غربت
Thursday 12 April 2007, 10:06PM
زمان خلافت عمر بن خطّاب بود ، سپاه اسلام به سرزمين هاى ايران آمد و پس از جنگها ، سر انجام ايران را فتح كرده و تحت پرچم اسلام در آوردند ، وبا فرار و سپس كشته شدن يزد جرد سوّم ، حكومت ساسانيان منقرض شد .
سپاهيان اسلام وقتى به مدينه باز گشتند ، گروهى ايراني ( از زن ومرد ) را كه اسير كرده بودند ، همراه ود به مدينة آوردند .
عمر ، تصميم گرفت كه از زنان را ( به عنوان كنيز وبرده ) بفروشند ، ومردان را برده وغلام مردم عرب ، قرار دهند ، وهمانند افراد بيمار وناتوان وپير را ، بر دوش خود حمل كنند ودر دور كعبه طواف دهند .
امير مؤمنان علي (ع) كه در آنجا حاضر بود فرمود : پيامبر (صلى) فرمود : بزرگان قوم را ـ هر چند با شما مخالفت كنند ـ احترام كنيد وگرامي بداريد ، و اين مردم فارس ( ايراني ) افراد آگاه و بزرگوار هستند ، كه اسلام را با ميل ، پذيرفتند وتسليم حكومت اسلامي شدند ، من به مقدار حقّ خود بنى هاشم ، آنها را آزاد كردم .
مهاجران وانصار به آن حضرت گفتند : ما حقّ خود را به شما اى برادر رسول خدا (صلى) بخشيديم .
إمام علي (ع) عرض كرد : خداوند گواه باش ، اينها پذيرفتم واسيران را آزاد نمودم .
عمر گفت : علي ابن ابى طالب (ع) از ما سبقت گرفت ، وعزم مرا در مورد عجم ها نقص كرد به اين ترتيب بنابر اين شد كه حكم على (ع) در مورد اسيران ، اجرا گردد .
در اين ميان ، جمعي از دختران وبستگان شاهان ايران كه آزاد شده بودند اظهار تمايل كردند كه ازدواج كنند .
امير مؤمنان علي (ع) فرمود : آنها را در انتخاب همسر ، آزاد بگذاريد ، در مود ( شهربانو ) دختر يزدجرد سوّم آخرين شاه ساساني خواستگاران متعددى اظهار خواستگارى كردند شرمسارى وحياى او موجب شد كه پسخ منفى داد ، به او گفته شد اى خانمى كه در ميان خاندانت ، بزرگ بودى ، در ميان اين خواستگاران ، كدام را برمى گزيني ؟!
آيا مى خواهى شوهر كنى ؟!
او سكوت كرد . امير مؤمنان على (ع) فرمود : راضى شد وسكوتش حاكى از رضايت اصل ازدواج است اينكـ بايد يكى از خواستگاران را به عنوان شوهر ، با زبان قرار كند .
شهربانو گفت : من در ميان خواستگاران هرگز نور پر فروغ وشهاب درخشنده يعنى حسين (ع) را با ديگران ، هم سطح قرار نمى دهم ، اگر در واقع در انتخاب آزاد هستم . علي (ع) فرمود : چه كسى را ولىّ و وكيل خود قرار مى دهى ؟ شهربانو گفت : شما را .
امام علي (ع) حذيفة بن يمان را مأمور كرد كه عقد ازدواج او را با حسين (ع) منعقد نمايد ، حذيفه اين مأموريت را انجام داد
اما سجاد (ع) از اين بانو متوّلد شد وگويند كه پيش از چند روز از توّلد امام سجّاد (ع) نمى گذشت ، شهربانو از دنيا رفت .
وطبق نقل ديگر امام علي (ع) خواهر شهربانو را همسر محمد بن ابوبكر نمود وقاسم بن محمد بن ابوبكر از آن بانو متوّلد شد بنابراين قاسم وامام سجّاد (ع) پسر خاله هستند جالب اينكه دخترقاسم كه أم فروة نام داشت همسر امام باقر (ع) شد وامام صادق (ع) از او متوّلد گرديد.
علي جمالي ـ بحرين
سپاهيان اسلام وقتى به مدينه باز گشتند ، گروهى ايراني ( از زن ومرد ) را كه اسير كرده بودند ، همراه ود به مدينة آوردند .
عمر ، تصميم گرفت كه از زنان را ( به عنوان كنيز وبرده ) بفروشند ، ومردان را برده وغلام مردم عرب ، قرار دهند ، وهمانند افراد بيمار وناتوان وپير را ، بر دوش خود حمل كنند ودر دور كعبه طواف دهند .
امير مؤمنان علي (ع) كه در آنجا حاضر بود فرمود : پيامبر (صلى) فرمود : بزرگان قوم را ـ هر چند با شما مخالفت كنند ـ احترام كنيد وگرامي بداريد ، و اين مردم فارس ( ايراني ) افراد آگاه و بزرگوار هستند ، كه اسلام را با ميل ، پذيرفتند وتسليم حكومت اسلامي شدند ، من به مقدار حقّ خود بنى هاشم ، آنها را آزاد كردم .
مهاجران وانصار به آن حضرت گفتند : ما حقّ خود را به شما اى برادر رسول خدا (صلى) بخشيديم .
إمام علي (ع) عرض كرد : خداوند گواه باش ، اينها پذيرفتم واسيران را آزاد نمودم .
عمر گفت : علي ابن ابى طالب (ع) از ما سبقت گرفت ، وعزم مرا در مورد عجم ها نقص كرد به اين ترتيب بنابر اين شد كه حكم على (ع) در مورد اسيران ، اجرا گردد .
در اين ميان ، جمعي از دختران وبستگان شاهان ايران كه آزاد شده بودند اظهار تمايل كردند كه ازدواج كنند .
امير مؤمنان علي (ع) فرمود : آنها را در انتخاب همسر ، آزاد بگذاريد ، در مود ( شهربانو ) دختر يزدجرد سوّم آخرين شاه ساساني خواستگاران متعددى اظهار خواستگارى كردند شرمسارى وحياى او موجب شد كه پسخ منفى داد ، به او گفته شد اى خانمى كه در ميان خاندانت ، بزرگ بودى ، در ميان اين خواستگاران ، كدام را برمى گزيني ؟!
آيا مى خواهى شوهر كنى ؟!
او سكوت كرد . امير مؤمنان على (ع) فرمود : راضى شد وسكوتش حاكى از رضايت اصل ازدواج است اينكـ بايد يكى از خواستگاران را به عنوان شوهر ، با زبان قرار كند .
شهربانو گفت : من در ميان خواستگاران هرگز نور پر فروغ وشهاب درخشنده يعنى حسين (ع) را با ديگران ، هم سطح قرار نمى دهم ، اگر در واقع در انتخاب آزاد هستم . علي (ع) فرمود : چه كسى را ولىّ و وكيل خود قرار مى دهى ؟ شهربانو گفت : شما را .
امام علي (ع) حذيفة بن يمان را مأمور كرد كه عقد ازدواج او را با حسين (ع) منعقد نمايد ، حذيفه اين مأموريت را انجام داد
اما سجاد (ع) از اين بانو متوّلد شد وگويند كه پيش از چند روز از توّلد امام سجّاد (ع) نمى گذشت ، شهربانو از دنيا رفت .
وطبق نقل ديگر امام علي (ع) خواهر شهربانو را همسر محمد بن ابوبكر نمود وقاسم بن محمد بن ابوبكر از آن بانو متوّلد شد بنابراين قاسم وامام سجّاد (ع) پسر خاله هستند جالب اينكه دخترقاسم كه أم فروة نام داشت همسر امام باقر (ع) شد وامام صادق (ع) از او متوّلد گرديد.
علي جمالي ـ بحرين