PDA

نمايش نسخه نهائي : سخن حقی که به زبان عمر آمد


بریا
Saturday 14 April 2007, 01:26PM
از امام زین العابدین علیه السلام روایتست که روز جمعه ای عمربن خطاب در منبر بود که پدرم حسین ابن علی علیه السلام داخل مسجد رسول خدا شدند ، امام حسین علیه السلام مقابل عمر ایستاده و فرمودند ( انزل عن منبر ابی)) یعنی فرود آی از منبر پدر من که تو شایسته و لایق این مکان نیستی . عمر به گریه افتاد وگفت:راست گفتی ای حسین که این منبر پدر توست نه منبر پدر من .ودر آنروز که علی علیه السلام نیز در مسجد حاضر بودند فرمودند : ای عمر خیال نکنی که آنچه حسین علیه السلام گفت به تعلیم من بود ، واین گفته به سخن و فرموده من به ظهور نیامد .
عمر گفت: راست گفتی یا اباالحسن من تو را باین متهم نمیسازم . آنگاه عمر از بالای منبر فرود آمدوحضرت امام حسین علیه السلام را بر داشت و بر بالای منبر برد و به یک جانب خود جای داد و خطبه می خواند.آنگاه گفت ای حاضران بدانید و آگاه باشید که من از رسول خدا (ص) شنیده ام که عترت و اهل بیت مرا محترم و مکرم دارید و ایشان را میازارید ، لعنت خدا بر کسی باد که ایشان را آزار کند :smile39: :smile39: :smile39: :smile39: :smile39: :smile39: :smile39: :smile39: :smile39:

غربت
Saturday 14 April 2007, 02:20PM
دستت بى بلا
إنما وليكم الله ورسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة ويؤتون الزكاة وهم راكعون.

ديوونه
Saturday 14 April 2007, 02:49PM
اما چه کسی به این حرف گوش کرد؟
فقط می گویند رسول خدا... رسول خدا روحی فداه که اینقدر در نزد خدا اجر و قرب دارد دخترش فاطمه زهرا سلام الله علیها چگونه شهید شد؟
قبرش کجاست؟
اگر هست که کجاست و اگر نیست برای چه معلوم نیست؟!

عبدالحسین
Monday 16 April 2007, 03:59PM
:smile07: لعن الله قاتلیک یا زهرا(س)