البرز
Friday 6 April 2007, 11:28AM
بسم الله الرحمن الرحيم
موضوع : آيا تمامي صحابه پيامبر اكرم از عدالت برخوردار بودهاند ؟
مناقشه امر عدالت صحابه رسول اكرم (ص) ، بخشي از اختلاف اساسي بين بينشهاي دو شاخه اصلي مذاهب اسلام يعني شيعيان آل بيت رسول خدا (ص) و ديگر اهل سنت و جماعت پيروان مكتب خلافت به حساب ميآيد . بنحوي كه ( اهل سنت ) در طول جريان تشكل خود مساله عدالت صحابه را به همان نحو قلمداد كرد كه شيعيان عصمت را در مورد ائمه آل بيت رسول خدا (ص) قائل هستند .
شايد گفته شود عدالت و عصمت يكسان نيست . اما آنچه در عمل مشهود ميگردد ، ميراث عقايدي سني آنچه را كه درباره عدالت اصحاب ميگويد تفاوتي با مفهوم عصمت نداشته ، احيانا هم فراتر رفته است .
در ميراث اهل سنت ، عدالت و عصمت شخص رسول خدا هم گاهي در معرض جرح و تعديل قرار گرفته ، اما در مورد مهره هاي اصلي خلافت همچون عمر بن الخطاب ، و عثمان بن عفان و أبوبكر ، مناقشه خطاها جزو محرمات به حساب مي آيد .
نگارههاي سني در پي تأويل ، تعديل و تصحيح كردارها و رفتارهاي ايشان برآمدهاند ، كمي هم فراتر ... در پي تصحيح عملكرد مسلمان شدگان فتح ... طلقاء ... و فرزندان طلقاء ... هم شتافتهاند . آنها معاويه و عمرو إبن العاص را جزو عادلان ميدانند ... وهابيان معاصر نيز به پيروي از خط فكري و ناصبي گري إبن تيميه بدنبال تصحيح و تعديل چهره خليفه فاسق اموي و قاتل فرزندان رسول خدا (ص) يزيد بن معاويه نيز برآمده اند . البته يزيد صحابي پيامبر نبوده است . اما عنوان « خليفه » در فكر اهل سنت خود عنواني مقدس است !! در بخشي از احاديث مجعول مكتب خلافت اين عنوان را يك امر الهي ياد كردهاند !!!
آنچه از سطور فوق بدست ميآيد ، مسلمانان در دو شاخه شيعي و سني ، سنت رسول اكرم (ص) را مراد و مقصود و هدف خويش دانستهاند ، اما اين هدف و مراد را با دو مسير جداگانه پيگيري شده است .
و هر دو جناح راه خود را قداست مطلق بخشيدهاند ...
مكتب تشيع آل محمّد (ص) ، به پيروي از حديث روشن و متواتر « ثقلين » و دهها روايت مستند رسول الله (ص) ، «عدالت» و « عصمت » و « تشيع بمعناي پيروي » را در سفينه نجات آل بيت محمّد (ص) دريافتهاند
و مكتب اهل سنت ، مكتب خلافت را ... و وارثان اين مكتب را از مرحله آغازينش ... – خلافت راشدين – تا خلافتهاي اموي و عباسي بسترهاي تشكل فكر اهل سنت با مشروعيت تمام ياد ميكنند .
اهل سنت بمنظور مشروعيت بخشي به پيروي از خلفا از ابزار جعل روايت و حديث بدور نماندند ... بموازات روايت و وصيت راهبردي مشهور « إني تارك فيكم الثقلين ما إن تمسكتم بهما لن تضلوا بعدي أبدا كتاب الله و عترتي أهل بيتي » ، روايتي ديگر ساخته ميشود كه « عليكم بسنتي و سنة الخلفاء الراشدين من بعدي عضوا عليها بالنواجذ » !!! اين روايت خلفاء راشدين را جايگزين أهل بيت پيامبر (ص) ميسازد . هر چند كه اين روايت با مشكلات بسيار متن و سند درگير است . ( عرباض إبن سارية ) ، تنها راوي اين حديث فردي از ميهمانان سفره معاويه در شام است ، بخاري وي را جزو راويان خود قرار نداده است ، اما طرفداران سنت اموي امروزه حديث وي را در سرلوحه ميراث فرهنگي و عقيدتي خويش قرار داده ... اين حديث تك محصولي عرباض را مشروعيت تمام بخشيدهاند .
تلاش در جهت مشروعيت بخشي به انحرافهاي بخشي از صحابه پس از اسلام دامنه بسياري از اصول و سنتها را فراگرفت كه منجمله به سنت صلوات بر رسول خدا (ص) ، اشاره ميرود . حديث متواتر كيفيت صلوات بر رسول خدا (ص) كه به شكل معروف و مستند " اللهم صل و سلم و بارك على محمّد و آلبيت محمّد " نيز دستخوش تحريف و اضافه ميگردد و واژگان صحابه نيز به آن اضافه ميشود ... چيزي كه در اعصار اوليه اسلام اثري از آن مشهود نيست.
ادامه دارد.
موضوع : آيا تمامي صحابه پيامبر اكرم از عدالت برخوردار بودهاند ؟
مناقشه امر عدالت صحابه رسول اكرم (ص) ، بخشي از اختلاف اساسي بين بينشهاي دو شاخه اصلي مذاهب اسلام يعني شيعيان آل بيت رسول خدا (ص) و ديگر اهل سنت و جماعت پيروان مكتب خلافت به حساب ميآيد . بنحوي كه ( اهل سنت ) در طول جريان تشكل خود مساله عدالت صحابه را به همان نحو قلمداد كرد كه شيعيان عصمت را در مورد ائمه آل بيت رسول خدا (ص) قائل هستند .
شايد گفته شود عدالت و عصمت يكسان نيست . اما آنچه در عمل مشهود ميگردد ، ميراث عقايدي سني آنچه را كه درباره عدالت اصحاب ميگويد تفاوتي با مفهوم عصمت نداشته ، احيانا هم فراتر رفته است .
در ميراث اهل سنت ، عدالت و عصمت شخص رسول خدا هم گاهي در معرض جرح و تعديل قرار گرفته ، اما در مورد مهره هاي اصلي خلافت همچون عمر بن الخطاب ، و عثمان بن عفان و أبوبكر ، مناقشه خطاها جزو محرمات به حساب مي آيد .
نگارههاي سني در پي تأويل ، تعديل و تصحيح كردارها و رفتارهاي ايشان برآمدهاند ، كمي هم فراتر ... در پي تصحيح عملكرد مسلمان شدگان فتح ... طلقاء ... و فرزندان طلقاء ... هم شتافتهاند . آنها معاويه و عمرو إبن العاص را جزو عادلان ميدانند ... وهابيان معاصر نيز به پيروي از خط فكري و ناصبي گري إبن تيميه بدنبال تصحيح و تعديل چهره خليفه فاسق اموي و قاتل فرزندان رسول خدا (ص) يزيد بن معاويه نيز برآمده اند . البته يزيد صحابي پيامبر نبوده است . اما عنوان « خليفه » در فكر اهل سنت خود عنواني مقدس است !! در بخشي از احاديث مجعول مكتب خلافت اين عنوان را يك امر الهي ياد كردهاند !!!
آنچه از سطور فوق بدست ميآيد ، مسلمانان در دو شاخه شيعي و سني ، سنت رسول اكرم (ص) را مراد و مقصود و هدف خويش دانستهاند ، اما اين هدف و مراد را با دو مسير جداگانه پيگيري شده است .
و هر دو جناح راه خود را قداست مطلق بخشيدهاند ...
مكتب تشيع آل محمّد (ص) ، به پيروي از حديث روشن و متواتر « ثقلين » و دهها روايت مستند رسول الله (ص) ، «عدالت» و « عصمت » و « تشيع بمعناي پيروي » را در سفينه نجات آل بيت محمّد (ص) دريافتهاند
و مكتب اهل سنت ، مكتب خلافت را ... و وارثان اين مكتب را از مرحله آغازينش ... – خلافت راشدين – تا خلافتهاي اموي و عباسي بسترهاي تشكل فكر اهل سنت با مشروعيت تمام ياد ميكنند .
اهل سنت بمنظور مشروعيت بخشي به پيروي از خلفا از ابزار جعل روايت و حديث بدور نماندند ... بموازات روايت و وصيت راهبردي مشهور « إني تارك فيكم الثقلين ما إن تمسكتم بهما لن تضلوا بعدي أبدا كتاب الله و عترتي أهل بيتي » ، روايتي ديگر ساخته ميشود كه « عليكم بسنتي و سنة الخلفاء الراشدين من بعدي عضوا عليها بالنواجذ » !!! اين روايت خلفاء راشدين را جايگزين أهل بيت پيامبر (ص) ميسازد . هر چند كه اين روايت با مشكلات بسيار متن و سند درگير است . ( عرباض إبن سارية ) ، تنها راوي اين حديث فردي از ميهمانان سفره معاويه در شام است ، بخاري وي را جزو راويان خود قرار نداده است ، اما طرفداران سنت اموي امروزه حديث وي را در سرلوحه ميراث فرهنگي و عقيدتي خويش قرار داده ... اين حديث تك محصولي عرباض را مشروعيت تمام بخشيدهاند .
تلاش در جهت مشروعيت بخشي به انحرافهاي بخشي از صحابه پس از اسلام دامنه بسياري از اصول و سنتها را فراگرفت كه منجمله به سنت صلوات بر رسول خدا (ص) ، اشاره ميرود . حديث متواتر كيفيت صلوات بر رسول خدا (ص) كه به شكل معروف و مستند " اللهم صل و سلم و بارك على محمّد و آلبيت محمّد " نيز دستخوش تحريف و اضافه ميگردد و واژگان صحابه نيز به آن اضافه ميشود ... چيزي كه در اعصار اوليه اسلام اثري از آن مشهود نيست.
ادامه دارد.