه اي است. گروهي در راه خدا جهاد ميكردند و گروه ديگر كافر بودند. مسلمانان آن كافران را دو برابر خويش ديدند ولي خدا هركسي را بخواهد به پيروزي رساند و تأييدش كند بدرستيكه درآن عبرتي است براي صاحبان بصيرت».[17]
تمام اين آيات دربارة اصحاب پيامبر و مربوط به يوم بدر است و اكثريت اين بزرگان بدري پس از وفات پيامبر نيز زنده بودند يعني همة اين آيات را خدا در بارة كساني گفته كه ميدانسته كافر مي شوند!!
7ـ بدي به آنها نمي رسد.
و اين آيه در مورد كسانيست كه پس از شكست در جنگ أحد سستي نكردند و بدنبال كافران رفتند و بتعقيب آنان پرداختند تا كفار پراكنده و فراري شدند.
«آن كسانيكه پس از رسيدن زخم و آزار، حكم خدا و پيامبرش را قبول كردند براي نيكوكاران و تقوي پيشه كنندگان آن جماعت پاداشي بس بزرگ است.* براي آنهائي كه وقتي مردم برايشان گفتند: كه كافران برضد شما لشكر ها گرد آورده اند پس بترسيد و بر حذر باشيد اما آنها ايمانشان فزوني گرفت و جواب دادند. خدا ما را كافي است. و نيكو كارگزار و وكيلي است. پس برگشتند با نعمتي از خدا و فضلي از او كه بواسطة آن نرسد به آنها هيچ بدي و سختي و جوياي خشنودي خدا شدند و خدا داراي فضل بزرگ است».)[18]
خداوند ميفرمايد.(... لم يمسسهم سوء... ) بدي آنها را لمس نكرد. خيلي از اين افراد در انتخاب خليفه پس از وفات رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم شركت داشتند چطور شيعه بعد از آنكه خداوند جل و علا ضمانت كرده كه (لم يمسسهم سوء) گواهي ميدهد كه اين مردم به بزرگترين بدي متصور يعني نافرماني و مخفي كردن دستور خدا چنگ آويختند.
8ـ حقاً كه مؤمن هستند.
«و آنها ئيكه ايمان آوردند و هجرت كردند و جهاد در راه خدا نمودند و كسانيكه آنها را پناه دادند و ياري نمودند آنها حقا كه مؤمنند و براي آنها آمرزش و روزي نيك است».[19]
و بعضي ها مي گويند حقاً كه كافرند!. حرف كي را باور كنيم, حرف قرآن را يا حرف كسي كه ميگويد: ايمان به قرآن دارد ولي برخلاف قران حرف مي زند ؟.
9ـ رستگاران !
«و آنان كه ايمان آورده و هجرت نمودند و جهاد كردند در راه خدا با مالها و جان هايشان داراي درجه و مرتبه بلند تري در نزد خدا هستند و اينها رستگارانند».[20]
10ـ بشارت يافته گان
اين آيه دنباله آيه ذكرشده در بالاست.
«بشارت ميدهد خدايشان آنها را به رحمتي از جانب خود و خشنودي و رضوان و باغها و آنها در آن نعمت ها جاودان خواهند بود».[21]
خداوند آنها را بشارت به بهشت ميدهد اما بعضي ها به آنان مژدة جهنم ميدهند!, جهنم در دست شماست يا د ردست خدا! بهشت در اختيار شماست يا در اختيار الله! ؟

ـــــــــــــــــــــــ
8- الحشر:8
9- التوبة:117
10- التوبه: آية117
11- آل عمران: آية110
12- الحجرات:7
13- الأنفال:62
14- آل عمران : 125
15- الأنفال: 11-12
16- الأنفال: 17
17- آل عمران: 13
18- آل عمران: 172-174
19- الأنفال:74
20- التوبه:20
21- التوبه:21

ahlesonnat
Wednesday 18 April 2007, 08:51PM
ادامه ی بحث قرآن و صحابه:
11ـ متقي هستند.
«هنگاميكه كافران در دلهاي خود غيرت از نوع جاهلي آنرا قرار دادند پس خداوند جل وعلا آرامش را بر رسولش و بر مؤمنين نازل فرمود و آنها را پايبند كلمة تقوي كرد و آنها سزاوار تر بودند به تقوي و اهل تقوي بودند و خدا بر هر چيزي داناست».[22]
ما در اين باره شرحي نمي نويسيم اگركسي هنوز در باره لشكر محمد صلي الله عليه وآله وسلم نظرخوبي ندارد پس يك بار ديگر آيه را بخواند.
12ـ خدا ازآنها راضي است.
پيشتر نوشتيم كه الله (جل وعلا ) از آنانيكه در بيعت رضوان با رسول خدا بيعت كردند خشنود شد آنها كساني بودند كه قبل از فتح مكه ايمان آوردند و از مكه به مدينه هجرت كردند يا در مدينه مهاجرين را پناه دادند خدا از آنها بنام مهاجران و انصار اوليه نام مي برد و در باره آنها مي فرمايد:
«و پيشي جستگان نخستين از مهاجران و انصار و كسانيكه پيروي كردند از مهاجرين و انصار به نيكوئي خداوند (جل و علا) از آنها خشنود شد، آنها نيز از خداوند خشنود شدند و خدا آماده ساخت براي آنها بهشتهايي كه از زيرش نهرها جاريست. جاودان در آن براي هميشه باشند و آن رستگاري بسيار بزرگ است!».[23]
اين آيه مهر باطل برهرگونه اباطيل ميزند خدا اعلان فرموده كه از مهاجرين و انصار اوليه خشنود است و آنها را در بهشت، ابد الابد، داخل مي كند و لو آنكه نادان در دنيا يقه بدرد و آنها را كافر و منافق بداند كسي كه ايمان به قرآن داشته باشد با خواندن اين آيه آيا ديگر حق اساءة ادب درحق صحابه را دارد.
13ـ صحابه بهتر از ما هستند.
«هرگز مؤمنان نشسته اي كه نقصي جسمي و يا دليلي قانع كننده براي اين نشستن ندارند با مجاهداني كه در راه خدا با مال و جان جهاد مي كنند برابر نيستند خداوند جهاد كنندگان با مال و جان در راه خدا را برنشستگان در مرتبه و درجه برتري داده و خداوند به همه وعدة نيكو داده است و درجه برتري داده و خداوند به همه وعدة نيكو داده است و خداوند مجاهدين را نسبت به نشستگان با مزدي بزرگ افزوني داده است».[24]
همه ميدانيم كه علي و عمر و عثمان و ابوبكر و ابوعبيده و عايشه و زبير و طلحه و سعد بن ابي وقاص و سعد بن عباده و ديگران رضي الله عنهم اجمعين ) قبل از فتح مسلمان شدند و هزارتا مسلمان، كه پس از فتح انفاق كردند يا جهاد كردند و لو هركسي باشد با يكي از اصحاب اوليه برابر نيستند كسي كه خدا او را بهتر از ما ميداند به ما چه ميرسد كه در باره آنها زبان درازي كنيم؟
حالا اگر بعد از اين همه آيات كه ذكر شد يكي بيايد و بگويد: ايمان به قرآن دارم آياتش را قبول دارم اما نمي پذيرم كه صحابه انسانهاي شريفي بودند!, بنظر شما آيا اين تناقض گويي نيست؟ !
ـــــــــــــــــــــــــــ
22- الفتح:26
23- التوبه:100
24- النساء: 95

lboodl
Wednesday 9 May 2007, 09:11AM
جناب اهل سنت
شما ابتدا پاسخ سوالات مطرح شده از طرف بنده را بفرمایید و بحث را منحرف نکنید. بعداً در مورد آیاتی که آورده اید با هم بحث می کنیم.

عبدالامير
Wednesday 9 May 2007, 09:45AM
صحابه و قرآن:
1) برخي از صحابه به پيامبر (ص) تهمت دزدي زدند .
مراجعه شود به تفاسير شيعه و سني ، ذيل آيه 161 سوره آل عمران .
اينان صحابه عادلند؟؟؟!!!

آيا وقت آن نرسيده كه اهل سنت دست از توهين به شعور مسلمانان بردارند؟

عبدالامير
Wednesday 9 May 2007, 09:49AM
صحابه و قرآن:
2) برخي از صحابه ناموس پيامبر (ص) را به فحشا متهم كردند .
إِنَّ الَّذِينَ جَاؤُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِّنكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّكُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ «11» لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُّبِينٌ «12» لَوْلَا جَاؤُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاء فَأُوْلَئِكَ عِندَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ «13»
به يقين كسانى كه آن تهمت [ بزرگ ] را [ درباره يكى از همسران پيامبر به ميان ]آوردند ، گروهى [ هم دست و هم فكر ] از [ ميان ] خود شما بودند ، آن را براى خود شرّى مپنداريد ، بلكه آن براى شما خير است ، براى هر مردى از آنان كيفرى به ميزان گناهى است كه مرتكب شده ، و آن كس كه بخش عمده آن را بر عهده گرفته است ، برايش عذابى بزرگ است . « 11» چرا هنگامي كه آن [ تهمت بزرگ ]را شنيديد ، مردان و زنان مؤمن به خودشان گمان نيك نبردند [ كه اين تهمت كار اهل ايمان نيست ] و نگفتند: اين تهمتى آشكار [ از سوى منافقان ] است؟! [ كه مي خواهند در ميان اهل ايمان فتنه و آشوب و بدبينى ايجاد كنند ] « 12» چرا بر آن تهمت ، چهار شاهد نياوردند ؟ و چون شاهدان را نياوردند ، پس خود آنان نزد خدا محكوم به دروغگويى اند ; « 13»
وجالب است كه خدا برخي از آنان را دروغگو مي داند.
اينان صحابه عادلند؟؟؟!!!

آيا وقت آن نرسيده كه اهل سنت دست از توهين به شعور مسلمانان بردارند؟

عبدالامير
Wednesday 9 May 2007, 10:08AM
صحابه و قرآن:
3) اصولا سوره منافقون و آيات نفاق در قرآن من باب مزاح نازل شده اند واصلا در مدينه منافقي وجود نداشته .
توبه 101
وَمِمَّنْ حَوْلَكُم مِّنَ الأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُواْ عَلَى النِّفَاقِ لاَ تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ
و گروهى از باديه نشينانى كه پيرامونتان هستند منافق اند ; و نيز گروهى از اهل مدينه بر نفاق خو گرفته اند ، تو آنان را نمي شناسى ما آنان را مي شناسيم ، به زودى آنان را دوبار عذاب مي كنيم [ عذابى در دنيا و عذابى در برزخ ] سپس به سوى عذابى بزرگ بازگردانده مي شوند .
اينان صحابه عادلند؟؟؟!!!
آيا وقت آن نرسيده كه اهل سنت دست از توهين به شعور مسلمانان بردارند؟

عبدالامير
Wednesday 9 May 2007, 10:15AM
صحابه و قرآن:
بقره
4)وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ «8»يُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُونَ «9» فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ «10» وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ «11» أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَـكِن لاَّ يَشْعُرُونَ «12» وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَـكِن لاَّ يَعْلَمُونَ «13» وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَكْمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ «14» اللّهُ يَسْتَهْزِىءُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ «15» أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ «16» مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَاراً فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَّ يُبْصِرُونَ «17» صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُونَ «18»
و گروهى از مردم [ كه اهل نفاق اند ] مي گويند : ما به خدا و روز قيامت ايمان آورديم ، در حالى كه آنان مؤمن نيستند . « 8» [ به گمان باطلشان ] مي خواهند خدا و اهل ايمان را فريب دهند ، در حالى كه جز خودشان را فريب نمي دهند ، ولى [ اين حقيقت را ] درك نمي كنند . « 9» در دلِ آنان بيمارىِ [ سختى از نفاق ] است ، پس خدا به كيفرِ نفاقشان بر بيماريشان افزود ، و براى آنان در برابر آنچه همواره دروغ مي گفتند ، عذابى دردناك است . « 10» چون به آنان گويند : در زمين فساد نكنيد ، مي گويند : فقط ما اصلاح گريم ! « 11» آگاه باشيد ! يقيناً خود آنان فسادگرند ، ولى درك نمي كنند . « 12» چون به آنان گويند : ايمان آوريد چنان كه ديگر مردم ايمان آوردند مي گويند : آيا ما هم مانند سبك مغزان ايمان آوريم ؟ ! آگاه باشيد ! قطعاً اينان خود سبك مغزند ، ولى [ از شدت كوردلى به اين حقيقت ] آگاه نيستند . « 13» و هنگامي كه با اهل ايمان ديدار كنند ، گويند : ما ايمان آورديم و چون با شيطان هايشان [ كه سرانِ شرك و كفرند ] خلوت گزينند ، گويند : بدون شك ما با شماييم ، جز اين نيست كه ما [ با تظاهر به ايمان ] آنان را مسخره مي كنيم . « 14» خدا آنان را [ به كيفر اين كار منافقانه در دنيا و آخرت ] عذاب خواهد كرد ، و آنان را در سركشى وتجاوزشان مهلت مي دهد [ تا در گمراهى شان ] سرگردان وحيران بمانند . « 15» آنان كسانى هستند كه گمراهى را به جاى هدايت خريدند ، پس تجارتشان سود نكرد و از راه يافتگان [ به سوى حق ] نبودند . « 16» سرگذشت آنان مانند كسانى است كه [ در شب بسيار تاريك بيابان ] آتشى افروختند [ تا در پرتو آن خود را از خطر نجات دهند ] ، چون آتش پيرامونشان را روشن ساخت ، خدا [ به وسيله توفانى سهمگين ] نورشان را خاموش كرد و آنان را در تاريكى هايى كه مطلقاً نمي ديدند واگذاشت. « 17» كر و لال و كورند، به اين سبب آنان [ از گمراهى و ضلالت به سوى هدايت و حقيقت ] بازنمي گردند . « 18»
اينان صحابه عادلند؟؟؟!!!
آيا وقت آن نرسيده كه اهل سنت دست از توهين به شعور مسلمانان بردارند؟

عبدالامير
Wednesday 9 May 2007, 10:17AM
صحابه و قرآن:
آل عمران
5) وَلْيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُواْ وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ قَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَوِ ادْفَعُواْ قَالُواْ لَوْ نَعْلَمُ قِتَالاً لاَّتَّبَعْنَاكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلإِيمَانِ يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِم مَّا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ «167» الَّذِينَ قَالُواْ لإِخْوَانِهِمْ وَقَعَدُواْ لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا قُلْ فَادْرَؤُوا عَنْ أَنفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ «168»
و نيز كسانى را كه نفاق و دورويى ورزيدند ، معلوم و مشخص كند . و به آنان گفته شد : بياييد در راه خدا بجنگيد يا [ از مدينه و كيان جامعه ] دفاع كنيد . گفتند : اگر جنگيدن مي دانستيم ، قطعاً از شما پيروى مي كرديم . آنان در آن روز به كفر نزديك تر بودند تا ايمان . به زبانشان چيزى را مي گويند كه در دل هايشان نيست ; و خدا به آنچه پنهان مي كنند ، داناتر است . « 167» همان كسانى كه [ از جنگ كناره گرفتند ] ، و در خانه هاى خود نشستند ، و درباره برادرانشان گفتند : اگر از ما فرمان مي بردند كشته نمي شدند . بگو : [ چنانچه اختيار مرگ در دست شماست ] پس مرگ را از خود دفع كنيد ، اگر راستگوييد . « 168»
اينان صحابه عادلند؟؟؟!!!
آيا وقت آن نرسيده كه اهل سنت دست از توهين به شعور مسلمانان بردارند؟

عبدالامير
Wednesday 9 May 2007, 10:19AM
صحابه و قرآن:
نسا
6) أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُواْ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن يَكْفُرُواْ بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلاَلاً بَعِيدًا «60» وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنكَ صُدُودًا «61» فَكَيْفَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جَآؤُوكَ يَحْلِفُونَ بِاللّهِ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ إِحْسَانًا وَتَوْفِيقًا «62» أُولَـئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللّهُ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَعِظْهُمْ وَقُل لَّهُمْ فِي أَنفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِيغًا «63»
آيا به كسانى كه گمان مي كنند به آنچه بر تو و پيش از تو نازل شده ايمان آورده اند ، ننگريستى ، كه مي خواهند [ در موارد نزاع و اختلافشان ] داورى و محاكمه نزد طاغوت برند ؟ [ همان حاكمان ستمكار و قاضيان رشوه خوارى كه جز به باطل حكم نمي رانند ، ] در حالى كه فرمان يافته اند به طاغوت كفر ورزند ، و شيطان [ با سوق دادنشان به محاكم طاغوت ] مي خواهد آنان را به گمراهى دورى [ كه هرگز به رحمت خدا دست نيابند ] دچار كند . « 60» چون به آنان گويند : [ براى داورى و محاكمه ] به سوى آنچه خدا نازل كرده ، و به سوى پيامبر آييد ، منافقان را مي بينى كه از تو به شدت روى مي گردانند ! « 61» پس [ وضع و حالشان ] چگونه خواهد بود هنگامي كه به سبب آنچه مرتكب شده اند ، حادثه ناگوارى به آنان برسد ، آن گاه در حالى كه به خدا سوگند مي خورند ، نزد تو مي آيند كه ما [ از داورى بردن نزد طاغوت ] نيّتى جز نيكى و برقرارى صلح و سازش [ ميان طرفين نزاع ] نداشتيم . « 62» اينان كسانى هستند كه خدا آنچه را كه [ از نيّات شوم ، كينه و نفاق ] در دل هاى آنان است مي داند ; بنابراين از آنان روى برتاب ، و پندشان ده ، و به آنان سخنى رسا كه در دلشان اثر كند بگوى . « 63»
اينان صحابه عادلند؟؟؟!!!
آيا وقت آن نرسيده كه اهل سنت دست از توهين به شعور مسلمانان بردارند؟

عبدالامير
Wednesday 9 May 2007, 10:21AM
صحابه و قرآن:
نسا
7) وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُواْ مِن دِيَارِكُم مَّا فَعَلُوهُ إِلاَّ قَلِيلٌ مِّنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُواْ مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا «66»
و اگر بر آنان مقرّر مي كرديم كه خودكشى كنيد ، يا از ديار و كاشانه خود بيرون رويد ، جز اندكى از آنان انجام نمي دادند . و اگر آنچه را كه به آن پند داده مي شوند عمل مي كردند ، مسلماً براى آنان بهتر و در [ جهت تثبيت ايمان و ] استوارى قدم ، مؤثرتر و قوى تر بود . « 66»
اينان صحابه عادلند؟؟؟!!!
آيا وقت آن نرسيده كه اهل سنت دست از توهين به شعور مسلمانان بردارند؟

عبدالامير
Wednesday 9 May 2007, 10:24AM
صحابه و قرآن:
نسا
8) وَإِنَّ مِنكُمْ لَمَن لَّيُبَطِّئَنَّ فَإِنْ أَصَابَتْكُم مُّصِيبَةٌ قَالَ قَدْ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُن مَّعَهُمْ شَهِيدًا «72»
يقيناً از شما كسى است كه [ از رفتن به سوى جنگ ] درنگ و كُندى مي كند ، پس اگر به شما [ رزمندگانى كه به جنگ رفته ايد ] آسيبى رسد ، گويد : خدا بر من محبت و لطف داشت كه با آنان [ در ميدان جنگ ] حاضر نبودم . « 72»
اينان صحابه عادلند؟؟؟!!!
آيا وقت آن نرسيده كه اهل سنت دست از توهين به شعور مسلمانان بردارند؟

عبدالامير
Wednesday 9 May 2007, 10:26AM
صحابه و قرآن:
نسا
9) أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّواْ أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَقَالُواْ رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتَاعُ الدَّنْيَا قَلِيلٌ وَالآخِرَةُ خَيْرٌ لِّمَنِ اتَّقَى وَلاَ تُظْلَمُونَ فَتِيلاً «77»
آيا نديدى كسانى را كه [ پيش از اعلام حكم جهاد ] به آنان گفته شد : [ چون زمينه جنگ فراهم نيست ]دست از جنگ بازداريد و [ در اين شرايط ] نماز را بر پا داريد ، و زكات بپردازيد . ولى هنگامي كه جنگ بر آنان لازم و مقرّر شد ، ناگاه گروهى از آنان مانند ترس از [ عقوبت ] خدا يا ترسى سخت تر از آن از مردمِ [ مُشرك ] ترسيدند و گفتند : پروردگارا ! چرا جنگ را بر ما لازم و مقرّر كردى ؟ و چرا ما را تا زمانى نزديك [ كه زمان مرگ طبيعى است ] مهلت ندادى ؟ بگو : متاع دنيا اندك ، و آخرت براى آنان كه تقوا ورزيده اند بهتر است ; و به اندازه رشته ميان هسته خرما مورد ستم قرار نمي گيرند . « 77»
اينان صحابه عادلند؟؟؟!!!
آيا وقت آن نرسيده كه اهل سنت دست از توهين به شعور مسلمانان بردارند؟

عبدالامير
Wednesday 9 May 2007, 10:27AM
صحابه و قرآن:
نسا
10) وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَآئِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً «81»
و [ آنان در محضر تو ] مي گويند : ما مطيع و فرمانبرداريم ، ولى هنگامي كه از نزد تو بيرون مي روند ، گروهى از آنان در شب نشينى هاى مخفيانه خود بر خلاف آنچه تو مي گويى ، [ و غير آنچه در حضورت مي گفتند ] تدبير مي كنند . خدا آنچه را كه در شب نشينى هاى مخفيانه تدبير مي كنند [ در پرونده اعمالشان ] مي نويسد . بنابراين از آنان روى برتاب ، و بر خدا توكل كن ; و كارساز بودنِ خدا [ نسبت به امور بندگان ] كافى است . « 81»
اينان صحابه عادلند؟؟؟!!!
آيا وقت آن نرسيده كه اهل سنت دست از توهين به شعور مسلمانان بردارند؟

عبدالامير
Wednesday 9 May 2007, 10:29AM
صحابه و قرآن:
نسا
11) فَمَا لَكُمْ فِي الْمُنَافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَاللّهُ أَرْكَسَهُم بِمَا كَسَبُواْ أَتُرِيدُونَ أَن تَهْدُواْ مَنْ أَضَلَّ اللّهُ وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً «88»
شما را چه شده كه درباره منافقين دو گروه شده ايد ؟ [ گروهى شفيع و طرفدار ، و گروهى مخالف و دشمن آنان ] در صورتى كه خدا آنان را به كيفر اعمال ناپسندى كه مرتكب شده اند [ در چاه كفر و گمراهى ] نگونسار كرده است . آيا مي خواهيد كسانى را كه خدا [ به خاطر اعمال ناپسندشان ] گمراه كرده هدايت كنيد ؟ [ اى پيامبر !] در حالى كه خدا هر كه را گمراه كند هرگز براى او راهى [ به سوى هدايت ] نخواهى يافت . « 88»
اينان صحابه عادلند؟؟؟!!!
آيا وقت آن نرسيده كه اهل سنت دست از توهين به شعور مسلمانان بردارند؟

عبدالامير
Wednesday 9 May 2007, 10:30AM
صحابه و قرآن:
نسا
12) يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلاَ يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لاَ يَرْضَى مِنَ الْقَوْلِ وَكَانَ اللّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا «108»
[خيانت پيشگانْ خيانت خود را ] از مردم پنهان مي دارند ، و [ نمي توانند ] از خدا پنهان نمايند ، و خدا با آنان بود آن گاه كه در جلسه مخفى شبانه ، درباره طرح و نقشه و سخنى كه خدا به آن رضايت نداشت ، چاره انديشى مي كردند و خدا همواره به آنچه انجام مي دهند ، احاطه دارد . « 108»
اينان صحابه عادلند؟؟؟!!!
آيا وقت آن نرسيده كه اهل سنت دست از توهين به شعور مسلمانان بردارند؟

عبدالامير
Wednesday 9 May 2007, 10:33AM
صحابه و قرآن:
نسا
13) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ آمَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّمْ يَكُنِ اللّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلاَ لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلاً «137» بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا «138» الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ العِزَّةَ لِلّهِ جَمِيعًا «139» وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللّهِ يُكْفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذًا مِّثْلُهُمْ إِنَّ اللّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا «140» الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِن كَانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِّنَ اللّهِ قَالُواْ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ وَإِن كَانَ لِلْكَافِرِينَ نَصِيبٌ قَالُواْ أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُم مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ فَاللّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً «141» إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ كُسَالَى يُرَآؤُونَ النَّاسَ وَلاَ يَذْكُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِيلاً «142» مُّذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَلِكَ لاَ إِلَى هَـؤُلاء وَلاَ إِلَى هَـؤُلاء وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً «143» يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَتُرِيدُونَ أَن تَجْعَلُواْ لِلّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا مُّبِينًا «144» إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا «145»
كسانى كه ايمان آوردند ، سپس كفر ورزيدند ، باز ايمان آوردند ، و بار ديگر كافر شدند ، آن گاه بر كفر خود افزودند ، خدا بر آن نيست كه آنان را بيامرزد ، و به راهى هدايت كند . « 137» منافقان را بشارت ده كه عذابى دردناك براى آنان است . « 138» همان كسانى كه كافران را به جاى مؤمنانْ سرپرست و دوست خود مي گيرند ; آيا عزت و قدرت را نزد آنان مي طلبند ؟ يقيناً همه عزت و قدرت فقط براى خداست . « 139» البته خدا [ اين فرمان را ] در قرآن بر شما نازل كرده است كه چون بشنويد گروهى آيات خدا را مورد انكار و استهزا قرار مي دهند ، با آنان ننشينيد تا در سخنى ديگر درآيند ، [ اگر بنشينيد ]شما هم [ در به دوش كشيدن بار گناه انكار و استهزا ] مانند آنان خواهيد بود ; يقيناً خدا همه منافقان و كافران را در دوزخ گرد خواهد آورد . « 140» آنان كه همواره حوادثى را براى شما انتظار مي برند ، اگر از سوى خدا برايتان فتح و پيروزى رسد ، مي گويند : مگر ما با شما [ در ميدان جنگ ] نبوديم ؟ [ پس سهم ما را از غنايم جنگى بپردازيد . ] و اگر براى كافران بهره اى اندك [ از غلبه و پيروزى ] باشد ، به آنان مي گويند : آيا [ ما كه در ميان ارتش اسلام بوديم ] بر شما چيره و مسلّط نبوديم ؟ [ ولى ديديد كه ازضربه زدن به شما خوددارى كرديم ] و شما را [ ازآسيب و زيان مؤمنان ] مانع مي شديم [ پس سهم غنيمت ما را بدهيد . ] خدا روز قيامت ميان شما داورى مي كند ; و خدا هرگز هيچ راه سلطه اى به سود كافران بر ضد مؤمنان قرار نداده است . « 141» منافقان همواره با خدا نيرنگ مي كنند ، و حال آنكه خدا كيفر دهنده نيرنگ آنان است . و هنگامي كه به نماز مي ايستند ، با كسالت مي ايستند ، و همواره در برابر مردم رياكارى مي كنند ; و خدا را جز اندكى به ياد نمي آورند . « 142» منافقان ميان كفر و ايمان متحيّر و سرگردانند ، نه [ با تمام وجود ] با مؤمنانند و نا با كافران . و هر كه را خدا [ به كيفر اعمال زشتش ] گمراه كند ، هرگز براى او راهى [ به سوى هدايت ] نخواهى يافت . « 143» اى اهل ايمان ! كافران را به جاى مؤمنان ، سرپرست و يار خود مگيريد . آيا مي خواهيد براى خدا بر ضد خودتان دليلى آشكار [ نسبت به عذابتان در دنيا و آخرت ] قرار دهيد ؟ ! « 144» بى ترديد منافقان در پايين ترين طبقه از آتش اند ، و هرگز براى آنان ياورى نخواهى يافت . « 145»
اينان صحابه عادلند؟؟؟!!!
آيا وقت آن نرسيده كه اهل سنت دست از توهين به شعور مسلمانان بردارند؟

عبدالامير
Wednesday 9 May 2007, 10:38AM
از آنجا كه از اين دست آيات در قرآن مجيد ، كه برخي از صحابه جليل القدر !!!!! رسولخدا(ص) را با الفاظي چون منافق ، مشرك ، كافر ، توطئه گر ، مسخره كننده و ........مورد لطف قرار مي دهند ، بسيار است و از حوصله خارج است ، اين آيات را به تدريج خواهم نوشت .
فقط من باب اطلاع عرض كنم خواندن آيات اول سوره تحريم كه در آن خداوند دو تن از زنان پيامبر (ص) را مفتضح مي كند ، و همچنين سوره برائت كه خود عمر بن خطاب ( به اعتراف اهل سنت ) آنرا سوره فاضحه ( سوره رسوا كننده ) ناميده ، شما را بيش از پيش با طنزي به نام " عدالت صحابه " آشنا مي كند .

فيروز
Wednesday 9 May 2007, 12:25PM
با سلام و تشکر از جناب عبدالامير
صحابه و قرآن!
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفًا فَلا تُوَلُّوهُمُ الأدْبَارَ (١٥)وَمَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلا مُتَحَرِّفًا لِقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزًا إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ (١٦)
ای کسانی که ايمان آورده ايد، هرگاه به کافران برخورديد که روی می آورند، به آنان پشت نکنيد. و هر که در آن هنگام به آنان پشت کند، مگر آنکه (قصدش) کناره گيری برای نبردی (مجدد) يا پيوستن به جمعی (ديگر از همرزمانش) باشد، قطعاً به خشم خدا گرفتار خواهد شد و جايگاهش دوزخ است، و چه بد سرانجامی است.
چه کسانی در لشکر پيامبر بودند که کاری غير از پشت کردن به دشمن و فرار نداشتند؟اينان صحابه عادلند؟؟؟!!!
آيا وقت آن نرسيده كه اهل سنت دست از توهين به شعور مسلمانان بردارند؟

عبدالامير
Wednesday 9 May 2007, 01:36PM
صحابه و قرآن:
توبه
14) لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُم مُّدْبِرِينَ «25»
بى ترديد خدا شما را در جبهه هاى زياد و عرصه هاى بسيار يارى كرد و [ به ويژه ] روز [ نبرد ]حنين ، آن زمان كه فزونى افرادتان شما را مغرور و شگفت زده كرد ، ولى [ فزونى عدد ] چيزى از خطر را از شما برطرف نكرد ، و زمين با همه وسعت و فراخى اش بر شما تنگ شد ، سپس پشت به دشمن از عرصه نبرد گريختيد . « 25»
اينان صحابه عادلند؟؟؟!!!
آيا وقت آن نرسيده كه اهل سنت دست از توهين به شعور مسلمانان بردارند؟

عبدالامير
Wednesday 9 May 2007, 01:39PM
صحابه و قرآن:
توبه
15) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ «38» إِلاَّ تَنفِرُواْ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئًا وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ «39» إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ «40» انْفِرُواْ خِفَافًا وَثِقَالاً وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ «41» لَوْ كَانَ عَرَضًا قَرِيبًا وَسَفَرًا قَاصِدًا لاَّتَّبَعُوكَ وَلَـكِن بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَسَيَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنفُسَهُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ «42»
اى اهل ايمان ! شما را چه عذر و بهانه اى است هنگامي كه به شما گويند : براى نبرد در راه خدا باشتاب [ از شهر و ديارتان ] بيرون رويد ; به سستى و كاهلى مي گراييد [ و به دنيا و شهواتش ميل مي كنيد ؟ !] آيا به زندگى دنيا به جاى آخرت دل خوش شده ايد ؟ كالاى زندگى دنيا در برابر آخرت جز كالايى اندك نيست . « 38» اگر باشتاب بيرون نرويد ، خدا شما را به عذابى دردناك عذاب مي كند و گروه ديگرى را به جاى شما مي آورد ; و شما [ با نرفتن به ميدان نبرد ] هيچ زيانى به خدا نمي رسانيد ; و خدا بر هر كارى تواناست . « 39» اگر پيامبر را يارى ندهيد ، يقيناً خدا او را يارى مي دهد ; چنان كه او را يارى داد هنگامي كه كافران از مكه بيرونش كردند در حالى كه يكى از دو تن بود ، آن زمان هر دو در غار [ ثور نزديك مكه ] بودند ، همان زمانى كه به همراهش گفت : اندوه به خود راه مده خدا با ماست . پس خدا آرامش خود را [ كه حالت طمأنينه قلبى است ] بر پيامبر نازل كرد ، و او را با لشكريانى كه شما نديديد ، نيرومند ساخت ، و شعار كافران را پست تر قرار داد ، و شعار خداست كه شعار والاتر و برتر است ; و خدا تواناى شكست ناپذير و حكيم است . « 40» با شتاب با تجهيزات سبك و سنگين [ و سواره ، پياده ، پير و جوان به سوى ميدان نبرد ] بيرون رويد ، و با اموال و جان هايتان در راه خدا جهاد كنيد كه اگر دانا [ ىِ به حقايق ] باشيد اين براى شما بهتر است . « 41» اگر [ براى مسلمانان سست اراده و منافقانِ مسلمان نما ] غنيمتى [ بى رنج و مشقت ] در دسترس بود و [ راه ] سفر [ به سوى ميدان نبرد ] كوتاه و آسان بود ، مسلماً به دنبال تو مي آمدند ، ولى پيمودن راه طولانى پر مشقت به نظرشان طاقت فرسا آمد ، و به زودى به خدا سوگند مي خورند كه اگر توانايى داشتيم يقيناً با شما بيرون مي آمديم [ آنان ] خود را [ به دروغ و تزويرشان ]هلاك مي كنند و خدا مي داند كه بى ترديد آنان دروغگويند . « 42»
اينان صحابه عادلند؟؟؟!!!
آيا وقت آن نرسيده كه اهل سنت دست از توهين به شعور مسلمانان بردارند؟

عبدالامير
Wednesday 9 May 2007, 01:43PM
صحابه و قرآن:
توبه
16) إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ «45» http://www.erfan.ir/farsi/quran/quran_proj/display/images/jo_he_che.jpgوَلَوْ أَرَادُواْ الْخُرُوجَ لأَعَدُّواْ لَهُ عُدَّةً وَلَـكِن كَرِهَ اللّهُ انبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُواْ مَعَ الْقَاعِدِينَ «46» لَوْ خَرَجُواْ فِيكُم مَّا زَادُوكُمْ إِلاَّ خَبَالاً ولأَوْضَعُواْ خِلاَلَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ «47»
لَقَدِ ابْتَغَوُاْ الْفِتْنَةَ مِن قَبْلُ وَقَلَّبُواْ لَكَ الأُمُورَ حَتَّى جَاء الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللّهِ وَهُمْ كَارِهُونَ «48» وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ ائْذَن لِّي وَلاَ تَفْتِنِّي أَلاَ فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُواْ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ «49» إِن تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُواْ قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِن قَبْلُ وَيَتَوَلَّواْ وَّهُمْ فَرِحُونَ «50» قُل لَّن يُصِيبَنَا إِلاَّ مَا كَتَبَ اللّهُ لَنَا هُوَ مَوْلاَنَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ «51» قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَن يُصِيبَكُمُ اللّهُ بِعَذَابٍ مِّنْ عِندِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُواْ إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ «52» قُلْ أَنفِقُواْ طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَّن يُتَقَبَّلَ مِنكُمْ إِنَّكُمْ كُنتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ «53» وَمَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلاَّ أَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلاَ يَأْتُونَ الصَّلاَةَ إِلاَّ وَهُمْ كُسَالَى وَلاَ يُنفِقُونَ إِلاَّ وَهُمْ كَارِهُونَ «54» فَلاَ تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلاَ أَوْلاَدُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ «55» وَيَحْلِفُونَ بِاللّهِ إِنَّهُمْ لَمِنكُمْ وَمَا هُم مِّنكُمْ وَلَـكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ «56» لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغَارَاتٍ أَوْ مُدَّخَلاً لَّوَلَّوْاْ إِلَيْهِ وَهُمْ يَجْمَحُونَ «57» وَمِنْهُم مَّن يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُواْ مِنْهَا رَضُواْ وَإِن لَّمْ يُعْطَوْاْ مِنهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ «58» وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوْاْ مَا آتَاهُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ سَيُؤْتِينَا اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللّهِ رَاغِبُونَ «59» http://www.erfan.ir/farsi/quran/quran_proj/display/images/jo_he_che.jpgإِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاء وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ «60» وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيِقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَّكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ آمَنُواْ مِنكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ «61» يَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَاللّهُ وَرَسُولُهُ أَحَقُّ أَن يُرْضُوهُ إِن كَانُواْ مُؤْمِنِينَ «62» أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّهُ مَن يُحَادِدِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ «63» يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِي قُلُوبِهِم قُلِ اسْتَهْزِؤُواْ إِنَّ اللّهَ مُخْرِجٌ مَّا تَحْذَرُونَ «64» وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِؤُونَ «65» لاَ تَعْتَذِرُواْ قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ إِن نَّعْفُ عَن طَآئِفَةٍ مِّنكُمْ نُعَذِّبْ طَآئِفَةً بِأَنَّهُمْ كَانُواْ مُجْرِمِينَ «66» الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُواْ اللّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ «67» وَعَدَ الله الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا هِيَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ «68» كَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ كَانُواْ أَشَدَّ مِنكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالاً وَأَوْلاَدًا فَاسْتَمْتَعُواْ بِخَلاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُم بِخَلاَقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ بِخَلاَقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُواْ أُوْلَـئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الُّدنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ «69»

فقط كسانى از تو اجازه ترك جهاد مي خواهند كه به خدا و روز قيامت ايمان ندارند و دل هايشان [ در انجام فرمان هاى حق ] دچار ترديد است و همواره در ترديدشان سرگردانند . « 45» و اگر براى بيرون رفتن [ به سوى ميدان نبرد ] تصميم جدّى داشتند ، مسلماً براى آن ساز و برگ آماده مي كردند ، ولى خدا [ به سبب سستى اراده و نفاقشان ] برانگيختن آنان را [ به سوى ميدان نبرد ] خوش نداشت ، پس آنان را از حركت بازداشت ، و [ انگار به آنان ] گفته شد : با نشستگان [ در خانه ها كه به علتى معذور از جنگند ] بنشينيد . « 46» اگر [ هم ] با شما بيرون مي آمدند ، جز شرّ و فساد به شما نمي افزودند و مسلماً خود را براى سخن چينى [ و نمّامي ] در ميان شما قرار مي دادند تا [ براى از هم گسستن شيرازه سپاه اسلام ] فتنه جويى كنند و در ميان شما جاسوسانى براى آنان هستند [ كه به نفعشان خبرچينى مي كنند ] ; و خدا به ستمكاران داناست . « 47»
قطعاً پيش از اين هم فتنه جويى مي كردند و امور را بر تو وارونه و دگرگون مي ساختند ، تا آنكه [ يارىِ ] حق آمد و فرمان خدا [ كه تحقّق پيروزى و موفقيت شماست ] آشكار شد ، در حالى كه آنان خوش نداشتند . « 48» و از منافقان كسانى هستند كه مي گويند : ما را اجازه ترك نبرد ده و به فتنه و گناه دچار مكن . آگاه باش كه [ آنان با اين درخواست ناهنجارشان ] به فتنه و گناه افتاده اند ; و يقيناً دوزخ بر كافران احاطه دارد . « 49» اگر [ در ميدان نبرد ] پيروزى و غنيمت به تو رسد ، غمگينشان مي كند ، و اگر تو را آسيب و زيانى رسد ، مي گويند : ما پيش از اين تصميم خود را [ بر شركت نكردن در جنگ ] گرفته بوديم [ و احتياط را از دست نداديم ] و در حالى كه خوشحال و شادمانند [ به خانه و زندگى و به سوى امور مادى ]بازمي گردند . « 50» بگو : هرگز به ما جز آنچه خدا لازم و مقرّر كرده ، نخواهد رسيد ، او سرپرست و يار ماست و مؤمنان فقط بايد بر خدا توكل كنند . « 51» بگو : آيا درباره ما جز يكى از دو نيكى [ پيروزى يا شهادت ] را انتظار مي بريد ؟ در صورتى كه ما درباره شما انتظار مي بريم كه خدا از سوى خود يا به دست ما عذابى به شما برساند ; پس انتظار بريد كه ما هم با شما منتظريم . « 52» بگو : [ اى منافقان ! ] چه از روى ميل و رغبت يا بى ميلى و اكراه انفاق كنيد ، هرگز از شما پذيرفته نشود ; زيرا شما گروهى فاسق هستيد . « 53» هيچ چيز آنان را از پذيرفته شدن انفاقشان بازنداشت ، مگر آنكه آنان به خدا و پيامبرش كافر شدند، و نماز را جز با كسالت وسستى به جا نمي آورند ، و جز با بى ميلى و ناخشنودى انفاق نمي كنند . « 54» اموال و فرزندانشان تو را به شگفت نياورد ; خدا مي خواهد آنان را در اين زندگى دنيا به وسيله آنها عذاب كند ، و جانشان در حالى كه كافرند بيرون رود . « 55» [ با كمال بى شرمي ] به خدا سوگند ياد مي كنند كه حتماً از زمره شمايند ; در صورتى كه از شما نيستند ، بلكه گروهى اند كه از شما [ به سبب ايمان استوارتان ] در اضطراب و ترس به سر مي برند . « 56» اگر پناهگاهى يا غارهايى يا گريزگاهى مي يافتند ، شتابان به سوى آنها روى مي آوردند . « 57» برخى از آنان نسبت به [ تقسيم ] صدقات بر تو خرده مي گيرند ، پس اگر از صدقات به آنان داده شود خشنود مي شوند ، و اگر داده نشود ، ناگاه خشمگين مي شوند . « 58» و اگر آنان به آنچه خدا و پيامبرش به ايشان عطا كرده اند ، خشنود مي شدند و مي گفتند : خدا ما را بس است ; خدا و پيامبرش به زودى از فضل و احسان خود به ما عطا مي كنند [ و ] ما فقط به سوى خدا مايل و علاقمنديم [ براى آنان بهتر بود . ] « 59» صدقات ، فقط ويژه نيازمندان و تهيدستان [ زمين گير ] و كارگزاران [ جمع و پخش آن ] و آنانكه بايد [ به خاطر تمايل به اسلام ] قلوبشان را به دست آورد ، و براى [ آزادى ] بردگان و [ پرداخت بدهى ] بدهكاران و [ هزينه كردن ]در راه خدا [ كه شامل هر كار خير و عام المنفعه مي باشد ] و در راه ماندگان است ; [ اين احكام ] فريضه اى از سوى خداست ، و خدا دانا و حكيم است . « 60» و از منافقان كسانى هستند كه همواره پيامبر را آزار مي دهند ، و مي گويند : شخص زود باور و نسبت به سخن اين و آن سراپا گوش است . بگو : او در جهت مصلحت شما سراپا گوش و زود باور خوبى است ، به خدا ايمان دارد و فقط به مؤمنان اعتماد مي ورزد ، و براى كسانى از شما كه ايمان آورده اند ، رحمت است ، و براى آنانكه همواره پيامبر خدا را آزار مي دهند ، عذابى دردناك است . « 61» آنان براى شما [ از روى حيله و تزوير براى معذور نشان دادن خود نسبت به كارهاى ناهنجارشان ] به خدا سوگند مي خورند تا شما را راضى و خشنود سازند ، در صورتى كه اگر مؤمن بودند ، شايسته تر آن بود كه خدا و رسولش را خشنود كنند . « 62» آيا ندانسته اند كه هر كس با خدا و رسولش دشمنى و مخالفت كند ، مسلماً آتش دوزخ براى اوست كه در آن جاودانه است ; اين [ همان ] رسوايى بزرگ است . « 63» منافقان از اينكه سوره اى بر ضدشان نازل شود كه آنان را از اسرارى كه [ در جهت دشمنى با خدا ، پيامبر ، مؤمنان و حكومت اسلامي ] در دل هايشان وجود دارد ، آگاه نمايد اظهار ترس و نگرانى مي كنند ; بگو : مسخره كنيد ، خدا آنچه را از آن بيمناك و نگرانيد ، آشكار خواهد كرد . « 64» و اگر [ نسبت به اعمال ناهنجار و گفتار باطلشان ] از آنان بازخواست كنى ، قاطعانه مي گويند: فقط شوخى وبازى كرديم ! بگو : آيا خدا وآيات او و پيامبرش را مسخره مي كرديد ؟ ! « 65» [ بگو : نسبت به اعمال و گفتارتان ] عذرخواهى نكنيد كه [ عذرخواهى شما را پايه واساسى نيست] يقيناً شما پس از ايمانتان كافر شديد ; اگر از گروهى از شما [ كه تابع و دنباله رو بوديد ] درگذريم ، گروه ديگر را [ كه سردمداران برنامه هاى منافقانه بودند ] به سبب آنكه همواره [ در جامعه اسلامي ] دست به جرم و خطا مي زدند ، قطعاً عذاب مي كنيم . « 66» مردان و زنان منافق همانند و مشابه يكديگرند ، به كار بد فرمان مي دهند و از كار نيك باز مي دارند و از انفاق در راه خدا امساك مي ورزند ، خدا را فراموش كردند و خدا هم آنان را [ از لطف و رحمت خود ] محروم كرد ; يقيناً منافقانند كه فاسق اند . « 67» خدا آتش دوزخ را به مردان و زنان منافق و كافران وعده داده ، در آن جاودانه اند ، همان براى آنان بس است و خدا لعنتشان كرده و براى آنان عذابى پايدار است . « 68» [ همه شما منافقان و كافران در نفاق و كفر ] مانند كسانى هستيد كه پيش از شما بودند ; آنان از شما نيرومندتر و اموال و فرزندانشان بيشتر بود ; آنان از سهمشان [ كه در دنيا از نعمت هاى خدا داشتند در امور باطل ]بهره گرفتند ; پس شما نيز از سهمتان همان گونه كه آنان از سهمشان بهره گرفتند بهره گرفتيد ، و به صورتى كه [ آنان در شهواتشان ] فرو رفتند فرو رفتيد ; اينانند كه اعمالشان در دنيا و آخرت تباه و بى اثر است و در حقيقت اينانند كه زيانكارند . « 69»


اينان صحابه عادلند؟؟؟!!!
آيا وقت آن نرسيده كه اهل سنت دست از توهين به شعور مسلمانان بردارند؟

yar-mahdi
Wednesday 9 May 2007, 03:25PM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم

با تشکر از جناب عبدالامیر به خاطر آوردن آیاتی از قرآن ، نکته ای را به عرض می رسانم .

بنده مدتی با یکی از اهل سنت پیرامون عدالت صحابه گفتگو می کردم و به نتایجی رسیدم که فکر می کنم دیگر دوستان شیعه و حتی اهل سنت خوب است آن را بشنوند .

ببینید ما شیعیان وقتی می گوییم عدالت صحابه ، یک چیزی در ذهنمان تداعی می شود و وقتی اهل سنت می گویند عدالت صحابه ، چیز دیگری را قصد می کنند .
عدالت صحابه تشکیل شده از دو واژه ی عدالت و صحابه . تعریفی که اهل سنت از عدالت دارند چیزی شبیه عصمت نیست که فرد گناه یا اشتباه نکند . همین طور وقتی می گویند صحابه ، منافق و مرتد را داخل آن نمی دانند .
برای خود من این نتیجه ی بسیار مهمی داشت و آن هم این که اول سعی کنم مفاهیم دینی را در مذهب یا دین دیگر خوب بفهمم ، سپس راجع به آن اظهار نظر کنم . متاسفانه اکثر اهل سنت در برابر مفاهیمی هم چون توسل ، علم غیب یا مسائلی از این دست ، درک درستی از آن چه شیعه می گوید ندارند ؛ همان طور که - با عرض پوزش ! - بیشتر شیعیان درک درستی از عدالت صحابه ندارند .

بنابراین توصیه ام به همه ی مسلمانان از فِرَق مختلف این است که اول یکدیگر را خوب بفهمند .

ذکر یک نکته را لازم می دانم و آن این که اشتباه نشود ! بنده همان تعریفی را که خود اهل سنت از عدالت صحابه دارند نیز قبول ندارم و بر تعاریف آنان اشکالاتی را وارد می دانم .
والسلام

عبدالامير
Wednesday 9 May 2007, 07:32PM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم

با تشکر از جناب عبدالامیر به خاطر آوردن آیاتی از قرآن ، نکته ای را به عرض می رسانم ....

با سلام و تشكر از راهنمايي شما
اولا آنچه بنده نوشتم در جواب تئوري عدالت صحابه ، از نوعي كه كاربر " اهل سنت " آنرا مطرح كرد ، مي باشد .
ثانيا لطفا در صورت امكان چكيده اي از ماحصل بحث خود با آن فرد سني را بفرمائيد تا اين مطلب براي بنده و سايرين بيشتر روشن شود و ديدگاه دقيق اهل سنت در اين مورد را كاملا بدانيم .
يا علي
التماس دعا

lboodl
Saturday 12 May 2007, 08:29AM
آیا یک نماز خواندن ارزش دروغ بستن به پیامبر را دارد؟ یا مسئله ای همچون غصب خلافت؟
ابوبکری که در زمان حیات رسول خدا به ایشان دروغ می بندد بعد از رحلت ایشان چه غوغایی در جعل حدیث برپا خواهد نمود؟!

چطور نماز جماعت به پیش نمازی ابوبکر باعث فتنه ای بزرگ در اسلام می شود؟ مگر آنها نماز را جهت تقرب بسوی خدا نمی خواندند؟!!!!
آیا کسی که لیاقت برای پیش نمازی دو رکعت نماز را ندارد و پیامبر با آن شدت آنرا از محراب بیرون می اندازد لیاقت جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله را دارد؟

puyan
Friday 1 June 2007, 02:06AM
صحابه و قرآن:
توبه
16) إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ «45» http://www.erfan.ir/farsi/quran/quran_proj/display/images/jo_he_che.jpgوَلَوْ أَرَادُواْ الْخُرُوجَ لأَعَدُّواْ لَهُ عُدَّةً وَلَـكِن كَرِهَ اللّهُ انبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُواْ مَعَ الْقَاعِدِينَ «46» لَوْ خَرَجُواْ فِيكُم مَّا زَادُوكُمْ إِلاَّ خَبَالاً ولأَوْضَعُواْ خِلاَلَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ «47»
لَقَدِ ابْتَغَوُاْ الْفِتْنَةَ مِن قَبْلُ وَقَلَّبُواْ لَكَ الأُمُورَ حَتَّى جَاء الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللّهِ وَهُمْ كَارِهُونَ «48» وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ ائْذَن لِّي وَلاَ تَفْتِنِّي أَلاَ فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُواْ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ «49» إِن تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُواْ قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِن قَبْلُ وَيَتَوَلَّواْ وَّهُمْ فَرِحُونَ «50» قُل لَّن يُصِيبَنَا إِلاَّ مَا كَتَبَ اللّهُ لَنَا هُوَ مَوْلاَنَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ «51» قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَن يُصِيبَكُمُ اللّهُ بِعَذَابٍ مِّنْ عِندِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُواْ إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ «52» قُلْ أَنفِقُواْ طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَّن يُتَقَبَّلَ مِنكُمْ إِنَّكُمْ كُنتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ «53» وَمَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلاَّ أَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلاَ يَأْتُونَ الصَّلاَةَ إِلاَّ وَهُمْ كُسَالَى وَلاَ يُنفِقُونَ إِلاَّ وَهُمْ كَارِهُونَ «54» فَلاَ تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلاَ أَوْلاَدُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ «55» وَيَحْلِفُونَ بِاللّهِ إِنَّهُمْ لَمِنكُمْ وَمَا هُم مِّنكُمْ وَلَـكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ «56» لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغَارَاتٍ أَوْ مُدَّخَلاً لَّوَلَّوْاْ إِلَيْهِ وَهُمْ يَجْمَحُونَ «57» وَمِنْهُم مَّن يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُواْ مِنْهَا رَضُواْ وَإِن لَّمْ يُعْطَوْاْ مِنهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ «58» وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوْاْ مَا آتَاهُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ سَيُؤْتِينَا اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللّهِ رَاغِبُونَ «59» http://www.erfan.ir/farsi/quran/quran_proj/display/images/jo_he_che.jpgإِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاء وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ «60» وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيِقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَّكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ آمَنُواْ مِنكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ «61» يَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَاللّهُ وَرَسُولُهُ أَحَقُّ أَن يُرْضُوهُ إِن كَانُواْ مُؤْمِنِينَ «62» أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّهُ مَن يُحَادِدِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ «63» يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِي قُلُوبِهِم قُلِ اسْتَهْزِؤُواْ إِنَّ اللّهَ مُخْرِجٌ مَّا تَحْذَرُونَ «64» وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِؤُونَ «65» لاَ تَعْتَذِرُواْ قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ إِن نَّعْفُ عَن طَآئِفَةٍ مِّنكُمْ نُعَذِّبْ طَآئِفَةً بِأَنَّهُمْ كَانُواْ مُجْرِمِينَ «66» الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُواْ اللّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ «67» وَعَدَ الله الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا هِيَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ «68» كَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ كَانُواْ أَشَدَّ مِنكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالاً وَأَوْلاَدًا فَاسْتَمْتَعُواْ بِخَلاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُم بِخَلاَقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ بِخَلاَقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُواْ أُوْلَـئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الُّدنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ «69»

فقط كسانى از تو اجازه ترك جهاد مي خواهند كه به خدا و روز قيامت ايمان ندارند و دل هايشان [ در انجام فرمان هاى حق ] دچار ترديد است و همواره در ترديدشان سرگردانند . « 45» و اگر براى بيرون رفتن [ به سوى ميدان نبرد ] تصميم جدّى داشتند ، مسلماً براى آن ساز و برگ آماده مي كردند ، ولى خدا [ به سبب سستى اراده و نفاقشان ] برانگيختن آنان را [ به سوى ميدان نبرد ] خوش نداشت ، پس آنان را از حركت بازداشت ، و [ انگار به آنان ] گفته شد : با نشستگان [ در خانه ها كه به علتى معذور از جنگند ] بنشينيد . « 46» اگر [ هم ] با شما بيرون مي آمدند ، جز شرّ و فساد به شما نمي افزودند و مسلماً خود را براى سخن چينى [ و نمّامي ] در ميان شما قرار مي دادند تا [ براى از هم گسستن شيرازه سپاه اسلام ] فتنه جويى كنند و در ميان شما جاسوسانى براى آنان هستند [ كه به نفعشان خبرچينى مي كنند ] ; و خدا به ستمكاران داناست . « 47»
قطعاً پيش از اين هم فتنه جويى مي كردند و امور را بر تو وارونه و دگرگون مي ساختند ، تا آنكه [ يارىِ ] حق آمد و فرمان خدا [ كه تحقّق پيروزى و موفقيت شماست ] آشكار شد ، در حالى كه آنان خوش نداشتند . « 48» و از منافقان كسانى هستند كه مي گويند : ما را اجازه ترك نبرد ده و به فتنه و گناه دچار مكن . آگاه باش كه [ آنان با اين درخواست ناهنجارشان ] به فتنه و گناه افتاده اند ; و يقيناً دوزخ بر كافران احاطه دارد . « 49» اگر [ در ميدان نبرد ] پيروزى و غنيمت به تو رسد ، غمگينشان مي كند ، و اگر تو را آسيب و زيانى رسد ، مي گويند : ما پيش از اين تصميم خود را [ بر شركت نكردن در جنگ ] گرفته بوديم [ و احتياط را از دست نداديم ] و در حالى كه خوشحال و شادمانند [ به خانه و زندگى و به سوى امور مادى ]بازمي گردند . « 50» بگو : هرگز به ما جز آنچه خدا لازم و مقرّر كرده ، نخواهد رسيد ، او سرپرست و يار ماست و مؤمنان فقط بايد بر خدا توكل كنند . « 51» بگو : آيا درباره ما جز يكى از دو نيكى [ پيروزى يا شهادت ] را انتظار مي بريد ؟ در صورتى كه ما درباره شما انتظار مي بريم كه خدا از سوى خود يا به دست ما عذابى به شما برساند ; پس انتظار بريد كه ما هم با شما منتظريم . « 52» بگو : [ اى منافقان ! ] چه از روى ميل و رغبت يا بى ميلى و اكراه انفاق كنيد ، هرگز از شما پذيرفته نشود ; زيرا شما گروهى فاسق هستيد . « 53» هيچ چيز آنان را از پذيرفته شدن انفاقشان بازنداشت ، مگر آنكه آنان به خدا و پيامبرش كافر شدند، و نماز را جز با كسالت وسستى به جا نمي آورند ، و جز با بى ميلى و ناخشنودى انفاق نمي كنند . « 54» اموال و فرزندانشان تو را به شگفت نياورد ; خدا مي خواهد آنان را در اين زندگى دنيا به وسيله آنها عذاب كند ، و جانشان در حالى كه كافرند بيرون رود . « 55» [ با كمال بى شرمي ] به خدا سوگند ياد مي كنند كه حتماً از زمره شمايند ; در صورتى كه از شما نيستند ، بلكه گروهى اند كه از شما [ به سبب ايمان استوارتان ] در اضطراب و ترس به سر مي برند . « 56» اگر پناهگاهى يا غارهايى يا گريزگاهى مي يافتند ، شتابان به سوى آنها روى مي آوردند . « 57» برخى از آنان نسبت به [ تقسيم ] صدقات بر تو خرده مي گيرند ، پس اگر از صدقات به آنان داده شود خشنود مي شوند ، و اگر داده نشود ، ناگاه خشمگين مي شوند . « 58» و اگر آنان به آنچه خدا و پيامبرش به ايشان عطا كرده اند ، خشنود مي شدند و مي گفتند : خدا ما را بس است ; خدا و پيامبرش به زودى از فضل و احسان خود به ما عطا مي كنند [ و ] ما فقط به سوى خدا مايل و علاقمنديم [ براى آنان بهتر بود . ] « 59» صدقات ، فقط ويژه نيازمندان و تهيدستان [ زمين گير ] و كارگزاران [ جمع و پخش آن ] و آنانكه بايد [ به خاطر تمايل به اسلام ] قلوبشان را به دست آورد ، و براى [ آزادى ] بردگان و [ پرداخت بدهى ] بدهكاران و [ هزينه كردن ]در راه خدا [ كه شامل هر كار خير و عام المنفعه مي باشد ] و در راه ماندگان است ; [ اين احكام ] فريضه اى از سوى خداست ، و خدا دانا و حكيم است . « 60» و از منافقان كسانى هستند كه همواره پيامبر را آزار مي دهند ، و مي گويند : شخص زود باور و نسبت به سخن اين و آن سراپا گوش است . بگو : او در جهت مصلحت شما سراپا گوش و زود باور خوبى است ، به خدا ايمان دارد و فقط به مؤمنان اعتماد مي ورزد ، و براى كسانى از شما كه ايمان آورده اند ، رحمت است ، و براى آنانكه همواره پيامبر خدا را آزار مي دهند ، عذابى دردناك است . « 61» آنان براى شما [ از روى حيله و تزوير براى معذور نشان دادن خود نسبت به كارهاى ناهنجارشان ] به خدا سوگند مي خورند تا شما را راضى و خشنود سازند ، در صورتى كه اگر مؤمن بودند ، شايسته تر آن بود كه خدا و رسولش را خشنود كنند . « 62» آيا ندانسته اند كه هر كس با خدا و رسولش دشمنى و مخالفت كند ، مسلماً آتش دوزخ براى اوست كه در آن جاودانه است ; اين [ همان ] رسوايى بزرگ است . « 63» منافقان از اينكه سوره اى بر ضدشان نازل شود كه آنان را از اسرارى كه [ در جهت دشمنى با خدا ، پيامبر ، مؤمنان و حكومت اسلامي ] در دل هايشان وجود دارد ، آگاه نمايد اظهار ترس و نگرانى مي كنند ; بگو : مسخره كنيد ، خدا آنچه را از آن بيمناك و نگرانيد ، آشكار خواهد كرد . « 64» و اگر [ نسبت به اعمال ناهنجار و گفتار باطلشان ] از آنان بازخواست كنى ، قاطعانه مي گويند: فقط شوخى وبازى كرديم ! بگو : آيا خدا وآيات او و پيامبرش را مسخره مي كرديد ؟ ! « 65» [ بگو : نسبت به اعمال و گفتارتان ] عذرخواهى نكنيد كه [ عذرخواهى شما را پايه واساسى نيست] يقيناً شما پس از ايمانتان كافر شديد ; اگر از گروهى از شما [ كه تابع و دنباله رو بوديد ] درگذريم ، گروه ديگر را [ كه سردمداران برنامه هاى منافقانه بودند ] به سبب آنكه همواره [ در جامعه اسلامي ] دست به جرم و خطا مي زدند ، قطعاً عذاب مي كنيم . « 66» مردان و زنان منافق همانند و مشابه يكديگرند ، به كار بد فرمان مي دهند و از كار نيك باز مي دارند و از انفاق در راه خدا امساك مي ورزند ، خدا را فراموش كردند و خدا هم آنان را [ از لطف و رحمت خود ] محروم كرد ; يقيناً منافقانند كه فاسق اند . « 67» خدا آتش دوزخ را به مردان و زنان منافق و كافران وعده داده ، در آن جاودانه اند ، همان براى آنان بس است و خدا لعنتشان كرده و براى آنان عذابى پايدار است . « 68» [ همه شما منافقان و كافران در نفاق و كفر ] مانند كسانى هستيد كه پيش از شما بودند ; آنان از شما نيرومندتر و اموال و فرزندانشان بيشتر بود ; آنان از سهمشان [ كه در دنيا از نعمت هاى خدا داشتند در امور باطل ]بهره گرفتند ; پس شما نيز از سهمتان همان گونه كه آنان از سهمشان بهره گرفتند بهره گرفتيد ، و به صورتى كه [ آنان در شهواتشان ] فرو رفتند فرو رفتيد ; اينانند كه اعمالشان در دنيا و آخرت تباه و بى اثر است و در حقيقت اينانند كه زيانكارند . « 69»


اينان صحابه عادلند؟؟؟!!!
آيا وقت آن نرسيده كه اهل سنت دست از توهين به شعور مسلمانان بردارند؟