نمايش نسخه نهائي : بعد از مرگ پیامبران !!!
zxcv
Sunday 8 April 2007, 12:50AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
ان شاء الله سعی می کنیم که در این تاپیک به این موضوع بپردازیم که بعد از مرگ پیامبران بر سر دینی که آنها تبلیغ کننده آن بودند چه پیش آمده است و برای همین ابتدا به ایران خودمان سری می زنیم و به استفاده از مطلب تسلیم عزیز سعی می کنیم که به یکی از بدعتهایی بوجود آمده در عقاید مردم اشاره ای گذرا داشته باشیم .
وسلام . یا الله
zxcv
Saturday 14 April 2007, 03:00AM
:قانون(1):
کاربر zxcv
درج هرگونه الفاظ و عبارات توهین آمیز و تنش زا نسبت به سایر کاربران نقض حقوق سایرین و نقض قوانین توافقی ثبت نام است . تداوم فعالیت شما منوط به اجتناب از نقض قوانین توافقی ثبت نام است . شما می توانید مطالب خود را عاری از هرگونه توهین و تحقیر سایر کاربران درج یا ویرایش نمائید .
lboodl
Saturday 14 April 2007, 07:46AM
جنابzxcv: اگر زحمتی نیست یه سری به تاپیک دوستی در راه خدا و دشمنی در راه خدا بزنید از کتابهای خود شما جمع آوری شده اونجا جریانات بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله گفته شده. از بحث حلیم و غذا مهمتر بنظر میاد :)
ديوونه
Saturday 14 April 2007, 08:34AM
واقعا كه بعد از مرگ پيامبر با دين خدا چه كرديد!!!! واي بر شما
صبح
Saturday 14 April 2007, 09:11AM
جنابzxcv: اگر زحمتی نیست یه سری به تاپیک دوستی در راه خدا و دشمنی در راه خدا بزنید از کتابهای خود شما جمع آوری شده اونجا جریانات بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله گفته شده. از بحث حلیم و غذا مهمتر بنظر میاد :)
بابا اينا كه كتاب متاب ندارند ... قرآن هم به تك تك اينها نازل شده ... ( مثلا ... تو بازي ) ... و الا دليلي نياوردن كه صحت داشته باشه جز برداشتهاي شخصيشون كه گاهي يك ميمون همينطوري مي پره توش ...
كسي كه بين راه خدا و راه پيامبرش فرق قائل باشد ( كافر حقيقي است و انتظار عذاب بكشد ) . ر.ك.ب قرآن كريم ....
كساني كه بي محابا و بي شرم به شيعه تهمت پرستش امامان رو مي زنن ... كي از حقيقت بوئي بردن كه بخوان ديني داشته باشند .
دارا
Saturday 14 April 2007, 10:03PM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(173/البقره)
درواقع هيچ چيز براي شما حرام نشده بجز مرده و خون و گوشت خوکها و حيواناتي را که برای غير از خدا نذر شوند و اگر شخصي مجبور شود، بدون اين که از روي بد خواهي و ستمگري باشد، هيچ گناهي مرتکب نشده است. خدا غفور است، مهربان.
(بخاطر يك كاسه حليم)
از ميان تمام خوردنيهاي روي زمين كه انسان براي ادامه بقاي خود از آنها استفاده مي كند تنها معدودي انگشت شماری حرام شده اند من جمله طعام نذری که برای غیر خدا باشد اشاره به آیه (بقره - 172)
بابا بنازم اين همه علم و فقاهت رو :D :D :D
واقعا عجب تفسير ناب :smile40: و تاويل عجيب غريبيه
و ما اهل به لغير الله يعني چه ؟
از تفسيرهاي شيعي بگذريم
يك سر بريم به تفسيرهاي اهل سنت
طبري مي گويد (چيزي كه براي آلهه و اصنام و بتها ذبح مي شود بنامي جز خداوند و براي بتي از بتها . بت پرستان بهنگام قرباني دادن به بتهايشان به آن بت نزديك مي شدند و با صدايي رسا نام آن بت بر زبان مي راندند (معني اهلال) و سر دام مي بريدند . )
در تفسير جلالين مي گويد ( اهل به لغير الله بنامي جز خداوند سر دام بريدن )
قرطبي ديگر مفسر اهل سنت مي گويد ( و ما اهل به لغير الله (اي ذكر عليه غير اسم الله تعالي ) )
ابن كثير مي نويسد ( و كذلك حرم عليهم ما اهل به لغير الله و هو ما ذبح علي غير اسمه تعالي من الانصاب و الانداد و الازلام و نحو ذلك مما كانت الجاهليه ينحرون له )
تصور مي رود كه مفسران اهل سنت ( اطعام ) مجالس حسيني را و عزاداران عاشورا را جزو انصاب و ازلام و بتها نياورده اند و نقش متفيقهان كم سواد در تحميل آيه فوق به شرايط محكم و روشن و شفاف ذبح اسلامي ( قبله و نام خدا ) بسيار غريب و در مورد مكنونات قلبي و مغزي حضرات سوال برانگيز است
zxcv
Sunday 15 April 2007, 02:07AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
مقاله ای از موحد عزیز در باب تثلیث
تردیدی نیست که مسیحیان"نو پرداز تئوری تثلیث نبوده اند وعقیده مزبور در مذاهب کهن درمیان مشرکان هندومصرویونان سابقه داشته است.بنظر میرسد نخستین کسی که مسیحیت را به انحراف کشید پولس یا پول بود!
این مرد که امروز در تمام کلیساهای مسیحی تقدیس میشود در روزگار مسیح (ع) از جمله دشمنان آن پیامبر پاک بود واز یهودیان سرسخت ومتعصب بشمار می آمد تا آنجا که حواریون مسیح را بی پرده به قتل تهدید میکرد.ولی پس از دوره مسیح (ع) ناگهان ادعا نمود که درراه دمشق عیسی(ع)بروی آشکار گشته ومعجزه آسا به مسیح ایمان آورده است!پولس مدعی شد که از سوی مسیح مامور تبلیغ آیین اومیباشد چنانچه ماجرای ایمان وادعای وی را در کتاب اعمال رسولان درباب نهم بتفصیل میخوانیم.
سپس این مرد با برگزیده ترین حواریون مسیح یعنی پطرس وبرنابا مخالفت آغاز کرد وباارسال نامه هائی به این سو وآن سو از نفاق پطرس وبرنابا سخن گفت!.پولس کوشید تاآیین مسیح(ع)رابه سویی کشاند که پیوندش با شریعت موسی (ع) تا حدود زیادی بگسلد.مثلا با اینکه عیسی(ع) وحواریون وی همگی بنابر شریعت ابراهیم (ع)وتعلیم تورات <ختنه>شده بودن(درانجیل لوقا چنین میخوانیم:وچون روز هشتم وقت ختنه طفل رسید اورا عیسی نام نهادند.لوقا باب دوم) پولس به مسیحیان نوشت :اینک من پولس به شما میگویم که اگرمختون شوید مسیح برای شما هیچ نفعی ندارد!!(رساله پولس به غلاطیان باب پنجم شماه 2)
بنابراین پولس را تحقیقا باید بدعت گذار در آیین مسیح شمرد که ازراه خصومت یا رقابت با حواریون افکار ومنویات خودرا درآیین تاره وارد ساخت.وی به قرنتیان مینویسد:مرا یقین است که از بزرگترین رسولان هرگز کمتر نیستم!!(رساله دوم پولس به قرنتیان باب 11 شماره 5) او بود که خدا بودن عیسی (ع)را عنوان کرد.پولس در آغازرساله خود به عبرانیان مینویسد:<خدا در ایام قدیم در اوقات بسیاروبه راه های مختلف به وسیله پیامبران با پدران تکلم فرمود ولی در این روزهای آخر بوسیله پسر خود با ما سخن گفته است.خدا این پسر را وارث کل کائنات گردانیده وبه وسیله او همه عالم هستی را آفریده است.آن پسر فروغ جلال خداومظهر کامل وجوداوست وکائنات را با کلام پرقدرت خود نگه میدارد وپس از آنکه آدمیان را از گناهانشان پاک گردانید در عالم بالا دردست راست اعلی نشست!>.(نامه پولس به عبرانیان فصل اول شماره 1و2و3)
هرچندپولس برخی از مسیحیان را به الوهیت عیسی فرا خواند ولی چون او تنها مبلغ آیین مسیح نبودوحواریون عیسی (ع) نیز مردم را به انجیل دعوت میکردند عقیده تثلیث در قرن اول رواج نیافت.<ولتر>درکتاب فرهنگ فلسفی مینویسدعیسویان تا سه قرن بعد از مسیح نیز به الوهیت او ایمان نداشتندواین عقیده بتدریج وبتقلیداز مشرکین که موجودات فانی را ستایش میکردندبرپا گشت.وی در فصل یازده این کتاب اززوستن یکی از قدیسین معروف در قرن دوم میلادی می نویسد<اگر تصور کنیم که ذات تولد نایافته و تغییر ناپذیر قادر متعال بصورت انسانی جلوه گر شود تصوری نا معقول وابلهانه است>
بتدریج که مسیحیان از دورانهای نخستین فاصله گرفتند وبه آراءغلو آمیز وافراطی نزدیک شدند متکلمانی در میانشان ظهور کردند که از پندار تثلیث و خدائی مسیح دفاع نمودند.تثلیث در تاریخ مسیحیت زیانهای فراوانی ببار آورده است.چه بسا عقاید نا بخردانه ای که از آن سرچشمه گرفته اند وچه بسیاری که بجرم نپذیرفتن تثلیث به کام مرگ افتادند.این موضوع روشن است که افراد باشعور هرگز نمی توانند انسانی راکه روزی زاده وروز دیگر مرده است مبدء ازلی ومرجع ابدی شمارند وبا آگاهی از ضعف ها ونیازهای بشری دراو وی را خدای بی نیاز ودگرگون ناشدنی بدانندواگرروزی تحت تاثیر پاره ای از اموربخواهند این عقیده باور نکردنی را با پسران آدم تطبیق کنند ناچار به فلسفه بافی! روی می آورند ورای خودرا بدستاویز اندیشه های ساختگی توجیه میکنند.بنابراین باید انتظار داشت که در جهان مسیحیت فلسفه ای برای موجه نشان دادن تثلیث والوهیت مسیح پدید آمده باشد که البته آرا خرافی ونا معقول جز به کمک مغالطه های فکری یا افسانه های موهوم توجیه نمی شود!(البته در میان مسلمانان هم عده ای همین اوصاف راکم وبیش به حضرت علی (ع) داده اند وبا بودن آیات روشن توحیدی به شرک مبتلاء گشته اند)
اما خداوند در مورد عقاید غلو آمیز مسیحیان بعد از مرگ عیسی چه می فرماید ؛
: قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بیننا وبینکم الا نعبد الا الله ولا نشرک به شیئا ولا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون
بگو ای اهل کتاب بسوی سخنی که ميان ما وشما مشترک است بياييدکه جز خدا را بندگی نکنيم وهيچ چيز را شريک او نشماريم وبرخی از ما برخی ديگرراسوای خدا به اربابی نپذيرد پس اگر ازاين روی برتافتند بگوييد گواه باشيدکه ما تسليم آن هستيم...سوره آل عمران آيه ۶۴
شباهت ؛مکتوب است که خداوند ؛خدای خودرا پرستش کن وغير اورا عبادت منما.؛انجيل لوقا.باب ۴ شماره8
لاتقولواثلاثه انتهوا خیرلکم انما الله اله واحد!...مگوییدسه ازاین سخن باز ایستید که بنفع شماست جزاین نیست که خدا معبودی یگانه است...سوره نساء آیه70
اذ قال الله یا عیسی انی متوفیک ورافعک الی ومطهرک من الذین کفروا وجاعل الذین اتبعوک فوق الذین کفروا الی یوم القیامة ثم الی مرجعکم فاحکم بینکم فیما کنتم فیه تختلفون.
وهنگامی که خداوندفرمود ای عیسی من ترا وفات دادم ومقامت را رفیع گردانیدم وترا پاک ومنزه گرداندم وپیروانت را تاروز قیامت بر کافران برتری دادم پس آنگاه بازگشت شما بسوی من خواهد بودکه به حق حکم کنم در آنچه بر سر آن با یکدیگر به اختلاف ونزاع برخاستید.(آیه55آل عمران)
واذ قال الله یا عیسی ابن مریم اانت قلت للناس اتخذونی وامی الهین من دون الله قال سبحانک ما یکون لی ان اقول ما لیس لی بحق ان کنت قلته فقد علمته تعلم ما فی نفسی ولا اعلم ما فی نفسک انک انت علام الغیوب.(آیه116سوره مائده)
ویاد کن آنگاه که خدا به عیسی بن مریم گفت آیا تو به مردم گفتی که من ومادرم را دو خدا غیر از الله بگیرید؟عیسی گفت خدایا تو منزهی هرگز مرا نرسد چنین سخنی به نا حق گویم چنانکه من این را گفته بودم تو میدانستی که تو از اسرار من آگاهی ومن از سر تو آگاه نیستم همانا توئی که به همه اسرار جهانیان آگاهی.
وقولهم انا قتلنا المسیح عیسی ابن مریم رسول الله وما قتلوه وما صلبوه ولکن شبه لهم وان الذین اختلفوا فیه لفی شک منه ما لهم به من علم الا اتباع الظن وما قتلوه یقینا
<<واز این رو که آنان گفتند ما مسیح بن مریم راکشتیم در صورتیکه نه اورا کشتند ونه به دارکشیدند بلکه امر به آنان مشتبه شد وهمانا آنانکه در باره او اختلاف کردند از وی شک وتردید سخن گفتند وعالم به آن نبودندوجزآنکه در پی گمان خود میرفتند وطور یقین مسیح را نکشتند.>>
وآن حضرت بعد به مرگ طبیعی از دنیا رفته اند واین موضوع نیز در آیه 55 سوره آل عمران آمده:
اذ قال الله یا عیسی انی متوفیک ورافعک الی ومطهرک من الذین کفروا وجاعل الذین اتبعوک فوق الذین کفروا الی یوم القیامة ثم الی مرجعکم فاحکم بینکم فیما کنتم فیه تختلفون.
وهنگامی که خداوندفرمود ای عیسی من ترا وفات دادم ومقامت را رفیع گردانیدم وترا پاک ومنزه گرداندم وپیروانت را تاروز قیامت بر کافران برتری دادم پس آنگاه بازگشت شما بسوی من خواهد بودکه به حق حکم کنمدر آنچهبر سر آن با یکدیگر به اختلاف ونزاع برخاستید
بعد از مرگ پیامبران با دین خدا چه کرده اید ؟!
وسلام . یا الله
zxcv
Sunday 15 April 2007, 02:49AM
تصور مي رود كه مفسران اهل سنت ( اطعام ) مجالس حسيني را و عزاداران عاشورا را جزو انصاب و ازلام و بتها نياورده اند و نقش متفيقهان كم سواد در تحميل آيه فوق به شرايط محكم و روشن و شفاف ذبح اسلامي ( قبله و نام خدا ) بسيار غريب و در مورد مكنونات قلبي و مغزي حضرات سوال برانگيز است
دوست من شاید منظور علمای فرقه ها از ( نام خدا ) این آیه باشد ؛
وَلاَ تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ(121/الاَنعام)
نخوريد از آنچه اسم خدا بر آن ذکر نشده است، بخاطر اين که گناه دارد. و مسلما شياطين به ياران خود وحي ميکنند تا با شما بحث کنند. و اگر از آنها اطاعت کنيد از مشرکان خواهيد بود.
در صورتی که سند من برای تحریم طعام نذری آیات زیر می باشد و همان طوری که جناب صبح هم تاکید داشتند کتاب مورد قبول ما فقط قران است .
إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(173/البقره)
درواقع هيچ چيز براي شما حرام نشده بجز مرده و خون و گوشت خوکها و حيواناتي را که به غير از خدا هديه شوند. اگر شخصي مجبور شود، بدون اين که از روي بد خواهي و ستمگري باشد، هيچ گناهي مرتکب نشده است. خدا غفور است، مهربان.
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبْعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلاَمِ ذلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلاَمَ دِيناً فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(3/المائِدَه)
حرام شده است براي شما حيواناتي که خود بميرند، خون، گوشت خوک و حيواناتي که به غير از خدا اهدا شوند، خفه شده باشند، گرفتار مرض شده باشند از بلندي پرت شده باشند، شاخ خورده باشند، مورد حمله ي حيواني وحشي قرار گرفته باشند، مگر اين که زنده باشند و آنرا ذبح کنيد. و حيواناتي که در زيارتگاه بتها قرباني شده باشند. همچنين حرام شده است قسمت کردن گوشت با مسابقه تيراندازي؛ همه ي اينها گناهي است بر شما. امروز کسانيکه کافر شدند دين شما را رد کردند، پس، از آنها نترسيد و در عوض از من بترسيد. امروز، من دين شما را کامل کردهام، نعمت خود را بر شما تمام کردهام و تسليم را بعنوان دين براي شما تعيين کردهام. اگر کسي بخاطر گرسنگي در مخمصه افتاد، بدون اين که قصد گناهي داشته باشد، پس، خدا عفو کننده است، مهربان.
إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(115/النحل)
مسلما، او فقط حيوانات مرده و خون و گوشت خوک و آنچه را که به غير از خدا اهدا شود براي شما حرام کرده است. اگرچه، اگر کسي مجبور شد، بدون اين که از قصد يا بدخواهي باشد، پس، خدا عفوکننده است، مهربان.
zxcv
Monday 16 April 2007, 01:52AM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
( زوزه های نحس صغیر )
افراط در شخصيت پردازي از ائمه اطهار
--------------------------------------------------------------------------------
محمد نصر اصفهاني
--------------------------------------------------------------------------------
......يکي از شاعران معروف شهر ما صغير اصفهاني است که چندي قبل شهرداري اصفهان به پاس عنايت او به اهل بيت، براي او مراسم بزرگداشتي برگزار کرد. وقتي نام صغير به گوش مي رسد بسياري به ياد اين شعر او مي افتند که:
در مذهب عارفان آگاه
الله علي، علي است الله. (ديوان صغير، ص177)
اول تويي آخر تويي ياور تويي ناصر تويي
بر اولين و آخرين هو يا امير المومنين. (ديوان صغير، ص85)
شبيه اينگونه عبارات مثل من حسين اللهيم، من زينب اللهيم، من علي اللهيم، تو خالقي حيدر، تو رازقي حيدر و... در عزاداري هاي سالهاي اخير زياد به گوش مي رسد. اينها نمونه هايي از تحريفات افراطي نسبت به شخصيت ائمه اطهار است که ابعاد بسيار گسترده اي پيدا کرده است و مويد و شاهدي از آن نمي توان در اسلام، قرآن و سنت پيدا کرد.
در کجاي قرآن و کداميک از ائمه اطهار در جايي گفته اند علي(ع) الله است و الله علي است؟ غير از اين است که شعار اصلي اسلام لا اله الا الله است و رسول خدارستگاري و فلاح را در گرو نفي غير خدا اعلام کرده است؟ و قرآن کريم مي فرمايد: کساني که در کنار خداوند، خدايي را در نظر گيرند قومي کج رو، نادان، پند نگير، مشرک و بي منطق و برهان هستند؟ آيا عليبه پيروي از قرآن و رسول خدا، مردم را به خداي يگانه مي خواند يا به خود مي خواند ؟ کاري که فرعون و نمرود مي کردند! اگر خود علي زنده بود با اين تفکر چه مي کرد؟
- اينکه مطلوب علي، نزول انسان از انسانيت به سگ است.(لازم است به ياد آوريم که در سالهاي اخير مراسمي برگزار شد که در آن مراسم، مداح اظهار مي داشت که من سگ کوي حسينم هاپ هاپ هاپ هاپ هاپ هاپ. اين مراسم از طريق نوار و سي دي در سطح کشور منتشر شد)
- اينکه از صغيرتر از علي يا حتي کبيرتر از علي کاري ساخته نيست
- اينکه لزومي ندارد که به خدا اميدوار باشيم، تنها بايد به علي اميدوار بود.
اشاعه اينگونه تفکرات از تشيع چيزي کاملا متفاوت از انديشه هاي ناب قراني مي سازد. مسلمانان جهان هرگاه بروز و ظهور اين انديشه ها را از طريق ماهواره و ديگر رسانه ها ببينند و بشنوند به مسلماني ما شک مي کنند و ما را مشرک و خارج از اسلام قملداد مي نمايند.
از نظر عقلي: علي کيست؟ کدام علي به خلقت و تدبير عالم مي پردازد؟ اگر علي بخواهد به خلقت و تدبير عالم بپردازد و دم به دم به ياري صالحان و پيامبران و رهبري فرشتگان بشتابد، بايد قبل از به دنيا آمدنش وجود داشته باشد! از نظر شرعي: کداميک از آيات قرآن کريم اين افعال را به غير خداوند متعال نسبت داده است که ما چنين کنيم؟ غير از اين است که در تمام موارد فوق قرآن کريم اين حوادث و استعانت را به خداوند نسبت داده است؟
آيا روايت قطعي وجود دارد که بگويد: کشتي نوح را، علي به ساحل نجات برده است، ابراهيم را علي از آتش رهايي بخشيده است. يوسف را علي از قعر چاه بر تخت سلطنت نشانده و معجزه اژدهاي موسي را علي پديد آورده است. و حضرت مسيح را علي به آسمان چهارم برده است؟ آيا از ازل رهبري فرشتگان و جن و انس به دست علي بوده است و طبيعت هر چه دارد از علي است؟
اهل بيت کجا بر اساس يک روايت صحيح السند بر اين موضوع تصريح کرده اند. مگر خود اهل بيت به ما ياد نداده اند که انديشه هاي آنها را بر قرآن کريم عرضه کنيم، اگر با قرآن همخواني داشت به عنوان انديشه ديني در باور خود بنشانيم در غير اين صورت آن را نپذيريم.
سکوت و تسامح و دامن زدن به اين انديشه ها که به صراحت با آيات قرآن و انديشه توحيدي خود امير المومنين(ع) نيز در تعارض آشکار است، چه نتيجه اي در بر دارد؟ از طرف ديگر زياد مي شنويم که در شب معراج هر جا رسول خدا مي رفت متوجه مي شد قبل از او حضرت علي(ع) آنجاست، آيا مبلغان اين انديشه بر آنند که بگويند، علي(ع) مقامي والاتر نسبت به پيامبر اسلام(ص) داشته است و اين اولويت را امير المومنين(ع) زودتر از پيامبراکرم(ص) کسب کرده است؟
آنکس که سود، در شب معراج دست مهر
بر شانه رسول، به عرش علا يکيست. (ديوان صغير، ص32)
به لا مکان ز مکان رفت چون رسول خداي
بديد از رخ او بزم لا مکان روشن. (ديوان صغير، ص86)
شب معراج شد لقا الله
کشف بر خلق کان لقاي علي است. (ديوان صغير، ص34)
مصطفي هر سخن شنيد از حق
يافت کان صوت دلرباي عليست (ديوان صغير، ص34)
مولا علي(ع) که محمد(ص) را مربي خود در همه امور مي دانست، و از نظر علمي تنها خود را درب باغ علم رسول الله(ص) تلقي مي کرد و مي فرمود در جنگها، به هنگام شدت حمله دشمن، به او پناه مي برد، چگونه راضي مي شود که پيروان او در منابر و سخنراني ها اينگونه رسول خدا را کوچک کنند؟؟ !!
رزاقيت
با وجودي که خداوند متعال در قرآن کريم مي فرمايد: همان که شما را خلق کرد روزي نيز مي دهد: الله الذي خلقکم ثم رزقکم(روم، 40) و اي پيامبر از مردم بپرس که چه کسي آن که، در آسمان يا زمين است را روزي مي دهد؟ خود به آنان پاسخ ده و بگو خدا: قل من يرزقکم من السموات و الارض قل الله(سبا،24)، از زبان علي(ع) نقل مي شود:
زابتدا تا انتها من خلق را قسام رزقم
در حقيقت فيض بخش اولين و آخرينم. (ديوان صغير، ص79)
عباراتي چون علي روزيت دهد، ابي الفضل روزيت دهد، امام زمان(عج) روزيت را زياد کند، هر چه خواستي را آقا امام زمان(عج) به تو عنايت کند، را چه مبنايي پشتيباني مي کند؟ آيا نتيجه اين نگرش غير از اين است که خدا از متن زندگي مردم کنار رود و به جاي خداوند، علي و دیگران بنشيند؟ اين انديشه ها گاه در فرهنگ عامه چنان تاثيري ماندگار مي گذارد که ياد خدا را در همه امور تحت الشعاع خود قرار مي دهد.
توکل به خدا
شايد وقتي يکي از مسئولين جمهوري اسلامي بگويد: بايد با توکل به خدا و ائمه معصومين کار کنيم، نبايد از ديگران انتظار داشت که در سخنان و مصاحبه هاي خود مکرر از اين گونه تعبيرات استفاده نکنند. خداوند در قرآن کريم پيامبر و مومنين را سفارش به توکل انحصاري براي خود کرده است: قل هو ربي لا اله الا هو عليه توکلت و عليه فليتوکل المتوکلون(12يوسف، 67) قرآن کريم، خداوند را وکيلي خوب و کافي معرفي مي کند و سفارش مي کند که بگوييد: خدا ما را کافي است. قالوا حسبنا الله و نعم الوکيل(ال عمران، 173) فتوکل علي الله و کفي بالله وکيلاً(4نساء،81) هر کس بر خدا توکل کرد خدا او را بس است: قل حسبي الله عليه يتوکل المتوکلون (39زمر، 38) و من يتوکل علي الله فهو حسبه(65طلاق، 3). حال اگر ما در دعاي بعد از نماز امام زمان(عج) بگوييم: اول محمد و بعد علي و يا شايد اول علي و بعد محمد ما را کافي است، آنها هستند که ما را ياري مي کنند و حفظ مي نمايند سخن صحيحي است: « يا محمد و يا علي، يا علي يا محمد اکفياني فانکما کافياي، يا محمد و يا علي يا علي و يا محمد اُنصراني فانکما ناصراي، يا محمد و يا علي يا علي و يا محمد احفظاني فانکما حافظاي»
ياد خدا
خداوند متعال در قرآن کريم فقط ياد خدا را مايه آرامش قلوب معرفي مي کند و سفارش مي نمايد که خدا را بسيار ياد کنيد: الا بذکر الله تطمئن القلوب، و ذکر الله کثيراً. در مقابل برخي از ما مي گوييم:
آنکه از نور او صفا گيرد
دل اهل صفا علي است علي (ديوان صغير، ص54)
امسال در عيد غدير بر شيشه هاي اتومبيل ها نوشته بودند: ذکر علي عبادته. مجري برنامه سلام صبح به خير شبکه يک سيما نيز اين عبارت را تکرار مي کرد!!
استعانت
هر مسلماني در شبانه روز حداقل 10 بار به فرمان خداوند تمرين مي کند که در کنار پرستش انحصاري خدا، تنها و تنها از خداوند کمک بگيرد: اياک نعبد و اياک نستعين ولي متاسفانه يکي ديگر از مشکلات رفتاري شيعيان که ناشي از اعتقادات فوق است موضوع مدد جويي و درخواست حاجت از ائمه اطهار به جاي استعانت از خداوند است.
خداوند در قرآن کريم مسلمانان را به خواندن خالصانه خود دعوت مي کند. فادعوه مخلصين له الدين الحمد لله رب العالمين(40غافر،64) و از ما مي خواهد که کسي را در اين کار با او شريک نسازيم: فلا تدعوا مع الله احد(72جن،18) و مي فرمايد: آنان را که به جز خدا مي خوانيد بندگاني چون شما بيش نيستند، پس اگر شما راست مي گوييد آنها را بخوانيد تا پاسخ دهند: ان الذين تدعون من دون الله عباد امثالکم فادعوهم فليستجيبوا لکم ان کنتم صادقين(7اعراف،194) در جاي ديگر مي فرمايد: غير خداياني که مي خوانيد، هيچ چيزي حتي خسي را مالک نيستند، آنان يا بي جان و مرده اند که صداي شما را نمي شنوند يا زنده اند ولي قادر به پاسخ گويي و استجابت دعاي شما نيستند و روز قيامت به شرک شما کفر مي ورزند: الذين تدعون من دونه ما يملکون من قطمير، ان تدعوهم لا يسمعوا دعاءکم . لو سمعوا ما استجابوا لکم و يوم القيامة يکفرون بشرککم و لا ينبئک مثل خبير(35فاطر،13-14) با اين حال برخي مداحان ما که متاسفانه عقايد مردم را نيز شکل مي دهند، فارغ از انديشه قرآني مي خوانند:
هر بلا را بنام او کن دفع
دافع هر بلا علي است علي (ديوان صغير، 94و95)
يا علي بر آستانت بنده ي شرمنده را
هست حاجتها و ليکن حاجت گفتار نيست
از تو حل مشکلات خويش مي جويد صغير
اي که کاري با وجود قدرتت دشوار نيست (ديوان صغير، ص31)
پرسش مهم اين است که آيا حضرت علي با اينگونه تفکرات و اشعار، که پيروان او آن را ترويج مي کنند موافق است؟ آيا اين افراط مشمول اين سخن امير المومنين نيست که فرمود: بعضي در محبت من افراط مي کنند که اين محبت آنان را به آتش جهنم داخل مي سازد و برخي در دشمني من افراط مي کنند چنانچه اين دشمني آنان را جهنمي مي سازد.
مولا علي خود در دعاي کميل چيز ديگري به ما آموزش مي دهد: او مي گويد خداست که استجابت دعا مي کند و آرزوها را برآورده مي سازد و ما را از شر دشمني جن و انس نگاه مي دارد. اسم او دواي هر درد و ذکر او شفاي هر بيماري است. علي خود خطاب به خداوند مي فرمايد: الهي، ببخش بر کسي که جز دعا به درگاه تو چيزي ندارد، سرمايه اش اميد و سلاحش گريه است. تنها تويي که نعمت از تو فوران مي کند و غمها را مي زدايي: فَبِعِزَّتِكَ اسْتَجِبْ لى دُعآئى، وَ بَلِّغْنى مُناىَ، وَ لا تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِكَ رَجآ ئى، وَ اكْفِنى شَرَّ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ مِنْ اَ عْدآئى، يا سريع الرضا، اغفر لمن لا يملک الا الدعا، فانک فعال لما تشاءُ، يا مَنِ اسْمُهُ دَوآءٌ، وَ ذِكْرُهُ شِفآءٌ، وَ طاعَتُهُ غِنًى، اِ رْحَمْ مَنْ رَأْسُ مالِهِ الرَّجآءُ وَ سِلاحُهُ الْبُكاءُ، يا سابِغَ النِّعَمِ، يا دافِعَ النِّقَمِ واقعاً اگر اين دعاهاي مملو از توحيد که در همين مفاتيح الجنان موجود است در دسترس ما قرار داده نمي شد ما چه بيراهه ها که نمي رفتيم.
در مجامع عمومي يا خلوت شخصي شيعيان بيشتر کدام عبارات شنيده مي شود؟ اگر علي در ميان ما بود به ما توصيه مي کرد که به کودکانمان به هنگام از جا بلند شدن يا الله را ياد دهيم يا يا علي را. به راستي در روز ما چند بار يا الله و چند بار در اطراف خود ياعلي و يا حسين و يا زهرا و يا ابي الفضل مي شنويم. دور شدن از فرهنگ ديني آنقدر افزايش يافته است که ما اگر خدا را فراموش کرده ايم پيامبر را نيز به فراموشي سپرده ايم، کافي است جشن ميلاد رسول الله يا مراسم وفات رسول الله را در بين شيعيان با ديگر ائمه مقايسه کنيم که چه تفاوت ها که ندارد!!
هيچ فکر کرديم پيش فرضها و پشتوانه اعتقادي اين قبيل عبارات چيست: ابوالفضل عوضت بدهد! هر حاجتي مي خواهيد امشب از حسين يا ابوالفضل بخواهيد! يا علي مدد! اجرت با ابي عبدالله! علي و امام زمان يارت باشد، علي و امام زمان نگهدارت باشد، ابوالفضل روزيت بدهد، امام رضا شفايت بدهد. کسي از زيارت خانه خدا برگشته بود. از او پرسيدند چه خبر؟ گفت: بد نبود ولي کربلا يک چيز ديگري است. واعظي مي گفت: هنگامي که امام زمان ظهور کنند، قبله را از کعبه به سمت قبر امام حسين تغيير مي دهند. به شخص تحصيل کرده حوزه علميه که از مکه باز گشته بود گفته شد: خدا را ديدي؟ او پاسخ داد: آنجا خانه خداست، خدا را بايد در کربلا ديد. اين عشق حسين است، ربطي به دين ندارد. يا ابي عبد الله بده مراد همه را.
مکرر مي شنويم که: هر کس در اين مجلس است بايد امشب حاجتش را از سيد الشهدا بگيرد. هر که حاجت ندارد در مجلس حسين نيايد. يا زهرا امشب عنايتي به مجلس ما کن. بدون حاجت سينه نزن! مشغول ذمه هستي اگر امشب حاجتت را از زينب نگيري.
عجيب اينجاست که ائمه نيز گاهي تحت الشعاع غير ائمه مثل حضرت ابوالفضل العباس، و حضرت زينب و رقيه قرار مي گيرد. جداً بسياري بر اين باور هستند که آنقدر که از ابوالفضل کار بر مي آيد از ائمه اطهار و حتي پيامبر اکرم هم کاري ساخته نيست. گاهي شنيده مي شود: کار از دست خدا خارج شده است مگر اينکه ابو لفضل کاري بکند!!! آيا حضرت ابوالفضل راضي است که وزنه بردار ما در مقابل دوربين تمام جهانيان، بر روي پيراهنش به جاي يا الله، «يا ابو الفضل» حک کند و به هنگام بلند کردن وزنه به جاي گفتن يا الله، يا علي و يا ابي الفضل بگويد. از برخي به صراحت شنيده مي شود که اگر ابوالفضل در صحنه کربلا نبود از امام حسين کاري ساخته نبود.
نذر بايد تنها براي خدا انجام گيرد ولي بيشترين نذرها براي ابوالفضل انجام مي شود. گاهي ما افتخار هم مي کنيم که مسيحي ها هم متوجه ناکارآمدي «خداي پدر» نسبت به اباالفضل شده اند و حاجات خود را از ابا الفضل طلب مي کنند. در کدام آيه يا روايت شيعي بر اين موضوع تصريح شده است؟ در کجاي اسلام سفره ابوالفضل توصيه شده است که در بين شيعيان اينقدر آداب و رسوم و طرفدار دارد؟! از آن مهمتر، گاهي به جاي سيد الشهدا تمسک به دختري سه ساله از امام حسين به نام رقيه مي شود. حال آنکه نگارنده در هيچ کتاب تاريخي يا حديثي، براي امام حسين دختري با چنين نامي نيافته است و بنابراين قبر موجود در دمشق مقبره شخص ديگري است. با توجه به مجموعه آنچه گفته شد، آيا خود ما نيستيم که با تکيه کلام هايي اينچنين زمينه برچسب شرک را بر سينه شيعه حک مي کنيم؟!
توسل
در تصور عده اي، که از فرهنگ قرآني دور هستند، خداوند قابل دسترسي نيست، به همين جهت به نظر آنان بايد به وسايلي جهت نزديکي به او توسل و تمسک جست. شايد توجيه يا محمد، ياعلي، يازهرا، ياحسين، يا زينب، يا ابي الفضل، يا امام زمان به جاي يا الله همين باشد.
حال آنکه قرآن کريم بر اين موضوع تصريح دارد که خدا از هر چيز به آدميان نزديک تر است، صداي آنان را مي شنود و به آن پاسخ مي گويد. قرآن کريم بيش از 200 آيه محکم و روشن در مورد ممنوعيت تمسک به غير خدا و خواندن غير خدا دارد. عده اي در رد خواندن انحصاري خداوند تنها به يک آيه متشابه و مبهم از قرآن کريم تمسک مي جويند که فرموده است: يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيله، و جاهدوا في سبيله لعلکم تفلحون(5مائده،39) معناي آيه اين است که اي مومنين تقواي الهي پيشه کنيد و از طريق «وسيله» به خداوند تقرب بجوييد و در راه خدا تلاش کنيد.
مفسرين دو چيز را بر طبق اين آيه، ابزار تقرب دانسته اند: يکي «تقوا» و ديگري «وسيله». «تقوا» به معناي توجه به منهيات و ممنوعات است يعني ترک مُحرمات الهي که مقدمه امر دوم يعني «وسيله» است، که کسب کمالات معنوي است. تقوا ترک غير خدا و وسيله استغراق در خداست که همان مضمون لا اله الا الله است. در مورد مصداق «وسيله» يعني آنچه که مايه تقرب به خداوند است سخن بسيار گفته شده است و مفسرين چهار مصداق آن را ذکر کرده اندکه هيچ يک به معناي واسطه قرار دادن اهل بيت در تامين خواسته هاي بشر به معناي تفويض نيست: معناي اول، نهايي ترين مقصدي که از طريق انجام امور خير انسانها مي توان به آن دست يازند که در اين مسابقه تنها يک نفر به آخر مي رسد. (من وسل اليه اذا اتقرب اليه) جالب اينجاست که رسول گرامي اسلام خود از مردم مي خواهد که براي او دعا کنند که آن کس که به «وسيله» مي رسد، ايشان يعني پيامبر اسلام باشد. معناي دوم وسيله، هر امر خيري است که انسان را به تقرب خدا نايل کند، (ما يبلغ به الي الله) مثل توسل به ايمان و عمل صالح يعني در مرحله اول، کليه فروع دين مايه تقرب است، همه کمالات ديگر نيز مي تواند مصداق وسيله باشد.
در تفسير علي بن ابراهيم قمي آمده است که: تقربوا اليه بالامام ولايت و اطاعت از اهل بيت خود مصداقي از وسيله است. معناي سوم وسيله، شفاعت است. از نظر قرآن کريم اينگونه بدست مي آيد که شفاعت جز با اجازه پروردگار ممکن نيست. اما شکي نيست که انبياء، معصومين ، شهدا و... بر طبق چهار چوب عدل الهي و رحمت ضابطه مند خداوندي مي توانند شفاعت کنند. تفاوت اسلام و ديگر اديان در اين است که اسلام دين ايمان و عمل صالح است، با فديه و شفاعت غير ضابطه مند و عمل ديگران نمي توان به رستگاري رسيد: قد افلح من زکاها، و قد خاب من دسّاها. ان الذين کفروا لو ان لهم ما في الارض جميعاً و مثله معه ليفتدوا به من عذاب يوم القيامة ما تقبل منهم و لهم عذاب اليم.
معناي چهارم وسيله، دعاست. طبيعي است که دعا در دنيا و شفاعت مربوط به آخرت است. وسيله بودن دعا در اينجا در خواست از شخص رسول يا امام نيست بلکه درخواست دعا از اوست و توسل به دعاي اوست. پيامبر اکرم(ص) مردم را تشويق مي کرد که بيايند تا او براي آنان دعا کند، باشد که خداوند حاجات آنها را برآورده سازد. پيامبر(ص) يا ائمه در زماني که در قيد حيات بودند براي مردم دعا مي کردند و مشکلي هم وجود نداشت. اما اينکه پس از وفات آنان نيز مي توان از آنها خواست تا براي ما دعا کنند، قابل بحث است؟ در زيارت و دعاهاي موجود منقول معتبر از ائمه ، جز با درخواست شفاعت با موردي ديگر برخورد نکرديم.
علي رغم آنچه گفته شد در زمان ما مردم از شخص امام در خواست مي کنند و اين با تفکر قرآني و سنت اهل بيت سازگار نيست. شعر زير بر سر برگ، اعلاميه يکي از مجالس عزاداري امام حسين در سال جاري نوشته شده است:
من مدد تنها طلب از ذات حيدر مي کنم. (ديوان صغير، ص82)
در مشکلات جز به علي التجا مبر
منت مکش ز خلق، که مشکل گشا يکيست. (ديوان صغير، ص32)
اول تويي آخر تويي ياور تويي ناصر تويي
بر اولين و آخرين هو يا امير المومنين. (ديوان صغير، ص85)
روشن است که شاعر نمي خواهد مولا علي(ع) را مبداء وجود بداند ولي احتمالاً معتقد است خداوند سر رشته کار را خود رها ساخته و امور را به امير المومنين(ع) واگذار و تفويض نموده است. شبيه اين دعا که: يا محمد و يا علي، يا علي يا محمد اکفياني فانکما کافيان ، فانصراني فانکما ناصران، يا مولاي يا صاحب الزمان الغوث الغوث الغوث، ادرکني ادرکني ادرکني، الامان، الامان، الامان. يعني اي محمد(ص) و اي علي(ع) و اي علي(ع) و اي محمد(ص) ، شما امور مرا کفايت کنيد که مرا کافي هستيد و مرا ياري کنيد که شما يار منيد. به فريادم برس، به فريادم برس، به فريادم برس، مرادرياب، مرادرياب، مرادرياب، امانم بده، امانم بده، امانم بده. (دعاي پس از نماز امام زمان(عج) مفاتيح الجنان) ......
000000000000000000000000
بعد از مرگ پیامبران با دین خدا چه کرده اید ؟!
وسلام . یا الله
پاورقی ؛ اینجانب با قسمتهایی از مطالب فوق موافق نیستم ولی به خاطر آنکه نکاتی بسیار آموزنده و مهم درلابلای مقاله جناب نصر اصفهانی وجود دارد سعی کرده ام به حداقل تغییر و خلاصه نویسی آن را در این قسمت کپی کنم که امیدوارم دوستان استفاده نمایند .
zxcv
Monday 16 April 2007, 07:29PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
شاید بعضی از دوستان ، افراط در شخصیت پردازی ائمه را تنها منحصر به گروه اندکی از مردم می دانند و اکثریت و حتی علمای طراز اول را از این گمراهی مصون و مجزا کرده اند ولی اینجانب با استفاده از مقاله زیر ثابت می کنم که غلو پردازان اولیه در اصل کسانی بودند که مبنا و اساس اعتقادت شیعه بر پایه مکتوبات آنان بنا شده است !
.................................................. .......................
گرد آورنده جناب محب صحابه گرامی .؛
.................................................. ........................
بحارالأنوار ج : 36 ص : 136
امام جعفر صادق در مورد این قول خداوند همانا خداوند شرک را نمیبخشد فرمود: که خداوند نمیبخشد شرک در ولایت علی ابن ابی طالب را و طاعت او را.
الكافي ج : 1 ص : 223
محمد صل الله علیه و سلم امین خداوند در خلقش بود هنگامی که روح او را قبض نمود ما اهل بیت وارثان او شدیم پس ما امین خداوند در زمین هستیم نزد ما علم بلاها و مرگ و زندگی و نسبهای عرب و تولد اسلام است و ما حقیقت ایمان و نفاق مرد را هنگامی که او را میبینیم درک میکنیم...... ...... و متفرق نشوید و بر جماعتی باشید که بر مشرکین سنگین است همان کسانی که به ولایت علی شرک میورزند بر انچه که به ان خوانده میشوند از ولایت علی همانا ای محمد خداوند هدایت میکند کسی را که به او انابه کند و کسی را که اجابت کند ولایت علی را.
الكافي ج : 1 ص : 413
امام جعفر صادق در مورد قول خداوند که (کسانی که ایمان اوردند و ایمانشان را با ظلم نیالودند) فرمود:به انچه که به محمد نازل شده از ولایت و ان را با ولایت فلان و فلان مخلوط ننمودند پس این الودن به ظلم است.
الكافي ج : 1 ص : 422
ابوحمزه از امام جعفر صادق سوال کرد در مورد قول خداوند که میفرماید (این دو گروه در مورد پروردگارشان مجادله کردند) کسانی هستند که بولایت علی کفر ورزیدند و انها پوشیده میشوند لباسهایی از آتش.
الكافي ج : 1 ص : 435
ابوبصیر از امام جعفر صادق گفت در مورد قول خداوند «هر کس از ذکر من اعراض کند زندگی بر او تنگ میشود» گفت یعنی اعراض بولایت علی «و او را نابینا محشور کنیم» یعنی روز قیامت کور محشور میشود و در دنیا قلبش از ولایت علی کور بوده ............
الكافي ج : 1 ص : 144
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها قَالَ نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّتِي لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا
امام جعفر صادق در مورد آیه «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها » فرمود: ما (ائمه اثنی عشری) هستیم و به خدا که خداوند از بندگانش عملی را قبول نمیکند, مگر به معرفت و شناخت از ما (أسماء حسنی).
الكافي ج : 1 ص : 145
أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (ع) يَقُولُ أَنَا عَيْنُ اللَّهِ وَ أَنَا يَدُ اللَّهِ وَ أَنَا جَنْبُ اللَّهِ وَ أَنَا بَابُ اللَّهِ
امیر المومنین فرمود من چشم خدایم و من دست خدایم و من جنب خدایم و من درب خدایم.
الكافي ج : 1 ص : 145
أَبِي جَعْفَرٍ (ع) يَقُولُ ابْتِدَاءً مِنْهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ أَسْأَلَهُ نَحْنُ حُجَّةُ اللَّهِ وَ نَحْنُ بَابُ اللَّهِ وَ نَحْنُ لِسَانُ اللَّهِ وَ نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ وَ نَحْنُ عَيْنُ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ وَ نَحْنُ وُلَاةُ أَمْرِ اللَّهِ فِي عِبَادِهِ
ما حجت خداییم و ما درب خدائیم و ما زبان خدائیم و ما وجه خداییم و ما چشم خداییم در خلقش و ما والیان امر خدائیم در بندگانش.
بحارالأنوار ج : 38 ص : 135
قال قال رسول الله ص من نازع عليا في الخلافة بعدي فهو كافر و قد حارب الله و رسوله و من شك في علي فهو كافر
رسول الله فرمود هر کس با علی در خلافت بعد از من نزاع کند پس او کافر است و به جنگ خدا و رسول رفته است و هر کس در علی شک کند کافر است.
بحارالأنوار ج : 38 ص : 155
قال رسول الله ص من ناصب عليا على الخلافة بعدي فهو كافر و قد حارب الله و رسوله و من شك في علي فهو كافر
الصراطالمستقيم ج : 2 ص : 48
عن أبي ذر الثابت صدقه بقول النبي ص من ناصب عليا الخلافة بعدي فهو كافر و من شك في علي فهو كافر
بحارالأنوار ج : 27 ص : 233
باب 10- ذم مبغضهم و أنه كافر حلال الدم
عن أنس قال قال رسول الله ص من ناصب عليا حارب الله و من شك في علي فهو كافر
وسائلالشيعة ج : 14 ص : 513
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثِ ثَوَابِ زِيَارَةِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ وَ اللَّهِ لَوْ أَنِّي حَدَّثْتُكُمْ فِي فَضْلِ زِيَارَتِهِ لَتَرَكْتُمُ الْحَجَّ رَأْساً وَ مَا حَجَّ أَحَدٌ وَيْحَكَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ اتَّخَذَ كَرْبَلَاءَ حَرَماً آمِناً مُبَارَكاً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَ مَكَّةَ حَرَماً قَالَ ابْنُ أَبِي يَعْفُورٍ قَدْ فَرَضَ اللَّهُ عَلَى النَّاسِ حِجَّ الْبَيْتِ وَ لَمْ يَذْكُرْ زِيَارَةَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ وَ إِنْ كَانَ كَذَلِكَ فَإِنَّ هَذَا شَيْءٌ جَعَلَهُ اللَّهُ هَكَذَا أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع إِنَّ بَاطِنَ الْقَدَمِ أَحَقُّ بِالْمَسْحِ مِنْ ظَاهِرِ الْقَدَمِ وَ لَكِنَّ اللَّهَ فَرَضَ هَذَا عَلَى الْعِبَادِ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الْإِحْرَامَ لَوْ كَانَ فِي الْحَرَمِ كَانَ أَفْضَلَ لِأَجْلِ الْحَرَمِ وَ لَكِنَّ اللَّهَ صَنَعَ ذَلِكَ فِي غَيْرِ الْحَرَمِ
امام جعفر صادق در حدیث ثواب زیارت قبر حسین فرمود والله اگر من برای شما فضیلت زیارت قبر حسین را بیان کنم حج را به کلی ترک خواهید کرد و احدی از شما حج نمیرود اما بدانید که خداوند سبحانه کربلا را حرم امن و مبارک برگزید قبل از اینکه مکه را حرم برگزیند ............
بحارالأنوار ج : 98 ص : 105
عن أبي عبد الله ع قال من زار قبر الحسين بن علي ع يوم عاشوراء عارفا بحقه كان كمن زار الله في عرشه
امام جعفر صادق فرمود: هر کس قبر حسین ابن علی را در روز عاشوراء و با معرفت به او زیارت کند مثل کسی است که الله را بالای عرشش زیارت کرده است.
بحارالأنوار ج : 98 ص : 69
مَنْ زَارَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ ع بِشَطِ فُرَاتِ كَانَ كَمَنْ زَارَ اللَّهِ فَوْق عَرْشِه
هر کس قبر حسین در کنار فرات را زیارت کند مثل کسی است که الله را بالای عرشش زیارت کرده است
بحارالأنوار ج : 14 ص : 240
أقول سيأتي في كتاب الغيبة في حديث المفضل بن عمر عن الصادق ع أن بقاع الأرض تفاخرت ففخرت الكعبة على البقعة بكربلاء فأوحى الله إليها اسكتي و لا تفخري عليها فإنها البقعة المباركة التي نودي منها موسى من الشجرة و إنها الربوة التي آويت إليها مريم و المسيح و إن الدالية التي غسل فيها رأس الحسين ع فيها غسلت مريم عيسى ع و اغتسلت لولادتها
بحارالأنوار ج : 13 ص : 25
عن الصادق ع قال إن بقاع الأرض تفاخرت ففخرت الكعبة على البقعة بكربلاء فأوحى الله إليها اسكتي و لا تفخري عليها فإنها البقعة المباركة التي نودي موسى منها من الشجرة
وسائلالشيعة ج : 14 ص : 594
مَا مِنْ أَحَدٍ قَالَ فِي الْحُسَيْنِ ع شِعْراً فَبَكَى وَ أَبْكَى بِهِ إِلَّا أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ الْجَنَّةَ وَ غَفَرَ لَهُ
هیچ کس نیست که در مورد حسین شعری بگوید و گریه کند و بر آن گریه کنند مگر اینکه الله برای او بهشت را واجب کند و او را ببخشد.
وسائلالشيعة ج : 14 ص : 516
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ خَلَقَ اللَّهُ كَرْبَلَاءَ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ الْكَعْبَةَ بِأَرْبَعَةٍ وَ عِشْرِينَ أَلْفَ عَامٍ وَ قَدَّسَهَا وَ بَارَكَ عَلَيْهَا
خداوند کربلاء را خلق کرد بیست و چهار هزار سال قبل از اینکه کعبه را خلق کند و آن را مقدس و مبارک گردانید.
وسائلالشيعة ج : 14 ص : 515
اتَّخَذَ اللَّهُ أَرْضَ كَرْبَلَاءَ حَرَماً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَ مَكَّةَ حَرَماً بِأَرْبَعَةٍ وَ عِشْرِينَ أَلْفَ عَامٍ
خداوند زمین کربلاء را حرم برگزید بیست و چهار هزار سال قبل از اینکه مکه را حرم برگزیند.
وسائلالشيعة ج : 14 ص : 516
إِنَّ كَرْبَلَاءَ وَ مَاءَ الْفُرَاتِ أَوَّلُ أَرْضٍ وَ أَوَّلُ مَاءٍ قَدَّسَ اللَّهُ وَ بَارَكَ عَلَيْهِ
همانا کربلاء و آب فرات اولین خاک و اولین آبی هستند که خداوند آنها را مقدس قرار داد و در آنها برکت قرار داد.
بحارالأنوار ج: 54 ص:202
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ خَلَقَ اللَّهُ أرْضَ كَرْبَلَاءَ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ أرْضَ الْكَعْبَةَ بِأَرْبَعَةٍ وَ عِشْرِينَ أَلْفَ عَامٍ وَ قَدَّسَهَا وَ بَارَكَ عَلَيْهَا فَما زَالَتْ قَبْلَ خَلَقَ اللَّهُ الخَلْقِ مُقَدَسْة مُبَارَكَة وَ لَا تَزَالُ كَذَلِكَ حَتَى يَجْعَلُهَا اللَّهُ أَفْضَلُ أرْضَ فِيِ الجَنَة وَ أَفْضَلُ مَنْزِلُ وَ مَسْكَنُ يُسْكُنُ اللَّهُ فِيِهِ أَوْلِيَاءَهُ فِيِ الْجَنَة
خداوند کربلاء را خلق کرد بیست و چهار هزار سال قبل از اینکه کعبه را خلق کند و آن را مقدس و مبارک گردانید و اینچنین باقی میماند تا در بهشت. و خداوند آن را افضل خاک و منزل در بهشت قرار میدهد که در آن اولیاء الله در بهشت در آن سکونت دارند
الكافي ج : 4 ص : 580
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ زِيَارَةُ قَبْرِ الْحُسَيْنِ ع تَعْدِلُ عِشْرِينَ حَجَّةً وَ أَفْضَلُ وَ مِنْ عِشْرِينَ عُمْرَةً وَ حَجَّةً
امام جعفر صادق فرمود: زیارت قبر حسین معادل بیست حج و افضل از بیست حج و عمره است
وسلام . یا الله
یک تسلیم شده
Monday 16 April 2007, 09:08PM
بابا بنازم اين همه علم و فقاهت رو :D :D :D
واقعا عجب تفسير ناب :smile40: و تاويل عجيب غريبيه
و ما اهل به لغير الله يعني چه ؟
از تفسيرهاي شيعي بگذريم
يك سر بريم به تفسيرهاي اهل سنت
طبري مي گويد (چيزي كه براي آلهه و اصنام و بتها ذبح مي شود بنامي جز خداوند و براي بتي از بتها . بت پرستان بهنگام قرباني دادن به بتهايشان به آن بت نزديك مي شدند و با صدايي رسا نام آن بت بر زبان مي راندند (معني اهلال) و سر دام مي بريدند . )
در تفسير جلالين مي گويد ( اهل به لغير الله بنامي جز خداوند سر دام بريدن )
قرطبي ديگر مفسر اهل سنت مي گويد ( و ما اهل به لغير الله (اي ذكر عليه غير اسم الله تعالي ) )
ابن كثير مي نويسد ( و كذلك حرم عليهم ما اهل به لغير الله و هو ما ذبح علي غير اسمه تعالي من الانصاب و الانداد و الازلام و نحو ذلك مما كانت الجاهليه ينحرون له )
تصور مي رود كه مفسران اهل سنت ( اطعام ) مجالس حسيني را و عزاداران عاشورا را جزو انصاب و ازلام و بتها نياورده اند و نقش متفيقهان كم سواد در تحميل آيه فوق به شرايط محكم و روشن و شفاف ذبح اسلامي ( قبله و نام خدا ) بسيار غريب و در مورد مكنونات قلبي و مغزي حضرات سوال برانگيز است
به نظر شما دو کلمه ی واضح عربی نیاز به تفسیر داره؟
در ضمن نه من و نه zxcv و ... سنی نیستیم!
یک تسلیم شده
Monday 16 April 2007, 09:52PM
(50/المرسلات):
فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ
از کدام حديث غير از اين(قرآن)، پيروي ميکنند؟
خدا از موءمنان حقيقی ميخواهد كه در هر مورد اطلاعاتي ميبينند يا ميشنوند تحقيق كنند ولي مسلمانهاي فعلي به چيزي باور دارند كه قانون احتمالات هم درستي آن را نميرساند كتاب تورات و انجيل هم فرستاده خدايند و اما تورات فعلي بخشهاي مختلف مثل ميشناه mishnahسيره موسي و جماره gemarah احاديث موسي و تالمود را دارا ميباشد آيا اين همان تكرار تاريخ نيست؟؟! متاسفانه تكرار تاريخ است.يهوديها ميشناه را بر تورات ترجيح ميدهند و مسلما نماها هم حديث را بر قرآن ترجيح ميدهند و سيره و سنت و احاديث را در كنار كتاب خدا قرار داده اند. يهوديها ميگويند تورات بدون ميشناه معني ندارد مسلمان نماها هم ميگويند قرآن بدون حديث معني ندارد. تاكتيك هردو گروه يكي است. زيرا منشا آن كسي نيست جز شيطان ملعون. سوالاتي كه پيش ميايد و تابعان حديث (آنهايي كه به كتابهاي حديثشان چسبيده اند شامل گروههاي شيعه و سني) بايد جواب دهند اين است كه :
1- آيا ميشناه (حديث موسي )و جماره (سيره موسي) در تورات نشان دهنده نظرات موسي است؟
2- آيا gospel (يكي از چهار كتابي كه زندگي مسيح را نشان ميدهد) نشان دهنده نظرات عيسي است ؟
3- آيا کتاب های حدیث نشان دهنده نظرات محمد رسول خداست ؟
4- كدام آيه قرآن ما را به پيروي از كتابهاي حديث امر ميكند ؟ كدام آيه ؟
(50/المرسلات):
فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ
از کدام حديث غير از اين(قرآن)، پيروي ميکنند؟
جالب اين است كه محمد رسول خدا خود از كتابت احاديث به جز قرآن منع كرده بود و احاديث در اين مورد زياد است به طور نمونه :
حديث يك : لاتكتبوا عني و من كتب عني غير القرآن فليمحه (صحيح مسلم و جامع البيان العلم و الفضيلة و محدث)
از من چيزي ننويسيد و اگر كسي از من چيزي غير از قرآن نوشته است آن را پاك كند.
حديث دو : جهدنا بالنبي صل الله عليه و سلم ان ياذن لنا في الكتاب فابي (حديث موقوف ترمزي- محدث)
حديث سه : استاذناالنبي صلي الله عليه وسلم في الكتابة فلم ياذن لنا (المحدث)
حديث چهار: ما ضل الأمم قبلكم إلا بما اكتتبوا من الكتب مع كتاب الله تعالي أتدرون كتاب غير كتاب الله؟ (تقويدالعلم- ترمزي)
امتهاي قبل از شما با نوشتن كتابي در كنار كتاب خدا گمراه شدند. آيا كتابي غبر از كتاب خدا ميخواهيد؟
با توجه به احاديث بالا , تابعان حديث حتي به احاديث خود عمل نميكنند بلكه به آنچه كه دلشان خواست عمل ميكنند .
http://godisone.blogspot.com
zxcv
Wednesday 18 April 2007, 10:41PM
در ضمن نه من و نه zxcv و ... سنی نیستیم!
:smile07: :smile07: :smile07:
zxcv
Wednesday 18 April 2007, 11:45PM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
ألا لله الدين الخالص والذين اتخذوا من دونه أولياء ما نعبدهم إلا ليقربونا إلى الله زلفى إن الله يحكم بينهم في ما هم فيه يختلفون إن الله لا يهدي من هو كاذب كفار
آگاه باشيد !
ديني كه به خداوند تعلق دارد كاملاً خالص است و از كلام غير عاري است.
كساني كه براي خود اولياء مي تراشند و كلام آنها را تبعيت و تعبد مي كنند و دين خداوند را از خلوص خارج مي سازند ، به خيال باطل و نا صواب خود اين كار را براي تقرب به خداوند مي كنند. خداوند در باره اين اختلاف بينشان قضاوت خواهد كرد. او هرگز دروغگوي كافر را هدايت نمي كند.
اين كلام واضح و روان خداوند است. به چشمان خود اعتماد كنيد تا مفهوم آن را به راحتي و بدون نياز به هيچ واسطي در يابيد. عزيزان ؛ برادران و خواهران با ايمانم! آيا فكر نمي كنيد مشابه حديث فوق را در جايي شنيده باشيد؟ اين حديث و سخن شيطان است كه در كلام پروردگار نقل مي شود و براي خداوند واسطه تراشي مي كند تا از طريق آن واسطه ها خلق الله را از رسيدن به پروردگارشان محروم سازد.
(یک سناریوی همیشگی برای بعد از مرگ پیامبران )
البته خيلي ها معتقدند تاريخ آن سپري شده و اين واسطه هايي كه آنها براي خدا در نظر مي گيرند با آن واسطه ها فرق دارند. ظاهراْ اين آيه ديگر در مورد ما صدق نمي كند و فقط بيانگر يك حربه قديمي شيطاني است كه در گذشته مورد استفاده قرار مي گرفته و به تاريخ پيوسته است. اگر مي بينيد خداوند آن را در قرآنش آورده فقط خواسته بگويد در گذشته افرادي بوده اند كه حرف و حديث افراد ديگري را به عنوان اولياءالله تعبد مي كرده اند و بهانه شان هم اين بوده كه چون اين افراد از خوبان و مقربين درگاه الهي هستند مورد تعبد ما قرار مي گيرند تا ما را به خدا نزديك كنند. آنها مي گفتند:
( اي آدماي كم خرد و ظاهر بين كه فقط نوك دماغتون نو مي بينيد ! بد بختا مگه ما اينا رو خدا گرفتيم ؟ يعني ما مثه شما ظاهر بين و نا دونيم كه فرق بين خدا و غير خدا رو ندونيم؟ اينا همه مقربين درگاه خدان ، اينا پيش خدا آبرو دارن ، خدا روي اينا رو زمين نميندازه و لي ماي بدبخت گنه كارو چي؟ ما كجا و اونا كجا؟ )
اگه مي دونم راست مي گي چرا مي گيد اينا پسراي خدان ؟ مگه خدا پسر و دختر داره؟
هه هه! هالو رو ببين. يعني توي احمق فكر مي كني ما مي گيم خدا زني داشته و اون زنه اينا رو واسش به دنيا اورده؟ پناه مي بريم به خودش از اين حرف كثيف. بيچاره منظور ما اينه كه اين آبرومندان اونقدر به خدا نزديكن كه نگو و نپرس و اين كه ما ميگيم در واقع اصطلاحيه كه اين نزديكي و قرب و مي رسونه . حالا خر فهم شدي؟ ينا تو دمو دستگاه خدا واسه خودشون بيا و برويي دارن و خدا به اونا علم لدوني داده كه چه مرده و چه زنده از همه چيز خبر دارن . اصلاً محاله برگي از درختي بيفته و اينا ازش غافل باشن. حالا خودت حساب كن ببين تو دنيا چقدر درخت وجود داره و رو هر كدوم از اين درختا چقدر برگ . حالا با قيشو خودت حدس بزن. ما يه اينجور اشخاصي رو مولا و سرور خودمون قرار داديم فهميدي يا هنوز تو مخ پوكت نرفته؟ اگه مي بيني ما زياد سراغ تورات و انجيل نميريم به خاطر اينه كه اين خوبان خدا قبلاً زحمتشو برامون كشيدن و جيكو بيك اين كتابا رو بيرون كشيدن و لقمه رو پختنه و آماده گذاشتن تو دهنمون.
خب اونا كه ديگه خودشون نيستن تا كتاب خدا رو براتون تفسير كنن پس حالا تكليفتون چي ميشه؟
هه هه يارو رو! ببم يعني تو منكر تاريخي؟ بررگان ما هرچي رو اونا از كتاب خدا برامون گفتن و هر چي رو هم خدا خارج از كتاب بهشون وحي كرده سينه به سينه حفظ كردن و با اسناد محكم تحويلمون دادن.
صبر كن ببينم ، شما گفتيد وحي خارج از كتاب ، نه؟ درسته؟ من يه همچين چيزي شنيدم؟
هالو جون خودشه ، درست شنيدي.
خب اگه اينجوري باشه هر كسي مي تونه يه چيزي رو بگه و بعد بگه اينو خدا گفته و اگه شما بگيد كه تو كتابش نيست اونم ميكه اين مربوط به وحي خارج از كتابه. اينطور نيست؟
پسر تو با اين هوشت خوب شد نشدي خرگوش! بچه جون بزرگان ما فكر اينم كردن و از همون ابتدا اونا رو بصورت كتاب در آوردن تا رو توي بزمجه و امثال تو رو كم كنن فهميدي؟ مي گي نه بيا تا ببرمت تو عطاري آقام تا خودت اونا رو ببيني . آخه آقام اين كتابا رو تو عطاريش نگهداري مي كنه.
پس اين ورقا كه لاي كتاباست واسه چيه؟
كدوم ورقا؟
همينا نمي بينيشون؟
اينا اينجا چيكار ميكنن؟!
اين ورقا مال آقامه ، اون هرچي تو عطاري داره رو اينا مينويسه تا وقتي مشتري اومد بده دستشو مجبور نشه راجع به نحوه استفاده اونا هي خودشو خسته كنه
آها ! پس هرچي تو قوطي عطاري بابات گير مياد تو لاي اين كتاباست ؟
يه همچين چيزايي.
صبر كن بينم ، چي گفتي؟
اي نا بكار نا بخرد تو از اين حرفت يه منظوري داشتي .يالا بگو منظورت چي بود!
راستي يه سئوال؛ چرا مسيحيا و يهوديا مي گفتن ما ابناءالله هستيم؟
يه سئوال ديگه ؛ كي مي دونه فرق بين "ابن الله" با " آل الله" چيه؟
0000000000000000000000000000000000000000000000
از تسلیم عزیز
zxcv
Friday 20 April 2007, 09:24PM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
( تروریستها )
تروریست با ملیت های عربی که قصد داشتند هواپیمای خطوط هوایی لوفت هانزا به مقصد تهران را منفجر کنند ، توسط مامورین امنیتی فرودگاه فرانکفورت آلمان دستگیر شدند.
..............................
دبیرکل سازمان ملل متحد، انفجار بمب در یک دستگاه خودرو در زاهدان را یک تجاوز تروریستی توصیف و به شدت محکوم کرد
.............................
رئیس جمهوری آمریکا امروز به مردم کشورش اطمینان داد که دولتش بدون درنگ تروریستهای مظنون را برای جلوگیری از یک حمله جدید دستگیر خواهد کرد.
.............................
نتايج تحقيقات اداره پليس اروپا "يوروپل" نشان ميدهد كه در سال گذشته ميلادي حدود ۵۰۰عمليات تروريستي در كشورهاي عضو اتحاديه اروپا به وقوع پيوست.
............................
شورای امنیت سازمان ملل متحد ترورهای الجزایر را به شدت محکوم کرد .
http://www.dw-world.de/image/0,,2120899_1,00.jpg
یک مجوز جعلی برای عملیات تروریستی ؛ صعبةبن جثامه ميگويد نبي اکرم (صل الله عليه وسلم) در محل ابواء يا ودان نزد من امد از ان حضرت درباره مشرکين که بر انان شبيخون زده ميشود و زنان و فرزندانشان نيز کشته ميشوند پرسيدند رسول الله (صل الله عليه وسلم) فرمود زنان و کودکانشان نيز جزو انان هستند.
با استفاده از اين احاديث آنها ثابت می کنند که کشتن زنان و کودکان مشرکين در حملات مجاهدين اشکالي ندارد ! توجه کنید ؛ شيطان به همين راحتي خدايان را به سخن در مي آورد و آنهايي را كه قلاده بندگيش را به گردن آويخته اند به جان يكديگر مي اندازد و به ريشهاي طويلشان مي خندد. در حقیقت رسول الله همچین دستوری را هیچگاه نداده است ، بلکه شیطان است که با سوء استفاده از نام پیامبر سعی می کند انسانها را به تعبد خویش وادار نماید و الا محمد ، رحمت للعالمین بود و نه مشوق کسانی که دستشان به خون بی گناهان آغشته است .
آنها فریب خورده اند ! با شماهستم ، با شما كه نام فرق خود را شيعه و سني و وهابي نهاده ايد ، نبرد شما ، نبرد بين حق و باطل نيست ، نبرد بين كفر و ايمان نيست ، نبرد شما نبرد بين كفر و كفر و نبرد خدايان است ، كه معركه گردان آن كسي جز شيطان نيست. سرتان را با آمريكا و انگليس گرم نكنند! شياطين بزرگ در آستين خودمان هستند. شيطان دارد حرفهاي خود را از زبان همين مفتي هاي و منبريها و ملاعمرها و بن لادنها مي زند.
او خطاب به بندگان و عمله خود مي گويد :
اي بنده راستين من ، به اين موجودات زبان بسته اي كه گرد منبرت جمع شده اند بگو:
مَنْ زارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِعليه السلام بِشَطِّ الْفُراتِ، كانَ كَمَنْ زارَاللّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ.
هر مؤ منى كه قبر امام حسين عليه السلام را كنار شطّ فرات در كربلا زيارت كند همانند كسى است كه خداوند متعال را بر فراز عرش زيارت كرده باشد.
موضع قبرالحسين عليه السلام ترعة من ترع الجنة.
جايگاه قبر امام حسين عليه السلام درى از درهاى بهشت است.
لو يعلم الناس ما فى زيارة قبرالحسين عليه السلام من الفضل، لماتوا شوقاً.
اگر مردم مىدانستند كه چه فضيلتى در زيارت مرقد امام حسين عليه السلام است از شوق زيارت مىمردند.
و بعد لب برگوش آن يكي از بندگان خود مي گذارد و به آنهایی که نام خود را تروریست مجاهد گذاشته اند ، مي گويد:
اي غلام حلقه به گوش من ، با شعارهاي فريبنده ، به اين موجودات نفهم بگو :
هركس يكي از زائران قبر حسين را بكشد ، يك وجب از بهشت را براي خود خريده و هركس دوتا را بكشد دو وجب از بهشت را خريده است و هركس سه تا را بكشد ، سه و جب از بهشت را خريده است .... و هركس نودو نه نفر را بكشد ، نود و نه وجب از بهشت را خريده است ... !
ارباب جان ! اگر در اين راه بميرند چه؟
بگو هيچ نترسيد ، چون در زير ساق عرش كه مشرف به بهشت فوقانيست سفره اي برايتان پهن كرده اند و مطمئن باشيد بلافاصله بعد از مرگ ، ناهار ميهمان حضرت محمد هستيد و سبزي پلو با ماهي نوش جان خواهيد كرد.
پدر و مادرم به فدايت ، اگر در اين بين زنان و كودكان نيز كشته شدند چه ؟
هيچ گناهي بر شما نيست چون داريد حكم رسو ل الله را اجرا مي كنيد برای آنکه محمد ، تروریستها را گرامی می داشت !
صعبةبن جثامه ميگويد .........
تا كي مي خواهيد سر در لاك حماقت و جهالت خود فروكنيد و به دین خدا و رسولش دروغ بچسبانید ؟
تا كي مي خواهيد بنده شيطان باشيد؟ در يكي از نقاشيها ، بمبي را كه در واقع معرف قرآن بود در قسمت عمامه تصوير قرار داده بودند تا نشان دهند قرآني كه به زعم آنها از مغز محمد بيرون آمده است مانند بمب عمل مي كند.
آيا اين ايده بر گرفته از اعمال افرادي كه به اسم اسلام هواپيماهاي پر از مسافر را به ساختمانهاي مملو از جمعيت مي كوبند نيست؟ آيا اگر كسي تصاوير كودكان دوساله را كه براي عزا داري حسين سرشان را شكافته اند ، به نمايش بگذارد به قرآن توهين كرده است. اعمالي كه ما داريم به تبع علماي اسلام و يا بهتر بگويم فراعنه و نمرودهاي متكبر زمان خودمان انجام مي دهيم همه و همه توهين به قرآن و تمسخر اسلام هستند و لا غير.
شما هر دو گروه كه سر در يك توبره كرده ايد و آبشخورتان نيز يكيست ، پس چرا به يكديگر حمله می کنید ؟ شما كه بر سفره شيطان نشسته ايد و داريد دست بخت زهرآگين او را نوش جان مي كنيد ديگر چرا خونتان را به گردن ديگران مي اندازيد؟ هرچه سريعتر به نبرد خدايان خاتمه دهيد و به خداي اصلي پناهنده شويد و به جاي اين مذاهب ساخته دست شيطان ، دين قيم را براي خود برگزينيد.
مي دانيد دين قيم چيست؟
ما تعبدون من دونه الا اسماء سميتموها انتم وءاباؤكم ما انزل الله بها من سلطن ان الحكم الا لله امر الا تعبدوا الا اياه ذلك الدين القيم ولكن اكثر الناس لا يعلمون
شما داريد از اسمائي پيروي مي كنيد كه خودتان و پدرانتان آنها را نام گذاري كرده ايد. خدا هيچ دليلی برای آن نازل نكرده. حكم فقط متعلق به خداست، امر كرده كه فقط او را بندگی كنيد (بنده و مطيع محض و بی چون و چرای دستورهای هيچكس غير از او نباشيد) دين درست ، چنين دينی است ولی بيشتر مردم اين را نميدانند.
000000000000000000000000000000000000000000
در امتداد سرگذشت مردم ، بعد از مرگ پیامبران .
zxcv
Wednesday 25 April 2007, 01:30AM
﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴾
ان الله ربي وربكم فاعبدوه هذا صرط مستقيم
خدا پروردگار من و پروردگار شماست؛ فقط او را فرمانبرداري کنيد، راه راست همين است.
آيه فوق خطاب عيسي مسيح به قومش مي باشد و قرآن به ما مي گويد كه هر پيامبري در بدو رسالتش ، امت و قومش را به همين جمله خطاب نموده و بدين ترتيب اولين فرماني را كه ابلاغ كرده "عدم فرمانبرداري و دنباله روي از سخن غير خدا " بوده است.
بنا بر آيات بسياري از قرآن كريم ، "صراط المستقيم" يا راه راست عبارت است از فرمانبرداري و تبعيت از كلام خداوند سبحان و عدم توجه به كلام غبر اوست. با اين وجود تا كنون كمتر كسي اين قاعده بزرگ و فرمان ازلي را رعايت كرده است ، چرا؟
خداوند سبحان در قرآن كريم به پيامبرانش (مخصوصاً پيامبر اسلام) فرمان مي دهد كه بگويند بشري مانند ما هستند. حال مفهوم اين مطلب چيست؟ آيا مفهوم اين است كه آنها نيز از ادوات انساني برخوردار بوده و غذا مي خورند ، ازدواج مي كنند ودر كوچه و خيابان راه مي روند؟ اين را كه اعراب معاصر پيامبر خوب مي دانستند. اصلاً يكي از ايراداتي كه معاصرين پيامبران به ايشان ميگرفتند همين بود كه آنها را مانند خود بشري بيش نمي دانستند.
اعراب صدر اسلام پيامبر را بسيار عادي مي ديدند و مرتب مي گفتند اگر او راست مي گويد چرا معجزه اي نمي آورد؟ آنها مي گفتند اصلاً اين چه پيامبريست كه غذا مي خورد و در بازار راه ميرود؟ چرا فرشته اي همراه او نيست و مال و باغي ندارد؟ در واقع اعراب صدر اسلام پيامبر را خوب مي شناختند و بسيار بهتر و حقيقي تر از آنكه ما مي شناسيم. آنها مانند ما وي را در پرتوي درخشان از نور نمي ديدند و ملائكه دائماً زير دست و بالش نمي چرخيدند. پيامبر حقيقي بنا بر روايت قرآن غيب نمي دانست و حتي سود و زياني به حال خود نيز نداشت. اما پيامبري كه ما مي شناسيم فطرتاً امور غيبي را حتي تا چندين هزار سال بعد مي داند و در همه جا حضور دارد(حتي بعد از مرگش) از بيماران عيادت مي كند و بر بالين افراد در حال احتضار مي نشيند. او كاملاً معصوم و بي گناهست و از همه چيز آگاهست و نه تنها او بلكه اهل بيت او نيز در امور ذكر شده درست مانند و ي و حتي بهتر از ايشان هستند. بعنوان مثال خدا وند تمام هستي و حتي پيامبر را به خاطر فاطمه آفريده است. نامه اعمال مردم از زير دست مهدي مي گذرد و بنا به قولي برگي از درختي نمي افتد مگر اينكه مهدي از آن آگاه است. و خلاصه اينكه بسياري از صفات خداوندي در مورد ايشان نيز صدق مي كند.
اينكه خداوند به پيامبرش امر مي كند تااعلام كند او نيز بشري مثل ماست براي اين است كه ما نيز مانند مسيحيان و يهوديان و ديگر اقوام گذشته پيامبران و احبار و رهبان خود را با خدا اشتباه نگيريم. خداي گرفتن اين نيست كه مستقيماً شخص را خدا خطاب كني( مانند كساني كه علي را خدا مي دانند) بلكه همينكه صفات خداوندي را به او نسبت دهيم كافيست.
و اما اين معضل بزرگ چه مشكلي به وجود مي آورد و ريشه هاي آن در كجاست؟
همانگونه كه گفته شد؛ خداوند مي گويد تنها مرا فرمانبرداري و تبعيت كنيد كه اين راه مستقيم (صراط المستقيم) است. و شيطان از همان ابتدا عهد كرده بر سر راه مستقيم بنشيند و با دادن نشانيها و علائم راهنماي غلط انسان را از راه مستقيم خارج كند.
در اين راه يكي از مهلك ترين حربه هاي او اين است كه با معصوم و مصون نشان دادن بندگان مخلص خداوند(كه ديگر مرده اند) آنها را مقدس نموده و آنقدر بزرگ جلوه مي دهد كه بتواند اوصاف خداوندي را به آنها نسبت دهد. حالا از حنجره اين مردگان استفاده مي كند و احكام و فرامين خود را در قالب احاديث و روايات كه خود و پيروانش آنها را ساخته اند به اجرا در مي آورد و كاري مي كند تا مردم از فرمانبرداري خداوند دست برداشته و فرمان و احكام وي را به اجرا در آورند و اينجاست كه "عزيز" مي شود پسر خدا و يهوديان به دليل اينكه عزيز را دارند به خود مي بالند و دين و آيين خود را اشرف اديان و مذاهب دانسته و بهشت را تنها از آن خود مي انگارند و اين يعني شروع جدايش و تفرقه. اما مسيحيان به گونه ديگري فكر مي كنند : از آنجا كه اين جماعت عيسي پسر خدا را دارند و عيسي نيز همه كاره خدا بر روي زمين است ، در نتيجه ايشان بهترين دين را در اختيار دارند و بهشت بر خلاف تصور باطل يهوديان از آن اين جماعت است.
http://www.farsinet.com/kalameh/kalameh38/107.jpg
در اينجا جماعت مسلمان نيز بيكار نمي نشينند و با وجود صراحت آيات قرآن كه مي گويد بين احدي از پيامبران فرق نگذاريد با پيروي و تعبد احاديث و روايات به اين نتيجه مي رسند كه حتي علماي امت پيامبر از تمامي پيامبران بني اسرائيل بالا تر و والا تر هستند تا چه رسد به پيامبر و نزديكانش كه در واقع جزء
خاندان و خانواده خداوند( آل الله ) مي باشند.
http://www.iran-newspaper.com/1383/831129/html/201774.jpg
شيطان دقيقاً به روش فوق بين اديان و انسانها تفرقه مي اندازد و آنها را عليرغم اينكه از يك پيكر و يك امت واحد(اسلام) هستند از يكديگر جدا مي كند و در اين راه نهايت استفاده را از احاديث و روايات بعمل مي آورد .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
zxcv
Thursday 26 April 2007, 01:23AM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
إِيِّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
ما تنها تو را عبادت ميکنيم و از تنها تو کمک ميجوييم.
بحث همچنان بر سر عبادت و تعبد است ، مي خواهييم معني درست و دقيق اين واژگان را از قرآن استخراج نماييم تا بدانيم « اياك نعبد » يعني چه. تا بفهميم اين كه ما از آن غفلت كرده ايم بزرگترين اصل خلقت ( توحيد) است و همان كليد نجات و رستگاري بشر مي باشد. قالبهايي كه براي عبادت و تعبد ساخته شده ما را گمراه نموده و مسيرمان را از طريق مستقيم منحرف ساخته است. به محض اينكه اسم عبادت به ميان مي آيد ، قالبها سريعاً ذهن ما را به يك سري حركات و سكنات سوق مي دهند بگونه اي كه تصور مي كنيم منظور از تعبد و عبادت همين حركات و رفتارهاي رنگا رنگ مي باشند .
وقتي اسم عابد به ميان مي آيد بلافاصله شخصي را تصور مي كنيم كه در نيمه هاي شب از خواب بلند شده و در حالي كه ردايي بلند به تن دارد ، دائماً مشغول اداي يك سري الفاظ و انجام يك سري حركات مي باشد. حال وقتي عبادت عبارت است از اين قبيل امور ، چه اشكالي دارد كه شخص به جاي اينكه خود آنها را انجام دهد مبادرت به خريدشان نمايد و كسي را اجير كند تا اين حركات و سكنات را در قبال پول برايش انجام دهد؟ وقتي اسم تسبيح خداوند به ميان مي آيد ، فوراً قطاري از مهره هاي سنگي يا پلاستيك دربند را تجسم مي كنيم كه شخصي آن را به دست گرفته تا حساب الفاظي كه بيان مي كند از دستش خارج نشود.
اينها همه براي آن است كه ذهنمان منحرف شود تا آنچه را كه جزء واضحترين موضوعات قرآن است نفهميم و درك نكنيم . عبادت يك سري حركات ويژه نيست ، عبادت بازي با مهره هاي تسبيح نمي باشد ، بلکه عبادت ....
عبادت ؛ اطاعت است .
عبادت ؛ بندگي است.
عبد و بنده كسي است كه مطيع و تابع بي چون و چراي مولايش باشد و هر آنچه را او گفت ، عمل نمايد و اطاعت كند. عبادت خدا به مفهوم اطاعت اوست و او فقط مولاي كساني است كه تنها او را اطاعت مي كنند و تنها حكم و فرمان او را اجرا مي نمايند.
اما خدا كيست؟
چه كسي تا كنون او را ديده يا صدايش را شنيده؟
يك نفر به من پاسخ دهد !
اطاعت از خدا يعني چه ؟ خداي وحده را در كجا پيدا كنيم تا فرمانبردارش باشيم؟
درست است كه ما خدا را نديده ايم و صدايش را نشنيده ايم ، اما او كساني را به اسم رسول فرستاده تا صداي خود را به ما برساند و با ما ارتباط برقرار كند . خداوند در طول تاريخ همواره بوسيله آنچه به رسولانش ابلاغ كرده با ما سخن گفته است . آري :
تعبد خدا = حرف شنوي از كتاب =تبعيت از قرآن
تعبد خدا = اطاعت از قرآن
اما بشر همواره براي رسيدن به خدا يك مشكل اساسي داشته : يك نفر به اسم شيطان سر راهش نشسته و به او آدرس اشتباهي مي دهد تا منحرفش كند و نگذارد به خدا برسد.
او خيلي زيركانه كار خود را انجام مي دهد ، بگونه اي كه در اكثر موارد آب از آب تكان نمي خورد و شخص متوجه نمي شود كه چه بلايي دارد بر سرش مي آيد. ترفند او خيلي ساده و كاريست ، داستان از این قرار است !
( يكي بود يكي نبود! )
در زمانهاي قديم ، شخصي وجود داشت كه نامش محمد بود و ادعا مي كرد كه فرستاده خداست و آمده تا زبان خدا شود و پيام او را به مردم برساند. البته اين محمد قبلاً خودش هيچ دين و مذهبي نداشت و تا مدتها كسي از او چيزي راجع به ديانت و از اين حرفها نشنيده بود و حالا كه داشت از دين صحبت مي كرد و پيام خدا را براي مردم قرائت مي كرد كسي حرفهايش را باور نداشت . نه اينكه مردم روزگار او خدا را قبول نداشته باشند ؛ نه ، هرگز. آنها به يك سري چيزها معتقد بودند كه به زعم خودشان از طرف خداوند به ايشان رسيده بود .
اعتقاداتي كه آنها نسل اندر نسل از پدران و آباء خود به ارث برده بودند. اما اعتقادات آنها با آنچه محمد مي گفت زياد همخواني نداشت و به همين دليل آنها حاضر نبودند حرف محمد را گوش كنند و مطيع او شوند. تازه هيچ وقت هم جلوي او كم نمي آوردند ؛ اگر محمد راجع به چيزي يا كاري از آنها انتقاد مي كرد فوراً به خدا ربطش مي دادند و مي گفتند كه خداوند فرموده كه چنان كنند.
محمد مي گفت ؛ اما آنچه را من مي گويم خداوند از طريق فرشته وحي به من رسانده است و آنها نيز ادعا مي كردند كه از طريق لات و منات و عزي و غيره كه به عقيده آنها از فرشتگان الهي و دختران او بودند پيام خدا را دريافت كرده اند . حال وقتي فرشتگان رسولان الهي هستند طبيعي است سخنان آنها مربوط به خداوند مي شود و او خودش اراده كرده كه مردم مطيع آنها شوند
اما محمد به آنها مي گفت خداوند احكام و فرامين خود را در قالب يك كتاب براي او فرستاده و به همين دليل از آنها نيز مي خواست كه كتاب خود را نشان دهند ، ولي آنها مي گفتند ما اين كتاب را در اختيار نداريم امااز پدرانمان شنيده ايم كه آنها از پدرانشان شنيده اند و آنها نيز ...( همان قال فلان قال بهمان امروزی ) . كه منات يا لات و غيره يك چنين چيزي را گفته اند.
[43:22] بل قالوا انا وجدنا ءاباءنا على امة وانا على ءاثرهم مهتدون
واقعيت اين است كه آنها گفتند: "ما والدين خود را پيرو روش هاي خاصي يافتيم و ما رد پاي آنها را دنبال مي كنيم."
خلاصه اينكه شيطان در طول تاريخ با اين ترفند زيركانه بني آدم را گمراه نموده و از اطاعت فرمان پروردگارش بازش داشته است يك زماني بوسيله لات و منات و عيسي و موسي ، حالا علاوه بر اينها به وسيله محمد و علي و حسن و حسين وغيره . آن موقع رسولان الهي قوم خود را دعوت مي كردند تا فقط خدا را ( كه بوسيله يك كتاب با آنها سخن مي گفت) تعبد و فرمانبرداري كنند و در پاسخ مي شنيدند :
[7:70] قالوا اجئتنا لنعبد الله وحده ونذر ما كان يعبد ءاباؤنا فاتنا بما تعدنا ان كنت من الصدقين
آنها گفتند: "آيا آمده اى ما را وادار كنى تا فقط خدا را بپرستيم و آنچه را كه قبلا" والدينمان عبادت مى كردند، ترك كنيم؟ ما تو را به مبارزه مى طلبيم تا آن عذابى كه ما را به آن تهديد مى كنى بياورى، اگر راست مى گويى."
آنها مي گفتند خداي تنها ، كه نماينده اش كتاب آسماني بود، كفايت نمي كند و خداوند بعضي از فرامين خود را نيز از طريق سخن فرشتگان به ايشان ابلاغ كرده كه مي بايستي حتماً تعبد شود. امروز نيز همان آش و كاسه است و شيطان دارد به همان ترفند قديمي خلق الله را گمراه و متفرق مي سازد.
همکنون هم آنهایی كه مي گويند قرآن به تنهايي كفايت نمي كند درواقع دارند ادعا مي كنند كه خدا به تنهايي كفايت نمي كند چون در حال حاضر خداوند از طريق همين قرآن دارد با ما سخن مي گويد .
گذشتگان سخنان موهوم موسي و عيسي و فرشتگان را تبعيت و تعبد مي كردند و بعد مي گفتند كه خدا خواسته كه چنان كنند. امروزيها نيز چنين مي كنند و مي گويند كه خدا خواسته كه به اين ترتيب عمل نمايند.
پس فرق ما با قدما در چيست؟
اين حرفها و سخناني را كه به اسم سنت محمد ، اهل بیت و یا صحابه داريم تبعيت و تعبد مي كنيم از كجا آورده ايم؟ آيا خداوند قرآني ديگر بر آنها نازل كرده و ما باید احكام خود را از آن اخذ كنيم؟! يا اينكه مانيز در اصل پيرو آباء اولين خود شده ايم و اين را نمي دانيم؟
قطعاً شق دوم درست است : چون ما هيچ چيز به اسم اسلام و امت واحده نمي بينيم . آنچه مي بينيم صدهها فرقه رنگارنگ است شیعه ، سنی ، وهابی ودهها فرقه دیگر كه هريك خود را از ديگري برتر مي داند و بجاي اتحاد و تشكيل امت واحده به جان يكديگر افتاده اند و خون همديگر را مي ريزند .اگر قرآن را نمي خوانيد ، اگر دلايل خداوند را باور نداريد پس حد اقل نگاهي به اين تفرق انسانها از يكديگر كه نتيجه دوري از اسلام و قران و پيروي از ارباب متفرق است بيندازيد تا شايد باورتان شود كه راهمان به نا كجا آباد است نه جنت ، به طرف شيطان و دوزخ است نه خدا و بهشت .
________________________
مقاله از تسلیم عزیز ( البته با چند تصحیح جزئی )
zxcv
Friday 27 April 2007, 03:10AM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَارُونَ وَزِيراً- فَقُلْنَا اذْهَبَا إِلَى الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَدَمَّرنَاهُمْ تَدْمِيراً(36 - 35/ الفرفان)
و به موسي کتاب عطا کرده ايم و برادرش هارون را وزير او قرار داديم.ما گفتيم، «برويد، هر دو شما، نزد مردمي که آيات ما را تکذيب کردند» و سپس، ما تکذيب کنندگان را بکلي هلاک کرديم.
( بازگشت زمان )
....و ناگاه زمین شروع کرد به چرخیدن و با سرعت زیادی چرخید ، شاید چندین هزار دور ! گشت و گشت تا به یک دفعه سر جای خود ایستاد و من در نقطه ای از این کره خاکی فرود آمدم ! ابتدا ندانستم که دقیقا کجا هستم ولی بعد از آنکه گشتی در اطراف خود زدم ، پی بردم که آن سرزمین بکر قلمرو مصر باستان است آن هم حدود سه هزار سال پیش در عصر رامسس دوم ، بزرگ فرعون مصر !
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/0/03/RamsesIIEgypt.jpg/180px-RamsesIIEgypt.jpg
تا به شهر رسیدم پی بردم که همهمه ای در بین اهالی شهر و اکثرا بین عبرانیان در جریان است آنها بین خود می گفتند که موسی باز هم سراغ فرعون رفته تا به او تذکر دهد که باید سریعا بنی اسرائیل را از قید بندگی خود آزاد کند و الا عذاب باز هم گریبانگیر سرزمین مصر و قبطیان می شود . من هم فرصت را غنیمت شمردم و راهی قصر فرعون شدم تا با چشمان خود عبور تاریخ پیامبران را مشاهده کنم .
موسی با عصای معروفش به همراه برادرش هارون با شور خاصی در حال بحث و ارشاد فرعون بودند ، ابتدا با مشاهده چهره موسی متعجب شدم ! برای آنکه تاکنون شنیده بودیم که پیامبران خدا دارای چهره هایی فوق العاده زیبا و هاله ای از نور در اطرافشان است ولی لا اقل من در مورد موسی اینچنین اوصافی ندیدم . ابتدا موسی شروع کرد به سخن گفتن و فرمود که ای فرعون ، ما فرستادگان خداوند بزرگ هستیم و ماموریم که به تو اخطار دهیم که بنی اسرائیل را از قید بندگی خود آزاد کن و دیگراینگونه به مردم ظلم نکن . فرعون پاسخ داد که من ترا به خوبی می شناسیم تو از همان کودکی در کنار ما بزرگ شده ایی و هیچ امتیازی نسبت به ما نداری و حتی اطلاع دارم که مرتکب گناه قتل نفس شده ای ، پس بیش از این برای ما ادای پیامبران خدا را در نیاور ، تو نه فرشته ای و نه معصوم !
موسی گفت که درست است که من گمراه شدم و فردی را به قتل رساندم ولی خداوند توبه مرا پذیرفت و مرا به مقام نبوت رساند من تنها حامل دستورات خداوند هستم پس اگر می خواهی امیدی به سعادت خود و قومت داشته باشی تنها مطیع بی چون و چرای فرامین خداوند قادر و متعال باش ،. تو را دعوت می کنم که کسی را مجبور به ولایت مطلقه خود نکنی . فرعون با خشم پاسخ داد ، که تو چه می گوئی ؟ آیا دیوانه شده ایی ؟ مگر من غیر از ارشاد مردم و خیر قصد و نیتی دارم ؟ من به مردم سفارش می کنم که با ولایت مطلقه من که از جانب خدایان به من عطا شده ، می توانند به همان سعادتی برسید که یوسف نبی بشارت آن را به مومنان داده بود .
موسی پاسخ داد که آن آئینی را که تو آن را به سوء استفاده از نام یوسف قصد تبلیغ آن را داری چیزی جز اهواء شیطان نیست ، محال است که یوسف مردم را به تعبد غیر خدا دعوت کرده باشد ، برای آنکه دین یوسف و تمامی پیامبران پیش و بعد از او با صراحت تاکید می کند که ( تنها باید خداوند را پرستش و تعبد کنیم ) در صورتی که پیامبران و پادشاهان تنها بندگانی از بندگان خداوند هستند
http://tbn0.google.com/images?q=tbn:Jucj-1XbOL1rWM:http://www2.hamshahri.net/hamnews/1383/830429/Irshahr/011658.jpg
آنگاه فرعون نگاهی همراه با تمسخر و تحقیر به موسی کرد و ادامه داد که آیا تو این همه نقل قولی که از یوسف و نوح و هود و صالح به ما رسیده منکر می شوی و ما را فرمان می دهی که تنها مطیع دستورات خداوند تو شویم ؟ مگر نمی دانی که با همین سنت گذشتگان که بسیاری از اصول و فروع دینمان از آن گرفته شده می توان ولایت مطلقه مرا بر دیگران ثابت کرد ، در ثانی خود خداوند حتما با این امر موافق است که تاکنون ایرادی از آن نگرفته است ، پس من طبق سنت یوسف ولایت مطلقه بر بندگان خداوند دارم که تا جائی که مردم باید مانند "رب الاعلی" از من اطاعت و فرمانبری کنند!
( و آنگاه چند آخوند درباری احضار شدند و آنها به فرمان رامسس و برای رضای او با قال فلان و قال بهمان مشغول سرگرم نمودن اهل مجلس شدند آنها با این چاپلوسی قصد داشتند به ولایت فرعون رنگ و بویی مذهبی دهند و در مقابل از جانب فرعون به پاس این خوش خدمتی انتظار مال و مقام داشتند ) !
در حین این گفتگو بود که فرد مومنی از بین درباریان که اتفاقا از قیطیان بود به پا خواست و فریاد بر آورد که ای اشراف و عالی مقامان مصر ، موسی راست می گوید !
و ادامه داد که ؛ کلام خداوند را که به واسطه موسی به دستمان رسیده گوش کنید و آنها را جدی بگیرید ، آن راهی را که شما در حال طی کردن آن هستید چیزی جز تقلید و اطاعت بی چون و چرا از شیاطین انس و جن نیست .این دو روزه دنیا ارزش این را ندارد که در آن طغیان و سرکشی کنید خانه آخرت سرای جاودانی و منزلگاه ابدیست به فکر آن باشید
ای مردم ؛چرا وقتی شما را به راه رستگاری دعوت می کنند از باب لجاجت و انکار در می آید ؟ مگر موسی به شما چه می گوید که اینچنین او را تحقیر و مورد آزار قرار می دهید ؟ آیا اینکه باید تنها خداوند را تعبد کنید امر ناپسندی است ؟ آیا اگر خداوند را خالصانه بخوانیم او قادر به این نیست حوائج و خواسته های ما را برآورده کند ؟ چرا دست به دامن غیر خدا می شوید ؟ مگر خدا را کافی نمی دانید ؟ چرا فرامین غیر خدا را تعبد می کنید ؟ چرا خرافات و بدعت را به عنوان دین و مذهب خود اختیار کرده اید ؟
یقین داشته باشید که ولایت مطلقه فرعون شما را به گمراهی می کشاند و مطمئن باشید که آن الهه هایی را که به همراه خداوند می خوانید در دنیا و آخرت هیچ قدرتی ندارند که به شما کمک کنند ، . به خدا قسم که در آینده متوجه خواهید شد که آن چیزی را که به شما می گویم به نفع و برای خیر خواهی شما بوده ولی حیف و صد حیف که شاید آن لحظه بازگشت دیگر دیر شده باشد .
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/f/ff/Egypt.Luxor.Nile.01.jpg/200px-Egypt.Luxor.Nile.01.jpg
و تا آن لحظه ایی که در همان حول و حوش گشت می زدم خبر رسید که موسی به قبطیان وعده داده که امشب عذاب دیگری از جانب پروردگار جهانیان نازل می شود و آنگاه رود نیل تبدیل به نهری از خون می شود .
وسلام . یا الله
zxcv
Sunday 29 April 2007, 02:15AM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقاً وَعَدْلاً لاَمُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ(115/الاَنعام)
و کلام پروردگارت کامل است، در صداقت و عدالت. هيچ چيزي جانشين کلماتش نشود. او شنونده است، دانا.
قرآن کتابی است کامل و باید به یاد داشته باشید که وقتی خداوند می فرماید کتابش کامل است یعنی %100 کامل است ، قرآن بی عیب است، بدون اشتباه و بدون غلط. ، قرآن کامل و با جزئیات است و وقتی خدا اعلام می کند که کتابش کامل با جزئیات ، بدون اشتباه است یعنی حتما هست ، پس خدا کار را نیمه تمام نمی گزارد.
http://tbn0.google.com/images?q=tbn:Q7nh-IEY_sDemM:http://www.hmc.org.qa/hmc/health/31th/images/qran.jpg
خدا احتیاجی ندارد ما بندگانش چیزی به کتابش اضافه کنیم . خدا از طریق قرآن به ما یاد میدهد که کلماتش تمام نمیشود و اگر او میخواست میتوانست به ما صدها، هزاران و یا میلیون ها کتاب در کنار قرآن بدهد بنابر این از آنجایکه که قرآن کامل، بی عیب و با جزئیات کامل است، خدا کتابی بیش از این برای دینمان به ما نداده است.
خدا کتابش را قرآن نامیده است، آن را بهترین حدیث نامید و از مومنان حقیقی خواسته است که هیچ حدیث دیگری را به عنوان منبع برای دینشان استفاده نکنند.و همچنین خدا از مومنان حقیقی اش میخواهد که در تله شیطان و تعبد غیر خدا نیفتند و با پیروی از کلام رهبران دینی بجای کلام خدا.به شرک و گمراهی دچار نشوند و کسانی را که چیزهای را حرام میکنند که خدا حرام نکرده است تجاوزکار، دروغگو و مشرک نامیده است و شرک تنها گناهی است که خدا قول داده آن را نمی بخشد البته اگر تا لحظه مرگ ادامه داشته باشد.
محمد فقط از طرف قرآن معرفی شده است.، قران می گوید که محمد آخرین پیغمبر خدا بود و رسول خدا ، او رسول خدا نامیده نشد بخاطر شخصیت اش، بلکه بخاطر اینکه قرآن به او داده شده بود که اینچنین خداوند پیام اش را به تمام مردم برساند.، دین اسلام دین خداست و محمد به لطف خدا رساننده پیام خدا به ما بود. و او مأموریتی غیر از این از طرف باریتعالی نداشت. مأموریت آخرین رسول الهی رساندن قرآن به اهل زمین بود.
محمد از طرف خودش چیزی را نمیتوانست حرام کند، یا چیزی را حلال کند . و وقتی که این کار را سعی کرد انجام دهد از جانب خدا آشکارا به او تذکر داده شد .قران به ما یاداوری میکند که فقط خداست که چیزی را حرام میکند. هیچ کسی نمی تواند چیزی را حرام کند و نسبت بدهد به محمد و یا فلان پیشوای دینی ، در صورتی که خدا در قرآن آن را ذکر نکرده باشد. هر کسی قدمی در چنین کاری بردارد نشان میدهد که کلام خدا و احکامی که در قرآن است را تکذیب کرده است.
مومنان حقیقی می دانند که وقتی خدا چیزی را حرام می کند منظوری دارد و چیزی را هم که حرام نمی کند حتما قصد و نیتی در کاراست در این صورت هر چیزی که در قرآن ذکر شده به منظوری ذکر شده و هر چیزی در آن نیامده به منظوری نیامده است. خدا چیزی را فرآموش نمیکنند غیر از خدا هیچ کسی نمی تواند و نباید چیزی به دین اسلام اضافه کند که خداوند به دلیلی آنرا ذکر نکرده و ادعا بکنیم که از طرف او و یا رسولش آمده است.
رسول الله رساننده فقط یک پیغام بود و آن قرآن است. ، خدا به ما گفته که کلامش تمام نشدنی است. ما در همه موارد زندگی به خدا احتیاج داریم در صورتیکه خدا احتیاجی به ما ندارد که ما بخواهیم کتابشان را کاملتر و یا بهتر کنیم. کسانیکه فکر میکنند میتوانند این کار را انجام دهند در حقیقت میخواهند توجه را بیشتر در عوض خدای یکتا به سمت معبودان باطل خود معطوف کنند .
خدا از مومنان حقیقی میخواهد که در مورد هر اطاعتی که آنها می بینند و یا می شنوند و یا می خوانند تحقیق کنند. و هیچ چیزی را غیر از کلام خدا متعال اطاعت محض و تعبد نکنند که این به معنای تسلیم شدن حقیقی است .:smile07:
وسلام . یا الله
puyan
Tuesday 1 May 2007, 08:21AM
سلام
نوشته ها ی جناب zxcv ( و یا کپی ها ) را همه ما میشناسیم .
قصه هایی که در میان مخالفان قرآن و عترت مشابه دارد اما از اعتبار علمی و قوت برهان خالیست .
گروهی هست به نام " تنها قرآن " یا " quran alone " که برای خودشان جمعی دارند و گویا در آمریکا جمعیت بیشتری دارند و مانند جناب zxcv فقط حرف از قرآن میزنند و ضعف استدلالهای آنها و ناتوانیشان در پاسخ به سوالهای ساده مسلمانان سابقه دار است و آنها با بی اعتنایی به ادله قرآنی و نیز روایی مسلمانان با تکرار سخنان خود از نشر آنها لذت میبرند .
به نظر میرسد مباحثات من و سایر کاربران باشگاه با جناب zxcv ( که در تاپیکهای مختلف انجام شده و کاربران سابقه آنها را دارند ) نمونه خوبی برای آشنایی با این گروه است .
متشکرم
hady
Wednesday 2 May 2007, 01:19AM
نوشته ها ی جناب zxcv ( و یا کپی ها ) را همه ما میشناسیم .
قصه هایی که در میان مخالفان قرآن و عترت مشابه دارد اما از اعتبار علمی و قوت برهان خالیست .
گروهی هست به نام " تنها قرآن " یا " quran alone " که برای خودشان جمعی دارند و گویا در آمریکا جمعیت بیشتری دارند و مانند جناب zxcv فقط حرف از قرآن میزنند و ضعف استدلالهای آنها و ناتوانیشان در پاسخ به سوالهای ساده مسلمانان سابقه دار است و آنها با بی اعتنایی به ادله قرآنی و نیز روایی مسلمانان با تکرار سخنان خود از نشر آنها لذت میبرند .
به نظر میرسد مباحثات من و سایر کاربران باشگاه با جناب zxcv ( که در تاپیکهای مختلف انجام شده و کاربران سابقه آنها را دارند ) نمونه خوبی برای آشنایی با این گروه است
يكي از دلايل بسيار مهمي كه باعث پيشرفت روز افزون علوم طبيعي شده اين است كه در اين قلمرو اشخاص اصل نيستند و زياد به آنها پرداخته نمي شود و به همين دليل مناقشات، مجادلات و تنشهاكمرنگ مي شوند و اگر هم بوجود بيايند پايدار نبوده و ديري نمي گذرد كه محو مي شوند. آنچه در اينجا اهميت دارد معادلات و آثار هستند نه اشخاص . نظريات كاملاً موردبررسي و آناليز قرار مي گيرند و هيچ نظريه اي به صرف اينكه پردازنده اش گاليله ،نيوتن ، انيشتين و غيره باشند مورد پذيرش قرار نمي گيرد چرا كه همه اينها خودموجوداتي فيزيكي هستند و براي هر موجود فيزيكي همواره امكان اشتباه و خطا وجوددارد.
هيچكس به ياد ندارد كه فرضاً پيروان مكتب فلان دانشمند دسته و گروهتشكيل دهند و براي به كرسي نشاندن حرف خود خون يكديگر را بريزند چرا كه در اينجااين آثار هستند كه اصل قرار مي گيرند نه اشخاص.
اما متأسفانه در قلمرو مذهب وضعبگونه ديگري است و در اينجا اصالت با اشخاص است نه آثار و نظريات.
به همين دليلتاريخ مذهب با جنگ ، خونريزي و اختلاف تنيده شده و همواره مهمترين عامل عقب افتادگيملتها و بهره كشي از انسانها بوده است.
بدون شك علت اصلي ارسال پيامبران ،مبارزه با مذاهب و حل اختلافات ميان آنها بوده و هر پيامبري كه آمده اثري از خداوندرا با خود به همراه آورده تا انسانها در آن انديشه كنند و راه را از چاه تشخيصدهند. اما متأسفانه همان اثر بزودي مورد تحريف قرار گرفته و بر ويرانه هايآن تعداد زيادي مذهب و فرقه بنيان نهاده شده است. مذاهبي كه هريك خود را از ديگريبرتر مي دانند و فرمانروايي بر سرزمين مقدس را حق مسلم خود مي انگارند
دستهايپنهاني در كار است كه انسانها را به خودشان مشغول كرده و هيچگاه به آنها اجازهانيشيدن در آثار الهي را نداده است. تا جايي كه آنقدر از خود بيرون مي آورند و بهدور خود مي تنند تا خود را خفه كنند
اينكه اول مرغ بوجود آمده يا تخم مرغ چهسودي به حال دين و دنياي ما دارد؟
عرق شتر نجاست خوار و احكام ورود و خروج ازمستراح در جايگاه كدامين ستون دين نشسته اند؟
تا كي مي خواهيم خود را در بنداين زنجيرها محبوس نماييم؟
آيا وقت آن فرا نرسيده تا بافته هاي ذهن اينو آن دور ريخته و كلام پروردگار را مستقيماً از زبان خودش بشنويم؟
بياييد تا با تفكر و تعقل در قرآن ، بااتخاذ يك سيستم تك خدايي هر آنچه را نام مذهب و فرقه به خود گرفته فراموش كنيم و بهنبرد الهه ها خاتمه دهيم.
یک تسلیم شده
Wednesday 2 May 2007, 03:56AM
...اما از اعتبار علمی و قوت برهان خالیست ....
...ضعف استدلالهای آنها و ناتوانیشان در پاسخ به سوالهای ساده مسلمانان سابقه دار است و آنها با بی اعتنایی به ادله قرآنی و نیز روایی مسلمانان با تکرار سخنان خود...
اثبات؟
zxcv
Thursday 3 May 2007, 02:45AM
اثبات؟
اما چه چیزی را ؟ ایشان که هنوز بعد از گذشت دو سال نتوانسته است برای ابتدائی ترین عقاید فرقه خود دلیل و سند معتبری از قران ارائه دهد آنگاه چگونه باید انتظار داشته باشیم که برای موضوعی که احتیاج به دقت بیشتری دارد مدرک و سندی نشان دهد آن هم از قران ؟ چگونه تصور می کنید که اگر از ایشان و فرقه مربوطه احادیث و روایات را بگیرند باز هم آنها می توانند سخنی برای گفتن داشته باشند ؟ رگ حیات مذاهب در تکیه به سنت دروغ نهفته شده است و بهانه اصلی آنها برای تشدید اختلافات مذهبی در درگیرها و بگو و مگوهای تاریخی می باشد تنها توجه ای می خواهد تا خود به وضوح ببینید که چگونه شیعه ، سنی و وهابی به جان هم افتاده اند و به مسائلی اهمیت می دهند که ربطی به اسلام ندارد .
در واقع آنها هیجان زده می شوند ، از خود بی خود می شوند و سریع قلم برمی دارند و با هر حیله ای قصد می کنند که طرف مقابل را در مناظره ای که بین پیروان مذاهب و سیاهی لشکر تفرقه در جریان است محکوم و از میدان بدر کنند ، تنها اگر نام امامان شیعه و صحابه پیامبر را در مقاله ای ببینند !
علی چه کرد و عمر چه پاسخ داد ، اصل و اساس دینشان شده است و آنقدر در این توهمات تاریخی پیش رفته اند که حتی حاضرند آیات قران را به تاریخ خیالی مذهبشان بفروشند !
و اکنون که ما دیگر از ایشان ( پویان ) برای ارائه مدرکی که وعده داده بودند مایوس شده ایم و در کمال تعجب مشاهده می کنیم که او به ما تهمت می زند آن هم از نوع حکومتی آن !
گروهی هست به نام " تنها قرآن " یا " quran alone " که برای خودشان جمعی دارند و گویا در آمریکا جمعیت بیشتری دارند و مانند جناب zxcv فقط حرف از قرآن میزنند
بله ، آنها کسانی هستند که از صهیونیست جنایتکار پول می گیرند و برای آل سعود مطلب می نویسد آن هم خروار خروار و فرقه ای که زد ایکس تابع آن می باشد در سرزمین شیطان بزرگ امریکا زندگی می کند ! در واقع او همان لولوی بچگی هایمان است که در اینترنت ظاهر شده پس باید از او ترسید و از مقالاتش دور شد !
این یک نوع سیاست بازیست ، در واقع این ترفند همیشگی حکومتی هاست که سعی می کنند نظر منتقد و مخالف را با اینگونه حیله ها از میدان بدر کنند و وقتی شخصی مخالف می شود و باب انتقاد از رسوم و باورهای رایج در جامعه را باز می کند و سخن از قران می زند و فریاد بر می آورد که ای ایرانی ، مگر خداوند به تو عقل و اراده نداده است پس چرا طوق تقلید به گردن می نهی ؟ چرا ریش و قیچی آخرتت را به دست مشتی انسان خشک و متعصب مذهبی می دهی که نه تنها خود به سمت ضالین می روند بلکه سعی می کنند دیگران هم در این گمراهی شریک خود کنند ؟
ولی بجای آنکه با ایشان بحث کنند تا بفهمند که چه کسی حقیقت را می گوید و چرا بدینگونه جامعه ایرانی در حال تغییر ناگهانی در عقاید خود می باشد سریعا دست به عمل می شوند و تهمتی آن چنانی به او می چسبانند و نام او را عامل خود فروخته اجنبی و حتی مرتد می گذارند و اعدام و زندان را سزاوار او می کنند نمونه های بسیاری از این حیله های مخالف آزادی بیان و عقیده در این مملکت وجود دارد ولی آیا در واقع تمامی حقیقت این است ؟ آیا همه آن کسانی که دریافته اند عقاید اباو اجدادیشان با کلام خداوند سازگاری ندارد مزدور اجنبی هستند ؟
اگر می خواهیم واقعیات جامعه خودمان را کتمان کنیم باید مانند جناب پویان سریعا پاسخ می دهیم ، بله هستند ! ولی مطمئن باشید که هیچگاه اینطور نیست ! قبول کنید که این منتقد دینی حالا می خواهد نامش هر کسی که باشد شاید همان همسایه و یا حتی از بستگان نزدیک شما باشد و یا حداقل هموطنی باشد که دلش برای هموطنش می سوزد که با درک بهتر سبب و علت نزول دین و آیات قران پی برده که تاکنون اشتباه می کرده است و باید آن را اصلاح کند .
ما که نباید خودمان را گول بزنیم
توهماتی مانند نوکر اسرائیل ، امریکا و آل سعود را بگذاریم برای حکومتی ها تا بدینوسیله بتوانند هر صدای مخالفی را که بخواهند در تله دسیسه بازی های خود بیاندازند ولی ما نباید هر کسی را که مخالف عقاید و باورهای ما بود را سریعا دشمن خود بدانیم بلکه شاید آن ندای مخالف برادرو یا دوستی باشد که سعی می کند آن چیزی را که از قران آموخته است به شما هم انتقال دهد ، پس سزاوار نیست که با اینگونه تهمتهای که مختص دغل بازان سیاست پیشه است این تالار گفتمان دینی هم را آلوده کنید .
zxcv
Friday 4 May 2007, 05:04AM
بسم الله الرحمن الرحيم
يايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك وان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس ان الله لا يهدي القوم الكفرين
http://tbn0.google.com/images?q=tbn:eymwL9IAW55BmM:http://www.khayma.com/kalymatallah/ONE-01.JPG
( رسول فقط و فقط يك رسول است )
آري ، رسالت يك رسول در ابلاغ پيام پروردگارش خلاصه شده و جز اين هيچ وظيفه ديگري بر عهده ندارد. اين يك اصل بسيار بسيار بزرگ و گرانقدر است كه عدم توجه به آن در عصر بعد از پیامبران اسلام عزيز را تكه تكه و فرقه فرقه نموده و نه تنها امروز بلكه در طول تاريخ تدين بشريت ، عدم توجه به اين اصل باشكوه انسان را از موهبت بزرگ تشكيل امت واحده محروم ساخته و راهش را در رسيدن به درجه والاي مسلماني بسته است.
در اينجا يك گره كور وجود دارد كه اجازه نمي دهد اين اصل در بند آزاد شود و انسان را از قيد بندگي و تعبد شيطان رهايي بخشد . اين گره تنها با تدبر و تفكر در قرآن ، آنهم بدون رعايت هيچگونه چارچوب و گرايش فرقه اي ميسر مي شود و متأسفانه تعدادافرادي كه تا كنون موفق به باز كردن اين گره شده اند بسيار اندك و قليل بوده اند.
اين گره چيست و چگونه باز مي شود؟
خوب دقت كنيد شايد شما هم در بند آن باشيد!
اين همه خداوند در كلام شريفش دارد به رسول و ايمان آورندگان امر به تبعيت از قرآن مي كند :
[6:106] از آنچه كه از جانب پروردگارت بر تو وحي شده است، پيروي كن. جز او خدايي نيست و به مشركان اعتنا نكن.
[7:203] اگر آيه اي برايشان نياوري گويند چرا آيه اي فراهم نديده اي بگو: "من فقط از آنچه كه پروردگارم به من وحى كرده است، پيروى مى كنم." اينها پند روشنگرى است از جانب پروردگارتان و هدايت و رحمتى است براى مردمى كه ايمان دارند.
[10:15] هنگامي كه آيات ما براي آنها خوانده مي شود، آنان كه انتظار ملاقات ما را ندارند، مي گويند: "قرآني غير از اين بياور، يا آن را تغيير بده!" بگو: "امكان ندارد بتوانم آن را از جانب خود تغيير دهم. من فقط از آنچه كه بر من وحي شده است، پيروي مي كنم. اگر من از پروردگارم نافرماني كنم، از مجازات روزي هيبت انگيز مي ترسم."
[10:109] از آنچه بر تو وحي شده است، پيروي كن و صبور باش تا خدا حكمش را صادر كند؛ او بهترين داور است.
با وجود اين همه آيات چرا مردم فقط از قرآن پيروي نمي كنند؟
چرا اغلب مردم از تصور خداي وحده گريزانند؟
براي اينكه تصور مي كنند خداوند علاوه بر قرآن مبين ، قرآني مخفي نيز به محمد وحي كرده است.
براي اينكه محمد را نيز در تعيين شريعت الهي كاره اي مي دانند
و
براي اينكه كلام محمد ، موسي ، عيسي و ديگران را چيزي جداي از كلام خدا نمي دانند
گره كور همين است و در طول تاريخ دين و دينداري همين بوده است.
همه آن امتها و رهبراني كه در مقابل پيامبران جبهه مي گرفته اند از دينداران و مذهبيون بوده اند و همگي به الله به عنوان يگانه خالق آسمانها و زمين اعتقاد داشته اند. اما وقتي پيامبرانشان ايشان را به پيروي از كتاب آسماني و تعبد خداي وحده دعوت مي كردند براي عدم اطاعت او و پيروي از آباء اولينشان هيچ دليلي نداشتند جز اينكه بگويند :
اينها فرشتگان خداوند و دختران او هستند ، مگر ممكن است فرشتگان چيزي خلاف امر پروردگارشان حكم كنند؟ اينها پيامبران الهي هستند و پسران او ، مگر ممكن است يك پيامبر چيزي خلاف پروردگارش حكم كند؟ اينها مقربين درگاه الهي هستند و آل او ، مگر ممكن است آل الله بر خلاف خواسته خداوند سخن بگويند؟
خلاصه اينكه شيطان از عباد الله براي خداوند دختر و پسر و آل مي سازد و آنها را براي او جزء مي گيرد و بعد كاري را كه نبايد بشود عملي مي سازد. او با اين حربه نا جوانمردانه از عقبه حمله مي كند و كلام خود را به افراد مذكور نسبت مي دهد و موجه مي سازد و بدينسان بين خلق الله تفرقه ايجاد مي كند و فرقه فرقه شان مي سازد. بنا براين طبيعي است كه شما نيز كلام خدا را پشت گوش بيندازيد و اين همه آيات بديهي و واضح را تكفير و تكذيب نماييد!
اين تسليم بي ارزش و بي مقدار چه مي گويد ؟ دارد چه كساني را به تبعيت كتاب الهي دعوت مي كند ؟ هي تكرار و تكرار و تكرار!
چرا او ديگر بس نمي كند؟!
چرا خفه نمي شود؟
چرا گورش را گم نمي كند؟
مگر ما تبعيت از كتاب الهي را تكفير كرده ايم؟ كدام مسلمان است كه از قرآن پيروي نكند و آن را بزرگترين كتاب نداند؟!
اگر ما حرف و حديث پيامبر را تبعيت مي كنيم چيزي جز كلام خدا نيست !
محمد زبان گوياي خدا و مكمل قرآن است . هرچه گفته وحي الهي است ، محمد هرگز سخني از روي هوي و هوس نرانده است. او رحمة للعالمين است ، او يك پيامبر الهي است ، مگر ممكن است يك پيامبر چيزي خلاف پروردگارش حكم كند؟
و اينگونه مي شود كه در مقابل يك قرآن چند صد صفحه اي صدها جلد قرآن خلق مي شود كه همگي به صورت مخفي و غير مبين در اختيار رسولان الهي : دختران ، پسران و آل و اجزاء او قرار گرفته اند و اطاعت و تبعيت از آنها كم از تعبد قرآن نيست.
حال تو اي تسليم بي ارزش و كافر !
آيا به ما مي گويي خداي وحده(= قرآن) را تبعيت كنيم و آنچه را پيامبر عزيزمان و ديگر مقدسين گفته اند و نسل اندر نسل و سينه به سينه حفظ شده تا به ما رسيده است رها كنيم؟
شباهت !
اجئتنا لنعبد الله وحده ونذر ما كان يعبد ءاباؤنا
مي گويي فقط خدا(=قرآن) را مطلقاً فرمانبرداري كنيم و آنچه را گذشتگان تبعيت و تعبد مي كرده اند فراموش نماييم
يعني محمد هيچ چيزي از خود نداشت كه بگويد؟
توهين تا چه حد؟ تو مقام اين موجود عزيز را كه تا قاب قوسين به خدا نزديك شد به اندازه يك پستچي پايين مي آوري و مي گويي كه او جز ابلاغ پيام پروردگار اختياري ديگر نداشت و خداوند هيچ وظيفه اي بر عهده اش ننهاده بود؟
آري و اين ادعاي تسليم بي مقدار نيست ، اين كلام خداست كه با صراحت و وضوح هرچه تمامتر در كتابش ثبت و ضبط گرديده است:
[5:99] ما على الرسول الا البلغ والله يعلم ما تبدون وما تكتمون
آيا اطاعت از خدا و اطاعت از رسول دو چيز است؟ آيا آنگونه كه شما مي گوييد ؛ اطاعت از خدا يعني اطاعت از قرآن چند صد صفحه اي و اطاعت از رسول يعني اطاعت از يك كتابخانه حرف و سخن ضد و نقيض؟
اطاعت از رسول يعني اطاعت از خدا چرا نمي فهميد؟
چرا اين حرف واضح قرآن را نمي خواهيد بشنويد؟
مگر گوشهايتان نمي شنود كه قرآن چه مي گويد ؟ نمي شنويد ؟ نمي بينيد؟ حتي آيه زير را؟
[24:54] قل اطيعوا الله واطيعوا الرسول فان تولوا فانما عليه ما حمل وعليكم ما حملتم وان تطيعوه تهتدوا وما على الرسول الا البلغ المبين
[24:54] بگو: "از خدا اطاعت كنيد و از رسول اطاعت كنيد." اگر خودداري كنند، پس او مسئول تعهدات خويش است و شما مسئول تعهدات خود. اگر شما از او اطاعت كنيد، هدايت خواهيد شد. تنها وظيفه رسول رساندن (پيام) است.
پس رسول الله جز ابلاغ پيام الله هيچ وظيفه ديگري بر عهده نداشته است.
پيام خدا چيست؟
يك كتاب مبين
يك قرآن مبين
يك بلاغ مبين
http://tbn0.google.com/images?q=tbn:-YZsaZTBRAhGJM:http://www.moveed.com/data/media/3/04.JPG
آهاي آهاي آهاي آهاي انسانها!
وظيفه رسول بلاغ مبين است كه در قالب يك كتاب مبين جمع آوري شده و همگان در باره اش متفق القول هستند. رسول وظيفه داشته كه پيام خدا را به طور علني به اطلاع همگان برساند و آن را ثبت و ضبط نمايد.
صحبتهاي زندگي خصوصي و كوچه بازار محمد ربطي به دين ندارند تازه آنهم اگر واقعاً به محمد تعلق داشته باشند.
اي كساني كه محمد را گنجينه علم پروردگار تصور مي كنيد و مي انگاريد از همان ابتدا همه چيز در باره قرآن به محمد گفته شده و او به عنوان يك معلم به انسانها معرفي گرديده است ، مدركتان كو ؟ هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين!
به محمد نيز مانند همه انسانها امر شده بود كه مرتب قرآن را بخواند و در آن تفكر نمايد ، او از ديگران تافته اي جدا بافته نبود كه به مكتب نرود و خط ننويسد و قرآن نخوانده معلم همگان شود. او از نيمه شب ( اندكي كمتر يا بيشتر) بر مي خاست و قرآن مي خواند ، براي چه؟ مگر نه اينكه از همان ابتدا زير و بم قرآن به او آموزش داده شده بود ؟! پس اين رنج بيهوده براي چه بود؟
آيا خدا مي خواست محمد بيشتر قرآن بخواند تا آنچه را او از قلم انداخته بود و فراموش كرده بود به رسولش آموزش دهد خود آن را ياد بگيرد؟ پس به كجا مي رويد؟ بياييد همگي به قرآن اعتصام كنيم و مرتب آن را بخوانيم تا اينگونه متفرق و فرقه فرقه نشويم.:smile07:
( واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا )
------------------------------------------------------
از تسلیم عزیز .
puyan
Friday 4 May 2007, 09:48AM
يكي از دلايل بسيار مهمي كه باعث پيشرفت روز افزون علوم طبيعي شده اين است كه در اين قلمرو اشخاص اصل نيستند و زياد به آنها پرداخته نمي شود و به همين دليل مناقشات، مجادلات و تنشهاكمرنگ مي شوند و اگر هم بوجود بيايند پايدار نبوده و ديري نمي گذرد كه محو مي شوند. آنچه در اينجا اهميت دارد معادلات و آثار هستند نه اشخاص . نظريات كاملاً موردبررسي و آناليز قرار مي گيرند و هيچ نظريه اي به صرف اينكه پردازنده اش گاليله ،نيوتن ، انيشتين و غيره باشند مورد پذيرش قرار نمي گيرد چرا كه همه اينها خودموجوداتي فيزيكي هستند و براي هر موجود فيزيكي همواره امكان اشتباه و خطا وجوددارد.
هيچكس به ياد ندارد كه فرضاً پيروان مكتب فلان دانشمند دسته و گروهتشكيل دهند و براي به كرسي نشاندن حرف خود خون يكديگر را بريزند چرا كه در اينجااين آثار هستند كه اصل قرار مي گيرند نه اشخاص.
اما متأسفانه در قلمرو مذهب وضعبگونه ديگري است و در اينجا اصالت با اشخاص است نه آثار و نظريات.
به همين دليلتاريخ مذهب با جنگ ، خونريزي و اختلاف تنيده شده و همواره مهمترين عامل عقب افتادگيملتها و بهره كشي از انسانها بوده است.
بدون شك علت اصلي ارسال پيامبران ،مبارزه با مذاهب و حل اختلافات ميان آنها بوده و هر پيامبري كه آمده اثري از خداوندرا با خود به همراه آورده تا انسانها در آن انديشه كنند و راه را از چاه تشخيصدهند. اما متأسفانه همان اثر بزودي مورد تحريف قرار گرفته و بر ويرانه هايآن تعداد زيادي مذهب و فرقه بنيان نهاده شده است. مذاهبي كه هريك خود را از ديگريبرتر مي دانند و فرمانروايي بر سرزمين مقدس را حق مسلم خود مي انگارند
دستهايپنهاني در كار است كه انسانها را به خودشان مشغول كرده و هيچگاه به آنها اجازهانيشيدن در آثار الهي را نداده است. تا جايي كه آنقدر از خود بيرون مي آورند و بهدور خود مي تنند تا خود را خفه كنند
اينكه اول مرغ بوجود آمده يا تخم مرغ چهسودي به حال دين و دنياي ما دارد؟
عرق شتر نجاست خوار و احكام ورود و خروج ازمستراح در جايگاه كدامين ستون دين نشسته اند؟
تا كي مي خواهيم خود را در بنداين زنجيرها محبوس نماييم؟
آيا وقت آن فرا نرسيده تا بافته هاي ذهن اينو آن دور ريخته و كلام پروردگار را مستقيماً از زبان خودش بشنويم؟
بياييد تا با تفكر و تعقل در قرآن ، بااتخاذ يك سيستم تك خدايي هر آنچه را نام مذهب و فرقه به خود گرفته فراموش كنيم و بهنبرد الهه ها خاتمه دهيم.
سلام
جناب hady
در این مطالبی که نوشتید شاید میخواستید چیزی بگویید اما در واقع آسمان را به ریسمان دوختید .
بعضی از احکام را ذکر کرده و آنها را مسخره کردید . شاید این امر برایتان لذت بخش باشد اما نزد مسلمانان همه احکام خداوند محترم هستند .
اگر در اینکه بعضی از آنها حکم خدا هستند شک دارید حتما آنقدر آگاهی دارید که بتوانید عالمانه و مستدل و با توجه به مبانی علمی درباره آنها بحث فقهی کنید ؛ پس لطفا ادله خود را ارائه دهید .
و اگر کودکانه تصور کرده اید که قرار است جزئی ترین احکام دین جای ستون دین بنشیند عرض میکنم اشتباه کرده اید . و اگر کسی را که چنین تصور کودکانه ای دارد میشناسید به ما معرفی کنید .
و اگر با تفرق و تحزب در دین مخالفید پس بدانید پیروان قرآن و عترت با پیروی از فرامین خدا و رسول ( اطیعوا الله و اطیعوا الرسول ) اسلام را آنگونه که خداوند و رسولش امر فرموده دریافت و حفظ نموده اند .
متشکرم
puyan
Friday 4 May 2007, 09:49AM
اثبات؟
سلام
جناب یک تسلیم شده
حتما تازه وارد و غریبید !
آنچه من گفتم ادعا نبود تا بخواهم اثبات کنم بلکه نتیجه واضح بحث مفصل با جناب zxcv و یاوران ایشان و تسلیم شدگان ایشان طی مدت طولانی گذشته بود .
کاربران باشگاه شاهد مباحثات طولانی ما بوده اند .
متشکرم
puyan
Friday 4 May 2007, 10:01AM
سلام
جناب zxcv
هنوز بعد از گذشت دو سال نتوانسته است برای ابتدائی ترین عقاید فرقه خود دلیل و سند معتبری از قران ارائه دهد
ظاهرا آیات متعددی که مطرح شد در قرآن شما موجود نیست و آنها را به عنوان آیه قرآن قبول ندارید پس لطفا یک نسخه از قرآنتان را بدهید تا ببینیم چه آیاتی در آن هست که شما را خوش آید !
رگ حیات مذاهب در تکیه به سنت دروغ نهفته شده است و بهانه اصلی آنها برای تشدید اختلافات مذهبی در درگیرها و بگو و مگوهای تاریخی می باشد
من که بدون اغراق ده ها صفحه با شما بحث کردم و جز آیه قرآن ننوشتم و همه دلایلم برخاسته از متن قرآن بود و براهین شما را با تکیه بر آیات قرآن ابطال نمودم و نشان دادم در عقایدتان حتی پایبندی به قرآن هم وجود ندارد ؛ حال بفرمایید رگ حیات شما چیست ؟
او به ما تهمت می زند آن هم از نوع حکومتی آن !
بد نیست بگویید از چه چیزی غصه دار شدید و کدام بخش از نوشته من به شما بر خورده است ؟
اگر جمعیت رفقا در آمریکا بیشتر است و آنجا برایشان مرکزیت دارد ما که مقصر نیستیم . اتفاقا بسیاری از صنایع هم مرکزشان آنجاست . حتی سازمان ملل هم مرکزش آنهاست ...
شما که اینقدر دل نازک نبودید !
درباره اصطلاح تهمت حکومتی هم کمی توضیح دهید تا بدانیم موضوع چیست ؟
بله ، آنها کسانی هستند که از صهیونیست جنایتکار پول می گیرند و برای آل سعود مطلب می نویسد آن هم خروار خروار و فرقه ای که زد ایکس تابع آن می باشد در سرزمین شیطان بزرگ امریکا زندگی می کند ! در واقع او همان لولوی بچگی هایمان است که در اینترنت ظاهر شده پس باید از او ترسید و از مقالاتش دور شد !
اما درباره لولو :
تا به حال نامی معنی دار نداشتید و خود را 4حرف گوشه کیبورد معرفی میکردید اما ظاهرا نام خود را از 4 حرف اجنبی zxcv برداشته اید و بر 4 حرف فارسی ل و ل و گذاشته اید : لولو ؛ به خاطر میسپاریم . مبارک است . اما شما با این قیافه لولویی هنوز ترسی ندارید . بگویید که از چه چیز شما باید ترسید ؟
چرا ریش و قیچی آخرتت را به دست مشتی انسان خشک و متعصب مذهبی می دهی که نه تنها خود به سمت ضالین می روند بلکه سعی می کنند دیگران هم در این گمراهی شریک خود کنند ؟
و بله ، ما از آنجا که نمیخواهیم : ریش و قیچی آخرتمان را به دست مشتی انسان خشک و متعصب آنهم از نوع غیر مذهبی آن که نه تنها خود به سمت ضالین می روند بلکه سعی می کنند دیگران هم در این گمراهی شریک خود کنند بسپاریم ، با شما مخالفت کرده و دلایل ضد قرآنیتان را با ادله محکم قرآنی باطل نمودیم و غیر قرآنی بودن و بلکه ضد قرآنی بودن موضع شما را آشکار و عریان کردیم .
ولی بجای آنکه با ایشان بحث کنند تا بفهمند که چه کسی حقیقت را می گوید و چرا بدینگونه جامعه ایرانی در حال تغییر ناگهانی در عقاید خود می باشد سریعا دست به عمل می شوند و تهمتی آن چنانی به او می چسبانند و نام او را عامل خود فروخته اجنبی و حتی مرتد می گذارند و اعدام و زندان را سزاوار او می کنند نمونه های بسیاری از این حیله های مخالف آزادی بیان و عقیده در این مملکت وجود دارد ولی آیا در واقع تمامی حقیقت این است ؟ آیا همه آن کسانی که دریافته اند عقاید اباو اجدادیشان با کلام خداوند سازگاری ندارد مزدور اجنبی هستند ؟
توهماتی مانند نوکر اسرائیل ، امریکا و آل سعود را بگذاریم برای حکومتی ها تا بدینوسیله بتوانند هر صدای مخالفی را که بخواهند در تله دسیسه بازی های خود بیاندازند ولی ما نباید هر کسی را که مخالف عقاید و باورهای ما بود را سریعا دشمن خود بدانیم
یک مثلی در فارسی هست که میگوید : تا چوب را بلند میکنی گربه دزده فرار میکنه !
حال ماجرای ما و جناب zxcv ( بخوانید : لولو ) همین است .
من یک فرقه و محل پر جمعیت آنها و عقاید آنها را اعلام کردم اما ظاهرا آنچه گفتم دقیقا با جناب zxcv ( بخوانید لولو ) منطبق است که اینطور دست پاچه شده و دست و پای خود را جمع کرده اند و به در و دیوار میزنند .
اتفاقا جناب zxcv ! ما را به یاد صهیونیستهای فرنگ انداختید که تا سخن از جنایات و یا انحرافات آنها میشود داد و بیداد میکنند : یهود آزاری ! یهود آزاری !
بهر حال ماجرای جالبی از آب درآمد .
در آخر هم عرض میکنم ما همچنان منتظر ارائه ادله قرآنی جهت اثبات ادعاهایی که نام آن را " آموخته های قرآنی خود " نهاده اید و نیز پاسخ به " ابطال عقاید ضد قرآنیتان " هستیم .
مجددا نوشته قبلی خود را جهت مطالعه دوستان درج میکنم :
" نوشته ها ی جناب zxcv ( و یا کپی ها ) را همه ما میشناسیم .
قصه هایی که در میان مخالفان قرآن و عترت مشابه دارد اما از اعتبار علمی و قوت برهان خالیست .
گروهی هست به نام " تنها قرآن " یا " quran alone " که برای خودشان جمعی دارند و گویا در آمریکا جمعیت بیشتری دارند و مانند جناب zxcv فقط حرف از قرآن میزنند و ضعف استدلالهای آنها و ناتوانیشان در پاسخ به سوالهای ساده مسلمانان سابقه دار است و آنها با بی اعتنایی به ادله قرآنی و نیز روایی مسلمانان با تکرار سخنان خود از نشر آنها لذت میبرند .
به نظر میرسد مباحثات من و سایر کاربران باشگاه با جناب zxcv ( که در تاپیکهای مختلف انجام شده و کاربران سابقه آنها را دارند ) نمونه خوبی برای آشنایی با این گروه است . "
متشکرم
مسیح
Friday 4 May 2007, 10:22AM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
( تروریستها )
تروریست با ملیت های عربی که قصد داشتند هواپیمای خطوط هوایی لوفت هانزا به مقصد تهران را منفجر کنند ، توسط مامورین امنیتی فرودگاه فرانکفورت آلمان دستگیر شدند.
..............................
دبیرکل سازمان ملل متحد، انفجار بمب در یک دستگاه خودرو در زاهدان را یک تجاوز تروریستی توصیف و به شدت محکوم کرد
.............................
رئیس جمهوری آمریکا امروز به مردم کشورش اطمینان داد که دولتش بدون درنگ تروریستهای مظنون را برای جلوگیری از یک حمله جدید دستگیر خواهد کرد.
.............................
نتايج تحقيقات اداره پليس اروپا "يوروپل" نشان ميدهد كه در سال گذشته ميلادي حدود ۵۰۰عمليات تروريستي در كشورهاي عضو اتحاديه اروپا به وقوع پيوست.
............................
شورای امنیت سازمان ملل متحد ترورهای الجزایر را به شدت محکوم کرد .
http://www.dw-world.de/image/0,,2120899_1,00.jpg
یک مجوز جعلی برای عملیات تروریستی ؛ صعبةبن جثامه ميگويد نبي اکرم (صل الله عليه وسلم) در محل ابواء يا ودان نزد من امد از ان حضرت درباره مشرکين که بر انان شبيخون زده ميشود و زنان و فرزندانشان نيز کشته ميشوند پرسيدند رسول الله (صل الله عليه وسلم) فرمود زنان و کودکانشان نيز جزو انان هستند.
با استفاده از اين احاديث آنها ثابت می کنند که کشتن زنان و کودکان مشرکين در حملات مجاهدين اشکالي ندارد ! توجه کنید ؛ شيطان به همين راحتي خدايان را به سخن در مي آورد و آنهايي را كه قلاده بندگيش را به گردن آويخته اند به جان يكديگر مي اندازد و به ريشهاي طويلشان مي خندد. در حقیقت رسول الله همچین دستوری را هیچگاه نداده است ، بلکه شیطان است که با سوء استفاده از نام پیامبر سعی می کند انسانها را به تعبد خویش وادار نماید و الا محمد ، رحمت للعالمین بود و نه مشوق کسانی که دستشان به خون بی گناهان آغشته است .
آنها فریب خورده اند ! با شماهستم ، با شما كه نام فرق خود را شيعه و سني و وهابي نهاده ايد ، نبرد شما ، نبرد بين حق و باطل نيست ، نبرد بين كفر و ايمان نيست ، نبرد شما نبرد بين كفر و كفر و نبرد خدايان است ، كه معركه گردان آن كسي جز شيطان نيست. سرتان را با آمريكا و انگليس گرم نكنند! شياطين بزرگ در آستين خودمان هستند. شيطان دارد حرفهاي خود را از زبان همين مفتي هاي و منبريها و ملاعمرها و بن لادنها مي زند.
او خطاب به بندگان و عمله خود مي گويد :
اي بنده راستين من ، به اين موجودات زبان بسته اي كه گرد منبرت جمع شده اند بگو:
مَنْ زارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِعليه السلام بِشَطِّ الْفُراتِ، كانَ كَمَنْ زارَاللّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ.
هر مؤ منى كه قبر امام حسين عليه السلام را كنار شطّ فرات در كربلا زيارت كند همانند كسى است كه خداوند متعال را بر فراز عرش زيارت كرده باشد.
موضع قبرالحسين عليه السلام ترعة من ترع الجنة.
جايگاه قبر امام حسين عليه السلام درى از درهاى بهشت است.
لو يعلم الناس ما فى زيارة قبرالحسين عليه السلام من الفضل، لماتوا شوقاً.
اگر مردم مىدانستند كه چه فضيلتى در زيارت مرقد امام حسين عليه السلام است از شوق زيارت مىمردند.
و بعد لب برگوش آن يكي از بندگان خود مي گذارد و به آنهایی که نام خود را تروریست مجاهد گذاشته اند ، مي گويد:
اي غلام حلقه به گوش من ، با شعارهاي فريبنده ، به اين موجودات نفهم بگو :
هركس يكي از زائران قبر حسين را بكشد ، يك وجب از بهشت را براي خود خريده و هركس دوتا را بكشد دو وجب از بهشت را خريده است و هركس سه تا را بكشد ، سه و جب از بهشت را خريده است .... و هركس نودو نه نفر را بكشد ، نود و نه وجب از بهشت را خريده است ... !
ارباب جان ! اگر در اين راه بميرند چه؟
بگو هيچ نترسيد ، چون در زير ساق عرش كه مشرف به بهشت فوقانيست سفره اي برايتان پهن كرده اند و مطمئن باشيد بلافاصله بعد از مرگ ، ناهار ميهمان حضرت محمد هستيد و سبزي پلو با ماهي نوش جان خواهيد كرد.
پدر و مادرم به فدايت ، اگر در اين بين زنان و كودكان نيز كشته شدند چه ؟
هيچ گناهي بر شما نيست چون داريد حكم رسو ل الله را اجرا مي كنيد برای آنکه محمد ، تروریستها را گرامی می داشت !
صعبةبن جثامه ميگويد .........
تا كي مي خواهيد سر در لاك حماقت و جهالت خود فروكنيد و به دین خدا و رسولش دروغ بچسبانید ؟
تا كي مي خواهيد بنده شيطان باشيد؟ در يكي از نقاشيها ، بمبي را كه در واقع معرف قرآن بود در قسمت عمامه تصوير قرار داده بودند تا نشان دهند قرآني كه به زعم آنها از مغز محمد بيرون آمده است مانند بمب عمل مي كند.
آيا اين ايده بر گرفته از اعمال افرادي كه به اسم اسلام هواپيماهاي پر از مسافر را به ساختمانهاي مملو از جمعيت مي كوبند نيست؟ آيا اگر كسي تصاوير كودكان دوساله را كه براي عزا داري حسين سرشان را شكافته اند ، به نمايش بگذارد به قرآن توهين كرده است. اعمالي كه ما داريم به تبع علماي اسلام و يا بهتر بگويم فراعنه و نمرودهاي متكبر زمان خودمان انجام مي دهيم همه و همه توهين به قرآن و تمسخر اسلام هستند و لا غير.
شما هر دو گروه كه سر در يك توبره كرده ايد و آبشخورتان نيز يكيست ، پس چرا به يكديگر حمله می کنید ؟ شما كه بر سفره شيطان نشسته ايد و داريد دست بخت زهرآگين او را نوش جان مي كنيد ديگر چرا خونتان را به گردن ديگران مي اندازيد؟ هرچه سريعتر به نبرد خدايان خاتمه دهيد و به خداي اصلي پناهنده شويد و به جاي اين مذاهب ساخته دست شيطان ، دين قيم را براي خود برگزينيد.
مي دانيد دين قيم چيست؟
ما تعبدون من دونه الا اسماء سميتموها انتم وءاباؤكم ما انزل الله بها من سلطن ان الحكم الا لله امر الا تعبدوا الا اياه ذلك الدين القيم ولكن اكثر الناس لا يعلمون
شما داريد از اسمائي پيروي مي كنيد كه خودتان و پدرانتان آنها را نام گذاري كرده ايد. خدا هيچ دليلی برای آن نازل نكرده. حكم فقط متعلق به خداست، امر كرده كه فقط او را بندگی كنيد (بنده و مطيع محض و بی چون و چرای دستورهای هيچكس غير از او نباشيد) دين درست ، چنين دينی است ولی بيشتر مردم اين را نميدانند.
000000000000000000000000000000000000000000
در امتداد سرگذشت مردم ، بعد از مرگ پیامبران .
بسیار زیباست
در راه حق استوار باشید که دشمنان حق( شیعه ) بسیار زیادند
puyan
Friday 4 May 2007, 01:24PM
بسیار زیباست
در راه حق استوار باشید که دشمنان حق( شیعه ) بسیار زیادند
سلام
جناب مسیح
از آنجا که هیچ ماست بندی نمیگوید ماست من ترش است ، میدانیم که ماست شما هم شیرین است .
اما اگر دین پژوهی شما کمی تحریک شد به صفحات متعدد بحث با جناب zxcv سری بزنید تا دشمنی و مخالفت صریح و بی پرده ایشان را با آیات بر حق قرآن به وضوح مشاهده کنید .
متشکرم
SAFA
Friday 4 May 2007, 08:41PM
جناب پويان ... سلام خدا قوت
تكليف كاربران قديمي با zxcv معلوم است ... اما براي اينكه اين كاربر جديد " مسيح " را بهتر بشناسيم مروري بر نوشته هايش عبارت دريوزگي اديان را در ذهن منقش مي كند . جايي خود را مسيحي مي داند جايي اظهار تشيع مي كند جايي با تشيع دشمني مي كند ... به هر حال پيوند بي ربطي هم نيست ... چون هر دو در تزور يد مشتركي دارند ... هميشه منتظر نوشته هاي مفيد و مستدل شما هستم
يا علي مدد
hady
Saturday 5 May 2007, 01:37AM
من که بدون اغراق ده ها صفحه با شما بحث کردم و جز آیه قرآن ننوشتم و همه دلایلم برخاسته از متن قرآن بود و براهین شما را با تکیه بر آیات قرآن ابطال نمودم و نشان دادم در عقایدتان حتی پایبندی به قرآن هم وجود ندارد ؛ حال بفرمایید رگ حیات شما چیست ؟
پس از شما خواهش می کنم فقط یک آیه، فقط یک آیه در مورد استعانت از مردگان برای بنده بیاورید.
اگر در اینکه بعضی از آنها حکم خدا هستند شک دارید
حکم خدا!!!!! حتما دارید شوخی می کنید؟ چون هر چی قرآنو گشتم این احکامی که شما می گید رو پیدا نکردم. اگر میشه بگید کجای قرآنن.
و اگر کودکانه تصور کرده اید که قرار است جزئی ترین احکام دین جای ستون دین بنشیند عرض میکنم اشتباه کرده اید .
لطفا این حرفارو به خدا بگید که چرا برای بعضی از همین احکام خیلی جزئی ، اون همه ایه اوُرده و وقت گرانبهای من و شما را تلف کرده.
إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(173/البقره)
درواقع هيچ چيز براي شما حرام نشده بجز مرده و خون و گوشت خوکها و حيواناتي را که به غير از خدا هديه شوند. اگر شخصي مجبور شود، بدون اين که از روي بد خواهي و ستمگري باشد، هيچ گناهي مرتکب نشده است. خدا غفور است، مهربان.
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبْعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلاَمِ ذلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلاَمَ دِيناً فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(3/المائِدَه)
حرام شده است براي شما حيواناتي که خود بميرند، خون، گوشت خوک و حيواناتي که به غير از خدا اهدا شوند، خفه شده باشند، گرفتار مرض شده باشند از بلندي پرت شده باشند، شاخ خورده باشند، مورد حمله ي حيواني وحشي قرار گرفته باشند، مگر اين که زنده باشند و آنرا ذبح کنيد. و حيواناتي که در زيارتگاه بتها قرباني شده باشند. همچنين حرام شده است قسمت کردن گوشت با مسابقه تيراندازي؛ همه ي اينها گناهي است بر شما. امروز کسانيکه کافر شدند دين شما را رد کردند، پس، از آنها نترسيد و در عوض از من بترسيد. امروز، من دين شما را کامل کردهام، نعمت خود را بر شما تمام کردهام و تسليم را بعنوان دين براي شما تعيين کردهام. اگر کسي بخاطر گرسنگي در مخمصه افتاد، بدون اين که قصد گناهي داشته باشد، پس، خدا عفو کننده است، مهربان.
قُل لَا أَجِدُ فِي مَاأُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(145/الاَنعام)
بگو، «در وحيهايي که به من داده شده است، هيچ چيزي را که خوردن آن بر کسي حرام شده باشد، پيدا نميکنم، بجز مردار، خون جاري و گوشت خوک، زيرا مسلما آلوده است يا آن فسقي را که به غير از خدا هديه شده باشد.» اگر شخصي مجبور شد، بدون اين که از روي قصد و ستم باشد، پس، پروردگارت عفو کننده است، مهربان.
إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(115/النحل)
مسلما، او فقط حيوانات مرده و خون و گوشت خوک و آنچه را که به غير از خدا اهدا شود براي شما حرام کرده است. اگرچه، اگر کسي مجبور شد، بدون اين که از قصد يا بدخواهي باشد، پس، خدا عفوکننده است، مهربان.
بهتر نبود خدا بجای اینهمه تاکید بر روی این مسائل جزئی(البته به عقیده شما)، در مورد استعانت از مردگان چند تا آیه می اوُرد تا برای امثالی مثل بنده جای هیچگونه عضری نباشه!!!!!!!!!
یک تسلیم شده
Saturday 5 May 2007, 06:57AM
آنچه من گفتم ادعا نبود تا بخواهم اثبات کنم بلکه نتیجه واضح بحث مفصل با جناب zxcv و یاوران ایشان و تسلیم شدگان ایشان طی مدت طولانی گذشته بود .
کاربران باشگاه شاهد مباحثات طولانی ما بوده اند .
متشکرم
اگر نیاز به اثبات نیست نیاز به بیان هم نبود.
هر کسی هم یک نتیجه ای از بحث میگیره.
لطفا از این به بعد اگر خواستید نتیجه ی یک یا چند بحث را بنویسید، در زیر آن بحث یا بحث ها با ذکر"نظر من این است" بنویسید.
آن گروه فقط قرآن که گفتید هم کاربران باشگاه شاهد بحث های طولانیشان بوده اند؟!
zxcv
Sunday 6 May 2007, 02:05AM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ(2/الزمر)
ما اين کتاب را بر تو به حقيقت نازل کردیم ؛ خدا را پرستش کن، دين خود را مخلصانه به تنها او اختصاص بده.
اون هم يک انسان معموليه و خطا مي كنه. يكي از خطاهاش هم اینه كه علي رغم اون همه تلاشش براي ارجاع مردم به اعتصام به قرآن با دست خودش کاری می کنه که زمینه تحریف قران رو برای دشمنان اسلام مهیا کنه ، اون توجه نمی کنه که با وجود این همه تاکید قران به محفوظ بودنش از تحریف باز هم می یات و آیات قران را فدای استدلال 19 خودش می کنه .
مدعیه که منظور از کتاب محفوظ شده همونی که نزد خداست و نه اینکه بر محمد نازل شده !! عزیز من چرا دقت نمی کنی ؟ اگر قرار بر این بود که کتاب محفوظ شده نزد خداوند می موند چرا کلمه ( انزلنا )در آیه آورده شده ؟! اصلا مگر اون کتابی که نزد خداونده ، تحریف می شه ؟
إِنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِ