نمايش نسخه نهائي : دوستی در راه خدا و دشمنی در راه خدا
lboodl
Thursday 12 April 2007, 12:45PM
بسم الله الرحمن الرحیم
الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم اجمعین
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ يَحْيَى فِيمَا أَعْلَمُ عَنْ عَمْرِو بْنِ مُدْرِكٍ الطَّائِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِأَصْحَابِهِ أَيُّ عُرَى الْإِيمَانِ أَوْثَقُ فَقَالُوا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ وَ قَالَ بَعْضُهُمُ الصَّلَاةُ وَ قَالَ بَعْضُهُمُ الزَّكَاةُ وَ قَالَ بَعْضُهُمُ الصِّيَامُ وَ قَالَ بَعْضُهُمُ الْحَجُّ وَ الْعُمْرَةُ وَ قَالَ بَعْضُهُمُ الْجِهَادُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِكُلِّ مَا قُلْتُمْ فَضْلٌ وَ لَيْسَ بِهِ وَ لَكِنْ أَوْثَقُ عُرَى الْإِيمَانِ الْحُبُّ فِي اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِي اللَّهِ وَ تَوَالِي أَوْلِيَاءِ اللَّهِ وَ التَّبَرِّي مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ (الكافي ج : 2 ص : 125)
از امام صادق علیه السلام روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله به اصحابشان فرمودند: کدامیک از رشته های ایمان محکمتر است. اصحاب پاسخ دادند که خدا و رسولش داناترند و عده ای گفتند نماز، عده ای دیگر گفتند زکات، بعضی گفتند روزه، بعضی دیگر گفتند حج و عمره، و عده ای دیگر گفتند جهاد. پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند همه چیزهایی که شما گفتید دارای فضیلت هستند، ولی محکمترین رشته ایمان دوستی برای خدا و دشمنی برای خدا و دوست داشتن اولیاء خدا و بیزاری از دشمنان خداست.
عن أبي بردة قال قال رسول الله ص و نحن جلوس ذات يوم و الذي نفسي بيده لا يزول قدم عبد يوم القيامة حتى يسأله الله تبارك و تعالى عن أربع عن عمره فيم أفناه و عن جسده فيم أبلاه و عن ماله مم اكتسبه و فيم أنفقه و عن حبنا أهل البيت فقال له عمر بن الخطاب فما آية حبكم من بعدكم قال فوضع يده على رأس علي ع و هو إلى جانبه فقال إن حبي من بعدي حب هذا (كشفاليقين ص : 228)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: قسم به کسی که جانم بدست اوست روز قیامت بنده قدم از قدم بر نمیدارد تا اینکه خداوند از او در مورد چهار چیز سوال نماید. از عمرش که در چه راهی فنا نموده و از بدنش که چگونه آنرا فرسوده کرده و از مالش که در چه راهی آنرا بدست آورده و در چه راهی مصرف نموده است و از دوستی ما اهل بیت(ع). پس عمر گفت نشانه دوستی شما بعد از شما چیست؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله دستشان را بر سر امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام که در کنار ایشان بودند، قرار دادند و فرمودند همانا دوستی با من بعد از من دوستی و حب این است.
با سلام
با توجه به اهمیت مسئله تولی و تبری در دین که از محکمترین رشته های ایمان است و همچنین با عنایت به اینکه مشخص شد که محب و دوستی ما باید معطوف به چه کسانی باشد و لزوم شناختن دشمنان خدا جهت تبری و بیزاری از آنها، اینجانب جهت شناخت افراد خیانتکار و به ظاهر مسلمان از صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله این موضوع را باز کردم که انشاء الله دوستی و بیزاری در مسیر صحیح خود قرار داده و از دشمنان خدا و منافقین آگاهانه تبری بجوییم.
وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ (سوره مبارکه بقره آیه 14)
و هنگامى كه افراد باايمان را ملاقات مىكنند، و مىگويند: «ما ايمان آوردهايم!» (ولى) هنگامى كه با شيطانهاى خود خلوت مىكنند، مىگويند: «ما با شمائيم! ما فقط (آنها را) مسخره مىكنيم!»
lboodl
Thursday 12 April 2007, 12:48PM
بسم الله الرحمن الرحیم
الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم اجمعین
توهین عمر به رسول خدا صلی الله علیه و آله:
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه وآله در بستر بیماری بودند و آخرین لحظات عمر شریفشان را سپری می کردند فرمودند قلم و کاغذی برای من بیاورید که چیزی برایتان بنویسم که بعد از این هرگز گمراه نشوید.
عمر فهمید که رسول خدا راجع به موضوع خلافت امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام میخواهد مطلب بنویسد با گفتن جمله کفر آمیز "ان الرجل لیهجر"(این مرد هذیان می گوید <مسند احمد حنبل ج 1 ص 355>) و ایجاد صر و صدا مانع از نوشتن کلام گهر بار رسول خدا صلی الله علیه و آله شد.
آیا عمر این آیات را نخوانده بود؟!!!!!
وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى *إِنْ هُوَ إِلا وَحْيٌ يُوحَى *(سوره مبارکه نجم 3و4)
و هرگز از روى هواى نفس سخن نمىگويد! آنچه مىگويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست!
وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ (سوره حشر آیه ٧)
آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا كنيد)، و از آنچه نهى كرده خوددارى نماييد; و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد كه خداوند كيفرش شديد است!
اگر نخوانده بود پس چنین شخصی که حتی یک بار قرآن را نخواند چطور میگوید "حسبنا کتاب الله" و می خواهد با این شعار بر مردم حکومت کند !!!
و اگر خوانده بود پس به آنها ایمان نداشت که اینچنین نسبتی به رسول خدا صلی الله علیه و آله داده است. آیا اینچنین شخصی لایق جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله می باشد.
الا لعنة الله علی القوم الظالمین
وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ (سوره مبارکه بقره آیه 14)
و هنگامى كه افراد باايمان را ملاقات مىكنند، و مىگويند: «ما ايمان آوردهايم!» (ولى) هنگامى كه با شيطانهاى خود خلوت مىكنند، مىگويند: «ما با شمائيم! ما فقط (آنها را) مسخره مىكنيم!»
hady
Thursday 12 April 2007, 11:30PM
كاربر hady
از درج محتواي غير مرتبط به عنوان گفتگو و اهانت و تمسخر ساير كاربران خودداري نماييد . در صورت تكرار شناسه شما در باشگاه با محدوديت نوشتاري مواجه خواهد گشت .
از عبدالله بن طلحه روایت شده که گفت: از ابوعبدالله صادق علیه السلام درباره مارمولک (چلپاسه) پرسیدم. گفت: پلید است و همه انواعش از حیواناتی بشمار می روند که مسخ شده اند! پس چون آن را کشتی غسل کن! سپس امام صادق گفت: پدرم در حجر اسماعیل نشسته بود و مردی با وی بود که با پدرم صحبت می کرد، ناگاه مارمولکی را دید که از زبانش صدایی بر می آورد، پدرم به آنمرد گفت: آیا میدانی که این مارمولک چه می گوید؟ آنمرد پاسخ داد:خیر، نمی دانم چه می گوید. پدرم گفت: او (مارمولک) می گوید: بخدا قسم اگر عثمان را دشنام دهید تا هنگامی که این مرد(امام باقر) از اینجا برخیزد، من علی(ع) را دشنام خواهم داد!! آنگاه (امام صادق) گفت، پدرم فرمود: هیچیک از بنی امیه نمی میرد مگر آنکه بصورت مارمولکی مسخ می شود...»!!:smile21: :smile21: :smile21: و ...
حق جو
Friday 13 April 2007, 01:21AM
جناب هادی ( موحد سابق )
سوره مائده آیه 60
قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذَلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولَئِكَ شَرٌّ مَكَانًا وَأَضَلُّ عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ
آیا شما را آگاه سازم که کدام قوم را نزد خدا بدترین پاداش است؟ کسانی که خدا بر آنها لعنت و غضب کرده و آنان را به بوزینه و خوک مسخ نموده و آنکس که بنگی شیطان کرد این گروه نزد خدا بدترین منزلت را دارند و آنها گمراهترین مردم از راه راست هستند.
مسخره کردن مسخ انسان بصورت حیوان در واقع مسخره کرده قران است چرا که قران از مسخ انسانها بصورت حیوان ( بوزینه، خوک و.. . ) سخن گفته است.
اگر قرار است اهل یک شهر فقط به علت ماهیگیری در روز شنبه مسخ شوند ( آیات 163-166 سوره اعراف ) بدون شک دشمنی با اهل بیت به مسخ و عقوبتی سختتر از آن منجر می شود بنا بر این توصیه می کنم هر روز قیافه خودتان را در آینه کنترل کنید!
در باره عثمان و سایر بنی امیه هم توجه شما را به این آیه جلب می کنم :
وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلا طُغْيَانًا كَبِيرًا (٦٠)
ای پیامبر بیاد آور وقتی را که به تو گفتیم خدا به همه مردم احاطه دارد و آنچه در رویا به تو نمایاندیم نیست مگر برای آزمایش مردم و آن درختی است که در قران مورد لعنت قرار گرفته است. ما آنها را می ترسانیم اما جز سر پیچی و انکار شدید به آنها نمی افزاید.
پیامبر در باره این آیه و آنچه در رویا دیده بود فرمود: شجره ملعونه در قران بنی امیه هستند و در خواب منبرم را دیدم که پس از من بوزینه ها از آن بالا می رفتند....
بنا بر آیه 60 سوره مائده غضب و لعنت خدا موجب مسخ می شود و در اینکه خدا و پیامبر بنی امیه را لعنت کرده اند شک و شبهه ای نیست پس بنی امیه در زمان حیاتشان ( بر منبر پیامبر ) مسخ شده اند اما مسخ باطنی .
hady
Friday 13 April 2007, 03:35AM
در اصل توسط حق جو نوشته شده است:
سوره مائده آیه 60
قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذَلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولَئِكَ شَرٌّ مَكَانًا وَأَضَلُّ عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ
آیا شما را آگاه سازم که کدام قوم را نزد خدا بدترین پاداش است؟ کسانی که خدا بر آنها لعنت و غضب کرده و آنان را به بوزینه و خوک مسخ نموده و آنکس که بنگی شیطان کرد این گروه نزد خدا بدترین منزلت را دارند و آنها گمراهترین مردم از راه راست هستند.
مسخره کردن مسخ انسان بصورت حیوان در واقع مسخره کرده قران است چرا که قران از مسخ انسانها بصورت حیوان ( بوزینه، خوک و.. . ) سخن گفته است.
اگر قرار است اهل یک شهر فقط به علت ماهیگیری در روز شنبه مسخ شوند ( آیات 163-166 سوره اعراف ) بدون شک دشمنی با اهل بیت به مسخ و عقوبتی سختتر از آن منجر می شود بنا بر این توصیه می کنم هر روز قیافه خودتان را در آینه کنترل کنید!
در باره عثمان و سایر بنی امیه هم توجه شما را به این آیه جلب می کنم :
وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلا طُغْيَانًا كَبِيرًا (٦٠)
ای پیامبر بیاد آور وقتی را که به تو گفتیم خدا به همه مردم احاطه دارد و آنچه در رویا به تو نمایاندیم نیست مگر برای آزمایش مردم و آن درختی است که در قران مورد لعنت قرار گرفته است. ما آنها را می ترسانیم اما جز سر پیچی و انکار شدید به آنها نمی افزاید.
پیامبر در باره این آیه و آنچه در رویا دیده بود فرمود: شجره ملعونه در قران بنی امیه هستند و در خواب منبرم را دیدم که پس از من بوزینه ها از آن بالا می رفتند....
بنا بر آیه 60 سوره مائده غضب و لعنت خدا موجب مسخ می شود و در اینکه خدا و پیامبر بنی امیه را لعنت کرده اند شک و شبهه ای نیست پس بنی امیه در زمان حیاتشان ( بر منبر پیامبر ) مسخ شده اند اما مسخ باطنی .
با سلام
جناب حق جو
این مطالبی که آورده اید چه ربطی داره به دفاع یک مارمولک (که ظاهراً از اهالی بنی امیه بوده) از عثمان و حمله شدید لحن ایشان به علی .
راستی بدبخت جناب عثمان کارشان بکجا رسیده بود که پس از مرگشان یک مارمولک قصد دفاع از حقوقشان را داشتند؟:smile55: :smile55: :smile55:
از عبدالله بن طلحه روایت شده که گفت: از ابوعبدالله صادق علیه السلام درباره مارمولک (چلپاسه) پرسیدم. گفت: پلید است و همه انواعش از حیواناتی بشمار می روند که مسخ شده اند! پس چون آن را کشتی غسل کن! سپس امام صادق گفت: پدرم در حجر اسماعیل نشسته بود و مردی با وی بود که با پدرم صحبت می کرد، ناگاه مارمولکی را دید که از زبانش صدایی بر می آورد، پدرم به آنمرد گفت: آیا میدانی که این مارمولک چه می گوید؟ آنمرد پاسخ داد:خیر، نمی دانم چه می گوید. پدرم گفت: او (مارمولک) می گوید: بخدا قسم اگر عثمان را دشنام دهید تا هنگامی که این مرد(امام باقر) از اینجا برخیزد، من علی(ع) را دشنام خواهم داد!! آنگاه (امام صادق) گفت، پدرم فرمود: هیچیک از بنی امیه نمی میرد مگر آنکه بصورت مارمولکی مسخ می شود...»!!:smile21: :smile21: :smile21: و ...
جناب حق جو
به شما نصیحت میکنم به دستور امام صادق عمل بکنید و بعداز کشتن هر عدد مارمولک سریعاً غسل واجب را انجام بدهید وگرنه نماز و روزه تان باطل میشه.:D
حق جو
Friday 13 April 2007, 06:49PM
با سلام
جناب حق جو
این مطالبی که آورده اید چه ربطی داره به دفاع یک مارمولک (که ظاهراً از اهالی بنی امیه بوده) از عثمان و حمله شدید لحن ایشان به علی .
بنظر شما اینکه پیامبر در توضیح آیه بالا فرموده در خواب دیدم که بعد از من بنی امیه به شکل بوزینه ها از منبرم بالا می روند ربطی به عثمان ندارد ؟؟! :smile09: :smile09:
راستی بدبخت جناب عثمان کارشان بکجا رسیده بود که پس از مرگشان یک مارمولک قصد دفاع از حقوقشان را داشتند؟:smile55: :smile55: :smile55:
یک مارمولک نبوده ...مارمولکهای زیادی بوده اند...
ایراندوست
Friday 13 April 2007, 08:09PM
بیچاره خدا که اینقدر وکیل وصی روی زمین دارد!
خدا صها هزار میلیارد سیاره و ستاره دارد .فکر کنم از خیر زمین گذشته باشد!
lboodl
Friday 13 April 2007, 11:11PM
بسم الله الرحمن الرحیم
الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم اجمعین
مخالفت عمر و ابوبکر با دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله و تخلف از لشکر اسامه
حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله در آخرین روزهای حیات شریفشان فرمان آماده باش برای جنگ با رومیان صادر نمود و فرماندهی را به جوانی به نام اسامة بن زید سپرد و آنگاه شیوخ مهاجر و انصار و بزرگان از جمله ابوبکر، عمر، عثمان، عبدالرحمن بن عوف، ابوعبیده، سعد بن ابی وقاص، اسید بن حضیر، بشیر بن سعد و عده دیگری را با تصریح نام آنها خواست که تا تحت امر این فرمانده جوان به ناحیه بلقاء واقع در سرزمین شام بروند و فرمود "جَهِّزوا جیش اسامة لعن الله من تخلف عنها" یعنی اعداد کنید لشکر اسامه را لعنت خدا بر کسی که از مرافقت آن سر باز زند.(دلائل الصدق ج 3 ص 5، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 2 ص 20، مغازی ج 2 ص 1117 و ...)
با این همه تاکید حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله مبنی بر همراهی با لشکر اسامه و لعن ترک کنندگان آن، ابوبکر و عمر و عده ای از دوستانشان به بهانه دیدار با پیغمبر صلی الله علیه و آله لشکرگاه را ترک کرده و شبانه به مدینه آمدند. پیامبر صلی الله علیه و آله در صبح آن شب فرمودند"قد طرق لیلتنا هذه المدینه شرٌ عظیم" یعنی دیشب در این شهر شری بزرگ درآمد. حاضران عرض کردند چه شده یا رسول الله؟ حضرت فرمودند:"ان الذین کانوا فی جیش اسامة قد رجع منهم نفرٌ یخالفون عن امری اَلا اِنی اِلی الله منهم براءٌ ویحکم نَفِّذوا جیش اسامة" یعنی گروهی از کسانی که در لشکر اسامه بودند مخالفت امر من نمودند و از لشکر برگشتند آگاه باشید که من از ایشان بیزارم و بسوی خدا از این قوم برائت می جویم. وای بر شما لشکر اسامه را حرکت دهید.
بنظر شما چرا حضرت رسول صلی الله علیه و آله جوانی کم سن و سال را بر بزرگان مهاجر و انصار امیر قرار داد؟
آیا کسانی که لیاقت فرماندهی یک سپاه را ندارند لیاقت رهبری امت اسلامی را دارند؟
بنظر شما چرا حضرت رسول صلی الله علیه و آله هنگام ورود آنان به شهر فرمودند که شری عظیم وارد شهر شد؟ مگر آنان برای دیدار و عیادت حضرت رسول صلی الله علیه و آله نیامده بودند؟!!!!!!!!
آیا آن شر عظیمی که حضرت رسول صلی الله علیه و آله از آن نام برد ماجرای سقیفه و غصب خلافت نبود؟
بنظر شما چرا حضرت رسول صلی الله علیه و آله(بنا به گفته خود اهل سنت که سند آن ذکر گردید) تصریح به نام این عده جهت حضور در لشکر اسامه نمود؟
آیا چنین اشخاصی که مورد لعن و نفرین رسول خدا صلی الله علیه و آله بودند لیاقت و شایستگی جانشینی ایشان را داشته اند؟
آیا این آیات را نخوانده بودند؟!!!!!
وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى *إِنْ هُوَ إِلا وَحْيٌ يُوحَى *(سوره مبارکه نجم 3و4)
و هرگز(پیامبر صلی الله علیه و آله) از روى هواى نفس سخن نمىگويد! آنچه مىگويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست!
وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ (سوره حشر آیه ٧)
آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا كنيد)، و از آنچه نهى كرده خوددارى نماييد; و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد كه خداوند كيفرش شديد است!
اگر نخوانده بود پس چنین شخصی که حتی یک بار قرآن را نخواند چطور میگوید "حسبنا کتاب الله" و می خواهد با این شعار بر مردم حکومت کند !!!
و اگر خوانده بود پس به آنها ایمان نداشت که اینچنین نسبتی به رسول خدا صلی الله علیه و آله داده است. آیا اینچنین شخص بی ایمانی لایق جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله می باشد.
الا لعنة الله علی القوم الظالمین
وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ (سوره مبارکه بقره آیه 14)
و هنگامى كه افراد باايمان را ملاقات مىكنند، و مىگويند: «ما ايمان آوردهايم!» (ولى) هنگامى كه با شيطانهاى خود خلوت مىكنند، مىگويند: «ما با شمائيم! ما فقط (آنها را) مسخره مىكنيم!»
lboodl
Saturday 14 April 2007, 10:24PM
بسم الله الرحمن الرحیم
الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم اجمعین
نماز ابوبکر!!!!!
در آخرین روزهای حیات شریف حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله هرگاه هنگام نماز میرسید بلال اذان میداد و اگر حال جسمانی حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله مساعد بود خودشان به مسجد تشریف می برند و نماز را اقامه می فرمودند وگرنه به امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام واگذار می نمودند. صبح آن شب که ابوبکر، عمر و اعوان آنها از لشکر اسامه تخلف کردند و به مدینه آمدند چون بلال اذان گفت به درب خانه حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد تا با حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله یا امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام به مسجد برود. عایشه فرصت را مغتنم شمرد و صهیب غلام خود را به نزد ابوبکر فرستاد و پیغام داد که مرض پیامبر شدت دارد و حضرت علی علیه السلام پرستاری می کند. فرصت را از دست نده و به مسجد برو و با مردم نماز بخوان (پیش نماز بشو) که بعد از این حجتی برای تو باشد.
ابوبکر به مسجد آمد و گفت إن رسول الله ص قد ثقل و قد أمرني أن أصلي بالناس!!!! "پیغمبر مرا امر نموده که با مردم نماز بگذارم!!!!!!" مردی گفت "تو در جیش اسامه بودی از کجا این فرمان به تو رسید؟!!!!". بلال که تازه از منزل پیامبر آمده بود گفت منتظر بمانید تا من تایید گفته او را از حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله بگیرم و بسرعت به درب منزل پیامبر آمد و مطلب را عرض نمود حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود أقيموني أقيموني أخرجوا بي إلى المسجد و الذي نفسي بيده قد نزلت بالإسلام نازلة و فتنة عظيمة من الفتن "مرا بلند کنید و به مسجد ببرید سوگند به خداوندی که جان من در دست اوست که فتنه ای بزرگ و غایله ای شگرف در اسلام نازل گشت".
حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله عصابه بر سر بست و حضرت علی علیه السلام و فضل بن عباس زیر بغلهای ایشان راگرفته و در حالی که پاهای مبارک پیامبر روی زمین کشیده میشد. ایشان را به مسجد بردند. هنگام ورود به مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله مردم که پیامبر را با آن حال مشاهده کردند متوجه شدند که امر عظیمی اتفاق افتاده و از جای خود برخواستند. متوجه محراب شد و دید که ابوبکر مشغول نماز است و عمر و ابوعبیده و سالم و صهیب و عده ای دیگر پشت سر او مشغول نماز هستند و اکثر مردم منتظر رسیدن بلال و جواب او هستند. حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله ابوبکر را در بین نماز از پشت گرفته بسویی کشیده و خویشتن بصورت نشسته اقامه نماز نمودند. بعد از نماز پی جوی ابوبکر شدند که او را نیافتند. و سپس فرمودند " أيها الناس أ لا تعجبون من ابن أبي قحافة و أصحابه الذين أنفذتهم و جعلتهم تحت يدي أسامة و أمرتهم بالمسير إلى الوجه الذي وجهوا إليه فخالفوا ذلك و رجعوا إلى المدينة ابتغاء الفتنة ألا و إن الله قد أركسهم فيها أعرجوا بي إلى المنبر... "
یعنی ای مردم آیا تعجب نمی کنید از پسر ابی قحافه و اصحاب او که ایشان را تحت فرمان اسامه قراردادم تا در ملازمت او آن امری را که فرموده بودم انجام دهند. پس مخالفت من نمودند و برای فتنه به مدینه بازگشتند. آگاه باشید که خداوند ایشان را باز گردانید به آن فتنه ای که در آن بودند. سپس فرمودند مرا بر منبر صعود دهید و شروع به ایراد خطابه نمودند و از آن جمله حدیث ثقلین را بیان نمودند.
ابوبکر و یارانش دیگر تا بعد از وفات پیامبر دیده نشدند؟؟؟؟.
(بحارالانوار جلد 28 ص 110- ناسخ التواریخ ج 2 ص 109)
بنظر شما چرا پیش نمازی ابوبکر بعداً برای او حجت میشد؟
آیا یک نماز خواندن ارزش دروغ بستن به پیامبر را دارد؟ یا مسئله ای همچون غصب خلافت؟
ابوبکری که در زمان حیات رسول خدا به ایشان دروغ می بندد بعد از رحلت ایشان چه غوغایی در جعل حدیث برپا خواهد نمود.
چطور نماز جماعت به پیش نمازی ابوبکر باعث فتنه ای بزرگ در اسلام می شود؟ مگر آنها نماز را جهت تقرب بسوی خدا نمی خواندند؟!!!!
آیا کسی که لیاقت برای پیش نمازی دو رکعت نماز را ندارد و پیامبر با آن شدت آنرا از محراب بیرون می اندازد لیاقت جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله را دارد؟
بنظر شما چرا ابوبکر و یارانش تا پس از وفات پیامبر صلی الله علیه و آله آفتابی نشدند؟ در چه فکری بودند؟
در آن روزهای رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله با آن شدت مصیبت آیا یک فرد مسلمان می تواند آنقدر بی ایمان باشد که به فکر مقام و جایگاه بستگان خود پس از رحلت باشد؟ علی الخصوص که همسر پیامبر هم باشد؟!!!!!
آنچه که از شواهد و روایتهای خود اهل سنت استنباط می شود عایشه در آن مصیبت با پیغام های پی در پی خود که بوسیله صهیب برای پدرش ارسال میکرد اوضاع خانه پیامبر را لحظه به لحظه به آن گزارش می داد تا در روند غصب خلافت آگاهانه گام بردارند.
آیا با این وضعیت وقتی برای پرستاری از حضرت رسول برای عایشه باقی می ماند؟ عجب همسر فداکاری!!!!!!!!!!
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2009, Jelsoft Enterprises Ltd.