نمايش نسخه نهائي : بعد از مرگ پیامبران !!!
zxcv
Sunday 8 April 2007, 12:50AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
ان شاء الله سعی می کنیم که در این تاپیک به این موضوع بپردازیم که بعد از مرگ پیامبران بر سر دینی که آنها تبلیغ کننده آن بودند چه پیش آمده است و برای همین ابتدا به ایران خودمان سری می زنیم و به استفاده از مطلب تسلیم عزیز سعی می کنیم که به یکی از بدعتهایی بوجود آمده در عقاید مردم اشاره ای گذرا داشته باشیم .
وسلام . یا الله
zxcv
Saturday 14 April 2007, 03:00AM
:قانون(1):
کاربر zxcv
درج هرگونه الفاظ و عبارات توهین آمیز و تنش زا نسبت به سایر کاربران نقض حقوق سایرین و نقض قوانین توافقی ثبت نام است . تداوم فعالیت شما منوط به اجتناب از نقض قوانین توافقی ثبت نام است . شما می توانید مطالب خود را عاری از هرگونه توهین و تحقیر سایر کاربران درج یا ویرایش نمائید .
lboodl
Saturday 14 April 2007, 07:46AM
جنابzxcv: اگر زحمتی نیست یه سری به تاپیک دوستی در راه خدا و دشمنی در راه خدا بزنید از کتابهای خود شما جمع آوری شده اونجا جریانات بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله گفته شده. از بحث حلیم و غذا مهمتر بنظر میاد :)
ديوونه
Saturday 14 April 2007, 08:34AM
واقعا كه بعد از مرگ پيامبر با دين خدا چه كرديد!!!! واي بر شما
صبح
Saturday 14 April 2007, 09:11AM
جنابzxcv: اگر زحمتی نیست یه سری به تاپیک دوستی در راه خدا و دشمنی در راه خدا بزنید از کتابهای خود شما جمع آوری شده اونجا جریانات بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله گفته شده. از بحث حلیم و غذا مهمتر بنظر میاد :)
بابا اينا كه كتاب متاب ندارند ... قرآن هم به تك تك اينها نازل شده ... ( مثلا ... تو بازي ) ... و الا دليلي نياوردن كه صحت داشته باشه جز برداشتهاي شخصيشون كه گاهي يك ميمون همينطوري مي پره توش ...
كسي كه بين راه خدا و راه پيامبرش فرق قائل باشد ( كافر حقيقي است و انتظار عذاب بكشد ) . ر.ك.ب قرآن كريم ....
كساني كه بي محابا و بي شرم به شيعه تهمت پرستش امامان رو مي زنن ... كي از حقيقت بوئي بردن كه بخوان ديني داشته باشند .
دارا
Saturday 14 April 2007, 10:03PM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(173/البقره)
درواقع هيچ چيز براي شما حرام نشده بجز مرده و خون و گوشت خوکها و حيواناتي را که برای غير از خدا نذر شوند و اگر شخصي مجبور شود، بدون اين که از روي بد خواهي و ستمگري باشد، هيچ گناهي مرتکب نشده است. خدا غفور است، مهربان.
(بخاطر يك كاسه حليم)
از ميان تمام خوردنيهاي روي زمين كه انسان براي ادامه بقاي خود از آنها استفاده مي كند تنها معدودي انگشت شماری حرام شده اند من جمله طعام نذری که برای غیر خدا باشد اشاره به آیه (بقره - 172)
بابا بنازم اين همه علم و فقاهت رو :D :D :D
واقعا عجب تفسير ناب :smile40: و تاويل عجيب غريبيه
و ما اهل به لغير الله يعني چه ؟
از تفسيرهاي شيعي بگذريم
يك سر بريم به تفسيرهاي اهل سنت
طبري مي گويد (چيزي كه براي آلهه و اصنام و بتها ذبح مي شود بنامي جز خداوند و براي بتي از بتها . بت پرستان بهنگام قرباني دادن به بتهايشان به آن بت نزديك مي شدند و با صدايي رسا نام آن بت بر زبان مي راندند (معني اهلال) و سر دام مي بريدند . )
در تفسير جلالين مي گويد ( اهل به لغير الله بنامي جز خداوند سر دام بريدن )
قرطبي ديگر مفسر اهل سنت مي گويد ( و ما اهل به لغير الله (اي ذكر عليه غير اسم الله تعالي ) )
ابن كثير مي نويسد ( و كذلك حرم عليهم ما اهل به لغير الله و هو ما ذبح علي غير اسمه تعالي من الانصاب و الانداد و الازلام و نحو ذلك مما كانت الجاهليه ينحرون له )
تصور مي رود كه مفسران اهل سنت ( اطعام ) مجالس حسيني را و عزاداران عاشورا را جزو انصاب و ازلام و بتها نياورده اند و نقش متفيقهان كم سواد در تحميل آيه فوق به شرايط محكم و روشن و شفاف ذبح اسلامي ( قبله و نام خدا ) بسيار غريب و در مورد مكنونات قلبي و مغزي حضرات سوال برانگيز است
zxcv
Sunday 15 April 2007, 02:07AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
مقاله ای از موحد عزیز در باب تثلیث
تردیدی نیست که مسیحیان"نو پرداز تئوری تثلیث نبوده اند وعقیده مزبور در مذاهب کهن درمیان مشرکان هندومصرویونان سابقه داشته است.بنظر میرسد نخستین کسی که مسیحیت را به انحراف کشید پولس یا پول بود!
این مرد که امروز در تمام کلیساهای مسیحی تقدیس میشود در روزگار مسیح (ع) از جمله دشمنان آن پیامبر پاک بود واز یهودیان سرسخت ومتعصب بشمار می آمد تا آنجا که حواریون مسیح را بی پرده به قتل تهدید میکرد.ولی پس از دوره مسیح (ع) ناگهان ادعا نمود که درراه دمشق عیسی(ع)بروی آشکار گشته ومعجزه آسا به مسیح ایمان آورده است!پولس مدعی شد که از سوی مسیح مامور تبلیغ آیین اومیباشد چنانچه ماجرای ایمان وادعای وی را در کتاب اعمال رسولان درباب نهم بتفصیل میخوانیم.
سپس این مرد با برگزیده ترین حواریون مسیح یعنی پطرس وبرنابا مخالفت آغاز کرد وباارسال نامه هائی به این سو وآن سو از نفاق پطرس وبرنابا سخن گفت!.پولس کوشید تاآیین مسیح(ع)رابه سویی کشاند که پیوندش با شریعت موسی (ع) تا حدود زیادی بگسلد.مثلا با اینکه عیسی(ع) وحواریون وی همگی بنابر شریعت ابراهیم (ع)وتعلیم تورات <ختنه>شده بودن(درانجیل لوقا چنین میخوانیم:وچون روز هشتم وقت ختنه طفل رسید اورا عیسی نام نهادند.لوقا باب دوم) پولس به مسیحیان نوشت :اینک من پولس به شما میگویم که اگرمختون شوید مسیح برای شما هیچ نفعی ندارد!!(رساله پولس به غلاطیان باب پنجم شماه 2)
بنابراین پولس را تحقیقا باید بدعت گذار در آیین مسیح شمرد که ازراه خصومت یا رقابت با حواریون افکار ومنویات خودرا درآیین تاره وارد ساخت.وی به قرنتیان مینویسد:مرا یقین است که از بزرگترین رسولان هرگز کمتر نیستم!!(رساله دوم پولس به قرنتیان باب 11 شماره 5) او بود که خدا بودن عیسی (ع)را عنوان کرد.پولس در آغازرساله خود به عبرانیان مینویسد:<خدا در ایام قدیم در اوقات بسیاروبه راه های مختلف به وسیله پیامبران با پدران تکلم فرمود ولی در این روزهای آخر بوسیله پسر خود با ما سخن گفته است.خدا این پسر را وارث کل کائنات گردانیده وبه وسیله او همه عالم هستی را آفریده است.آن پسر فروغ جلال خداومظهر کامل وجوداوست وکائنات را با کلام پرقدرت خود نگه میدارد وپس از آنکه آدمیان را از گناهانشان پاک گردانید در عالم بالا دردست راست اعلی نشست!>.(نامه پولس به عبرانیان فصل اول شماره 1و2و3)
هرچندپولس برخی از مسیحیان را به الوهیت عیسی فرا خواند ولی چون او تنها مبلغ آیین مسیح نبودوحواریون عیسی (ع) نیز مردم را به انجیل دعوت میکردند عقیده تثلیث در قرن اول رواج نیافت.<ولتر>درکتاب فرهنگ فلسفی مینویسدعیسویان تا سه قرن بعد از مسیح نیز به الوهیت او ایمان نداشتندواین عقیده بتدریج وبتقلیداز مشرکین که موجودات فانی را ستایش میکردندبرپا گشت.وی در فصل یازده این کتاب اززوستن یکی از قدیسین معروف در قرن دوم میلادی می نویسد<اگر تصور کنیم که ذات تولد نایافته و تغییر ناپذیر قادر متعال بصورت انسانی جلوه گر شود تصوری نا معقول وابلهانه است>
بتدریج که مسیحیان از دورانهای نخستین فاصله گرفتند وبه آراءغلو آمیز وافراطی نزدیک شدند متکلمانی در میانشان ظهور کردند که از پندار تثلیث و خدائی مسیح دفاع نمودند.تثلیث در تاریخ مسیحیت زیانهای فراوانی ببار آورده است.چه بسا عقاید نا بخردانه ای که از آن سرچشمه گرفته اند وچه بسیاری که بجرم نپذیرفتن تثلیث به کام مرگ افتادند.این موضوع روشن است که افراد باشعور هرگز نمی توانند انسانی راکه روزی زاده وروز دیگر مرده است مبدء ازلی ومرجع ابدی شمارند وبا آگاهی از ضعف ها ونیازهای بشری دراو وی را خدای بی نیاز ودگرگون ناشدنی بدانندواگرروزی تحت تاثیر پاره ای از اموربخواهند این عقیده باور نکردنی را با پسران آدم تطبیق کنند ناچار به فلسفه بافی! روی می آورند ورای خودرا بدستاویز اندیشه های ساختگی توجیه میکنند.بنابراین باید انتظار داشت که در جهان مسیحیت فلسفه ای برای موجه نشان دادن تثلیث والوهیت مسیح پدید آمده باشد که البته آرا خرافی ونا معقول جز به کمک مغالطه های فکری یا افسانه های موهوم توجیه نمی شود!(البته در میان مسلمانان هم عده ای همین اوصاف راکم وبیش به حضرت علی (ع) داده اند وبا بودن آیات روشن توحیدی به شرک مبتلاء گشته اند)
اما خداوند در مورد عقاید غلو آمیز مسیحیان بعد از مرگ عیسی چه می فرماید ؛
: قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بیننا وبینکم الا نعبد الا الله ولا نشرک به شیئا ولا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون
بگو ای اهل کتاب بسوی سخنی که ميان ما وشما مشترک است بياييدکه جز خدا را بندگی نکنيم وهيچ چيز را شريک او نشماريم وبرخی از ما برخی ديگرراسوای خدا به اربابی نپذيرد پس اگر ازاين روی برتافتند بگوييد گواه باشيدکه ما تسليم آن هستيم...سوره آل عمران آيه ۶۴
شباهت ؛مکتوب است که خداوند ؛خدای خودرا پرستش کن وغير اورا عبادت منما.؛انجيل لوقا.باب ۴ شماره8
لاتقولواثلاثه انتهوا خیرلکم انما الله اله واحد!...مگوییدسه ازاین سخن باز ایستید که بنفع شماست جزاین نیست که خدا معبودی یگانه است...سوره نساء آیه70
اذ قال الله یا عیسی انی متوفیک ورافعک الی ومطهرک من الذین کفروا وجاعل الذین اتبعوک فوق الذین کفروا الی یوم القیامة ثم الی مرجعکم فاحکم بینکم فیما کنتم فیه تختلفون.
وهنگامی که خداوندفرمود ای عیسی من ترا وفات دادم ومقامت را رفیع گردانیدم وترا پاک ومنزه گرداندم وپیروانت را تاروز قیامت بر کافران برتری دادم پس آنگاه بازگشت شما بسوی من خواهد بودکه به حق حکم کنم در آنچه بر سر آن با یکدیگر به اختلاف ونزاع برخاستید.(آیه55آل عمران)
واذ قال الله یا عیسی ابن مریم اانت قلت للناس اتخذونی وامی الهین من دون الله قال سبحانک ما یکون لی ان اقول ما لیس لی بحق ان کنت قلته فقد علمته تعلم ما فی نفسی ولا اعلم ما فی نفسک انک انت علام الغیوب.(آیه116سوره مائده)
ویاد کن آنگاه که خدا به عیسی بن مریم گفت آیا تو به مردم گفتی که من ومادرم را دو خدا غیر از الله بگیرید؟عیسی گفت خدایا تو منزهی هرگز مرا نرسد چنین سخنی به نا حق گویم چنانکه من این را گفته بودم تو میدانستی که تو از اسرار من آگاهی ومن از سر تو آگاه نیستم همانا توئی که به همه اسرار جهانیان آگاهی.
وقولهم انا قتلنا المسیح عیسی ابن مریم رسول الله وما قتلوه وما صلبوه ولکن شبه لهم وان الذین اختلفوا فیه لفی شک منه ما لهم به من علم الا اتباع الظن وما قتلوه یقینا
<<واز این رو که آنان گفتند ما مسیح بن مریم راکشتیم در صورتیکه نه اورا کشتند ونه به دارکشیدند بلکه امر به آنان مشتبه شد وهمانا آنانکه در باره او اختلاف کردند از وی شک وتردید سخن گفتند وعالم به آن نبودندوجزآنکه در پی گمان خود میرفتند وطور یقین مسیح را نکشتند.>>
وآن حضرت بعد به مرگ طبیعی از دنیا رفته اند واین موضوع نیز در آیه 55 سوره آل عمران آمده:
اذ قال الله یا عیسی انی متوفیک ورافعک الی ومطهرک من الذین کفروا وجاعل الذین اتبعوک فوق الذین کفروا الی یوم القیامة ثم الی مرجعکم فاحکم بینکم فیما کنتم فیه تختلفون.
وهنگامی که خداوندفرمود ای عیسی من ترا وفات دادم ومقامت را رفیع گردانیدم وترا پاک ومنزه گرداندم وپیروانت را تاروز قیامت بر کافران برتری دادم پس آنگاه بازگشت شما بسوی من خواهد بودکه به حق حکم کنمدر آنچهبر سر آن با یکدیگر به اختلاف ونزاع برخاستید
بعد از مرگ پیامبران با دین خدا چه کرده اید ؟!
وسلام . یا الله
zxcv
Sunday 15 April 2007, 02:49AM
تصور مي رود كه مفسران اهل سنت ( اطعام ) مجالس حسيني را و عزاداران عاشورا را جزو انصاب و ازلام و بتها نياورده اند و نقش متفيقهان كم سواد در تحميل آيه فوق به شرايط محكم و روشن و شفاف ذبح اسلامي ( قبله و نام خدا ) بسيار غريب و در مورد مكنونات قلبي و مغزي حضرات سوال برانگيز است
دوست من شاید منظور علمای فرقه ها از ( نام خدا ) این آیه باشد ؛
وَلاَ تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ(121/الاَنعام)
نخوريد از آنچه اسم خدا بر آن ذکر نشده است، بخاطر اين که گناه دارد. و مسلما شياطين به ياران خود وحي ميکنند تا با شما بحث کنند. و اگر از آنها اطاعت کنيد از مشرکان خواهيد بود.
در صورتی که سند من برای تحریم طعام نذری آیات زیر می باشد و همان طوری که جناب صبح هم تاکید داشتند کتاب مورد قبول ما فقط قران است .
إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(173/البقره)
درواقع هيچ چيز براي شما حرام نشده بجز مرده و خون و گوشت خوکها و حيواناتي را که به غير از خدا هديه شوند. اگر شخصي مجبور شود، بدون اين که از روي بد خواهي و ستمگري باشد، هيچ گناهي مرتکب نشده است. خدا غفور است، مهربان.
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبْعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلاَمِ ذلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلاَمَ دِيناً فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(3/المائِدَه)
حرام شده است براي شما حيواناتي که خود بميرند، خون، گوشت خوک و حيواناتي که به غير از خدا اهدا شوند، خفه شده باشند، گرفتار مرض شده باشند از بلندي پرت شده باشند، شاخ خورده باشند، مورد حمله ي حيواني وحشي قرار گرفته باشند، مگر اين که زنده باشند و آنرا ذبح کنيد. و حيواناتي که در زيارتگاه بتها قرباني شده باشند. همچنين حرام شده است قسمت کردن گوشت با مسابقه تيراندازي؛ همه ي اينها گناهي است بر شما. امروز کسانيکه کافر شدند دين شما را رد کردند، پس، از آنها نترسيد و در عوض از من بترسيد. امروز، من دين شما را کامل کردهام، نعمت خود را بر شما تمام کردهام و تسليم را بعنوان دين براي شما تعيين کردهام. اگر کسي بخاطر گرسنگي در مخمصه افتاد، بدون اين که قصد گناهي داشته باشد، پس، خدا عفو کننده است، مهربان.
إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(115/النحل)
مسلما، او فقط حيوانات مرده و خون و گوشت خوک و آنچه را که به غير از خدا اهدا شود براي شما حرام کرده است. اگرچه، اگر کسي مجبور شد، بدون اين که از قصد يا بدخواهي باشد، پس، خدا عفوکننده است، مهربان.
zxcv
Monday 16 April 2007, 01:52AM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
( زوزه های نحس صغیر )
افراط در شخصيت پردازي از ائمه اطهار
--------------------------------------------------------------------------------
محمد نصر اصفهاني
--------------------------------------------------------------------------------
......يکي از شاعران معروف شهر ما صغير اصفهاني است که چندي قبل شهرداري اصفهان به پاس عنايت او به اهل بيت، براي او مراسم بزرگداشتي برگزار کرد. وقتي نام صغير به گوش مي رسد بسياري به ياد اين شعر او مي افتند که:
در مذهب عارفان آگاه
الله علي، علي است الله. (ديوان صغير، ص177)
اول تويي آخر تويي ياور تويي ناصر تويي
بر اولين و آخرين هو يا امير المومنين. (ديوان صغير، ص85)
شبيه اينگونه عبارات مثل من حسين اللهيم، من زينب اللهيم، من علي اللهيم، تو خالقي حيدر، تو رازقي حيدر و... در عزاداري هاي سالهاي اخير زياد به گوش مي رسد. اينها نمونه هايي از تحريفات افراطي نسبت به شخصيت ائمه اطهار است که ابعاد بسيار گسترده اي پيدا کرده است و مويد و شاهدي از آن نمي توان در اسلام، قرآن و سنت پيدا کرد.
در کجاي قرآن و کداميک از ائمه اطهار در جايي گفته اند علي(ع) الله است و الله علي است؟ غير از اين است که شعار اصلي اسلام لا اله الا الله است و رسول خدارستگاري و فلاح را در گرو نفي غير خدا اعلام کرده است؟ و قرآن کريم مي فرمايد: کساني که در کنار خداوند، خدايي را در نظر گيرند قومي کج رو، نادان، پند نگير، مشرک و بي منطق و برهان هستند؟ آيا عليبه پيروي از قرآن و رسول خدا، مردم را به خداي يگانه مي خواند يا به خود مي خواند ؟ کاري که فرعون و نمرود مي کردند! اگر خود علي زنده بود با اين تفکر چه مي کرد؟
- اينکه مطلوب علي، نزول انسان از انسانيت به سگ است.(لازم است به ياد آوريم که در سالهاي اخير مراسمي برگزار شد که در آن مراسم، مداح اظهار مي داشت که من سگ کوي حسينم هاپ هاپ هاپ هاپ هاپ هاپ. اين مراسم از طريق نوار و سي دي در سطح کشور منتشر شد)
- اينکه از صغيرتر از علي يا حتي کبيرتر از علي کاري ساخته نيست
- اينکه لزومي ندارد که به خدا اميدوار باشيم، تنها بايد به علي اميدوار بود.
اشاعه اينگونه تفکرات از تشيع چيزي کاملا متفاوت از انديشه هاي ناب قراني مي سازد. مسلمانان جهان هرگاه بروز و ظهور اين انديشه ها را از طريق ماهواره و ديگر رسانه ها ببينند و بشنوند به مسلماني ما شک مي کنند و ما را مشرک و خارج از اسلام قملداد مي نمايند.
از نظر عقلي: علي کيست؟ کدام علي به خلقت و تدبير عالم مي پردازد؟ اگر علي بخواهد به خلقت و تدبير عالم بپردازد و دم به دم به ياري صالحان و پيامبران و رهبري فرشتگان بشتابد، بايد قبل از به دنيا آمدنش وجود داشته باشد! از نظر شرعي: کداميک از آيات قرآن کريم اين افعال را به غير خداوند متعال نسبت داده است که ما چنين کنيم؟ غير از اين است که در تمام موارد فوق قرآن کريم اين حوادث و استعانت را به خداوند نسبت داده است؟
آيا روايت قطعي وجود دارد که بگويد: کشتي نوح را، علي به ساحل نجات برده است، ابراهيم را علي از آتش رهايي بخشيده است. يوسف را علي از قعر چاه بر تخت سلطنت نشانده و معجزه اژدهاي موسي را علي پديد آورده است. و حضرت مسيح را علي به آسمان چهارم برده است؟ آيا از ازل رهبري فرشتگان و جن و انس به دست علي بوده است و طبيعت هر چه دارد از علي است؟
اهل بيت کجا بر اساس يک روايت صحيح السند بر اين موضوع تصريح کرده اند. مگر خود اهل بيت به ما ياد نداده اند که انديشه هاي آنها را بر قرآن کريم عرضه کنيم، اگر با قرآن همخواني داشت به عنوان انديشه ديني در باور خود بنشانيم در غير اين صورت آن را نپذيريم.
سکوت و تسامح و دامن زدن به اين انديشه ها که به صراحت با آيات قرآن و انديشه توحيدي خود امير المومنين(ع) نيز در تعارض آشکار است، چه نتيجه اي در بر دارد؟ از طرف ديگر زياد مي شنويم که در شب معراج هر جا رسول خدا مي رفت متوجه مي شد قبل از او حضرت علي(ع) آنجاست، آيا مبلغان اين انديشه بر آنند که بگويند، علي(ع) مقامي والاتر نسبت به پيامبر اسلام(ص) داشته است و اين اولويت را امير المومنين(ع) زودتر از پيامبراکرم(ص) کسب کرده است؟
آنکس که سود، در شب معراج دست مهر
بر شانه رسول، به عرش علا يکيست. (ديوان صغير، ص32)
به لا مکان ز مکان رفت چون رسول خداي
بديد از رخ او بزم لا مکان روشن. (ديوان صغير، ص86)
شب معراج شد لقا الله
کشف بر خلق کان لقاي علي است. (ديوان صغير، ص34)
مصطفي هر سخن شنيد از حق
يافت کان صوت دلرباي عليست (ديوان صغير، ص34)
مولا علي(ع) که محمد(ص) را مربي خود در همه امور مي دانست، و از نظر علمي تنها خود را درب باغ علم رسول الله(ص) تلقي مي کرد و مي فرمود در جنگها، به هنگام شدت حمله دشمن، به او پناه مي برد، چگونه راضي مي شود که پيروان او در منابر و سخنراني ها اينگونه رسول خدا را کوچک کنند؟؟ !!
رزاقيت
با وجودي که خداوند متعال در قرآن کريم مي فرمايد: همان که شما را خلق کرد روزي نيز مي دهد: الله الذي خلقکم ثم رزقکم(روم، 40) و اي پيامبر از مردم بپرس که چه کسي آن که، در آسمان يا زمين است را روزي مي دهد؟ خود به آنان پاسخ ده و بگو خدا: قل من يرزقکم من السموات و الارض قل الله(سبا،24)، از زبان علي(ع) نقل مي شود:
زابتدا تا انتها من خلق را قسام رزقم
در حقيقت فيض بخش اولين و آخرينم. (ديوان صغير، ص79)
عباراتي چون علي روزيت دهد، ابي الفضل روزيت دهد، امام زمان(عج) روزيت را زياد کند، هر چه خواستي را آقا امام زمان(عج) به تو عنايت کند، را چه مبنايي پشتيباني مي کند؟ آيا نتيجه اين نگرش غير از اين است که خدا از متن زندگي مردم کنار رود و به جاي خداوند، علي و دیگران بنشيند؟ اين انديشه ها گاه در فرهنگ عامه چنان تاثيري ماندگار مي گذارد که ياد خدا را در همه امور تحت الشعاع خود قرار مي دهد.
توکل به خدا
شايد وقتي يکي از مسئولين جمهوري اسلامي بگويد: بايد با توکل به خدا و ائمه معصومين کار کنيم، نبايد از ديگران انتظار داشت که در سخنان و مصاحبه هاي خود مکرر از اين گونه تعبيرات استفاده نکنند. خداوند در قرآن کريم پيامبر و مومنين را سفارش به توکل انحصاري براي خود کرده است: قل هو ربي لا اله الا هو عليه توکلت و عليه فليتوکل المتوکلون(12يوسف، 67) قرآن کريم، خداوند را وکيلي خوب و کافي معرفي مي کند و سفارش مي کند که بگوييد: خدا ما را کافي است. قالوا حسبنا الله و نعم الوکيل(ال عمران، 173) فتوکل علي الله و کفي بالله وکيلاً(4نساء،81) هر کس بر خدا توکل کرد خدا او را بس است: قل حسبي الله عليه يتوکل المتوکلون (39زمر، 38) و من يتوکل علي الله فهو حسبه(65طلاق، 3). حال اگر ما در دعاي بعد از نماز امام زمان(عج) بگوييم: اول محمد و بعد علي و يا شايد اول علي و بعد محمد ما را کافي است، آنها هستند که ما را ياري مي کنند و حفظ مي نمايند سخن صحيحي است: « يا محمد و يا علي، يا علي يا محمد اکفياني فانکما کافياي، يا محمد و يا علي يا علي و يا محمد اُنصراني فانکما ناصراي، يا محمد و يا علي يا علي و يا محمد احفظاني فانکما حافظاي»
ياد خدا
خداوند متعال در قرآن کريم فقط ياد خدا را مايه آرامش قلوب معرفي مي کند و سفارش مي نمايد که خدا را بسيار ياد کنيد: الا بذکر الله تطمئن القلوب، و ذکر الله کثيراً. در مقابل برخي از ما مي گوييم:
آنکه از نور او صفا گيرد
دل اهل صفا علي است علي (ديوان صغير، ص54)
امسال در عيد غدير بر شيشه هاي اتومبيل ها نوشته بودند: ذکر علي عبادته. مجري برنامه سلام صبح به خير شبکه يک سيما نيز اين عبارت را تکرار مي کرد!!
استعانت
هر مسلماني در شبانه روز حداقل 10 بار به فرمان خداوند تمرين مي کند که در کنار پرستش انحصاري خدا، تنها و تنها از خداوند کمک بگيرد: اياک نعبد و اياک نستعين ولي متاسفانه يکي ديگر از مشکلات رفتاري شيعيان که ناشي از اعتقادات فوق است موضوع مدد جويي و درخواست حاجت از ائمه اطهار به جاي استعانت از خداوند است.
خداوند در قرآن کريم مسلمانان را به خواندن خالصانه خود دعوت مي کند. فادعوه مخلصين له الدين الحمد لله رب العالمين(40غافر،64) و از ما مي خواهد که کسي را در اين کار با او شريک نسازيم: فلا تدعوا مع الله احد(72جن،18) و مي فرمايد: آنان را که به جز خدا مي خوانيد بندگاني چون شما بيش نيستند، پس اگر شما راست مي گوييد آنها را بخوانيد تا پاسخ دهند: ان الذين تدعون من دون الله عباد امثالکم فادعوهم فليستجيبوا لکم ان کنتم صادقين(7اعراف،194) در جاي ديگر مي فرمايد: غير خداياني که مي خوانيد، هيچ چيزي حتي خسي را مالک نيستند، آنان يا بي جان و مرده اند که صداي شما را نمي شنوند يا زنده اند ولي قادر به پاسخ گويي و استجابت دعاي شما نيستند و روز قيامت به شرک شما کفر مي ورزند: الذين تدعون من دونه ما يملکون من قطمير، ان تدعوهم لا يسمعوا دعاءکم . لو سمعوا ما استجابوا لکم و يوم القيامة يکفرون بشرککم و لا ينبئک مثل خبير(35فاطر،13-14) با اين حال برخي مداحان ما که متاسفانه عقايد مردم را نيز شکل مي دهند، فارغ از انديشه قرآني مي خوانند:
هر بلا را بنام او کن دفع
دافع هر بلا علي است علي (ديوان صغير، 94و95)
يا علي بر آستانت بنده ي شرمنده را
هست حاجتها و ليکن حاجت گفتار نيست
از تو حل مشکلات خويش مي جويد صغير
اي که کاري با وجود قدرتت دشوار نيست (ديوان صغير، ص31)
پرسش مهم اين است که آيا حضرت علي با اينگونه تفکرات و اشعار، که پيروان او آن را ترويج مي کنند موافق است؟ آيا اين افراط مشمول اين سخن امير المومنين نيست که فرمود: بعضي در محبت من افراط مي کنند که اين محبت آنان را به آتش جهنم داخل مي سازد و برخي در دشمني من افراط مي کنند چنانچه اين دشمني آنان را جهنمي مي سازد.
مولا علي خود در دعاي کميل چيز ديگري به ما آموزش مي دهد: او مي گويد خداست که استجابت دعا مي کند و آرزوها را برآورده مي سازد و ما را از شر دشمني جن و انس نگاه مي دارد. اسم او دواي هر درد و ذکر او شفاي هر بيماري است. علي خود خطاب به خداوند مي فرمايد: الهي، ببخش بر کسي که جز دعا به درگاه تو چيزي ندارد، سرمايه اش اميد و سلاحش گريه است. تنها تويي که نعمت از تو فوران مي کند و غمها را مي زدايي: فَبِعِزَّتِكَ اسْتَجِبْ لى دُعآئى، وَ بَلِّغْنى مُناىَ، وَ لا تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِكَ رَجآ ئى، وَ اكْفِنى شَرَّ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ مِنْ اَ عْدآئى، يا سريع الرضا، اغفر لمن لا يملک الا الدعا، فانک فعال لما تشاءُ، يا مَنِ اسْمُهُ دَوآءٌ، وَ ذِكْرُهُ شِفآءٌ، وَ طاعَتُهُ غِنًى، اِ رْحَمْ مَنْ رَأْسُ مالِهِ الرَّجآءُ وَ سِلاحُهُ الْبُكاءُ، يا سابِغَ النِّعَمِ، يا دافِعَ النِّقَمِ واقعاً اگر اين دعاهاي مملو از توحيد که در همين مفاتيح الجنان موجود است در دسترس ما قرار داده نمي شد ما چه بيراهه ها که نمي رفتيم.
در مجامع عمومي يا خلوت شخصي شيعيان بيشتر کدام عبارات شنيده مي شود؟ اگر علي در ميان ما بود به ما توصيه مي کرد که به کودکانمان به هنگام از جا بلند شدن يا الله را ياد دهيم يا يا علي را. به راستي در روز ما چند بار يا الله و چند بار در اطراف خود ياعلي و يا حسين و يا زهرا و يا ابي الفضل مي شنويم. دور شدن از فرهنگ ديني آنقدر افزايش يافته است که ما اگر خدا را فراموش کرده ايم پيامبر را نيز به فراموشي سپرده ايم، کافي است جشن ميلاد رسول الله يا مراسم وفات رسول الله را در بين شيعيان با ديگر ائمه مقايسه کنيم که چه تفاوت ها که ندارد!!
هيچ فکر کرديم پيش فرضها و پشتوانه اعتقادي اين قبيل عبارات چيست: ابوالفضل عوضت بدهد! هر حاجتي مي خواهيد امشب از حسين يا ابوالفضل بخواهيد! يا علي مدد! اجرت با ابي عبدالله! علي و امام زمان يارت باشد، علي و امام زمان نگهدارت باشد، ابوالفضل روزيت بدهد، امام رضا شفايت بدهد. کسي از زيارت خانه خدا برگشته بود. از او پرسيدند چه خبر؟ گفت: بد نبود ولي کربلا يک چيز ديگري است. واعظي مي گفت: هنگامي که امام زمان ظهور کنند، قبله را از کعبه به سمت قبر امام حسين تغيير مي دهند. به شخص تحصيل کرده حوزه علميه که از مکه باز گشته بود گفته شد: خدا را ديدي؟ او پاسخ داد: آنجا خانه خداست، خدا را بايد در کربلا ديد. اين عشق حسين است، ربطي به دين ندارد. يا ابي عبد الله بده مراد همه را.
مکرر مي شنويم که: هر کس در اين مجلس است بايد امشب حاجتش را از سيد الشهدا بگيرد. هر که حاجت ندارد در مجلس حسين نيايد. يا زهرا امشب عنايتي به مجلس ما کن. بدون حاجت سينه نزن! مشغول ذمه هستي اگر امشب حاجتت را از زينب نگيري.
عجيب اينجاست که ائمه نيز گاهي تحت الشعاع غير ائمه مثل حضرت ابوالفضل العباس، و حضرت زينب و رقيه قرار مي گيرد. جداً بسياري بر اين باور هستند که آنقدر که از ابوالفضل کار بر مي آيد از ائمه اطهار و حتي پيامبر اکرم هم کاري ساخته نيست. گاهي شنيده مي شود: کار از دست خدا خارج شده است مگر اينکه ابو لفضل کاري بکند!!! آيا حضرت ابوالفضل راضي است که وزنه بردار ما در مقابل دوربين تمام جهانيان، بر روي پيراهنش به جاي يا الله، «يا ابو الفضل» حک کند و به هنگام بلند کردن وزنه به جاي گفتن يا الله، يا علي و يا ابي الفضل بگويد. از برخي به صراحت شنيده مي شود که اگر ابوالفضل در صحنه کربلا نبود از امام حسين کاري ساخته نبود.
نذر بايد تنها براي خدا انجام گيرد ولي بيشترين نذرها براي ابوالفضل انجام مي شود. گاهي ما افتخار هم مي کنيم که مسيحي ها هم متوجه ناکارآمدي «خداي پدر» نسبت به اباالفضل شده اند و حاجات خود را از ابا الفضل طلب مي کنند. در کدام آيه يا روايت شيعي بر اين موضوع تصريح شده است؟ در کجاي اسلام سفره ابوالفضل توصيه شده است که در بين شيعيان اينقدر آداب و رسوم و طرفدار دارد؟! از آن مهمتر، گاهي به جاي سيد الشهدا تمسک به دختري سه ساله از امام حسين به نام رقيه مي شود. حال آنکه نگارنده در هيچ کتاب تاريخي يا حديثي، براي امام حسين دختري با چنين نامي نيافته است و بنابراين قبر موجود در دمشق مقبره شخص ديگري است. با توجه به مجموعه آنچه گفته شد، آيا خود ما نيستيم که با تکيه کلام هايي اينچنين زمينه برچسب شرک را بر سينه شيعه حک مي کنيم؟!
توسل
در تصور عده اي، که از فرهنگ قرآني دور هستند، خداوند قابل دسترسي نيست، به همين جهت به نظر آنان بايد به وسايلي جهت نزديکي به او توسل و تمسک جست. شايد توجيه يا محمد، ياعلي، يازهرا، ياحسين، يا زينب، يا ابي الفضل، يا امام زمان به جاي يا الله همين باشد.
حال آنکه قرآن کريم بر اين موضوع تصريح دارد که خدا از هر چيز به آدميان نزديک تر است، صداي آنان را مي شنود و به آن پاسخ مي گويد. قرآن کريم بيش از 200 آيه محکم و روشن در مورد ممنوعيت تمسک به غير خدا و خواندن غير خدا دارد. عده اي در رد خواندن انحصاري خداوند تنها به يک آيه متشابه و مبهم از قرآن کريم تمسک مي جويند که فرموده است: يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيله، و جاهدوا في سبيله لعلکم تفلحون(5مائده،39) معناي آيه اين است که اي مومنين تقواي الهي پيشه کنيد و از طريق «وسيله» به خداوند تقرب بجوييد و در راه خدا تلاش کنيد.
مفسرين دو چيز را بر طبق اين آيه، ابزار تقرب دانسته اند: يکي «تقوا» و ديگري «وسيله». «تقوا» به معناي توجه به منهيات و ممنوعات است يعني ترک مُحرمات الهي که مقدمه امر دوم يعني «وسيله» است، که کسب کمالات معنوي است. تقوا ترک غير خدا و وسيله استغراق در خداست که همان مضمون لا اله الا الله است. در مورد مصداق «وسيله» يعني آنچه که مايه تقرب به خداوند است سخن بسيار گفته شده است و مفسرين چهار مصداق آن را ذکر کرده اندکه هيچ يک به معناي واسطه قرار دادن اهل بيت در تامين خواسته هاي بشر به معناي تفويض نيست: معناي اول، نهايي ترين مقصدي که از طريق انجام امور خير انسانها مي توان به آن دست يازند که در اين مسابقه تنها يک نفر به آخر مي رسد. (من وسل اليه اذا اتقرب اليه) جالب اينجاست که رسول گرامي اسلام خود از مردم مي خواهد که براي او دعا کنند که آن کس که به «وسيله» مي رسد، ايشان يعني پيامبر اسلام باشد. معناي دوم وسيله، هر امر خيري است که انسان را به تقرب خدا نايل کند، (ما يبلغ به الي الله) مثل توسل به ايمان و عمل صالح يعني در مرحله اول، کليه فروع دين مايه تقرب است، همه کمالات ديگر نيز مي تواند مصداق وسيله باشد.
در تفسير علي بن ابراهيم قمي آمده است که: تقربوا اليه بالامام ولايت و اطاعت از اهل بيت خود مصداقي از وسيله است. معناي سوم وسيله، شفاعت است. از نظر قرآن کريم اينگونه بدست مي آيد که شفاعت جز با اجازه پروردگار ممکن نيست. اما شکي نيست که انبياء، معصومين ، شهدا و... بر طبق چهار چوب عدل الهي و رحمت ضابطه مند خداوندي مي توانند شفاعت کنند. تفاوت اسلام و ديگر اديان در اين است که اسلام دين ايمان و عمل صالح است، با فديه و شفاعت غير ضابطه مند و عمل ديگران نمي توان به رستگاري رسيد: قد افلح من زکاها، و قد خاب من دسّاها. ان الذين کفروا لو ان لهم ما في الارض جميعاً و مثله معه ليفتدوا به من عذاب يوم القيامة ما تقبل منهم و لهم عذاب اليم.
معناي چهارم وسيله، دعاست. طبيعي است که دعا در دنيا و شفاعت مربوط به آخرت است. وسيله بودن دعا در اينجا در خواست از شخص رسول يا امام نيست بلکه درخواست دعا از اوست و توسل به دعاي اوست. پيامبر اکرم(ص) مردم را تشويق مي کرد که بيايند تا او براي آنان دعا کند، باشد که خداوند حاجات آنها را برآورده سازد. پيامبر(ص) يا ائمه در زماني که در قيد حيات بودند براي مردم دعا مي کردند و مشکلي هم وجود نداشت. اما اينکه پس از وفات آنان نيز مي توان از آنها خواست تا براي ما دعا کنند، قابل بحث است؟ در زيارت و دعاهاي موجود منقول معتبر از ائمه ، جز با درخواست شفاعت با موردي ديگر برخورد نکرديم.
علي رغم آنچه گفته شد در زمان ما مردم از شخص امام در خواست مي کنند و اين با تفکر قرآني و سنت اهل بيت سازگار نيست. شعر زير بر سر برگ، اعلاميه يکي از مجالس عزاداري امام حسين در سال جاري نوشته شده است:
من مدد تنها طلب از ذات حيدر مي کنم. (ديوان صغير، ص82)
در مشکلات جز به علي التجا مبر
منت مکش ز خلق، که مشکل گشا يکيست. (ديوان صغير، ص32)
اول تويي آخر تويي ياور تويي ناصر تويي
بر اولين و آخرين هو يا امير المومنين. (ديوان صغير، ص85)
روشن است که شاعر نمي خواهد مولا علي(ع) را مبداء وجود بداند ولي احتمالاً معتقد است خداوند سر رشته کار را خود رها ساخته و امور را به امير المومنين(ع) واگذار و تفويض نموده است. شبيه اين دعا که: يا محمد و يا علي، يا علي يا محمد اکفياني فانکما کافيان ، فانصراني فانکما ناصران، يا مولاي يا صاحب الزمان الغوث الغوث الغوث، ادرکني ادرکني ادرکني، الامان، الامان، الامان. يعني اي محمد(ص) و اي علي(ع) و اي علي(ع) و اي محمد(ص) ، شما امور مرا کفايت کنيد که مرا کافي هستيد و مرا ياري کنيد که شما يار منيد. به فريادم برس، به فريادم برس، به فريادم برس، مرادرياب، مرادرياب، مرادرياب، امانم بده، امانم بده، امانم بده. (دعاي پس از نماز امام زمان(عج) مفاتيح الجنان) ......
000000000000000000000000
بعد از مرگ پیامبران با دین خدا چه کرده اید ؟!
وسلام . یا الله
پاورقی ؛ اینجانب با قسمتهایی از مطالب فوق موافق نیستم ولی به خاطر آنکه نکاتی بسیار آموزنده و مهم درلابلای مقاله جناب نصر اصفهانی وجود دارد سعی کرده ام به حداقل تغییر و خلاصه نویسی آن را در این قسمت کپی کنم که امیدوارم دوستان استفاده نمایند .
zxcv
Monday 16 April 2007, 07:29PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
شاید بعضی از دوستان ، افراط در شخصیت پردازی ائمه را تنها منحصر به گروه اندکی از مردم می دانند و اکثریت و حتی علمای طراز اول را از این گمراهی مصون و مجزا کرده اند ولی اینجانب با استفاده از مقاله زیر ثابت می کنم که غلو پردازان اولیه در اصل کسانی بودند که مبنا و اساس اعتقادت شیعه بر پایه مکتوبات آنان بنا شده است !
.........................................................................
گرد آورنده جناب محب صحابه گرامی .؛
..........................................................................
بحارالأنوار ج : 36 ص : 136
امام جعفر صادق در مورد این قول خداوند همانا خداوند شرک را نمیبخشد فرمود: که خداوند نمیبخشد شرک در ولایت علی ابن ابی طالب را و طاعت او را.
الكافي ج : 1 ص : 223
محمد صل الله علیه و سلم امین خداوند در خلقش بود هنگامی که روح او را قبض نمود ما اهل بیت وارثان او شدیم پس ما امین خداوند در زمین هستیم نزد ما علم بلاها و مرگ و زندگی و نسبهای عرب و تولد اسلام است و ما حقیقت ایمان و نفاق مرد را هنگامی که او را میبینیم درک میکنیم...... ...... و متفرق نشوید و بر جماعتی باشید که بر مشرکین سنگین است همان کسانی که به ولایت علی شرک میورزند بر انچه که به ان خوانده میشوند از ولایت علی همانا ای محمد خداوند هدایت میکند کسی را که به او انابه کند و کسی را که اجابت کند ولایت علی را.
الكافي ج : 1 ص : 413
امام جعفر صادق در مورد قول خداوند که (کسانی که ایمان اوردند و ایمانشان را با ظلم نیالودند) فرمود:به انچه که به محمد نازل شده از ولایت و ان را با ولایت فلان و فلان مخلوط ننمودند پس این الودن به ظلم است.
الكافي ج : 1 ص : 422
ابوحمزه از امام جعفر صادق سوال کرد در مورد قول خداوند که میفرماید (این دو گروه در مورد پروردگارشان مجادله کردند) کسانی هستند که بولایت علی کفر ورزیدند و انها پوشیده میشوند لباسهایی از آتش.
الكافي ج : 1 ص : 435
ابوبصیر از امام جعفر صادق گفت در مورد قول خداوند «هر کس از ذکر من اعراض کند زندگی بر او تنگ میشود» گفت یعنی اعراض بولایت علی «و او را نابینا محشور کنیم» یعنی روز قیامت کور محشور میشود و در دنیا قلبش از ولایت علی کور بوده ............
الكافي ج : 1 ص : 144
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها قَالَ نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّتِي لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا
امام جعفر صادق در مورد آیه «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها » فرمود: ما (ائمه اثنی عشری) هستیم و به خدا که خداوند از بندگانش عملی را قبول نمیکند, مگر به معرفت و شناخت از ما (أسماء حسنی).
الكافي ج : 1 ص : 145
أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (ع) يَقُولُ أَنَا عَيْنُ اللَّهِ وَ أَنَا يَدُ اللَّهِ وَ أَنَا جَنْبُ اللَّهِ وَ أَنَا بَابُ اللَّهِ
امیر المومنین فرمود من چشم خدایم و من دست خدایم و من جنب خدایم و من درب خدایم.
الكافي ج : 1 ص : 145
أَبِي جَعْفَرٍ (ع) يَقُولُ ابْتِدَاءً مِنْهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ أَسْأَلَهُ نَحْنُ حُجَّةُ اللَّهِ وَ نَحْنُ بَابُ اللَّهِ وَ نَحْنُ لِسَانُ اللَّهِ وَ نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ وَ نَحْنُ عَيْنُ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ وَ نَحْنُ وُلَاةُ أَمْرِ اللَّهِ فِي عِبَادِهِ
ما حجت خداییم و ما درب خدائیم و ما زبان خدائیم و ما وجه خداییم و ما چشم خداییم در خلقش و ما والیان امر خدائیم در بندگانش.
بحارالأنوار ج : 38 ص : 135
قال قال رسول الله ص من نازع عليا في الخلافة بعدي فهو كافر و قد حارب الله و رسوله و من شك في علي فهو كافر
رسول الله فرمود هر کس با علی در خلافت بعد از من نزاع کند پس او کافر است و به جنگ خدا و رسول رفته است و هر کس در علی شک کند کافر است.
بحارالأنوار ج : 38 ص : 155
قال رسول الله ص من ناصب عليا على الخلافة بعدي فهو كافر و قد حارب الله و رسوله و من شك في علي فهو كافر
الصراطالمستقيم ج : 2 ص : 48
عن أبي ذر الثابت صدقه بقول النبي ص من ناصب عليا الخلافة بعدي فهو كافر و من شك في علي فهو كافر
بحارالأنوار ج : 27 ص : 233
باب 10- ذم مبغضهم و أنه كافر حلال الدم
عن أنس قال قال رسول الله ص من ناصب عليا حارب الله و من شك في علي فهو كافر
وسائلالشيعة ج : 14 ص : 513
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثِ ثَوَابِ زِيَارَةِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ وَ اللَّهِ لَوْ أَنِّي حَدَّثْتُكُمْ فِي فَضْلِ زِيَارَتِهِ لَتَرَكْتُمُ الْحَجَّ رَأْساً وَ مَا حَجَّ أَحَدٌ وَيْحَكَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ اتَّخَذَ كَرْبَلَاءَ حَرَماً آمِناً مُبَارَكاً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَ مَكَّةَ حَرَماً قَالَ ابْنُ أَبِي يَعْفُورٍ قَدْ فَرَضَ اللَّهُ عَلَى النَّاسِ حِجَّ الْبَيْتِ وَ لَمْ يَذْكُرْ زِيَارَةَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ وَ إِنْ كَانَ كَذَلِكَ فَإِنَّ هَذَا شَيْءٌ جَعَلَهُ اللَّهُ هَكَذَا أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع إِنَّ بَاطِنَ الْقَدَمِ أَحَقُّ بِالْمَسْحِ مِنْ ظَاهِرِ الْقَدَمِ وَ لَكِنَّ اللَّهَ فَرَضَ هَذَا عَلَى الْعِبَادِ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الْإِحْرَامَ لَوْ كَانَ فِي الْحَرَمِ كَانَ أَفْضَلَ لِأَجْلِ الْحَرَمِ وَ لَكِنَّ اللَّهَ صَنَعَ ذَلِكَ فِي غَيْرِ الْحَرَمِ
امام جعفر صادق در حدیث ثواب زیارت قبر حسین فرمود والله اگر من برای شما فضیلت زیارت قبر حسین را بیان کنم حج را به کلی ترک خواهید کرد و احدی از شما حج نمیرود اما بدانید که خداوند سبحانه کربلا را حرم امن و مبارک برگزید قبل از اینکه مکه را حرم برگزیند ............
بحارالأنوار ج : 98 ص : 105
عن أبي عبد الله ع قال من زار قبر الحسين بن علي ع يوم عاشوراء عارفا بحقه كان كمن زار الله في عرشه
امام جعفر صادق فرمود: هر کس قبر حسین ابن علی را در روز عاشوراء و با معرفت به او زیارت کند مثل کسی است که الله را بالای عرشش زیارت کرده است.
بحارالأنوار ج : 98 ص : 69
مَنْ زَارَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ ع بِشَطِ فُرَاتِ كَانَ كَمَنْ زَارَ اللَّهِ فَوْق عَرْشِه
هر کس قبر حسین در کنار فرات را زیارت کند مثل کسی است که الله را بالای عرشش زیارت کرده است
بحارالأنوار ج : 14 ص : 240
أقول سيأتي في كتاب الغيبة في حديث المفضل بن عمر عن الصادق ع أن بقاع الأرض تفاخرت ففخرت الكعبة على البقعة بكربلاء فأوحى الله إليها اسكتي و لا تفخري عليها فإنها البقعة المباركة التي نودي منها موسى من الشجرة و إنها الربوة التي آويت إليها مريم و المسيح و إن الدالية التي غسل فيها رأس الحسين ع فيها غسلت مريم عيسى ع و اغتسلت لولادتها
بحارالأنوار ج : 13 ص : 25
عن الصادق ع قال إن بقاع الأرض تفاخرت ففخرت الكعبة على البقعة بكربلاء فأوحى الله إليها اسكتي و لا تفخري عليها فإنها البقعة المباركة التي نودي موسى منها من الشجرة
وسائلالشيعة ج : 14 ص : 594
مَا مِنْ أَحَدٍ قَالَ فِي الْحُسَيْنِ ع شِعْراً فَبَكَى وَ أَبْكَى بِهِ إِلَّا أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ الْجَنَّةَ وَ غَفَرَ لَهُ
هیچ کس نیست که در مورد حسین شعری بگوید و گریه کند و بر آن گریه کنند مگر اینکه الله برای او بهشت را واجب کند و او را ببخشد.
وسائلالشيعة ج : 14 ص : 516
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ خَلَقَ اللَّهُ كَرْبَلَاءَ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ الْكَعْبَةَ بِأَرْبَعَةٍ وَ عِشْرِينَ أَلْفَ عَامٍ وَ قَدَّسَهَا وَ بَارَكَ عَلَيْهَا
خداوند کربلاء را خلق کرد بیست و چهار هزار سال قبل از اینکه کعبه را خلق کند و آن را مقدس و مبارک گردانید.
وسائلالشيعة ج : 14 ص : 515
اتَّخَذَ اللَّهُ أَرْضَ كَرْبَلَاءَ حَرَماً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَ مَكَّةَ حَرَماً بِأَرْبَعَةٍ وَ عِشْرِينَ أَلْفَ عَامٍ
خداوند زمین کربلاء را حرم برگزید بیست و چهار هزار سال قبل از اینکه مکه را حرم برگزیند.
وسائلالشيعة ج : 14 ص : 516
إِنَّ كَرْبَلَاءَ وَ مَاءَ الْفُرَاتِ أَوَّلُ أَرْضٍ وَ أَوَّلُ مَاءٍ قَدَّسَ اللَّهُ وَ بَارَكَ عَلَيْهِ
همانا کربلاء و آب فرات اولین خاک و اولین آبی هستند که خداوند آنها را مقدس قرار داد و در آنها برکت قرار داد.
بحارالأنوار ج: 54 ص:202
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ خَلَقَ اللَّهُ أرْضَ كَرْبَلَاءَ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ أرْضَ الْكَعْبَةَ بِأَرْبَعَةٍ وَ عِشْرِينَ أَلْفَ عَامٍ وَ قَدَّسَهَا وَ بَارَكَ عَلَيْهَا فَما زَالَتْ قَبْلَ خَلَقَ اللَّهُ الخَلْقِ مُقَدَسْة مُبَارَكَة وَ لَا تَزَالُ كَذَلِكَ حَتَى يَجْعَلُهَا اللَّهُ أَفْضَلُ أرْضَ فِيِ الجَنَة وَ أَفْضَلُ مَنْزِلُ وَ مَسْكَنُ يُسْكُنُ اللَّهُ فِيِهِ أَوْلِيَاءَهُ فِيِ الْجَنَة
خداوند کربلاء را خلق کرد بیست و چهار هزار سال قبل از اینکه کعبه را خلق کند و آن را مقدس و مبارک گردانید و اینچنین باقی میماند تا در بهشت. و خداوند آن را افضل خاک و منزل در بهشت قرار میدهد که در آن اولیاء الله در بهشت در آن سکونت دارند
الكافي ج : 4 ص : 580
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ زِيَارَةُ قَبْرِ الْحُسَيْنِ ع تَعْدِلُ عِشْرِينَ حَجَّةً وَ أَفْضَلُ وَ مِنْ عِشْرِينَ عُمْرَةً وَ حَجَّةً
امام جعفر صادق فرمود: زیارت قبر حسین معادل بیست حج و افضل از بیست حج و عمره است
وسلام . یا الله
یک تسلیم شده
Monday 16 April 2007, 09:08PM
بابا بنازم اين همه علم و فقاهت رو :D :D :D
واقعا عجب تفسير ناب :smile40: و تاويل عجيب غريبيه
و ما اهل به لغير الله يعني چه ؟
از تفسيرهاي شيعي بگذريم
يك سر بريم به تفسيرهاي اهل سنت
طبري مي گويد (چيزي كه براي آلهه و اصنام و بتها ذبح مي شود بنامي جز خداوند و براي بتي از بتها . بت پرستان بهنگام قرباني دادن به بتهايشان به آن بت نزديك مي شدند و با صدايي رسا نام آن بت بر زبان مي راندند (معني اهلال) و سر دام مي بريدند . )
در تفسير جلالين مي گويد ( اهل به لغير الله بنامي جز خداوند سر دام بريدن )
قرطبي ديگر مفسر اهل سنت مي گويد ( و ما اهل به لغير الله (اي ذكر عليه غير اسم الله تعالي ) )
ابن كثير مي نويسد ( و كذلك حرم عليهم ما اهل به لغير الله و هو ما ذبح علي غير اسمه تعالي من الانصاب و الانداد و الازلام و نحو ذلك مما كانت الجاهليه ينحرون له )
تصور مي رود كه مفسران اهل سنت ( اطعام ) مجالس حسيني را و عزاداران عاشورا را جزو انصاب و ازلام و بتها نياورده اند و نقش متفيقهان كم سواد در تحميل آيه فوق به شرايط محكم و روشن و شفاف ذبح اسلامي ( قبله و نام خدا ) بسيار غريب و در مورد مكنونات قلبي و مغزي حضرات سوال برانگيز است
به نظر شما دو کلمه ی واضح عربی نیاز به تفسیر داره؟
در ضمن نه من و نه zxcv و ... سنی نیستیم!
یک تسلیم شده
Monday 16 April 2007, 09:52PM
(50/المرسلات):
فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ
از کدام حديث غير از اين(قرآن)، پيروي ميکنند؟
خدا از موءمنان حقيقی ميخواهد كه در هر مورد اطلاعاتي ميبينند يا ميشنوند تحقيق كنند ولي مسلمانهاي فعلي به چيزي باور دارند كه قانون احتمالات هم درستي آن را نميرساند كتاب تورات و انجيل هم فرستاده خدايند و اما تورات فعلي بخشهاي مختلف مثل ميشناه mishnahسيره موسي و جماره gemarah احاديث موسي و تالمود را دارا ميباشد آيا اين همان تكرار تاريخ نيست؟؟! متاسفانه تكرار تاريخ است.يهوديها ميشناه را بر تورات ترجيح ميدهند و مسلما نماها هم حديث را بر قرآن ترجيح ميدهند و سيره و سنت و احاديث را در كنار كتاب خدا قرار داده اند. يهوديها ميگويند تورات بدون ميشناه معني ندارد مسلمان نماها هم ميگويند قرآن بدون حديث معني ندارد. تاكتيك هردو گروه يكي است. زيرا منشا آن كسي نيست جز شيطان ملعون. سوالاتي كه پيش ميايد و تابعان حديث (آنهايي كه به كتابهاي حديثشان چسبيده اند شامل گروههاي شيعه و سني) بايد جواب دهند اين است كه :
1- آيا ميشناه (حديث موسي )و جماره (سيره موسي) در تورات نشان دهنده نظرات موسي است؟
2- آيا gospel (يكي از چهار كتابي كه زندگي مسيح را نشان ميدهد) نشان دهنده نظرات عيسي است ؟
3- آيا کتاب های حدیث نشان دهنده نظرات محمد رسول خداست ؟
4- كدام آيه قرآن ما را به پيروي از كتابهاي حديث امر ميكند ؟ كدام آيه ؟
(50/المرسلات):
فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ
از کدام حديث غير از اين(قرآن)، پيروي ميکنند؟
جالب اين است كه محمد رسول خدا خود از كتابت احاديث به جز قرآن منع كرده بود و احاديث در اين مورد زياد است به طور نمونه :
حديث يك : لاتكتبوا عني و من كتب عني غير القرآن فليمحه (صحيح مسلم و جامع البيان العلم و الفضيلة و محدث)
از من چيزي ننويسيد و اگر كسي از من چيزي غير از قرآن نوشته است آن را پاك كند.
حديث دو : جهدنا بالنبي صل الله عليه و سلم ان ياذن لنا في الكتاب فابي (حديث موقوف ترمزي- محدث)
حديث سه : استاذناالنبي صلي الله عليه وسلم في الكتابة فلم ياذن لنا (المحدث)
حديث چهار: ما ضل الأمم قبلكم إلا بما اكتتبوا من الكتب مع كتاب الله تعالي أتدرون كتاب غير كتاب الله؟ (تقويدالعلم- ترمزي)
امتهاي قبل از شما با نوشتن كتابي در كنار كتاب خدا گمراه شدند. آيا كتابي غبر از كتاب خدا ميخواهيد؟
با توجه به احاديث بالا , تابعان حديث حتي به احاديث خود عمل نميكنند بلكه به آنچه كه دلشان خواست عمل ميكنند .
http://godisone.blogspot.com
zxcv
Wednesday 18 April 2007, 10:41PM
در ضمن نه من و نه zxcv و ... سنی نیستیم!
:smile07: :smile07: :smile07:
zxcv
Wednesday 18 April 2007, 11:45PM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
ألا لله الدين الخالص والذين اتخذوا من دونه أولياء ما نعبدهم إلا ليقربونا إلى الله زلفى إن الله يحكم بينهم في ما هم فيه يختلفون إن الله لا يهدي من هو كاذب كفار
آگاه باشيد !
ديني كه به خداوند تعلق دارد كاملاً خالص است و از كلام غير عاري است.
كساني كه براي خود اولياء مي تراشند و كلام آنها را تبعيت و تعبد مي كنند و دين خداوند را از خلوص خارج مي سازند ، به خيال باطل و نا صواب خود اين كار را براي تقرب به خداوند مي كنند. خداوند در باره اين اختلاف بينشان قضاوت خواهد كرد. او هرگز دروغگوي كافر را هدايت نمي كند.
اين كلام واضح و روان خداوند است. به چشمان خود اعتماد كنيد تا مفهوم آن را به راحتي و بدون نياز به هيچ واسطي در يابيد. عزيزان ؛ برادران و خواهران با ايمانم! آيا فكر نمي كنيد مشابه حديث فوق را در جايي شنيده باشيد؟ اين حديث و سخن شيطان است كه در كلام پروردگار نقل مي شود و براي خداوند واسطه تراشي مي كند تا از طريق آن واسطه ها خلق الله را از رسيدن به پروردگارشان محروم سازد.
(یک سناریوی همیشگی برای بعد از مرگ پیامبران )
البته خيلي ها معتقدند تاريخ آن سپري شده و اين واسطه هايي كه آنها براي خدا در نظر مي گيرند با آن واسطه ها فرق دارند. ظاهراْ اين آيه ديگر در مورد ما صدق نمي كند و فقط بيانگر يك حربه قديمي شيطاني است كه در گذشته مورد استفاده قرار مي گرفته و به تاريخ پيوسته است. اگر مي بينيد خداوند آن را در قرآنش آورده فقط خواسته بگويد در گذشته افرادي بوده اند كه حرف و حديث افراد ديگري را به عنوان اولياءالله تعبد مي كرده اند و بهانه شان هم اين بوده كه چون اين افراد از خوبان و مقربين درگاه الهي هستند مورد تعبد ما قرار مي گيرند تا ما را به خدا نزديك كنند. آنها مي گفتند:
( اي آدماي كم خرد و ظاهر بين كه فقط نوك دماغتون نو مي بينيد ! بد بختا مگه ما اينا رو خدا گرفتيم ؟ يعني ما مثه شما ظاهر بين و نا دونيم كه فرق بين خدا و غير خدا رو ندونيم؟ اينا همه مقربين درگاه خدان ، اينا پيش خدا آبرو دارن ، خدا روي اينا رو زمين نميندازه و لي ماي بدبخت گنه كارو چي؟ ما كجا و اونا كجا؟ )
اگه مي دونم راست مي گي چرا مي گيد اينا پسراي خدان ؟ مگه خدا پسر و دختر داره؟
هه هه! هالو رو ببين. يعني توي احمق فكر مي كني ما مي گيم خدا زني داشته و اون زنه اينا رو واسش به دنيا اورده؟ پناه مي بريم به خودش از اين حرف كثيف. بيچاره منظور ما اينه كه اين آبرومندان اونقدر به خدا نزديكن كه نگو و نپرس و اين كه ما ميگيم در واقع اصطلاحيه كه اين نزديكي و قرب و مي رسونه . حالا خر فهم شدي؟ ينا تو دمو دستگاه خدا واسه خودشون بيا و برويي دارن و خدا به اونا علم لدوني داده كه چه مرده و چه زنده از همه چيز خبر دارن . اصلاً محاله برگي از درختي بيفته و اينا ازش غافل باشن. حالا خودت حساب كن ببين تو دنيا چقدر درخت وجود داره و رو هر كدوم از اين درختا چقدر برگ . حالا با قيشو خودت حدس بزن. ما يه اينجور اشخاصي رو مولا و سرور خودمون قرار داديم فهميدي يا هنوز تو مخ پوكت نرفته؟ اگه مي بيني ما زياد سراغ تورات و انجيل نميريم به خاطر اينه كه اين خوبان خدا قبلاً زحمتشو برامون كشيدن و جيكو بيك اين كتابا رو بيرون كشيدن و لقمه رو پختنه و آماده گذاشتن تو دهنمون.
خب اونا كه ديگه خودشون نيستن تا كتاب خدا رو براتون تفسير كنن پس حالا تكليفتون چي ميشه؟
هه هه يارو رو! ببم يعني تو منكر تاريخي؟ بررگان ما هرچي رو اونا از كتاب خدا برامون گفتن و هر چي رو هم خدا خارج از كتاب بهشون وحي كرده سينه به سينه حفظ كردن و با اسناد محكم تحويلمون دادن.
صبر كن ببينم ، شما گفتيد وحي خارج از كتاب ، نه؟ درسته؟ من يه همچين چيزي شنيدم؟
هالو جون خودشه ، درست شنيدي.
خب اگه اينجوري باشه هر كسي مي تونه يه چيزي رو بگه و بعد بگه اينو خدا گفته و اگه شما بگيد كه تو كتابش نيست اونم ميكه اين مربوط به وحي خارج از كتابه. اينطور نيست؟
پسر تو با اين هوشت خوب شد نشدي خرگوش! بچه جون بزرگان ما فكر اينم كردن و از همون ابتدا اونا رو بصورت كتاب در آوردن تا رو توي بزمجه و امثال تو رو كم كنن فهميدي؟ مي گي نه بيا تا ببرمت تو عطاري آقام تا خودت اونا رو ببيني . آخه آقام اين كتابا رو تو عطاريش نگهداري مي كنه.
پس اين ورقا كه لاي كتاباست واسه چيه؟
كدوم ورقا؟
همينا نمي بينيشون؟
اينا اينجا چيكار ميكنن؟!
اين ورقا مال آقامه ، اون هرچي تو عطاري داره رو اينا مينويسه تا وقتي مشتري اومد بده دستشو مجبور نشه راجع به نحوه استفاده اونا هي خودشو خسته كنه
آها ! پس هرچي تو قوطي عطاري بابات گير مياد تو لاي اين كتاباست ؟
يه همچين چيزايي.
صبر كن بينم ، چي گفتي؟
اي نا بكار نا بخرد تو از اين حرفت يه منظوري داشتي .يالا بگو منظورت چي بود!
راستي يه سئوال؛ چرا مسيحيا و يهوديا مي گفتن ما ابناءالله هستيم؟
يه سئوال ديگه ؛ كي مي دونه فرق بين "ابن الله" با " آل الله" چيه؟
0000000000000000000000000000000000000000000000
از تسلیم عزیز
zxcv
Friday 20 April 2007, 09:24PM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
( تروریستها )
تروریست با ملیت های عربی که قصد داشتند هواپیمای خطوط هوایی لوفت هانزا به مقصد تهران را منفجر کنند ، توسط مامورین امنیتی فرودگاه فرانکفورت آلمان دستگیر شدند.
..............................
دبیرکل سازمان ملل متحد، انفجار بمب در یک دستگاه خودرو در زاهدان را یک تجاوز تروریستی توصیف و به شدت محکوم کرد
.............................
رئیس جمهوری آمریکا امروز به مردم کشورش اطمینان داد که دولتش بدون درنگ تروریستهای مظنون را برای جلوگیری از یک حمله جدید دستگیر خواهد کرد.
.............................
نتايج تحقيقات اداره پليس اروپا "يوروپل" نشان ميدهد كه در سال گذشته ميلادي حدود ۵۰۰عمليات تروريستي در كشورهاي عضو اتحاديه اروپا به وقوع پيوست.
............................
شورای امنیت سازمان ملل متحد ترورهای الجزایر را به شدت محکوم کرد .
http://www.dw-world.de/image/0,,2120899_1,00.jpg
یک مجوز جعلی برای عملیات تروریستی ؛ صعبةبن جثامه ميگويد نبي اکرم (صل الله عليه وسلم) در محل ابواء يا ودان نزد من امد از ان حضرت درباره مشرکين که بر انان شبيخون زده ميشود و زنان و فرزندانشان نيز کشته ميشوند پرسيدند رسول الله (صل الله عليه وسلم) فرمود زنان و کودکانشان نيز جزو انان هستند.
با استفاده از اين احاديث آنها ثابت می کنند که کشتن زنان و کودکان مشرکين در حملات مجاهدين اشکالي ندارد ! توجه کنید ؛ شيطان به همين راحتي خدايان را به سخن در مي آورد و آنهايي را كه قلاده بندگيش را به گردن آويخته اند به جان يكديگر مي اندازد و به ريشهاي طويلشان مي خندد. در حقیقت رسول الله همچین دستوری را هیچگاه نداده است ، بلکه شیطان است که با سوء استفاده از نام پیامبر سعی می کند انسانها را به تعبد خویش وادار نماید و الا محمد ، رحمت للعالمین بود و نه مشوق کسانی که دستشان به خون بی گناهان آغشته است .
آنها فریب خورده اند ! با شماهستم ، با شما كه نام فرق خود را شيعه و سني و وهابي نهاده ايد ، نبرد شما ، نبرد بين حق و باطل نيست ، نبرد بين كفر و ايمان نيست ، نبرد شما نبرد بين كفر و كفر و نبرد خدايان است ، كه معركه گردان آن كسي جز شيطان نيست. سرتان را با آمريكا و انگليس گرم نكنند! شياطين بزرگ در آستين خودمان هستند. شيطان دارد حرفهاي خود را از زبان همين مفتي هاي و منبريها و ملاعمرها و بن لادنها مي زند.
او خطاب به بندگان و عمله خود مي گويد :
اي بنده راستين من ، به اين موجودات زبان بسته اي كه گرد منبرت جمع شده اند بگو:
مَنْ زارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِعليه السلام بِشَطِّ الْفُراتِ، كانَ كَمَنْ زارَاللّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ.
هر مؤ منى كه قبر امام حسين عليه السلام را كنار شطّ فرات در كربلا زيارت كند همانند كسى است كه خداوند متعال را بر فراز عرش زيارت كرده باشد.
موضع قبرالحسين عليه السلام ترعة من ترع الجنة.
جايگاه قبر امام حسين عليه السلام درى از درهاى بهشت است.
لو يعلم الناس ما فى زيارة قبرالحسين عليه السلام من الفضل، لماتوا شوقاً.
اگر مردم مىدانستند كه چه فضيلتى در زيارت مرقد امام حسين عليه السلام است از شوق زيارت مىمردند.
و بعد لب برگوش آن يكي از بندگان خود مي گذارد و به آنهایی که نام خود را تروریست مجاهد گذاشته اند ، مي گويد:
اي غلام حلقه به گوش من ، با شعارهاي فريبنده ، به اين موجودات نفهم بگو :
هركس يكي از زائران قبر حسين را بكشد ، يك وجب از بهشت را براي خود خريده و هركس دوتا را بكشد دو وجب از بهشت را خريده است و هركس سه تا را بكشد ، سه و جب از بهشت را خريده است .... و هركس نودو نه نفر را بكشد ، نود و نه وجب از بهشت را خريده است ... !
ارباب جان ! اگر در اين راه بميرند چه؟
بگو هيچ نترسيد ، چون در زير ساق عرش كه مشرف به بهشت فوقانيست سفره اي برايتان پهن كرده اند و مطمئن باشيد بلافاصله بعد از مرگ ، ناهار ميهمان حضرت محمد هستيد و سبزي پلو با ماهي نوش جان خواهيد كرد.
پدر و مادرم به فدايت ، اگر در اين بين زنان و كودكان نيز كشته شدند چه ؟
هيچ گناهي بر شما نيست چون داريد حكم رسو ل الله را اجرا مي كنيد برای آنکه محمد ، تروریستها را گرامی می داشت !
صعبةبن جثامه ميگويد .........
تا كي مي خواهيد سر در لاك حماقت و جهالت خود فروكنيد و به دین خدا و رسولش دروغ بچسبانید ؟
تا كي مي خواهيد بنده شيطان باشيد؟ در يكي از نقاشيها ، بمبي را كه در واقع معرف قرآن بود در قسمت عمامه تصوير قرار داده بودند تا نشان دهند قرآني كه به زعم آنها از مغز محمد بيرون آمده است مانند بمب عمل مي كند.
آيا اين ايده بر گرفته از اعمال افرادي كه به اسم اسلام هواپيماهاي پر از مسافر را به ساختمانهاي مملو از جمعيت مي كوبند نيست؟ آيا اگر كسي تصاوير كودكان دوساله را كه براي عزا داري حسين سرشان را شكافته اند ، به نمايش بگذارد به قرآن توهين كرده است. اعمالي كه ما داريم به تبع علماي اسلام و يا بهتر بگويم فراعنه و نمرودهاي متكبر زمان خودمان انجام مي دهيم همه و همه توهين به قرآن و تمسخر اسلام هستند و لا غير.
شما هر دو گروه كه سر در يك توبره كرده ايد و آبشخورتان نيز يكيست ، پس چرا به يكديگر حمله می کنید ؟ شما كه بر سفره شيطان نشسته ايد و داريد دست بخت زهرآگين او را نوش جان مي كنيد ديگر چرا خونتان را به گردن ديگران مي اندازيد؟ هرچه سريعتر به نبرد خدايان خاتمه دهيد و به خداي اصلي پناهنده شويد و به جاي اين مذاهب ساخته دست شيطان ، دين قيم را براي خود برگزينيد.
مي دانيد دين قيم چيست؟
ما تعبدون من دونه الا اسماء سميتموها انتم وءاباؤكم ما انزل الله بها من سلطن ان الحكم الا لله امر الا تعبدوا الا اياه ذلك الدين القيم ولكن اكثر الناس لا يعلمون
شما داريد از اسمائي پيروي مي كنيد كه خودتان و پدرانتان آنها را نام گذاري كرده ايد. خدا هيچ دليلی برای آن نازل نكرده. حكم فقط متعلق به خداست، امر كرده كه فقط او را بندگی كنيد (بنده و مطيع محض و بی چون و چرای دستورهای هيچكس غير از او نباشيد) دين درست ، چنين دينی است ولی بيشتر مردم اين را نميدانند.
000000000000000000000000000000000000000000
در امتداد سرگذشت مردم ، بعد از مرگ پیامبران .
zxcv
Wednesday 25 April 2007, 01:30AM
﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴾
ان الله ربي وربكم فاعبدوه هذا صرط مستقيم
خدا پروردگار من و پروردگار شماست؛ فقط او را فرمانبرداري کنيد، راه راست همين است.
آيه فوق خطاب عيسي مسيح به قومش مي باشد و قرآن به ما مي گويد كه هر پيامبري در بدو رسالتش ، امت و قومش را به همين جمله خطاب نموده و بدين ترتيب اولين فرماني را كه ابلاغ كرده "عدم فرمانبرداري و دنباله روي از سخن غير خدا " بوده است.
بنا بر آيات بسياري از قرآن كريم ، "صراط المستقيم" يا راه راست عبارت است از فرمانبرداري و تبعيت از كلام خداوند سبحان و عدم توجه به كلام غبر اوست. با اين وجود تا كنون كمتر كسي اين قاعده بزرگ و فرمان ازلي را رعايت كرده است ، چرا؟
خداوند سبحان در قرآن كريم به پيامبرانش (مخصوصاً پيامبر اسلام) فرمان مي دهد كه بگويند بشري مانند ما هستند. حال مفهوم اين مطلب چيست؟ آيا مفهوم اين است كه آنها نيز از ادوات انساني برخوردار بوده و غذا مي خورند ، ازدواج مي كنند ودر كوچه و خيابان راه مي روند؟ اين را كه اعراب معاصر پيامبر خوب مي دانستند. اصلاً يكي از ايراداتي كه معاصرين پيامبران به ايشان ميگرفتند همين بود كه آنها را مانند خود بشري بيش نمي دانستند.
اعراب صدر اسلام پيامبر را بسيار عادي مي ديدند و مرتب مي گفتند اگر او راست مي گويد چرا معجزه اي نمي آورد؟ آنها مي گفتند اصلاً اين چه پيامبريست كه غذا مي خورد و در بازار راه ميرود؟ چرا فرشته اي همراه او نيست و مال و باغي ندارد؟ در واقع اعراب صدر اسلام پيامبر را خوب مي شناختند و بسيار بهتر و حقيقي تر از آنكه ما مي شناسيم. آنها مانند ما وي را در پرتوي درخشان از نور نمي ديدند و ملائكه دائماً زير دست و بالش نمي چرخيدند. پيامبر حقيقي بنا بر روايت قرآن غيب نمي دانست و حتي سود و زياني به حال خود نيز نداشت. اما پيامبري كه ما مي شناسيم فطرتاً امور غيبي را حتي تا چندين هزار سال بعد مي داند و در همه جا حضور دارد(حتي بعد از مرگش) از بيماران عيادت مي كند و بر بالين افراد در حال احتضار مي نشيند. او كاملاً معصوم و بي گناهست و از همه چيز آگاهست و نه تنها او بلكه اهل بيت او نيز در امور ذكر شده درست مانند و ي و حتي بهتر از ايشان هستند. بعنوان مثال خدا وند تمام هستي و حتي پيامبر را به خاطر فاطمه آفريده است. نامه اعمال مردم از زير دست مهدي مي گذرد و بنا به قولي برگي از درختي نمي افتد مگر اينكه مهدي از آن آگاه است. و خلاصه اينكه بسياري از صفات خداوندي در مورد ايشان نيز صدق مي كند.
اينكه خداوند به پيامبرش امر مي كند تااعلام كند او نيز بشري مثل ماست براي اين است كه ما نيز مانند مسيحيان و يهوديان و ديگر اقوام گذشته پيامبران و احبار و رهبان خود را با خدا اشتباه نگيريم. خداي گرفتن اين نيست كه مستقيماً شخص را خدا خطاب كني( مانند كساني كه علي را خدا مي دانند) بلكه همينكه صفات خداوندي را به او نسبت دهيم كافيست.
و اما اين معضل بزرگ چه مشكلي به وجود مي آورد و ريشه هاي آن در كجاست؟
همانگونه كه گفته شد؛ خداوند مي گويد تنها مرا فرمانبرداري و تبعيت كنيد كه اين راه مستقيم (صراط المستقيم) است. و شيطان از همان ابتدا عهد كرده بر سر راه مستقيم بنشيند و با دادن نشانيها و علائم راهنماي غلط انسان را از راه مستقيم خارج كند.
در اين راه يكي از مهلك ترين حربه هاي او اين است كه با معصوم و مصون نشان دادن بندگان مخلص خداوند(كه ديگر مرده اند) آنها را مقدس نموده و آنقدر بزرگ جلوه مي دهد كه بتواند اوصاف خداوندي را به آنها نسبت دهد. حالا از حنجره اين مردگان استفاده مي كند و احكام و فرامين خود را در قالب احاديث و روايات كه خود و پيروانش آنها را ساخته اند به اجرا در مي آورد و كاري مي كند تا مردم از فرمانبرداري خداوند دست برداشته و فرمان و احكام وي را به اجرا در آورند و اينجاست كه "عزيز" مي شود پسر خدا و يهوديان به دليل اينكه عزيز را دارند به خود مي بالند و دين و آيين خود را اشرف اديان و مذاهب دانسته و بهشت را تنها از آن خود مي انگارند و اين يعني شروع جدايش و تفرقه. اما مسيحيان به گونه ديگري فكر مي كنند : از آنجا كه اين جماعت عيسي پسر خدا را دارند و عيسي نيز همه كاره خدا بر روي زمين است ، در نتيجه ايشان بهترين دين را در اختيار دارند و بهشت بر خلاف تصور باطل يهوديان از آن اين جماعت است.
http://www.farsinet.com/kalameh/kalameh38/107.jpg
در اينجا جماعت مسلمان نيز بيكار نمي نشينند و با وجود صراحت آيات قرآن كه مي گويد بين احدي از پيامبران فرق نگذاريد با پيروي و تعبد احاديث و روايات به اين نتيجه مي رسند كه حتي علماي امت پيامبر از تمامي پيامبران بني اسرائيل بالا تر و والا تر هستند تا چه رسد به پيامبر و نزديكانش كه در واقع جزء
خاندان و خانواده خداوند( آل الله ) مي باشند.
http://www.iran-newspaper.com/1383/831129/html/201774.jpg
شيطان دقيقاً به روش فوق بين اديان و انسانها تفرقه مي اندازد و آنها را عليرغم اينكه از يك پيكر و يك امت واحد(اسلام) هستند از يكديگر جدا مي كند و در اين راه نهايت استفاده را از احاديث و روايات بعمل مي آورد .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
zxcv
Thursday 26 April 2007, 01:23AM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
إِيِّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
ما تنها تو را عبادت ميکنيم و از تنها تو کمک ميجوييم.
بحث همچنان بر سر عبادت و تعبد است ، مي خواهييم معني درست و دقيق اين واژگان را از قرآن استخراج نماييم تا بدانيم « اياك نعبد » يعني چه. تا بفهميم اين كه ما از آن غفلت كرده ايم بزرگترين اصل خلقت ( توحيد) است و همان كليد نجات و رستگاري بشر مي باشد. قالبهايي كه براي عبادت و تعبد ساخته شده ما را گمراه نموده و مسيرمان را از طريق مستقيم منحرف ساخته است. به محض اينكه اسم عبادت به ميان مي آيد ، قالبها سريعاً ذهن ما را به يك سري حركات و سكنات سوق مي دهند بگونه اي كه تصور مي كنيم منظور از تعبد و عبادت همين حركات و رفتارهاي رنگا رنگ مي باشند .
وقتي اسم عابد به ميان مي آيد بلافاصله شخصي را تصور مي كنيم كه در نيمه هاي شب از خواب بلند شده و در حالي كه ردايي بلند به تن دارد ، دائماً مشغول اداي يك سري الفاظ و انجام يك سري حركات مي باشد. حال وقتي عبادت عبارت است از اين قبيل امور ، چه اشكالي دارد كه شخص به جاي اينكه خود آنها را انجام دهد مبادرت به خريدشان نمايد و كسي را اجير كند تا اين حركات و سكنات را در قبال پول برايش انجام دهد؟ وقتي اسم تسبيح خداوند به ميان مي آيد ، فوراً قطاري از مهره هاي سنگي يا پلاستيك دربند را تجسم مي كنيم كه شخصي آن را به دست گرفته تا حساب الفاظي كه بيان مي كند از دستش خارج نشود.
اينها همه براي آن است كه ذهنمان منحرف شود تا آنچه را كه جزء واضحترين موضوعات قرآن است نفهميم و درك نكنيم . عبادت يك سري حركات ويژه نيست ، عبادت بازي با مهره هاي تسبيح نمي باشد ، بلکه عبادت ....
عبادت ؛ اطاعت است .
عبادت ؛ بندگي است.
عبد و بنده كسي است كه مطيع و تابع بي چون و چراي مولايش باشد و هر آنچه را او گفت ، عمل نمايد و اطاعت كند. عبادت خدا به مفهوم اطاعت اوست و او فقط مولاي كساني است كه تنها او را اطاعت مي كنند و تنها حكم و فرمان او را اجرا مي نمايند.
اما خدا كيست؟
چه كسي تا كنون او را ديده يا صدايش را شنيده؟
يك نفر به من پاسخ دهد !
اطاعت از خدا يعني چه ؟ خداي وحده را در كجا پيدا كنيم تا فرمانبردارش باشيم؟
درست است كه ما خدا را نديده ايم و صدايش را نشنيده ايم ، اما او كساني را به اسم رسول فرستاده تا صداي خود را به ما برساند و با ما ارتباط برقرار كند . خداوند در طول تاريخ همواره بوسيله آنچه به رسولانش ابلاغ كرده با ما سخن گفته است . آري :
تعبد خدا = حرف شنوي از كتاب =تبعيت از قرآن
تعبد خدا = اطاعت از قرآن
اما بشر همواره براي رسيدن به خدا يك مشكل اساسي داشته : يك نفر به اسم شيطان سر راهش نشسته و به او آدرس اشتباهي مي دهد تا منحرفش كند و نگذارد به خدا برسد.
او خيلي زيركانه كار خود را انجام مي دهد ، بگونه اي كه در اكثر موارد آب از آب تكان نمي خورد و شخص متوجه نمي شود كه چه بلايي دارد بر سرش مي آيد. ترفند او خيلي ساده و كاريست ، داستان از این قرار است !
( يكي بود يكي نبود! )
در زمانهاي قديم ، شخصي وجود داشت كه نامش محمد بود و ادعا مي كرد كه فرستاده خداست و آمده تا زبان خدا شود و پيام او را به مردم برساند. البته اين محمد قبلاً خودش هيچ دين و مذهبي نداشت و تا مدتها كسي از او چيزي راجع به ديانت و از اين حرفها نشنيده بود و حالا كه داشت از دين صحبت مي كرد و پيام خدا را براي مردم قرائت مي كرد كسي حرفهايش را باور نداشت . نه اينكه مردم روزگار او خدا را قبول نداشته باشند ؛ نه ، هرگز. آنها به يك سري چيزها معتقد بودند كه به زعم خودشان از طرف خداوند به ايشان رسيده بود .
اعتقاداتي كه آنها نسل اندر نسل از پدران و آباء خود به ارث برده بودند. اما اعتقادات آنها با آنچه محمد مي گفت زياد همخواني نداشت و به همين دليل آنها حاضر نبودند حرف محمد را گوش كنند و مطيع او شوند. تازه هيچ وقت هم جلوي او كم نمي آوردند ؛ اگر محمد راجع به چيزي يا كاري از آنها انتقاد مي كرد فوراً به خدا ربطش مي دادند و مي گفتند كه خداوند فرموده كه چنان كنند.
محمد مي گفت ؛ اما آنچه را من مي گويم خداوند از طريق فرشته وحي به من رسانده است و آنها نيز ادعا مي كردند كه از طريق لات و منات و عزي و غيره كه به عقيده آنها از فرشتگان الهي و دختران او بودند پيام خدا را دريافت كرده اند . حال وقتي فرشتگان رسولان الهي هستند طبيعي است سخنان آنها مربوط به خداوند مي شود و او خودش اراده كرده كه مردم مطيع آنها شوند
اما محمد به آنها مي گفت خداوند احكام و فرامين خود را در قالب يك كتاب براي او فرستاده و به همين دليل از آنها نيز مي خواست كه كتاب خود را نشان دهند ، ولي آنها مي گفتند ما اين كتاب را در اختيار نداريم امااز پدرانمان شنيده ايم كه آنها از پدرانشان شنيده اند و آنها نيز ...( همان قال فلان قال بهمان امروزی ) . كه منات يا لات و غيره يك چنين چيزي را گفته اند.
[43:22] بل قالوا انا وجدنا ءاباءنا على امة وانا على ءاثرهم مهتدون
واقعيت اين است كه آنها گفتند: "ما والدين خود را پيرو روش هاي خاصي يافتيم و ما رد پاي آنها را دنبال مي كنيم."
خلاصه اينكه شيطان در طول تاريخ با اين ترفند زيركانه بني آدم را گمراه نموده و از اطاعت فرمان پروردگارش بازش داشته است يك زماني بوسيله لات و منات و عيسي و موسي ، حالا علاوه بر اينها به وسيله محمد و علي و حسن و حسين وغيره . آن موقع رسولان الهي قوم خود را دعوت مي كردند تا فقط خدا را ( كه بوسيله يك كتاب با آنها سخن مي گفت) تعبد و فرمانبرداري كنند و در پاسخ مي شنيدند :
[7:70] قالوا اجئتنا لنعبد الله وحده ونذر ما كان يعبد ءاباؤنا فاتنا بما تعدنا ان كنت من الصدقين
آنها گفتند: "آيا آمده اى ما را وادار كنى تا فقط خدا را بپرستيم و آنچه را كه قبلا" والدينمان عبادت مى كردند، ترك كنيم؟ ما تو را به مبارزه مى طلبيم تا آن عذابى كه ما را به آن تهديد مى كنى بياورى، اگر راست مى گويى."
آنها مي گفتند خداي تنها ، كه نماينده اش كتاب آسماني بود، كفايت نمي كند و خداوند بعضي از فرامين خود را نيز از طريق سخن فرشتگان به ايشان ابلاغ كرده كه مي بايستي حتماً تعبد شود. امروز نيز همان آش و كاسه است و شيطان دارد به همان ترفند قديمي خلق الله را گمراه و متفرق مي سازد.
همکنون هم آنهایی كه مي گويند قرآن به تنهايي كفايت نمي كند درواقع دارند ادعا مي كنند كه خدا به تنهايي كفايت نمي كند چون در حال حاضر خداوند از طريق همين قرآن دارد با ما سخن مي گويد .
گذشتگان سخنان موهوم موسي و عيسي و فرشتگان را تبعيت و تعبد مي كردند و بعد مي گفتند كه خدا خواسته كه چنان كنند. امروزيها نيز چنين مي كنند و مي گويند كه خدا خواسته كه به اين ترتيب عمل نمايند.
پس فرق ما با قدما در چيست؟
اين حرفها و سخناني را كه به اسم سنت محمد ، اهل بیت و یا صحابه داريم تبعيت و تعبد مي كنيم از كجا آورده ايم؟ آيا خداوند قرآني ديگر بر آنها نازل كرده و ما باید احكام خود را از آن اخذ كنيم؟! يا اينكه مانيز در اصل پيرو آباء اولين خود شده ايم و اين را نمي دانيم؟
قطعاً شق دوم درست است : چون ما هيچ چيز به اسم اسلام و امت واحده نمي بينيم . آنچه مي بينيم صدهها فرقه رنگارنگ است شیعه ، سنی ، وهابی ودهها فرقه دیگر كه هريك خود را از ديگري برتر مي داند و بجاي اتحاد و تشكيل امت واحده به جان يكديگر افتاده اند و خون همديگر را مي ريزند .اگر قرآن را نمي خوانيد ، اگر دلايل خداوند را باور نداريد پس حد اقل نگاهي به اين تفرق انسانها از يكديگر كه نتيجه دوري از اسلام و قران و پيروي از ارباب متفرق است بيندازيد تا شايد باورتان شود كه راهمان به نا كجا آباد است نه جنت ، به طرف شيطان و دوزخ است نه خدا و بهشت .
________________________
مقاله از تسلیم عزیز ( البته با چند تصحیح جزئی )
zxcv
Friday 27 April 2007, 03:10AM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَارُونَ وَزِيراً- فَقُلْنَا اذْهَبَا إِلَى الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَدَمَّرنَاهُمْ تَدْمِيراً(36 - 35/ الفرفان)
و به موسي کتاب عطا کرده ايم و برادرش هارون را وزير او قرار داديم.ما گفتيم، «برويد، هر دو شما، نزد مردمي که آيات ما را تکذيب کردند» و سپس، ما تکذيب کنندگان را بکلي هلاک کرديم.
( بازگشت زمان )
....و ناگاه زمین شروع کرد به چرخیدن و با سرعت زیادی چرخید ، شاید چندین هزار دور ! گشت و گشت تا به یک دفعه سر جای خود ایستاد و من در نقطه ای از این کره خاکی فرود آمدم ! ابتدا ندانستم که دقیقا کجا هستم ولی بعد از آنکه گشتی در اطراف خود زدم ، پی بردم که آن سرزمین بکر قلمرو مصر باستان است آن هم حدود سه هزار سال پیش در عصر رامسس دوم ، بزرگ فرعون مصر !
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/0/03/RamsesIIEgypt.jpg/180px-RamsesIIEgypt.jpg
تا به شهر رسیدم پی بردم که همهمه ای در بین اهالی شهر و اکثرا بین عبرانیان در جریان است آنها بین خود می گفتند که موسی باز هم سراغ فرعون رفته تا به او تذکر دهد که باید سریعا بنی اسرائیل را از قید بندگی خود آزاد کند و الا عذاب باز هم گریبانگیر سرزمین مصر و قبطیان می شود . من هم فرصت را غنیمت شمردم و راهی قصر فرعون شدم تا با چشمان خود عبور تاریخ پیامبران را مشاهده کنم .
موسی با عصای معروفش به همراه برادرش هارون با شور خاصی در حال بحث و ارشاد فرعون بودند ، ابتدا با مشاهده چهره موسی متعجب شدم ! برای آنکه تاکنون شنیده بودیم که پیامبران خدا دارای چهره هایی فوق العاده زیبا و هاله ای از نور در اطرافشان است ولی لا اقل من در مورد موسی اینچنین اوصافی ندیدم . ابتدا موسی شروع کرد به سخن گفتن و فرمود که ای فرعون ، ما فرستادگان خداوند بزرگ هستیم و ماموریم که به تو اخطار دهیم که بنی اسرائیل را از قید بندگی خود آزاد کن و دیگراینگونه به مردم ظلم نکن . فرعون پاسخ داد که من ترا به خوبی می شناسیم تو از همان کودکی در کنار ما بزرگ شده ایی و هیچ امتیازی نسبت به ما نداری و حتی اطلاع دارم که مرتکب گناه قتل نفس شده ای ، پس بیش از این برای ما ادای پیامبران خدا را در نیاور ، تو نه فرشته ای و نه معصوم !
موسی گفت که درست است که من گمراه شدم و فردی را به قتل رساندم ولی خداوند توبه مرا پذیرفت و مرا به مقام نبوت رساند من تنها حامل دستورات خداوند هستم پس اگر می خواهی امیدی به سعادت خود و قومت داشته باشی تنها مطیع بی چون و چرای فرامین خداوند قادر و متعال باش ،. تو را دعوت می کنم که کسی را مجبور به ولایت مطلقه خود نکنی . فرعون با خشم پاسخ داد ، که تو چه می گوئی ؟ آیا دیوانه شده ایی ؟ مگر من غیر از ارشاد مردم و خیر قصد و نیتی دارم ؟ من به مردم سفارش می کنم که با ولایت مطلقه من که از جانب خدایان به من عطا شده ، می توانند به همان سعادتی برسید که یوسف نبی بشارت آن را به مومنان داده بود .
موسی پاسخ داد که آن آئینی را که تو آن را به سوء استفاده از نام یوسف قصد تبلیغ آن را داری چیزی جز اهواء شیطان نیست ، محال است که یوسف مردم را به تعبد غیر خدا دعوت کرده باشد ، برای آنکه دین یوسف و تمامی پیامبران پیش و بعد از او با صراحت تاکید می کند که ( تنها باید خداوند را پرستش و تعبد کنیم ) در صورتی که پیامبران و پادشاهان تنها بندگانی از بندگان خداوند هستند
http://tbn0.google.com/images?q=tbn:Jucj-1XbOL1rWM:http://www2.hamshahri.net/hamnews/1383/830429/Irshahr/011658.jpg
آنگاه فرعون نگاهی همراه با تمسخر و تحقیر به موسی کرد و ادامه داد که آیا تو این همه نقل قولی که از یوسف و نوح و هود و صالح به ما رسیده منکر می شوی و ما را فرمان می دهی که تنها مطیع دستورات خداوند تو شویم ؟ مگر نمی دانی که با همین سنت گذشتگان که بسیاری از اصول و فروع دینمان از آن گرفته شده می توان ولایت مطلقه مرا بر دیگران ثابت کرد ، در ثانی خود خداوند حتما با این امر موافق است که تاکنون ایرادی از آن نگرفته است ، پس من طبق سنت یوسف ولایت مطلقه بر بندگان خداوند دارم که تا جائی که مردم باید مانند "رب الاعلی" از من اطاعت و فرمانبری کنند!
( و آنگاه چند آخوند درباری احضار شدند و آنها به فرمان رامسس و برای رضای او با قال فلان و قال بهمان مشغول سرگرم نمودن اهل مجلس شدند آنها با این چاپلوسی قصد داشتند به ولایت فرعون رنگ و بویی مذهبی دهند و در مقابل از جانب فرعون به پاس این خوش خدمتی انتظار مال و مقام داشتند ) !
در حین این گفتگو بود که فرد مومنی از بین درباریان که اتفاقا از قیطیان بود به پا خواست و فریاد بر آورد که ای اشراف و عالی مقامان مصر ، موسی راست می گوید !
و ادامه داد که ؛ کلام خداوند را که به واسطه موسی به دستمان رسیده گوش کنید و آنها را جدی بگیرید ، آن راهی را که شما در حال طی کردن آن هستید چیزی جز تقلید و اطاعت بی چون و چرا از شیاطین انس و جن نیست .این دو روزه دنیا ارزش این را ندارد که در آن طغیان و سرکشی کنید خانه آخرت سرای جاودانی و منزلگاه ابدیست به فکر آن باشید
ای مردم ؛چرا وقتی شما را به راه رستگاری دعوت می کنند از باب لجاجت و انکار در می آید ؟ مگر موسی به شما چه می گوید که اینچنین او را تحقیر و مورد آزار قرار می دهید ؟ آیا اینکه باید تنها خداوند را تعبد کنید امر ناپسندی است ؟ آیا اگر خداوند را خالصانه بخوانیم او قادر به این نیست حوائج و خواسته های ما را برآورده کند ؟ چرا دست به دامن غیر خدا می شوید ؟ مگر خدا را کافی نمی دانید ؟ چرا فرامین غیر خدا را تعبد می کنید ؟ چرا خرافات و بدعت را به عنوان دین و مذهب خود اختیار کرده اید ؟
یقین داشته باشید که ولایت مطلقه فرعون شما را به گمراهی می کشاند و مطمئن باشید که آن الهه هایی را که به همراه خداوند می خوانید در دنیا و آخرت هیچ قدرتی ندارند که به شما کمک کنند ، . به خدا قسم که در آینده متوجه خواهید شد که آن چیزی را که به شما می گویم به نفع و برای خیر خواهی شما بوده ولی حیف و صد حیف که شاید آن لحظه بازگشت دیگر دیر شده باشد .
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/f/ff/Egypt.Luxor.Nile.01.jpg/200px-Egypt.Luxor.Nile.01.jpg
و تا آن لحظه ایی که در همان حول و حوش گشت می زدم خبر رسید که موسی به قبطیان وعده داده که امشب عذاب دیگری از جانب پروردگار جهانیان نازل می شود و آنگاه رود نیل تبدیل به نهری از خون می شود .
وسلام . یا الله
zxcv
Sunday 29 April 2007, 02:15AM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقاً وَعَدْلاً لاَمُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ(115/الاَنعام)
و کلام پروردگارت کامل است، در صداقت و عدالت. هيچ چيزي جانشين کلماتش نشود. او شنونده است، دانا.
قرآن کتابی است کامل و باید به یاد داشته باشید که وقتی خداوند می فرماید کتابش کامل است یعنی %100 کامل است ، قرآن بی عیب است، بدون اشتباه و بدون غلط. ، قرآن کامل و با جزئیات است و وقتی خدا اعلام می کند که کتابش کامل با جزئیات ، بدون اشتباه است یعنی حتما هست ، پس خدا کار را نیمه تمام نمی گزارد.
http://tbn0.google.com/images?q=tbn:Q7nh-IEY_sDemM:http://www.hmc.org.qa/hmc/health/31th/images/qran.jpg
خدا احتیاجی ندارد ما بندگانش چیزی به کتابش اضافه کنیم . خدا از طریق قرآن به ما یاد میدهد که کلماتش تمام نمیشود و اگر او میخواست میتوانست به ما صدها، هزاران و یا میلیون ها کتاب در کنار قرآن بدهد بنابر این از آنجایکه که قرآن کامل، بی عیب و با جزئیات کامل است، خدا کتابی بیش از این برای دینمان به ما نداده است.
خدا کتابش را قرآن نامیده است، آن را بهترین حدیث نامید و از مومنان حقیقی خواسته است که هیچ حدیث دیگری را به عنوان منبع برای دینشان استفاده نکنند.و همچنین خدا از مومنان حقیقی اش میخواهد که در تله شیطان و تعبد غیر خدا نیفتند و با پیروی از کلام رهبران دینی بجای کلام خدا.به شرک و گمراهی دچار نشوند و کسانی را که چیزهای را حرام میکنند که خدا حرام نکرده است تجاوزکار، دروغگو و مشرک نامیده است و شرک تنها گناهی است که خدا قول داده آن را نمی بخشد البته اگر تا لحظه مرگ ادامه داشته باشد.
محمد فقط از طرف قرآن معرفی شده است.، قران می گوید که محمد آخرین پیغمبر خدا بود و رسول خدا ، او رسول خدا نامیده نشد بخاطر شخصیت اش، بلکه بخاطر اینکه قرآن به او داده شده بود که اینچنین خداوند پیام اش را به تمام مردم برساند.، دین اسلام دین خداست و محمد به لطف خدا رساننده پیام خدا به ما بود. و او مأموریتی غیر از این از طرف باریتعالی نداشت. مأموریت آخرین رسول الهی رساندن قرآن به اهل زمین بود.
محمد از طرف خودش چیزی را نمیتوانست حرام کند، یا چیزی را حلال کند . و وقتی که این کار را سعی کرد انجام دهد از جانب خدا آشکارا به او تذکر داده شد .قران به ما یاداوری میکند که فقط خداست که چیزی را حرام میکند. هیچ کسی نمی تواند چیزی را حرام کند و نسبت بدهد به محمد و یا فلان پیشوای دینی ، در صورتی که خدا در قرآن آن را ذکر نکرده باشد. هر کسی قدمی در چنین کاری بردارد نشان میدهد که کلام خدا و احکامی که در قرآن است را تکذیب کرده است.
مومنان حقیقی می دانند که وقتی خدا چیزی را حرام می کند منظوری دارد و چیزی را هم که حرام نمی کند حتما قصد و نیتی در کاراست در این صورت هر چیزی که در قرآن ذکر شده به منظوری ذکر شده و هر چیزی در آن نیامده به منظوری نیامده است. خدا چیزی را فرآموش نمیکنند غیر از خدا هیچ کسی نمی تواند و نباید چیزی به دین اسلام اضافه کند که خداوند به دلیلی آنرا ذکر نکرده و ادعا بکنیم که از طرف او و یا رسولش آمده است.
رسول الله رساننده فقط یک پیغام بود و آن قرآن است. ، خدا به ما گفته که کلامش تمام نشدنی است. ما در همه موارد زندگی به خدا احتیاج داریم در صورتیکه خدا احتیاجی به ما ندارد که ما بخواهیم کتابشان را کاملتر و یا بهتر کنیم. کسانیکه فکر میکنند میتوانند این کار را انجام دهند در حقیقت میخواهند توجه را بیشتر در عوض خدای یکتا به سمت معبودان باطل خود معطوف کنند .
خدا از مومنان حقیقی میخواهد که در مورد هر اطاعتی که آنها می بینند و یا می شنوند و یا می خوانند تحقیق کنند. و هیچ چیزی را غیر از کلام خدا متعال اطاعت محض و تعبد نکنند که این به معنای تسلیم شدن حقیقی است .:smile07:
وسلام . یا الله
puyan
Tuesday 1 May 2007, 08:21AM
سلام
نوشته ها ی جناب zxcv ( و یا کپی ها ) را همه ما میشناسیم .
قصه هایی که در میان مخالفان قرآن و عترت مشابه دارد اما از اعتبار علمی و قوت برهان خالیست .
گروهی هست به نام " تنها قرآن " یا " quran alone " که برای خودشان جمعی دارند و گویا در آمریکا جمعیت بیشتری دارند و مانند جناب zxcv فقط حرف از قرآن میزنند و ضعف استدلالهای آنها و ناتوانیشان در پاسخ به سوالهای ساده مسلمانان سابقه دار است و آنها با بی اعتنایی به ادله قرآنی و نیز روایی مسلمانان با تکرار سخنان خود از نشر آنها لذت میبرند .
به نظر میرسد مباحثات من و سایر کاربران باشگاه با جناب zxcv ( که در تاپیکهای مختلف انجام شده و کاربران سابقه آنها را دارند ) نمونه خوبی برای آشنایی با این گروه است .
متشکرم
hady
Wednesday 2 May 2007, 01:19AM
نوشته ها ی جناب zxcv ( و یا کپی ها ) را همه ما میشناسیم .
قصه هایی که در میان مخالفان قرآن و عترت مشابه دارد اما از اعتبار علمی و قوت برهان خالیست .
گروهی هست به نام " تنها قرآن " یا " quran alone " که برای خودشان جمعی دارند و گویا در آمریکا جمعیت بیشتری دارند و مانند جناب zxcv فقط حرف از قرآن میزنند و ضعف استدلالهای آنها و ناتوانیشان در پاسخ به سوالهای ساده مسلمانان سابقه دار است و آنها با بی اعتنایی به ادله قرآنی و نیز روایی مسلمانان با تکرار سخنان خود از نشر آنها لذت میبرند .
به نظر میرسد مباحثات من و سایر کاربران باشگاه با جناب zxcv ( که در تاپیکهای مختلف انجام شده و کاربران سابقه آنها را دارند ) نمونه خوبی برای آشنایی با این گروه است
يكي از دلايل بسيار مهمي كه باعث پيشرفت روز افزون علوم طبيعي شده اين است كه در اين قلمرو اشخاص اصل نيستند و زياد به آنها پرداخته نمي شود و به همين دليل مناقشات، مجادلات و تنشهاكمرنگ مي شوند و اگر هم بوجود بيايند پايدار نبوده و ديري نمي گذرد كه محو مي شوند. آنچه در اينجا اهميت دارد معادلات و آثار هستند نه اشخاص . نظريات كاملاً موردبررسي و آناليز قرار مي گيرند و هيچ نظريه اي به صرف اينكه پردازنده اش گاليله ،نيوتن ، انيشتين و غيره باشند مورد پذيرش قرار نمي گيرد چرا كه همه اينها خودموجوداتي فيزيكي هستند و براي هر موجود فيزيكي همواره امكان اشتباه و خطا وجوددارد.
هيچكس به ياد ندارد كه فرضاً پيروان مكتب فلان دانشمند دسته و گروهتشكيل دهند و براي به كرسي نشاندن حرف خود خون يكديگر را بريزند چرا كه در اينجااين آثار هستند كه اصل قرار مي گيرند نه اشخاص.
اما متأسفانه در قلمرو مذهب وضعبگونه ديگري است و در اينجا اصالت با اشخاص است نه آثار و نظريات.
به همين دليلتاريخ مذهب با جنگ ، خونريزي و اختلاف تنيده شده و همواره مهمترين عامل عقب افتادگيملتها و بهره كشي از انسانها بوده است.
بدون شك علت اصلي ارسال پيامبران ،مبارزه با مذاهب و حل اختلافات ميان آنها بوده و هر پيامبري كه آمده اثري از خداوندرا با خود به همراه آورده تا انسانها در آن انديشه كنند و راه را از چاه تشخيصدهند. اما متأسفانه همان اثر بزودي مورد تحريف قرار گرفته و بر ويرانه هايآن تعداد زيادي مذهب و فرقه بنيان نهاده شده است. مذاهبي كه هريك خود را از ديگريبرتر مي دانند و فرمانروايي بر سرزمين مقدس را حق مسلم خود مي انگارند
دستهايپنهاني در كار است كه انسانها را به خودشان مشغول كرده و هيچگاه به آنها اجازهانيشيدن در آثار الهي را نداده است. تا جايي كه آنقدر از خود بيرون مي آورند و بهدور خود مي تنند تا خود را خفه كنند
اينكه اول مرغ بوجود آمده يا تخم مرغ چهسودي به حال دين و دنياي ما دارد؟
عرق شتر نجاست خوار و احكام ورود و خروج ازمستراح در جايگاه كدامين ستون دين نشسته اند؟
تا كي مي خواهيم خود را در بنداين زنجيرها محبوس نماييم؟
آيا وقت آن فرا نرسيده تا بافته هاي ذهن اينو آن دور ريخته و كلام پروردگار را مستقيماً از زبان خودش بشنويم؟
بياييد تا با تفكر و تعقل در قرآن ، بااتخاذ يك سيستم تك خدايي هر آنچه را نام مذهب و فرقه به خود گرفته فراموش كنيم و بهنبرد الهه ها خاتمه دهيم.
یک تسلیم شده
Wednesday 2 May 2007, 03:56AM
...اما از اعتبار علمی و قوت برهان خالیست ....
...ضعف استدلالهای آنها و ناتوانیشان در پاسخ به سوالهای ساده مسلمانان سابقه دار است و آنها با بی اعتنایی به ادله قرآنی و نیز روایی مسلمانان با تکرار سخنان خود...
اثبات؟
zxcv
Thursday 3 May 2007, 02:45AM
اثبات؟
اما چه چیزی را ؟ ایشان که هنوز بعد از گذشت دو سال نتوانسته است برای ابتدائی ترین عقاید فرقه خود دلیل و سند معتبری از قران ارائه دهد آنگاه چگونه باید انتظار داشته باشیم که برای موضوعی که احتیاج به دقت بیشتری دارد مدرک و سندی نشان دهد آن هم از قران ؟ چگونه تصور می کنید که اگر از ایشان و فرقه مربوطه احادیث و روایات را بگیرند باز هم آنها می توانند سخنی برای گفتن داشته باشند ؟ رگ حیات مذاهب در تکیه به سنت دروغ نهفته شده است و بهانه اصلی آنها برای تشدید اختلافات مذهبی در درگیرها و بگو و مگوهای تاریخی می باشد تنها توجه ای می خواهد تا خود به وضوح ببینید که چگونه شیعه ، سنی و وهابی به جان هم افتاده اند و به مسائلی اهمیت می دهند که ربطی به اسلام ندارد .
در واقع آنها هیجان زده می شوند ، از خود بی خود می شوند و سریع قلم برمی دارند و با هر حیله ای قصد می کنند که طرف مقابل را در مناظره ای که بین پیروان مذاهب و سیاهی لشکر تفرقه در جریان است محکوم و از میدان بدر کنند ، تنها اگر نام امامان شیعه و صحابه پیامبر را در مقاله ای ببینند !
علی چه کرد و عمر چه پاسخ داد ، اصل و اساس دینشان شده است و آنقدر در این توهمات تاریخی پیش رفته اند که حتی حاضرند آیات قران را به تاریخ خیالی مذهبشان بفروشند !
و اکنون که ما دیگر از ایشان ( پویان ) برای ارائه مدرکی که وعده داده بودند مایوس شده ایم و در کمال تعجب مشاهده می کنیم که او به ما تهمت می زند آن هم از نوع حکومتی آن !
گروهی هست به نام " تنها قرآن " یا " quran alone " که برای خودشان جمعی دارند و گویا در آمریکا جمعیت بیشتری دارند و مانند جناب zxcv فقط حرف از قرآن میزنند
بله ، آنها کسانی هستند که از صهیونیست جنایتکار پول می گیرند و برای آل سعود مطلب می نویسد آن هم خروار خروار و فرقه ای که زد ایکس تابع آن می باشد در سرزمین شیطان بزرگ امریکا زندگی می کند ! در واقع او همان لولوی بچگی هایمان است که در اینترنت ظاهر شده پس باید از او ترسید و از مقالاتش دور شد !
این یک نوع سیاست بازیست ، در واقع این ترفند همیشگی حکومتی هاست که سعی می کنند نظر منتقد و مخالف را با اینگونه حیله ها از میدان بدر کنند و وقتی شخصی مخالف می شود و باب انتقاد از رسوم و باورهای رایج در جامعه را باز می کند و سخن از قران می زند و فریاد بر می آورد که ای ایرانی ، مگر خداوند به تو عقل و اراده نداده است پس چرا طوق تقلید به گردن می نهی ؟ چرا ریش و قیچی آخرتت را به دست مشتی انسان خشک و متعصب مذهبی می دهی که نه تنها خود به سمت ضالین می روند بلکه سعی می کنند دیگران هم در این گمراهی شریک خود کنند ؟
ولی بجای آنکه با ایشان بحث کنند تا بفهمند که چه کسی حقیقت را می گوید و چرا بدینگونه جامعه ایرانی در حال تغییر ناگهانی در عقاید خود می باشد سریعا دست به عمل می شوند و تهمتی آن چنانی به او می چسبانند و نام او را عامل خود فروخته اجنبی و حتی مرتد می گذارند و اعدام و زندان را سزاوار او می کنند نمونه های بسیاری از این حیله های مخالف آزادی بیان و عقیده در این مملکت وجود دارد ولی آیا در واقع تمامی حقیقت این است ؟ آیا همه آن کسانی که دریافته اند عقاید اباو اجدادیشان با کلام خداوند سازگاری ندارد مزدور اجنبی هستند ؟
اگر می خواهیم واقعیات جامعه خودمان را کتمان کنیم باید مانند جناب پویان سریعا پاسخ می دهیم ، بله هستند ! ولی مطمئن باشید که هیچگاه اینطور نیست ! قبول کنید که این منتقد دینی حالا می خواهد نامش هر کسی که باشد شاید همان همسایه و یا حتی از بستگان نزدیک شما باشد و یا حداقل هموطنی باشد که دلش برای هموطنش می سوزد که با درک بهتر سبب و علت نزول دین و آیات قران پی برده که تاکنون اشتباه می کرده است و باید آن را اصلاح کند .
ما که نباید خودمان را گول بزنیم
توهماتی مانند نوکر اسرائیل ، امریکا و آل سعود را بگذاریم برای حکومتی ها تا بدینوسیله بتوانند هر صدای مخالفی را که بخواهند در تله دسیسه بازی های خود بیاندازند ولی ما نباید هر کسی را که مخالف عقاید و باورهای ما بود را سریعا دشمن خود بدانیم بلکه شاید آن ندای مخالف برادرو یا دوستی باشد که سعی می کند آن چیزی را که از قران آموخته است به شما هم انتقال دهد ، پس سزاوار نیست که با اینگونه تهمتهای که مختص دغل بازان سیاست پیشه است این تالار گفتمان دینی هم را آلوده کنید .
zxcv
Friday 4 May 2007, 05:04AM
بسم الله الرحمن الرحيم
يايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك وان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس ان الله لا يهدي القوم الكفرين
http://tbn0.google.com/images?q=tbn:eymwL9IAW55BmM:http://www.khayma.com/kalymatallah/ONE-01.JPG
( رسول فقط و فقط يك رسول است )
آري ، رسالت يك رسول در ابلاغ پيام پروردگارش خلاصه شده و جز اين هيچ وظيفه ديگري بر عهده ندارد. اين يك اصل بسيار بسيار بزرگ و گرانقدر است كه عدم توجه به آن در عصر بعد از پیامبران اسلام عزيز را تكه تكه و فرقه فرقه نموده و نه تنها امروز بلكه در طول تاريخ تدين بشريت ، عدم توجه به اين اصل باشكوه انسان را از موهبت بزرگ تشكيل امت واحده محروم ساخته و راهش را در رسيدن به درجه والاي مسلماني بسته است.
در اينجا يك گره كور وجود دارد كه اجازه نمي دهد اين اصل در بند آزاد شود و انسان را از قيد بندگي و تعبد شيطان رهايي بخشد . اين گره تنها با تدبر و تفكر در قرآن ، آنهم بدون رعايت هيچگونه چارچوب و گرايش فرقه اي ميسر مي شود و متأسفانه تعدادافرادي كه تا كنون موفق به باز كردن اين گره شده اند بسيار اندك و قليل بوده اند.
اين گره چيست و چگونه باز مي شود؟
خوب دقت كنيد شايد شما هم در بند آن باشيد!
اين همه خداوند در كلام شريفش دارد به رسول و ايمان آورندگان امر به تبعيت از قرآن مي كند :
[6:106] از آنچه كه از جانب پروردگارت بر تو وحي شده است، پيروي كن. جز او خدايي نيست و به مشركان اعتنا نكن.
[7:203] اگر آيه اي برايشان نياوري گويند چرا آيه اي فراهم نديده اي بگو: "من فقط از آنچه كه پروردگارم به من وحى كرده است، پيروى مى كنم." اينها پند روشنگرى است از جانب پروردگارتان و هدايت و رحمتى است براى مردمى كه ايمان دارند.
[10:15] هنگامي كه آيات ما براي آنها خوانده مي شود، آنان كه انتظار ملاقات ما را ندارند، مي گويند: "قرآني غير از اين بياور، يا آن را تغيير بده!" بگو: "امكان ندارد بتوانم آن را از جانب خود تغيير دهم. من فقط از آنچه كه بر من وحي شده است، پيروي مي كنم. اگر من از پروردگارم نافرماني كنم، از مجازات روزي هيبت انگيز مي ترسم."
[10:109] از آنچه بر تو وحي شده است، پيروي كن و صبور باش تا خدا حكمش را صادر كند؛ او بهترين داور است.
با وجود اين همه آيات چرا مردم فقط از قرآن پيروي نمي كنند؟
چرا اغلب مردم از تصور خداي وحده گريزانند؟
براي اينكه تصور مي كنند خداوند علاوه بر قرآن مبين ، قرآني مخفي نيز به محمد وحي كرده است.
براي اينكه محمد را نيز در تعيين شريعت الهي كاره اي مي دانند
و
براي اينكه كلام محمد ، موسي ، عيسي و ديگران را چيزي جداي از كلام خدا نمي دانند
گره كور همين است و در طول تاريخ دين و دينداري همين بوده است.
همه آن امتها و رهبراني كه در مقابل پيامبران جبهه مي گرفته اند از دينداران و مذهبيون بوده اند و همگي به الله به عنوان يگانه خالق آسمانها و زمين اعتقاد داشته اند. اما وقتي پيامبرانشان ايشان را به پيروي از كتاب آسماني و تعبد خداي وحده دعوت مي كردند براي عدم اطاعت او و پيروي از آباء اولينشان هيچ دليلي نداشتند جز اينكه بگويند :
اينها فرشتگان خداوند و دختران او هستند ، مگر ممكن است فرشتگان چيزي خلاف امر پروردگارشان حكم كنند؟ اينها پيامبران الهي هستند و پسران او ، مگر ممكن است يك پيامبر چيزي خلاف پروردگارش حكم كند؟ اينها مقربين درگاه الهي هستند و آل او ، مگر ممكن است آل الله بر خلاف خواسته خداوند سخن بگويند؟
خلاصه اينكه شيطان از عباد الله براي خداوند دختر و پسر و آل مي سازد و آنها را براي او جزء مي گيرد و بعد كاري را كه نبايد بشود عملي مي سازد. او با اين حربه نا جوانمردانه از عقبه حمله مي كند و كلام خود را به افراد مذكور نسبت مي دهد و موجه مي سازد و بدينسان بين خلق الله تفرقه ايجاد مي كند و فرقه فرقه شان مي سازد. بنا براين طبيعي است كه شما نيز كلام خدا را پشت گوش بيندازيد و اين همه آيات بديهي و واضح را تكفير و تكذيب نماييد!
اين تسليم بي ارزش و بي مقدار چه مي گويد ؟ دارد چه كساني را به تبعيت كتاب الهي دعوت مي كند ؟ هي تكرار و تكرار و تكرار!
چرا او ديگر بس نمي كند؟!
چرا خفه نمي شود؟
چرا گورش را گم نمي كند؟
مگر ما تبعيت از كتاب الهي را تكفير كرده ايم؟ كدام مسلمان است كه از قرآن پيروي نكند و آن را بزرگترين كتاب نداند؟!
اگر ما حرف و حديث پيامبر را تبعيت مي كنيم چيزي جز كلام خدا نيست !
محمد زبان گوياي خدا و مكمل قرآن است . هرچه گفته وحي الهي است ، محمد هرگز سخني از روي هوي و هوس نرانده است. او رحمة للعالمين است ، او يك پيامبر الهي است ، مگر ممكن است يك پيامبر چيزي خلاف پروردگارش حكم كند؟
و اينگونه مي شود كه در مقابل يك قرآن چند صد صفحه اي صدها جلد قرآن خلق مي شود كه همگي به صورت مخفي و غير مبين در اختيار رسولان الهي : دختران ، پسران و آل و اجزاء او قرار گرفته اند و اطاعت و تبعيت از آنها كم از تعبد قرآن نيست.
حال تو اي تسليم بي ارزش و كافر !
آيا به ما مي گويي خداي وحده(= قرآن) را تبعيت كنيم و آنچه را پيامبر عزيزمان و ديگر مقدسين گفته اند و نسل اندر نسل و سينه به سينه حفظ شده تا به ما رسيده است رها كنيم؟
شباهت !
اجئتنا لنعبد الله وحده ونذر ما كان يعبد ءاباؤنا
مي گويي فقط خدا(=قرآن) را مطلقاً فرمانبرداري كنيم و آنچه را گذشتگان تبعيت و تعبد مي كرده اند فراموش نماييم
يعني محمد هيچ چيزي از خود نداشت كه بگويد؟
توهين تا چه حد؟ تو مقام اين موجود عزيز را كه تا قاب قوسين به خدا نزديك شد به اندازه يك پستچي پايين مي آوري و مي گويي كه او جز ابلاغ پيام پروردگار اختياري ديگر نداشت و خداوند هيچ وظيفه اي بر عهده اش ننهاده بود؟
آري و اين ادعاي تسليم بي مقدار نيست ، اين كلام خداست كه با صراحت و وضوح هرچه تمامتر در كتابش ثبت و ضبط گرديده است:
[5:99] ما على الرسول الا البلغ والله يعلم ما تبدون وما تكتمون
آيا اطاعت از خدا و اطاعت از رسول دو چيز است؟ آيا آنگونه كه شما مي گوييد ؛ اطاعت از خدا يعني اطاعت از قرآن چند صد صفحه اي و اطاعت از رسول يعني اطاعت از يك كتابخانه حرف و سخن ضد و نقيض؟
اطاعت از رسول يعني اطاعت از خدا چرا نمي فهميد؟
چرا اين حرف واضح قرآن را نمي خواهيد بشنويد؟
مگر گوشهايتان نمي شنود كه قرآن چه مي گويد ؟ نمي شنويد ؟ نمي بينيد؟ حتي آيه زير را؟
[24:54] قل اطيعوا الله واطيعوا الرسول فان تولوا فانما عليه ما حمل وعليكم ما حملتم وان تطيعوه تهتدوا وما على الرسول الا البلغ المبين
[24:54] بگو: "از خدا اطاعت كنيد و از رسول اطاعت كنيد." اگر خودداري كنند، پس او مسئول تعهدات خويش است و شما مسئول تعهدات خود. اگر شما از او اطاعت كنيد، هدايت خواهيد شد. تنها وظيفه رسول رساندن (پيام) است.
پس رسول الله جز ابلاغ پيام الله هيچ وظيفه ديگري بر عهده نداشته است.
پيام خدا چيست؟
يك كتاب مبين
يك قرآن مبين
يك بلاغ مبين
http://tbn0.google.com/images?q=tbn:-YZsaZTBRAhGJM:http://www.moveed.com/data/media/3/04.JPG
آهاي آهاي آهاي آهاي انسانها!
وظيفه رسول بلاغ مبين است كه در قالب يك كتاب مبين جمع آوري شده و همگان در باره اش متفق القول هستند. رسول وظيفه داشته كه پيام خدا را به طور علني به اطلاع همگان برساند و آن را ثبت و ضبط نمايد.
صحبتهاي زندگي خصوصي و كوچه بازار محمد ربطي به دين ندارند تازه آنهم اگر واقعاً به محمد تعلق داشته باشند.
اي كساني كه محمد را گنجينه علم پروردگار تصور مي كنيد و مي انگاريد از همان ابتدا همه چيز در باره قرآن به محمد گفته شده و او به عنوان يك معلم به انسانها معرفي گرديده است ، مدركتان كو ؟ هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين!
به محمد نيز مانند همه انسانها امر شده بود كه مرتب قرآن را بخواند و در آن تفكر نمايد ، او از ديگران تافته اي جدا بافته نبود كه به مكتب نرود و خط ننويسد و قرآن نخوانده معلم همگان شود. او از نيمه شب ( اندكي كمتر يا بيشتر) بر مي خاست و قرآن مي خواند ، براي چه؟ مگر نه اينكه از همان ابتدا زير و بم قرآن به او آموزش داده شده بود ؟! پس اين رنج بيهوده براي چه بود؟
آيا خدا مي خواست محمد بيشتر قرآن بخواند تا آنچه را او از قلم انداخته بود و فراموش كرده بود به رسولش آموزش دهد خود آن را ياد بگيرد؟ پس به كجا مي رويد؟ بياييد همگي به قرآن اعتصام كنيم و مرتب آن را بخوانيم تا اينگونه متفرق و فرقه فرقه نشويم.:smile07:
( واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا )
------------------------------------------------------
از تسلیم عزیز .
puyan
Friday 4 May 2007, 09:48AM
يكي از دلايل بسيار مهمي كه باعث پيشرفت روز افزون علوم طبيعي شده اين است كه در اين قلمرو اشخاص اصل نيستند و زياد به آنها پرداخته نمي شود و به همين دليل مناقشات، مجادلات و تنشهاكمرنگ مي شوند و اگر هم بوجود بيايند پايدار نبوده و ديري نمي گذرد كه محو مي شوند. آنچه در اينجا اهميت دارد معادلات و آثار هستند نه اشخاص . نظريات كاملاً موردبررسي و آناليز قرار مي گيرند و هيچ نظريه اي به صرف اينكه پردازنده اش گاليله ،نيوتن ، انيشتين و غيره باشند مورد پذيرش قرار نمي گيرد چرا كه همه اينها خودموجوداتي فيزيكي هستند و براي هر موجود فيزيكي همواره امكان اشتباه و خطا وجوددارد.
هيچكس به ياد ندارد كه فرضاً پيروان مكتب فلان دانشمند دسته و گروهتشكيل دهند و براي به كرسي نشاندن حرف خود خون يكديگر را بريزند چرا كه در اينجااين آثار هستند كه اصل قرار مي گيرند نه اشخاص.
اما متأسفانه در قلمرو مذهب وضعبگونه ديگري است و در اينجا اصالت با اشخاص است نه آثار و نظريات.
به همين دليلتاريخ مذهب با جنگ ، خونريزي و اختلاف تنيده شده و همواره مهمترين عامل عقب افتادگيملتها و بهره كشي از انسانها بوده است.
بدون شك علت اصلي ارسال پيامبران ،مبارزه با مذاهب و حل اختلافات ميان آنها بوده و هر پيامبري كه آمده اثري از خداوندرا با خود به همراه آورده تا انسانها در آن انديشه كنند و راه را از چاه تشخيصدهند. اما متأسفانه همان اثر بزودي مورد تحريف قرار گرفته و بر ويرانه هايآن تعداد زيادي مذهب و فرقه بنيان نهاده شده است. مذاهبي كه هريك خود را از ديگريبرتر مي دانند و فرمانروايي بر سرزمين مقدس را حق مسلم خود مي انگارند
دستهايپنهاني در كار است كه انسانها را به خودشان مشغول كرده و هيچگاه به آنها اجازهانيشيدن در آثار الهي را نداده است. تا جايي كه آنقدر از خود بيرون مي آورند و بهدور خود مي تنند تا خود را خفه كنند
اينكه اول مرغ بوجود آمده يا تخم مرغ چهسودي به حال دين و دنياي ما دارد؟
عرق شتر نجاست خوار و احكام ورود و خروج ازمستراح در جايگاه كدامين ستون دين نشسته اند؟
تا كي مي خواهيم خود را در بنداين زنجيرها محبوس نماييم؟
آيا وقت آن فرا نرسيده تا بافته هاي ذهن اينو آن دور ريخته و كلام پروردگار را مستقيماً از زبان خودش بشنويم؟
بياييد تا با تفكر و تعقل در قرآن ، بااتخاذ يك سيستم تك خدايي هر آنچه را نام مذهب و فرقه به خود گرفته فراموش كنيم و بهنبرد الهه ها خاتمه دهيم.
سلام
جناب hady
در این مطالبی که نوشتید شاید میخواستید چیزی بگویید اما در واقع آسمان را به ریسمان دوختید .
بعضی از احکام را ذکر کرده و آنها را مسخره کردید . شاید این امر برایتان لذت بخش باشد اما نزد مسلمانان همه احکام خداوند محترم هستند .
اگر در اینکه بعضی از آنها حکم خدا هستند شک دارید حتما آنقدر آگاهی دارید که بتوانید عالمانه و مستدل و با توجه به مبانی علمی درباره آنها بحث فقهی کنید ؛ پس لطفا ادله خود را ارائه دهید .
و اگر کودکانه تصور کرده اید که قرار است جزئی ترین احکام دین جای ستون دین بنشیند عرض میکنم اشتباه کرده اید . و اگر کسی را که چنین تصور کودکانه ای دارد میشناسید به ما معرفی کنید .
و اگر با تفرق و تحزب در دین مخالفید پس بدانید پیروان قرآن و عترت با پیروی از فرامین خدا و رسول ( اطیعوا الله و اطیعوا الرسول ) اسلام را آنگونه که خداوند و رسولش امر فرموده دریافت و حفظ نموده اند .
متشکرم
puyan
Friday 4 May 2007, 09:49AM
اثبات؟
سلام
جناب یک تسلیم شده
حتما تازه وارد و غریبید !
آنچه من گفتم ادعا نبود تا بخواهم اثبات کنم بلکه نتیجه واضح بحث مفصل با جناب zxcv و یاوران ایشان و تسلیم شدگان ایشان طی مدت طولانی گذشته بود .
کاربران باشگاه شاهد مباحثات طولانی ما بوده اند .
متشکرم
puyan
Friday 4 May 2007, 10:01AM
سلام
جناب zxcv
هنوز بعد از گذشت دو سال نتوانسته است برای ابتدائی ترین عقاید فرقه خود دلیل و سند معتبری از قران ارائه دهد
ظاهرا آیات متعددی که مطرح شد در قرآن شما موجود نیست و آنها را به عنوان آیه قرآن قبول ندارید پس لطفا یک نسخه از قرآنتان را بدهید تا ببینیم چه آیاتی در آن هست که شما را خوش آید !
رگ حیات مذاهب در تکیه به سنت دروغ نهفته شده است و بهانه اصلی آنها برای تشدید اختلافات مذهبی در درگیرها و بگو و مگوهای تاریخی می باشد
من که بدون اغراق ده ها صفحه با شما بحث کردم و جز آیه قرآن ننوشتم و همه دلایلم برخاسته از متن قرآن بود و براهین شما را با تکیه بر آیات قرآن ابطال نمودم و نشان دادم در عقایدتان حتی پایبندی به قرآن هم وجود ندارد ؛ حال بفرمایید رگ حیات شما چیست ؟
او به ما تهمت می زند آن هم از نوع حکومتی آن !
بد نیست بگویید از چه چیزی غصه دار شدید و کدام بخش از نوشته من به شما بر خورده است ؟
اگر جمعیت رفقا در آمریکا بیشتر است و آنجا برایشان مرکزیت دارد ما که مقصر نیستیم . اتفاقا بسیاری از صنایع هم مرکزشان آنجاست . حتی سازمان ملل هم مرکزش آنهاست ...
شما که اینقدر دل نازک نبودید !
درباره اصطلاح تهمت حکومتی هم کمی توضیح دهید تا بدانیم موضوع چیست ؟
بله ، آنها کسانی هستند که از صهیونیست جنایتکار پول می گیرند و برای آل سعود مطلب می نویسد آن هم خروار خروار و فرقه ای که زد ایکس تابع آن می باشد در سرزمین شیطان بزرگ امریکا زندگی می کند ! در واقع او همان لولوی بچگی هایمان است که در اینترنت ظاهر شده پس باید از او ترسید و از مقالاتش دور شد !
اما درباره لولو :
تا به حال نامی معنی دار نداشتید و خود را 4حرف گوشه کیبورد معرفی میکردید اما ظاهرا نام خود را از 4 حرف اجنبی zxcv برداشته اید و بر 4 حرف فارسی ل و ل و گذاشته اید : لولو ؛ به خاطر میسپاریم . مبارک است . اما شما با این قیافه لولویی هنوز ترسی ندارید . بگویید که از چه چیز شما باید ترسید ؟
چرا ریش و قیچی آخرتت را به دست مشتی انسان خشک و متعصب مذهبی می دهی که نه تنها خود به سمت ضالین می روند بلکه سعی می کنند دیگران هم در این گمراهی شریک خود کنند ؟
و بله ، ما از آنجا که نمیخواهیم : ریش و قیچی آخرتمان را به دست مشتی انسان خشک و متعصب آنهم از نوع غیر مذهبی آن که نه تنها خود به سمت ضالین می روند بلکه سعی می کنند دیگران هم در این گمراهی شریک خود کنند بسپاریم ، با شما مخالفت کرده و دلایل ضد قرآنیتان را با ادله محکم قرآنی باطل نمودیم و غیر قرآنی بودن و بلکه ضد قرآنی بودن موضع شما را آشکار و عریان کردیم .
ولی بجای آنکه با ایشان بحث کنند تا بفهمند که چه کسی حقیقت را می گوید و چرا بدینگونه جامعه ایرانی در حال تغییر ناگهانی در عقاید خود می باشد سریعا دست به عمل می شوند و تهمتی آن چنانی به او می چسبانند و نام او را عامل خود فروخته اجنبی و حتی مرتد می گذارند و اعدام و زندان را سزاوار او می کنند نمونه های بسیاری از این حیله های مخالف آزادی بیان و عقیده در این مملکت وجود دارد ولی آیا در واقع تمامی حقیقت این است ؟ آیا همه آن کسانی که دریافته اند عقاید اباو اجدادیشان با کلام خداوند سازگاری ندارد مزدور اجنبی هستند ؟
توهماتی مانند نوکر اسرائیل ، امریکا و آل سعود را بگذاریم برای حکومتی ها تا بدینوسیله بتوانند هر صدای مخالفی را که بخواهند در تله دسیسه بازی های خود بیاندازند ولی ما نباید هر کسی را که مخالف عقاید و باورهای ما بود را سریعا دشمن خود بدانیم
یک مثلی در فارسی هست که میگوید : تا چوب را بلند میکنی گربه دزده فرار میکنه !
حال ماجرای ما و جناب zxcv ( بخوانید : لولو ) همین است .
من یک فرقه و محل پر جمعیت آنها و عقاید آنها را اعلام کردم اما ظاهرا آنچه گفتم دقیقا با جناب zxcv ( بخوانید لولو ) منطبق است که اینطور دست پاچه شده و دست و پای خود را جمع کرده اند و به در و دیوار میزنند .
اتفاقا جناب zxcv ! ما را به یاد صهیونیستهای فرنگ انداختید که تا سخن از جنایات و یا انحرافات آنها میشود داد و بیداد میکنند : یهود آزاری ! یهود آزاری !
بهر حال ماجرای جالبی از آب درآمد .
در آخر هم عرض میکنم ما همچنان منتظر ارائه ادله قرآنی جهت اثبات ادعاهایی که نام آن را " آموخته های قرآنی خود " نهاده اید و نیز پاسخ به " ابطال عقاید ضد قرآنیتان " هستیم .
مجددا نوشته قبلی خود را جهت مطالعه دوستان درج میکنم :
" نوشته ها ی جناب zxcv ( و یا کپی ها ) را همه ما میشناسیم .
قصه هایی که در میان مخالفان قرآن و عترت مشابه دارد اما از اعتبار علمی و قوت برهان خالیست .
گروهی هست به نام " تنها قرآن " یا " quran alone " که برای خودشان جمعی دارند و گویا در آمریکا جمعیت بیشتری دارند و مانند جناب zxcv فقط حرف از قرآن میزنند و ضعف استدلالهای آنها و ناتوانیشان در پاسخ به سوالهای ساده مسلمانان سابقه دار است و آنها با بی اعتنایی به ادله قرآنی و نیز روایی مسلمانان با تکرار سخنان خود از نشر آنها لذت میبرند .
به نظر میرسد مباحثات من و سایر کاربران باشگاه با جناب zxcv ( که در تاپیکهای مختلف انجام شده و کاربران سابقه آنها را دارند ) نمونه خوبی برای آشنایی با این گروه است . "
متشکرم
مسیح
Friday 4 May 2007, 10:22AM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
( تروریستها )
تروریست با ملیت های عربی که قصد داشتند هواپیمای خطوط هوایی لوفت هانزا به مقصد تهران را منفجر کنند ، توسط مامورین امنیتی فرودگاه فرانکفورت آلمان دستگیر شدند.
..............................
دبیرکل سازمان ملل متحد، انفجار بمب در یک دستگاه خودرو در زاهدان را یک تجاوز تروریستی توصیف و به شدت محکوم کرد
.............................
رئیس جمهوری آمریکا امروز به مردم کشورش اطمینان داد که دولتش بدون درنگ تروریستهای مظنون را برای جلوگیری از یک حمله جدید دستگیر خواهد کرد.
.............................
نتايج تحقيقات اداره پليس اروپا "يوروپل" نشان ميدهد كه در سال گذشته ميلادي حدود ۵۰۰عمليات تروريستي در كشورهاي عضو اتحاديه اروپا به وقوع پيوست.
............................
شورای امنیت سازمان ملل متحد ترورهای الجزایر را به شدت محکوم کرد .
http://www.dw-world.de/image/0,,2120899_1,00.jpg
یک مجوز جعلی برای عملیات تروریستی ؛ صعبةبن جثامه ميگويد نبي اکرم (صل الله عليه وسلم) در محل ابواء يا ودان نزد من امد از ان حضرت درباره مشرکين که بر انان شبيخون زده ميشود و زنان و فرزندانشان نيز کشته ميشوند پرسيدند رسول الله (صل الله عليه وسلم) فرمود زنان و کودکانشان نيز جزو انان هستند.
با استفاده از اين احاديث آنها ثابت می کنند که کشتن زنان و کودکان مشرکين در حملات مجاهدين اشکالي ندارد ! توجه کنید ؛ شيطان به همين راحتي خدايان را به سخن در مي آورد و آنهايي را كه قلاده بندگيش را به گردن آويخته اند به جان يكديگر مي اندازد و به ريشهاي طويلشان مي خندد. در حقیقت رسول الله همچین دستوری را هیچگاه نداده است ، بلکه شیطان است که با سوء استفاده از نام پیامبر سعی می کند انسانها را به تعبد خویش وادار نماید و الا محمد ، رحمت للعالمین بود و نه مشوق کسانی که دستشان به خون بی گناهان آغشته است .
آنها فریب خورده اند ! با شماهستم ، با شما كه نام فرق خود را شيعه و سني و وهابي نهاده ايد ، نبرد شما ، نبرد بين حق و باطل نيست ، نبرد بين كفر و ايمان نيست ، نبرد شما نبرد بين كفر و كفر و نبرد خدايان است ، كه معركه گردان آن كسي جز شيطان نيست. سرتان را با آمريكا و انگليس گرم نكنند! شياطين بزرگ در آستين خودمان هستند. شيطان دارد حرفهاي خود را از زبان همين مفتي هاي و منبريها و ملاعمرها و بن لادنها مي زند.
او خطاب به بندگان و عمله خود مي گويد :
اي بنده راستين من ، به اين موجودات زبان بسته اي كه گرد منبرت جمع شده اند بگو:
مَنْ زارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِعليه السلام بِشَطِّ الْفُراتِ، كانَ كَمَنْ زارَاللّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ.
هر مؤ منى كه قبر امام حسين عليه السلام را كنار شطّ فرات در كربلا زيارت كند همانند كسى است كه خداوند متعال را بر فراز عرش زيارت كرده باشد.
موضع قبرالحسين عليه السلام ترعة من ترع الجنة.
جايگاه قبر امام حسين عليه السلام درى از درهاى بهشت است.
لو يعلم الناس ما فى زيارة قبرالحسين عليه السلام من الفضل، لماتوا شوقاً.
اگر مردم مىدانستند كه چه فضيلتى در زيارت مرقد امام حسين عليه السلام است از شوق زيارت مىمردند.
و بعد لب برگوش آن يكي از بندگان خود مي گذارد و به آنهایی که نام خود را تروریست مجاهد گذاشته اند ، مي گويد:
اي غلام حلقه به گوش من ، با شعارهاي فريبنده ، به اين موجودات نفهم بگو :
هركس يكي از زائران قبر حسين را بكشد ، يك وجب از بهشت را براي خود خريده و هركس دوتا را بكشد دو وجب از بهشت را خريده است و هركس سه تا را بكشد ، سه و جب از بهشت را خريده است .... و هركس نودو نه نفر را بكشد ، نود و نه وجب از بهشت را خريده است ... !
ارباب جان ! اگر در اين راه بميرند چه؟
بگو هيچ نترسيد ، چون در زير ساق عرش كه مشرف به بهشت فوقانيست سفره اي برايتان پهن كرده اند و مطمئن باشيد بلافاصله بعد از مرگ ، ناهار ميهمان حضرت محمد هستيد و سبزي پلو با ماهي نوش جان خواهيد كرد.
پدر و مادرم به فدايت ، اگر در اين بين زنان و كودكان نيز كشته شدند چه ؟
هيچ گناهي بر شما نيست چون داريد حكم رسو ل الله را اجرا مي كنيد برای آنکه محمد ، تروریستها را گرامی می داشت !
صعبةبن جثامه ميگويد .........
تا كي مي خواهيد سر در لاك حماقت و جهالت خود فروكنيد و به دین خدا و رسولش دروغ بچسبانید ؟
تا كي مي خواهيد بنده شيطان باشيد؟ در يكي از نقاشيها ، بمبي را كه در واقع معرف قرآن بود در قسمت عمامه تصوير قرار داده بودند تا نشان دهند قرآني كه به زعم آنها از مغز محمد بيرون آمده است مانند بمب عمل مي كند.
آيا اين ايده بر گرفته از اعمال افرادي كه به اسم اسلام هواپيماهاي پر از مسافر را به ساختمانهاي مملو از جمعيت مي كوبند نيست؟ آيا اگر كسي تصاوير كودكان دوساله را كه براي عزا داري حسين سرشان را شكافته اند ، به نمايش بگذارد به قرآن توهين كرده است. اعمالي كه ما داريم به تبع علماي اسلام و يا بهتر بگويم فراعنه و نمرودهاي متكبر زمان خودمان انجام مي دهيم همه و همه توهين به قرآن و تمسخر اسلام هستند و لا غير.
شما هر دو گروه كه سر در يك توبره كرده ايد و آبشخورتان نيز يكيست ، پس چرا به يكديگر حمله می کنید ؟ شما كه بر سفره شيطان نشسته ايد و داريد دست بخت زهرآگين او را نوش جان مي كنيد ديگر چرا خونتان را به گردن ديگران مي اندازيد؟ هرچه سريعتر به نبرد خدايان خاتمه دهيد و به خداي اصلي پناهنده شويد و به جاي اين مذاهب ساخته دست شيطان ، دين قيم را براي خود برگزينيد.
مي دانيد دين قيم چيست؟
ما تعبدون من دونه الا اسماء سميتموها انتم وءاباؤكم ما انزل الله بها من سلطن ان الحكم الا لله امر الا تعبدوا الا اياه ذلك الدين القيم ولكن اكثر الناس لا يعلمون
شما داريد از اسمائي پيروي مي كنيد كه خودتان و پدرانتان آنها را نام گذاري كرده ايد. خدا هيچ دليلی برای آن نازل نكرده. حكم فقط متعلق به خداست، امر كرده كه فقط او را بندگی كنيد (بنده و مطيع محض و بی چون و چرای دستورهای هيچكس غير از او نباشيد) دين درست ، چنين دينی است ولی بيشتر مردم اين را نميدانند.
000000000000000000000000000000000000000000
در امتداد سرگذشت مردم ، بعد از مرگ پیامبران .
بسیار زیباست
در راه حق استوار باشید که دشمنان حق( شیعه ) بسیار زیادند
puyan
Friday 4 May 2007, 01:24PM
بسیار زیباست
در راه حق استوار باشید که دشمنان حق( شیعه ) بسیار زیادند
سلام
جناب مسیح
از آنجا که هیچ ماست بندی نمیگوید ماست من ترش است ، میدانیم که ماست شما هم شیرین است .
اما اگر دین پژوهی شما کمی تحریک شد به صفحات متعدد بحث با جناب zxcv سری بزنید تا دشمنی و مخالفت صریح و بی پرده ایشان را با آیات بر حق قرآن به وضوح مشاهده کنید .
متشکرم
SAFA
Friday 4 May 2007, 08:41PM
جناب پويان ... سلام خدا قوت
تكليف كاربران قديمي با zxcv معلوم است ... اما براي اينكه اين كاربر جديد " مسيح " را بهتر بشناسيم مروري بر نوشته هايش عبارت دريوزگي اديان را در ذهن منقش مي كند . جايي خود را مسيحي مي داند جايي اظهار تشيع مي كند جايي با تشيع دشمني مي كند ... به هر حال پيوند بي ربطي هم نيست ... چون هر دو در تزور يد مشتركي دارند ... هميشه منتظر نوشته هاي مفيد و مستدل شما هستم
يا علي مدد
hady
Saturday 5 May 2007, 01:37AM
من که بدون اغراق ده ها صفحه با شما بحث کردم و جز آیه قرآن ننوشتم و همه دلایلم برخاسته از متن قرآن بود و براهین شما را با تکیه بر آیات قرآن ابطال نمودم و نشان دادم در عقایدتان حتی پایبندی به قرآن هم وجود ندارد ؛ حال بفرمایید رگ حیات شما چیست ؟
پس از شما خواهش می کنم فقط یک آیه، فقط یک آیه در مورد استعانت از مردگان برای بنده بیاورید.
اگر در اینکه بعضی از آنها حکم خدا هستند شک دارید
حکم خدا!!!!! حتما دارید شوخی می کنید؟ چون هر چی قرآنو گشتم این احکامی که شما می گید رو پیدا نکردم. اگر میشه بگید کجای قرآنن.
و اگر کودکانه تصور کرده اید که قرار است جزئی ترین احکام دین جای ستون دین بنشیند عرض میکنم اشتباه کرده اید .
لطفا این حرفارو به خدا بگید که چرا برای بعضی از همین احکام خیلی جزئی ، اون همه ایه اوُرده و وقت گرانبهای من و شما را تلف کرده.
إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(173/البقره)
درواقع هيچ چيز براي شما حرام نشده بجز مرده و خون و گوشت خوکها و حيواناتي را که به غير از خدا هديه شوند. اگر شخصي مجبور شود، بدون اين که از روي بد خواهي و ستمگري باشد، هيچ گناهي مرتکب نشده است. خدا غفور است، مهربان.
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبْعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلاَمِ ذلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلاَمَ دِيناً فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(3/المائِدَه)
حرام شده است براي شما حيواناتي که خود بميرند، خون، گوشت خوک و حيواناتي که به غير از خدا اهدا شوند، خفه شده باشند، گرفتار مرض شده باشند از بلندي پرت شده باشند، شاخ خورده باشند، مورد حمله ي حيواني وحشي قرار گرفته باشند، مگر اين که زنده باشند و آنرا ذبح کنيد. و حيواناتي که در زيارتگاه بتها قرباني شده باشند. همچنين حرام شده است قسمت کردن گوشت با مسابقه تيراندازي؛ همه ي اينها گناهي است بر شما. امروز کسانيکه کافر شدند دين شما را رد کردند، پس، از آنها نترسيد و در عوض از من بترسيد. امروز، من دين شما را کامل کردهام، نعمت خود را بر شما تمام کردهام و تسليم را بعنوان دين براي شما تعيين کردهام. اگر کسي بخاطر گرسنگي در مخمصه افتاد، بدون اين که قصد گناهي داشته باشد، پس، خدا عفو کننده است، مهربان.
قُل لَا أَجِدُ فِي مَاأُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(145/الاَنعام)
بگو، «در وحيهايي که به من داده شده است، هيچ چيزي را که خوردن آن بر کسي حرام شده باشد، پيدا نميکنم، بجز مردار، خون جاري و گوشت خوک، زيرا مسلما آلوده است يا آن فسقي را که به غير از خدا هديه شده باشد.» اگر شخصي مجبور شد، بدون اين که از روي قصد و ستم باشد، پس، پروردگارت عفو کننده است، مهربان.
إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(115/النحل)
مسلما، او فقط حيوانات مرده و خون و گوشت خوک و آنچه را که به غير از خدا اهدا شود براي شما حرام کرده است. اگرچه، اگر کسي مجبور شد، بدون اين که از قصد يا بدخواهي باشد، پس، خدا عفوکننده است، مهربان.
بهتر نبود خدا بجای اینهمه تاکید بر روی این مسائل جزئی(البته به عقیده شما)، در مورد استعانت از مردگان چند تا آیه می اوُرد تا برای امثالی مثل بنده جای هیچگونه عضری نباشه!!!!!!!!!
یک تسلیم شده
Saturday 5 May 2007, 06:57AM
آنچه من گفتم ادعا نبود تا بخواهم اثبات کنم بلکه نتیجه واضح بحث مفصل با جناب zxcv و یاوران ایشان و تسلیم شدگان ایشان طی مدت طولانی گذشته بود .
کاربران باشگاه شاهد مباحثات طولانی ما بوده اند .
متشکرم
اگر نیاز به اثبات نیست نیاز به بیان هم نبود.
هر کسی هم یک نتیجه ای از بحث میگیره.
لطفا از این به بعد اگر خواستید نتیجه ی یک یا چند بحث را بنویسید، در زیر آن بحث یا بحث ها با ذکر"نظر من این است" بنویسید.
آن گروه فقط قرآن که گفتید هم کاربران باشگاه شاهد بحث های طولانیشان بوده اند؟!
zxcv
Sunday 6 May 2007, 02:05AM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ(2/الزمر)
ما اين کتاب را بر تو به حقيقت نازل کردیم ؛ خدا را پرستش کن، دين خود را مخلصانه به تنها او اختصاص بده.
اون هم يک انسان معموليه و خطا مي كنه. يكي از خطاهاش هم اینه كه علي رغم اون همه تلاشش براي ارجاع مردم به اعتصام به قرآن با دست خودش کاری می کنه که زمینه تحریف قران رو برای دشمنان اسلام مهیا کنه ، اون توجه نمی کنه که با وجود این همه تاکید قران به محفوظ بودنش از تحریف باز هم می یات و آیات قران را فدای استدلال 19 خودش می کنه .
مدعیه که منظور از کتاب محفوظ شده همونی که نزد خداست و نه اینکه بر محمد نازل شده !! عزیز من چرا دقت نمی کنی ؟ اگر قرار بر این بود که کتاب محفوظ شده نزد خداوند می موند چرا کلمه ( انزلنا )در آیه آورده شده ؟! اصلا مگر اون کتابی که نزد خداونده ، تحریف می شه ؟
إِنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ(41/الزمر)
ما کتاب را بواسطه ي تو به حق براي مردم فرستاده ايم. سپس هرکس هدايت شود، به نفع خود هدايت شده است، و هر کس گمراه شود به ضرر خود گمراه شده است. تو وکيل آنها نيستي.
حالا کدام کتاب ؟ اون کتابی که نزد خودش می مونه ؟ و یا اون کتابی که به حق به واسطه محمد برای مردم فرستاده شده و خود خدا حفاظت از اون رو به عهده گرفته ؟ آیه زیر رو چگونه شما نمی بینید ؟
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ(9/الحِجرِ)
مسلما، ما تذکر را فرستاده ايم و مسلما، ما از آن حفاظت خواهيم کرد.
عجب ! باز هم می گویند قران حفاظت شده نازل نشده ! یعنی چی ؟ حساب دو دو تا چهار تاست ! اگر نازل شده پس محفوظ مانده و هیچگاه تحریف نشده و اگر نازل نشده چرا خداوند فرموده که اون رو فرستادیم ؟ پس این همه آیات رو چه کنیم ؟
ذلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الآيَاتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ(58/آل عِمران)
اينها آياتي هستند که ما بر تو ميخوانيم، شامل پيغامي پر از حکمت.
وَقَالُوا يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ(6/الحِجرِ)
و آنها گفتند، «اي کسي که اين تذکر را دريافت کردي، همانا، تو از جنها پيروي ميکني.
بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ(44/النحل)
ما آنها را با اثبات و کتابها فرستاديم. و ما اين پيغام را بر تو فرستاديم تا براي مردم توضيح دهد آنچه را که بر آنها فرستاده نشده بود تا باشد که تفکر کنند.
إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ(11/يس)
فقط کساني که از اين پيغام پيروي ميکنند و از آن بخشنده ميترسند، حتي وقتي درميان جمع غايب هستند به تو توجه خواهند کرد. به آنها مژده ي بخشيده شدن و پاداش سخاوتمندانه بده.
ءَأُنزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِن ذِكْرِي بَل لَّمَّا يَذُوقُوا عَذَابِ(8/ص)
«چرا اثبات بجاي ما، بر او فرستاده شد؟» بدرستي که آنها به اثبات من شک دارند. بدرستي که آنها هنوز عذاب من را نچشيدهاند.
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءَهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ(41/فصلت)
کساني که اين ذکر را تکذيب کردهاند، هنگامي که نزد آنها آمد، همچنين، کتاب عزيزي را هم تکذيب کردهاند.
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ(51/القلم)
کساني که کافر شدند، هنگامي که پيغام را ميشنوند تمسخر خود را در چشمان خود نشان ميدهند و ميگويند، «او از جنها پيروي ميکند!»
پس دیگر با من جر و بحث نکن ، با کنایه و اشاره هم نگو ، من آیات قران رو برات آوردم که " ذکر" یقینا نازل شده و خداوند قول داده اون رو حفظ می کنه تازه نه بعد از 14 قرن بلکه درست و دقیقا بعد از اینکه این قسمت از آیه 9سوره الحجر نازل شد ( و انا له لحافظون ) مگر شوخیه ؟ خدا قول داده !
قبول کن که اون بشر بود پس اشتباه می کرد حرفهای خوب و زیبائی داشت ، مخالفت اون با سنت خارج از وحی همون چیزی است که قران بر اون تاکید داره و حتی معجزه نوزده چیزی نیست که قران به اون اشاره نکرده باشه ولی اخطار می کنم که این همه زحمت خودتون رو با ادعایی بدون سند از بین نبرید .
قبول کنید که اگر همه ما تنها امامون قران بشه و تابع محض هیچ کسی غیر از خدا نشیم دیگر امکان نداره که این سوء تفاهمها برای ما پیش بیاید و تصور کنیم که خداوند نتونسته به قولش عمل کنه ! قبول کن که اگر باور کردیم که انسانی هم می تونه مانند خداوند تماما راست و حقیقت رو بگه این می تونه اولین و بزرگترین اشتباه زندگیمون یشه !
وسلام . یا الله
zxcv
Sunday 6 May 2007, 02:55AM
يا علي مدد
مگر تو خدا رو برای کمک و یاریت کافی نمی دانی ؟ خوب صادق باش چرا دو دره کار می کنی در موقع گفتن ( ایاک نستعین ) استثناء " علی " رو هم بیاور ؟ بگو من از خدا و علی و هزار امام و امام زاده همانند خداوند کمک می خواهم ! مگر نه اینکه با گفتن این حمله تو علی رو مثل خدا نزدیک خودت حس می کنی و سعی می کنی توجه اون رو به خودت جلب کنی پس چرا تنها می گی یا علی ؟! هر چی بچه و نوه ، نتیجه داره ردیف کن و اونها رو هم صدا بزن شاید اونها هم با دادت برسند!
قبول کردی که خدا کافی نیست ! پذیرفتی که خدا قدرت آن چنانی نداره که تو رو کمک کنه ! آن وقت چه کسی گفته (كفى بالله نصيرا) چرا گفته ( وتوكل على الله وكفى بالله وكيلا) ؟
به کجا می روید ؟ علی خودش فریاد می زد که ( الهی و ربی من لی غیرک ) بعد شما بجای اینکه الگو بگیرید برداشتید علی مدد علی مدد سر می دید ؟ ادعای فهم و کمالات دارید ولی به ابتدائی ترین تعالیم فران و اسلام توجه نمی کنید !
مگر خدا از شما چی می خوات ؟ غیر از عمل به عهدی که هر روز با اون می بندید ولی ناجوانمردانه هر روز اون رو می شکنید ! میثاق ( ایاک نعبد و ایاک نستعین ) چه سختی برای شما داره که می روید برایش هزار شریک و عدیل می تراشید ؟ تا کجا به پیش می روید ؟ بازی در آورده اید ؟ مشتی خاک و خاکستر را ضریح و گنبد بسته اید ولی تصور می کنید راه خدا را می روید ! هزار انسان زنده و مرده رو تعبد می کنید ولی با این همه مدعی هستید مخلصین درگاه خداوندید ! باور کنید که به بی راهه رفته اید ، ولله راهی را که با اصرار تمام آن را می پیمائید همان طریق گمراهیست .
عبدالامير
Sunday 6 May 2007, 09:53AM
مگر تو خدا رو برای کمک و یاریت کافی نمی دانی ؟ خوب صادق باش چرا دو دره کار می کنی در موقع گفتن ( ایاک نستعین ) استثناء " علی " رو هم بیاور ؟
دودره كاري zxcv
خداوند در سوره شعرا از قول حضرت ابراهيم (ع) مي فرمايد :
وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ
اما جناب zxcv با دودره كاري از آشپز رستوران غذا مي خواهد و از شير آب ، آب. پس مشرك مي شود !!!!!
وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ
اما جناب zxcv با دودره كاري پيش دكتر مي رود و مشرك مي شود !!!!!
:smile21: :smile21: :smile21:
پاسخ اين است :
اعوذبالله من الشیطان الرجیم
ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم وعلی ابصارهم غشاوه
;) ;) ;) ;) ;)
صدق الله العلی العظیم
((اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک))
عبدالامير
Sunday 6 May 2007, 09:57AM
اعتقادات zxcv موحد!!!!!
zxcv بيان كرده طبق آيه قرآن شيطان داراي قدرت نفوذ به درون انسان است .
اما در مورد قدرت شیطان ، اینجانب سند قرانی ارائه می دهم !
شیطان گفت ؛
قال فبما اغویتنی لا قعدن لهم صراطک المستقیم ثم لا تینهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم و لا تجد اکثر هم الشاکرین .
و خداوند متعال اینچنین پاسخ فرمودند ؛
قال اخرج منها مذو ما مدحورا لمن تبعک منهم لا ملئن جهنم منکم اجمعین .
اکنون نوبت به شما ست که سند و یا مدرکی قرانی ارائه دهید که توسط آن ثابت کنید که امامان و امام زاده های شما هم می توانند از چپ و راست و جلو و پشت سر به درون تفکر و حس انسان نفوذ کنند و به تعبیری دیگر از رگ گردن به انسان نزدیکتر می باشند تا دعاها و راز و نیازهای انسان را بشنوند و کمکی در برآوردن آن بنمایند ؟!!!!!
تا اينجا مشكلي نيست اما.....
پس كساني كه گمان ميكنند، غير از خدا موجود ديگري از درون آنان آگاه است و نيّات قلبيشان را ميداند و به او متوسّل شده و او را ميخوانند و از او استعانت و ياري ميطلبند، در حقيقت صفات و ويژگيهاي الهي را به آن موجود دادهاند و او را در اين صفات، شريك خدا پنداشتهاند.
پس جناب zxcv همين شوونات را براي شيطان قائل شده و يا حرفش غلط است . و ما همچنان منتظر پاسخ!!!!!!
puyan
Sunday 6 May 2007, 01:27PM
سلام
جناب hady
درباره بخشی از مطالب من جوابی نوشته اید در حالیکه شما مخاطب آن مطلب من نبوده اید . مخاطب من و نیز سایر کاربرانی که شاهد بحثهای مفصل من و جناب zxcv ( یا به قول خودشان لولو ) بوده اند بخوبی منظور من را میفهمد . پس اجازه دهید جناب zxcv ، خودشان رگ حیاتشان را نشان بدهند .
حکم خدا!!!!! حتما دارید شوخی می کنید؟ چون هر چی قرآنو گشتم این احکامی که شما می گید رو پیدا نکردم. اگر میشه بگید کجای قرآنن.
.
لطفا این حرفارو به خدا بگید که چرا برای بعضی از همین احکام خیلی جزئی ، اون همه ایه اوُرده و وقت گرانبهای من و شما را تلف کرده.
سوالی دارم : آیا شما هر آنچه را که به عنوان احکام شرعی ( از جزئی گرفته تا کلی ) انجام میدهید و یا به عنوان حکم شرعی پذیرفته اید عینا در متن قرآن مشاهده نموده اید . و آیا فقط احکامی را ( از جزئی و کلی ) از جانب خدا میدانید که بتوان آن ها را عینا و مو به مو در قرآن نشان داد ؟
بهتر نبود خدا بجای اینهمه تاکید بر روی این مسائل جزئی(البته به عقیده شما)، در مورد استعانت از مردگان چند تا آیه می اوُرد تا برای امثالی مثل بنده جای هیچگونه عضری نباشه!!!!!!!!!
البته شما با چنین "عضری" خود را از امور معقول و معلوم بسیاری معذور نمودید ؛ اما بد نیست بدانید که ارتباط و دریافت کمک از مخلوقات ، مانند امور روزمره و بیشمار دیگر، امری مقبول ، عادی و جاری است ، لذا اگر شما منکر هرگونه ارتباط میان عالم برزخ و دنیا ( کم یا زیاد ) هستید دلایل قرآنی خود را عرضه نمایید .
متشکرم
puyan
Sunday 6 May 2007, 01:33PM
سلام
جناب یک تسلیم شده
آن گروه فقط قرآن که گفتید هم کاربران باشگاه شاهد بحث های طولانیشان بوده اند؟!
پس عضویت در آن گروه را از جانب خود و جناب zxcv ، تایید و به همگی اعلام مینمایید .
شاید اگر مثل بقیه رفقا نوشته من را ندیده و گرفته همچون رویه همیشگی رفقا فقط به تکرار براهین سوخته و تاریخ گذشته و ابطال شده بسنده میکردید و عضویت داشتن و بحث کردن اعضای گروهک ( فقط قرآن ) را اعلان عمومی نمیکردید مقبول تر جلوه میکردید !
متشکرم
یک تسلیم شده
Monday 7 May 2007, 08:39PM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ(2/الزمر)
ما اين کتاب را بر تو به حقيقت نازل کردیم ؛ خدا را پرستش کن، دين خود را مخلصانه به تنها او اختصاص بده.
1-اون هم يک انسان معموليه و خطا مي كنه.2- يكي از خطاهاش هم اینه كه علي رغم اون همه تلاشش براي ارجاع مردم به اعتصام به قرآن با دست خودش کاری می کنه که زمینه تحریف قران رو برای دشمنان اسلام مهیا کنه ،3- اون توجه نمی کنه که با وجود این همه تاکید قران به محفوظ بودنش از تحریف باز هم می یات و4- آیات قران را فدای استدلال 19 خودش می کنه .
5-مدعیه که منظور از کتاب محفوظ شده همونی که نزد خداست و نه اینکه بر محمد نازل شده !! عزیز من چرا دقت نمی کنی ؟ اگر قرار بر این بود که کتاب محفوظ شده نزد خداوند می موند چرا کلمه ( انزلنا )در آیه آورده شده ؟! 6- اصلا مگر اون کتابی که نزد خداونده ، تحریف می شه ؟
إِنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ(41/الزمر)
ما کتاب را بواسطه ي تو به حق براي مردم فرستاده ايم. سپس هرکس هدايت شود، به نفع خود هدايت شده است، و هر کس گمراه شود به ضرر خود گمراه شده است. تو وکيل آنها نيستي.
7-حالا کدام کتاب ؟ اون کتابی که نزد خودش می مونه ؟ و یا اون کتابی که به حق به واسطه محمد برای مردم فرستاده شده و خود خدا حفاظت از اون رو به عهده گرفته ؟ آیه زیر رو چگونه شما نمی بینید ؟
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ(9/الحِجرِ)
مسلما، ما تذکر را فرستاده ايم و مسلما، ما از آن حفاظت خواهيم کرد.
8-عجب ! باز هم می گویند قران حفاظت شده نازل نشده ! یعنی چی ؟ حساب دو دو تا چهار تاست ! اگر نازل شده پس محفوظ مانده و هیچگاه تحریف نشده و اگر نازل نشده چرا خداوند فرموده که اون رو فرستادیم ؟ پس این همه آیات رو چه کنیم ؟
ذلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الآيَاتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ(58/آل عِمران)
اينها آياتي هستند که ما بر تو ميخوانيم، شامل پيغامي پر از حکمت.
وَقَالُوا يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ(6/الحِجرِ)
و آنها گفتند، «اي کسي که اين تذکر را دريافت کردي، همانا، تو از جنها پيروي ميکني.
بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ(44/النحل)
ما آنها را با اثبات و کتابها فرستاديم. و ما اين پيغام را بر تو فرستاديم تا براي مردم توضيح دهد آنچه را که بر آنها فرستاده نشده بود تا باشد که تفکر کنند.
إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ(11/يس)
فقط کساني که از اين پيغام پيروي ميکنند و از آن بخشنده ميترسند، حتي وقتي درميان جمع غايب هستند به تو توجه خواهند کرد. به آنها مژده ي بخشيده شدن و پاداش سخاوتمندانه بده.
ءَأُنزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِن ذِكْرِي بَل لَّمَّا يَذُوقُوا عَذَابِ(8/ص)
«چرا اثبات بجاي ما، بر او فرستاده شد؟» بدرستي که آنها به اثبات من شک دارند. بدرستي که آنها هنوز عذاب من را نچشيدهاند.
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءَهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ(41/فصلت)
کساني که اين ذکر را تکذيب کردهاند، هنگامي که نزد آنها آمد، همچنين، کتاب عزيزي را هم تکذيب کردهاند.
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ(51/القلم)
کساني که کافر شدند، هنگامي که پيغام را ميشنوند تمسخر خود را در چشمان خود نشان ميدهند و ميگويند، «او از جنها پيروي ميکند!»
9-پس دیگر با من جر و بحث نکن ، با کنایه و اشاره هم نگو ، من آیات قران رو برات آوردم که " ذکر" یقینا نازل شده و خداوند قول داده اون رو حفظ می کنه تازه نه بعد از 14 قرن بلکه درست و دقیقا بعد از اینکه این قسمت از آیه 9سوره الحجر نازل شد ( و انا له لحافظون ) مگر شوخیه ؟ خدا قول داده !
10-قبول کن که اون بشر بود پس اشتباه می کرد حرفهای خوب و زیبائی داشت ، مخالفت اون با سنت خارج از وحی همون چیزی است که قران بر اون تاکید داره و حتی معجزه نوزده چیزی نیست که قران به اون اشاره نکرده باشه ولی اخطار می کنم که این همه زحمت خودتون رو با ادعایی بدون سند از بین نبرید .
11-قبول کنید که اگر همه ما تنها امامون قران بشه و تابع محض هیچ کسی غیر از خدا نشیم دیگر امکان نداره که این سوء تفاهمها برای ما پیش بیاید و تصور کنیم که خداوند نتونسته به قولش عمل کنه !12- قبول کن که اگر باور کردیم که انسانی هم می تونه مانند خداوند تماما راست و حقیقت رو بگه این می تونه اولین و بزرگترین اشتباه زندگیمون یشه !
وسلام . یا الله
جناب زد-ایکس چرا این موضوع رو اینجا بیان کردید؟
چرا در پیام خصوصی بیان نکردید؟
یا چرا یک تاپیک براش نزدید؟
1-من که نگفتم انسان خاصیه و خطا نمیکنه. من پایه ی اعتقادم بر اون نیست.
خود آیات قرآن است که واضح بیان میکند.
2-چطور فکر میکنی زمینه برای تحریف قرآن بوجود میاره؟
3-چرا اینطور نگاه میکنید؟
خدا گفته است قرآن را حفظ میکند ولی چگونگیش رو نگفته.
فقط در دو آیه مکان حفظ شدن رو گفته:
(22/اَلبُروج):فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ
(4/الزخرف):وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ
شما این آیات رو ندیده میگیرید؟
4- قرآن را هم فدای نوزده نکرده. بلکه وظیفه ی نوزده پاک کردن بوده:
(4/اَلمدَثِر): وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ
جامه ي خود را پاک کن.
5-از کلمه ی "نَزَّلْنَا" چی برداشت میکنی؟ آیا اینی که دستته نازل شدست؟ یا کپی شدست؟
اونی که نازل شده ذکر بود در دهان محمد بود ولی اینی که تو دستته ذکر نیست کتابه(نوشتست).
خدا اون رو که در دهان محمد بود حفاظت میکرد. تا اشتباه بیان نکنه.
(9/الحِجرِ):إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ
و قرآنی که کتاب است(در دهان نیست بلکه نوشته شده است) و حفاظت شده است در لوح نزد خود خدا.
(4/الزخرف):وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ
آن(قرآن) در نسخه ي اصلي نزد ما محفوظ است، بلند مرتبه و پر از حکمت.
6- آیه ی بالا گفته ی من بود.
7- مگه من گفتم اونی که بر محمد نازل شده تحریف شدست؟ مگه من گفتم اونی که محمد میخونده تحریف شده بوده؟
8- من کی گفتم قرآن حفاظت شده نازل نشده؟
9-من هم دارم آیه ی قرآن میارم. و من کی گفتم بعد از 14 قرن حفظ میکند؟ از اول حفظ کرده و میگوید در زمان خاصی آن را پاک و تثبیت میکند:
(38 و 39/الرعد)
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجاً وَذُرِّيَّةً وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ يَمْحُوا اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ
... زماني خاص براي هرچيزي نوشته شده است. خدا هرچه را بخواهد پاک ميکند و تثبيت ميکند. و نسخه ي اصلي نزد او است.
به تشابه کلمه به کلمه بین آیه ی بالا و آیه ی زیرتوجه کن.
(4/الزخرف):
وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ
آن(طبق آیات قبل: قرآن) در نسخه ي اصلي نزد ما محفوظ است، بلند مرتبه و پر از حکمت.
10- فکر میکنم برای کسی که قرآن رو قبول داره آیات بالا کافی بود.
11-آیا با آیاتی که بالا دیدی باز هم میگی اون موضوع در تناقض با قرآنه؟ و بیان میکنه خدا نتونسته به قولش عمل کنه؟یا این که خدا به قولش عمل کرده و حالا داره نشونش میده؟
12- منم نگفتم همه ی حرف هاش درسته. چیزی که به عنوان رسول میگه درسته.
(27/الانبيَاء):لا يسبقونه بالقول وهم بأمره يعملون
قبل از اينکه خدا چيزي بگويد آنها چيزي نميگويند و مطابق دستور خدا عمل ميکنند.
یک تسلیم شده
Monday 7 May 2007, 09:30PM
جناب پویان
پس عضویت در آن گروه را از جانب خود و جناب zxcv ، تایید و به همگی اعلام مینمایید
کدام گروه؟
من کی گفتم عضو گروهی هستم؟
شاید اگر مثل بقیه رفقا نوشته من را ندیده و گرفته همچون رویه همیشگی رفقا فقط به تکرار براهین سوخته و تاریخ گذشته و ابطال شده بسنده میکردید و عضویت داشتن و بحث کردن اعضای گروهک ( فقط قرآن ) را اعلان عمومی نمیکردید مقبول تر جلوه میکردید !
گر خواهی نشوی همرنگ، رسوای جماعت شو!
از نظر شما مشکلی داره بنده دنبال استدلال از شما بگردم؟
شمایی که از استدلالات دیگران ایراد میگیرید؟
puyan
Monday 7 May 2007, 10:20PM
سلام
جناب یک تسلیم شده
اینکه شما از من طلب استدلال نمایید نه تنها مشکلی ندارد بلکه این محیط بحث و گفت و گو برای همین امر تاسیس گشته است ؛ لذا با خوشحالی آماده دریافت سوالهای شما و پاسخ گویی به آنها در حدی که اطلاعات من وسعت دارد هستم .
اما درباره گروهک فقط قرآن ، من قصد متهم نمودن شما را در عضویت آن گروه ندارم اما از ظاهر نوشته شما همراهی با روش آن گروهک را برداشت نمودم و اگر شما بفرمایید که چنین شیوه ای در برخورد با مبانی دین ندارید کاملا از شما میپذیرم .
نوع مطالبی که جناب zxcv نوشته و از آن دفاع میکنند گویای تابعیت ایشان از شیوه آن گروهک است . برای آگاهی بیشتر کمی به سابقه بحثهای من و ایشان ( مثلا در تاپیک قبور مقدس ) بزنید .
همراهی کاربران آگاه باشگاه در بحثهای قبلی و مطالب مطرح شده گویای همراهی آنها در نتیجه ایست که از بحث با جناب zxcv حاصل شده است .
متشکرم
zxcv
Tuesday 8 May 2007, 12:39AM
همراهی کاربران آگاه باشگاه در بحثهای قبلی و مطالب مطرح شده گویای همراهی آنها در نتیجه ایست که از بحث با جناب zxcv حاصل شده است .
کاربران آگاه باشگاه !!!!!!!!
احتمالا کاربران آگاه باشگاه آنانی هستند که در فکر و عقیده خودی و هم کیش شما محسوب می شوند و در عوض کاربران ناآگاه کسانی می باشند که عقیده ای غیر از عقاید و فکر شما را قبول دارند ! یا همان مبحث خودی و غیر خودی معروف خودمان !
پرويز
Tuesday 8 May 2007, 09:08AM
کاربران آگاه باشگاه !!!!!!!!
احتمالا کاربران آگاه باشگاه آنانی هستند که در فکر و عقیده خودی و هم کیش شما محسوب می شوند و در عوض کاربران ناآگاه کسانی می باشند که عقیده ای غیر از عقاید و فکر شما را قبول دارند ! یا همان مبحث خودی و غیر خودی معروف خودمان !
حقيقت سخنشان همين است
puyan
Tuesday 8 May 2007, 11:16AM
سلام
جناب zxcv
کاربران آگاه باشگاه !!!!!!!!
احتمالا کاربران آگاه باشگاه آنانی هستند که در فکر و عقیده خودی و هم کیش شما محسوب می شوند و در عوض کاربران ناآگاه کسانی می باشند که عقیده ای غیر از عقاید و فکر شما را قبول دارند ! یا همان مبحث خودی و غیر خودی معروف خودمان !
کاربران آگاه آن کسانی هستند که در محیطی آرام با شما به مباحثه پرداختند و در موضوعات متعدد با بحث های مستدلشان شما را به زحمت انداختند و در مقابل از شما تکرار حرفهای ابطال شده و نیز تغییر موضوع و گریز از بحث در نقاط حساس بحث و عدم مسوولیت پذیری در قبال ادعاهای مطرح شده از سوی شما و نیز توهین و تمسخر دریافت کردند . عده ای هم شاهد بحث ها بوده و بعضا نسبت به این موضع شما اعتراضاتی را مینوشتند ...
متشکرم
عبدالامير
Tuesday 8 May 2007, 01:35PM
اعتقادات zxcv آگاه!!!!!
zxcv بيان كرده طبق آيه قرآن شيطان داراي قدرت نفوذ به درون انسان است .
اما در مورد قدرت شیطان ، اینجانب سند قرانی ارائه می دهم !
شیطان گفت ؛
قال فبما اغویتنی لا قعدن لهم صراطک المستقیم ثم لا تینهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم و لا تجد اکثر هم الشاکرین .
و خداوند متعال اینچنین پاسخ فرمودند ؛
قال اخرج منها مذو ما مدحورا لمن تبعک منهم لا ملئن جهنم منکم اجمعین .
اکنون نوبت به شما ست که سند و یا مدرکی قرانی ارائه دهید که توسط آن ثابت کنید که امامان و امام زاده های شما هم می توانند از چپ و راست و جلو و پشت سر به درون تفکر و حس انسان نفوذ کنند و به تعبیری دیگر از رگ گردن به انسان نزدیکتر می باشند تا دعاها و راز و نیازهای انسان را بشنوند و کمکی در برآوردن آن بنمایند ؟!!!!!
تا اينجا مشكلي نيست اما.....
پس كساني كه گمان ميكنند، غير از خدا موجود ديگري از درون آنان آگاه است و نيّات قلبيشان را ميداند و به او متوسّل شده و او را ميخوانند و از او استعانت و ياري ميطلبند، در حقيقت صفات و ويژگيهاي الهي را به آن موجود دادهاند و او را در اين صفات، شريك خدا پنداشتهاند.
پس جناب zxcv همين شوونات را براي شيطان قائل شده و يا حرفش غلط است . و ما همچنان منتظر پاسخ!!!!!!
عبدالامير
Tuesday 8 May 2007, 01:38PM
مگر تو خدا رو برای کمک و یاریت کافی نمی دانی ؟ خوب صادق باش چرا دو دره کار می کنی در موقع گفتن ( ایاک نستعین ) استثناء " علی " رو هم بیاور ؟
دودره كاري zxcv آگاه!!!!
خداوند در سوره شعرا از قول حضرت ابراهيم (ع) مي فرمايد :
وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ
اما جناب zxcv با دودره كاري از آشپز رستوران غذا مي خواهد و از شير آب ، آب. پس مشرك مي شود !!!!!
وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ
اما جناب zxcv با دودره كاري پيش دكتر مي رود و مشرك مي شود !!!!!
:smile21: :smile21: :smile21:
پاسخ اين است :
اعوذبالله من الشیطان الرجیم
ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم وعلی ابصارهم غشاوه
;) ;) ;) ;) ;)
صدق الله العلی العظیم
((اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک))
یک تسلیم شده
Tuesday 8 May 2007, 05:18PM
اینکه شما از من طلب استدلال نمایید نه تنها مشکلی ندارد بلکه این محیط بحث و گفت و گو برای همین امر تاسیس گشته است ؛ لذا با خوشحالی آماده دریافت سوالهای شما و پاسخ گویی به آنها در حدی که اطلاعات من وسعت دارد هستم .
پس لطف کنید استدلالاتتان را برای این موضوع بیان کنید:
...اما از اعتبار علمی و قوت برهان خالیست ....
...ضعف استدلالهای آنها و ناتوانیشان در پاسخ به سوالهای ساده مسلمانان سابقه دار است و آنها با بی اعتنایی به ادله قرآنی و نیز روایی مسلمانان با تکرار سخنان خود...
...در مقابل از شما تکرار حرفهای ابطال شده و نیز تغییر موضوع و گریز از بحث در نقاط حساس بحث و عدم مسوولیت پذیری در قبال ادعاهای مطرح شده از سوی شما و نیز توهین و تمسخر دریافت کردند .
ارسال های کاربر عبدالامیر هم که همش تکرار سخن خوده!
البته پس از این که جوابشان را هم میدهیم باز همان را تکرار میکنند و میگویند جوابی ندیدیم.
توهین و تمسخر هم که از ایشان و امثالشان زیاد است.
جوابی هم به ادله ی قرآنی که میاوریم نمیدهند بلکه تغییر موضوع و گریز از بحث در نقاط حساس بحث...
نه برهانی و نه استدلالی.
اما درباره گروهک فقط قرآن ، من قصد متهم نمودن شما را در عضویت آن گروه ندارم اما از ظاهر نوشته شما همراهی با روش آن گروهک را برداشت نمودم و اگر شما بفرمایید که چنین شیوه ای در برخورد با مبانی دین ندارید کاملا از شما میپذیرم .
آن به قول شما گروهک فقط قرآن هم گروهک نیست. مثل من یک تسلیم شده هستند و پیامشان "فقط قرآن" است. به امضای من و zxcv هم میتونید توجه بفرمایید.
مبانی دین؟ تنها دین تسلیم است و قوانینش هم در قرآن است و بس.
نوع مطالبی که جناب zxcv نوشته و از آن دفاع میکنند گویای تابعیت ایشان از شیوه آن گروهک است . برای آگاهی بیشتر کمی به سابقه بحثهای من و ایشان ( مثلا در تاپیک قبور مقدس ) بزنید .
همراهی کاربران آگاه باشگاه در بحثهای قبلی و مطالب مطرح شده گویای همراهی آنها در نتیجه ایست که از بحث با جناب zxcv حاصل شده است .
چه آگاه باشند چه نباشند سفسته است.
کاربران آگاه آن کسانی هستند که ... شما را به زحمت انداختند ...
اثبات کردید حرفهای zxcv رو.
خودی و غیر خودی
عبدالامير
Wednesday 9 May 2007, 09:18AM
مگر تو خدا رو برای کمک و یاریت کافی نمی دانی ؟ خوب صادق باش چرا دو دره کار می کنی در موقع گفتن ( ایاک نستعین ) استثناء " علی " رو هم بیاور ؟
zxcv آگاه خدا را مشرك مي داند!!!!
خداوند درآيات 45 و 153 سوره بقره مي فرمايد :
وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ
مي دانيم كه نماز و صبر ، خود خدا نيستند و مخلوق او هستند .
پس مطابق ادعاي كاربر آگاه باشگاه ، جناب zxcv ، خداوند اولين مشرك عالم است . چون به آيه :
يَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
توجهي نكرده و به غير از خودش ، ديگران را به استعانت از نماز و صبر ، امر فرموده است .
البته شايد خدا يادش رفته بوده كه قبلا فقط به استعانت از خودش امر فرموده بوده . كه البته در مكتب اينان ادعاي اشتباه خداوند هم دور از ذهن نيست .
:smile21: :smile21: :smile21:
پاسخ اين است :
اعوذبالله من الشیطان الرجیم
ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم وعلی ابصارهم غشاوه
;) ;) ;) ;) ;)
صدق الله العلی العظیم
((اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک))
zxcv
Thursday 10 May 2007, 12:10AM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَهُمْ قَالُوا يَامُوسَى اجْعَلْ لَنَا إِلهاً كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ(138/الاَعَراف)
ما فرزندان اسراييل را از دريا گذرانديم. هنگامي که آنها از کنار مردمي که مجسمه ها را پرستش ميکردند، گذشتند گفتند، «اي موسي، خدايي مانند خداياني که آنها دارند براي ما بساز.» او گفت، «واقعا که شما مردم جاهلي هستيد.
(( علل گرايش به بت پرستي ))
تجسمی که از بت در ذهن عوام نقش بر بسته یک نوع سطحي نگريست که با واقعیات سازگاری ندارد آنها تصور می کنند که بت تنها يک مجسمه و يا یک شکل شبيه با آن است که مردم در گذشته خیلی دور بدون هیچ گونه داستان سرائی ديني و يا عقيدتي با انجام یک سري عادات و رسوم خرافي آنها را پرستش و تقدیس می کردند و اگر از آنان بپرسيد که آيا مي توان نمونه اي براي بت پرستي در دوران کنوني بیابیم ؟ ابتدا با ترديد و شک به سوال شما پاسخ مي دهند و دست آخر معمولا وجود بت پرستي به شيوه اي که در کتب مقدس آورده شده را در عصر حاضر غیر ممکن می دانند ! ولي حقيقت داستان شوم بت و بت پرستی بدينگونه که آنها متصور هستند نمی باشد ، بلکه این گناه نابخشودنی مصيبتي است که در طول تمامي تاريخ وجود داشته و تا آن هنگامي که انسان به تعبد خالصانه خداوند روي نياورده وجود خواهد داشت .
غیر ممکن است پشت نام بت اسمی باشد که بین عوام به عنوان انسان بد شناخته شده باشد بتها معمولا به افراد صالح و نيكوكار نسبت داده می شوند و مردم با تعظيم و احترام آن اجسام بي جان سعي مي کنند توجه و ارادت خود را نسبت به توهم روح نازل شده در آن جسم بی جان را به گونه ای نشان دهند تا جائي كه پا را فرا تر از این می گذارند و نظام زندگي بيرونيشان ـ قوانين و ارتباطات و مناسبات اجتماعي، سياسي، اقتصادي، مراسم و شعاير تعبّديشان ـ ساخته و پرداختة سخناني می شود که از قول آنان آورده شده است و قوانين زندگي، شرايع، حلال و حرام، حدود و مقرّرات را از گفته های منتسب به آن مردگان شکل می دهند و خالصانه به سلطه و حاكميّت، به داوري و قضاوتشان آنها تن ميدهند و از آنان اطاعت و پيروي بدون چون و چرا ميكنند و . سرپرستي و ولايتشان را قبول می کنند بدون آنکه حتی آنان را لحظه ای دیده باشند و خلاصه لباس الوهيّت خداوند را بر تن اين انسانهاي که اکنون در ذهن مردم ما فوق بشر شده بودند می پوشانند که تجسم آنها را در بتهاي سنگي و یا قبورشان می بینند .
رسولان الهي يکي بعد از ديگري راه درست يکتا پرستي را با استفاده از کلام خداوند به مردم نشان دادند ولي گرايش دائمي انسانها به سوي بت پرستي باعث مي شد که دائما يک جاذبه تمام نشدني مردم را به سوي شرک و گمراهي بکشاند . ديويد هيوم، در کتاب معروفش به نام " تاريخ طبيعي دين" به خوبي علت اين گرايش را نوشته است .
" هنگامي که انديشه ي خدائي برتر در دلهاي مردمان استوار گردد، در حالي که بايد چنين انديشه اي به طبع از هر گونه پرستش خدا گونه ي ديگر بکاهد و همه ي صاحبان حرمت را در برابر يکتائي خداوند، بيقدر کند، باز از طريق اعتقاد مردمان به خدا، قديس يا فرشته اي موکل و زيردست، نيايشهايشان در حق اينان اندک اندک فزوني مي گيرد و به ستايشي که سزاوار خداي برتر است زيان مي رساند... فهم ضعيف آدمي نمي تواند با تصور خداي خويش بعنوان روان محض و خرد کامل خرسند باشد و در عين حال، ترس ذاتي، او را از آن باز مي دارد که کوچکترين شبهه ي نقصان و ناتواني را به او نسبت دهد. منش انسان ميان اين احساسات متضاد در نوسان است... اما ميل بازگشت به بت پرستي چندان نيرومند است که سخت ترين احتياطها نيز نمي تواند راه بر آن ببندد."
شرک از دل رسم و رسوم و خرافات خارج مي شود و نقش و لباس دين را بر تن مي کند و به ریشه دین می زند هيچ مشرکي قدرت بتي را که مي پرستد جداي از قدرت خدا نمي داند بلکه علت توسل به آن جسم بي جان را وسيله اي براي نزديک شدن به واسطه بین خود و خدا می داند .
أَلاَ لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ(3/الزمر)
مسلما، دين به تنها خدا اختصاص داده شود. کساني که بتها را درکنار او قرار ميدهند، گويند، «ما آنها را پرستش ميکنيم فقط بخاطر اين که ما را به خدا نزديکتر کنند؛ زيرا آنها در موقعيت بهتري هستند!» خدا در ميان آنها بخاطر اختلافاتشان قضاوت خواهد کرد. خدا چنين دروغگويان کافر را هدايت نميکند.
مدل پيکره سازي بت پرستان ، گذشتگان صالحي هستند که بر اثر غلو و شخصيت پردازي خارج از تعاريف انساني تبديل به يک شبه خدا شده اند که مي توانند در کنار خداوند ، خدايي کنند و شریعت و دین بسازند همینطور که در آیه زیر بیان شده است .
أَمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ شَرَعُوا لَهُم مِنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَن بِهِ اللَّهُ وَلَوْلاَ كَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(21/الشورى)
آنها از بتهايي پيروي ميکنند که براي آنها قوانين ديني مقرر ميکنند که هرگز از طرف خدا تاييد نشده است. اگر بخاطر تصميم از قبل گرفته شده، نبود، قضاوت در ميان آنها سريعا انجام گرفته بود. بدرستي که ستمکاران گرفتار عذابي دردناک شده اند.
حتي يک اسم و یا یک خیال هم مي تواند تبديل به بت شود " عيسي پسر خدا " نامي است که هيچگاه وجود خارجي نداشته و ندارد ولي صلیبیون با تبديل عيسي ناصري نبی به یک بت تخیلی که مي توانست لقب پسر خدا را داشته باشد خود را در زمره گروه بت پرستان قرار دادند و همچنين طائفه ديگري که نزديکان محمد رسول الله را جعل نام کردند و آنها را " آل الله " ناميدند و در لباس دین داری ، گمراه شدند .
تمامي آنها در همه تاریخ توجیه یکسان داشتند (ما آنها را خدا نمي دانيم و نمي پرستيم بلکه صرفا به آنها توسل مي جوئيم) ولي تمامي بحث بر سر همين است که آدمي در آن صورت بجاي اظهار نياز و توسل به خداوند، به چنين واسطه هائي چنگ مي زند که هيچ گونه قدرتي ندارند و در استغاثه و ستايش نسبت به آنان آنقدر پيش مي رود که جائي براي خداوند باقي نمي گذارند و خداي برتر، عملا در ميان اين هياهو هاي شرک آميز، گم و يا حداقل کم رنگ مي شود .
خلاصه آنکه بت پرستی بلایست آخرت سوز که ذره دره خوره شده و در حال نابودی یکتا پرستی است پس برای دوری و مبازه با آن باید تنها یک نیرو را مدبر و با اراده مطلق در تمامی هستی دانست که نه تنها از انسانها و جهان هستی جدا نیست بلکه آن چنان پیوند و ارتباط معنی با مخلوقاتش دارد که قادر است به شکوه و ناله های آنان گوش فرا دهد و به دردها ،آمال و آرزوهایشان توجه کامل نماید و در صورتی که مشیئت او اقتضاء کند حاجاتی را که با او در میان می گذارند برآورده کند و به سبب آنکه فقط او کامل و مطلق است تنها او سزاور شریعت سازیست و هیچ احدی حق ندارد در این دائره شریک خداوند قادر شود . او خالق ماست ، او عزیز ماست ، او ستار العیوب ماست و او رازق ماست ، پس تنها او لیاقت آن را دارد که خداوند ، و شنونده راز و نیاز ما باشد .
http://bb.1asphost.com/parsfree/blog/navayemahdi/dast.jpg
وسلام . یا الله
tirana
Thursday 10 May 2007, 12:19AM
من یک سوال برام مطرح شده و اون این است که چرا سنیها قبول جانشبنی حضرت علی را بعد از پیامبر قبول ندارند؟
یک تسلیم شده
Thursday 10 May 2007, 06:59AM
من یک سوال برام مطرح شده و اون این است که چرا سنیها قبول جانشبنی حضرت علی را بعد از پیامبر قبول ندارند؟
ما که سنی نیستیم هم قبول نداریم.
اگر سوالتون فقط مربوط به سنی هاست از خودشون بپرسید.
ربط این سوال به این تاپیک چیه؟
شاید ربطش این است که بگوییم چگونه بعد از پیامبران آنهایی که یک بت برایشان کم بود، بت های بیشتری ساختند.
tirana
Thursday 10 May 2007, 10:29PM
ما که سنی نیستیم هم قبول نداریم.
اگر سوالتون فقط مربوط به سنی هاست از خودشون بپرسید.
ربط این سوال به این تاپیک چیه؟
شاید ربطش این است که بگوییم چگونه بعد از پیامبران آنهایی که یک بت برایشان کم بود، بت های بیشتری ساختند.
منظورم غدیر خم هست که پیامبر گفت هر کس که من مولای او هستم بعد از من علی مولای اوست
puyan
Friday 11 May 2007, 08:40AM
سلام
جناب یک تسلیم شده
پس لطف کنید استدلالاتتان را برای این موضوع بیان کنید:
...اما از اعتبار علمی و قوت برهان خالیست ....
...ضعف استدلالهای آنها و ناتوانیشان در پاسخ به سوالهای ساده مسلمانان سابقه دار است و آنها با بی اعتنایی به ادله قرآنی و نیز روایی مسلمانان با تکرار سخنان خود...
...در مقابل از شما تکرار حرفهای ابطال شده و نیز تغییر موضوع و گریز از بحث در نقاط حساس بحث و عدم مسوولیت پذیری در قبال ادعاهای مطرح شده از سوی شما و نیز توهین و تمسخر دریافت کردند .
عرض کردم که سابقه کم شما در این باشگاه موجب شده که درباره نوشته من دچار سوال شوید .
برای اطمینان از قسمتهای قرمزی که مشخص کرده اید به تاپیک قبور مقدس مراجعه کنید .
اگر حوصله کمتری دارید و نمیخواهید به آن تاپیک سری بزنید پس ببینید جناب zxcv چگونه پاسخ جناب عبدالامیر را در همین تاپیک میدهند .
آن به قول شما گروهک فقط قرآن هم گروهک نیست. مثل من یک تسلیم شده هستند و پیامشان "فقط قرآن" است. به امضای من و zxcv هم میتونید توجه بفرمایید.
مبانی دین؟ تنها دین تسلیم است و قوانینش هم در قرآن است و بس.
اما درباره " فقط قرآنی ها "
ظاهرا آشنایی نزدیکی با آنها دارید . ما آنها را شناخته ایم و شما هم اگر میشناسیدشان آنها را بیشتر معرفی نمایید .
آنطور که شما در امضایتان آن گروهک را معرفی نموده اید آنها بجز متن قرآن هیچ کلمه شرعی دیگری را قبول ندارند و همه دین را فقط الفاظ قرآن می دانند . همینطور است ؟
متشکرم
zxcv
Saturday 12 May 2007, 02:47AM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَلاَ تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِمَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُولئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ(105/آل عِمران)
شما مثل آن كساني نباشيد كه پس از اينكه دلايل روشن هم براي آنها آمد دچار تفرقه و اختلاف شدند. آنها عذاب بزرگي دارند.
(( تصرف عقل انسانها ))
ملاها و مفتی های مذهبی با استفاده از دو ویژگی توانسته اند ، ذهن و روان توده ها را به بند کشند و آنگونه که خود می خواهند عقل ها را بشویند و جان ها را تغییر دهند . در این نظام شیطانی انسان برده و بنده بتان خودساخته ایی می شود که باید آنان را شریک خداوند در تعبد و فرمانبری دانست و در این راستا گروهی از آنان برای آن الهه های تخیلی مقام واسطه و شفیع بین خود و خدا متصور می شوند؛
ويعبدون من دون الله ما لا يضرهم ولا ينفعهم ويقولون هؤلاء شفعؤنا عند الله قل أتنبءون الله بما لا يعلم في السموت ولا في الأرض سبحنه وتعلى عما يشركون(18/يونس)
آنها بتهايي در کنار خدا ميپرستند که نه قدرت ضرر رسانيدن به آنها را دارند، و نه منفعت رسانيدن و گويند، «اينها شفاعت کنندگان ما نزد خدا هستند.» بگو، «آيا خدا را از چيزي باخبر ميکنيد که او در آسمانها يا در ارض از آن اطلاعي ندارد؟» ستايش او را. او بلند مرتبه است؛ بسيار بالاتر از اين که به شريکي احتياج داشته باشد.
ولی در مکه، چوپانی، محمد نام، بر کوهی فراز آمده، ادعای پیغمبری کرد او بتان را نه شفیع خدا، بلکه گل و چوبی بی ارزش دانست که نه تنها بیماران را شفا نمی دهند و سعادت دنیا و آخرت به همراه ندارند، بلکه خود عامل تمام سیه روزی ها و عقب ماندگی ها هستند. محمد، این آخرین پیامبر وحی، در سوزان ترین خشکی زمین، اینچنین پیام آور اخلاق و کرامت انسانی بود ؛
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ - الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاَتِهِمْ خَاشِعُونَ - وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ - وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ ( آیات 1 تا 4 سوره مومنون )
« همانا اهل ایمان به پیروزی و رستگاری رسیدند آنانکه در نماز خاشع و خاضع هستند، و آنانکه از سخن باطل دوری می کنند و آنانکه زکات مال خود را به فقرا می دهند. »
23 سال تلاش طاقت فرسای محمد سرانجام به بار نشست و در سال 8 هجری، پایتخت نظام روحانی – اشرافی شبه جزیره، در زیر گام های سپاه بردگان، به لرزه درآمد، در حالیکه شرک و نفاق از شدت ترس و وحشت به گوشه ای خزیده بود محمد با یارانش وارد کعبه شدند و دوشادوش هم 360 شفیع و واسطه بین خدا و خلق خدا را پاره پاره ساختند و بدین گونه مذهب شرک و خرافه با ندای توحید و یکتاپرستی در هم پیچیده شد. اما مسیر اصلاحی محمد بعد از مرگ او به انحراف کشیده شد و رسالت او توسط همان مدعیان پیروی از ایشان به فراموشی سپرده شد .
دوباره بنیاد های فرهنگی جاهلیت استوار گشت و بر ستون شریعت، سقف معیشت نهادند ، روحانیون و خرافه بافان گذشته این بار نه در لباس شرک بلکه در جامه تقوا و زهد و نه در خانه شرک بلکه در خانه خدا – مسجد – ذهن و روان توده ها را به بازی گرفته و آنان را با خرافات پوچ و باطل سرگرم خود ساختند. آنچه بر امت بعد از رسول الله گذشت اصول و شالوده یک دین الهی نبود، بلکه تنها پاره ای از تاریخ بود - تاریخی منتسب به یک دین - اما اشتباه آنجایی رخ داد که همین تاریخ، بر جای دین نشست و این روایت سرگذشت گذشتگان ، خود بدل به مذهبی برای آیندگان گشت که تمام اجزا و ارکان دین ابتدایی را در خود پنهان و نابود ساخت.
http://tbn0.google.com/images?q=tbn:dmg2O5HDQPuSaM:http://www.doctorshiri.com/images/mt-static/pics/217.jpg
شیعه و سنی، نه دو مذهب اصیل اسلامی، بلکه مذاهبی ساخته و پرداخته تاریخ اند. و آنچه بر سر اسلام آمد نه حادثه ای شگفت و تازه ای بلکه روایتی تکراری از سرگذشت امتهای پیامبران پیشین الهی بود ،
http://www.minhaj.org/org/images-db/dura-bukhari_05.jpg
دین اسلام به وسیله تمامی رسولان خدا برای هدایت بشر فرستاده شد. ولی آنگاه که این دین الهی در ظرف مکان و زمان جاری گشت، مردمان بر سر آن اختلاف ورزیدند، آن را شعبه شعبه و پاره پاره ساختند و از درون هر شعبه ای، مذهبی، و از درون هر پاره ای، فرقه ای ، متولد گشت که تنها خود را حق می پنداشت و سایر فرق و شعب را باطل.
وَمَا كَانَ النَّاسُ إِلَّا أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُوا وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ فِيَما فِيهِ يَخْتَلِفُونَ(19- یونس )
« و مردم جز امتی واحده نبودند، که سپس اختلاف پیدا کردند، و اگر وعده خداوند از پیش مقرر نگشته بود، بین آنان در آنچه اختلاف دارند، داوری می شد.»
و بدین ترتیب، دینی که بایستی به یک ملت – و در اسلام به تمامی ملت ها – حرکت، آگاهی،آزادی و ایمان می بخشید خود، اسباب جنگ، خون ریزی، تفرقه، استبداد، قتل، غارت،عقب ماندگی، تحجر و تعصب گشت. مردمان سرگذشت گذشتگان را با چشمه زلال دین آمیختند و آنچه از این ترکیب بر جا ماند معجون گندیده ای است سراسر خرافه و اوهام، شرک و نفاق، ریا و دورویی به نام جعلی مذاهب .
زمان بستر حوادث است و حادثه بر پایه تصادف. بنابر این اصل و حقیقت پنداشتن تمامی این حوادث تصادفی و اکثرا غیر واقعی و وارد ساختن آن در اعتقادات ، ایمان و اخلاق دین داران جز تحریف دین آسمانی پیامبران، نتیجه دیگری در بر نخواهد داشت. می توان تاریخ خواند و از کردار گذشتگان پند و عبرت گرفت تجربه تفرقه و اختلاف یهود و نصارا پیش روی ما است .
اما آیا ما از تجربه ادیان گذشته پند گرفته ایم ؟ اگر پاسخ آری است پس معنای فرقه های شیعه و سنی چیست ؟! یا آنکه از درون تاریخ گذشتگان برای خویش، دینی بافته ایم و اوهامی و از درون آن دین، مذهبی، و از درون آن مذهب فرقه ای، سراسر بغض و کینه و نفرت نسبت به انسان هایی که در 1400 سال پیش البته شاید می زیستند ، ساخته ایم .
پس باید بدانیم که چنین دینی، تنها به کار صاحبان زر و زور و تزویر می آید و تنها وسیله ای است برای اغفال مردم از اوضاع حال و آینده. و در انتها ،اینچنین دین و مذهبی ، ابزار کثیفی است برای تسخیر مغز توده ها .
وسلام . یا الله
عبدالامير
Saturday 12 May 2007, 08:43AM
محمد با یارانش وارد کعبه شدند و دوشادوش هم 360 شفیع و واسطه بین خدا و خلق خدا را پاره پاره ساختند و بدین گونه مذهب شرک و خرافه با ندای توحید و یکتاپرستی در هم پیچیده شده
zxcv قرآن را خرافه مي داند!
دوستان عزيز
توجه داشته باشيد كه اين بابا از طرح مساله واسطه و شفيع دو منظور مي تواند داشته باشد :
1) هنوز هم كسي بت را واسطه و شفيع بين خودش و خدا بداند
( فكر نمي كنم در ايران ما كسي چنين عقيده اي داشته باشد )
2) منظورش بحث توسل و شفاعتي است كه نزد شيعيان مطرح است. توسل و شفاعت را منكر شده در حاليكه در قرآن مي فرمايد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
مائده-35
مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ بقره-255
وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى انبيا - 28
مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ يونس - 3
لَا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا مريم - 87
يَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا طه - 109
وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ سبا - 23
وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ زخرف - 86
و.........
كلاهي كه فرقه " فقط قرآن " مي خواهند بر سر مردم بگذارند اينست كه در هر مورد فقط آياتي را مي بينند كه به نفعشان است و اگر در همين قرآني كه آنان دم از او مي زنند آيه اي بر خلاف هجويات اين قوم باشد ، تا آخر عمرشان آنرا نمي بينند !!!!!!
بنابراين پيشنهاد مي شود كه خداوند جهت راحتي كار zxcv ها آيات فوق و آيات مشابه را از قرآن حذف كند!!!!:smile21: :smile21: :smile21:
و ما عادت داريم كه zxcv از دادن جواب فرار كند!!!!!
عبدالامير
Saturday 12 May 2007, 02:52PM
مگر تو خدا رو برای کمک و یاریت کافی نمی دانی ؟ خوب صادق باش چرا دو دره کار می کنی در موقع گفتن ( ایاک نستعین ) استثناء " علی " رو هم بیاور ؟
zxcv آگاه خدا را مشرك مي داند!!!!
خداوند درآيات 45 و 153 سوره بقره مي فرمايد :
وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ
مي دانيم كه نماز و صبر ، خود خدا نيستند و مخلوق او هستند .
پس مطابق ادعاي كاربر آگاه باشگاه ، جناب zxcv ، خداوند اولين مشرك عالم است . چون به آيه :
يَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
توجهي نكرده و به غير از خودش ، ديگران را به استعانت از نماز و صبر ، امر فرموده است .
البته شايد خدا يادش رفته بوده كه قبلا فقط به استعانت از خودش امر فرموده بوده . كه البته در مكتب اينان ادعاي اشتباه خداوند هم دور از ذهن نيست .
:smile21: :smile21: :smile21:
پاسخ اين است :
اعوذبالله من الشیطان الرجیم
ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم وعلی ابصارهم غشاوه
;) ;) ;) ;) ;)
صدق الله العلی العظیم
((اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک))
و ما عادت داريم كه zxcv از دادن جواب فرار كند!!!!!:smile21: :smile21: :smile31: :smile31:
یک تسلیم شده
Sunday 13 May 2007, 10:26AM
منظورم غدیر خم هست که پیامبر گفت هر کس که من مولای او هستم بعد از من علی مولای اوست
میدونم منظورتون چیه.
یک تسلیم شده
Sunday 13 May 2007, 11:00AM
عرض کردم که سابقه کم شما در این باشگاه موجب شده که درباره نوشته من دچار سوال شوید .
برای اطمینان از قسمتهای قرمزی که مشخص کرده اید به تاپیک قبور مقدس مراجعه کنید .
بنده به اندازه ی کافی با ارسال های شما هم آشنا هستم.
اگر حوصله کمتری دارید و نمیخواهید به آن تاپیک سری بزنید پس ببینید جناب zxcv چگونه پاسخ جناب عبدالامیر را در همین تاپیک میدهند .
پاسخ های عبدالامیر که خود همه تکرار سخن است که قبلا پاسخ داده شده اند. که خودم هم از پاسخ دهندگان بوده ام.
و یا غیر منطقی که نیاز به پاسخ دادن ندارند.
مثلا ایشان میرود از شیر آب میخواهد که به او کمک کند.
یا به آشپز رستوران میگوید به من بینوا کمک کن و آشپز هم از روی لطف برای او پیتزا میپزد و مجانی به او مدهد که از گرسنگی نمیرد.
ظاهرا آشنایی نزدیکی با آنها دارید . ما آنها را شناخته ایم و شما هم اگر میشناسیدشان آنها را بیشتر معرفی نمایید .
آنچه لازم بود گفتم.
آنطور که شما در امضایتان آن گروهک را معرفی نموده اید آنها بجز متن قرآن هیچ کلمه شرعی دیگری را قبول ندارند و همه دین را فقط الفاظ قرآن می دانند . همینطور است ؟
"کلمه ی شرعی دیگری" یعنی چی؟
قرآن کامل و جامع و با جزئیات و مفصل و ... است(طبق قرآن)
طبق اینها نیازی به کلام دیگری نیست.
یک تسلیم شده
Sunday 13 May 2007, 11:45AM
منظورش بحث توسل و شفاعتي است كه نزد شيعيان مطرح است. توسل و شفاعت را منكر شده در حاليكه در قرآن مي فرمايد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
مائده-35
مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ بقره-255
وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى انبيا - 28
مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ يونس - 3
لَا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا مريم - 87
يَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا طه - 109
وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ سبا - 23
وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ زخرف - 86
و.........
بر منکر آیات لعنت.
از www.godisone.blogspot.com (http://www.godisone.blogspot.com) :
در يكي از گفتمانها بحثي پيش آمد در مورد طلب كمك از مقدسين و توسل. پيروان حديث اظهار كردند كه همانطور كه در آيه زير گفته است ما هم به رسول گرامي توسل ميكنيم زيرا كه در آيه زير گفته كساني كه به خود ظلم ميكنند بايد پيش رسول بروند و رسول هم بايد براي آنها طلب استغفار كند.سپس نتيجه گرفتند كه آنها هم از اين به بعد پيش رسول و در حال حاضر مرقد رسول (زيرا كه رسول زنده نيست و مرقدش نماينده اوست) و ساير مقدسين رفته تا كه براي آنان طلب استغفار كنند.
[4:64] وما ارسلنا من رسول الا ليطاع باذن الله ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما
[4:64] ما هيچ رسولي را نفرستاديم، جز آنكه مطابق با خواست خدا از او اطاعت شود. اگر آنها هنگامي كه به نفس خويش ستم كردند، نزد تو آمده بودند و از خدا طلب بخشش مى كردند و رسول براي آمرزش آنها دعا مى كرد، خدا را آمرزنده و مهربانترين مى يافتند.
همانطور كه ميبينيد پيروان حديث از هر بهانه اي براي ادامه دين آبا و اجدادي خود استفاده ميكنند.هنوز توجه نكرده اند كه معني آيه آن نيست كه آنها ميخواهند. واقعا چطوري خدا بعد از يكتاپرستي دوباره امر به بت پرستي ميكند و فقط بتها را عوض ميكند. بطوريكه مجسمه جاي خود را به مقبره رسول و مقدسين ميدهد!!
مگر آن مجسمه ها هم كه در كعبه بودند نماينده آدمهاي صالحي نبوده اند . هنوز توجه نكرده اند كه مردم دنيا هيچوقت از آدم بد مجسمه نميسازند. بلكه هميشه تمام بتهاي داخل خانه كعبه و جاهاي ديگر از آدمهاي صالح و خوب ساخته شده اند. واقعا حيله شيطان خيلي كارا است.
اگر آيات قبل و بعد از 4:64 را نگاه كنيم ميبينيم كه موضوع راجع به عده اي است كه رسول را اذيت كرده بودند و قضاوت پيش كسي غير از رسول برده بودند. خدا هم به آنها ميگويد كه اگر آنها پيش رسول ميامدند و از خدا طلب مغفرت ميكردند و رسول هم از خدا براي آنان طلب مغفرت ميكرد خدا را آمرزنده و مهربان مييافتند.زيرا كه آنان به رسول خدا اعتماد نكرده بودند و قضاوت پيش كسي ديگر برده بودند. در اول آيه هم خداي مهربان ميگويد كه ما هيچ رسولي نفرستاديم جز آنكه مطابق خواست خدا از او پيروي شود (نه اينكه بت شود).
[63:5] واذا قيل لهم تعالوا يستغفر لكم رسول الله لووا رءوسهم ورايتهم يصدون وهم مستكبرون
[63:5] هنگامي كه به آنها گفته مي شود: "بياييد تا رسول خدا براي آمرزش شما دعا کند." با تمسخر سر خود را برمي گردانند و مي بيني كه ديگران را بازمي دارند و متكبرانه رفتار مي کنند.
همانطور كه پسران يوسف پدرشان را اذيت كردند و بعد پيش پدر آمدند گفتند : "اي پدر ما، براي آمرزش ما دعا کن؛ ما واقعاخطاکار بوديم."
[12:97] قالوا يابانا استغفر لنا ذنوبنا انا كنا خطءين
[12:97] گفتند: "اي پدر ما، براي آمرزش ما دعا کن؛ ما واقعاخطاکار بوديم."
همه ما مادرمان براي ما دعا ميكنند.شما وقتي مادرت را اذيت كني مادرت به تو چه ميگويد؟ زماني كه مادرت آثار پشيماني درتو مشاهده كند ميگويد پسرم من به جز سلامتي تو از خدا چيزي ديگر نميخواهم. اين يك نوع طلب استغار است از خداي مهربان از طرف مادرت براي تو.
شما وقتي در خيابان به كسي تنه ميزني. در اين حالت به طرف ميگوييد ببخشيد. دوست داريد طرف به تو چه بگويد ؟مطمئنا اگر بگويد خيلي خوب بخشيدم به شما برميخورد. اگر طرف مغرور نباشد در جواب ميگويد خدا ببخشد.اين دعايي است از طرف او براي تو و اين هيچگونه منافاتي با قرآن ندارد. زيرا كه ميتوانيم براي هر كسي دعاي خير انجام ميدهيم. زيرا كه بخشش در اصل از طرف خداست.
[47:19] فاعلم انه لا اله الا الله واستغفر لذنبك وللمؤمنين والمؤمنت والله يعلم متقلبكم ومثوكم
[47:19] بدان كه: "خداي ديگري در كنار خدا نيست،"* و براي گناهانت و گناهان تمام مردان و زنان باايمان طلب آمزرش كن. خدا از تصميم ها و سرنوشت نهايي شما كاملا آگاه است.
آيه ديگري كه مورد بهانه قرار ميدهند آيه زير است:
[5:35] يايها الذين ءامنوا اتقوا الله وابتغوا اليه الوسيلة وجهدوا في سبيله لعلكم تفلحون
[5:35] اي كساني كه ايمان داريد، هيبت و حرمت خدا را ارج نهيد و در جستجوي راه و روشي به سوي او باشيد و در راه او بكوشيد تا موفق شويد.
پيروان حديث ميگويند كه خدا خودش گفته وسيله بجوييد ماهم وسيله جوييديم و پيامبر و امامان را وسيله قرار ميدهيم و از آنان طلب كمك ميكنيم.در ادامه ميگويند كه ما پيامبر و امامان را وسيله قرار ميدهيم نه به اين معنا كه آنان از خدا مستقلند بلكه رابطه و وسيله اي بين خدا و ما هستند.
در جواب بايد گفت كه خدا گفته وسيله بجوييد نگفته وسيله را بخوانيد. مثلا در آيه زير خداي مهربان فرموده كه بوسيله نماز و صبر كمك بخواهيد.
[2:153] يايها الذين ءامنوا استعينوا بالصبر والصلوة ان الله مع الصبرين
[2:153] اي كساني كه ايمان داريد، از طريق صبر و نماز كمك بجوييد. خدا با كساني است كه صبورانه استقامت مي ورزند.
خدا ميفرمايد كه بوسيله نماز و صبر كمك بخواهيد. نماز و صبر وسيله هستند. چطوري؟ شما نميتوانيد كه نماز و صبر را بالاي طاقچه بگذاري و بعد از مدتي بخوري! هر چيزي استفاده اي دارد. نماز براي خواندن و اقامه كردن است . صبر هم يعني صبر. پيامبر هم وظيفه اش ابلاغ قرآن بود ! شما نميتوانيد بگوييد كه اي نماز كمكم كن بلكه نماز را بايد به جا آوري. همانطور هم براي پيامبر . شما نميتوانيد بگوييد اي پيامبر كمكم كن. بلكه پيامبر آمده كه به حرفهايش گوش كني نه اين اينكه از او طلب كمك كني به جاي خدا. پيامبر چه كمكي به شما ميتواند بكند غير از اينكه به رسالتش عمل كني!حساب و كتاب دست خداست نه پيامبر. آيا غير از اين است؟
[5:99] ما على الرسول الا البلغ والله يعلم ما تبدون وما تكتمون
[5:99] تنها وظيفه رسول رساندن پيام است و خدا هرچه را آشكار كنيد و هرچه را پنهان نماييد، مي داند.
[13:40] وان ما نرينك بعض الذي نعدهم او نتوفينك فانما عليك البلغ وعلينا الحساب
[13:40] اگر آنچه را که به آنها وعده مي دهيم، به تو نشان دهيم يا زندگي تو را پيش از آن به پايان برسانيم، تنها ماموريت تو رساندن (پيام) است. اين ما هستيم که به حسابشان رسيدگي خواهيم کرد.
[6:52] ولا تطرد الذين يدعون ربهم بالغدوة والعشي يريدون وجهه ما عليك من حسابهم من شيء وما من حسابك عليهم من شيء فتطردهم فتكون من الظلمين
[6:52] و آنان را كه روز و شب پروردگار خود را مى خوانند و خود را فقط به او اختصاص مي دهند، از خود دور نكن. نه تو مسئول حساب آنها هستي و نه آنها مسئول حساب تو. اگر آنها را طرد كني، از ستمكاران خواهي بود.
همانطور كه ميدانيم پيامبران وسيله هدايتند نه جوابگوي دعاهاي مردم.هر وسيله اي كاربردي دارد. پيروان حديث هنوز نميدانند كه هر وسيله اي استفاده اي و وظيفه اي دارد. رسول وظيفه اش مشخص است اين مساله خيلي ساده است. بنابراين پيامبر محمد وظيفه اي داشت كه آن را انجام داد و آن هم آوردن قرآن بود. پيامبر محمد نميتواند در روز جوابگوي ميليونها نفر با زبانهاي مختلف در اقصا نقاط جهان باشد.اين صفت فقط مخصوص خداست. قائل شدن چنين صفتي به هر بهانه توسل ويا شفاعت و يا استغفار براي كسي ديگر غير از خداوند شرك محض است. در حقيقت شرك يعني همين. اين حيله شيطان است براي گمراه كردن مردم.
در ادامه چندين سوال پيش ميايد كه پيروان حديث بايد جوابگو باشند.
1- چرا پيامبر در زمان حياتش چنين قدرتي نداشت. چرا همينكه فوت كرد صاحب چنين قدرتي شد!!!
2- خيلي از مردم دنيا با زبانهاي مختلفي صحبت ميكنند يكي چيني يكي فارسي يكي عربي يكي تركي و ... پيامبر قاعدتا بايد اين زبانها را بلد باشد تا كه منظور زائرين را بفهمد.
3- آيا سميع و بصير بودن و در همه مكانها حاضر و ناظر بودن كار فقط خدا نيست؟ آيا قائل شدن چنين صفاتي براي كسي غير از خدا شريك قرار دادن براي او نيست؟؟
4- اگر بگوييم كه خدا خودش چنين قدرتي به پيامبر داده يعني اينكه خدا براي خودش نعوذ بالله شريك انتخاب كرده است!!
بعد از مدتي در آن گفتمان بهانه ديگري مطرح شد. يكي گفت پيامبر شاهد اعمال امت است و گفت اين در آيه 143 سوره بقره ذكر شده است (الرسول عليكم شهيدا).در ادامه گفت پس رسول در حال حاضر ميتواند شاهد اعمال ما باشد.
در جواب بايد گفت كه حرفهاي اين گروه آنقدر عجيب و ابتدايي است كه آدم مطمئن ميشود كه اينان ميخواهند عقايد خود را از قرآن به زور دربياورند!!!
آيه را نگاه كنيم :
[2:143] وكذلك جعلنكم امة وسطا لتكونوا شهداء على الناس ويكون الرسول عليكم شهيدا وما جعلنا القبلة التي كنت عليها الا لنعلم من يتبع الرسول ممن ينقلب على عقبيه وان كانت لكبيرة الا على الذين هدى الله وما كان الله ليضيع ايمنكم ان الله بالناس لرءوف رحيم
[2:143] اين چنين شما را جامعه اي بي طرف قرار داديم، تا بر مردم شاهد باشيد و رسول بر شما شاهد باشد. ما جهت اصلي قبله را فقط به اين منظور تغيير داديم که معلوم شود چه کساني بي چون و چرا از رسول پيروي مي کنند و چه کساني روي پاشنه خود عقبگرد مي کنند. آن آزمايشي بود دشوار، ولي نه براي آنان که خدا هدايتشان کرده است. خدا هرگز عبادات شما را تباه نمي گرداند. خدا نسبت به مردم رئوف است، مهربان ترين.
همانطور كه ميبينيد پيروان حديث تمام مردم را شاهد اعمال مردم ميدانند. زيرا آيه ميگويد كه تا كه رسول بر شما شاهد باشد و شما هم بر مردم شاهد باشيد . تقريبا چيزي شبيه حمام عمومي! آنان براي اثبات مدعاي خود آيات را ناقص ذكر ميكنند زيرا كه در آيه كامل به مقصود نميرسند.
بعد كه اين مشكلات حل شد گفتند كه چه اشكالي دارد كه رسول بعد از مرگش جوابگوي هزاران نفر در اقصا نقاط جهان باشد ! مگر نه اينكه خدا اين قدرت را به او داده است. در ادامه عرض كردند كه چه اشكالي دارد رسول در چند صفت شريك خدا باشد. مثل در همه جا حاضر و ناظر بودن.
جواب :
اين استدلال آنقدر جاهلانه و گستاخانه است كه آدم موي بدنش راست ميشود كه پيروان مقبره ها تا چقدر ميتوانند بي ايمان و بيفكر باشند؟ هنوز توجه نكرده اند كه شرك يعني همين.
شرك يعني شريك قرار دادن كسي و يا چيزي در صفاتي از صفات خدا. مثل اينكه بگوييم محمد و يا علي ما را ميبينند و دعاهاي مارا به خدا ميرسانند.يكي از آنها گفت كه خيلي از صفات انسانها مثل صفات خداست مثل رحم و عفو و ... بعد گفت چه اشكالي دارد كسي از مقدسين با اجازه خدا صفتي متعالي به او داده شده باشد؟ مثل عيسي كه مرده زنده ميكرد به اذن خدا !
در جواب بايد گفت كه :
آيا عيسي همين حالا هم ميتواند مرده زنده كند. عيسي تا وقتي كه زنده بود در زمانهاي مخصوصي اين معجزه را به اذن خدا انجام ميداد.همانطور كه ميبينيد پيروان حديث از هرگونه كلك و حقه اي براي گمراه كردن خود و ديگران استفاده ميكنند.
در ثاني : ليس كمثله شيئ (شبيه خدا وجود ندارد در هيچ جنبه اي)
درست است كه خدا رحيم است و ما هم ميتوانيم رحم داشته باشيم. ولي اين دو تا رحم با همديگر فرق ميكنند. براي روشن شدن موضوع چند مثال ميزنيم.
1- يكي از صفات خدا واحد است. اين صفت ميتواند صفت ماهم باشد زيرا ما هم اگر تنها باشيم يك نفريم يعني واحديم. اما صفت واحد خدا با صفت واحد ما باهم تفاوت دارد ؟ در حقيقت فقط اسم يكي است و الا منظور از واحد بودن خدا بيهمتا بودن اوست.
2- يكي ديگر از صفات خدا سميع الدعاست. خدا دعاي تمام موجودات اعم از انسان و جن و ... را همزمان ميشنود. اما ما هم سميع الدعا (شنونده دعا) هستيم با اين تفاوت كه ما همزمان دعاي يك نفر را ميشنويم آن هم بايد طرف با صداي بلند حرف بزند.حالا ميبيني كه فرق بين اين دو صفت زمين تا آسمان است. به هيچ وجهي نميتوان صفت خدا را با صفت مخلوق شبيه دانست.(ليس كمثله شيء)
3- يكي از صفات خدا نور است. لامپ هم ميتواند نور داشته باشد. آيا صفت نور براي لامپ با صفت نور براي خدا فرق نميكند؟ صفات خدا مطلق است يعني صفت كسي مثل صفات او نيست. ما ممكن است كه در طبيعت نور داشته باشيم اما صفت ما مثل صفت خدا نيست فقط يك نوع تشابه اسمي است .براي پيروان حديث بايد از اول بسم الله الفباي يكتاپرستي را خواند:
[112:1] قل هو الله احد
[112:2] الله الصمد
[112:3] لم يلد ولم يولد
[112:4] ولم يكن له كفوا احد
همانطور كه ميبينيد پيروان دين آبا و اجدادي از هر حقه و كلكي جهت اثبات نظرات خود بهره ميبرند. واقعا شما خود قضاوت كنيد!!
یک تسلیم شده
Sunday 13 May 2007, 12:08PM
شفاعت
از www.godisone.blogspot.com (http://www.godisone.blogspot.com/) :
شفاعت يكي از مهمترين مسائلي است كه دوگروه مسيحيان و مسلمانان را به خود مشغول كرده است.اكثريت دو گروه معتقدند كه در جهان آخرت محمد- عيسي- مريم- علي- حسين- ابوالفضل- فاطمه- غوث و ....پادرمياني كرده و آنها را به بهشت ميبرند.آنها با همين خيال از مقدسين خود در اين دنيا تقاضاي كمك كرده و به اين واسطه با خدا ارتباط برقرار ميكنند هر چند كه مفهوم شفاعت چيز ديگري است اما آنها از علي ميخواهند كه از خدا طلب رزق و روزي برايشان بكند. آنها مستقيما با خدا ارتباط برقرار نميكنند و ميگويند
ما توانايي اين را نداريم و از طريق مقدسينمان كه به خدا نزديكترند اين ارتباط را برقرار ميكنيم. و به اين طريق هم ياد مقدسين خود را زنده نگه داشته ايم و هم اين كه دعاي خود را كرده ايم و به اين طريق با يك تير چندين هدف را نشانه گيري كرده ايم. آنها ميگويند كه ما به اين طريق مقدسينمان را پرستش نميكنيم بلكه فقط شفيع خود قرار ميدهيم و به اين طريق وسيله اي براي خود جسته ايم تا كه به خدا نزديك شويم. و خدا خودش گفته وسيله اي جستجو كنيد و ما وسيله را جستجو كرديم و مقدسين و امامان خود را يافتيم. و از آنها تقاضاي كمك ميكنيم و قصد ما فقط خداست و آنها را پرستش نميكنيم بلكه فقط شفيع خود قرار ميدهيم
هر چند معتقدند كه طلب كمك از خدا به تنهايي هم ممكن است ولي در عمل به ندرت آن را انجام ميدهند و اكثرا از مقدسين خود طلب مغفرت و كمك ميكنند.
مثلا ميگويند :
يا علي خودت كمكم كن.
يا مريم مقدس كمك كن.
يا مولا من بچه دختر ميخواهم.
يا مولا مريضيم را شفا بده.
در پشت اتوبوسها مينويسند : يا ساقي صحراي كربلا � يا غوث گيلاني و ......
هفته ها به زيارت اماكن مقدسه خود ميروند و ....
در منازل ادارات تكيه ها مساجد حسينيه ها كليساها كنيسه ها مقابر و .... به وفور اين جور جملات يافت ميشود و تمام اينها را به شفاعت ربط ميدهند و مي گويند خدا خودش اجازه شفاعت داده است. ميگويند خدا خودش گفته است كه كساني با اجازه من در جهان آخرت ميتوانند شفاعت كنند و آن كسان مقدسين ما هستند و به اين طريق آنها بهتر زبان ما را ميفهمند و حرف ما را به خدا ميرسانند و ما خودمان از فرط خجالت و روسياهي (مرض قلب) نميتوانيم مستقيما با خدا ارتباط برقرار كنيم. و با اين كار هم ياد آنان را زنده نگه داشته ايم و هم اينكه به اين طريق ما به آرمانهاي امام حسين و ساير مقدسين احترام گذاشته ايم و ميخواهيم كه به طور روزمره ياد آنان در خاطره ما باشد و براي ما الگو و نمونه باشند.
اين خلاصه اي بود از تفكرات كفرآميز به اصطلاح مسلمانان در مورد شفاعت.
شرك تنها گناه غير قابل بخشش است و خداوند بزرگ هر گناهي را كه بخواهد ميبخشد به جز شرك. و اين خط قرمز است. اين همان درخت ممنوعه آدم بود در بهشت. شيطان خيلي راحت قربانيهايش را به شرك متمايل ميكند. بدون اينكه خود بدانند از آنان مشركاني واقعي ميسازد.
همان درخت ممنوعه (شرك) در اين دنيا براي ما طراحي شده است.شيطان قادر است كه همانند جدمان در بهشت مارا به آن درخت متمايل سازد. و بدبختانه اكثريت را متمايل كرده است.
من در اين مقاله قصد توهين به هيچ گروهي را ندارم فقط ميخواهم كه به طور خلاصه مفهوم شفاعت را مشخص كنم.شركت كردن در اين تاپيك اجباري نيست.
بحث را به 4 عنوان تقسيم بندي خواهم كرد:
1-عبادت و نيايش
2-يادخدا
3-مرگ
4-مفهوم شفاعت
از كساني كه قرآن را قبول ندارند و يا اين كه مقلدند خواهشمندم كه به هيچ وجه در تاپيك من شركت نكنند.
و بحث را دريك تاپيك ديگري پيگيري كنند.
عبادت و نيايش
زماني كه خداوند مهربان مارا آفريد از كل انسانها ميثاق گرفت كه فقط او خداي ماست. آيه 7:172
به همين جهت خداي بزرگ مارا طوري آفريده است كه محور خوشبختي و بدبختي ما عبادت فقط خداست.
و در غير از عبادت او احساس آرامش نخواهيم كرد. عبادت فقط بايد براي خدا باشد. تمام پيامبران كه در طول تاريخ آمده اند همه آنها محور حرفشان عبادت فقط خدا بوده است. خداي بزرگ شياطين را تا قيامت فرصت داده است تا كه عقايد شرك آلودشان را بين ما انتشار دهند.
عبادت در صورتي كه فقط براي خدا نباشد شرك محسوب ميشود و شرك تنها گناهي است كه قابل بخشش نيست. سنت خدا بر اين است كه هر گناهي را كه بخواهد ميبخشد ولي شرك را نميبخشد. اين سنت خداست و سنت خدا قابل تغيير نيست. شيطان قول داده است كه اكثريت انسانها را مشرك كند.
اين در حالي است كه خداي بزرگ كتابهايي توسط پيامبران نازل ميكند تا كه مردم را از اين حيله شيطان آگاه كند. آخرين كتاب آسماني ما قرآن صراحتا اين خط قرمز را مشخص كرده است. اما متاسفانه با توجه به اين كه انسانها فراموشكارند موجوديت انسانها هميشه در اين مورد خيلي راحت گول ميخورند و براحتي طبق نقشه شيطان پيش ميروند. آيات 15:39 و 15:40
عبادت فقط براي خداست. هيچ كس در عبادت نميتواند همتراز خدا قرار گيرد. هيچ كس در عبادت نميتواند واسطه باشد . خدا از رگ گردن به ما نزديكتر است.
شيطان ميتواند هر چيزي را به عنوان شريك خداي ما قرار دهد :
1-مال دنيا و فرزندان و همسر :
آيه 42 سوره 18 داستان كسي است كه آنقدر به باغش مشغول و دلبسته بود كه خداي خود را فراموش كرد و در آخر كار كه باغش سوخت گفت اي كاش براي خداي خود شريك قائل نشده بودم.
[18:42] بي گمان، محصولاتش همه از بين رفت و غم و اندوه او را فرا گرفت. اكنون كه ملکش باير شده بود، از آنچه كه
بيهوده در آن خرج كرده بود، لابه و زاري مي کرد. و سرانجام گفت: "اي کاش هرگز ملکم را همچون خدا در کنار پروردگارم
قرار نمي دادم."
اگر تمام فكر و ذكر ما مال دنيا و همسران و فرزندان ماست در آنصورت آنها را به عنوان شريك خداي خود قرار داده ايم اگر تمام فكر و ذكر شما رسيدن به موبايل و ماشين و .. است بدانيد كه براي خداي خود شريك قرار داده ايد.
[4:36] واعبدوا الله ولا تشركوا به شيءا وبالولدين احسنا وبذي القربى واليتمى والمسكين والجار ذي القربى والجار الجنب والصاحب بالجنب وابن السبيل وما ملكت ايمنكم ان الله لا يحب من كان مختالا فخورا
[4:36] شما بايد فقط خدا را بپرستيد- هيچ چيزي را شريك او قرار ندهيد. بايد والدين، خويشاوندان، يتيمان، تهيدستان، همسايه خويشاوند، همسايه بيگانه، همكار نزديك، مسافر غريب و خدمتكارانتان را در نظر داشته باشيد. خدا متظاهران متكبر را دوست ندارد.
[16:107] اين از آن جهت است که آنان زندگي اين دنيا را بر آخرت مقدم شمرده اند و خدا چنين مردم کافري را هدايت نمي کند.
همچنين آيات 64:14 و 64:15 را نگاه كنيد.
2-هواي نفس :
ممكن است كسي هواي نفسش را خداي خود قرار دهد.
[25:43] آيا آن شخص را ديده اي كه غرورش خداي اوست؟ آيا طرفدار او خواهي بود؟
نفس يهوديها آنان را بر اين باور قرار داد كه آنها برگزيده و اوليا خداوندند.
[2:94] بگو: "اگر سراي آخرت نزد خدا ويژه شماست و سايرين از آن محروم هستند، پس آرزوي مرگ کنيد، اگر راست مي گوييد."
[62:6] بگو: "اي كساني كه يهودي هستيد، اگر ادعا مي كنيد كه از ميان تمام مردم تنها شما برگزيده خدا هستيد، پس
بايد آرزوي مرگ كنيد، اگر راست مي گوييد!"
و همچنين هواي نفس مذاهب امروزي مسلمانان را بر اين باور قرار داده است كه آنها برگزيده خدايند و ديگران عامه اند . و اين همان هواي نفس خود را خداي خود قرار دادن است.
مذاهب مسلمانان هر كدام به اطلاعات فرقه خودشان مينازند و به آن افتخار ميكنند و به اين ترتيب هواي نفس خود را خداي خود قرار داده اند. هزاران كتاب حديث در مورد مذهبشان مينويسند اما هنوز معناي پرستش خدا را نميدانند.اصول دينشان را در كتابهاي حديث جستجو ميكنند و كتابهاي حديث و ملاها را شريك خداي خود قرار داده اند.
[7:3] اتبعوا ما انزل اليكم من ربكم ولا تتبعوا من دونه اولياء قليلا ما تذكرون
[7:3] همه شما بايد از آنچه از جانب پروردگارتان براى شما نازل شده (قرآن) است، پيروى كنيد؛ از هيچ معبود ديگرى (ملاهاي
حديث ) جز او پيروى نكنيد. شما به ندرت توجه مي كنيد.
3-پيامبران و مقدسين :
پيامبران و مقدسين ميتوانند خداي ما باشند با قرار دادن پرده اي به نامهاي محمد عيسي مريم علي فاطمه غوث و .... در مقابل خدا آنها را شريك خدا قرار داده ايم. با خواندن مقدسين خود و طلب آمرزش و كمك از آنان به جاي خدا فكر و ذكر خود را به مقدسين خود داده ايم و به اين طريق براي خداي خود شريك قائل شده ايم
[20:14] انني انا الله لا اله الا انا فاعبدني واقم الصلوة لذكري
[20:14] "من خدا هستم؛ در كنار من خداي ديگري نيست. فقط مرا پرستش کن و نمازها (ارتباط با خدا) را به جا آور تا
به ياد من باشي.
هدف از عبادت ذكر خداي متعال است نه ذكر محمد و يا حسين. اگر كسي بخواهد از طريق عبادت و استعانت ياد حسين را نگه دارد درآن صورت به طور حتم مرتكب شرك شده است.
برادر مسلمان اگر در ذهن شما ياد محمد و يا حسين بيشتر از ياد خداست بالحتم بدانيد كه مرتكب شرك شده ايد.
خداوند نمازهاي پنجگانه را براي ما قرار داده است تا كه در طول روز به ياد خدا باشيم. آنوقت مسلمانان با خواندن موجودات ناتواني به مانند محمد حسين و ... ياد آنان را زنده نگه ميدارند. و روزها و هفته هاي مقدسي را براي آنان اختصاص داده اند.
[24:37] مردمي كه كار و تجارت هرگز آنها را از ياد خدا غافل نمي كند؛ آنها نمازها (ارتباط با خدا) را به جا مي آورند
و زكات (انفاق واجب) را مي دهند و از روزي كه افكار و چشمها وحشت زده خواهد بود، آگاه هستند.
[13:28] الذين ءامنوا وتطمئن قلوبهم بذكر الله الا بذكر الله تطمئن القلوب
[13:28] آنها کساني هستند که با ياد خدا دل هايشان شاد مي شود. مسلما، با ياد خدا دل ها به وجد مي آيند.
محمد و حسين هم بندگان خدا بودند و از اين دنيا رفتند. آنها فقط ياد خدا را زنده نگه ميداشتند. آنوقت شما كه آنها را اسوه خود ميدانيد بايد شما هم مثل آنان فقط ياد خدا را زنده نگه داريد نه ياد آنان را. زيرا كه آنها خود اين كار را ميكردند. آيا غير از اين است؟
بعضي از مردم فكر ميكنند كه عبادت فقط نماز است. اما بهتر است كه آيه زير را نگاه كنيم :
[20:14] "من خدا هستم؛ در كنار من خداي ديگري نيست. فقط مرا پرستش کن و نمازها (ارتباط با خدا) را به جا آور
تا به ياد من باشي.
در اين آيه خدا ميگويد مرا عبادت كن و نماز بخوان. و به اين طريق ميفهميم كه عبادت فقط نماز نيست.
دعا (استعانت و استغفار) هم عبادت است.
[40:60] پروردگارتان مي گويد: "از من درخواست كنيد و من به شما پاسخ خواهم داد. مطمئنا، كساني كه
براي پرستش من بسيار متكبر هستند، به اجبار وارد جهنم خواهند شد."
خداي مهربان در آيه بالا ميگويد كه از من درخواست كنيد و در ادامه ميگويد كه كساني كه از عبادت من سر باز ميزنند به اجبار وارد جهنم خواهند شد.و اين نشان ميدهد كه خواندن و درخواست كمك هم نوعي عبادت است.
[2:186] و چون بندگان من درباره من از تو بپرسند، من هميشه نزديکم. هرگاه مرا بخوانند من به دعاي آنان
پاسخ مي دهم. مردم بايد به من پاسخ دهند و به من ايمان آورند، تا ارشاد شوند.
دعا بدون واسطه بايد فقط براي خدا باشد اين همان خط قرمز است . اين همان درخت ممنوعه است كه قابل بخشش نيست. اين همان آزمايش الهي است كه در اين دنيا براي ما طراحي شده است.
آيات زير صراحتا به ما دستور ميدهند كه فقط خدا را بخوانيم نه پيامبران و مقدسين .
[40:14] بنابراين، شما بايد پرستش خود را مطلقا تنها به خدا اختصاص دهيد، حتي اگر كافران آن را دوست ندارند.
[72:18] مكان هاي عبادت متعلق به خداست؛ در كنار خدا احدي را نخوانيد.
آيا از اين واضح تر هم ميشود؟!!
پس ثابت شد كه فقط بايد از خدا طلب كمك كرد .اما موضوع شفاعت :
شفاعت چه در قيامت باشد و چه نباشد (در هر دو حالت ) نبايد از مقدسين خود تقاضاي كمك كنيم.
آثار شرك :
با توجه به اين كه وظيفه تمام رسولان الهي اعلام خواندن فقط خدا بوده است پس معلوم ميشود كه اين مساله خيلي مهم است. و اين نشان ميدهد كه تمام جرم و جنايهتاي ديگر از اين واقعه برميخيزد.
مثال 1 : مشركين زمان محمد مقدسيني براي خود فرض كرده بودند و آنان را شريك خدا قرار داده بودند نتيجه آن شد كه از مقدسين خود مجسمه هايي درست كردند تا كه مقدسين خود را نزديك خود داشته باشند و از نزديك بتوانند آنها را زيارت كنند. و آن را داخل كعبه گذاشتند.
اين درحالي است كه فقط ياد خدا قلبها را آرامش ميبخشد. و خداست كه از هركسي به ما نزديكتر است اما مشركين براي رفع همين نياز فطري مجسمه درست كردند و مقدسين خود را نزديك خود قرار دادند. تا كه اين نياز آنان برطرف شود (و هرگز هم برطرف نشد و نميشود).
مثال 2: مسلمانان امروزي كه مقدسينشان را از خود دور ميبينند ناچارا براي آنان مقبره هايي (همان مجسمه هاي قديم )درست كرده اند تا كه نزديك آنان باشند. و با آنها احساس نزديكي كنند. به طوريكه در هر محله اي امامزاده اي يافت ميشود.اما اين وعده الهي است كه هيچوقت احساس آرامش نميكنند. فقط خداست كه دلها را آرامش ميدهد.
مثال 3: كسي كه هواي نفس خود را خداي خود قرار دهد براي رسيدن به آرمانهايش هر كاري ميكند. همانند جنايتكاران و ديكتاتورهاي تاريخ (هيتلر صدام و.....).
و همچنين مثل عده اي از مسلمانان كه قرآن را قابل فهم نميدانند و از آن دست كشيده اند.
موضوع خيلي مهم :
مشركين خيلي راحت موضوع شركشان را عوض ميكنند.
اگر در شراكت مقدسين خود نا اميد شوند (و صد در صد هم نا اميد ميشوند) رو به شركاي بعدي (مال دنيا و همسر و هواي نفس) مياورند به طوري كه بعد از مدتي هرسه شريك را با همديگر دارند.
به طوري كه مسلماناني كه به زيارت اماكن مقدسه خود ميروند بعد از مدتي (بدون اين كه خود بفهمند) پول پرست ميشوند و هركدام همسران نامحدودي ! خواهند داشت. اين همان وعده الهي است.
وعده الهي حق است. كساني كه غير از خدا را ميخوانند آرامش نخواهند داشت. ولي آنان به هر حال براي ارضاي اين غريزه فطري بين سه شريكشان در تعارض هستند.
خداوند اعلام ميدارد كه بچه ها در بچگي براساس فطرت سالم به دنيا ميايند و اين پدر و مادرها هستند كه با شريك قرار دادن مقدسين آنان را به سمت شركاي بعدي هول ميدهند.
[7:189] او شما را از يک تن (آدم) آفريد. پس از آن، به هر مردى همسرى مى دهد تا در كنار او آرامش يابد.
سپس او باري سبک حمل مي کند که خود به سختي متوجه مي شود. همان طور که بار سنگين تر مي شود،
آنها از خدا، پروردگار خود، درخواست مي کنند: "اگر فرزندي خوب به ما عطا کني، سپاسگزار خواهيم بود."
ادامه دارد...
یک تسلیم شده
Sunday 13 May 2007, 12:09PM
ادامه:
[7:190] ولي همين که او فرزندي خوب به آنها عطا مي کند، آنها هديه او را به بتي تبديل مي کنند که رقيب او
مي شود. تعالي باد خدا، بسي فراتر از هر شراکتى.
ارزيابي :
1-آيا از اين كه مي گويم فقط خدا را بخوانيد ناراحت ميشويد؟
2-آيا اگر كسي بگويد كه فقط از خدا كمك بخواهيد نميتوانيد اورا تحمل كنيد؟
3-آيا وقتي اسم فقط خدا آورده شود و اسم محمد و يا حسين ذكر نشود آزرده ميشويد؟
اگر جواب سوالات بالا بله باشد متاسفانه بايد بگويم كه دچار شرك شده ايد هرچه سريعتر به درگاه خداي مهربان توبه كنيد.
سوالات :
آيات زير كه صراحتا ميگويند غير خدا را نبايد خواند را چطوري معني ميكنيد؟
10:106
7:194
35:13
35:14
40:60
1:4
1:5
39:43
39:44
39:45
13:28
ياد خدا
قرآن به ما ياد ميدهد كه با طلب كمك از خداي مهربان نزد او ارزش پيدا ميكنيم.
طلب كمك از خداست كه باعث رشد روحي ما ميشود.
[25:77] قل ما يعبؤا بكم ربي لولا دعاؤكم فقد كذبتم فسوف يكون لزاما
[25:77] بگو: "شما فقط از طريق دعايتان نزد پروردگار من ارزش پيدا مي كنيد. اما اگر ايمان نياوريد، به نتايج اجتناب ناپذير آن گرفتار مي شويد.
استعانت و استغفار از خدا از مسائل خيلي مهم است كه جامعه مسلمانان امروزي در مورد آن جدل ميكنند. بطوريكه سفسطه ها و قياسهايي ذكر ميكنند تا كه بلكه زيارت مقابر مقدسين خود را همچنان ادامه دهند. اما اين مورد به ضرر خودشان است و آن كس كه سيه بخت ميشود خودشان هستند.
مثلا ميگويند :
همانطور كه از پاهاي خود براي بلند شدن كمك ميگيريم از مقبره هاي مقدسين خود هم طلب كمك ميكنيم. و همچنين ميگويند همانطور كه ميگوييم مادر گرسنه ام است و از او غذا ميخواهيم همانطور هم ميگوييم يا مولا علي بچه ام را شفا بده.
و به اين طريق با اين قياسهاي باطل خود را وارد محوطه شرك كرده و خود را براي هميشه سيه بخت ميكنند. همه كساني كه از خود فكر دارند بطلان چنين قياسي را ميدانند. اكثرا به خاطر تقليد و وراثت نميتوانند از آن دست بكشند.
كساني كه فقط از خدا طلب كمك ميكنند و خدا را نزديك خود حس ميكنند هيچوقت ترسي به دل راه نميدهند و آنان سفيد بخت خواهند بود. اما بهتر است طريقه مناجات را از خود قرآن بياموزيم. از آنجا كه قرآن كتاب كاملي است و بدون شك از طرف خداست همه چيزهايي كه براي هدايت لازم است را دارا ميباشد. خداي مهربان ميگويد كه ما در اين قرآن از هر مثلي آورده ايم.
[39:27] ولقد ضربنا للناس في هذا القرءان من كل مثل لعلهم يتذكرون
[39:27] ما در اين قرآن براي مردم هرگونه مثالي زده ايم، باشد كه توجه كنند.
پس بهتر است كه به دعاهاي بندگان خوب خدا در قرآن توجه كنيم و از آنان طريقه دعا كردن را بياموزيم براي نمونه چندين مثال را ذكر ميكنيم
نوح :
[26:118] فافتح بيني وبينهم فتحا ونجني ومن معي من المؤمنين
[26:118] "مرا در مقابل آنها پيروز گردان و من و مؤمنان همراه مرا نجات بده."
ايوب:
[38:41] واذكر عبدنا ايوب اذ نادى ربه اني مسني الشيطن بنصب وعذاب
[38:41] به ياد آور بنده ما ايوب را. او پروردگارش را صدا كرد: "شيطان مرا به درد و رنج دچار كرده است."
زن فرعون :
[66:11] وضرب الله مثلا للذين آمنوا امرات فرعون اذ قالت رب ابن لي عندك بيتا في الجنة ونجني من فرعون وعمله ونجني من القوم الظلمين
[66:11] و خدا از كساني كه ايمان آوردند، زن فرعون را مثال مي زند. او گفت: "پروردگار من، نزد خودت در بهشت خانه اي براي من بساز و مرا از دست فرعون و كارهايش نجات ده؛ مرا از مردم ستمكار برهان."
يونس :
[21:87] وذا النون اذ ذهب مغضبا فظن ان لن نقدر عليه فنادى في الظلمت ان لا اله الا انت سبحنك اني كنت من الظلمين
[21:87] و ذوالنون (يونس، "كسي كه در نامش "ن" است")، ماموريت خود را با اعتراض رها كرد و فكر مي كرد ما نمي توانيم او را كنترل كنيم. او سرانجام در ظلمات (شكم ماهي بزرگي) شروع به التماس كرد: "غير از تو خدايي نيست. تجليل تو را. من مرتكب گناهي بزرگ شدهام."
زكريا :
[21:89] وزكريا اذ نادى ربه رب لا تذرني فردا وانت خير الورثين
[21:89] و زکريا به درگاه پروردگار خود دعا کرد: "پروردگارا، مرا بدون وارث مگذار، گرچه خود بهترين وارثي."
يوسف :
[12:33] قال رب السجن احب الي مما يدعونني اليه والا تصرف عني كيدهن اصب اليهن واكن من الجهلين
[12:33] او گفت: "پروردگار من، زندان بهتر است از اينكه خود را در اختيار آنها بگذارم. اگر تو حيله آنان را از من دور نكني، شايد به آنها تمايل پيدا كنم و مانند نادانان رفتار نمايم."
و �..
شما ميتوانيد از خداي مهربان براي سلامتي خود و يا دوستت و يا مادرت و � دعا كنيد و همچنين دوست شما هم ميتواند از خداي مهربان براي شما طلب استغفار كند
و شما هم ميتوانيد از خداي مهربان براي دوستت طلب استغفار كنيد.
در زمان محمد رسول خدا محمد براي دوستانش از خداي مهربان طلب بخشش ميكرد.
[3:159] فبما رحمة من الله لنت لهم ولو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم واستغفر لهم وشاورهم في الامر فاذا عزمت فتوكل على الله ان الله يحب المتوكلين
[3:159] اين از رحمت خدا بود که تو نسبت به آنان دلسوز و بامحبت شدي. اگر تندخو و سنگدل بودي، از گرد تو پراکنده مي شدند. پس، از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه و با آنان مشورت کن. هرگاه تصميمي مي گيري، برنامه ات را اجرا کن و به خدا اعتماد کن. خدا توكل کنندگان را دوست دارد.*
ابراهيم براي آمرزش پدرش از خداي مهربان طلب بخشش كرد اما دعاي او رد شد زيرا ما نميتوانيم براي مشركين طلب بخشش كنيم. زيرا كه شرك تنها گناه غير قابل بخشش است (اگر تا آخر عمر ادامه يابد و طرف توبه نكند).
چرا ياد خدا ؟
شما ممكن است در هواپيما- كشتي - خانه- اداره - كوهستان و روستاي خود باشيد و از خداي خود طلب كمك كنيد. ميتوانيد از خدا طلب بخشش كنيد. در هر جايي ميتوانيد خدا را ياد كنيد. خداي مهربان در قرآن به ما نشان ميدهد كه اكثريت مردم در سختي ها به ياد خدا ميافتند و از او طلب كمك ميكنند و شركاي ديگر را از ياد ميبرند اما همينكه سختي برطرف شد دوباره به سمت شركا برميگردند.
[10:22] هو الذي يسيركم في البر والبحر حتى اذا كنتم في الفلك وجرين بهم بريح طيبة وفرحوا بها جاءتها ريح عاصف وجاءهم الموج من كل مكان وظنوا انهم احيط بهم دعوا الله مخلصين له الدين لئن انجيتنا من هذه لنكونن من الشكرين
[10:22] اوست كه شما را در سراسر خشكي و دريا حركت مي دهد. شما در كشتي ها سوار مي شويد و آنها به آرامي در نسيمي دلپذير حركت مي كنند. سپس، در حالي كه در آن شادمان هستند، بادي سخت مي وزد و امواج از هر طرف آنها را در بر مي گيرد. در اين هنگام است كه آنها از خدا درخواست مي کنند. دعاهاي خود را خالصانه فقط به او اختصاص مي دهند: "اگر تو فقط اين بار ما را نجات دهي، تا ابد سپاسگزار خواهيم بود."
خداي مهربان نشان ميدهد كه در بزرگترين سختي (قيامت) همه مردم قلبا شركا را فراموش ميكنند و به ياد خدا ميافتند و پوچ بودن طلب كمك از مقدسين برايشان ثابت ميشود.
[41:48] وضل عنهم ما كانوا يدعون من قبل وظنوا ما لهم من محيص
[41:48] معبوداني كه به حد پرستش رسانده بودند، آنها را طرد خواهند كرد و آنها خواهند فهميد كه راه گريزي نخواهد بود.
پرهيزگاراني را که بت کرده ايد، خودشان به درگاه خدا دعا مي کردند
خداي مهربان ميگويد كه نماز را به پا دار تا در روز 5 مرتبه به ياد من بيفتي. در حقيقت نماز راهي است براي ذكر خدا. و نماز وسيله اي است تا كه ما خدا را فراموش نكنيم. علي هم در نمازش فقط در ياد خدا بود نه در ياد محمد. علي هم
ميبايست وسيله اي براي تقرب الهي جور ميكرد.
[17:57] اولئك الذين يدعون يبتغون الى ربهم الوسيلة ايهم اقرب ويرجون رحمته ويخافون عذابه ان عذاب ربك كان محذورا
[17:57] حتي معبوداني که آنها مي خوانند خودشان در جستجوي راه و وسيله اي به سوي پروردگارشان هستند. آنها براي رحمت او دست به دعا برمي دارند و از عذاب او مي ترسند. مطمئنا، عذاب پروردگارت وحشتناك است.
[2:153] يايها الذين ءامنوا استعينوا بالصبر والصلوة ان الله مع الصبرين
[2:153] اي كساني كه ايمان داريد، از طريق صبر و نماز كمك بجوييد. خدا با كساني است كه صبورانه استقامت مي ورزند.
استعانت از خدا:
استعانت از خدا يك چيز واقعي است كه جواب ميدهد. طلب كمك از مقدسين سرابي بيش نيست و گمراهي آشكار است. خداي مهربان مثالهاي كاملي در كتابش در اين زمينه زده است كه كاملا مفهوم استعانت از غير خدا را ميرساند.
[13:14] له دعوة الحق والذين يدعون من دونه لا يستجيبون لهم بشيء الا كبسط كفيه الى الماء ليبلغ فاه وما هو ببلغه وما دعؤا الكفرين الا في ضلل
[13:14] هرگونه دعا و درخواست جز به درگاه او جايز نيست، در حالي که معبوداني که در کنار او قرار مي دهند و از آنها درخواست مي کنند، هرگز نمي توانند پاسخ دهند. بنابراين، آنها مانند کساني هستند که دستان خود را به سوي آب مي گشايند، ولي چيزي به دهانشان نمي رسد. دعا و درخواست کافران بيهوده است.
به دنبال سراب :
[24:39] والذين كفروا اعملهم كسراب بقيعة يحسبه الظمءان ماء حتى اذا جاءه لم يجده شيءا ووجد الله عنده فوفه حسابه والله سريع الحساب
[24:39] و اما كساني كه كافر هستند، اعمالشان مانند سرابي است در صحرا. شخص تشنه فكر مي كند كه آن آب است، اما هنگامي كه به آن مي رسد، مي فهمد كه چيزي نيست و درعوض، خدا را آنجا مي يابد، تا جزاي كامل اعمالش را بدهد. خدا دقيقترين حسابرس است.
خداي دانا شنواي داناست. ميليونها نفر ممكن است در روز خدا را بخوانند. خداي بزرگ صداي همه (حتي قلب همه) را ميشنود . هيچ كسي به جز خداي مهربان نميتواند صداي همه را بشنود. اين صفت فقط صفت خداست. قائل شدن چنين صفتي براي كسي ديگر غير از خدا كاملا شرك است. هيچ كس مثل او نيست.معناي شرك دقيقا همين است.
[42:11] فاطر السموت والارض جعل لكم من انفسكم ازوجا ومن الانعم ازوجا يذرؤكم فيه ليس كمثله شيء وهو السميع البصير
[42:11] پديدآورنده آسمان ها و زمين. او از ميان خودتان براي شما همسراني آفريد- و نيز براي حيوانات. او بدين ترتيب، وسيله ازدياد شما را فراهم مي كند. هيچ چيزي نيست كه با او برابري كند. اوست شنوا، بينا.
كساني كه چنين صفتي را براي مقدسين قائل ميشوند هيچوقت روي بهشت را نخواهند ديد. خداست كه در هر جايي با ماست نه محمد و حسين و� .
[57:4] هو الذي خلق السموت والارض في ستة ايام ثم استوى على العرش يعلم ما يلج في الارض وما يخرج منها وما ينزل من السماء وما يعرج فيها وهو معكم اين ما كنتم والله بما تعملون بصير
[57:4] اوست يکتايي که آسمان ها و زمين را در شش روز آفريد،* (سپس اقتدار را در دست گرفت. او از هرچه داخل زمين مي شود و هرچه از آن بيرون مي آيد، و آنچه از آسمان فرود مي آيد و آنچه به سوي آسمان بالا مي رود، باخبر است. هر جا که باشيد او با شماست. خدا بر تمام اعمالتان بيناست.
سختي ها :
خداي مهربان مارا با سختي ها و مريضي ها آزمايش ميكند تا كه از خدا خاضعانه طلب كمك كنيم .
[6:42] ولقد ارسلنا الى امم من قبلك فاخذنهم بالباساء والضراء لعلهم يتضرعون
[6:42] ما براي امتهاي پيش از تو نيز (رسولاني) فرستاده ايم و آنها را با سختى و مصيبت امتحان كرديم، باشد كه دست به دعا بردارند.
اهل بهشت :
كساني كه در بهشت به سر ميبرند از اين كه در دنيا از خدا طلب كمك كرده اند افتخار ميكنند.
[52:28] انا كنا من قبل ندعوه انه هو البر الرحيم
[52:28] "ما پيش از اين از او درخواست مي كرديم؛ اوست بامحبت ترين، مهربان ترين."
برادر گرامي اگر ميخواهيد كه هم در اين دنيا خوشبخت باشيد و هم در آن دنيا پس
بهتر است كه در امور عبادتت يك بازبيني انجام دهيد.
مرگ
مرگ يكي از مواردي است كه خيلي ها تا نميرند باورش نميكنند هر موجود زنده اي مرگ را تجربه ميكند. موجوديت انسان مدت مشخصي ميزيد و بعد از آن ميميرد. حتي پيامبران مثل ما مدت مشخصي ميزيند. در اين موارد هيچ فرقي با ما ندارند. زيرا آنها هم بشري مثل ما هستند.
[18:110] قل انما انا بشر مثلكم يوحى الي انما الهكم اله وحد فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صلحا ولا يشرك بعبادة ربه احدا
[18:110] بگو: "من جز بشري مانند شما نيستم، به من وحي شده است كه خداي شما خداي واحد است. كساني كه به ملاقات پروردگارشان اميدوار هستند، بايد پرهيزكارانه عمل كنند و هرگز خداي ديگري را در كنار پروردگار خود پرستش نكنند."
هرنفسي مرگ را تجربه ميكند.حتي محمد هم مرگ را تجربه كرد.
[3:185] كل نفس ذائقة الموت وانما توفون اجوركم يوم القيمة فمن زحزح عن النار وادخل الجنة فقد فاز وما الحيوة الدنيا الا متع الغرور
[3:185] هر كسي طعم مرگ را مي چشد، سپس شما پاداش خود را در روز رستاخيز دريافت مي كنيد. همين قدر كه كسي فقط از مرز دوزخ بگذرد و به بهشت وارد شود، به پيروزي عظيمي نائل شده است. زندگي اين دنيا خواب و خيالي بيش نيست.
[39:30] انك ميت وانهم ميتون
[39:30] تو (محمد) مطمئنا خواهي مرد، درست همان طور كه آنها خواهند مرد.
هيچ كسي عمر جاودان نخواهد داشت و تا حالا هم كسي عمر جاودان نداشته است.
[21:34] وما جعلنا لبشر من قبلك الخلد افاين مت فهم الخلدون
[21:34] ما هرگز پيش از تو براي هيچ كس عمر جاودان مقرر نكرديم؛ اگر تو بميري آيا آنها عمر جاوداني خواهند داشت؟
محمد هم بشري مثل ماست و او هم ميميرد. علي حسن حسين هم موجوداتي مثل ما بودند كه ديگر صداي مارا نميشنوند و مردند.آنان ديگر هيچوقت خواسته شما را نميشنوند و هيچوقت هم جواب نميدهند. و از اين دنياي ما هيچ خبري ندارند.
خداي مهربان در سوره 7 آيه 194 ميفرمايد كه كساني غير از خدا را كه شما ميخوانيد بندگاني (عباد) مثل شما هستند.
در زمان محمد مشركين قريش به زيارت مجسمه هايي ميرفتند كه اين مجسمه ها يادگار مقدسين آنها بوده است. همانند مسلمانان امروزي كه زيارتگاههايي دارند كه يادگار مقدسينشان است.آن مجسمه ها اسم داشتند. مقابر امروزي هم اسامي دارند.
حرف از مجسمه گلي نيست . حرف از كساني است كه زماني انسان بوده اند ولي حالا بت (مجسمه � زيارتگاه � مقبره و ....) شده اند.حرف از كساني است كه زماني انسانهايي مثل ما بوده اند ولي به مرور زمان بت شده اند.مجسمه و مقبره و زيارتگاه ظاهر قضيه هستند. اينها نتيجه شرك هستند. هر مجسمه و مقبره و زيارتگاهي نشان از اين است كه زماني انسانهايي به سرحد پرستش رسيده اند.
ادامه دارد...
یک تسلیم شده
Sunday 13 May 2007, 12:10PM
ادامه:
[7:194] ان الذين تدعون من دون الله عباد امثالكم فادعوهم فليستجيبوا لكم ان كنتم صدقين
[7:194] معبودانى كه در كنار خدا مى خوانيد، بندگاني مانند شما هستند. برويد و آنها را صدا كنيد؛ بگذاريد به شما پاسخ دهند، اگر حق با شماست.
محمد علي حسين و ... در قيامت از كساني كه از آنها طلب كمك كرده اند تبري ميجويند و آنها را طرد خواهند كرد.
[35:14] ان تدعوهم لا يسمعوا دعاءكم ولو سمعوا ما استجابوا لكم ويوم القيمة يكفرون بشرككم ولا ينبئك مثل خبير
[35:14] اگر آنها را بخوانيد، نمي توانند نداي شما را بشنوند. حتي اگر هم بشنوند، نمي توانند به شما پاسخ دهند. در روز رستاخيز، آنها شما را طرد خواهند كرد. هيچ كس نمي تواند مانند آن آگاه ترين تو را آگاه سازد.
مردگان (هركس ميخواهد باشد ) نميتوانند بشنوند. خداي مهربان محمد را بشير و نذير فرستاده است نه جوابگوي دعاهاي مردم.
[7:188] قل لا املك لنفسي نفعا ولا ضرا الا ما شاء الله ولو كنت اعلم الغيب لاستكثرت من الخير وما مسني السوء ان انا الا نذير وبشير لقوم يؤمنون
[7:188] بگو: "من هيچ قدرتى بر نفع و ضرر خود ندارم. فقط آنچه خدا بخواهد، براى من پيش مى آيد. اگر از آينده خبر داشتم، به ثروت خود مى افزودم و هيچ آسيبى به من نمى رسيد. من هشداردهنده اى بيش نيستم و حامل خبرهاى خوب براى آنان كه ايمان دارند."
مسيح در قيامت در برابر خدا اظهار ميدارد كه خدايا من مادامي كه زنده بودم در ميان آنها بودم و از وقتي كه مردم ديگر از آنها بيخبرم.و تو فقط بر همه چيز شاهدي.اين نشان ميدهد كه مسيح و ساير مقدسين از احوال ما در اين دنيا كاملا بيخبرند و هيچ قدرتي در ضرر رساندن و يا فايده رساندن به ما ندارند.
[5:117] "من به آنها فقط چيزي را گفتم كه تو به من امر كردي بگويم، كه: "خدا را بپرستيد، پروردگار من و پروردگار شما." من تا زماني كه با آنها زندگي مي كردم در ميانشان شاهد بودم. هنگامي كه تو به زندگي من در زمين خاتمه دادي، تو بر آنها ناظر بودى. تو بر همه چيز شاهدى.
خداوند مهربان در كتاب آسماني قرآن ميگويد كساني كه ميميرند ديگر زنده نيستند.
اين كه در عالم برزخ باشند و يا نباشند مهم نيست. مهم اين است كه ديگر صداي ما را نميشنوند و هيچ وقت هم جواب مارا نميدهند. حتي نميدانند كه چه وقتي هم محشور ميشوند.
[16:20] والذين يدعون من دون الله لا يخلقون شيءا وهم يخلقون
[16:21] اموت غير احياء وما يشعرون ايان يبعثون
[16:20] و اما معبوداني را که در کنار خدا قرار مي دهند، چيزي خلق نمي کنند؛ آنها خودشان مخلوق بودند.
[16:21] ايشان مرده اند، زنده نيستند و هيچ نمي دانند که چگونه يا چه وقت برانگيخته خواهند شد.
خداي مهربان اعلام ميدارد كه آنها كه غير خدا را ميخوانند وارد آتش جهنم خواهند شد. و همچنين اعلام ميدارد كه معبودان (به جز آنها كه صالح بوده اند همانند محمد علي حسين و ...) هم سوخت جهنم خواهند بود .
دقيقا ميتوانيد در آيات زير اين مفهوم را ببينيد.
[21:98] انكم وما تعبدون من دون الله حصب جهنم انتم لها وردون
[21:99] لو كان هؤلاء ءالهة ما وردوها وكل فيها خلدون
[21:100] لهم فيها زفير وهم فيها لا يسمعون
[21:101] ان الذين سبقت لهم منا الحسنى اولئك عنها مبعدون
[21:98] شما و معبوداني که در کنار خدا عبادت مي کنيد، سوخت دوزخ خواهيد بود؛ اين سرنوشت اجتناب ناپذير شماست.
[21:99] اگر آنها خدايان بودند، عاقبتشان به دوزخ منتهي نمي شد؛ تمام ساکنان آن تا ابد در آنجا ماندگارند.
[21:100] در آنجا آه و فغان سر خواهند داد و به هيچ اخباري دسترسي نخواهند داشت.
[21:101] و اما کساني که شايسته پاداش هاي باشکوه ما شدند (مثل محمد علي حسين و ... )، آنها از آن محفوظ خواهند بود.
مفهوم شفاعت
با توجه به اين كه شرك تنها گناه غير قابل بخشش است بنابراين دقت در اين مورد خيلي ضروري است. تعداد زيادي از آيات قرآن كريم در نفي شرك است. بطوريكه محور خوشبختي در تمام قرآن شريك قرار ندادن (مقدسين و امامان �همسر و فرزندان و مال دنيا- هواي نفس)براي خداست.
اما متاسفانه كساني كه به شرك مبتلا ميشوند شركشان را به شفاعت در قيامت ربط ميدهند.اين در حالي است كه خداي مهربان در اكثر آيات قرآني استعانت و استغفار از غير خدا را نفي ميكند و آن را شرك به حساب مياورد.
خداي بزرگ در چندين آيه شفاعت را ذكر كرده است كه در بعضي از آنها شفاعت را نفي ميكند و در بعضي ديگر ميفرمايد بدون اجازه و رضايت خدا شفاعتي وجود ندارد.در آيه هاي زير خداي مهربان ميفرمايد اصلا هيچ شفيعي به غير از خدا وجود نخواهد داشت و همه شفاعتها متعلق به خداست.
[39:44] قل لله الشفعة جميعا له ملك السموت والارض ثم اليه ترجعون
[39:44] بگو: "تمام شفاعت ها از آن خداست." همه فرمانروايي آسمان ها و زمين متعلق به اوست، سپس شما به سوي او مراجعت خواهيد کرد.
[2:254] يايها الذين ءامنوا انفقوا مما رزقنكم من قبل ان ياتي يوم لا بيع فيه ولا خلة ولا شفعة والكفرون هم الظلمون
[2:254] اي کساني که ايمان آورده ايد، از آنچه به شما روزي داده ايم انفاق کنيد، پيش از آنکه روزي فرا رسد که در آن نه معامله اي در کار است، نه ارفاقي به سبب خويشاوندى و نه هيچ گونه شفاعتي. کافران بى عدالتى مى كنند.
اما در جايي ديگر ميفرمايد كه شفاعتي بدون اذن و رضايت خدا وجود نخواهد داشت.
[2:255] الله لا اله الا هو الحي القيوم لا تاخذه سنة ولا نوم له ما في السموت وما في الارض من ذا الذي يشفع عنده الا باذنه يعلم ما بين ايديهم وما خلفهم ولا يحيطون بشيء من علمه الا بما شاء وسع كرسيه السموت والارض ولا يءوده حفظهما وهو العلي العظيم
[2:255] خدا: خدايى جز او نيست، زنده، پاينده. هرگز لحظه اي بي خبري يا خواب او را فرا نمي گيرد. همه چيز در آسمان ها و زمين از آن اوست. کيست که بتواند نزد او به شفاعت برخيزد، بي آنکه با خواست او مطابقت داشته باشد؟ او گذشته و آينده آنان را مي داند. هيچ کس به دانشي دست نمي يابد، مگر به خواست او. قلمرو او آسمان ها و زمين را در بر گرفته است و اداره آنها هرگز بر او دشوار نيست. اوست باري تعالي، بزرگ.
[21:28] يعلم ما بين ايديهم وما خلفهم ولا يشفعون الا لمن ارتضى وهم من خشيته مشفقون
[21:28] او آينده و گذشته آنها را مي داند. آنها شفاعت نمي كنند، مگر براي كساني كه قبلا مورد قبول او واقع شده باشند و آنها نگران خودشان هستند.*
[53:26] وكم من ملك في السموت لا تغني شفعتهم شيءا الا من بعد ان ياذن الله لمن يشاء ويرضى
[53:26] حتي فرشتگان نيز در آسمان اجازه شفاعت ندارند. تنها كساني از جانب خدا مجاز هستند كه بر طبق خواست او و موافقت او عمل كنند.
اين دو گروه از آياتي بود كه در مورد شفاعت در قرآن كريم ذكر شده است.
اما جالب اين است كه اكثرا مقبره پرستي ها را به اين آيات ربط ميدهند و توجه نكرده اند كه اين شفاعت مربوط به قيامت است و شرط به دست آوردن آن كسب رضايت و اذن خداست.
خداي بزرگ صراحتا شفاعت را از كساني كه در اين دنيا از مقدسين خود طلب كمك ميكنندنفي كرده است.
آيه زير كاملا اين مفهوم را بيان ميكند.
[10:18] ويعبدون من دون الله ما لا يضرهم ولا ينفعهم ويقولون هؤلاء شفعؤنا عند الله قل اتنبءون الله بما لا يعلم في السموت ولا في الارض سبحنه وتعلى عما يشركون
[10:18] آنها در کنار خدا معبوداني را عبادت مي كنند كه قدرتي ندارند که به آها نفع يا ضرري برسانند و مي گويند: "اينان شفيعان ما نزد خدا هستند!" بگو: "آيا خدا را از چيزي باخبر مي كنيد كه او در آسمان ها يا زمين نمي داند؟" تجليل او را. او بلندمرتبه ترين است؛ بسيار بالاتر از آنكه به شريكي نياز داشته باشد.
همانطور كه در آيه بالا ميبينيم مشركان از مقدسين خود طلب كمك ميكنند و ميگويند كه اينان شفيعان ما هستند. خداي مهربان اعلام ميدارد كه آنان هيچ وقت شفاعت نخواهند شد و در ادامه ميفرمايد كه آيا اينان چيزي را به خدا نسبت ميدهند كه خدا از آن بيخبر است.
همچنين خدا در 6:94 ميفرمايد كه آن شريكاني كه فكر ميكرديد شفيع شما خواهند بود را با شما نميبينم. خدا ميفرمايد كساني كه غير خدا را به بهانه شفاعت ميخوانند هيچوقت مورد شفاعت قرار نخواهند گرفت و آن شفيعان در آن دنيا براي آنان پوچ از آب درخواهد آمد و غير از خدا شفيعي نخواهند داشت.
[6:94] "شما تک و تنها نزد ما بازگشته ايد، درست همان گونه که نخستين بار شما را آفريديم، و آنچه را به شما ارزاني داشته بوديم پشت سر نهاديد. شفيعاني را که شريک قرار داديد و ادعا مي کرديد که به شما کمک خواهند کرد، با شما نمي بينيم. تمام پيوندها ميان شما قطع شده است؛ شريكاني كه قرار داديد، شما را ترک کرده اند."
و اين به آن علت است كه طلب استمداد از مقدسين شرك محض است و خداي مهربان آرزوي پوچ آنان را سراب پنداشته و آن را نفي ميكند.
[30:13] معبودان آنها هيچ قدرتي نخواهند داشت تا براي آنها شفاعت كنند؛ برعكس، آنها معبودان خود را طرد خواهند كرد.
خداي بزرگ صراحتا شفاعت را از آناني كه در اين دنيا به مقدسين خود دل بسته اند نفي ميكند و ميفرمايد كه آنان هيچوقت شفيعي نخواهند داشت.
همانطور كه در اول مقاله ذكر شد موجوديت انسان خيلي راحت مال دنيا و هواي نفس و مقدسين و امامان را شريك خدا قرار ميدهد.خدا ميفرمايد كساني كه فكر ميكنند پول و ثروت و مقام آنان در اين دنيا موجب نجات آنان در قيامت خواهد بود پوچ فكر ميكنند. و در آن دنيا پول و ثروت آنان موجب نجات آنان نخواهد بود.
اين افراد در دنيا به پول و مقام دل بسته اند و آن را شريكي براي خداي خود قرار داده اند. اما خداي مهربان اعلام ميدارد كه آنان پارتي و شفيعي (پول و ثروت) كه در دنيا دل به آن بسته بودند در قيامت نفعي براي آنان نخواهد داشت.
[2:48] واتقوا يوما لا تجزي نفس عن نفس شيءا ولا يقبل منها شفعة ولا يؤخذ منها عدل ولا هم ينصرون
[2:48] آگاه باشيد از روزي که هيچ نفسى نمى تواند براى نفس ديگرى مفيد باشد، نه شفاعتى پذيرفته خواهد شد، نه غرامتى مى توان پرداخت و نه مي توان از کسي مدد گرفت.
خداي مهربان ميفرمايد كه در آن دنيا پارتي بازي وجود نخواهد داشت.و اين به آن خاطر است كه آنان آن پارتي ها (پول و ثروت و مقدسين و امامان) را در دنيا شريك خداي خود قرار داده بودند. خداي مهربان در 6:70 اين مفهوم را كاملا بيان كرده است.
[6:70] وذر الذين اتخذوا دينهم لعبا ولهوا وغرتهم الحيوة الدنيا وذكر به ان تبسل نفس بما كسبت ليس لها من دون الله ولي ولا شفيع وان تعدل كل عدل لا يؤخذ منها اولئك الذين ابسلوا بما كسبوا لهم شراب من حميم وعذاب اليم بما كانوا يكفرون
[6:70] به كساني كه دين خود را بيهوده مي گيرند و آن را مانند روابط اجتماعي تلقي مي كنند و كاملا مجذوب زندگي اين دنيا شده اند، اعتنا نكن. با اين (قرآن) به آنها تذكر بده، تا مبادا نفسي در نتيجه بدي هايي كه كسب كرده است، رنج ببرد. آن نفس جز خدا نه مولا و سروري دارد و نه شفاعت كننده اي. اگر مي توانست هر گونه غرامتي هم بپردازد، پذيرفته نمي شد. آنها از نتيجه اعمال پليد خود رنج مى برند؛ و به سبب كفرشان سزاوار نوشيدني هاي دوزخي و مجازاتي دردناك شده اند.
بنابراين كساني هم كه در اين دنيا به مقدسين و امامان خود دل ميبندند در آخرت هم هيچ شفيعي نخواهند داشت.
اما از آنجا كه قرآن كتاب كامل و دقيقي است اعلام كرده است كه شفيعاني در قيامت وجود خواهند داشت كه به اذن خدا و براي كساني كه خدا از آنها راضي است شفاعت خواهند كرد.كساني كه مرتكب شرك ميشوند اصلا شفيعي نخواهند داشت.اما چگونگي اين شفاعت را بيان ننموده است.
در هرحالت كساني كه پول و امامان را شريك خدا قرار ميدهند هيچوقت شفيع و حميمي نخواهند داشت.
آيات زير كاملا اين موضوع را به تصوير ميكشد.
[7:53] آيا منتظرند که تمام (پيش بيني هاي) آن به وقوع بپيوندد؟ روزي که چنين وعده اى تحقق يابد، کساني که در گذشته به آن اعتنا نکردند، خواهند گفت: "رسولان پروردگار ما حقيقت را آورده اند. اينک آيا شفيعانى هستند که براى ما شفاعت کنند؟ آيا ممكن است ما را بازگرداني، تا رفتار خود را تغيير دهيم و بهتر از آنچه کرديم، عمل کنيم؟" آنها نفس خود را از دست داده اند و بدعت هايشان باعث نابودى آنها شده است.
[26:97] "به خدا، که ما بسيار گمراه بوديم.
[26:98] "چگونه توانستيم شما را همتراز پروردگار عالم قرار دهيم؟
[26:99] "كساني كه ما را گمراه كردند، پليد بودند.
[26:100] "اكنون نه شفاعت كننده اي داريم،
[26:101] "و نه يك دوست نزديك.
بعضي از مردم راجع به شفاعت عقايدي دارند كه با آيات قرآني سازگار نيست.اعتقاد به اين كه كسي و يا چيزي غير از خدا ميتواند باعث بخشش گناهان و برآورده شدن آرزوهايمان شود به معناي شريك قرار دادن براي خداست.
شيطان به اين طريق ميليونها نفر در جهان اعم از مسيحي و مسلمان را به شرك كشانده است. ميليونها نفر معتقدند كه محمد عيسي علي حسين در روز قيامت پادرمياني كرده و آنان را از جهنم به بهشت ميبرند. مفهوم شفاعت در اين معنا كاملا غير منطقي است.
مثلا آنهايي كه معتقدند محمد شفاعت آنان را خواهد كرد معتقدند كه محمد در روز قيامت افراد مورد نظر خود را انتخاب كرده و از خدا براي آنان طلب بخشش خواهد كرد اگر از آنها بپرسي كه محمد چطوري تشخيص ميدهد كه آنها خدا ازشان راضي است و استحقاق شفاعت را دارند؟ در جواب ميگويند كه خدا به او ميگويد. براساس عقيده آنان شخص پيش محمد رفته و از او ميخواهد كه شفاعتش را پيش خدا بكند. محمد پيش خدا رفته و از خدا ميپرسد كه اي خداي بزرگ آيا اين شخص استحقاق آن را دارد كه من شفاعتش را نزد تو بكنم. خدا به محمد ميگويد بله. محمد هم پيش فرد برگشته و به فرد ميگويد كه بله تو استحقاق به بهشت رفتن را داريد.
اين طرز تفكر بالا راجع به شفاعت كفر محض است.و به اين طريق خدا را منشي محمد ساخته اند (نعوذ بالله).
و به اين طريق محمد را همه كاره قيامت ساخته اند. عده اي ديگر اين تكتازي در قيامت را براي ساير مقدسين با شدتي فراوانتر تعميم داده اند.به اين طريق علي براي كسي كه تا حالا نديده است و نه ميشناسد شفاعت خواهد كرد.
اين در حالي است كه خداي مهربان اعلام ميدارد كه محمد فقط رسولي است كه پيغام خدا را به مردم ميرساند نه چيز ديگري.
[13:40] اگر آنچه را که به آنها وعده مي دهيم، به تو نشان دهيم يا زندگي تو را پيش از آن به پايان برسانيم، تنها ماموريت تو رساندن (پيام) است. اين ما هستيم که به حسابشان رسيدگي خواهيم کرد.
حساب و كتاب دست خداست نه محمد و يا كسي ديگر.
ما روزي 17 مرتبه ميگوييم [1:4] ملك يوم الدين
محمد نميتواند آسيب يا سودي به كسي برساند.او فقط رسول بود.
[3:128] ليس لك من الامر شيء او يتوب عليهم او يعذبهم فانهم ظلمون
[3:128] به دست تو نيست؛ شايد او آنها را ببخشد يا آنها را براي ستمکاري هايشان تنبيه کند.
پس ما بايد در اين دنيا رضايت خدا را جلب كنيم .كساني كه در اين دنيا عمل صالح انجام ميدهند.همان عمل صالح ممكن است شفيع آنان شود. اگر همان مال و ثروت را شريك خدا قرار ندهيد و به آن دل نبنديد ممكن است شفيع و نجات دهنده شما باشد.
اگر در تربيت فرزندي صالح موثر بوده اي و مرتكب شرك نشده اي ممكن است همان فرزند صالح شفاعت شما را بكند.
در هر حالت ما در صورتي شفيع خواهيم داشت كه براي آخرت خود كاري انجام داده باشيم.و ذخيره اي اندوخته باشيم. همان ذخيره شفيع ما خواهد بود.
[53:39] وان ليس للانسن الا ما سعى
[53:39] هر انساني مسئول اعمال خويش است.
[82:19] يوم لا تملك نفس لنفس شيءا والامر يومئذ لله
[82:19] آن روزي است كه هيچ نفسي نمي تواند به نفس ديگري كمك كند، و در آن روز تمام تصميمات، متعلق به خدا خواهد بود.
بریا
Sunday 13 May 2007, 01:05PM
ادامه:
[7:194] ان الذين تدعون من دون الله عباد امثالكم فادعوهم فليستجيبوا لكم ان كنتم صدقين
[7:194] معبودانى كه در كنار خدا مى خوانيد، بندگاني مانند شما هستند. برويد و آنها را صدا كنيد؛ بگذاريد به شما پاسخ دهند، اگر حق با شماست.
محمد علي حسين و ... در قيامت از كساني كه از آنها طلب كمك كرده اند تبري ميجويند و آنها را طرد خواهند كرد.
[35:14] ان تدعوهم لا يسمعوا دعاءكم ولو سمعوا ما استجابوا لكم ويوم القيمة يكفرون بشرككم ولا ينبئك مثل خبير
[35:14] اگر آنها را بخوانيد، نمي توانند نداي شما را بشنوند. حتي اگر هم بشنوند، نمي توانند به شما پاسخ دهند. در روز رستاخيز، آنها شما را طرد خواهند كرد. هيچ كس نمي تواند مانند آن آگاه ترين تو را آگاه سازد.
مردگان (هركس ميخواهد باشد ) نميتوانند بشنوند. خداي مهربان محمد را بشير و نذير فرستاده است نه جوابگوي دعاهاي مردم.
[7:188] قل لا املك لنفسي نفعا ولا ضرا الا ما شاء الله ولو كنت اعلم الغيب لاستكثرت من الخير وما مسني السوء ان انا الا نذير وبشير لقوم يؤمنون
[7:188] بگو: "من هيچ قدرتى بر نفع و ضرر خود ندارم. فقط آنچه خدا بخواهد، براى من پيش مى آيد. اگر از آينده خبر داشتم، به ثروت خود مى افزودم و هيچ آسيبى به من نمى رسيد. من هشداردهنده اى بيش نيستم و حامل خبرهاى خوب براى آنان كه ايمان دارند."
مسيح در قيامت در برابر خدا اظهار ميدارد كه خدايا من مادامي كه زنده بودم در ميان آنها بودم و از وقتي كه مردم ديگر از آنها بيخبرم.و تو فقط بر همه چيز شاهدي.اين نشان ميدهد كه مسيح و ساير مقدسين از احوال ما در اين دنيا كاملا بيخبرند و هيچ قدرتي در ضرر رساندن و يا فايده رساندن به ما ندارند.
[5:117] "من به آنها فقط چيزي را گفتم كه تو به من امر كردي بگويم، كه: "خدا را بپرستيد، پروردگار من و پروردگار شما." من تا زماني كه با آنها زندگي مي كردم در ميانشان شاهد بودم. هنگامي كه تو به زندگي من در زمين خاتمه دادي، تو بر آنها ناظر بودى. تو بر همه چيز شاهدى.
خداوند مهربان در كتاب آسماني قرآن ميگويد كساني كه ميميرند ديگر زنده نيستند.
اين كه در عالم برزخ باشند و يا نباشند مهم نيست. مهم اين است كه ديگر صداي ما را نميشنوند و هيچ وقت هم جواب مارا نميدهند. حتي نميدانند كه چه وقتي هم محشور ميشوند.
[16:20] والذين يدعون من دون الله لا يخلقون شيءا وهم يخلقون
[16:21] اموت غير احياء وما يشعرون ايان يبعثون
[16:20] و اما معبوداني را که در کنار خدا قرار مي دهند، چيزي خلق نمي کنند؛ آنها خودشان مخلوق بودند.
[16:21] ايشان مرده اند، زنده نيستند و هيچ نمي دانند که چگونه يا چه وقت برانگيخته خواهند شد.
خداي مهربان اعلام ميدارد كه آنها كه غير خدا را ميخوانند وارد آتش جهنم خواهند شد. و همچنين اعلام ميدارد كه معبودان (به جز آنها كه صالح بوده اند همانند محمد علي حسين و ...) هم سوخت جهنم خواهند بود .
دقيقا ميتوانيد در آيات زير اين مفهوم را ببينيد.
[21:98] انكم وما تعبدون من دون الله حصب جهنم انتم لها وردون
[21:99] لو كان هؤلاء ءالهة ما وردوها وكل فيها خلدون
[21:100] لهم فيها زفير وهم فيها لا يسمعون
[21:101] ان الذين سبقت لهم منا الحسنى اولئك عنها مبعدون
[21:98] شما و معبوداني که در کنار خدا عبادت مي کنيد، سوخت دوزخ خواهيد بود؛ اين سرنوشت اجتناب ناپذير شماست.
[21:99] اگر آنها خدايان بودند، عاقبتشان به دوزخ منتهي نمي شد؛ تمام ساکنان آن تا ابد در آنجا ماندگارند.
[21:100] در آنجا آه و فغان سر خواهند داد و به هيچ اخباري دسترسي نخواهند داشت.
[21:101] و اما کساني که شايسته پاداش هاي باشکوه ما شدند (مثل محمد علي حسين و ... )، آنها از آن محفوظ خواهند بود.
مفهوم شفاعت
با توجه به اين كه شرك تنها گناه غير قابل بخشش است بنابراين دقت در اين مورد خيلي ضروري است. تعداد زيادي از آيات قرآن كريم در نفي شرك است. بطوريكه محور خوشبختي در تمام قرآن شريك قرار ندادن (مقدسين و امامان �همسر و فرزندان و مال دنيا- هواي نفس)براي خداست.
اما متاسفانه كساني كه به شرك مبتلا ميشوند شركشان را به شفاعت در قيامت ربط ميدهند.اين در حالي است كه خداي مهربان در اكثر آيات قرآني استعانت و استغفار از غير خدا را نفي ميكند و آن را شرك به حساب مياورد.
خداي بزرگ در چندين آيه شفاعت را ذكر كرده است كه در بعضي از آنها شفاعت را نفي ميكند و در بعضي ديگر ميفرمايد بدون اجازه و رضايت خدا شفاعتي وجود ندارد.در آيه هاي زير خداي مهربان ميفرمايد اصلا هيچ شفيعي به غير از خدا وجود نخواهد داشت و همه شفاعتها متعلق به خداست.
[39:44] قل لله الشفعة جميعا له ملك السموت والارض ثم اليه ترجعون
[39:44] بگو: "تمام شفاعت ها از آن خداست." همه فرمانروايي آسمان ها و زمين متعلق به اوست، سپس شما به سوي او مراجعت خواهيد کرد.
[2:254] يايها الذين ءامنوا انفقوا مما رزقنكم من قبل ان ياتي يوم لا بيع فيه ولا خلة ولا شفعة والكفرون هم الظلمون
[2:254] اي کساني که ايمان آورده ايد، از آنچه به شما روزي داده ايم انفاق کنيد، پيش از آنکه روزي فرا رسد که در آن نه معامله اي در کار است، نه ارفاقي به سبب خويشاوندى و نه هيچ گونه شفاعتي. کافران بى عدالتى مى كنند.
اما در جايي ديگر ميفرمايد كه شفاعتي بدون اذن و رضايت خدا وجود نخواهد داشت.
[2:255] الله لا اله الا هو الحي القيوم لا تاخذه سنة ولا نوم له ما في السموت وما في الارض من ذا الذي يشفع عنده الا باذنه يعلم ما بين ايديهم وما خلفهم ولا يحيطون بشيء من علمه الا بما شاء وسع كرسيه السموت والارض ولا يءوده حفظهما وهو العلي العظيم
[2:255] خدا: خدايى جز او نيست، زنده، پاينده. هرگز لحظه اي بي خبري يا خواب او را فرا نمي گيرد. همه چيز در آسمان ها و زمين از آن اوست. کيست که بتواند نزد او به شفاعت برخيزد، بي آنکه با خواست او مطابقت داشته باشد؟ او گذشته و آينده آنان را مي داند. هيچ کس به دانشي دست نمي يابد، مگر به خواست او. قلمرو او آسمان ها و زمين را در بر گرفته است و اداره آنها هرگز بر او دشوار نيست. اوست باري تعالي، بزرگ.
[21:28] يعلم ما بين ايديهم وما خلفهم ولا يشفعون الا لمن ارتضى وهم من خشيته مشفقون
[21:28] او آينده و گذشته آنها را مي داند. آنها شفاعت نمي كنند، مگر براي كساني كه قبلا مورد قبول او واقع شده باشند و آنها نگران خودشان هستند.*
[53:26] وكم من ملك في السموت لا تغني شفعتهم شيءا الا من بعد ان ياذن الله لمن يشاء ويرضى
[53:26] حتي فرشتگان نيز در آسمان اجازه شفاعت ندارند. تنها كساني از جانب خدا مجاز هستند كه بر طبق خواست او و موافقت او عمل كنند.
اين دو گروه از آياتي بود كه در مورد شفاعت در قرآن كريم ذكر شده است.
اما جالب اين است كه اكثرا مقبره پرستي ها را به اين آيات ربط ميدهند و توجه نكرده اند كه اين شفاعت مربوط به قيامت است و شرط به دست آوردن آن كسب رضايت و اذن خداست.
خداي بزرگ صراحتا شفاعت را از كساني كه در اين دنيا از مقدسين خود طلب كمك ميكنندنفي كرده است.
آيه زير كاملا اين مفهوم را بيان ميكند.
[10:18] ويعبدون من دون الله ما لا يضرهم ولا ينفعهم ويقولون هؤلاء شفعؤنا عند الله قل اتنبءون الله بما لا يعلم في السموت ولا في الارض سبحنه وتعلى عما يشركون
[10:18] آنها در کنار خدا معبوداني را عبادت مي كنند كه قدرتي ندارند که به آها نفع يا ضرري برسانند و مي گويند: "اينان شفيعان ما نزد خدا هستند!" بگو: "آيا خدا را از چيزي باخبر مي كنيد كه او در آسمان ها يا زمين نمي داند؟" تجليل او را. او بلندمرتبه ترين است؛ بسيار بالاتر از آنكه به شريكي نياز داشته باشد.
همانطور كه در آيه بالا ميبينيم مشركان از مقدسين خود طلب كمك ميكنند و ميگويند كه اينان شفيعان ما هستند. خداي مهربان اعلام ميدارد كه آنان هيچ وقت شفاعت نخواهند شد و در ادامه ميفرمايد كه آيا اينان چيزي را به خدا نسبت ميدهند كه خدا از آن بيخبر است.
همچنين خدا در 6:94 ميفرمايد كه آن شريكاني كه فكر ميكرديد شفيع شما خواهند بود را با شما نميبينم. خدا ميفرمايد كساني كه غير خدا را به بهانه شفاعت ميخوانند هيچوقت مورد شفاعت قرار نخواهند گرفت و آن شفيعان در آن دنيا براي آنان پوچ از آب درخواهد آمد و غير از خدا شفيعي نخواهند داشت.
[6:94] "شما تک و تنها نزد ما بازگشته ايد، درست همان گونه که نخستين بار شما را آفريديم، و آنچه را به شما ارزاني داشته بوديم پشت سر نهاديد. شفيعاني را که شريک قرار داديد و ادعا مي کرديد که به شما کمک خواهند کرد، با شما نمي بينيم. تمام پيوندها ميان شما قطع شده است؛ شريكاني كه قرار داديد، شما را ترک کرده اند."
و اين به آن علت است كه طلب استمداد از مقدسين شرك محض است و خداي مهربان آرزوي پوچ آنان را سراب پنداشته و آن را نفي ميكند.
[30:13] معبودان آنها هيچ قدرتي نخواهند داشت تا براي آنها شفاعت كنند؛ برعكس، آنها معبودان خود را طرد خواهند كرد.
خداي بزرگ صراحتا شفاعت را از آناني كه در اين دنيا به مقدسين خود دل بسته اند نفي ميكند و ميفرمايد كه آنان هيچوقت شفيعي نخواهند داشت.
همانطور كه در اول مقاله ذكر شد موجوديت انسان خيلي راحت مال دنيا و هواي نفس و مقدسين و امامان را شريك خدا قرار ميدهد.خدا ميفرمايد كساني كه فكر ميكنند پول و ثروت و مقام آنان در اين دنيا موجب نجات آنان در قيامت خواهد بود پوچ فكر ميكنند. و در آن دنيا پول و ثروت آنان موجب نجات آنان نخواهد بود.
اين افراد در دنيا به پول و مقام دل بسته اند و آن را شريكي براي خداي خود قرار داده اند. اما خداي مهربان اعلام ميدارد كه آنان پارتي و شفيعي (پول و ثروت) كه در دنيا دل به آن بسته بودند در قيامت نفعي براي آنان نخواهد داشت.
[2:48] واتقوا يوما لا تجزي نفس عن نفس شيءا ولا يقبل منها شفعة ولا يؤخذ منها عدل ولا هم ينصرون
[2:48] آگاه باشيد از روزي که هيچ نفسى نمى تواند براى نفس ديگرى مفيد باشد، نه شفاعتى پذيرفته خواهد شد، نه غرامتى مى توان پرداخت و نه مي توان از کسي مدد گرفت.
خداي مهربان ميفرمايد كه در آن دنيا پارتي بازي وجود نخواهد داشت.و اين به آن خاطر است كه آنان آن پارتي ها (پول و ثروت و مقدسين و امامان) را در دنيا شريك خداي خود قرار داده بودند. خداي مهربان در 6:70 اين مفهوم را كاملا بيان كرده است.
[6:70] وذر الذين اتخذوا دينهم لعبا ولهوا وغرتهم الحيوة الدنيا وذكر به ان تبسل نفس بما كسبت ليس لها من دون الله ولي ولا شفيع وان تعدل كل عدل لا يؤخذ منها اولئك الذين ابسلوا بما كسبوا لهم شراب من حميم وعذاب اليم بما كانوا يكفرون
[6:70] به كساني كه دين خود را بيهوده مي گيرند و آن را مانند روابط اجتماعي تلقي مي كنند و كاملا مجذوب زندگي اين دنيا شده اند، اعتنا نكن. با اين (قرآن) به آنها تذكر بده، تا مبادا نفسي در نتيجه بدي هايي كه كسب كرده است، رنج ببرد. آن نفس جز خدا نه مولا و سروري دارد و نه شفاعت كننده اي. اگر مي توانست هر گونه غرامتي هم بپردازد، پذيرفته نمي شد. آنها از نتيجه اعمال پليد خود رنج مى برند؛ و به سبب كفرشان سزاوار نوشيدني هاي دوزخي و مجازاتي دردناك شده اند.
بنابراين كساني هم كه در اين دنيا به مقدسين و امامان خود دل ميبندند در آخرت هم هيچ شفيعي نخواهند داشت.
اما از آنجا كه قرآن كتاب كامل و دقيقي است اعلام كرده است كه شفيعاني در قيامت وجود خواهند داشت كه به اذن خدا و براي كساني كه خدا از آنها راضي است شفاعت خواهند كرد.كساني كه مرتكب شرك ميشوند اصلا شفيعي نخواهند داشت.اما چگونگي اين شفاعت را بيان ننموده است.
در هرحالت كساني كه پول و امامان را شريك خدا قرار ميدهند هيچوقت شفيع و حميمي نخواهند داشت.
آيات زير كاملا اين موضوع را به تصوير ميكشد.
[7:53] آيا منتظرند که تمام (پيش بيني هاي) آن به وقوع بپيوندد؟ روزي که چنين وعده اى تحقق يابد، کساني که در گذشته به آن اعتنا نکردند، خواهند گفت: "رسولان پروردگار ما حقيقت را آورده اند. اينک آيا شفيعانى هستند که براى ما شفاعت کنند؟ آيا ممكن است ما را بازگرداني، تا رفتار خود را تغيير دهيم و بهتر از آنچه کرديم، عمل کنيم؟" آنها نفس خود را از دست داده اند و بدعت هايشان باعث نابودى آنها شده است.
[26:97] "به خدا، که ما بسيار گمراه بوديم.
[26:98] "چگونه توانستيم شما را همتراز پروردگار عالم قرار دهيم؟
[26:99] "كساني كه ما را گمراه كردند، پليد بودند.
[26:100] "اكنون نه شفاعت كننده اي داريم،
[26:101] "و نه يك دوست نزديك.
بعضي از مردم راجع به شفاعت عقايدي دارند كه با آيات قرآني سازگار نيست.اعتقاد به اين كه كسي و يا چيزي غير از خدا ميتواند باعث بخشش گناهان و برآورده شدن آرزوهايمان شود به معناي شريك قرار دادن براي خداست.
شيطان به اين طريق ميليونها نفر در جهان اعم از مسيحي و مسلمان را به شرك كشانده است. ميليونها نفر معتقدند كه محمد عيسي علي حسين در روز قيامت پادرمياني كرده و آنان را از جهنم به بهشت ميبرند. مفهوم شفاعت در اين معنا كاملا غير منطقي است.
مثلا آنهايي كه معتقدند محمد شفاعت آنان را خواهد كرد معتقدند كه محمد در روز قيامت افراد مورد نظر خود را انتخاب كرده و از خدا براي آنان طلب بخشش خواهد كرد اگر از آنها بپرسي كه محمد چطوري تشخيص ميدهد كه آنها خدا ازشان راضي است و استحقاق شفاعت را دارند؟ در جواب ميگويند كه خدا به او ميگويد. براساس عقيده آنان شخص پيش محمد رفته و از او ميخواهد كه شفاعتش را پيش خدا بكند. محمد پيش خدا رفته و از خدا ميپرسد كه اي خداي بزرگ آيا اين شخص استحقاق آن را دارد كه من شفاعتش را نزد تو بكنم. خدا به محمد ميگويد بله. محمد هم پيش فرد برگشته و به فرد ميگويد كه بله تو استحقاق به بهشت رفتن را داريد.
اين طرز تفكر بالا راجع به شفاعت كفر محض است.و به اين طريق خدا را منشي محمد ساخته اند (نعوذ بالله).
و به اين طريق محمد را همه كاره قيامت ساخته اند. عده اي ديگر اين تكتازي در قيامت را براي ساير مقدسين با شدتي فراوانتر تعميم داده اند.به اين طريق علي براي كسي كه تا حالا نديده است و نه ميشناسد شفاعت خواهد كرد.
اين در حالي است كه خداي مهربان اعلام ميدارد كه محمد فقط رسولي است كه پيغام خدا را به مردم ميرساند نه چيز ديگري.
[13:40] اگر آنچه را که به آنها وعده مي دهيم، به تو نشان دهيم يا زندگي تو را پيش از آن به پايان برسانيم، تنها ماموريت تو رساندن (پيام) است. اين ما هستيم که به حسابشان رسيدگي خواهيم کرد.
حساب و كتاب دست خداست نه محمد و يا كسي ديگر.
ما روزي 17 مرتبه ميگوييم [1:4] ملك يوم الدين
محمد نميتواند آسيب يا سودي به كسي برساند.او فقط رسول بود.
[3:128] ليس لك من الامر شيء او يتوب عليهم او يعذبهم فانهم ظلمون
[3:128] به دست تو نيست؛ شايد او آنها را ببخشد يا آنها را براي ستمکاري هايشان تنبيه کند.
پس ما بايد در اين دنيا رضايت خدا را جلب كنيم .كساني كه در اين دنيا عمل صالح انجام ميدهند.همان عمل صالح ممكن است شفيع آنان شود. اگر همان مال و ثروت را شريك خدا قرار ندهيد و به آن دل نبنديد ممكن است شفيع و نجات دهنده شما باشد.
اگر در تربيت فرزندي صالح موثر بوده اي و مرتكب شرك نشده اي ممكن است همان فرزند صالح شفاعت شما را بكند.
در هر حالت ما در صورتي شفيع خواهيم داشت كه براي آخرت خود كاري انجام داده باشيم.و ذخيره اي اندوخته باشيم. همان ذخيره شفيع ما خواهد بود.
[53:39] وان ليس للانسن الا ما سعى
[53:39] هر انساني مسئول اعمال خويش است.
[82:19] يوم لا تملك نفس لنفس شيءا والامر يومئذ لله
[82:19] آن روزي است كه هيچ نفسي نمي تواند به نفس ديگري كمك كند، و در آن روز تمام تصميمات، متعلق به خدا خواهد بود.
:smile43: :smile43: :smile43: :smile43: :smile43: :smile21: :smile21: :smile21: :smile21: :smile21:
چند صفحه دیگه از این چیز میزهای گهررررررررررررررررر بارررررررت بنویس.
برای تقویت عضلات فک وشکم خیلی مناسبه:smile43::smile21::smile21::smile21::smile21::smile43::smile43::smile43::smile43:
puyan
Sunday 13 May 2007, 07:33PM
سلام
جناب یک تسلیم شده
آشنایی شما با نوشته های من طبیعتا دارای یکی از این سه نتیجه خواهد بود :
1- آنها را پذیرفته اید و در مقابل دلائل قرآنی سر فرود آورده اید .
2- آنها را نپذیرفته اید چون دلتان نمیخواهد آنها را قبول کنید .
3- آنها را اشتباه میدانید .
در دو صورت نخست لبخند ما را پذیرا خواهید بود .
در صورت سوم ضمن اعطای لبخند به شما منتظر ارائه ادله قرآنی شما در نقد آن ادله ای که اشتباه میدانید هستیم .
متشکرم
یک تسلیم شده
Monday 14 May 2007, 11:46AM
:smile43: :smile43: :smile43: :smile43: :smile43: :smile21: :smile21: :smile21: :smile21: :smile21:
چند صفحه دیگه از این چیز میزهای گهررررررررررررررررر بارررررررت بنویس.
برای تقویت عضلات فک وشکم خیلی مناسبه:smile43::smile21::smile21::smile21::smile21::smile43::smile43::smile43::smile43:
شما هم کمتر استدلالات منطقیتان را بنویسید برای نشان دادن منطقتون خوب نیست.
یک تسلیم شده
Monday 14 May 2007, 11:49AM
3- آنها را اشتباه میدانید .
در صورت سوم ضمن اعطای لبخند به شما منتظر ارائه ادله قرآنی شما در نقد آن ادله ای که اشتباه میدانید هستیم .
شما اول جواب ارسال های بنده و zxcv رو در همین تاپیک بدهید سر فرصت در همان تاپیک ها جواب آنهایی را که جواب داده نشده خواهم داد.
puyan
Monday 14 May 2007, 01:01PM
شما اول جواب ارسال های بنده و zxcv رو در همین تاپیک بدهید سر فرصت در همان تاپیک ها جواب آنهایی را که جواب داده نشده خواهم داد.
سلام
جناب یک تسلیم شده
حتما این مثل معروف را شنیده اید :
آزموده را آزمودن خطاست
من که بارها و بارها در مقابل ادله متعدد قرآنی و بحث های متنوع دیگر عدم پاسخگویی و گریز از بحث و ترک بحث را دیده ام با چه اطمینانی باب بحث جدیدی را بگشایم ؟
لذا بهترین روش برای حصول اعتماد در طرفین اینست که دست کم بعضی از بحثهای مفتوح قبلی بررسی و به نتیجه برسند و سپس بحث جدید آغاز گردد .
البته فقط سوالِ بی جواب نبوده است بلکه در موارد متعدد ادعای مطرح شده از سوی جناب zxcv بدون ارائه دلیل رها شده است و وقتی در مقابل ادعایی که خودشان مطرح مینمودند دلیل طلب میکردیم ناگهان با ترک بحث و تغییر موضوع و ... مواجه میشدیم .
متشکرم
یک تسلیم شده
Monday 14 May 2007, 07:45PM
سلام
جناب یک تسلیم شده
حتما این مثل معروف را شنیده اید :
آزموده را آزمودن خطاست
من که بارها و بارها در مقابل ادله متعدد قرآنی و بحث های متنوع دیگر عدم پاسخگویی و گریز از بحث و ترک بحث را دیده ام با چه اطمینانی باب بحث جدیدی را بگشایم ؟
لذا بهترین روش برای حصول اعتماد در طرفین اینست که دست کم بعضی از بحثهای مفتوح قبلی بررسی و به نتیجه برسند و سپس بحث جدید آغاز گردد .
البته فقط سوالِ بی جواب نبوده است بلکه در موارد متعدد ادعای مطرح شده از سوی جناب zxcv بدون ارائه دلیل رها شده است و وقتی در مقابل ادعایی که خودشان مطرح مینمودند دلیل طلب میکردیم ناگهان با ترک بحث و تغییر موضوع و ... مواجه میشدیم .
متشکرم
من هم میتونم همین هایی که گفتید رو در جواب شما بنویسم.
که به جواب های شما جواب نمیدهیم زیرا بارها و بارها به شما جواب داده ایم ولی امثال شما از بحث فرار کرده اید و جوابی نداده اید و ... پس بحثی با شما آغاز نمیکنیم.
و در موارد دیگری هم که گفتید همچنین...
اسلام راستين
Tuesday 15 May 2007, 07:46AM
جناب يك تسليم شده
دست شما درد نكند مطالب زيبائي نگاشته ايد
البته اگر مي بينيد كه معاندين در مقابل سخنان حق سر فرود نمي آورند نگران نباشيد زيرا اينان در طول تاريخ در مقابل سخنان حق پيامبران نيز چنين كردند وهميشه افكار وعقايد باطل خودرا يك جوري توجيه مي كردند به هرحال بت پرستي وشرك از ابتداي دنيا بوده وهست وخواهد بود فقط شكلش عوض مي شود وموحدين ومومنين چه بسيار اندكند
zxcv
Tuesday 15 May 2007, 11:31PM
البته فقط سوالِ بی جواب نبوده است بلکه در موارد متعدد ادعای مطرح شده از سوی جناب zxcv بدون ارائه دلیل رها شده است و وقتی در مقابل ادعایی که خودشان مطرح مینمودند دلیل طلب میکردیم ناگهان با ترک بحث و تغییر موضوع و ... مواجه میشدیم .
zxcvچند سال پیش در جواب پویان نوشته است !
بسم الله
با سلام و کمال احترام
«چه خبرتان است؟! شما كه يك موجود ناشنوا و غايب و دوردست را نميخوانيد، بلكه داريد كسي را ميخوانيد كه شنوا و نزديكتر از رگ گردن به شماست ».
قرآن كريم اين چنين نزديكي انسان را به خدا و نزديكي خدا را به انسان، بيان كرده است. به طوري كه اين نزديكي عجيب و شگفتآور، افسانة واسطهها و دلاّلان و سمساران دينفروش را در هم شكسته است! سوداگراني كه خودشان را حاجب و دربانِ درهاي رحمت واسعة خدا قلمداد كردهاند و خدا ميداند كه آنان دروغگويانند!
:smile07: [ وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنََما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ ]... [ وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنََما كُنْتُمْ ] ... [ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ ] ... [ وَ قَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ]... [ أَمَّنْ يُجِيبُ الْمـُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ...أَءِلَـ'هٌ مَعَ اللَّهِ ].
[ مشرق و مغرب از آنِ خداست، پس به هر طرف رو كنيد، خدا آنجاست ] ... [ و او با شماست هر كجا كه باشيد ] ... [ بيگمان پروردگارم (به بندگانش) نزديك و اجابتكنندة (دعاي كساني كه تنها او را به فرياد ميخوانند) است ] ... [ و پرودگار شما ميگويد: مرا بخوانيد، اجابت ميكنم ] ... [ (آيا معبودان دروغين بهترند) يا كسي كه به فرياد درمانده و مضطر ميرسد و بلا و گرفتاري را برطرف ميكند، هر گاه كه او را به فرياد بخواند...آيا معبود ديگري با خداست؟! ] ...:smile07:
( پس مرا بخوانيد، اجابت ميكنم )
خداوند ميفرمايد: مرا بخوانيد، اجابت ميكنم و نفرموده كه برويد واسطه بياوريد تا شما را بپذيرم! بلكه فرموده: با من كسي را نخوانيد كه دليل و برهاني بر خدا بودنش نداريد و از روي خيالات و اوهام، صفات خدايي برايش قائل شدهايد:
:smile07: [ وَ قَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ] ... [ وَ مَنْ يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَـ'هًا ءَاخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ ] .
[ پروردگار شما ميگويد: مرا بخوانيد تا اجابت كنم ] ... [ هر كس با خدا، معبود ديگري را به فرياد خواند، مسلّماً هيچ دليلي بر آن ندارد ] ...:smile07:
كساني كه غير خدا را مدعو غيبي ميدانند، در واقع او را با خداوند مساوي و برابر قرار دادهاند؛ زيرا خيال ميكنند كه همچون خدا محدود به زمان و مكان نيست، مالك نفع و زيان است، ميشنود و پاسخ ميگويد، مشكلات و گرفتاريها را برطرف ميسازد و...امّا وقتي كه قيامت برپا ميشود، به اشتباه خود پي ميبرند و همين افراد سوگند ميخورند كه ما آشكارا در اشتباه و گمراهي بودهايم؛ چرا كه مخلوقي را با خالق مساوي قرار دادهايم:
:smile07: [ تَاللَّهِ إِنْ كُنَّا لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ].
[ (مشركين در روز قيامت به معبودان خود ميگويند؛ به خدا سوگند! ما در گمراهي آشكاري بودهايم. آن زمان كه شما را با پروردگار جهانيان (در عبادت و اطاعت و فرمانبرداري و پرستش) برابر ميدانستيم] ...:smile07:
آري! كسي كه موجودي را در ذات يا صفات، با خداوند برابر بداند گمراه است، اگر چه اين عقيده را بر زبان نياورد! ولي همين اندازه كه در درون معتقد باشد كه در هر زمان و مكاني، كسي ديگر نيز همراه خدا، صدا و نداي قلبياش را ميشنود و اجابتش ميكند، شريك تراشيدن براي خداست! همان منطقي كه مشركين جاهلي داشتند و ميگفتند: آن كساني را كه ما به فرياد ميخوانيم، بندگان مقرّب و آبرومندي هستند كه در همه جا حاضر و ناظرند و صداي ما را ميشنوند و نمردهاند و بلكه زندهاند، و بر افكار و اعمال و خواستههاي ما باخبر و بر ما محيط و مسلّط هستند!
موقعي كه قرآن كريم را مطالعه كنيم، ميبينيم كه مسئلة خواندن خداوند يگانه به تنهايي به عنوان مدعو غيبي، متجاوز از 160 آيه تكرار شده است كه در آن جمعاً 140 مرتبه جملة [ «مِنْ دُونِ اللَّهِ»: «غير از خدا» ] آمده است. بدين معني كه: هر آنچه غير از خداست، مخلوق اوست، حال چه انسان باشد، چه حيوان، چه ماه و خورشيد و ستارگان، يا نباتات و جمادات و...همه و همه، غير از او را شامل ميشوند؛ يعني خداوند ـ كه خالق است ـ در يك طرف، و تمام موجودات زنده و غير زندة ديگر ـ كه مخلوق اويند ـ در طرف ديگر،
همچنين به فرياد خواندن موجودي ديگر ـ يعني انسان و بندگان اشرف خدا وهر چه غیر خدا ـ امري جاهلي است؛ زيرا او نيز در ذات و صفات و تمام خصوصيّات انساني با او برابر است، و كسي داراي قدرتي غيبي نيست كه او نداشته باشد. به همين جهت، قرآن كريم خطاب به آنها كه همنوعان خود را به فرياد ميخوانند، چنين ميفرمايد:
:smile07: [ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ] .
[ همانا كساني را كه به غير از خدا به فرياد ميخوانيد، بندگاني مثل خودتان هستند. پس آنها را بخوانيد، اگر راست ميگوييد بايد به شما پاسخ دهند! ] ...:smile07:
يعني كساني كه شما به عنوان مدعو غيبي ميخوانيد، بندگاني مثل خودتان فقير و محتاجند و مالك هيچ چيزي نيستند، و هرگز بنده به بندهاي كه مانند خودش نيازمند و بيچيز است، متوكّل نميشود و التجاء و التماس نميكند! بلكه فقط بايد به سوي خداي صمدي كه تنها برآورندة حاجات و نيازمنديهاست ـ مستقيماً ـ رو كند و حاجاتش را به درگاهش عرض نمايد:
:smile07: [ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لَا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَي' يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ هُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ ] .
[ و چه كسي گمراهتر از آن است كه افرادي را به فرياد بخواند كه (اگر) تا روز قيامت (هم ايشان را صدا بزند) پاسخش نميگويند (و نه تنها جواب نميدهند، بلكه سخنانش را هم نميشنوند) و اصلاً از دعايشان غافل و بيخبرند! ] ...:smile07:
آيا نبايد فرق بين خدا ـ كه خالق است ـ و غير خدا را ـ كه مخلوق است ـ تشخيص دهيم؟!
:smile07: [ أَفَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لَا يَخْلُقُ ] .
[ آيا كسي كه خلق ميكند، مانند كسي است كه خلق نميكند؟! ] ...:smile07:
آيا ميتوان خالق را با مخلوق قياس كرد، در حالي كه هيچ چيز و هيچ كسي مثل او نيست؟!
:smile07: [ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ] ... [ فَلَا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثَالَ إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ] .
[ هيچ كس و هيچ چيزي مثل او نيست و او شنوا و بيناست ] ... [ پس براي خدا شبيه و همانند قرار ندهيد (و با قياسهاي فاسد و تشبيهات ناروا، عبادت بتها و معبودان دروغين را تعبير و توجيه نكيد). همانا خدا ميداند و شما نميدانيد ] ...:smile07:
وقتي كه خداوند، خالق و مالك همه چيز در جهان هستي است و در ذات و صفاتش يكتا و يگانه است، و از رگ گردن به انسان نزديكتر است، چرا غير او را بخوانيم و به غيرش متوسّل شويم و واسطهگاني را برايش بتراشيم؟! اصلاً روح يكتاپرستي در توجّه مستقيم به خداوند ـ متعال ـ است و دعا و خواندن او، روح و مغز هر عبادتي است؛ زيرا كسي كه مردم را به خواندن خود و يا خواندن غير خدا دعوت ميكند، چون در عرض راه خداوند قرار گرفته، لذا اين چنين شخصي از ريشه باطل ميگردد:
:smile07: [ ذَ'لِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ مَا يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْبَاطِلُ ] .
[ اين بدين خاطر است كه فقط خدا حق است و هر آنچه كه غير از او ميخوانند، باطل هستند ] ...:smile07:
بنابراين به فرياد خواندنِ «مِنْ دُونِ اللَّهِ» هر چه و هر كس باشد، شرك و باطل است و حتّي نبايد همراه با خدا يا در كنار خدا، دعاها را متوجّه او ساخت؛ زيرا خداوند رقيب ندارد!
:smile07: [ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا ] .
[ پس همراه خدا، كس ديگري را نخوانيد ] ...:smile07:
متأسّفانه بسياري از مردم از اين حقايق بيخبر بوده و توجّهي به آن ندارند، و وقتي آنان به سوي خداوند يكتا و يگانه و بينظير دعوت ميشوند، خدا را در يگانگي در «دعا و به فرياد خواندن» قبول ندارند، امّا وقتي با او كس ديگري از بندگان خاص و مقرّب درگاهش همراه شود، آنگاه خدا را قبول دارند و ميگويند: حالا درست شد!!
:smile07: [ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَ إِنْ يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا ] ... [ وَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَـأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْأَخِرَةِ وَ إِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ ] .
[ هر گاه خداوند به تنهايي خوانده شود، كافر ميشويد و اگر با او شريكي آورده شود، آنگاه ايمان ميآوريد! ] ... [ هنگامي كه نام خداوند به تنهايي و يگانگي برده شود، كساني كه به آخرت ايمان ندارند، دلهايشان ميگيرد و بيزار ميشود، امّا هنگامي كه نام كساني غير از او برده ميشود، ناگهان شاد و خوشحال ميشوند! ] ...:smile07:
اين آيات ميگويند: كساني كه به خدا و قيامت ايمان ندارند، خدا را به تنهايي در هنگام خواندن قبول ندارند و بالعكس، با ياد غير خدا و نام بردنشان شادمان ميشوند! آيا اين افكار و عقيده در اين گونه افراد، شرك نيست؟! آيا غير از خدا به فرياد خواندن و يا با خدا كسي را خواندن شرك نيست؟! اگر اين عقايد شرك نيست، پس شرك به خدا كدام است؟!
( چرا یک روز از خود سوال نمی کنید که چرا اینچنین آیات قران بر خلاف اعتقادات اباو اجدادیمان است )
وسلام . یا الله
عبدالامير
Wednesday 16 May 2007, 09:15AM
zxcv قبلا خيلي چيزها گفته:
zxcv بيان كرده طبق آيه قرآن شيطان داراي قدرت نفوذ به درون انسان است .
اما در مورد قدرت شیطان ، اینجانب سند قرانی ارائه می دهم !
شیطان گفت ؛
قال فبما اغویتنی لا قعدن لهم صراطک المستقیم ثم لا تینهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم و لا تجد اکثر هم الشاکرین .
و خداوند متعال اینچنین پاسخ فرمودند ؛
قال اخرج منها مذو ما مدحورا لمن تبعک منهم لا ملئن جهنم منکم اجمعین .
اکنون نوبت به شما ست که سند و یا مدرکی قرانی ارائه دهید که توسط آن ثابت کنید که امامان و امام زاده های شما هم می توانند از چپ و راست و جلو و پشت سر به درون تفکر و حس انسان نفوذ کنند و به تعبیری دیگر از رگ گردن به انسان نزدیکتر می باشند تا دعاها و راز و نیازهای انسان را بشنوند و کمکی در برآوردن آن بنمایند ؟!!!!!
تا اينجا مشكلي نيست اما.....
پس كساني كه گمان ميكنند، غير از خدا موجود ديگري از درون آنان آگاه است و نيّات قلبيشان را ميداند و به او متوسّل شده و او را ميخوانند و از او استعانت و ياري ميطلبند، در حقيقت صفات و ويژگيهاي الهي را به آن موجود دادهاند و او را در اين صفات، شريك خدا پنداشتهاند.
پس جناب zxcv همين شوونات را براي شيطان قائل شده و يا حرفش غلط است . و ما از قديم نديما همچنان منتظر پاسخ!!!!!!
عبدالامير
Wednesday 16 May 2007, 09:17AM
بشناسيد عقايد اين آقا را!
zxcv معتقد است شيطان مي تواند حاجت انسان را بدهد:
از قضا شیطان هم دست بکار شده بود و مشکل آن زن حل شد
اما پيامبر(ص) و امام (ع) كه آيات خداوند هستند......
براي اطلاع از اعتقادات و مستندات بحث جناب zxcv به آدرس ذيل مرجعه كنيد و ببينيد كه اين آقا كه معتقد است نبايد دين را بر مبناي تاريخ ساخت ، عقايد خودش را با داستان ثابت مي كند.
http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=91508&postcount=19
عبدالامير
Wednesday 16 May 2007, 09:17AM
"حسبنا كتاب الله " پرچم برافراشته نفاق.
خدا در قرآن آناني را كه قرآن را به تنهايي قبول دارند ، منافق دانسته:
" و اذا قيل لهم تعالوا الي ما انزل الله و الي الرسول رايت المنافقين يصدون عنك صدودا"
نسا-61
" و هنگاميكه به آنان گفته مي شود بياييد بسوي آنچه خدا نازل كرده ( قرآن) و بسوي رسول (ص) خواهي ديد كه منافقين مانع از آمدن بسوي تو مي شوند ، مانع شدني عظيم "
منافقين تنها قرآن را مي پذيرند و مانع از رفتن بسوي رسول (ص) مي شوند .
zxcv
Wednesday 16 May 2007, 08:09PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
عبارتيست کوتاه ولی در پشت آن مفهومي عميق و پر محتوا نهفته شده آری ؛ منظور جمله ناب و جوهری ( إِيَّاكَ نَعْبُدُ ) است .
شايد ما روزانه چندین بار آن را به زبان می آوریم ولی کجاست آن کسی که به اين میثاق پاک از جان و دل پایبند باشد ؟ آیا توجه کرده اید که ما حداقل 17 بار در شبانه روز با خداوند خود میثاق می بندیم که (خدایا ؛ ما تنها تو را اطاعت محض می کنیم ) . ؟
اما استثنائات همیشه و همیشه تاریخ شکننده این عهد نامه بودند ؟ زمانی شریک این اطاعت محض نام پیامبر پاکی مانند یوسف می شود و با توسل دروغ به سنت او فرعون ظاهر می شود و در دورانی دیگر بتانی مانند ود ، هبل و عزی ...... و در ادامه این سیر قهقرایی انسان بسوی انحطاط و گمراهی به این عصر و زمانه می رسیم که دهها قدیس و الهه ساختگی در ذهن عوام پدید می آید و مردم در کمال جهل و نادانی آنها را همانند خداوند تعبد و پرستش می کنند
که علت اصلی آن از حماقت خود انسان آغاز می گردد و درکنار او با سوء استفاده از نام بزرگان و اولیاء خدا به پیش می رود تا جائی که آن شریکان ساختگی از حلقوم خوبان و صالحین از دنیا رفته استفاده می کنند و به کام شیطان مشغول صدور قوانین و احکامی می شوند که هیچ سنخیتی با دین خدا و فطرت آدمی ندارد .و باید بدانید که در آن سرزمینی که تعبد غير خدا رسم و عادت مردم گردید هنگامه و زمانی می رسد که ناقوس نحص شرک و بدعت در آن دیار هم به صدا در می آید و این فرصتی است برای جهال و مال اندوزان شیطان صفت که در لباس مردان دین و مذهب مشغول شریعت سازی و بدعت گذاری می شوند !
ولی یقین بدانید عهد آنان دروغ است ! با اینکه آنها هر روز به آن اعتراف مي کنند ولي مفهوم حقيقي آن را نفهمیده و درک نکرده اند ! آن بدعت گذاران تنها لقلقه زیانشان جمله مقدس ( إِيَّاكَ نَعْبُدُ ) است ولی نا جوانمردانه مدام و همیشگی به این عهد نامه پشت پا می زدند آنها همتایانی برای خدا از جن و انس در اطاعت و تعبد می گیرند و نام آن را هم به دروغ اطاعت از فرمان خداوند می گذارند ، .اما باور کنید که خداوندهیچگاه به ما دستور نداده است که کسی را غیر از خودش تعبد کنیم چون پیامبران هم مانند همه بشر اشتباه و گناه می کردند .
عَبَسَ وَتَوَلَّى ﴿1﴾ أَن جَاءهُ الْأَعْمَى ﴿2﴾ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى ﴿3﴾ أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى ﴿4﴾ أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى ﴿5﴾ فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّى ﴿6﴾ وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى ﴿7﴾ وَأَمَّا مَن جَاءكَ يَسْعَى ﴿8﴾ وَهُوَ يَخْشَى ﴿9﴾ فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّى ﴿10﴾ كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ ﴿11﴾ فَمَن شَاء ذَكَرَهُ ﴿12﴾
لابد اصحاب مذاهب و تابعین سنت اگر اینچنین در سوره عبس سرزنش خداوند را نسبت به محمد را نمی دیدند اینگونه وانمود می کردند که باید طبق سنت محمد در برخورد بین فقیر و غنی تبعیض قائل شویم ! ولی محمد ، تنها رسول خدا بود و رسول خدا وظیفه ای جز ابلاغ مبین نداشت و مبین چیزی جز قران نیست .
يأيها الناس قد جاءكم برهن من ربكم وأنزلنا إليكم نورا مبينا(174/الِنساء)
اي مردم، اثباتي از طرف پروردگارتان بر شما آمده است؛ ما براي شما نوري آشکار فرستاده ايم.
پس راستگو باشيد و اگر حقيقتا هر روز با خداي خود عهد مي بنديد که تنها او را تعبد و اطاعت محض می کنید مردانه و محکم با جان و دل به آن پایبند باشید و برای همین تنها از يک مرجع مطمئن و حفاظت شده خدائی اطاعت مطلق نمائید و بدانید که فقط یک ارباب است که هرگز خطا و اشتباه را نمی شناسد و یقین داشته باشید آنهايي که پيمان خود را با خداوند مي شکنند در آینده ای نزدیک سخت پشيمان و نادم مي شوند !
وسلام . يا الله
puyan
Thursday 17 May 2007, 12:39AM
سلام
... و پویان در همان چند سال پیش درباره نوشته zxcv آورده است :
متاسفانه شما چشم من را دور دیدید ، دوباره مطالب تاریخ گذشته و باطل شده تحویل ملت دادید ! و غافل بودید که اگر هم من نبینم چشم خدا باز است و میبیند و اگر در پاسخگویی به من گریزان هستید روزی باید پاسخ خدا را بدهید و از آن نمیتوانید گریزان شوید !
جواب شبهه اندازی های شما را بارها داده ام و از آنجا که شما بر تکرار آنها اصرار دارید من هم با تاکید مکرر بر باطل بودن براهین شما به ابطال مجدد آنها میپردازم ؛
پس بچرخ تا بچرخیم !
1- نوشته اید :
وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى
کمک گرفتن از همنوع زنده هم در حد طبیعی آن با توجه به محدودیتها طبق این آیه مجاز است .
خوب !
اولا : این قید های " در حد طبیعی " و " با توجه به محدودیتها " در آیه نیست و شما خودتان به آیه اضافه کرده اید و به آیه قرآن ( بی دلیل ) قید زدید . اگر این قیدها را برداریم تازه میرسیم به سوال من که چطور است که هم باید از دیگران کمک گرفت و هم نباید از غیر خدا کمک خواست ؟
جوابتان نا معلوم است !
ثانیا : اشکالی ندارد ! الان بفرمایید : در هنگامی که مسلمین همدیگر را "تعاون" میکنند خدا کجاست ؟!
شما در جواب من که پرسیدم : " چطور است که تمام امور فقط بدست خداست ولی در بعضی امور میتوانیم خدا را رها کرده و به سراغ انسانها برویم و از آنها طلب کمک کنیم ؟ " نوشتید : " تعاونوا علی البر و التقوی " ، اما نگفتید در همین اموری که باید با " برّ " و تقوا " تعاون (همیاری ) کنیم دست خدا ( که بقول شما تمام امور فقط بدست اوست ) کجاست ؟
اگر در اموری که ما همیاری میکنیم خدا نقشی ندارد و شما دست خدا را کوتاه میدانید پس شما کافر شده اید ! و اگر میگویید هم خدا کمک میکند و هم باید ما تعاون کنیم پس ( با منطق خودتان ) مشرک شده اید !!
اگر هم شما صفت کفر و شرک را برای خود نمیپسندید ، پس جواب خود را پس بگیرید و یک جواب منطقی و عاقلانه بدهید !
ثالثا : در جاییکه خدا " یجیب المضطر " ( اجابت کننده مشکل داران ) است چه نیازی به خلق خدا هست که چشم امید به همیاری آنها داشته باشیم ؟
شما که میگویید : "همه چیز فقط بدست اوست" و او هم "یجیب المضطر" است پس نیازی نیست ( و بلکه نباید ) چشم به تعاون دیگران داشته باشیم و از سوی دیگرحتی نباید دیگران را یاری کرد چون در این صورت در جایی که فقط خدا یاریگر است ما وارد شده و دخالت کرده ایم ! پس هرگز نباید به کسی کمک کرد چون فقط خدا عهده دار رفع مشکلات است !
خوب بفرمایید نظر شما چیست ؟
اما درباره سوال های شما :
اولا بفرمایید من کجا مدعی شده ام که :
1- روح همه مردگان هم می توانند همانند خداوند حاضر و ناظر بر اعمال همه انسانها باشد ؟؟؟
2- مردگان بر خلاف دوران زندگیشان می توانند گاه و بی گاه به خلوات مردم سر بزنند ؟؟؟؟
3-مردگان هم از رگ گردن به ما نزدیک تر هستند ؟؟؟
4-خداوند فرموده که برای کمک و یاری من به شما ، حتما احتیاج است روح انسان مرده ایی را به وساطت بخوانید ؟!!!
اگر شما این 4 عبارت را به من منتسب میکنید و از من میخواهید از نوشته خود دفاع کنم اولا بگویید من در کدام تاپیک و یا کدام پست از این تاپیک چنین عباراتی را ( با همین تعابیری که شما نوشته اید ) مدعی شده ام ؟
وقتی شما حاضر نیستید عهده دار مسوولیت نوشته های مسلّم خودتان شوید و دائما از آن گریزان هستید چطور انتظار دارید من جواب اموری را بدهم که خودم مدعی نشده ام و شما به من نسبت داده اید ؟؟
بهر حال من که نباید به ادعاهای شما پاسخ بدهم ! من پاسخگوی گفته خودم هستم و پاسخ من به اموری که مدعی آن هستم آماده است !
حال اگر فرض کنیم شما هم میتوانید پاسخگوی آنچه ادعا کرده اید باشید پس پاسخ دهید :
1- وقتی خداوند مشرکان را در ادعایشان ( که میگفتند: ما نعبدهم إلا ليقربونا إلى الله زلفى"ما آنها را معبود خود قرار داديم، فقط براي آنكه ما را به خدا نزديك تركنند ) دروغگو میداند چرا شما مشرکان را راستگودانسته و از دروغ آنها حمایت میکنید ؟ وقتی خداوند میگوید : ان الله لا يهدي من هو كاذب كفارخدا چنين دروغگويان كافري را هدايت نمي كند چرا شما هنوز از مشرکان طرفداری کرده و آنها را در حرفشان راستگو میدانید ؟!
2-اگر آنطور که شما ادعا کرده اید :
به فرياد خواندنِ «مِنْ دُونِ اللَّهِ» هر چه و هر كس باشد، شرك و باطل است
پس چطور در جای دیگر مدعی شده اید :
" كساني كه غير خدا را مدعو غيبي ميدانند، در واقع او را با خداوند مساوي و برابر قرار دادهاند "
؟؟؟
اگر خواندن غیر خدا هر چه و هر كس باشد، ممنوع است پس غیبی و غیر غیبی ندارد .
پس به این ترتیب شما حق ندارید یک نفر را در عالم صدا بزنید و به تعبیر عربی آن نباید هیچکس را بخوانید و نباید هیچ چیزی را از کسی طلب کنید و باید در سراسر عمرتان سکوت کنید ! ( توجه کنید که : دعا در عربی به معنی صدا زدن و طلب کردن است )
پس
اولا بگویید : چطور تناقض را در دو عبارت خودتان حل میکنید ( یک جا میگویید : نباید غیر خدا را خواند هر چه و هر كس باشد، و جای دیگر میگویید : مدعو غیبی را نباید خواند ؟
و ثانیا بگویید :از کجای قرآن این عبارت " غیبی " را آورده اید و به قرآن قید زده اید ؟ کجای قرآن است که مدعو غیبی را نخوانید ؟
متشکرم
Scorpion
Thursday 17 May 2007, 05:51AM
مطالعه این دولینک هم بد نیست :
http://www.porsojoo.com/fa/node/12478
http://www.porsojoo.com/fa/node/12485
puyan
Thursday 17 May 2007, 07:46AM
سلام
جناب zxcv در پاسخ شما عرض میکنم :
... و پویان در همان چند سال پیش درباره نوشته zxcv آورده است :
متاسفانه شما چشم من را دور دیدید ، دوباره مطالب تاریخ گذشته و باطل شده تحویل ملت دادید ! و غافل بودید که اگر هم من نبینم چشم خدا باز است و میبیند و اگر در پاسخگویی به من گریزان هستید روزی باید پاسخ خدا را بدهید و از آن نمیتوانید گریزان شوید !
جواب شبهه اندازی های شما را بارها داده ام و از آنجا که شما بر تکرار آنها اصرار دارید من هم با تاکید مکرر بر باطل بودن براهین شما به ابطال مجدد آنها میپردازم ؛
پس بچرخ تا بچرخیم !
1- نوشته اید :
وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى
کمک گرفتن از همنوع زنده هم در حد طبیعی آن با توجه به محدودیتها طبق این آیه مجاز است .
خوب !
اولا : این قید های " در حد طبیعی " و " با توجه به محدودیتها " در آیه نیست و شما خودتان به آیه اضافه کرده اید و به آیه قرآن ( بی دلیل ) قید زدید . اگر این قیدها را برداریم تازه میرسیم به سوال من که چطور است که هم باید از دیگران کمک گرفت و هم نباید از غیر خدا کمک خواست ؟
جوابتان نا معلوم است !
ثانیا : اشکالی ندارد ! الان بفرمایید : در هنگامی که مسلمین همدیگر را "تعاون" میکنند خدا کجاست ؟!
شما در جواب من که پرسیدم : " چطور است که تمام امور فقط بدست خداست ولی در بعضی امور میتوانیم خدا را رها کرده و به سراغ انسانها برویم و از آنها طلب کمک کنیم ؟ " نوشتید : " تعاونوا علی البر و التقوی " ، اما نگفتید در همین اموری که باید با " برّ " و تقوا " تعاون (همیاری ) کنیم دست خدا ( که بقول شما تمام امور فقط بدست اوست ) کجاست ؟
اگر در اموری که ما همیاری میکنیم خدا نقشی ندارد و شما دست خدا را کوتاه میدانید پس شما کافر شده اید ! و اگر میگویید هم خدا کمک میکند و هم باید ما تعاون کنیم پس ( با منطق خودتان ) مشرک شده اید !!
اگر هم شما صفت کفر و شرک را برای خود نمیپسندید ، پس جواب خود را پس بگیرید و یک جواب منطقی و عاقلانه بدهید !
ثالثا : در جاییکه خدا " یجیب المضطر " ( اجابت کننده مشکل داران ) است چه نیازی به خلق خدا هست که چشم امید به همیاری آنها داشته باشیم ؟
شما که میگویید : "همه چیز فقط بدست اوست" و او هم "یجیب المضطر" است پس نیازی نیست ( و بلکه نباید ) چشم به تعاون دیگران داشته باشیم و از سوی دیگرحتی نباید دیگران را یاری کرد چون در این صورت در جایی که فقط خدا یاریگر است ما وارد شده و دخالت کرده ایم ! پس هرگز نباید به کسی کمک کرد چون فقط خدا عهده دار رفع مشکلات است !
خوب بفرمایید نظر شما چیست ؟
اما درباره سوال های شما :
اولا بفرمایید من کجا مدعی شده ام که :
1- روح همه مردگان هم می توانند همانند خداوند حاضر و ناظر بر اعمال همه انسانها باشد ؟؟؟
2- مردگان بر خلاف دوران زندگیشان می توانند گاه و بی گاه به خلوات مردم سر بزنند ؟؟؟؟
3-مردگان هم از رگ گردن به ما نزدیک تر هستند ؟؟؟
4-خداوند فرموده که برای کمک و یاری من به شما ، حتما احتیاج است روح انسان مرده ایی را به وساطت بخوانید ؟!!!
اگر شما این 4 عبارت را به من منتسب میکنید و از من میخواهید از نوشته خود دفاع کنم اولا بگویید من در کدام تاپیک و یا کدام پست از این تاپیک چنین عباراتی را ( با همین تعابیری که شما نوشته اید ) مدعی شده ام ؟
وقتی شما حاضر نیستید عهده دار مسوولیت نوشته های مسلّم خودتان شوید و دائما از آن گریزان هستید چطور انتظار دارید من جواب اموری را بدهم که خودم مدعی نشده ام و شما به من نسبت داده اید ؟؟
بهر حال من که نباید به ادعاهای شما پاسخ بدهم ! من پاسخگوی گفته خودم هستم و پاسخ من به اموری که مدعی آن هستم آماده است !
حال اگر فرض کنیم شما هم میتوانید پاسخگوی آنچه ادعا کرده اید باشید پس پاسخ دهید :
1- وقتی خداوند مشرکان را در ادعایشان ( که میگفتند: ما نعبدهم إلا ليقربونا إلى الله زلفى"ما آنها را معبود خود قرار داديم، فقط براي آنكه ما را به خدا نزديك تركنند ) دروغگو میداند چرا شما مشرکان را راستگودانسته و از دروغ آنها حمایت میکنید ؟ وقتی خداوند میگوید : ان الله لا يهدي من هو كاذب كفارخدا چنين دروغگويان كافري را هدايت نمي كند چرا شما هنوز از مشرکان طرفداری کرده و آنها را در حرفشان راستگو میدانید ؟!
2-اگر آنطور که شما ادعا کرده اید :
به فرياد خواندنِ «مِنْ دُونِ اللَّهِ» هر چه و هر كس باشد، شرك و باطل است
پس چطور در جای دیگر مدعی شده اید :
" كساني كه غير خدا را مدعو غيبي ميدانند، در واقع او را با خداوند مساوي و برابر قرار دادهاند "
؟؟؟
اگر خواندن غیر خدا هر چه و هر كس باشد، ممنوع است پس غیبی و غیر غیبی ندارد .
پس به این ترتیب شما حق ندارید یک نفر را در عالم صدا بزنید و به تعبیر عربی آن نباید هیچکس را بخوانید و نباید هیچ چیزی را از کسی طلب کنید و باید در سراسر عمرتان سکوت کنید ! ( توجه کنید که : دعا در عربی به معنی صدا زدن و طلب کردن است )
پس
اولا بگویید : چطور تناقض را در دو عبارت خودتان حل میکنید ( یک جا میگویید : نباید غیر خدا را خواند هر چه و هر كس باشد، و جای دیگر میگویید : مدعو غیبی را نباید خواند ؟
و ثانیا بگویید :از کجای قرآن این عبارت " غیبی " را آورده اید و به قرآن قید زده اید ؟ کجای قرآن است که مدعو غیبی را نخوانید ؟
متشکرم
zxcv
Friday 18 May 2007, 06:24PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
تاپيک قبور مقدس خود شاهد است که بارها و بارها به اين شبهات پاسخ داده شده است ولي باز هم پاسخي چند باره به توجیهات جناب پويان می دهیم.
شبه ای که ایشان آورده اند مانند این است که کسی بهانه بیاورد که چون فلان کارخانه می تواند اتومبیل تولید کند پس ایرادی نیست که او را هم در ابعادی کوچکتر خالق بدانیم و یا به خاطر آنکه ما به دیگران در امور روزمره می توانیم کمک و یاری کنیم پس عهد ( ایاک نستعین ) قابل استثناء است ولی وجه تمایز ما انسانها با دیگر موجودات در این است که خداوند به ما عقل و شعور داده تا خود متوجه این موضوع شویم که منظور از نستعینی که در سوره حمد آمده و آن را مختص به خداوند نموده با کمک و همیاری طبیعی که انسان از هم نوع خود انتظار دارد از زمین تا آسمان فرق می کند .
جامعه انساني به نوعي آفريده شده که نياز به همه نوع يک اصل تفکيک ناپذير از آن است قران هم به اين موضوع اشاره کرده است " تعاونوا علي البر و التقوي " ولي بحث ياري گرفتن از زنده گان تنها در محدوده ای تعريف شده ای که در قران آمده با آنچه که شيعه براي مرده گان و حتی زنده گان مي کنند بسيار متفاوت است . معمولا انسانها به دنبال وسايلي به جهت رسيدن به مقصود هستند. در عين حال کمک به يک ديگر و فراهم آوردن اين وسايل براي يکديگر نوعي انسان دوستي و کمک به ديگران است که خود امري خير است. يعني اگر بنده براي شما کاری انجام دهم عملا مي خواهم بگويم که بنده دوست دارم به شما کمک کنم اين به هيچ وجه به اين معني نيست که آن فرد واقعا محتاج و نيازمند به کمک اختصاصی شخص من است چون می تواند هر کسی این کمک را به ایشان بنماید و یا بنده صالح و یا گناهکار در این بین فرقی نمی کند به خاطر آنکه یک انسان معمولی هم قادر است که به حتی یک پیامبر در کار روزمره ای کمک نماید براي همين تضرع ، اصرار و پافشاري براي درخواست کمک از ديگران درست نيست.
ولی این خلاف آن چیزی است که از ( ایاک نستعین ) می دانیم چون درخواست یاری از خداوند همراه با تضرع ، اصرار و در کمال خشوع و خضوع می باشد و انسان مومن بايد همواره و تنها توکلش و در خواست استعانتش با تعریفی که از ( ایاک نستعین ) آورده شد از باري تعالي باشد و به قضا و قدر او راضي باشد. براي مثال اگر شخصي براي نجات دادن بچه خود به دکتر ناله و زاري و اثتغاثه کند باز کار درستي نمي کند. شخص مومن هميشه باور دارد که شفا و مرگ و زندگي دست خداوند است و دکتر و پزشک ، وسيله است طبیعی و نه خارج از تعاریف انسانی .
انسان با توجه به روابط اجتماعي به دکتر و پزشک خود احترام مي گذارد و اگر درخواستي دارد با توجه به شرايط بصورت منطقي با او در ميان مي گذارد و او هم متقابلا کاري که از دستش بر مي آيد انجام مي دهد. اين ميشود تعريف يک رابطه منطقي اجتماعي و استفاده درست از وسيله براي رسيدن به هدف. ولي اگر شخصي واقعا فکر کند که اين دکتر کاره اي است و واقعا مي تواند بچه او را از مرگ نجات دهد و بنابر اين به او تضرع و ناله کند و به هر خواسته و فرمان او تن در دهد در آن صورت از مسير تعادل خارج شده است و اين نوع کار خودش نوعي از شرک است. ايمان به قضا و قدر الهي از اصول بنيادي دين است. اگر واقعا کسي آن را درک کرده باشد ديگر سرش را پيش کسي خم نمي کند. بنابر اين حتي اگر فرض محال بگیریم که امامان شيعه زنده هم باشند خواندن دعايي مانند توسل درست نيست.
و اما برسيم به بحث مرگ. دعا و اثتغاثه به مرده بسيار بدتر از زنده است. چون در اين حالت خود مرده قابليت کمک ندارد يعني حتي قابليت کمک به خودش را ندارد چه رسد به کسان ديگر. و در واقع مانند اين است که شما برويد از يک بت و یا الهه که از سنگ و چوب و در تخیلات است بخواهيد که به شما کمک کند. در قرآن به ناشنوايي بتها اشاره شده است و آن را دليل اصلي غير منطقي بودن اين کار است.
ألهم أرجل يمشون بها أم لهم أيد يبطشون بها أم لهم أعين يبصرون بها أم لهم ءاذان يسمعون بها قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلا تنظرون(195/الاَعَراف)
آيا (آنها حداقل همانند خود شما) پاهايى دارند كه با آن راه بروند؟! يا دستهايى دارند كه با آن چيزى را بگيرند (و كارى انجام دهند)؟! يا چشمانى دارند كه با آن ببينند؟! يا گوشهايى دارند كه با آن بشنوند؟! (نه، هرگز، هيچكدام،) بگو: «(اكنون كه چنين است،) بتهاى خويش را كه شريك خدا قرار دادهايد (بر ضد من) بخوانيد، و براى من نقشه بكشيد، و لحظهاى مهلت ندهيد، (تا بدانيد كارى از آنها ساخته نيست)!
هر حکم تعبدي ديني که از غير قران بيايد نوعي بدعت است و هر بدعت يک قدم ما را به ضلالت نزديکتر مي کند. مهم اين است که درک کنيم ما نمي توانيم در هيچ شرايطي خارج از حکم خدا عمل کنيم اگر قرار است که حکمي را به دين اسلام اضافه کنيم بايد الزاما پشتوانه قراني آن را داشته باشيم و بحث توسل به مردگان يکي از بدعتهايي است که نه تنها سند و مدرک قراني براي اثباتش وجود ندارد بلکه مخالف صريح آيات خداوند است .
وسلام . یا الله
puyan
Saturday 19 May 2007, 01:19AM
سلام
جناب zxcv
در آن تاپیک هم بحث ها شروع میشد و کمی پیش میرفت اما این ، تا زمانی بود که شما پاسخی برای ارائه داشتید اما زمانی که برهان شما ابطال میشد و دلائل شما فلج میگردید ناگهان به تکرار مکررات و یا تغییر موضوع بحث و یا نادیده گرفتن جواب من و تکرار بی مورد و ... روی می آوردید . و بله ، همگان شاهد این رفتار شما بودند .
اکنون باز هم موضوع مطرح شده است و من باز هم مخاطبان باشگاه را به ملاحظه روش شما در بحث دعوت میکنم و اگر شما تصمیم گرفته اید از روش نادرست خود دست بردارید این جا محل مناسبی است برای نشان دادن این تغییر در خودتان . ( هر چند من خوشبین نیستم )
اما جواب شما :
منظور از نستعینی که در سوره حمد آمده و آن را مختص به خداوند نموده با کمک و همیاری طبیعی که انسان از هم نوع خود انتظار دارد از زمین تا آسمان فرق می کند .
از زمین تا آسمان فاصله زیادی است اگر از این فاصله زیاد شما حد اقل چند فرق را میان نستعین قرآن با کمک و همیاری طبیعی را ذکر کنید خوب است . البته باید این تفاوت را با آیات قرآن نشان دهید نه با بیان ادعا !
بحث ياري گرفتن از زنده گان تنها در محدوده ای تعريف شده ای که در قران آمده با آنچه که شيعه براي مرده گان و حتی زنده گان مي کنند بسيار متفاوت است .
خوب است این محدوده تعریف شده را با استناد به آیات قرآن به ما هم نشان دهید !
اگر بنده براي شما کاری انجام دهم عملا مي خواهم بگويم که بنده دوست دارم به شما کمک کنم اين به هيچ وجه به اين معني نيست که آن فرد واقعا محتاج و نيازمند به کمک اختصاصی شخص من است چون می تواند هر کسی این کمک را به ایشان بنماید و یا بنده صالح و یا گناهکار در این بین فرقی نمی کند به خاطر آنکه یک انسان معمولی هم قادر است که به حتی یک پیامبر در کار روزمره ای کمک نماید براي همين تضرع ، اصرار و پافشاري براي درخواست کمک از ديگران درست نيست.
مگر در کمکهای عادی و روزمره مردم به همدیگر دست خدا بسته است تا آنکه مردم به همدیگر کمک کنند ؟
چه اشکالی دارد که من کمک را فقط از خدا بخواهم و از باب " ایاک نستعین " انتظار کوچکترین کمک از غیر خود خدا را نداشته باشم بلکه آن را شرک حتمی بدانم ؟
ولی این خلاف آن چیزی است که از ( ایاک نستعین ) می دانیم چون درخواست یاری از خداوند همراه با تضرع ، اصرار و در کمال خشوع و خضوع می باشد
ممکن است توضیح دهید از کجای " ایاک نستعین " اصرار ، خضوع ، و تضرع و خشوع را بیرون کشیدید ؟
هر کلمه ای معنی خودش را دارد . برای یک کلمه که نمیتوان معنی دلبخواه گفت و آن را به یک زبان ( عربی ) و نیز به خدا نسبت داد . افتراء به خدا ممنوع نیست ؟
و انسان مومن بايد همواره و تنها توکلش و در خواست استعانتش با تعریفی که از ( ایاک نستعین ) آورده شد از باري تعالي باشد
لذا اگر یک نفر پیدا شد که دست به سیاه و سفید نزد و از خدا یاری خواست از سوی منطق شما ممدوح و موحد کامل است . اینطور نیست ؟
بنابر اين حتي اگر فرض محال بگیریم که امامان شيعه زنده هم باشند خواندن دعايي مانند توسل درست نيست.
البته با توجه به منطق شما اگر کسی دعای توسل بخواند و حالت تضرع ، اصرار و در کمال خشوع و خضوع ( اینها را از کجا آوردید معلوم نیست ) نداشته باشد کارش بی اشکال است .
هر حکم تعبدي ديني که از غير قران بيايد نوعي بدعت است و هر بدعت يک قدم ما را به ضلالت نزديکتر مي کند. مهم اين است که درک کنيم ما نمي توانيم در هيچ شرايطي خارج از حکم خدا عمل کنيم اگر قرار است که حکمي را به دين اسلام اضافه کنيم بايد الزاما پشتوانه قراني آن را داشته باشيم
پس لطفا پشتوانه قرآنی تعداد رکعات نماز ظهر را به ما نشان دهید تا اگر کسی گفت تعداد رکعات نماز ظهر پشتوانه قرآنی ندارد و بدعت و ظلالت است با استناد به آیه ای که شما به ما نشان میدهیم جواب دندان شکنی به او بدهیم .
متشکرم
عبدالامير
Saturday 19 May 2007, 08:56AM
شوخي با مزه zxcv
بسم الله
با سلام و کمال احترام
تاپيک قبور مقدس خود شاهد است که بارها و بارها به اين شبهات پاسخ داده شده است ولي باز هم پاسخي چند باره به توجیهات جناب پويان می دهیم.
:smile21: :smile21: :smile21: :smile21: :smile21:
تا آنجا كه حافظه ما ياري مي كند ، اين آقا سولاتي را كه به نفعش نبود ، حتي اگر 10 مرتبه تكرار مي شد ، پاسخ نمي داد . بنابر اين صلاح را در اين ديد تا تاپيك قبور مقدس به فراموشي سپرده شود و مجددا عقايد بدون مدركش را در اين تاپيك مطرح كرده . حال عقايدش را بشناسيد:
zxcv بيان كرده طبق آيه قرآن شيطان داراي قدرت نفوذ به درون انسان است .
اما در مورد قدرت شیطان ، اینجانب سند قرانی ارائه می دهم !
شیطان گفت ؛
قال فبما اغویتنی لا قعدن لهم صراطک المستقیم ثم لا تینهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم و لا تجد اکثر هم الشاکرین .
و خداوند متعال اینچنین پاسخ فرمودند ؛
قال اخرج منها مذو ما مدحورا لمن تبعک منهم لا ملئن جهنم منکم اجمعین .
اکنون نوبت به شما ست که سند و یا مدرکی قرانی ارائه دهید که توسط آن ثابت کنید که امامان و امام زاده های شما هم می توانند از چپ و راست و جلو و پشت سر به درون تفکر و حس انسان نفوذ کنند و به تعبیری دیگر از رگ گردن به انسان نزدیکتر می باشند تا دعاها و راز و نیازهای انسان را بشنوند و کمکی در برآوردن آن بنمایند ؟!!!!!
تا اينجا مشكلي نيست اما.....
پس كساني كه گمان ميكنند، غير از خدا موجود ديگري از درون آنان آگاه است و نيّات قلبيشان را ميداند و به او متوسّل شده و او را ميخوانند و از او استعانت و ياري ميطلبند، در حقيقت صفات و ويژگيهاي الهي را به آن موجود دادهاند و او را در اين صفات، شريك خدا پنداشتهاند.
پس جناب zxcv همين شوونات را براي شيطان قائل شده و يا حرفش غلط است . و ما ازتاپيك قبور مقدس همچنان منتظر پاسخ بوده ايم و هستيم و خواهيم ماند!!!!!!
عبدالامير
Saturday 19 May 2007, 09:14AM
بحث ياري گرفتن از زنده گان تنها در محدوده ای تعريف شده ای که در قران آمده با آنچه که شيعه براي مرده گان و حتی زنده گان مي کنند بسيار متفاوت است .
در كدام آيه قرآن آمده . نشان بده!
عبدالامير
Saturday 19 May 2007, 09:15AM
می دانیم چون درخواست یاری از خداوند همراه با تضرع ، اصرار و در کمال خشوع و خضوع می باشد
zxcv هميشه حاجاتش را با تضرع از خدا مي خواهد :
مثلا اگر روزي در خيابان منتظر تاكسي باشد و بخواهد دعا كند كه خدا زودتر وسيله اي برايش برساند ، وسط خيابان گريه و تضرع مي كند و از خدا طلب تاكسي مي نمايد!
عبدالامير
Saturday 19 May 2007, 09:16AM
انسان مومن بايد همواره و تنها توکلش و در خواست استعانتش با تعریفی که از ( ایاک نستعین ) آورده شد از باري تعالي باشد و به قضا و قدر او راضي باشد.
جالب است كه بحث بايد بر مبناي تعريف اين آقا پيش برود ، ولي اگر تمامي عالم اسلام جمع شوند و حرفي خلاف تعريف اين بابا بنويسند ، مشرك وكافر مي شوند .
عبدالامير
Saturday 19 May 2007, 09:16AM
دعا و اثتغاثه به مرده بسيار بدتر از زنده است. چون در اين حالت خود مرده قابليت کمک ندارد يعني حتي قابليت کمک به خودش را ندارد چه رسد به کسان ديگر. و در واقع مانند اين است که شما برويد از يک بت و یا الهه که از سنگ و چوب و در تخیلات است بخواهيد که به شما کمک کند. در قرآن به ناشنوايي بتها اشاره شده است و آن را دليل اصلي غير منطقي بودن اين کار است.
اولا كه استغاثه درسته ببم جان ! نه اثتغاثه
براي اثبات مدعايش بدون هيچ دليلي مرده را با بت مساوي مي گيرد و آيان در مورد بتها را به مردگان تعميم مي دهد . در حاليكه در قرآن مي فرمايد :
ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احيا عند ربهم يرزقون
عبدالامير
Saturday 19 May 2007, 09:17AM
هر حکم تعبدي ديني که از غير قران بيايد نوعي بدعت است و هر بدعت يک قدم ما را به ضلالت نزديکتر مي کند.
همين حرف تو خودش يك حكم تعبدي است . پس جنابعالي داري بدعت مي گذاري و ديگران را به ضلالت نزديك مي كني . چون هيچ مدركي براي اثبات مدعايت در قرآن نداري!!!
عبدالامير
Saturday 19 May 2007, 09:17AM
بحث توسل به مردگان يکي از بدعتهايي است که نه تنها سند و مدرک قراني براي اثباتش وجود ندارد بلکه مخالف صريح آيات خداوند است .
اين بابا فقط مي گويد در قرآن آمده بدون اينكه آيه را بياورد . بد نيست آدم بحث را شوخي نگيرد!!!!
hady
Sunday 20 May 2007, 11:07AM
با عرض سلام
جناب پویان
بار دیگر ما شاهد لجاجت شما هستیم. شما گفته بودید که:
من که بدون اغراق ده ها صفحه با شما بحث کردم و جز آیه قرآن ننوشتم و همه دلایلم برخاسته از متن قرآن بود و براهین شما را با تکیه بر آیات قرآن ابطال نمودم و نشان دادم در عقایدتان حتی پایبندی به قرآن هم وجود ندارد ؛ حال بفرمایید رگ حیات شما چیست ؟
من هم در برابر این ادعایتان از شما سوالی کردم
پس از شما خواهش می کنم فقط یک آیه، فقط یک آیه در مورد استعانت از مردگان برای بنده بیاورید
اما بنده هر چی منتظر ماندم جوابی از شما ندیدم و تنها کاری که شما کردید این بود که با طرح سوالاتی و منحرف کردن بحث از پاسخ دادن به سوال بند طفره بروید. اما بنده تا به این سوال من پاسخ روشنی ندهید به هیچ یک از سوالات شما پاسخ نخواهم داد. چون در نوشته های شما همانطوری که گفتم به غیراز لجاجت بازی چیز دیگری نمی بینم که در گفتگو شما با جناب zxcv هم درموضوع ایاک نستعین شاهد آن هستیم.
جناب پویان
بنده شباهتهای زیادی بین پاسخ های شما و پاسخهای جناب نمرود در آیه زیر میبینم.
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَآجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رِبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿258﴾
آيا آنكسی را كه با ابراهيم درباره خداوندش بگومگو می كرد نديدی كه خدا به او فرمانروايی داده بود؟
آنوقتی كه ابراهيم گفت خداوند من آن است كه جان ميدهد و جان ميگيرد.
او گفت من هم جان ميدهم و جان ميگيرم.
ابراهيم گفت خدا خورشيد را از مشرق در می آورد، تو آن را از مغرب درآور. فرد بی ايمان مبهوت شد.
خدا كسانی را كه ظلم ميكنند هدايت نميكند.(258)
در اصل توسط zxcv نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/buttons/viewpost.gif (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?p=145199#post145199)
منظور از نستعینی که در سوره حمد آمده و آن را مختص به خداوند نموده با کمک و همیاری طبیعی که انسان از هم نوع خود انتظار دارد از زمین تا آسمان فرق می کند
.
و شما با تمسخر دقیقا همان پاسخ که جناب نمرود از سر لجاجت به حضرت ابراهیم دادند شما به گونه دیگری به جناب zxcv دادید.
در اصل توسط پویان نوشته شده است
اولا : این قید های " در حد طبیعی " و " با توجه به محدودیتها " در آیه نیست و شما خودتان به آیه اضافه کرده اید و به آیه قرآن ( بی دلیل ) قید زدید . اگر این قیدها را برداریم تازه میرسیم به سوال من که چطور است که هم باید از دیگران کمک گرفت و هم نباید از غیر خدا کمک خواست ؟
توسط نمرود گفته شده است
من هم جان می گیرم و جان میدهم
وسلام
puyan
Sunday 20 May 2007, 06:55PM
سلام
جناب hady
تند رفتید ! کمی یواش تر ، تا با هم برویم !
شما سوالی پرسیده اید و جواز موضوعی را طلب کرده اید در حالیکه دلیلی برای ممنوعیت الهی آن امر ارائه نکرده اید .
لذا اگر قول دهید که بحث را تا پایان پیگیری نمایید و در میانه راه میدان را خالی نکنید و با فاصله کم و نه 2 هفته به 2 هفته جواب را بنویسید و سپس ادله ممنوعیت موضوع مذکور را ارائه نمایید بحث با شما را آغاز میکنم .
متشکرم
zxcv
Sunday 20 May 2007, 11:54PM
و شما با تمسخر دقیقا همان پاسخ که جناب نمرود از سر لجاجت به حضرت ابراهیم دادند شما به گونه دیگری به جناب zxcv دادید.
جناب هادی ، معجزه بودن قران در همین روشنگری آن است و مختص به حال و یا گذشته هم نمی باشد ، همه آن کسانی که در طول تاریخ همتایانی برای خداوند می گرفتند و می گیرند بهانه هایی شبیه به هم می آورند !
پادشاهی که با ابراهیم احتجاج می کرد توجیه ای برای عقاید سخیف خود می آورد که همکنون ما در مطالب منتقدین یکتا پرستی می بینیم او گفت ( من هم می توانم زنده کنم و بمیرانم ) و ایشان هم می گوید ( من هم می توانم کمک کنم و یاری برسانم )
شباهت مو نمی زند ، لطفا توجه کنید ( خداوند می میراند نمرود هم می میراند) ( خداوند کمک می کند دیگران هم کمک می کنند ) ولی آیا معنای ( هو يحي ويميت ) همانی هست که نمرود هم مدعی بود می تواند انجام دهد ؟! و آیا مفهوم " نستعینی " که خداوند تنها آن را مختص به خود نموده همان همیاری است که ما در کوچه و بازار از دیگران انتظار داریم ؟!
جناب هادی ، متاسفانه لجاجت و تعصب پیروی از آنچه که از ابا و اجداد به ارث برده ایم اجازه نمی دهد که حقایق را به خوبی درک کنیم و این مصیبت و بلا دامنگیر اکثریت پیروان ادیان می باشد ، تصور نکنید که جنابان پویان و یا عبد الامیر و یا هر کس دیگری که از عقاید موروثیش دفاع کور کورانه می کند قصد و غرض سوئی داشته باشد ، من لا اقل در مورد اکثریت قریب به اتفاق کاربران این تالار این عقیده را ندارم بلکه آنها با این یقین پا به مناظرات و شاید مجادله ها می گذارند که تصور می کنند که در حال دفاع از دینی هستند که آنها را به سعادت می رساند و با این کار خود سعی می کنند خود را در قالب یک مبلغ تمام عیار دینی قرار دهند .
کسی نمی آید وقت و هزینه خود را صرف کند که در تالار گفتمان به دنبال سرگرمی باشد چون برای بازی و سرگرمی اینترنت کانالهایی دارد که بسیار بهتر و مناسب تر از تالار گفتمان آن هم دینی است ، ولی هر کس یک عقیده و باوری دارد حتی اگر بی خدا باشد و برای عقیده خود احترام قائل است و به همین سبب سعی می کند نظر و عقیده خود را با بهترین دلایل آمیخته کند و به دیگران عرضه کند ، ولی وای به حال آن زمانی که لج بازی و تعصب کور سبب شود که واقعیات را نبینیم و حقایق را کتمان کنیم آنگاه حتی آیات قران نمی تواند سودی برای هدایت و راهنمایی ما باشد .
برای آن شخص دیگر سخت است که بپذیرد اشتباه می کند چون از روی قصد و نیت می خواهد نبیند و نشنود و تعقل نکند . خداوند هم در مورد این افراد توصیه نموده که غیر از ابلاغ آیاتش دیگر وظیفه ای بر گردن مبلغان نیست ، پس ما هم در مقابل اینگونه توجهات پوچ نمرودی بهتر است تنها پاسخ دهیم که ؛ خدای ما خدایست که خورشيد را از مشرق بيرون ميآورد، آيا معبودان شما ميتوانند آن را از مغرب بيرون بیاورند ؟!
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِى يُحْيِيْ وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ(258/البقره)
آيا توجه کردهاي به کسي که با ابراهيم در مورد پروردگارش بحث کرد، با وجود اينکه که خدا به او پادشاهي داده بود؟ ابراهيم گفت، «پروردگار من زندگي و مرگ را عطا ميکند.» او گفت، «من زندگي و مرگ را عطا ميکنم.» ابراهيم گفت، «خدا خورشيد را از مشرق بيرون ميآورد، آيا ميتواني آن را از مغرب بيرون آوري؟» آن کافر بهت زده شد. خدا ستمکاران را هدايت نميکند.
puyan
Monday 21 May 2007, 12:51AM
سلام
جناب zxcv
نطق خوبی بود ...
اما از آنجایی که هیچ ماست بندی درباره ترش بودن ماستش نطق نمیکند از شما هم جز این انتظار نداشتیم .
بر فرض محال فرض کنید شما ابراهیم ( نستجیر بالله ) و من هم نمرود ( پناه بر خدا ) ، حال بفرمایید جواب سوالهای من چه میشود ؟
شما که در بیان ساده ترین و بدیهی ترین مفاهیم اسلامی احساس درماندگی شدید میکنید و حتی در تبیین تفاوت مخلوق و خالق در صفاتی که هر دو دارند ( مثل سمع و بصر ) عاجز مانده و پایتان گلی شده است چگونه داعیه تبلیغ دین خدا را دارید .
ما حد اقل آشنایی با دین خدا در شما سراغ نداریم .
ردیف کردن آیات قرآن و جمله بندی های شکسته بسته شما که نمونه های بهتر آن را در میان نویسندگان اسلام ستیز یهودی و بهایی سراغ داریم همچنین کپی برداری شما از نوشته های محمد بن عبد الوهاب ، که خیانکارانه و در کمال ناجوانمردی آنها را به نام خودتان جا زدید ( هر چند شما به عنوان عضوی از خانواده و مولود توهمات اسلام ستیز محمد بن عبد الوهاب شاید چنین اجازه ای به خود میدهید ) و من دقیقا نمونه آن را برای آگاهی کاربران آگاه باشگاه عریان کردم ، شخصیت شما را معرفی کرده است .
لذا اصطلاحا جانماز آب نکشید که در این تالار همگی شما را ( شاید بهتر از خودتان ) می شناسند ...
بحث را در کانال خود انجام دهید و اگر خدای نکرده جوابی دارید با استناد به آیات قرآن و با تکیه بر براهین صحیح عرضه کنید .
متشکرم
zxcv
Wednesday 23 May 2007, 03:09PM
اما از آنجایی که هیچ ماست بندی درباره ترش بودن ماستش نطق نمیکند .....
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَلاَ يَهْتَدُونَ(170/البقره)
و هنگامي که به آنها گفته شود، «از آنچه خدا در اين فرستاده است پيروي کنيد،» گويند، «ما تنها از آنچه پدران ما انجام دادند، پيروي ميکنيم.» پس، اگر پدران آنها نفهميده بودند و هدايت نشده بودند، چطور؟
( ماست ترش )
بزرگترين معضلي كه تمامي انبياء الهي درطول تاريخ همواره با آن دست به گريبان بوده اند ؛ پافشاري و تعصب اقوام ايشان بر سنت پيشينيان و يا راه و روش آباء و اجدادي شان بوده است. در واقع مهمترين دليل مقاومت اقوام گذشته در برابر پيامبرانشان عدم سازگاري و همخواني قول پيامبران با سنت و حرف و حديث پيشينيان مي باشد كه اين توجه و تعصب افراطي به سنت گذشتگان، قدرت هرگونه تفكر و پردازش قول پيامبران را از ايشان سلب مي كرده است . قدمت سنتهاي آباء و اجدادي و نيز كثرت مردماني كه آز اين سنتها پيروي مي كرده اند مانع از اين مي شد كه شخص كوچكترين شكي نسبت به باورهاي خود به دل راه دهد و همين امر سبب مي گرديد او موضوع را قطعي و تمام شده درنظر بگيرد و طبيعي بود كه به سخنان پيامبرانشان كوچكترين توجهي نكنند و خود را به زحمت تدبر و تفكر نياندازند:
[23:68] افلم يدبروا القول ام جاءهم ما لم يات ءاباءهم الاولين
آيا درباره اين سخنان فکر نميکنيد؟ يا( عدم تفكر ايشان) بخاطر اين است که چيزی برای آنها آمده که برای پدران درگذشته آنها نيامده بود( با شنيده هاي قبلي آنها مغايرت دارد)؟
امروز نيز هريك از پيروان فرق خود را مسلمان مي نامند و اگر ايشان را پيرو سنت پيشينيان خطاب كنيد ، با اطمينان خاصي به شما خواهند خنديد و از خداوند برايتان طلب هدايت خواهند كرد در حالي كه حقيقتاً مانند قدماي فريب خورده خود گرفتار دام شيطان شده و جز اقول و سنتهاي آباء و اجدادي را پيروي نمي كنند.
به عنوان يك معيار بايد گفت امكان ندارد و محال است كسي پيرو دين الهي باشد و به پيروي از فرق موجود بپردازد. دين الهي مجموعه اي از احكام ، مقررات و دستورات خداوندي است كه تماماً در كتاب آسماني ثبت و ضبط گرديده و مسلمان كسي است كه صرفاً از دين الهي پيروي كند و در برابر كتاب قوانين او تسليم شود و هركس از چيزي غير از اين پيروي كند و در برابر احكام و فراميني غير از آنچه در قرآن آمده است تسليم شود ، بدون شك از پيروان دين سنتي خواهد بود و به هيچ روي نمي توان او را مسلمان خطاب كرد . اسلام فقط اسلام است ؛شيعه ، سني ، مسيحي ، يهودي ندارد .
آري ؛ همواره سنت اولين مانع ايمان خالصانه به كتاب آسماني و ما انزل الله بوده است . اين فكر كه پیامبران و صالحین گذشته از ويژگيهاي بخصوصي برخوردار بوده اند و توانمنديهايي داشته اند كه هيچ انساني از آنها برخوردار نبوده هيچگاه دست از سر انسان برنداشته و نخواهد داشت. و امروز ما نيز همان انتظاري را از پيامبران و رسولان الهي داريم كه گذشتگان داشتند.
تصور مي كنيم آنان از علم غيب برخوردار بودند و ملائكه دائماً مطيع و تحت فرمان آنها بودند. اگر كسي بگويد كه آنها رسولي بيش نبودند اين را توهيني بزرگ در حق آنها خواهيد انگاشت و با تمسخر خواهيد گفت : يعني رسول فقط يك پستچي بود و از خودش حرفي براي گفتن نداشت؟
آري ، اگر شما نيز به خداي وحده ايمان داشته باشيد و در عالم وجود جز يك رب و اله اتخاذ نكرده باشيد ايمان خواهيد آورد كه رسول از خودش هيچ حرفي براي گفتن نداشت جز اينكه بگويد ، فرمانرواي من و شما فقط ذات مقدس خالق و پروردگار آسمانها و زمين است ، فقط حرف او را گوش كنيد و فرمان او را گردن نهيد.
معاصرين پيامبر نيز تابع سنتهاي گذشتگان خود بودند چون نادانی مردم باعث شده بود که ويژگيهاي بخصوص و ما فوق بشری براي پيامبران پيشين جعل کنند ولی آنها هيچ يك از آن ويژگيها را در محمد رسول الله نمي ديدند برای همین به او مي گفتند كه منتظر وحي نباشد و از خود كتابي ديگر برايشان بياورد، آنها مي گفتند قرآني غير از اين برايمان بياور يا آن را تغيير بده ، اما رسول از اين حرف آنها به خدا پناه مي برد و مي گفت ، مگر من بشري بيشترم؟
اي كساني كه پيرو قرآني ديگر به اسم سنت شده ايد و هر کدام بر این اساس مذهبی ساخته اید و مدعی هستید که تنها ماست فرقه شما شیرین است ، آیا فكر كرده ايد اختيارات محمد بيش از يك بشر بود؟!
به خدا قسم نبود كه نبود. او نيز ملزم به اطاعت و پيروي از آنچيزي بود كه به وي وحي مي شد. كتابي كه به محمد وحي شد بصورت مبين است . كتاب غير مبين و مخفي به محمد تعلق ندارد ، كتاب غير مبين از طرف خداوند نازل نشده است. كتاب غير مبين از هيچ آيه محكمي برخوردار نيست . كتاب غير مبين تماماً تشكيل شده از متشابهات شيطانيست . سنت الله از كتاب مبين بيرون مي آيد و آنچه از كتاب غير مبين و قرآني ديگر خارج مي شود نامش سنت باطل و متعلق به شیطان است .
وسلام . یا الله
عبدالامير
Wednesday 23 May 2007, 04:31PM
تعريف منافق در قرآن!
خدا در قرآن آناني را كه قرآن را به تنهايي قبول دارند ، منافق دانسته:
" و اذا قيل لهم تعالوا الي ما انزل الله و الي الرسول رايت المنافقين يصدون عنك صدودا"
نسا-61
" و هنگاميكه به آنان گفته مي شود بياييد بسوي آنچه خدا نازل كرده ( قرآن) و بسوي رسول (ص) خواهي ديد كه منافقين مانع از آمدن بسوي تو مي شوند ، مانع شدني عظيم "
منافقين تنها قرآن را مي پذيرند و مانع از رفتن بسوي رسول (ص) مي شوند .
حال نوشته زير را بخوانيد :
مسلمان كسي است كه در برابر كتاب قوانين او تسليم شود و هركس از چيزي غير از اين پيروي كند و در برابر احكام و فراميني غير از آنچه در قرآن آمده است تسليم شود ، بدون شك از پيروان دين سنتي خواهد بود و به هيچ روي نمي توان او را مسلمان خطاب كرد .
عجب شباهتي!!!!!!!!:smile21: :smile21: :smile21:
puyan
Friday 25 May 2007, 02:50AM
سلام
جناب zxcv
بزرگترين معضلي كه تمامي انبياء الهي درطولتاريخ همواره با آن دست به گريبان بوده اند ؛ پافشاري و تعصب اقوام ايشان بر بافته های ذهن خویش و يا راه و روش آباء و اجدادي شان بوده است. در واقع مهمترين دليل مقاومتاقوام گذشته در برابر پيامبرانشان عدم سازگاري و همخواني قول پيامبران با تصورات شیطانی آنها مي باشد كه اين توجه و تعصب افراطي به القائات شیطان گذشتگان، قدرت هرگونهتفكر و پردازش قول پيامبران را از ايشان سلب مي كرده است . قدمت روش باطل آنها و نیز آباء واجدادشان و نيز كثرت مردماني كه آز القائات شیطان پيروي مي كرده اند مانع از اين مي شد كهشخص كوچكترين شكي نسبت به باورهاي خود به دل راه دهد و همين امر سبب مي گرديد اوموضوع را قطعي و تمام شده درنظر بگيرد و طبيعي بود كه به سخنان پيامبرانشانكوچكترين توجهي نكنند و خود را به زحمت تدبر و تفكر نياندازند
با کمی توجه در نوشته های جناب zxcv بخوبی در می یابیم که مطالب ایشان خالی از براهین و استدلالهای متقن بودن و در واقع نوعی لفظ پردازی و بازی با کلمات و آیات قرآن است .
بخوبی مشاهده میشود که من با کمی تغییر متن ایشان را برای خودشان کپی کرده ام و توهمات باطل ایشان را رسوا ساخته ام .
من نیز میتوانم با اتلاف وقت ، به تهیه متون چند وجبی ، که خالی از ارزش و اعتبار علمی باشد بپردازم اما از آنجا که برای مخاطبان خود حرمت قائل هستم سعی میکنم مطالب خود را همراه با براهین باطل کننده ادعای جناب zxcv و بصورت روشن عرضه نمایم .
به هر حال همگی ما با جناب zxcv ( که ظاهرا عضویت ایشان در گروهک " فقط قرآن " یا " quran alone " معلوم شده است ؛ گروهکی که ظاهرا طرفداران آن در امریکا جمعی دارند و با مبانی اسلام رایطه چندانی ندارند ...) بخوبی آشنا هستیم .
از آنجا که ایشان به حاشیه ها علاقمند بوده و از اصل ماجرا گریزانند به خط اول نوشته من بسنده کرده و پیش نرفته اند لذا بخش بعدی نوشته خود را ( در پست قبلی ) تکرار میکنم :
بر فرض محال فرض کنید شما ابراهیم ( نستجیر بالله ) و من هم نمرود ( پناه بر خدا ) ، حال بفرمایید جواب سوالهای من چه میشود ؟
شما که در بیان ساده ترین وبدیهی ترین مفاهیم اسلامی احساس درماندگی شدید میکنید و حتی در تبیین تفاوت مخلوق وخالق در صفاتی که هر دو دارند ( مثل سمع و بصر ) عاجز مانده و پایتان گلی شده استچگونه داعیه تبلیغ دین خدا را دارید .
ما حد اقل آشنایی با دین خدا در شما سراغنداریم .
ردیف کردن آیات قرآن و جمله بندی های شکسته بسته شما که نمونه هایبهتر آن را در میان نویسندگان اسلام ستیز یهودی و بهایی سراغ داریم همچنین کپیبرداری شما از نوشته های محمد بن عبد الوهاب ، که خیانکارانه و در کمال ناجوانمردیآنها را به نام خودتان جا زدید ( هر چند شما به عنوان عضوی از خانواده و مولودتوهمات اسلام ستیز محمد بن عبد الوهاب شاید چنین اجازه ای به خود میدهید ) و مندقیقا نمونه آن را برای آگاهی کاربران آگاه باشگاه عریان کردم ، شخصیت شما را معرفیکرده است .
لذا اصطلاحا جانماز آب نکشید که در این تالار همگی شما را ( شایدبهتر از خودتان ) می شناسند ...
بحث را در کانال خود انجام دهید و اگر خداینکرده جوابی دارید با استناد به آیات قرآن و با تکیه بر براهین صحیح عرضه کنید .
متشکرم
puyan
Friday 25 May 2007, 10:24AM
سلام
از جناب hady هم خبری نیست ... !
متشکرم
zxcv
Saturday 26 May 2007, 01:37AM
:قانون(1):
کاربر zxcv
طبق قوانین توافقی توافقی ثبت نام درج هرگونه الفاظ و عبارات توهین آمیز نسبت به اشخاص حقیقی مغایر با قوانین باشگاه است . در صورت تکرار شناسه شما در باشگاه با محدودیت نوشتاری مواجه خواهد گشت .
عبدالامير
Saturday 26 May 2007, 09:25AM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَقَالُوا رَبَّنَا إِنّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبيلاَ
آنها همچنين خواهند گفت، «پروردگار ما، ما از بزرگان و رهبرانمان پيروي کرده ايم، اما آنها ما را گمراه کردند.
( راوي کلام اهريمن )
همان داستان هميشگي تقليد و اطاعت کور کورانه ، همان احبار و رهبان ، فريسيان از خدا بي خبر که در لباس دیانت ، به جنگ مردان خدا شتافته اند !
ولي او با يک لب تاب آمده و با مهارت آنچنانی اینگونه وانمود می کند که انگاري تمامي کتب حديثي و روائي را از بر است آن انسان موذی در چهره يک مرد ديني بدون هيچ واهمه اي حتي به شخص رسول الله هم جسارت مي کند ولي هيچ نهاد و سازماني به توهين او اهميت نمي دهد نه رگ گردن کسي بر افروخته می شد و نه تظاهرات و اعتراضي صورت مي گيرد براي آنکه آن قزويني جاهل راوي سخنان شيطان و از خودي هاست .
مردم را مجبور مي کنند دين خدا را از امثال ايشان یاد بگيرند بدون آنکه بدانند که آن ملای نادان خود در حال پيمودن طريق بهتر رسيدن به دوزخ است ، گفتارش شرم آور است ولي براي زير سوال بردن فرقه مقابل هميشه هدف ، وسيله را توجيه مي کند حتي اگر آن وسیله دورغ ، جعليات و دسيسه باشد .همین دیشب سعی می کرد که کار ناشایستی را به رسول اکرم نسبت دهد و مجری میمون صفت برنامه هم با تائید کلام قبیح او نشان داد که در این گمراهی و انحطاط چیزی از استاد خود کم ندارد .
او از پشت نام موسسه تحقیقاتی سخن می گوید ، آخوندي ظاهرا مستقل ولي در عمل درباري و از خودي ها که با دروغهایش تمامي اسلام و مسلمين را زير سوال مي برد ، او تفرقه مي سازد ، از شبکه ماهواره اي استفاده مي کند و به ريشه اسلام مي زند ، شرک را موجه جلوه مي دهد و خواندن غير خدا را مجاز مي داند ، توهين به اصحاب رسول الله را ثواب و تعبد مخلوق را همان تعبد خالق می خواند. در اصل او همان رهبان عصر جديد است ولي در لباس تجدد ، کامپيوتر و ماهواره ، با همان تقديس دروغين که از اسلافشان سراغ داريم تعصب و نگاه بسته او به دین همواره همراه با غرور است و به همین خاطر به خود اجازه نمي دهد که فکر و اندیشه اي غير از عقیده ابا و اجدادیش را بپذيرند
نگرش او به مقوله دين و مذهب همان شکلي است که قبل از او پيشوايان ديني اقوام قدیمی نصارا و يهود مدعی آن بودند
وَقَالُوا لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَنْ كَانَ هُودَاً أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنتُمْ صَادِقِينَ(111/البقره)
و بعضيها گفته اند، «هيچکس داخل بهشت نخواهد شد، بجز يهوديان يا نصرا نيز چنين است آروزهاي پوچ آنها. بگو، «اگر راست ميگوييد، برهان خود را به ما نشان دهيد.»
و او هم می گوید که هيچکس داخل بهشت نخواهد شد به جز علي و شيعيانش ، اما به یقین اين آرزوئي بيش نيست براي آنکه او براي اين ادعاي خود هيچ برهان و سندي از جانب خداوند ارائه نمي دهد .
و بزرگترين عامل گمراهی اديان ابتدا از رهبرانشان آغاز می شود و سپس به سایر مردم تسری پیدا می کند از آغاز تاریخ اینچنین بوده و تا ابد اينچنين مي ماند ، در واقع مذهبیون انحراف و انحطاط خود را همان راه و روش انبياء مي پندارند و بدينگونه مردم را وادار مي کنند که پشت سر آنان نابع راه و روشي شوند که سرانجامش به اسقل و سافلین می انجامد با این روش آنان ابتدا مخالف خود را مخالف خدا جلوه می دهند و در نتیجه جنگ با او را جنگ با دشمن خدا اعلام می کنند و همان گونه که فريسيان خشک مقدس به بهانه دین موسی ، عيسي پیامبر را محکوم به مرگ کردند آنها هم صدای هر مسلمانی را که برای به تاراج رفتن دین و دیانت بلند می شود در نطفه خاموش و ساکت می کنند .
همین چند شب پیش او همه را تهدید می کرد ، برای تمامی آن کسانی که به نوعی توحید را تبلیغ می کنند خط و نشان می کشید ولی آن سخنگوی شیطان باید بداند که آن افرادی که پا در این راه نهاده اند منتهای آرزوی شان، شهادت است .
وسلام . یا الله
zxcvهمه را به كيش خود پندارد!
دوستان عزيز!
تمامي كساني كه چندباري نوشته هاي zxcv را خوانده اند با روش بحث وي آشنا هستند . نوشته هايي خالي از هرگونه دليل منطقي ، تعقل ، خداترسي و خداپرستي .
جالب اينجاست كه اين بابا جايي كه گير كند ، اگر 1000 بار هم از او بپرسي ، از پاسخ فرار مي كند و به روي خودش هم نمي آورد ، اما به راحتي و بدون هيچ دليلي ديگران را متهم مي كند كه كلام شيطان را رواج مي دهند . كسي كه حتي قرآن را يكبار روخواني هم نكرده ، اينگونه به افراد ديگر توهين مي كند . وي همواره ادعا كرده كه كسي ( حتي با اجازه خداوند هم) نمي تواند ، حاجت كسي ديگر را بدهد . اما براي اثبات داستانهاي خود ساخته اش :
اما در مورد قدرت شیطان ، اینجانب سند قرانی ارائه می دهم !
شیطان گفت ؛
قال فبما اغویتنی لا قعدن لهم صراطک المستقیم ثم لا تینهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم و لا تجد اکثر هم الشاکرین .
و خداوند متعال اینچنین پاسخ فرمودند ؛
قال اخرج منها مذو ما مدحورا لمن تبعک منهم لا ملئن جهنم منکم اجمعین .
اما اين تازه ابتداي راه اين داستان پرداز است . وي معتقد است ، فقط بايد از قرآن تبعيت كرد در حاليكه خدا در قرآن آناني را كه قرآن را به تنهايي قبول دارند ، منافق دانسته:
" و اذا قيل لهم تعالوا الي ما انزل الله و الي الرسول رايت المنافقين يصدون عنك صدودا"
نسا-61
" و هنگاميكه به آنان گفته مي شود بياييد بسوي آنچه خدا نازل كرده ( قرآن) و بسوي رسول (ص) خواهي ديد كه منافقين مانع از آمدن بسوي تو مي شوند ، مانع شدني عظيم "
منافقين تنها قرآن را مي پذيرند و مانع از رفتن بسوي رسول (ص) مي شوند .
ان شاء الله باز هم از بافته هاي ذهني اين كاربر ، كه مخالف محض آيات قرآن است و همچنين توهيناتي را كه وي بر اثر عجز از جواب ، نثار ساير كاربران نموده است ، براي شما خواهم آورد .
zxcv
Monday 28 May 2007, 01:53AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
" تعبد " یعنی سخنی را پذیرفتن صرفا به این دلیل که فلان کس آن را گفته است. و چون فلان شخص گفته فلان گزاره صحیح است من بدون چون و چرا از آن اطاعت می کنم ، اکنون اگر من در مقابل هر سخن و دستوری از جانب هر شخصی باشد اینگونه عکس العملی داشته باشم در حقیقت من در حال تعبد آن شخص هستم پس هر اطاعت مطلقی ، تعبد است ، برای روشن شدن موضوع به سراغ قران می رویم آیه ای در قرآن است که معمولا کمتر نقل میشود
اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَاباً مِن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً وَاحِداً لاَإِلهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ(31/التوبه)
آنها رهبران مذهبي و علماي خود را بجاي خدا پروردگار خود قرار داده اند. ديگران آن شفا دهنده، پسر مريم را خدا قرار دادند. به همه ي آنها امر شده بود تا فقط يک خدا را پرستش کنند. غير از او خدايي نيست. ستايش او را، بسيار بالاتر از آنکه شرکايي داشته باشد.
این آیه در باب روحانیت نصاری و یهود است که فراوان می گویند؛ یهودیان ونصاری روحانیون خود را می پرستیدند چه من دون ا... را به جای خدا بگیرند یا علاوه بر خدا ، اما آیا واقعا مردم آنها را می پرستیدند؟! در جواب باید بگوئیم که هرگز اینگونه نبود و نیست ، روحانیون مسیحی به مردم نمی گفتند که ما را بپرستید واگر هم می گفتند کسی حرف آنها را گوش نمی داد ، اما اینکه قرآن به آنها این نسبت را میدهد به آین دلیل است که آن اطاعت مطلقی را که مردم باید تنها نسبت به خداوند داشته باشند در مقابل روحانیون خود هم اینگونه عمل می کردند .
( ایاک نعبد ) اصلی است که تمامی پیامبران مبلغ آن بودند پس تعبد و حرف شنوی مطلق از غیر خدا در همه ادیان الهی ممنوع است این محدودیت شامل تمامی اسامی پاک و صالح هم می شود و هیچ تفاوتی وجود ندارد اگر خداوند دستور داده که فقط او را تعبد کنیم بی معنا است که تصور کنیم در جائی دیگر خداوند بر خلاف دستور قبلی توصیه نموده که رسولش را هم تعبد کنیم این تناقض است و یقینا تناقض و اختلاف در قران جای ندارد پس اگر گفته شده که باید از نبی اطاعت کنیم معنایش تعبد آیاتی است که از جانب پر.وردگار و به واسطه.رسول بر مردم نازل شده است .
اگر به آیات قران هم توجه کنید متوجه می شوید که حتی پیامبران خداوند هم اجازه نداشتند از خارج از کتب آسمانی حکمی را صادر کنند .
إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدىً وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِن كِتَابِ اللّهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ فَلاَ تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلاَ تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَناً قَلِيلاً وَمَن لَمْ يَحْكُم بِمَا أَنْزَلَ اللّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ(44/المائِدَه)
ما تورات را فرستاده ايم، شامل هدايت و نور. با آن حکم ميکردند انبيا يهودي، همچنين خاخامها و کشيشها همانطور که در کتاب خدا بر آنها ديکته شده بود و همانطور که آنها شاهد آن بودند. پس، از مردم نترسيد؛ در عوض از من بترسيد. و آيات من را به قيمتي ناچيز معامله نکنيد. کساني که بر طبق آنچه خدا فرستاده است حکم نميکنند، کافر هستند.
اگر می خواهیم که آیات قران را به خوبی درک کنیم باید آن را بگونه ای بخوانیم که مخاطب مستقیم آنها را خود بدانیم و قیاس آن را با این عصر و زمانه بسنجیم این آیه را اگر فرض بگیریم که همکنون نازل شده و مخاطب مستقیم خود ما هستیم ( که هستیم ) شاید بدینگونه به ما عبرت دهد !
( ما قران را فرستادیم ، شامل هدایت و نور که صد البته و یقینا هیچ شخصی حتی اگر نامش پیامبر خدا هم باشد اجازه این را ندارد ، خارج از آن حکمی را صادر کند ....)
وسلام . یا الله
عبدالامير
Monday 28 May 2007, 09:29AM
" تعبد " یعنی سخنی را پذیرفتن صرفا به این دلیل که فلان کس آن را گفته است. و چون فلان شخص گفته فلان گزاره صحیح است من بدون چون و چرا از آن اطاعت می کنم ، اکنون اگر من در مقابل هر سخن و دستوری از جانب هر شخصی باشد اینگونه عکس العملی داشته باشم در حقیقت من در حال تعبد آن شخص هستم پس هر اطاعت مطلقی ، تعبد است
بازهم مخالفت با قرآن!
دوستان عزيز!
ازآنجائيكه هميشه در نوشته هاي zxcv مخالفت با قرآن به چشم مي خورد ، اينبار نيز اين سنت حفظ شده است . وي اطاعت مطلق از غير خدا را اشتباه دانسته ، در حاليكه خداوند در قرآن ما را به اطاعت مطلق از پيامبر (ص) امر نموده و حتي سرپيچي از آنرا نفاق و كفر مي داند :
سوره = آل عمران (http://www.erfan.ir/farsi/quran/quran_proj/display/display.php?id_srh_t=3) آيه = 32 (http://www.erfan.ir/farsi/quran/quran_proj/display/display.php?id_srh_t=3&id_ayah_q=32)
قُلْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْكَافِرِينَ
بگو : از خدا و پيامبر اطاعت كنيد . پس اگر روى گردانيدند [ بدانند كه ] يقيناً خدا كافران را دوست ندارد .
خدا در قرآن آناني را كه قرآن را به تنهايي قبول دارند ، منافق دانسته:
" و اذا قيل لهم تعالوا الي ما انزل الله و الي الرسول رايت المنافقين يصدون عنك صدودا"
نسا-61
" و هنگاميكه به آنان گفته مي شود بياييد بسوي آنچه خدا نازل كرده ( قرآن) و بسوي رسول (ص) خواهي ديد كه منافقين مانع از آمدن بسوي تو مي شوند ، مانع شدني عظيم "
منافقين تنها قرآن را مي پذيرند و مانع از رفتن بسوي رسول (ص) مي شوند .
یک تسلیم شده
Monday 28 May 2007, 01:59PM
:قانون(1):
کاربر "یک تسلیم شده"
طبق قوانین توافقی ثبت نام از هرگونه درج عبارات و الفاظ توهین آمیز و تنش زا نسبت به سایر کاربران باشگاه خودداری نمائید . بعلت نقض قوانین در سه عنوان مجزا بمدت سه هفته با محدودیت دسترسی نوشتاری مواجه خواهید گشت .
عبدالامير
Monday 28 May 2007, 05:21PM
:قانون(1):
كاربران محترم باشگاه!
خودتان قضاوت كنيد . اگر اندكي بگرديد ، فقط يك فرقه است كه ديگران را متهم به شرك و كفر مي كند !!!:smile21: :smile21: :smile21: :smile21: :smile21: :smile21:
آنها هم وقتي در ميدانهاي مباحثه و منطق خلع سلاح مي شوند ، رو به توهين و تكفير مي آورند .
لذا به اين كاربران توصيه مي شود بيش از اين عصباني نشوند و به جاي اين كار به دنبال نوشتن جواب منطقي باشند.
puyan
Tuesday 29 May 2007, 11:15AM
سلام
جناب zxcv
در آن تاپیک هم بحث ها شروع میشد و کمی پیش میرفت اما این ، تا زمانی بود که شما پاسخی برای ارائه داشتید اما زمانی که برهان شما ابطال میشد و دلائل شما فلج میگردید ناگهان به تکرار مکررات و یا تغییر موضوع بحث و یا نادیده گرفتن جواب من و تکرار بی مورد و ... روی می آوردید .
و بله ، همگان شاهد این رفتار شما بودند .
اکنون باز هم موضوع مطرح شده است و من باز هم مخاطبان باشگاه را به ملاحظه روش شما در بحث دعوت میکنم و اگر شما تصمیم گرفته اید از روش نادرست خود دست بردارید این جا محل مناسبی است برای نشان دادن این تغییر در خودتان . ( هر چند من خوشبین نیستم )
اما جواب شما :
منظور از نستعینی که در سوره حمد آمده و آن را مختص به خداوند نموده با کمک و همیاری طبیعی که انسان از هم نوع خود انتظار دارد از زمین تا آسمان فرق می کند .
از زمین تا آسمان فاصله زیادی است اگر از این فاصله زیاد شما حد اقل چند فرق را میان نستعین قرآن با کمک و همیاری طبیعی را ذکر کنید خوب است . البته باید این تفاوت را با آیات قرآن نشان دهید نه با بیان ادعا !
بحث ياري گرفتن از زنده گان تنها در محدوده ای تعريف شده ای که در قران آمده با آنچه که شيعه براي مرده گان و حتی زنده گان مي کنند بسيار متفاوت است .
خوب است این محدوده تعریف شده را با استناد به آیات قرآن به ما هم نشان دهید !
اگر بنده براي شما کاری انجام دهم عملا مي خواهم بگويم که بنده دوست دارم به شما کمک کنم اين به هيچ وجه به اين معني نيست که آن فرد واقعا محتاج و نيازمند به کمک اختصاصی شخص من است چون می تواند هر کسی این کمک را به ایشان بنماید و یا بنده صالح و یا گناهکار در این بین فرقی نمی کند به خاطر آنکه یک انسان معمولی هم قادر است که به حتی یک پیامبر در کار روزمره ای کمک نماید براي همين تضرع ، اصرار و پافشاري براي درخواست کمک از ديگران درست نيست.
مگر در کمکهای عادی و روزمره مردم به همدیگر دست خدا بسته است تا آنکه مردم به همدیگر کمک کنند ؟ چه اشکالی دارد که من کمک را فقط از خدا بخواهم و از باب " ایاک نستعین " انتظار کوچکترین کمک از غیر خود خدا را نداشته باشم بلکه آن را شرک حتمی بدانم ؟
ولی این خلاف آن چیزی است که از ( ایاک نستعین ) می دانیم چون درخواست یاری از خداوند همراه با تضرع ، اصرار و در کمال خشوع و خضوع می باشد
ممکن است توضیح دهید از کجای " ایاک نستعین " اصرار ، خضوع ، و تضرع و خشوع را بیرون کشیدید ؟ هر کلمه ای معنی خودش را دارد . برای یک کلمه که نمیتوان معنی دلبخواه گفت و آن را به یک زبان ( عربی ) و نیز به خدا نسبت داد . افتراء به خدا ممنوع نیست ؟
و انسان مومن بايد همواره و تنها توکلش و در خواست استعانتش با تعریفی که از ( ایاک نستعین ) آورده شد از باري تعالي باشد
لذا اگر یک نفر پیدا شد که دست به سیاه و سفید نزد و از خدا یاری خواست از سوی منطق شما ممدوح و موحد کامل است . اینطور نیست ؟
بنابر اين حتي اگر فرض محال بگیریم که امامان شيعه نده هم باشند خواندن دعايي مانند توسل درست نيست.
البته با توجه به منطق شما اگر کسی دعای توسل بخواند و حالت تضرع ، اصرار و در کمال خشوع و خضوع ( اینها را از کجا آوردید معلوم نیست ) نداشته باشد کارش بی اشکال است .
هر حکم تعبدي ديني که از غير قران بيايد نوعي بدعت است و هر بدعت يک قدم ما را به ضلالت نزديکتر مي کند. مهم اين است که درک کنيم ما نمي توانيم در هيچ شرايطي خارج از حکم خدا عمل کنيم اگر قرار است که حکمي را به دين اسلام اضافه کنيم بايد الزاما پشتوانه قراني آن را داشته باشيم
پس لطفا پشتوانه قرآنی تعداد رکعات نماز ظهر را به ما نشان دهید تا اگر کسی گفت تعداد رکعات نماز ظهر پشتوانه قرآنی ندارد و بدعت و ظلالت است با استناد به آیه ای که شما به ما نشان میدهیم جواب دندان شکنی به او بدهیم .
متشکرم
zxcv
Wednesday 30 May 2007, 12:43AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
بيشترشان ميگويند: ما خدا را نيكو و برتر از شما ميشناسيم ما می دانیم که او خالق همه چيز، قادر بر هر كاري و از تمام مخلوقات برتر و بالاتر است و اين را هم ميدانيم كه اين افراد شايسته و امامان که آنها را واسطه قرار می دهیم تنها بندگان او هستند. ولی كاري كه ما ميكنيم فقط اين است كه ميخواهيم از اين طريق به خدا برسيم !
اين كلامشان به فرض اينكه درست و راست باشد و حقيقتاً پندار و عقيده باطنی آنها باشند ! امّا اين باور و نظر اصلاً جزو اسلام نیست و هیچگونه سند و پشتوانه قرانی ندارد زيرا خداوند سبحان از ما نخواسته كه ديگران را با خود به حضورش بياوريم تا اعمال نيك ما را همچون نذر و دعا و طواف و اعتكاف و... ـ را به حضورش عرضه كنند و يا براي ما از لغزشها و گناههايمان طلب استغفار نمايند.
بدون شك، چون مدّت طولاني بر مسلمانان گذشته است آنها حق را فراموش كردهاند و به اعمالی دست می زنند که دقیقا دلیل و بهانه بعثت انبیاء مخالفت با این بدعتهای بوده که سراسر عقاید شرک آمیز از آن خارج می شود ، گاهي ممكن است كه انسان به خاطر فراموش كردن و ناديده گرفتن يك چيز اندك و بياهمّيّت عذر و بهانهاش پذيرفتني باشد ولی اينكه حقيقت دین خود و خداي خويش را مورد غفلت قرار دهد و ايمانش را فراموش كند، اين ديگر قابل اغماض نيست و مصيبتی بس بزرگ و گناهی نابخشودنی است! قرآن كريم اين چنين از دست دادن توحيد وتباهياش را مورد تهديد قرار داده و تقبيح ميكند:
[ وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ وَ مَا يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَقُولُ ءَأَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَـ'ؤُلَاءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاءَ وَ لَـ'كِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ ءَابَاءَهُمْ حَتَّي' نَسُوا الذِّكْرَ وَ كَانُوا قَوْمًا بُورًا ].
[ روزي را كه خداوند همة مشركان را به همراه تمام كساني كه به جز خدا را ميپرستيدند، گرد ميآورد و (به پرستش شدگان) ميگويد: آيا شما اين بندگان را گمراه كردهايد (و بديشان دستور دادهايد كه شما را براي خود برگزينيم (و بپرستيم) و ليكن، آنان و پدرانشان را (از نعمتها) برخوردار نمودهاي، تا آنجا كه ياد و ذكر (تو و عبادتت) را فراموش كردهاند و هلاك گشتهاند! ] ...
آري! به راستي ياد و ذكر خدا و توحيدش را نيز كه مبناي ذكر خداست مردم فراموش كردند. پس براي دفاع از اين افراد جاهل كافي نيست كه گفته شود ( آنان خدا را ميشناسند و ميدانند كه تنها او اجابتكنندة هر خواسته و حاجتي است و عامل و انگيزة هر عفو بخششي است و ميدانند كه غير او مالك هيچ چيزي نيستند ) بلکه اين معرفت و شناخت وقتي شايسته و قابل قبول است كه تنها خدا و تنها او را مورد دعا و توجّه قرار دهیم و فقط به سوي او روي آورده شود و اخلاص كامل از آنِ او باشد چنانچه اين گونه معرفت را مشركين جاهلي نيز داشتهاند، امّا قابل قبول نبود:
[ قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصَارَ وَ مَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ ] .
[ بگو: چه كسي از آسمان به شما روزي ميرساند؟ چه كسي بر گوش و چشمها تواناست؟ چه كسي زنده را از مرده و مرده را از زنده بيرون ميآورد؟ چه كسي امور را تدبير ميكند؟ قطعاً خواهند گفت: خدا! ] ...
با وجود اينكه مشرکین صراحتاً ميگويند ( همة اينها در دست خداست، و جوابشان خداي يگانه است) ولي اين گمراهان با گفتن اين قول مؤمن به حساب نيامدهاند زيرا ايمان حقيقي به خدا نداشتهاند.و اگر به حقيقت خدا را ميشناختند چيزي را كه از صفات و شؤون اوست به او مربوط ميساختند و به ديگري نسبت نميدادند به همين دليل است كه قرآن در خطاب به آنان، بلافاصله چنين ادامه ميدهد:
[ فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ فَذَ'لِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ فَأَنَّي' تُصْرَفُونَ كَذَ'لِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَي الَّذِينَ فَسَقُوا أَنَّهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ] .
[ پس بگو: (حال كه به تمام اين چيزها اقرار ميكنيد) چرا (تنها خدا را عبادت نميكنيد و فقط از او) نميترسيد؟! آن، خداست كه پروردگار حقيقي شماست (و اوست كه چنين است كه خود قبول داريد. پس پرستش او نيز حق است و پرستش غير او، باطل). آيا سواي حق جز گمراهي است؟ پس چگونه از راه به در برده ميشويد؟! همانگونه فرمان پروردگار تو دربارة كساني كه سرپيچي ميكنند، صادر شده است كه ايمان نميآورند] ...
اين مردم ناآگاه که در این عصر و زمانه نام خود را به اصطلاح مسلمان گذاشته اند وقتي كه براي زيارت قبوري كه استخوانهاي بعضي از بندگان خدا را كه از هيچ چيز خبر ندارند ، بار و بُنه ميبندند و به هنگامي كه نذورات و دعاها و نيازهاي خويش را متوجّه كساني ميكنند كه آنان را دروازة ورود به بارگاه الهي ميپندارند ، به راستي در حال ظلم کردن به اسلام هستند و هر اندازه اعمالشان را از هر جهت بررسي كنيم در آن چيزي نمييابيم كه هرگز دل مؤمن بدان آرامش يابد و بدان راضي شود .
در واقع مردم با انجام اینگونه اعمال از دائره اسلام و مسلمانی خارج می شوند آنان سعی می کنند قران را بگونه ای که خود و فرقه تابعه می پسندد تفسیر و یا توجیه کنند و این به معنای کتمان و مخفی کردن آیات قران است . ولی باید فراموش نکنیم که تمامی این تباهی ها و بدعتها از تعبد غیر خداوند سرچشمه می گیرد تا زمانی که منابعی غیر از قران مرجع تعبدی دین مردم باشد باید منتظر اینگونه گمراهی ها و کفر ها باشیم .
وسلام . یا الله
puyan
Friday 1 June 2007, 01:51AM
سلام
جناب zxcv
در آن تاپیک هم بحث ها شروع میشد و کمی پیش میرفت اما این ، تا زمانی بود که شما پاسخی برای ارائه داشتید اما زمانی که برهان شما ابطال میشد و دلائل شما فلج میگردید ناگهان به تکرار مکررات و یا تغییر موضوع بحث و یا نادیده گرفتن جواب من و تکرار بی مورد و ... روی می آوردید .
و بله ، همگان شاهد این رفتار شما بودند .
اکنون باز هم موضوع مطرح شده است و من باز هم مخاطبان باشگاه را به ملاحظه روش شما در بحث دعوت میکنم و اگر شما تصمیم گرفته اید از روش نادرست خود دست بردارید این جا محل مناسبی است برای نشان دادن این تغییر در خودتان . ( هر چند من خوشبین نیستم )
اما جواب شما :
منظور از نستعینی که در سوره حمد آمده و آن را مختص به خداوند نموده با کمک و همیاری طبیعی که انسان از هم نوع خود انتظار دارد از زمین تا آسمان فرق می کند .
از زمین تا آسمان فاصله زیادی است اگر از این فاصله زیاد شما حد اقل چند فرق را میان نستعین قرآن با کمک و همیاری طبیعی را ذکر کنید خوب است . البته باید این تفاوت را با آیات قرآن نشان دهید نه با بیان ادعا !
بحث ياري گرفتن از زنده گان تنها در محدوده ای تعريف شده ای که در قران آمده با آنچه که شيعه براي مرده گان و حتی زنده گان مي کنند بسيار متفاوت است .
خوب است این محدوده تعریف شده را با استناد به آیات قرآن به ما هم نشان دهید !
اگر بنده براي شما کاری انجام دهم عملا مي خواهم بگويم که بنده دوست دارم به شما کمک کنم اين به هيچ وجه به اين معني نيست که آن فرد واقعا محتاج و نيازمند به کمک اختصاصی شخص من است چون می تواند هر کسی این کمک را به ایشان بنماید و یا بنده صالح و یا گناهکار در این بین فرقی نمی کند به خاطر آنکه یک انسان معمولی هم قادر است که به حتی یک پیامبر در کار روزمره ای کمک نماید براي همين تضرع ، اصرار و پافشاري براي درخواست کمک از ديگران درست نيست.
مگر در کمکهای عادی و روزمره مردم به همدیگر دست خدا بسته است تا آنکه مردم به همدیگر کمک کنند ؟ چه اشکالی دارد که من کمک را فقط از خدا بخواهم و از باب